WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ سارا ✧ Luna ✧ snowman ✧ Lavender ✧ MUSE ✧ Mehrbanoo ✧ Silvia ✧ SEVDA ✧ FATEMEH ✧
✧ ادیت: heaven ✧

00:11.300 --> 00:15.500
دل آدم پر از نقشه‌های کثیفه♪
♪توی لجن گیر کرده

00:15.580 --> 00:19.980
♪توی دفتر قاضی، حساب‌ و کتاب‌ها صاف می‌شه♪

00:20.060 --> 00:24.340
چهره‌ی آدمیزاد رو کنار عمل وحشیانه‌اش بذار♪
♪بدهی بی‌عدالتی‌ها رو بشمار

00:24.420 --> 00:28.700
توی تاریکی راه می‌ره♪
♪التماس یه ذره نور ماه رو می‌کنه

00:28.780 --> 00:33.100
بیچاره‌ها زجر می‌کشن♪
♪ولی زورمندها احترام می‌گیرن

00:33.180 --> 00:37.420
یه تار مو رو بکشی♪
♪بوی گناه تا مغز استخون می‌زنه

00:37.500 --> 00:41.780
حرومزاده‌ها سند دارن♪
♪ولی دروغ‌های روح‌وار رو نمی‌شه گرفت

00:41.820 --> 00:46.140
به درونت نگاه کنی، جوابی نیست♪
♪از آسمون طلب رحم کن

00:46.180 --> 00:48.260
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

00:48.260 --> 00:50.380
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

00:50.420 --> 00:52.540
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

00:52.540 --> 00:54.780
♪مجازات دنبالت میاد♪

00:54.860 --> 00:56.900
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

00:56.900 --> 00:59.140
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

00:59.220 --> 01:01.340
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:01.340 --> 01:03.700
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:07.900 --> 01:09.940
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

01:09.940 --> 01:12.100
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

01:12.140 --> 01:14.220
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

01:14.220 --> 01:16.500
♪مجازات دنبالت میاد♪

01:16.540 --> 01:18.580
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

01:18.580 --> 01:20.860
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

01:20.940 --> 01:23.060
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

01:23.060 --> 01:24.220
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

01:27.480 --> 01:29.980
╔═══❀•°❀°•❀═══╗
افشای نسیم یشم
╚═══❀•°❀°•❀═══╝


01:30.300 --> 01:32.980
═══❀•°قسمت چهاردهم°•❀═══

01:33.760 --> 01:34.750
ولی فهمیدم

01:35.830 --> 01:37.080
اینجوری نبوده که
فقط یواشکی همدیگه رو ببینن

01:38.350 --> 01:39.240
در واقع، داشتن نقشه می‌کشیدن

01:40.830 --> 01:41.320
همونطور که فکر می‌کردم

01:42.440 --> 01:43.880
بین لباس‌هایی که پیش خودش نگه می‌داشت

01:43.880 --> 01:45.390
یه جعبه‌ی چوبی ظریف قایم کرده بود

01:46.190 --> 01:46.800
داخلش هم

01:47.390 --> 01:48.440
دوتا قرص بود

01:50.630 --> 01:51.350
اینا قرص قطع تنفسن

01:53.800 --> 01:54.960
نمی‌دونستم

01:54.960 --> 01:55.800
بعدش می‌خواستن چیکار کنن ولی

01:56.350 --> 01:57.440
خیلی ترسیده بودم

01:58.040 --> 01:59.600
!حتما ایده‌ی همون زنه بوده

02:01.990 --> 02:03.750
پس اون روز که، جلوی شاهزاده‌ی شین

02:04.040 --> 02:05.440
نوشیدنی و شیرینی‌ها رو ریختی

02:06.320 --> 02:08.120
به خاطر این بود که اون شیشه رو شناختی و

02:08.670 --> 02:09.840
می‌دونستی داخلش چیه

02:10.720 --> 02:12.190
فکرش رو هم نمی‌کردم که

02:12.670 --> 02:14.120
واقعا اون سم رو پیدا کنین

02:14.790 --> 02:16.230
می‌دونم دارین من رو امتحان می‌کنین ولی

02:17.160 --> 02:18.600
حتی اگه لو هم برم

02:19.350 --> 02:20.440
نمی‌ذارم سر شاهزاده‌ی شین

02:20.440 --> 02:22.040
کلاه بره و اون سم رو بخوره

02:23.400 --> 02:24.510
خودتون هم مطمئنا می‌دونین که

02:24.880 --> 02:26.070
اون جعبه‌ی پروانه‌

02:26.070 --> 02:27.440
از حصیر آن‌ نان ساخته شده بود

02:28.600 --> 02:30.280
من همه‌ی این کارها رو تنهایی انجام دادم

02:31.070 --> 02:32.320
نمی‌ذارم اون زن

02:32.320 --> 02:33.160
شاهزاده‌ی شین رو پایین بکشه

02:34.910 --> 02:36.070
حتما شاهزاده‌ی شین

02:36.190 --> 02:37.510
توی زندگی قبلیش کلی کار خوب کرده که

02:38.160 --> 02:39.560
تو اینجوری ازش محافظت می‌کنی

02:41.510 --> 02:42.830
ولی اینکه تونستی این دارو رو

02:42.830 --> 02:44.120
بی‌سر و صدا توی

02:44.590 --> 02:45.430
جوشونده‌ای که دیوان طبابت سلطنتی

02:45.430 --> 02:46.870
برای بانو وانگ تجویز کرده بود، بریزی

02:47.240 --> 02:48.640
تنهایی امکان‌پذیر نبود

02:50.110 --> 02:51.590
معاون مورخ، من رو دست‌ کم نگیرین

02:52.550 --> 02:53.480
ارباب‌های ما

02:53.480 --> 02:54.640
هر چقدر هم مقام بالایی داشته باشن

02:55.590 --> 02:57.110
وقتی واقعا کاری دارن

02:57.760 --> 02:58.920
باز هم مجبور می‌شن

02:58.920 --> 02:59.870
به خدمتکارهایی مثل ما تکیه کنن

03:04.520 --> 03:05.590
دارین کجا می‌رین؟

03:07.110 --> 03:08.360
جینگ هه یه نفر رو کشته

03:09.040 --> 03:10.040
مدارک هم کاملا محکمن

03:10.590 --> 03:11.430
اینکه بکشینش یا مجازاتش کنین

03:11.670 --> 03:12.430
به خودتون بستگی داره

03:12.830 --> 03:13.670
ولی قضیه‌ی جنگ-آر رو

03:13.990 --> 03:14.990
خودم ازش می‌پرسم تا بفهمم

03:15.240 --> 03:16.920
چه اتفاقی براش افتاده

03:17.480 --> 03:18.920
اینکه یواشکی یه همسر سلطنتی رو ببینی
جرم سنگینیه

03:19.520 --> 03:20.990
نباید بذاریم خدمتکارهای قصر
براش پاپوش درست کنن

03:23.520 --> 03:25.040
جینگ هه خوب بلده قصه‌بافی کنه

03:25.360 --> 03:26.990
حتی اون هم تحت‌ تاثیرش قرار گرفته

03:28.150 --> 03:29.550
حیف که این فقط شروعشه

03:29.710 --> 03:31.480
ولی داستان شما هنوز گفته نشده

03:31.960 --> 03:33.590
چطور می‌تونم الان ولتون کنم برین؟

03:33.870 --> 03:34.920
الان قضیه‌ی مرگ و زندگیه

03:35.480 --> 03:36.360
!مسخره‌بازی درنیارین

03:45.390 --> 03:46.830
این عوضی اینجا چیکار می‌کنه؟

03:47.270 --> 03:48.480
دارین از یه قاتل حمایت می‌کنین؟

03:48.480 --> 03:49.710
آروم باشین

03:50.590 --> 03:52.520
اون ساز روآن رو می‌شناسین، نه؟

03:53.080 --> 03:54.550
خودتون به بانو وانگ داده بودینش ولی

03:54.870 --> 03:56.110
احتمالا از اون خوشش نیومده

03:56.440 --> 03:58.390
حتی یه بار هم بهش دست نزده

04:04.800 --> 04:07.200
اون سم، پروانه‌ها و شمع‌ها

04:07.990 --> 04:09.320
همه‌اشون کار جینگ هه بودن

04:09.590 --> 04:10.990
ولی اون کسی که قصد قتل داشت

04:11.390 --> 04:12.520
اصلا اون نبود

04:13.760 --> 04:14.640
تو شاهزاده‌ی شین رو تحسین می‌کنی

04:15.270 --> 04:16.030
چطور توانش رو داشتی که

04:16.030 --> 04:17.320
کسی رو که دوست داشت بکشی؟

04:18.120 --> 04:19.350
اما مادر فرق داره

04:20.150 --> 04:20.960
شما به عنوان مادرش

04:21.830 --> 04:22.960
چطور متوجه نشدین که

04:22.960 --> 04:24.120
رفت ‌و آمدهای مکرر شاهزاده‌ی شین به قصر

04:24.120 --> 04:25.320
از روی وظیفه‌ی فرزندی نبوده؟

04:25.830 --> 04:27.470
می‌خواست یکی دیگه رو ببینه

04:27.830 --> 04:28.710
کشتن یو شو

04:29.200 --> 04:30.320
تصمیم شما بوده

04:32.230 --> 04:33.710
می‌دونستین جینگ هه عاشق شاهزاده‌ی شینه

04:34.320 --> 04:35.080
حتی اگه می‌خواست

04:35.080 --> 04:36.320
رازش رو نگه داره

04:36.760 --> 04:38.270
نمی‌تونست زیر بازجویی شما دووم بیاره

04:44.030 --> 04:44.470
نه

04:45.440 --> 04:46.030
کار من بود

04:46.960 --> 04:48.270
من به شاهزاده‌ی شین خیانت کردم

04:55.300 --> 04:56.420
(پرورش آرامش درون)

04:57.710 --> 04:59.520
وقتی همسر وی از راز شاهزاده‌ی شین باخبر شد

05:01.440 --> 05:02.710
انگار یه بار سنگین

05:02.760 --> 05:03.680
از روی دوشم برداشته شد

05:05.590 --> 05:06.440
شاهزاده‌ی شین اعتراف کرد

05:06.440 --> 05:07.760
که مخفیانه با بانو وانگ ملاقات می‌کرده

05:08.710 --> 05:09.590
در مورد بقیه

05:10.760 --> 05:11.760
یه کلمه هم حرف نزد

05:12.830 --> 05:13.560
چطور اجازه دادین

05:13.560 --> 05:14.590
یه ندیمه‌ی دون‌پایه به

05:14.590 --> 05:15.440
به شاهزاده‌ی شین چشم بدوزه؟

05:16.120 --> 05:17.680
حتی اگه جینگ هه فقط می‌خواست صیغه بشه؟

05:18.590 --> 05:19.560
شما جینگ هه رو

05:19.560 --> 05:20.640
پیش شاهزاده‌ی شین فرستادین

05:21.200 --> 05:21.830
چون

05:21.830 --> 05:23.470
بهش نیاز داشتین که درباره‌اش جاسوسی کنه

05:23.910 --> 05:24.590
و تو

05:25.440 --> 05:26.440
طبیعتا، همچین معامله‌ی شیرینی رو

05:26.440 --> 05:27.320
رد نمی‌کردی

05:27.910 --> 05:29.590
حتی بلد بودی لطفشون رو جبران کنی

05:31.790 --> 05:32.640
شما برای همسر وی

05:33.350 --> 05:34.560
قرص‌های قطع تنفس رو آوردین

05:35.120 --> 05:36.200
بعد از اینکه دزدیدینشون

05:36.470 --> 05:37.710
شاهزاده‌ی شین متوجه نشدن؟

05:38.560 --> 05:39.760
خیلی زود متوجه شدن

05:48.560 --> 05:49.230
می‌دونم

05:50.120 --> 05:51.270
نگران منی

05:51.960 --> 05:52.590
جینگ هه

05:53.520 --> 05:55.280
لازم نیست هی جلوی من زانو بزنی

05:55.280 --> 05:56.080
و طلب بخشش کنی

05:56.910 --> 05:58.000
تو هیچ کار اشتباهی نکردی

05:59.000 --> 06:00.030
ما دوتامون فقط داریم

06:01.640 --> 06:02.880
کاری رو می‌کنیم که فکر می‌کنیم درسته

06:15.960 --> 06:17.080
بانو وانگ بارداره

06:20.880 --> 06:22.030
مادر، کمکم کنین

06:22.830 --> 06:23.830
اون رو از قصر بیرون بیارین

06:36.030 --> 06:36.680
...تو

06:37.590 --> 06:38.250
...تو

06:39.560 --> 06:41.500
اصلا می‌دونی چیکار کردی؟

06:47.230 --> 06:48.560
شما رفتین بانو وانگ رو ببینین

06:49.120 --> 06:50.120
نه اینکه چون

06:50.120 --> 06:51.440
استعدادش رو تحسین می‌کردین

06:51.910 --> 06:53.150
یا باهاش احساس نزدیکی داشتین

06:56.270 --> 06:57.230
احساس نزدیکی؟

06:59.350 --> 07:00.590
چه شوخی تلخی

07:02.520 --> 07:04.760
اون زن بی‌شرم واقعا گستاخ بود

07:05.640 --> 07:06.880
دیگه از جنگ-آر من

07:07.120 --> 07:08.150
باردار شده

07:08.680 --> 07:10.150
ذره‌ای هم خجالت نداشت

07:11.350 --> 07:12.590
شما دوتا هم خیلی خوب با هم هماهنگ بودین

07:13.440 --> 07:14.710
بعد از اینکه بانو وانگ رو کشتین

07:15.080 --> 07:15.960
برای اینکه کسی

07:15.960 --> 07:16.910
جسد رو بررسی نکنه

07:17.480 --> 07:19.290
همسر وی خاک‌اره‌ی کاج و

07:19.290 --> 07:20.600
یه تابوت از چوب بید کنار رودخونه جور کرد

07:20.710 --> 07:21.690
و جینگ‌ هه

07:21.830 --> 07:22.830
با دقت اون

07:22.830 --> 07:24.230
جعبه‌ی قشنگ پروانه‌ها رو آماده کرد

07:24.470 --> 07:25.760
حتی بعد از مرگش هم

07:26.390 --> 07:27.590
باز ولش نکردین

07:30.350 --> 07:31.830
پس چرا اون از شاهزاده‌ی شین دل نمی‌کند؟

07:32.830 --> 07:33.680
از دیدن اینکه ایشون

07:33.680 --> 07:34.760
عشقشون رو از دست بدن متنفرم

07:35.230 --> 07:35.960
اما ایشون کاملا

07:35.960 --> 07:37.200
شیفته‌اش شده بودن

07:37.830 --> 07:39.270
برای اینکه به همسر وی التماس کنن

07:39.710 --> 07:40.710
ترجیح دادن زیر بارون

07:40.710 --> 07:41.640
دو ساعت زانو بزنن

07:43.910 --> 07:45.120
همه‌اش به خاطر پودر یون شیانگه

07:46.230 --> 07:47.120
پودر یون شیانگ؟

07:48.080 --> 07:49.120
مگه قرص قطع تنفس نبود؟

07:49.790 --> 07:50.440
جنگ-آر

07:50.880 --> 07:51.910
چرا بیدار شدی؟

07:54.520 --> 07:55.640
پودر یون شیانگ چیه؟

07:56.150 --> 07:57.270
چی بهش خوروندی؟

07:58.640 --> 07:59.350
جواب بده

07:59.960 --> 08:01.390
پودر یون شیانگ چیه؟

08:05.080 --> 08:05.910
سمه

08:07.350 --> 08:08.560
بی‌رنگ، بی‌مزه

08:09.270 --> 08:11.030
و سمیه که بدون رد و اثر می‌کشه

08:14.320 --> 08:14.880
چرا؟

08:15.130 --> 08:16.320
!چون اون یه دیوونه‌ بود

08:18.200 --> 08:19.350
پس باید می‌مرد

08:25.680 --> 08:26.390
یه بار

08:27.390 --> 08:28.760
سعی کردم باهاش حرف بزنم و قانعش کنم

08:29.560 --> 08:30.880
ولی اون دختر لجباز اصلا گوش نداد

08:31.830 --> 08:32.630
می‌دونم

08:33.870 --> 08:35.230
چی توی سرت بود

08:35.920 --> 08:36.990
جنگ-آر خیلی ساده‌لوحه

08:38.200 --> 08:39.200
و نقشه‌‌ی تو هم

08:40.440 --> 08:41.320
اصلا هوشمندانه نبود

08:42.800 --> 08:43.960
بازم مجبور بودیم که بفهمیم

08:45.590 --> 08:46.280
اگه بتونین

08:46.280 --> 08:47.400
کمک کنین که راز رو مخفی نگه داریم

08:48.200 --> 08:49.200
لطف بزرگی در حقمون می‌کنین

08:49.350 --> 08:50.280
لطف؟

08:50.920 --> 08:52.080
!نه، این یه جرم بزرگه

08:57.710 --> 08:58.440
یه نگاه به خودت بنداز

08:59.230 --> 09:00.350
تا دیروز یه دختر نوازنده‌ی ساده از

09:01.080 --> 09:02.200
دیوان موسیقی بودی که یه شبه

09:02.800 --> 09:04.750
همسر رسمی امپراتور با رده‌ی هشتم شدی

09:05.470 --> 09:06.040
از الان به بعد

09:06.750 --> 09:07.680
دیگه هیچ کم و کسری‌‌ای توی زندگیت نداری

09:08.590 --> 09:09.830
این خودش یه نعمت بزرگه که

09:09.920 --> 09:11.320
خیلی‌ها توی این قصر خوابش رو می‌بینن

09:12.040 --> 09:13.230
دیگه چی کم داری؟

09:20.630 --> 09:21.430
اگه شما فقط به خاطر مادیات

09:21.430 --> 09:22.870
زندگی می‌کنین

09:23.350 --> 09:24.710
پس خیلی زندگی کسل‌کننده‌‌ای دارین

09:25.480 --> 09:26.240
من به پول نیاز ندارم

09:26.550 --> 09:28.160
برای یادگیری موسیقی به قصر اومدم

09:29.000 --> 09:30.070
اون "نعمتی" که می‌گین

09:30.830 --> 09:31.520
