WEBVTT

00:01.161 --> 00:11.161
‫.:: تقدیم به تمام عاشقان فیلم و سریال ::.

00:12.659 --> 00:16.120
‫[روز 84 ام.]

00:28.844 --> 00:46.044
: مترجمین
مریم صرافها و مانی صوفی

00:50.071 --> 00:51.155
‫سلام.

00:51.155 --> 00:54.325
‫خبر داشتین آتیش‌سوزی خونه‌های آلمان
‫سالانه 400 تا قربانی رو دستمون می‌ذاره؟

00:54.325 --> 00:56.160
‫نگران نباشین،
‫نمی‌خوایم چیزی بهتون بفروشیم.

00:56.160 --> 00:58.913
‫اومدیم به صورت رایگان،
‫دستگاه اعلامِ خطر حریقتون رو بررسی کنیم.

00:58.913 --> 01:02.917
‫نذار با تموم شدن باتریش،
‫عمر تو هم تموم بشه!

01:04.501 --> 01:06.421
‫وایسا ببینم،
‫شماها رو می‌شناسم.

01:08.882 --> 01:10.216
‫وای خدا جون.

01:10.216 --> 01:12.302
‫شما همون زوجی هستین که...

01:13.845 --> 01:15.263
‫ببخشید.

01:16.598 --> 01:17.849
‫لطفاً بیاید داخل.

01:25.023 --> 01:26.691
‫اینجا با همسرتون زندگی می‌کنین؟

01:26.691 --> 01:28.193
‫با دوست پسرم!

01:28.902 --> 01:30.987
‫البته اگه بشه بهش گفت دوست پسر!

01:30.987 --> 01:34.032
‫چون یه دقیقه با هم خوبیم،
‫و یه دقیقۀ دیگه، با هم نیستیم.

01:38.369 --> 01:39.871
‫بابت چایی ممنونم.

01:39.871 --> 01:40.955
‫خواهش می‌کنم.

01:59.098 --> 02:00.558
‫روز زایمانت کِیه؟

02:00.558 --> 02:03.019
‫باید یکی، دو هفتۀ دیگه باشه.

02:03.019 --> 02:05.647
‫ولی یه حسی دارم که
‫انگار ممکنه هر لحظه زایمان کنم.

02:08.732 --> 02:10.777
‫- پاپی؟
‫- منم سر واندا همینطوری بودم.

02:10.777 --> 02:13.571
‫دخترم رو میگم.
‫همونی که گم شده!

02:13.571 --> 02:16.282
‫هیچ‌وقت به جا دووم نمیاورد.
‫حتی وقتی توی رحمم بود.

02:17.158 --> 02:19.160
‫- برو رد کارت.
‫- همه‌چیز مرتبه؟

02:24.666 --> 02:26.334
‫بده‌اش به من، چسونه...

02:28.044 --> 02:29.796
‫سلام، کوچولو.

02:31.464 --> 02:32.674
‫بیا اینجا!

02:35.093 --> 02:36.302
‫حتماً خیلی هیجان داری.

02:37.053 --> 02:39.097
‫راستش رو بگم؟
‫از مُردن می‌ترسم.

02:39.097 --> 02:41.558
‫می‌فهمم، و این حس از بین هم نمیره.
‫از لحظه‌ای که دنیا بیان...

02:41.558 --> 02:43.568
‫قراره تمام وقتایی که بیداری رو
‫با وحشت بگذرونی،

02:44.936 --> 02:47.856
‫چون مدام قراره سرشون بلا بیاد.

02:51.484 --> 02:52.735
‫و بعدش...

02:53.695 --> 02:54.696
‫وقتی...

02:56.114 --> 02:57.490
‫وقتی که...

03:01.035 --> 03:04.038
‫بابت اتفاقی که براتون افتاده متاسفم.

03:05.415 --> 03:06.583
‫حالا جداً، حالت چطوره؟

03:18.136 --> 03:19.929
‫خوبم.
‫من خوبم.

03:20.722 --> 03:22.891
‫از اون لحظه‌ای که می‌فهمن ما کی‌ایم،
‫متنفرم.

03:25.768 --> 03:28.229
‫اون سگِ چسونه مچ پام رو گاز گرفت،

03:28.229 --> 03:29.939
‫فکر کنم باید برم واکسن کزاز بزنم.

03:36.070 --> 03:37.530
‫این خانوادۀ کلاتسه.

03:38.573 --> 03:41.367
‫قبلاً خانوادۀ معمولی‌ای بودن.
‫از هر لحاظ.

03:41.868 --> 03:44.996
‫دقیقاً مثل خود شما بودن.
‫اونا هم مالیات می‌دادن...

03:44.996 --> 03:49.209
‫یه مینی‌ ونِ اقتصادی داشتن.
‫و عاشق خوردن کیک و قهوه تو روزای یکشنبه بودن.

03:53.755 --> 03:55.215
‫که یهو...

03:55.215 --> 03:56.374
‫[بابا:
‫خونۀ شمارۀ 22 وصل شد]

03:56.758 --> 03:57.967
‫اوضاع پیچیده شد.

04:00.345 --> 04:02.055
‫بدجوریم پیچیده شد.

04:24.994 --> 04:29.958
‫یه روز اون بود
‫و یهو ناگهان غیبش می‌زنه.

04:32.252 --> 04:35.097
‫بهتره از خودتون بپرسید،
‫اگه روزی کسی که دوستش دارید گم بشه

04:35.121 --> 04:37.121
‫برای پیدا شدنش چیکارا می‌کنین؟

04:44.231 --> 04:54.231
‫نام آهنگ: Mania
‫نام خواننده:  Alice Merton

05:13.986 --> 05:20.586
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

05:20.610 --> 05:22.610
واندا کجاست؟
فصل اول - قسمت اول

05:23.511 --> 05:26.014
‫اینجا شهر رودزهایمه.

05:26.014 --> 05:30.727
‫یه شهر عادی که
‫خانوادۀ معمولی کلاتس توش زندگی می‌کنن.

05:30.727 --> 05:33.688
‫مطمئنم همچین جایی رو خوب می‌شناسین.

05:34.856 --> 05:36.566
‫اینجا از اون شهرهاست که...

05:36.566 --> 05:41.279
‫حسابی از تیم ورزشیِ محلیشون حمایت می‌کنن.

05:41.279 --> 05:43.364
‫و توی میخونه‌های محلی، آبجو می‌خورن.

05:43.364 --> 05:45.967
‫و اگه بتونی کدو تنبلِ هالووینت رو
‫به اندازه کافی بزرگ پرورش بدی

05:45.967 --> 05:49.746
‫احتمال زیاد عکست رو
‫توی روزنامه‌ی محلی چاپ می‌کنن.

05:49.746 --> 05:53.208
‫حتی توی شهر رودزهایم،
‫برای خودشون افسانۀ محلی هم دارن.

05:54.334 --> 05:56.127
‫این یارو، «نوپل ووگن».

05:56.127 --> 05:58.463
‫یه جونور شاخ‌دار که توی جنگل زندگی می‌کنه.

05:58.463 --> 06:02.383
‫و سالی یه بار، توی شبِ نوپل ووگن،
‫این جونور میاد توی شهر...

06:02.383 --> 06:06.012
‫و زیباترین دختر شهر رو برای خوردن می‌دزده.

06:08.932 --> 06:11.935
‫شایدم برای ازدواج بود.
‫دقیق یادم نمیاد.

06:11.935 --> 06:15.563
‫در هر حال، شب نوپل ووگن
‫برای شهر رودزهایم خیلی شب مهمیه.

06:16.523 --> 06:19.984
‫همه لباسای خاص می‌پوشن، مشروب می‌خورن.
‫و یه مراسمِ رژۀ بزرگ هم برگزار می‌کنن.

06:19.984 --> 06:23.488
‫و توی این رژه یه مرد
‫با لباسی که خیلی الکی تنگ و بی‌ربطه

06:23.488 --> 06:25.990
‫وانمود می‌کنه که داره بچه می‌دزده.

06:26.991 --> 06:30.745
‫البته وقتی اینجوری درباره‌اش حرف زده میشه
‫فکر کنم خیلی عجیب و غریب به نظر میاد.

06:30.745 --> 06:33.831
‫ولی خب تمام داستان‌های خفن
‫با وجود یه هیولا آغاز میشه دیگه، نه؟

06:40.338 --> 06:42.882
‫فقط اینکه توی داستان‌ها،
‫معمولاً...

06:42.882 --> 06:46.302
‫هیولاها دچار سرنوشت بدی میشن،
‫نه دخترهای زیبا!

06:48.304 --> 06:50.265
‫[روز صفر ام.]

06:52.600 --> 06:53.768
‫واندا؟

06:55.645 --> 06:57.146
‫- حتماً باید با سر و صدا صبحانه درست کنی؟
‫- هی!

06:57.146 --> 06:59.023
‫نمیشه پنکیک درست کنی؟
‫پنکیک هم خوشمزه است، هم بی‌صدا!

06:59.023 --> 07:02.318
‫منم صبح بخیر میگم،
‫سعی کنین اینقدر تو خونه نمونین...

07:02.318 --> 07:04.445
‫لباست کجاست؟

07:04.445 --> 07:07.282
‫بازم لباس سایزت نداشتن؟

07:07.282 --> 07:08.741
‫نمی‌خوای لباسِ کاستومت رو بپوشی؟

07:10.785 --> 07:12.161
‫بعد بازی، لباسم رو کامل می‌پوشم.

07:12.161 --> 07:13.788
‫پیک‌نیک پدر و مادرت از ظهر شروع میشه، دیدو.

07:13.788 --> 07:15.957
‫- فکر می‌کردم از ساعت 2 باشه.
‫- نخیر.

07:15.957 --> 07:17.208
‫عیب نداره.
‫ببین!

07:17.208 --> 07:21.180
‫بازی ساعت 10:30 شروع میشه،
‫اگه زمان استراحتشم در نظر بگیریم،

07:21.204 --> 07:22.356
‫من تا ساعت 12:35 مدرسه‌ام.

07:22.380 --> 07:23.506
‫یا اینکه من می‌تونم...

07:23.506 --> 07:26.009
‫زودتر از سر بازی بیام بیرون.
‫می‌دونی چیه؟ این فکر بهتریه.

07:26.009 --> 07:28.428
‫اگه قراره من
‫یه تغار سالاد سیب‌زمینی درست کنم

07:28.428 --> 07:30.555
‫تنها کاری که می‌تونی بکنی اینه که
‫به موقع پیدات بشه، خب؟

07:30.555 --> 07:33.641
‫باز دوباره کاتارینا وینسون بهت گفته
‫سالاد سیب‌زمینی درست کنی؟

07:35.852 --> 07:37.061
‫واندا!

07:37.061 --> 07:40.356
‫اگه تا پنج ثانیه دیگه
‫این پایین پیدات نشه...

07:40.356 --> 07:41.774
‫چیکار می‌کنی؟

07:41.774 --> 07:43.234
‫اینم منم!

07:43.234 --> 07:45.570
‫خب، میشه...
‫میشه یکم دیگه تصویر رو ببرید جلو؟

07:45.570 --> 07:47.197
‫خب، وایسا!
‫برگرد عقب!

07:47.197 --> 07:48.865
‫عالیه، آره.
‫اینم منم!

07:49.782 --> 07:51.492
‫تا الان با کارلوتا و دیدو آشنا شدین.

07:51.492 --> 07:53.369
‫یا همونطور که من صداشون می‌کنم،
‫مامان و بابام!

07:53.369 --> 07:56.039
‫معمولاً خیلی خوشحال دیده میشن.
‫ولی متاسفانه، روحشونم خبر نداره که...

07:56.039 --> 07:59.125
‫قراره چه خاکی به سرشون ریخته بشه.

07:59.918 --> 08:02.128
‫اون پسرۀ خورۀ اون گوشه هم
‫داداش کوچیکم، اوله است.

08:02.128 --> 08:05.340
‫درسته که یه جورایی کره، ولی سمعک داره.
‫هرچند اغلب سمعکش خاموشه.

08:05.340 --> 08:07.300
‫حدس می‌زنم سکوت رو ترجیح میده.
‫هرچند بهش حق میدم.

08:08.593 --> 08:10.011
‫نظرتون دربارۀ لباس کاستومم چیه؟

08:10.011 --> 08:11.179
‫من زیباترین دخترم.

08:11.179 --> 08:13.932
‫قشنگه...

08:13.932 --> 08:17.435
‫آخه چرا همیشه دخترای نوجوون لباس کاستومشون
‫اینقدر سکسیه؟

08:17.435 --> 08:20.262
‫اینقدر اتحام جنسی به آدم نزن، مامان.
‫حرفات اصلاً ظاهر خوبی نداره.

08:22.106 --> 08:23.900
‫صبح بخیر، کله نخودی.

08:23.900 --> 08:25.276
‫آخه تو مشکلت چیه؟

08:25.276 --> 08:27.812
‫لباس کاستومت رو دوست دارم، بذار حدس بزنم،
‫مثلاً یه باکره‌ای؟

08:29.364 --> 08:30.573
‫واندا!

08:30.573 --> 08:33.243
‫- بعداً توام میای پیک‌نیک؟
‫- فعلاً نمی‌دونم.

08:33.243 --> 08:35.536
‫- خب، الان کجا داری میری؟
‫- میرم دوستام رو ببینم.

08:35.536 --> 08:37.579
‫- باشه، کدوم دوستات؟
‫- به شما مربوط نیست.

08:37.579 --> 08:39.666
‫واندا می‌دونم که فکر می‌کنی بزرگ شدی...

08:39.666 --> 08:41.626
‫- آره، من بزرگ شدم!
‫- تو 17 سالته!

08:41.626 --> 08:43.711
‫اینقدر بزرگ شدم که رای بدم.
‫مست کنم یا رانندگی کنم!

08:43.711 --> 08:45.672
‫- یا حتی سکس کنم!
‫- واندا، باز شروع نکـ...

08:45.672 --> 08:47.799
‫چیه؟ چرا نمی‌تونی
‫جوری که در شانمه باهام رفتار کنی؟

08:47.799 --> 08:50.009
‫- چون این چیزا در شانت نیست!
‫- خیلی‌خب، یکم آروم باشید.

08:50.009 --> 08:51.886
‫- نخیر، بحثمون مهمه!
‫- این خانم...

08:51.886 --> 08:53.680
‫هر روز این مسخره بازی رو در میاره!
‫دیگه خسته شدم!

08:53.680 --> 08:55.765
‫این خانم، مادر جنابعالیه.

08:55.765 --> 08:58.101
‫- بحث شان و شخصیت نیست!
‫- بس کن واندا، اینکار رو...

08:59.102 --> 09:00.937
‫خب، دیگه فهمیدید چه خبره!

09:10.280 --> 09:12.657
‫این شهر کوچیک من،
‫جاییه که همه، هم رو می‌شناسن.

09:13.366 --> 09:14.909
‫حداقل من اینجوری فکر می‌کنم.

09:23.751 --> 09:26.671
‫ولی واقعاً همسایه‌هاتون رو چقدر می‌شناسین؟

09:26.671 --> 09:29.215
‫تمام اون آدما، که توی همچین جای کوچیکی...

09:31.718 --> 09:33.636
‫نزدیک هم زندگی می‌کنن!

09:38.141 --> 09:42.145
‫تاحالا برات سوال نشده که
‫پشت درهای بستۀ خونشون چی می‌گذره؟

09:42.645 --> 09:45.190
‫همین ما رو بر می‌گردونه سر داستان خودمون.

09:47.692 --> 09:51.905
‫همونطور که
‫از روی بیخیالی من می‌تونین حدس بزنین

09:52.614 --> 09:53.948
‫قراره چند تا اتفاق بد بیفته!

09:58.620 --> 10:03.875
‫[53 دقیقۀ بعد.]

10:13.092 --> 10:16.679
‫[روز صفر ام.]

10:17.805 --> 10:18.932
‫[روز پنجم.]

10:18.932 --> 10:19.849
‫گمشده: واندا کلاتس.

10:19.849 --> 10:22.393
‫- یه سوال از خانم کلاتس دارم.
‫- بله، بفرمایید؟

10:22.393 --> 10:26.689
‫خانم کلاتس، اینکه ممکنه
‫دیگه هیچ‌وقت دخترتون رو نبینین چه حسی داره؟

10:27.440 --> 10:30.318
‫غیر قابل تصوره!

10:31.236 --> 10:34.822
‫در حال حاضر،
‫ما...

10:36.282 --> 10:38.326
‫تمام تمرکزمون اینه که واندا برگرده پیشمون.

10:38.326 --> 10:41.329
‫آقای کلاتس شما هم همین حس رو دارید
‫یا دیدگاه واقع‌بینانه‌تری دارید؟

10:41.329 --> 10:42.539
‫حتی فکرشم نمی‌کنین که...

10:42.539 --> 10:45.166
‫خب، از همینجا
‫می‌تونیم داستانمون رو شروع کنیم.

10:45.166 --> 10:48.086
‫ولی صادقانه بگم،
‫یه جورایی دل آدم می‌گیره.

10:48.086 --> 10:50.296
‫برای همین یکم از جلوتر
‫داستان رو شروع می‌کنم.

10:51.673 --> 10:52.674
‫[روز سی‌ام.]

10:52.674 --> 10:56.427
‫آره، آره. خوبه.
‫پوسترِ دختر گمشده، همه‌جا پر شده بود!

10:56.427 --> 10:58.846
‫از این عکسم متنفرم.

10:59.514 --> 11:01.724
‫همسایه‌ها نگران بودن و شمع روشن می‌کردن!

11:01.724 --> 11:02.809
‫[روز پنجاهم.]

11:04.978 --> 11:09.232
‫خیلی عجیبه که همه برای ابراز همدردی
‫لازانیا درست می‌کنن و میارن.

11:09.232 --> 11:10.733
‫منم همین رو ازت خواسته بودم.
‫و...

11:10.733 --> 11:12.944
‫جیغ و دادشون از روی احساسشونه.

11:13.695 --> 11:14.571
‫[روز شصت و هشتم.]

11:14.571 --> 11:17.615
‫نوکرتم، بهتره بریم توی روزی که
‫واقعاً همه‌چیز عجیب شده بود.

11:18.283 --> 11:21.202
‫اون‌ها یه خانوادۀ عالی بودن،
‫تا اینکه صبحِ یه روز پاییزی و شوم...

11:21.202 --> 11:23.329
‫واندا کلاتس، غیب میشه.

11:23.329 --> 11:25.248
‫راستش، ما خیلی هم خانوادۀ عالی‌ای نبودیم.

11:25.248 --> 11:28.668
‫هر سرنخی که منجر به پیدا شدن
‫محل مخفی شدن دخترشون میشد رو بررسی کردن.

11:28.668 --> 11:30.378
‫واندا توی شهر زیبای رودزهایم گم شده.

11:30.378 --> 11:33.047
‫به نظرت خیلی گریمم نکردن؟
‫حس می‌کنم شبیه دونالد ترامپ شدم.

11:33.047 --> 11:35.884
‫نه، فقط انگار زیر آفتاب بودی.

11:38.136 --> 11:39.262
‫برای یه مدت زیادی.

11:39.262 --> 11:42.098
‫ولی این شهر زیبا بخاطر اتفاقات اخیر،
‫توی شوک فرو رفته.

11:42.098 --> 11:44.142
‫فکر می‌کردم سیگار رو ترک کردی!

11:44.142 --> 11:47.520
‫از آدامس برای ترک سیگارم استفاده کردم،
‫الان معتاد خودِ آدامس شدم!

11:47.520 --> 11:49.272
‫خانوادۀ کلاتس بسیار درمانده شدن.

11:50.273 --> 11:52.192
‫هی بیخیال.
‫این اتفاق خوبیه.

11:52.192 --> 11:53.818
‫این برنامه نتیجه خوبی داره.
‫می‌تونم حسش کنم.

11:53.818 --> 11:57.947
‫بیاید با هم اتفاقی که افتاده رو مرور کنیم.

11:58.531 --> 12:02.827
‫یه صبح معمولی برای خانوادۀ کلاتس بود...

12:02.827 --> 12:05.246
‫روزِ مراسمِ نوپل ووکن بود.

12:05.246 --> 12:07.624
‫- آخه کجای اون شبیه منه.
‫- روزی که...

12:07.624 --> 12:10.793
‫طبق سنت محلی، شهر رودزهایم و همینطور
‫پدر خانواده، دیدو کلاتس کلی پرانرژی بودن.

12:10.793 --> 12:13.880
‫ایولا، ایولا، ایولا!

12:13.880 --> 12:15.548
‫من دارم میرم میخونه.

12:15.548 --> 12:19.260
‫دیدو داشت می‌رفت سمت میخونه محلی،
‫به اسم کاپیتان.

12:19.260 --> 12:22.430
‫تا مسابقۀ فوتبالِ محلیشون رو تماشا کنه.

12:22.430 --> 12:23.932
‫سلام مامانی.

12:23.932 --> 12:26.768
‫- من میرم بیرون. منتظرم نباشید.
‫- کجا داری میری؟

12:26.768 --> 12:29.103
‫خانم و آقای کلاتس، خوش اومدید.
‫اگه میشه دنبال من بیاید.

12:29.103 --> 12:30.188
‫ما قراره آمادتون کنیم.

12:30.188 --> 12:32.607
‫- من راه رو نشونتون میدم.
‫- برگرد اینجا ببینم، دختر جون.

12:32.607 --> 12:33.650
‫ازت متنفرم.

12:34.484 --> 12:36.069
‫کارلوتا.
‫کارلوتا.

12:36.986 --> 12:37.987
‫باشه.

12:37.987 --> 12:40.949
‫بعد از درگیریش با مادرش،
‫واندا خونه رو ترک کرد و...

12:40.949 --> 12:44.285
‫- با موتور وسپای قرمزش رفت بیرون.
‫آره، به سمت رو به رو باشید.

12:46.955 --> 12:49.541
‫خیلی‌خب. اینم از این.
‫ارتفاع صندلیتون خوبه؟

12:49.541 --> 12:52.794
‫- ولی انگاری...
‫- یانیک، میشه سریع بیای.

12:52.794 --> 12:54.879
‫این...

12:54.879 --> 12:56.256
‫- ممنونم.
‫- بفرمایید.

12:56.256 --> 12:58.383
‫- خیلی‌حب، عالیه مرسی.
‫- خوبه؟ خیلی‌خب.

12:58.383 --> 12:59.551
‫خب، لطفاً خودتون باشید.

12:59.551 --> 13:03.179
‫طبیعی رفتار کنین، فقط یه برنامۀ تلویزیونیه.
‫هممون اینجاییم تا شما رو حمایت کنیم.

13:03.763 --> 13:09.561
‫خانم کلاتس لطفاً نگران نباشید،
‫بذارید احساساتتون بروز پیدا کنه، باشه؟

13:09.561 --> 13:14.065
‫خیلی‌خب، قراره بریم روی پخش زنده.
‫پنج، چهار...

13:16.943 --> 13:17.777
‫من...

13:25.952 --> 13:28.621
‫اگه قرار باشه یه پازل غم انگیز
‫وجود داشته باشه، میشه این پرونده.

13:28.621 --> 13:31.541
‫والدین واندا اینجا توی استودیو با ما هستن.

13:31.541 --> 13:34.544
‫خانم و آقای کلاتس،
‫ممنون که بهمون ملحق شدید.

13:35.044 --> 13:39.007
‫کارلوتا،
‫چطوره دربارۀ اونروز صبح برامون بگی؟

13:39.007 --> 13:40.925
‫[کارلوتا و دیدو کلاتس.
‫والدینِ واندای گمشده.]

13:40.925 --> 13:46.764
‫خب، مثل همیشه از خواب بیدار شدم،
‫داشتم برای واندا صبحانه درست می‌کردم.

13:46.764 --> 13:51.978
‫واقعیت داره که اونروز صبح
‫تو و واندا بحثتون شده بود؟

13:53.104 --> 13:57.025
‫خب اون یه دختر نوجوونه.
‫هرروز صبح با هم بحث می‌کردیم.

13:57.025 --> 13:58.943
‫درسته.

13:58.943 --> 14:03.198
‫همچنین باید بگم امروز توی استودیو،
‫بازرس ارشد، میشل راخ هم همراهمون هست.

14:03.198 --> 14:04.407
‫خوش اومدید.

14:04.407 --> 14:05.909
‫[میشل راخ.
‫بازرس پروندۀ واندا]

14:05.909 --> 14:09.204
‫کارآگاه راخ، این پرونده خیلی پیچیده است،
‫درسته؟ از این پرونده چی دستگیرتون شده؟

14:09.204 --> 14:14.167
‫می‌دونیم که واندا ساعت 9:45 صبح
‫با موتور وسپای قرمزش از خونه خارج شده.

14:14.792 --> 14:17.545
‫سپس توی یه کافی‌شاپ دیده شده.

14:17.545 --> 14:19.005
‫و ساعت 10:20 دقیقه
‫توی خیابون اصلی شهر دیده شده.

14:19.005 --> 14:21.090
‫- درسته.
‫- جایی که تلفنش پیدا شده.

14:21.633 --> 14:23.885
‫بعدش از اونجا به سمت جنوبِ شهر حرکت کرده.

14:23.885 --> 14:26.679
‫- خیلی‌خب.
‫- این آخرین شواهد تایید شدۀ ماست.

14:26.679 --> 14:29.057
‫و فرض رو بر این می‌گیریم که
‫واندا بر خلاف میلش دزدیده شده.

14:29.057 --> 14:31.601
‫این یکی از تئوری‌هاییه که داریم.

14:31.601 --> 14:34.229
‫ولی برای دختری توی این سن،
‫نمیشه این احتمال رو رد کرد که...

14:34.229 --> 14:36.147
‫خودخواسته خونه رو ترک کرده باشه.

14:36.147 --> 14:39.150
‫واندا بدون اینکه به ما بگه، یهو غیب نمیشه.

14:39.150 --> 14:41.778
‫- ولی تا وقتی شواهد قطعی نداشته باشیم...
‫- یکی اون رو دزدیده.

14:41.778 --> 14:44.447
‫- نمیشه این واقعیت رو رد کرد که...
‫- اون دزدیده شده!

14:44.447 --> 14:46.991
‫- اون ممکنه خودخواسته خونه رو ترک کرده باشه.
‫- دزدیده شده! دزدیده!

14:49.619 --> 14:52.247
‫دیدو، از نظر آماری می‌دونیم که
‫شانس پیدا شدن...

14:52.247 --> 14:54.541
‫یه فردِ زندۀ گمشده
‫بعد از گذشت 100 روز اول

14:54.541 --> 14:56.709
‫به زیر ده درصد کاهش پیدا می‌کنه.

14:56.709 --> 14:58.002
‫این چه حسی داره؟

14:58.920 --> 15:01.673
‫- خب...
‫- به نظر خودت چه حسی داره؟

15:01.673 --> 15:03.007
‫حس تخمی‌ای داره.

15:04.175 --> 15:06.553
‫کارلوتا، اگه واندا
‫الان در حال تماشای برناممون باشه...

15:07.345 --> 15:09.347
‫دوست داری چی بهش بگی؟

15:09.973 --> 15:11.808
‫فقط رو به دوربین باش لطفاً.

15:13.017 --> 15:15.478
‫خیلی آروم تصویر رو زوم کنین.

15:16.604 --> 15:17.981
‫واندا...

15:17.981 --> 15:23.820
‫اگه صدامون رو می‌شنوی...
‫می‌خوایم که بدونی، ما عاشقتیم.

15:27.115 --> 15:29.158
‫خیلی زیاد!
‫و اینکه ما...

15:30.577 --> 15:34.789
‫هرکاری می‌کنیم که پیدات کنیم
‫و برت گردونیم خونه.

15:34.789 --> 15:37.292
‫و اگه کسی هست که...

15:38.167 --> 15:40.044
‫اطلاعاتی داره،
‫هرچیزی که هست!

15:40.962 --> 15:43.256
‫حتی اگه حس می‌کنی که مهم هم نیست...

15:45.550 --> 15:47.427
‫لطفاً باهامون تماس بگیر.

15:47.427 --> 15:51.764
‫نمی‌تونین تصور کنین
‫گم کردن بچه‌تون چه حسی داره.

15:52.307 --> 15:55.894
‫خیلی درد داره که بدونی...

15:55.894 --> 15:59.731
‫اون آدمی که توی دنیا قرار بوده مراقبش باشی
‫الان گمشده.

15:59.731 --> 16:03.651
‫اون هم چون نتونستی توی امنیت نگهش داری.

16:08.323 --> 16:09.824
‫ببخشید، من...

16:10.783 --> 16:13.494
‫من نمی‌خوام...
‫چیزی که هست...

16:14.787 --> 16:16.497
‫اینی که میگی یعنی چی؟

16:16.497 --> 16:18.082
‫بیشتر.

16:19.125 --> 16:20.168
‫بیشتر؟

16:22.587 --> 16:24.047
‫دیگه بیشتر از این باید چیکار کنم؟

16:24.047 --> 16:26.466
‫می‌خوای عربده بزنم و قاتی کنم؟

16:27.800 --> 16:29.761
‫خوبه.
‫حالا بقیۀ برنامه رو ادامه میدیم با...

16:29.761 --> 16:33.473
‫می‌خوای بدونی چه حسی داره جناب پیتر گنسوین؟
‫می‌خوای؟

16:34.224 --> 16:38.394
‫همه مدام بهمون خیره میشن.
‫پشت سرمون پچ‌پچ می‌کنن.

16:38.394 --> 16:41.163
‫یه جوری با دست نشونمون میدن
‫انگار شخصیت‌های عجیب و غریب توی سیرکیم.

16:42.148 --> 16:44.275
‫الان احساساتم برات کافیه؟

16:44.275 --> 16:46.903
‫روند برنامه خوب پیش میره؟

16:46.903 --> 16:48.488
‫هوی، دارم با تو حرف میزنم.

16:48.488 --> 16:52.408
‫آره با توام که هی دستات رو
‫شبیه پلیس راهنمایی سر چهارراه تکون میدی

16:54.160 --> 16:55.662
‫می‌خوای بازم گریه کنم...

16:55.662 --> 16:57.747
‫بازم آب بینیم راه بیفته؟

16:58.373 --> 17:01.960
‫چرا دیگه تصویر رو روی جشمام زوم نمی‌کنی؟

17:03.169 --> 17:04.629
‫از غم و غصه‌ی من یه تصویر خوب بگیر.

17:05.629 --> 17:07.590
‫یالا، بیا اینجا.

17:07.590 --> 17:08.883
‫من رو ببین.

17:09.801 --> 17:15.848
‫من یه مادر بدبخت
‫و بیچاره‌ایم که دخترش گم شده.

17:17.183 --> 17:19.185
‫افتضاح دیده نمیشم؟

17:20.103 --> 17:21.687
‫گور باباتون.
‫من دیگه نیستم.

17:22.647 --> 17:23.857
‫دیگه بسمه.

17:23.857 --> 17:25.692
‫- خانم کلاتس آروم باشین.
‫- من که...

17:25.692 --> 17:27.944
‫- ما هنوز داریم...
‫- بس کنین دیگه.

17:27.944 --> 17:29.404
‫اینقدر از من فیلم نگیرید.

17:29.404 --> 17:31.072
‫بری گمشید، همتون!

17:33.992 --> 17:35.910
‫بس کنین!

17:35.910 --> 17:37.412
‫اینقدر از من فیلم نگیرید.

17:44.836 --> 17:46.296
‫چیزی نگو.

17:47.046 --> 17:48.464
‫من که چیزی نگفتم!

17:51.175 --> 17:53.261
‫می‌دونستم فکر خوبی نیست.

17:55.096 --> 17:57.307
‫شبیه روانیا شده بودم.

17:57.307 --> 17:59.767
‫- نخیرم.
‫- اونم روی برنامۀ زندۀ تلویزیون.

17:59.767 --> 18:01.603
‫ببین، طبیعیه که ناراحت باشی.

18:01.603 --> 18:04.522
‫این نشون میده چقدر آسیب خوردی.

18:04.522 --> 18:06.441
‫ما می‌خوایم مردم باهامون هم‌دردی کنن.

18:06.441 --> 18:10.403
‫من هم‌دردی مردم رو نمی‌خوام دیدو.
‫دنبال رسیدن به یه نتیجه‌ام.

18:10.403 --> 18:12.238
‫می‌دونم.

18:12.238 --> 18:14.032
‫پس چرا کاری نمی‌کنیم؟

18:14.032 --> 18:15.241
‫داریم یه کار می‌کنیم دیگه.

18:15.241 --> 18:18.077
‫چی کار؟ اعلامیه پخش می‌کنیم؟
‫شمع روشن می‌کنیم؟

18:18.077 --> 18:22.624
‫اون پیتر گنسوینِ از خود راضی
‫ازمون بازجویی می‌کنه؟

18:22.624 --> 18:24.959
‫هی، پیتر گنسوین رو
‫وارد این بازی نکن.

18:24.959 --> 18:27.462
‫اون مرد یه خدمتکار خستگی ناپذیر
‫برای مردمه.

18:45.855 --> 18:47.440
‫هنوز زنده‌است، درسته؟

18:54.072 --> 18:55.073
‫آره.

18:56.783 --> 18:58.034
‫آره، هنوز زنده‌است.

19:11.047 --> 19:14.300
‫نمی‌تونم بخوابم.
‫فکرم هزار جا میره.

19:59.804 --> 20:02.390
‫[من و پدربزرگ]

20:11.357 --> 20:14.235
‫دلم برات تنگ شده، دختر کوچولوم.

20:18.406 --> 20:19.991
‫بخاطر من مراقبش باش، بابا.

20:21.117 --> 20:22.619
‫چون نمی‌تونم از دستش بدم.

20:43.348 --> 20:44.349
‫دیدو!

20:45.391 --> 20:46.392
‫دیدو!

20:48.019 --> 20:50.146
‫چی شده؟

20:50.897 --> 20:52.148
‫یه چیزی پیدا کردن.

20:54.067 --> 20:57.862
‫ظاهراً نمایش دیشبت
‫باعث شده مردم به حرف بیان.

20:59.239 --> 21:01.199
‫حالا ما نباید هول کنیم.

21:02.283 --> 21:04.953
‫اما معمولاً این دادگاه‌های تلویزیونی
‫اطلاعات رو بیرون می‌کشن.

21:04.953 --> 21:06.037
‫آره، حتماً همینطوره.

21:06.037 --> 21:08.540
‫الانشم یه مرد ادعا می‌کنه
‫ناپدید شدنِ واندا

21:08.540 --> 21:11.209
‫به یه توطئه‌ی جهانی مربوطه
‫که توش گروه‌های شیطانیِ پدوفیلی نقش دارن.

21:11.209 --> 21:15.088
‫منشی‌مون گفت
‫«عروسک خیمه‌شب بازیِ دولتِ در سایه»

21:15.088 --> 21:17.799
‫اما یه سرنخ هست
‫که مفید به نظر میاد.

21:17.799 --> 21:18.883
‫شلنبرگ.

21:21.344 --> 21:25.139
‫حالا نمی‌تونیم 100 درصد مطمئن باشیم
‫که تیشرت وانداست...

21:32.313 --> 21:33.314
‫خودشه!

21:33.857 --> 21:34.858
‫مال اونه.

21:35.441 --> 21:37.819
‫این لکه‌ها... قرمزیش...
‫آب اناره.

21:37.819 --> 21:40.238
‫سعی کردم دیدو رو به خاطر فشار خونش
‫محبور کنم بخورش.

21:40.238 --> 21:41.865
‫خیلی شیرینه.

21:41.865 --> 21:44.450
‫لیوان ریخت
‫و داستان شد...

21:44.450 --> 21:46.995
‫چون چند قطره‌ی کوچیک هم
‫رو تیشرت واندا ریخت.

21:46.995 --> 21:49.998
‫این لکه‌ها رو
‫تو خوابم هم می‌شناسم.

21:49.998 --> 21:51.791
‫یه ساعت پشت هم
‫داشتم می‌سابیدمشون.

21:51.791 --> 21:53.126
‫کجا پیداش کردین؟

21:53.126 --> 21:54.836
‫یه سمساری به اسمِ «شانس دوباره».

21:54.836 --> 21:58.965
‫صاحبش فکر می‌کنه
‫تو 30 روز اخیر، باید تو این سطل بازیافت

21:58.965 --> 22:01.759
‫- انداخته باشنش.
‫- وایسا...

22:01.759 --> 22:05.680
‫داری میگی لباس واندا
‫تو 30 روز اخیر داخل سطل بازیافت یه سمساری

22:05.680 --> 22:08.933
‫تو همین شهر بوده؟

22:10.018 --> 22:12.353
‫دیدو، اون هنوز اینجاست.

22:12.353 --> 22:14.522
‫مهمه که عجله نکنیم.

22:14.522 --> 22:17.108
‫باید همه‌‌‌‌‌‌ی خونه‌های اون محدوده رو
‫بگردیم.

22:17.108 --> 22:19.235
‫داریم دوربین‌های مداربسته‌ی
‫اون محدوده رو چک می‌کنیم.

22:19.235 --> 22:21.279
‫مامورامون دارن خونه به خونه میرن
‫پرس‌وجو می‌کنن.

22:21.279 --> 22:24.574
‫خونه به خونه؟ چه فایده‌ای داره؟

22:24.574 --> 22:27.744
‫ببخشید جناب،
‫شما این دختر نوجوون رو دزدیدین؟

22:27.744 --> 22:31.372
‫اوه بله آقای پلیس.
‫تو زیرزمینمه. نقدیم‌تون کنم؟

22:31.372 --> 22:33.416
‫بی راه نمیگه.
‫باید بریم داخل

22:33.416 --> 22:34.918
‫و خونه‌ها رو بگردیم.

22:34.918 --> 22:38.046
‫بدون دلیل موجه، نمی‌تونین همینطوری برین
‫خونه‌ها رو بگردین.

22:38.046 --> 22:39.923
‫این دلیل موجهه!

22:39.923 --> 22:42.008
‫خانم کلاتس، وقتی دنبال سوزن
‫تو انبار کاه هستی

22:42.008 --> 22:44.844
‫از جارو برقی استفاده نمی‌کنی،
‫از موچین استفاده می‌کنی.

22:44.844 --> 22:47.055
‫چی زر زر می‌کنی؟

22:47.889 --> 22:48.848
‫خانم کلاتس...

22:48.848 --> 22:50.099
‫نقش: مجرم
‫جنایت: سرقت

22:50.099 --> 22:53.144
‫بهتون اطمینان میدم که
‫داریم با تمام توان...

22:53.144 --> 22:54.395
‫دنبال واندا می‌گردیم.

22:54.395 --> 22:57.148
‫چندتا مظنون هستن
‫که داریم با دقت بررسیشون می‌کنیم.

22:57.148 --> 22:58.858
‫و ما باید چیکار کنیم؟

22:58.858 --> 23:00.401
‫خانم کلاتس، این خبر خوبیه.

23:00.401 --> 23:01.694
‫بارتلز دامینیک
‫خیابان 37 کلادیوس

23:01.694 --> 23:03.279
‫اولین سرنخ درست حسابی‌مونه.

23:03.279 --> 23:05.323
‫پس بله، از شما اینو می‌خوام که...

23:05.323 --> 23:07.825
‫صبر کنید
‫و بذارید کارمون رو انجام بدیم.

23:09.661 --> 23:15.333
‫اگه اون زن فکر می‌کنه من قراره صبر کنم،
‫خیلی قراره غافلگیر بشه...

23:16.876 --> 23:18.294
‫دیگه نمی‌تونم صبر کنم.

23:18.294 --> 23:20.588
‫دامینیک بارتلز. خیابون 37 کلادیوس.

23:20.588 --> 23:21.756
‫چی؟

23:21.756 --> 23:23.967
‫خودکار. خودکار می‌خوام.

23:23.967 --> 23:26.761
‫- دامینیک بارتلز. خیابون 37 کلادیوس.
‫- درمورد چی حرف می‌زنی؟

23:26.761 --> 23:30.890
‫دامینیک بارتلز. خیابون 37 کلادیوس.

23:31.683 --> 23:33.393
‫پرونده رو دیدم.

23:33.393 --> 23:35.228
‫یکی از افراد تحت نظره.

23:35.728 --> 23:36.938
‫یه مظنون.

23:37.605 --> 23:38.648
‫که اینطور.

23:38.648 --> 23:39.732
‫خیله‌خب.‌

23:40.525 --> 23:41.860
‫خب چیکار کنیم؟

23:43.653 --> 23:44.988
‫نمی‌دونم.

23:46.114 --> 23:47.156
‫بریم اونجا؟

23:47.824 --> 23:51.160
‫وقتی رسیدیم اونجا
‫چیکار کنیم؟

23:51.870 --> 23:53.204
‫نمی‌دونم.

23:54.205 --> 23:56.332
‫نزدیک مغازه‌ایه که
‫شمع خریدیم

23:56.332 --> 23:57.709
‫که بوی عمه مارگارتم رو می‌داد.

23:59.335 --> 24:00.503
‫خیابون کلادیوس.

24:01.629 --> 24:04.674
‫به نظرت
‫باید یه نگاه بندازیم؟

24:04.674 --> 24:06.134
‫نه، نه، نه.

24:06.134 --> 24:08.469
‫به نظر تو
‫باید یه نگاه بندازیم؟

24:08.469 --> 24:10.096
‫خب، آخه...

24:11.139 --> 24:13.391
‫شاید فقط...

24:13.391 --> 24:16.519
‫- یه سر بزنیم؟
‫- آره.

24:16.519 --> 24:20.565
‫نمی‌خوایم کاری کنیم که
‫تحقیقات رو خراب کنه...

24:20.565 --> 24:22.358
‫- نه، البته که نه.
‫- درسته.

24:22.358 --> 24:26.696
‫اما اینکه یه سر بزنیم که ضرری نداره.

24:26.696 --> 24:29.824
‫- به نظرم اشکالی نداره.
‫- حتی ممکنه بهترم باشه.

24:29.824 --> 24:31.284
‫- چون...
‫- چون...

24:32.452 --> 24:34.287
‫می‌تونیم قبل پلیس
‫بررسیش کنیم.

24:34.287 --> 24:39.417
‫چون اگه واقعاً واندا پیشش باشه،
‫اگه پلیس‌ها بیان، ممکنه بترسه.

24:39.417 --> 24:41.169
‫نکته‌ی خیلی خوبیه.

24:41.169 --> 24:42.795
‫اونوقت خدا می‌دونه چیکار می‌کنه.

24:42.795 --> 24:45.089
‫درسته.
‫نمی‌خوایم وحشت کنه.

24:45.089 --> 24:47.342
‫اینطوری بد میشه.

24:49.844 --> 24:51.596
‫فقط می‌خوایم سر بزنیم دیگه.

24:52.722 --> 24:54.891
‫دقیقاً. میریم و میایم.

24:54.891 --> 24:56.768
‫چه ضرری می‌زنه؟

24:56.768 --> 24:58.645
‫- سر زدن ضرری نداره.
‫- درسته.

24:59.729 --> 25:00.730
‫دیدو.

25:01.481 --> 25:02.690
‫اون هنوز اینجاست.

25:03.399 --> 25:05.485
‫کل این مدت
‫اینجا بوده.

25:05.485 --> 25:07.070
‫درست بغل گوش‌مون.

25:20.166 --> 25:22.502
‫اون می‌تونه هرجایی باشه، دیدو.

25:32.554 --> 25:34.639
‫ممکنه کار هرکسی باشه.

25:38.851 --> 25:40.937
‫- اونجاست، درسته؟
‫- همینجاست.

25:41.813 --> 25:45.191
‫وای، چقدر مخروبه به نظر میاد.

25:53.366 --> 25:54.617
‫هی، چیکار می‌کنی؟

25:54.617 --> 25:56.661
‫فقط نگاه می‌کنم.

25:56.661 --> 25:59.497
‫نمی‌تونی همینطوری...
‫تا حالا سریال پلیسی ندیدی؟

25:59.497 --> 26:01.541
‫نباید همینطوری بری زنگ درش رو بزنی که.

26:01.541 --> 26:05.545
‫خودت گفتی، اگه واندا پیشش باشه
‫نباید بترسونیمش.

26:05.545 --> 26:09.382
‫- درسته.
‫- باید تحت نظر داشته باشیش، صبر کنیم.

26:09.382 --> 26:12.093
‫شایدم یکم پیراشکی بخریم؟

26:23.146 --> 26:24.439
‫اون چیه؟

26:25.648 --> 26:27.066
‫تو اتاق واندا پیداش کردم.

26:28.026 --> 26:31.362
‫باید از یکی از آلبوم‌های قدیمی خانوادگی
‫برداشته باشتش.

26:31.362 --> 26:32.614
‫می‌تونم ببینم؟

26:39.454 --> 26:40.914
‫وای خدا.

26:44.459 --> 26:46.211
‫انگار مال یه قرن پیشه.

26:47.587 --> 26:49.214
‫و در عین حال انگار همین دیروزه.

26:50.181 --> 26:51.381
[من و بابابزرگ]

26:52.926 --> 26:54.469
‫لبخند تُخسش رو ببین.

26:58.348 --> 27:00.099
‫وای پسر. چطوری زمان انقدر سریع گذشت؟

27:05.605 --> 27:06.898
‫دیدو.

27:08.066 --> 27:09.067
‫قایم شو.

27:10.235 --> 27:12.362
‫پایین‌تر. باید برم پایین‌تر.

27:21.955 --> 27:23.039
‫خودشه.

27:24.249 --> 27:27.252
‫شبیه کساییه که دخترای نوجوون رو
‫تو زیرزمینش نگه می‌داره.

27:27.252 --> 27:28.253
‫آره.

27:49.232 --> 27:51.359
‫گور باباش. میرم سرک بکشم.

27:51.359 --> 27:53.820
‫پس تحت نظر داشتن چی شد؟

27:53.820 --> 27:57.699
‫تو می‌تونی تحت نظر داشته باشیش،
‫وقتی برگشت دو بار بوق بزن.

27:57.699 --> 28:00.910
‫ما یه تیمیم، درسته؟
‫مثل ترنر و هوچ.
‫(فیلم تام هنکس)

28:01.619 --> 28:03.329
‫وایسا ببینم، یکیشون سگ نبود؟

28:04.122 --> 28:05.331
‫وای خدا.

28:27.687 --> 28:28.688
‫نه.

28:53.254 --> 28:54.839
‫اون پشت رو بررسی می‌کنم.

28:54.839 --> 28:58.176
‫نه. برگرد. برگرد.

28:58.676 --> 28:59.677
‫خدایا.

29:00.261 --> 29:01.429
‫وای خدا.

29:44.681 --> 29:45.682
‫واندا!

29:55.775 --> 29:58.152
‫واندا، کجایی؟

30:02.949 --> 30:07.203
‫اون پایین چی قایم کردی، حرومزاده؟

30:58.546 --> 30:59.756
‫واندا؟

31:00.590 --> 31:02.258
‫این داخلی؟

32:08.199 --> 32:10.410
‫وای لعنتی. وای نه.

32:21.838 --> 32:23.631
‫نه، نه، نه، نه.

32:27.969 --> 32:29.888
‫وای نه.
‫اوه، لعنتی. لعنتی.

32:34.392 --> 32:35.435
‫کارلوتا؟

32:36.144 --> 32:36.978
‫دیدو!

32:36.978 --> 32:39.772
‫کارلوتا، چه غلطی داری می‌کنی؟

32:39.772 --> 32:42.317
‫- از کجا فهمیدی این پایینم؟
‫- صدای جیغت رو شنیدم.

32:42.317 --> 32:44.110
‫کل شهرک احتمالاً فهمیدن که
‫تو این پایینی.

32:44.110 --> 32:45.987
‫- یه کار بد کردم.
‫- دستت رو بهم بده.

32:46.613 --> 32:47.780
‫منو بکش بالا.

32:49.741 --> 32:53.286
‫- بکش! بکش! بکش!
‫- دارم می‌کشم.

32:53.286 --> 32:56.164
‫تو چیکار... اون چی بود؟

32:56.164 --> 32:58.458
‫یه چیز نیشم زد

32:58.458 --> 33:00.501
‫یعنی چی نیشت زد؟

33:01.252 --> 33:02.670
‫چرا داری داد می‌زنی؟

33:03.963 --> 33:04.964
‫ازم جداش کن!

33:04.964 --> 33:06.424
‫- چجوری؟
‫- بگیرش!

33:06.424 --> 33:07.592
‫من به مار دست نمی‌زنم!

33:07.592 --> 33:10.094
‫این مار لعنتی رو بگیر!

33:10.094 --> 33:11.804
‫وای خدا!

33:12.972 --> 33:14.390
‫تکون نخور!

33:15.516 --> 33:16.935
‫الان چی؟

33:16.935 --> 33:18.436
‫- الان چی؟
‫- بندازش اونور!

33:18.436 --> 33:20.438
‫- کجا؟
‫- یه جای دور. وایسا، نه، نه، نه.

33:21.523 --> 33:23.316
‫باید با خودمون ببریمش.
‫سمی هستش.

33:23.316 --> 33:25.777
‫برای پادزهرش باید بدونن
‫چه ماری نیشم زده.

33:25.777 --> 33:30.240
‫من یه مار سمی رو
‫تا بیمارستان نگه نمی‌دارم.

33:30.240 --> 33:31.866
‫امکان نداره!

34:19.539 --> 34:20.539
‫من...

34:24.586 --> 34:26.004
‫می‌خواستیم...

34:31.968 --> 34:34.888
‫تخمین‌های اولیه میگن
‫خسارتی که به زیرزمین آقای بارتلز زده شده

34:34.888 --> 34:40.685
‫بین 15 الی 20 هزار یورو هستش.

34:41.769 --> 34:43.938
‫دیگه آسیب روحی‌ای که
‫به مارها زده شده رو نمیگم.

34:44.689 --> 34:48.401
‫و یه همسایه‌شون هم تو توالتش
‫یه مار کبرا پیدا کرده.

34:50.486 --> 34:51.738
‫خانم راخ...

34:51.738 --> 34:53.781
‫هرکس که غیرقانونی وارد شده،
‫شانس آورده...

34:55.115 --> 34:57.994
‫چون نصف مارهایی که گرفته شدن
‫غیرقانونی بودن.

34:59.287 --> 35:03.833
‫به این ترتیب، آقای بارتلز
‫نمی‌تونه شکایتی بکنه.

35:05.210 --> 35:09.422
‫درک می‌کنم شما دو نفر
‫تو چند ماه اخیر، استرس زیادی کشیدید.

35:11.007 --> 35:14.552
‫و فقط به این خاطر،
‫این ماجرا رو

35:14.552 --> 35:17.889
‫یه هیجان موقت درنظر می‌گیرم.

35:17.889 --> 35:19.849
‫- خیلی ممنون برای...
‫- اما اگه دوباره

35:19.849 --> 35:21.601
‫شما رو تو تحقیقاتم ببینم...

35:22.602 --> 35:27.023
‫یه درسی بهتون میدم
‫که تا آخر عمر یادتون نره.

35:28.608 --> 35:30.026
‫متوجه‌اید؟

35:33.029 --> 35:39.369
‫خوبه. حالا پیشنهاد میدم برید خونه
‫و به اون یکی بچه‌تون سر بزنید.

35:52.549 --> 35:55.009
‫سلام.

35:57.303 --> 36:00.223
‫مادرت رو مار نیش زده،
‫اما حالش خوبه.

36:03.393 --> 36:04.394
‫خوبه.

36:04.418 --> 36:15.418
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

36:54.122 --> 36:54.482
‫[واندا برنده شد.]

37:23.431 --> 37:24.891
‫- میشه حرف بزنیم؟
‫- الان نه. من...

37:24.891 --> 37:27.727
‫نمی‌تونم.
‫نمی‌تونم بشنوم بهم بگی

37:29.103 --> 37:30.772
‫«دیدی بهت گفتم»

37:31.814 --> 37:33.358
‫یا «تو دیوونه‌ای»

37:35.068 --> 37:39.239
‫یا اینکه باید محکم باشم.
‫چون می‌دونم دیدو. خودم می‌دونم.

37:41.950 --> 37:43.535
‫باید بهت یه چیزی نشون بدم.

37:43.535 --> 37:47.622
‫«سطل اهدا»

37:56.047 --> 37:57.215
‫این چیه؟

37:57.799 --> 37:59.133
‫نقشه.

38:00.301 --> 38:03.638
‫بابام همیشه می‌گفت
‫کلید موفقیت تو پرنده‌شناسی

38:04.222 --> 38:05.431
‫صبر و پافشاریه.

38:05.431 --> 38:08.309
‫اینکه محیط زیست و رفتارهای پرنده رو
‫یاد بگیری. خب؟

38:08.309 --> 38:09.477
‫- خب...
‫- درسته.

38:09.477 --> 38:11.229
‫فردا روز هفتادمه.

38:11.229 --> 38:13.690
‫پیتر گنسوین گفت
‫احتمال پیدا کردن واندا

38:13.690 --> 38:16.651
‫بعد از گذشت 100 روز اول
‫میاد پایین، درسته؟

38:16.651 --> 38:19.195
‫که یعنی 4 هفته وقت داریم.

38:20.572 --> 38:23.241
‫این سطل بازیافت لباس‌هاست.

38:24.242 --> 38:25.368
‫میشه اینو نگه داری لطفا؟

38:25.368 --> 38:27.579
‫اینجا. و اینجا. خب.

38:27.579 --> 38:31.958
‫تو این محدوده 62 تا خونه‌ی تک خانوار
‫وجود داره.

38:31.958 --> 38:35.336
‫42 تا آپارتمان و 12 تا مجتمع مسکونی.

38:35.336 --> 38:36.921
‫می‌تونی دایره رو کامل کنی؟

38:37.839 --> 38:42.427
‫پس گفتم اگه قراره
‫یکی به پر سروصدایی دختر ما رو بدزدن

38:42.427 --> 38:44.888
‫اونجا نمی‌برنش
‫چون دیواراش مثل مقوا نازک‌اند.

38:44.888 --> 38:49.100
‫تازه، دوربین‌های امنیتی،
‫سرایدار و همسایه‌ها هم هستن.

38:49.100 --> 38:52.270
‫پس پیشنهاد میدم
‫روی خونه‌های تک خانوار تمرکز کنیم.

38:58.776 --> 39:00.695
‫فکر کردم خیال کردی من دیوونه‌ام.

39:01.905 --> 39:04.741
‫آره هستی، اما اینم می‌دونم که
‫چقدر یه دنده‌ای.

39:06.201 --> 39:08.786
‫و اینم می‌دونم که
‫اگه برای پیدا کردنش تمام تلاش‌مون رو نکنیم

39:08.786 --> 39:10.747
‫نمی‌تونی با خودت کنار بیای.

39:12.290 --> 39:14.250
‫اما بعدی رو من انجام میدم.

39:14.250 --> 39:18.421
‫چون خیلی بد
‫وارد خونه‌ی مردم میشی.

39:22.634 --> 39:24.761
‫30 روز.

39:25.595 --> 39:29.474
‫همه‌‌ی خونه‌های محدوده رو می‌گردیم
‫تا پیداش کنیم.

39:29.474 --> 39:32.018
‫- به هر قیمتی.
‫- به هر قیمتی.

39:40.276 --> 39:44.364
‫اما دقیقاً همین «به هر قیمتی»
‫زندگی‌شون رو برای همیشه تغییر میده

39:58.920 --> 40:01.589
‫چون همه ازش زنده بیرون نمیان.

40:01.613 --> 40:12.913
: مترجمین
مریم صرافها و مانی صوفی
