WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: heaven ✧ Lavender ✧ faji ✧ Mehrbanoo ✧ SEVDA ✧ Loak ✧
✧ ادیت: heaven ✧

00:11.340 --> 00:15.540
دل آدم پر از نقشه‌های کثیفه♪
♪توی لجن گیر کرده

00:15.620 --> 00:20.020
♪توی دفتر قاضی، حساب‌ و کتاب‌ها صاف می‌شه♪

00:20.100 --> 00:24.380
چهره‌ی آدمیزاد رو کنار عمل وحشیانه‌اش بذار♪
♪بدهی بی‌عدالتی‌ها رو بشمار

00:24.460 --> 00:28.740
توی تاریکی راه می‌ره♪
♪التماس یه ذره نور ماه رو می‌کنه

00:28.820 --> 00:33.140
بیچاره‌ها زجر می‌کشن♪
♪ولی زورمندها احترام می‌گیرن

00:33.220 --> 00:37.460
یه تار مو رو بکشی♪
♪بوی گناه تا مغز استخون می‌زنه

00:37.540 --> 00:41.820
حرومزاده‌ها سند دارن♪
♪ولی دروغ‌های شبح‌وار رو نمی‌شه گرفت

00:41.860 --> 00:46.180
به درونت نگاه کنی، جوابی نیست♪
♪از آسمون طلب رحم کن

00:46.220 --> 00:48.300
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

00:48.300 --> 00:50.420
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

00:50.460 --> 00:52.580
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

00:52.580 --> 00:54.820
♪مجازات دنبالت میاد♪

00:54.900 --> 00:56.940
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

00:56.940 --> 00:59.180
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

00:59.260 --> 01:01.380
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:01.380 --> 01:03.740
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:07.940 --> 01:09.980
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

01:09.980 --> 01:12.140
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

01:12.180 --> 01:14.260
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

01:14.260 --> 01:16.540
♪مجازات دنبالت میاد♪

01:16.580 --> 01:18.620
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

01:18.620 --> 01:20.900
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

01:20.980 --> 01:23.100
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:23.100 --> 01:24.260
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:27.480 --> 01:29.980
╔═══❀•°❀°•❀═══╗
افشای نسیم یشم
╚═══❀•°❀°•❀═══╝


