WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.956
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Sarang ✧ SEVDA ✧ FATEMEH ✧ luna ✧ Silvia ✧ bunny ✧ Souppy ✧
✧ ادیت: heaven ✧

00:05.980 --> 00:09.020
(دیوان نجوم)

00:20.310 --> 00:21.020
هوای ‌جین

00:24.680 --> 00:25.050
پدر

00:26.870 --> 00:27.820
اینجا چیکار می‌کنین؟

00:28.150 --> 00:28.690
مقام‌های درباری

00:28.710 --> 00:29.930
نمی‌تونن همینجوری وارد دیوان نجوم بشن

00:30.700 --> 00:33.040
(شیائو ون ‌یوان، استاد ارشد ولیعهد)

00:33.040 --> 00:34.770
پنج سال از خونه دور بودی

00:35.510 --> 00:36.380
من و تو

00:36.950 --> 00:38.130
هر دومون توی پایتخت غربی زندگی می‌کنیم و

00:38.790 --> 00:40.460
هر دومون هم مقام درباری هستیم

00:41.870 --> 00:42.620
ولی اصلا فکرش رو نمی‌کردم

00:43.350 --> 00:45.290
دیدنت انقدر سخت باشه

00:46.360 --> 00:47.660
باید قبل از اینکه مشغول به کار بشم

00:48.150 --> 00:49.170
این رو می‌دونستین

00:50.240 --> 00:50.820
می‌دونم

00:51.910 --> 00:53.220
مقام‌های دیوان نجوم

00:53.630 --> 00:55.060
حق ندارن با وزیران دربار
رفت ‌و آمد داشته باشن

00:55.750 --> 00:57.170
حتی اگه پدر و پسر باشن

00:58.240 --> 00:59.130
اما عالیجناب

00:59.470 --> 01:01.060
به‌ طور خاص اجازه دادن به خونه برگردی

01:01.960 --> 01:02.890
ولی تو حاضر نشدی برگردی

01:04.030 --> 01:04.820
برای همین خودم اومدم ببینمت

01:05.960 --> 01:06.410
چرا؟

01:07.030 --> 01:08.980
می‌خوای بیرونم کنی

01:09.750 --> 01:11.060
یا به امپراتور گزارش بدی؟

01:12.870 --> 01:13.410
حدس می‌زنم

01:13.960 --> 01:15.100
حرف مهمی دارین

01:17.080 --> 01:18.100
پس می‌رم سر اصل مطلب

01:20.000 --> 01:21.130
شنیدم عالیجناب می‌خوان

01:21.630 --> 01:23.380
توی دیوان بازرسی قصر کمکشون کنی، درسته؟

01:25.630 --> 01:26.820
هنوز دارین طفره می‌رین

01:27.800 --> 01:28.570
سعی می‌کنین که

01:28.960 --> 01:30.170
اسم شاهدخت شهرستان فو چانگ رو بیارین، نه؟

01:33.310 --> 01:34.260
اون من رو نشناخت

01:35.000 --> 01:36.660
شاید همونطور که همه می‌گن

01:37.360 --> 01:38.130
واقعا یادش نمیاد که

01:38.150 --> 01:39.130
اون شب چی شد

01:39.710 --> 01:41.290
اما وقتی داشت تحقیق می‌کرد

01:42.000 --> 01:43.610
از هیچکس کمک نخواست

01:43.910 --> 01:45.260
پس چرا

01:45.750 --> 01:46.540
تو رو کنار خودش نگه داشت؟

01:47.800 --> 01:48.730
منظورتون اینه که

01:49.280 --> 01:50.290
داره خودش رو به فراموشی می‌زنه؟

01:52.430 --> 01:54.940
اون باهوشه، حساس و

01:55.400 --> 01:56.380
حسابگره

01:57.430 --> 01:58.660
چه یادش باشه، چه نه

01:59.470 --> 02:02.100
بهتره فاصله‌ات رو باهاش حفظ کنی

02:03.080 --> 02:03.660
پدر

02:05.840 --> 02:07.100
نکنه عذاب وجدان گرفتین؟

02:11.030 --> 02:12.010
هنوز من رو سرزنش می‌کنی؟

02:13.750 --> 02:14.850
قبلا برات توضیح دادم

02:15.800 --> 02:16.660
اون موقع

02:17.590 --> 02:18.820
راه دیگه‌ای نداشتم

02:19.710 --> 02:20.820
حالا هم به خاطر فرمان سلطنتی

02:21.710 --> 02:22.940
چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

02:24.710 --> 02:26.130
چه بخوای بشنوی

02:26.840 --> 02:27.780
چه نخوای

02:29.400 --> 02:30.500
به ‌عنوان یه پدر

02:31.870 --> 02:33.410
تنها چیزی که برام مهمه تویی

02:36.800 --> 02:37.690
داره دیر می‌شه

02:38.680 --> 02:39.450
حتی دیوان نجوم هم

02:39.470 --> 02:40.290
اجازه می‌ده راحت رفت ‌و آمد داشته باشین

02:40.840 --> 02:42.060
شب‌گردی نباید جلوتون رو بگیره

02:44.030 --> 02:44.780
به سلامت، استاد ارشد

03:26.900 --> 03:31.100
دل آدم پر از نقشه‌های کثیفه♪
♪توی لجن گیر کرده

03:31.180 --> 03:35.580
♪توی دفتر قاضی، حساب‌ و کتاب‌ها صاف می‌شه♪

03:35.660 --> 03:39.940
چهره‌ی آدمیزاد رو کنار عمل وحشیانه‌اش بذار♪
♪بدهی بی‌عدالتی‌ها رو بشمار

03:40.020 --> 03:44.300
توی تاریکی راه می‌ره♪
♪التماس یه ذره نور ماه رو می‌کنه

03:44.380 --> 03:48.700
بیچاره‌ها زجر می‌کشن♪
♪ولی زورمندها احترام می‌گیرن

03:48.780 --> 03:53.020
یه تار مو رو بکشی♪
♪بوی گناه تا مغز استخون می‌زنه

03:53.100 --> 03:57.380
حرومزاده‌ها سند دارن♪
♪ولی دروغ‌های شبح‌وار رو نمی‌شه گرفت

03:57.420 --> 04:01.740
به درونت نگاه کنی، جوابی نیست♪
♪از آسمون طلب رحم کن

04:01.780 --> 04:03.860
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

04:03.860 --> 04:05.980
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

04:06.020 --> 04:08.140
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

04:08.140 --> 04:10.380
♪مجازات دنبالت میاد♪

04:10.460 --> 04:12.500
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

04:12.500 --> 04:14.740
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

04:14.820 --> 04:16.940
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

04:16.940 --> 04:19.300
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

04:23.500 --> 04:25.540
دفتر گناهان رو میارن جلو♪
♪فصل به فصل مدرک جرم ردیفه

04:25.540 --> 04:27.700
♪رحم کنی، همه‌ چیز به خرابی می‌کشه♪

04:27.740 --> 04:29.820
تور فرارناپذیر پهنه♪
♪هر چهار طرف رو نگاه کن

04:29.820 --> 04:32.100
♪مجازات دنبالت میاد♪

04:32.140 --> 04:34.180
♪ببر و پلنگ و گرگ؛ تاریکی عریان می‌شه♪

04:34.180 --> 04:36.460
♪رحمت فقط یعنی تقسیم غنیمت♪

04:36.540 --> 04:38.660
♪توی دفتر خیر و شر، حرف‌ها تمومی ندارن♪

04:38.660 --> 04:39.820
♪راه آسمون، حکم ناحق رو تحمل نمی‌کنه♪

04:43.040 --> 04:45.540
╔═══❀•°❀°•❀═══╗
افشای نسیم یشم
╚═══❀•°❀°•❀═══╝


04:45.860 --> 04:48.540
═══❀•°قسمت دوم°•❀═══

04:56.390 --> 04:58.250
چرا اینجایین، معاون مورخ؟

05:00.870 --> 05:01.660
به اون ربطی نداره

05:06.360 --> 05:07.220
من دنبالش بودم

05:07.830 --> 05:08.730
زمانی برای ارتکاب جرم نداشت

05:24.630 --> 05:25.610
اون رو می‌شناسین؟

05:28.680 --> 05:29.810
از دیدن خون می‌ترسی؟

05:33.480 --> 05:34.460
اون خواهرزاده‌ی وزیر اعظم جناح راست

05:34.920 --> 05:35.930
بانوی نهم، سوی مان‌ شوئه

05:37.040 --> 05:37.810
قرار بود

05:37.830 --> 05:38.900
فردا ازش بازجویی کنم

05:39.800 --> 05:40.580
ولی حالا دیگه مرده

05:47.310 --> 05:48.140
خون هنوز خشک نشده

05:49.240 --> 05:50.050
قاتل هم خیلی دور نشده

05:53.070 --> 05:53.810
با کفش‌هایی مطابقت داره که

05:53.830 --> 05:55.050
کنار صحنه پیدا شد

05:55.360 --> 05:56.660
هر دو از چکمه‌های روغنی قصر هستن

06:09.720 --> 06:10.660
حتما از اون سمت رفته

06:27.920 --> 06:29.020
هنوز به من شک دارین؟

06:30.270 --> 06:31.490
من هیچوقت به تو شک نکردم

06:32.040 --> 06:33.370
پس چرا تا اینجا دنبالم اومدین؟

06:34.160 --> 06:35.810
نباید اون بیرون می‌موندی

06:36.310 --> 06:37.100
تا خبرها بیاد؟

06:43.780 --> 06:45.340
(نقشه‌ی منطقه‌ی یان ‌شو)

06:45.830 --> 06:46.370
این خونه

06:46.390 --> 06:47.810
روی نقشه علامت‌گذاری نشده

06:48.920 --> 06:49.850
چند ساعت پیش، با دادستان گو

06:49.870 --> 06:50.580
از اینجا رد شدم

06:51.000 --> 06:52.220
دیدم خیلی نزدیک به آب‌راهه و

06:52.510 --> 06:53.700
از غرفه‌ی باروت‌فروشی دور نیست

06:54.480 --> 06:55.850
با این حال روی نقشه نبود

06:56.430 --> 06:57.170
خیلی مخفیه

06:57.480 --> 06:58.980
پس قاتل حتما اینجا رو انتخاب کرده

06:59.950 --> 07:00.580
شنیدم

07:00.600 --> 07:01.980
یه عده می‌تونن از ردپا دنبال کسی برن

07:02.800 --> 07:04.540
پس تو هم می‌تونی این کار رو بکنی

07:04.870 --> 07:06.140
به نظر انتخاب درستی کردم

07:08.240 --> 07:09.290
راهنمایی دیگه‌ای هست؟

07:10.190 --> 07:10.980
ردپاها ناقصه

07:11.190 --> 07:12.020
فعلا همین‌ها رو داریم

07:23.000 --> 07:24.340
می‌خواین جسد رو بررسی کنین؟

07:26.800 --> 07:28.020
لطفا عقب وایسا

08:02.800 --> 08:04.020
<i>خنجر به سینه فرو رفته</i>

08:04.630 --> 08:05.580
<i>زخم به اندازه‌ای عمیقه که</i>

08:05.600 --> 08:06.730
<i>این همه خون بریزه</i>

08:19.430 --> 08:21.980
<i>قاتل حتما ازت متنفر بوده</i>

08:22.800 --> 08:23.410
<i>اون کیه؟</i>

08:38.550 --> 08:39.730
لباس عروس قشنگیه

08:40.960 --> 08:41.610
چه حیف

09:14.390 --> 09:15.060
بوی باروته

09:15.550 --> 09:16.060
مراقب باش

09:38.550 --> 09:39.770
با باروت روی صحنه مطابقت داره

09:40.270 --> 09:40.980
این خونه

09:41.320 --> 09:42.850
واقعا مخفیگاه قاتل بوده

09:43.440 --> 09:44.700
از روی این ردپاها

09:44.870 --> 09:45.940
قاتل حتما قدش شیش چی بوده

09:46.360 --> 09:47.370
ولی ردپاها ناقصه

09:47.600 --> 09:48.580
نمی‌شه مطمئن شد که این ردپاها

09:48.630 --> 09:49.650
مال یه نفره

09:59.750 --> 10:00.940
فردا به عمارت وزیر اعظم جناح راست بریم

10:01.670 --> 10:02.580
باید بفهمیم

10:02.600 --> 10:03.370
چرا این زن مجرد

10:03.790 --> 10:04.940
با لباس عروسی

10:05.000 --> 10:05.770
به اینجا اومده

10:20.480 --> 10:21.370
!پی یی

10:25.870 --> 10:26.610
!پی یی

10:27.000 --> 10:27.490
!وان شون

10:27.750 --> 10:28.420
!پی یی

10:29.820 --> 10:31.500
(وو شو یون، همسر شاهزاده‌ی دوان)

10:32.790 --> 10:33.460
مادر

10:33.540 --> 10:35.220
(لی جینگ، شاهزاده‌ی دوان)

10:36.840 --> 10:37.460
پدر

10:40.440 --> 10:41.010
!پدر

10:52.060 --> 10:54.860
(دیوان بازرسی قصر)

11:15.820 --> 11:19.860
(پرونده‌ی قتل‌عام خانواده‌ی شاهزاده‌ی دوان)

11:19.870 --> 11:21.850
بالاخره اومدی

11:26.080 --> 11:27.370
پرونده‌ی واقعی کجاست؟

11:29.550 --> 11:32.250
همیشه همین پرونده‌ی واقعی بوده

11:33.030 --> 11:35.010
شب جشنواره‌ی فانوس، پونزده سال پیش

11:35.270 --> 11:37.820
بعد از سال‌ها

11:38.240 --> 11:39.300
جنگ مداوم و

11:39.600 --> 11:42.060
در حالی که از یه بیماری مزمن رنج می‌برد

11:42.120 --> 11:44.100
شاهزاده‌ی دوان دیوونه شد

11:44.510 --> 11:45.850
تموم اهل خونه‌اش رو قتل‌عام کرد و

11:46.320 --> 11:48.220
بعد برای کفاره‌ی جون خودش رو گرفت

11:48.670 --> 11:51.850
تنها دختر شاهزاده‌ی دوان، لی پی یی

11:52.080 --> 11:53.940
به‌ خاطر بیماری توی قصر مونده بود و

11:54.270 --> 11:55.530
به همین خاطر جون سالم به در برد

11:59.790 --> 12:00.940
پس فقط چون خاطره‌ی اون روز رو

12:01.000 --> 12:01.890
از دست دادم

12:02.840 --> 12:04.420
همه‌ا‌تون بهم دروغ گفتین؟

12:05.390 --> 12:06.770
حقیقته

12:06.840 --> 12:08.370
چرا باید بهت دروغ بگیم؟

12:09.080 --> 12:11.890
اون روز تب داشتی و توی قصر موندی

12:12.390 --> 12:13.940
سه روز و سه شب بیهوش بودی

12:14.000 --> 12:15.010
وقتی به هوش اومدی

12:15.200 --> 12:16.890
فاجعه از قبل اتفاق افتاده بود

12:17.670 --> 12:18.610
کاملا طبیعیه که

12:18.870 --> 12:20.010
یادت نیاد

12:20.630 --> 12:23.420
عالیجناب اصلا نمی‌خواستن که

12:23.480 --> 12:23.980
این ماجرا رو بهت بگن

12:24.150 --> 12:26.340
ولی تو مدام می‌پرسیدی و

12:26.670 --> 12:28.730
عالیجناب دلشون نیومد که

12:29.550 --> 12:31.340
این حرف‌ها رو این همه سال

12:31.390 --> 12:33.300
بارها بهت گفتم

12:33.510 --> 12:35.130
پس چرا باورم نمی‌کنی؟

12:35.270 --> 12:36.940
چون پدرم هیچوقت کنترلش رو از دست نمی‌داد و

12:37.480 --> 12:38.610
!امکان نداشت که مادرم رو بکشه

12:39.670 --> 12:40.490
فقط چون

12:40.550 --> 12:41.980
نمی‌خوای باورشون کنی

12:42.120 --> 12:44.100
معنیش این نیست که اتفاق نیفتادن

12:44.320 --> 12:44.850
لی پی یی

12:45.120 --> 12:46.820
این پرونده دیگه مختومه شده

12:47.390 --> 12:49.700
به‌ جای اینکه به گذشته بچسبی

12:49.750 --> 12:51.460
بهتره تمرکزت رو روی

12:51.630 --> 12:53.980
پیدا کردن قاتل شاهدخت بذاری

13:02.870 --> 13:03.530
می‌تونی پیش خودت نگهش داری

13:18.670 --> 13:19.730
بانوی من

13:19.730 --> 13:21.270
(سوی مین جونگ، وزیر اعظم جناح راست)

13:21.270 --> 13:22.700
من رو خیلی یاد مان شو میندازین

13:26.840 --> 13:27.890
کنترلم رو از دست دادم

13:29.840 --> 13:30.530
بابتش معذرت می‌خوام

13:34.200 --> 13:35.770
نیازی به تشریفات نیست، قربان

13:36.600 --> 13:37.700
اینجا نشستن برام راحت‌تره

13:39.320 --> 13:39.820
بسیار خب

13:41.600 --> 13:43.220
همسر شو چطورن؟

13:43.790 --> 13:44.890
مان شو به قتل رسیده

13:45.910 --> 13:47.180
به‌ عنوان برادر بزرگ‌تر همسر شو

13:48.030 --> 13:49.770
نگران غم و اندوهشونم

13:50.960 --> 13:52.530
واقعا دلشون شکسته

13:53.630 --> 13:55.010
توی یه شب

13:55.630 --> 13:57.130
دو تا بانوی نجیب‌زاده جونشون رو از دست دادن

13:57.750 --> 13:58.820
عالیجناب خیلی خشمگینن

13:59.720 --> 14:00.890
همسر شو پریشونن

14:02.080 --> 14:04.060
منم احساس دلتنگی و ناآرومی می‌کنم

14:07.550 --> 14:09.060
بانو و معاون مورخ

14:09.390 --> 14:11.650
شما خیلی نگران پرونده‌ی مان شو هستین

14:13.670 --> 14:15.700
عمیقا سپاسگزارم

14:19.480 --> 14:20.940
وقت ناهاره

14:21.750 --> 14:22.770
یه غذای ساده تدارک دیدم

14:23.150 --> 14:24.300
لطفا راحت باشین

14:24.910 --> 14:26.580
اگه می‌خواین چیزی بدونین

14:28.000 --> 14:29.180
بعد از غذا از افرادم من

14:29.200 --> 14:30.250
بازجویی کنین

15:05.900 --> 15:06.840
ورود به عمارت: ساعت 7 تا 9)
(بانوی نهم سوی، دو ندیمه

15:06.840 --> 15:07.730
قربان، لطفا یه نگاهی بندازین

15:08.200 --> 15:09.060
دیشب بین ساعت 7 تا 9 شب

15:09.200 --> 15:10.180
بعد از ترک قصر

15:10.270 --> 15:11.420
بانو سوی بدون اینکه توقفی داشته باشن

15:11.840 --> 15:12.940
مستقیما به عمارت برگشتن

15:15.150 --> 15:15.820
بعد از برگشت

15:16.270 --> 15:17.010
دوباره بیرون رفتن؟

15:20.120 --> 15:21.340
دیشب توی اون ساعت

15:21.360 --> 15:22.130
به اینجا برگشتن

15:22.600 --> 15:24.010
اما توی محله‌ی یان ‌شو به قتل رسیدن

15:24.390 --> 15:26.340
محله‌ی یان ‌شو از اینجا دوره

15:27.000 --> 15:28.850
اگه با کالسکه نرفته باشه

15:29.550 --> 15:30.610
حتما

15:31.320 --> 15:32.370
دزدیده شده و

15:32.630 --> 15:33.770
به محله‌ی یان ‌شو برده شده

15:34.910 --> 15:36.370
این عمارت امنیت شدیدی داره

15:36.750 --> 15:37.700
غیرممکنه کسی بتونه

15:37.750 --> 15:39.250
یه بانو رو به زور بدزده

15:42.000 --> 15:43.650
دیشب بانو سوی سوار کالسکه‌ی کی شد؟

15:43.870 --> 15:44.850
!راستش رو بهم بگین

15:45.120 --> 15:46.460
وگرنه، به هر کدومتون
!پنجاه ضربه شلاق می‌زنم

15:48.960 --> 15:49.580
مال من بود

15:50.030 --> 15:51.610
من بانو سوی رو به محله‌ی یان ‌شو بردم

15:51.960 --> 15:53.100
وقتی رسیدیم اونجا

15:53.240 --> 15:54.580
ازم خواستن نزدیک یه خونه

15:54.630 --> 15:55.580
کالسکه رو نگه دارم

15:55.750 --> 15:56.580
بعدش از کالسکه پیاده شدن و

15:56.910 --> 15:59.370
بهم گفتن که مستقیم برگردم عمارت

15:59.670 --> 16:00.490
کس دیگه‌ای هم

16:00.870 --> 16:01.940
توی اون خونه بود؟

16:03.870 --> 16:04.770
تاریکی مطلق بود

16:05.080 --> 16:06.060
نباید کسی اونجا بوده باشه

16:06.960 --> 16:07.730
توی راه

16:08.240 --> 16:09.650
مخصوصا توی محله‌ی یان ‌شو

16:10.120 --> 16:11.530
مرد تنهایی رو دیدی که

16:11.870 --> 16:13.940
قدش حدود شیش چی و خیلی تنومند باشه؟

16:16.000 --> 16:16.770
نه، ندیدم

16:20.030 --> 16:21.220
بانو سوی وقتی سوار کالسکه شد

16:21.550 --> 16:22.420
چی پوشیده بود؟

16:23.550 --> 16:24.420
یه دامن زرد

16:24.510 --> 16:26.100
با یه شنل گل‌دار

16:28.750 --> 16:29.420
کیسه‌ای همراهش نبود؟

16:30.120 --> 16:30.650
نه

16:34.390 --> 16:35.180
این دخترها

16:35.270 --> 16:37.130
دست ‌و پا چلفتی‌تر از اونن
که بتونن درست توضیح بدن

16:37.510 --> 16:38.490
اگه بانوی من، سوالی دارین

16:38.790 --> 16:39.770
از من بپرسین

16:40.240 --> 16:41.180
منظورت اینه که

16:41.440 --> 16:43.060
بانو حرف‌های اونا رو نمی‌فهمن و

16:43.360 --> 16:44.340
به کمک تو نیاز دارن؟

16:45.840 --> 16:46.770
جسارت نمی‌کنم

17:02.030 --> 17:03.730
دیروز تو به بانو سوی خدمت می‌کردی؟

17:04.240 --> 17:04.700
بله

17:05.240 --> 17:07.010
این اواخر با کسی مشکل یا

17:07.510 --> 17:08.330
رابطه‌ی مخفیانه‌ای داشته؟

17:12.270 --> 17:12.940
بانوی من

17:13.240 --> 17:14.810
ما خدمتکارها نباید
پشت سر اربابمون حرف بزنیم

17:15.070 --> 17:16.660
!وگرنه از عمارت اخراج می‌شیم

17:16.880 --> 17:17.730
این یه بازجوییه

17:18.480 --> 17:19.530
غیبت نیست

17:25.920 --> 17:26.620
بانوی من

17:26.830 --> 17:28.140
واقعا نمی‌تونم چیزی بگم

17:28.830 --> 17:29.620
نمی‌تونی بگی؟

17:31.160 --> 17:32.140
پس یعنی یه چیزهایی می‌دونی

17:33.830 --> 17:34.530
هیچی نمی‌دونم

17:39.070 --> 17:39.530
خیلی خب

17:40.200 --> 17:41.940
همگی بلند شین

17:45.440 --> 17:46.700
سرپرست رو بیارین داخل

17:47.240 --> 17:47.900
بهش بگین که

17:48.480 --> 17:50.010
خدمتکارها همه‌ چیز رو لو دادن

17:50.310 --> 17:50.700
اطاعت

17:52.680 --> 17:53.660
خواهش می‌کنم رحم کنین

17:53.880 --> 17:55.180
التماس می‌کنم رحم کنین

17:56.160 --> 17:56.900
من واقعا

17:56.920 --> 17:57.940
هیچی نمی‌دونم

17:57.960 --> 17:59.220
واقعا یه کلمه‌ هم حرف نزدم

17:59.400 --> 18:00.730
اگه اخراج بشم

18:01.030 --> 18:01.940
چاره‌ای ندارم جز اینکه

18:01.960 --> 18:03.570
برم و توی یه

18:03.570 --> 18:04.220
میخونه کار کنم

18:04.550 --> 18:05.530
اونوقت دیگه واقعا

18:05.590 --> 18:06.770
هیچ امیدی برام نمی‌مونه

18:07.160 --> 18:08.290
خواهش می‌کنم رحم کنین

18:09.200 --> 18:11.050
بانوی من، التماس می‌کنم بهم رحم کنین

18:20.260 --> 18:23.060
(میخونه‌ی وو شیانگ)

18:26.920 --> 18:27.420
پیداش کردم

18:28.110 --> 18:29.290
اون خونه در اصل متعلق به

18:29.310 --> 18:29.980
پسر یکی از سوگلی‌های

18:30.030 --> 18:30.980
یه خانواده‌ی پولدار محلی بوده

18:31.440 --> 18:32.220
توی جوونی مرده و

18:32.480 --> 18:33.220
خونه خالی مونده

18:33.720 --> 18:34.380
کسی جرأت نمی‌کرده اونجا زندگی کنه

18:35.030 --> 18:36.490
بعدا به یه تاجر شمالی فروخته شده

18:36.900 --> 18:37.730
بالاخره تونستم

18:37.750 --> 18:38.770
این تاجر رو پیدا کنم

18:39.110 --> 18:40.730
گفت که خونه رو به

18:41.240 --> 18:42.220
ماموری به اسم

18:42.790 --> 18:44.770
گو هوا اجاره داده

18:45.310 --> 18:46.180
بعدش گو هوا رو پیدا کردی؟

18:46.720 --> 18:47.250
نه

18:47.640 --> 18:48.330
ولی

18:49.510 --> 18:50.330
اجاره‌نامه رو از

18:50.480 --> 18:51.460
اون تاجر گرفتم

18:57.550 --> 18:58.330
شما چیزی

18:59.030 --> 19:00.250
برای نوشیدن سفارش ندادین؟

19:02.830 --> 19:03.530
منتظر شما بودیم

19:04.880 --> 19:05.490
خیلی لطف دارین

19:06.400 --> 19:06.900
بانو

19:07.090 --> 19:08.050
لطفا یه کاسه مشروب برام بیارین

19:08.680 --> 19:09.250
چشم

19:12.160 --> 19:13.220
خدمتکارهای عمارت وزیر اعظم جناح راست

19:13.270 --> 19:14.290
ازم خواستن ازت بازجویی کنم

19:17.070 --> 19:17.940
بانو سوی

19:18.590 --> 19:19.290
مرده

19:23.200 --> 19:23.940
لطفا بشین

19:29.030 --> 19:30.010
چجوری مرد؟

19:30.550 --> 19:31.250
به قتل رسید

19:33.790 --> 19:34.900
آسمان عادله

19:35.440 --> 19:36.940
واقعا به سزاش رسید

19:43.000 --> 19:43.900
من لی نیانگم

19:44.640 --> 19:45.460
اون باعث شد

19:46.270 --> 19:47.700
صورتم اینجوری بشه

19:58.240 --> 19:59.770
!این گلدوزی گرون‌بها رو خراب کردی

20:00.200 --> 20:01.180
تو حتی ارزش

20:01.240 --> 20:02.460
!یه نخ ازش رو هم نداری

20:03.920 --> 20:05.380
!حرف بزن

20:06.440 --> 20:06.900
...وقتی

20:07.920 --> 20:09.010
وقتی داشتم صافش می‌کردم

20:09.400 --> 20:10.090
...اتفاقی

20:12.350 --> 20:13.940
بعدش با دوتا نخ زرد ابریشمی

20:14.000 --> 20:15.380
روش رو پوشوندی

20:15.480 --> 20:17.570
و فکر کردی نمی‌فهمم، هان؟

20:19.830 --> 20:21.730
حالا که انقدر دست ‌و پا چلفتی تشریف داری

20:22.000 --> 20:23.420
درست ‌و حسابی یادت می‌دم

20:24.400 --> 20:25.010
!بانوی جوان

20:25.290 --> 20:25.840
دارین چیکار می‌کنین؟

20:25.840 --> 20:26.980
!لطفا رحم کنین -
ولم کنین -

20:27.440 --> 20:28.220
!همینجوری اونجا نمونین

20:28.480 --> 20:29.460
!بیاین بگیرینش

20:29.880 --> 20:30.420
!زود باشین

20:30.510 --> 20:32.050
!لطفا بانوی جوان، رحم کنین

20:32.060 --> 20:33.400
...لطفا بانوی جوان -
ولم کن -

20:33.400 --> 20:34.590
!رحم کنین -
!نگهش دارین -

20:34.590 --> 20:35.180
!نگهش دارین

20:35.480 --> 20:37.620
حداقل یه الاغ می‌تونه برام گندم آرد کنه

20:37.880 --> 20:38.700
با شماها

20:39.440 --> 20:41.050
بعیده اصلا بتونم

20:41.110 --> 20:42.050
یه لباس درست‌حسابی بدوزم

20:44.680 --> 20:45.620
!چقدر بی‌رحم

20:49.480 --> 20:51.250
کاش من قاتلش بودم

20:52.110 --> 20:53.980
ولی خیلی‌ها دلشون می‌خواست به درک واصل شه

20:54.720 --> 20:55.460
نوبت من نرسیده بود

20:56.310 --> 20:57.570
عدالت آسمان‌ها واضحه

20:58.030 --> 21:00.050
یه روزی دوست‌های ثروتمندش هم

21:00.680 --> 21:02.010
حتما حساب پس می‌دن

21:03.440 --> 21:04.050
زندگی واقعا داره

21:04.070 --> 21:05.380
برام امیدوارکننده‌تر می‌شه

21:06.270 --> 21:07.180
با اون اخلاقش

21:07.720 --> 21:08.940
تعجبی نداره که دشمنی نداشته باشه

21:09.250 --> 21:10.290
ولی دوست چجوری دست ‌و پا کرده؟

21:10.920 --> 21:11.940
خلایق هر چه لایق

21:13.030 --> 21:13.660
کی‌ان؟

21:39.750 --> 21:40.140
...خب

21:42.270 --> 21:43.980
همه‌اشون بانوان اشراف‌زاده‌ی رده‌بالان

21:46.270 --> 21:46.940
بانو سوی

21:46.960 --> 21:48.250
درباره‌ی شاهدخت پونزدهم چیزی گفته؟

21:50.070 --> 21:50.940
معلومه که گفته

21:51.720 --> 21:53.290
بانو سوی متکبر و زورگو بود

21:53.680 --> 21:54.810
کلی آدم رو اذیت می‌کرد

21:55.400 --> 21:56.570
فقط شاهدخت پونزدهم

21:56.830 --> 21:57.810
حالش رو جا آورد

21:58.200 --> 21:58.810
برای همین

21:59.030 --> 22:00.530
وقتی اسم شاهدخت میومد

22:00.640 --> 22:01.660
دندون قروچه می‌کرد

22:02.200 --> 22:02.860
مگه چی شده بود؟

22:05.310 --> 22:06.460
فقط شنیدم

22:06.830 --> 22:08.570
بانو سوی به بقیه زور گفته

22:09.070 --> 22:11.180
و شاهدخت مجازاتش کرده

22:11.640 --> 22:14.090
ولی هیچکس جرأت نمی‌کنه

22:14.510 --> 22:16.290
دقیق بگه چی شده

22:17.000 --> 22:18.050
بعد این همه سال

22:18.640 --> 22:19.700
بالاخره یکی

22:19.960 --> 22:22.010
این زن شرور رو نشوند سر جاش

22:23.680 --> 22:24.290
شاهدخت

22:24.750 --> 22:26.250
حتما مورد لطف آسمان‌ها قرار می‌گیرن

22:28.200 --> 22:29.620
لیاقت هر لطف و نعمتی رو داره

22:30.300 --> 22:30.750
(میخونه‌ی وو شیانگ)

22:30.750 --> 22:32.250
اگه مدرک محکم نداشته باشیم

22:32.680 --> 22:33.700
بازجویی عجولانه از این سه نفر

22:33.720 --> 22:34.900
به اسم دیوان عدالت و تجدیدنظر

22:34.920 --> 22:35.860
می‌تونه دردسرساز بشه

22:36.480 --> 22:37.330
خاندان‌های قدرتمند

22:37.480 --> 22:38.460
معمولا خیلی به آبرو اهمیت می‌دن

22:38.750 --> 22:39.570
اگه نسنجیده عمل کنیم

22:39.680 --> 22:40.900
برای هیچکدوممون خوب تموم نمی‌شه

22:43.070 --> 22:44.810
عمارت یان‌ چوی
گوشت دودی خیلی خوبی داره

22:45.240 --> 22:45.700
وو رن

22:46.030 --> 22:47.330
سه‌تا اتاق خوب اونجا رزرو کن

22:47.550 --> 22:48.420
خودم یه کم بعد میام

22:51.580 --> 22:52.640
چرا یهو به گوشت دودی

22:52.640 --> 22:53.320
علاقه‌مند شد؟

22:53.750 --> 22:54.770
منظورش اینه

22:54.820 --> 22:55.700
که به اسم خودش

22:55.750 --> 22:56.900
سه بانوی اشراف‌زاده رو

22:57.200 --> 22:58.140
به عمارت یان‌ چوی دعوت می‌کنه

22:58.150 --> 22:59.250
به بهونه‌ی گپ ‌و گفت خودمونی

22:59.550 --> 23:00.660
بی‌سر و صدا و باوقار

23:01.000 --> 23:02.220
شاید اینجوری دردسر کمتر بشه

23:05.000 --> 23:06.050
پس، کجا داری می‌ری؟

23:07.030 --> 23:08.330
قاتل تونسته راحت باروت

23:08.400 --> 23:09.620
بیاره توی قصر

23:09.680 --> 23:10.420
و کسی ازش بو نبره

23:10.640 --> 23:11.660
حتما یه مهارتی داشته

23:11.750 --> 23:12.330
می‌رم یه سر‌ و گوشی آب بدم

23:12.540 --> 23:17.260
(عمارت یان چوی)

23:25.580 --> 23:28.620
(بانوی اشراف‌زاده، جائو لو شون)

23:41.620 --> 23:45.300
(بانوی اشراف‌زاده، جو هه لان)

23:48.030 --> 23:49.460
عمارت وزیر همه‌ جاش موش داره

23:49.640 --> 23:51.250
بانو نگران بودن که اگه عجولانه برین اونجا

23:51.270 --> 23:52.420
درباره‌‌اتون حرف ‌و حدیث الکی درست بشه

23:52.420 --> 23:54.020
(بانوی اشراف‌زاده، وانگ یو هوا)

23:54.030 --> 23:55.660
عمارت وزیر اعظم جناح راست اصرار کرد

23:56.030 --> 23:57.460
دیگه چطور جرأت می‌کردم توی خونه بمونم؟

24:04.610 --> 24:05.620
چقدر غذا

24:11.050 --> 24:11.990
این گوشت دودی واقعا خوبه

24:12.480 --> 24:14.460
دیشب بانو سوی رو دیدین؟

24:16.350 --> 24:18.460
بانو منو دعوت کردن اینجا حرف بزنیم

24:19.200 --> 24:20.490
الان تو داری ازم بازجویی می‌کنی؟

24:21.110 --> 24:22.530
چرا انقدر سخت می‌گیری؟

24:23.070 --> 24:24.140
یه سوال ساده‌ست

24:24.360 --> 24:25.240
فقط جوابش رو بده

24:26.400 --> 24:28.050
دیروز مادرم حالش خوب نبود

24:28.510 --> 24:30.010
اصرار کرد پیشش توی خونه بمونم

24:30.440 --> 24:31.660
با اون‌ همه شلوغی بیرون

24:31.720 --> 24:33.620
نذاشت هیچکدوم از زن‌های خونه برن بیرون

24:33.920 --> 24:35.090
حتی یه نگاه هم

24:35.110 --> 24:35.900
به فانوس‌های قصر ننداختم

24:36.270 --> 24:37.530
چطور ممکنه مان‌ شو رو دیده باشم؟

24:40.440 --> 24:41.700
می‌دونین

24:41.920 --> 24:43.770
چرا بانو سوی به محله‌ی یان‌ شو رفتن؟

24:44.240 --> 24:44.730
تا حالا

24:44.790 --> 24:45.980
چیزی بهتون گفته بود؟

24:47.110 --> 24:48.860
بانوان اشراف‌زاده غرب شهر همه می‌گن

24:49.240 --> 24:51.220
اگه از خیابون جو چوئه به غرب بری

24:51.640 --> 24:52.420
یه بخشی از

24:52.480 --> 24:53.530
وقار اشرافیت به باد می‌ره

24:53.920 --> 24:55.860
چه برسه به محله‌ی یان‌ شو

24:55.920 --> 24:56.860
که جایی پر از اراذله

24:57.030 --> 24:58.010
مان‌ شو هیچوقت اونجا نمی‌ره

24:58.440 --> 24:59.660
پس می‌دونین

25:00.160 --> 25:01.660
بین ایشون و شاهدخت پونزدهم

25:01.720 --> 25:02.700
چه اتفاقی افتاده بود؟

25:03.960 --> 25:04.460
نه، نمی‌دونم

25:05.000 --> 25:06.010
هه‌ لان هم نیومده اینجا؟

25:06.720 --> 25:07.380
برو از اون بپرس

25:08.160 --> 25:09.330
اون از همه‌امون به مان‌ شو نزدیک‌تره

25:09.680 --> 25:10.490
یه چیزهایی هست

25:10.750 --> 25:12.050
که مان‌ شو هیچوقت بهمون نمی‌گه

25:12.480 --> 25:13.570
ولی هه‌ لان همه چیز رو می‌دونه

25:29.070 --> 25:29.940
کیسه‌ی معطر استوراکس همراهته

25:31.960 --> 25:32.620
بوش عالیه

25:36.000 --> 25:42.400
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد.♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

25:42.440 --> 25:43.570
تجهیزات روزانه رو

25:44.240 --> 25:45.220
دقیق سر ساعت سه

25:45.440 --> 25:46.700
میارن داخل قصر

25:47.640 --> 25:49.330
این چند روزی که معاون قصد بازرسی داشته

25:49.830 --> 25:50.810
غیر از مایحتاج روزانه

25:51.440 --> 25:52.460
قصر

25:52.510 --> 25:53.810
یه سری هدیه هم از شاهزاده اویغور گرفته

25:54.640 --> 25:55.140
علاوه بر این

25:55.640 --> 25:57.460
به سری از هدایای سال نو
که به همسر شو اهدا شده

25:57.920 --> 25:59.940
از طرف وزیر اعظم جناح راست
و رئیس اسلحه‌خانه رسیده

26:01.900 --> 26:02.960
(دو ارابه بار، سه اسب)

26:02.960 --> 26:03.860
(ارابه‌ران: جو هه لان)
بانو جو؟

26:04.440 --> 26:05.660
رئیس اسلحه‌خانه

26:05.720 --> 26:06.980
چپ و راست توی همه‌ی مناسبت‌ها
برای همسر شو هدیه می‌فرسته؟

26:07.590 --> 26:09.250
قبلا فقط روز تولدشون

26:09.680 --> 26:10.490
یه ارابه پر از هدیه می‌فرستاد

26:11.240 --> 26:12.940
هدیه سال نو امسال تازه اضافه شده

26:13.240 --> 26:13.770
اونم تازه

26:14.480 --> 26:15.380
جمعا سه تا ارابه بوده

26:20.550 --> 26:21.620
قتل سوی مان شو

26:21.830 --> 26:22.570
هیچ ربطی به من نداره

26:23.310 --> 26:23.900
می‌خوام زودتر برگردم خونه

26:25.400 --> 26:27.250
مگه شماها دوست صمیمی نبودین؟

26:30.440 --> 26:31.700
اون خواهرزاده‌ی وزیر اعظم جناح راسته

26:31.750 --> 26:32.770
همه دور اون رو همیشه می‌گیرن

26:32.860 --> 26:33.810
من فقط دختر یه ژنرال ساده‌ام

26:33.880 --> 26:35.380
که شب و روزم رو با شمشیربازی پر می‌کنم

26:35.810 --> 26:36.570
ما هیچ سنخیتی با هم نداریم

26:37.160 --> 26:38.980
پدرت به لطف وزیر اعظم جناح راست سر پا مونده

26:39.510 --> 26:40.100
طبیعیه

26:40.100 --> 26:41.330
که تو هم به عنوان دخترش

26:41.750 --> 26:42.980
بخوای رابطه‌ات رو با بانوی نهم سوی

26:43.000 --> 26:43.900
خوب نگه داری

26:44.270 --> 26:45.330
اینکه عیبی نداره

26:45.960 --> 26:47.490
حتی وانگ یو هوا هم می‌گه

26:47.880 --> 26:49.460
تو از همه به سوی مان شو نزدیک‌تر بودی

26:50.160 --> 26:52.010
بینتون کلی حرف و راز رد و بدل می‌شده

26:52.640 --> 26:53.290
همیشه فکر می‌کردم

26:53.310 --> 26:54.490
باهوش و تیزبینی

26:55.000 --> 26:55.770
هیچوقت فکرش رو نمی‌کردم

26:56.310 --> 26:57.180
عین بقیه یه آدم معمولی باشی

26:58.720 --> 26:59.330
این حرف‌ها دیگه فایده‌ای نداره

26:59.790 --> 27:00.330
من دیگه مرخص می‌شم

27:07.200 --> 27:09.090
انقدر از سوی مان شو اطاعت کردی

27:09.310 --> 27:10.460
که مهارت‌هات کلی افت کرده

27:19.310 --> 27:21.180
توی اون عطر استوراکسی
که همسر شو به همه داده

27:21.480 --> 27:23.860
وانگ یو هوا و جائو لو شون هم سهم داشتن

27:24.310 --> 27:25.180
ولی تو رو حساب نکردن

27:26.640 --> 27:28.010
سوی مان شو همیشه مغرور بوده

27:28.240 --> 27:29.330
و هیچوقت

27:29.350 --> 27:30.660
با دخترهای مقامات زیر رتبه‌ی چهار نمی‌گرده

27:31.270 --> 27:32.810
تو هم به خاطر اینکه اذیتت می‌کنه

27:33.070 --> 27:35.010
حاضر نیستی بگی باهاش در ارتباط بودی

27:35.310 --> 27:36.290
و می‌گی دوست همدیگه نیستین

27:38.880 --> 27:39.490
حق با توئه

27:40.440 --> 27:41.940
سوی مان شو همیشه خودنمایی می‌کنه

27:42.160 --> 27:43.180
و ضعیف‌ترها رو آزار می‌ده

27:44.160 --> 27:45.420
از همون اولش هم
دوست نداشتم باهاش معاشرت کنم

27:46.480 --> 27:47.140
اما یه روز

27:48.030 --> 27:49.620
پدرم مست مست

27:50.680 --> 27:51.770
از عمارت وزیر اعظم جناح راست برگشت

27:52.960 --> 27:53.940
بعدا فهمیدم

27:54.720 --> 27:56.570
وزیر اعظم از حرف‌هاش
فهمیده بوده که من مغرورم

27:57.000 --> 27:58.220
و نمی‌خوام با بانوی نهم سوی رفت ‌و آمد کنم

27:58.640 --> 28:00.290
و همین باعث شده بود کلی گریه کنه و

28:01.270 --> 28:02.570
با شکایت پدرم رو خواسته بود

28:03.000 --> 28:05.090
بره خونه‌اش و سوءتفاهم رو حل کنه

28:05.440 --> 28:06.730
ولی اصلا سوءتفاهمی نبود

28:07.480 --> 28:09.220
فقط می‌خواست پدرم موضع خودش رو مشخص کنه و

28:09.310 --> 28:10.460
به من درس بده

28:10.880 --> 28:12.010
که باید کنار هم

28:12.440 --> 28:13.620
مثل دوست‌های صمیمی زندگی کنیم

28:14.830 --> 28:16.620
اون شب پدرم مدام عذرخواهی می‌کرد

28:16.960 --> 28:18.050
بعدش انقدر مست کرد
که با سرفه خون بالا میاورد

28:18.960 --> 28:20.330
نمی‌خواست من آسیب ببینم
و توی تنگنا قرار بگیرم

28:20.880 --> 28:22.050
ولی مادرم طاقت نیاورد

28:22.960 --> 28:24.810
برای آرامش خاندانمون

28:25.310 --> 28:26.250
ازم خواست نقش بازی کنم

28:26.640 --> 28:28.290
و با سوی مان شو دوست بشم

28:30.880 --> 28:31.810
اونجا چیکار می‌کنی؟

28:32.030 --> 28:32.940
!برو یه کم آب بیار

28:34.110 --> 28:35.050
و شیرینی‌ها رو هم حواست باشه سر راهت بیاری

28:35.750 --> 28:36.620
مشخص بود که اون اصلا

28:36.680 --> 28:37.620
به دوستی من نیازی نداره

28:38.720 --> 28:40.180
فقط می‌خواست من کنارش باشم

28:40.310 --> 28:41.250
تا تحقیرم کنه

28:42.110 --> 28:43.140
به خاطر پدرم

28:43.830 --> 28:44.900
چاره‌ای نداشتم

28:45.860 --> 28:47.320
فکرش رو نمی‌کردم

28:47.960 --> 28:49.770
فقط به خاطر اینکه موقع تحقیر شدن

28:49.830 --> 28:50.980
لبخند نمی‌زدم

28:51.790 --> 28:53.290
این‌ همه ازم کینه به دل بگیره

28:54.680 --> 28:55.330
اون روز

28:56.110 --> 28:57.290
توی روز تولد سوی مان شو

28:58.240 --> 29:00.620
مادرم یه شنل از خز روباه سرخ

29:00.640 --> 29:01.940
سفارش داده بود

29:02.270 --> 29:03.250
که به عنوان هدیه براش بدوزن

29:03.720 --> 29:04.290
بانوی نهم

29:04.480 --> 29:06.360
خز روباه سرخ خیلی کمیابه

29:06.510 --> 29:07.720
هه لان همه جا رو زیر و رو کرد

29:07.720 --> 29:09.370
تا به اندازه‌ی این شنل جمعش کنه

29:09.480 --> 29:11.700
امیدواریم براتون خوش‌یمن باشه

29:15.310 --> 29:16.380
بانوی ارشد جو

29:16.790 --> 29:19.530
یقه‌ی این شنل خیلی نرمه

29:21.200 --> 29:22.620
!معلومه سلیقه‌اتون عالیه

29:22.880 --> 29:24.330
جمع ‌کردنش کار ساده‌ای نبود

29:24.750 --> 29:25.620
این خز

29:25.750 --> 29:27.010
از زیر بغل روباه‌های

29:27.030 --> 29:27.620
...تقریبا یک‌ ساله گرفته شده

29:27.920 --> 29:29.050
!چطور جرأت می‌کنی

29:29.240 --> 29:29.940
سوی مان شو

29:30.400 --> 29:31.090
داری چیکار می‌کنی؟

29:32.550 --> 29:34.220
روز تولدم

29:34.590 --> 29:36.090
پوست روباه‌ها رو کندی و خزشون رو آوردی

29:36.160 --> 29:36.900
که باهاش برام جشن بگیری؟

29:38.510 --> 29:39.570
نمی‌دونی

29:39.960 --> 29:40.980
نام خانوادگی همسر شو

29:41.030 --> 29:43.490
و خاندان مادری وزیر اعظم جناح راست "هو"ئه؟
  (*هو معنی روباه می‌ده) 

29:44.640 --> 29:45.810
این یه توهین بزرگ به همه‌ست

29:46.350 --> 29:47.530
!و براش باید مجازات بشین

29:47.920 --> 29:48.980
!دردسر درست نکن

29:50.720 --> 29:51.380
بانوی نهم

29:51.960 --> 29:52.940
من همچین قصدی نداشتم

29:53.240 --> 29:53.900
ما نمی‌تونیم

29:54.240 --> 29:55.490
بار چنین گناهی رو به دوش بکشیم

29:56.200 --> 29:58.140
اگه به خاطر دوستیم با هه لان عزیز نبود

29:58.510 --> 29:59.420
همین الان می‌رفتم و

29:59.440 --> 30:00.730
این ماجرا رو به همسر شو می‌گفتم

30:01.000 --> 30:02.620
خودتون هم می‌دونین
این جرمیه که حکم مرگ داره

30:03.550 --> 30:04.050
بانوی نهم

30:04.270 --> 30:05.660
هر جور که خودتون صلاح می‌دونین مجازاتم کنین

30:06.110 --> 30:07.700
فقط نذارین همسر شو

30:07.720 --> 30:08.940
یا وزیر اعظم جناح راست
از این موضوع با خبر بشن

30:09.640 --> 30:11.810
هر مجازاتی باشه قبول می‌کنین؟

30:12.400 --> 30:13.050
بله

30:13.550 --> 30:14.010
باشه

30:16.030 --> 30:17.720
پس جلوی معبد خاندان من

30:17.720 --> 30:19.480
زانو بزنین

30:20.000 --> 30:21.090
و صد بار تعظیم کنین

30:22.270 --> 30:23.660
آدم فقط باید جلوی آسمون و زمین

30:24.030 --> 30:24.570
و پدر و مادرش زانو بزنه

30:24.880 --> 30:26.330
چرا باید جلوی معبد خاندان شما زانو بزنیم؟

30:28.030 --> 30:28.940
پس قبول نمی‌کنین؟

30:30.270 --> 30:30.730
باشه

30:31.030 --> 30:31.570
...بانوی نهم

30:33.350 --> 30:33.860
باشه

30:34.550 --> 30:35.420
من زانو می‌زنم

30:35.880 --> 30:36.660
فقط امیدوارم

30:37.110 --> 30:37.900
از این ماجرا بگذرین

30:38.680 --> 30:39.620
و به دل نگیرین

30:44.200 --> 30:45.380
اگه با من مشکلی دارین بیاین سراغ خودم

30:45.750 --> 30:46.730
!مادرم رو اذیت نکنین

30:47.110 --> 30:47.770
به ‌هر حال

30:47.960 --> 30:48.940
اون بزرگ‌ترتونه

30:49.160 --> 30:50.010
به جاش زانو می‌زنم

30:51.070 --> 30:51.700
دویست بار

30:52.070 --> 30:52.860
جلوی خانواده‌‌اتون زانو می‌زنم

30:53.240 --> 30:54.010
و برای خانواده‌‌اتون

30:54.510 --> 30:55.420
هر سال خوشبختی و

30:56.030 --> 30:56.980
آینده‌ی روشن آرزو می‌کنم

30:59.660 --> 31:00.490
...هه لان

31:17.110 --> 31:18.140
سوی مان ‌شو معمولا از تحقیر کردن بقیه

31:18.200 --> 31:19.460
لذت می‌بره

31:20.160 --> 31:22.090
شنیدم شاهدخت پونزدهم یه بار

31:22.160 --> 31:23.380
به‌ خاطر همین کارش ادبش کرده و

31:23.830 --> 31:25.220
جلوی همه آبروریزی شده

31:26.240 --> 31:27.010
جزئیاتش رو می‌دونی؟

31:28.270 --> 31:28.860
نه، نمی‌دونم

31:30.440 --> 31:31.620
به‌ نظر میاد خیلی‌ها

31:31.640 --> 31:32.220
ازش خبر ندارن

31:33.750 --> 31:34.620
می‌دونی

31:34.830 --> 31:35.730
چرا سوی مان ‌شو

31:35.750 --> 31:36.980
دیشب به محله‌ی یان ‌شو رفته؟

31:37.720 --> 31:38.290
نه، نمی‌دونم

31:42.680 --> 31:43.290
دستت رو بده

31:44.350 --> 31:44.810
چی؟

31:45.880 --> 31:47.810
تو که توی روابطت بدشانس بودی و

31:48.030 --> 31:50.010
مدام از سوی مان‌ شو کتک می‌خوردی

31:50.550 --> 31:51.380
بذار ببینم

31:51.920 --> 31:53.140
کی قراره یکی رو ببینی که

31:53.440 --> 31:54.420
برات خوش‌شانسی بیاره

31:55.030 --> 31:56.050
فال کف دست بلدی؟

31:57.480 --> 31:58.250
من کلی هنر دارم

31:58.500 --> 31:59.980
(دو گاری جنس، دو اسب، راننده: جو هه لان)

32:01.110 --> 32:02.010
روز دهم ماه

32:02.550 --> 32:03.730
خانواده‌ی جو فقط دو گاری

32:03.830 --> 32:04.530
خراج سال نو فرستادن؟

32:05.510 --> 32:08.050
(خواجه سون)
یه نفر ثبت می‌کنه

32:08.310 --> 32:09.090
یه نفر چک می‌کنه و

32:09.310 --> 32:10.530
یکی دیگه تایید می‌کنه

32:10.720 --> 32:11.660
اشتباهی پیش نمیاد

32:13.550 --> 32:15.620
این خط اسمش "گوان گوی"ـه

32:15.790 --> 32:16.900
جایی که توش بخت و بلا قاطی می‌شن و

32:17.110 --> 32:18.220
وسط خطر، یه لطف پنهانه

32:18.640 --> 32:19.530
زندگی نزدیک بزرگان

32:19.920 --> 32:20.810
اما همیشه همراه با دردسره

32:21.880 --> 32:23.660
خب سرنوشتم رو بدونم که چی بشه؟

32:24.270 --> 32:25.140
بازم باید

32:25.200 --> 32:25.980
زندگیش کنم

32:26.270 --> 32:26.810
لازم نیست بخونی

32:27.070 --> 32:28.050
هنوز تموم نکردم

32:30.590 --> 32:31.330
هه لان

32:32.200 --> 32:34.490
تو هنوز از سوی مان‌ شو کینه داری و

32:34.960 --> 32:37.660
یه سری راز رو ته دلت قایم کردی

32:37.830 --> 32:38.530
!چرند نگو

32:40.030 --> 32:40.940
نمی‌ذارم مسخره‌بازی دربیاری

32:41.640 --> 32:42.220
می‌خوام برم خونه

32:46.550 --> 32:47.460
از اولش هم

32:47.480 --> 32:48.460
داشتی سعی می‌کردی

32:48.480 --> 32:49.620
از سوی مان ‌شو فاصله بگیری

32:50.240 --> 32:51.940
می‌دونم اذیتت می‌کرده و

32:52.200 --> 32:53.220
خجالت می‌کشی بگی

32:54.030 --> 32:54.620
ولی واقعیت اینه

32:54.640 --> 32:56.050
خیلی راحت می‌شه فهمید

32:56.830 --> 32:58.730
دلیل اصلی فاصله گرفتنت

32:59.550 --> 33:00.380
این بوده که چیزی رو

33:00.400 --> 33:01.570
که به ضررت بوده قایم کنی

33:03.110 --> 33:04.090
بهت فرصت دادم

33:04.440 --> 33:05.050
نگفتی

33:05.270 --> 33:06.860
مجبور شدم کف دستت رو بخونم

33:07.510 --> 33:08.770
کف دست چیزی نشون می‌ده؟

33:09.160 --> 33:10.180
معلومه که نشون می‌ده

33:13.750 --> 33:14.940
توی این اجاره‌نامه

33:15.480 --> 33:17.460
اثر انگشت اشاره‌ی راست گو هوا

33:17.480 --> 33:18.330
برعکس ثبت شده

33:18.480 --> 33:19.660
انگشت اشاره‌ی راست تو هم

33:19.790 --> 33:20.770
همین شکل رو داره

33:21.940 --> 33:23.260
(وانگ بو ون، گو هوا، دو لو ‌هونگ)

33:23.310 --> 33:25.420
خونه‌ی محله‌ی یان‌ شو رو تو اجاره کردی

33:25.440 --> 33:26.290
چرا اعتراف نکردی؟

33:26.960 --> 33:27.770
یه اثر انگشت

33:28.640 --> 33:29.490
نمی‌تونه ثابت کنه منم

33:30.510 --> 33:31.770
اثر انگشت منحصر به فرده

33:32.110 --> 33:32.900
اثر انگشتی مثل مال تو

33:32.920 --> 33:33.980
یک در میلیون پیدا می‌شه

33:36.200 --> 33:37.290
اگه نمی‌خوای اعتراف کنی، باشه

33:37.830 --> 33:38.330
وو رن

33:38.920 --> 33:39.770
برو اون تاجره رو

33:39.790 --> 33:40.900
پیدا کن

33:41.270 --> 33:42.900
بیارش اینجا تا اون و

33:43.440 --> 33:44.090
گو هوا با هم رو‌به‌رو بشن

33:44.510 --> 33:44.900
اطاعت

33:45.240 --> 33:45.730
صبر کن

33:46.880 --> 33:48.290
من اجاره کردم، خب که چی؟

33:50.350 --> 33:51.460
مرگ سوی مان ‌شو

33:51.590 --> 33:52.490
هیچ ربطی به من نداره

33:53.000 --> 33:54.050
دیشب بعد از اینکه برگشتم خونه

33:54.350 --> 33:56.050
تا نصف شب با پدرم شمشیرزنی تمرین کردم

33:56.310 --> 33:57.250
خانواده‌ی جو

33:57.350 --> 33:58.290
می‌تونن شهادت بدن

34:00.000 --> 34:00.770
حتی اگه شما

34:00.790 --> 34:02.250
توی مرگ سوی مان ‌شو نقشی نداشته باشین

34:02.960 --> 34:04.250
پس مرگ شاهدخت پونزدهم چی؟

34:05.720 --> 34:06.420
دفترهای دربار رو

34:06.480 --> 34:07.400
برای ثبت‌های این ماه چک کردم

34:07.720 --> 34:08.340
روز دهم ماه

34:08.880 --> 34:10.740
خانواده‌ی جو سه گاری
خراج سال نو برای همسر شو فرستادن

34:11.220 --> 34:13.010
اما توی دفتر انبار همسر شو توی همون روز

34:13.070 --> 34:13.980
فقط دو گاری ثبت شده

34:14.590 --> 34:15.460
یه گاری جنس

34:15.880 --> 34:17.260
بین دروازه‌ی قصر

34:17.320 --> 34:18.170
و قصر همسر شو ناپدید شده

34:18.590 --> 34:19.210
اتفاقا

34:19.760 --> 34:21.050
یکی دیده که شما

34:21.070 --> 34:22.610
داشتین یه گاری جنس رو
به سمت در فرعی می‌بردین

34:23.030 --> 34:24.740
اینکه توی اون گاری

34:24.920 --> 34:25.940
باروت بوده یا نه رو

34:26.190 --> 34:27.010
گارد داخلی

34:27.030 --> 34:27.860
خیلی زود معلومش می‌کنه

34:31.030 --> 34:31.490
لازم نیست

34:33.510 --> 34:34.610
من توی مرگ شاهدخت پونزدهم

34:36.320 --> 34:37.490
دخیل بودم

34:46.510 --> 34:47.530
سوی مان ‌شو

34:48.630 --> 34:50.530
و شاهدخت پونزدهم از همون روزی

34:52.150 --> 34:53.380
که من و مادرم تحقیر شدیم

34:53.800 --> 34:54.650
کینه به دل گرفته بودن

34:55.000 --> 34:56.130
تندتر

34:56.320 --> 34:57.820
ضیافت تولدم دیر می‌شه

34:57.880 --> 34:58.820
الان شروع می‌شه

35:01.960 --> 35:02.460
!یه لحظه صبر کنین

35:07.070 --> 35:08.170
علیاحضرت اینجا هستن

35:08.630 --> 35:09.300
بلند شو

35:20.920 --> 35:22.210
این آلوی سبز خیلی تازه‌ست

35:22.960 --> 35:23.860
قبلا هم

35:24.030 --> 35:25.340
ازش به ما تعارف کردین

35:25.960 --> 35:27.690
عالیجناب و همسر شو هم دوستش دارن

35:28.360 --> 35:29.820
ولی عالیجناب هیچوقت سر اینکه

35:30.440 --> 35:31.380
با آلو به اسم خانوادگی
  (آلو توی چینی با "لی" هم‌آواست) 

35:31.710 --> 35:32.490
لی" توهین کردین، سرزنشتون نکردن"

35:35.630 --> 35:37.010
وفاداریتون

35:37.190 --> 35:38.090
برای همه روشنه

35:39.320 --> 35:40.980
اما حالا که امپراتور انقدر بخشنده‌ان

35:41.920 --> 35:43.050
شما هم باید رحم کنین

35:45.400 --> 35:47.490
حالا که علیاحضرت پادرمیونی کردن

35:48.840 --> 35:50.340
این بار می‌بخشمت

35:56.670 --> 35:57.340
به چی نگاه می‌کنین؟

35:57.840 --> 35:58.820
چرا ضیافت رو شروع نمی‌کنین؟

36:00.550 --> 36:01.820
!یه مشت احمقین

36:08.480 --> 36:10.260
مادرت رو ببر و لباساشون رو عوض کن

36:10.920 --> 36:11.980
امروز همه خسته شدن

36:12.230 --> 36:13.380
زودتر برگردین استراحت کنین

36:15.150 --> 36:16.820
شاهدخت هر دوتامون رو نجات دادن

36:17.440 --> 36:19.050
و به سوی مان شو هم‌ احترام گذاشتن

36:19.550 --> 36:20.380
ولی سوی مان شو

36:20.670 --> 36:22.050
ایشون رو مثل خاری توی چشمش می‌بینه

36:23.110 --> 36:24.300
سوی مدام منو تحقیر می‌کنه

36:25.400 --> 36:26.420
در حالی که نقشه‌‌ی انتقام از

36:26.960 --> 36:28.010
شاهدخت رو می‌کشه

36:29.230 --> 36:29.940
یه روز

36:30.550 --> 36:31.900
انگار یهویی

36:31.960 --> 36:33.260
یه رازی راجع به شاهدخت فهمید

36:33.920 --> 36:35.010
هر چند روز یه بار

36:35.280 --> 36:36.340
مخفیانه

36:36.440 --> 36:37.200
با بانو وانگ و بانو جائو حرف می‌زد

36:37.200 --> 36:38.970
!شاهدخت پونزدهم واقعا این کار رو کرده

36:40.480 --> 36:41.650
...اگه این حرف پخش بشه

36:52.230 --> 36:54.010
برو از حیاط گل‌های تازه‌ بچین

36:54.510 --> 36:55.780
گل‌های این اتاق پژمرده شدن

36:58.480 --> 36:59.460
وقتی این حرف‌ها رو می‌زدن

36:59.550 --> 37:00.690
هیچوقت منو توی جمعشون راه نمی‌دادن

37:02.110 --> 37:03.210
ولی یه بار

37:03.710 --> 37:04.940
یهویی بهم گفت که

37:05.280 --> 37:07.260
قراره یه اتفاق خوبی برای شاهدخت بیفته

37:07.710 --> 37:09.210
و باید برم بهشون تبریک بگم

37:09.840 --> 37:10.820
چند روز بعد

37:11.510 --> 37:13.050
خبر پخش شد که شاهدخت

37:14.320 --> 37:16.010
قراره با شاهزاده‌ی اویغور ازدواج کنن

37:16.800 --> 37:18.860
پس، سوی مان شو
وان شون رو مجبور کرد ازدواج کنه؟

37:19.800 --> 37:20.380
جو هه لان

37:21.030 --> 37:21.750
تو از این موضوع خبر داشتی

37:21.750 --> 37:22.530
چرا بهم نگفتی؟

37:22.800 --> 37:23.210
...من

37:24.070 --> 37:24.780
ادامه بده

37:32.760 --> 37:34.460
بعد از اینکه از این موضوع مطلع شدم

37:35.580 --> 37:36.690
شب و روز دعا می‌کردم

37:37.440 --> 37:38.690
امیدوار بودم شاهدخت

37:39.030 --> 37:40.120
با یه مرد خوب ازدواج کنن

37:40.440 --> 37:41.340
و از درگیری‌ها دور بمونن

37:41.800 --> 37:42.570
ولی آخر ماه گذشته

37:42.960 --> 37:43.820
سوی مان شو

37:44.230 --> 37:44.900
یهویی ازم خواست

37:44.920 --> 37:46.260
براش یه خونه اجاره کنم

37:48.280 --> 37:49.570
متوجه شدم که توی انقلاب زمستونی

37:49.920 --> 37:51.210
با شاهدخت ملاقات کرده

37:51.840 --> 37:52.570
با اینکه نمی‌دونم

37:52.630 --> 37:53.900
دقیقا درباره‌ی چی حرف زدن

37:54.880 --> 37:55.610
به نظر می‌رسید

37:57.150 --> 37:58.740
شاهدخت می‌خواستن با امپراتور صحبت کنن

38:12.760 --> 38:14.420
نگران بودم که درگیر بشم

38:15.960 --> 38:17.740
پس طبق دستورات سوی مان شو عمل کردم

38:18.760 --> 38:19.820
لباس مردونه پوشیدم

38:20.480 --> 38:21.210
با یه اسم جعلی

38:21.550 --> 38:22.530
توی محله‌ی یان شو

38:22.800 --> 38:24.300
یه خونه‌ی خلوت اجاره کردم

38:25.150 --> 38:25.980
روز دهم این ماه

38:26.630 --> 38:28.090
پدر و مادرم خیلی خوشحال بودن

38:29.190 --> 38:30.650
می‌گفتن این یه فرصت ناب

38:30.710 --> 38:31.860
برای ملاقات با همسر شوئه

38:32.480 --> 38:33.420
ازم خواستن

38:33.760 --> 38:34.980
هدیه‌ی سال نو رو بهشون تقدیم کنم

38:35.590 --> 38:36.530
پدر و مادرم

38:36.840 --> 38:38.610
دو گاری پر از هدیه‌ی سال نو آماده کردن

38:39.480 --> 38:40.940
ولی وقتی داشتم وارد قصر می‌شدم

38:41.630 --> 38:42.490
سوی مان شو

38:43.360 --> 38:44.980
یهویی بهم گفت یه گاری از این چیزها رو

38:45.030 --> 38:46.210
به دروازه‌ی فرعی قصر ببرم

38:46.550 --> 38:47.460
حتی نمی‌ذاشت نگاش کنم

38:48.800 --> 38:50.210
جرات نگاه کردن یا پرسیدن نداشتم

38:51.510 --> 38:52.340
فقط مجبور بودم طبق دستورش عمل کنم

38:53.630 --> 38:54.820
ولی بعد از اینکه وارد قصر شدم

38:54.840 --> 38:56.090
بیشتر و بیشتر ترسیدم

38:56.840 --> 38:58.010
برای همین، مخفیانه چکش کردم

39:00.710 --> 39:01.530
باروت بود

39:03.510 --> 39:04.490
ولی شما نمی‌دونستین

39:04.510 --> 39:05.260
اون باروت برای چی بوده

39:07.230 --> 39:08.340
اون باهاش چه کار مفیدی می‌تونست کنه؟

39:10.760 --> 39:11.740
ولی دیگه دیر شده بود

39:12.840 --> 39:13.780
به عنوان گاری خاندان ما

39:14.510 --> 39:16.380
ثبت شده بود

39:17.630 --> 39:18.740
با اینکه می‌ترسیدم

39:20.230 --> 39:21.260
جرات سوال بیشتر نداشتم

39:24.630 --> 39:25.980
...بعدش، توی شب جشنواره‌ی فانوس

39:36.920 --> 39:38.010
وحشت‌زده شدم

39:38.960 --> 39:40.170
اون موقع بود که فهمیدم

39:40.480 --> 39:41.610
چرا ازم خواسته بود

39:41.670 --> 39:42.530
اون باروت رو بیارم

39:43.280 --> 39:44.010
ازش پرسیدم

39:44.360 --> 39:45.650
اون پشت این ماجراست؟

39:46.030 --> 39:47.090
!حتی جرأت کرده بود شاهدخت رو بکشه

39:47.150 --> 39:48.460
!کاملا دیوونه شده بود

39:49.510 --> 39:50.740
...ولی در واقع بهم گفت

39:52.510 --> 39:54.340
این مرگ یه لطف در حقش بود

39:56.880 --> 39:58.170
پس، تو شانس اینکه جلوی اینا رو بگیری رو

39:58.230 --> 39:59.130
داشتی

39:59.880 --> 40:01.260
ولی کاری نکردی

40:02.480 --> 40:02.940
اینطور نیست؟

40:04.320 --> 40:05.050
جرأت نداشتم

40:06.320 --> 40:07.570
این همه وقت تحقیر شده بودم

40:09.630 --> 40:10.720
نمی‌دونستم

40:10.720 --> 40:12.010
چطور مقابله کنم

40:12.630 --> 40:14.530
تو خودت رو قربانی نشون دادی

40:14.590 --> 40:15.490
و با من بازی کردی

40:15.880 --> 40:17.150
ولی خوب می‌دونستی که

40:17.150 --> 40:18.520
داشتی به یه شیطان کمک می‌کردی

40:18.960 --> 40:20.530
می‌دونستی اون باروت

40:20.760 --> 40:21.860
می‌تونست جون کسی رو بگیره

40:22.000 --> 40:23.380
تا وقتی اون جون مال تو یا

40:23.630 --> 40:24.650
مال پدر و مادرت نیست

40:24.710 --> 40:25.940
به تو مربوط نیست، درسته؟

40:26.550 --> 40:27.260
دیگه چیکار می‌تونستم بکنم؟

40:28.360 --> 40:29.490
نکنه می‌گین من

40:29.510 --> 40:30.340
باید جای شاهدخت می‌مردم؟

40:30.840 --> 40:31.610
می‌خواستین

40:31.670 --> 40:32.690
بی‌دفاع تماشا کنم که

40:32.760 --> 40:34.820
پدر و مادرم تحقیر می‌شن؟

40:35.110 --> 40:35.980
تو هیچوقت

40:36.000 --> 40:36.980
اینجور توهین رو تحمل نکردی

40:37.440 --> 40:38.490
به عنوان یه شاهدخت شهرستان

40:38.550 --> 40:40.340
مورد لطف امپراتور و همسر شو

40:40.920 --> 40:42.170
طبیعتا هیچوقت تحقیر نمی‌شی

40:42.590 --> 40:43.460
تو نه پدر داری، نه مادر

40:43.670 --> 40:44.490
پس نمی‌تونی بدونی

40:44.960 --> 40:45.900
چه حسی داره

40:46.190 --> 40:47.650
وقتی پدر و مادرت

40:49.480 --> 40:50.530
توی دست‌های دیگران باشن

40:50.840 --> 40:51.610
!دارین زیاده‌روی می‌کنین

40:55.670 --> 40:56.860
!نمک‌نشناس

40:58.590 --> 40:59.940
وان شون آدم اشتباهی رو نجات داده

41:00.510 --> 41:01.420
هر چی می‌خوای بگو

41:03.150 --> 41:04.300
من نمک‌نشناسم

41:04.670 --> 41:05.570
کمک کردم یه شیطان موفق بشه

41:06.190 --> 41:06.900
به هر حال، من

41:06.920 --> 41:08.490
توی به دست سوی مان شو نمردم

41:08.840 --> 41:09.860
حالا می‌تونین منو

41:10.070 --> 41:11.380
به وزارت دادگستری ببرین

41:11.760 --> 41:13.380
!تیکه‌تیکه‌ام کنن، قبولش می‌کنم

41:13.440 --> 41:14.420
!نیازی به این همه دردسر نیست

41:14.510 --> 41:15.260
!بانوی من، آروم باشین

41:20.800 --> 41:22.420
چرا سوی مان شو توی محله‌ی یان شو ظاهر شد؟

41:23.880 --> 41:24.570
نمی‌دونم

41:25.630 --> 41:27.650
فقط براش خونه اجاره کردم

41:28.400 --> 41:29.570
هیچوقت اونجا نرفتم

41:30.150 --> 41:30.940
با اون باروتی که

41:31.000 --> 41:31.740
تو به تنهایی آوردی

41:32.030 --> 41:33.210
نمی‌تونستی شاهدخت رو

41:33.230 --> 41:33.940
توی ضیافت بکشی

41:36.190 --> 41:37.130
حتما همدست داشتی

41:38.230 --> 41:38.940
کی بوده؟

41:42.550 --> 41:44.050
سوی مان شو نمی‌ذاشت بدونه

42:23.070 --> 42:23.820
...بانوی من

42:25.280 --> 42:27.260
من بابت شاهدخت پونزدهم متاسفم

42:27.920 --> 42:30.610
لطفا فقط منو سرزنش کنین

42:32.000 --> 42:33.460
پدر و مادرم رو وسط این ماجرا نکش

42:51.960 --> 42:52.530
!بانوی من

42:52.960 --> 42:53.820
بانو وانگ و بانو جائو

42:53.880 --> 42:54.740
!یهویی شروع کردن به خون بالا آوردن

42:58.110 --> 42:58.860
برو به اقامتگاه جائو لو شون و

42:59.000 --> 42:59.610
قرص‌ها رو بهش بده

42:59.840 --> 43:01.090
به نقطه‌ی شائو شانگ و جونگ‌ چونگِ
دست راستش، سوزن بزن و

43:01.230 --> 43:01.780
خون سمی رو بیرون بیار

43:01.880 --> 43:02.650
!زود باش -
متوجه شدم -

43:22.760 --> 43:23.490
دیگه دیر شده

43:31.880 --> 43:32.690
این سس سمیه

43:33.480 --> 43:34.460
سمش هم آقونیت خامه

43:34.920 --> 43:35.570
این غرفه رو مهر و موم کنین

43:35.920 --> 43:36.940
هر کسی که به این غذا دست زده رو

43:37.000 --> 43:37.570
بازداشت کنین

43:37.960 --> 43:38.340
!اطاعت

43:40.400 --> 43:42.090
بانو هم دقیقا همین غذاها رو

43:42.110 --> 43:43.260
با بانو وانگ خوردن

43:43.550 --> 43:44.780
اون ساشیمی نخورده

43:45.030 --> 43:46.130
فنجونش خیلی تمیز بود

43:46.480 --> 43:47.420
هیچ سسی داخلش نبود

43:48.230 --> 43:49.260
من به این غذا دست نزدم

43:51.150 --> 43:51.690
بانوی من

43:52.360 --> 43:53.610
حالا که بانو وانگ برنگشته

43:53.800 --> 43:54.980
بانوی ارشد وانگ پایین دنبالش می‌گردن

43:56.670 --> 43:57.210
چه دردسری شد

43:59.760 --> 44:00.820
اون خیلی وقته رفته داخل

44:00.880 --> 44:01.940
چرا هنوز نیومده بیرون؟

44:02.360 --> 44:03.210
الان باید چیکار کنیم؟

44:03.710 --> 44:04.980
!بیاین بریم داخل و بررسی کنیم

44:05.510 --> 44:06.940
!بذارین بیاد بیرون -
!بذارین بیاد بیرون -

44:07.190 --> 44:07.860
!عزیزم

44:08.110 --> 44:09.340
!بذار بیایم داخل

44:10.230 --> 44:11.380
نمی‌شه همه‌امون اینجا بمونیم

44:11.710 --> 44:13.050
تو برو دنبال پیدا کردن کسی که مسمومش کرده

44:13.230 --> 44:13.780
از در پشتی برو

44:13.900 --> 44:14.340
!زود باش

44:14.340 --> 44:14.780
!اطاعت

44:18.400 --> 44:18.980
تو هم داری می‌ری؟

44:19.400 --> 44:20.420
پس چیکار کنم، بمونیم اینجا تا

44:20.440 --> 44:21.130
پام توی دردسرشون کشیده بشه؟

44:21.510 --> 44:22.610
سه‌تا بانوی اشراف‌زاده اینجا مردن

44:22.670 --> 44:23.340
نمی‌شه این رو نادیده گرفت

44:23.840 --> 44:25.170
می‌خوای بمونی اینجا و قضیه رو جمع کنی؟

44:25.670 --> 44:26.980
به‌ جای معطل شدن الکی

44:27.280 --> 44:28.460
باید زودتر قاتل رو بگیریم

44:28.880 --> 44:29.490
!عزیزم

44:31.830 --> 44:32.380
برو کنار

44:32.380 --> 44:32.940
!عزیزم

44:33.470 --> 44:34.170
دیگه خیلی دیر شده

44:35.480 --> 44:36.340
یادت میاد

44:36.480 --> 44:37.420
قبل‌تر چی گفتم؟

44:37.760 --> 44:38.490
چی؟

44:38.800 --> 44:40.420
به نقطه‌ی شائو شانگ و جونگ‌ چونگِ
دست راستش سوزن بزن و

44:40.510 --> 44:41.170
خون سمی رو بیرون بیار

44:41.550 --> 44:42.980
اگه رنگ خون از تیره، به روشن تبدیل شد

44:43.110 --> 44:43.820
نجات پیدا می‌کنم

44:44.320 --> 44:45.010
...وگرنه

44:48.510 --> 44:49.530
!بانوی من -
!بانوی من -

44:54.550 --> 44:55.210
بقیه‌اش دیگه به تو بستگی داره

44:57.400 --> 44:58.130
عزیزم؟

44:58.760 --> 44:59.460
عزیزم؟

45:01.670 --> 45:02.260
عزیزم؟

45:06.280 --> 45:07.010
!عزیزم

45:08.440 --> 45:09.340
!عزیزم

45:10.000 --> 45:11.340
دختر عزیزم

45:11.440 --> 45:13.090
فقط دو ساعت بود که

45:13.320 --> 45:15.420
اومده بود اینجا

45:15.670 --> 45:18.090
چطور کارش به اینجا کشید؟

45:20.000 --> 45:21.170
بانوی من

45:21.670 --> 45:22.900
می‌شه بگین

45:23.440 --> 45:25.900
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

45:26.320 --> 45:27.490
دخترتون مسموم شده

45:28.000 --> 45:29.530
الان دارم بررسی می‌کنم چه کسی مسمومش کرده

45:29.840 --> 45:30.860
لی پی‌ یی

45:31.670 --> 45:33.260
من هنوز

45:33.760 --> 45:35.690
به‌ عنوان شاهدخت شهرستان
یه کم احترام برات قائل بودم

45:36.000 --> 45:38.090
دخترم نباید میومد اینجا

45:38.440 --> 45:40.170
اون اومده بود توی

45:40.280 --> 45:41.460
بازجوییت بهت کمک کنه ولی

45:41.800 --> 45:43.990
به دست تو جونش رو از دست داد

45:44.000 --> 45:46.210
اگه نمیاوردیش اینجا

45:46.710 --> 45:48.340
!نمی‌مرد

45:48.920 --> 45:49.780
...چطور می‌تونی

45:50.480 --> 45:51.460
چطور می‌تونی

45:51.510 --> 45:54.010
انقدر بی‌تفاوت باشی؟

45:54.230 --> 45:54.740
بانو

45:55.190 --> 45:56.860
بانو فقط دارن صادقانه
تحقیقاتشون رو انجام می‌دن

45:57.510 --> 45:58.090
چرا

45:58.110 --> 45:59.380
بانو وانگ رو به خونه‌اتون نمی‌برین تا

45:59.440 --> 46:00.170
آروم به خاک سپرده بشه؟

46:00.480 --> 46:02.010
بعدش بانو می‌تونن
به تحقیقشون ادامه بدن و

46:02.190 --> 46:03.010
به بانوی ارشد وانگ دلداری بدن

46:03.590 --> 46:05.090
ادامه‌ی تحقیق؟

46:06.550 --> 46:07.420
این کار

46:07.480 --> 46:09.490
دخترم رو برمی‌گردونه؟

46:10.030 --> 46:10.740
امروز

46:10.800 --> 46:12.090
باید به عمارت وزیر و

46:12.150 --> 46:15.010
!همه‌ی ما توضیح بدی

46:17.510 --> 46:18.860
بانوی ارشد، چه توضیحی می‌خواین؟

46:20.000 --> 46:21.530
دست ‌و پاش رو ببندین و

46:21.760 --> 46:24.490
ببرینش پیش امپراتور تا ایشون حکم بدن

46:24.590 --> 46:25.170
کی جراتش رو داره؟

46:28.360 --> 46:28.740
!بانوی من

46:29.480 --> 46:30.090
!بانوی من

46:30.110 --> 46:30.860
!بانوی من

46:56.240 --> 47:11.240
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Sarang ✧ SEVDA ✧ FATEMEH ✧ luna ✧ Silvia ✧ bunny ✧ Souppy ✧
✧ ادیت: heaven ✧

47:15.460 --> 47:21.780
♪از یه ایوان دور دارم به ماه نگاه می‌کنم♪

47:22.300 --> 47:28.940
♪رویاها زیر بار شک و تردید له شدن♪

47:29.460 --> 47:36.460
♪ظلم و بی‌عدالتی هنوز سر جای خودشونن♪

47:36.940 --> 47:43.220
♪و من فقط باعث ایجاد گرد و خاک می‌شم♪

47:44.980 --> 47:48.620
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

47:48.940 --> 47:52.540
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

47:52.620 --> 47:56.580
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

47:56.860 --> 48:00.340
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

48:01.980 --> 48:05.620
♪این مسیر من رو به حقیقت دفن‌شده می‌رسونه♪

48:05.900 --> 48:09.020
♪و به دنبال انعکاس ماه به عمق آب‌ها می‌زنم♪

48:09.300 --> 48:12.820
♪قسم می‌خورم دنیای آروم رو برمی‌گردونم♪

48:13.140 --> 48:16.340
♪و هر بدی‌ای رو از بین می‌برم♪

48:16.460 --> 48:20.100
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

48:20.340 --> 48:23.500
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

48:23.980 --> 48:27.300
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

48:27.460 --> 48:31.860
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

48:32.340 --> 48:35.900
♪حکم مثل رعد توی گوشم می‌پیچه♪

48:36.260 --> 48:39.820
♪حقیقت رو می‌بینم، تیز مثل یه تیغه♪

48:39.940 --> 48:44.380
♪کتاب‌های گناه آغشته به خون رو می‌خونم♪

48:44.660 --> 48:48.180
♪چه نصیحت عاقلانه‌ای داری برام؟♪

48:49.380 --> 48:53.140
♪هیچ جای تاریکی رو باقی نمی‌ذارم♪

48:53.420 --> 48:56.500
♪و این دوران با شکوه رو روشن می‌کنم♪

48:56.980 --> 49:00.340
♪عدالت شمشمیر منه، مه راز رو می‌شکافه♪

49:00.620 --> 49:03.860
♪بذار ستاره‌ها و ماه توی تاریکی بدرخشن♪

49:03.940 --> 49:07.300
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

49:07.620 --> 49:11.060
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪

49:11.300 --> 49:20.380
♪یه روز، آسمون صاف می‌شه♪
