WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ snowman ✧ luna ✧ سارا ✧ nina ✧ Silvia ✧
✧ ادیت: heaven ✧

00:11.300 --> 00:15.500
دل آدم پر از نقشه‌های کثیفه♪
♪توی لجن گیر کرده

00:15.580 --> 00:19.980
♪توی دفتر قاضی، حساب‌ و کتاب‌ها صاف می‌شه♪

00:20.060 --> 00:24.340
چهره‌ی آدمیزاد رو کنار عمل وحشیانه‌اش بذار♪
♪بدهی بی‌عدالتی‌ها رو بشمار

00:24.420 --> 00:28.700
توی تاریکی راه می‌ره♪
♪التماس یه ذره نور ماه رو می‌کنه

00:28.780 --> 00:33.100
بیچاره‌ها زجر می‌کشن♪
♪ولی زورمندها احترام می‌گیرن

00:33.180 --> 00:37.420
یه تار مو رو بکشی♪
♪بوی گناه تا مغز استخون می‌زنه

00:37.500 --> 00:41.780
حرومزاده‌ها سند دارن♪
♪ولی دروغ‌های شبح‌وار رو نمی‌شه گرفت

00:41.820 --> 00:46.140
به درونت نگاه کنی، جوابی نیست♪
♪از آسمون طلب رحم کن

00:46.180 --> 00:48.260
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

00:48.260 --> 00:50.380
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

00:50.420 --> 00:52.540
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

00:52.540 --> 00:54.780
♪مجازات دنبالت میاد♪

00:54.860 --> 00:56.900
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

00:56.900 --> 00:59.140
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

00:59.220 --> 01:01.340
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:01.340 --> 01:03.700
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:07.900 --> 01:09.940
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

01:09.940 --> 01:12.100
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

01:12.140 --> 01:14.220
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

01:14.220 --> 01:16.500
♪مجازات دنبالت میاد♪

01:16.540 --> 01:18.580
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

01:18.580 --> 01:20.860
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

01:20.940 --> 01:23.060
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:23.060 --> 01:24.220
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:27.480 --> 01:29.980
╔═══❀•°❀°•❀═══╗
افشای نسیم یشم
╚═══❀•°❀°•❀═══╝


01:30.260 --> 01:32.980
═══❀•°قسمت بیستم°•❀═══

01:33.180 --> 01:34.780
فکر کنم خبر ندارین که یه زمانی
شاگرد یه استاد درست و حسابی بودم

01:35.360 --> 01:36.790
تازه، توی این ترفند تضاد غذایی

01:36.910 --> 01:37.980
کارش خیلی از شما بهتر بود

01:42.670 --> 01:44.700
اول می‌خواستین به من آسیب بزنین

01:44.830 --> 01:46.220
بعدش هم که از یه
داروی ممنوعه استفاده کردین و

01:46.390 --> 01:47.420
مادرِ بچه رو کشتین

01:47.750 --> 01:48.980
دقیقا دنبال چی هستین؟

01:51.880 --> 01:53.370
من فقط بچه‌ها رو به دنیا میارم و

01:53.910 --> 01:55.020
کار خیر می‌کنم تا ثواب جمع کنم

01:55.670 --> 01:56.290
اگه نگی

01:56.830 --> 01:57.780
مجبور می‌شم از

01:58.080 --> 02:00.010
دوست کتاب‌خونم که اینجاست بپرسم

02:00.600 --> 02:01.170
وو رن

02:01.360 --> 02:03.370
توی سرزمین دروپادی، یه جادوی سیاه هست که

02:03.550 --> 02:05.170
باهاش نوزاد‌ها رو
تبدیل به *بچه‌ی‌ گو می‌کنن و
(یه جور آیینه)

02:05.190 --> 02:06.330
با خون آلوده بزرگشون می‌کنن تا بعدش

02:06.640 --> 02:08.370
برای اربابشون کارهای شیطانی انجام بدن

02:08.670 --> 02:10.610
اگه کسی با جادوی سیاه آدم بکشه

02:11.110 --> 02:12.370
قانون چجوری مجازاتش می‌کنه؟

02:12.920 --> 02:14.130
بدون هیچ بخششی، می‌میره

02:14.390 --> 02:15.530
همونجا اعدام می‌شه

02:16.110 --> 02:16.940
نکنه داری

02:16.960 --> 02:18.530
برای شو دائو یین، گو پرورش می‌دی؟

02:20.110 --> 02:21.460
من حتی

02:21.710 --> 02:22.570
اسم همچین جادوی بی‌رحمانه‌ای رو نشنیدم

02:22.710 --> 02:23.740
چطور جرات کنم همچین کاری بکنم؟

02:24.240 --> 02:25.570
اون بچه رو کجا بردی؟

02:26.800 --> 02:27.970
همون اولِ تولد

02:28.040 --> 02:28.970
مادرش رو از دست داد

02:29.480 --> 02:30.570
برای همین فرستادیمش به تالار حیات

02:30.670 --> 02:31.740
پیش یه دایه که بزرگش کنه

02:33.040 --> 02:34.460
جناب شو آدم دست‌ و دلبازیه و

02:34.800 --> 02:35.780
دل مهربونی داره

02:36.200 --> 02:37.690
اون هیچوقت قصد آسیب به کسی رو نداشته

02:38.960 --> 02:39.620
بانوی من

02:40.150 --> 02:42.020
لطفا بد برداشت نکنین

02:42.320 --> 02:43.370
یعنی می‌گی

02:43.990 --> 02:45.180
ما اشتباه کردیم؟

02:47.480 --> 02:48.410
!چرند نگو

02:51.360 --> 02:52.250
چرا همچین حرفی می‌زنی؟

02:52.670 --> 02:54.180
این زن با شو دائو یین همدست بوده و

02:54.520 --> 02:55.570
از این عمارت به عنوان یه پوشش

02:55.960 --> 02:56.970
!برای دزدی و قتل استفاده کرده

02:57.800 --> 02:58.620
!این یه دروغه

02:59.150 --> 02:59.900
بانوی من

03:00.150 --> 03:00.970
نکنه

03:00.970 --> 03:02.460
قاتل این عمارت اون باشه؟

03:03.990 --> 03:04.690
درسته

03:05.520 --> 03:07.150
!حالا نوبت توئه

03:11.270 --> 03:12.150
بانو یوئه

03:19.750 --> 03:21.610
با اینکه اینجا کلی شلوغ شد

03:21.630 --> 03:22.940
ولی باز هم سر وقت رسیدی

03:23.360 --> 03:25.170
!مشخصه پول خاندان وو هدر نرفته

03:26.470 --> 03:27.420
بانوی من، هنوز نرفتین؟

03:27.470 --> 03:29.070
فکر کردی با فرستادنش

03:29.680 --> 03:31.340
معامله‌ی کثیفت با جناب شو

03:31.800 --> 03:33.070
لو نمی‌ره؟

03:41.000 --> 03:42.660
این به‌ اصطلاح کار و کاسبی جناب شو

03:43.190 --> 03:44.290
(قرارداد)
زمانبندی تولد بچه‌‌ها

03:44.310 --> 03:46.050
روی یه ساعت مشخص بود تا

03:46.590 --> 03:48.980
کمبود‌های پنج عنصر ذاتی
مشتری‌ها رو جبران کنن و

03:49.430 --> 03:51.220
برای خوش‌شانسی و دفع بلا استفاده بشن

03:55.190 --> 03:56.610
!باید زودتر میومدین اینجا

04:00.860 --> 04:01.500
!بیاین بریم

04:11.960 --> 04:12.890
!نذارین بانو یوئه فرار کنه

04:13.000 --> 04:13.450
!اطاعت

04:24.120 --> 04:25.020
!بجنبین، کمک کنین

04:58.750 --> 04:59.540
!عالی بود

05:02.310 --> 05:03.410
من، بازرس ویژه‌ی تحقیقات کوانگ‌ یوان

05:03.750 --> 05:04.720
(سو کوانگ‌ یوان، بازرس ویژه‌ی تحقیقات)
خدمتتون عرض ادب می‌کنم، بانوی من

05:10.190 --> 05:11.530
ممنون از کمکتون

05:13.360 --> 05:14.500
نباید

05:14.500 --> 05:16.020
به‌ خاطر دوراندیشی من که

05:16.230 --> 05:17.290
به‌ موقع نیروها رو خبر کردم ازم تشکر کنین؟

05:17.670 --> 05:18.450
همونطور که انتظار می‌رفت

05:21.430 --> 05:22.140
بانوی من

05:22.670 --> 05:23.940
احتمالا بانو یوئه از گذرگاه مخفی رفته و

05:24.040 --> 05:24.850
فرار کرده

05:26.160 --> 05:27.410
خروجی کجاست؟

05:27.910 --> 05:29.260
تونل‌ها کل عمارت رو پوشش می‌دن و

05:29.400 --> 05:31.290
چندتا خروجی دارن که به جاهای مختلف می‌رسن

05:32.080 --> 05:33.210
برای همین نمی‌دونم الان کجاست

05:34.400 --> 05:35.770
حتما باید یه نقشه‌ای در کار باشه

05:37.430 --> 05:38.210
...لائو شیائو

05:38.760 --> 05:40.290
لائو شیائو بیشتر از سه سال
کنار جناب شو بوده و

05:40.720 --> 05:42.580
مورد اعتمادترین آدمشه

05:43.310 --> 05:44.450
اونا بعد از اومدن لائو شیائو

05:44.600 --> 05:45.970
شروع به ساختن تونل‌ها کردن

05:46.600 --> 05:47.260
اون کجاست؟

05:47.910 --> 05:49.180
از وقتی جناب شو ناپدید شده

05:49.550 --> 05:51.530
لائو شیائو توی محراب زنده مشغول دعا کردنه

06:16.990 --> 06:20.620
برای اینکه بخت عمارت همچنان جاری بمونه

06:20.790 --> 06:22.940
جناب شو چندتا تونل مخفی ساخت

06:23.870 --> 06:25.940
همه‌ی این تونل‌ها به هم وصلن و

06:26.280 --> 06:27.330
ورودی‌های زیادی دارن

06:27.400 --> 06:28.700
ولی خروجی‌ها

06:28.870 --> 06:30.060
زیاد پیچیده نیستن

06:30.280 --> 06:31.620
فقط خوب پنهانشون کردن

06:32.910 --> 06:35.740
دقیقا توی جاهایی هستن که علامت زدم

06:36.910 --> 06:37.620
بیشتر خروجی‌ها

06:37.640 --> 06:38.700
انگار کاملا کیپ شدن

06:39.230 --> 06:40.330
از بیرون باز می‌شن؟

06:41.840 --> 06:43.970
البته که می‌شن

06:44.760 --> 06:45.450
فلز، باعث به وجود اومدن آب می‌شه
  (طبق فلسفه‌ی چینیِ چرخه‌ی پنج عنصر) 

06:45.720 --> 06:47.090
این خروجی نزدیک جوی آبه

06:47.190 --> 06:48.490
پس اطرافش باید سنگ مرمر سفید باشه

06:48.680 --> 06:49.660
ساختار هم قطعا همونجاست

06:50.190 --> 06:51.140
بقیه‌ی خروجی‌ها هم همینطورن

06:51.390 --> 06:52.020
فقط کافیه

06:52.040 --> 06:52.900
چرخه‌ی تولد پنج عنصر رو دنبال کنین

06:52.920 --> 06:53.730
بعدش پیداشون می‌کنین

06:55.360 --> 06:57.410
دقیقا همینطوریه که گفتین، جناب

06:57.870 --> 06:59.170
وقتی ساختار رو پیدا کردین

06:59.600 --> 07:00.580
سه بار به راست بچرخونینش

07:01.040 --> 07:02.490
بعدش خروجی باز می‌شه

07:03.190 --> 07:03.850
پخش بشین و بگردین

07:04.160 --> 07:05.490
اگه چیزی پیدا کردین علامت بدین

07:07.950 --> 07:08.980
تعقیب کردن قاتل‌ها کار شما نیست

07:09.310 --> 07:10.140
کجا می‌رین؟

07:11.720 --> 07:12.610
اون ساختار خیلی جالبه

07:12.830 --> 07:13.580
می‌خوام یه نگاهی بهش بندازم

07:20.120 --> 07:21.900
اگه کمک دیگه‌ای

07:21.920 --> 07:23.370
از دستم برنمیاد

07:24.070 --> 07:25.580
مرخص می‌شم

07:32.390 --> 07:33.370
بیا بریم به بانو وو سر بزنیم

07:45.190 --> 07:46.850
این نوزاد هنوز نارسه و

07:47.950 --> 07:49.780
حتی توان گریه کردن هم نداره

07:52.430 --> 07:53.370
می‌تونی بری

07:53.560 --> 07:54.170
چشم

07:59.040 --> 08:00.100
بانوی من، لطفا بشینین

08:09.000 --> 08:10.220
شبی که داییم کشته شد

08:11.190 --> 08:12.410
واقعا به خاطر دارو بیهوش شده بودین؟

08:12.510 --> 08:13.460
!به بانو تهمت نزنین

08:19.040 --> 08:20.170
می‌تونین بفهمین که

08:20.430 --> 08:21.810
با تمام وجودم ازش متنفر بودم

08:26.240 --> 08:28.100
همون سالی که برای خاندان شما حادثه پیش اومد

08:28.720 --> 08:31.370
شوهرم یهویی ادعای بیماری
کرد و از سمتش کناره‌گیری کرد

08:32.270 --> 08:34.100
می‌دونم این چیزی نبود که اون می‌خواست

08:34.550 --> 08:35.580
ولی اصرار نکردم

08:36.200 --> 08:38.340
باهاش به شهرستان پینگ اِن برگشتم

08:38.340 --> 08:40.220
(دروازه‌ی چون مینگ)

08:41.150 --> 08:43.010
اون خونه توی دروازه‌ی پینگ اِن

08:43.270 --> 08:45.060
دارایی اجدادی خاندانم بود

08:46.080 --> 08:47.770
اونجا ساکن شدیم و

08:47.840 --> 08:48.650
زندگی آرومی داشتیم

08:49.240 --> 08:50.010
و

08:50.030 --> 08:51.980
من استعداد خوبی توی تجارت داشتم

08:52.600 --> 08:53.340
خیلی نگذشته بود که

08:53.600 --> 08:55.530
یه کسب و کار راه انداختم

08:56.240 --> 08:58.420
زندگی اونجا حتی از

08:58.480 --> 08:59.890
زندگی توی پايتخت غربی هم راحت‌تر بود

09:02.840 --> 09:03.940
بعد از یه سال

09:04.000 --> 09:05.220
باردار شدم و

09:05.910 --> 09:08.100
کسب و کار رو به اون سپردم

09:09.390 --> 09:11.650
اون موقع، هیچی خوب پیش نمی‌رفت

09:12.630 --> 09:14.010
همه‌ی تلاش‌هامون

09:14.030 --> 09:15.250
داشت به هدر می‌رفت

09:15.720 --> 09:17.420
شوهرم هر کاری کرد تا

09:17.600 --> 09:18.460
کسب و کار رو نجات بده

09:18.480 --> 09:20.220
ولی هیچی تغییر نکرد

09:20.790 --> 09:22.610
از همون موقع شروع به پیروی از جناب شو کرد؟

09:23.440 --> 09:24.650
نگران کسب و کار بود و

09:25.270 --> 09:26.770
کل روز ناراحت و افسرده بود

09:28.320 --> 09:29.530
تا اینکه یه روز

09:30.240 --> 09:32.340
خونه یهویی پر از طبل و گونگ شد

09:33.080 --> 09:34.130
بعدا فهمیدم

09:34.870 --> 09:37.530
یه مجسمه آورده خونه

09:49.790 --> 09:50.650
ارباب

09:53.750 --> 09:54.820
این چیه؟

09:57.840 --> 09:58.460
بانوی من

09:58.840 --> 09:59.730
اینجا چیکار می‌کنی؟

10:00.600 --> 10:02.260
تو بارداری

10:02.270 --> 10:03.580
حتی با یه قطره خون هم

10:03.790 --> 10:05.100
نباید جاودانه رو ناراحت کرد

10:05.360 --> 10:06.610
...ارباب -
...بانوی من -

10:08.150 --> 10:08.770
بانو

10:08.770 --> 10:09.630
بانوی من -
!ارباب -

10:09.630 --> 10:10.820
فعلا برو

10:12.890 --> 10:15.370
نسبت به جناب شو خیلی متعهد بود و

10:16.480 --> 10:18.580
هر روز عود می‌سوزوند و دعا می‌خوند

10:19.630 --> 10:21.180
حتی لباس‌ها، غذا و کارهای روزمره‌اش

10:21.480 --> 10:23.580
دقیقا طبق دستورهای جناب شو بود

10:25.120 --> 10:26.300
ولی رفتارش با من

10:26.720 --> 10:29.010
از قبل مهربون‌تر شده بود و

10:29.670 --> 10:30.770
از هر لحاظ مراقبم بود و

10:32.060 --> 10:34.420
مشتاقانه منتظر به دنیا اومدن بچه بود

10:35.440 --> 10:36.010
بانوی من

10:36.550 --> 10:38.060
!برو عقب

10:38.480 --> 10:39.890
مراقب باش، سر تا پام خونیه

10:39.910 --> 10:41.180
!ممکنه ناراحتت کنم

10:41.960 --> 10:42.700
بانوی من

10:43.360 --> 10:45.010
یهویی شوکه شدم و

10:45.030 --> 10:46.010
بدون فکر صحبت کردم

10:46.240 --> 10:47.530
عصبانیت کردم

10:48.480 --> 10:49.220
همه‌اش تقصیر منه

10:49.320 --> 10:50.340
همه‌اش تقصیر منه

10:51.080 --> 10:51.770
بانوی من

10:53.030 --> 10:55.300
جناب شو واقعا قدرتمنده

10:55.910 --> 10:56.770
می‌تونه به نوزادمون که هنوز متولد نشده

10:56.790 --> 10:57.980
برکت بده تا

10:58.120 --> 10:59.010
سالم باشه و راحت بزرگ بشه

10:59.440 --> 11:01.220
همچنین می‌تونه
از کسب و کارمون محافظت کنه تا

11:01.390 --> 11:02.700
پیشرفت کنه

11:04.670 --> 11:05.770
ارباب

11:06.360 --> 11:08.850
کسب و کار با تلاش آدم‌ها ساخته می‌شه

11:09.200 --> 11:10.940
اگه پرستش و عود سوزوندن

11:11.030 --> 11:12.420
می‌تونستن آرزوها رو برآورده کنن

11:12.600 --> 11:13.460
اون وقت همه

11:13.480 --> 11:14.850
فقط همین کار رو می‌کردن

11:16.000 --> 11:18.340
تو همیشه ارواح و نشونه‌ها رو مسخره می‌کردی

11:18.510 --> 11:19.650
چطوری می‌تونی

11:19.670 --> 11:21.180
همچین مزخرفات بی‌معنی و
پیش‌پاافتاده‌ای رو باور داشته باشی؟

11:22.120 --> 11:23.010
بانوی من

11:23.630 --> 11:26.340
بهتره محتاط باشیم و احتمال
وجودش رو بدیم تا اینکه انکارش کنیم

11:26.750 --> 11:27.370
بانوی من

11:27.790 --> 11:29.220
فقط روی بارداریت تمرکز کن

11:29.480 --> 11:30.200
وانمود کن خونه‌امون

11:30.200 --> 11:31.610
اون تالار عبادت رو نداره

11:38.200 --> 11:39.580
به خاطر شو دائو یین بود؟

11:42.150 --> 11:43.770
برای حمایت از جناب شو

11:43.870 --> 11:45.650
ثروت زیادی خرج کرد

11:46.270 --> 11:47.420
این برام مهم نبود

11:48.960 --> 11:49.890
چیزی که تحت تاثیرم قرار داده بود این بود که

11:49.960 --> 11:51.340
چقدر بهم اهمیت می‌داد

11:52.080 --> 11:53.370
ولی از اونجایی که باور داشت

11:53.390 --> 11:54.850
یه زن باردار

11:55.550 --> 11:56.650
می‌تونه با خون

11:56.670 --> 11:58.060
خدایان رو ناراحت کنه

11:59.240 --> 12:01.250
چطور شد که انقدر یهویی تغییر کرد و

12:01.630 --> 12:03.370
انقدر بهم توجه می‌کرد؟

12:06.510 --> 12:07.300
اون موقع

12:07.750 --> 12:09.820
هیچوقت به این بخش توجه نکرده بودم

12:10.790 --> 12:11.980
...پس اون بچه

12:17.270 --> 12:18.130
با این منطق

12:18.840 --> 12:19.940
درست بعد از سقط جنین شما

12:20.630 --> 12:21.460
وو مو جین رو

12:21.480 --> 12:22.460
آورد خونه

12:24.480 --> 12:27.370
اعتراف کرد که وو مو جین بچه‌ی نامشروعه

12:28.510 --> 12:30.180
چون می‌ترسید ناراحت بشم

12:30.870 --> 12:32.010
اون زمان

12:32.750 --> 12:34.980
احساس شرمندگی می‌کردم که نتونستم

12:35.120 --> 12:36.490
نسل خاندان وو رو ادامه بدم

12:36.750 --> 12:38.130
برای همین بچه رو قبول کردم

12:38.870 --> 12:40.010
مادرش کیه؟

12:41.080 --> 12:41.890
هیچوقت نپرسیدم

12:42.750 --> 12:43.940
اونم هیچوقت نگفت

12:44.720 --> 12:45.820
بچه رو تنهایی

12:46.000 --> 12:47.820
توی حیاط فرعی بزرگ می‌کرد و

12:48.600 --> 12:49.650
حتی چند تا

12:49.840 --> 12:51.650
سازه‌ی عجیب هم اونجا برپا کرده بود

12:53.600 --> 12:55.580
بچه نحیف و درمونده به نظر میومد

12:55.750 --> 12:57.460
ولی بهم گفت نگران نباشم

12:58.390 --> 13:00.420
ولی بازم، حس می‌کردم یه چیزی اشتباهه

13:01.480 --> 13:03.460
برای همین به وو لیه گفتم
مخفیانه در موردش تحقیق کنه

13:11.750 --> 13:12.700
فهمیدم که بچه

13:12.840 --> 13:14.060
فقط نامشروع نبوده

13:14.550 --> 13:15.300
ارباب دنبال

13:15.320 --> 13:16.650
خوشبختی خودشون بودن

13:17.030 --> 13:17.890
برای همین به شو دائو یین گفته بودن

13:17.910 --> 13:18.940
زن‌های فقیر پیدا کنه تا

13:19.200 --> 13:19.940
براشون

13:19.960 --> 13:21.250
بچه‌هایی با سرنوشت خوب به دنیا بیارن

13:21.630 --> 13:22.770
توی تالار حیات عمارت

13:23.150 --> 13:24.460
زن‌های باردار زیادی بودن

13:25.360 --> 13:27.980
زیر نقاب تهذیب

13:28.550 --> 13:29.060
شو دائو یین

13:29.080 --> 13:30.890
برای تاجرهای پولدار و زمین‌دارها

13:31.720 --> 13:33.220
معاملات کثیف انجام می‌داد

13:33.670 --> 13:34.580
برای اینکه

13:34.600 --> 13:36.180
بچه‌ها توی یه زمان مقرر به دنیا بیان

13:36.480 --> 13:37.940
!به زود به مادرها دارو می‌خوروندن

13:38.320 --> 13:39.300
بیشتر مادرها

13:39.360 --> 13:40.490
از قبل ضعیف بودن

13:40.630 --> 13:41.610
و طاقت این

13:41.630 --> 13:42.420
!داروهای قوی رو نداشتن

13:43.150 --> 13:44.650
اما برای گرفتن بچه‌ها

13:45.120 --> 13:46.940
!هیچ اهمیتی به مادرها نمی‌دادن

13:47.600 --> 13:49.530
!جرم‌های وو سی پینگ حتی فراتر رفت

13:49.960 --> 13:51.850
حتی به همسر خودش دست زد

13:54.360 --> 13:55.370
پس بانو

13:55.870 --> 13:56.730
شما هم زودتر بچه‌دار شدین؟

14:01.120 --> 14:02.250
نه، تا وقتی وو لیه

14:03.360 --> 14:05.010
از عمارت

14:05.030 --> 14:06.580
پس‌مانده‌ی معجون تو هوا رو نیاورد

14:07.440 --> 14:08.530
نفهمیدم

14:10.360 --> 14:12.180
اون چیزی که قبلا بهم داده بود

14:12.550 --> 14:14.610
هیچ ربطی به تقویت بارداری نداشت

14:15.600 --> 14:16.730
حتی همسر و فرزند خودش رو هم

14:16.750 --> 14:18.340
بی‌رحمانه قربانی می‌کرد

14:19.270 --> 14:19.890
بانو

14:20.390 --> 14:21.420
چرا لو ندادینش؟

14:22.670 --> 14:23.820
تلاش کردم

14:24.390 --> 14:25.460
اما اون گفت

14:25.840 --> 14:27.820
همه‌ چیز به خاطر کسب ‌و کار خانوادگیه

14:28.120 --> 14:29.220
تا من بتونم

14:29.240 --> 14:31.010
توی رفاه زندگی کنم

14:31.440 --> 14:33.130
گریه کرد و ازم طلب بخشش کرد

14:34.080 --> 14:35.820
می‌خواستم ازش جدا بشم

14:36.550 --> 14:38.490
اما هنوز اون دل‌بستگیِ قدیمی بود

14:38.790 --> 14:39.530
علاوه بر این

14:40.080 --> 14:41.250
اگه می‌رفتم

14:42.240 --> 14:43.220
اون بچه

14:43.240 --> 14:44.490
زیاد دووم نمیاورد

14:45.200 --> 14:46.420
پس شما مخفیانه دارویی که

14:46.510 --> 14:48.220
جناب جو به وو موجین داد رو عوض کردین

14:49.150 --> 14:51.100
و وو لیه حیاط کناری رو همه‌اش به خاطر

14:51.750 --> 14:52.890
حفاظت از اون بچه به هم ریخت

15:00.440 --> 15:01.300
می‌دونم

15:01.790 --> 15:04.130
شوهرم دیوونه شده بود

15:05.150 --> 15:06.460
حتی اگه وضعیت سلامت مو جین

15:06.480 --> 15:07.700
یه کم بهتر بشه

15:08.150 --> 15:09.340
اون شک می‌کنه

15:09.390 --> 15:11.530
که به خاطرش شانسش کم شده

15:12.390 --> 15:14.490
اگه کسب و کار به مشکل می‌خورد

15:14.870 --> 15:16.700
خشمش رو سر وو مو جین خالی می‌کرد

15:17.480 --> 15:19.650
جرأت نکردم بذارم وو مو جین خیلی سالم بشه

15:20.270 --> 15:21.850
ولی می‌ترسیدم بمیره

15:25.120 --> 15:26.460
پس الان چطور

15:26.870 --> 15:28.460
در مورد اون بچه خبردار شدین؟

15:31.080 --> 15:32.700
دیدم اون مثل قبل

15:32.910 --> 15:34.610
با وو مو جین سخت‌گیر نیست

15:35.240 --> 15:36.010
و افراد رو فرستاده بود

15:36.080 --> 15:37.730
تا خونه‌ی دیگه رو بازسازی کنن

15:38.840 --> 15:39.890
اون چیزی نمی‌گفت

15:40.080 --> 15:40.890
ولی می‌دونستم

15:40.910 --> 15:42.980
بدون دلیل این کار رو نمی‌کرد

15:43.510 --> 15:44.770
مادر اصلی مو جین

15:45.150 --> 15:46.460
همین الانش هم گم شده

15:47.440 --> 15:49.220
حالا می‌ترسم زن دیگه‌ای

15:49.240 --> 15:50.460
درگیر بشه

15:52.080 --> 15:53.820
همه‌اش به خاطر حرص

15:53.840 --> 15:54.940
و خودخواهی اون بود

15:57.480 --> 15:58.650
تمام این سال‌ها

15:59.750 --> 16:01.580
آرزو داشتم بدی‌هایی که کرد

16:01.600 --> 16:03.420
به خودش برگرده

16:05.270 --> 16:06.650
می‌خواستم بمیره

16:09.790 --> 16:11.130
ولی نتونستم

16:12.150 --> 16:13.650
نه انقدر باهوش بودم

16:13.840 --> 16:15.130
نه انقدر شجاع

16:16.240 --> 16:17.820
تنها کاری که می‌تونستم بکنم

16:18.670 --> 16:19.490
این بود که راهی

16:19.510 --> 16:21.130
برای بردن اون زن

16:21.270 --> 16:22.420
قبل از زایمانش پیدا کنم

16:23.550 --> 16:24.730
ولی شوهرتون

16:25.080 --> 16:25.770
اجازه نمی‌داد بدونین

16:25.790 --> 16:26.890
تاریخ زایمان لیو-آر چه زمانیه

16:27.600 --> 16:29.370
خونه‌ی جدید آماده شده

16:30.320 --> 16:31.650
قرار بود این روزها

16:31.870 --> 16:33.010
بیاد شهر چینگ‌ تان

16:33.630 --> 16:34.650
اونجا بود که فهمیدم

16:36.360 --> 16:37.650
زمانش نزدیکه

16:38.390 --> 16:39.250
بانو می‌ترسیدن که

16:39.270 --> 16:40.460
با معجون تو هوا زایمان رو تحریک کنن

16:41.320 --> 16:42.700
پس بهم گفتن زودتر بیام

16:43.550 --> 16:45.300
کی می‌دونست ارباب اوضاعشون خراب می‌شه؟

16:45.870 --> 16:46.460
و من

16:46.840 --> 16:47.850
یه کم وقت از دست دادم

16:47.870 --> 16:48.650
تلاش کردم بفهمم

16:49.440 --> 16:50.420
مادرش کیه

16:50.910 --> 16:52.100
و نتونستم جلوی بانو یوئه رو بگیرم

16:52.960 --> 16:54.370
اما وو سی پینگ

16:56.720 --> 16:58.420
واقعا باید خودش

16:58.440 --> 17:00.130
معجون تو هوا رو بچشه

17:27.830 --> 17:28.700
اینجا گرد و خاکه

17:29.160 --> 17:29.860
احتمالا بانو یوئه

17:30.160 --> 17:31.140
از این مسیر نرفته

17:46.480 --> 17:47.660
برادر سو هم چیزی پیدا نکرد

17:48.350 --> 17:49.290
بریم جای دیگه رو بررسی کنیم

17:50.880 --> 17:51.490
صبر کن

18:04.200 --> 18:04.900
معاون مورخ

18:36.830 --> 18:37.490
این چیه؟

18:38.590 --> 18:39.380
یه علامت نشونه

18:41.480 --> 18:42.460
اگه اشتباه نکنم

18:42.510 --> 18:44.040
هر تقاطع توی این تونل‌ها

18:44.110 --> 18:45.250
یه علامت داره

18:45.680 --> 18:46.460
نوکش رو به پایین باشه

18:46.790 --> 18:47.620
یعنی راه بسته‌ست

18:47.960 --> 18:48.660
نوکش رو به جلو باشه

18:49.000 --> 18:49.700
یعنی امنه

18:50.510 --> 18:52.050
یکی داشت به بانو یوئه علامت می‌داد

18:52.440 --> 18:53.260
به سو کوانگ‌ یوان هشدار بده

18:53.260 --> 18:54.230
تا همه‌ی خروجی‌ها رو چک کنه

18:54.480 --> 18:55.050
باشه

18:58.000 --> 18:58.490
بیا دنبالم

18:58.590 --> 18:59.140
چشم

19:14.510 --> 19:16.490
بانو وو از شوهرش متنفره

19:16.920 --> 19:18.050
ولی دلش خیلی نرم و مهربونه

19:19.790 --> 19:20.700
اون قاتل نیست

19:22.790 --> 19:23.770
مرگ داییم

19:23.830 --> 19:25.010
تقریبا مثل لیو-آر بود

19:25.480 --> 19:27.090
بالا تنه‌اش از تیرک آویزون بود

19:27.720 --> 19:28.940
پایین تنه‌اش هم غرقِ خون تازه بود

19:30.160 --> 19:31.290
قاتل حتما دیده

19:31.310 --> 19:32.570
مادر چطور مرده

19:33.160 --> 19:34.660
و از این برای انتقام استفاده کرده

19:35.240 --> 19:36.380
یعنی

19:37.200 --> 19:37.940
قاتل احتمالا

19:37.960 --> 19:38.940
با وو مو جین رابطه داره

19:39.790 --> 19:40.700
باید سریع بفهمیم

19:40.720 --> 19:41.810
مادر اصلی وو مو جین کجاست

19:43.960 --> 19:44.940
من میرم سراغ قابله

19:53.590 --> 19:54.700
ارباب جو گفت

19:55.590 --> 19:57.770
تا وقتی به این بانوها کمک کنیم

19:57.790 --> 19:58.810
زایمان کنن

19:59.000 --> 20:00.290
سود و ثواب جمع می‌کنیم

20:00.310 --> 20:01.330
و زودتر صعود می‌کنیم

20:02.000 --> 20:03.530
به ما گفته بودن

20:04.000 --> 20:05.460
هیچ چیزی درباره‌ی هویت مادرها نپرسیم

20:06.030 --> 20:08.530
من واقعا قصد پنهون کردن چیزی رو نداشتم

20:09.720 --> 20:10.810
اگه می‌خوای صعود کنی

20:10.920 --> 20:12.330
چه نیازی به این همه دردسر هست؟

20:15.750 --> 20:16.490
من کمکت می‌کنم

20:18.680 --> 20:19.770
...این معجون رو

20:20.640 --> 20:22.140
بارها درستش کردی

20:22.720 --> 20:24.050
ولی خودت تا حالا نچشیدی، نه؟

20:24.640 --> 20:27.220
این برای نوشیدن ما نیست

20:29.240 --> 20:30.090
آره، نزدیک بود یادم بره

20:31.720 --> 20:33.290
...قبل از نوشیدن

20:35.970 --> 20:36.770
!بانوی من

20:37.070 --> 20:38.570
باید اول یه کم خون بدین، درسته؟

20:38.830 --> 20:40.250
!بخشید، بانوی من

20:40.440 --> 20:41.180
!لطفا

20:41.790 --> 20:42.980
...هیچی نمی‌دونم

20:43.880 --> 20:44.940
!هیچی نمی‌دونم واقعا

20:45.510 --> 20:46.570
...بذار یه لحظه فکر کنم

20:47.240 --> 20:48.860
از کجا شروع کنم

20:48.930 --> 20:50.180
که بهتر باشه؟

20:50.830 --> 20:51.420
بانوی من

20:51.550 --> 20:52.290
!ببخشید، رحم کنین

20:52.470 --> 20:53.470
!رحم کنین

20:53.720 --> 20:55.900
!من همه چیز رو می‌گم

20:55.960 --> 20:57.460
...حرف می‌زنم، قول می‌دم

20:57.510 --> 20:58.250
بلند شو و درست حرف بزن

20:58.550 --> 20:59.420
!ممنون بانوی افسر، خیلی ممنون

20:59.590 --> 21:00.620
!ممنون، بانوی افسر

21:01.480 --> 21:02.330
...ممنون، بانوی من

21:04.030 --> 21:04.730
پاشو دیگه

21:06.640 --> 21:07.330
...الان می‌گم

21:09.310 --> 21:10.090
...من

21:11.030 --> 21:11.860
واقعا خبر ندارم

21:11.880 --> 21:13.140
اون دختری که

21:13.160 --> 21:14.290
برای ارباب وو

21:14.310 --> 21:15.140
بچه رو به دنیا آورد کیه

21:16.160 --> 21:16.660
اما

21:17.030 --> 21:18.140
این زن‌های بیچاره

21:18.160 --> 21:19.460
توی تالار حیات

21:19.640 --> 21:21.090
اتفاقی حامله نشدن

21:21.440 --> 21:22.620
اونا رو آوردن اینجا که

21:22.640 --> 21:24.220
برای اون مشتری‌های پولدار بچه بیارن

21:24.680 --> 21:26.900
بعد از اینکه به موقع زایمان کردن

21:27.350 --> 21:28.570
پول رو می‌گیرن و کار تمومه

21:29.110 --> 21:30.980
بعدش هیچ ارتباطی

21:31.000 --> 21:32.090
با اون مشتری‌ها ندارن دیگه

21:32.510 --> 21:33.660
اونا اگه بچه می‌خوان

21:34.070 --> 21:35.730
چرا نمی‌ذارن زن‌های خودشون باردار شن؟

21:39.200 --> 21:41.250
برای اینکه بچه‌اشون

21:41.400 --> 21:43.330
دقیقا توی ساعت خوش‌یمن به دنیا بیاد

21:43.960 --> 21:45.770
تقریبا همه‌ی این مادرها

21:46.000 --> 21:46.700
مجبور بودن

21:46.720 --> 21:48.250
جوشونده‌ی تو هوا رو بخورن
تا زودتر زایمان کنن

21:49.550 --> 21:52.660
ولی این دارو خیلی خطرناکه
و به بدن آسیب می‌زنه

21:52.960 --> 21:54.220
این خانواده‌های ثروتمند

21:54.440 --> 21:56.050
دلشون نمیاد زن خودشون رو

21:56.200 --> 21:57.420
انقدر عذاب بدن

21:57.750 --> 21:58.730
...بعضی‌هاشون هم

21:59.200 --> 22:00.010
از خاندان‌های

22:00.550 --> 22:02.810
قدرتمند همسرشون می‌ترسن

22:02.920 --> 22:04.700
برای همین جرأتش رو ندارن

22:05.200 --> 22:06.180
پس این زن‌های بی‌پناه

22:06.720 --> 22:07.770
باید این درد و رنج رو تحمل کنن و

22:08.110 --> 22:08.980
خطرش رو به جون بخرن؟

22:13.200 --> 22:13.770
ما همه‌ چیز رو چک کردیم

22:14.000 --> 22:14.570
علامت همه‌ی خروجی‌ها

22:14.590 --> 22:15.570
عین همدیگه‌ست و

22:15.830 --> 22:16.490
هیچ ردی

22:16.510 --> 22:17.660
از بانو یوئه هم نیست

22:18.310 --> 22:19.140
شاید

22:19.240 --> 22:20.420
اصلا توی گذرگاه‌ها نبوده؟

22:20.640 --> 22:21.180
نه

22:28.750 --> 22:29.490
اونا صورت‌فلکی بازار آسمانی رو دنبال کردن

22:30.480 --> 22:31.140
برادر شیائو

22:42.440 --> 22:43.140
گوشه‌ی شمال شرقی

22:43.590 --> 22:44.380
ستاره‌ی سلاخ قرار داره

22:44.640 --> 22:45.700
که معنی کشتار و قتل‌عام رو می‌ده

22:47.200 --> 22:48.180
اون علامت‌هاییه که دیدیم راه فرار نیست

22:48.680 --> 22:49.810
به احتمال زیاد یه دام مرگه

22:50.350 --> 22:50.980
ولی توی شمال‌ شرقی

22:51.640 --> 22:52.530
هیچ خروجی‌ای وجود نداره

22:56.590 --> 22:57.290
دنبالم بیاین

23:01.830 --> 23:02.460
عقب نمونین

23:05.070 --> 23:05.940
صبح وقتی هوا روشن شد

23:06.350 --> 23:07.730
می‌تونین عمارت رو ترک کنین

23:09.480 --> 23:10.860
عمارت رو ترک کنیم؟

23:10.960 --> 23:11.620
کجا باید بریم؟

23:13.550 --> 23:14.810
خونه‌اتون دیگه

23:15.270 --> 23:16.530
شو دائو یین گم و گور شده

23:16.830 --> 23:18.010
بانو یوئه هم در رفته

23:18.590 --> 23:19.700
دیگه مجبور نیستین

23:19.720 --> 23:20.380
برای اونا بچه به دنیا بیارین

23:20.550 --> 23:21.250
...می‌تونیم بریم خونه

23:21.480 --> 23:22.420
...حالا می‌تونیم بریم خونه

23:22.480 --> 23:24.460
ولی بچه الان توی شکممه

23:24.590 --> 23:26.180
چطور ممکنه دیگه به دنیا نیارمش؟

23:27.960 --> 23:29.770
برو خونه و استراحت کن

23:30.270 --> 23:31.050
وقتی نه ماهت کامل شد

23:31.270 --> 23:31.810
بچه رو

23:31.830 --> 23:33.090
با آرامش و در امنیت به دنیا بیار

23:33.440 --> 23:33.980
نمی‌تونی

23:34.000 --> 23:35.490
مثل لیو-آر

23:36.110 --> 23:37.250
وسط زایمان جون بدی

23:37.920 --> 23:39.140
حالا این بچه‌ها رو چطور بزرگ کنیم؟

23:40.550 --> 23:41.490
بانو یوئه رفته

23:42.110 --> 23:43.140
از کجا

23:43.510 --> 23:44.460
پول دربیارم؟

23:44.510 --> 23:45.720
حقوقمون چی؟

23:46.680 --> 23:47.940
بچه چی می‌شه؟

23:50.270 --> 23:50.940
بانو

23:51.000 --> 23:52.090
داری چیکار می‌کنی؟

23:54.440 --> 23:56.220
من سه تا بچه دارم

23:56.640 --> 23:58.570
روی این یکی حساب کرده بودم

23:58.860 --> 24:00.220
که در ازاش پول می‌گیریم
و زندگیمون رو می‌چرخونیم

24:00.830 --> 24:01.620
...حالا

24:02.640 --> 24:04.140
دارین منو اینجوری می‌فرستین خونه؟

24:04.720 --> 24:05.660
شوهرم

24:06.480 --> 24:07.530
منو می‌کشه

24:08.830 --> 24:10.420
!انقدر کتکم می‌زنه تا بمیرم

24:11.310 --> 24:12.700
!نمی‌تونم زنده بمونم

24:13.200 --> 24:15.010
!نمی‌تونم دیگه زنده بمونم

24:22.200 --> 24:24.010
یه دوستم از روستامون

24:25.440 --> 24:26.530
می‌دونست چقدر فقیر هستیم

24:27.550 --> 24:28.980
بهم گفت این عمارت

24:29.550 --> 24:31.140
کار خوب و پول خوبی داره

24:31.680 --> 24:32.900
پس باهاش اومدم

24:35.350 --> 24:37.090
ولی وقتی رسیدم اینجا

24:38.790 --> 24:40.860
فهمیدم کارش زایمان برای پولدارهاست

24:43.920 --> 24:45.290
اولش قبول نکردم

24:46.920 --> 24:47.980
ولی بانو یوئه گفت

24:48.920 --> 24:50.180
اگه بچه رو به دنیا بیاریم

24:50.750 --> 24:51.940
ده رشته سکه می‌دیم

24:51.960 --> 24:53.290
به ما هم همین رو گفت

24:53.550 --> 24:55.140
آره، به ما هم همین رو گفت

24:55.680 --> 24:56.420
وقتی حامله شدی

24:57.310 --> 24:58.140
سه رشته سکه می‌گیری

24:58.480 --> 25:00.460
بعد زایمان هفت تای دیگه

25:00.750 --> 25:02.620
بهتر از اینه که بیرون گرسنه بمونی

25:02.750 --> 25:03.770
لیو سان و بانو یوئه

25:04.110 --> 25:05.420
به شوهرم گفتن

25:05.750 --> 25:07.460
یه جاودانه توی خواب
اینو به جناب شو نشون داده

25:08.310 --> 25:09.770
و من انتخاب شدم که توی عمارت خدمت کنم

25:11.920 --> 25:12.770
و بعد یه سال

25:13.640 --> 25:14.530
می‌تونم برگردم خونه

25:15.510 --> 25:16.420
یعنی حتی خانواده‌اتون هم

25:17.310 --> 25:18.530
این حرف‌ها رو باور کردن؟

25:19.310 --> 25:21.010
...با سه رشته سکه پیش‌پرداخت

25:23.480 --> 25:24.700
معلومه که باور کردن

25:25.720 --> 25:27.220
جوشونده‌ی تو هوا خیلی خطرناکه

25:27.880 --> 25:29.380
نترسیدی وسط زایمان بمیری؟

25:31.790 --> 25:32.900
دیگه اون موقع برام فرقی نداشت

25:36.240 --> 25:37.090
فهمیدم

25:37.590 --> 25:38.980
فعلا اینجا استراحت کنین

25:39.830 --> 25:40.490
بقیه‌اش رو

25:40.510 --> 25:41.570
خودم درست می‌کنم

25:43.440 --> 25:44.380
مراقبشون باش

25:45.310 --> 25:46.010
چشم

25:47.430 --> 25:53.830
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

26:09.790 --> 26:10.290
اینور اونور ندوئین

26:31.000 --> 26:31.940
بانو یوئه

26:31.960 --> 26:32.700
از گذرگاه‌ها خبر داشت

26:33.720 --> 26:34.660
و خیلی خوب این مسیرها رو می‌شناخته

26:39.030 --> 26:40.150
ولی مثل اینکه قاتل

26:40.150 --> 26:41.460
بیشتر از اون، به گوشه
و کنار مخفی گذرگاه‌ها وارد بوده

26:41.790 --> 26:42.860
فقط کافی بوده

26:42.920 --> 26:43.620
علامت‌ها رو برعکس کنه و

26:43.790 --> 26:44.810
کنار خروجی منتظر بمونه

26:45.270 --> 26:46.330
تهشم راحت

26:46.640 --> 26:47.330
بانو یوئه رو

26:47.350 --> 26:48.290
کشونده توی تله‌ی مرگش

26:48.680 --> 26:49.900
برج ناقوس از خروجی دور نیست

26:50.480 --> 26:51.940
به نظر میاد وقتی اون رو کشت

26:52.160 --> 26:53.010
قبلا برنامه‌ریزی کرده بود

26:53.070 --> 26:53.770
که اون رو اینجا بذاره

26:54.110 --> 26:54.940
ناقوس‌زن

26:54.960 --> 26:55.860
حدود ساعت 5 پیداش می‌کرد

27:02.030 --> 27:02.940
خفه شده

27:03.960 --> 27:05.050
صحنه به اندازه‌ی قبل

27:05.070 --> 27:05.770
خون‌آلود نبود

27:06.160 --> 27:07.940
قاتل با بانو یوئه ملایم‌تر بوده؟

27:08.920 --> 27:10.490
شاید وقت کم داشته

27:16.880 --> 27:18.010
حتما توی درگیری از قاتل

27:18.030 --> 27:19.220
کنده

27:19.880 --> 27:20.730
قاتل زخمیه

27:22.350 --> 27:23.730
این پارچه بوی عود می‌ده

27:24.550 --> 27:25.460
نمی‌تونیم تشخیص بدیم

27:25.480 --> 27:27.140
که مال بانو یوئه‌ست یا قاتل

27:27.640 --> 27:29.380
وو سی‌ پینگ، حامی

27:29.830 --> 27:31.140
لیو سان، شیاد

27:31.550 --> 27:33.380
و بانو یوئه، که مجبور
به کار شده بود، همه مردن

27:34.240 --> 27:34.940
دلیلی نیست

27:34.960 --> 27:36.140
که به شو دائو یین رحم کنن

27:38.720 --> 27:39.490
ممکنه شو دائو یین

27:39.510 --> 27:40.730
از قبل ساکت و دفن شده باشه؟

27:41.200 --> 27:42.010
قاتل با این سه‌تا مرگ

27:42.030 --> 27:43.620
توجه جلب کرد

27:43.960 --> 27:44.810
تا همه‌ی

27:44.830 --> 27:46.330
کارهای شیطانیشون رو لو بده

27:46.510 --> 27:47.730
چرا اجازه بده شو دائو یین زنده بمونه؟

27:55.270 --> 27:56.140
شو دائو یین خرافاتی بود

27:56.640 --> 27:57.620
"پنجره‌ی "جهت پول

27:57.680 --> 27:58.530
هیچوقت باز نمی‌شد

28:07.620 --> 28:08.780
(محراب زنده)

28:32.880 --> 28:33.900
کی اونجاست؟

28:36.480 --> 28:36.980
در رو بشکنم؟

28:37.160 --> 28:37.770
صبر کن

28:44.400 --> 28:45.180
!یه آهن‌رباست

29:14.030 --> 29:14.700
برادر گو

29:35.270 --> 29:36.660
شکمش پر از کیک‌های طلاییه

29:37.110 --> 29:38.380
حتما پیشکش‌هایی از طرف حامی‌هاست

29:38.830 --> 29:39.860
و دندون‌هاش

29:40.310 --> 29:41.330
نشونه‌های شکستگی دارن

29:42.510 --> 29:43.620
قاتل کیک‌های طلایی رو به زور

29:43.720 --> 29:45.330
توی دهن شو دائو یین گذاشته

29:45.750 --> 29:47.730
اون دندون‌هاش رو قفل کرده و مقاومت کرده

29:48.440 --> 29:49.530
و دندون‌هاش شکسته

29:51.890 --> 29:53.420
احتمالا دست قاتل هم گاز گرفته شده

29:53.920 --> 29:55.250
قفل با آهن‌ربا کنترل می‌شه

29:55.440 --> 29:56.530
وقتی توپ آهن‌ربایی توی شکاف میفته

29:56.550 --> 29:57.490
در باز می‌شه

29:58.110 --> 29:59.940
ولی یه ساختار بالا هم فعال می‌شه

30:00.030 --> 30:01.570
و رشته‌ای که خنجر رو نگه می‌داره می‌بره

30:01.750 --> 30:03.420
با شکم پر از کیک طلایی

30:03.680 --> 30:04.700
زیر سنگینی درد خم شده بود

30:04.830 --> 30:05.900
تنها چیزی که می‌خواسته مرگ سریع بوده

30:06.200 --> 30:07.490
اگه کسی قفل رو باز می‌کرد

30:08.270 --> 30:09.540
همون لحظه که در باز می‌شد

30:09.720 --> 30:11.010
می‌تونست خنجر رو برداره

30:11.160 --> 30:12.050
و خودش رو رها کنه

30:12.510 --> 30:14.180
ولی اگه کسی اونجا پیداش نمی‌کرد

30:14.640 --> 30:15.770
فقط با درد و تورم می‌مرد

30:15.830 --> 30:16.810
عمدا خروجی شمال شرق رو

30:16.830 --> 30:18.330
روی نقشه مخفی کرده بود

30:18.510 --> 30:19.620
باید می‌فهمیدم اون بود

30:20.030 --> 30:20.860
پس، بوی عود

30:20.880 --> 30:22.220
که از روی پارچه‌ی

30:22.240 --> 30:22.980
توی دست بانو یوئه فهمیدی

30:23.000 --> 30:23.770
مال لائو شیائو بود؟

30:24.240 --> 30:25.490
اون چهار نفر رو کشت

30:26.270 --> 30:27.860
پس واقعا به وو مو جین ربط داره

30:30.200 --> 30:31.490
من بچه‌دار نمی‌شدم

30:31.830 --> 30:32.570
شوهرم

30:32.590 --> 30:34.330
اون رو از بیرون آورد خونه

30:36.550 --> 30:37.900
دخترم برام درستش کرده

30:39.030 --> 30:40.050
!همین حالا لائو شیائو رو پیدا کنیم

30:45.350 --> 30:46.570
کسی رو دیدی بره بیرون؟

30:47.070 --> 30:47.810
یه مرد

30:47.830 --> 30:48.860
چهل یا پنجاه ساله

30:49.160 --> 30:49.900
با پوست تیره

30:50.030 --> 30:51.220
با خال مادرزادی سیاه روی شقیقه‌اش؟

30:51.240 --> 30:51.770
آره

30:52.640 --> 30:54.140
نیم ساعت پیش رفت

30:55.310 --> 30:56.530
!بهت گفتم عمارت رو قرنطینه کن

30:56.550 --> 30:57.290
چرا گذاشتی رد بشه؟

30:57.480 --> 30:58.660
اون… سوار اسب شما

30:58.680 --> 30:59.460
بود

30:59.680 --> 31:01.290
گفت به دستور شما بوده

31:01.350 --> 31:02.250
که بره کمک بیاره

31:04.110 --> 31:04.730
معاون مورخ

31:05.160 --> 31:06.980
اسب سریع من صدها مایل در روز می‌ره

31:07.030 --> 31:07.660
توی نیم ساعت

31:07.830 --> 31:08.700
دیگه از شهر چینگ تان

31:08.720 --> 31:09.620
رد شده

31:09.720 --> 31:10.900
که نمی‌شه دنبالش کرد

31:11.070 --> 31:11.620
نگران نباشین

31:12.000 --> 31:13.380
اسب سریعتون رو برمی‌گردونم

31:24.790 --> 31:26.180
لائو شیائو مسیر کوتاه رو با اسب رفت

31:26.310 --> 31:27.140
اگه از راه آبی بریم

31:27.960 --> 31:29.070
واقعا می‌تونیم بهش برسیم؟

31:30.200 --> 31:31.460
باد غربی الان شدیده

31:31.880 --> 31:32.900
ما با جریان آب می‌ریم

31:33.350 --> 31:34.570
و باد هم همراهیمون می‌کنه

31:35.070 --> 31:36.570
فرقی نمی‌کنه اسبت چقدر سریع باشه

31:36.720 --> 31:37.730
نمی‌تونه از ما جلو بزنه

31:43.550 --> 31:45.420
نرمه‌ی انگشت شست چپ لائو شیائو و پشت دستش

31:45.510 --> 31:46.810
جای زخم قدیمی داره

31:47.070 --> 31:47.860
و انگشت وسط راستش

31:47.880 --> 31:49.090
هم زخم طولانی داره

31:49.400 --> 31:50.620
اینا نشونه‌های باقی‌مونده‌

31:50.640 --> 31:51.570
از سال‌ها کار نجاری و اره‌کاریه

31:51.790 --> 31:53.090
قبلا نجار بود

31:53.790 --> 31:54.700
و انگشت‌های شو دائو یین

31:54.960 --> 31:55.940
نرم و لطیفن

31:56.310 --> 31:57.940
اصلا نمی‌تونه ساختار بسازه

31:58.680 --> 31:59.730
لائو شیائو سه سال قبل

31:59.790 --> 32:00.770
اومد به عمارت

32:01.070 --> 32:01.860
قبل از اون

32:01.880 --> 32:02.810
شو دائو یین بعضی وقت‌ها

32:02.830 --> 32:04.090
یه "معجزه‌ی" کوچیک نشون می‌داد

32:04.440 --> 32:05.320
ولی هیچوقت حقه‌ی

32:05.320 --> 32:06.380
گردن زدن رو اجرا نکرد

32:06.830 --> 32:07.810
بعد از اینکه لائو شیائو رسید

32:07.830 --> 32:09.660
قدرت‌های" شو دائو یین یه شبه بهتر شد"

32:10.070 --> 32:11.380
و بی‌دلیل بهش اعتماد کرد

32:11.880 --> 32:13.090
تیان رو حتی دید لائو شیائو

32:13.110 --> 32:14.250
ساختارهای محراب رو تعمیر می‌کنه

32:15.000 --> 32:15.860
چیزی درباره‌ی

32:15.880 --> 32:16.730
گذشته‌ی لائو شیائو فهمیدی؟

32:17.480 --> 32:18.940
به ندرت درباره‌اش حرف می‌زد

32:19.550 --> 32:20.330
همه‌ی چیزی که می‌دونیم اینه که

32:20.350 --> 32:21.460
یه دختر داره که قبلا ازدواج کرده

32:24.480 --> 32:26.330
لی پی یی به پایتخت غربی برنگشت

32:26.790 --> 32:27.980
از یه مسیر فرعی به شهرستان پینگ‌ ان رفت

32:28.590 --> 32:29.490
رفت کی رو ببینه؟

32:30.440 --> 32:31.180
وو سی‌ پینگ

32:32.000 --> 32:34.090
پونزده سال پیش فرمانده‌ی گارد چپ ولیعهد بود

32:35.400 --> 32:36.380
یکی از افراد ولیعهد؟

32:37.640 --> 32:38.570
چی می‌دونه؟

32:39.030 --> 32:39.900
هنوز مطمئن نیستم

32:41.830 --> 32:43.330
پس همه‌اشون رو از بین ببر

32:44.480 --> 32:45.530
...و لی پی یی

32:46.270 --> 32:47.180
...از اونجایی که

32:48.400 --> 32:50.530
به پایتخت غربی برنمی‌گرده

32:51.830 --> 32:53.290
پس مجبور نیست

33:19.440 --> 33:20.290
دختر خوب

33:22.110 --> 33:23.490
بابابزرگ اومده تا ببرتت خونه

33:47.270 --> 33:48.250
!بکشین کنار

33:48.550 --> 33:49.730
!وگرنه همه‌اتون رو با خودم می‌برم

33:51.310 --> 33:52.180
!پدربزرگ

33:59.960 --> 34:00.700
!پدربزرگ

34:00.830 --> 34:01.980
!پدربزرگ، نمیر

34:24.400 --> 34:25.170
ببرینش

34:33.480 --> 34:34.210
...پدربزرگ

34:44.510 --> 34:45.740
من کشتمشون

34:47.760 --> 34:48.690
هر چهارتاشون

34:49.510 --> 34:50.860
حقشون مرگ بود

34:51.760 --> 34:53.530
دخترت مادر واقعی وو مو جین بود؟

34:54.030 --> 34:54.650
آره

34:55.110 --> 34:55.690
...و اون

34:56.480 --> 34:57.980
اونا کشتنش

35:00.670 --> 35:01.900
دخترم شیائو وان

35:02.320 --> 35:03.900
هفت سال پیش

35:03.920 --> 35:05.170
با خاندان سان توی شهرستان چینگ تان وصلت کرد

35:05.800 --> 35:07.490
من برای عمارت‌ها

35:07.800 --> 35:09.210
تونل و ساختار مخفی می‌ساختم

35:09.800 --> 35:11.050
کارهایی که می‌گرفتم

35:11.440 --> 35:13.010
بعضی‌هاش ماه‌ها طول می‌کشید

35:14.000 --> 35:15.210
بعضی‌هاش هم سال‌ها

35:16.590 --> 35:18.300
برای همین کم می‌دیدمش

35:18.760 --> 35:20.460
سه سال پیش که

35:20.510 --> 35:21.530
رفتم چینگ تان ببینمش

35:21.800 --> 35:22.740
از آخرین باری که هم رو دیده بودیم

35:22.760 --> 35:24.300
خیلی گذشته بود -
!سلام، فامیل -

35:26.400 --> 35:26.980
فامیل

35:27.190 --> 35:28.490
چرا... چرا اومدین اینجا؟

35:29.230 --> 35:30.460
کارم زود تموم شد

35:30.800 --> 35:31.940
گفتم بیام ببینمتون

35:33.030 --> 35:34.010
یه هدیه‌ی کوچیکه

35:35.070 --> 35:35.740
قبولش کنین

35:36.280 --> 35:37.130
لطف کردین

35:39.360 --> 35:40.050
وان-آر کجاست؟

35:42.110 --> 35:42.530
...من

35:44.230 --> 35:45.130
...اون... اون

35:45.800 --> 35:46.570
توی حیاط پشتیه

35:47.840 --> 35:48.490
وان-آر؟

35:49.440 --> 35:50.210
وان-آر؟

35:52.800 --> 35:53.340
وان-آر؟

35:53.800 --> 35:54.420
وان-آر؟

35:54.420 --> 35:56.260
(دختر شیائو، شیائو وان)

36:04.550 --> 36:05.090
!فامیل

36:05.120 --> 36:05.820
!فامیل

36:06.000 --> 36:07.210
!ما چاره‌ای نداشتیم

36:07.440 --> 36:08.170
...ما

36:13.510 --> 36:14.300
!وان-آر

36:16.320 --> 36:16.980
...وای

36:21.480 --> 36:22.900
باهاش چیکار کردین؟

36:23.360 --> 36:24.610
!ولش کنین

36:25.630 --> 36:26.340
...پدرزن

36:26.800 --> 36:27.490
...پدرزن

36:28.000 --> 36:28.570
...تو

36:30.190 --> 36:31.460
!فامیل، بذار توضیح بدم

36:31.510 --> 36:32.530
...فامیل، من... اون

36:33.800 --> 36:35.090
!فامیل

36:35.320 --> 36:36.460
!شیائو وان دیوونه شده

36:36.800 --> 36:38.210
!شیائو وان دیوونه شده

36:46.070 --> 36:46.690
وان-آر؟

36:47.840 --> 36:48.530
وان-آر؟

36:56.840 --> 36:57.690
!منم

37:05.550 --> 37:06.530
می‌گفتن

37:07.230 --> 37:08.900
وان-آر ضعیف بوده

37:09.760 --> 37:11.650
و هی سقط می‌کرده

37:12.920 --> 37:14.010
کم کم

37:15.400 --> 37:17.380
عقلش رو از دست داده

37:18.320 --> 37:19.340
همه‌اش می‌گفته

37:19.670 --> 37:21.340
یه بچه داره

37:21.840 --> 37:23.650
اولش اهمیت نمی‌دادن

37:24.320 --> 37:25.780
تا اینکه یه روز

37:26.510 --> 37:28.050
وان-آر از خونه فرار کرد

37:28.440 --> 37:29.820
رفت توی خونه یه خاندان ثروتمند

37:29.840 --> 37:31.740
توی شهرستان کناری

37:31.800 --> 37:33.420
و خواسته بچه‌اشون رو برداره

37:35.110 --> 37:35.980
آخرش

37:37.510 --> 37:38.780
به مقامات تحویلش دادن

37:40.630 --> 37:41.610
...ما

37:42.360 --> 37:44.010
التماس و اصرار کردیم

37:44.110 --> 37:45.570
بالاخره راضیش کردیم برگرده

37:45.880 --> 37:46.490
...اما

37:46.580 --> 37:48.650
چند روز بعد دوباره فرار کرد

37:49.550 --> 37:51.380
این بار کتک خورد

37:51.900 --> 37:54.860
ما برش می‌گردوندیم و اون دوباره فرار می‌کرد

37:55.190 --> 37:56.820
این ماجرا هی تکرار شد

37:57.440 --> 37:58.300
و حالش

37:58.670 --> 38:00.130
بدتر و بدتر شد

38:00.800 --> 38:01.780
بردیمش پیش طبیب

38:01.800 --> 38:02.860
دارو دادیم

38:03.110 --> 38:04.210
فایده نداشت

38:04.840 --> 38:06.900
برای اینکه دردسر درست نکنه
و دوباره کتک نخوره

38:07.150 --> 38:07.900
مجبور شدیم

38:08.510 --> 38:09.780
حبسش کنیم

38:10.190 --> 38:11.130
درسته

38:11.150 --> 38:12.900
ما چاره‌ای نداشتیم

38:15.920 --> 38:17.380
دیگه نمی‌تونستم وان-آر رو

38:17.920 --> 38:19.210
پیش خاندان سان بذارم

38:20.150 --> 38:22.010
می‌خواستم ببرمش خونه

38:25.280 --> 38:25.820
بیا

38:27.400 --> 38:27.940
بیا

38:28.630 --> 38:29.340
مواظب باش

38:33.800 --> 38:34.490
محکم بشین

38:40.840 --> 38:43.210
اما وقتی از شهرستان پینگ ان رد می‌شدیم

38:44.400 --> 38:46.210
وان-آر از گاری پرید پایین و فرار کرد

38:55.070 --> 38:55.690
وان-آر؟

38:56.510 --> 38:57.300
وان-آر؟

39:05.030 --> 39:05.610
!وان-آر

39:06.030 --> 39:06.740
!وان-آر

39:07.000 --> 39:07.570
!وان-آر

39:07.630 --> 39:08.980
بیخیال، بسه دیگه

39:09.000 --> 39:09.340
بیا بریم خونه

39:09.360 --> 39:10.200
!بچه‌ام

39:10.370 --> 39:12.650
...بچه‌ام اونجاست -
!هیچ بچه‌ای اینجا نیست -

39:12.670 --> 39:14.050
!این خونه‌ی یه نفر دیگه‌ست

39:14.550 --> 39:15.490
!این خونه‌ی یکی دیگه‌ست

39:15.760 --> 39:16.380
!بیا بریم

39:22.590 --> 39:23.260
...اینجا

39:37.880 --> 39:39.260
...بچه‌ام

39:41.550 --> 39:43.130
من دیوونه نیستم

39:43.800 --> 39:44.690
...پدر

39:45.800 --> 39:47.260
<i>اون بچه شبیه وان-آر بود</i>

39:47.280 --> 39:48.820
من دیوونه نیستم

39:49.840 --> 39:51.170
<i>مجبور شدم باور کنم</i>

39:51.920 --> 39:53.820
<i>وان-آر راست می‌گه</i>

39:54.710 --> 39:56.170
<i>...اما قبل اینکه بپرسم</i>

39:56.710 --> 39:57.300
...هی

39:59.840 --> 40:00.740
!دور شو

40:01.440 --> 40:02.830
!این بچه‌ی منه

40:02.830 --> 40:03.370
...وان-آر

40:03.990 --> 40:04.740
!هی

40:05.000 --> 40:06.130
داری چیکار می‌کنی؟

40:07.000 --> 40:07.820
ارباب جوان، حالتون خوبه؟

40:09.510 --> 40:10.170
نترس

40:15.250 --> 40:17.220
عزیزم، نترس

40:23.110 --> 40:23.820
مو جین

40:25.480 --> 40:26.570
بگو ببینم

40:28.030 --> 40:29.740
این زن رو می‌شناسی؟

40:31.710 --> 40:32.380
!حرف بزن

40:39.880 --> 40:40.530
!نه

40:44.800 --> 40:46.300
!اون بچه‌ی من نیست

40:48.190 --> 40:49.300
...اون بچه‌ی من نیست

40:55.110 --> 40:55.650
...من

40:56.190 --> 40:57.170
بچه‌ای ندارم

40:58.480 --> 40:59.300
!وان-آر

41:01.760 --> 41:02.420
!وان-آر

41:03.030 --> 41:03.820
!وان-آر

41:05.480 --> 41:06.260
!وان-آر

41:19.920 --> 41:20.860
!وان-آر

41:24.400 --> 41:25.380
!وان-آر

41:27.110 --> 41:28.050
من شنا بلد نیستم

41:28.070 --> 41:28.650
!وان-آر

41:29.110 --> 41:30.250
نتونستم نجاتش بدم

41:30.670 --> 41:31.460
!وان-آر

41:31.460 --> 41:32.860
فقط وایساده بودم

41:32.880 --> 41:33.690
...نگاهش می‌کردم

41:34.400 --> 41:36.210
می‌دیدم کم‌ کم داره فرو می‌ره

41:39.630 --> 41:41.170
شما اون حس رو نمی‌فهمین

41:43.070 --> 41:44.900
اینکه تنها آدم زندگیت

41:44.920 --> 41:46.900
جلوی چشمت بمیره و

41:46.920 --> 41:48.130
تو

41:48.150 --> 41:50.490
...هیچ کاری از دستت برنیاد

41:54.550 --> 41:55.210
پس

41:55.960 --> 41:57.210
تصمیم گرفتی انتقام شیائو وان رو بگیری

41:58.510 --> 41:59.300
آره

41:59.760 --> 42:01.090
ولی پیدا کردن جناب شو

42:01.230 --> 42:01.980
اصلا آسون نبود

42:02.510 --> 42:03.530
یکی خودش اومد سراغت

42:06.400 --> 42:07.380
راستش رو بگو

42:09.510 --> 42:11.420
اطراف عمارت وو پرس ‌و جو کردم

42:12.880 --> 42:15.260
وو مو جین پسر نامشروع

42:15.280 --> 42:16.900
وو سی ‌پینگ بود

42:18.000 --> 42:19.260
ولی خاندان سون گفتن

42:20.280 --> 42:22.090
وان-آر هیچوقت بچه نداشته

42:23.110 --> 42:24.420
خاندان سون دروغ گفتن

42:26.320 --> 42:27.130
آره

42:30.190 --> 42:32.130
شب قبل از اینکه وان-آر رو خاک کنم

42:33.070 --> 42:34.460
یه زن اومد سراغم

42:36.190 --> 42:38.050
گفت وان-آر رو می‌شناسه و

42:39.000 --> 42:40.530
می‌دونه چی بهش گذشته

42:44.510 --> 42:45.780
اون موقع فهمیدم که

42:46.280 --> 42:48.130
چند وقت بعد از اینکه وان-آر ازدواج کرد

42:48.550 --> 42:49.690
شوهرش

42:49.800 --> 42:51.460
ارباب سون رن‌ یی، سخت مریض شد

42:52.190 --> 42:52.940
طبیب

42:53.590 --> 42:54.650
...حال پسرم

42:56.710 --> 42:58.650
داروها خیلی گرونن

42:58.670 --> 42:59.900
خاندان سون پولش رو ندارن

43:02.320 --> 43:03.090
رن‌ یی؟

43:04.000 --> 43:04.900
رن ‌یی؟

43:05.320 --> 43:06.380
...رن ‌یی

43:08.030 --> 43:09.820
بانو سون شنیده بود که

43:10.360 --> 43:12.490
(نسخه)
شو دائو یین آدم بخشنده‌ایه

43:13.590 --> 43:15.570
برای همین وان-آر رو برد دعا کنه

43:16.150 --> 43:17.610
جاودانه، به ما رحم کن

43:21.150 --> 43:22.260
نگران نباش

43:22.800 --> 43:24.860
جاودانه حتما به ما رحم می‌کنه

43:26.030 --> 43:27.650
اون دختره چشه

43:28.070 --> 43:28.690
گزارش

43:29.280 --> 43:30.010
اون دختر

43:30.150 --> 43:31.900
شوهرش سخت مریضه، پول درمان نداره

43:32.360 --> 43:33.460
اومده از جناب شو کمک بخواد

43:33.670 --> 43:35.380
یه ماهه هر روز میاد

43:35.760 --> 43:36.860
اونی که کنارشه هم مادرشه؟

43:37.630 --> 43:38.820
نه، مادرشوهرشه

43:41.590 --> 43:42.820
بهش بگین می‌تونه چند روزی توی عمارت بمونه

43:42.840 --> 43:43.980
سختی بکشه و ثواب جمع کنه

43:44.280 --> 43:44.900
بعدش

43:45.360 --> 43:46.570
تنهایی بیاد پیش من

43:48.430 --> 44:03.430
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ snowman ✧ luna ✧ سارا ✧ nina ✧ Silvia ✧
✧ ادیت: heaven ✧

44:08.180 --> 44:14.500
♪از یه ایوان دور دارم به ماه نگاه می‌کنم♪

44:15.020 --> 44:21.660
♪رویاها زیر بار شک و تردید له شدن♪

44:22.180 --> 44:29.180
♪ظلم و بی‌عدالتی هنوز سر جای خودشونن♪

44:29.660 --> 44:35.940
♪و من فقط باعث ایجاد گرد و خاک می‌شم♪

44:37.700 --> 44:41.340
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

44:41.660 --> 44:45.260
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

44:45.340 --> 44:49.300
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

44:49.580 --> 44:53.060
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

44:54.700 --> 44:58.340
♪این مسیر من رو به حقیقت دفن‌شده می‌رسونه♪

44:58.620 --> 45:01.740
♪و به دنبال انعکاس ماه به عمق آب‌ها می‌زنم♪

45:02.020 --> 45:05.540
♪قسم می‌خورم دنیای آروم رو برمی‌گردونم♪

45:05.860 --> 45:09.060
♪و هر بدی‌ای رو از بین می‌برم♪

45:09.180 --> 45:12.820
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

45:13.060 --> 45:16.220
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

45:16.700 --> 45:20.020
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

45:20.180 --> 45:24.580
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

45:25.060 --> 45:28.620
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

45:28.980 --> 45:32.540
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

45:32.660 --> 45:37.100
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

45:37.380 --> 45:40.900
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

45:42.100 --> 45:45.860
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

45:46.140 --> 45:49.220
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

45:49.700 --> 45:53.060
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

45:53.340 --> 45:56.580
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

45:56.660 --> 46:00.020
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

46:00.340 --> 46:03.780
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

46:04.020 --> 46:13.100
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪
