WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Emma ✧ heaven ✧ nina ✧ Silvia ✧ Luna ✧ Loak ✧ MUSE ✧ SEVDA ✧ FATEMEH ✧
✧ ادیت: heaven ✧

00:11.300 --> 00:15.500
دل آدم پر از نقشه‌های کثیفه♪
♪توی لجن گیر کرده

00:15.580 --> 00:19.980
♪توی دفتر قاضی، حساب‌ و کتاب‌ها صاف می‌شه♪

00:20.060 --> 00:24.340
چهره‌ی آدمیزاد رو کنار عمل وحشیانه‌اش بذار♪
♪بدهی بی‌عدالتی‌ها رو بشمار

00:24.420 --> 00:28.700
توی تاریکی راه می‌ره♪
♪التماس یه ذره نور ماه رو می‌کنه

00:28.780 --> 00:33.100
بیچاره‌ها زجر می‌کشن♪
♪ولی زورمندها احترام می‌گیرن

00:33.180 --> 00:37.420
یه تار مو رو بکشی♪
♪بوی گناه تا مغز استخون می‌زنه

00:37.500 --> 00:41.780
حرومزاده‌ها سند دارن♪
♪ولی دروغ‌های شبح‌وار رو نمی‌شه گرفت

00:41.820 --> 00:46.140
به درونت نگاه کنی، جوابی نیست♪
♪از آسمون طلب رحم کن

00:46.180 --> 00:48.260
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

00:48.260 --> 00:50.380
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

00:50.420 --> 00:52.540
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

00:52.540 --> 00:54.780
♪مجازات دنبالت میاد♪

00:54.860 --> 00:56.900
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

00:56.900 --> 00:59.140
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

00:59.220 --> 01:01.340
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:01.340 --> 01:03.700
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:07.900 --> 01:09.940
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

01:09.940 --> 01:12.100
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

01:12.140 --> 01:14.220
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

01:14.220 --> 01:16.500
♪مجازات دنبالت میاد♪

01:16.540 --> 01:18.580
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

01:18.580 --> 01:20.860
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

01:20.940 --> 01:23.060
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:23.060 --> 01:24.220
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:27.480 --> 01:29.980
╔═══❀•°❀°•❀═══╗
افشای نسیم یشم
╚═══❀•°❀°•❀═══╝


01:30.300 --> 01:32.980
═══❀•°قسمت بیست و چهارم°•❀═══

01:33.520 --> 01:34.170
!طبیب لو

01:35.310 --> 01:36.060
طبیب لوئه

01:45.380 --> 01:47.500
(زنده باد آسورای سفید)

01:50.550 --> 01:51.340
هیچ زخم مشخصی

01:51.830 --> 01:53.450
روی جسد طبیب لو نیست

01:54.270 --> 01:55.170
انگار قبل مرگش

01:55.190 --> 01:56.250
هیچ درگیری‌ای نداشته

02:03.160 --> 02:04.420
طرف چپ بدنش

02:04.560 --> 02:05.840
برگ‌ و گل و لای هست

02:06.350 --> 02:08.260
روی کف دست چپش هم یه سری خراش جدید هست

02:12.280 --> 02:13.780
روی پشتش هم یه سری خراش هست
که انگار کشیده شده

02:14.560 --> 02:15.780
احتمالا اول افتاده و

02:15.870 --> 02:17.060
بعدش کشیدنش اینجا

02:22.470 --> 02:24.060
طبیب لو اینجا افتاده بوده

02:27.870 --> 02:28.850
با توجه به نشونه‌ها و

02:29.360 --> 02:30.170
پاشنه‌های پاهاش که ردشون رو زمینه و

02:30.680 --> 02:31.780
خط و خراش‌ها

02:32.470 --> 02:33.380
قاتل خیلی قوی نبوده

02:33.520 --> 02:34.610
سمت راهرو وایساده بودن

02:34.800 --> 02:36.410
با کلی تلاش جسد رو تا اینجا کشونده

02:37.030 --> 02:37.570
بانوی من

02:37.860 --> 02:38.820
می‌تونین بگین

02:39.080 --> 02:40.260
طبیب لو کی از دنیا رفته؟

02:43.150 --> 02:44.780
با توجه به گرفتگی عضلات پس از مرگ

02:44.840 --> 02:45.500
زمان زیادی نیست که از دنیا رفته

02:46.150 --> 02:47.100
تقریبا اندازه‌ی نیم ساعت می‌شه

02:47.280 --> 02:47.980
<i>چرا جسد رو</i>

02:48.520 --> 02:49.340
<i>این همه راه</i>

02:49.870 --> 02:51.290
<i>تا اینجا کشوندن؟</i>

02:59.150 --> 03:00.060
تقریبا اندازه‌ی نیم ساعت پیش

03:00.400 --> 03:01.940
خط بین نور و سایه و اینجا بود

03:02.280 --> 03:03.100
نصف صورتش روشن بوده و

03:03.190 --> 03:04.370
نصف دیگه‌اش تاریک

03:14.190 --> 03:15.250
زبونش بنفشه و

03:15.370 --> 03:16.710
یه سری کبودی روی بغل زبونش هست

03:17.360 --> 03:18.610
بازم مسموم شده؟

03:22.000 --> 03:22.850
تو ناظر دیوان طبابتی

03:23.190 --> 03:24.010
ادامه بده

03:24.430 --> 03:25.440
بنفش شدن زبون و

03:25.630 --> 03:26.340
کبودی

03:27.120 --> 03:28.260
همیشه به معنی مسموم شدن نیست

03:28.630 --> 03:29.780
ممکنه یه حمله‌ی قلبی بوده باشه

03:30.430 --> 03:30.980
ببینین

03:31.590 --> 03:33.010
ناخن‌هاش بنفشه و

03:33.470 --> 03:35.060
لب‌هاش هم سیاه شدن

03:35.310 --> 03:36.060
اینا همه‌اشون

03:36.360 --> 03:38.010
نشونه‌ی‌ حمله‌ی قلبی‌ان

03:38.310 --> 03:39.290
ممکنه

03:39.310 --> 03:40.380
قلبش مشکل پیدا کرده باشه و

03:40.630 --> 03:42.060
برای همین افتاده باشه و

03:42.590 --> 03:43.850
کف دستش زخمی شده باشه

03:44.750 --> 03:45.450
حمله‌ی قلبی؟

03:46.960 --> 03:47.940
طبیب لو

03:47.960 --> 03:49.380
معمولا توی قفسه‌ی سینه‌اش درد داشت

03:49.800 --> 03:50.610
حتی براش

03:50.630 --> 03:52.100
قرص تقویت‌کننده‌ی خون هم تجویز کردم

03:57.240 --> 03:57.850
بانوی من

04:04.520 --> 04:06.380
حرفی از آسورای سفید زده؟

04:11.910 --> 04:13.100
هنوزم کسی رو که

04:13.120 --> 04:13.890
به پان یونگ چی کمک کرده

04:13.910 --> 04:15.290
نوار کاج رو آتیش‌ بزنه رو پیدا نکردیم

04:15.840 --> 04:17.170
ولی کل نشونه‌ها

04:17.510 --> 04:18.610
نشون می‌دن خودش مرگ رو انتخاب کرده

04:19.560 --> 04:21.610
بذرهای جینسینگ رو لو جیان فراهم‌ کرده بود

04:22.720 --> 04:24.660
ولی خودش توی همچین زمانی از دنیا می‌ره

04:25.480 --> 04:26.540
پس منظورت اینه که

04:26.920 --> 04:27.900
مرگ لو جیان

04:28.240 --> 04:28.980
تصادفی نبوده؟

04:29.920 --> 04:30.900
خیلی سخته که دلیل حمله‌ی قلبی

04:31.160 --> 04:32.290
بیرونی باشه

04:32.800 --> 04:33.410
توی دهن جفتشون

04:33.430 --> 04:35.140
طلسم "زنده باد آسورای سفید" پیدا شده

04:36.000 --> 04:36.980
مرگشون

04:37.000 --> 04:37.900
انقدرا هم ساده نیست

04:38.310 --> 04:39.050
کی می‌تونسته

04:39.070 --> 04:40.290
جسد طبیب لو رو

04:40.870 --> 04:41.700
جا‌به‌جا کنه؟

04:48.000 --> 04:48.700
از این طرف

04:50.390 --> 04:51.020
بانوی من

04:52.120 --> 04:53.540
میز طبیب لو اینجاست

05:00.070 --> 05:00.660
این چیه؟

05:00.830 --> 05:01.930
یه طلسم ساده برای دفع بلاست

05:03.190 --> 05:03.980
نکنه طبیب لو

05:04.000 --> 05:05.370
یواشکی آسورای سفید رو می‌پرستیده؟

05:06.190 --> 05:07.340
کل قصر پر از حرف آسورای سفید شده

05:07.600 --> 05:08.730
منم شایعات رو شنیدم

05:09.600 --> 05:10.850
شما هم کنجکاو شدی؟

05:12.240 --> 05:14.020
حرف از الهه و ارواح، خوشایند نیست

05:15.950 --> 05:17.340
طبیب لو یه شاگرد داشت

05:18.160 --> 05:19.290
از همه بیشتر از کارهاش

05:19.360 --> 05:20.050
خبر داشت

05:20.510 --> 05:21.660
الان میارمش

05:27.480 --> 05:29.370
افسر طبیب جائو یو دی
به بانو ادای احترام می‌کنه

05:38.870 --> 05:39.610
پس استادم

05:40.240 --> 05:41.340
این طلسم رو اصلا

05:41.360 --> 05:42.020
همراهش نداشت

05:43.510 --> 05:44.250
چی شده؟

05:48.070 --> 05:48.980
کسی که کشتش

05:50.070 --> 05:50.730
آدم نبوده

05:51.800 --> 05:52.460
یه روح بوده

05:53.310 --> 05:53.930
روح؟

05:55.160 --> 05:55.930
توی مسیر یین و یانگ

05:56.720 --> 05:57.660
یه روح زن شب‌ها راه می‌ره

06:04.070 --> 06:05.410
شما به روح اعتقاد دارین، بانوی من؟

06:05.750 --> 06:06.930
من نه به روح باور دارم، نه به الهه

06:08.830 --> 06:10.410
اگه با چشم خودم نمی‌دیدم

06:10.830 --> 06:12.700
منم می‌گفتم چرت و پرته

06:20.600 --> 06:21.490
یه ماه پیش

06:21.630 --> 06:23.250
بانو سو نصفه‌ شب حالشون بد شد

06:23.600 --> 06:24.810
من و استادم رفتیم مداواشون کنیم

06:25.000 --> 06:25.930
تا حوالی 10 شب طول کشید

06:26.160 --> 06:27.410
تا آروم خوابشون برد

06:27.830 --> 06:28.980
من و استادم

06:29.390 --> 06:30.930
معمولا از راه اصلی
به دیوان طبابت برمی‌گردیم

06:31.240 --> 06:32.610
اما اون شب، نمی‌دونم چرا

06:33.190 --> 06:34.140
استادم اصرار داشت

06:34.160 --> 06:35.730
از مسیر خلوت یین و یانگ بریم

06:38.040 --> 06:38.850
استاد

06:39.190 --> 06:40.900
بیاین از راه اصلی بریم

06:41.510 --> 06:43.340
این راه واقعا ترسناکه

06:44.480 --> 06:45.810
آدم دانا از ماوراء حرف نمی‌زنه"

06:46.560 --> 06:47.410
نه چون منکر وجودش باشه

06:47.720 --> 06:48.780
"بلکه چون فاصله‌اش رو نگه می‌داره

06:49.240 --> 06:50.370
اگه روح وجود داشته باشه

06:50.600 --> 06:51.660
پس جاودانه هم وجود داره

06:52.240 --> 06:53.370
وجدانمون پاکه

06:53.800 --> 06:54.490
از چی بترسیم؟

07:02.190 --> 07:02.700
کی اونجاست؟

07:07.720 --> 07:08.250
(لو جیان)
!استاد

07:08.250 --> 07:08.870
(طبیب دیوان طبابت سلطنتی)

07:08.870 --> 07:09.610
شما هم دیدین؟

07:09.680 --> 07:10.340
تو کی هستی؟

07:10.720 --> 07:12.490
چرا نصفه‌شب اینجایی؟

07:16.240 --> 07:17.170
من خوشگلم؟

07:21.720 --> 07:22.460
...ناظر دیوان طبابت

07:24.750 --> 07:25.780
واقعا خودتی؟

07:26.630 --> 07:27.290
!ناظر دیوان طبابت

07:27.420 --> 07:28.020
!ناظر دیوان طبابت

07:28.040 --> 07:28.460
!ولم کن

07:28.480 --> 07:29.020
!ناظر دیوان طبابت

07:29.040 --> 07:29.660
!ناظر دیوان طبابت

07:29.680 --> 07:31.100
!نجاتم بده

07:31.130 --> 07:31.770
!ناظر دیوان طبابت

07:31.800 --> 07:32.490
!فرار کن

07:32.510 --> 07:33.140
!کمک

07:33.240 --> 07:33.980
!ولم کن

07:34.000 --> 07:35.290
!فرار کن -
!نگاهم کن -

07:35.430 --> 07:37.980
!ناظر دیوان طبابت، کمکم کن

07:38.070 --> 07:39.730
!ناظر دیوان طبابت

07:40.920 --> 07:41.580
!استاد

07:42.430 --> 07:43.220
!یکی کمک کنه

07:43.600 --> 07:44.490
!کمک

07:44.920 --> 07:46.730
!کمک! قتل

07:49.560 --> 07:50.050
!استاد

08:04.120 --> 08:05.580
با چشم خودم دیدم

08:06.000 --> 08:07.730
اون روح زن رفت توی نقاشی و ناپدید شد

08:07.870 --> 08:09.220
مرگ آدم از بیماری زیاد دیدم

08:09.720 --> 08:10.340
...ولی روح

08:10.510 --> 08:11.700
اون اولین بارم بود

08:12.160 --> 08:12.900
همدیگه رو می‌شناختن؟

08:13.270 --> 08:14.140
مطمئن نیستم

08:14.390 --> 08:15.410
اما اون روح زن

08:15.510 --> 08:16.810
مدام "ناظر دیوان طبابت" صداش می‌کرد

08:17.040 --> 08:17.930
استادم از ترس خشکش زده بود

08:18.160 --> 08:19.220
و همونجا سکته کرد

08:19.800 --> 08:20.460
دوباره

08:20.480 --> 08:21.250
اون روح زن رو دیدی؟

08:22.000 --> 08:23.290
می‌خواستم برگردم و ببینم

08:23.600 --> 08:25.250
اما استادم اجازه نداد

08:25.870 --> 08:27.340
نمی‌خواست بیشتر نگرانش کنم

08:27.680 --> 08:28.540
حتی خودم رفتم

08:28.560 --> 08:29.610
براش یه طلسم امنیت گرفتم

08:29.800 --> 08:30.780
ولی چرا

08:31.040 --> 08:32.730
با خودش نبردش؟

08:33.480 --> 08:34.340
و اینکه

08:34.670 --> 08:36.250
چرا دوباره به همین مسیر برگشته؟

08:41.550 --> 08:42.490
ممنونم

08:43.030 --> 08:43.770
اگه چیز دیگه‌ای

08:43.790 --> 08:44.850
یادت اومد

08:45.200 --> 08:46.370
هر وقتی که بود بیا پیدام کن

08:51.480 --> 08:52.220
بانوی من

08:52.910 --> 08:54.220
احتمالا من رو یادتون نمیاد

08:54.670 --> 08:55.370
یه زمانی

08:55.840 --> 08:57.060
با پی یو زندگی می‌کردم

08:58.750 --> 08:59.370
تو بودی

09:00.030 --> 09:01.730
اگه پیشنهاد شما به عالیجناب نبود

09:01.910 --> 09:02.850
احتمالا هنوزم توی دیوان طبابت سلطنتی

09:03.200 --> 09:04.340
کسی بودم که

09:04.510 --> 09:05.460
هر کی از راه می‌رسید

09:05.480 --> 09:06.460
بهش دستور می‌داد

09:06.790 --> 09:07.490
ولی حالا

09:08.000 --> 09:09.100
خودم می‌تونم برم خونه‌ی بیمارها

09:09.320 --> 09:10.250
و نسخه بنویسم

09:11.480 --> 09:12.130
تبریک می‌گم

09:14.080 --> 09:14.890
ممنونم، بانوی من

09:15.390 --> 09:16.580
از خودت ممنون باش

09:16.960 --> 09:17.850
و از پی یو هم ممنون باش

09:41.910 --> 09:42.490
اون بود؟

10:22.510 --> 10:23.530
من خوشگلم؟

10:27.720 --> 10:28.460
بانو دونگ

10:29.720 --> 10:30.420
خیلی خوشگلی

10:30.740 --> 10:32.630
(بانو دونگ)

10:32.630 --> 10:33.700
بانو دونگ؟

10:34.550 --> 10:35.010
...چی

10:36.840 --> 10:37.820
چی صدام کردی؟

10:38.440 --> 10:39.220
بانو دونگ

10:40.630 --> 10:41.610
...بانو دونگ

10:51.670 --> 10:52.420
ناظر لو

10:53.240 --> 10:54.010
برگشتی

10:54.440 --> 10:56.100
!ناظر لو، برگشتی

10:56.440 --> 10:58.250
!ناظر لو، برگشتی

10:58.390 --> 10:59.220
!برگشتی

10:59.790 --> 11:00.490
!ناظر لو

11:00.600 --> 11:01.980
!ناظر لو، نجاتم بده

11:02.320 --> 11:03.100
!نجاتم بده

11:03.440 --> 11:04.300
!نجاتم بده

11:04.630 --> 11:05.490
!ناظر لو

11:05.870 --> 11:06.770
!ناظر لو

11:07.030 --> 11:07.770
...اومدی

11:07.790 --> 11:09.250
!بالاخره اومدی، ناظر لو

11:09.440 --> 11:10.340
!نجاتم بده -
!بانوی من -

11:10.910 --> 11:11.490
!ناظر لو

11:11.510 --> 11:12.010
!بانوی من

11:15.960 --> 11:16.650
!ناظر لو

11:17.030 --> 11:17.820
!بانوی من -
...ناظر لو -

11:20.000 --> 11:20.940
بانو روح نیستن

11:21.030 --> 11:22.420
لطفا اسمشون رو پاک کنین، بانوی من

11:51.750 --> 11:53.530
بانو دونگ، بی‌نهایت
دوست داره زیبا به نظر برسه

11:56.510 --> 11:57.420
از پودر کرم ابریشم استفاده می‌کنه

11:58.600 --> 11:59.700
اون همسرها هم ازش استفاده می‌کنن

11:59.720 --> 12:00.650
تا پوستشون روشن بشه

12:08.000 --> 12:09.180
بانوی من مریضن و

12:09.270 --> 12:10.340
بانو و معاون مورخ رو هم

12:10.510 --> 12:11.130
ناراحت کردن

12:11.480 --> 12:12.650
لطفا ازشون نرنجین

12:13.320 --> 12:13.850
اشکالی نداره

12:15.000 --> 12:16.940
بانو دونگ یه زمانی
همه‌ی نگاه‌ها رو به خودش جلب می‌کرد

12:17.240 --> 12:18.420
و لطف و محبت عالیجناب رو
تماما به خودش جلب می‌کرد

12:18.870 --> 12:19.980
چطور به این روز افتاد؟

12:20.790 --> 12:21.890
(دیان جیانگ)
چند سال پیش شروع به خدمت به بانو دونگ

12:21.910 --> 12:23.180
(ندیمه‌ی قصر)
کردم

12:23.750 --> 12:24.770
در مورد اتفاقات قبلش

12:24.840 --> 12:26.180
فقط از جان چینگ که همیشه

12:26.200 --> 12:27.530
کنار بانو بود، شنیدم

12:28.080 --> 12:30.340
وقتی بانو ده سال پیش تازه وارد قصر شدن

12:30.630 --> 12:32.580
نزدیک رو خوب می‌دیدن ولی دور رو نه

12:33.000 --> 12:34.220
برای همین همیشه چشم‌هاشون رو تنگ می‌کردن

12:34.270 --> 12:35.730
(جان چینگ، ندیمه‌ی قصر)
تا چیزهای دور رو ببینن

12:35.790 --> 12:37.100
!بانوی من، نگاه کنین

12:37.960 --> 12:38.850
!اون یه طاووسه

12:39.670 --> 12:40.460
خیلی قشنگه

12:42.630 --> 12:44.770
همیشه از ضعیف بودن چشم‌هاشون اذیت می‌شدن

12:45.240 --> 12:47.130
نمی‌دونست که تنگ کردن چشم و اخم کردن

12:47.150 --> 12:48.530
بهشون یه نگاه لطیف و مهربون می‌ده

12:49.270 --> 12:49.850
اینطوری بود که

12:50.200 --> 12:51.580
محبت عالیجناب رو به دست آوردن

12:52.510 --> 12:53.300
ولی می‌گن

12:53.840 --> 12:55.010
زیاد دووم نیاورد

12:55.480 --> 12:56.340
خیلی زود عالیجناب

12:56.670 --> 12:58.180
دلش برای یکی دیگه
به اسم جائو بائو لین رفت

12:58.720 --> 13:00.850
جائو بائو لین هم
احتمالا زود کنار گذاشته شد؟

13:01.320 --> 13:02.940
توی قصر بی‌شمار زیبارو وجود داره

13:02.960 --> 13:03.820
هر کدوم به یه مدل شکوفه می‌زنن

13:04.270 --> 13:05.250
حتی مد روز هم

13:05.480 --> 13:06.750
همه‌اش عوض می‌شه

13:07.150 --> 13:08.820
امروز بینی بلند و چشم‌های گود

13:09.240 --> 13:09.850
فردا

13:09.960 --> 13:11.660
بانوهای پر گوشت و مهربون رو تحسین می‌کنن

13:12.170 --> 13:12.810
پس‌فردا

13:12.960 --> 13:14.500
لاغر و بی‌استخون مد می‌شه

13:14.840 --> 13:15.980
اونایی که از چشم میفتن

13:16.360 --> 13:17.370
فقط می‌تونن

13:17.480 --> 13:18.850
به یه ذره امید بچسبن

13:18.910 --> 13:20.180
و آرایش بانوی محبوب رو تقلید کنن

13:20.720 --> 13:22.060
ولی بانو دونگ مغرور و خودخواه بود

13:22.510 --> 13:24.100
احتمالا از تقلید از دیگران بیزار بود

13:24.670 --> 13:26.730
بانو می‌خواستن منحصر‌ به ‌فرد باشن

13:27.150 --> 13:28.100
جان ‌چینگ می‌گفت

13:28.390 --> 13:30.100
بانو خیلی زود یه راه پیدا کردن

13:30.360 --> 13:31.370
از طبیب لو خواستن

13:31.480 --> 13:32.490
سم درخشان رو براشون بیاره

13:33.040 --> 13:33.850
سم درخشان؟

13:34.610 --> 13:35.790
چطور همچین داروی مرگ‌باری از

13:35.790 --> 13:36.820
همه‌ی ممنوعیت‌ها رد شده؟

13:36.960 --> 13:37.940
سم درخشان

13:38.120 --> 13:39.490
پوست رو مثل روح سفید می‌کنه

13:39.510 --> 13:40.490
صاف و لطیف مثل ابریشم

13:40.910 --> 13:42.250
ولی اگه طولانی‌مدت مصرف بشه

13:42.550 --> 13:44.100
می‌تونه ذهن رو تیره و تار کنه

13:44.390 --> 13:45.940
برای جلب توجه عالیجناب

13:46.120 --> 13:46.940
بانو ریسک کردن و

13:47.000 --> 13:47.850
از طبیب لو خواستن

13:47.870 --> 13:48.850
مخفیانه اون رو براشون بسازه

13:49.240 --> 13:51.370
خوشبختانه واقعا جواب داد

13:52.030 --> 13:53.490
بانو لباس رقص پوشیدن و

13:53.510 --> 13:54.490
برای عالیجناب رقصیدن

13:54.960 --> 13:56.610
پوستشون به سفیدی برف بود

13:56.790 --> 13:57.700
درخشان و خیره‌کننده

13:58.840 --> 13:59.530
عالیجناب همون شب

13:59.790 --> 14:00.650
پیش بانو موندن و

14:00.670 --> 14:01.650
شب رو اونجا گذروندن

14:09.630 --> 14:10.820
مدت‌ها شنیده بودم لو جیان

14:10.840 --> 14:12.700
به لطف حمایت

14:13.120 --> 14:14.010
یکی از محبوب‌ترین همسران امپراتور

14:14.030 --> 14:15.340
توی دیوان طبابت سریع ترقی کرده

14:15.960 --> 14:17.100
پس اون بانو دونگ بوده

14:19.030 --> 14:20.490
طبیب لو مقامش بالا رفت و

14:20.840 --> 14:22.460
بانو دوباره محبوب عالیجناب شدن

14:22.910 --> 14:24.010
برای مدت طولانی

14:24.080 --> 14:25.460
کنار عالیجناب موندن

14:31.240 --> 14:33.010
اون نقاشی "پروانه‌ها
در خدمت زیبایی" توی راهرو

14:33.240 --> 14:34.610
توی همون دوران کشیده شد

14:36.790 --> 14:37.340
اما

14:38.150 --> 14:39.530
هیچ گلی برای همیشه شکوفا نمی‌مونه

14:40.510 --> 14:41.530
توی یه شکار پاییزی

14:41.630 --> 14:42.850
عالیجناب هوس کردن که
قوانین رو زیر پا بذارن و

14:43.030 --> 14:44.820
چند نفر از همراه‌هانشون رو هم
با خودشون ببرن

14:45.360 --> 14:46.060
ولی چون

14:46.080 --> 14:47.250
بانو دیدشون ضعیف بود

14:47.270 --> 14:48.130
اجازه‌ی رفتن نداشتن

14:48.600 --> 14:50.010
رفتن پیش عالیجناب و جنجال به پا کردن و

14:50.440 --> 14:51.530
فقط باعث عصبانیتشون شدن

14:52.030 --> 14:53.770
عالیجناب از بانو بیزار شدن و

14:54.120 --> 14:55.460
گفتن از دور چشم‌هاشون

14:55.720 --> 14:56.650
بی‌روح به نظر می‌رسه

14:57.120 --> 14:58.010
امپراتور برشون گردوندن

14:58.200 --> 14:59.490
...بی‌عرضه

15:00.440 --> 15:02.460
!بی‌عرضه‌ها! همه‌اتون بی‌عرضه‌این

15:04.670 --> 15:06.350
اگه نتونین چشم‌هام رو درست کنین

15:06.440 --> 15:07.100
اصلا فکرشم نکنین که

15:07.120 --> 15:08.580
!توی دیوان طبابت بمونین

15:09.270 --> 15:10.180
!بانو، به من رحم کنین

15:10.840 --> 15:12.890
همه‌ی کتاب‌های طبابت رو گشتم

15:13.510 --> 15:14.820
این مشکل نزدیک‌بینی

15:15.320 --> 15:16.650
فقط توی بچگی قابل درمانه

15:17.030 --> 15:17.850
وقتی بزرگ بشین

15:18.630 --> 15:19.730
درمانش خیلی سخته

15:22.670 --> 15:23.940
درمانش سخته؟

15:27.390 --> 15:28.420
ناظر لو

15:29.000 --> 15:30.530
فقط تو می‌تونی نجاتم بدی

15:32.150 --> 15:33.580
خواهش می‌کنم، نجاتم بده

15:38.200 --> 15:39.650
اگه مجبور باشم بقیه‌ی عمرم رو

15:41.080 --> 15:42.980
توی این قصر، تنها بگذرونم

15:45.550 --> 15:46.010
...اونوقت

15:47.840 --> 15:49.100
ترجیح می‌دم بمیرم

15:49.120 --> 15:50.530
!بانوی من

15:50.600 --> 15:51.980
!بذارین بمیرم -
!بانوی من -

15:52.030 --> 15:52.730
!بانوی من

15:54.980 --> 15:55.930
!بانوی من

15:57.120 --> 15:58.490
...بذارین بمیرم

15:58.510 --> 15:59.340
...بانوی من

16:01.840 --> 16:02.370
...من

16:04.030 --> 16:05.420
توی کتاب‌های طبابت دیدم که

16:06.240 --> 16:07.010
طب سوزنی

16:07.150 --> 16:08.980
می‌تونه این مشکل رو درمان کنه

16:09.840 --> 16:10.940
ولی افرادی که خوب می‌شن

16:11.600 --> 16:12.610
خیلی کمن

16:15.440 --> 16:16.650
پس می‌شه انجامش داد

16:17.840 --> 16:18.530
ناظر لو

16:19.870 --> 16:21.250
خواهش می‌کنم درمانم کن

16:23.960 --> 16:25.060
ولی یه اشتباه کوچیک

16:26.240 --> 16:27.340
می‌تونه بیناییتون رو از بین ببره

16:28.360 --> 16:29.010
ناظر لو

16:29.440 --> 16:30.250
!من بهت اعتماد دارم

16:33.270 --> 16:34.130
...خواهش می‌کنم

16:35.030 --> 16:36.370
از طب سوزنی استفاده کن و من رو درمان کن

16:38.880 --> 16:39.860
پس چشم‌هاش رو

16:39.860 --> 16:41.320
طبیب لو از بین برد؟

16:41.750 --> 16:42.890
جان ‌چینگ گفت

16:43.030 --> 16:43.980
بعد از چند جلسه درمان

16:44.000 --> 16:45.100
یه کم بهتر شدن

16:45.600 --> 16:46.850
بانو دونگ خیلی خوشحال شدن

16:47.940 --> 16:49.730
ولی بعدش یه بیماری واگیردار
توی جنوب شروع شد

16:49.960 --> 16:51.340
دیوان طبابت هم برای کمک، نیرو فرستاد

16:51.750 --> 16:52.610
طبیب لو هم

16:52.630 --> 16:53.820
قرار بود برای چند ماه بره

16:54.150 --> 16:55.490
ولی قبلش بانو بهش گفتن

16:55.510 --> 16:56.580
براش طب‌سوزنی بیشتری انجام بده

16:56.790 --> 16:57.460
...ولی

16:57.670 --> 16:58.420
یه روز

16:58.440 --> 16:59.490
بعد از رفتن طبیب لو

17:00.320 --> 17:01.980
بانو، دید چشم چپششون رو از دست دادن

17:02.720 --> 17:04.290
یعنی طبیب لو سوزن رو جای اشتباهی زده بود؟

17:04.960 --> 17:06.090
جان چینگ بهم گفت

17:06.640 --> 17:07.290
طبیب لو

17:07.310 --> 17:08.620
از همون اول می‌خواست از دست بانو خلاص شه

17:08.830 --> 17:09.940
برای همین همیشه

17:09.960 --> 17:10.980
جایی که سوزن‌ها رو می‌زد
خیلی خطرناک بود

17:11.590 --> 17:13.490
اون اگه توی کنترل
بیماری مردم جنوب کمک می‌کرد

17:13.750 --> 17:15.250
نظر عالیجناب رو جلب می‌کرد

17:16.240 --> 17:16.980
طبیب لو

17:17.270 --> 17:18.620
دیگه به بانو دونگ نیازی نداشت

17:19.000 --> 17:20.380
ولی احتمالا اگه بانو دونگ
زودتر درمان می‌شد

17:21.310 --> 17:22.490
وضع تا این حد خراب نمی‌شد

17:23.070 --> 17:25.010
هیچکس توی دیوان طبابت خبر نداشت که

17:25.110 --> 17:26.380
اون برای بانو طب‌سوزنی انجام داده

17:27.110 --> 17:28.900
برای همین وقتی اومدن سراغش

17:29.200 --> 17:31.030
جان چینگ نتونست حقیقت رو بگه

17:31.240 --> 17:32.530
شاید به خاطر همین تشخیص اشتباهشون

17:32.680 --> 17:34.220
وضعیت چشم چپ بانو بدتر شد

17:34.680 --> 17:35.420
در نهایت

17:36.310 --> 17:37.490
اون چشم کاملا کور شد

17:38.790 --> 17:39.660
!بانو -
من قشنگم؟ -

17:40.640 --> 17:41.460
امپراتور کجاست؟

17:41.490 --> 17:43.090
!بانو -
من زیبام؟ -

17:44.720 --> 17:45.770
من قشنگم؟

17:46.110 --> 17:46.940
!بانو -
!بانو -

17:46.960 --> 17:47.980
من قشنگم؟

17:48.350 --> 17:50.090
امشب عالیجناب میان رقص منو ببینن

17:54.790 --> 17:56.180
بعد از اینکه بانو دونگ
چشم چپش رو از دست داد

17:56.640 --> 17:58.090
دیگه عالیجناب هم بهش توجهی نکردن، درسته؟

17:58.550 --> 17:59.330
بعدش

17:59.550 --> 18:01.180
شوک بزرگی به بانو وارد شد

18:01.440 --> 18:02.490
ولی همیشه یادشون بود که

18:02.510 --> 18:03.660
عالیجناب چقدر قبلا با ایشون خوب بودن

18:03.880 --> 18:05.050
یه شب یواشکی رفتن پیش امپراتور

18:05.480 --> 18:06.460
ولی چشم کورشون

18:06.480 --> 18:07.620
عالیجناب رو ترسوند

18:07.960 --> 18:09.530
برای همین

18:09.790 --> 18:11.290
توی دورافتاده‌ترین قصر چینگ هوی زندونی شد

18:11.720 --> 18:12.660
الان بیشتر از ده ساله که

18:13.030 --> 18:14.220
دیگه عالیجناب رو ندیدن

18:14.510 --> 18:15.220
بعدها

18:15.680 --> 18:16.900
منو فرستادن اینجا

18:17.160 --> 18:18.570
و حالا دو ساله که با بانو هستم

18:19.060 --> 18:20.460
شما گذاشتین اینجوری خودش رو اذیت کنه؟

18:20.720 --> 18:21.940
ولی ایشون هنوزم زیبان

18:22.550 --> 18:23.220
مگه نه؟

18:23.480 --> 18:24.700
سال‌های اول

18:25.240 --> 18:25.900
بعضی وقت‌ها

18:25.920 --> 18:27.420
بانو کاملا هوشیار بودن

18:27.830 --> 18:29.250
ولی وقتی می‌دیدن که

18:29.270 --> 18:30.570
چی به سرشون اومده

18:30.960 --> 18:33.140
دردشون بیشتر می‌شد و آرزوی مرگ می‌کردن

18:33.550 --> 18:34.330
حالا هم که

18:34.880 --> 18:36.090
دیوونه‌ شدن

18:36.550 --> 18:38.140
و انگار توی رویای خودشون زندگی می‌کنن

18:38.590 --> 18:40.010
توی اون راهرو یه نقاشی هست که

18:40.480 --> 18:41.980
خیلی دوستش دارن

18:42.750 --> 18:43.700
توی اون نقاشی

18:44.000 --> 18:45.770
هنوز همون بانوییه که امپراتور عاشقش بود

18:47.310 --> 18:47.900
جان چینگ

18:48.440 --> 18:49.090
بانو

18:51.240 --> 18:52.730
امشب دیگه عالیجناب میان، درسته؟

18:54.590 --> 18:56.220
عالیجناب گفتن زود بخوابین

18:56.640 --> 18:57.660
لازم نیست منتظر بمونین

18:58.200 --> 18:58.980
فردا میان

18:59.400 --> 19:00.380
فردا حتما میان

19:01.310 --> 19:02.050
واقعا؟

19:02.510 --> 19:03.140
آره واقعا

19:03.830 --> 19:05.140
امپراتور فردا میان؟

19:06.480 --> 19:08.290
پس منو خوشگل و درست حسابی آرایش کن

19:08.960 --> 19:10.010
بانو شما هر جور باشین

19:10.480 --> 19:11.730
زیبایین

19:14.070 --> 19:15.330
!عالیجناب فردا میان

19:15.960 --> 19:17.530
!عالیجناب فردا میان دیدنم

19:20.680 --> 19:21.860
وقتی بانو دونگ رفت توی مسیر یین و یانگ

19:22.270 --> 19:23.380
یه شنل مخصوص بیرون پوشیده بود؟

19:23.680 --> 19:24.140
آره

19:24.550 --> 19:26.140
یه شنل سیاه

19:27.010 --> 19:27.620
پس

19:28.030 --> 19:29.390
با اون شنل

19:29.390 --> 19:30.240
می‌تونسته توی سایه مخفی بشه

19:30.480 --> 19:32.380
بعد شنل رو درآورده
و لباس سفید رو نشون داده

19:32.640 --> 19:34.330
انگار از دیوار اومده بیرون

19:34.720 --> 19:35.980
و وقتی می‌رفته

19:36.110 --> 19:37.570
دوباره شنل سیاه رو پوشیده

19:37.880 --> 19:39.170
انگار رفته داخل دیوار

19:41.400 --> 19:43.290
بانو دیگه زیبایی قدیم رو ندارن

19:44.270 --> 19:45.250
خیره شدن به اون نقاشی

19:45.350 --> 19:46.980
فقط چسبیدن به گذشته‌ست

19:47.720 --> 19:49.140
این ترفند رو من خودم درآوردم

19:49.310 --> 19:50.180
فقط برای اینکه

19:50.200 --> 19:51.860
کسی اونجا مزاحمشون نشه

19:53.000 --> 19:53.860
فکرش هم نمی‌کردم

19:54.240 --> 19:55.770
این قضیه باعث شایعه‌ی روح زن بشه

19:56.240 --> 19:57.530
دودش توی چشم خودتون رفت

19:59.070 --> 20:00.420
مراقبت از بانو باید خیلی سخت باشه، نه؟

20:01.110 --> 20:01.730
اون دستت رو

20:02.000 --> 20:02.980
زخم کرده؟

20:03.750 --> 20:04.860
مراقبت از بانو

20:05.070 --> 20:06.220
وظیفه‌ی منه

20:06.880 --> 20:07.570
اون موقع

20:07.590 --> 20:09.010
وقتی طبیب لو از جنوب برگشت

20:09.110 --> 20:10.700
نفهمید چه بلایی سر بانو دونگ اومده؟

20:11.480 --> 20:12.140
نمی‌دونم

20:12.590 --> 20:14.010
اصلا اومد که حتی خبر بگیره؟

20:14.480 --> 20:15.770
بانو دونگ چشم چپش رو از دست داد

20:15.790 --> 20:16.420
و چهره‌اش نابود شد

20:16.440 --> 20:17.530
همه‌اش هم تقصیر لو جیان بود

20:17.920 --> 20:19.710
دلیل کافی داشت که ازش متنفر باشه

20:19.880 --> 20:20.860
بعد اون ماجرا

20:21.440 --> 20:22.660
باز همدیگه رو دیدن؟

20:23.270 --> 20:24.180
بانوی من ازش متنفره

20:24.510 --> 20:25.210
هیچکدوم از ما هم نمی‌خواستیم

20:25.210 --> 20:26.490
ایشون دوباره پا توی اون راهرو بذارن

20:27.160 --> 20:27.860
ولی مطمئنم که بانو

20:28.000 --> 20:29.460
طبیب لو رو نکشتن

20:29.830 --> 20:30.620
پس دیشب

20:31.030 --> 20:31.620
اون کجا بود؟

20:32.830 --> 20:34.460
از وقتی بانو طبیب لو رو شناختن

20:35.000 --> 20:36.010
یه لحظه هم بی‌خیال نشدن

20:36.310 --> 20:37.380
همه‌اش می‌گفتن که باید

20:37.400 --> 20:38.900
انتقام چشمشون رو بگیرن

20:39.680 --> 20:40.980
هر روز با نگرانی زندگی می‌کردم

20:41.160 --> 20:42.250
زود بهشون قرص می‌دادم و

20:42.270 --> 20:43.180
براشون لالایی می‌خوندم تا بخوابن

20:43.680 --> 20:44.420
ولی دیشب

20:44.550 --> 20:45.730
باز بیرون رفتن

20:46.640 --> 20:47.900
به محض اینکه دیدم نیستن

20:47.920 --> 20:49.050
دنبالشون رفتم

20:53.270 --> 20:53.860
!بانوی من

20:56.920 --> 20:58.140
...بانوی من

21:01.720 --> 21:02.660
طبیب لو رو دیدم که

21:02.680 --> 21:03.490
بی‌حرکت روی زمین افتاده

21:04.270 --> 21:05.330
رفتم نزدیک‌تر که وضعیتش رو بررسی کنم

21:09.200 --> 21:10.730
دیدم حتی نفس هم نمی‌کشه

21:11.880 --> 21:12.700
ترسیدم بانو بترسن و

21:12.720 --> 21:14.120
خواستم سریع از اونجا ببرمشون

21:15.240 --> 21:17.380
ولی وقتی بانو فهمیدن اون مرده

21:17.790 --> 21:18.730
اصرار کردن که

21:18.750 --> 21:20.330
به نقطه‌ی یین و یانگ توی راهرو ببرمش

21:21.160 --> 21:22.460
اون بانو رو به این روز انداخت

21:22.480 --> 21:23.530
!ایشون نه آدمن، نه روح

21:24.310 --> 21:25.250
برای همین می‌خواستن که

21:26.400 --> 21:27.570
اون هم آرامش نداشته باشه

21:28.070 --> 21:29.290
وقتی طبیب لو افتاد

21:29.550 --> 21:30.940
بانو دونگ اصلا بهش دست نزدن؟

21:32.920 --> 21:34.050
بانو می‌خواستن نزدیک بشن

21:34.590 --> 21:35.620
ولی من جلوشون رو گرفتم

21:35.640 --> 21:36.620
نذاشتم نزدیکش بشن

21:37.200 --> 21:38.210
وقتی بانو دونگ

21:38.210 --> 21:39.630
طبیب لو رو می‌کشید

21:40.010 --> 21:41.830
چیزی از توی لباس برداشت

21:41.830 --> 21:42.870
یا چیزی ازش افتاد؟

21:47.880 --> 21:49.050
بانو دونگ هم واقعا بدبخت بود

21:49.310 --> 21:50.250
برای جلب توجه عالیجناب

21:50.270 --> 21:51.420
هر کاری می‌کرد

21:52.000 --> 21:52.770
وگرنه هیچوقت

21:52.790 --> 21:53.810
به این روز نمیفتاد

21:54.440 --> 21:56.420
بزرگ‌ترین آرزوی زن‌های حرمسرا

21:56.440 --> 21:57.620
جلب محبت امپراتوره

21:58.030 --> 21:59.140
اگه اون رو از دست بدن

21:59.440 --> 22:01.180
براشون فرقی با رفتن به قصر سرد نداره

22:04.590 --> 22:05.180
معاون مورخ

22:06.160 --> 22:06.900
به چی فکر می‌کنی؟

22:08.970 --> 22:10.250
هنوز حس می‌کنم یه چیزی درست نیست

22:10.550 --> 22:12.220
اگه حمله‌ی قلبی یهویی اتفاق افتاده

22:12.680 --> 22:14.050
زمان بی‌هوش شدنش

22:14.070 --> 22:14.730
زیادی دقیق بوده، نه؟

22:16.200 --> 22:17.290
چه اتفاقی باشه، چه عمدی

22:17.640 --> 22:18.980
بالاخره یکی پیدا می‌شه که بهمون جواب بده

22:19.320 --> 22:25.720
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

22:27.110 --> 22:28.420
از رنگ زبون و وضعیت دست و پاهاش

22:28.590 --> 22:29.660
انگار که واقعا حمله‌ی قلبی بوده

22:31.000 --> 22:32.090
اگه این مشکل رو داشته

22:32.240 --> 22:33.050
معمولا

22:33.160 --> 22:34.380
باید یه قرص همراهش داشته باشه، مگه نه؟

22:35.350 --> 22:35.940
آره

22:36.270 --> 22:37.220
یه قوطی قرص تقویت‌کننده‌ی قلب

22:37.240 --> 22:37.900
همیشه همراهش بود

22:38.200 --> 22:39.090
هر چند روز یه بار

22:39.270 --> 22:40.460
خودم یه قوطی جدید براش می‌ذاشتم

22:40.720 --> 22:42.290
بعد از اینکه استاد چند بار حالش بد شد

22:42.440 --> 22:43.530
حتی روی این موضوع حساس‌تر شدم

22:43.880 --> 22:44.530
قوطی قرص رو

22:44.680 --> 22:45.730
برای اینکه در دسترس باشه

22:45.920 --> 22:46.730
توی آستینش می‌ذاشت

22:47.750 --> 22:48.980
موقع کالبدشکافی بررسی کردیم

22:49.070 --> 22:49.940
چیزی نبود

22:50.350 --> 22:51.090
چطور ممکنه؟

22:52.240 --> 22:52.860
طبیب جائو

22:53.160 --> 22:53.940
به نظر تو

22:54.270 --> 22:55.050
ممکنه طبیب لو

22:55.240 --> 22:56.460
خودش رو کشته باشه؟

22:56.750 --> 22:57.570
خودکشی؟

23:03.030 --> 23:03.730
دنبال چی می‌گردی؟

23:04.510 --> 23:05.010
جای سوزن

23:06.030 --> 23:07.220
اگه استادم خودکشی کرده باشه

23:07.640 --> 23:08.980
اول به خودش سوزن می‌زنه تا

23:09.480 --> 23:10.460
جریان چی و خونش رو کند کنه و

23:11.270 --> 23:12.250
حمله‌ی قلبی ایجاد کنه

23:16.110 --> 23:16.770
دان جونگ

23:19.440 --> 23:20.220
نی گوان

23:23.440 --> 23:24.220
چو زه

23:25.310 --> 23:25.900
درسته

23:26.200 --> 23:27.770
این شیوه‌ی خاص سوزن‌زنی رو

23:28.030 --> 23:29.010
فقط استادم بلد بود

23:29.270 --> 23:30.700
باعث می‌شه جریان چی و
خون از مسیر طبیعیشون منحرف بشن

23:31.000 --> 23:32.420
بعد از سوزن زدن به خودش

23:32.550 --> 23:33.330
حمله رو ایجاد کرده

23:34.110 --> 23:35.250
ولی مصمم بوده که بمیره

23:35.680 --> 23:36.460
برای همین عمدا

23:36.480 --> 23:37.090
داروهاش رو پیش خودش نگه نداشته

23:38.720 --> 23:39.420
این یه خودکشی بوده

23:42.200 --> 23:43.570
ولی چرا باید خودش رو بکشه؟

23:44.350 --> 23:45.250
چرا این حرف رو می‌زنین؟

23:46.720 --> 23:47.530
این اواخر، استادم

23:47.550 --> 23:49.140
مورد لطف همسر شو قرار گرفته بود و

23:49.590 --> 23:50.290
مرکز توجه بود

23:50.680 --> 23:52.330
همه توی دیوان طبابت فکر می‌کردن

23:52.750 --> 23:53.940
به مقام طبیب سلطنتی ارتقا پیدا می‌کنه

23:54.200 --> 23:55.250
منتظر همین بود

23:55.480 --> 23:56.770
چرا حالا خودش رو کشته؟

23:57.750 --> 23:59.330
مگه همیشه طبیب لیو

23:59.550 --> 24:00.900
همسر شو رو درمان نمی‌کرد؟

24:01.270 --> 24:02.570
نمی‌دونم

24:02.640 --> 24:04.090
طبیب لیو چطوری ناراحتشون کرده

24:04.350 --> 24:05.330
یه ماه پیش

24:05.440 --> 24:06.660
دیگه اون رو احضار نکردن

24:09.000 --> 24:10.940
شاید آسورای سفید کمک کرده

24:11.640 --> 24:12.380
طبیب لو

24:12.480 --> 24:13.700
تا حالا حرفی از بانو دونگ زده بود؟

24:14.310 --> 24:15.140
بانو دونگ؟

24:16.750 --> 24:18.010
همون "روحی" که

24:18.030 --> 24:19.290
توی مسیر یین و یانگ دیدی

24:21.680 --> 24:22.380
استادم دیگه هیچوقت

24:22.400 --> 24:23.700
در مورد اتفاقی که اون شب افتاد چیزی نگفت

24:26.640 --> 24:27.490
خسته نباشی

24:27.880 --> 24:28.420
دیروقته

24:28.790 --> 24:29.460
لطفا برگرد

24:33.110 --> 24:33.770
بانوی من

24:35.200 --> 24:36.730
اگه دوباره به کالبدشکافی نیاز داشتین

24:37.030 --> 24:37.700
من

24:38.070 --> 24:38.980
در خدمتم

24:47.110 --> 24:48.250
ممکنه طبیب لو

24:48.270 --> 24:50.140
بعد از دیدن بانو دونگ
وجدانش بیدار شده باشه و

24:50.350 --> 24:51.330
برای کفاره‌‌ی کارهاش خودکشی کرده باشه؟

24:52.920 --> 24:53.660
طبیب لو فقط می‌خواست

24:53.680 --> 24:54.770
مقام و موقعیتش رو بالا ببره

24:55.400 --> 24:56.810
فقط یه کم با طبیب سلطنتی شدن فاصله داشت

24:57.240 --> 24:58.330
حتی اگه می‌خواست کفاره بده

24:58.590 --> 24:59.620
هیچوقت بیخیال زندگیش نمی‌شد

25:04.400 --> 25:04.980
معاون مورخ

25:05.880 --> 25:06.530
تو چی فکر می‌کنی؟

25:08.480 --> 25:10.090
در مورد بانو دونگ و طبیب لو

25:10.350 --> 25:11.420
دیان جیانگ دروغ گفت

25:11.790 --> 25:12.980
من خیلی با دقت بهش فکر کردم

25:13.270 --> 25:14.090
وقتی بانو دونگ

25:14.110 --> 25:15.250
من رو که خودم رو لو جیان جا زده بودم دید

25:15.350 --> 25:16.490
داشت می‌لرزید

25:16.680 --> 25:18.620
ولی بیشتر شبیه یه درخواست کمک بود

25:18.680 --> 25:19.570
تا انتقام

25:20.720 --> 25:21.860
بیا دوباره از دیان جیانگ سوال کنیم

25:29.920 --> 25:30.940
چرا دیان جیانگ؟

25:31.110 --> 25:32.050
این همون لباس تشریفاتیه که

25:32.070 --> 25:33.460
همسر شو دو سال پیش توی
ضیافت تولدشون پوشیده بودن

25:38.500 --> 25:39.540
(درود بر آسورای سفید)

25:45.720 --> 25:46.940
رخت‌آویز محکم به زمین وصل شده

25:47.440 --> 25:48.770
تعجبی نداره که تونسته

25:48.790 --> 25:49.330
بدون اینکه بیفته، نگهش داره

25:49.880 --> 25:50.900
جسد سفت و خشک شده

25:51.510 --> 25:52.980
حداقل دو ساعته که مرده

25:53.590 --> 25:54.940
همه‌ی سرنخ‌ها به مرگ ختم می‌شن

25:55.070 --> 25:56.530
این آسورای سفید چی می‌خواد؟

25:58.400 --> 25:59.620
دیان جیانگ هم خودش رو کشته؟

26:05.830 --> 26:07.290
یه کم زحمت و دردسر داشته

26:07.750 --> 26:08.860
خیلی محکم بسته شده

26:09.110 --> 26:10.530
خودکشی می‌تونه همچین کاری بکنه؟

26:11.830 --> 26:13.220
نقشه‌ی پان یونگ چی این بود که

26:13.480 --> 26:15.330
خودکشی رو قتل جلوه بده

26:15.750 --> 26:16.700
ولی اوضاع همونجا تغییر کرد و

26:16.720 --> 26:17.490
ما گرفتیمش

26:17.920 --> 26:18.770
برای همین از یه نفر دیگه خواست تا

26:18.790 --> 26:19.940
نوار چوب کاج رو براش روشن کنه

26:21.110 --> 26:22.980
لو جیان عمدا به مسیر یین و یانگ رفته تا

26:23.000 --> 26:23.860
با بانو دونگ برخورد کنه

26:24.350 --> 26:25.380
می‌خواسته مردم فکر کنن که

26:25.400 --> 26:26.660
از ترس یه روح مرده تا

26:26.960 --> 26:28.330
این حقیقت رو که

26:28.400 --> 26:29.770
به خودش سوزن زده و
حمله ایجاد کرده رو مخفی کنه

26:31.640 --> 26:32.730
دیان جیانگ هم

26:32.750 --> 26:34.180
با یه طلسم توی دهنش مرد

26:34.830 --> 26:36.860
طبق منطق آسورای سفید

26:37.480 --> 26:39.460
اینم باید خودکشی می‌بود

26:41.400 --> 26:42.980
ولی دست‌هاش بسته بوده

26:43.110 --> 26:43.980
چطوری تونسته این کار رو بکنه؟

26:44.510 --> 26:45.730
باید امتحان کنیم و ببینیم

26:47.920 --> 26:48.940
دیان جیانگ یه زمانی

26:48.960 --> 26:50.250
توی عمارت گلدوزی ما خدمت می‌کرد

26:50.300 --> 26:50.990
(سرخدمتکار)

26:50.990 --> 26:52.450
(عمارت گلدوزی، کارگاه قصر)
گلدوزیش حرف نداره

26:52.640 --> 26:53.940
پنچ سال داخل قصر

26:53.960 --> 26:55.290
آروم و بی‌سر و صدا بود

26:55.440 --> 26:56.340
تا اینکه یه روز

26:56.680 --> 26:57.530
همسر شو

26:57.670 --> 26:59.320
طرحش رو دید

27:00.380 --> 27:02.210
همسر شو کلی ازش تعریف کرد و

27:02.300 --> 27:03.370
بهش دستور داد که

27:03.370 --> 27:04.970
لباس تشریفاتی ضیافت تولد سال بعد رو بدوزه

27:05.870 --> 27:07.230
حتی بهش قول داد

27:07.230 --> 27:08.530
هر چقدر نخ طلا و جواهری که می‌خواد بهش بده

27:09.170 --> 27:10.600
دیان جیانگ از این همه لطف شوکه شده بود

27:11.310 --> 27:13.120
دوختن اون لباس خیلی طول کشید

27:13.830 --> 27:15.610
کلش با گلدوزی یون‌ جیان بود

27:16.860 --> 27:18.230
هیچ گلدوز دیگه‌ای اینجا

27:18.230 --> 27:19.760
به پای مهارت دیان جیانگ نمی‌رسید

27:20.270 --> 27:21.120
برای همین تقریبا همه‌ا‌ش رو

27:21.120 --> 27:22.380
خودش به تنهایی انجام داد

27:24.580 --> 27:25.780
...تا اون روز

27:28.070 --> 27:28.890
با دقت چک کردی؟

27:29.200 --> 27:30.110
بله

27:30.230 --> 27:31.180
امکان نداره اشتباه باشه

27:31.630 --> 27:32.760
کس دیگه‌ای هم خبر داره؟

27:33.620 --> 27:35.210
به محض اینکه فهمیدم، مستقیم اومدم پیش شما

27:35.460 --> 27:37.010
نمی‌تونم بذارم کس دیگه‌ای
از این موضوع بو ببره

27:48.660 --> 27:49.250
دیان جیانگ

27:49.900 --> 27:50.840
داری چیکار می‌کنی؟

27:56.660 --> 27:57.880
این لباس قشنگه؟

27:58.660 --> 28:00.290
!این لباس همسر شوئه

28:01.900 --> 28:02.490
...پس

28:03.790 --> 28:05.440
لباس همسر شو قشنگه؟

28:08.590 --> 28:09.600
بعد از اون

28:10.990 --> 28:12.240
دیان جیانگ

28:12.240 --> 28:13.300
به حالت عادیش برگشت

28:14.340 --> 28:16.050
ولی واقعا نمی‌تونستم نگهش دارم

28:16.780 --> 28:17.890
برای همین یه بهونه آوردم و

28:18.180 --> 28:19.680
فرستادمش به قصر چینگ هوی

28:19.970 --> 28:21.650
قضیه‌ی دزدیدن لباس هیچوقت لو نرفت

28:21.780 --> 28:22.970
دیان جیانگ هم از مرگ قسر در رفت

28:23.570 --> 28:25.660
ولی دیگه هیچوقت به عمارت گلدوزی برنگشت

28:26.540 --> 28:27.610
هیچوقت فکر نمی‌کردم

28:29.070 --> 28:30.240
دیان جیانگ آخرش

28:30.240 --> 28:31.710
توی اون لباس بمیره

28:33.170 --> 28:33.960
نمی‌دونم

28:33.980 --> 28:35.720
چرا از عمارت گلدوزی بیرونش کردن

28:36.070 --> 28:37.050
ولی شب و روز

28:37.110 --> 28:38.160
تنها خواسته‌‌اش این بود که برگرده

28:38.460 --> 28:39.760
به خاطر همین خیلی مراقب دست‌هاش بود

28:40.220 --> 28:41.160
هر شب

28:41.500 --> 28:42.850
می‌ذاشتشون توی آب گرم و

28:43.070 --> 28:44.520
بعدش بهشون پماد می‌زد

28:44.740 --> 28:45.410
دست‌هاش

28:45.500 --> 28:46.890
حتی از دست‌های بانوی منم نرم‌تر بود

28:47.350 --> 28:48.440
اما این اواخر

28:48.630 --> 28:50.480
دست‌هاش پر از زخم شده بود

28:51.090 --> 28:52.770
خیلی وقت بود خیاطی نکرده بود

28:53.390 --> 28:54.090
پماد کجاست؟

29:01.870 --> 29:03.480
کل حقوق ناچیز ماهانه‌ا‌ش

29:03.670 --> 29:04.890
خرج همین چیزها می‌شد

29:07.390 --> 29:08.440
این هدیه‌ رو همسر شو بهش داده بود

29:08.460 --> 29:09.520
موقعی که بهش لطف داشتن

29:09.780 --> 29:10.810
نرم‌کننده‌ی لب گل صدتومنی سفید

29:11.020 --> 29:12.200
لطیف و خوش‌بوئه

29:12.670 --> 29:13.520
فقط جرأت می‌کرد یه ذره ازش

29:13.540 --> 29:14.520
توی روزهای تعطیل بزنه

29:16.830 --> 29:18.050
حالا دیگه دست‌هاش داغون شده

29:18.780 --> 29:19.920
حتی نمی‌تونه سوزن رو صاف نگه داره

29:20.310 --> 29:21.810
برای اون، این از مرگ هم بدتره

29:28.780 --> 29:29.480
طبیب جائو

29:34.540 --> 29:35.000
بانوی من

29:36.260 --> 29:37.290
با یه سوزن نقره امتحانش کردم

29:37.460 --> 29:38.610
این نرم‌کننده‌ی لب به سم آلوده شده

29:38.830 --> 29:40.290
ولی بی‌رنگ و بی‌بوئه، نمی‌تونم بفهمم چیه

29:40.740 --> 29:41.290
امتحانش کن

29:42.670 --> 29:43.480
چه عالی

29:43.500 --> 29:44.720
ممنون که به فکرم بودین

29:50.870 --> 29:51.610
خیالتون راحت باشه

29:51.860 --> 29:52.680
ظرف سه روز

29:52.830 --> 29:53.760
دقیق می‌فهمم چیه

29:54.540 --> 29:55.160
ممنون

30:00.740 --> 30:01.290
...اون یکی

30:02.350 --> 30:02.850
قشنگ به نظر میاد

30:03.870 --> 30:04.570
!ول کن

30:04.640 --> 30:05.890
!ول کن

30:06.140 --> 30:06.960
گو لینگ جو

30:11.130 --> 30:11.920
گو لینگ جو

30:15.450 --> 30:16.000
اگه این تخته

30:16.000 --> 30:16.960
مثل دیان جیانگ

30:16.960 --> 30:17.760
به زمین وصل شده بود

30:18.020 --> 30:19.480
همین الان خودت رو خفه کرده بودی

30:19.870 --> 30:20.850
خوبم

30:25.580 --> 30:26.810
یه ساعت گذشته

30:26.830 --> 30:27.956
به هیچ نتیجه‌ای هم نرسیدیم

30:27.980 --> 30:28.760
می‌خوای بغلت کنم؟

30:28.780 --> 30:29.160
نه

30:29.460 --> 30:30.050
اصلا

30:31.310 --> 30:31.850
برادر شیائو

30:32.500 --> 30:33.160
بانو کجاست؟

30:33.870 --> 30:34.920
توی قصر چینگ‌ هوی مشغول بررسی‌ان

30:35.350 --> 30:36.000
چی رو بررسی می‌کنه؟

30:36.460 --> 30:38.520
اینکه دیان‌ جیانگ چجوری خودکشی کرده

30:50.540 --> 30:51.000
!پی‌ یی

30:53.830 --> 30:54.760
دنبال من بودی؟

30:59.390 --> 30:59.850
چی شده؟

31:00.460 --> 31:01.160
نگران منی؟

31:01.740 --> 31:02.810
می‌ترسیدی خودم رو دار بزنم؟

31:17.940 --> 31:18.480
از طبیب جائو

31:18.500 --> 31:20.130
قرضش گرفتم

31:20.460 --> 31:21.650
اگه خراب بشه از پسش بر نمیام

31:21.980 --> 31:23.570
چیزی توی این قصر هست که از پسش بر نیای؟

31:24.150 --> 31:25.570
این آدمک طوری ساخته شده

31:25.590 --> 31:26.960
که مفصل‌ها و نقاط طب سوزنی واقعی رو
شبیه‌سازی کنه

31:27.310 --> 31:28.810
پس آره هست، فقط همین آدمکه

31:29.070 --> 31:30.570
غیر از طبیب جائو، فقط من بلدم باهاش کار کنم

31:30.740 --> 31:31.520
بی‌ارزشه

31:34.820 --> 31:36.190
این چه قیافه‌ایه گرفتی؟

31:37.630 --> 31:38.440
معاون مورخ

31:38.870 --> 31:40.240
!من این آدمک رو که ندزدیدم

31:43.940 --> 31:45.160
این طناب معمولی نیست

31:46.150 --> 31:46.920
ریسمان الیاف حصیریه

31:48.590 --> 31:49.760
زیر آب رشد می‌کنه

31:50.430 --> 31:51.960
وقتی خشک می‌شه، ازش طناب می‌بافن

31:52.390 --> 31:53.200
سفت سفته

31:54.110 --> 31:55.200
که بندازیش توی آب داغ

31:55.220 --> 31:56.000
نرم می‌شه

31:57.670 --> 31:59.240
وقتی سرد بشه، دوباره کم‌کم سفت می‌شه

31:59.700 --> 32:00.570
دیان‌ جیانگ

32:00.590 --> 32:01.850
همینجوری خودش رو کشت

32:32.090 --> 32:40.090
م:خیلی تحت فشار بودین روش راحت‌تری)
(^^برای خودکشی انتخاب کنین دوستان

33:13.040 --> 33:14.480
ولی روی بدن دیان‌ جیانگ

33:14.870 --> 33:16.570
هیچ اثری از تقلا نبود

33:18.080 --> 33:19.240
توی اتاقش

33:19.310 --> 33:20.370
پودر نرم‌کننده پیدا کردم

33:20.780 --> 33:21.840
احتمالا خورده بوده

33:21.840 --> 33:23.570
که جلوی تقلا کردنش رو بگیره

33:24.910 --> 33:26.000
پس فهمیدی

33:26.020 --> 33:27.330
دیان‌ جیانگ چجوری مرده

33:29.010 --> 33:29.890
پس خیالم راحت شد

33:31.350 --> 33:31.890
برادر شیائو

33:32.110 --> 33:32.810
!صبر کن

33:34.700 --> 33:35.520
این آدمک رو

33:36.010 --> 33:37.200
طبیب جائو همون لحظه داد بهم

33:37.220 --> 33:38.440
که فهمید

33:38.540 --> 33:39.610
!می‌خوام مرگ دیان‌ جیانگ رو بازسازی کنم

33:40.790 --> 33:41.400
خب معلومه

33:41.940 --> 33:43.490
همه‌ی وسایل توی این قصر

33:43.510 --> 33:45.290
با خوشحالی تقدیمت می‌شه

33:45.550 --> 33:46.330
چیش عجیبه؟

33:47.270 --> 33:47.840
...نه، منظورم اینه

33:48.860 --> 33:49.680
نه قاپیدمش

33:49.700 --> 33:50.680
!نه دزدیدمش

33:51.070 --> 33:52.050
به زورم ازش نگرفتم

33:52.270 --> 33:53.080
تازه همین الان فهمیدم

33:53.100 --> 33:54.120
چنین گنجی داره

33:57.590 --> 33:59.080
چجوری فهمیدین

33:59.550 --> 34:00.970
کلید خودکشی دیان‌ جیانگ

34:00.990 --> 34:01.840
اون طناب خاص

34:01.860 --> 34:02.810
از الیاف حصیریه؟

34:03.310 --> 34:04.770
روی گردن و دست ‌و پاش

34:05.140 --> 34:06.730
غیر از رد طناب

34:07.100 --> 34:07.880
یه حلقه‌ی

34:08.110 --> 34:09.520
تاول ریز سوختگی هم بود

34:09.940 --> 34:10.770
پس حدس زدم

34:10.830 --> 34:12.290
طناب معمولی نبوده

34:12.830 --> 34:14.210
آسورای سفید بی‌دلیل

34:14.670 --> 34:15.650
این کار رو می‌کنه؟

34:17.190 --> 34:19.130
قبلا هر جور کلاهبرداری اینجا دیدیم

34:19.420 --> 34:19.840
یا

34:20.060 --> 34:21.810
پشتش پول و هوس بوده

34:22.190 --> 34:23.250
یا قدرت

34:23.580 --> 34:24.520
بعضی‌ها حتی می‌خواستن

34:24.710 --> 34:25.880
نفرین کنن

34:27.270 --> 34:28.250
ولی آسورای سفید

34:28.500 --> 34:29.650
فقط می‌خواست بکشه

34:30.270 --> 34:32.480
الان پیروهاش یکی‌یکی دارن می‌میرن

34:32.860 --> 34:34.330
این چه سودی براش داره؟

34:35.270 --> 34:36.440
می‌ترسم آسورای سفید الان

34:36.630 --> 34:38.290
دیگه مثل قبل نباشه

34:42.310 --> 34:43.130
:یه مسئله‌ی دیگه هم هست

34:43.630 --> 34:45.090
دیان‌ جیانگ اون لباس رو از کجا آورده؟

34:45.380 --> 34:46.000
بررسی کردم

34:46.500 --> 34:47.610
چند روز پیش

34:47.670 --> 34:48.810
قصر بانو شو

34:48.980 --> 34:50.000
وقتی طوطیش، بانوی برفی

34:50.060 --> 34:51.170
یهویی ترسیده و وحشیانه پریده
به هم ریخته

34:51.580 --> 34:53.130
همه افتادن دنبال طوطی

34:53.460 --> 34:53.960
و احتمالا لباس

34:54.110 --> 34:55.360
از همون موقع گم شده

34:57.110 --> 34:58.690
پس یعنی انبار لباس‌ها سالم بوده و

34:58.790 --> 34:59.440
کسی نرفته توش

34:59.460 --> 35:00.360
یا به‌ همش نریخته؟

35:01.540 --> 35:02.440
تمیز و مرتبه

35:02.830 --> 35:04.130
اگه پرونده‌ی دیان ‌جیانگ پیش نمیومد

35:04.380 --> 35:05.810
نمی‌فهمیدن لباس گم شده

35:06.550 --> 35:07.100
قبلا

35:07.100 --> 35:08.450
هیچ بازه‌ی زمانی‌ای نداشتن

35:08.450 --> 35:09.250
که متهمش کنن

35:09.710 --> 35:11.740
حالا ببینیم دیگه چه ترفندی براش مونده

35:12.420 --> 35:13.360
ممنون که رفتی آوردیش

35:14.230 --> 35:15.000
کاری نکردم

35:58.750 --> 35:59.610
!آسورای سفید

36:00.700 --> 36:01.260
...آسو

36:03.830 --> 36:04.920
این دو بسته پودر میوه

36:04.940 --> 36:06.290
توی اتاقت پیدا شده

36:06.830 --> 36:08.560
یکی غذای مورد علاقه‌ی طوطیه

36:08.790 --> 36:10.170
اون یکی هم چیزی که ازش بدش میاد

36:10.500 --> 36:12.250
تو طوطی رو کنترل می‌کردی

36:12.380 --> 36:14.130
و توی کارهای آسورای سفید
کمکش می‌کردی، درسته؟

36:14.500 --> 36:15.880
بذرهای جینسینگ زیر درخت مگنولیا

36:16.150 --> 36:17.520
هزارتوی کنار محراب

36:17.710 --> 36:18.650
و لباس همسر شو

36:18.670 --> 36:19.690
همه‌اش کار تو بود، نه؟

36:29.420 --> 36:30.180
!نه

36:32.980 --> 36:33.690
پس می‌تونی حرف بزنی؟

36:41.020 --> 36:41.840
هر چی گفتین رو

36:42.710 --> 36:43.520
قبول دارم

36:45.750 --> 36:47.810
پیروان آسورای سفید
هر چند اشراف‌زاده نیستن

36:48.270 --> 36:49.250
ولی انقدر

36:49.270 --> 36:50.210
نفوذ جزئی دارن

36:50.230 --> 36:51.690
که نیازهاش رو برطرف کنن

36:52.750 --> 36:54.170
پان یونگ چی

36:54.190 --> 36:55.480
مسیر گشت‌های قصر رو بلده

36:55.860 --> 36:57.520
لو جیان می‌تونست دارو و سم تهیه کنه

36:58.020 --> 36:59.360
و دیان‌ جیانگ که ندیمه‌ی قصر سرد بود

36:59.380 --> 37:00.770
آزادترین دست رو داشت

37:00.980 --> 37:01.690
درسته؟

37:02.980 --> 37:04.530
بذرهای جینسینگ پان یونگ چی

37:05.020 --> 37:06.290
مورد توجه قرار گرفتن لو جیان

37:06.860 --> 37:08.480
و لباسی که دیان ‌جیانگ می‌خواست

37:08.860 --> 37:10.000
همه‌اش

37:10.000 --> 37:10.610
اینطوری بود؟

37:12.350 --> 37:14.400
برکت‌هایی که آسورای سفید بهمون داد

37:14.670 --> 37:16.330
فراتر از تصورمون بود

37:16.670 --> 37:18.330
هر کدوممون فقط

37:18.330 --> 37:19.520
کاری که از دستش برمیاد رو انجام می‌ده

37:20.310 --> 37:21.250
همه‌ چیز درباره‌ی

37:21.500 --> 37:23.510
کمک کردن متقابل بین پیروانه

37:23.630 --> 37:25.250
این وسط آسورای سفید چه کاره‌ست؟

37:26.350 --> 37:27.480
اگه آسورای سفید نبود

37:27.900 --> 37:29.290
ما چطور به هم کمک می‌کردیم؟

37:31.830 --> 37:33.480
پس چرا آسورای سفید باعث خودکشی شد

37:33.630 --> 37:35.250
و جون بی‌گناه‌ها رو گرفت؟

37:36.190 --> 37:37.920
فقط مومن‌ترین پیروان

37:38.060 --> 37:38.920
انتخاب می‌شن

37:38.940 --> 37:40.210
تا به استقبالش برن

37:40.460 --> 37:41.810
!چه افتخار بزرگی

37:42.150 --> 37:43.610
یه چیز جدید بگو که ندونیم

37:45.670 --> 37:47.290
چی می‌خواین بدونین، بانوی من؟

37:47.790 --> 37:48.960
در مورد خواهرت

37:49.460 --> 37:50.170
گونگ ‌لیان بگو

37:50.790 --> 37:51.290
راستی

37:51.860 --> 37:52.550
فهمیدم

37:52.550 --> 37:53.650
فو چو هم خواهری

37:53.710 --> 37:54.360
به اسم گونگ ‌لیان داشته

37:54.790 --> 37:56.730
قبلا توی باغ گل برای همسر شو

37:56.750 --> 37:57.770
کار می‌کرده

37:58.150 --> 37:59.360
دو سال پیش یه شب

37:59.580 --> 38:00.480
از برج بلند کنار مسیر یین و ‌یانگ

38:00.500 --> 38:01.480
خودش رو انداخت پایین

38:01.830 --> 38:03.130
دیوان بازرسی بررسی کرد

38:03.310 --> 38:03.960
و گفت خودکشی بوده

38:06.940 --> 38:08.000
اونم از برج پرید پایین

38:08.460 --> 38:10.090
تا به استقبال آسورای سفید بره؟

38:11.020 --> 38:12.040
اگه اون نبود

38:12.750 --> 38:14.210
من هیچوقت با آسورای سفید روبه‌رو نمی‌شدم

38:15.270 --> 38:16.250
اگه اون نبود

38:16.710 --> 38:18.560
!آسورای سفید ما رو ترک نمی‌کرد

38:18.830 --> 38:19.810
!همه‌اش تقصیر اونه

38:21.020 --> 38:22.400
آسورای سفید طوطی رو مجبور کرد

38:22.460 --> 38:23.610
تا منو

38:23.630 --> 38:24.360
از بین اون ‌همه ندیمه انتخاب کنه

38:24.900 --> 38:26.000
تا دیگه توی دیوان باغ‌ها

38:26.020 --> 38:27.040
اذیت نشم

38:27.580 --> 38:28.360
و گونگ ‌لیان هم

38:29.310 --> 38:30.210
کلی برکت

38:30.230 --> 38:31.560
از آسورای سفید گرفته بود

38:32.020 --> 38:32.920
پس چرا

38:33.060 --> 38:34.520
توی مهم‌ترین لحظه

38:34.580 --> 38:35.690
پشتش رو بهش کرد؟

38:48.020 --> 38:49.000
...آسورای سفید

38:52.060 --> 38:53.400
روز هفتم ماه آینده

38:54.230 --> 38:55.810
میام

38:56.350 --> 38:58.090
مومن وفادار، گونگ ‌لیان

38:58.380 --> 39:00.480
بشتاب و به استقبالم بیا

39:01.750 --> 39:02.480
آسورای سفید

39:03.020 --> 39:03.960
چطور به استقبالت بیام؟

39:04.460 --> 39:05.210
آسورای سفید؟

39:17.230 --> 39:18.000
یعنی

39:19.060 --> 39:20.250
باید خودش رو می‌کشت؟

39:20.830 --> 39:21.920
این خودکشی نیست

39:22.270 --> 39:24.420
انتخاب شدن برای استقبالش

39:24.590 --> 39:26.000
یه موهبت بزرگه

39:26.350 --> 39:27.910
هر مومنی بدون تردید

39:27.910 --> 39:29.210
!انجامش می‌ده

39:29.580 --> 39:30.400
اما گونگ ‌لیان

39:30.670 --> 39:31.950
نه ‌تنها از مرگ ترسید

39:32.050 --> 39:34.280
!بلکه گفت آسورای سفید دروغیه

39:34.550 --> 39:35.290
ادعا کرد

39:35.380 --> 39:37.520
!همه ‌چیز کار خودش بوده

39:38.580 --> 39:39.360
اگه همه‌ چیز

39:39.380 --> 39:40.440
نقشه‌ی خودش بوده

39:40.940 --> 39:41.670
پس چطور آسورای سفید

39:41.750 --> 39:43.210
توی خواب‌هامون میومد

39:43.580 --> 39:44.410
و می‌گفت

39:44.410 --> 39:46.090
قراره نازل بشه؟

39:47.940 --> 39:48.960
این تناقض داره

39:49.110 --> 39:50.290
!جور درنمیاد

39:50.980 --> 39:52.650
آسورای سفید این ‌همه بهش کمک کرد

39:52.860 --> 39:53.960
اما فقط به خودش فکر کرد

39:54.150 --> 39:55.920
...هر چی گفتیم، قبول نکرد

39:56.020 --> 39:57.610
پس شما مجبورش کردین بمیره؟

39:57.900 --> 39:59.170
!ما داشتیم کمکش می‌کردیم

40:00.020 --> 40:00.730
می‌دونین که؟

40:03.460 --> 40:05.360
اون با چشم خودش دید آسورای سفید ظاهر شد

40:05.900 --> 40:06.880
طبیعیه که می‌دونست

40:07.020 --> 40:08.250
بعد از نزول اول

40:08.270 --> 40:09.250
برمی‌گرده سراغش

40:09.670 --> 40:11.610
اما خیلی گیج و

40:11.900 --> 40:13.170
!خیلی بی‌عرضه بود

40:13.750 --> 40:15.290
پس کشتینش؟

40:16.310 --> 40:17.400
کشتنش چه فایده‌ای داشت؟

40:19.940 --> 40:21.090
استقبال از آسورای سفید

40:21.460 --> 40:22.920
اخلاص واقعی می‌خواد

40:23.710 --> 40:25.130
ما نمی‌کشتیمش

40:26.830 --> 40:27.560
شاید

40:28.110 --> 40:29.810
آخرش خودش فهمید

40:30.060 --> 40:31.610
اما همون روزی که قرار بود

40:31.670 --> 40:33.290
آسورای سفید نازل بشه، رفت

40:34.270 --> 40:35.130
دیگه دیر شده بود

40:35.860 --> 40:36.480
فایده نداشت

40:38.110 --> 40:38.770
بعد از اون

40:39.420 --> 40:41.560
آسورای سفید دیگه به خوابمون نیومد

40:42.500 --> 40:43.610
ما رو رها کرد

40:47.380 --> 40:48.440
چند نفر می‌دونستن

40:48.460 --> 40:50.130
که گونگ ‌لیان باید به استقبال بره؟

40:52.380 --> 40:53.840
خیلی از پیروها خبر داشتن

40:54.670 --> 40:55.560
و چند نفر

40:55.580 --> 40:57.400
کمکش کردن تا تصمیم نهاییش رو بگیره؟

40:59.940 --> 41:00.520
نمی‌دونم

41:03.150 --> 41:03.880
لو جیان

41:05.860 --> 41:06.840
پان یونگ چی

41:08.710 --> 41:09.400
دیان ‌جیانگ

41:10.830 --> 41:11.560
و تو

41:14.310 --> 41:15.880
!ما داشتیم کمکش می‌کردیم

41:16.020 --> 41:16.880
اگه آسورای سفید

41:16.900 --> 41:18.400
از تو می‌خواست به استقبالش بری چی؟

41:23.380 --> 41:24.170
...اون

41:25.420 --> 41:27.400
بزرگ‌ترین افتخارم می‌شد

41:32.750 --> 41:33.560
با تو

41:34.940 --> 41:35.920
عروج می‌کنم

41:38.150 --> 41:38.650
!وو رن

41:42.190 --> 41:43.000
نمی‌میری

41:43.980 --> 41:45.130
آسورای سفید هم نمیاد

41:45.580 --> 41:46.250
کسی هست؟

41:48.190 --> 41:48.730
بانوی من

41:49.060 --> 41:49.650
مواظبش باشین

41:50.150 --> 41:50.650
!اطاعت

41:55.860 --> 41:56.440
بانوی من

41:56.790 --> 41:57.440
پیداش کردم

41:57.670 --> 41:58.480
یه عده از جنوب‌غرب

41:58.940 --> 41:59.840
جادوگری می‌کنن

42:00.270 --> 42:01.400
اوایل پاییز که همه‌گیری شده بود

42:01.540 --> 42:03.090
ادعا می‌کردن یه روش مخفی درمان دارن

42:03.380 --> 42:04.210
لازم نیست دارو بخورین

42:04.630 --> 42:06.000
فقط یه سری مراسم انجام بدین

42:06.190 --> 42:07.400
روی یه کاسه آب توی هوا چیزی بنویسین

42:07.670 --> 42:09.130
بعد آبش رو بخورین

42:09.150 --> 42:09.880
و بیماری خوب می‌شه

42:10.230 --> 42:11.440
و واقعا جواب داده

42:11.670 --> 42:13.170
خیلی از ندیمه‌ها و خواجه‌ها رفتن پیشش

42:13.940 --> 42:14.920
و کلی پول به جیب زده

42:15.790 --> 42:16.330
کی هست؟

42:17.060 --> 42:17.650
خواجه‌ی مسئول

42:17.670 --> 42:18.810
گشت شب و اعلام ساعت

42:18.860 --> 42:19.480
وانگ آن‌ پینگ

42:20.670 --> 42:22.690
شب‌ها دسترسی راحتی به قصر داره

42:23.710 --> 42:24.290
الان کجاست؟

42:25.020 --> 42:25.520
بازداشتش کردیم

42:25.710 --> 42:26.690
اتاقش رو هم داریم می‌گردیم

42:38.130 --> 42:40.930
(وانگ آن‌ پینگ، خواجه)

42:41.830 --> 42:43.040
تو همون آسورای سفید هستی، نه؟

42:43.580 --> 42:44.040
...نه

42:44.670 --> 42:45.130
...نه

42:45.500 --> 42:46.250
یعنی چی نه؟

42:47.110 --> 42:47.840
بازم انکار می‌کنی؟

42:49.790 --> 42:50.290
...آره

42:51.630 --> 42:53.840
هستم، ولی نه کاملا

42:53.860 --> 42:54.810
!واضح حرف بزن

42:56.050 --> 42:57.810
(زنده باد آسورای سفید)

43:02.830 --> 43:03.440
بانوی من

43:04.500 --> 43:06.250
من فقط ازشون خواستم وفادارانه بهم خدمت کنن

43:06.380 --> 43:07.360
و قول دادم

43:07.980 --> 43:09.290
توی زندگی بعدی

43:09.310 --> 43:10.400
ثروتمند و اشراف‌زاده به دنیا بیان

43:14.310 --> 43:14.840
...بانوی من

43:15.270 --> 43:15.840
...بانوی من

43:18.020 --> 43:18.960
اونا فقط

43:18.980 --> 43:20.400
!نذر و هدیه میاوردن

43:20.540 --> 43:21.840
!اونم با رضایت خودشون

43:23.860 --> 43:24.480
من فقط

43:25.270 --> 43:26.800
می‌خواستم یه پولی دربیارم

43:26.800 --> 43:28.560
قصد کشتن کسی رو نداشتم

43:28.940 --> 43:30.480
قتل‌های آسورای سفید ربطی به من نداره

43:31.630 --> 43:33.400
مرگشون ربطی به تو نداره؟

43:33.900 --> 43:34.730
پس گونگ ‌لیان چی؟

43:35.060 --> 43:37.480
دیوان بازرسی قصر بررسی کرده

43:37.500 --> 43:38.090
...گونگ ‌لیان

43:39.460 --> 43:40.400
خودکشی کرد

43:41.630 --> 43:42.960
تو این پیروها رو تحریک کردی

43:43.150 --> 43:44.250
و اون دختر رو به سمت مرگ هل دادی

43:44.830 --> 43:46.130
دستت شاید مستقیم آلوده نباشه

43:46.460 --> 43:48.130
اما بی‌گناه هم نیستی

43:48.790 --> 43:50.610
ولی من نکشتمش

43:51.310 --> 43:53.250
حتی اگه جلوی عالیجناب هم ببرینم

43:53.900 --> 43:55.520
بازم من بی‌گناهم

43:56.240 --> 44:11.240
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Emma ✧ heaven ✧ nina ✧ Silvia ✧ Luna ✧ Loak ✧ MUSE ✧ SEVDA ✧ FATEMEH ✧
✧ ادیت: heaven ✧

44:17.650 --> 44:23.970
♪از یه ایوان دور دارم به ماه نگاه می‌کنم♪

44:24.490 --> 44:31.130
♪رویاها زیر بار شک و تردید له شدن♪

44:31.650 --> 44:38.650
♪ظلم و بی‌عدالتی هنوز سر جای خودشونن♪

44:39.130 --> 44:45.410
♪و من فقط باعث ایجاد گرد و خاک می‌شم♪

44:47.170 --> 44:50.810
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

44:51.130 --> 44:54.730
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

44:54.810 --> 44:58.770
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

44:59.050 --> 45:02.530
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

45:04.170 --> 45:07.810
♪این مسیر من رو به حقیقت دفن‌شده می‌رسونه♪

45:08.090 --> 45:11.210
♪و به دنبال انعکاس ماه به عمق آب‌ها می‌زنم♪

45:11.490 --> 45:15.010
♪قسم می‌خورم دنیای آروم رو برمی‌گردونم♪

45:15.330 --> 45:18.530
♪و هر بدی‌ای رو از بین می‌برم♪

45:18.650 --> 45:22.290
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

45:22.530 --> 45:25.690
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

45:26.170 --> 45:29.490
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

45:29.650 --> 45:34.050
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

45:34.530 --> 45:38.090
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

45:38.450 --> 45:42.010
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

45:42.130 --> 45:46.570
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

45:46.850 --> 45:50.370
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

45:51.570 --> 45:55.330
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

45:55.610 --> 45:58.690
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

45:59.170 --> 46:02.530
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

46:02.810 --> 46:06.050
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

46:06.130 --> 46:09.490
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

46:09.810 --> 46:13.250
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

46:13.490 --> 46:22.570
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪
