WEBVTT

00:00.021 --> 00:10.021
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

00:25.521 --> 00:32.621
‫به‌ تازگی متوجه شدم که ممکنه دیگه
‫هیچ وقت بر انسان دیگه ای قدرت نداشته باشم.

00:37.391 --> 00:39.143
‫دانش‌ آموزهام که...

00:39.977 --> 00:43.147
‫برای یک بار تحت‌ تاثیر گذاشتن من
‫تمام وجودشون رو میفروختن...

00:43.230 --> 00:47.526
‫حالا آموزش‌ هام رو…
‫بی‌ ربط میدونن.

00:52.907 --> 00:57.953
‫دخترم که قبلاً من رو می‌پرستید،
‫حالا تمام وجودم رو نسبتاً...

00:58.871 --> 01:00.039
‫بی‌ فایده می‌بینه.

01:02.041 --> 01:06.337
‫و اگرچه ممکنه که مردی
‫برای من امتیازی قائل بشه...

01:06.420 --> 01:11.217
‫ممکنه دیگه هیچ وقت عامل
‫یه نعوظ خود به‌ خودی نباشم.

01:13.427 --> 01:17.721
‫به‌ عنوان یه زن مسن، راستش،
‫چه چیز بیشتری میتونه خجالت‌ آور باشه...

01:17.765 --> 01:20.518
‫من توان جذب بقیه رو از دست دادم.

01:32.863 --> 01:35.866
‫این برام خیلی غم‌ انگیزه.

01:35.950 --> 01:39.537
برای شما نیست؟

01:39.620 --> 01:42.039
این چه وضعیه؟
این چه کوفتیه؟

01:42.123 --> 01:43.721
‫اوه، ببخشید.

01:45.021 --> 01:50.021
<i><b>[ ولادیمیر ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</b></i>

01:52.021 --> 01:55.021
<i><b>[ شش هفته قبل ]</b></i>

01:53.021 --> 01:55.021
<i><b>[ یک زمان متفاوت ]</b></i>

01:56.804 --> 01:59.807
‫ما داریم برای اردوی اساتید،
‫سالاد برداشت محصول درست میکنیم.

02:01.016 --> 02:04.228
‫این سی‌امین سال من توی دانشکده‌ست...

02:04.728 --> 02:07.731
‫و خب سی‌امین اردوی اساتید من میشه.

02:08.524 --> 02:09.441
‫ولی...

02:10.234 --> 02:12.695
‫من از داخل رحم اومدم، پس...

02:13.779 --> 02:15.823
‫این یه سالاد واقعاً "برو به جهنم"ـه.

02:15.906 --> 02:18.784
‫از اونایی که همه رو یکم درباره‌
‫چیزی که آوردن معذب می‌کنه.

02:18.868 --> 02:20.202
‫- اون یکی.
‫- این یکی؟

02:20.286 --> 02:21.287
‫آره.

02:22.997 --> 02:24.290
‫- ممنون.
‫- بفرما.

02:48.814 --> 02:52.484
‫امروز ممکنه سرگرم‌ کننده باشه.
‫یه رسوایی جنسی کوچیک هست.

02:53.027 --> 02:56.030
‫رابطه بین یه استاد و دانشجوهاش.

03:01.994 --> 03:03.787
‫و چه شانسی...

03:05.080 --> 03:09.321
‫استاد مورد نظر اتفاقاً همسر منه.

03:11.879 --> 03:15.549
‫خب، وضعیت مربوط به عنوان نهم چطوره؟

03:16.091 --> 03:17.843
‫آندره، گزارشی داری؟

03:19.929 --> 03:22.264
‫خیلی خب،
‫بدون حاشیه‌ روی...

03:23.307 --> 03:26.060
‫تعداد شاکی‌ها به شش نفر رسیده.

03:26.143 --> 03:29.647
‫اوه، شش زن جوون.
‫خب، دیگه خیلی جوون نیستن.

03:29.730 --> 03:33.821
‫و تعداد امضاها روی طومار،
‫برای برکناری جانه.

03:34.443 --> 03:36.946
‫وای. بیش از هزار نفر
‫با حمایت فارغ‌ التحصیلان.

03:37.029 --> 03:37.947
‫چی؟

03:38.530 --> 03:42.159
‫وقتی من دانشجو بودم،
‫میخواستم با همه استادهام رابطه داشته باشم.

03:42.243 --> 03:47.221
‫پیر، جوون، مرد، زن،
‫ولی... خیلی خجالتی بودم.

03:47.998 --> 03:50.584
‫همونطور که جورج برنارد شاو یه بار گفت...

03:51.085 --> 03:53.712
‫باسن سفت برای جوون‌ها تلف میشه.

03:56.924 --> 03:57.800
.کم کم وقتشه

03:59.260 --> 04:03.221
‫بهت گفته بودم یه بار سال‌‌ها پیش
‫توی دفترش رفتم...

04:03.305 --> 04:07.268
‫و بوم، یه دختر اونجا بود که
‫سینه‌ش روی صورتش بود، انگار...

04:08.602 --> 04:10.938
‫- اسمش چی بود؟
‫- متجاوز جنسی بودن؟

04:11.021 --> 04:13.232
‫- زمان فرق میکرد.
‫- هوم... فرق میکرد؟

04:13.315 --> 04:16.193
‫عزیزم، مگه فرق میکرد؟
‫نه. فرق میکرد.

04:16.277 --> 04:18.279
‫- بچه‌ ها، شروع نکنیم...
‫- اوه، شکنجه با غرق کردن.

04:18.362 --> 04:21.490
‫- شکنجه با غرق کردن نبود.
‫- فکر کنم اصطلاح درستش موتوربُوتینگ باشه.

04:21.573 --> 04:22.574
‫چی؟ نه.

04:22.658 --> 04:24.243
‫- موتوربُوتینگه.
‫- دارم سرچ میکنم.

04:24.326 --> 04:26.412
‫- موتوربُوتینگ، یه کلمه.
‫- رفقا، بیخیال بشیم...

04:30.541 --> 04:32.918
‫باشه، بریم تو.

04:34.753 --> 04:39.008
‫تعلیق جان تا زمان جلسه به قوت خود باقی میمونه.
‫تاریخ جلسه بعداً اعلام میشه.

04:39.091 --> 04:41.635
‫گزارشی در حال،
‫ام... تدوینه.

04:41.719 --> 04:46.515
‫ولی میخوام دیوید رو برای پذیرش
‫سریع مسئولیت ریاست تبریک بگم.

04:46.598 --> 04:48.892
‫عالی عمل میکنی.
‫هورا برای دیوید؟

04:48.976 --> 04:49.935
‫دیوید، بزن بریم!

04:50.019 --> 04:52.396
‫«موتوربوتینگ عمل فرو بردن صورته»

04:52.479 --> 04:54.231
‫«بین دو سینه برجسته»

04:54.315 --> 04:57.109
‫«و تکون دادن سریع سر به طرفین»

04:57.192 --> 05:01.071
‫«در حالی که صدای قوی «برررر» تولید میشه.»

05:02.323 --> 05:06.243
‫- آکادمیا رو بهتون معرفی میکنم.
‫- شاید چیزی باشه...

05:06.327 --> 05:10.164
‫اوه، دوستان من، خیلی متاسفم.
‫زمان رو اشتباه متوجه شده بودم. باورم نمی‌شه.

05:10.247 --> 05:12.666
‫- ما داشتیم ادامه میدادیم.
‫- بفرمایید.

05:12.750 --> 05:15.377
‫دیوید، صندلی اضافه هست یا...

05:15.461 --> 05:16.754
‫هی، ببخشید.

05:18.172 --> 05:19.131
‫مال من رو بردار.

05:19.757 --> 05:23.010
‫یادم رفت.
‫ولادیمیر ولادینسکی رو دیدی؟

05:23.093 --> 05:27.848
‫اوه، استادیار جدیدمون، اِ...؟

05:27.931 --> 05:29.391
‫اِ، نه.

05:29.475 --> 05:32.186
‫نه، ما هنوز اِ... ملاقات نکردیم.

05:32.269 --> 05:33.395
‫بفرما بشین.

05:33.479 --> 05:35.022
‫اوه، من خوبم.

05:35.105 --> 05:38.776
‫خب، من باید برای کمرم وایسم،
‫به علاوه... سابقه.

05:39.526 --> 05:42.529
‫خب، من قسمت آخر حرفت رو نشنیده میگیرم،
‫ولی اِ...

05:43.989 --> 05:46.075
‫باشه، و بریم سراغ بعدی.

05:46.158 --> 05:49.370
‫- منظورم از نظر استخدامی بود.
‫- اوه، شوخی کردم.

05:49.453 --> 05:52.998
‫ما هنوز به دو داوطلب دیگه
‫برای مکلنبورگ... احتیاج داریم.

05:53.082 --> 05:54.541
‫خرید خونه‌ت چطور بود؟

05:54.625 --> 05:56.627
‫آه، گذاشتم سر جاش.

05:57.711 --> 05:59.338
‫- خوبه.
‫- آره.

06:00.464 --> 06:01.548
‫محترمانه...

06:01.632 --> 06:04.259
‫بد شانسیه اگه کیفت رو زمین بذاری.

06:05.552 --> 06:08.597
‫مختصر باش.
‫محرمانه نگه دار.

06:08.680 --> 06:13.310
‫سازنده وارد بحث شو.
‫دیدگاه‌ هات رو حفظ کن. سوالی هست؟

06:13.811 --> 06:15.854
‫هر چی بیشتر تکرارش کنی.

06:25.489 --> 06:28.283
‫اوه، سالاد من رو دیوونه‌ وار دوست داشتن.

06:28.367 --> 06:30.452
‫قورتش دادن، پس، اممم...

06:30.536 --> 06:33.747
‫اوه، پای فریتوی دیوید.

06:33.831 --> 06:35.833
‫امم! میخوای یکم بخوری؟

06:35.916 --> 06:38.168
‫متاسفانه من با گلوتن مشکل دارم.

06:38.252 --> 06:40.045
‫سلیاک داری؟

06:40.129 --> 06:42.464
‫دوستِ پسرم سلیاک داره.

06:42.548 --> 06:44.007
‫بیشتر شبیه اختلال بد شکلی بدنی.

06:47.469 --> 06:49.430
‫بازم برای صندلی ممنون.

06:49.513 --> 06:52.015
‫خواهش میکنم.
‫میگن نشستن کشنده‌ست.

06:52.099 --> 06:53.434
‫اوه، شنیدم.

06:53.517 --> 06:56.019
‫تا حالا یکی از اون میزهای
‫ایستاده رو امتحان کردی؟

06:56.103 --> 06:57.688
‫نه، ولی باید امتحان کنم، مگه نه؟

06:57.771 --> 07:00.232
‫نمیدونم، باید امتحان کنی؟
‫شاید برای عضلات چهار سر رانم خوب باشه.

07:00.315 --> 07:01.984
‫اوه! ها...

07:02.067 --> 07:03.902
‫اِم...

07:04.653 --> 07:07.072
‫چطور با زندگی توی حومه شهر کنار میای؟

07:07.656 --> 07:10.492
‫راستش رو بخوای،
‫دارم خیلی اذیت میشم.

07:10.576 --> 07:11.827
‫وای، خدای من!

07:12.411 --> 07:13.370
‫اوه، سلام.

07:14.371 --> 07:17.124
‫وای، خدای من!
‫سلام، سلام، سلام! من...

07:17.207 --> 07:18.083
من ‫سینتیام.

07:18.167 --> 07:20.294
‫اوه، تو هم اینجا تدریس میکنی، مگه نه؟

07:20.377 --> 07:22.129
‫آره! اون یه کلاس داره.

07:22.212 --> 07:24.631
‫سلام. رمانت رو خیلی دوست دارم.

07:24.715 --> 07:28.135
‫واقعاً خیلی تأثیرگذار بود.
‫خیلی هیجان‌ زده بودم که دیدمت.

07:28.218 --> 07:31.180
‫اوه، خب، من یه ناامیدی بزرگم.

07:31.263 --> 07:34.266
‫جالبه. منم همین‌طور.
‫ببخشید، زودتر اینجا نبودم...

07:34.349 --> 07:38.228
‫چون دخترمون توی لباسش پی‌ پی کرده بود.

07:38.312 --> 07:39.146
‫اوه نه.

07:39.229 --> 07:42.316
‫داشتم بهش میگفتم که
‫باید کتابت رو بخونه.

07:42.399 --> 07:45.110
‫خب، من هنوز کتاب اون رو نخوندم،
‫پس مساوی هستیم.

07:45.194 --> 07:46.570
‫اوه، به خوبی کتاب تو نیست.

07:46.653 --> 07:47.988
‫- اوه، اِم...
‫- ممنونم.

07:48.071 --> 07:50.949
‫خب، چرا یه وقت‌ هایی این هفته
‫برای نوشیدن کوکتل نمیای...

07:51.033 --> 07:54.369
‫و هر دومون میتونیم
‫نسخه‌ هامون رو عوض کنیم.

07:54.453 --> 07:58.790
‫آه، آره. من نمیخورم، ولی اون وقتی که
‫من نیستم خیلی دوست داره بخوره.

07:58.874 --> 08:00.334
‫- لازم نیست بخوریم.
‫- اوه، نه.

08:00.417 --> 08:04.129
‫من خیلی... دلم میخواد اون بخوره.
‫این، ام... براش خوبه.

08:04.213 --> 08:05.339
‫- آره.
‫- اوه.

08:05.422 --> 08:07.007
‫- ام، ببخشید.
‫- اوه، ببخشید.

08:07.090 --> 08:10.260
‫- میتونم این دو تا رو یه لحظه قرض بگیرم؟
‫- آره، برات ایمیل میزنم.

08:10.344 --> 08:11.178
‫- باشه.
‫- آره.

08:11.261 --> 08:14.681
‫چون ولادیمیر تمام وقت اینجاست،
‫این بیشتر از تو روی اون تأثیر می‌ذاره.

08:14.765 --> 08:17.434
‫فقط یه سری مدارک مربوط به ۴۰۱ هست.

08:18.685 --> 08:21.396
‫- فکر میکنی چی شنیده؟
‫- واقعاً ناعادلانه‌ست.

08:21.480 --> 08:24.149
‫چه موقعیت وحشتناکیه.
‫خیلی متاسفم.

08:24.858 --> 08:28.320
‫غیرقابل قبوله که هنوز
‫چیزی در موردش نگفته.

08:28.820 --> 08:31.406
‫ولی خب میدونی.
‫حدس میزنم تعجب‌ آور نیست.

08:33.617 --> 08:34.910
‫نگرانم برای...

08:41.208 --> 08:42.292
‫خوب باش.

08:45.420 --> 08:46.338
‫هی.

08:46.922 --> 08:49.633
‫- یه سوال دارم.
‫- شاید یه جواب داشته باشم.

08:50.133 --> 08:52.678
‫گزارش رو واقعاً دیدی؟

08:53.595 --> 08:54.596
‫قطعاً دیدم.

08:55.347 --> 08:56.807
‫برام میفرستیش؟

08:59.518 --> 09:00.561
‫لطفاً؟

09:02.229 --> 09:04.064
‫- باشه.
‫- ممنون.

09:04.940 --> 09:06.483
‫اوه، لذت ببر.

09:06.567 --> 09:08.944
‫- ام!
‫- ام!

09:35.429 --> 09:36.763
‫رسوا کننده.

09:52.195 --> 09:54.698
‫برای من خیلی سخته که بفهمم چطور...

09:54.781 --> 09:57.326
‫- اینا رو نمک زدی؟
‫- آره.

09:58.243 --> 10:01.788
‫روابط رضایت‌ مندانه‌ ای
‫که لذت‌ بخش بودن...

10:01.872 --> 10:06.168
‫نه برخلاف پویایی قدرت،
‫بلکه به خاطر پویایی قدرت...

10:06.251 --> 10:09.838
‫میتونن در نهایت آزار دهنده
‫یا آسیب‌ زا تلقی بشن.

10:09.921 --> 10:12.674
‫- چیز دیگه‌ ای هم روشون ریختی؟
‫- زیره.

10:12.758 --> 10:13.925
‫اوه، لعنتی.

10:14.926 --> 10:18.805
‫به عنوان یه زن،
‫یکم توهین شدم.

10:19.348 --> 10:22.517
‫میخوام به این زن‌‌ها بگم
‫که وقتی ناراحتن...

10:22.601 --> 10:24.770
‫احتمالاً به خاطر رابطه جنسی‌شون نیست...

10:24.853 --> 10:27.731
‫و بیشتر به این دلیله که خیلی
‫وقتشون رو توی اینترنت میگذرونن...

10:27.814 --> 10:30.150
‫و فکر میکنن بقیه درباره‌شون چه نظری دارن.

10:30.233 --> 10:32.110
‫گوشت تازه.

10:32.194 --> 10:33.487
‫بفرما.

10:35.530 --> 10:36.615
‫روش رو کامل کن.

10:36.698 --> 10:39.326
‫♪ هو، آتیش ♪

10:40.744 --> 10:42.329
‫♪ هو، هو ♪

10:42.412 --> 10:46.166
‫برای روشن شدن قضیه،
‫من و جان همیشه یه توافقی داشتیم.

10:46.249 --> 10:51.521
‫بچه‌‌های امروزی بهش میگن ازدواج باز،
‫ولی بدون اون ارتباطات افتضاح.

10:51.546 --> 10:53.799
‫- نامه‌م رو خوندن؟
‫- مطرح نشد.

10:53.882 --> 10:56.885
‫فکر میکنی میتونی قبل از یکشنبه‌
‫هفته‌ بعد با کمپوست کنار بیای؟ نه!

10:56.968 --> 10:58.553
‫از اینجا برو، رفیق!

10:59.054 --> 11:00.806
‫باید نامه رو بخونن.

11:00.889 --> 11:03.433
‫از وقتی یه دختر دانشجو دیدم،
‫ده سال گذشته.

11:03.517 --> 11:07.187
‫مگه ما توی دهه‌ شصتیم؟
‫چرا بهشون میگی دختر دانشجو؟

11:07.688 --> 11:09.648
‫اوه، و دارن برای جلسه استماع
‫تاریخ تعیین میکنن.

11:09.731 --> 11:11.983
‫خوبه، چون من هیچ‌ وقت
‫قوانین رو زیر پا نذاشتم.

11:12.067 --> 11:13.318
‫از نظر فنی.

11:13.402 --> 11:14.653
‫دقیقاً.

11:16.029 --> 11:17.948
‫ممکنه یه حوله برام بیاری، لطفاً؟

11:22.035 --> 11:23.161
‫جواب ندادی.

11:23.245 --> 11:26.665
‫ام، میتونی قبل از یکشنبه‌ هفته‌ بعد
‫با کمپوست سر و کله بزنی؟

11:26.748 --> 11:29.084
‫شاید.
‫استادهای جدید رو دیدی؟

11:29.167 --> 11:30.293
‫جایگزین‌‌های ما؟

11:30.377 --> 11:32.963
‫- اونا جایگزین ما نیستن.
‫- بیا امیدوار باشیم.

11:33.547 --> 11:34.756
‫به هر حال، آره، دیدمشون.

11:34.840 --> 11:37.843
‫جوون و تازه‌ نفس و پر از امیدن.

11:37.926 --> 11:39.594
‫اون امید رو ازشون میگیریم.

11:39.678 --> 11:43.056
‫ولاد، شوهرش، یکشنبه‌ بعد
‫برای نوشیدن کوکتل میاد.

11:43.140 --> 11:45.434
‫- میتونم بهتر بفهمم.
‫- وقتی سید اینجاست؟

11:45.517 --> 11:46.768
‫اوه، لعنتی!

11:46.852 --> 11:48.937
‫باشه، دوباره تنظیم میکنم.

11:50.105 --> 11:52.315
‫- وقتی سید بیاد…
‫- اوهوم.

11:52.399 --> 11:55.277
‫با تمام این ماجرا،
بیا ‫چیزی بهش نگیم.

11:56.278 --> 11:59.281
‫ببین، دخترمون لازم نیست
‫از این ماجراها چیزی بدونه...

11:59.364 --> 12:01.324
‫برای شام شنبه، ماهی سالمون؟

12:03.952 --> 12:07.414
‫- آره، روی گریل درست میکنم.
‫- من از مزرعه چیزهای تازه میگیرم.

12:07.497 --> 12:09.791
‫میتونیم از کاهوهای من استفاده کنیم.
‫تقریباً آماده‌ چیدنه.

12:09.875 --> 12:10.959
‫حتماً.

12:11.042 --> 12:14.921
‫و مقداری پاستا یا چیزی درست کن.
‫من نمیتونم فقط ماهی و سبزیجات بخورم.

12:15.005 --> 12:16.298
‫لاغر میشم.

12:16.381 --> 12:18.925
‫دارم به ترک گلوتن فکر میکنم.

12:19.926 --> 12:20.927
‫لطفاً این کار رو نکن.

12:22.012 --> 12:22.846
‫چرا که نه؟

12:27.058 --> 12:29.269
‫نمیخوام با سید در موردش حرف بزنم.

12:30.604 --> 12:31.563
‫ممنونم.

12:33.940 --> 12:35.817
‫میدونم که این کار برات آسون نبوده.

12:35.901 --> 12:36.985
.اوهوم

12:37.652 --> 12:40.697
‫از کاری که میکنی قدردانی میکنم.
‫فقط همین رو میخوام بگم.

12:40.781 --> 12:41.740
‫همم.

12:42.240 --> 12:44.201
‫- چه احساساتی.
‫- جدی میگم.

12:44.868 --> 12:47.913
‫ببین، تا جایی که من میدونم،
‫من فقط همون کاری رو میکنم که همیشه انجام دادم.

12:50.415 --> 12:52.000
‫♪ بزنش مثل رام‌ پام‌ پام‌ پام ♪

12:52.083 --> 12:54.044
‫- ♪ داغش کن ♪
‫- ♪ داغش کن مثل پاپا جان… ♪

12:54.127 --> 12:55.837
‫- سلام، صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

12:55.921 --> 12:59.382
‫سال‌ هاست که من و جان
‫زوج طلایی دانشگاه بودیم.

12:59.466 --> 13:01.343
‫- ♪ داغش کن ♪
‫- ♪ داغش کن مثل پاپا جان ♪

13:01.426 --> 13:02.260
‫♪ یه دختر رو… ♪

13:02.344 --> 13:06.264
‫اون، پژوهشگر شعر،
‫و رئیس کاریزماتیک...

13:06.348 --> 13:15.421
‫و من، استاد پرطرفدار نوشتن خلاق،
‫و مدرس پرشور محبوب‌ ترین درس گروه.

13:15.440 --> 13:16.900
‫♪ داغش کن مثل پاپا جان ♪

13:16.983 --> 13:18.735
‫- ♪ داغش کن ♪
‫- ♪ داغش کن مثل پاپا جان… ♪

13:18.819 --> 13:20.821
‫- چطورید دخترها؟
‫- ♪ هی ادامه بده… ♪

13:20.904 --> 13:25.242
‫زنان در داستان‌‌های آمریکایی.
‫یکم کلی نیست؟

13:25.325 --> 13:26.827
‫♪ داغش کن مثل پاپا جان ♪

13:26.910 --> 13:28.537
‫♪ یه جوری که دختره هی ادامه بده… ♪

13:28.620 --> 13:30.497
‫- این یه بازی با کلمات بود.
‫- ♪ این یه پدیده‌ زنونه‌ست ♪

13:30.580 --> 13:31.957
‫♪ بزنش مثل ♪

13:32.040 --> 13:33.416
‫♪ داغش کن ♪

13:34.167 --> 13:35.502
‫♪ یه دختره رو ♪

13:36.127 --> 13:37.546
‫♪ این یه زن، زن، زنه ♪

13:37.629 --> 13:38.922
‫دو تا کاپوچینو.

13:39.005 --> 13:40.507
‫آره. سویا گرفتی؟

13:40.590 --> 13:42.592
‫- سویا.
‫- ممنون.

13:42.676 --> 13:43.802
‫- عالیه.
‫- لبنیات.

13:44.302 --> 13:46.263
‫خب، اممم…

13:47.347 --> 13:49.558
‫– داشتیم قبلش حرف میزدیم.
‫– هممم.

13:49.641 --> 13:53.270
‫و میخواستیم یه چیزی بگیم.

13:53.353 --> 13:56.356
‫اوه، آره، همین رو میخواستم. لطفاً.

13:56.439 --> 13:57.482
‫ببخشید.

13:57.566 --> 13:58.650
‫اشکالی نداره.

13:59.651 --> 14:01.111
‫– واقعاً؟
‫– اممم…

14:01.194 --> 14:07.325
‫فقط میخواستیم، اممم…
‫پیشنهاد بدیم که تو…

14:08.076 --> 14:11.788
‫آه… مجبور نیستی اون نقش
‫همسر حامی رو بازی کنی.

14:13.790 --> 14:14.875
‫وای.

14:15.750 --> 14:16.877
‫باشه.

14:17.460 --> 14:19.671
‫– بیشتر بگید.
‫– اوه، آره.

14:19.754 --> 14:24.301
‫مثلاً، مثلاً ما فکر میکنیم
‫تو یه خانم جذاب و باهوشی.

14:24.843 --> 14:26.928
‫مثلاً، واقعاً فکر میکنیم تو خیلی جذابی.

14:27.012 --> 14:28.013
‫آره.

14:28.930 --> 14:33.101
‫و، اممم، ما فقط فکر میکنیم تو مجبور نیستی،
‫مثلاً، کنار شوهرت وایسی.

14:37.230 --> 14:40.066
‫دوستان عزیز و گرامی من.

14:40.150 --> 14:44.321
‫از نگرانی‌تون واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.

14:51.661 --> 14:54.748
‫این به دوش ماست.
‫من سعی میکنم از اتفاق افتادنش جلوگیری کنم.

14:54.831 --> 14:57.167
‫- همین رو میگم.
‫- خدای من!

14:57.250 --> 14:59.753
‫من و این آقا یه زمانی رابطه داشتیم.

15:00.545 --> 15:04.382
‫توی جلسات،
‫اگه شلوار مناسب پوشیده بودم...

15:04.466 --> 15:07.844
‫فقط با نگاه کردن به پروفایلش،
‫میتونستم ارضا بشم.

15:09.095 --> 15:12.474
‫زمان میتونه اوضاع رو ساده‌ تر کنه،
‫اگه منظورم رو بفهمید.

15:13.808 --> 15:14.851
‫آماده‌ عملیات؟

15:15.518 --> 15:17.395
‫- تقریباً.
‫- هی.

15:17.479 --> 15:21.691
‫راستش، ام، با یه گروه از دانشجوها صحبت کردم
‫که گفتن امروز باهات ملاقات داشتن.

15:21.775 --> 15:22.859
.اوهوم

15:22.943 --> 15:25.695
‫ام، فقط نگرانشونم.

15:25.779 --> 15:28.823
‫مثلاً، گفتن که وقتی باهات صحبت میکردن،
‫واقعاً اضطراب داشتن.

15:28.907 --> 15:29.991
‫باشه.

15:30.075 --> 15:34.913
‫فقط به این خاطر که، مثلاً، بعضی از قربانی‌ها اغلب
‫توسط کسایی که اونا رو توجیه میکنن باور نمیشن...

15:34.996 --> 15:36.748
‫که اغلب زن‌‌های مسن‌ تر هستن.

15:36.831 --> 15:37.874
‫دیوید.

15:37.958 --> 15:42.221
‫پس فکر میکنم باید خیلی با دقت باشیم که
‫دانشجوها رو توی چه مسیری قرار میدیم.

15:42.295 --> 15:46.821
‫ببخشید، مضطرب بودن باهام صحبت کنن،
‫یا بعد از اینکه باهام صحبت کردن، مضطرب شدن؟

15:46.841 --> 15:48.677
‫من در این مورد تأییدی دریافت نکردم.

15:48.760 --> 15:52.305
‫وقتی میشنوم «مضطرب»،
‫انگار نکته‌ قابل توجهیه.

15:52.389 --> 15:55.308
ـ ‫باشه. فلو، میدونم تازه‌ کاری.
‫- من هشت ساله که اینجام.

15:55.392 --> 15:57.227
‫پس شاید ندونی اوضاع چطور کار می‌کنه...

15:57.310 --> 16:00.021
‫ولی من درخواست میکنم که دیگه
‫در مورد این موضوع باهام صحبت نکنی...

16:00.105 --> 16:02.440
‫به روش‌‌های غیر رسمی،
‫شاید برای همیشه.

16:02.524 --> 16:04.234
‫ببخشید.
‫اشکالی نداره؟

16:04.317 --> 16:09.621
‫دیوید، فکر میکنی میتونی محصولات غذایی رو
‫که تازه روی زمین افتادن با صدای بلندتر بخوری؟

16:09.656 --> 16:10.907
‫- سلام.
‫- اوه، هی.

16:10.991 --> 16:11.908
‫سلام.

16:11.992 --> 16:13.535
‫آماده‌ عملیات؟

16:13.618 --> 16:14.828
‫باید دید.

16:14.911 --> 16:16.413
‫تو رو کجا گذاشتن؟

16:16.496 --> 16:18.581
‫- طبقه بالا؟
‫- من اون رو توی ۴۰۶ گذاشتم.

16:18.665 --> 16:20.458
‫اوه، دفتر قدیمی من.

16:20.542 --> 16:22.502
‫اوه، برای همینه که حس و حالش انقدر خوبه.

16:34.014 --> 16:35.890
‫ببخشید، منظورم این نبود که مزاحم بشم.

16:35.974 --> 16:39.811
‫اوه، نه، نه، یه مزاحمت دقیقا
‫همون چیزی بود که لازم داشتیم.

16:41.604 --> 16:43.106
‫- ام... باشه.
‫- باشه.

16:54.576 --> 16:57.245
‫- خب، همه چی رو داری، درسته؟
‫- مامان!

16:58.872 --> 16:59.831
‫سلام!

17:03.752 --> 17:04.836
‫اوم!

17:05.503 --> 17:07.088
‫اوم، چه بوی خوبی میدی.

17:07.172 --> 17:08.631
‫بذار ببینمت.

17:08.715 --> 17:10.383
‫اوه، چقدر باحال شدی.

17:10.467 --> 17:12.594
‫- الکسیس کجاست؟
‫- فردا میاد.

17:12.677 --> 17:14.763
‫- با قطار؟
‫- ماشین خریده.

17:14.846 --> 17:17.265
‫- اوه، چقدر بزرگ شده.
‫- ۳۵ سالشه.

17:17.348 --> 17:19.350
‫وقتی تو ۳۵ ساله بودی، من هشت سالم بود.
‫تو استاد رسمی بودی.

17:19.434 --> 17:21.603
‫و حالا تو ۲۷ سالته،
‫و من تازه ۴۰ ساله‌م شد.

17:21.686 --> 17:23.438
‫باور نکردنیه.

17:23.521 --> 17:25.021
‫شوخی با سن و سال خسته‌ کننده‌ست، مامان.

17:27.021 --> 17:32.447
‫پس الکسیس داره کم‌ کم
‫به فکر بچه‌ دار شدن میفته.

17:32.530 --> 17:33.990
‫- اوه.
‫- آره.

17:34.532 --> 17:37.827
‫باشه. منظورم اینه که خیلی جوونی.

17:37.911 --> 17:40.663
‫- من هم‌ سن تو بودم که بچه آوردی.
‫- اون زمان فرق داشت.

17:40.747 --> 17:42.665
‫الکسیس دیگه بارداری
‫در سن بالا محسوب میشه.

17:42.749 --> 17:45.043
‫- درسته، ولی برای تو.
‫- نه، میدونم.

17:45.126 --> 17:48.004
‫توی نیویورک، من مثل یه مادر نوجوون بودم.
‫شاید خیلی جذاب باشه.

17:48.088 --> 17:49.380
‫بچه چیز مهمیه.

17:49.464 --> 17:50.840
‫میدونم.
‫داشتم شوخی میکردم.

17:50.924 --> 17:53.927
‫فقط چون شریک زندگیت چیزی میخواد،
‫به این معنی نیست که برای تو هم درسته.

17:54.010 --> 17:55.470
‫- مامان!
‫- من الکسیس رو دوست دارم.

17:55.553 --> 17:57.680
‫- من عاشق الکسیسم.
‫- خواهش میکنم دیگه حرف نزن.

17:57.764 --> 17:59.891
‫فکر میکنم نباید بذاری
‫اون تو رو تحت فشار بذاره.

17:59.974 --> 18:02.936
‫اون من رو تحت فشار نمی‌ذاره!
‫فقط داریم در موردش حرف میزنیم. چرا داری...

18:03.019 --> 18:05.271
‫من هنوز دارم وام دانشجوییت رو میدم.

18:05.355 --> 18:08.108
‫باشه مامان. وای، خدای من.
‫خیلی متاسفم که بهت گفتم.

18:08.191 --> 18:09.818
‫دفعه بعد، هیچی بهت نمیگم.

18:09.901 --> 18:12.987
‫این برای رابطه‌ ما عالیه.
‫ممنون مامان.

18:13.071 --> 18:15.907
‫اوه، گوش کن عزیزم.
‫متاسفم. استرس دارم.

18:15.990 --> 18:17.033
‫تو خوبی.

18:17.117 --> 18:19.285
‫لطفاً بهم نگو که خوبم.

18:21.079 --> 18:24.791
‫- میخوای باهام یه سر به شیرینی‌ فروشی بزنی؟
‫- میشه من رو همینجا پیاده کنی، لطفاً؟

18:39.347 --> 18:41.808
‫دانشجوی سابقی که مجبور شدم ردش کنم.

18:54.028 --> 18:55.905
‫ممکنه یه بوش نوئل (کیک سال نو) بهم بدی؟

18:55.989 --> 18:57.782
‫فقط سایز ۳۰ سانتی‌ متری رو داریم.

18:57.866 --> 19:01.619
‫اوه، عالیه.
‫مورد علاقه دخترمه. اون...

19:03.496 --> 19:06.624
‫سر کلاس نیومد،
‫و تکالیفش رو انجام نداد.

19:06.708 --> 19:08.168
‫شخصی نبود.

19:11.963 --> 19:14.382
‫- میتونم الان پرداخت کنم؟
‫- میتونم اول بسته بندیش کنم، لطفاً؟

19:14.465 --> 19:16.259
‫حتماً. بسته بندیش کن.

19:21.389 --> 19:22.640
‫کارتت رو بکش.

19:29.063 --> 19:31.441
‫- اوه! ببخشید.
‫- اشکالی نداره.

19:31.524 --> 19:35.695
‫همه چی رو کنار گذاشتم و گفتم :
‫"عزت نفست کجاست؟"

19:36.487 --> 19:37.864
‫اون باید شرمنده باشه.

19:38.531 --> 19:40.533
‫شبیه تئاتر یونانیه.
‫مثل اورستیاست.

19:40.617 --> 19:41.951
‫نه، اینطور نیست.

19:42.035 --> 19:46.039
‫این یه درام خانوادگیه که توش هر عمل،
‫پیامدی رو رقم میزنه...

19:46.122 --> 19:48.750
‫که بعداً باید باهاش روبرو شد.
‫چه چیز یونانی‌ تر از این؟

19:48.833 --> 19:50.418
‫کیتلین همون کلوتایمنستراست.

19:50.501 --> 19:53.004
‫کلویی همون الکتراست.
‫ما فوریس‌ هاییم.

19:53.087 --> 19:55.715
‫- این یه مکالمه شگفت‌ انگیزه.
‫- تصور کن با اونا بزرگ شده باشی.

19:55.798 --> 19:58.134
‫من عاشق فرهنگ پاپم.
‫یوهو، فرهنگ پاپ...

19:58.218 --> 20:00.470
‫ولی این یه تراژدی یونانی نیست.

20:00.553 --> 20:03.181
‫منظورم اینه که کل نکته تراژدی،
‫اینه که چیز غیرقابل کنترلی رو بگیری...

20:03.264 --> 20:05.183
‫و اون رو تحت یه ساختار قرار بدی.

20:05.266 --> 20:07.101
‫دقیقاً همون کاری که اونا
‫با "کارداشیان‌ ها" انجام میدن.

20:07.185 --> 20:10.721
‫نه، جان، چیزی که پایان باز داره،
‫قابل مقایسه با یه تراژدی یونانی نیست.

20:10.772 --> 20:13.233
‫اونا از نظر هستی‌ شناختی
‫و پدیدار شناختی در تضادن.

20:13.316 --> 20:14.525
‫با من حرف‌‌های زشت نزن.

20:14.609 --> 20:18.238
‫تعریف تراژدی اینه :
‫یه عمل واحد، کامل و تمام.

20:18.321 --> 20:21.324
‫ببین، مسئله اینه.
‫مادرت نمیتونه اشکال در حال تکامل رو درک کنه.

20:21.407 --> 20:22.242
‫- چی؟
‫- آره.

20:22.325 --> 20:24.661
‫هیچ‌ وقت متفکر مستقل نبوده.
‫هیچ‌ وقت نقطه قوتش نبوده.

20:24.744 --> 20:28.373
‫اون دوست داره چیزها امتحان‌ شده در طول زمان باشن،
‫تا مجبور نباشه فعالانه ارزیابی‌شون کنه.

20:28.456 --> 20:29.540
‫لطفاً بس کن.

20:29.624 --> 20:32.585
‫اون همه چی رو اینجوری میخواد :
‫"آقای ونت دستکش خانم پارسون رو دزدید!"

20:32.669 --> 20:33.670
‫"چه رسوایی بزرگی."

20:33.753 --> 20:36.798
‫"استارکین دلش برای لیلی تنگ شده بود،
‫ولی میدونی که اون موقع داشت کلاه میساخت و مرد."

20:36.881 --> 20:39.676
‫اسمش سلدنه.
‫چرا داری من رو مسخره میکنی؟

20:39.759 --> 20:43.179
‫- اون توی برج عاجش گیر کرده.
‫- خب، حداقل من توی برجم، جان.

20:43.263 --> 20:47.225
‫حداقل من داخل برجم،
‫برخلاف تو که توی برج نیستی...

20:47.308 --> 20:52.021
‫که دیگه اجازه ورود به اون برج لعنتی رو نداری،
‫چون دخترهای کوچیک رو به داخل برج بردی.

20:52.146 --> 20:53.439
‫- هی. هی.
‫- چی؟

20:53.523 --> 20:57.568
‫پدر تو از تدریس معلق شده،
‫چون با دانش‌ آموزها رابطه جنسی داشته!

20:57.652 --> 20:59.696
‫و من باید با همه آشفتگی‌‌های اون کنار بیام.

20:59.779 --> 21:04.492
‫مردم من رو قضاوت میکنن، درباره‌م حرف میزنن،
‫دانش‌ آموزها اضطراب دارن!

21:04.575 --> 21:07.745
‫- و میتونی اونجا بشینی و مسخره‌م کنی!
‫- بچه‌ ها.

21:07.829 --> 21:10.415
‫تو چی میخوای؟
‫میخوای من تا وقتی که کافیه در کنارت بمونم.

21:10.498 --> 21:12.500
‫تا بازنشستگیم رو بگیرم،
‫و از زندگیت به‌ سرعت بیرون برم.

21:12.583 --> 21:15.336
‫- چه خبره؟
‫- اوه، درسته، جان.

21:15.420 --> 21:18.506
‫من ۳۰ سال رو باهات زندگی کردم،
‫و باهات کار کردم...

21:18.589 --> 21:21.509
‫و تمام چیزی که توی این زمین مبارک میخوام،
‫اینه که تنها بمونم.

21:21.592 --> 21:22.593
‫بسه!

21:22.677 --> 21:24.429
‫ولی الان تو بازنشستگیت رو از دست میدی

21:24.512 --> 21:29.309
‫چون توسط یه دانشجوی ۲۱ ساله رشته ارتباطات،
‫به‌ صورت فشار سینه شد...

21:29.392 --> 21:32.228
‫و من مجبور میشم که تو رو برای بقیهٔ زندگیم
‫همراه داشته باشم و در اطراف خونه‌م قدم بزنم...

21:32.312 --> 21:36.721
‫با بیضه‌‌های پایین‌ افتاده‌ت،
‫که از شلوارک لعنتیت آویزونن.

21:36.774 --> 21:37.692
‫بسه!

21:39.068 --> 21:40.987
‫وای، خدای من.

21:42.113 --> 21:44.449
‫- خیلی معذرت میخوام.
‫- عزیزم…

21:44.532 --> 21:47.493
‫- انقدر بد نیست.
‫- عزیزم، یه نفس بکش.

21:47.577 --> 21:50.413
‫- من ازش خبر داشتم.
‫- خبر داشتی؟

21:50.496 --> 21:54.500
‫- خب، منظورم اینه که جزئیاتش رو نه، ولی...
‫- ما ازدواج باز داشتیم.

21:54.584 --> 21:56.878
‫- مامان، چته؟
‫- چی؟

21:56.961 --> 21:59.213
‫- من تک فرزندم، مامان.
‫- مامان؟

21:59.297 --> 22:01.507
‫ما سه نفر توی خونه بودیم.

22:01.591 --> 22:03.760
‫و تو یه همچین چیزی رو
‫از من مخفی کردی؟

22:03.843 --> 22:07.472
‫- ما حرف زدیم که بهت بگیم...
‫- میدونستی با دانشجوها رابطه داشته؟

22:07.555 --> 22:10.391
‫- هی. خلاف قوانین نبود.
‫- من به طور مبهمی میدونستم، ولی من...

22:10.475 --> 22:12.560
‫میدونی کی دیگه به طور مبهمی
‫میدونست یه اتفاق بد داره میفته؟

22:12.643 --> 22:14.896
‫آلمانی‌‌های لعنتی توی جنگ جهانی دوم.

22:14.979 --> 22:17.690
‫این مقایسه مناسبی نیست.

22:17.774 --> 22:19.734
‫- من دارم میرم.
‫- ولی من یه کیک یَلدایی خریدم.

22:19.817 --> 22:21.611
‫- با خودم می‌برمش.
‫- ولی من میخواستم یکم بخورم.

22:21.694 --> 22:22.987
‫پس خودت کوفتش کن!

22:23.071 --> 22:24.655
‫فقط یه تیکه براش بذار.

22:25.239 --> 22:29.660
‫سید! سید عزیزم.
‫بیا در موردش حرف بزنیم.

22:29.744 --> 22:31.371
‫- عزیزم.
‫- کیک رو گرفتی؟

22:33.039 --> 22:34.457
‫یه تیکه برام گذاشتی؟

22:34.540 --> 22:36.250
‫آه!

22:36.751 --> 22:38.127
‫- میسی!
‫- میتونیم بریم؟

22:38.211 --> 22:41.047
‫این رفتار غیرقابل قبوله!

22:41.130 --> 22:44.509
‫این کیک ۴۸ دلاریه!

22:58.815 --> 23:00.733
‫آه! فقط از اینجا…

23:00.817 --> 23:02.193
‫برو بیرون!

23:03.111 --> 23:04.070
‫این خونه منم هست.

23:04.153 --> 23:06.489
‫امشب یه جای دیگه بخواب،
‫جان، خواهش میکنم.

23:06.572 --> 23:09.492
‫جدی میگم. دیگه تمومه. تموم شد.
‫دیگه همسر حامی نیستم.

23:09.575 --> 23:11.828
‫دیگه ادامه نمیدم.
‫تموم شد. من دیگه نمیتونم.

23:11.911 --> 23:13.246
‫آروم باش.

23:13.871 --> 23:15.498
‫از اینجا گمشو بیرون!

23:15.581 --> 23:16.958
‫داری شوخی میکنی؟

23:17.041 --> 23:18.501
‫- باشه.
‫- برو بیرون!

23:18.584 --> 23:20.169
‫لعنتی دیوونه. باشه.

23:39.188 --> 23:43.443
‫فکر میکنی رمان هنوز
‫در گفتمان فرهنگی ما جایگاه داره؟

23:43.526 --> 23:47.905
‫فکر کنم اغلب به چیزی که ولادیمیر ناباکوف
‫توی مصاحبه‌ ای گفت فکر میکنم.

23:48.614 --> 23:51.576
‫اون چیزی شبیه این گفت :
‫ام... «من نمیخوام لمس کنم...»

23:51.659 --> 23:54.078
‫والدینم میخواستن من مهندس بشم.

23:54.745 --> 23:56.497
‫خب، بهمون بگو بعد از این
‫چه برنامه‌ ای داری.

23:57.290 --> 23:59.000
‫در واقع دارم تدریس میکنم.

23:59.083 --> 24:03.129
‫و، آه، آره، همونطور که گفتی،
‫همسرم هم نویسنده‌ست.

24:03.212 --> 24:04.255
‫ما توی آیووا با هم آشنا شدیم.

24:04.338 --> 24:08.509
‫و، آره، مزایای بزرگی داره،
‫چون هر دو فرآیند رو درک میکنیم.

24:08.593 --> 24:12.513
‫ولی، البته، با داشتن یه بچه کوچیک،
‫واقعاً سخت هم میشه.

24:34.494 --> 24:37.872
‫تنها چیزی که میخوام،
‫یه زندگی بدون پیچیدگیه.

24:43.836 --> 24:50.134
‫اگه نمیتونم قدرت داشته باشم،
‫حداقل میتونم از درام بقیه آزاد باشم؟

24:52.845 --> 24:57.821
‫آزاد از رفتارشون،
‫آزاد از نیازها و خواسته‌ هاشون.

25:04.690 --> 25:06.484
‫این خودخواهانه‌ست؟

25:07.944 --> 25:11.531
‫من به اون مرحله‌ ای از زندگیم رسیدم که...

25:13.366 --> 25:16.621
‫نمیخوام مجبور باشم
‫به کس دیگه ای فکر کنم.

25:20.021 --> 25:30.021
<b>°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○</b>

25:30.021 --> 25:35.021
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

25:36.521 --> 25:38.021
‫هنوز وقت خوبیه؟

25:43.021 --> 25:46.941
‫♪ اون برکتیه ♪

25:47.024 --> 25:51.279
‫♪ اون بهت معتاده ♪

25:51.362 --> 25:55.116
‫♪ اون ارتباط ریشه‌ ایه ♪

25:55.199 --> 26:00.121
‫♪ اون باهاش ارتباط برقرار می‌کنه ♪

26:00.204 --> 26:04.375
‫♪ دارم میرم، و نمیدونم چرا ♪

26:04.458 --> 26:08.379
‫♪ بی‌ وقفه شناورم ♪

26:08.521 --> 26:16.387
‫♪ نکنه اون بهم غلبه می‌کنه؟ ♪

26:17.263 --> 26:20.891
‫♪ پا برهنه میرقصم ♪

26:20.975 --> 26:24.478
‫♪ در حال چرخیدن ♪

26:24.979 --> 26:28.899
‫♪ موسیقی عجیبی من رو به درون میکشه ♪

26:29.021 --> 26:35.021
‫♪ باعث میشه مثل یه قهرمان ظاهر بشم ♪