برام هیچ ارزشی نداره

09:32.280 --> 09:33.760
ولی مورد لطف عالیجناب قرار گرفتن

09:34.830 --> 09:36.160
خودش به تنهایی بالاترین افتخاره

09:37.120 --> 09:38.120
شاید برای شما افتخار باشه

09:39.070 --> 09:40.120
ولی برای من عین زندونی شدنه

09:41.120 --> 09:42.880
اگه بهای لطف عالیجناب

09:43.480 --> 09:45.120
از دست دادن آزادی زندگیم باشه

09:46.280 --> 09:47.550
پس نمی‌خوامش

09:47.910 --> 09:49.190
پس تو همه‌ی اصول انسانیت رو

09:49.330 --> 09:50.710
برای هوس خودخواهانه‌ات زیر پا گذاشتی

09:51.160 --> 09:52.400
و زندگی جنگ-آر منو برای همیشه نابود کردی؟

09:52.710 --> 09:53.830
اصول انسانی رو زیر پا گذاشتم؟

09:55.120 --> 09:56.070
اونم برای هوس خودخواهانه؟

09:57.160 --> 09:58.040
نابود کردن یه زندگی دیگه؟

09:59.480 --> 10:01.000
الان نمی‌دونم با این حرف و اتهامات

10:02.190 --> 10:03.670
دارین به من توهین می‌کنین

10:04.120 --> 10:05.240
یا خود شخص امپراتور؟

10:07.760 --> 10:08.520
عالیجناب

10:08.520 --> 10:09.760
الان می‌تونن جای پدرم باشن

10:10.120 --> 10:11.160
من رو هم از روی هوس

10:11.280 --> 10:12.400
به همسری خودشون درآوردن

10:13.360 --> 10:14.400
بعدشم کلا رفتن

10:15.160 --> 10:16.520
می‌تونستم این قصر رو همون موقع ترک کنم

10:17.670 --> 10:18.310
ولی حالا

10:18.310 --> 10:19.400
مجبورم همینجا پیر شم

10:21.830 --> 10:23.280
تو فقط دوست نداری قبول کنی

10:25.000 --> 10:25.790
که

10:26.430 --> 10:27.710
به این زودی لطفشون رو از دست دادی

10:28.630 --> 10:30.230
من فقط نمی‌خوام قبول کنم سرنوشتم

10:30.230 --> 10:31.510
!بازیچه‌ی دست بقیه بشه

10:37.990 --> 10:38.560
یو شو

10:40.080 --> 10:40.920
به نظر خودت

10:42.200 --> 10:43.830
زیادی طمع‌کار نیستی؟

10:44.400 --> 10:45.320
توی این قصر

10:46.320 --> 10:47.870
بانوان حرمسرا چیز زیادی ندارن

10:48.590 --> 10:49.830
اگه ثروت و مقام می‌خوای

10:50.040 --> 10:50.960
باید برای لطف عالیجناب بجنگی

10:52.040 --> 10:53.510
و اگه آرامش و راحتی می‌خوای

10:54.750 --> 10:56.200
سر جات بمون و به همین قانع باش

10:56.920 --> 10:58.230
اگه آزادی بخوام چی؟

11:00.470 --> 11:01.990
فراموش شدن توسط عالیجناب

11:02.400 --> 11:03.080
...یعنی آزاد شدن

11:03.590 --> 11:05.510
از زنجیرهایی که توی قصره

11:06.110 --> 11:07.440
تو عاشق نواختن ساز روآن هستی، مگه نه؟

11:07.920 --> 11:08.630
الان توی این تالار هان‌ لیانگ

11:08.630 --> 11:09.960
تنها زندگی می‌کنی

11:10.470 --> 11:11.510
و این یعنی هیچ محدودیتی نداری

11:11.750 --> 11:13.400
می‌تونی هر چقدر که می‌خوای بنوازی

11:13.870 --> 11:15.040
اینم یه جور آزادی نیست؟

11:16.590 --> 11:17.200
برای آدم‌ها

11:18.080 --> 11:19.440
آزادی یعنی داشتن حق انتخاب

11:20.560 --> 11:21.440
سازش کردن و

11:22.160 --> 11:23.040
توی بدبختی دنبال شادی گشتن

11:23.110 --> 11:24.510
!فقط فریب دادن خودمونه

11:26.630 --> 11:27.350
الان خودتون رو ببینین

11:27.630 --> 11:29.040
اینکه همسر وی باشین
چه فایده‌ای براتون داشته؟

11:30.590 --> 11:31.080
فقط حقارت و بدبختیه

11:33.830 --> 11:34.470
انسان‌ها

11:34.800 --> 11:36.510
فقط وقتی که دنبال لقمه‌ی بزرگ‌تر
از دهنشون باشن

11:37.590 --> 11:38.680
رقت‌انگیز می‌شن

11:39.990 --> 11:41.080
به جایگاهت قانع باش و

11:42.080 --> 11:43.080
حد و مرزت رو بدون

11:44.590 --> 11:45.800
فقط اینطوری می‌تونی
یه زندگی راحت داشته باشی

11:47.560 --> 11:49.200
این همه سال

11:49.400 --> 11:50.200
شما که به جایگاهتون قانع بودین

11:50.990 --> 11:52.440
شده حس کنین که بهتون ظلم شده؟

11:54.080 --> 11:54.920
تمام روز و شب‌هایی که

11:54.920 --> 11:56.160
شوهرتون نادیده‌اتون گرفت

11:56.830 --> 11:58.750
"دونستن حد و مرز"
واقعا کمکی کرد که تحمل کنین؟

12:04.920 --> 12:06.320
من الان احترام عالیجناب و

12:07.510 --> 12:08.590
پسرم جنگ-آر رو دارم

12:12.110 --> 12:13.040
ما شبیه هم نیستیم

12:13.990 --> 12:14.800
پس هر کدوم بریم دنبال راه خودمون

12:15.800 --> 12:17.320
لازم نبود انقدر براتون توضیح بدم

12:23.160 --> 12:23.750
بدرقه‌اتون نمی‌کنم

12:26.110 --> 12:27.200
حتما فکر می‌کنی

12:28.200 --> 12:29.560
تا وقتی من دخالت نکنم

12:30.110 --> 12:32.040
می‌تونی با قرص قطع تنفس
مرگت رو صحنه‌سازی کنی

12:32.350 --> 12:33.350
و از قصر فرار کنی

12:33.870 --> 12:35.040
ولی شاید ندونی

12:35.830 --> 12:36.630
بعد از مرگ یه همسر سلطنتی

12:36.920 --> 12:38.800
جسدش قبل از دفن توی
تالار مردگان نگه داشته می‌شه

12:39.680 --> 12:41.110
زمان و مقدار مصرف اون قرص

12:41.160 --> 12:41.870
باید خیلی دقیق باشه

12:42.560 --> 12:43.800
!وگرنه واقعا می‌میری

12:44.870 --> 12:46.040
اگه قبل از دفن بیدار شی

12:46.110 --> 12:47.110
نگهبان‌ها پیدات می‌کنن

12:47.750 --> 12:48.470
بعد از دفن هم

12:48.680 --> 12:49.870
اگه کسی به‌ موقع نیارتت بیرون

12:50.440 --> 12:51.920
!عملا زنده‌به‌گور می‌شی

12:52.630 --> 12:53.830
جنگ-آر شاید یه شاهزاده باشه

12:54.350 --> 12:55.550
اما اینکه مخفیانه

12:55.550 --> 12:56.990
یه همسر سلطنتی رو جابه‌جا کنه

12:56.990 --> 12:58.030
و از قصر خارجش کنه

12:58.030 --> 12:59.320
فکر کردی کار آسونیه؟

13:01.560 --> 13:02.320
توی این مسیر

13:03.040 --> 13:04.200
یه اشتباه کوچیک

13:04.920 --> 13:06.040
به قیمت جونت تموم می‌شه

13:08.630 --> 13:10.200
انگار داریم با خودمون حرف می‌زنیم

13:11.080 --> 13:12.350
من و شاهزاده‌ی شین
همه‌ چیز رو برنامه‌ریزی کردیم

13:13.160 --> 13:13.990
بی‌دردسر فرار می‌کنم

13:14.750 --> 13:15.630
اون نمی‌دونه

13:16.750 --> 13:18.960
!یه مادر برای بچه‌اش تا چه حد پیش می‌ره

13:19.920 --> 13:20.630
می‌دونستم

13:20.630 --> 13:21.200
(تالار هان لیانگ)

