WEBVTT

00:13.221 --> 00:16.061
« براساس رمانی از سرخیو ساریا »

00:36.801 --> 00:39.041
« آن هنگام که هیچکس ما را نمی‌بیند »

01:36.081 --> 01:43.081
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:43.081 --> 01:50.081
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:50.081 --> 01:57.281
‫« ترجمه از محیا مبین مقدم و امیر فرحناک »
‫.:: FarahSub & Mahya14 ::.

01:57.681 --> 01:59.281
دنبال کسی می‌گردی؟

01:59.361 --> 02:01.515
تو جست‌وجوی سامو رو
رهبری می‌کنی؟

02:01.539 --> 02:03.001
توی گروه جست‌وجو دیدمت

02:05.641 --> 02:07.281
اطلاعاتی داری؟

02:07.881 --> 02:09.641
چیزی هست که
می‌خوای بهمون بگی؟

02:10.521 --> 02:12.001
من سامو رو می‌شناسم

02:12.081 --> 02:14.081
سوار شو، توی دفترم صحبت می‌کنیم

02:18.441 --> 02:20.841
،اگه ترجیحت جای دیگه‌ایه
بهم بگو

02:22.841 --> 02:26.401
« بخش ششم »
« پنجشنبه مقدس »

02:27.481 --> 02:29.309
روز چهارشنبه
:پیغامگیرش می‌گفت

02:29.333 --> 02:31.161
«خاموش می‌باشد یا آنتن ندارد»

02:31.241 --> 02:33.409
به ذهنت نرسید اینو گزارش بدی؟

02:33.433 --> 02:34.801
چی رو گزارش بدم؟

02:36.601 --> 02:40.121
،وقتی برنگشته پناهگاه
کجا می‌تونسته رفته باشه؟

02:40.201 --> 02:43.441
بهم گفت این بار
می‌خواد بره خونه ییلاقی

02:43.521 --> 02:44.727
برای اینکه گیر نیفته

02:44.751 --> 02:46.281
خونه مال کی بود؟

02:46.361 --> 02:48.161
مردی که خودکشی کرد

02:50.081 --> 02:52.201
کی؟ آنتونیو خیمنز؟ -
خودشه -

02:52.281 --> 02:54.482
بهش انگلیسی درس می‌داد

02:54.506 --> 02:55.801
آدم رومخی بود

02:55.881 --> 02:57.561
چطور مگه؟ -
نمی‌دونم -

02:57.641 --> 03:00.961
...حرکات بدنش، طرز نگاهش، لباس‌هاش

03:01.041 --> 03:02.521
آدم پرشوری بود، می‌دونی؟

03:02.601 --> 03:04.121
پس می‌شناختیش

03:04.201 --> 03:07.561
یه روز اتفاقی باهاش برخورد کردیم
و سامو ما رو بهم دیگه معرفی کرد

03:07.641 --> 03:10.801
یارو حسودیش شد -
چطور مگه؟ -

03:10.881 --> 03:13.481
فکر کنم آنتونیو
از سامو خوشش میومد

03:13.561 --> 03:15.249
از چهره‌ش میشد فهمید

03:15.273 --> 03:16.561
با هم رابطه‌ای داشتن؟

03:16.641 --> 03:18.961
!عمرا
یارو اسکل بود

03:19.041 --> 03:20.561
سامو مسخره‌ش می‌کرد

03:21.281 --> 03:23.601
هردومون می‌دونیم که
سامو از کسی پول می‌گیره

03:23.681 --> 03:25.381
آنتونیو بهش پول می‌داد؟

03:25.405 --> 03:26.881
سامو می‌رفت خونه‌ش

03:26.961 --> 03:29.269
بلد بود چطوری ازش پول بگیره

03:29.293 --> 03:31.601
یه داستانی واسش تعریف می‌کرد

03:31.681 --> 03:34.121
،مثلا واسه شهریه یه دوره درسی
پول لازم داشت

03:34.201 --> 03:37.441
.یا موبایلش خراب شده بود
قصه‌های مختلف

03:38.321 --> 03:40.081
سامو به مردها تمایل نداره، باشه؟

03:40.161 --> 03:42.801
زرنگ بود و
از این موقعیت استفاده می‌کرد

03:42.881 --> 03:45.521
می‌دونی اون خونه کجاست؟

03:45.601 --> 03:48.401
نه. فقط می‌دونم
وسط ناکجاآباده

03:48.481 --> 03:51.361
سامو می‌خواست اونجا قایم بشه
چون هیچوقت کسی نمیره اونجا

03:51.441 --> 03:53.401
،آنتونیو ممکن بود بره
خونه خودش بوده

03:53.481 --> 03:55.801
،سامو گفت توی این دوسال
فقط یک بار رفته

03:55.881 --> 03:57.214
یک شب تابستانی

03:57.238 --> 03:59.581
رفته بود ستاره‌ها رو ببینه
و این کسشرها

04:21.081 --> 04:22.401
صبح به خیر

04:23.281 --> 04:25.841
.صبح شما هم مقدس باد
خب؟

04:26.881 --> 04:29.241
بهش گفتی؟ -
بله، البته -

04:29.841 --> 04:32.521
خب؟ -
چرا باید اینو بگم؟ -

04:32.601 --> 04:33.768
بهت که گفتم، پسر

04:33.892 --> 04:35.701
دیروز با اختلاف یک تار مو
تونستم بیارمت بیرون

04:35.781 --> 04:38.301
ولی فقط یه‌ذره مونده تا
متهمت کنن

04:41.321 --> 04:43.609
بابت دیروز ممنون، آقای نونز

04:43.633 --> 04:45.921
ولی بهتر نیست حقیقت رو بگم؟

04:46.001 --> 04:47.547
نمی‌خوام به دروغگویی ادامه بدم

04:47.571 --> 04:48.961
الانم خیلی توی دردسر افتادم

04:49.961 --> 04:51.841
فکر کنم متوجه نیستی

04:57.401 --> 04:59.081
مامانت چه حالی داره؟

05:00.561 --> 05:01.801
با وجود اتفاقی که
برای برادرت افتاده

05:02.361 --> 05:04.961
،حتما فراتر از توصیف کلمات
داره رنج می‌کشه

05:06.281 --> 05:09.201
بیکاره و با حقوق مستمری
زندگی رو می‌گذرونه، درسته

05:09.281 --> 05:12.641
،ولی تو پسر خوبی هستی
به امور خونه کمک می‌کنی، درسته؟

05:12.721 --> 05:15.081
اضافه‌کاری وایمیستم و تعطیلات هم سرکارم -
می‌دونم -

05:15.161 --> 05:18.041
،تو مراقب خانوادت باش
کمک کن دنبال برادرت بگرد

05:20.721 --> 05:23.401
،وقتی برادرت پیداش شد
...و پیدا هم خواهد شد

05:24.681 --> 05:26.521
همه تنهات می‌ذارن

05:27.201 --> 05:29.641
،نه شهردار می‌مونه، نه تلویزیون
هیچی به هچی

05:30.321 --> 05:32.721
دقیقا مثل چهار روز پیش

05:35.281 --> 05:37.521
ولی ما همچنان
بهت کمک می‌کنیم

05:38.441 --> 05:41.881
لازم نیست اسم ببری
یا کسی رو متهم کنی

05:41.961 --> 05:45.041
فقط کافیه بگی موادمخدر رو
از یکی توی مشروب‌فروشی، گرفتی

05:48.561 --> 05:52.001
،خب روبرتو
من راحتت می‌ذارم

05:52.081 --> 05:54.481
،برو مادرت رو ببین
مطمئنم نگرانه

05:58.881 --> 06:01.081
منو همون‌جا پیاده کن، گروهبان

06:03.201 --> 06:05.721
فکر می‌کردم میریم گارد مدنی

06:05.801 --> 06:07.281
به صورت رسمی آره

06:10.761 --> 06:12.238
دو ساعت وقت می‌خوام

06:12.262 --> 06:14.601
سرهنگ نباید درموردش
خبردار بشه

06:16.001 --> 06:18.881
بهتره خودم هم چیزی ندونم

06:19.441 --> 06:20.641
موافقم

06:35.281 --> 06:37.041
،جدا از این
حالت چطوره؟

06:39.481 --> 06:41.241
من خوبم، مامان

06:43.961 --> 06:46.001
آره. سالم غذا می‌خورم

06:52.081 --> 06:53.961
الان باید برم، باشه؟

06:56.481 --> 06:58.601
آره. دوستت دارم

07:08.401 --> 07:11.521
تولیدی کارخونه، بیشتر از چیزیه که
وزارت دفاع سفارش میده

07:11.601 --> 07:13.991
یه نفر توی فناوری اطلاعات،
...کیوآر کدی میسازه که

07:14.015 --> 07:16.001
،وقتی اسکن بشه
محتویاتِ بار رو تغییر میده

07:16.081 --> 07:18.052
،پس روی کاغذ نوشته ده واحد

07:18.076 --> 07:19.921
،ولی داخل محفظه
پونزده واحد هست

07:20.001 --> 07:21.841
پنج تاش رو غیرقانونی می‌فروشن

07:21.921 --> 07:25.481
فناوری نظامی رو به کشورهایی می‌فرستن که
تحت تحریم سلاح قرار دارن

07:25.561 --> 07:28.721
سودان، نیجریه، مالی، سیرا لئون

07:28.801 --> 07:32.801
هفته پیش توی مراکش، هواپیمایی که
از مورون میومد، مورد بررسی تصادفی قرار گرفت

07:32.881 --> 07:35.641
،توی کشورهای غیرناتو
روال استاندارد همینه

07:35.721 --> 07:38.121
،یکی از محفظه‌ها
دوباره طبقه‌بندی شده بود

07:38.201 --> 07:41.161
شما معتقدید گروهبان جانسون
این کیوآرکدها رو ساخته

07:41.241 --> 07:44.241
،دلایل محکمی داریم که باور کنیم محموله‌ها
اینجا دستکاری شدن

07:44.961 --> 07:47.676
این حقیقت که جانسون به‌تازگی
...توی آهکِ زنده پیدا شده

07:47.700 --> 07:49.161
این فرضیه رو تقویت می‌کنه

07:49.721 --> 07:52.735
همچنین متوجه شدیم
...مبلغ غیرعادی بالایی

07:52.759 --> 07:54.121
توی ارزدیجیتال
سرمایه‌گذاری کرده

07:54.201 --> 07:56.121
خیلی فراتر از سطح حقوقش

07:56.681 --> 07:59.481
فکر می‌کنید پای یکی دیگه از
افراد پایگاه، وسط باشه؟

08:00.321 --> 08:01.801
برای همین بهتون زنگ زدیم

08:02.321 --> 08:04.201
یه گزینه احتمالی پیدا کردیم

08:04.281 --> 08:05.401
کی؟

08:11.281 --> 08:13.081
سرهنگ سیموس هوپن

08:16.841 --> 08:18.241
بر چه اساسی؟

08:19.321 --> 08:20.841
پول؟

08:20.921 --> 08:22.801
ممکنه انگیزه‌های دیگه‌ای داشته باشه

08:22.881 --> 08:27.041
پسرش جیمز، سه سال پیش
حین انجام وظیفه کشته شد

08:27.121 --> 08:28.905
احتمالا شلیکِ نیروی خودی بوده

08:28.929 --> 08:30.481
سرهنگ با گزارش موافق نبود

08:30.561 --> 08:33.361
،تقاضای تحقیقات کرد
ولی موافقت نشد

08:34.081 --> 08:36.521
بعدم خارج از کشور
مستقر شده

08:38.521 --> 08:40.161
چرا اینا رو
توی پرونده‌ش ننوشته؟

08:40.241 --> 08:42.041
،تحت شرایط مسالمت آمیز
امضا کرد

08:42.121 --> 08:45.441
در ازای یه پست بی‌دردسر
و افزایش حقوق، اون پرونده پاک شد

08:45.521 --> 08:47.679
اینکه دلیل نمیشه مظنون باشه

08:47.703 --> 08:49.121
ولی دلیل خوبی بهش میده

08:49.201 --> 08:50.717
ولی مدرک لازم داریم

08:50.741 --> 08:53.061
،امیدواریم از طریق جانسون
به مدرک برسیم

08:53.721 --> 08:56.281
چیزی پیدا کردید که اونو
به هوپن مرتبط کنه؟

08:57.961 --> 08:59.121
هنوز نه

09:05.721 --> 09:07.429
...پس یه آدمی که نمی‌شناسی

09:07.453 --> 09:09.161
۲۵گرم از جنس جدید بهت داد؟

09:09.241 --> 09:11.041
.به همین راحتی
مجانی

09:11.921 --> 09:14.361
،ازم خواست بفروشمش
هدیه که نبود

09:14.441 --> 09:16.081
می‌شناختیش؟

09:16.641 --> 09:19.321
نه. حتی اهل مورون نبود

09:20.281 --> 09:21.761
ولی اون تو رو می‌شناخت

09:22.561 --> 09:24.841
یکی بهش گفته بود
من توی شهر ساقی هستم

09:24.921 --> 09:27.081
.ولی فقط حشیش
هیچوقت از اونا نفروختم

09:27.681 --> 09:28.916
دفعه اولم بود

09:28.940 --> 09:30.841
باید بهش ضمانت می‌دادی

09:31.681 --> 09:34.001
آدم سعی نمی‌کنه
به اینجور آدما، رودست بزنه

09:34.841 --> 09:36.677
کی باهاش قرار داری که
پولش رو بدی؟

09:36.701 --> 09:38.001
یکشنبه قبلی دادم

09:38.081 --> 09:40.961
،بار اولم بود
برای همین زیاد بهم مواد ندادن

09:41.041 --> 09:42.461
می‌خواستن ببینن
موفق میشم یا نه

09:42.985 --> 09:44.241
یکمش هم واسه خودم بود

09:44.761 --> 09:47.041
کجا باهاش قرار داشتی که
پولش رو بدی؟

09:47.121 --> 09:50.241
توافق کردیم پول رو بذارم
همون جایی که مواد رو برداشته بودم

09:50.321 --> 09:51.801
از اون موقع ندیدمش

09:52.921 --> 09:54.390
خب اونجا کجاست؟

09:54.414 --> 09:56.821
باید زور بزنیم از زیر زبونت
حرف بکشیم

09:56.881 --> 09:58.641
توی مشروب‌فروشی، لا مانیگتا

10:01.241 --> 10:04.321
،گوش کن، همونطور که می‌بینید
موکلم همکاری می‌کنه

10:04.401 --> 10:07.081
فکر کنم هر حرفی لازم بود بگه، گفت

10:10.441 --> 10:12.881
،اگه دوباره باهات تماس گرفتن
بهمون خبر بده

10:17.321 --> 10:18.335
صدام زدی؟

10:18.359 --> 10:19.761
خیمنز یه خونه ییلاقی داشته

10:19.841 --> 10:22.801
.ساموئل رو حداقل یک بار برده اونجا
واسم پیداش کن

10:22.881 --> 10:25.521
هیچ ملک دیگه‌ای به اسمش نبوده

10:25.601 --> 10:26.749
ولی وجود داره

10:26.773 --> 10:27.921
می‌خوام پیداش کنی

10:28.681 --> 10:30.418
درمورد موتورسیکلت چی می‌دونیم؟

10:30.442 --> 10:31.801
مال ساموئله

10:31.881 --> 10:34.841
دیگه چی؟ -
پزشکی‌قانونی دنبال سرنخ می‌گرده -

10:34.921 --> 10:37.201
.ردپاهای نزدیک گودال
فعلا منتظریم

10:38.081 --> 10:41.961
گروهبان، مادر یکی از دانش‌آموزهای آنتونیو
اومده شما رو ببینه

10:42.041 --> 10:43.441
بفرستش داخل

10:44.441 --> 10:46.681
من میرم به کارهام برسم -
نه -

10:46.761 --> 10:47.841
بمون

10:51.041 --> 10:53.201
مردم حرفای وحشتناکی می‌زنن

10:53.281 --> 10:55.281
مردم دوست دارم اغراق کنن

10:55.361 --> 10:59.081
آنتونیو هروقت می‌رفتم مدرسه‌ش
دنبال پسرم، بهم سلام می‌کرد

10:59.161 --> 11:01.161
همیشه به نظرم آدم دلپذیری بود

11:01.241 --> 11:03.601
پسرتون کلاس‌ها رو دوست داشت؟ -
خیلی زیاد -

11:03.681 --> 11:06.521
،صبح شنبه
اوقات محبوبش در هفته بود

11:07.361 --> 11:10.641
می‌دونید، پسر من
بدون پدر بزرگ شده

11:10.721 --> 11:12.335
به دوستاش حسودیش میشه

11:12.359 --> 11:14.121
برای همین آنتونیو رو
الگو قرار داده بود

11:14.201 --> 11:16.441
،به چشم پدرِ نداشته‌ش
بهش نگاه می‌کرد

11:17.561 --> 11:19.521
پسز خیلی معصومیه

11:19.601 --> 11:22.081
از فکرش وحشت می‌کنم که
ممکن بود آسیب ببینه

11:22.161 --> 11:24.161
چرا این حرف رو می‌زنید؟

11:24.241 --> 11:28.361
بعد از اینکه یه مردی اومد
بهشون آموزش داد، پابلو کابوس می‌دید

11:28.441 --> 11:31.001
نمی‌دونم، آموزش کاراته‌ای چیزی بود

11:31.081 --> 11:32.401
اون مرد کی بود؟

11:32.481 --> 11:34.761
گفت ماسک می‌زده و
ترسناک بوده

11:34.841 --> 11:37.521
متوجه تغییری در
رفتار پسرتون نشدید؟

11:37.601 --> 11:40.641
گفتم که کابوس می‌دید -
غیر از اون -

11:40.721 --> 11:44.601
متوجه کبودی یا ردی
روی بدنش شدید؟

11:44.681 --> 11:47.121
پابلو فقط هشت سالشه و
هنوز من می‌برمش حموم

11:47.201 --> 11:49.601
،اگه چیز غیرعادی بود
متوجه می‌شدم

11:49.681 --> 11:52.361
،پسر حساسیه
می‌خواد همه توجهم به اون باشه

11:52.441 --> 11:54.881
اون مرد رو نقاشی
یا توصیف نکرد؟

11:56.001 --> 11:59.521
،میگه ماسک می‌زده
مثل نقش منفیِ جنگ ستارگان

11:59.601 --> 12:01.201
یه شمشیر چوبی هم داشته

12:05.081 --> 12:09.081
سال‌هاست توی این کارم و
تاحالا همچین چیزی نشنیدم

12:09.161 --> 12:11.601
آخه چرا باید
به اون بچه اعتماد کنن؟

12:11.681 --> 12:13.921
خب، بیا یه بررسی بکنیم

12:14.001 --> 12:16.289
،اگه داستان جور دربیاد
پس حقیقت رو میگه

12:16.313 --> 12:17.481
اینطور فکر نمی‌کنی؟

12:20.441 --> 12:24.641
درضمن، واسه دخترعموم مهم نیست
تو ژنرالی یا سیب‌زمینی پوست‌کُن

12:24.721 --> 12:26.254
بازم بحث دخترعموت

12:26.278 --> 12:28.601
امشب با اون و دوستاش قرار دارم

12:28.681 --> 12:30.669
تجدید نیرو می‌کنیم واسه صبح زود

12:30.693 --> 12:32.681
.من نمی‌تونم بیام
باید درس بخونم

12:32.761 --> 12:34.921
در جریان هستی که
مردم زندگی دارن؟

12:35.001 --> 12:37.561
سرجوخه بودن توی یه شهر کوچیک که
نشد زندگی

12:38.081 --> 12:39.521
تو مگه هدف نداری؟

12:41.481 --> 12:43.881
صبح به خیر -
سلام، صبح به خیر -

12:47.001 --> 12:49.161
چی میل دارید؟ -
اسپرسو با شیر -

13:31.841 --> 13:34.121
.بیا بریم
اون بچه راست میگفت

13:34.201 --> 13:35.805
میشه قهوه‌م رو تا آخر بخورم؟

13:35.829 --> 13:37.321
ای بابا. من بیرون منتظرم

13:38.281 --> 13:39.841
عجب گرفتاری شدیم

13:48.801 --> 13:52.561
آنتونیو خیمنز توی اینترنت، به زبان انگلیسی
...با یه نفر به اسم اوکامی

13:52.641 --> 13:56.681
درمورد هنرهای رزمی چت می‌کرده که اونم
بعدا یه نمونه کندو به دانش آموزاش نشون داده

13:56.761 --> 13:59.801
و به نظر تو، شاید آنتونیو
جاکش بوده

13:59.881 --> 14:01.921
شاید درون یه حلقه‌ی بچه‌بازی بوده، آره

14:02.001 --> 14:04.241
مدرکی دال برا این، پیدا کردی؟

14:04.321 --> 14:07.241
.اطلاعات کامپیوترش پاک شده بود
دست پزشکی‌قانونیه

14:09.521 --> 14:13.401
پس فکر می‌کنی ساموئل ممکنه
پیش این اوکامی باشه؟

14:14.241 --> 14:17.121
همین الان متوجه شدیم
آنتونیو خونه ییلاقی داشته

14:17.201 --> 14:19.961
شاید اونجا پاتوقشون بوده -
دور از نگاه‌های فضول -

14:20.041 --> 14:21.241
دقیقا

14:21.321 --> 14:24.801
دوست دختر ساموئل بهمون گفت
حداقل یه بار رفته اونجا

14:24.881 --> 14:27.001
حالا می‌دونیم از کجا
پول میاورده

14:27.081 --> 14:29.921
خونه کجاست؟ باید عجله کنیم -
درسته -

14:30.001 --> 14:31.521
مشکل همینه

14:31.601 --> 14:34.321
،یه خونه شبح‌واره
هیچ جا ثبت نشده

14:38.281 --> 14:41.521
.تمرین کردید، ستوان
دارید پیشرفت می‌کنید

14:43.281 --> 14:44.481
اینو می‌بینی؟

14:45.361 --> 14:46.401
بله

14:47.281 --> 14:48.921
این چی؟

14:49.001 --> 14:50.601
دقیقا یکسان هستن، درسته؟

14:56.041 --> 14:57.361
کاملا

14:57.441 --> 14:59.801
.خب، نه
یکسان به نظر میان

14:59.881 --> 15:02.161
.ولی دوباره نگاه کن
از نزدیک نگاه کن

15:02.241 --> 15:03.881
این یکی بی‌نقصه

15:03.961 --> 15:07.041
،تمام تاخوردگی و چین‌خوردگی‌هاش
...بافتش

15:07.121 --> 15:11.401
،نمی‌دونم لودنا لعنتی چطوری انجامش میده
ولی همیشه درست درمیاد

15:11.481 --> 15:14.041
،این یکی
یه تیکه آشغاله

15:14.121 --> 15:15.865
کلی تاخوردگی و اینا داره

15:15.889 --> 15:17.001
ظاهر مناسبی داره

15:17.881 --> 15:19.441
ولی من گول نمی‌خورم

15:19.521 --> 15:21.201
...اونا مشابه هستن، گروهبان

15:21.281 --> 15:23.161
،در عین حال
کاملا باهم فرق دارن

15:23.681 --> 15:26.121
.لطفا از اینجا ببرش
باید یه استراحتی به خودم بدم

15:27.801 --> 15:30.401
.موافقم
ممنون

15:45.481 --> 15:47.961
آبگوشت سبزیجات؟ -
چه انتظاری داری؟ -

15:48.041 --> 15:49.686
هفته‌ی مقدسه ها

15:49.710 --> 15:51.281
چرا نمی‌تونیم گوشت بخوریم؟

15:51.361 --> 15:54.081
چون نمایانگرِ
خونِ ریخته‌شده عیسی‌ست

15:54.161 --> 15:56.321
مگه اینو توی مدرسه یادت ندادن؟

16:29.961 --> 16:32.201
مامان‌جون، حالا یه اشتباه شده

16:36.361 --> 16:38.281
زیادی اشتباه می‌کنم

16:40.622 --> 16:43.102
‫امروز جای روغن زیتون، سرکه ریختم

16:43.127 --> 16:45.727
‫چند روز پیش
‫توی ماشین لباسشویی شکر ریختم

16:46.888 --> 16:49.128
‫اگه مرگ‌موش می‌ریختم چی؟

16:50.601 --> 16:53.001
‫- پیری همین شکلیه دیگه
‫- نه

16:54.281 --> 16:57.081
‫من احمق نیستم،
‫می‌دونم چه بلایی داره سرم میاد

16:57.161 --> 16:59.721
‫امروز صبح،
‫نمی‌تونستم لباس تن خودم کنم

16:59.801 --> 17:02.681
‫چون نمی‌دونستم چطور دکمه‌هاش رو ببندم

17:03.721 --> 17:05.401
‫عینهو دختربچه‌ها

17:09.049 --> 17:11.009
‫فعلاً فقط علائمش رو دارم

17:11.034 --> 17:14.074
‫ولی به مرور از این هم بدتر میشه

17:14.721 --> 17:17.641
‫تا روزی که دیگه حتی نمی‌شناسمت

17:19.721 --> 17:22.841
‫- تو فقط باید قرص‌هاتو بخوری
‫- درسته

17:23.841 --> 17:26.601
‫- از مرض چاقی بمیرم
‫- قرار نیست بمیری

17:27.201 --> 17:31.281
‫بهترین اتفاقیه که می‌تونه برام بیفته.
‫نمی‌خوام باری روی دوش شما باشم

17:31.361 --> 17:32.801
‫مامان‌جون، این حرف رو نزن

17:33.764 --> 17:36.004
‫باید باهم بریم دکتر

17:36.029 --> 17:38.189
‫باهم سودوکو و جدول حل کنیم

17:38.214 --> 17:39.374
‫باهم حل کنیم

17:41.801 --> 17:43.161
‫آره

17:43.241 --> 17:45.561
‫حق با توئه. منو ببخش

17:46.161 --> 17:48.921
‫مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها
‫باید مراقب نوه‌هاشون باشن

17:49.001 --> 17:51.561
‫نه اینکه با مشکلات یری
‫شما رو ناراحت کنن

17:54.761 --> 17:57.401
‫رابطه‌ات با دوست‌پسرت چطوره؟

18:14.481 --> 18:17.841
‫لا مانیگتا یه صاحب جدید داره.
‫الان مانوئل سیلوا اونجا رو می‌چرخونه

18:20.542 --> 18:22.062
‫باید بشناسم؟

18:22.087 --> 18:24.207
‫دوست‌پسر شهردار. آنا سِپدا

18:24.961 --> 18:26.841
‫می‌دونستم آشناست

18:27.086 --> 18:28.926
‫بچه که بود بد جوری شر بود

18:28.951 --> 18:31.751
‫توی دردسر افتاد و
‫مجبور شد تا الان پیداش نشه

18:31.776 --> 18:34.656
‫اگه از قضیه‌ی مواد
‫توی مشروب‌فروشیش بو ببرن‌،

18:34.681 --> 18:36.601
‫سپدا توی بد دردسری میفته

18:36.681 --> 18:41.401
‫- خلافِ دوست‌پسرش تقصیر اون نیست
‫- ویکتور، می‌دونم جرم نیست

18:41.481 --> 18:45.041
‫ولی مردم اهمیتی نمیدن.
‫دوست‌پسرشه، فاتحه‌اش خونده‌ست

18:46.619 --> 18:47.619
‫درسته

18:49.361 --> 18:50.401
‫ممنون

18:58.481 --> 19:00.961
‫- نوشیدنی رو اینجا بذار
‫- من نمی‌خوام

19:01.041 --> 19:02.681
‫باید برگردم پایگاه

19:08.241 --> 19:10.041
‫یه خبری برات داریم

19:10.121 --> 19:13.601
‫- نگو که تو هم...؟
‫- هان؟ نه، بیخیال. نه

19:14.161 --> 19:16.401
‫- خودت میگی یا من بگم؟
‫- تو بگو

19:17.281 --> 19:20.121
‫هیپولیتو قراره خودش رو
‫نامزد شهرداری کنه

19:20.201 --> 19:24.761
‫باید قبل از اینکه واسه انتخابات اقدام کنم،
‫اولویت اول حزب بین نامزدها باشم

19:24.841 --> 19:26.481
‫از سیاست خوشش میاد؟

19:26.561 --> 19:29.121
‫سال‌هاست عضو حزب بودم

19:29.201 --> 19:31.201
‫به نظرم وقتشه که ازش عبور کنم

19:31.281 --> 19:34.681
‫در ضمن، وضعیت ما منو وادار به انجامش می‌کنه

19:34.761 --> 19:38.961
‫آنا سال‌هاست که شهرداره.
‫مردم توی شهر دوستش دارن.

19:40.001 --> 19:42.721
‫اعتراف می‌کنم که رقیب سرسختیه،

19:42.801 --> 19:45.441
‫واسه همین باید
‫یه کمپین انتخاباتی قوی داشته باشیم

19:45.521 --> 19:47.681
‫فکر می‌کنم که دوره‌ی اون به پایان رسیده

19:48.401 --> 19:51.081
‫اگه می‌خوایم بازم برنده شیم
‫باید تجدیدقوا کنیم

19:51.161 --> 19:53.361
‫از الان عینهو سیاستمدارها حرف می‌زنه

19:54.121 --> 19:55.721
‫دقیقاً

20:03.561 --> 20:08.201
‫فقط می‌تونم خونه‌ی آنتونیو توی
‫سن سباستین که توش کشته شد رو پیدا کنم

20:08.281 --> 20:10.441
‫- خونه‌ی روستاییش چی؟
‫- خبری ازش نیست

20:10.521 --> 20:14.881
‫ولی آنتونیو ارث مادرش بهش رسیده.
‫ازم لیست دارایی‌هاش رو خواستن

20:14.961 --> 20:17.241
‫چندتا خونه به اسم مادرش داره

20:17.321 --> 20:19.521
‫- چه زرنگ هم هست!
‫- اونی که مهمه:

20:19.601 --> 20:22.921
‫- ده هزار مت مربع زمین
‫- کجا؟

20:23.561 --> 20:27.521
‫مشکل همینه. دفتر ثبت
‫فقط نوشته که صاحب زمین‌هاست.

20:27.601 --> 20:32.281
‫دیگه توش جزئیات مکانی و
‫حد و حدودش رو نزده.

20:32.361 --> 20:34.641
‫باید سند اصلی رو ببینیم.

20:34.721 --> 20:37.801
‫- برو ببین پس
‫- نه، باید توی دفتر ثبت اسناد بری

20:37.881 --> 20:41.761
‫نسخه‌ی دیجیتالی ازش نیست.
‫دفتر هم واسه هفته‌ی مقدس بسته‌ست

20:54.761 --> 20:56.321
‫اون ماشین مایلز جانسونه

20:56.401 --> 20:59.361
‫هفته‌ی پیش توی بندر آلخسیراس گرفتنش

21:02.761 --> 21:03.881
‫همینجا بمون

21:05.561 --> 21:08.361
‫- میشه زوم کنی؟
‫- تار میشه. سعی کردیم

21:13.361 --> 21:15.921
‫- اثر انگشتی نبود؟
‫- فقط از جانسون

21:16.641 --> 21:20.801
‫- ممکنه اون یارو که خودکشی کرد باشه؟
‫- اون واسه حمله‌ی عصبی بیمارستان بود

21:20.881 --> 21:24.881
‫تازه این ساموئل ناواس کوچیک نیست.
‫قد و هیکلش نمی‌خوره

21:26.561 --> 21:30.841
‫اگه آنتونی، ساموئل یا جانسون نباشه،
‫پس یه نفر چهارمی هم داریم

21:30.921 --> 21:32.481
‫اوکامی؟

21:33.521 --> 21:35.241
‫نظر تو چیه، گروهبان؟

21:44.881 --> 21:46.601
‫از اینجا نمیشه گفت، خانم

21:54.481 --> 21:56.841
‫مشخصاً هیچ عجله‌ای نداشت

21:57.881 --> 21:59.241
‫برگرد عقب

22:08.041 --> 22:09.561
‫دوباره

22:20.521 --> 22:22.441
‫ارتشیه

22:22.521 --> 22:24.201
‫عینهو سربازها راه میره

22:24.721 --> 22:26.601
‫یکی از پایگاهه؟

22:26.681 --> 22:29.121
‫خب، اینجا همه ارتشی هستیم

22:32.281 --> 22:33.401
‫اون یکی

22:34.961 --> 22:36.561
‫خیلی خوشگل شدی، مامان‌جون

22:36.641 --> 22:38.681
‫قبل از اینکه خوندن و نوشتن یاد بگیرم،

22:38.761 --> 22:42.401
‫والدینم منو عضو انجمن برادری بانوی امید کردن

22:44.361 --> 22:47.161
‫- دوست‌پسرته؟
‫- دوست‌پسرم نیست

22:47.241 --> 22:51.201
‫- چرا جواب نمیدی؟
‫- مامان میگه باید ازش فاصله بگیرم

22:51.281 --> 22:53.761
‫از کِی به حرف مادرت گوش میدی؟

22:54.441 --> 22:56.161
‫فقط اون نیست

22:56.241 --> 22:59.921
‫من فکر نمی‌کنم مردم صرفاً
‫یه حرفی می‌زنن که رو مخت برن

23:01.041 --> 23:03.801
‫اون روز بردنش اداره

23:04.481 --> 23:07.041
‫اخیراً حس می‌کنم که بهم دروغ میگه

23:08.401 --> 23:09.761
‫باهاش صحبت کن

23:24.441 --> 23:27.241
‫- خبری نشد؟
‫- نه

23:27.801 --> 23:29.681
‫همچنان دنبالش می‌گردن

23:29.761 --> 23:33.601
‫یه بلایی سر ساموئل من آوردن.
‫می‌تونم حسش کنم

23:33.681 --> 23:37.001
‫نه، مامان، آروم باش.
‫پیداش می‌کنن، خب؟

23:40.521 --> 23:43.801
‫- چیزی خوردی؟
‫- نه، وقت نشد

23:44.361 --> 23:46.681
‫بیا، یه چیزی برات درست کردم

23:58.641 --> 24:01.321
‫توی این ناحیه،
‫چندین خونه‌ی روستایی هست

24:01.401 --> 24:04.161
‫هر کدوم باهم فاصله دارن

24:04.241 --> 24:08.601
‫می‌تونم همه‌شون رو بگردیم، ولی
‫بیش از چهارصد متر مربع زمین و دشته

24:08.681 --> 24:13.041
‫اونا ساختمون‌های زراعی هستن.
‫مردم آلونک‌هاشون رو خونه کردن

24:13.121 --> 24:17.281
‫- هیچ سیمکشی برقی نیست
‫- لی باید یه برقی داشته باشن؟

24:17.361 --> 24:19.361
‫آره، ژنراتور دارن

24:19.441 --> 24:21.881
‫ژنراتورهای دیزلی

24:21.961 --> 24:24.001
‫یه کامیونِ تانکر سوخت‌شون رو میاره

24:24.081 --> 24:26.881
‫برو سراغش.
‫تأمین‌کننده‌ها، مشتری‌ها و آدرس‌ها

24:26.961 --> 24:28.201
‫بله، گروهبان

24:30.681 --> 24:32.601
‫خیلی‌خب، یکم دیگه

24:33.681 --> 24:35.441
‫یکم بیشتر

24:37.041 --> 24:38.241
‫ببخشید

24:39.361 --> 24:41.481
‫رسیدیم. سلام

24:41.561 --> 24:43.241
‫سلام، حالت چطوره؟

24:43.321 --> 24:45.521
‫- جای خیلی خوبی هستیم
‫- آره

24:51.441 --> 24:52.961
‫قدم‌های کوچیک. آروم

24:53.041 --> 24:56.241
‫مستقیم رو به جلو، عجله‌ای نکن.
‫قدم‌های کوچیک. سمت راست

24:56.321 --> 24:58.201
‫متئو، برو راست و مستقیم

24:58.281 --> 25:00.401
‫پایین‌تر، متئو

25:00.481 --> 25:03.081
‫عجله‌ای نکن، آروم

25:03.161 --> 25:05.481
‫پایین‌تر از اینجا به بیرون

25:06.121 --> 25:08.361
‫فران، یکم برو چپ

25:08.441 --> 25:11.121
‫جلوش رو پایین بیارید، بچه‌ها

25:11.201 --> 25:12.841
‫عقب رو یکم ببرید راست

25:12.921 --> 25:15.601
‫روبیو، فاصله رو کم کن

25:15.681 --> 25:18.201
‫یالا، بچه‌ها. عجله نکنید

25:18.281 --> 25:21.361
‫عجله نکنید. قدم‌های کوچیک.
‫راست رو پایین بیارید.

25:23.041 --> 25:26.161
‫آفرین. ادامه بدید.

25:57.801 --> 25:59.201
‫مامان‌جون

25:59.721 --> 26:01.521
‫مامان‌جون، چی شده؟

26:01.601 --> 26:04.481
‫- کارمن!
‫- مامان‌جون، چی شده؟

26:04.561 --> 26:06.281
‫یکی زنگ بزنه آمبولانس!

26:07.081 --> 26:09.081
‫تو گفتی توی دسامبر بود

26:10.961 --> 26:13.042
‫چهارصد لیتر، آره

26:13.067 --> 26:15.907
‫آره، کمک هزینه. باشه، ممنون

27:07.121 --> 27:08.321
‫ول کن دیگه

27:08.841 --> 27:11.561
‫کلودیا، چی شده؟
‫بد موقع زنگ زدی

27:11.641 --> 27:13.841
‫مامان‌جون از حال رفت.
‫آمبولانس رسیده

27:13.921 --> 27:15.921
‫آروم باش. بگو کجایی

27:16.001 --> 27:18.761
‫توی سن ایگانسیو.
‫دارن می‌برنش بیمارستان

27:18.841 --> 27:20.481
‫حالش خوب نیست. چیکار کنم؟

27:20.561 --> 27:23.281
‫باهاش برو، خب؟ تنهاش نذار

27:23.361 --> 27:25.401
‫هر وقت بتونم خودم رو می‌رسونم

27:25.481 --> 27:27.601
‫شوخیت گرفته؟ نمی‌خوای الان بیای؟

27:27.681 --> 27:29.521
‫بهت که گفتم. نمی‌تونم الان

27:33.001 --> 27:34.361
‫عالی شد

27:37.361 --> 27:38.401
‫چیه؟

27:38.481 --> 27:40.801
‫- هیچی، گروهبان
‫- گفتم شاید سؤالی داری

28:26.761 --> 28:27.921
‫کسی اینجا نیست

28:28.481 --> 28:30.881
‫- اینجا هم همینطور
‫- اینجا هم امنه

28:30.961 --> 28:32.241
‫امنه

29:21.721 --> 29:22.921
‫حالش چطوره؟

29:24.641 --> 29:26.801
‫چیزی نمیگن، ولی می‌دونم بده

29:27.721 --> 29:30.841
‫بیخیال، احتمالاً فقط ترسیده. حالا می‌بینی

29:32.201 --> 29:33.921
‫طفلکی صورتش...

29:41.401 --> 29:43.241
‫کلی باهات تماس گرفتم

29:49.121 --> 29:52.081
‫مامانم میگه اون مواد کوفتی رو می‌فروشی

29:52.761 --> 29:54.161
‫درسته؟

29:55.801 --> 29:57.121
‫دارن ازم سوءاستفاده می‌کنن

29:57.721 --> 29:59.041
‫منم دلم نمی‌خواد

30:02.121 --> 30:03.601
‫واقعاً دلم نمی‌خواد

30:20.801 --> 30:22.161
‫بیا اینجا

31:03.121 --> 31:04.641
‫من بیرو می‌مونم

31:10.201 --> 31:11.481
‫حالش چطوره؟

31:12.561 --> 31:14.001
‫بده

31:17.721 --> 31:19.481
‫کارت خیلی خوب بود

31:26.041 --> 31:28.561
‫فردا ساعت ۸ صبح، خانم؟

31:29.201 --> 31:30.841
‫می‌تونم یه سؤالی بپرسم؟

31:32.681 --> 31:36.201
‫- البته، خانم
‫- نظر شما راجع‌به اتفاقات چیه، گروهبان؟

31:37.934 --> 31:39.690
‫پنج روز اخیر رو با من بودی

31:39.715 --> 31:43.075
‫می‌دونم که اسپانیاییت خوب نیست،
‫ولی به هر حال شاهد ماجرا بودی

31:44.081 --> 31:47.161
‫حتماً یه نظریه‌ای راجع‌به اتفاقی که
‫سر جانسون اومد داری

31:51.041 --> 31:53.521
‫- می‌تونم راستش رو بگم، خانم؟
‫- حتماً

31:56.041 --> 31:58.881
‫فکر می‌کنم که شما دارید
‫روی فرضیه‌ی ضعیفی کار می‌کنید

31:58.961 --> 32:01.321
‫هم شما و هم گارد مدنی

32:02.361 --> 32:03.641
‫گوشم با توئه

32:05.081 --> 32:07.441
‫اینکه ایده‌ی ناپدید شدن جانسون

32:07.521 --> 32:11.201
‫با ناپدید شدن اون نوجوون و
‫پرونده‌ی خودکشی مرتبط باشه...

32:12.241 --> 32:14.601
‫به نظر با عقل جور در نمیاد

32:16.401 --> 32:18.641
‫تو فکر می‌کنی ارتباطی بین‌شون نیست؟

32:19.521 --> 32:21.601
‫- به نظر همگی اتفاقی بوده؟
‫- نه

32:21.681 --> 32:24.321
‫نه، ستوان. من به شانس باور ندارم

32:25.321 --> 32:29.001
‫ولی... فکر می‌کنم که...

32:31.161 --> 32:35.521
‫اینکه آدم محتاج به پیدا کردن
‫وجه اشتراک بین همه چی باشه،

32:35.601 --> 32:37.801
‫می‌تونه جلوی قدرت قضاوت انسان رو بگیره

32:47.521 --> 32:51.521
‫مایلز جانسون از اون جور آدم‌ها نبود

32:51.601 --> 32:54.681
‫که با یه مربی هنرهای رزمی بگرده

32:54.761 --> 32:56.641
‫بی‌پرواتر از این حرف‌ها بود

32:57.521 --> 33:00.481
‫- فکر کردم خیلی نمی‌شناختیش
‫- دهن مردم رو نمیشه بست

33:01.761 --> 33:04.481
‫و اکثر نیروهای من موافقن که
‫چرا توی این وضعیت هستیم

33:05.041 --> 33:06.361
‫چرا اونوقت؟

33:06.441 --> 33:10.641
‫یه متخصص آی‌تی که
‫غیبت غیرموجه داره

33:10.721 --> 33:14.441
‫حتی نمی‌ذارن ۲۴ ساعت از گم شدنش
‫بگذره و فوراً خبرت می‌کنن

33:14.521 --> 33:18.161
‫حتی منتظر نمی‌مونن که ببینن از اون
‫شب‌های عجیبِ بیرون از خونه بود یا نه.

33:19.841 --> 33:25.441
‫واضحهه که جانسون آدم خطرناکی بود

33:26.481 --> 33:28.561
‫منظورت چیه؟

33:30.001 --> 33:32.961
‫خب، جواب این سؤال رو
‫من نمی‌تونم بدم، خانم

33:39.001 --> 33:41.641
‫شاید پرونده‌ی خودکشی با هاراکیری
‫داره حواس‌مون رو پرت می‌کنه

33:42.548 --> 33:44.268
‫اسمش سپّوکوئه

33:45.921 --> 33:50.001
‫و... یه جور مراسم باستانیه

33:51.281 --> 33:54.401
‫که با شرافت و وقار انجام میشه

33:55.041 --> 33:56.721
‫برای کسی که به دنبال کفاره‌ست

33:57.401 --> 34:00.321
‫اونی که انجامش میده یه دیوونه‌ست

34:01.681 --> 34:03.561
‫با کمال احترام، خانم

34:06.161 --> 34:09.601
‫- ممنون که توضیحاتت
‫- هی، من...

34:11.974 --> 34:15.694
‫- امیدوارم حد و مرزها رو رد نکرده باشم
‫- به هیچ وجه

34:17.967 --> 34:19.812
‫امیدوارم شب خوبی داشته باشید، خانم

34:22.761 --> 34:24.121
‫واسه امشب دیگه کافیه

34:26.081 --> 34:27.881
‫- شب بخیر، خانم
‫- شب بخیر

34:33.881 --> 34:37.961
‫اندرو تیلور، یتیم.
‫بزرگ شده توی یتیم‌خونه‌ی جوسوت

34:38.041 --> 34:41.361
‫در سن ۱۸ سالگی برای ارتش نام‌نویسی کرد

34:41.441 --> 34:44.361
‫ابتدا به اونیکاوا، ژاپن رفت

34:45.241 --> 34:47.441
‫چهار سال اونجا موند

34:47.961 --> 34:51.641
‫بعداً داوطلب شد تا به
‫مرگبارترین جبهه‌ی ارتش بره:

34:52.641 --> 34:55.161
‫افغانستان، عراق...

34:55.241 --> 34:58.921
‫واسه دلاوری‌های خودش توی افغانستان
‫مدال افتخار نیروی هوایی رو گرفت

34:59.001 --> 35:02.121
‫برای نجات گروهی از کودکان
‫توی ناحیه‌ی بازارک

35:02.761 --> 35:04.921
‫آخرین بار به آویانو رفت

35:05.761 --> 35:08.681
‫مجرد، بدون هیچ بچه‌ای

35:15.621 --> 35:25.621
‫« ترجمه از محیا مبین مقدم و امیر فرحناک »
‫.:: FarahSub & Mahya14 ::.

35:59.977 --> 36:09.977
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

36:11.040 --> 36:21.040
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
