WEBVTT

00:01.289 --> 00:03.289
« آنچه در واندرمن گذشت »

00:03.313 --> 00:06.021
چرا داریم این‌ها رو مرور می‌کنیم دوباره؟
.دادگاهم رو دادم، رفتم زندان

00:06.104 --> 00:09.146
،و حبست رو تموم نکردی
.دوتا گزینه داری

00:09.229 --> 00:11.688
یا برمی‌گردی زندان یا یه کم کار

00:11.771 --> 00:12.979
...برای سازمان کنترل خسارت انجام

00:13.063 --> 00:14.521
.دومی، گزینه دو، ممنونم

00:14.604 --> 00:16.146
به نظرت می‌تونی بهش نزدیک بشی؟

00:16.938 --> 00:18.604
هی، اون برای داستان ترسناک آمریکایی بود؟

00:18.688 --> 00:20.771
.متاسفم، روز اولی‌ها ماشین گلف نمی‌گیرن

00:21.396 --> 00:22.604
.شورانر سریال زنگ زد

00:22.688 --> 00:24.146
.شخصیتت رو از سریال حذف کرد

00:29.979 --> 00:31.729
.می‌خوام اینو دست کنی

00:31.813 --> 00:34.521
،کامپیوترش رو پیدا کن
،و این رو بذار روش

00:34.604 --> 00:36.938
.بعد از راه دور کنترلش می‌کنم

00:37.962 --> 00:45.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:45.051 --> 00:49.021
Bist :ترجمه‌ای از
@BistThunder :در تلگرام

00:59.854 --> 01:03.729
،نباید تنهاشون میذاشتم
.می‌دونستم نباید تنهاشون بذارم

01:06.479 --> 01:08.813
.از وقتی پدرشون فوت شده براشون سخت بوده

01:08.896 --> 01:10.438
.در یک زمان همه جا نمی‌تونم باشم

01:11.104 --> 01:14.396
،یه نفس عمیق برام بکش
.و سخت و سریع بازدم کن

01:18.479 --> 01:21.271
مطمئنی وقتی خونه آتیش گرفت اونجا بوده؟

01:21.354 --> 01:23.188
.وقتی شروع شد توی اتاق بود

01:23.271 --> 01:25.604
.آتش‌نشان‌ها مجبور شدن از آشپزخونه بهش برسن

01:26.438 --> 01:28.979
.تا بوی دود رو فهمیدم به آتش‌نشانی زنگ زدم

01:29.003 --> 01:30.303
.خدارو شکر

01:32.688 --> 01:33.771
چی شده؟

01:33.896 --> 01:36.521
چیکار می‌کنه؟ -
طوری نیست، صبر کن -

01:37.188 --> 01:41.896
خانم ویلیامز، پسرتون هیچ
.نشونه‌ای از ناراحتی ریه از دود نداره

01:41.979 --> 01:44.354
.سرفه نداشته، سوختگی هم نداره

01:44.438 --> 01:45.854
.حتی سوزش پوست هم نداره

01:46.688 --> 01:49.813
.از این بچه سالم‌تر توی عمرم ندیدم

01:49.896 --> 01:51.771
پس، طوری نیست؟ -
عالیه -

01:51.854 --> 01:55.271
،می‌تونیم از سینه رادیوگرافی بگیریم
.ولی فکر نمی‌کنم ضروری باشه

01:55.354 --> 01:57.396
!اوه، خدارو شکر

01:58.604 --> 02:01.813
.ولی باید بیشتر مراقب باشی وقتی از گاز استفاده می‌کنی

02:02.813 --> 02:04.479
گاز بود دیگه، نه؟

02:06.646 --> 02:07.646
.آره

02:09.438 --> 02:10.438
.ممنونم

02:11.396 --> 02:12.938
!ممنون، ممنونم

02:14.813 --> 02:16.229
.تهدیدات ماورایی

02:17.104 --> 02:18.313
.این ساده‌ترین هدف ماست

02:18.396 --> 02:20.938
.اینکه از این کشور محافظت کنیم
« زمان حال »

02:23.146 --> 02:25.771
.ماموران آقا و خانم رو داریم

02:27.271 --> 02:28.521
.منابع

02:29.229 --> 02:33.188
.و یک زندان فوق‌امنیتی به شدت گرون با فناوری روز

02:33.271 --> 02:36.438
هر کار ضروری که برای ملتمون
.نیاز داریم رو دم دست داریم

02:36.521 --> 02:39.979
،فقط یه مشکلی هست
و می‌دونید اون مشکل چیه؟

02:41.479 --> 02:43.063
.زندانمون نصفش خالیه

02:44.563 --> 02:45.729
!نصف خالی

02:45.813 --> 02:48.438
و دفتر بودجه کنگره هم ما رو زیر ذره‌بین گذاشته

02:48.521 --> 02:51.729
و هر قرونی که از مالیات دهنده‌ها
.داریم خرج می‌کنیم رو زیر نظر داره

02:51.813 --> 02:54.646
،همه دفترها هم دارن بودجه رو محدود می‌کنن

02:54.729 --> 02:56.938
بخش لس‌آنجلس که
.اینجاست هم 20 درصد و الی بیشتر

02:57.563 --> 03:01.813
هرکسی هم که اینجا نشسته باید
.یکی دوتا کنه که چجوری می‌تونه بهمون کمک کنه

03:04.313 --> 03:06.771
حالا چخبرا، رفقا؟ ♪
♪ بذارید صحنه رو آماده کنم

03:06.854 --> 03:09.104
♪ !شروع تازه‌ای برای فرزندته، جوونک ♪

03:09.188 --> 03:11.229
♪ بابام رو دیدید، به عنوان بابا، آدم باحالیه ♪

03:11.313 --> 03:13.521
♪ فقط یه کم برای روز اول مدرسه‌ام استرس داره ♪

03:13.604 --> 03:15.438
میگن که، "مواظب باش ♪
♪  "چون آدم‌ها می‌تونن بدجنس باشن

03:15.521 --> 03:18.063
♪ ولی من هنوز می‌خوام عضو تیم فوتبال بشم ♪

03:18.146 --> 03:20.229
ممکنه سخت باشه ♪
♪ ولی هیچ‌جا خونه آدم نمیشه

03:20.313 --> 03:22.729
فقط یه کم خاک می‌گیری ♪
♪ و یه کم کپک

03:22.813 --> 03:25.354
♪ ...ولی از این سمت ماجرا زیاد هم بد نیست ♪

03:25.438 --> 03:27.104
.ویدیوهای زیادی از خودش گرفته

03:27.188 --> 03:29.104
.آره والا

03:29.188 --> 03:31.729
،این چیزیه که می‌دونیم
گزارش پلیس رو داریم که میگه

03:33.021 --> 03:35.938
سایمون در 13 سالگی توی
.یه آشپزخونه آتیش گرفته بوده

03:36.021 --> 03:39.646
سال پیش یکی از توالت‌های سیار
.سر صحنه فیلمبرداری راکی منفجر شد

03:39.729 --> 03:42.563
،و به لطف تو و هارد درایو سایمون

03:42.646 --> 03:45.104
.می‌تونیم روی صحنه قرارش بدیم

03:45.188 --> 03:47.646
تقریبا کافیه -
و مطمئنی که سایمون خطرناکه؟ -

03:48.313 --> 03:51.521
.نظر من رو بخوای، اون خیلی حساس و لطیف به نظر میرسه

03:51.604 --> 03:54.563
توی پرونده میذارمش، ترور -
همینجوری میگم -

03:54.646 --> 03:56.771
تولد مادر سایمون فرداست -
اوه -

03:57.646 --> 03:59.396
.فردا برای جشن میره پاکویما

04:00.104 --> 04:03.229
.می‌خوام اونجا باشی، و یه شنود پیشت باشه

04:05.146 --> 04:08.021
.درباره آتش‌سوزی‌ای که خانواده‌اش داشت تحقیق کن

04:08.104 --> 04:09.479
.چیز بدرد بخور برام پیدا کن

04:10.271 --> 04:12.438
.یه حسی بهم میگه از قانون رد شدیم

04:12.521 --> 04:14.104
.خب، اگه نکنی، برمی‌گردی زندان

04:14.188 --> 04:16.479
وایسا، قرارمون این نبود -
خب، الان که هست -

04:16.563 --> 04:18.771
.داری نازک نارنجی میشی، و منم وقت ندارم

04:18.854 --> 04:21.938
.یه چیز بدرد بخور برام بیار، و کارمون تمومه

04:34.104 --> 04:35.938
.از دیدنتون خوشحالم، خانم ویلیامز

04:39.646 --> 04:42.146
خب، اگه ون کواک
،هنوز داره ویدیوهارو میبینه

04:42.229 --> 04:44.271
...شاید بهتره زنگ بزنیم و بهش یادآوری

04:44.354 --> 04:46.521
.همم، نه، سایمون، وضعیت اینجا بهم ریخته‌ست

04:46.604 --> 04:49.271
.می‌دونی داریم با کی قرارداد میبندیم؟ برادران مانینگ

04:49.354 --> 04:51.063
.و قرارداد هم به صورت پکیجه

04:51.146 --> 04:53.813
،عملا داریم با الی درگیر میشیم
و منم نمی‌خوام زیر بار این مسئولیت

04:53.896 --> 04:56.521
فشار بهم بیاد -
خب، خوش به حالت، منم اینجا میشینم -

04:57.146 --> 05:01.021
و به این فکر نمی‌کنم که چقدر زندگیم
.می‌تونه با زنگ ون کواک عوض بشه

05:01.104 --> 05:03.271
،اگه خبری بود، می‌دونی که اولین نفر میفهمیدی

05:03.354 --> 05:06.063
مگه اینکه دوباره بهم زنگ بزنی
.و دیگه هیچی بهت نگم

05:06.688 --> 05:09.146
بامزه نبود -
خوبه، چون قصدم نمک ریختن نبود -

05:11.854 --> 05:18.104
می‌دونی، اگه بهت زنگ نزنن، یعنی دارن یه فیلم
.مسخره میسازن که اصلا نمی‌خوای بخشی ازش باشی

05:18.188 --> 05:20.313
.آره

05:20.396 --> 05:22.604
.بهرحال، کار یک بازیگر گرفتن شغل نیست

05:22.688 --> 05:24.104
.کار تو بازی کردنه

05:25.063 --> 05:26.646
.همیشه یه راهی هست که بتونی بازی کنی

05:26.729 --> 05:27.729
.آره، حق با توئه

05:31.979 --> 05:34.229
.نباید برای اجازه صبر کنم

05:34.313 --> 05:36.104
اگه این نقش رو نگیرم، پس باید

05:37.146 --> 05:38.563
.یه کاری برای خودم انجام بدم

05:40.854 --> 05:43.188
...یه فیلم کوتاه، یا یه نمایش

05:43.271 --> 05:45.104
.یه نمایش، آره، نمایش همون چیزیه که می‌خوای

05:45.938 --> 05:47.938
.تئاتر، خالص‌ترین بازیگری

05:50.521 --> 05:52.229
!با تمام قوا حمله کن"

05:53.063 --> 05:54.104
،آتش بریز

05:54.938 --> 05:56.146
!باران فروکش کن

05:57.438 --> 06:01.938
!نه رعد، باد، باران و نه آتش، دختران من هستند

06:02.854 --> 06:05.146
،من از شما عناصر، بدی نمی‌طلبم

06:05.229 --> 06:07.563
،من هرگز به شما پادشاهی ندادم
!شما را بچه صدا نکردم

06:09.021 --> 06:10.563
!به من هیچ دینی ندارید

06:11.563 --> 06:15.313
"!پس لذت مخربت را به پیش بگیر

06:17.146 --> 06:18.146
.بدک نبود

06:19.646 --> 06:20.646
این یکی رو می‌دونی؟

06:21.479 --> 06:23.229
،خب، شاید همانطور که کیسی میگوید"

06:23.313 --> 06:25.813
...شاید یک نفر روحی ندارد، فقط

06:26.771 --> 06:28.354
،یک تکه کوچک از روح بزرگ را دارد

06:28.438 --> 06:30.521
،یک روح بزرگ که برای همه‌ست

06:32.563 --> 06:33.563
...که

06:36.146 --> 06:37.563
،که اهمیتی ندارد

06:40.146 --> 06:42.813
،من در اطراف خواهم بود، در تاریکی

06:44.146 --> 06:45.229
،من همه جا خواهم بود

06:46.271 --> 06:47.521
،هرجایی که بتوانی ببینی

06:48.396 --> 06:51.188
هرجایی که نبردی باشد و افراد گرسنه بتوانند
،بخورند و بیاشامند، من آنجا خواهم بود

06:51.271 --> 06:53.979
هرجایی که پلیسی باشد و خشم خود را
...بر کسی خالی ‌می‌کند، آنجا خواهم بود

06:54.896 --> 06:58.146
،بر روی کاغذ، انگار اهمیتی ندارد"

07:00.229 --> 07:02.771
،آغازش ساده و خنده‌دار بود

07:04.813 --> 07:06.646
،مانند یک نبض

07:08.563 --> 07:13.271
،فاگوت و کربات، مانند جعبه‌ فشرده خراب شده

07:14.646 --> 07:18.646
،ولی بعد، بالای همه این‌ها یک ابواست

07:18.729 --> 07:21.688
،فقط یک نت تنها آنجا معلق بود

07:21.771 --> 07:24.521
...تا اینکه یک کلارینت آن را گرفت و جلایی بهش داد

07:26.479 --> 07:28.729
،به عبارتی، تبدیل به لذت شد

07:31.229 --> 07:33.646
،این آهنگی نبود که یک میمون بازیگر ساخته باشد

07:33.729 --> 07:37.063
،موسیقی‌ای بود که هرگز نشنیده بودم

07:39.479 --> 07:40.854
،با اشتیاق پر شده بود

07:43.063 --> 07:45.938
،و اشتیاقی غیرقابل تحقق

07:46.021 --> 07:47.146
،که تکانی به من داد

07:48.063 --> 07:50.729
"که به نظر ندایی از طرف خداوند بود

07:58.354 --> 07:59.896
شرمنده -
اوه، لطفا -

08:00.521 --> 08:01.979
.با این حال، احسنت

08:02.063 --> 08:03.063
.ممنون

08:03.896 --> 08:05.396
.اوه، باید برم

08:05.479 --> 08:08.938
.انگاری باید برم جشن تولد مامانم توی پاکویما

08:09.021 --> 08:11.688
یه جشن تولد توی پاکویما؟
!چقدر هیجان‌انگیز

08:11.771 --> 08:13.604
به نظرت هیجان‌انگیزه؟

08:13.688 --> 08:15.938
.خب، تابحال نرفتم پاکویما

08:16.021 --> 08:18.729
.اونجا بزرگ شدم، و قول میدم چیزی رو از دست ندادی

08:18.813 --> 08:22.271
.عملا کلیولنده با درخت نخل

08:22.354 --> 08:24.896
،خب، تابحال کلیولند هم نبودم
اشکالی نداره باهات بیام؟

08:28.521 --> 08:29.521
...آه

08:30.979 --> 08:32.604
.سپر بلا داشته باشم بد نمیشه

08:32.688 --> 08:35.104
قراره یه مشت خاله عمه باشن

08:35.188 --> 08:37.771
و چندتا پسرعمو اینا که خاطرات
.جنگ توی هائیتی رو تعریف می‌کنن

08:37.854 --> 08:40.146
.همیشه یه سپر بلای استثنایی بودم

08:40.229 --> 08:41.271
.خوبه

08:41.354 --> 08:45.271
آم، ببین، خانواده‌ام نمی‌دونه که
.از داستان ترسناک آمریکایی اخراج شدم

08:45.354 --> 08:48.938
اوه -
خب... بین خودمون باشه پس -

08:49.646 --> 08:53.521
،همونطور که بلیندا کارلایل معروف می‌خونه
"لب‌هایمان دوخته شده"

09:07.729 --> 09:09.604
♪ صداشون رو میشنوی؟ ♪

09:09.688 --> 09:11.313
♪ درباره ما حرف میزنن ♪

09:11.938 --> 09:14.896
♪  دروغ میگن، که تعجبی نداره ♪

09:14.979 --> 09:18.104
می‌تونی ببینیشون؟  ♪
♪ درونشون رو ببین
« واندرمن »

09:19.771 --> 09:22.854
هیچ سپری ندارن ♪
♪ رازی برای فاش ندارن

09:23.813 --> 09:26.271
♪ مهم نیست که چی میگن ♪

09:26.854 --> 09:30.604
♪ آدم‌ها توی بازی حسادت بازی می‌کنن ♪

09:32.729 --> 09:34.896
♪ لب‌هایمان دوخته شده ♪

09:37.104 --> 09:38.104
.درود

09:40.396 --> 09:43.813
.سلام، تولدت مبارک، مامانی

09:43.896 --> 09:45.021
.متاسفم، دیر کردم

09:45.104 --> 09:46.688
.اوه، درست سر وقت اومدی

09:46.771 --> 09:48.604
.مامانی، ایشون تروره، دوست همکار

09:48.688 --> 09:50.479
.از دیدنتون خوشحالم خانم ویلیامز

09:50.563 --> 09:55.021
.اوه، خوبه که یکی از دوست‌های همکار سایمون رو میبینم

09:55.104 --> 09:57.354
.اوه! و از استایلتون خوشم میاد

09:57.438 --> 09:59.854
.امیدوارم مزاحم جشنتون نشده باشم

09:59.938 --> 10:03.104
.آه، اصلا، دوست‌ها قدمشون روی چشم ماست

10:04.146 --> 10:07.896
.پسرم، اریک، برای تولدم آشپزخونه‌مو نوساز کرده

10:07.979 --> 10:09.021
.اوه

10:09.104 --> 10:11.479
.تغییری که کرده باورنکردنیه

10:11.563 --> 10:13.229
.تابحال ندیده بودش، مامانی

10:13.313 --> 10:14.563
.مشخصه

10:16.354 --> 10:20.729
.داشتم به همه درباره فیلم داستان ترسناک آمریکاییت می‌گفتم

10:20.813 --> 10:22.896
.فیلم نیست، مامانی، برنامه تلویزیونیه

10:22.979 --> 10:24.396
!ولی سریال بزرگیه

10:24.479 --> 10:27.479
بچه‌های کلیسا همه مشتاق هستن
!که تو رو توی یوتیوب ببینن

10:28.063 --> 10:29.813
"براش هرچیز استریمینگی "یوتیوبه

10:29.896 --> 10:31.938
خب، پس سایمون اینجا بزرگ شده؟

10:32.021 --> 10:34.104
.سایمون دقیقا توی این خونه بزرگ شده

10:34.188 --> 10:36.021
.توی این خونه به دنیا نیومدم

10:36.104 --> 10:38.063
.خب، منظورم رو می‌گیره دیگه

10:38.146 --> 10:40.313
!اریک! برادرت اومده

10:45.479 --> 10:46.479
.علیک

10:48.688 --> 10:49.813
ترافیک بد بود؟

10:50.604 --> 10:51.646
.عادی بود

10:53.188 --> 10:54.479
خامه آماده آوردی؟

10:54.563 --> 10:55.563
!اوه

10:55.646 --> 10:57.938
میرم بیرون -
ازت یه کار خواستم، پسر -

10:58.021 --> 11:00.396
کی خامه آماده می‌خواد وقتی کیک داریم؟

11:00.479 --> 11:02.688
ممنون -
دقیقا، کیک باید جدا باشه -

11:03.646 --> 11:05.104
چرا تو اینقدر آشنایی؟

11:06.521 --> 11:09.604
ترور اسلاتری هستم، در آکادمی سلطنتی
.هنرهای دراماتیک آموزش دیدم

11:09.688 --> 11:11.479
.توی وست اند چندتا کار انجام دادم

11:11.563 --> 11:12.813
تو ماندارین نبودی؟

11:12.896 --> 11:15.938
بعدش یه نقشی گرفتم، که یه تروریست بین‌المللی بود

11:16.021 --> 11:18.313
تا بدهی‌های مواد و فحشای
.خودم رو پرداخت کنم

11:22.021 --> 11:23.646
.باید آشپزخونه جدید رو ببینی

11:24.521 --> 11:25.521
.خونه رو بهش نشون بده

11:27.896 --> 11:28.896
.دنبالم بیا

11:33.854 --> 11:37.396
،و یه کابینت میانه گذاشته
.همیشه کابینت میانه می‌خواستم

11:37.479 --> 11:39.063
.و اینو داشته باش

11:39.854 --> 11:41.813
یه یخچال فقط برای شراب -
اوه، خدای من -

11:42.137 --> 11:44.637
.یه شراب سفید عالی برات اونجا گذاشتم

11:44.688 --> 11:45.688
!اوه

11:45.771 --> 11:47.146
ترور، شراب خور هستی؟

11:47.229 --> 11:48.438
.اوه، نه، ممنونم

11:48.521 --> 11:51.479
.یه کم نسبت به الکل گارد دارم، 13 ساله پاکم

11:52.063 --> 11:53.063
.اوه، خوش به حالت

11:53.771 --> 11:57.604
خب، آم، برای آشپزخونه جدید
.و دوست‌داشتنیتون تبریک میگم

11:57.688 --> 11:59.521
قبلا چجوری بود؟

11:59.604 --> 12:02.479
.بژ و نارنجی تیره، مد دهه 70

12:02.563 --> 12:04.729
.کابینت‌ها هم چوب صلب تیره بودن

12:04.813 --> 12:05.813
یادته؟

12:06.271 --> 12:08.271
نه، نه واقعا -
قبل آتش‌سوزی بود -

12:08.354 --> 12:09.813
اوه، آتش‌سوزی بود؟

12:09.896 --> 12:11.521
.آره، برای خیلی قدیمه

12:11.604 --> 12:12.979
اوه، چی شد دقیقا؟

12:13.063 --> 12:14.271
چرا می‌خوای بدونی؟

12:14.354 --> 12:16.146
.اوه، فقط دوست دارم معاشرت کنم

12:16.229 --> 12:17.646
.زیاد داستان جالبی نیست

12:17.729 --> 12:19.063
.بنظر که هست

12:19.146 --> 12:21.438
.آشپزخونه و آتش؟ داستان همینجوریش دراماتیک هست

12:21.521 --> 12:24.021
اریک هنوز منو مقصر می‌دونه -
لازم نکرده درباره‌اش حرف بزنیم -

12:24.104 --> 12:26.563
منظورم اینه، یه بچه 13 ساله
نباید بدونه گاز چجوری کار می‌کنه؟

12:26.646 --> 12:29.354
.تقصیر من بود که سایمون رو خونه تنها گذاشتم

12:29.438 --> 12:31.188
اوه، پس سایمون تنها بود که اتفاق افتاد؟

12:33.412 --> 12:34.912
!رسیدن

12:45.396 --> 12:46.396
هی، چخبر؟

12:52.521 --> 12:53.729
.اوه، خیلی‌خب

12:53.813 --> 12:56.854
!خیلی‌خب، وایسا، بوم

12:58.854 --> 13:02.729
.اون والتره، اونم فریتزه، اونم الکسه

13:05.753 --> 13:07.753
« از روث بکشی چیزی نشنیدم، وگرنه در جریان میذاشتمت »

13:07.777 --> 13:09.777
« خبری نشد؟ »

13:09.801 --> 13:10.801
« بس کن، سایمون، فقط بس کن »

13:16.063 --> 13:18.854
.مارتا و من تقریبا بچه‌‌هامون رو باهم بزرگ کردیم

13:19.729 --> 13:22.479
.اونها ساعت‌ها توی حیاط پشتی ول می‌چرخیدن

13:22.563 --> 13:24.354
سایمون توی بچگی چجوریا بود؟

13:25.479 --> 13:26.688
.ساکت بود

13:26.771 --> 13:27.771
.جالبه

13:30.771 --> 13:32.104
کل حرفتون همین بود؟

13:33.396 --> 13:36.563
،اونقدر زیاد ازش خوشم نمیومد، راستش رو بخوای

13:36.646 --> 13:39.313
.برادرش، اریک، اون پسر خوبیه

13:39.396 --> 13:40.396
.کاملا کار راه اندازه

13:40.479 --> 13:42.313
.درباره ترجیح‌هاتتون نپرسیدم، استر

13:42.396 --> 13:44.313
.فقط از کودکی سایمون پرسیدم، لعنت بر شیطون

13:44.396 --> 13:46.271
اوه؟ -
اوه -

13:54.021 --> 13:56.854
بگو ببینم، آدم معروف یا ابرقهرمان تابحال دیدی؟

13:56.938 --> 13:58.188
.آه، نه، نه واقعا

13:58.271 --> 14:00.563
لعنتی -
عاشق کاپیتان آمریکام -

14:00.646 --> 14:02.521
.همه‌چی تمومه

14:02.604 --> 14:05.063
ولی اون فقط یه آدم عادیه که
می‌تونه سپرشو پرت کنه، نه؟

14:05.146 --> 14:07.188
اوه، اینجوری حس می‌کنی؟

14:07.271 --> 14:09.896
.سایمون و من قبلا باهم میرفتیم مدرسه

14:09.979 --> 14:12.479
.اوه، پس باید داستان داشته باشی

14:13.354 --> 14:18.146
خب اون، می‌دونی، بعد از آتش‌سوزی حالش خراب شد؟

14:18.229 --> 14:19.646
.زیاد باهم حرف نمیزدیم

14:20.479 --> 14:21.938
ولی هروز میرفتید مدرسه؟

14:22.021 --> 14:23.021
.آره

14:23.646 --> 14:25.646
خب، مثلا، ساعت کاریت چجوریه؟ -
آره -

14:25.729 --> 14:27.521
،غیر قابل پیش‌بینیه، چون مثلا

14:27.604 --> 14:29.604
هفته پیش حدود
...سه تا تست بازیگری داشتم

14:29.688 --> 14:31.729
.و یه کلاس بازیگری

14:31.813 --> 14:34.188
کل هفته وقتت رو می‌گیره؟

14:34.271 --> 14:35.271
.یه هفته کامل وقت رو می‌گیره

14:35.354 --> 14:36.729
!واو -
اوه، پس یه هفته کامله دیگه -

14:36.753 --> 14:38.753
.چقدر تنبله

14:38.777 --> 14:40.777
.و تنبل‌ها غذا نمی‌خورن

14:41.063 --> 14:43.313
چانکی، خنگ خدا -
لباس‌هاش رو ببین تروخدا -

14:43.337 --> 14:45.337
.حتی نمی‌تونه لباس تمیز بپوشه

14:45.646 --> 14:47.396
می‌دونی که میفهمم چی میگی؟

14:48.521 --> 14:51.271
اوه! آره، خوشحالم که زبان کریول‌ایت خوبه -
...فقط داشتم -

14:51.354 --> 14:53.813
پنج تا از خاطرات کودکی سایمون رو
.بگید، هرکدوم که به ذهنتون اومد

14:53.896 --> 14:57.563
ببخشید، هی، پسر، داری چیکار می‌کنی؟
.فکر می‌کردم قراره سپر بلای من باشی

14:57.646 --> 15:00.771
حدود 20 دقیقه وقتمو حروم کردم تا به پسرعموهام
.بفهمونم توی جلسه تهیه‌کننده‌ها چی می‌گذره

15:00.854 --> 15:03.729
.متاسفم، از اینکه با بقیه آشنا بشم هیجان‌زده شدم

15:03.813 --> 15:06.021
می‌دونم دروغ میگی -
چی؟ دروغ نمیگم -

15:06.104 --> 15:07.896
هیچکس از حرف زدن با
.همسایه‌ام، استر، خوشحال نمیشه

15:07.979 --> 15:09.813
.آره، نه، اون... آدم مزخرفیه

15:10.479 --> 15:11.813
.خیلی‌خب، رفقا

15:13.313 --> 15:14.313
!بریم برای غذا

15:23.563 --> 15:26.938
!اوه، پسر، بشقاب پرو نگاه -
چی؟ -

15:32.729 --> 15:35.229
...این مرغ یه مزه‌ای میده که انگار

15:35.313 --> 15:37.104
.برای بودن توی این سس زاده شده

15:39.688 --> 15:41.896
.همسرم هر وقت مرغ درست می‌کرد این رو می‌گفت

15:41.979 --> 15:43.229
!اوه

15:43.313 --> 15:44.938
.خب، اریک خبرهای مهمی داره

15:45.646 --> 15:47.521
.زودباش، بگو

15:47.604 --> 15:49.688
!زودباش، بهشون بگو

15:49.771 --> 15:51.396
،جدیدا یه کارشناس استخدام کردیم

15:51.479 --> 15:55.771
که به این معنیه الان شدم
.معاون ارشد و مدیر یه تیم شش نفره‌ام

15:58.229 --> 15:59.479
.فوق‌العاده‌ست

15:59.563 --> 16:02.104
،مدیریت بهترین بخش توی شغلمه

16:02.188 --> 16:05.188
دارم به گزارش دهنده‌هام کمک می‌کنم
.تا توی پیشرفت شغلیشون موفق بشن

16:05.271 --> 16:09.896
می‌دونی، چند تا از نمایندگان ما
،قراره توی سه ماه بعدی ترفیع بگیرن

16:09.979 --> 16:12.396
.پس قراره چند تا موقعیت شغلی داشته باشیم

16:13.521 --> 16:16.063
.می‌دونی که نمی‌خوام توی شرکت بیمه‌ات کار کنم

16:16.146 --> 16:18.063
خودم شغل دارم -
چیکار می‌کنی دقیقا؟ -

16:18.771 --> 16:19.771
.بازیگری می‌کنم

16:20.771 --> 16:22.854
.شغلم اینه تمرین کنم و تست بدم

16:22.938 --> 16:24.854
.چند روز پیش برام اتفاق بزرگی افتاد

16:24.938 --> 16:27.271
.شنیدم قراره دوباره بهم زنگ بزنن

16:27.354 --> 16:29.688
.برای نقش اصلی یه فیلم ون کواکه

16:29.771 --> 16:31.271
سایمون! واقعا؟

16:31.354 --> 16:33.646
میشه بگی این "دوباره زنگ زدن" چیه؟

16:33.729 --> 16:36.021
.برای زمانیه که خبرت می‌کنن دوباره تست بدی

16:36.104 --> 16:38.521
.نقش بزرگ باشه، بارها میگن بیا ببینیمت

16:38.604 --> 16:40.313
.بعضی وقت‌ها، ممکنه خود کارگردان هم ببینی

16:40.396 --> 16:45.271
پس یه مصاحبه دوم برای
.شغلی هست که ممکنه نگیریش

16:45.354 --> 16:46.813
.کاملا فراتر از حرف شماست

16:46.896 --> 16:51.271
،درواقع، توی این مقیاس از شغل
.یدونه "دوباره تماس" خودش دستاورد بزرگیه

16:51.354 --> 16:52.729
!اوه

16:53.188 --> 16:55.271
تو دقیقا نقشت توی این جشن چیه، آقا؟

16:55.354 --> 16:56.354
ببخشید؟

16:56.438 --> 16:59.813
اینجا خونه مادرمه، که دوست و
.خانواده‌اش اومدن پیشش

16:59.896 --> 17:01.521
برادرم رو از کی میشناسی؟

17:03.146 --> 17:06.271
بیاید فراموش نکنیم که سایمون توی
!فیلم داستان ترسناک آمریکایی بازی کرده

17:06.354 --> 17:08.146
...مامانی -
سایمون، به برادرت بگو -

17:08.229 --> 17:09.854
.درباره داستان ترسناک آمریکایی

17:12.104 --> 17:13.771
چی شد؟ جریان چیه؟

17:13.854 --> 17:15.729
.سایمون، اگه اجازه بدی باید برم دستشویی

17:15.813 --> 17:18.854
.مثل اینکه این ماهی‌های ادویه‌ای بهم نساخته

17:48.438 --> 17:49.438
.همم

18:21.979 --> 18:23.646
.می‌خوام انتظاراتت رو مشخص کنم

18:23.729 --> 18:25.271
.نتونستم زیاد بگردم

18:25.354 --> 18:26.771
.شاید زیاد دل به کار نمیدی

18:26.854 --> 18:30.021
.میدم، همه فهمیدن که حضورم اینجا عجیبه

18:30.104 --> 18:31.688
.تقریبا داشت با همسایه‌شون دعوام میشد

18:31.771 --> 18:34.271
آره، خب، برای صلاح خودت هم
.که شده بهتره یه چیزی پیدا کنی

18:34.354 --> 18:36.313
و اگه نکنم؟ -
مطمئنم میشم از یه راه دیگه -

18:36.396 --> 18:37.479
.بدستش میارم

18:37.563 --> 18:40.479
و برمی‌گردم به زندان؟ -
آره، پس تلاش کن -

18:40.563 --> 18:42.938
،شاید باید با همه حرف بزنی
.زیر همه سنگ‌ها رو بگرد

18:43.021 --> 18:46.021
اینجا چیکار می‌کنی؟ -
...اوه، داشتم با، آم -

18:46.104 --> 18:47.563
.دکترم درباره نتایج آزمایش صحبت می‌کردم

18:50.354 --> 18:51.354
.اوه

18:51.438 --> 18:55.813
بی‌نظیره، حالا می‌دونم که می‌تونم
.بدون توجه به کلسترولم هرچی بخوام بخورم

19:02.563 --> 19:04.438
.هی، هی، بیا یه چیزی بخور، پسر

19:04.521 --> 19:06.063
.کل روز رو نمی‌تونی مشروب بخوری

19:06.146 --> 19:08.271
.هی، ببینید، ببینید، ساده میرم جلو

19:08.354 --> 19:10.563
،دارم لیموناد می‌خورم
.دارم لیموناد می‌خورم

19:10.646 --> 19:12.813
.با شما رفقا جور نمیشم

19:12.896 --> 19:14.563
!می‌دونید، و اینکه مادرم اینجاست

19:21.938 --> 19:23.521
اینجا قایم بشم موردی داره؟

19:23.604 --> 19:24.854
.اوه

19:27.938 --> 19:31.563
از طرف پسرم متاسفم، اریک
بعضی وقت‌ها بی‌اعصاب میشه

19:31.646 --> 19:33.938
.نباید توی جشنتون ظرف بشورید

19:34.979 --> 19:36.188
.دوست دارم تا جایی که می‌تونم تمیز کنم

19:36.813 --> 19:38.104
.عصر فوق‌العاده‌ای شده

19:38.188 --> 19:41.104
و جامعه‌تون رو دست نداره -
همم -

19:41.188 --> 19:42.729
.سنفورد و من عاشقش بودیم

19:44.188 --> 19:46.063
جای خوبی برای بزرگ کردن بچه‌ها بود -
همم -

19:48.771 --> 19:51.021
.خوشحالم که اینجایی، ترور

19:51.938 --> 19:55.521
می‌دونی، سایمون هیچ وقت دوستش رو
.نیورده تا با خانواده آشنا کنه

19:56.729 --> 19:59.271
.در حقیقت، اون اصلا دوستی نداشته

20:00.563 --> 20:02.938
کی می‌تونه دوست پیدا نکنه؟

20:03.021 --> 20:05.396
.اون یه هنرمنده، قلق داره

20:08.271 --> 20:09.521
می‌تونم یه چیزی بهت بگم؟

20:12.188 --> 20:13.438
،وقتی سایمون بچه بود

20:13.521 --> 20:14.979
از دوچرخه‌اش افتاد -
!اوه -

20:16.146 --> 20:19.188
،همیشه پافشاری می‌کرد دوچرخه باباش رو برونه

20:19.271 --> 20:21.104
.با وجود اینکه براش خیلی بزرگ بود

20:22.271 --> 20:25.563
.چند سال بعد از فوت سنفورد بود

20:28.396 --> 20:31.063
.بردمش آشپزخونه، تمیزش کردم

20:32.021 --> 20:35.021
و از من خواست زانوش رو ببوسم -
تا بوسه خوبش کنه؟ -

20:35.104 --> 20:36.104
.دقیقا

20:36.188 --> 20:38.313
عجب بچه پرتوقعی -
هنوز هم همینطوره -

20:39.604 --> 20:43.146
،بعد اینکه بوسیدمش، و داشتم چسب زخم میزدم

20:44.438 --> 20:47.479
.برگشت و چیزی رو گفت که دیگه تا الان نگفته

20:49.271 --> 20:50.813
"برای عشقت به من، ممنون، مامانی"

20:52.271 --> 20:55.021
.خیال می‌کردم الان غش می‌کنم همونجا

20:56.229 --> 20:59.354
نمی‌دونم منظورش همون
برداشتی بود که من کردم

20:59.438 --> 21:01.979
.یا فقط می‌خواست یه چیزی بگه

21:02.438 --> 21:04.188
،ولی اون زمان

21:05.438 --> 21:08.438
فکر نمی‌کردم تنها بودن
.براش مشکلی داشته باشه

21:09.771 --> 21:12.854
،فکر می‌کردم، "خیلی‌خب، سرگرمی بازیگریش رو داره

21:12.938 --> 21:15.396
،با مجموعه دی‌وی‌دی کرایتریونش

21:16.604 --> 21:19.104
،یا اون پوسترهای فیلم روی دیوار اتاقش

21:20.771 --> 21:22.563
"شاید احساس تنهایی نمی‌کنه

21:23.771 --> 21:25.063
.ولی می‌کرد

21:25.146 --> 21:28.438
.و احساسش می‌کرد، با وجود اینکه به زبون نمیورد

21:30.271 --> 21:31.271
...بهرحال

21:33.396 --> 21:35.854
.خوشحالم که دوست پیدا کرده

21:39.646 --> 21:43.438
♪ تولدت مبارک ♪

21:43.813 --> 21:48.021
♪ تولدت مبارک ♪

21:48.104 --> 21:52.313
♪ تولدت مبارک، مارتای عزیز ♪

21:53.104 --> 21:57.021
♪ تولدت مبارک ♪

22:00.729 --> 22:03.521
!خیلی‌خب

22:21.604 --> 22:23.354
...مامانی، باید بریم، ولی، آه

22:23.438 --> 22:27.188
!وای

22:29.354 --> 22:32.146
.دستگاه بستنی‌ساز

22:32.229 --> 22:35.229
پس وقتی داشتم بهت می‌گفتم دوست دارم
.توی بار بستنی درست کنم گوش میدادی

22:35.313 --> 22:37.396
همم، البته که میدادم -
همم -

22:38.813 --> 22:40.188
!نگاه

22:40.271 --> 22:42.896
نگاه! یه دریچه هم برای

22:42.979 --> 22:46.354
.انداختن کوکی و براونی داره

22:46.438 --> 22:48.729
.آها، گرون به نظر میاد

22:48.813 --> 22:49.979
که احتمالا به این معنیه

22:50.063 --> 22:51.188
باید از من تشکر کنی -
...اریک -

22:51.271 --> 22:53.979
،نه، جدی میگم، از اونجایی که نون آورت منم

22:54.063 --> 22:56.438
،و برای این آشپزخونه هزینه کردم
و می‌دونم هنوز داری به سایمون جیبی میدی

22:56.521 --> 22:58.604
چون چطور ممکنه که زندگیش رو بگذرونه، نه؟

22:59.813 --> 23:01.896
وقت این حرف‌ها نیست -
قضیه داستان ترسناک آمریکایی چی شد؟ -

23:01.979 --> 23:03.188
هیچی -
!مزخرف نگو -

23:03.271 --> 23:05.354
.نمی‌تونی بهم دروغ بگی، من برادرتم

23:07.938 --> 23:09.063
اخراج شدم، خب؟

23:09.146 --> 23:11.896
اوه، نه، سایمون، واقعا؟ -
نه، مامانی، تقصیر من نبود -

23:11.979 --> 23:13.188
.اختلاف نظر داشتیم

23:13.271 --> 23:14.938
.صد البته، هیچی تقصیر تو نیست

23:14.962 --> 23:16.247
.بس کن، اریک

23:16.271 --> 23:18.771
کی قراره درباره این مشکل روراست باشیم؟

23:18.854 --> 23:20.938
.سایمون علاقه‌ای به کمک این خانواده نداره

23:21.021 --> 23:24.396
،همه‌اش به خودش فکر می‌کنه
کل زندگیش شده مسخره بازی

23:24.479 --> 23:26.646
و یه جوری هم تو رو تشویق می‌کنه
.که کاری به کارش نداشته باشی

23:26.729 --> 23:28.729
"مسخره بازی؟"
!کی میگه "مسخره بازی؟"، بیخیال، پسر

23:28.813 --> 23:30.396
نه -
نمی‌دونم به این کارت چی میگی -

23:30.479 --> 23:33.229
که همینجوری نزدیک 10 ساله
تست بازیگری میدی و هیچ تغییری

23:33.313 --> 23:35.313
توی حرفه کاریت انجام نمیشه -
!ناراحتش نکن -

23:35.396 --> 23:36.479
.درسته، ناراحتش نکنم

23:36.563 --> 23:39.354
بیاید احساسات سایمون رو خدشه دار نکنیم -
حرف دهنتو بفهم، اریک -

23:39.438 --> 23:41.521
داداشمون پول مامانشو میده کادو تولد براش میخره

23:41.604 --> 23:42.896
،انگار 5 سالشه

23:42.979 --> 23:44.021
اون وقت من میشم مشکل

23:44.104 --> 23:46.729
...که به برادر خرس گنده‌ام بگم

24:00.271 --> 24:01.521
این چی بود، سایمون؟

24:02.104 --> 24:04.063
چه مرگته؟

24:51.396 --> 24:53.563
.هیچکس تابحال این روی منو ندیده بود

24:56.354 --> 24:57.521
.خارج از خانواده‌ام

24:58.604 --> 25:00.188
.نیاز نیست درباره‌اش حرف بزنیم

25:00.271 --> 25:02.104
.نمی‌دونم از کجا میام

25:04.979 --> 25:06.854
.یا چجوری اتفاق افتاد، دلیلش رو نمی‌دونم

25:08.938 --> 25:10.771
.ای کاش از وجودم کنده میشد

25:10.854 --> 25:12.354
.بهم هیچ توضیحی بدهکار نیستی

25:12.438 --> 25:13.438
.ندارمش

25:16.104 --> 25:18.438
.می‌دونی، اگه کسی بفهمه دیگه نمی‌تونم کار کنم

25:18.521 --> 25:20.771
چرا؟ چی... چی داری میگی؟

25:21.479 --> 25:23.229
.به خاطر دی‌مار "دربان" دیویس

25:23.313 --> 25:25.521
ببخشید، دی‌مار "دربان" دیویس کیه؟
[ یکی از شرورهای دنیای مارول ]

25:25.604 --> 25:26.604
...آه

25:28.229 --> 25:31.521
مهم نیست، حالا انگار حرفه خفنی
.دارم که نگرانش باشم

25:33.354 --> 25:35.729
.شاید وقتشه اعتراف کنم که حق با اریک بود

25:37.188 --> 25:38.479
،با من بمان"

25:40.688 --> 25:42.604
"که شب نزدیک است

25:43.438 --> 25:44.688
برای چیه؟

25:44.771 --> 25:48.521
.دعاست، توی زمان‌های سخت... می‌خوندمش

25:48.604 --> 25:51.396
.وقتی مادرم فوت شد خوندمش

25:52.479 --> 25:54.396
.خوبیت رو میرسونه، ترو، ممنون

25:59.938 --> 26:03.729
.نیاز به تسلی ندارم، استراحت نیازم

26:03.813 --> 26:08.938
تنها چیزی که میبینم اینه یه مشت
.احمق و بی‌استعداد شغل می‌گیرن

26:10.021 --> 26:12.813
.قیافه احمقانه‌شون هروز توی نشریه ددلاینه

26:16.521 --> 26:18.979
...شاید وقتش رسیده که اعتراف کنم

26:24.104 --> 26:25.563
.که قرار نیست کسی بشم

26:26.896 --> 26:27.896
.از فردا خبری نداری

26:29.604 --> 26:30.771
.من مثل واندرمن نیستم
[ مرد شگفت‌انگیز ]

26:35.938 --> 26:36.938
.آره، باید بریم

26:37.604 --> 26:39.604
.یه ثانیه وایسا، شاش دارم

27:32.646 --> 27:33.688
.ممنون که منتظر موندی

27:37.604 --> 27:38.604
.سایمون

27:40.271 --> 27:42.104
کسی آسیب دیده؟ مادرته؟

27:43.479 --> 27:44.896
.جنل بود، مدیر برنامه‌ام

27:45.604 --> 27:47.063
.اوه، نه

27:47.979 --> 27:52.771
.خبر بد بود؟ سایمون، من... واقعا متاسفم

27:52.854 --> 27:54.854
.سعی داشت به دوتامون زنگ بزنه

27:56.313 --> 27:57.646
.کسی ازت اطلاعات نداشت

27:57.729 --> 27:58.729
چرا؟

28:00.396 --> 28:01.688
چی... شده؟

28:04.688 --> 28:06.563
.برای تست دوباره واندرمن خبرمون کردن

28:08.287 --> 28:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:14.051 --> 28:24.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