13:21.200 --> 13:22.560
به این راحتی‌ها بی‌خیال نمی‌شه

13:23.400 --> 13:24.560
افرادی رو گذاشته بودم زیر نظر داشته باشنش

13:25.800 --> 13:27.160
ولی هرگز فکر نمی‌کردم

13:27.750 --> 13:29.960
جرأت کنه از یه طبیب سلطنتی

13:30.710 --> 13:32.080
بخواد معاینه‌اش کنه

13:32.960 --> 13:33.990
همین که معاینه می‌شد

13:35.320 --> 13:36.160
باردار بودنش

13:36.160 --> 13:36.830
لو می‌رفت

13:36.870 --> 13:37.630
جنگ-آرِ من

13:38.160 --> 13:39.280
گیر ماجرا میفتاد

13:39.710 --> 13:40.280
اون

13:41.320 --> 13:42.680
و بچه‌ای که توی شکمش بود

13:43.560 --> 13:45.280
همیشه تهدیدی برای جنگ-آر بودن

13:45.630 --> 13:47.040
!پس باید می‌مرد

13:49.750 --> 13:50.990
به طبیب سلطنتی رشوه دادین

13:51.510 --> 13:52.630
و پودر یون‌ شیانگ رو

13:52.630 --> 13:53.560
با معجون بارداریش مخلوط کردین

13:56.200 --> 13:56.800
آره

13:57.280 --> 13:58.800
بعدش هم شاهزاده‌ی شین رو گول زدین

13:59.200 --> 14:00.750
که کمک می‌کنین یو شو با مرگ ساختگی فرار کنه

14:01.560 --> 14:02.250
ولی یو شو

14:02.250 --> 14:04.030
زیادی از قرص قطع تنفس خورده بود

14:04.280 --> 14:05.120
و دیگه بیدار نشد

14:08.760 --> 14:09.360
آره

14:13.240 --> 14:13.880
...مادر

14:16.070 --> 14:17.590
چرا هیچوقت اینا رو بهم نگفتین؟

14:20.400 --> 14:21.120
جنگ-آر

14:22.240 --> 14:23.910
تو زیادی ساده و دل‌رحمی

14:24.360 --> 14:25.790
برای همینه که راحت گولت می‌زنن

14:26.190 --> 14:27.710
!اون زن عاشقت نبود

14:28.480 --> 14:29.910
!فقط داشت ازت استفاده می‌کرد

14:30.640 --> 14:31.480
فراموشش کن

14:32.240 --> 14:33.480
همه‌ی اینا رو فراموش کن

14:33.830 --> 14:34.550
از این به بعد

14:34.950 --> 14:35.550
تو

14:35.550 --> 14:36.950
یه همسر درست‌ و حسابی داری

14:37.430 --> 14:38.070
و یه بچه

14:38.070 --> 14:39.360
با نام و نسب آبرومند

14:40.520 --> 14:41.790
تا حالا فکر کردین

14:43.590 --> 14:44.360
چرا یو شو جرأت کرد

14:44.360 --> 14:45.760
از طبیب بخواد معاینه‌اش کنه؟

14:47.360 --> 14:48.710
یا خیلی احمق بود

14:49.430 --> 14:50.640
یا می‌خواست

14:50.640 --> 14:52.070
!من رو تهدید کنه و تلافی کنه

14:52.670 --> 14:53.520
در هر صورت

14:53.590 --> 14:54.710
!حقش بود بمیره

15:00.070 --> 15:00.520
...نه

15:02.590 --> 15:03.190
...نه

15:04.830 --> 15:05.710
من احمق بودم

15:06.880 --> 15:07.590
جنگ-آر

15:08.520 --> 15:10.070
اون زن باهات چیکار کرده؟

15:11.000 --> 15:12.590
بین این همه زن دنیا

15:13.520 --> 15:15.910
چرا فقط به اون چسبیدی؟

15:18.710 --> 15:19.710
تمام عمرم

15:20.910 --> 15:22.040
بین این دیوارهای قصر

15:23.310 --> 15:24.000
هیچوقت

15:24.000 --> 15:25.520
زنی به سرزندگی اون ندیده بودم

15:27.790 --> 15:29.280
اولین بار که توی دیوان موسیقی دیدمش

15:30.240 --> 15:31.360
عاشقش شدم

15:32.910 --> 15:34.400
می‌دونستم چیزی که دلش می‌خواد

15:34.710 --> 15:35.710
از دست من برنمیاد

15:36.520 --> 15:37.120
اون

15:37.120 --> 15:38.670
یه زندگی آزاد می‌خواست

15:39.480 --> 15:40.790
گشتن توی دنیا

15:40.790 --> 15:41.760
با یه ساز روآن

15:42.550 --> 15:44.280
برای همین هیچوقت جرأت نکردم بیشتر بخوام

15:47.040 --> 15:48.830
اینکه با هم بشینیم مشاعره کنیم و
لحظات رو کنار هم باشیم

15:49.760 --> 15:51.040
ترانه و غزل بگیم

15:51.950 --> 15:52.910
خودش یه نعمت بود

15:53.880 --> 15:55.590
می‌دونستم خیلی زود آزاد می‌شه و

15:56.240 --> 15:57.000
از خدمت کردن توی قصر خلاص می‌شه

15:57.880 --> 15:59.160
متنفر بودم از اینکه ببینم داره می‌ره

16:00.000 --> 16:01.400
ولی از ته دلم براش خوشحال بودم

16:02.160 --> 16:03.480
زندگی‌ای که آرزوش رو داشت

16:04.430 --> 16:05.520
همون زندگی‌ای بود که منم می‌خواستم

16:08.070 --> 16:08.910
ولی من نمی‌تونستم داشته باشمش

16:09.790 --> 16:11.590
همین که اون همچین زندگی‌ای برای من می‌دید
برام کافی بود

16:13.670 --> 16:14.550
...تا اینکه اون روز

16:16.520 --> 16:18.070
پدرم یو شو رو به بستر خودش برد

16:20.310 --> 16:21.070
یو شو کجاست؟

16:24.670 --> 16:25.760
همون لحظه

16:26.520 --> 16:27.950
دنیا دور سرم چرخید

16:28.910 --> 16:29.950
کسی که دوستش داشتم

16:30.880 --> 16:32.280
برای همیشه آزادیش رو از دست داده بود

16:33.160 --> 16:34.640
می‌دونستم همه‌ی اینا

16:34.640 --> 16:35.480
براش چه معنی‌ای داره

16:36.520 --> 16:38.240
ولی اون پدرم و

16:38.880 --> 16:40.240
امپراتور این سرزمین بود

16:43.280 --> 16:44.400
هیچ کاری ازم برنمیومد

16:48.200 --> 16:48.830
جنگ-آر

16:48.960 --> 16:49.560
اعلی‌حضرت

16:49.750 --> 16:50.400
جنگ-آر

16:50.470 --> 16:51.080
چی شده؟

17:06.310 --> 17:06.990
ممنونم

17:09.440 --> 17:10.230
بعد از اون

17:11.920 --> 17:13.440
یو شو به تالار هان لیانگ منتقل شد

17:16.400 --> 17:17.680
و پدرم از زندگیش محو شد

17:19.680 --> 17:20.840
هر وقت وارد قصر می‌شدم

17:22.200 --> 17:23.070
راهم رو کج می‌کردم و

17:23.070 --> 17:24.600
پشت تالار هان لیانگ می‌موندم

17:25.990 --> 17:26.920
فقط می‌خواستم

17:26.920 --> 17:28.750
اون تیکه آسمونی رو که
بالای سرش بود ببینم

17:29.020 --> 17:31.400
(تالار هان لیانگ)

17:31.400 --> 17:32.360
اگه شانس میاوردم

17:34.030 --> 17:35.470
حتی صدای روآن رو هم می‌شنیدم

17:36.640 --> 17:37.360
می‌تونستم

17:37.360 --> 17:39.030
تمام تلخی و دردش رو حس کنم

17:40.360 --> 17:41.270
بعدها

17:42.600 --> 17:44.230
فهمید بارداره و

17:45.990 --> 17:46.840
بیشتر از قبل

17:46.840 --> 17:47.790
می‌خواست از این قصر عمیق بره

17:48.750 --> 17:49.310
...یو شو

17:51.120 --> 17:51.990
اعلی‌حضرت، کمکم کنین

17:53.990 --> 17:54.600
بلند شو

17:57.750 --> 17:58.360
چی شده؟

17:59.270 --> 18:00.230
...گفت

18:01.070 --> 18:02.470
دیگه هیچ میلی به زنده موندن نداره

18:03.270 --> 18:04.470
ولی اون بچه دلیلش برای

18:05.880 --> 18:06.790
ادامه‌ی زندگی شده بود

18:07.120 --> 18:08.070
اون رنج و عذاب

18:08.680 --> 18:10.270
بانوهای قصر داخلی و

18:11.120 --> 18:11.960
همچنین

18:13.160 --> 18:14.230
اسیر سرنوشت بودنِ

18:14.230 --> 18:15.440
شاهزاده‌ها رو هم می‌دید

18:16.840 --> 18:17.960
نمی‌خواست بچه‌اش هیچکدوم از اینا رو

18:17.960 --> 18:18.920
به دوش بکشه

18:20.360 --> 18:21.200
می‌خواست فرار کنه

18:22.270 --> 18:23.310
یادتونه که

18:23.880 --> 18:26.110
شاهدخت جائو سی چطور توی
جشنواره‌ی فانوس مرگشون رو جعل کردن؟

18:26.680 --> 18:27.600
می‌خوای چیکار کنی؟

18:28.680 --> 18:29.840
می‌خوام همون کار رو بکنم

18:32.160 --> 18:32.840
بعد از اون

18:34.640 --> 18:35.960
یه راهی پیدا کردم تا
قرص قطع تنفس رو بگیرم

18:36.790 --> 18:38.310
من و یو شو همه چیز رو
برنامه‌ریزی کرده بودیم

18:39.160 --> 18:40.840
ولی جینگ هه و مادرم فهمیدن

18:41.880 --> 18:43.600
مادرم معمولا خیلی محتاط بود

18:44.600 --> 18:46.360
ولی اگه می‌دونست اون بچه مال منه

18:47.310 --> 18:48.600
حتما کمکم می‌کرد

18:49.600 --> 18:50.550
فقط هیچوقت فکر نمی‌کردم

18:53.640 --> 18:55.160
کار به کشته شدن یو شو بکشه

18:55.920 --> 18:57.160
شما یو شو رو نکشتین

18:58.030 --> 18:58.920
همسر وی این کار رو کرد

18:59.990 --> 19:01.310
و کسی که کشته

19:01.960 --> 19:03.440
فقط یه بانوی منتخب نبود

19:03.840 --> 19:04.990
بلکه یه وارث سلطنتی هم بوده

19:05.360 --> 19:06.440
وارث سلطنتی؟

19:08.710 --> 19:09.880
یه بچه‌ی نامشروع که

19:09.880 --> 19:11.470
حتی نمی‌شه علنیش کرد

19:12.160 --> 19:13.510
بهش می‌گین وارث سلطنتی؟

19:14.270 --> 19:15.070
...مادر

19:16.840 --> 19:17.310
این درست نیست

19:19.680 --> 19:20.640
حتی الان هم

19:21.640 --> 19:22.750
بازم می‌خوای ازش محافظت کنی؟

19:23.960 --> 19:24.750
اون بچه

19:25.200 --> 19:25.960
یه اشتباه بود

19:26.880 --> 19:28.070
یه گناه

19:32.030 --> 19:33.200
هنوز هم می‌خواین مخفیش کنین؟

19:34.990 --> 19:36.030
دوباره ازتون می‌پرسم

19:37.070 --> 19:39.120
چرا یو شو جرات کرد
از طبیب بخواد معاینه‌اش کنه؟

19:46.360 --> 19:47.310
چون اون بچه

19:48.200 --> 19:49.030
مال عالیجناب بود

19:52.400 --> 19:53.510
آسمان همه چیز رو می‌بینه

19:53.730 --> 19:55.230
جسد بانو وانگ رو سوزوندن

19:56.200 --> 19:57.600
ولی همین باعث شد
استخون‌های بچه‌ی بی‌گناه

19:57.600 --> 19:58.400
رو بشه

19:58.680 --> 19:59.880
استخون‌های جنین شکل گرفته بود

20:00.470 --> 20:01.400
این یعنی یو شو

20:01.680 --> 20:03.200
حداقل چهار ماهه باردار بوده

20:03.790 --> 20:05.070
یو شو عاشق نوشیدن بود

20:06.160 --> 20:06.960
ولی ما تحقیق کردیم

20:06.960 --> 20:07.880
ندیمه‌های تالار هان لیانگ گفتن

20:08.640 --> 20:09.840
کمتر از یه ماه بعد از مراسم اعطای مقامش

20:10.400 --> 20:11.750
دیگه برای فراموش کردن
غم‌هاش به نوشیدن پناه نمی‌برده

20:11.990 --> 20:13.400
قبلا برای فراموش کردن غم‌هاشون می‌نوشیدن

20:14.030 --> 20:14.960
ولی بعدا

20:15.550 --> 20:16.790
دیگه ندیدیم که بنوشن

20:18.070 --> 20:18.680
اون موقع

20:19.200 --> 20:20.310
فهمیده بود که

20:20.310 --> 20:21.440
بارداره

20:22.360 --> 20:23.310
کمتر از یه ماه

20:25.550 --> 20:26.550
بعد از مراسم اعطای مقامش؟

20:27.640 --> 20:28.310
جینگ هه

20:29.070 --> 20:30.230
تو خیلی به شاهزاده‌ی شین اهمیت می‌دی

20:30.510 --> 20:31.600
باید بدونی

20:31.880 --> 20:33.160
دقیقا از کی توی قصر چنگ اِن

20:33.200 --> 20:34.360
باهاش ملاقات می‌کردن

20:36.230 --> 20:37.120
...خب

20:39.550 --> 20:40.680
دو ماه پیش

20:41.310 --> 20:41.880
درسته

20:42.550 --> 20:44.120
شایعات "تسخیر" توی قصر چنگ اِن

20:44.510 --> 20:45.920
از دو ماه پیش شروع شد

20:46.360 --> 20:47.310
دو ماه پیش

20:48.310 --> 20:50.230
وقتی بانو وانگ شاهزاده‌ی شین رو دید

20:50.680 --> 20:51.960
سه ماهه باردار بود

20:52.270 --> 20:53.550
ولی حتی یه بار هم به دروغ‌های

20:53.550 --> 20:54.510
شاهزاده‌ی شین شک نکردین

20:54.960 --> 20:55.550
اون طبیب مسئول که

20:55.550 --> 20:56.840
بهش رشوه دادین و تهدیدش کردین

20:57.400 --> 20:58.160
حتما می‌دونسته که

20:58.160 --> 20:59.620
چند ماهه بارداره

21:00.030 --> 21:01.860
ولی شما فقط نگران شاهزاده‌ی شین بودین و

21:02.160 --> 21:03.830
هیچوقت در مورد جنین چیزی نپرسیدین

21:03.960 --> 21:05.400
!با عجله اون رو کشتین

21:05.710 --> 21:06.600
وقتی به قتل رسید

21:06.880 --> 21:08.200
جنین پنج ماهه بود و

21:08.710 --> 21:09.960
شکل یه بچه رو گرفته بود

21:13.310 --> 21:14.200
...نمی‌دونستم

21:15.680 --> 21:16.500
...نمی‌دونستم

21:20.360 --> 21:20.990
...جنگ-آر

21:23.790 --> 21:24.960
بهم دروغ گفتی

21:25.160 --> 21:27.790
چرا بهم دروغ گفتی؟

21:39.210 --> 21:40.840
ولی دیوان طبابت سلطنتی
هیچ سند و مدرکی نداره

21:41.070 --> 21:42.190
کی می‌تونه ثابت کنه که

21:42.190 --> 21:43.850
بچه‌اش متعلق به عالیجناب بوده؟

21:45.600 --> 21:46.400
با یکی دیگه خوابیده بود و

21:46.400 --> 21:47.270
یه حرومزاده توی شکمش بود

21:48.120 --> 21:49.070
از قلب مهربون جنگ-آر استفاده کرد و

21:49.070 --> 21:50.160
سعی کرد از قصر فرار کنه

21:50.710 --> 21:52.920
نزدیک بود جنگ-آر من رو
!به یه اشتباه بزرگ بندازه

21:53.960 --> 21:55.570
این کار رو به خاطر اعتبار
خاندان سلطنتی انجام دادم

21:55.570 --> 21:56.920
به خاطر بچه‌ام این کار رو کردم

21:56.920 --> 21:57.440
...به خاطر همین

21:57.600 --> 21:59.030
!مادر -
!به خاطر همین این کار رو کردم -

21:59.960 --> 22:01.680
یو شو هم به خاطر بچه‌اش این کار رو کرد

22:02.600 --> 22:04.030
به خاطر اینکه بچه‌اش رو از قصر خارج کنه

22:04.750 --> 22:05.880
حاضر بود جونش رو به خطر بندازه

22:06.640 --> 22:08.160
ولی به خاطر حرف تو

22:08.550 --> 22:09.270
به خاطر بچه‌اش

22:09.600 --> 22:10.920
حتی حاضر بود از آزادیش بگذره

22:11.510 --> 22:12.410
تصمیمش رو گرفته بود که

22:12.410 --> 22:13.280
کل عمرش رو

22:13.280 --> 22:14.380
توی این قصر زندانی بمونه

22:15.030 --> 22:16.950
اگه طبیب مسئول صادقانه

22:16.950 --> 22:17.820
سن جنین رو گزارش بده

22:18.470 --> 22:20.030
ثابت می‌شه که بچه

22:21.990 --> 22:23.080
برای پدر بوده

22:24.200 --> 22:24.790
...ولی تو

22:26.600 --> 22:27.600
...ولی من

22:28.790 --> 22:30.440
ولی منم یه مادرم

22:30.440 --> 22:31.640
!یه مادر

22:32.790 --> 22:33.510
حالا

22:34.160 --> 22:35.010
حقیقت مشخصه

22:35.230 --> 22:35.920
بانوی من

22:36.120 --> 22:36.790
پرونده رو ببندین

22:38.790 --> 22:39.440
...این پرونده

22:40.270 --> 22:41.400
چطور می‌تونه بسته بشه؟

22:42.120 --> 22:43.310
شما بر علیه بانو وانگ نقشه کشیدین و

22:43.880 --> 22:44.920
یه وارث سلطنتی رو مسموم کردین و

22:45.790 --> 22:46.960
برای مخفی کردن جرمتون

22:47.230 --> 22:48.840
من و معاون مورخ رو
به داشتن رابطه متهم کردین

22:49.400 --> 22:51.970
همسر وی،‌ همه‌اش رو قبول می‌کنین یا

22:52.160 --> 22:54.130
یه مقدارش رو با شاهزاده‌ی
شین و جینگ هه شریک می‌شین؟

23:00.120 --> 23:01.120
من هیچ گناهی نکردم که بخوام قبولش کنم

23:03.270 --> 23:04.630
حرکت خوبی بود

23:05.360 --> 23:07.580
جینگ هه قربانی ایده‌آلی بود

23:07.960 --> 23:09.430
حتی اگه شما از این ماجرا
جون سالم به در ببرین

23:09.430 --> 23:10.230
تکلیف شاهزاده‌ی شین چی می‌شه؟

23:10.510 --> 23:11.600
این موضوع چه ربطی به اون داره؟

23:11.960 --> 23:13.680
کیسه‌ی عطری که هر روز همراهشه رو

23:13.710 --> 23:15.120
بانو وانگ درست کرده بود

23:16.270 --> 23:17.360
شاید مدرک کمی باشه

23:17.400 --> 23:18.270
ولی همین کافیه

23:18.880 --> 23:19.880
این رو

23:19.880 --> 23:20.920
از خودتون یاد گرفتم

23:21.360 --> 23:22.510
اتفاقی که افتاده مهم نیست

23:22.960 --> 23:24.470
چیزی که عالیجناب فکر می‌کنن اتفاق افتاده

23:24.750 --> 23:25.440
از همه چیز مهم‌تره

23:27.440 --> 23:28.990
پس دنبال انتقامین

23:30.070 --> 23:30.880
می‌خواین

23:31.600 --> 23:33.200
من رو هم با خودتون پایین بکشین، آره؟

23:34.160 --> 23:35.200
اگه نمی‌تونیم اینو حل کنیم

23:35.680 --> 23:37.160
می‌تونیم درباره‌ی یه چیز دیگه حرف بزنیم

23:37.960 --> 23:38.750
چی؟

23:40.120 --> 23:42.360
شاهزاده‌ی شین توی اقامتگاهش زمین خورده و

23:42.750 --> 23:43.990
آسیب دیده

23:45.230 --> 23:47.160
می‌خواین اون عوضی رو تبرئه کنین؟

23:47.440 --> 23:48.120
محاله

23:48.990 --> 23:50.120
جرأت کرده پسر سلطنتی رو بکشه

23:51.160 --> 23:52.310
!باید بمیره

23:54.360 --> 23:55.640
درست می‌گین

23:56.600 --> 23:57.790
هر کسی که جرأت کنه فرزند سلطنتی رو بکشه

23:58.600 --> 23:59.750
باید بمیره

24:04.030 --> 24:10.430
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

25:02.200 --> 25:02.840
بانوی من

25:03.550 --> 25:04.710
اگه شاهزاده‌ی شین رو دیدین

25:05.510 --> 25:07.230
می‌شه از طرف من ازشون عذرخواهی کنین؟

25:08.680 --> 25:09.230
جالبه

25:10.270 --> 25:11.230
اون هم ازم خواست که

25:11.230 --> 25:12.070
از طرفش ازت عذرخواهی کنم

25:14.990 --> 25:15.640
اون شب

25:16.070 --> 25:17.030
خواب یو شو رو دیدم

25:18.920 --> 25:20.510
می‌خواست ما به زندگیمون ادامه بدیم

25:23.640 --> 25:24.440
پیپات کجاست؟

25:25.310 --> 25:26.470
همه‌اشون مال دیوان موسیقی بودن

25:27.200 --> 25:28.310
نمی‌خوام حتی

25:28.790 --> 25:29.920
یه چیز هم از این قصر با خودم ببرم

25:32.920 --> 25:34.070
چه حیف

25:35.990 --> 25:36.880
شاهدخت کلی زحمت کشیدن تا

25:36.880 --> 25:37.750
این پیپا رو پیدا کنن

25:38.120 --> 25:39.600
یه ساز صد ساله‌ست

25:40.510 --> 25:41.680
حالا چی؟

25:44.550 --> 25:46.840
صد سال پیش اصلا قصر شینگ چینگ وجود نداشته

25:47.310 --> 25:48.550
پس جزو اموال قصر محسوب نمی‌شه

25:51.790 --> 25:52.640
ممنونم، بانوی من

25:55.440 --> 25:56.230
ممنونم، بانو

26:02.920 --> 26:03.840
به حرفش گوش بده

26:04.480 --> 26:05.280
به زندگیت ادامه بده و خوب زندگی کن

26:19.000 --> 26:20.310
از اول نقشه کشیده بودی که

26:20.720 --> 26:21.590
با پنهان کردن حقیقت

26:21.830 --> 26:22.760
آ هائو رو نجات بدی؟

26:24.720 --> 26:26.350
همسر وی می‌تونه اوضاع رو

26:26.350 --> 26:27.070
به نفع خودش بچرخونه ولی

26:27.870 --> 26:29.590
یه حرفش درست بود

26:30.350 --> 26:31.550
هیچکس نمی‌تونه ثابت کنه که

26:31.550 --> 26:33.000
بچه‌ی یو شو مال عالیجناب بوده

26:33.520 --> 26:34.760
اگه این ماجرا جنجال به پا کنه

26:35.150 --> 26:36.280
تنها کسی که می‌تونیم محکومش کنیم

26:36.680 --> 26:38.280
جینگ هه‌ست که برای من و تو پاپوش درست کرده

26:38.790 --> 26:40.280
همسر وی بازم از ماجرا جون سالم به در می‌برد

26:40.790 --> 26:42.070
اگه عالیجناب شک کنن

26:42.240 --> 26:44.200
کسی که مورد سوءظن و سرزنش
قرار می‌گیره، شاهزاده‌ی شینه

26:44.720 --> 26:46.240
وقتی حقیقت انقدر مبهمه

26:46.760 --> 26:48.110
بهتره باهاش جون آ هائو رو نجات بدیم

26:48.960 --> 26:49.790
درسته

26:51.280 --> 26:52.200
رو شدن حقیقت

26:53.070 --> 26:54.350
همیشه بهترین نتیجه نیست

26:56.720 --> 26:57.790
همسر وی چه داستانی سر هم کرد تا

26:57.790 --> 26:58.550
به عالیجناب گزارش بده؟

27:00.270 --> 27:01.620
همسر وی عاشق موسیقیه و"

27:01.760 --> 27:03.280
از همین راه با بانو وانگ صمیمی شد

27:03.550 --> 27:04.550
کی فکرش رو می‌کرد بانو وانگ

27:04.870 --> 27:06.150
فقط می‌خواسته قصر رو ترک کنه و

27:06.440 --> 27:08.140
حتی از همسر وی هم کمک خواسته

27:08.270 --> 27:09.960
همسر وی هر کاری کرد منصرفش کنه ولی

27:10.240 --> 27:11.680
یو شو تصمیمش رو گرفته بود

27:11.680 --> 27:12.760
اصرار داشت مرگش رو صحنه‌سازی کنه

27:13.630 --> 27:14.870
برای اینکه آبروی عالیجناب حفظ بشه

27:15.920 --> 27:17.130
همسر وی چاره‌ای نداشت جز اینکه

27:17.240 --> 27:18.960
"با ناراحتی دستور قتلش رو بده

27:20.310 --> 27:21.590
و تکلیف "رسوایی" ما توی

27:21.760 --> 27:22.550
قصر چنگ اِن چی شد؟

27:23.440 --> 27:24.590
اون شب، من اونجا نرفتم ولی

27:24.960 --> 27:25.920
شما و بانو وو رن

27:26.040 --> 27:27.310
اونجا پیداتون شد

27:27.630 --> 27:28.630
چند روز بود داشتین تحقیق می‌کردین

27:28.720 --> 27:30.240
خسته شدین و خوابتون برد

27:30.760 --> 27:31.590
قبلا خواجه لیو رو

27:32.070 --> 27:33.150
تحقیر کرده بودین

27:33.350 --> 27:34.280
کینه به دل گرفته بود

27:34.480 --> 27:35.870
برای همین یه مشت دروغ سر هم کرد و

27:36.000 --> 27:37.000
همه جا پخش کرد تا

27:37.310 --> 27:38.240
آبروتون رو ببره

27:38.720 --> 27:40.550
و همسر وی دستور داد اون رو بزنن تا بمیره

27:42.240 --> 27:43.150
برای نجات یکی

27:43.790 --> 27:44.830
می‌شه یه دروغ ساخت

27:45.630 --> 27:46.720
برای پوشوندن یه دروغ

27:47.280 --> 27:48.240
می‌شه یه جون رو قربانی کرد

27:50.150 --> 27:50.870
معاون مورخ

27:51.590 --> 27:52.480
به نظر من این پرونده

27:52.870 --> 27:53.630
ارزش تحقیق نداره

27:56.340 --> 27:58.820
(عمارت شاهزاده‌ی شین)

28:00.720 --> 28:01.350
...اعلی‌حضرت

28:02.870 --> 28:03.310
...من

28:04.720 --> 28:05.630
سرزنشم کنین

28:06.110 --> 28:07.830
یا اگه می‌خواین، من رو بزنین

28:08.790 --> 28:10.520
فقط ترکم نکنین

28:16.480 --> 28:17.280
نگران نباش

28:19.110 --> 28:20.240
چون به مادرم قول دادم که

28:20.240 --> 28:21.440
تو رو به این عمارت بیارم

28:22.150 --> 28:23.200
دیگه رها‌ت نمی‌کنم

28:24.310 --> 28:25.680
از هر چی توی این عمارت هست

28:26.590 --> 28:27.720
می‌تونی هر طور خواستی استفاده کنی

28:28.440 --> 28:29.310
...اما

28:31.630 --> 28:33.110
من دیگه واقعا نمی‌تونم

28:33.110 --> 28:34.000
اینجا بمونم

28:38.390 --> 28:39.390
قبلا فکر می‌کردم

28:41.280 --> 28:42.590
هیچکدوممون مقصر نیستیم

28:45.390 --> 28:47.040
مادرم می‌خواست ازم محافظت کنه

28:48.040 --> 28:48.920
اون اشتباه نکرده بود

28:50.550 --> 28:52.000
من هم می‌خواستم به یو شو کمک کنم

28:52.590 --> 28:53.480
منم فکر می‌کردم حق دارم و

28:54.830 --> 28:55.520
تو

28:56.870 --> 28:58.790
برای عشقی که امیدی نداشت

28:59.480 --> 29:00.870
همه‌ چیزت رو با کمال میل دادی

29:01.760 --> 29:02.520
تو هم مقصر نبودی

29:04.000 --> 29:05.110
اما الان حس می‌کنم

29:06.550 --> 29:07.720
همه‌امون اشتباه کردیم

29:09.920 --> 29:10.790
...اعلی‌حضرت

29:11.280 --> 29:12.110
من فکر می‌کردم

29:12.110 --> 29:13.390
شما از احساساتم خبر ندارین

29:14.520 --> 29:16.070
فکر می‌کردم همیشه من رو

29:16.070 --> 29:17.310
به چشم یه خدمتکار می‌بینین

29:18.960 --> 29:21.110
یه همسر صیغه‌ای که فقط مقید به وظایفشه

29:23.520 --> 29:25.390
...پس شما همه ‌چیز رو می‌دونستین

29:26.240 --> 29:26.960
جینگ ‌هه

29:28.390 --> 29:29.310
من می‌فهمم

29:30.440 --> 29:31.150
چی توی دلت می‌گذره

29:33.920 --> 29:35.000
اما اون دیگه هیچوقت

29:36.760 --> 29:38.000
از احساسات من باخبر نمی‌شه

29:39.440 --> 29:40.110
...اعلی‌حضرت

29:41.590 --> 29:42.960
متاسفم

29:46.000 --> 29:46.790
جینگ ‌هه

29:48.070 --> 29:49.240
زندگی کن… خوب زندگی کن

29:50.240 --> 29:51.240
با خودت مهربون باش

29:52.350 --> 29:53.070
...اعلی‌حضرت

29:56.960 --> 29:57.680
!اعلی‌حضرت

29:57.920 --> 29:58.830
!اعلی‌حضرت

30:01.280 --> 30:02.390
!اعلی‌حضرت

30:09.870 --> 30:11.280
!اعلی‌حضرت
(اعلی‌حضرت و زرمار زنیکه دلقک)

30:26.440 --> 30:27.440
این مدت

30:28.000 --> 30:29.760
کمتر شما رو می‌دیدم

30:30.960 --> 30:31.830
امور کشور سنگین بوده

30:33.000 --> 30:35.110
اما باز هم زحمت کشیدین و به دیدنم اومدین

30:35.720 --> 30:36.720
این کوتاهی از منه

30:38.150 --> 30:40.390
اگه عالیجناب بابت
پرونده‌ی بانو وانگ سرزنشم نکنن

30:41.200 --> 30:42.040
...من همینقدر

30:43.550 --> 30:44.960
از لطف شما بی‌نهایت ممنونم

30:45.280 --> 30:46.630
خودش مقصر بود

30:49.790 --> 30:50.790
ما همسرهای حرمسرا

30:51.040 --> 30:52.830
باید جایگاه خودمون رو بدونیم

30:53.590 --> 30:55.040
چطور فکر کرده بود

30:55.480 --> 30:56.200
می‌تونه برای لطف به قصر بیاد

30:57.110 --> 30:58.070
بعد به خاطر آزادی

30:58.520 --> 30:59.350
فرار کنه؟

31:00.000 --> 31:00.870
اگه واقعا

31:01.350 --> 31:02.280
موفق می‌شد

31:03.070 --> 31:04.920
بدترین سابقه رو می‌ذاشت

31:05.390 --> 31:06.200
کل حرمسرا

31:06.310 --> 31:07.760
به هم می‌ریخت

31:08.520 --> 31:09.200
من توان زیادی ندارم

31:10.440 --> 31:11.150
ولی این تنها کاریه که

31:11.830 --> 31:12.960
می‌تونم برای عالیجناب انجام بدم

31:13.480 --> 31:14.390
برای حفظ قواعد و

31:15.200 --> 31:16.390
نگه داشتن تعادل

31:17.200 --> 31:18.350
همین از دستم برمیاد

31:23.200 --> 31:24.280
دیره دیگه

31:24.870 --> 31:25.390
بیا

31:26.110 --> 31:27.310
با هم شام بخوریم

31:28.980 --> 31:31.140
(عمارت چن‌ شیانگ)