01:30.300 --> 01:32.980
═══❀•°قسمت هفدهم°•❀═══

01:40.640 --> 01:41.390
شیا شی سان

01:41.800 --> 01:43.640
شاهدخت و معاون مورخ اومدن دنبالت

01:50.440 --> 01:51.520
درود، بانوی من

01:52.110 --> 01:52.880
و معاون مورخ

01:57.160 --> 01:58.270
اومدیم بپرسیم

01:58.910 --> 02:00.390
چرا هوانگ فو تونگ رو کشتی

02:02.750 --> 02:03.960
هوانگ فو تونگ کیه؟

02:04.830 --> 02:06.000
چرا باید بکشمش؟

02:06.310 --> 02:07.750
به بهونه‌ی آوردن گیاهان دارویی

02:08.040 --> 02:09.520
گاریت رو وسط حیاط گذاشتی

02:09.760 --> 02:10.990
تا هوانگ فو تونگ مجبور شه از کنارش رد بشه

02:11.390 --> 02:12.760
بعد طناب رو کشیدی

02:13.110 --> 02:14.480
و سنگ آسیاب رو از پشت‌بوم انداختی پایین

02:14.550 --> 02:15.550
و لهش کردی

02:17.670 --> 02:18.870
متوجه نمی‌شم

02:19.270 --> 02:20.200
که منظورتون چیه، معاون مورخ

02:20.390 --> 02:22.240
...من -
پس من ساده‌ترش می‌کنم -

02:23.040 --> 02:24.150
چرا گاریت رو

02:24.150 --> 02:25.150
جلوی درمانگاه گذاشته بودی؟

02:25.360 --> 02:26.240
مگه راه رو بند نمیاورد؟

02:27.430 --> 02:28.320
آشپزخونه‌ی سلطنتی

02:28.800 --> 02:29.600
این اواخر برای بخارپز کردن

02:29.600 --> 02:30.850
به گیاه دارویی زیادی نیاز داشته

02:31.270 --> 02:31.830
برای همین

02:31.870 --> 02:33.360
گاری رو کنار در گذاشتم

02:33.360 --> 02:34.390
که راحت‌تر

02:34.520 --> 02:35.430
کیسه‌های گیاهان دارویی رو جابه‌جا کنم

02:35.670 --> 02:36.600
ناظرهای دیوان طبابت هم

02:36.600 --> 02:37.480
موافقت کرده بودن

02:38.430 --> 02:39.080
اما

02:40.000 --> 02:41.360
حالا که شاهدخت اینطور گفتن

02:41.750 --> 02:43.680
دیگه دفعه‌ی بعد این کار رو نمی‌کنم

02:44.910 --> 02:46.800
کسی که می‌خواستی بمیره، دیگه مرده

02:47.000 --> 02:47.560
معلومه که دیگه

02:47.560 --> 02:48.470
لازم نیست تکرارش کنی

02:49.120 --> 02:50.120
من هیچ دشمنی‌ای

02:50.120 --> 02:50.870
با ناظر هوانگ نداشتم

02:51.150 --> 02:52.280
!من واقعا نکشتمش

02:55.280 --> 02:56.190
اهل کجایی؟

02:57.030 --> 02:57.630
...من

02:58.750 --> 02:59.400
من

03:01.310 --> 03:02.430
اهل منگ جو

03:03.310 --> 03:04.150
نزدیک پایتخت شرقی‌ام

03:04.470 --> 03:06.080
با پی یو از دیوان طبابت

03:06.710 --> 03:07.360
صمیمی هستی؟

03:11.800 --> 03:12.680
فقط چند کلمه‌ای

03:12.680 --> 03:13.520
با شاگرد داروسازها حرف زدم

03:14.800 --> 03:16.400
هیچکدوم از ناظر‌ها رو نمی‌شناسم

03:22.240 --> 03:23.150
چیز

03:23.520 --> 03:24.120
مشکوکی هم

03:24.120 --> 03:25.190
ندیدم

03:25.710 --> 03:26.910
اگه چیزی می‌دونستم

03:28.520 --> 03:30.030
حتما بدون معطلی می‌گفتم

03:44.680 --> 03:46.150
تموم این مدت کاملا خونسرد بود

03:46.520 --> 03:47.430
و هیچی لو نداد

03:47.520 --> 03:48.630
همین بیشتر مشکوکش می‌کنه

03:49.030 --> 03:49.590
متوجه‌ی گوشت

03:49.590 --> 03:50.590
روی تخته‌ی برش شدی؟

03:51.280 --> 03:52.120
مهارت کار با چاقوش

03:52.240 --> 03:53.030
دقیق و قوی بود

03:53.520 --> 03:55.080
برش‌ها تمیز بودن، حتی
یه تیکه‌ی اضافه هم نمونده بود

03:55.520 --> 03:56.400
گوشت

03:56.430 --> 03:57.800
بی‌نقص تمیز شده بود

03:58.960 --> 04:00.560
بیشتر کارکنان آشپزخونه‌ی سلطنتی

04:00.590 --> 04:01.590
هر چقدر هم دقیق باشن

04:01.710 --> 04:03.520
بالاخره لکه‌ی آب یا چربی

04:03.680 --> 04:05.560
روی آستین، آرنج یا لباسشون دیده می‌شه

04:06.590 --> 04:07.560
اما با اون همه

04:07.560 --> 04:08.680
خرد کردن و شستن

04:08.910 --> 04:09.960
لباسش کاملا تمیز بود

04:10.190 --> 04:11.150
و خیلی هم وسواسی بود

04:12.240 --> 04:13.680
شیا شی سان مظنون اصلیه

04:14.360 --> 04:15.150
اما فعلا

04:15.190 --> 04:16.600
مدرک مستقیمی نداریم

04:17.390 --> 04:18.720
دیوان طبابت خیلی شلوغه

04:18.830 --> 04:20.040
آدم‌ها مدام رفت ‌و آمد می‌کنن

04:20.160 --> 04:21.310
هیچکس

04:21.360 --> 04:22.870
حواسش به پشت‌بوم نبوده

04:23.270 --> 04:24.310
و احتمالا

04:24.630 --> 04:25.360
تا الان

04:25.360 --> 04:26.240
طناب کنفی رو از بین برده

04:49.310 --> 04:49.800
چی شده؟

04:50.560 --> 04:51.040
نگاه کن

04:56.430 --> 04:56.920
چطور...؟

05:08.800 --> 05:09.950
چرا یکی باید

05:10.000 --> 05:11.120
جسد یه مرده رو بشکافه؟

05:26.430 --> 05:27.950
این میز بانو پیه

05:35.430 --> 05:36.800
مگه بیرون سردخونه نگهبان نبود؟

05:37.360 --> 05:38.680
اینجا توی دورافتاده‌ترین گوشه

05:38.720 --> 05:39.920
از اقامتگاه خدمتکارهای درباره

05:40.120 --> 05:41.560
تقریبا هیچکس به اینجا نمیاد

05:41.830 --> 05:43.360
تازه، فقط جسد اینجاست

05:43.920 --> 05:44.750
برای همین

05:45.040 --> 05:45.680
هیچکس نمی‌دونه

05:45.720 --> 05:46.800
اینجا چه اتفاقی افتاده

05:50.680 --> 05:51.920
برگ‌های ریخته‌ی اطراف

05:52.000 --> 05:53.070
ردپاها رو نامشخص کرده

05:54.680 --> 05:56.000
برش خیلی صافه

05:56.120 --> 05:57.270
با چاقو انجام شده

05:57.600 --> 05:58.560
همه‌ی اندام‌ها سالمن

05:58.720 --> 05:59.870
برای همین کار حیوانات وحشی نبوده

06:01.390 --> 06:02.600
پس حتما کار یه انسانه

06:03.240 --> 06:04.310
مثله کردن جسد جرم سنگینیه

06:04.480 --> 06:05.360
چرا یکی باید این کار رو بکنه؟

06:06.000 --> 06:07.000
شاید از روی خشم بوده

06:07.310 --> 06:09.430
یا شاید برای ترسوندن بقیه بوده

06:10.190 --> 06:11.480
نگهبان‌های بیشتری بذارین

06:11.600 --> 06:12.430
جسد رو منتقل کنین

06:12.430 --> 06:13.310
و هر چی سریع‌تر بسوزونینش

06:13.390 --> 06:14.600
زیاد اینجا نگهش ندارین

06:15.040 --> 06:15.750
اطاعت

06:25.920 --> 06:26.680
بانوی من

06:27.480 --> 06:28.240
هنوز بیدارین؟

06:29.000 --> 06:29.920
یه کشف جدید کردم

06:37.630 --> 06:38.950
چی پیدا کردی، برادر شیائو؟

06:39.240 --> 06:40.160
هنوز

06:40.160 --> 06:41.390
درگیر ماجرای بانو پی هستی؟

06:42.870 --> 06:44.310
بانو پی آدم صادق و درستیه

06:45.000 --> 06:46.160
تا حالا توی هیچکدوم

06:46.160 --> 06:47.000
از حرف‌هاش دروغ نگفته

06:47.680 --> 06:48.870
اما هنوز نمی‌تونم از لیست مظنون‌ها حذفش کنم

06:49.390 --> 06:50.800
اون آدم رک و ساده‌ایه

06:51.310 --> 06:52.310
و تمام وجودش رو وقف طبابت

06:52.360 --> 06:53.310
و درمان مردم کرده

06:53.720 --> 06:55.830
شما باهاش احساس نزدیکی می‌کنین

06:56.310 --> 06:57.720
برای همین نمی‌خواین بهش شک کنین

06:59.390 --> 07:00.950
چرا منو کشوندی اینجا؟

07:01.800 --> 07:03.600
مدرکی داری که بی‌گناهه؟

07:04.310 --> 07:05.070
به آسمون نگاه کنین، بانوی من

07:09.680 --> 07:10.870
این هم‌نشینی ماه و زهره‌ست

07:15.600 --> 07:17.240
نکنه می‌خوای بگی

07:17.430 --> 07:18.510
نشونه‌ی خوش‌یمنیه؟

07:21.070 --> 07:22.830
بانوی من، واقعا آدم رمانتیکی نیستین

07:25.120 --> 07:26.310
نه، نیستم

07:27.190 --> 07:28.480
نظر تو چیه، برادر شیائو؟

07:29.950 --> 07:30.920
هم‌نشینی ماه و زهره

07:31.160 --> 07:32.830
خیلی کم پیش میاد

07:33.360 --> 07:35.070
شاید به نشونه‌ها باور نداشته باشین

07:35.560 --> 07:36.750
اما دیدنش امشب

07:37.120 --> 07:38.360
یه خوش‌شانسیه

07:40.040 --> 07:41.310
پس واقعا اومدی

07:41.310 --> 07:42.070
تا حال منو بهتر کنی

07:43.270 --> 07:44.720
نیومدم دلداریتون بدم

07:45.190 --> 07:46.160
مثل همیشه

07:46.160 --> 07:47.190
خودتون قضاوت می‌کنین

07:47.680 --> 07:48.630
اما این

07:49.120 --> 07:49.800
منظره‌ی

07:50.160 --> 07:50.870
نادر

07:51.360 --> 07:51.950
و زیباییه

07:51.950 --> 07:52.950
فقط امیدوارم

07:53.160 --> 07:54.360
یه کم حالتون رو بهتر کنه

07:59.190 --> 08:00.680
و این هم‌نشینی

08:00.920 --> 08:01.800
دقیقا یعنی چی؟

08:02.480 --> 08:04.040
نماد هماهنگی

08:04.160 --> 08:05.120
آرامش

08:07.390 --> 08:08.430
و اتفاقات خوب توی راهه

08:13.560 --> 08:14.720
پس آخرش حق با من بود

08:16.190 --> 08:17.270
اگه باور ندارین

08:17.480 --> 08:18.480
پس چرا پرسیدین؟

08:21.160 --> 08:22.600
فقط برای امشب، باورش می‌کنم

08:27.510 --> 08:28.870
با این حال، توی این آسمون وسیع

08:29.310 --> 08:31.000
با وجود فقط یه ستاره کنارش

08:31.830 --> 08:32.870
ماه بازم تنها به نظر میاد

08:36.480 --> 08:37.390
چطور می‌تونه

08:38.270 --> 08:39.390
وقتی همراه داره، تنها باشه؟

08:44.240 --> 08:44.870
درسته

08:45.670 --> 08:47.670
بیشتر شب‌ها آسمون پر از ستاره‌ست

08:49.120 --> 08:50.960
اما حالا، توی این سکوت نادر

08:51.670 --> 08:52.510
ما اینجاییم

08:52.510 --> 08:53.790
و آرامششون رو به هم زدیم

08:54.240 --> 08:55.960
"منظره‌ی زیبا رو نباید هدر داد"

08:56.440 --> 08:57.150
ما آرامششون رو

08:57.150 --> 08:58.000
به ‌هم نزدیم

08:58.510 --> 09:00.080
ما داریم توش شریک می‌شیم

09:18.080 --> 09:18.720
بانوی من

09:18.790 --> 09:19.550
بررسی کردم

09:19.840 --> 09:20.960
که شیا شی سان

09:21.000 --> 09:22.480
در ظاهر فروتن و مطیعه

09:22.600 --> 09:24.360
اما همیشه یه فاصله‌ای نگه می‌داره

09:24.510 --> 09:25.270
هیچکس

09:25.270 --> 09:26.320
توی آشپزخونه بهش نزدیک نیست

09:26.720 --> 09:28.270
یه چیز عجیب هم بود

09:28.630 --> 09:30.030
می‌گه اهل منگ جوئه

09:30.360 --> 09:30.750
اما یه بار

09:30.750 --> 09:32.030
اتفاقی لو داده که در واقع

09:32.240 --> 09:33.600
اهل وان جوئه

09:34.150 --> 09:35.440
با اینکه ظاهرش آرومه

09:35.440 --> 09:36.080
و شبیه بچه درس‌خون‌هاست

09:36.320 --> 09:37.790
همه می‌گن

09:37.790 --> 09:38.870
قدرتش غیرعادی زیاده

09:39.120 --> 09:40.840
و توی خرد کردن استخون‌ها
و تیکه کردن گوشت حسابی حرفه‌ایه

09:41.270 --> 09:41.790
رئیس

09:42.270 --> 09:43.320
می‌خواین نامه‌ای برای بازپرس گو بفرستم

09:43.360 --> 09:44.360
که توی وان جو تحقیق کنه؟

09:46.030 --> 09:46.630
آره

09:47.080 --> 09:49.000
بهش بگو یه سر به وان جو بزنه

09:49.550 --> 09:50.910
علاوه بر شیا شی سان

09:51.150 --> 09:52.030
راجع به پی یو هم تحقیق کنه

09:52.720 --> 09:53.870
پی یو هم اهل وان جوئه؟

09:54.260 --> 09:58.380
(تالار نیکوکاری)

10:03.270 --> 10:04.150
پی یو؟

10:06.670 --> 10:08.150
اون شاگردیه

10:08.150 --> 10:09.600
!که به شدت بهش افتخار می‌کنم

10:10.030 --> 10:10.670
شنیدم

10:10.670 --> 10:12.120
پی یو رو طبیب سلطنتی سونگ

10:12.270 --> 10:13.320
به قصر برده؟

10:13.720 --> 10:14.390
بله

10:16.390 --> 10:17.390
طبیب سونگ

10:17.390 --> 10:19.360
بین مردم عادی دنبال استعداد طبابت می‌گشت

10:20.080 --> 10:22.030
اون بچه فقط با یه نسخه‌
جوری تحت تأثیرش قرارش داد

10:22.030 --> 10:23.440
که انتخابش کرد

10:23.630 --> 10:24.670
و بردش قصر

10:24.720 --> 10:26.750
!واقعا مایه‌ی افتخارمونه

10:27.030 --> 10:28.390
طبیب پی توی دیوان طبابت سلطنتی هم

10:28.480 --> 10:29.320
خیلی مورد احترامه

10:30.000 --> 10:31.870
اون بچه فوق‌العاده با استعداد

10:32.670 --> 10:34.240
و توی درمان جسور بود

10:34.670 --> 10:35.360
حتی داروها رو

10:35.870 --> 10:37.270
اول روی خودش امتحان می‌کرد
تا اثرشون رو ببینه

10:39.480 --> 10:40.150
البته

10:41.240 --> 10:42.960
ما حتی

10:43.550 --> 10:44.550
یه پرتره ازش کشیدیم

10:44.750 --> 10:45.510
اونجاست

10:46.440 --> 10:48.000
به خاطر اون بود که

10:48.390 --> 10:49.720
طبیب‌ها از همه جا

10:49.910 --> 10:51.510
برای شاگرد گرفتن

10:51.510 --> 10:52.550
اومدن اینجا

10:53.120 --> 10:55.270
و محقق‌ها و خاندان‌های اشراف‌زاده

10:55.320 --> 10:57.080
کمک مالی کردن

10:57.600 --> 11:00.000
تا ما بتونیم به یتیم‌ها آموزش بدیم

11:01.030 --> 11:02.240
از نظر کار خیر

11:03.030 --> 11:04.790
واقعا بی‌نظیره

11:06.510 --> 11:07.000
...اون

11:07.510 --> 11:08.390
اون پی یوئه؟

11:08.910 --> 11:09.510
بله

11:10.720 --> 11:12.670
ولی اینکه مشخصه یه پسره

11:14.120 --> 11:15.440
معلومه

11:16.000 --> 11:16.960
تالار نیکوکاری

11:16.960 --> 11:18.150
شاگرد زن قبول نمی‌کنه

11:23.030 --> 11:23.750
هیچوقت

11:23.870 --> 11:25.000
دختری هم‌سن پی یو نبود

11:25.000 --> 11:25.750
که باهاش صمیمی باشه؟

11:29.670 --> 11:31.360
در واقع، بله بود

11:32.840 --> 11:33.670
پی یو

11:34.360 --> 11:35.320
خودت می‌دونی

11:35.600 --> 11:36.600
ما اینجا

11:36.600 --> 11:38.000
دخترها رو قبول نمی‌کنیم

11:38.720 --> 11:39.870
ولی اون هیچ کسی رو نداره

11:40.150 --> 11:41.240
نه پدر و مادری داره

11:41.440 --> 11:42.320
نه خونه‌ای

11:42.510 --> 11:43.550
طبابت یعنی نجات جون انسان‌ها

11:43.670 --> 11:45.480
دختر یا پسر بودنش چه فرقی داره؟

11:47.120 --> 11:48.320
خواهش می‌کنم اجازه بدین بمونه، سرپرست

11:50.510 --> 11:52.320
همه‌ی شاگردهامون پسرن

11:52.600 --> 11:54.150
واقعا درست نیست

11:54.270 --> 11:56.360
که یه دختر اینجا بمونه

11:59.510 --> 12:01.200
فعلا یه لباس مناسب برات پیدا می‌کنم

12:15.870 --> 12:16.550
کجا رفت؟

12:20.360 --> 12:21.200
بیا اینجا

12:23.000 --> 12:24.750
با این چای درست کنین و بخورین
سرفه‌اتون خوب می‌شه

12:35.630 --> 12:36.360
خب، پس

12:37.240 --> 12:38.390
از اونجایی که پی یو اصرار داره

12:38.870 --> 12:39.600
می‌تونی بمونی

12:41.000 --> 12:41.910
پی یو

12:42.550 --> 12:43.270
یه اتاق براش آماده کن

12:43.270 --> 12:44.480
تا بتونه لباس‌هاش رو عوض کنه

12:45.080 --> 12:45.720
چشم

12:47.510 --> 12:48.150
باهام بیا

13:20.670 --> 13:21.750
!هیولا -
!هیولا -

13:21.910 --> 13:22.870
!ازمون دور شو

13:23.000 --> 13:25.550
!هیولا -
!هیولا -

13:25.840 --> 13:27.080
!همه ساکت باشین

13:27.120 --> 13:28.030
چی شده؟

13:28.150 --> 13:29.200
!نگاه کنین

13:40.240 --> 13:41.360
اون این کار رو

13:42.480 --> 13:43.630
اونم توی اون سن کم کرده؟

13:44.080 --> 13:44.630
بله

13:45.630 --> 13:47.360
اگه راه دیگه‌ای بود

13:47.360 --> 13:48.630
نگهش می‌داشتم

13:49.360 --> 13:50.440
بالاخره، برای یه دختر

13:50.440 --> 13:51.440
تنهایی زنده موندن سخته

13:52.150 --> 13:52.790
اما

13:53.480 --> 13:55.120
رفتارش خیلی افراطی بود

13:55.440 --> 13:57.080
کم حرف می‌زد

13:57.750 --> 14:00.000
ولی اغلب بچه‌های دیگه رو می‌ترسوند

14:00.670 --> 14:01.840
سعی کردم ادبش کنم

14:01.870 --> 14:03.000
ولی اصلا گوش نمی‌داد

14:03.320 --> 14:04.600
اما اگه می‌فرستادینش بره

14:05.390 --> 14:07.320
احتمالا هیچ شانسی برای زنده موندن نداشته

14:07.870 --> 14:09.870
من بیرونش نکردم

14:10.320 --> 14:11.240
خودش

14:11.240 --> 14:12.440
رفت

14:12.910 --> 14:14.840
رفت بالای کوه پشت تالار

14:16.080 --> 14:17.270
و با هیچکس به جز پی یو

14:17.910 --> 14:19.510
حرف نمی‌زد

14:20.080 --> 14:21.510
پی یو هم

14:21.510 --> 14:22.840
یواشکی ازش مراقبت می‌کرد

14:23.440 --> 14:24.960
تا همون سالی که

14:25.270 --> 14:27.320
که طبیب سونگ که اون موقع
دستیار طبیب سلطنتی بود

14:28.000 --> 14:29.120
اون رو به عنوان

14:29.150 --> 14:30.600
شاگرد خودش انتخاب کرد

14:31.440 --> 14:33.790
(ریشه‌ی پیکروریزا)
این ریشه‌ی پیکروریزاست

14:33.870 --> 14:34.870
ریشه‌ی پیکروریزا

14:36.150 --> 14:36.960
...این

14:37.940 --> 14:38.490
بفرمایین، سرپرست

14:47.030 --> 14:48.510
باز رفتی اون دختره رو ببینی؟

14:50.910 --> 14:52.480
چرا انقدر به یه هیولا

14:52.480 --> 14:53.510
اهمیت می‌دی؟

14:55.550 --> 14:56.200
آ-سو

14:57.200 --> 14:58.550
برو یه کم بیرون بازی کن

15:04.120 --> 15:05.360
از تالار چندتا وسیله

15:05.670 --> 15:06.550
بردار

15:07.240 --> 15:09.030
و بهش غذا و لباس برسون

15:10.480 --> 15:11.200
ممنونم، سرپرست

15:12.320 --> 15:12.960
پی یو

15:13.510 --> 15:15.870
طبیب سونگ تصمیم گرفته ببرت قصر

15:16.390 --> 15:17.750
زود وسایلت رو جمع کن

15:23.200 --> 15:24.030
نکنه

15:24.670 --> 15:26.440
دلت نمی‌خواد از اینجا بری؟

15:26.910 --> 15:28.270
یا نکنه نگران اون دختره‌ای؟

15:30.240 --> 15:30.960
می‌خوام برم قصر

15:31.670 --> 15:32.600
تا طبابت بیشتری یاد بگیرم

15:32.910 --> 15:33.720
و آدم‌های بیشتری رو نجات بدم

15:35.030 --> 15:36.150
پس بعدش

15:37.320 --> 15:38.550
با طبیب سونگ به قصر رفت؟

15:39.440 --> 15:40.200
اون دختر چی شد؟

15:41.000 --> 15:42.510
بعد از اینکه پی یو رفت

15:43.120 --> 15:44.120
دیگه

15:44.120 --> 15:45.360
هیچوقت ندیدیمش

15:46.080 --> 15:48.630
چند نفر رو بردم کوه تا دنبالش بگردیم

15:49.120 --> 15:51.200
چند روز گشتیم، ولی هیچ ردی پیدا نکردیم

15:51.630 --> 15:53.750
فقط چند تیکه پارچه

15:54.320 --> 15:55.480
و چندتا استخون پیدا کردیم

15:56.080 --> 15:57.200
احتمالا

15:58.480 --> 16:00.840
خوراک گرگ‌ها شده

16:05.150 --> 16:05.960
بعد از رفتنش

16:06.270 --> 16:07.200
با پی یو حرف زدین؟

16:16.870 --> 16:17.600
فقط اخیرا

16:18.670 --> 16:20.630
شروع

16:20.630 --> 16:21.960
به نامه فرستادن کرده

16:22.870 --> 16:23.670
گفت وقتی

16:23.670 --> 16:24.910
(خطاب به استاد ارشد تالار نیکوکاری)

16:24.910 --> 16:26.870
اول به پایتخت غربی رسیده، انقدر
درگیر درس بوده که

16:26.910 --> 16:28.360
وقت نامه نوشتن نداشته

16:28.870 --> 16:30.480
الان که

16:30.630 --> 16:31.910
توی دیوان طبابت سلطنتی جا افتاده

16:32.390 --> 16:33.840
بالاخره وقت پیدا کرده برامون نامه بنویسه

16:35.000 --> 16:35.720
همه‌ی اینا

16:36.240 --> 16:37.360
دستخط پی یوئه؟

16:37.600 --> 16:38.360
بله

16:39.240 --> 16:41.080
خودم از بچگی نوشتن رو بهش یاد دادم

16:41.440 --> 16:42.270
دستخطش رو از هر جا تشخیص می‌دم

16:49.910 --> 16:50.870
کی این اتفاق افتاد؟

16:50.960 --> 16:51.390
دیشب

16:51.440 --> 16:52.480
دقیقا مثل قبل بود

16:52.510 --> 16:53.440
جسدها به ‌طرز وحشیانه‌ای تیکه‌تیکه شده بودن

16:53.440 --> 16:54.390
و این بار تعدادشون بیشتر هم بود

16:56.840 --> 16:58.080
مگه چطور نگهبانی می‌دادین؟

16:58.270 --> 16:59.120
ببخشید، بانوی من

16:59.240 --> 17:00.320
چند روز بود

17:00.510 --> 17:01.750
که بدون استراحت نگهبانی می‌دادیم

17:02.000 --> 17:03.120
فقط یه لحظه

17:03.150 --> 17:04.030
موقع تعویض کشیک

17:04.350 --> 17:05.030
هیچکس اونجا نبود

17:05.160 --> 17:06.110
و همون موقع اتفاق افتاده

17:27.680 --> 17:28.590
فقط چند کلمه

17:28.590 --> 17:29.480
با کارآموزهای داروسازی حرف زدم

17:30.680 --> 17:32.350
هیچکدوم از ناظر‌ها رو نمی‌شناسم

17:54.200 --> 17:54.880
بانوی من

17:56.240 --> 17:57.640
همه‌گیری هنوز تموم نشده

17:57.790 --> 17:59.270
نباید به اینجا میومدین

18:00.880 --> 18:02.310
به چندتا اسناد طبابت برخوردم و

18:02.510 --> 18:04.000
فکر کردم شاید به کارت بیاد

18:04.240 --> 18:05.200
برای همین منتظرت موندم

18:05.480 --> 18:06.680
بانوی من، اگه سوالی دارین بپرسین

18:06.920 --> 18:08.070
لازم نیست انقدر رسمی باشیم

18:08.720 --> 18:09.440
بریم داخل حرف بزنیم

18:14.680 --> 18:15.590
این چند روز

18:16.030 --> 18:17.480
اصلا خوابیدی؟

18:19.750 --> 18:21.000
با این وضعیت شیوع بیماری

18:21.270 --> 18:22.680
الان وقت استراحت نیست

18:23.920 --> 18:25.160
اگه تمام مدت اینجا بمونی

18:25.350 --> 18:27.000
خودت هم مریض می‌شی

18:27.880 --> 18:29.000
راستش، ترجیح می‌دم مریض بشم

18:29.000 --> 18:29.750
اینطوری

18:30.310 --> 18:31.480
حس و حال بیمارها رو می‌فهمم و

18:31.830 --> 18:33.160
بهتر می‌تونم درمانشون کنم

18:34.830 --> 18:36.200
ولی نمی‌تونی

18:36.200 --> 18:36.920
همه چیز رو تنهایی به دوش بکشی

18:37.240 --> 18:38.640
مهم نیست درباره‌ی بقیه توی دیوان طبابت
چی فکر می‌کنی

18:38.680 --> 18:39.510
بازم می‌تونن کمک کنن

18:45.030 --> 18:45.720
یه بار گفتی

18:46.240 --> 18:47.680
هیچوقت معلوم نیست"

18:48.160 --> 18:49.270
"آدم‌ها واقعا توی دلشون چی می‌گذره

18:49.830 --> 18:51.720
بیشتر آدم‌ها نقاب دارن

18:52.350 --> 18:53.270
هیچکس نمی‌تونه

18:53.750 --> 18:55.240
کاملا صادق و بی‌پرده باشه

18:57.070 --> 18:58.310
بانوی من، منظورتون چیه؟

18:58.640 --> 18:59.680
درست متوجه نمی‌شم

19:00.240 --> 19:02.030
برای اینکه مطمئن شی
کسی چیزی پنهون نمی‌کنه

19:02.200 --> 19:04.030
شاید مجبور شی بازشون کنی و ببینی

19:04.550 --> 19:06.200
قلبشون واقعا چه شکلیه

19:07.240 --> 19:08.400
من هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم

19:10.720 --> 19:11.920
ولی کنجکاوم

19:12.270 --> 19:13.880
واقعا چی

19:14.200 --> 19:15.590
زیر این پوسته‌ی انسانی پنهونه؟

19:16.680 --> 19:17.350
بانو پی

19:18.160 --> 19:19.240
شما که درمانگری

19:19.640 --> 19:20.590
کنجکاو نیستی؟

19:22.200 --> 19:23.310
کار من درمان کردنه

19:23.830 --> 19:25.270
نه کشتن

19:30.000 --> 19:31.110
درباره‌ی

19:31.440 --> 19:32.400
جنازه‌هایی که شکافته شدن شنیدی؟

19:33.790 --> 19:35.030
بازم همچین اتفاقی افتاده؟

19:42.790 --> 19:43.550
جنازه‌های اینجا

19:43.550 --> 19:44.720
همه آلوده بودن

19:45.110 --> 19:46.440
بانوی من شما تازه خوب شدین

19:46.750 --> 19:48.000
باید خیلی مواظب باشین

19:48.790 --> 19:49.400
یادتون نره

19:49.400 --> 19:50.830
لباس رویی خودتون رو
وقتی رسیدین خونه بسوزونین

19:55.400 --> 19:57.000
باید برم ببینم حال ندیمه‌های قصر چطوره

19:57.240 --> 19:58.480
دیگه مزاحمتون نمی‌شم

19:59.200 --> 20:00.550
بهتره برگردین و استراحت کنین، بانوی من

20:01.590 --> 20:02.270
ممنونم

20:11.880 --> 20:13.160
در برابر شما محتاطه

20:14.880 --> 20:15.680
مطمئن نیستم

20:17.070 --> 20:18.110
به نظر میومد

20:18.110 --> 20:19.160
سردتر شده

20:19.830 --> 20:21.480
ولی شاید این همون ذات واقعیشه

20:21.880 --> 20:22.830
شاید کلا

20:22.830 --> 20:23.790
اهل معاشرت نبوده و

20:24.160 --> 20:25.550
از اول هم آدم سردی بوده

20:30.880 --> 20:31.720
نامه‌ی برادر گو

20:36.660 --> 20:38.940
(دختر نیست، پسره)

20:40.400 --> 20:41.640
پی یو از تالار نیکوکاری

20:41.920 --> 20:42.720
پسر بوده؟

20:43.920 --> 20:45.400
و دست‌خط نامه‌های اخیر پی یو

20:45.480 --> 20:46.680
دقیقا با دست‌خط اون پسره یکیه

20:46.790 --> 20:48.200
حتی اتفاقات داخل قصر که
واقعا رخ داده بودن

20:48.350 --> 20:49.640
توی نامه‌ها نوشته شده

20:51.660 --> 20:53.260
(از یه دختر هم‌سن خودش مراقبت می‌کرد)

20:53.550 --> 20:55.400
پس این پی یو هم توی قصره

20:56.270 --> 20:57.200
اونوقت این بانو پی

20:57.200 --> 20:57.960
که ما می‌شناسیم کیه؟

21:02.680 --> 21:04.000
توی سوابق ورود پی یو به قصر

21:04.070 --> 21:05.030
جنسیتش زن ثبت شده

21:06.070 --> 21:06.960
پی یو که در اصل پسر بوده

21:07.590 --> 21:08.750
بعد از اینکه با سونگ هوای یو
وارد قصر شده

21:08.960 --> 21:10.030
تبدیل به دختر شده؟

21:14.880 --> 21:15.680
چرا شیا شی سان

21:15.680 --> 21:16.680
امروز نیومد داروها رو بگیره؟

21:16.920 --> 21:17.920
دیروز مریض شد و

21:17.960 --> 21:19.160
فرستادنش اقامتگاه خدمتکاران دربار

21:30.160 --> 21:32.160
این تخت شیا شی سانه

21:35.140 --> 21:36.380
(نسخه‌های ضروری برای مواقع اضطراری)

21:38.590 --> 21:39.640
اینا چیزهاییه که می‌خونه؟

21:39.960 --> 21:40.510
بله

21:40.680 --> 21:41.830
از اینجور کتاب‌ها خوشش میاد

21:42.110 --> 21:43.790
حتی طرز حرف زدنش هم مثل محقق‌هاست

21:43.790 --> 21:44.300
(شرح و تفسیر کتاب داروشناسی، جلد دوم)

21:44.790 --> 21:45.510
طبابت بلده؟

21:45.640 --> 21:46.310
بله

21:46.550 --> 21:47.830
برای زخم‌ها و مریضی‌های جزئی

21:47.920 --> 21:48.960
اصلا لازم نیست پیش کس دیگه‌ای بریم

21:49.110 --> 21:50.480
خودش از پسش برمیاد

21:50.550 --> 21:51.440
برای همین همیشه

21:51.440 --> 21:52.400
اون می‌ره داروها رو

21:52.400 --> 21:53.070
از دیوان طبابت می‌گیره

21:53.480 --> 21:54.240
بانوی من

22:20.030 --> 22:20.720
این تیغه

22:21.350 --> 22:22.640
با زخم‌های روی جنازه‌های

22:22.640 --> 22:23.270
توی سردخونه جور درمیاد

22:35.240 --> 22:36.680
پس اون پی یوی واقعیه و

22:37.350 --> 22:38.680
همونیه که جنازه‌ها رو می‌شکافه؟

22:39.160 --> 22:40.270
اون همه حیوونی که
توی تالار نیکوکاری بودن و

22:40.310 --> 22:41.440
موش‌های بی‌سری که
هوانگ فو تونگ پیدا کرد

22:41.550 --> 22:42.590
احتمالا کار خودش بوده

22:43.400 --> 22:44.240
طبابت بلده

22:44.640 --> 22:45.720
ولی خواجه شده

22:46.000 --> 22:47.480
اون پی یو‌ که الان توی دیوان طبابته

22:47.480 --> 22:48.790
حتما یه جوری

22:48.960 --> 22:50.070
هویتش رو با اون عوض کرده

22:50.440 --> 22:51.200
بیمارها رو

22:51.200 --> 22:52.070
می‌فرستن پیش پی یو

22:52.350 --> 22:53.160
!پی یو توی خطره

22:59.510 --> 23:01.070
شیا شی سان رو نفرستادن اینجا

23:03.400 --> 23:04.310
شیا شی سان رو پیدا کردن

23:04.350 --> 23:04.880
کجا؟

23:22.960 --> 23:23.830
خودشه

23:25.070 --> 23:26.200
!همونیه که جنازه‌ها رو می‌شکافه

23:39.070 --> 23:39.960
تو پی یو نیستی

23:40.460 --> 23:41.370
اون بود

23:41.590 --> 23:42.660
اون مریض بود

23:42.720 --> 23:43.310
اگه درمان نمی‌شد

23:43.310 --> 23:44.400
زیاد زنده نمی‌موند

23:44.510 --> 23:45.480
چرا تا این حد پیش رفتی؟

23:45.880 --> 23:46.550
برین بیرون

23:47.310 --> 23:48.270
!همه‌اتون، برین بیرون

23:59.480 --> 24:00.440
چرا دستگیرش نمی‌کنیم؟

24:00.510 --> 24:01.270
اون کشتش

24:02.510 --> 24:04.350
هنوز مدرکی نداریم که قاتله

24:04.960 --> 24:05.750
آدم مُرده که نمی‌تونسته خودش

24:05.750 --> 24:06.790
خودش رو بشکافه، می‌تونسته؟

24:07.880 --> 24:09.160
قاتل باشه یا نه

24:09.160 --> 24:10.030
نمی‌تونه از دستمون در بره

24:11.720 --> 24:13.030
اگه برای فرار از مجازات خودکشی کنه چی؟

24:14.720 --> 24:16.000
همچین اجازه‌ای بهش نمی‌دم

24:43.350 --> 24:44.680
این رو به دیوان طبابت برسونین

24:46.160 --> 24:47.240
زود

24:48.110 --> 24:48.920
معاون مورخ

24:52.760 --> 24:59.160
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

25:12.240 --> 25:12.790
بانوی من

25:12.920 --> 25:13.510
الان حالش خوبه

25:24.640 --> 25:25.160
نسخه رو

25:25.790 --> 25:26.830
به دیوان طبابت دادین؟

25:32.830 --> 25:33.830
حق با شما بود

25:35.270 --> 25:36.240
من پی یو نیستم

25:37.240 --> 25:38.590
اونی که مُرد، پی یو بود و

25:39.310 --> 25:40.440
من کشتمش

25:41.270 --> 25:42.350
تو کی هستی؟

25:44.920 --> 25:45.880
اسمم آ-یینگه

25:46.480 --> 25:47.960
یه مجرمم

25:47.960 --> 25:49.160
یه کلاهبردار که زندگی
یه نفر دیگه رو دزدیده

25:50.350 --> 25:51.640
فقط شیا شی سان نبود

25:52.160 --> 25:53.070
سونگ هوای یو

25:53.550 --> 25:54.440
هوانگ فو تونگ و

25:55.310 --> 25:56.440
همه‌ی اون جسدهایی که

25:56.480 --> 25:58.110
توی سردخونه کالبدشکافی شدن

25:59.510 --> 26:00.400
همه‌اش کار من بود

26:01.030 --> 26:01.640
چرا؟

26:02.240 --> 26:03.110
دلیلی نداشت

26:03.880 --> 26:04.590
همکارهام

26:04.590 --> 26:05.350
بهتون نگفتن؟

26:05.960 --> 26:07.070
فقط ذاتم اینطوریه

26:08.920 --> 26:09.790
اگه اینطوره

26:11.030 --> 26:11.720
فکر نکنم لازم باشه

26:11.720 --> 26:12.720
وقتم رو اینجا هدر بدم

26:13.750 --> 26:14.240
بانوی من

26:14.720 --> 26:15.830
لطفا به دیوان طبابت بگین که

26:16.160 --> 26:17.590
نسخه‌ی دارو باید

26:17.590 --> 26:18.880
طبق نبض و وضعیت

26:19.200 --> 26:20.000
هر بیمار تنظیم بشه

26:20.240 --> 26:21.200
اونایی که ضعف طحال و معده دارن

26:21.310 --> 26:23.160
باید قبل از اینکه از این نسخه استفاده کنن

26:23.270 --> 26:24.030
داروی تقویتی مصرف کنن

26:25.030 --> 26:26.440
مطمئن بشین که معطل نکنن

26:26.550 --> 26:27.590
جون بیمارها از همه چیز مهم‌تره

26:36.960 --> 26:37.550
حواست بهش باشه

26:38.110 --> 26:39.240
تا وقتی کل حقیقت معلوم نشده

26:39.510 --> 26:40.440
نذارین اتفاقی براش بیفته

26:40.750 --> 26:41.680
هنوز داریم تحقیق می‌کنیم؟

26:42.440 --> 26:43.000
مگه آ-یینگ

26:43.000 --> 26:44.200
قبلا اعتراف نکرده؟

26:44.640 --> 26:46.000
توی همه‌ی سال‌هایی که
توی دیوان بازرسی قصر بودم

26:46.270 --> 26:46.920
هیچوقت

26:46.920 --> 26:47.960
چنین چیز وحشیانه‌ای ندیده بودم

26:49.440 --> 26:50.270
جور درنمیاد

26:50.880 --> 26:52.160
خیلی خوب مخفیش کرده بود

26:52.480 --> 26:53.880
اگه بازپرس گو کلک اون رو، رو نمی‌کرد

26:53.880 --> 26:55.270
شاید هیچوقت نمی‌فهمیدیم که

26:55.400 --> 26:56.920
با هویت پی یو وارد قصر شده

26:57.350 --> 26:58.350
پی یوی واقعی

26:58.350 --> 26:59.200
با هویت شیا شی سان

26:59.350 --> 27:01.030
وارد قصر شد تا انتقام بگیره ولی

27:01.030 --> 27:02.070
آخرش به دست اون کشته و

27:02.070 --> 27:02.920
کالبدشکافی شد

27:03.160 --> 27:04.310
هیچ آدم عادی‌ای

27:04.310 --> 27:05.440
چنین کاری نمی‌کنه

27:06.550 --> 27:07.000
در ضمن

27:07.440 --> 27:08.830
از بچگی حیوانات رو شکنجه می‌کرده

27:09.550 --> 27:10.110
بانوی من

27:10.310 --> 27:10.920
اون یه هیولاست که

27:10.920 --> 27:12.200
برای لذت می‌کُشه

27:12.880 --> 27:13.720
اگه این درست باشه

27:14.270 --> 27:15.680
پس چرا این همه سال صبر کرده تا

27:15.880 --> 27:17.350
بعد از اینکه شیا شی سان
وارد قصر شد، دست به کار بشه؟

27:22.720 --> 27:24.200
جسد خیلی بد تیکه‌تیکه شده ولی

27:24.920 --> 27:26.400
بریدگی‌های روی تنه

27:26.400 --> 27:27.440
بعد از مرگ ایجاد شده

27:27.920 --> 27:28.960
زخم مرگبار واقعی

27:29.480 --> 27:30.270
اینجاست

27:31.940 --> 27:32.960
کنار نقطه‌ی رن یینگ

27:33.270 --> 27:33.750
درسته

27:34.070 --> 27:35.590
کنار نقطه‌ی رن یینگ، شریان کاروتیده

27:36.000 --> 27:36.960
یه بریدگی اینجا و

27:37.480 --> 27:38.550
خون فوران می‌کنه

27:38.640 --> 27:39.440
مرگباره

27:40.550 --> 27:41.640
یه ضربه‌ی تمیز و دقیق

27:41.790 --> 27:43.160
دقیقا کاری که

27:43.350 --> 27:44.350
از یه طبیب انتظار می‌ره

27:45.110 --> 27:46.440
مطمئنی کار یه طبیب بوده؟

27:49.000 --> 27:50.400
تنها کسایی که اونجا بودن

27:50.400 --> 27:51.680
طبیب زن و

27:51.680 --> 27:54.350
این خواجه‌ی آشپزخونه بودن، درسته؟

27:54.960 --> 27:55.880
ولی این خواجه

27:56.070 --> 27:57.070
طبابت هم خونده

27:59.720 --> 28:01.440
زخم سمت چپ گردنه

28:01.750 --> 28:03.400
سمت چپ عمیق‌تر و سمت راست سطحی‌تره

28:04.030 --> 28:05.440
پس چاقو از سمت دست راست

28:05.440 --> 28:06.790
وارد سمت چپ گردن شده

28:08.070 --> 28:08.790
نه از سمت چپ

28:08.790 --> 28:10.240
مثل وقتی که روبه‌روی قربانی باشی

28:10.720 --> 28:11.720
و پی یو

28:11.830 --> 28:12.550
چپ‌دست نیست

28:13.030 --> 28:14.000
ممکنه که

28:14.270 --> 28:15.680
خودکشی بوده باشه؟

28:21.110 --> 28:21.960
این هم ممکنه

28:23.400 --> 28:25.160
ولی قربانی یه مرد بوده

28:25.440 --> 28:26.720
طبیب زن

28:27.310 --> 28:28.000
بعیده که بتونه

28:28.000 --> 28:29.000
چنین زخمی بهش بزنه

28:31.030 --> 28:32.310
اگه اون

28:32.640 --> 28:33.550
زانو زده بوده باشه، چی؟

28:35.200 --> 28:36.030
اما طبیب زن

28:36.590 --> 28:37.310
چیکار کرده تا

28:37.790 --> 28:39.480
قربانی باهاش همکاری کنه؟

28:48.750 --> 28:50.110
صحنه خیلی وحشتناکه

28:50.590 --> 28:51.830
نباید میومدی

28:52.400 --> 28:53.400
از این صحنه‌ها باهاتون

28:53.400 --> 28:54.640
زیاد دیدم

28:54.830 --> 28:55.920
دیگه من رو نمی‌ترسونه

28:56.000 --> 28:57.240
به جاش، این لکه‌های خون رو

28:57.350 --> 28:58.070
مثل آخرین پیامی می‌بینم که

28:58.240 --> 28:59.480
قربانی به جا گذاشته

28:59.590 --> 29:00.680
منتظرن که ما تفسیر کنیم

29:00.960 --> 29:01.790
چیزی پیدا کردی؟

29:02.110 --> 29:03.940
وقتی رسیدیم، شیا شی سان مرده بود

29:03.960 --> 29:05.000
پس نمی‌دونیم که

29:05.070 --> 29:06.310
قتل دقیقا چطوری اتفاق افتاده

29:06.480 --> 29:07.880
بیشتر خون‌ها اینجاست

29:08.030 --> 29:09.640
جایی که کالبدشکافی انجام شده

29:09.880 --> 29:11.240
...اولش، فکر می‌کردم که پی یو

29:12.070 --> 29:12.510
نه

29:13.030 --> 29:13.720
آ-یینگ

29:14.030 --> 29:15.270
شیا شی سان رو بیهوش کرده و

29:15.270 --> 29:16.070
بعدش

29:16.400 --> 29:18.160
اینجا کالبدشکافیش کرده

29:19.310 --> 29:20.160
ولی خون هم

29:20.350 --> 29:21.310
اینجا پیدا کردم

29:21.720 --> 29:22.240
اینجا

29:22.720 --> 29:23.510
باید جایی باشه که

29:23.510 --> 29:24.310
شیا شی سان کشته شده

29:24.960 --> 29:25.880
بعدش آ-یینگ

29:25.920 --> 29:26.750
جسد رو تا کنار پنجره کشیده که

29:26.750 --> 29:27.510
نور بهتر باشه

29:27.920 --> 29:28.880
ولی هیچ نشونه‌ای از

29:28.960 --> 29:29.640
کشیده شدن جسد

29:29.640 --> 29:30.750
پیدا نکردم

29:31.350 --> 29:31.750
نه

29:32.510 --> 29:33.240
اینطوری نبوده

29:37.750 --> 29:39.510
زخم مرگبار نزدیک نقطه‌ی رن یینگه

29:40.070 --> 29:41.270
اگه اینجا ضربه زده بشه

29:41.400 --> 29:42.720
خون به شدت پاشیده می‌شه ولی

29:43.590 --> 29:45.460
اینجا خون خیلی کمه و

29:45.590 --> 29:46.550
بالاتر هم هست

29:46.830 --> 29:47.920
پس شیا شی سان

29:48.160 --> 29:49.400
اون موقع سرپا بوده

29:50.070 --> 29:50.990
یعنی

29:51.350 --> 29:52.110
آ-یینگ

29:52.440 --> 29:53.830
جلوی شیا شی سان بوده و

29:54.310 --> 29:55.510
جلوی بخشی از خون رو گرفته

29:56.160 --> 29:58.160
با اینکه شیا شی سان
قبل از مرگ مریض بوده ولی

29:58.400 --> 30:00.270
بازم آ-یینگ حریفش نمی‌شده

30:00.830 --> 30:01.720
هیچکدومشون

30:01.750 --> 30:02.750
نشونه‌ای از درگیری

30:02.920 --> 30:03.920
نداشتن و

30:04.480 --> 30:05.790
شیا شی سان هم مسموم نشده بوده

30:06.160 --> 30:07.000
پس شیا شی سان

30:07.310 --> 30:08.030
خودکشی کرده؟

30:08.310 --> 30:09.270
این تنها احتماله

30:14.960 --> 30:15.830
اسناد رو از اول سال تا

30:16.000 --> 30:16.960
الان بررسی کردم

30:17.510 --> 30:18.550
این دوتا

30:18.550 --> 30:19.960
بیشتر از ده‌ها بار با هم سر و کار داشتن

30:20.310 --> 30:21.480
اگه داستان آ-یینگ راست باشه و

30:21.920 --> 30:23.640
شیا شی سان ازش متنفر بوده و

30:23.680 --> 30:24.510
می‌خواسته انتقام بگیره

30:24.790 --> 30:25.960
پس چرا، بعد از سه سال توی قصر

30:26.200 --> 30:27.270
هیچ حرکتی نزده و

30:27.510 --> 30:28.400
به جاش مدام ملاقاتش می‌کرده؟

30:29.880 --> 30:31.680
ولی شیا شی سان یه وقت‌های دیگه هم

30:31.720 --> 30:33.110
به قصر بانو سو سر می‌زده

30:33.510 --> 30:34.550
شاید دیدارهاشون

30:34.590 --> 30:35.790
فقط تصادفی بوده

30:36.000 --> 30:36.720
بررسی کردم

30:37.070 --> 30:38.590
غیر از روزهایی که با آ-یینگ رو‌به‌رو شده

30:38.830 --> 30:40.590
شیا شی سان تقریبا هر ده روز یه بار

30:40.680 --> 30:41.750
به قصر بانو سو سر می‌زده

30:42.110 --> 30:43.200
که با تعداد دفعات

30:43.200 --> 30:44.090
(جائو یو دی)
رفتنش به بقیه قصرها یکیه

30:44.090 --> 30:45.160
(طبیب)
پس

30:45.480 --> 30:47.200
غیر از کشیک‌های معمولش

30:47.440 --> 30:48.510
شیا شی سان همون روزهایی که آ-یینگ

30:48.510 --> 30:50.000
برای بانو سو دارو می‌برده
و جاش رو با همکارهاش

30:50.030 --> 30:50.920
عوض می‌کرده؟

30:54.200 --> 30:55.720
این نسخه‌هاییه که آ-یینگ

30:55.720 --> 30:56.510
برای بانو سو آورده بوده

30:56.960 --> 30:58.240
هیچ الگوی خاصی

30:58.240 --> 30:59.110
تو روزهای ملاقاتشون نیست

30:59.480 --> 31:01.350
شیا شی سان از کجا از قبل می‌دونسته

31:01.400 --> 31:02.400
آ-یینگ کی قراره دارو بیاره؟

31:02.830 --> 31:04.270
آشپزخونه‌ی سلطنتی معمولا

31:04.270 --> 31:05.240
از برنامه‌ی دیوان طبابت خبر نداره

31:05.440 --> 31:06.110
تازه

31:06.110 --> 31:06.830
ما بیشتر وقت‌ها

31:06.830 --> 31:07.790
به موارد اضطراری رسیدگی می‌کنیم

31:08.440 --> 31:09.880
بعیده از قبل خبر داشته باشه

31:11.790 --> 31:12.680
ولی ممکن نیست اون روزها

31:13.110 --> 31:14.160
تصادفی باشن

31:16.260 --> 31:18.180
(نسخه‌ها)

31:20.240 --> 31:21.480
این دارو برای روماتیسمه

31:22.310 --> 31:23.030
روزهای بارونی

31:24.400 --> 31:25.640
ماه قبل هم

31:25.640 --> 31:26.310
اون روزها بارون میومد

31:26.510 --> 31:27.480
خوب یادمه

31:27.640 --> 31:28.720
حوالی روشنایی ناب و باران غلات

31:29.000 --> 31:30.550
زیاد به هم برمی‌خوردن

31:30.750 --> 31:31.750
بقیه‌ی روزهایی هم که همدیگه رو دیدن

31:32.000 --> 31:33.030
اگه سوابق هواشناسی دیوان نجوم رو

31:33.030 --> 31:34.070
چک کنیم

31:34.110 --> 31:34.720
مطمئنم

31:35.000 --> 31:36.160
اون روزها هم بارونی بودن

31:37.310 --> 31:39.000
پس اصلا لازم نبوده
مخفیانه با هم ارتباط بگیرن

31:39.480 --> 31:40.880
آب‌ و هوا علامتشون بوده

31:44.790 --> 31:45.480
بانوی من

31:46.030 --> 31:46.880
این برای چیه؟

31:47.370 --> 31:48.790
این لباس‌ها رو

31:48.790 --> 31:49.750
از تن شیا شی سان درآوردن

31:50.030 --> 31:51.160
کالبدشکاف گفت زود بسوزونیمشون تا

31:51.270 --> 31:52.270
عفونت پخش نشه

32:05.270 --> 32:06.590
اگه تو نمی‌خوای بگی

32:07.000 --> 32:08.200
من به جات می‌گم

32:09.550 --> 32:11.350
پی یو برای انتقام وارد قصر نشده

32:11.790 --> 32:13.240
شما دوتا هنوز با هم دوست بودین

32:14.240 --> 32:14.960
حدس می‌زنم

32:15.350 --> 32:16.880
دلیل اینکه تونستی با سونگ هوای یو

32:16.880 --> 32:17.830
وارد دیوان طبابت بشی

32:18.310 --> 32:19.680
این نیست که پی یو رو فریب دادی

32:20.400 --> 32:21.960
بلکه خودش داوطلبانه جاش رو بهت داده

32:23.160 --> 32:24.440
توی بچگی سرکش بودی و

32:25.000 --> 32:25.680
این پی یو بوده که

32:25.720 --> 32:26.960
توی تالار نیکوکاری مراقبت بوده

32:27.480 --> 32:28.720
اون نگرانت بوده و برای همین هم

32:28.920 --> 32:30.110
یه راهی پیدا کرده تا بیاد به قصر

32:30.350 --> 32:31.480
حتی اگه به قیمت اینکه

32:31.510 --> 32:32.590
خواجه بشه

32:33.200 --> 32:33.960
اون ازت محافظت کرده

32:34.680 --> 32:36.350
از اونایی که اذیتت می‌کردن انتقام گرفته و

32:37.030 --> 32:38.110
آدمایی رو کشته که

32:38.110 --> 32:39.550
گوشه‌گیرت کرده بودن

32:39.680 --> 32:41.000
چون تو نمی‌تونستی جلوش رو بگیری

32:41.510 --> 32:43.350
مجبور شدی هواش رو داشته باشی

32:44.070 --> 32:44.750
بهتون گفتم

32:45.480 --> 32:47.030
همه‌ی اون کارها رو خودم کردم

32:48.480 --> 32:49.510
سرپرست گفت

32:49.920 --> 32:51.310
توی تالار نیکوکاری یواشکی

32:51.440 --> 32:52.790
حیوون‌ها رو کالبدشکافی می‌کردی

32:53.590 --> 32:54.680
درست مثل الان که

32:55.440 --> 32:56.680
جسدها رو کالبدشکافی می‌کنی

32:57.110 --> 32:58.480
فقط می‌خواستی بفهمی یه بیماری

32:58.720 --> 33:00.720
چه بلایی سر بدن میاره

33:01.400 --> 33:02.920
تا بتونی درمانش رو کشف کنی

33:02.970 --> 33:04.640
پی یو حتی گذاشت خودش مریض بشه

33:05.270 --> 33:06.960
اون آخرین کمکی بود که بهت کرد

33:07.510 --> 33:08.400
چرند نگین

33:09.960 --> 33:10.880
هیچ مدرکی ندارین

33:11.240 --> 33:12.070
تظاهر می‌کردین

33:12.070 --> 33:13.000
همدیگه رو نمی‌شناسین

33:13.200 --> 33:14.590
ولی زیاد همدیگه رو می‌دیدین

33:15.200 --> 33:17.000
روز آب باران سه سال پیش

33:17.400 --> 33:18.830
اولین باری بود که
بعد از ورود شیا شی سان به قصر

33:19.090 --> 33:20.440
هم رو دیدین

33:36.920 --> 33:37.550
بانو پی

33:38.830 --> 33:40.550
مگه عادی نیست کارکنان قصر

33:41.110 --> 33:42.510
به هم بربخورن؟

33:43.000 --> 33:44.030
اگه این مدرکه

33:44.790 --> 33:45.640
حتما راهم

33:45.640 --> 33:47.000
به معاون مورخ خورده

33:48.310 --> 33:49.680
پس با هم صمیمی‌ایم؟

33:52.110 --> 33:53.830
خب این چی؟

33:58.400 --> 33:59.590
این رو بین وسایل شیا شی سان

33:59.830 --> 34:00.720
پیدا کردیم

34:43.230 --> 34:44.630
اون دشمنم نبود

34:47.000 --> 34:49.000
بهترین دوستم بود

34:53.880 --> 34:55.000
من یه یتیمم

34:56.190 --> 34:57.280
که یه پیرزن بیوه توی روستامون

34:57.320 --> 34:58.800
بزرگم کرده

35:00.000 --> 35:01.110
حتی اسم هم نداشتم

35:02.280 --> 35:03.550
مادربزرگ و اهل روستا

35:04.230 --> 35:05.440
"صدام می‌کردن "دختر وحشی

35:07.070 --> 35:08.360
از راه جمع کردن گیاه دارویی زندگی می‌کرد

35:09.360 --> 35:10.150
و

35:10.760 --> 35:12.510
اونا رو بهش می‌دادیم تا غذا بگیریم

35:15.480 --> 35:17.030
اون بهم یاد داد چطور گیاه‌ها رو تشخیص بدم و

35:17.360 --> 35:18.880
برای یه سری درمان ساده استفاده‌اشون کنم

35:22.710 --> 35:23.480
مواظب باش

35:25.440 --> 35:26.840
یه گیاه کوچیک

35:27.070 --> 35:28.760
می‌تونه جون یه نفر رو نجات بده

35:29.440 --> 35:30.400
برام خیلی جالب شد و

35:31.400 --> 35:32.800
عاشق این شدم توی کوه بدوئم

35:36.710 --> 35:37.800
چرا اینجا نشستی؟

35:38.510 --> 35:39.280
افتادم

35:40.030 --> 35:40.960
و دستم در رفته

35:41.630 --> 35:42.590
باید می‌گفتی

35:53.710 --> 35:54.630
...آروم

35:54.710 --> 35:55.330
...آروم

35:56.670 --> 35:57.190
تموم شد

36:05.880 --> 36:06.710
جا انداختن بلدی؟

36:07.030 --> 36:07.880
کی یادت داده؟

36:11.320 --> 36:12.480
تاجریزی رو می‌شناسی؟

36:13.000 --> 36:14.000
تو هم طبابت می‌خونی؟

36:27.840 --> 36:28.840
دنبالم نیا

36:28.880 --> 36:29.670
من تو رو نمی‌شناسم

36:30.150 --> 36:31.000
اسمم پی یوئه

36:31.150 --> 36:32.550
پایین کوه توی تالار نیکوکاری طبابت می‌خونم

36:33.070 --> 36:33.710
اونجاست

36:35.030 --> 36:35.670
تو چی؟

36:36.070 --> 36:36.840
کی بهت طبابت یاد داده؟

36:37.400 --> 36:38.510
چطور تا حالا ندیده بودمت؟

36:40.190 --> 36:40.920
واقعا می‌خوای بدونی؟

36:50.150 --> 36:51.190
لازمه بیشتر از این پیش بریم؟

36:51.590 --> 36:52.030
آره

36:52.320 --> 36:53.030
مگه نمی‌خواستی بدونی

36:53.030 --> 36:53.880
استادم کیه؟

36:56.880 --> 36:58.150
همه‌ی بچه‌های روستا می‌دونستن که

36:58.150 --> 37:00.070
من عاشق جمع کردن لاشه‌ی حیوانات بودم

37:02.070 --> 37:03.280
همه می‌گفتن دیوونه‌ام

37:04.320 --> 37:06.030
هیچکس نمی‌خواست باهام دوست بشه

37:17.670 --> 37:18.440
داری دروغ می‌گی

37:18.960 --> 37:20.150
اینا فقط لاشه‌ی جونورهاست

37:20.480 --> 37:21.440
استاد نیست

37:22.670 --> 37:23.550
نمی‌ترسی؟

37:24.320 --> 37:25.230
اگه تو نترسیدی

37:25.360 --> 37:26.440
منم نمی‌ترسم

37:27.440 --> 37:28.360
دروغ نمی‌گم

37:28.630 --> 37:29.670
مادربزرگ بهم گفته بود که

37:29.880 --> 37:31.110
گیاه‌ها می‌تونن آدم‌ها رو خوب کنن

37:31.400 --> 37:32.590
ولی من می‌خواستم بدونم چرا

37:32.800 --> 37:33.440
می‌خواستم بدونم

37:33.590 --> 37:34.320
داخل بدن آدم‌ها

37:34.320 --> 37:35.070
دقیقا چیه

37:35.360 --> 37:36.110
این حیوون‌ها

37:36.320 --> 37:37.550
تقریبا مثل آدم‌ها هستن

37:38.150 --> 37:38.840
تو خیلی باهوشی

37:39.280 --> 37:40.030
اینجوری می‌تونی یاد بگیری

37:40.030 --> 37:40.800
استخون‌ها و اندام‌های داخلیشون

37:40.800 --> 37:41.510
چه شکلیه

37:42.920 --> 37:43.800
فقط این نیست

37:44.190 --> 37:45.070
بعضی وقت‌ها

37:45.280 --> 37:46.480
حیوو‌ن‌ها از مریضی می‌میرن

37:47.070 --> 37:47.840
وقتی بازشون می‌کنم

37:48.070 --> 37:49.550
می‌تونم ببینم منشأ مریضی از کجا بوده

37:50.550 --> 37:52.110
ولی خب حیوون

37:52.440 --> 37:53.030
آدم نیست

37:53.280 --> 37:54.320
خیلی با هم فرق دارن

37:55.800 --> 37:57.670
فکر می‌کردم پی یو هم مثل بقیه فرار می‌کنه

37:59.480 --> 38:00.590
ولی

38:01.590 --> 38:03.110
به جای اینکه در بره

38:04.480 --> 38:05.760
فکر کرد من خاصم

38:08.800 --> 38:10.030
پی یو بهم خوندن و نوشتن یاد داد

38:10.670 --> 38:11.710
اون کتاب‌های طبابتش و

38:11.710 --> 38:13.230
دست‌نوشته‌هایی که
از تالار نیکوکاری برداشته بود رو

38:13.230 --> 38:13.880
بهم نشون می‌داد

38:14.670 --> 38:15.110
بگیر

38:15.930 --> 38:17.010
(درباره‌ی آسیب‌های سرما)
منم برای تشکر

38:18.030 --> 38:19.840
کلی گیاه براش جمع می‌کردم

38:23.630 --> 38:24.070
بگیر

38:29.630 --> 38:30.550
من خیلی سریع

38:30.550 --> 38:32.190
هر کتابی که بهم می‌داد رو تموم می‌کردم

38:33.000 --> 38:34.480
تو هم به تالار نیکوکاری بیا
و پیش من درس بخون

38:35.000 --> 38:35.880
واقعا می‌تونم بیام؟

38:36.000 --> 38:36.710
معلومه که می‌تونی

38:37.110 --> 38:38.110
تالار نیکوکاری بچه‌های یتیمی رو

38:38.110 --> 38:38.960
که پدر و مادر ندارن می‌پذیره

38:39.230 --> 38:40.110
سرپرست اونجا خیلی مهربونه

38:40.550 --> 38:41.400
اگه بیای اونجا

38:41.760 --> 38:42.550
حتما

38:42.550 --> 38:43.280
بهترین شاگرد اونجا می‌شی

38:45.670 --> 38:47.550
ولی تو نتونستی توی تالار بمونی

38:49.710 --> 38:50.590
سرپرست

38:51.190 --> 38:51.920
با مهربونی من رو پذیرفت

38:53.230 --> 38:54.230
ولی طبق قانون

38:54.630 --> 38:55.960
دخترها اجازه ندارن طب بخونن

38:56.670 --> 38:57.510
ولی من ول‌کن نبودم

38:58.230 --> 38:58.960
از پشت پنجره‌ی کلاس

38:58.960 --> 39:00.150
دزدکی گوش می‌دادم

39:00.920 --> 39:02.030
ولی وقتی یه بار من رو دیدن که

39:02.030 --> 39:03.590
داشتم لاشه‌ی جونور جمع می‌کردم

39:04.110 --> 39:05.230
سرپرست گفت

39:05.230 --> 39:06.360
دیگه نمی‌ذاره اونجا بمونم

39:07.190 --> 39:09.230
ولی تو و پی یو هنوزم دوست موندین

39:15.110 --> 39:16.670
تا اون موقع، مادربزرگم فوت کرده بود

39:18.550 --> 39:20.030
ولی پی یو همیشه کنارم بود

39:20.930 --> 39:22.230
مثل قدیم‌ها

39:22.510 --> 39:24.110
برام کتاب و دست‌نوشته میاورد تا

39:25.400 --> 39:26.880
بتونم به درس خوندن ادامه بدم

39:27.670 --> 39:28.760
بعدا

39:29.760 --> 39:31.440
سونگ هوای یو به تالار نیکوکاری اومد و

39:32.150 --> 39:33.760
یه نسخه که نوشته بودم رو دید

39:34.880 --> 39:36.670
پی یو می‌خواست حقیقت رو بهش بگه

39:38.480 --> 39:39.710
ولی من نذاشتم

39:40.960 --> 39:41.630
چرا؟

39:43.030 --> 39:43.670
می‌تونستی

39:43.670 --> 39:45.190
از اون موقعیت استفاده کنی
و خودت رو ثابت کنی

39:46.920 --> 39:48.190
سونگ هوای یو می‌خواست پی یو رو

39:48.190 --> 39:49.000
به دیوان طبابت سلطنتی ببره

39:50.400 --> 39:51.670
منم خیلی براش خوشحال شدم

39:52.550 --> 39:53.590
اون همیشه

39:53.760 --> 39:54.840
به من کمک کرده بود و

39:55.590 --> 39:56.280
هوام رو داشت

39:59.360 --> 40:00.590
می‌خواستم محبتش رو جبران کنم

40:01.230 --> 40:02.280
ولی آخرش اون بازم

40:02.280 --> 40:03.110
این فرصت رو به تو داد

40:12.360 --> 40:13.510
ترشک‌های پایتخت غربی

40:13.840 --> 40:14.760
به خوبی و سالمی اینایی که

40:14.760 --> 40:15.360
توی کوهستان داریم نیستن

40:18.150 --> 40:19.280
نمی‌خوام به پایتخت برم

40:19.480 --> 40:20.480
چرا نمی‌خوای؟

40:20.550 --> 40:21.480
اونجا دیوان طبابت سلطنتیه

40:21.800 --> 40:22.630
اونجا چیزهایی یاد می‌گیری که

40:22.630 --> 40:23.920
اینجا یه عمر هم نمی‌تونی یاد بگیری

40:24.480 --> 40:25.590
من می‌خوام تو بری

40:26.030 --> 40:26.840
تو استعداد داری

40:27.320 --> 40:27.880
باید بری

40:27.880 --> 40:29.000
پیش بهترین استادها درس بخونی

40:29.400 --> 40:30.360
بهترین داروها رو درست کنی و

40:30.800 --> 40:31.630
کلی آدم رو نجات بدی

40:32.230 --> 40:33.440
داری چی می‌گی؟

40:33.590 --> 40:34.550
جدی می‌گم

40:34.840 --> 40:35.760
حساب همه چیز رو کردم

40:36.030 --> 40:37.190
بعد از اینکه از شهر زدیم بیرون

40:37.590 --> 40:38.550
من به استراحتگاه می‌رم

40:38.880 --> 40:39.760
اونجا تو لباس من رو می‌پوشی

40:40.510 --> 40:41.480
چون هوا تاریکه
اون نمی‌تونه درست ‌و حسابی ببینه

40:42.440 --> 40:43.070
بعدش هم تو باهاش می‌ری

40:43.230 --> 40:44.030
نمی‌رم

40:44.440 --> 40:45.440
استعداد تو بود که سونگ های یو رو

40:45.440 --> 40:46.400
تحت تأثیر قرار داد

40:47.760 --> 40:48.920
این فرصت مال توئه

40:51.320 --> 40:52.070
تازه

40:52.550 --> 40:53.840
من اصلا طب خوندن رو دوست ندارم

40:54.070 --> 40:54.800
دروغ می‌گی

40:55.110 --> 40:56.480
این رو فقط می‌گی که

40:56.480 --> 40:57.400
من از این فرصت استفاده کنم، درسته؟

40:58.030 --> 40:58.960
تو همیشه خیلی زحمت کشیدی

40:59.110 --> 41:00.230
سرپرست هم خیلی ازت تعریف می‌کنه

41:00.630 --> 41:01.800
من با دقت یادداشت می‌نوشتم تا

41:01.840 --> 41:02.880
تو بتونی درست بخونیشون

41:03.670 --> 41:04.670
اگه اشتباه می‌نوشتم

41:05.150 --> 41:05.920
تو هم اشتباه یاد می‌گرفتی

41:06.280 --> 41:07.190
برای همین خیلی حواسم بود

41:07.920 --> 41:09.280
چیزی که من واقعا دوست دارم آشپزیه

41:09.800 --> 41:10.710
مگه همیشه نمی‌گفتی

41:10.710 --> 41:11.590
کوفته سبزی‌ای که برات میاوردم

41:11.590 --> 41:12.230
خیلی خوشمزه‌ست؟

41:12.710 --> 41:13.800
ولی سرپرست می‌گفت

41:14.030 --> 41:14.710
یه پسر نباید

41:14.710 --> 41:15.670
انقدر توی آشپزخونه بچرخه

41:16.070 --> 41:17.320
ولی علاقه‌ی آدم‌ها

41:17.590 --> 41:18.760
به پسر یا دختر بودنشون

41:18.760 --> 41:19.510
هیچ ربطی نداره

41:19.920 --> 41:20.550
مگه نه؟

41:21.630 --> 41:22.400
پس

41:22.550 --> 41:23.440
اگه طب رو دوست داری

41:23.710 --> 41:24.510
باید بری دنبالش تا

41:24.920 --> 41:26.150
آدم‌ها رو درمان کنی و جونشون رو نجات بدی

41:27.000 --> 41:27.440
منم

41:27.440 --> 41:28.480
همون کاری رو می‌کنم که دوست دارم

41:36.190 --> 41:37.280
...ولی

41:39.150 --> 41:39.920
!مواظب باش

41:41.760 --> 41:43.000
اگه به حرف‌هام گوش ندی

41:43.230 --> 41:44.000
!خودم رو میندازم

41:44.040 --> 41:44.880
!شوخی رو بذار کنار

41:45.030 --> 41:46.480
قبلا یه نامه برای طبیب سونگ نوشتم

41:46.840 --> 41:47.670
اگه بمیرم

41:47.800 --> 41:48.960
فردا صبح که بخونتش

41:49.150 --> 41:50.150
بازم تو رو با خودش می‌بره

41:54.150 --> 41:55.550
!باشه، بهت قول می‌دم

42:07.710 --> 42:09.190
طبق نقشه‌ی پی یو پیش رفتم و

42:09.590 --> 42:11.360
بیرون شهر توی استراحتگاه منتظر موندم

42:12.030 --> 42:12.510
آ-یینگ

42:13.000 --> 42:13.760
فکرش رو نمی‌کردم پی یو

42:13.760 --> 42:15.110
بعد از اینکه از تالار نیکوکاری اومدیم بیرون

42:15.630 --> 42:16.630
همه ‌چیز رو به

42:16.630 --> 42:17.760
سونگ هوای‌ یو بگه و

42:18.590 --> 42:19.590
بهش التماس کنه که

42:19.590 --> 42:20.920
من رو به دیوان طبابت سلطنتی ببره

42:21.590 --> 42:22.230
دختر کوچولو

42:22.630 --> 42:23.550
واقعا تو

42:23.670 --> 42:24.760
اون نسخه رو نوشتی؟

42:25.030 --> 42:25.440
بله

42:25.920 --> 42:26.670
"قانون درونی امپراتور زرد"

42:27.000 --> 42:27.880
رساله‌ی بیماری‌های ناشی از"
"سرما و امراض متفرقه

42:28.070 --> 42:28.960
"و "کتاب گیاهان دارویی شن‌ نونگ

42:29.190 --> 42:30.030
همه‌‌اشون رو خونده

42:30.150 --> 42:30.880
و از بره

42:33.360 --> 42:34.320
از اون روز به بعد

42:35.480 --> 42:36.070
من

42:36.960 --> 42:38.400
شدم پی یو

42:39.920 --> 42:41.550
استاد خیلی چیزها بهم یاد دادن و

42:42.000 --> 42:43.360
خیلی هم بهم سخت می‌گرفتن

42:44.110 --> 42:44.710
می‌دونستم

42:45.550 --> 42:47.190
نگران بودن دردسر درست کنم و

42:47.480 --> 42:48.840
نتونم توی دیوان طبابت بمونم

42:49.670 --> 42:51.630
بعضی‌ها به رفتار خوب استاد
با من حسودی می‌کردن

42:52.480 --> 42:54.280
برای همین می‌گفتن بچه‌ی نامشروعشم و

42:55.400 --> 42:57.190
کلی شایعه‌ی کثیف پشتم راه انداختن

42:59.880 --> 43:01.030
اگه پی یو اونجا بود

43:02.840 --> 43:04.550
هیچوقت نمی‌ذاشت باهام اینطوری رفتار کنن

43:08.590 --> 43:09.550
قرار بود

43:09.550 --> 43:10.670
بعد از دو سال به زادگاهم برگردم

43:11.550 --> 43:12.800
ولی استاد هنوز کلی چیز رو

43:12.800 --> 43:13.800
بهم یاد نداده بود و

43:14.670 --> 43:16.000
دلش نمیومد بذاره برم

43:17.190 --> 43:18.400
برای همین موندم

43:19.030 --> 43:19.920
فکرش رو هم نمی‌کردم

43:21.030 --> 43:22.110
پی یو به خاطر من

43:23.400 --> 43:24.840
خواجه شده باشه و به قصر بیاد

43:26.280 --> 43:27.590
بانو سو روماتیسم داشت و

43:28.440 --> 43:30.670
روزهای بارونی درد شدیدی می‌کشید

43:31.510 --> 43:32.800
مسئولیت بردن داروها با من بود

43:33.480 --> 43:34.760
به خاطر همین، من و پی یو

43:34.800 --> 43:35.880
بدون اینکه از قبل قرار بذاریم

43:35.960 --> 43:36.840
می‌تونستیم همدیگه رو ببینیم

43:38.070 --> 43:38.960
هیچکس خبر نداشت که

43:39.000 --> 43:40.320
چه رابطه‌ای با هم داریم

43:40.920 --> 43:42.440
حتی استاد هم نمی‌دونست که

43:42.920 --> 43:44.280
پی یو وارد قصر شده

43:45.400 --> 43:46.590
پس همه‌ی سختی‌هایی که کشیدی رو

43:46.590 --> 43:47.710
به پی یو گفتی

43:48.360 --> 43:49.000
اون هم از جایگاهش

43:49.000 --> 43:50.360
توی آشپزخونه‌ی سلطنتی استفاده کرد

43:50.480 --> 43:51.320
تا انتقامت رو بگیره

43:51.800 --> 43:52.550
حقشون بود

43:53.400 --> 43:54.760
استعدادشون به پای مال من نمی‌رسید

43:55.070 --> 43:56.400
ولی مدام تحقیرم می‌کردن

43:56.440 --> 43:57.320
بهم دستور می‌دادن و

43:57.710 --> 43:59.030
حتی نسخه‌هام رو می‌دزدیدن که

43:59.030 --> 43:59.840
به اسم خودشون بزنن

44:00.710 --> 44:01.670
پی یو نتونست اینا رو تحمل کنه

44:02.230 --> 44:03.230
برای همین کمکم کرد

44:03.230 --> 44:04.400
یه ذره تنبیهشون کنم

44:05.150 --> 44:06.000
ولی در حدی نبود که

44:06.000 --> 44:07.110
زیاده‌روی باشه

44:07.550 --> 44:08.550
پس چرا

44:08.550 --> 44:09.590
همسر لی رو تنبیه کردین؟

44:15.880 --> 44:17.070
توی یادداشت‌هایی که به علیاحضرت دادی

44:17.070 --> 44:17.800
نوشتی که

44:18.030 --> 44:19.510
جینسینگ و خربق سبز با هم تداخل دارن

44:19.920 --> 44:21.000
اما اگه دوزش پایین باشه

44:21.030 --> 44:21.960
باعث مسمومیت نمی‌شه

44:22.320 --> 44:23.070
اگه همسر لی

44:23.070 --> 44:24.070
همون مقدار همیشگی رو مصرف می‌کردن

44:24.360 --> 44:25.960
نباید علائم مسمومیت نشون می‌داد

44:26.480 --> 44:28.360
حداقل نباید عرض اون ده روزی که مصرف کردن

44:28.710 --> 44:29.630
به خاطرش می‌مردن

44:30.400 --> 44:31.920
براشون قرص‌های مخصوص درست می‌کردی

44:32.480 --> 44:33.800
نه به ‌خاطر اینکه ازت خوششون میومد

44:33.800 --> 44:34.480
یا اینکه چون بهت لطف داشته باشن

44:35.320 --> 44:36.590
بلکه چون از رازت باخبر شده بودن

44:37.230 --> 44:38.030
و تهدیدت می‌کردن

44:41.710 --> 44:43.710
یه بار موقع ملاقاتم با پی یو ما رو دید و

44:44.320 --> 44:45.920
فکر کرد با هم رابطه داریم

44:46.550 --> 44:47.960
تهدیدم کرد که لوم می‌ده

44:49.030 --> 44:50.150
با هم رابطه داشتین؟

44:51.880 --> 44:52.840
ما فقط دوست بودیم

44:53.190 --> 44:54.190
همین

44:54.590 --> 44:56.070
هیچوقت از حدمون فراتر نرفتیم

44:59.510 --> 45:01.150
می‌خواستم قضیه رو برای همسر لی توضیح بدم

45:02.480 --> 45:03.590
ولی پی یو نگران بود که

45:04.000 --> 45:05.070
نکنه ماجرای عوض کردن هویتمون

45:05.070 --> 45:06.360
لو بره و

45:06.760 --> 45:07.710
دردسر بیشتری درست بشه

45:08.710 --> 45:09.710
از اونجایی که فقط

45:09.710 --> 45:10.670
قرص‌های زیبایی می‌خواستن

45:11.880 --> 45:13.030
منم براشون درستش کردم

45:13.920 --> 45:14.840
اگه فقط همین بود که

45:15.920 --> 45:17.440
تو نمی‌خواستی بکشیش

45:20.360 --> 45:21.960
حتما همسر لی چیز بیشتری می‌خواسته و

45:22.710 --> 45:23.880
تو هم قبول نکردی

45:25.360 --> 45:26.800
به خاطر اینکه امپراتور به همسر شو

45:26.800 --> 45:28.110
توجه بیشتری داشتن
بهشون حسودی می‌کردن

45:29.030 --> 45:31.000
برای همین سعی کردن مجبورم کنن
که به همسر شو سم بدم

45:34.670 --> 45:35.710
نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم

45:36.510 --> 45:37.550
ولی همسر لی تهدیدم کردن که

45:38.110 --> 45:39.320
اگه این کار رو نکنم

45:39.800 --> 45:41.110
به امپراتور

45:41.110 --> 45:41.960
درباره‌ی من و پی یو می‌گن

45:43.480 --> 45:44.800
هر لحظه نگران‌تر می‌شدم

45:46.030 --> 45:47.280
می‌خواستم به استاد بگم

45:48.480 --> 45:50.000
ولی پی یو گفت خودش درستش می‌کنه

45:51.030 --> 45:52.400
بعدش هم در کمال ناباوری

45:53.680 --> 45:55.280
همسر لی چند روز بعد مرد

46:00.400 --> 46:01.710
کار تو بود، نه؟

46:02.110 --> 46:03.000
مگه قرار نذاشته بودیم که

46:03.000 --> 46:03.920
اینطوری هم رو نبینیم؟

46:04.030 --> 46:04.710
خیلی خطرناکه

46:04.730 --> 46:05.360
باید برگردی

46:06.070 --> 46:07.030
چرا کشتیش؟

46:13.670 --> 46:14.590
همونطور که گفتم

46:14.920 --> 46:16.070
تنها کاری که باید بکنی

46:16.070 --> 46:16.920
اینه که روی کارت

46:16.960 --> 46:17.880
توی دیوان طبابت سلطنتی تمرکز کنی

46:18.070 --> 46:19.320
لازم نیست نگران چیز دیگه‌ای باشی

46:20.320 --> 46:21.920
هر مانعی که سر راهت باشه رو برات بر می‌دارم

46:22.360 --> 46:23.360
...حتی اگه معنیش این باشه که

46:28.920 --> 46:30.590
حتی اگه دیگه طبابت نمی‌کنی

46:30.960 --> 46:32.280
بازم جفتمون نجات دادن جون آدم‌ها رو

46:32.280 --> 46:33.590
از سرپرست یاد گرفتیم

46:33.800 --> 46:35.400
چطور تونستی جون یه نفر رو بگیری؟

46:38.510 --> 46:40.400
چرا همچین آدمی شدی؟

46:45.800 --> 46:46.480
داری توی

46:46.480 --> 46:47.440
مسیر سختی قدم برمی‌داری

46:48.230 --> 46:49.000
و

46:50.190 --> 46:51.960
من بودم که تو رو توی این راه انداختم

46:53.230 --> 46:54.230
نمی‌تونم یه گوشه فقط نگاه کنم

46:59.590 --> 47:00.440
تو بانو پی، طبیب دیوان هستی

47:02.400 --> 47:03.230
و منم یه خواجه‌ام

47:04.920 --> 47:05.710
هر کسی هر وقتی که بخواد

47:05.760 --> 47:06.960
می‌تونه ما رو زیر پا له کنه

47:07.760 --> 47:09.190
پس هر چقدر هم که سخت باشه

47:10.000 --> 47:11.480
باید خودت رو به بالاها برسونی

47:12.630 --> 47:13.280
فقط اون‌ موقع‌ست که

47:14.670 --> 47:15.960
می‌تونی آدم‌های بیشتری رو درمان کنی

47:15.960 --> 47:17.070
جون‌های بیشتری رو نجات بدی و

47:18.480 --> 47:19.920
لازم نیست استعداد و

47:19.920 --> 47:20.800
دلسوزیت رو هدر بدی

47:21.960 --> 47:22.710
پس

47:23.670 --> 47:25.510
اگه بتونم مانعی رو از سر راهت بردارم

47:28.880 --> 47:30.960
حتما این کار رو می‌کنم

47:32.000 --> 47:47.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: heaven ✧ Lavender ✧ faji ✧ Mehrbanoo ✧ SEVDA ✧ Loak ✧
✧ ادیت: heaven ✧

47:51.580 --> 47:57.900
♪از یه ایوان دور دارم به ماه نگاه می‌کنم♪

47:58.420 --> 48:05.060
♪رویاها زیر بار شک و تردید له شدن♪

48:05.580 --> 48:12.580
♪ظلم و بی‌عدالتی هنوز سر جای خودشونن♪

48:13.060 --> 48:19.340
♪و من فقط باعث ایجاد گرد و خاک می‌شم♪

48:21.100 --> 48:24.740
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

48:25.060 --> 48:28.660
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

48:28.740 --> 48:32.700
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

48:32.980 --> 48:36.460
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

48:38.100 --> 48:41.740
♪این مسیر من رو به حقیقت دفن‌شده می‌رسونه♪

48:42.020 --> 48:45.140
♪و به دنبال انعکاس ماه به عمق آب‌ها می‌زنم♪

48:45.420 --> 48:48.940
♪قسم می‌خورم دنیای آروم رو برمی‌گردونم♪

48:49.260 --> 48:52.460
♪و هر بدی‌ای رو از بین می‌برم♪

48:52.580 --> 48:56.220
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

48:56.460 --> 48:59.620
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

49:00.100 --> 49:03.420
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

49:03.580 --> 49:07.980
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

49:08.460 --> 49:12.020
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

49:12.380 --> 49:15.940
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

49:16.060 --> 49:20.500
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

49:20.780 --> 49:24.300
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

49:25.500 --> 49:29.260
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

49:29.540 --> 49:32.620
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

49:33.100 --> 49:36.460
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

49:36.740 --> 49:39.980
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

49:40.060 --> 49:43.420
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

49:43.740 --> 49:47.180
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

49:47.420 --> 49:56.500
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪
