WEBVTT

00:04.450 --> 00:05.200
<i>چی گفتی؟</i>

00:05.780 --> 00:08.950
<i>با یه تَب 100 درجه سانتی‌گراد از خواب بیدار شدی؟</i>

00:08.950 --> 00:10.980
<i>خب حالا می‌گی من چی کار کنم؟</i>

00:10.980 --> 00:14.830
<i>وای پسر، یعنی می‌تونیم توی زمان مقرر شده پروژه رو به اتمام برسونیم؟</i>

00:15.570 --> 00:17.420
<i>احساس می‌کنی از کار کردن زیاد داری می‌میری؟</i>

00:17.420 --> 00:19.590
<i>!وقتی واقعاً مردی اون‌وقت بیا این چرت و پرت‌ها رو تحویلم بده</i>

00:20.590 --> 00:23.090
<i>!تا وقتی کارمون تموم نشده کسی حق نداره از اینجا بره</i>

00:23.510 --> 00:25.580
<i>!تِندو، این‌قدر سر کار چُرت نزن</i>

00:25.580 --> 00:27.090
<i>!حیف نون، همین الان بیدار شو</i>

00:27.930 --> 00:29.600
!خیلی ببخشید، رئیس

00:34.770 --> 00:35.980
ها، چی شد؟

00:39.980 --> 00:41.360
...ها، درسته، من

00:42.190 --> 00:45.150
.دیگه نیازی نیست سرکار حاضر بشم...

00:56.290 --> 00:59.170
!صبح‌ همگی بخیر

00:59.840 --> 01:02.050
!از امروز قراره بعد از سه سال اولین تعطیلات خودم رو بگذرونم

01:02.050 --> 01:04.970
!قراره حسابی و تا اون‌جایی که می‌شه خوش بگذرونم

01:08.760 --> 01:11.550
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

01:08.900 --> 02:30.000
ترجمان: نیما پناهی

01:08.900 --> 02:30.000
<b>Film2Media</b>

01:11.550 --> 01:14.300
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

01:14.300 --> 01:17.130
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

01:17.130 --> 01:19.810
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

01:22.020 --> 01:24.150
!از همون اول، این یک ناراحتی ممنوعه بود

01:24.150 --> 01:27.030
...تغیرشکل دادن یک زندگی معمولی بود...

01:27.030 --> 01:29.820
...روزی روزگای، روزگاری، روزگاری دور...

01:29.820 --> 01:32.870
...بشریت فقط می‌خورد، می‌خوابید، می‌رقصید، و می‌خندید...

01:32.870 --> 01:35.330
...این رنج بی‌پایان و فشارهای اجتماعی مردم رو محدود می‌کنه...

01:35.330 --> 01:37.870
...و به عنوان هنجار توی اخبار صبحگاهی به تصویر کشیده می‌شه...

01:37.870 --> 01:39.960
...از این روال خسته کننده‌ی زندگی بیدار شو...

01:39.960 --> 01:42.800
...همبرگر برای صبحانه، وضعیتت رو با ناشناخته‌ها قسمت کن...

01:42.800 --> 01:44.120
یعنی احمقم که آرزوی این چیزها رو دارم؟

01:44.120 --> 01:46.460
!آواز مرگ! آواز مرگ

01:46.460 --> 01:48.330
...می‌خوام!! برقصم و برقصم...

01:48.430 --> 01:52.130
...پیچش، پیچش، تنها، زندگی‌م...

01:52.130 --> 01:55.460
...به زودی یا دیر، زندگی به آخرش می‌رسه...

01:55.460 --> 01:58.340
احساسی بیش‌تر از پوچی می‌خوای، مگه نه؟

01:58.340 --> 02:01.180
...برقص، برقص، در صبحگاه، در صبحگاه...

02:01.180 --> 02:06.570
...برگرد به پایه و یک چیز جدید رو آغاز کن...

02:06.570 --> 02:09.780
...می‌خوای انجامش بدی...

02:09.780 --> 02:12.560
...هر شب، هر روز...

02:12.560 --> 02:19.660
...پس بیا تا وقتی که لذتش رو ببریم به زندگی ادامه بدیم...

02:21.030 --> 02:23.950
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

02:23.950 --> 02:26.830
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

02:26.830 --> 02:29.670
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

02:29.670 --> 02:32.220
!! آواز مرگ پساآخرالزمانی

02:53.990 --> 02:54.870
!خیلی‌خب

02:54.870 --> 02:57.040
!بعد از سه سال موفق شدم اتاقم رو تمیز کنم، به اتمام رسید

02:59.040 --> 03:00.780
...تمیز کردن خونه‌م

03:00.780 --> 03:03.540
مثل تمیز کردن ذهن می‌مونه، که این‌طور؟...

03:03.960 --> 03:08.510
!آخرین باری که این‌قدر احساس خوب داشتم یادم نمیاد کی بوده

03:10.380 --> 03:11.180
!خیلی‌خب

03:13.640 --> 03:16.680
!خیلی منتظر این لحظه بودم

03:28.230 --> 03:30.280
!خیلی خوبه! واقعاً معرکه‌ـست

03:30.280 --> 03:34.440
کی فکرش رو می‌کرد پیچون کار و صبح به این زودی آبجو خوردن
 تا این حد لذت‌بخش می‌تونه باشه!؟

03:34.440 --> 03:36.530
!این آب مقدس‌ـه

03:36.530 --> 03:39.320
!نه! این مثل نوشیدن از چشمه‌ی خدایان می‌مونه

03:39.320 --> 03:43.250
!لذت گناه نوشیدن آبجو توی روزی که معمولاً باید سرکار باشم واقعاً معرکه‌ـست

03:43.250 --> 03:46.720
!آزادی از کار و تعهدی که داری حرف نداره

03:46.720 --> 03:51.800
!اگه این بهشت نیست، واقعاً دیگه نمی‌دونم چی می‌تونم اسمش رو بذارم

03:54.220 --> 03:56.600
<b>!این تصویر هوایی از یکی از محله‌های توکیو هست</b>

03:56.970 --> 03:59.210
<b>!آتش‌سوزی داره از همه‌جا زبانه می‌کشد</b>

03:59.210 --> 04:03.360
<b>!هنوز نمی‌تونم باور کنم که واقعاً داره همچین اتفاقی می‌افته</b>

04:03.360 --> 04:06.270
<b>...حتی استودیوی ما هم در خطر نابودی  توسط کارمند‌هایی</b>

04:06.270 --> 04:08.360
<b>!قرار گرفته که تبدیل به زامبی شدن...</b>

04:09.570 --> 04:11.990
<b>...اینترنت و مخابرات هم قطع شده</b>

04:11.990 --> 04:15.330
<b>!و هیچ مقام دولتی هم تا الان صحبتی راجب این موضوع نکرده...</b>

04:15.330 --> 04:17.990
<b>...در حال حاضر، هیچ اطلاعی نداریم که دولت هنوز بر سر کار هست یا نه در</b>

04:17.990 --> 04:20.740
<b>به زودی برمی‌گردیم</b>

04:22.080 --> 04:24.000
<i>...ولی... به نظرم</i>

04:24.670 --> 04:28.420
<i>.واقعاً اتفاق بدی داره برای دنیا می‌افته</i>

04:28.840 --> 04:30.750
<i>...یعنی قراره از الان به بعد چه اتفاقی بی‌افته</i>

04:32.300 --> 04:35.510
<i>!ولی تنها امروز برای من تنها یک معنی داره، و اون آبجو هست</i>

04:35.510 --> 04:39.260
<b>به زودی برمی‌گردیم</b>

04:36.010 --> 04:39.260
<i>...می‌خوام تو اتاق بمونم، و در حالی که توی دستم یه قوطی سرد آبجو هست</i>

04:39.600 --> 04:44.020
<i>!و این خود گناه‌آلودم رو بعد از سه سال به آغوش بگیرم و جوان بشم...</i>

04:44.560 --> 04:45.890
!این تصمیمی هست که گرفتم

04:49.900 --> 04:50.940
!نیست

04:52.520 --> 04:55.030
ها؟ شوخی می‌کنی! چی شد!؟

04:55.030 --> 04:57.030
!نیست، نیست، چیزی نیست

04:57.030 --> 04:59.030
!بهم نگو که اون آخری‌ش بود

04:59.950 --> 05:00.910
...چیزی نیست

05:04.080 --> 05:07.040
<i>!توی چنین زمان کوتاهی باید تموم می‌شد</i>

05:07.880 --> 05:10.630
<i>!ولی امروز قرار بود که هیچ کاری نکنم</i>

05:10.630 --> 05:13.920
<i>الان باید برم بیرون و مسابقه‌ی فرار برای آبجو داشته باشم!؟</i>

05:24.640 --> 05:26.640
...واقعاً که خیلی دردسره

05:28.190 --> 05:29.310
<i>...ولی</i>

05:29.730 --> 05:32.320
<i>...بدون تو نمی‌تونم</i>

05:32.860 --> 05:35.440
<i>!این طرف و اون‌طرف برم...</i>

05:37.820 --> 05:39.450
<i>...چاره دیگه‌ای ندارم</i>

05:39.450 --> 05:41.700
<b>کوساکا</b>

05:42.490 --> 05:46.000
.پلیس... نیروهای دفاع‌ازخود ژاپن... هیچ کس برای کمک به ما نمیاد

05:46.790 --> 05:48.960
حالا باید چی کار کنیم!؟

05:49.330 --> 05:50.960
.تسلیم نشو

05:51.380 --> 05:53.380
...حداقل اگه بتونیم یک روز دیگه زنده بمونیم

05:53.380 --> 05:55.210
آخه توی این شرایط چه‌جوری می‌تونیم؟

05:55.800 --> 05:58.260
چه‌جوری زنده بمونیم!؟

05:59.180 --> 06:00.300
.تموم شد

06:00.300 --> 06:02.220
!این پایان دنیاست

06:03.060 --> 06:03.970
!گندش بزنن

06:04.470 --> 06:06.470
حالا باید چه غلطی کنیم!؟

06:06.730 --> 06:07.980
!یک‌نفر

06:08.470 --> 06:09.810
...یعنی یک نفر برای کمک

06:20.360 --> 06:22.870
چ-چی شده عزیزم!؟ نکنه زامبی اومده!؟

06:24.080 --> 06:25.330
ت-تو کی هستی!؟

06:25.330 --> 06:26.870
داری چی کار می‌کنی؟

06:26.870 --> 06:28.040
!خی-خیلی ببخشید

06:28.040 --> 06:31.500
...راه‌پله‌ی ساختمون ما پُر از زامبی شده بود برای همین

06:31.880 --> 06:33.430
!ها هرچی، بیا زود داخل

06:33.430 --> 06:34.870
.اینجا هنوز جامون امن‌ـه

06:34.870 --> 06:35.710
چی؟

06:35.710 --> 06:37.210
.نه، اشکال نداره

06:37.210 --> 06:39.840
...باید الان یه کوچولو برم بیرون

06:39.840 --> 06:40.590
ها؟

06:40.590 --> 06:41.260
...ها

06:41.640 --> 06:45.460
.من تندو آکیرا هستم! من توی آپارتمان کناری زندگی می‌کنم

06:45.460 --> 06:49.430
!احتمالاً کار سرنوشت بوده که توی این وضعیت هم‌دیگه رو می‌بینیم
 !از آشنایی باهات خوش‌وقتم

06:49.430 --> 06:50.390
چی؟

06:50.890 --> 06:54.570
.ها، بله... من کوساکا هستم

06:55.230 --> 06:57.440
.راستی، من دارم به مرکز خرید میرم

06:57.440 --> 07:02.320
اگه بخواین می‌تونم براتون مثلاً نودل بیارم؟ یا چراغ‌قوه می‌خواین؟

07:03.240 --> 07:06.450
...ها، زحمت‌ـِتون می‌شه... واقعاً نمی‌دونم چه‌جوری تشکر کنم

07:06.450 --> 07:09.370
!اگه می‌شه... دستمال توالت هم بیارین! دو لایه باشه

07:09.370 --> 07:10.910
!فهمیدم

07:23.890 --> 07:26.310
!وا-وای

07:26.720 --> 07:29.810
!به نظر می‌رسه تعدادشون از دیروز خیلی بیش‌تر شده

07:30.390 --> 07:34.020
حتی با اینکه سوار دوچرخه هستم، اگه یه دسته از اون‌ها
 .من رو محاصره کنن، نمی‌تونم فرار کنم

07:34.940 --> 07:36.110
...ولی با این حال

07:36.110 --> 07:38.820
...حتی حاضرم توسط زامبی‌ها خورده بشم

07:39.150 --> 07:41.820
!تا اینکه حتی یک ثانیه بدون آبجو بگذرونم...

07:57.750 --> 07:59.700
!آبجو! آبجو

07:59.700 --> 08:03.590
!تنها کاری که باید کنم نوشیدن‌ـه

08:07.960 --> 08:10.060
!آبجو! آبجو

08:10.060 --> 08:14.100
...هرجور آبجویی هم می‌خواد باش

08:16.720 --> 08:17.690
چی!؟

08:27.320 --> 08:29.660
<i>یه... بازمانده!؟</i>

08:31.870 --> 08:35.120
<i>!صبرکن ببینم! الان داشتم یه آهنگ عجیب و غریب می‌خوندم</i>

08:35.120 --> 08:36.210
<i>!واقعاً مایه‌ی آبروریزی هست</i>

08:36.210 --> 08:38.840
<i>!احتمالاً داره پیش خودش فکر می‌کنه من عجیب و غریبم! آره، حتماً همین‌طوره</i>

08:38.840 --> 08:43.840
<i>وای، نه! من قبلش کوساکا سان رو ترسوندم. بهتره 
 .اینجا دیگه کسی رو نترسونم</i>

08:45.090 --> 08:47.220
...سل-سلام

08:47.760 --> 08:50.060
خانوم محترم شما هم برای خرید اومدین؟

08:50.060 --> 08:54.890
با این همه زامبی که هست واقعاً سخته از خونه خارج شد، مگه نه؟

08:57.310 --> 08:58.230
...چیزه

09:00.440 --> 09:01.690
...راستش

09:03.190 --> 09:08.410
.می‌خواستم تمام روز خونه بمونم و آبجو بخوریم، که دیدم یهو آبجوم تموم شد

09:09.700 --> 09:11.450
ها!؟ چی شد!؟

09:11.450 --> 09:12.410
!ها

09:14.660 --> 09:16.920
!چیزه، خیلی ببخشید

09:17.460 --> 09:22.160
...چیزه، حالا که توی این موقعیت هم‌دیگه رو دیدیم

09:22.160 --> 09:24.410
...اگه اشکالی نداره، می‌شه

09:24.410 --> 09:26.430
حداقل شماره هم‌دیگه رو داشته باشیم؟

09:27.470 --> 09:30.970
...ها... چیزه... در این صورت

09:31.510 --> 09:33.930
...نه اینکه به من مربوط باشه یا برام مهم باشه

09:34.640 --> 09:37.730
...ولی تصمیم گرفتی که جون خودت رو به خطر بندازی و برای خریدن...

09:37.730 --> 09:41.480
.یه چیزی که من بهش غیرضروری می‌گم از خونه بیرون بزنی...

09:41.940 --> 09:44.190
غی-غیر ضرو...؟

09:45.990 --> 09:51.620
.نمی‌تونم با کسی که حتی از ریسک کارهاش سر در نمیاره هم‌تیمی بشم

09:51.620 --> 09:52.740
چی!؟

09:52.740 --> 09:56.640
.ترجیح می‌دم شانس زنده موندم رو پایین نیارم

09:56.640 --> 09:57.960
!چیزه

09:57.960 --> 10:01.540
.برای همین، رد می‌کنم که شماره هم‌دیگه رو داشته باشیم

10:02.790 --> 10:04.460
!خانوم محترم... مراقب باش

10:08.380 --> 10:09.670
چی!؟

10:43.040 --> 10:45.090
...چی-چیزه، خیلی ممنون، خانوم محترم

10:45.460 --> 10:47.250
!ها، دوچرخه‌م کجاست

10:47.920 --> 10:48.760
...ها

10:50.130 --> 10:51.500
...که این‌طور

10:51.500 --> 10:54.470
باید ریسک کارهایی که می‌کنم رو بررسی کنم، که این‌‌طور؟

10:55.640 --> 10:58.520
...فکرکنم چیزهایی که توی فیلم‌های زامبی می‌شه دید

10:58.930 --> 11:01.140
.واقعاً اتفاق می‌افته...

11:05.480 --> 11:09.700
.اون خانوم محترم، واقعاً دختر جذابی بود

11:11.150 --> 11:12.280
...یعنی ممکنه

11:12.780 --> 11:14.030
.دوباره هم‌دیگه رو ببینیم...

11:14.740 --> 11:17.440
!گندش بزنن، الان وقت فکر کردن به این چیزها نیست

11:18.120 --> 11:20.910
!باید تا خونه بدوم! نه، همچین کاری غیرممکنه

11:21.710 --> 11:24.860
حالا چی کار کنم؟

11:24.860 --> 11:27.250
!باید یه کاری کنم

11:27.960 --> 11:28.760
چی؟

11:32.010 --> 11:34.680
!بالاخره دوچرخه‌م رو به روز رسانی کردم

11:35.140 --> 11:37.420
.یه لحظه فراموش کردم که همه چیز از ساعت شلوغی شروع شد

11:37.420 --> 11:41.180
.همه‌جا پر از دوچرخه و اسکوتر‌ـه که کلیدشون هم توش قرار گرفته

11:41.560 --> 11:45.680
.این‌جوری، خیلی راحت‌تر از دوچرخه می‌تونم این‌طرف و اون‌طرف برم

11:46.020 --> 11:47.570
.صبرکن ببینم

11:47.570 --> 11:49.070
...شاید این‌جوری

11:49.400 --> 11:51.610
!حتی بتونم این موتور رو به‌روزرسانی بیش‌تری کنم

11:55.060 --> 11:56.620
چـــــــــــی!؟

11:58.030 --> 12:00.750
!آره همین‌ـه

12:01.080 --> 12:02.200
...الان به این می‌گن

12:02.200 --> 12:03.830
!به‌روزرسانی نهایی...

12:23.440 --> 12:24.810
!خدا رو شکر

12:25.270 --> 12:29.190
...آبجو خریدم، و با یک دخترخانوم جذاب آشنا شدم

12:29.190 --> 12:32.470
!حتی تونستم موتورسیکلت رویاهام رو هم به‌دست بیارم

12:32.470 --> 12:35.570
!امروز معرکه بود

12:36.490 --> 12:39.560
!کوساکا سان من برگشتم

12:39.560 --> 12:43.790
...کلی آبجو گرفتم برای همین اگه مایل باشین می‌تونیم با هم‌دیگه بنوشیم

12:56.800 --> 12:58.220
کوساکا سان؟

13:15.200 --> 13:17.360
<i>...ممکنه امروز بمیریم</i>

13:17.780 --> 13:21.490
<i>.یا می‌تونیم 60 سال دیگه بمیریم...</i>

13:22.080 --> 13:26.920
<i>.در هر صورت، زمان کافی برای انجام کارهایی که توی سر داریم وجود نداره</i>

13:33.840 --> 13:38.050
<i>.زندگی کوتاه‌تر از اونه‌که از ریسک کردن اجتناب کرد</i>

13:46.690 --> 13:50.520
<i>.وقتی بچه بودم، کلی کار بود که می‌خواستم انجام بدم</i>

13:51.440 --> 13:53.570
<b>یک . علاقه‌م رو به دختری که دوست دارم اعتراف کنم</b>

13:51.440 --> 13:56.950
<i>.ولی همیشه یک بهانه پیدا می‌کردم، و اون کارها رو انجام نمی‌دادم</i>

13:53.570 --> 13:56.950
<b>یک . علاقه‌م رو به دختری که دوست دارم اعتراف کنم</b>

13:58.860 --> 14:04.030
<i>.تصمیم گرفتم یک تعطیلات سه ساله رو شروع کنم و تا جایی که می‌تونم خوش‌بگذرونم</i>

14:04.030 --> 14:06.200
<b>یک . علاقه‌م رو به دختری که دوست دارم اعتراف کنم
 دو. اتاقم رو تمیز کنم</b>

14:04.580 --> 14:07.660
...اگه مجبور باشم بدون کاری که می‌خوام انجام بدم به زندگی ادامه بدم

14:06.200 --> 14:10.530
<b>سه. تمام روز توی اتاق پرسه بزنم و آبجو بخورم
 چهار. موتور سیکلت برونم</b>

14:08.120 --> 14:10.540
<i>.ترجیح میدم به جاش زامبی‌ها من رو بخورن...</i>

14:15.920 --> 14:18.430
<b>پنج. مدل موی دردلاک رو امتحان کنم</b>

14:21.290 --> 14:23.350
<b>شراب و شام</b>

14:27.850 --> 14:29.850
<b>هفده. سوار ماشین آر.وی بشم
 هجده. برم و خونه بمونم</b>

14:39.910 --> 14:41.740
فقط 30 تا نوشتم؟

14:43.200 --> 14:44.650
...کاری که می‌خوام انجام بدم

14:44.650 --> 14:46.490
کاری که می‌خوام انجام بدم، که این‌طور؟

14:47.160 --> 14:48.460
...الان که از کار استعفا دادم

14:49.290 --> 14:52.540
...کاری که واقعاً می‌خوام انجام بدم اینه که...

15:19.490 --> 15:22.990
<b>سی و یک. برم خونه و کنار خانواده‌م باشم</b>

15:26.490 --> 15:29.000
<b>سیو دو. کنار رفیق‌هام باشم</b>

15:29.000 --> 15:37.250
<b>سی و سه. با دختر رویاهام ملاقات کنم</b>

15:38.340 --> 15:39.260
...خوبه

15:40.340 --> 15:41.220
.آره

15:42.590 --> 15:43.590
!تموم شد

15:47.260 --> 15:57.020
<b>لیست 100 تا از کارهایی که قبل از تبدیل شدن
 به زامبی می‌خوام انجام بدم</b>

16:11.870 --> 16:15.000
<b>.این یک پخش اضطراری برای تمام مناطق شهری هست</b>

16:15.000 --> 16:20.210
<b>.همگی، لطفاً خانه‌های خودتون رو ایمن کنین و به هیچ وجه خارج نشین</b>

16:20.210 --> 16:22.630
<b>...تکرار می‌کنم، این یک پخش اضطراری برای تمام مناطق شهری هست</b>

16:22.630 --> 16:25.010
<b>...اینترنت و آنتن مخابرات هم قطع شده...</b>

16:25.010 --> 16:27.350
<b>!و هیچ مقام دولتی تا الان صحبی راجب این قضیه نکرده</b>

16:27.350 --> 16:28.800
<b>.همگی، لطفاً خانه‌های خودتون رو ایمن کنین و به هیچ وجه خارج نشین</b>

16:28.800 --> 16:31.310
<b>...در حال حاضر، هیچ اطلاعی نداریم که دولت هنوز بر سر کار هست یا نه در</b>

16:46.740 --> 16:48.700
<i>الو؟ الو؟</i>

16:49.700 --> 16:52.540
<i>...نمی‌تونم با دفتر مرکزی واقع در لس‌آنجلس تماس بگیرم</i>

16:52.540 --> 16:54.960
<i>.وضعیت به نظر بحرانی می‌رسه</i>

16:57.880 --> 17:00.080
<i>.ایمنی آب و غذا</i>

16:58.170 --> 17:00.080
<b>ایمنی آب و غذا</b>

17:00.080 --> 17:02.080
<i>.به‌دست آوردن یک منبع انرژی پایدار</i>

17:02.080 --> 17:03.970
<i>.حفظ وضعیت روانی</i>

17:03.970 --> 17:06.180
<i>.ادامه دادن ورزش روزانه</i>

17:05.080 --> 17:06.590
<b>لیست 100 کاری که از تبدیل شدن به زامبی خودداری کنم</b>

17:06.180 --> 17:08.340
<i>.مصرف شکر رو به حداقل برسونم</i>

17:28.570 --> 17:29.860
<b>!آره</b>

17:30.370 --> 17:33.160
<b>!بالاخره انجامش دادم</b>

17:33.750 --> 17:34.870
<b>...من</b>

17:35.910 --> 17:37.830
<b>!من فرار کردم</b>

17:38.290 --> 17:39.880
<b>!فرار کردم</b>

17:43.420 --> 17:44.840
<i>...که این‌طور</i>

17:46.300 --> 17:50.100
<i>.پس دو نوع زامبی وجود داره... یک زامبی آروم و دو زامبی آهسته</i>

17:51.550 --> 17:52.810
<i>.قدم برداشتن</i>

17:53.220 --> 17:54.470
<i>.قدم برداشتن</i>

17:55.020 --> 17:56.010
<i>.دویدن</i>

17:59.100 --> 18:01.940
<i>.این بدن خشک شده خیلی خطرناک به نظر می‌رسه</i>

18:02.650 --> 18:03.640
<i>.قدم برداشتن</i>

18:03.640 --> 18:04.890
<i>.قدم برداشتن</i>

18:04.890 --> 18:06.150
<i>.دویدن</i>

18:07.150 --> 18:09.780
<i>...قدم برداشتن... قدم برداشتن</i>

18:10.200 --> 18:11.500
<i>.خطرناک</i>

18:11.500 --> 18:16.360
<i>.به نظر می‌رسه توی این پاندمی زامبی هر دو نوع وجود داره</i>

18:16.360 --> 18:17.750
<i>...اگه بتونم در مواجه شدن باهاشون</i>

18:17.750 --> 18:22.590
<i>.نوعی که هستن رو مشخص کنم، شانس زنده موندنم رو افزایش میدم...</i>

18:25.040 --> 18:26.040
<i>...می‌دونستم</i>

18:26.460 --> 18:28.800
<i>.نیاز به اطلاعات دارم</i>

18:33.010 --> 18:38.930
<i>.باید قبل اینکه دوباره تعدادشون افزایش پیدا کنه وسایل مورد نیازم رو جمع‌آوری کنم</i>

18:39.480 --> 18:43.180
<i>کدام محله کم‌خطرتره؟</i>

18:47.690 --> 18:49.400
<i>.برسی دوربین... انجام شد</i>

19:16.930 --> 19:18.340
<i>یک بازمانده؟</i>

19:19.230 --> 19:21.810
<i>.به نظر می‌رسه که آلوده نشده</i>

19:21.810 --> 19:23.810
<i>!آبجو! آبجو</i>

19:23.810 --> 19:27.990
<i>...هرجور آبجویی باشه فرق نمی‌کنه</i>

19:27.990 --> 19:28.940
<i>چی؟</i>

19:37.080 --> 19:38.860
<i>...به نظر می‌رسه آدم خطرناکی نیست</i>

19:38.860 --> 19:42.360
<i>...صبرکن ببینم، ممکنه با خودش زامبی اینجا کشونده باشه</i>

19:43.250 --> 19:45.670
<i>...می‌دونستم-
...سلام-</i>

19:45.670 --> 19:49.880
<i>.به اندازه‌ی کافی عقب هستن، باید هرچی می‌خوام رو سریع بردارم و فرار کنم</i>

19:50.370 --> 19:52.550
<i>سر و کله زدن با این همه زامبی که بیرون زیخته اصلاً خوب نیست؟</i>

19:52.550 --> 19:53.720
<i>...این آدم</i>

19:53.720 --> 19:58.880
<i>.یه آدم کوته‌ فکره که نمی‌تونه اتفاقی که الان افتاده رو درک کنه...</i>

19:59.430 --> 20:01.980
<i>آخه آدمی مثل این چه‌جوری تا الان زنده مونده؟</i>

20:02.850 --> 20:04.940
<i>.اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسه</i>

20:07.980 --> 20:09.070
<i>...این صدا</i>

20:09.070 --> 20:10.240
<i>بوق ماشین؟</i>

20:10.820 --> 20:13.790
<i>.اصلاً خوب نیست! این‌جوری زامبی‌ها جمع می‌شن</i>

20:13.790 --> 20:16.900
<i>.اگه الان برم بیرون، احتمالش زیاده که با حمله‌ی زامبی‌ها رودررو بشم</i>

20:17.700 --> 20:20.900
<i>.سنگر پیدا کنم؟ نه، وقت کافی ندارم</i>

20:21.330 --> 20:23.660
<i>خب، پس جه‌جوری می‌تونم از این موقعیت خارج بشم</i>

20:26.540 --> 20:27.860
<i>چه اتفاقی داره می‌افته؟</i>

20:27.860 --> 20:29.460
<i>!وحشی شده</i>

20:30.130 --> 20:31.660
<i>...این‌جوری</i>

20:32.220 --> 20:33.300
<i>!می‌تونم انجامش بدم...</i>

20:34.090 --> 20:36.510
<i>...نه اینکه به من مربوط باشه یا برام مهم باشه</i>

20:37.220 --> 20:40.340
<i>...ولی تصمیم گرفتی که جون خودت رو به خطر بندازی و برای خریدن...</i>

20:40.340 --> 20:44.190
<i>.یه چیزی که من بهش غیرضروری می‌گم از خونه بیرون بزنی...</i>

20:44.430 --> 20:46.430
<i>...غیر-غیرضروری-
...خب، الان-</i>

20:48.360 --> 20:50.370
<i>...باید تا اونجایی که می‌شه دنبال خودم بکشونم‌ـِشون</i>

20:50.370 --> 20:52.970
<i>!چی-چیزه
...و اه بتونم به موقع زمان مناسب رو پیدا کنم</i>

20:52.970 --> 20:54.890
<i>!خانوم محترم... مراقب باش</i>

20:54.890 --> 20:55.950
<i>چی؟</i>

20:58.780 --> 20:59.530
<i>!نکن</i>

20:59.530 --> 21:00.440
<i>...این حالتی که گرفته</i>

21:02.700 --> 21:03.320
<i>چی شد؟</i>

21:17.390 --> 21:21.300
<i>...یه کامیون سواری که به زامبی تبدیل شده بهشون برخورد می‌کنه</i>

21:22.140 --> 21:24.300
<i>.واقعاً که چه زامبی باشعور و خوبی بود...</i>

21:25.980 --> 21:26.980
<i>...خیلی‌خب</i>

21:26.980 --> 21:29.050
<i>...حدس می‌زنم فیلم‌هایی که فروش خوبی هم نداشتن</i>

21:29.520 --> 21:31.940
<i>.به آدم یه سری ایده‌های خوبی میده...</i>

21:36.780 --> 21:38.120
<i>.به اندازه‌ی کافی آب ذخیره کردم</i>

21:38.120 --> 21:41.070
<i>.غذا، آب، و سوخت، همه رو ذخیره کردم</i>

21:41.070 --> 21:42.920
<i>.تونستم یه سری اطلاعات هم کسب کنم</i>

21:42.920 --> 21:44.950
<i>...می‌تونست بهتر پیش بره، ولی</i>

21:45.540 --> 21:46.700
<i>.این فوق‌العاده‌ـست</i>

21:47.870 --> 21:51.000
<i>...الگوهای رفتاری زامبی‌ها که امروز باهاشون رودررو شدم</i>

21:56.090 --> 21:57.960
<b>!آبجو! آبجو</b>

21:59.260 --> 22:05.640
<i>کی فکرش رو می‌کرد یه آبجو توی این شرایط اضطراری 
 یک نفر رو تا این اندازه خوشحال کنه؟</i>

22:13.600 --> 22:15.350
<b>ساکورا موچی</b>

22:15.350 --> 22:18.100
<b>شش. مصرف شکر رو به حداقل برسون</b>

22:20.530 --> 22:21.820
...خب راستش

22:22.240 --> 22:27.580
.شاید بهتر بود حداقل اون ساکورا موچی‌ها رو برمی‌داشتم

22:28.870 --> 22:31.460
<b>لیست 100 کاری که از تبدیل شدن به زامبی خودداری کنم</b>

22:31.650 --> 23:55.000
ترجمان: نیما پناهی

22:31.650 --> 23:55.000
<b>Film2Media</b>

22:40.220 --> 22:42.300
<b>...حوصله‌م سر رفته</b>

22:42.300 --> 22:44.390
<b>...جز روزهای تکراری کاری چیز دیگیری نیست...</b>

22:44.390 --> 22:46.430
<b>...هیچ اشکالی نداره...</b>

22:46.430 --> 22:48.560
<b>اما واقعاً حیف شد، مگه نه؟</b>

22:48.560 --> 22:52.110
<b>...وقتی به این فکر می‌کنم امروز آخرین روز منه...</b>

22:52.110 --> 22:56.320
<b>استیو لبخند تلخی زد، پس بیا یه چیزی رو شروع کنیم</b>

22:56.320 --> 22:57.740
<b>زندگی و مرگ</b>

22:57.740 --> 23:00.660
<b>...تا الان چندمین باره که این اتفاق افتاده؟ اما هنوز</b>

23:00.660 --> 23:04.530
<b>...نمی‌تونم جلو خودم رو بگیرم، درست مثل یک معتاد...</b>

23:04.530 --> 23:07.950
<b>...یکبار دیگه، زودباش، یکبار دیگه...</b>

23:07.950 --> 23:12.740
<b>...پس بیا تا لبه‌ی دنبا بریم، آره...</b>

23:12.790 --> 23:15.420
<b>...زودباش، می‌خوام شادی رو پیدا کنم...</b>

23:15.420 --> 23:17.670
<b>...پس می‌تونی کلید رو رها کنی...</b>

23:17.670 --> 23:21.050
<b>...همین که بتونم زندگی کنم و بخندم، برام کافی‌ـه...</b>

23:21.050 --> 23:23.680
<b>...زودباش، بیا جایی بریم که نیاز به کار کردن نباشه...</b>

23:23.680 --> 23:25.760
<b>...باید چیزی باشه...</b>

23:25.760 --> 23:27.850
<b>...نظرت چیه؟ خیلی خوبه...</b>

23:27.850 --> 23:29.430
<b>!پس بیا امروز هم هیجان‌زده بشیم...</b>

23:29.430 --> 23:31.980
<b>...زودباش، اینجا توی این جهنم، زمین</b>

23:31.980 --> 23:35.360
<b>...می‌خوام در کنار تو به خندیدن ادامه بدم...</b>

23:35.360 --> 23:37.570
<b>...از روی هوس زندگی کنیم...</b>

23:37.570 --> 23:40.190
<b>...زودباش، همه چیز داره طبق برنامه پیش میره...</b>

23:40.190 --> 23:43.610
<b>...پس زودباش، پس بیا این جدید رو آغاز کنیم...</b>

23:43.610 --> 23:46.450
<b>...خیلی‌خب! بیا امروزم لذت ببریم...</b>

23:46.450 --> 23:48.540
<b>...می‌تونیم وارد مسیر انحرافی بشم...</b>

23:48.540 --> 23:50.830
<b>...حتی اگه حس آواز خواندن کنی، اشکالی نداره...</b>

23:50.830 --> 23:55.960
<b>تا روزی که همه چیز به پایان برسه...</b>

24:01.510 --> 25:30.730
قسمت بعد
 
بهترین دوست مرگ

24:01.510 --> 25:30.730
<i>!بهترین دوست مرگ</i>
