WEBVTT

00:07.749 --> 00:10.749
‫[روسیه، زمستان ۱۹۴۲]

00:26.749 --> 00:28.083
‫ما آلمانی‌ها...

00:30.624 --> 00:32.499
‫آتش!

00:34.041 --> 00:38.583
‫خودمونو بهترین ارتش دنیا می‌دونستیم.

00:44.666 --> 00:46.458
‫بعدش به استالینگراد رسیدیم.

00:53.416 --> 00:57.291
‫از اون لحظه ترسیدیم
‫بدترینها سرمون بیاد.

01:17.333 --> 01:18.874
‫۱۹۴۲.

01:21.083 --> 01:26.458
‫همین که جنگ وارد سال سومش میشه،
‫درگیری و نبرد تمام دنیا رو گرفته.

01:28.916 --> 01:31.541
‫ژاپنی‌ها از هوا به
‫پرل هاربر حمله کردند.

01:32.749 --> 01:36.791
‫ژاپن پرل هاربر رو بمباران کرد
‫و آمریکا رو وارد جنگ کرد.

01:36.874 --> 01:40.458
‫از کنگره خواستارم تا اعلام...

01:40.541 --> 01:42.499
‫وضعیت جنگی کند.

01:43.624 --> 01:46.499
‫ژاپن اعلامیه رسمی جنگ را صادر کرد.

01:46.583 --> 01:50.083
‫امروز صبح خبر رسید که ژاپن
‫به تایلند و هنگ کنگ حمله کرده.

01:50.666 --> 01:54.833
‫در غرب، بیشتر اروپا زیر کنترل محور قدرت ـه.

01:54.916 --> 01:57.166
‫مقاومت فرانسه از هم پاشید.

01:59.916 --> 02:03.749
‫هیتلر حالا حمله عظیمی
‫به سمت شوروی رو شروع می‌کنه.

02:03.833 --> 02:06.124
‫موفقیت‌های آلمان در برابر روسیه...

02:06.208 --> 02:09.124
‫قابل مقایسه با بزرگترین
‫پیروزی‌ها در مسیر این جنگ است.

02:11.124 --> 02:13.999
‫و حالا آلمانی‌ها در حال
‫پیشروی در آفریقا هستن...

02:14.083 --> 02:16.083
‫جایی که انگلیسی‌ها رو فراری دادن.

02:25.249 --> 02:27.791
‫پس حالا بیش از هر موقعی خطرناک شده.

02:31.124 --> 02:33.749
‫با وجود محور قدرت که
‫قبل از اونا همه جا رو گرفته...

02:35.916 --> 02:38.291
‫نیروهای ترکیب شده آمریکا...

02:39.374 --> 02:40.749
‫شوروی...

02:41.874 --> 02:44.708
‫و بریتانیا بالاخره می‌تونن
‫جلوی هیتلر رو بگیرن؟

02:44.791 --> 02:48.791
‫یا آلمان‌ها و محور قدرت
‫دنیا رو فتح می‌کنن؟

02:49.874 --> 02:55.249
‫قهرمانان بزرگ ما
‫تاریخ رو طرف خود دارن.

02:55.333 --> 03:00.499
‫باید تا پیروزی نهایی
‫دشمنان‌مونو مچاله کنیم!

03:06.583 --> 03:11.583
‫[جنگ جهانی دوم]
‫[از خطوط مقدم]

03:13.583 --> 03:19.583
‫[قسمت سوم: نقطه عطف]

03:21.583 --> 03:24.583
‫[آفریقای شمالی]

03:29.582 --> 03:32.416
‫صبح همگی بخیر.
‫یه هفته دیگه از جنگ رو شروع می‌کنیم.

03:32.499 --> 03:34.624
‫در اعماق صحرای شنی لیبی...

03:34.707 --> 03:38.832
‫همه متوجه هستن که
‫روزهای بسیار جدی و مهمی داریم.

03:46.249 --> 03:48.874
‫باید یادتون باشه که
‫در یه صحرا هستین...

03:48.999 --> 03:53.166
‫و صحرا یه گستره وسیع از هیچی ـه.

03:54.249 --> 03:57.124
‫یه راه بسیار زیباتر برای
‫توصیفش داشتیم...

03:57.207 --> 04:00.249
‫کیلومترها و کیلومترها و کیلومترها از پوچی.

04:03.707 --> 04:07.291
‫ری الیس انگلیسی با
‫آلمانی‌ها بیش از یک سال...

04:07.374 --> 04:08.749
‫در آفریقای شمالی جنگیده.

04:13.291 --> 04:17.166
‫ری در اول جنگ به ارتش پیوست
‫و مشتاق انجام وظیفه بود.

04:17.874 --> 04:21.624
‫حالا کم کم داره با خودش میگه،
‫اصلا رنگ خونه رو می‌‌بینه یا نه.

04:23.041 --> 04:25.624
‫از صحرا و کشتار خسته شده بودم...

04:25.707 --> 04:27.916
‫و از همه چی حالم بهم می‌خورد.

04:36.749 --> 04:40.624
‫مدفوع و اجسادی که تیر خورده بودن
‫و در حال گندیدن بودن.

04:40.707 --> 04:43.582
‫مشخصه که میلیون‌ها مگس اونجا بودن.

04:44.541 --> 04:47.791
‫مگس‌های، سیاه، وحشتناک و گوشتالو.

04:52.707 --> 04:54.749
‫و بعدش آلمانی‌ها هم بودن.

04:56.749 --> 04:58.999
‫آلمانی‌ها شکست‌ناپذیر بودن.

05:02.499 --> 05:05.082
‫بیاین قبولش کنیم، هیچی جلودارشون نبود.

05:05.916 --> 05:08.124
‫افراد رومل دوباره به راه افتادن.

05:08.207 --> 05:11.332
‫رومل یه حریف جسور و ماهره.

05:14.666 --> 05:17.499
‫ژنرال آلمانی، اروین رومل...

05:17.582 --> 05:20.707
‫به بندر زیر کنترل انگلیسی
‫و بسیار مهم توبروک نزدیک میشه.

05:24.041 --> 05:28.041
‫اگه رومل توبروک رو بگیره،
‫می‌تونه کانال سوئز رو بگیره.

05:28.124 --> 05:31.499
‫اگه سوئز رو بگیره، آفریقا رو گرفته.

05:38.541 --> 05:41.916
‫دو افسر اومدن و گفتن...

05:42.041 --> 05:43.957
‫یه دستور داریم، گروهبان.

05:44.082 --> 05:47.499
‫باید تا آخرین نفر و
‫تا آخرین توان بجنگیم.

05:48.082 --> 05:54.749
‫گفتش، فکر نکنم خیلی‌هامون بتونیم
‫غروب آفتاب امروز رو ببینیم، گروهبان.

05:56.499 --> 05:58.374
‫همه با هم درگیریم.

06:05.499 --> 06:08.499
‫دستورات ری این بودن،
‫جلوی تانک‌های رومل رو بگیر.

06:09.124 --> 06:11.666
‫عقب‌نشینی نکن. تسلیم نشو.

06:12.416 --> 06:15.374
‫و یادمه که اسلحه به دست نشسته بودم...

06:15.457 --> 06:18.791
‫و منتظر بودم نبرد شروع بشه.

06:24.624 --> 06:27.541
‫یکی یه بشکه کیانتی پیدا کرد.

06:32.541 --> 06:35.541
‫همه خوشحال بودن و می‌خندیدن.
‫تنش و نگرانی رو دور کرد.

06:36.791 --> 06:38.249
‫دلگرم شده بودن.

06:44.249 --> 06:45.874
‫و بعدش یه تدریج جو عوض شد.

06:52.416 --> 06:56.457
‫و به خاطر مادرها، عزیزان و
‫همسرانمون نگران شدیم.

06:58.707 --> 07:00.290
‫وحشت کرده بودیم.

07:16.290 --> 07:22.290
‫[نبرد گازالا]
‫[مه ۱۹۴۲]

07:58.332 --> 08:01.207
‫فقط می‌دونستم دارم
‫توی هوا می‌چرخم.

08:09.249 --> 08:10.290
‫حالم جا اومد.

08:10.915 --> 08:12.915
‫اسلحه واژگون شده بود.

08:16.040 --> 08:18.040
‫دوستام ناپدید شده بودن.

08:27.749 --> 08:30.749
‫آلمانی‌ها به شدت محاصره‌م کرده بودن.

08:34.040 --> 08:37.040
‫از سوراخم بیرون اومدم و فرار کردم.

08:45.290 --> 08:47.082
‫دو نفر از ما باقیمونده بودن.

08:54.749 --> 08:58.957
‫و مردی که داشت
‫بهم کمک می‌کرد، خونی‌مالی بود.

09:08.082 --> 09:09.165
‫و تموم شد.

09:12.165 --> 09:13.374
‫اسیر شدم.

09:17.624 --> 09:20.499
‫ری تنها بازمانده گروهانش ـه.

09:20.582 --> 09:24.457
‫و قراره به ۱۵۰۰ کیلومتر
‫اونطرفتر در شمال آفریقا...

09:24.540 --> 09:26.332
‫به عنوان یه اسیر جنگی منتقل بشه.

09:28.332 --> 09:30.540
‫و خطرناکترین سفری شروع شد...

09:30.624 --> 09:32.124
‫که تا حالا در زندگیم تجربه کرده بودم.

09:35.124 --> 09:36.124
‫[سقوط توبروک!]
‫[پیشروی آلمانی‌ها]

09:36.707 --> 09:40.457
‫سقوط توبروک تمام شمال
‫آفریقا رو در اختیار هیتلر قرار میده.

09:40.540 --> 09:43.415
‫رومل آسیب بسیار قابل توجهی وارد کرده.

09:44.332 --> 09:45.832
‫در همین حال، در اقیانوس آرام...

09:45.915 --> 09:48.749
‫ژاپنی‌ها پشت سر هم
‫به پیروزی می‌رسن.

09:48.832 --> 09:51.874
‫ژاپنی‌ها به استحکامات دفاعی
‫در فیلیپین حمله کردن.

09:51.957 --> 09:55.540
‫فیلیپین، مالی و برمه رو فتح کردن.

09:55.624 --> 09:59.165
‫ژاپنی‌ها از شمال و غرب دارن
‫به سنگاپور نزدیک میشن.

09:59.249 --> 10:03.540
‫حتی وارد خاک آمریکا در
‫یه پاسگاه دور افتاده در آلاسکا شدن.

10:03.540 --> 10:05.540
‫[بمب‌افکن‌های ژاپن]
‫[به پایگاه نیروی دریایی آمریکا حمله کردند]

10:06.249 --> 10:09.540
‫ژاپنی‌ها برای اولین بار
‫وارد قاره...

10:09.624 --> 10:11.207
‫آمریکای شمالی شدن.

10:13.915 --> 10:16.624
‫سرکوب ظالمانه ایالات متحده و...

10:16.707 --> 10:18.832
‫بریتانیای کبیر رو نابود می‌کنیم.

10:19.874 --> 10:22.707
‫حالا قصد یه حمله غافلگیرانه
‫به ناوگان آمریکا...

10:22.790 --> 10:24.624
‫در جزیره میدوی در اقیانوس آرام رو دارن.

10:26.832 --> 10:28.665
‫ناوهای هواپیمابرش رو غرق کنن...

10:28.748 --> 10:31.540
‫تا برای همیشه آمریکا رو
‫از جنگ بیرون بندازن.

10:33.123 --> 10:34.748
‫فقط یه مشکل وجود داره.

10:35.998 --> 10:38.748
‫آمریکایی‌ها کد رادیویی
‫اونا رو رمزگشایی کردن...

10:38.832 --> 10:40.915
‫و می‌دونن که ژاپنی‌ها دارن میان.

10:44.915 --> 10:50.915
‫[نبرد میدوی]
‫[ژوئن ۱۹۴۲]

11:25.582 --> 11:28.957
‫برای یه جلسه توجیهی
‫همه خلبان‌ها رو جمع کردن...

11:29.832 --> 11:33.498
‫و یه جورایی کدشکن‌ها دقیقه
‫به دقیقه می‌دونستن...

11:33.582 --> 11:35.582
‫ژاپنی‌ها قراره چی کار کنن.

11:39.623 --> 11:41.207
‫در جلسه توجیهی گفتن...

11:41.290 --> 11:43.415
‫این ناوها باید به سمت
‫شمال غربی برن...

11:43.498 --> 11:45.123
‫و به سمت میدوی روانه بشن.

11:46.332 --> 11:50.582
‫تا اون موقع می‌دونستیم ژاپنی‌ها چه
‫کاری از دستشون برمیاد. شک نداشتیم.

11:51.498 --> 11:52.832
‫ولی می‌دونیم چه کاری از ما برمیاد.

11:52.915 --> 11:55.540
‫می‌دونیم که دارن میان.
‫اونا خبر ندارن که اونجاییم.

11:55.623 --> 11:58.957
‫خلبان‌ها، سوار هواپیماها بشید.
‫خلبان‌ها، سوار هواپیماها بشید.

12:03.832 --> 12:06.665
‫خطرناکترین پروازی بود که
‫در تمام عمرم کردم.

12:50.207 --> 12:54.665
‫مثل یه توده ابر بزرگ داشتیم نزدیک می‌شدیم.

12:56.873 --> 13:02.373
‫و اصلا نمی‌دونستم دقیقا
‫داریم به چی نزدیک میشیم.

13:07.332 --> 13:08.915
‫گمونم بهترین راه برای بیانش اینه که...

13:09.707 --> 13:12.457
‫الان داری وارد میدون مسابقه اصلی میشی.

13:30.582 --> 13:33.540
‫خلبان‌های جنگنده ژاپنی با سرعت
‫به هوا برخاستن.

13:46.540 --> 13:49.540
‫خبر دسته بزرگی از دشمن در جنوب...

13:49.623 --> 13:50.915
‫با بیسیم گزارش شد.

13:56.165 --> 14:00.790
‫وقتی اطراف رو نگاه کردم، ۲۰ تا
‫بمب‌افکن دشمن رو دیدم.

14:01.373 --> 14:04.331
‫تیراندازی وحشتناک بود!

14:07.081 --> 14:10.706
‫جلومو نگاه کردم و یه
‫هواپیمای زیرو داشت شیرجه می‌زد.

14:12.623 --> 14:13.873
‫ماشه رو فشار دادم.

14:15.456 --> 14:17.415
‫گلوله‌ها یه راست خورد بهش.

14:30.165 --> 14:34.498
‫باک ضربه خورد و
‫هواپیما آتیش گرفت.

14:34.581 --> 14:37.456
‫پس دور شدم.

14:40.415 --> 14:44.373
‫و به آب خوردم.

14:50.915 --> 14:54.123
‫خلبان‌های آمریکایی بیش از
‫ده جنگنده ژاپنی رو زدن.

15:28.706 --> 15:29.790
‫سمت چپ رو نگاه کردم...

15:29.831 --> 15:33.581
‫و بزرگترین ناوی که تا اون
‫موقع به چشم خورده بود رو دیدم.

15:35.248 --> 15:38.081
‫حالا ناوهای هواپیمابر ژاپن بی‌دفاع شدن.

15:39.748 --> 15:42.415
‫بمب‌افکن‌های آمریکایی نزدیک میشن.

15:47.873 --> 15:49.956
‫اولین بار که تونستم چیزی رو تشخیص بدم...

15:50.081 --> 15:51.748
‫یه بکه سیاه بزرگ رو دیدم.

15:59.123 --> 16:01.040
‫رفتم بالا، پس اولین بمب بهش خورد...

16:03.581 --> 16:04.581
‫دومی هم خورد.

16:11.206 --> 16:13.665
‫سومی خورد. حتما یه دوزخ درست و حسابی بوده.

16:19.123 --> 16:21.581
‫الان می‌تونم توی ذهنم ببینمش.

16:25.456 --> 16:27.581
‫چهار ناوهواپیمابر ژاپنی...

16:27.665 --> 16:29.540
‫تقریبا نصف نیروی دریایی‌شون...

16:29.623 --> 16:32.040
‫به ته اقیانوس آرام فرستاده شدن.

16:32.956 --> 16:34.748
‫برای اولین بار در جنگ...

16:34.831 --> 16:38.415
‫آمریکا شکست سنگینی رو
‫به ژاپنی‌ها وارد کرده بود.

16:45.790 --> 16:47.206
‫از شادی سر از پا نمی‌شناختیم.

16:56.081 --> 16:58.540
‫ناوگان ژاپنی نابود شده بود.

17:05.873 --> 17:07.498
‫یه شبیخون بود.

17:07.581 --> 17:10.415
‫شبیخون یه کلمه منفی و کثیف حساب میشه،
‫ولی این کار رو با ژاپنی‌ها کردیم...

17:10.498 --> 17:12.748
‫درست همون کاری که با ما کردن،
‫ما بهشون شبیخون زدیم.

17:12.831 --> 17:14.040
‫معرکه بود.

17:40.456 --> 17:42.581
‫در همین حال، در جبهه شرقی...

17:43.164 --> 17:45.581
‫آلمانی‌ها نتونسته بودن
‫به یک پیروزی قاطع...

17:45.664 --> 17:48.456
‫در برابر نیروهای استالین در مسکو برسن.

17:49.081 --> 17:52.331
‫حملات پشت سر هم آلمان قادر
‫به درهم شکستن دفاع مسکو نیست.

17:53.456 --> 17:57.081
‫هیتلر حالا تصمیمی می‌گیره که
‫مسیر کل جنگ رو تغییر میده.

18:00.581 --> 18:04.831
‫چون برای یک بُرد سریع بی‌تاب شده،
‫بهترین ارتشش رو به جنوب می‌بره...

18:04.914 --> 18:08.706
‫تا به شهری حمله کنن که اسم
‫رهبر شوروی رو روش گذاشتن...

18:09.789 --> 18:11.456
‫استالینگراد.

18:13.664 --> 18:20.623
‫تصرف استالینگراد تنها این
‫پیروزی عظیم رو عمیق‌تر می‌کنه...

18:22.289 --> 18:26.039
‫نه چون این شهر اسم استالین رو داره،
‫که اهمیت چندانی نداره...

18:26.123 --> 18:30.623
‫بلکه چون یه شهر بسیار
‫مهم استراتژیک به حساب میاد.

18:30.706 --> 18:37.539
‫و می‌تونین مطمئن باشین،
‫هیچکس ما رو از اینجا دور نخواهد کرد!

18:42.539 --> 18:47.539
‫[نبرد استالینگراد]
‫[آگوست ۱۹۴۲]

18:57.706 --> 19:01.873
‫واقعا خیلی به هیجان اومده بودیم.

19:06.331 --> 19:08.956
‫تانک‌هامون به سرعت برق و باد بودن!

19:23.039 --> 19:28.664
‫روحیه‌مون به شدت بالا بود
‫و قدرت آتش بسیار شگفت‌آوری داشتیم.

19:44.248 --> 19:46.706
‫آلمانی‌ها در ۲۴ ساعت
‫گذشته پیشروی کردن...

19:46.789 --> 19:50.498
‫و مهمات ذخیره آلمان همچنان
‫از راه هوا به دستشون می‌رسه.

19:53.373 --> 19:57.789
‫ولی مدافعان استالینگراد
‫مدام نیروی پشتیبانی اضافه می‌کنن.

20:00.456 --> 20:04.748
‫شوروی‌ها از سرعت و تاکتیک
‫ارتش آلمان جا موندن.

20:06.289 --> 20:08.539
‫ولی رهبرشون، جوزف استالین...

20:09.248 --> 20:10.873
‫کارت دیگه‌ای توی آستینش داشت.

20:12.498 --> 20:14.414
‫زنان مقاومت!

20:14.498 --> 20:16.706
‫تمام دنیا چشمش به شماست...

20:16.789 --> 20:19.956
‫به عنوان نیرویی برای
‫نابود کردن مهاجمان آلمانی.

20:20.039 --> 20:23.623
‫ارتش سرخ نزدیک به
‫یک میلیون زن رو جذب کرد.

20:26.331 --> 20:29.373
‫یکی‌شون الکساندرا بوچارواست.

20:30.748 --> 20:35.498
‫بهم گفتن، دختر، الان توی ارتشی!

20:37.664 --> 20:42.206
‫پشت مسلسل میشینی.

20:42.289 --> 20:43.498
‫فهمیدی؟

20:49.248 --> 20:53.206
‫بیشتر از همه مسلسل سنگین خوشم می‌اومد.

21:03.081 --> 21:04.164
‫۲۳ آگوست.

21:06.539 --> 21:10.414
‫بمب‌افکن‌های لوفت‌وافه
‫اولین موج حمله به استالینگراد رو شروع کردن.

21:21.081 --> 21:24.164
‫روی زمین، هنگ پانزر هم رسید.

21:29.331 --> 21:35.664
‫به ولگا اومدیم و این
‫رود قدرتمند رو دیدیم.

21:37.414 --> 21:43.247
‫خیلی بداخلاق بودیم، گفتیم
‫عالیه، بیاین قایق‌ها رو منفجر کنیم!

21:56.247 --> 21:58.039
‫روی یه قایق بودم.

22:14.664 --> 22:18.539
‫یه خمپاره نزدیک ما فرود اومد.

22:21.831 --> 22:27.331
‫یه پرستار توی آب پرت شد.

22:27.414 --> 22:30.914
‫و مُرد و به ته رود ولگا رفت.

22:36.539 --> 22:38.247
‫یه جوری تونستیم از رودخونه رد بشیم.

22:52.581 --> 22:56.664
‫آلمانی‌ها برای یک حمله
‫تمام عیار زمینی به شهر آماده شدن.

23:04.247 --> 23:08.081
‫سوختن استالینگراد رو دیدیم.

23:10.206 --> 23:13.914
‫فکر کردیم، وقتی استالینگراد رو بگیریم...

23:14.039 --> 23:16.289
‫جنگ تموم میشه.

23:17.497 --> 23:18.747
‫آتش!

23:20.497 --> 23:23.706
‫شروع کردیم به پیشروی به سمت استالینگراد.

23:25.789 --> 23:28.539
‫خبرهای بیشتری از جنگ
‫در جبهه روسی داریم...

23:28.622 --> 23:32.539
‫تهدید آلمان برای استالینگراد
‫هر روز بیشتر و بیشتر میشه.

23:38.122 --> 23:42.706
‫یه خونه یا گودال رو می‌گرفتیم...

23:44.747 --> 23:48.872
‫و چند روز بعد پسش می‌گرفتن.

23:52.456 --> 23:57.081
‫یهو فهمیدیم با یه
‫رقیب جدی روبه‌رو هستیم.

24:07.831 --> 24:11.456
‫هر خونه یه میدون نبرد بود.

24:15.289 --> 24:17.331
‫خمپاره‌ها مثل توفان روی
‫سرمون می‌باریدن.

24:21.372 --> 24:25.247
‫سربازهای بسیاری رو از دست دادیم.

24:30.122 --> 24:31.830
‫به مدت سه ماه...

24:31.914 --> 24:35.664
‫نازی‌ها و شوروی‌ها در یک
‫بن‌بست با هم جنگیدن.

24:49.539 --> 24:52.205
‫ولی شوروی برای باز کردن
‫این بن‌بست یه راهی داره.

24:56.205 --> 25:01.580
‫[نوامبر ۱۹۴۲]

25:19.122 --> 25:23.080
‫ترکیبی از حیرت و وحشت بود.

25:32.080 --> 25:34.997
‫شبیه چیزی بود که از
‫یه فیلم بیرون اومده باشه.

25:44.664 --> 25:47.997
‫ارتش سرخ از همه جا...

25:48.872 --> 25:51.830
‫سرازیر شد، از شمال و جنوب.

26:00.747 --> 26:03.247
‫استالین درخواست پشتیبانی کرده...

26:03.330 --> 26:05.372
‫و آلمانی‌ها رو غافلگیر کرده بود.

26:09.414 --> 26:12.039
‫سلاح‌های ما برتر بودن.

26:17.205 --> 26:21.539
‫ولی تعدادشون خیلی زیاد بود.

26:22.872 --> 26:26.080
‫موجی پس از موج دیگه از راه می‌رسیدن.

26:36.789 --> 26:41.747
‫ضعیفتر نمی‌شدن،
‫قوی‌تر می‌شدن!

26:49.414 --> 26:52.372
‫به جون خودمون اهمیت نمی‌دادیم.

26:56.414 --> 27:00.580
‫تنها چیزی که اهمیت داشت سرزمین مادری بود!

27:05.539 --> 27:11.622
‫یهو با دوربین دوچشمی خودم دیدم.

27:14.330 --> 27:18.622
‫خدای من! استالینگراد محاصره شده!

27:33.247 --> 27:36.372
‫در حالی که ارتش آلمان
‫در استالینگراد گیر افتاده...

27:37.455 --> 27:40.539
‫در اقیانوس آرام، آمریکایی‌ها
‫و ژاپنی‌ها...

27:40.622 --> 27:42.664
‫همچنان به نبرد برای برتری یافتن ادامه میدن.

27:43.664 --> 27:45.664
‫[جزایر سولومون]

28:04.455 --> 28:06.872
‫خبرها مهم امروز اینا هستن.

28:06.955 --> 28:09.163
‫تمام کشور چشم امید
‫به نیروی دریایی دوختن...

28:09.247 --> 28:12.163
‫که در حال نبرد در یکی از
‫خشن‌ترین نبردهای جنگ جهانی دوم ـه...

28:12.247 --> 28:13.705
‫در جزایر سولومون.

28:53.288 --> 28:55.080
‫البته که دچار تلفاتی شدیم.

28:55.122 --> 28:57.538
‫ولی به دشمن هم خسارت و تلفات وارد کردیم.

29:11.205 --> 29:15.080
‫در همین حال، در آفریقای شمالی،
‫جهت جنگ دوباره عوض میشه.

29:16.163 --> 29:19.163
‫برنامه خانه و سربازها از شبکه بی‌بی‌سی.

29:19.247 --> 29:23.330
‫خبر بسیار خوبی داریم که در
‫یک ساعت گذشته به دستمون رسیده.

29:23.413 --> 29:25.747
‫نیروهای محور قدرت در صحرای غربی...

29:25.830 --> 29:28.163
‫حالا کامل عقب‌نشینی کردن.

29:29.330 --> 29:32.913
‫وینستون چرچیل یک فرمانده
‫جدید رو در آفریقا منصوب کرد...

29:34.372 --> 29:35.788
‫ژنرال مونتگومری.

29:38.413 --> 29:41.872
‫و شروع کرد به توقف پیشروی
‫لشکر آفریقای رومل.

29:43.205 --> 29:45.080
‫دستور ما از طرف نخست‌وزیر...

29:45.163 --> 29:48.413
‫نابودی محور قدرت در شمال آفریقاست.

29:49.580 --> 29:53.080
‫یک بار و برای همیشه
‫کار رومل رو تموم می‌کنیم.

29:54.372 --> 29:56.872
‫میشه انجامش داد و انجام میشه.

30:01.163 --> 30:06.413
‫ولی ده‌ها هزار سرباز انگلیسی
‫هنوز اسیر محور قدرت بودن.

30:16.080 --> 30:18.330
‫از بعد از تصرف توبروک...

30:18.413 --> 30:22.205
‫ری الیس در صحرای آفریقای شمالی
‫سوار یک کامیون شده بود.

30:26.830 --> 30:29.372
‫یادم نمیاد چند روز گذشته بود.

30:29.455 --> 30:31.247
‫یه جهنم واقعی بود.

30:46.580 --> 30:48.080
‫نمی‌تونستی بشینی.

30:50.163 --> 30:54.163
‫نمی‌تونستی تکون بخوری.
‫در اصل نمی‌تونستی بچرخی.

30:58.080 --> 31:01.413
‫مردان کثیف، عرق کرده و بوگندو...

31:01.497 --> 31:04.372
‫که ایستاده شکم و مثانه‌شونو خالی می‌کردن.

31:04.455 --> 31:05.788
‫و تو هم باید همین کار رو می‌کردی.

31:09.538 --> 31:11.872
‫بسیاری در همون حالت ایستاده مُردن.

31:18.288 --> 31:21.580
‫تا اینکه شب وایستادیم
‫تا اجساد رو بشه برد بیرون.

31:32.580 --> 31:36.580
‫[کاپوا، جنوب ایتالیا]

31:47.413 --> 31:50.871
‫ری به عنوان یه اسیر جنگی
‫به ایتالیا می‌رسه.

31:56.288 --> 31:57.955
‫داشتیم از گرسنگی می‌مردیم.

31:59.746 --> 32:01.663
‫یه گروه از مردان در هم شکسته بودیم.

32:05.330 --> 32:08.538
‫خیابون پر بود از مردمی
‫که تف مینداختن و مسخره می‌کردن.

32:11.621 --> 32:14.163
‫این ارتش بریتانیاست. نگاشون کنین!

32:38.288 --> 32:40.996
‫و بعد یه جایی، از میون جمعیت...

32:43.163 --> 32:48.788
‫یه دختر کوچولو اومد و
‫یه هلوی بزرگ رو داد دستم.

32:52.080 --> 32:54.538
‫و بعد با سرعت برگشت و خودشو قایم کرد.

32:59.371 --> 33:03.746
‫و یادمه که داشتم می‌خوردمش
‫و دستهای بسته‌مو دور دهنم گرفته بودم.

33:06.663 --> 33:09.205
‫فکر نکنم چیزی خوشمزه‌تر از
‫اون هلو خورده باشم.

33:13.955 --> 33:15.913
‫فقط زدم زیر گریه.

33:20.246 --> 33:23.496
‫بهم فهموند که وقتی فکر می‌کنی
‫تمام دنیا علیه تو شدن...

33:23.580 --> 33:24.996
‫و همه چی داره بد پیش میره...

33:25.080 --> 33:27.788
‫همیشه فکر می‌کنم یه دختر
‫با یه هلو یه جا وایستاده.

33:31.621 --> 33:35.413
‫حس معرکه‌ای بود...

33:44.455 --> 33:48.080
‫و بهم امید داد که
‫ممکنه اوضاع تغییر کنه.

33:50.080 --> 33:53.080
‫[ایتالیا]

33:54.080 --> 33:57.746
‫اینجا لندن است و برای بی‌بی‌سی
‫از آمریکای شمالی خبر داریم.

33:57.830 --> 34:00.038
‫دیروز بعد از ظهر حدود ساعت ۴:۳۰...

34:00.121 --> 34:02.330
‫ارتش‌های محور قدرت
‫به نصف کاهش پیدا کردن.

34:03.288 --> 34:07.746
‫نوامبر از راه رسید و
‫خبرهای مهمی از مصر رسید.

34:08.955 --> 34:12.746
‫لشکر هشتم بریتانیا نیروهای
‫ژنرال رومل رو در نبرد...

34:12.830 --> 34:14.955
‫الامین شکست داده بود.

34:16.246 --> 34:23.080
‫حالا این پایان کار نیست.
‫حتی آغاز پایان هم نیست.

34:23.746 --> 34:27.163
‫ولی شاید پایان یک آغاز باشه.

34:30.038 --> 34:32.246
‫و حالا آمریکایی‌ها فرود اومدن...

34:32.330 --> 34:35.830
‫تا کمک کنن کار محور قدرت
‫در آفریقای شمالی تموم بشه.

34:35.913 --> 34:39.663
‫چتربازهای آمریکایی و سربازان
‫نیروی هوایی از بریتانیا اومدن...

34:39.746 --> 34:41.205
‫از ۳۰۰۰ کیلومتر دورتر...

34:41.288 --> 34:43.246
‫فرود اومدن تا فرودگاه‌ها رو بگیرن...

34:43.330 --> 34:46.621
‫در حالی که بقیه سربازان آمریکایی
‫به سواحل وارد شدن.

34:51.913 --> 34:55.163
‫این پایان ماجراجویی
‫محور قدرت در آفریقاست.

35:01.288 --> 35:04.371
‫در همین حال، نیروهای هیتلر
‫در جبهه شرقی...

35:04.454 --> 35:08.204
‫در مواجهه با یک شکست فاجعه‌بار قرار گرفتن.

35:11.454 --> 35:14.121
‫لشکر ششم آلمان تسلیم شد.

35:16.079 --> 35:18.163
‫و زمستان روسیه داشت نزدیک می‌شد.

35:32.788 --> 35:36.621
‫ژنرال‌های هیتلر بهش میگن
‫که تنها امید عقب‌نشینی کردنه.

35:42.038 --> 35:45.079
‫ولی هیتلر به ارتشش دستور
‫میده بایسته و بجنگه.

35:48.704 --> 35:52.413
‫این چند ماه اخیر
‫بسیار سرنوشت‌ساز بوده.

35:54.621 --> 35:59.288
‫بیاین یادی کنیم از سربازانی
‫که این پیروزی رو به ما دادن.

36:01.704 --> 36:05.954
‫شکست هیچ جایی نداره.

36:06.079 --> 36:09.538
‫آلمان ملی و سوسیالیست
‫از این جنگ برمی‌خیزه...

36:09.621 --> 36:11.871
‫با یک پیروزی شکوهمند!

36:17.329 --> 36:22.913
‫اولش فکر کردیم که
‫از اینجا میریم.

36:30.246 --> 36:34.413
‫ولی بعدش اوضاع خیلی بد شد.

37:03.288 --> 37:05.329
‫بنزین تموم کردیم.

37:12.288 --> 37:15.121
‫بعدش مهمات تموم کردیم.

37:26.329 --> 37:28.913
‫بعدش غذا تموم کردیم...

37:30.829 --> 37:34.788
‫پس اسب‌ها رو خوردیم.

37:40.538 --> 37:46.329
‫دستور داشتیم خونه‌ها رو
‫برای هیزم نابود کنیم.

37:50.204 --> 37:53.621
‫گفتیم، بیاین بیرون، به خونه‌تون نیاز داریم!

38:13.662 --> 38:16.371
‫توی یک خونه...

38:18.537 --> 38:20.621
‫یه زوج پیر بودن.

38:20.704 --> 38:26.454
‫یه پیرمرد از استالینگراد...

38:26.537 --> 38:27.829
‫با همسرش.

38:28.454 --> 38:33.037
‫یه کم سوپ درست کرده بودن.

38:33.787 --> 38:35.287
‫یه چیز گرم بود.

38:35.371 --> 38:39.037
‫گفتش، بیا با ما غذا بخور.

38:39.121 --> 38:40.579
‫باورم نمی‌شد!

38:54.579 --> 38:56.954
‫روز کریسمس، ۱۹۴۲.

39:02.371 --> 39:06.204
‫هانس و افرادش ۲۹۰۰ کیلومتر از
‫خونه دور بودن...

39:06.287 --> 39:07.954
‫و از گشنگی در حال مرگ.

39:10.412 --> 39:14.829
‫یه درخت کاج کوچیک توی سنگرم داشتم.

39:19.787 --> 39:24.746
‫سعی کردم که برای افرادم
‫خودمو شجاع نشون بدم.

39:35.579 --> 39:39.287
‫گفتم، بچه‌ها، یه
‫جوری از اینجا میریم بیرون.

39:44.871 --> 39:47.329
‫با اینکه حتی خودمم باور نداشتم.

39:52.329 --> 39:54.621
‫و هیچکس دیگه هم حرفمو باور نکرد.

40:07.371 --> 40:10.454
‫در طول مسیر استالینگراد...

40:12.162 --> 40:15.954
‫تمام دنیام از هم پاشید.

40:23.496 --> 40:27.121
‫یه جسد رو دیدم.

40:27.204 --> 40:30.037
‫بعضی از سربازها خودشونو
‫پرت کردن روش.

40:35.537 --> 40:40.162
‫قلب و ریه‌هاشو دراوردن و خوردن.

40:51.746 --> 40:55.662
‫با خودم گفتم، خدای من،
‫چقدر پست و بدبخت شدیم؟

41:08.662 --> 41:13.662
‫[پنج هفته بعد]

41:28.787 --> 41:31.704
‫فرماندهی عالی ورماخت اعلام می‌کند...

41:31.787 --> 41:33.496
‫لشکر ششم ارتش...

41:33.579 --> 41:37.204
‫تسلیم برتری دشمن شد.

41:40.537 --> 41:43.329
‫نبرد استالینگراد پایان یافت.

41:45.287 --> 41:48.579
‫در دوم فوریه ارتش آلمان تسلیم میشه.

41:51.537 --> 41:55.745
‫هشتصد هزار سرباز محور قدرت
‫کشته یا اسیر شدن.

41:58.579 --> 42:01.954
‫یه سرباز ارتش سرخ
‫با اسلحه‌ش زد توی سینه‌م.

42:05.162 --> 42:07.870
‫و به همین راحتی اسیر شدیم.

42:14.620 --> 42:19.537
‫برای هیتلر یه فاجعه‌س
‫و بزرگترین شکستش تا به حال بوده.

42:26.412 --> 42:29.495
‫بعدش به فکر خونه افتادم.

42:31.120 --> 42:34.954
‫حالا چطور میشه جنگ رو ببریم؟

42:46.829 --> 42:52.954
‫دیر یا زود تمام آلمان مثل ما که
‫در استالینگراد تسلیم شدیم، تسلیم میشه.

42:55.037 --> 42:57.454
‫این یعنی سقوط آلمان.

42:58.079 --> 42:59.870
‫امکان نداره.

43:10.287 --> 43:13.454
‫همدیگه رو بغل کردیم
‫و بوسیدیم و داد زدیم، من زنده‌م!

43:20.037 --> 43:25.704
‫فهمیدم قراره به من
‫مدال ستاره سرخ رو بدن.

43:29.329 --> 43:32.787
‫با افتخار راه می‌رفتم!

43:35.120 --> 43:40.704
‫حس کردم که دنیا داره تماشام می‌کنه.

43:47.829 --> 43:51.495
‫ارتش سرخ استالین
‫جلوی موج نازی‌ها رو گرفت.

44:05.162 --> 44:07.579
‫ولی همچنان که جنگ وارد
‫سال چهارمش می‌شد...

44:07.662 --> 44:10.120
‫یک نبرد سهمگین‌تر تازه شروع شده بود.

44:19.579 --> 44:23.537
‫برای بردن جنگ، متفقین
‫باید نبرد رو به قلمروی دشمن می‌بردن...

44:24.870 --> 44:28.037
‫و وارد خطرناکترین مکان
‫روی کره زمین می‌شدن...

44:28.620 --> 44:30.454
‫آلمان نازی.

44:34.120 --> 44:38.620
‫نازی‌ها با یک
‫توهم به نسبت کودکانه وارد این جنگ شدن...

44:38.704 --> 44:41.370
‫که می‌خوان همه رو بمباران کنن...

44:41.454 --> 44:43.620
‫و هیچکس اونا رو بمباران نمی‌کنه.

44:44.704 --> 44:49.495
‫کاری کردن باد بلند بشه و
‫حالا باید با گردباد طرف بشن.

44:56.287 --> 44:58.912
‫- جنگنده‌ها در سمت چپ.
‫- مراقب باش، اسکاتی.

44:59.037 --> 45:00.579
‫دارم می‌بینم‌شون.

45:03.787 --> 45:06.162
‫بی ۱۷ در سمت راست از کنترل خارج شده.

45:08.495 --> 45:10.495
‫زود باشین، بچه‌ها،
‫از اون هواپیما بیاین بیرون.
