WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.051 --> 00:14.021
Bist :ترجمه‌ای از
@BistThunder :در تلگرام

00:24.811 --> 00:27.431
<i>اگه تا 30 ثانیه دیگه</i>
<i>،توموگرافی رو معکوس نکنیم</i>

00:27.521 --> 00:28.681
<i>.بارنابی هیچ شانسی نداره</i>

00:28.771 --> 00:30.721
<i>.می‌دونم، واندرمن، دارم تلاشمو می‌کنم</i>

00:45.681 --> 00:46.971
<i>.نقشه عوض شد، تعدادشون خیلیه</i>

00:47.061 --> 00:48.561
<i>،از اونجا برو</i>
<i>!برید سمت قدس الاقداس</i>

00:48.641 --> 00:51.271
<i>ولی تو چی؟ -</i>
<i>نمی‌تونم بذارم بارنابی بمیره -</i>

00:51.351 --> 00:53.931
<i>ولی شما دوتا رو می‌کشن -</i>
<i>!برام مهم نیست -</i>

01:07.061 --> 01:10.141
<i>مردم امبرا اعتقاد دارن که اگه یک روح</i>
<i>،بعد از مرگ نتونه به راه درست بره</i>

01:10.221 --> 01:12.351
<i>.به یه جای تاریک و خطرناک میره</i>

01:13.971 --> 01:15.721
<i>.خب، من توی اون خلا بودم</i>

01:15.811 --> 01:18.351
<i>.من توی اون سکوت مطلق زندگی کردم</i>

01:20.641 --> 01:21.971
<i>.می‌دونم که چجوریه</i>

01:22.061 --> 01:25.851
<i>من اون بخش از وجودم رو</i>
<i>.که آدم رو یک انسان می‌کنه از دست دادم</i>

01:32.811 --> 01:34.681
<i>.تا اینکه بارنابی راه رو نشونم داد</i>

01:34.771 --> 01:37.271
<i>!هیچکس دیگه‌ای برام اونجا نبود</i>

01:38.891 --> 01:40.811
<i>.برای من دیگه خیلی دیره</i>

01:40.891 --> 01:42.891
<i>.ولی تو می‌تونی بذاری و بری</i>

01:42.971 --> 01:46.101
<i>.التماست می‌کنم، فقط بذار و برو</i>

01:50.421 --> 01:53.221
« زمان حال »

02:24.521 --> 02:25.811
.برو که داریش، پسر

02:27.931 --> 02:29.431
.چشم بسته برای کار استخدامت می‌کنن

02:30.471 --> 02:32.641
.فقط کافیه بری و بترکونی

02:34.391 --> 02:35.851
.فقط بترکون

02:36.721 --> 02:39.101
.یه قدم تا اوج فاصله داری

02:41.021 --> 02:42.101
آقای ویلیامز؟

02:42.771 --> 02:44.181
.شما رو سر صحنه می‌خوان

02:46.061 --> 02:47.061
.ردیفه

02:47.141 --> 02:48.851
.آره، داریم میایم

02:48.931 --> 02:50.351
.آره، دیوید، برو

02:51.561 --> 02:53.101
.آه، نه، ندیدمش

02:53.181 --> 02:55.891
.از ایساک توی انبار پرسیدی؟ ممنون

02:55.971 --> 02:57.061
.صحنه زیاد دور نیست

02:57.141 --> 02:58.391
.آره، دیوید، ادامه بده

02:59.681 --> 03:00.681
.آره؟ آره

03:00.771 --> 03:02.391
"...اون برای لحظه‌ای جلوی در وایساد"

03:02.471 --> 03:04.221
چی؟ -
"سفرت چطور بود؟" -

03:04.311 --> 03:06.061
خیلی‌خب، آخرین بار کی حواسش بهش بود؟

03:06.141 --> 03:07.141
.سلام، کیران

03:07.681 --> 03:08.681
.سلام، آشلی

03:08.771 --> 03:11.021
هی، اون برای سریال داستان ترسناک آمریکایی بود؟

03:11.971 --> 03:13.971
.متاسفم، روز اولی‌ها ماشین گلف نمی‌گیرن

03:14.771 --> 03:16.971
دیوید، وضعیت اون خون چطوره؟

03:17.681 --> 03:18.971
.آره، تازه رسیدم سر صحنه

03:19.721 --> 03:21.601
هی، اوضاع ماسک چطوره؟

03:22.521 --> 03:24.601
.اوه، عالیه، بعدا حرف میزنیم

03:24.681 --> 03:27.101
چرا همیشه باید از مندوسینو فارم سفارش بدیم؟

03:27.181 --> 03:29.221
یکی توی اتاق نویسندگان
.باید سهام داشته باشه

03:29.311 --> 03:31.561
آه، خیلی بدم میاد ناهارم رو
.انتخاب کنم درحالی که بزور صبحونه خوردم

03:31.641 --> 03:33.971
منظورم اینه، از کجا بدونم که شکمم چی می‌خواد؟

03:34.061 --> 03:37.471
.شخصا، نظرم روی مرغ دودی با ذرته، بدون خامه

03:37.561 --> 03:39.021
.سلام، لارن هستم

03:39.101 --> 03:40.181
.باید پروفسور هاپین باشید

03:40.271 --> 03:42.021
.آره، عاشق عنوان کاسل راک هستم که کارگردانی کردید

03:42.101 --> 03:43.391
اوه -
قسمت‌های پسران آنارشی -

03:43.471 --> 03:44.681
.بهترین سریال بودن

03:44.771 --> 03:47.181
ممنون -
آشلی، طرفدار بزرگتونم -

03:47.271 --> 03:49.641
آره، عاشق کارتون توی توایلایت هستم -
ممنونم -

03:49.721 --> 03:51.681
کاملا -
خیلی‌خب، سکانس سر تموم شدن کلاسه -

03:51.771 --> 03:53.681
...و پروفسور هارپین داره وسایل میزش رو جمع می‌کنه

03:53.771 --> 03:55.391
خیلی‌خب  -
و آخر شبه -

03:55.471 --> 03:58.391
.بعد هم همکارت، سارا، از اینجا وارد میشه

03:58.471 --> 04:00.851
،دیالوگ اول رو میگی
"سفرت چطور بود؟"

04:00.931 --> 04:02.271
.و ادامه ماجرا

04:02.351 --> 04:06.641
...بعدش، آشلی، اینجا میای، و پروفسور هارپین میگه

04:06.721 --> 04:09.181
،می‌دونی که طبق افسانه"

04:09.271 --> 04:11.971
،اونجا جاییه که خدای مرگ آزتک‌ها، میکتلانتکوتلی

04:12.061 --> 04:15.681
فریب خورد و استخوان‌هایی رو
"که انسانیت شکل گرفته رو داده

04:16.641 --> 04:17.931
.آره، معلومه

04:18.681 --> 04:19.681
.عالیه

04:19.771 --> 04:23.391
.بعدش سارا تبدیل میشه به یه هیولا

04:23.471 --> 04:27.641
.آم، و... سر پروفسور هارپین رو می‌خوره

04:28.681 --> 04:29.721
سوال دیگه‌ای ندارید؟

04:29.811 --> 04:30.851
آره -
همم -

04:30.931 --> 04:32.721
میشه با ذرت عوضش کنم؟

04:32.811 --> 04:35.681
.می‌دونم که بهتره

04:38.391 --> 04:39.391
.فقط یه چیز

04:40.061 --> 04:41.061
.آره، البته

04:43.221 --> 04:45.471
من و سارا چه مدته هم رو میشناسیم؟

04:46.391 --> 04:48.641
،همم، سوال خوبیه
تو... چی فکر می‌کنی؟

04:48.721 --> 04:50.471
.بنظرم رابطه‌شون قدیمی‌تر از این حرف‌هاست

04:50.561 --> 04:52.221
،مثلا، شاید بهترین دوست‌های هم هستیم

04:52.311 --> 04:55.431
ولی رابطه‌مون سرد شد از اونجایی که
.اون قبل من استاد شده

04:56.351 --> 04:57.641
البته، چرا که نه؟

04:57.721 --> 05:00.061
.نه؟ می‌تونه به صحنه یه لایه اضافه کنه

05:00.141 --> 05:01.721
کاملا، بیاید انجامش بدیم -
آره -

05:01.811 --> 05:02.811
آره؟ -
عالیه -

05:02.891 --> 05:04.061
آره -
آره -

05:04.141 --> 05:05.141
.خیلی‌خب

05:05.221 --> 05:06.431
...پس -
همم -

05:06.521 --> 05:08.641
پس، شاید بهتره "سارا" صداش نکنم، نه؟

05:08.721 --> 05:11.891
جانم؟ -
...خب، فیلمنامه میگه "سارا" صداش کن، ولی -

05:11.971 --> 05:13.681
اوهوم -
ولی اگه من مخفیانه -

05:13.771 --> 05:14.851
،به حرفه‌اش حسودی می‌کنم

05:14.931 --> 05:17.601
فکر نکنم باید خیلی باهاش گرم بگیرم، میفهمی؟

05:17.681 --> 05:21.021
شاید بهتره بجاش "دکتر جانسون" صداش کنم، می‌دونی؟

05:21.601 --> 05:23.391
.آره، بیا... دوتا روش رو امتحان کنیم

05:23.891 --> 05:25.351
خیلی‌خب، عالیه -
خوبه -

05:25.431 --> 05:26.431
.برداشت اول

05:26.521 --> 05:28.061
...اوه، و -
همم؟ -

05:28.141 --> 05:29.561
.بهش زیاد رو نمیدم

05:29.641 --> 05:31.521
کی؟ -
دکتر جانسون -

05:31.601 --> 05:33.641
با توجه به تاریخچه‌ای که
داریم، فکر نکنم بذارم

05:33.721 --> 05:36.391
همینجوری بیاد سمت میز من -
همم -

05:36.471 --> 05:39.681
فکر می‌کنم پروفسور هارپین
.همینجا متوقفش می‌کنه

05:39.771 --> 05:42.021
آره -
همم، نه، نه، نه -

05:42.101 --> 05:44.521
...ایده‌اش جذابه، آه

05:45.221 --> 05:46.721
،لعنتی، برنامه رو چیده بودیم

05:46.811 --> 05:50.061
خب می‌خواستم... بدن بی‌جونت اینجا غرق خون باشه

05:50.141 --> 05:52.221
...که زیر اون نوری باشه که گذاشتیمش

05:52.311 --> 05:53.811
.آه، می‌تونیم نور رو جابجا کنیم

05:54.471 --> 05:56.271
.آه، فقط چند دقیقه وقت می‌گیره

05:59.681 --> 06:00.681
.اگه می‌خواید البته

06:06.721 --> 06:07.721
.بیا نور رو جابجا کنیم

06:07.811 --> 06:08.811
آره؟ -
آره -

06:08.891 --> 06:10.141
.نور رو جابجا کن

06:10.221 --> 06:12.141
.بیشتر، بیشتر، دقیقا اونجا

06:13.311 --> 06:14.601
.اینم آخرین نما

06:17.311 --> 06:20.221
نباید سر جمع کردن کتاب اندیشه و فرهنگ
آزتک نوشته میگل لئون پورتیا

06:20.311 --> 06:21.681
دم دستم باشه؟

06:23.601 --> 06:24.931
مشکلی هست، سایمون؟

06:25.021 --> 06:26.721
...نه، مشکلی نیست، فقط من

06:28.021 --> 06:31.471
فقط فکر کردم نباید سر جمع کردن میز، کتاب
اندیشه و فرهنگ آزتک نوشته میگل لئون پورتیا

06:31.561 --> 06:32.851
دم دستم باشه؟

06:32.931 --> 06:34.271
و چی هست دقیقا؟

06:34.351 --> 06:36.351
،همون چیزی که دارم درس میدم

06:36.431 --> 06:39.521
شاید هم تمدن آزتک نوشته
هنری فریمن رو در نظر داری؟

06:39.601 --> 06:41.471
.ولی... می‌تونه تاثیر بذاره

06:41.561 --> 06:42.681
میذاره؟

06:42.771 --> 06:46.521
،تمدن آزتک کتابیه که سرسری میشه خوندش
.به سختی به میکتلانتکوتلی اشاره می‌کنه

06:46.601 --> 06:49.471
شاید توی برنامه درسی
...تمدن‌های باستانی جا بشه، ولی

06:51.351 --> 06:54.271
پروفسور هارپین کاملا
تدریس و مطالعه‌اش روی آزتکه، نه؟

06:55.521 --> 06:56.521
.همم

06:58.021 --> 06:59.141
...آم

07:00.851 --> 07:03.771
نه، هیچ اشاره‌ای به کتاب نیست -
...اوه، ولی میگه -

07:04.891 --> 07:06.891
...میگه، "کل وسایل میز رو برمیداره

07:06.971 --> 07:08.181
درسته -
"اون هم همین شب -

07:08.271 --> 07:09.721
.اوهوم، اوهوم

07:09.811 --> 07:11.101
.فکر کنم ضمنیه

07:11.811 --> 07:15.061
نباید به نویسنده بگیم؟ برای محکم کاری؟

07:23.021 --> 07:24.141
این پشت کوهی کیه؟

07:24.891 --> 07:26.141
.تست بازیگریش حرف نداشت

07:26.221 --> 07:28.521
،آره، ولی توی این موضوع
.قراره کل روزمون حروم بشه

07:28.601 --> 07:30.721
همم -
میشه به رایان زنگ بزنی؟ -

07:30.811 --> 07:31.811
.روی چشم، خانم

07:31.891 --> 07:33.851
،و کل جالبی ماجرا اینجاست

07:33.931 --> 07:35.851
.توی دیالوگ‌هاته، اگه با دقت بخونیش

07:35.931 --> 07:37.351
واقعا؟ -
آره واقعا -

07:37.431 --> 07:39.101
همم -
تاریخچه پروفسور هارپین -

07:39.181 --> 07:40.601
با پروفسور جانسون

07:40.681 --> 07:44.141
باعث میشه مرگش به دست اون
.خیلی غم‌انگیزتر بشه

07:44.221 --> 07:45.771
.حقیقتا، تابحال اینجوری بهش فکر نکرده بودم

07:45.851 --> 07:48.181
ولی منظورش توی این کنایه هست -
آره، میفهمم -

07:48.271 --> 07:49.521
.واقعا چیز جالبیه

07:49.601 --> 07:51.471
.سایمون، سلام، لیندا کاکس هستم

07:51.561 --> 07:53.311
هی، سلام -
سلام، واقعا خوشحال شدم دیدمت -

07:53.391 --> 07:54.931
طرفدار بزرگتم -
اوه، ممنون -

07:55.021 --> 07:56.431
...عاشق نظرهایی هستم که میدی

07:56.521 --> 07:57.521
کاملا -
برای این نقش -

07:57.601 --> 07:59.601
ممنون، ممنونم، آره-
آره، ممنون به خودت -

08:00.141 --> 08:03.771
،شورانر سریال زنگ زد، و اون
.آه، سر این قسمت می‌خواد تجدید نظر کنه

08:03.851 --> 08:06.271
و نگران صحنه‌های پروفسور هارپین شده

08:06.351 --> 08:09.181
که نکنه شخصیت شبیه یه پس‌مانده
.از شخصیت اولیه آشلی توی سریال بشه

08:09.271 --> 08:10.271
پس‌مانده؟

08:10.351 --> 08:12.431
.بنابراین، نقشی که داشتی کلا از سریال حذف شد

08:15.391 --> 08:17.721
.برای سخت‌کوشی امروزت ممنونم

08:21.891 --> 08:24.431
!اینم اتمام کار سایمون ویلیامز

08:31.221 --> 08:35.101
<i>♪ اونها قراره منو بیارن توی یک فیلم ♪</i>

08:36.521 --> 08:40.271
<i>♪ اونها قراره من رو ستاره کنن ♪</i>

08:41.431 --> 08:45.721
<i>♪ یک فیلم درباره یک مرد تنها و غم‌زده میسازیم ♪</i>

08:46.931 --> 08:50.971
<i>♪ و فقط باید طبیعی بازی کنم ♪</i>

08:51.771 --> 08:56.181
<i>♪ خب، از من بشنو که قراره ستاره بزرگی بشم ♪</i>

08:57.021 --> 09:01.181
<i>ممکنه اسکار ببرم ♪</i>
<i>♪ خدا خودش کریمه</i>

09:02.851 --> 09:06.681
<i>♪ فیلمه قراره از من یک ستاره بسازه ♪</i>

09:07.771 --> 09:12.141
♪ <i> چون نقش‌ها رو خوب بازی می‌کنم </i>♪

09:12.971 --> 09:17.271
<i>♪ خب، امیدوارم بیای سینما و من رو ببینی ♪</i>

09:17.351 --> 09:19.021
.لعنتی

09:19.681 --> 09:23.101
♪ <i> می‌دونم با دقت میای تماشا می‌کنی </i>♪

09:23.771 --> 09:27.641
<i> بزرگ‌ترین احمق ♪</i>
<i>♪ که تا حالا به اوج رسیده</i>

09:28.851 --> 09:33.021
<i>♪ و فقط باید طبیعی بازی کنم ♪</i>

09:39.021 --> 09:42.931
<i>♪ یک صحنه درباره یک مرد تنها و غم‌زده میسازیم ♪</i>

09:44.061 --> 09:47.851
<i>♪ و زانو زده و التماس کنان ♪</i>

09:48.891 --> 09:53.181
<i>♪ قراره نقش بازی کنم، ولی نیازی به تمرین ندارم ♪</i>

09:54.561 --> 09:59.141
<i>♪ و فقط باید طبیعی بازی کنم ♪</i>

09:59.161 --> 10:03.061
« واندرمن »

10:09.471 --> 10:10.471
چی شد؟

10:17.471 --> 10:18.471
داری میری؟

10:21.561 --> 10:23.391
.فکر می‌کردم کارت ساعت 5 تموم میشد

10:26.221 --> 10:27.471
.پس، داری قایمکی در میری

10:32.851 --> 10:35.721
.سعی دارم قضیه الکی گنده نشه

10:36.521 --> 10:39.101
تو نبودی که هفته پیش عکس از
نجات توله سگ نشون میدادی

10:39.181 --> 10:41.971
و می‌گفتی من به اندازه کافی متعهد نیستم؟ -
آره، متاسفم -

10:43.311 --> 10:44.891
.من خوشبخت نیستم، سایمون

10:44.971 --> 10:45.971
...می‌دونم، من

10:46.061 --> 10:49.061
.بنظرم فقط به یه مسافرت نیاز داری

10:49.141 --> 10:52.471
،دنیا برامون می‌چرخه
.بیخیال، ویوین، ما باهم خوبیم

10:54.681 --> 10:56.601
.هیچ وقت نذاشتی بخشی ازت باشم، سایمون

10:57.391 --> 10:58.641
.هیچ وقت

10:58.721 --> 11:02.431
.دیگه اهمیت دادن به این رابطه خیلی دیره

11:34.261 --> 11:37.761
« میدنایت کابوی »

11:43.851 --> 11:47.521
.خب، چون گری اونجا نبود ولی من بودم

11:47.601 --> 11:49.271
.یادمه، آره

11:49.351 --> 11:52.971
.یه پیتون بود، یه پیتون بزرگ

11:53.061 --> 11:55.681
.نمی‌دونم برمه‌ای بود یا نه، عشقم

11:55.771 --> 11:59.061
.نظری ندارم، داخل استخر بود

11:59.141 --> 12:00.521
.فقط همون مهمه

12:00.601 --> 12:03.391
شاید حیوون خونگی یکی بوده -
!هیس -

12:03.471 --> 12:05.101
.نازکردنی بنظر نمیومد

12:05.181 --> 12:07.771
.اوه، متاسفم، عشقم، امروز نمی‌تونم

12:07.851 --> 12:09.431
.بعد از ظهر تست بازیگری دارم

12:10.221 --> 12:11.431
.درسته، تست مهمیه

12:11.521 --> 12:13.521
.بلاخره بزرگ‌ترین فیلم ساله

12:13.601 --> 12:14.971
هی، پسر، بس می‌کنی لطفا؟

12:15.061 --> 12:16.221
.سلامم رو به اوما برسون

12:16.971 --> 12:17.971
.بوس بوس

12:19.221 --> 12:22.391
هیچ وقت سر پخش اصلی
.فیلم حرف نمیزنم، نگران نباش

12:25.351 --> 12:27.351
،هی، ببخشید، آم
...ولی تو مگه چیز نیستی، آه

12:27.431 --> 12:29.021
.اوه، آره

12:30.311 --> 12:31.311
،نقش ماندارین رو بازی کردم

12:31.391 --> 12:33.931
ولی قضیه‌اش برای بیش از
.ده سال پیشه و کاره‌ای نبودم

12:34.021 --> 12:37.271
.و هر نظری که توی ردیت خوندی کاملا اشتباهه

12:37.351 --> 12:40.931
،هیچ ارتباطی با پیزاگیت ندارم
.عضو ایلومیناتی نیستم

12:41.021 --> 12:43.311
.و دست‌هام رو با دست نوزاد عوض نکردم

12:43.391 --> 12:47.681
اول از همه، همیشه از بازیت
.به عنوان ماندارین خوشم اومده

12:48.351 --> 12:52.061
ولی من تو رو از اون قسمت امنبوس
.که توی دهه 70 بازی کردی یادم میاد

12:52.141 --> 12:55.391
،نقش ادگار آلن پو رو بازی کردی
"نیاز به کابوس"

12:55.471 --> 12:57.391
...به به

12:57.471 --> 13:00.681
خیلی‌ها اون جواهر قدیمی رو
.یادشون نیست، حتی خودم

13:00.771 --> 13:01.771
چجوری بودم؟

13:02.561 --> 13:04.181
.ستاره اون قسمت شدی

13:04.271 --> 13:06.061
.و می‌دونم همینطوره، چون منم بازیگرم

13:06.141 --> 13:08.061
بهت نمیاد -
آره -

13:08.141 --> 13:11.431
...می‌دونی -
اجازه میدی؟ فیلم داره شروع میشه -

13:14.851 --> 13:18.561
<i>.ده می‌گیرم تا ببرمت پیش آقای او دنیل</i>

13:18.641 --> 13:21.971
<i>یه ده دیگه هم می‌گیرم برای هزینه‌ها، خب؟</i>

13:22.061 --> 13:23.101
<i>...آه</i>

13:23.181 --> 13:25.221
<i>.بیا، قهوه مهمون من</i>

13:34.641 --> 13:35.971
<i>.آره، این کاریه که می‌کنم</i>

13:37.721 --> 13:38.721
<i>باشه، ریکو؟</i>

13:40.181 --> 13:41.181
<i>ریکو؟</i>

13:46.411 --> 13:54.711
« زیرنویس پارسی اختصاصی مارول ریپورتر »

14:12.141 --> 14:13.471
.واقعا ناراحت‌کننده‌ست

14:14.641 --> 14:16.641
.هیچ وقت از اینکه دوباره ببینمش خسته نمیشم

14:18.021 --> 14:19.101
.اصالت داره

14:19.771 --> 14:20.771
.تکون دهنده‌ست

14:21.931 --> 14:25.641
.واقعا حس بیگانه بودن رو به خوبی نشون میده

14:27.351 --> 14:29.271
.و یه کم هم عجیب و غریب هست که همیشه خوبه

14:31.681 --> 14:35.681
می‌دونی، شلزنجر حتی فکر نمی‌کرد
،هاوفمن برای نقش رتزو مناسب باشه

14:35.771 --> 14:38.021
.با اینکه تازه فیلم فارغ‌التحصیل رو داده بود

14:38.931 --> 14:44.311
ظاهرا، هاوفمن با این کار اون رو قانع کرده که توی
.اولین ملاقاتشون توی گوشه خیابون، با لباس‌های پاره ظاهر بشه

14:44.391 --> 14:47.561
.داشت گدایی می‌کرد، و شلزنجر نشناخته بودش

14:47.641 --> 14:50.811
من خوش‌شانس بودم که به تولید شلزنجر

14:50.891 --> 14:54.021
.از تیمون آتن با گروه سلطنتی شکسپیر رفتم

14:54.101 --> 14:56.431
.عالی بود، حیف که حسابی مست بودم

14:58.931 --> 15:00.851
...پس، آه... جریان این چی بود

15:02.311 --> 15:04.221
"این قضیه "تست بازیگری مهم

15:07.771 --> 15:10.391
،ببین، پسر، من اونقدرا هم کنه نیستم
.و همینطور اونقدر بدبخت نیستم

15:10.471 --> 15:11.521
.فقط کنجکاوم

15:12.811 --> 15:14.771
.دوست دارم بدونم که چیکار می‌کنی

15:15.471 --> 15:20.471
،خب، آه، بین خودمون باشه
.فرصت بزرگی پشتشه

15:21.391 --> 15:22.971
.برای واندرمن می‌خوام تست بدم

15:23.601 --> 15:24.931
.بهرحال، خوشحال شدم از آشناییت

15:25.641 --> 15:26.681
.صبرکن

15:27.181 --> 15:29.021
یکی واقعا داره عنوان واندرمن رو بازسازی می‌کنه؟

15:29.641 --> 15:32.101
.یه نفر نه، طرف ون کواکه

15:49.811 --> 15:50.811
.هی

15:50.891 --> 15:52.681
.اوه، نه، ردیفم، ردیفم

15:53.351 --> 15:56.141
<i>♪ خب، از اون طرف خیابون داشت میومد ♪</i>

15:57.771 --> 16:00.721
<i>♪ ظاهری خوشگل‌تر از همیشه داشت ♪</i>

16:01.811 --> 16:02.891
<i>♪ ...هی، هی ♪</i>

16:02.971 --> 16:04.811
مطمئنی اینجا قایم نشده؟

16:07.221 --> 16:08.721
!جنل

16:10.601 --> 16:12.181
درباره واندرمن شنیدی؟

16:12.271 --> 16:14.641
.بهم نگفتی ون کواک کارگردانشه

16:15.471 --> 16:16.721
<i>.بازسازی یه عنوان ابرقهرمانی</i>

16:16.811 --> 16:18.681
.از برنده اسکار همچین انتظاری نداشتیم

16:18.771 --> 16:20.601
« ون کواک، کارگردان »

16:20.681 --> 16:25.431
اینکه توی یک فیلم دیگه
<i>.الهاماتی پیدا کنی جرم نیست</i>

16:26.271 --> 16:30.561
<i>ببین چه کار عجیبی کروننبرگ</i>
<i>.با فلای کرد، یه فیلم سطح دو</i>

16:30.641 --> 16:32.971
،ولی قضیه رو شخصی کرد

16:33.721 --> 16:36.471
،به علم مدرن محدود شد

16:36.561 --> 16:40.271
.و وحشت جدید و دور از انتظاری رو پیدا کرد

16:41.891 --> 16:43.271
واندرمن مگه چشه؟

16:44.351 --> 16:47.521
<i>.انسانی و خارق‌العادست</i>

16:47.601 --> 16:50.311
<i>.این جاییه که این فیلم باید باشه</i>

16:50.391 --> 16:52.891
<i>.ابرقهرمانان الان بخشی از زندگی‌مون هستن</i>

16:54.521 --> 16:59.271
<i>،پس، اگه امروز به واندرمن نگاه کنیم</i>
<i>توش چی میبینیم؟</i>

16:59.351 --> 17:04.221
<i>درباره‌مون چی می‌تونه یاد بده؟</i>

17:07.021 --> 17:09.221
خوب بنظر میاد -
باید توی این فیلم باشم -

17:09.311 --> 17:11.601
.سایمون، دیوونه نشو

17:11.681 --> 17:13.721
.برای بازی در این نقش زاده شدم

17:13.811 --> 17:14.811
...اوه

17:14.891 --> 17:16.601
جدی هستی؟

17:16.681 --> 17:18.271
.همین الانش دارن با لئو مذاکره می‌کنن

17:18.351 --> 17:21.471
.نه، نه، نشریه ددلاین گفت دنبال چهره جدیدن

17:21.561 --> 17:22.681
.چهره منم جدیده

17:22.771 --> 17:25.101
،اوهوم، دیگه دیره
.امروز روز آخر تست بود

17:25.771 --> 17:28.471
خب، نمی‌تونی از جادوت استفاده کنی؟

17:28.561 --> 17:30.181
.هیچکس روی تو رو زمین نمیندازه

17:30.851 --> 17:33.931
نه وقتی که دلبری هم می‌کنی -
،می‌دونم این کارو نمی‌کنی -

17:34.021 --> 17:36.721
"آقای "امروز از سریال داستان ترسناک آمریکایی اخراج شدم

17:36.811 --> 17:39.721
.آره، بهم گفتن حتی نمی‌خوای روی خون دراز بکشی

17:39.811 --> 17:42.391
...مگه چقدر سخته؟ فقط
.باید بشینی اونجا، دراز بکشی

17:42.471 --> 17:45.351
بعدش یهویی سرتو میندازی پایین
،میای توی جلسه با همکارهام

17:45.431 --> 17:48.061
،جوری رفتار می‌کنی که صاحب اینجایی
حالا هم می‌خوای ازم استفاده کنی؟

17:48.141 --> 17:49.851
.می‌دونی چیه؟ خیلی پررویی

17:50.641 --> 17:53.521
.فقط می‌خوام بهم باور داشته باشی، جنل

17:53.601 --> 17:55.101
.می‌دونی که دارم

17:56.021 --> 17:59.181
فکر کنم... تو یکی از با استعدادترین
،افرادی هستی که میشناسم

17:59.891 --> 18:01.931
ولی با استعدادترین‌های دیگه‌ای هم هستن

18:02.021 --> 18:04.061
،که روی مخ نیستن
می‌گیری چی میگم؟

18:07.851 --> 18:11.811
خیلی‌خب، فردا صبح سر قضیه
.داستان ترسناک آمریکایی حرف میزنیم

18:11.891 --> 18:13.351
.ناندی ضامنت میشه

18:18.061 --> 18:19.351
،سلام، عزیزم، یه قرار فوری دارم

18:19.431 --> 18:20.471
پس دیگه میرم، باشه؟ -
اوهوم -

18:31.301 --> 18:35.901
« اطلاعات تست بازیگری واندرمن - محل - ده تا شش »

18:38.521 --> 18:40.321
« برای همکاری به دفترم مراجعه کنید، روث بکشی »

18:40.721 --> 18:43.141
<i>.سلام، دختر، ایمانی از آژانس هانوور هستم</i>

18:43.221 --> 18:45.221
.آه، جنل جکسون رو برای روث گرفتم

18:46.141 --> 18:47.221
<i>،توی جلسه‌ست</i>

18:47.311 --> 18:48.311
<i>.ولی پیغامتون رو بهش میرسونم</i>

18:48.391 --> 18:50.141
اوه، درگیر کارهای واندرمنه، نه؟

18:50.931 --> 18:52.351
<i>.آره، تا ساعت شش</i>

18:53.221 --> 18:57.351
،اوه، نه، خوب نیست
.ناندی توی دردسر میفته

18:58.141 --> 18:59.271
<i>چرا؟ مشکل چیه؟</i>

18:59.351 --> 19:00.641
.خب، ناندی بدجور مریض احواله

19:00.721 --> 19:02.971
می‌دونی، ویروس معده
.گرفته و بدجوری دلش پیچ میره

19:03.061 --> 19:05.271
.خدایی نکرده تو هم باید دست‌هات رو بشوری، دختر

19:05.351 --> 19:06.771
<i>.می‌دونی که میشورم</i>

19:06.851 --> 19:09.641
به هر حال، من دارم به جای اون کار
می‌کنم و بهم پیام داد

19:09.721 --> 19:13.771
چون فراموش کرده بود سایمون ویلیامز رو
.از طرف جنل توی پروژه واندرمن بیاره

19:13.851 --> 19:15.811
،و میبینی که جلسه شروع شده

19:15.891 --> 19:17.061
.و امروز هم روز آخره

19:17.141 --> 19:19.971
.پس وقتی جنل بفهمه، دیوونه میشه

19:20.061 --> 19:22.721
<i>.می‌تونه بیاد؟ میذارمش توی لیست</i>

19:22.811 --> 19:27.931
،اوه، خدای من، دختر، فرشته نجاتمی
.بهش زنگ میزنم الان، باشه؟ ممنون

19:37.601 --> 19:40.471
،سلام، سایمون ویلیامز هستم
.متاسفم، دیر کردم

19:40.561 --> 19:43.141
برای واندرمن اومدی دیگه، نه بارنابی؟

19:43.221 --> 19:44.221
.درسته

19:44.311 --> 19:46.181
.فقط باید این فرم عدم افشا رو امضا کنی

19:47.721 --> 19:50.391
،همچنین، هیچ فرم چشم‌پوشی دربانی ازت ندارم

19:50.471 --> 19:52.271
.پس باید اینم امضا کنی

19:53.351 --> 19:55.811
،که تایید می‌کنه
.قدرت فرابشری هم نداری

19:59.431 --> 20:00.771
.خیلی‌خب، آماده‌ای دیگه

20:06.391 --> 20:07.891
اشکالی نداره خودکارو نگه دارم؟

20:07.971 --> 20:09.021
...آم

20:10.061 --> 20:11.061
.فکر کنم

20:11.141 --> 20:12.521
"کجا داری میری، پسر؟"

20:12.601 --> 20:14.721
"...تا اینکه بارنابی راه رو نشونم داد"

20:19.061 --> 20:20.471
،تا اینکه بارنابی راه رو نشونم داد"

20:20.561 --> 20:21.601
"...هیچکس دیگه‌ای نکرد

20:21.681 --> 20:23.271
"...بعد از مرگ"

20:26.931 --> 20:28.521
...می‌دونم که

20:28.601 --> 20:33.101
،و یک جای خطرناک"
"یک جای تاریک و خطرناک

20:33.181 --> 20:35.561
"یک جای تاریک و خطرناک"

20:35.641 --> 20:37.851
"یک جای تاریک و خطرناک"

20:37.931 --> 20:41.141
...مردمان امبرا یک قصه دارن که میگه"
"...مردمان امبرا یک قصه دارن که میگه

20:41.221 --> 20:43.391
"...مردمان امبرا یک قصه دارن که میگه"

20:49.521 --> 20:52.101
"...هیچکس دیگه‌ای بهم اهمیت نداد"

21:08.641 --> 21:10.221
.از دمین بپرس چی شد

21:10.311 --> 21:12.601
.اوه، درسته، نمی‌تونی، چون مرده

21:14.771 --> 21:16.521
.یارو اونجا کولاک کرده، رفیق

21:16.601 --> 21:20.851
آه، و لطفا به آقای ون کواک بگید که اگه
،ترجیح میده یه لهجه کاکنی داشته باشه

21:20.931 --> 21:23.311
می‌تونم بدون هزینه اضافی این کار رو بکنم، باشه؟

21:25.721 --> 21:27.271
کجا قبلا دیده بودمش؟

21:27.351 --> 21:29.391
.مطمئنم قبلا تروریست بوده

21:39.971 --> 21:40.971
.باهام بیا

21:42.521 --> 21:45.391
"...تا اینکه بارنابی راه رو نشونم داد، هیچکس دیگه‌ای"

21:51.021 --> 21:53.931
،وضعیتت داغونه
.اینجوری نمی‌تونی بری

21:56.721 --> 21:58.141
می‌خوای روحیه‌امو بهم بریزی؟

21:58.931 --> 22:00.181
.سعی دارم کمکت کنم، عشقم

22:00.271 --> 22:03.471
می‌دونی، بعضی‌ها توی مرام حمایت
.هم نوع خودمون باور دارن

22:03.561 --> 22:08.141
از کسی که بیشتر از اونی که بتونه بشماره توی تست
.ریده، بپذیر، البته نه اینکه واقعا ریده باشه‌ها

22:08.221 --> 22:10.221
.هنوز می‌تونی اوضاع رو عوض کنی، هنوز دیر نشده

22:10.311 --> 22:12.601
...می‌دونم، حفظ کردنش سخته

22:12.681 --> 22:14.351
.نه، حافظه من مشکلی نداره

22:14.431 --> 22:15.431
پس، مشکل چیه؟

22:21.771 --> 22:23.601
.نمی‌تونم با شخصیت هم تراز بشم

22:23.681 --> 22:25.931
.نسخه اصلی رو خیلی دیدم

22:26.021 --> 22:29.351
،و سعی دارم گذشته واندرمن با بارنابی رو بهمم

22:29.431 --> 22:30.681
.ولی برام منطقی نیست

22:30.771 --> 22:33.851
،خب، به کلمات اعتماد کن
.فقط حاضر شو و بگو، حضور داشته باش

22:35.351 --> 22:36.721
.نه، این روال من نیست

22:36.811 --> 22:38.931
خب، روال تو می‌تونه بره یه جایی که
.هیچکس نمی‌خواد بره

22:39.021 --> 22:40.351
میشه ببینمش؟

22:42.891 --> 22:43.971
.اوه

22:45.271 --> 22:48.271
،اوه، مشکلت اینه
.میبینی، این یادداشت‌ها آشغالن، متاسفم

22:48.351 --> 22:50.971
،نه، اینجوری یادش گرفتم
.اینجوری انتخاب‌هام رو مشخص می‌کنم

22:51.061 --> 22:53.221
.خب، انتخاب‌هات دارن همینجوری میرن

22:53.311 --> 22:57.351
هیچکس کنایه در رابطه با افسانه
.مردمان امبرا به یه ورش هم نیست

22:57.431 --> 22:58.471
...ما

22:58.561 --> 23:00.641
.باید ذهنت رو خالی کنیم

23:01.641 --> 23:02.851
و چجوری انجامش میدیم؟

23:02.931 --> 23:06.851
وقتی اونجایی، هرچی اکسیژن توی ریه‌هات هست رو
.استفاده می‌کنی، سخت و سریع

23:06.931 --> 23:09.431
،اکسیژن نباشه، بدنت شوک میشه

23:09.521 --> 23:12.561
،لوب پیشونیت رو میبندی
.بعدش دیگه منطقی روی کار نیست

23:12.641 --> 23:15.391
،بعد مغزت فعال میشه
!و از روی غریزه عمل می‌کنی

23:15.471 --> 23:16.471
سایمون ویلیامز؟

23:16.971 --> 23:17.971
!اینجاست

23:19.931 --> 23:21.181
.فکر نکن

23:24.721 --> 23:26.521
.فکر نکن، باشه

23:42.771 --> 23:44.521
.هرموقع آماده بودی شروع کن

23:44.601 --> 23:47.601
،سایمون ویلیامز هستم
.آماده بشید برای واندرمن

23:54.181 --> 23:55.181
مشکلی هست؟

24:13.771 --> 24:18.521
مردم امبرا اعتقاد دارن که اگه یک روح
،بعد از مرگ نتونه به راه درست بره

24:18.601 --> 24:21.101
.به یه جایی تاریک و شکنجه‌وار ختم میشه

24:25.391 --> 24:26.391
...خب

24:29.311 --> 24:30.851
.من توی اون خلا بودم

24:35.681 --> 24:38.061
.من توی اون سکوت مطلق زندگی کردم

24:41.271 --> 24:42.641
.می‌دونم چجوریه

24:46.351 --> 24:49.431
من اون بخش از وجودم رو
...که آدم رو یک انسان می‌کنه

24:50.601 --> 24:52.971
.از دست دادم

24:56.181 --> 24:57.891
.تا اینکه بارنابی راه رو نشونم داد

25:01.101 --> 25:03.931
.هیچکس دیگه‌ای برام اونجا نبود، هیچکس

25:06.971 --> 25:08.431
...برای من خیلی دیر شده

25:09.891 --> 25:11.521
.ولی تو می‌تونی بذاری و بری

25:14.891 --> 25:17.771
،ازت محترمانه دارم درخواست می‌کنم
.که بذاری و بری

25:21.141 --> 25:23.721
.اینکه زیاد فکر نکنی چیز خوبیه

25:24.431 --> 25:25.891
.برای زندگی من جواب داده

25:25.971 --> 25:28.061
.نه، فکر نکنم دیگه انجامش بدم

25:28.141 --> 25:29.271
چرا؟

25:29.351 --> 25:31.931
جان گیلگود هر شب قبل از شروع نمایش از من می‌خواست

25:32.021 --> 25:34.891
،که با کمربند بهش درکونی بزنم

25:34.971 --> 25:36.811
.و این قبل از اینکه دوست بشیم بود

25:37.641 --> 25:38.851
.بعد اوضاع عجیب شد

25:39.391 --> 25:42.771
.هایشی نیت و یه ویرجین ماری، به علاوه ترب

25:42.851 --> 25:44.061
.سی ساله پاکم

25:44.141 --> 25:45.771
تبریک -
ممنون -

25:45.851 --> 25:50.021
.ولی... یه بازیگر لازمه که فکر کنه

25:50.641 --> 25:51.641
،که کارو انجام بدی

25:51.721 --> 25:55.271
باید یک داستان پس‌زمینه و
.روانشناسی شخصیت رو پر کنی

25:55.351 --> 25:58.061
اگه درکش نکنی، چجوری باید اجراش کنی؟

26:00.221 --> 26:05.391
وقتی به دنیا میایم، گریه می‌کنیم"
"که به این صحنه بزرگ احمق‌ها آمده‌ایم

26:05.891 --> 26:06.891
<i>.کینگ لیر</i>

26:06.971 --> 26:08.521
زدی توی خال -
آره -

26:10.431 --> 26:13.101
.توی کرویدون در دهه 80 این نمایش رو اجرا کردم

26:13.721 --> 26:16.221
.اولش با نقش بد تا کردم

26:16.971 --> 26:19.721
.بعد یاد اون سخنرانی بزرگ هملت افتادم

26:21.141 --> 26:22.721
...هدف بازی"

26:24.221 --> 26:26.561
...این است که مانند آینه‌ای

26:27.721 --> 26:29.021
"طبیعت را به نمایش بگذاریم

26:30.061 --> 26:32.721
.فراموش نکن، طبیعی بودن، کار ماست

26:33.681 --> 26:38.721
.اینکه دنیای اطراف و خودمون درونش رو درک کنیم

26:40.681 --> 26:46.101
.کار حقیقی در آوردن کنایه یا هدف نویسنده نیست

26:48.221 --> 26:49.681
.کار حقیقی زنده‌ست

26:55.971 --> 26:58.641
فکر کنم دیگه باید برم -
البته -

26:58.721 --> 27:02.851
تو یه مرد جوونی، با دوست‌هایی که
.باید ببینی و کارهای مهمی که باید بکنی

27:02.931 --> 27:04.101
.اون به حساب منه

27:04.181 --> 27:06.641
.فکر کنم باید سالاد وج رو امتحان کنم

27:08.851 --> 27:11.141
هی، بیا در ارتباط بمونیم -
البته -

27:11.221 --> 27:12.221
.اوه، سایمون

27:14.601 --> 27:16.431
.درباره امروز یه حس خوب داشتم

27:17.891 --> 27:20.101
.یه حس سرنوشت‌ساز رو احساس کردم

27:45.181 --> 27:46.431
.ترور اسلاتری هستم

27:47.061 --> 27:48.061
<i>نوشیدنی‌ها چطور بود؟</i>

27:48.141 --> 27:50.641
.پونزده دلار برای ویرجین ماری؟ ظالمانه‌ست

27:50.721 --> 27:51.721
<i>...ترور</i>

27:52.311 --> 27:53.851
.ارتباط سوم برقرار شد

27:53.931 --> 27:56.641
<i>،بهش نمیگیم ارتباط سوم</i>
<i>توی ماتینه بود؟</i>

27:56.721 --> 27:57.851
.آره

27:57.931 --> 28:00.471
<i>بعد سر تست هم رو دیدید؟</i>

28:00.561 --> 28:03.271
.بعدشم نوشیدنی زدیم، ارتباط سوم

28:04.721 --> 28:07.471
<i>.ترور، باید جدیش بگیری</i>

28:07.561 --> 28:09.521
<i>.سایمون ویلیامز قدرت فرابشری داره</i>

28:09.601 --> 28:12.851
<i>.ناپایدار و به شدت خطرناکه</i>

28:12.931 --> 28:15.931
<i>کشور امن نخواهد بود</i>
<i>.مگه اینکه به بازداشت من در بیاد</i>

28:16.021 --> 28:17.561
<i>مطمئنی که گول خورده؟</i>

28:18.561 --> 28:21.311
<i>.نگران نباش، درست همونجایی که می‌خواستم گیرش آوردم</i>

28:27.431 --> 28:29.431
« حدس بزن به کی برخوردم؟ »

28:29.461 --> 28:31.461
« ون کواک »

28:32.681 --> 28:34.681
« شاید سرنوشته؟ »

28:36.301 --> 28:42.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

28:42.051 --> 28:52.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