31:36.680 --> 31:37.830
!بانو، نگاه کنین

31:40.440 --> 31:41.200
!بدیمنه

31:48.240 --> 31:49.760
!عالیجناب، عقب وایسین

31:50.870 --> 31:51.830
!نگهبان‌ها

31:58.070 --> 31:59.000
!همسر وی رو نجات بدین

31:59.680 --> 32:00.960
!از عالیجناب محافظت کنین

32:01.240 --> 32:02.760
!از عالیجناب محافظت کنین

32:02.870 --> 32:04.150
!کمک

32:04.240 --> 32:05.520
!کمک

32:06.790 --> 32:09.870
!کمک

32:14.070 --> 32:15.550
...کمک

32:19.040 --> 32:20.070
...کمک

32:21.110 --> 32:22.550
!بی‌عرضه‌ی به‌دردنخور

32:22.550 --> 32:23.200
!همسر وی

32:23.520 --> 32:24.200
حالتون خوبه؟

32:28.550 --> 32:29.760
...عالیجناب

32:39.630 --> 32:40.480
...صورتم

32:41.280 --> 32:42.280
...شما -
...صورتم -

32:43.630 --> 32:44.920
...صورتم

32:47.040 --> 32:48.790
...صورتم

32:51.240 --> 32:51.870
!رئیس

32:52.200 --> 32:53.350
دیروز برای همسر وی اتفاقی افتاده

32:53.350 --> 32:54.350
همسر شو گفتن شما بررسیش کنین

32:54.870 --> 32:55.480
چی شده؟

32:56.240 --> 32:57.520
بانوی شب‌گرد رو می‌شناسین؟

32:57.760 --> 32:58.520
کلاغ ‌پرنده‌ی روح؟

32:58.720 --> 33:00.070
دیروز جلوی چشم عالیجناب

33:00.200 --> 33:01.590
صورت همسر وی رو چنگ انداختن

33:02.830 --> 33:05.000
از کی تا حالا دیوان من جن‌گیری می‌کنه؟

33:05.440 --> 33:06.720
اولش مجبورم کردن
درباره‌ی سایه‌ی روح تحقیق کنم

33:07.070 --> 33:08.280
حالا هم نوبت پرنده‌ی روحه

33:08.630 --> 33:09.110
نمی‌رم

33:09.790 --> 33:10.440
...رئیس

33:11.070 --> 33:12.720
اون پرنده یه پرنده‌ی معمولی نیست

33:13.280 --> 33:14.280
می‌گن که

33:14.390 --> 33:15.790
اونا زن‌های بارداری بودن که

33:15.790 --> 33:17.520
با کلی کینه و حسرت مردن

33:18.150 --> 33:19.590
حالا همه دارن می‌گن

33:20.110 --> 33:21.350
همسر وی با پرونده‌ی

33:21.390 --> 33:22.310
نوزاد روح در ارتباطه

33:24.000 --> 33:25.310
همسر وی هنوز اون لباسی که

33:25.310 --> 33:26.000
اون روز تنش بود رو داره؟

33:26.440 --> 33:27.110
پرسیدم

33:27.630 --> 33:28.760
گفتن بدشگونه

33:28.960 --> 33:30.520
برای همین بعدش دادن سوزوندنش

33:31.350 --> 33:32.070
توی این فصل

33:32.070 --> 33:33.350
کلاغ‌ها ولع میوه‌ی شینگ‌ شیان دارن

33:33.920 --> 33:35.280
همسر وی رنگ‌های روشن رو دوست داره

33:35.630 --> 33:36.680
یکی بدون اینکه بفهمه

33:36.680 --> 33:37.480
لباسش رو به آب میوه‌ی شینگ‌ شیان

33:37.550 --> 33:38.390
آغشته کرده

33:38.760 --> 33:39.760
وقتی کلاغ‌ها داشتن برمی‌گشتن

33:39.760 --> 33:41.150
بوی میوه‌ی شینگ‌ شیان جذبشون کرده و

33:41.350 --> 33:42.480
به همسر وی حمله کردن

33:42.920 --> 33:44.000
این حقیقت ماجرای

33:44.280 --> 33:45.790
بانوی شب‌گرده

33:46.240 --> 33:47.040
پس بیاین درباره‌ی

33:47.040 --> 33:47.760
بخش رختشویی سلطنتی تحقیق کنیم

33:47.920 --> 33:49.350
همه‌ی لباس‌ها از اونجا رد می‌شن

33:51.960 --> 33:52.760
بانوی من

33:52.790 --> 33:54.200
همسر شو ازتون خواستن تحقیق کنین

34:06.480 --> 34:07.280
آمار کسایی که لباس‌های همسر وی رو

34:07.280 --> 34:08.550
حتما توی دفتر ثبت شده

34:08.710 --> 34:09.400
یه نگاه بندازیم معلوم می‌شه

34:19.320 --> 34:19.960
نیازی نیست

34:24.070 --> 34:25.040
تو از کی تا حالا

34:25.040 --> 34:26.190
به رختشویی منتقل شدی؟

34:27.750 --> 34:28.920
بعد از اینکه تالار هان‌ لیانگ جن‌زده شد

34:29.400 --> 34:30.440
من و روی ‌شنگ درخواست دادیم که

34:30.440 --> 34:31.630
از اونجا بریم

34:32.630 --> 34:33.960
پس روی‌ شنگ هم توی رختشوییه؟

34:35.880 --> 34:37.630
به آشپزخونه‌ی سلطنتی منتقل شده

34:38.190 --> 34:39.590
پس اون میوه رو دزدیده و

34:39.710 --> 34:40.880
تو هم لباس‌ها رو آهار زدی

34:41.110 --> 34:42.190
واقعا همکاری خوبی با هم داشتین

34:51.400 --> 34:52.880
همیشه خنگ به نظر می‌رسیدی

34:53.710 --> 34:54.750
ولی این دفعه زرنگی کردی

34:57.460 --> 34:58.920
خب حالا باید چیکار کنیم؟

35:01.110 --> 35:02.070
چیکار می‌شه کرد؟

35:02.920 --> 35:04.270
تنها مدرکی که نشون می‌داد

35:04.270 --> 35:06.040
لباس‌ها رو دست‌کاری کردن

35:06.070 --> 35:07.480
توسط همسر وی سوزونده شده

35:07.750 --> 35:09.230
دیگه چیزی برای تحقیق کردن باقی نمونده

35:10.710 --> 35:12.150
آسمون داره تماشا می‌کنه و

35:12.590 --> 35:13.550
زمین گرده

35:14.270 --> 35:15.400
کی می‌تونه پیش‌بینی کنه؟

35:18.630 --> 35:19.230
بیا بریم

35:19.630 --> 35:20.840
بریم به همسر شو گزارش بدیم

35:21.480 --> 35:23.190
این رازهای جن و پرنده

35:23.440 --> 35:25.150
حتی از درک منم خارجه

35:34.360 --> 35:35.630
امشب برای شام بمون

35:36.040 --> 35:37.270
گفتم گوشت بره درست کنن

35:37.590 --> 35:38.670
عالیجناب هم میان

35:40.590 --> 35:42.040
عالیجناب با دیدن من فقط عصبی می‌شن

35:42.440 --> 35:43.710
نمی‌مونم

35:45.880 --> 35:46.920
در مورد ازدواجت هم

35:47.000 --> 35:48.110
عالیجناب

35:48.550 --> 35:49.840
بی‌خیال قضیه شدن

35:50.400 --> 35:51.590
اون خواجه‌ها و ندیمه‌هایی که
شایعه درست کرده بودن

35:51.630 --> 35:52.320
همه‌شون مجازات و

35:52.400 --> 35:53.150
اخراج شدن

35:53.920 --> 35:55.190
هر چی باشه تو هنوز هم

35:55.590 --> 35:56.630
عزیزترین بچه‌ی عالیجنابی

35:57.800 --> 35:58.880
جرم همسر وی

35:59.550 --> 36:00.630
بی‌سر و صدا

36:00.630 --> 36:01.400
روش سرپوش گذاشته شد

36:02.110 --> 36:03.710
اگه عالیجناب نخوان چیزی بشنون

36:04.230 --> 36:05.520
چطور ممکنه حرفی به بیرون درز کنه؟

36:06.670 --> 36:07.270
...پی‌ یی

36:10.000 --> 36:11.070
این طوفان

36:12.070 --> 36:13.520
فروکش کرده

36:14.710 --> 36:16.070
شاهزاده‌ی شین یه ماموریت سخت رو قبول کرد و

36:16.710 --> 36:18.480
اجازه خواست که به سفر بره

36:19.140 --> 36:20.190
بعد از ماجرای کلاغ

36:20.480 --> 36:21.930
همسر وی

36:21.930 --> 36:23.320
دیوونه شد

36:23.800 --> 36:25.520
توی قصر چینگ‌ هوی داره
دوره‌ی نقاهت رو می‌گذرونه و

36:26.040 --> 36:27.270
بدون احضار شدن هم حق برگشتن نداره

36:28.320 --> 36:30.040
صیغه‌ی شاهزاده‌ی شین

36:31.000 --> 36:32.480
برای جبران گناهش خودکشی کرد

36:33.520 --> 36:34.880
پس می‌شه گفت که عدالت رو

36:34.920 --> 36:35.840
در حق بانو وانگ اجرا کردی

36:38.440 --> 36:39.070
اون خودکشی کرده؟

36:45.750 --> 36:46.920
عدالت رو من به دست نیاوردم

36:48.150 --> 36:49.110
اصلا کی

36:49.800 --> 36:51.230
تا حالا واقعا به عدالت رسیده؟

36:52.110 --> 36:53.920
بی‌گناه‌ها بیخودی می‌میرن

36:55.320 --> 36:56.320
اونی هم که تقصیرها رو گردن گرفته

36:56.920 --> 36:57.920
از عذاب وجدان می‌میره

36:59.480 --> 37:01.550
اونایی که عاشق آزادی هستن
خودشون بال‌هاشون رو قیچی می‌کنن

37:02.270 --> 37:03.520
اونایی که در بندن

37:04.070 --> 37:05.150
خودشون پیله‌اشون رو باز می‌کنن

37:08.040 --> 37:09.150
می‌تونم حقیقت رو رو کنم

37:10.520 --> 37:11.710
ولی نمی‌تونم عدالت رو پیدا کنم

37:13.300 --> 37:16.860
(عمارت پرستو)

37:20.230 --> 37:21.230
شنیدی؟

37:22.190 --> 37:23.440
ازدواجمون لغو شده

37:24.630 --> 37:25.480
همونطور که گفتم

37:25.840 --> 37:26.670
نمی‌خواستم بکشمت پایین

37:27.710 --> 37:29.320
پس اینم جزو نقشه‌اتون بود؟

37:30.190 --> 37:30.750
چی؟

37:31.110 --> 37:32.040
یه شب گیر افتادن با من

37:32.230 --> 37:33.110
پخش شدن شایعه‌ها

37:33.590 --> 37:34.750
و بیرون کشیدن همسر وی؟

37:36.800 --> 37:38.040
زیادی من رو دست بالا گرفتی

37:39.000 --> 37:40.360
اگه می‌تونستم آینده رو ببینم

37:41.400 --> 37:42.840
دیگه لازم نبود هر دفعه وادارت کنم

37:42.840 --> 37:43.880
که نقش فال‌گیر رو در بیاری

37:47.230 --> 37:48.190
من و تو

37:48.230 --> 37:49.190
از مرگ و زندگی رد شدیم

37:50.320 --> 37:51.270
نمی‌خوام بهت بدهکار باشم

37:58.880 --> 38:00.070
بین دو نفر

38:00.400 --> 38:01.630
بدهی‌های قلبی اجتناب‌ناپذیره

38:02.000 --> 38:03.750
وابستگی بدهی میاره

38:03.840 --> 38:04.630
و بدهی

38:04.880 --> 38:05.880
وابستگی می‌سازه

38:06.550 --> 38:07.230
اگه می‌خواین

38:07.230 --> 38:08.270
...دیگه هیچ بدهی‌ای نباشه

38:14.190 --> 38:15.400
اونوقت باید برای همیشه جدا بشیم

38:15.590 --> 38:16.400
و همه‌ی پیوندهامون رو از بین ببریم

38:18.920 --> 38:20.110
می‌خوای بترسونیم؟

38:20.520 --> 38:21.150
نمی‌دونم

38:21.150 --> 38:21.960
کدوم حرف‌هاتون راسته

38:21.960 --> 38:22.750
و کدومش دروغه

38:23.360 --> 38:24.590
من فقط

38:24.590 --> 38:25.400
حرف دلم رو زدم

38:27.960 --> 38:29.270
اون روز چیزی که گفتم

38:29.710 --> 38:31.040
برای این بود که پدرت رو عصبانی کنم

38:31.480 --> 38:32.920
اون واقعا زیادی تند پیش رفت

38:36.000 --> 38:36.590
اشکالی نداره

38:37.230 --> 38:38.110
همه‌اش گذشته

38:39.840 --> 38:40.590
!می‌دونستم

38:40.960 --> 38:42.040
!اون روز داشتی یواشکی گوش می‌دادی

38:43.800 --> 38:44.920
داشتین درباره‌ی ازدواجمون

38:44.920 --> 38:45.920
توی عمارت من حرف می‌زدین

38:45.920 --> 38:47.150
این مگه یواشکی گوش دادنه؟

38:47.230 --> 38:48.480
به هر حال داشتی گوش می‌دادی

38:48.710 --> 38:49.110
...من

38:52.480 --> 38:53.520
حرف‌های تلخ عمیق‌ترین زخم رو می‌زنن

38:53.800 --> 38:54.750
شما هم

38:55.110 --> 38:56.110
زیادی خشن بودین

38:56.960 --> 38:58.040
بعدش هم وانمود کردی هیچی نشنیدی

38:58.270 --> 38:59.590
و خیلی عادی باهام پرونده حل می‌کنی

39:01.320 --> 39:02.480
اون برای هدف بزرگ‌تری بود

39:05.710 --> 39:06.550
نکنه

39:06.880 --> 39:08.150
یواشکی به دل گرفتی، نه؟

39:10.920 --> 39:12.070
زیادی

39:12.070 --> 39:13.040
به خودتون ننازین

39:13.320 --> 39:14.590
چرا زخم پیشونیت

39:14.590 --> 39:15.710
انقدر دیر خوب می‌شه؟

39:16.150 --> 39:17.320
درست ‌و حسابی بهش نمی‌رسی

39:17.440 --> 39:18.360
که دلم برات بسوزه؟

39:20.270 --> 39:20.920
...چرت ‌و پرت

39:21.590 --> 39:22.320
!چرت ‌و پرت محضه

39:24.440 --> 39:25.270
مسخره‌ست

39:29.070 --> 39:29.670
باشه

39:30.710 --> 39:31.670
تقصیر من بود

39:32.110 --> 39:32.880
ازت معذرت می‌خوام

39:37.630 --> 39:38.150
لازم نیست

39:38.670 --> 39:39.360
قبول نمی‌کنم

39:40.960 --> 39:41.840
لجباز

39:49.670 --> 39:51.070
!گوش کن

40:00.230 --> 40:00.840
دیدی؟

40:01.960 --> 40:03.520
این آهنگ بهترین صدا رو

40:03.960 --> 40:04.710
بیرون قصر داره

40:14.360 --> 40:15.920
کاش همه‌امون حسرت کم‌تری داشته باشیم

40:22.260 --> 40:31.020
♪یه آهنگ کوتاهه، ولی دل قصه‌اش درازتره♪
♪شب هی سنگین‌تر می‌شه،  غم هم پررنگ‌تر♪

40:31.980 --> 40:39.620
دنیا توی چند کلمه خلاصه شده♪
♪فصل‌ها دور دیوارهای قصر می‌چرخن

41:18.590 --> 41:19.400
خوب به نظر میای

41:20.070 --> 41:21.520
به لطف توجه عالیجناب

41:22.110 --> 41:23.440
انقدر زود خوب شدم

41:27.000 --> 41:28.270
بعد از بیماریت

41:29.070 --> 41:30.710
جوون‌تر و خوشگل‌تر هم شدی، خواهر

41:32.230 --> 41:33.520
جرأت نمی‌کنم با شما رقابت کنم

41:37.480 --> 41:38.630
رژ لب امروزت

41:39.070 --> 41:40.000
واقعا بهت میاد

41:42.320 --> 41:43.110
به همسر لی

41:43.750 --> 41:44.550
یه جفت سنجاق‌سر طلایی پاداش بدین

41:45.360 --> 41:46.190
اطاعت می‌شه

41:46.840 --> 41:47.840
!ممنونم، عالیجناب

42:10.520 --> 42:11.710
عالیجناب

42:12.520 --> 42:14.480
با این صیغه اجرای دونفره می‌کنین؟

43:02.750 --> 43:03.270
صیغه‌ی منتخب؟

43:04.750 --> 43:05.370
!زود باشین

43:05.520 --> 43:06.520
!همسر لی رو ببرین درمان شه

43:06.630 --> 43:07.440
!زود

43:07.750 --> 43:08.230
!اطاعت

43:22.350 --> 43:37.350
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Souppy ✧ سارا ✧ Luna ✧ snowman ✧ Lavender ✧ MUSE ✧ Mehrbanoo ✧ Silvia ✧ SEVDA ✧ FATEMEH ✧
✧ ادیت: heaven ✧

43:41.020 --> 43:47.340
♪از یه ایوان دور دارم به ماه نگاه می‌کنم♪

43:47.860 --> 43:54.500
♪رویاها زیر بار شک و تردید له شدن♪

43:55.020 --> 44:02.020
♪ظلم و بی‌عدالتی هنوز سر جای خودشونن♪

44:02.500 --> 44:08.780
♪و من فقط باعث ایجاد گرد و خاک می‌شم♪

44:10.540 --> 44:14.180
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

44:14.500 --> 44:18.100
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

44:18.180 --> 44:22.140
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

44:22.420 --> 44:25.900
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

44:27.540 --> 44:31.180
♪این مسیر من رو به حقیقت دفن‌شده می‌رسونه♪

44:31.460 --> 44:34.580
♪و به دنبال انعکاس ماه به عمق آب‌ها می‌زنم♪

44:34.860 --> 44:38.380
♪قسم می‌خورم دنیای آروم رو برمی‌گردونم♪

44:38.700 --> 44:41.900
♪و هر بدی‌ای رو از بین می‌برم♪

44:42.020 --> 44:45.660
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

44:45.900 --> 44:49.060
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

44:49.540 --> 44:52.860
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

44:53.020 --> 44:57.420
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

44:57.900 --> 45:01.460
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

45:01.820 --> 45:05.380
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

45:05.500 --> 45:09.940
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

45:10.220 --> 45:13.740
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

45:14.940 --> 45:18.700
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

45:18.980 --> 45:22.060
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

45:22.540 --> 45:25.900
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

45:26.180 --> 45:29.420
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

45:29.500 --> 45:32.860
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

45:33.180 --> 45:36.620
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

45:36.860 --> 45:45.940
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪
