WEBVTT

00:01.003 --> 01:42.683
Tenshi Hunter

AL T.T

00:14.023 --> 00:16.383
‫اینجا زادگاه منه. کوروئزو.

00:25.903 --> 00:27.903
‫داستان‌هایی که می‌خوام براتون تعریف کنم...

00:28.023 --> 00:30.663
‫... راجع به تمام اتفاقات عجیبیه که اینجا افتاد.

01:48.623 --> 01:49.783
‫شوییچی‌-کون!

01:50.983 --> 01:52.103
‫خوش برگشتی.

01:57.823 --> 01:58.943
‫می‌گم، کیریه...

02:01.223 --> 02:03.343
‫نظرت چیه با من از این شهر بری؟

02:04.383 --> 02:06.063
‫یعنی چی؟ مثلاً فرار کنیم؟

02:06.703 --> 02:08.383
‫یعنی هیچی حس نکردی؟

02:16.303 --> 02:18.423
‫این اواخر، همه‌ش گردآب داره به‌وجود میاد.

02:18.983 --> 02:20.573
‫آره، راست می‌گی.

02:20.683 --> 02:21.543
‫و همه‌ش همین نیست.

02:21.823 --> 02:24.423
‫اینجا هم همه‌ش داره گردباد به‌وجود میاد.

02:27.663 --> 02:29.463
‫اینکه بابام به این وضع افتاده هم...

02:30.023 --> 02:32.223
‫فکر می‌کنم تقصیر این شهره.

02:34.063 --> 02:35.103
‫بابام...

02:35.183 --> 02:37.903
‫اخیراً سر کارش نمی‌ره و خودشو تو
‫اتاق مطالعه‌ش حبس می‌کنه.

02:51.703 --> 02:56.623
‫و می‌شینه کل روز به کلکسیون بزرگ مارپیچ‌ـش زل می‌زنه.

02:57.463 --> 03:00.103
‫و اون مواقع، چشماش...

03:05.223 --> 03:07.143
‫هی پشت هم می‌چرخه...

03:08.343 --> 03:09.783
‫... جدا از هم.

03:15.543 --> 03:17.463
‫و به‌شکل عجیبی هم چرخششون نرمه.

03:18.183 --> 03:20.903
‫چشم راست و چپش... جدا از هم؟

03:22.303 --> 03:24.143
‫یه‌روزی سر میز غذا هم...

03:26.223 --> 03:29.703
‫عصبانی بود که تو سوپ میسوش، ناروتوماکی
‫مارپیچی نذاشته بودیم.

03:26.223 --> 03:29.703
‫این چیزای سفید که وسطشون مارپیچ صورتی
‫داره و روی رامن و... می‌ذارن، بله اسم ناروتو از همینا گرفته شده...

03:33.063 --> 03:36.263
‫بگذریم، بدون چیزای مارپیچی، آروم نمی‌گیره.

03:37.783 --> 03:40.303
‫حتی وقتی حموم می‌کنه هم همیشه گردآب درست می‌کنه.

03:47.583 --> 03:49.463
‫می‌دونم خنده‌داره.

03:49.863 --> 03:53.183
‫تا وقتی خودت نبینیش نمی‌فهمی چقدر وحشتناکه.

03:56.663 --> 03:58.033
‫ساعت ۵ ظهر شده...

03:58.513 --> 03:59.703
‫از این صدا حالم بهم می‌خوره.

04:00.183 --> 04:02.423
‫حس می‌کنم پشت هم یه‌چیز تیز می‌ره تو گوشم.

04:03.103 --> 04:06.383
‫اون دریای تیره... و اون فانوس‌دریایی فاسد.

04:07.183 --> 04:09.503
‫کوه‌های موذی، و ظاهر این شهر...

04:10.383 --> 04:12.583
‫کل این شهر رو مخم راه می‌ره.

04:13.783 --> 04:16.943
‫همینه! اینجاست که داره دیوونه‌م می‌کنه!

04:17.223 --> 04:19.663
‫داره پیچم می‌ده. باعث می‌شه مارپیچ شم...

04:20.023 --> 04:22.463
‫هرجا رو نگاه می‌کنم مارپیچی می‌شه.

04:23.463 --> 04:24.623
‫چی گفتی؟

04:34.623 --> 04:35.743
‫من اومدم!

04:37.103 --> 04:40.183
‫راستش این روزا تمام فکروذکرم شده مارپیچ.

04:42.063 --> 04:43.703
‫بابای شوییچی-کون؟

04:44.023 --> 04:49.183
‫حتی شکل دادن به گِل رو صفحه،
‫به معنی اینه که داری هنر مارپیچ رو در آغوش می‌کشی!

04:49.743 --> 04:54.263
‫هنر مارپیچ رو به آغوش می‌کشم؟
‫صحیح، مارپیچ، نه؟

04:54.383 --> 04:56.903
‫آره، بعضی وقتا به‌خاطرش سرم گیج می‌ره.

04:57.983 --> 05:01.543
‫دقیقاً! می‌شه یکی هم برای من بسازی؟

05:01.783 --> 05:04.543
‫یه‌طور به‌خصوص بسازش که سرم گیج بره!

05:04.903 --> 05:08.383
‫و می‌شه جلوش هم یه طراحی مارپیچ خوشگل بکشی؟

05:08.743 --> 05:13.343
‫اینطوری، به‌داخل بچرخه... بله، واضح می‌بینمش.

05:13.463 --> 05:15.143
‫یه مارپیچ سیاه خوب می‌شه!

05:16.463 --> 05:18.183
‫گوشیما-سان، راستش...

05:18.823 --> 05:22.103
‫به‌نظرم مارپیچ‌ها خیلی چیز مرموزی‌ان.

05:23.103 --> 05:27.663
‫مطمئنم داخل تک تک‌شون قدرت شگفت‌آوری هست.

05:28.103 --> 05:32.743
‫مارپیچ خداست! والاترین هنر ممکنه!

05:33.263 --> 05:37.183
‫و شما هم، هنرمند برجسته‌ای که
‫همچین چیزایی می‌سازی!

05:43.943 --> 05:47.503
‫واقعاً؟ پس دوست‌پسرت می‌ره دبیرستان میدوریاما؟

05:47.703 --> 05:51.223
‫تا راهنمایی تو کوروئزو بود، 
‫برای همین هرروز با هم بودیم.

05:51.583 --> 05:54.983
‫انگار بهتون سخت می‌گذره. هرچند حسودیم می‌شه.

05:55.343 --> 05:57.423
‫چون من کسیو دوست ندارم.

05:57.823 --> 06:01.743
‫واقعاً؟ ولی آزامی-سان خیلی خوشگلی،
‫انگار محبوبم هستی.

06:07.423 --> 06:09.263
‫اینو می‌بینی؟ وقتی بچه بودم،

06:09.663 --> 06:11.943
‫می‌خواستم مخ کراشمو بزنم.

06:12.583 --> 06:16.143
‫وقتی داشتم ادای یه بندباز رو در می‌آوردم، افتادم.

06:17.143 --> 06:20.703
‫و در آخر، تونستم با کسی که دوستش دارم
‫دوست بشم.

06:21.383 --> 06:24.463
‫از اون‌موقع، همیشه عشقم به ثمر می‌شینه.

06:25.183 --> 06:29.183
‫این زخمه، شاید واقعاً قدرت جذب کردن
‫پسرا رو داشته باشه.

06:34.043 --> 06:43.643
<b>ایستگاه کوروئزو</b>

06:34.863 --> 06:37.703
‫کیریه-سان، دوست‌پسرت چه‌جور آدمیه؟

06:38.543 --> 06:41.983
‫احتمالاً قبلاً دیده باشیش.
‫شاید تو ایستگاه همو دیده باشین؟

06:42.583 --> 06:43.583
‫آره، شاید.

06:45.223 --> 06:46.913
‫کوروتانی آزامی‌ـه!

06:46.963 --> 06:48.863
‫عجب جیگریه...

06:53.743 --> 06:54.823
‫شوییچی-کون!

06:57.103 --> 06:58.183
‫خوش برگشتی.

06:59.143 --> 07:01.423
‫ایشون هم‌کلاسیم، کوروتانی آزامی‌-سانه.

07:01.823 --> 07:03.383
‫دقیقاً برعکس توئه.

07:03.463 --> 07:05.823
‫تو شهر میدوریاما زندگی می‌کنه
‫ولی مدرسه‌ش اینجاست.

07:06.463 --> 07:08.763
‫خوشبختم. کوروتانی هستم.

07:08.863 --> 07:09.983
‫همچنین.

07:21.863 --> 07:23.743
‫ببخشید عجله دارم!

07:29.503 --> 07:31.063
‫چی شده، شوییچی-کون؟

07:31.773 --> 07:33.333
‫تو هیچی حس نکردی؟

07:33.513 --> 07:33.863
‫ها؟

07:34.543 --> 07:37.783
‫یه مارپیچ بود! اون حضور شوم مال یه مارپیچ بود!

07:38.623 --> 07:41.983
‫کیریه، مواظب باش! اون زنه یه مارپیچه!

07:43.063 --> 07:44.103
‫شوییچی-کون...

07:46.623 --> 07:47.893
‫من اومدم...

07:49.363 --> 07:50.623
‫هوی... کیریه!

07:51.143 --> 07:53.903
‫کاری که سایتو-سان خواسته بودو تموم کردم.

07:54.463 --> 07:55.823
‫می‌تونی ببری برسونیش؟

08:01.703 --> 08:04.903
‫معذرت می‌خوام. ولی دیگه بهش نیاز نیست.

08:06.783 --> 08:08.423
‫بالأخره متوجه شدم.

08:08.823 --> 08:11.743
‫فهمیدم مارپیچ چیزیه که خودت می‌تونی بسازیش.

08:12.183 --> 08:14.223
‫ببین الان می‌تونم این‌کارو بکنم!

08:30.143 --> 08:31.743
‫از شرکت تاناکا اومدم!

08:31.823 --> 08:34.303
‫جناب، محصول سفارشی‌تون رو آوردم.

08:37.143 --> 08:38.343
‫منتظر بودم.

08:45.423 --> 08:48.543
‫همه‌ی مردا جذبم می‌شن. ولی تو...

08:48.823 --> 08:50.823
‫چرا ازم دوری می‌کنی؟

08:52.143 --> 08:53.423
‫شوییچی-سان...

08:58.023 --> 09:00.943
‫تو... چی رو پیشونیت مخفی کردی؟

09:01.223 --> 09:05.143
‫پیشونی؟ عا... زخم هلال‌شکل‌ـم رو می‌گی؟

09:05.463 --> 09:08.823
‫کیریه-سان حتماً گفته. خوبه.

09:08.983 --> 09:11.103
‫اینو ببین. شاید جذبم بشی.

09:14.223 --> 09:16.603
‫می‌دونستم! یه مارپیچه!

09:17.123 --> 09:18.183
‫مارپیچ؟

09:19.143 --> 09:21.423
‫از یه زخم هلال‌شکل شروع شد؟!

09:21.943 --> 09:24.783
‫آره. به‌خاطر این زخمه، تونستم...

09:24.863 --> 09:28.463
‫که اینطور! ته زخمت، کش اومده و مارپیچ شده!

09:29.103 --> 09:31.863
‫همه‌ش مربوط به این شهر و اتفاقات
‫مارپیچی اخیرشه.

09:32.383 --> 09:35.743
‫تو باید هرچه سریع‌تر از شهر کوروئزو بری بیرون!

09:35.943 --> 09:38.143
‫خیلی بدی!

09:38.303 --> 09:41.663
‫من فقط عاشقت شدم! بار اوله همچین حسی دارم!

09:41.783 --> 09:44.143
‫دارم به‌خاطر خودت می‌گم!

09:44.543 --> 09:46.903
‫باید از این شهر خارج بشی!

09:50.063 --> 09:52.143
‫قبل از اینکه دیر بشه...

09:54.503 --> 09:55.623
‫شوییچی-سان!

10:20.103 --> 10:22.503
‫کیریه... نمی‌خوای بدونی چی شد؟

10:23.063 --> 10:25.003
‫اینکه چطور بابام مرد رو.

10:25.073 --> 10:27.543
‫شنیدم از پله‌ها افتاد.

10:27.623 --> 10:30.663
‫این چیزیه که به همه گفتیم. ولی دروغه.

10:33.543 --> 10:36.783
‫بابام از نظر ذهنی و بدنی روبه زوال بود.

10:37.343 --> 10:41.863
‫منو مامانم رفتیم یه بیمارستان
‫ تخصصی تو میدوریاما تا با دکترا حرف بزنیم..

10:43.503 --> 10:49.583
‫شب که برگشتیم، بابام خونه نبود.

10:51.303 --> 10:52.423
‫اما...

10:54.143 --> 10:55.543
‫فقط... وسط اتاق مطالعه‌ش...

10:56.223 --> 10:59.503
‫یه تشت گنده‌ی عجیب بود.

11:00.983 --> 11:02.303
‫این چیه...

11:16.383 --> 11:20.583
‫بابام خودشو تو اون تشت جا داده بود
‫تا بتونه مارپیچ بشه!

11:20.983 --> 11:23.903
‫و تک تک استخوناش شکسته بود، تا وقتی 
‫که دیگه جونی تو بدنش نبود.

11:25.583 --> 11:26.783
‫اون چیه!؟

11:28.943 --> 11:30.303
‫عه، اون چیه؟

11:30.383 --> 11:31.733
‫چیو می‌گین؟

11:31.733 --> 11:33.653
‫اونجا بابا. آسمونو ببین.

11:43.703 --> 11:45.823
‫دود جسد بابام...

11:48.623 --> 11:51.423
‫داره مارپیچ می‌شه! تاحالا همچین چیزی ندیدم!

11:51.503 --> 11:53.503
‫حتماً یه‌نوع بد شگونی‌ـه!

11:53.903 --> 11:56.023
‫ببینین! ته دود...!

12:05.383 --> 12:07.223
‫داره می‌ره تو حوض سنجاقک!

12:14.423 --> 12:17.783
‫عزیزم، بس کن دیگه! کافیه!

12:17.983 --> 12:19.903
‫سایتو-سان، آروم باشین.

12:21.463 --> 12:22.483
‫مامان!

12:22.543 --> 12:24.943
‫شوییچی، اون...

12:26.383 --> 12:28.063
‫باباته!

12:46.343 --> 12:47.463
‫مامان!

12:47.543 --> 12:49.143
‫باید سریع زنگ بزنیم آمبولانس!

12:57.763 --> 12:59.203
<b>اداره‌‌ی آتش‌نشانی کوروئزو</b>

13:00.063 --> 13:01.743
‫تاکسی خبر کردم.

13:02.753 --> 13:03.763
‫آزامی-سان؟

13:03.963 --> 13:04.583
‫خوبی؟

13:05.023 --> 13:06.223
‫چرا اینجایی؟

13:06.703 --> 13:10.223
‫ببخشید اومدم. ولی نگرانت بودم.

13:11.063 --> 13:13.023
‫ممنون آزامی-سان.

13:23.623 --> 13:26.183
‫آزامی-سان... پیشونیت...

13:29.143 --> 13:30.263
‫وایسا!

13:31.843 --> 13:34.243
<b>بیمارستان کوروئزو</b>

13:34.383 --> 13:37.303
‫سایتو-سان! الان دکتر میان!

13:46.343 --> 13:47.463
‫مامان!

13:51.703 --> 13:52.823
‫کوروتانی-کون!

13:55.303 --> 13:58.863
‫منم. اوکادای کلاس سی. چیزه...

13:59.423 --> 14:00.503
‫باهام قرار می‌ذاری؟

14:00.683 --> 14:03.103
‫چقد گیری. گفتم نه.

14:03.543 --> 14:06.543
‫می‌دونم... ولی یه‌جوری‌ای،

14:06.663 --> 14:08.463
‫انگار دارم سمتت کشیده می‌شم.

14:09.183 --> 14:11.263
‫نمی‌تونم توصیفش کنم یا حتی
‫مقابلش مقاومت کنم.

14:11.743 --> 14:14.103
‫هرچقدرم جواب رد بدی، تسلیم نمی‌شم.

14:15.423 --> 14:16.903
‫نمی‌تونم کاریش کنم!

14:26.503 --> 14:29.743
‫خب همگی! صفحه‌ی ۳۷ کتابو باز کنین.

14:42.103 --> 14:45.543
‫عجب. کاتایاما، می‌دونی ساعت چنده؟

14:46.303 --> 14:48.863
‫بــبــخــشــیــد.

14:51.903 --> 14:54.263
‫سنسه! کاتایاما خیلی کنده!

14:54.343 --> 14:57.543
‫نمی‌شه کاریش کرد، سرعتش ۱/۱۰ بقیه‌ست!

14:58.743 --> 15:01.103
‫آروم بابا. بسه.

15:01.663 --> 15:04.383
‫کاتایاما. دوباره خیسی که.

15:04.663 --> 15:06.623
‫نگفتم زیر بارون چتر بگیر؟

15:07.303 --> 15:10.383
‫اصلاً چرا هروقت بارونه تو پیدات می‌شه؟

15:12.383 --> 15:13.863
‫ببـــخشیـد...

15:13.943 --> 15:15.943
‫بسه! برو بشین سر جات.

15:16.863 --> 15:18.823
‫باش.

15:27.143 --> 15:29.463
‫هوی لاکپشت! اصلاً می‌خوای بازی کنی؟!

15:39.463 --> 15:41.943
‫دیدنت حالمو بهم می‌زنه.

15:42.503 --> 15:45.823
‫تسومورا-کون... نمی‌تونم نفس بکشم...

15:46.143 --> 15:47.943
‫انقد دوستانه صدام نکن!

15:48.503 --> 15:50.703
‫زودباش لباستو عوض کن!

15:50.783 --> 15:52.503
‫اگه بخوای کمک می‌کنیما!

15:53.223 --> 15:56.143
‫بــس کــنــیــن...

15:53.223 --> 15:56.143
‫اینم از این!

16:01.743 --> 16:03.103
‫چیکار می‌کنین!؟

16:07.063 --> 16:08.583
‫نگاش کنین!

16:16.763 --> 16:19.163
<b>بیمارستان کوروئزو</b>

16:31.863 --> 16:35.143
‫از اون‌روز، تا مارپیچ می‌بینه وحشت می‌کنه.

16:35.703 --> 16:37.903
‫مارپیچه!

16:38.783 --> 16:41.623
‫حتی از پیچ تو موهاش هم می‌ترسید،
‫در حدی که خودشو کچل کرد.

16:43.183 --> 16:44.303
‫و بعد...

16:50.063 --> 16:51.263
‫مارپیچ...

16:51.583 --> 16:54.743
‫نوک انگشتاش رو برید تا اثرانگشتش از بین بره!

16:56.343 --> 16:59.743
‫همه‌ش می‌گه هر مارپیچی که می‌بینه...

17:00.823 --> 17:04.423
‫... باعث می‌شه خاطره‌ی پیدا کردن بدن
‫پیچ خورده‌ی بابام براش زنده بشه.

17:06.143 --> 17:07.303
‫و بعد بابام...

17:07.623 --> 17:11.623
‫عزیزم. بیا تو هم یه مارپیچ شو!

17:12.623 --> 17:14.183
‫می‌گه صداش می‌زنه.

17:15.983 --> 17:18.743
‫مجبورم موهام و انگشتامو بپوشونم.

17:19.103 --> 17:22.423
‫به دکترا و پرستارا هم گفتم حواس‌شون باشه.

17:23.023 --> 17:25.063
‫بالأخره یکم آروم شده.

17:25.423 --> 17:28.663
‫تا حدی رسیده که دوباره می‌تونه بخوره و بخوابه.

17:39.223 --> 17:42.943
‫آزامی-سان! آزامی-سان! خودتی دیگه!؟

17:49.183 --> 17:51.503
‫کجا بودی؟ نگرانت شده بودم!

17:51.823 --> 17:54.383
‫کیریه-سان... یه‌چیزی عجیبه...

17:54.983 --> 17:56.863
‫چشم چپم متمرکز نمی‌شه.

17:57.903 --> 18:00.343
‫می‌شه صورتمو یه نگاه بندازی؟

18:29.183 --> 18:32.183
‫چیکار داشتی؟ کیریه کجاست؟

18:32.633 --> 18:35.023
‫کیریه قرار نیست بیاد.

18:35.403 --> 18:35.983
‫چی گفتی؟

18:36.743 --> 18:39.463
‫ببخشید. مجبور شدم.

18:41.423 --> 18:46.223
‫شوییچی-سان، دلم برات تنگ شده بود.

18:47.503 --> 18:48.663
‫کوروتانی-کون.

18:48.743 --> 18:51.143
‫طبق قولت، باهام قرار می‌ذاری، نه؟

18:51.503 --> 18:55.623
‫نه اوکادا-کون. دیگه باهات کار ندارم. برو.

18:56.103 --> 18:58.743
‫چرا؟ گفتی اگه اینو بیارم...

18:59.383 --> 19:01.023
‫... دوست‌دخترم می‌شی!

19:03.343 --> 19:06.823
‫من... فقط می‌خواستم شوییچی-سان رو ببینم.

19:07.823 --> 19:10.263
‫عوضی! گولم زدی!

19:19.703 --> 19:20.823
‫کوروتانی-کون؟

19:22.783 --> 19:24.583
‫چت شده؟!

19:39.463 --> 19:40.323
‫کیریه!

19:40.423 --> 19:41.663
‫شوییچی-کون!

19:41.983 --> 19:43.063
‫این بالام!

19:44.263 --> 19:46.213
‫چرا اون بالایی؟

19:46.273 --> 19:47.543
‫یه پسره بلعیده شد!

19:47.943 --> 19:48.543
‫ها؟

19:48.803 --> 19:50.323
‫کار کوروتانی آزامی بود!

19:50.943 --> 19:52.063
‫ببین!

19:56.423 --> 19:57.543
‫آزامی-سان؟!

19:58.743 --> 20:02.343
‫داره توسط مارپیچی که رو بدنش ظاهر شد،
‫بلعیده می‌شه!

20:23.343 --> 20:30.063
‫هنوز نفهمیده بودیم اون منظره‌ی وحشتناک...

20:33.583 --> 20:37.303
‫... صرفاً آغاز سقوط ما به درون مارپیچ بود.
