WEBVTT

00:02.021 --> 00:12.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.021 --> 00:14.748
‫« آنچه گذشت… »

00:14.782 --> 00:16.212
‫اینها قاتلش بودن؟

00:16.287 --> 00:17.704
‫همه‌چی با هم جور درمیاد

00:18.940 --> 00:19.966
‫چی شد؟

00:20.041 --> 00:21.611
‫من هیچ‌کدوم از این کسکش‌ها رو نمی‌شناسم

00:21.625 --> 00:23.970
‫- شک دارم اونها لوسی کوک رو کشته باشن
‫- چی؟

00:24.045 --> 00:26.630
‫پروندۀ ربوده‌شدن لوسی کوک
‫زیر دست من بود

00:27.306 --> 00:28.340
‫کسی نیست؟

00:28.924 --> 00:32.074
‫پسرشون. یه خوارکسۀ مریض یواشکی دزدیدش

00:32.150 --> 00:34.438
‫- خیلی متأسفم
‫- اشکالی نداره

00:34.513 --> 00:37.733
‫این چرخۀ عذابی که تو و جیل راه انداختید،

00:37.808 --> 00:40.403
‫آتیشیه که آخرش دامن جفتتون رو می‌گیره

00:40.478 --> 00:42.321
‫این جواب آزمایش دی‌ان‌ای لوسیه

00:42.396 --> 00:45.282
‫اسم روری کوک توش نیست؟
‫نکنه باباش نبوده؟

00:45.357 --> 00:48.911
‫مطمئنم اون‌ور خیابون
‫با خانوادۀ یه کشیش زندگی می‌کرد

00:48.986 --> 00:50.486
‫من به اسم گریس می‌شناختمش

00:51.581 --> 00:52.790
‫باید دست رد به سینه‌ش می‌زدی

00:52.865 --> 00:54.240
‫زن خودت بود، کایل

00:56.327 --> 00:58.838
‫از دید مدیریت پارک
‫دورۀ تو اینجا تموم شده

00:58.913 --> 01:01.874
‫اگه دخلی به این ماجرا
‫داشته باشی، سر درمیارم

01:02.124 --> 01:03.718
‫بعدش چی، کایل؟

01:03.793 --> 01:07.045
‫چه گوهی می‌خوری اون‌وقت؟

01:10.049 --> 01:11.424
‫اون داره میاد

01:12.021 --> 01:22.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:53.569 --> 02:55.987
‫ترنر هستم. پیغام بذارید

05:26.096 --> 05:30.056
‫« رام‌نشـده »

05:31.021 --> 05:41.021
‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و امیر ستارزاده »
‫:. H1tmaN & Ali99 .:

05:41.022 --> 05:46.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

06:04.843 --> 06:06.428
‫خونِت هنوز گرمه، کایل

06:07.763 --> 06:09.014
‫داری کُند میشی

06:09.848 --> 06:12.142
‫مثل اون گوزن‌های مریض

06:14.853 --> 06:16.647
‫لازم نبود این‌جوری بشه

06:18.649 --> 06:21.485
‫قرارمون این بود که تو دنیای هم سَرَک نکِشیم

06:22.986 --> 06:24.530
‫تا کسی چیزیش نشه

06:25.906 --> 06:28.826
‫نه من، نه تو، نه جیل…

06:30.494 --> 06:31.995
‫کایل، فقط لازم بود که…

06:34.456 --> 06:36.667
‫سر قول‌وقرار کوفتیمون وایسی

06:55.018 --> 06:57.062
‫هیچ‌وقت نذار خشابت خالی بشه، کایل

07:03.068 --> 07:05.245
‫چرا بیخیال نشدی؟

07:05.320 --> 07:06.405
‫چرا دست برنداشتی؟

07:18.500 --> 07:20.878
‫دیگه چیزی تو این پارک برات نمونده، کایل

07:27.176 --> 07:28.177
‫برو پیش پسرت

07:40.772 --> 07:42.107
‫اسلحه رو بنداز

07:47.946 --> 07:49.615
‫ترنر اینجاست

07:53.994 --> 07:55.671
‫آهای، ترنر

07:55.746 --> 07:56.839
‫ترنر! هواتو داریم

07:56.914 --> 07:59.124
‫طاقت بیار، طاقت بیار. چشم‌هاتو نبند

08:01.001 --> 08:02.077
‫ترنر؟

08:02.794 --> 08:03.869
‫ترنر!

08:22.439 --> 08:24.024
‫به جمع زنده‌ها خوش اومدی

08:25.943 --> 08:28.593
‫دیشب که آوردنت از هوش رفته بودی

08:29.279 --> 08:34.034
‫دکترها گلوله رو راحت درآوردن.
‫گفتن با یه‌کم استراحت خوبِ خوب میشی

08:35.002 --> 08:36.086
‫مگوایر؟

08:36.161 --> 08:37.421
‫مُرد

08:37.496 --> 08:39.548
‫از اون بی‌ناموس‌های دوعالم بود

08:39.623 --> 08:41.383
‫تو زودتر از من بو برده بودی

08:41.458 --> 08:43.126
‫واسکز ماجرا رو برام تعریف کرد

08:44.086 --> 08:45.546
‫گوشی لوسی رو نشونم داد

08:46.046 --> 08:47.172
‫کارش حرف نداشت

08:48.340 --> 08:49.549
‫صد البته

08:51.343 --> 08:52.769
‫اوه، تشریف آورد

08:52.844 --> 08:54.146
‫در چه حالی؟

08:54.221 --> 08:56.106
‫از آخرین باری که دیدمت بهترم

08:56.181 --> 08:57.975
‫اون‌موقع که اوضاعت فاجعه بود

08:59.017 --> 09:00.894
‫میرم برات یه کم آب بیارم

09:10.445 --> 09:13.490
‫یادم نمیاد اونجا تونستم
‫ازت تشکر کنم یا نه

09:14.366 --> 09:15.709
‫نکردی، ولی اشکالی نداره

09:15.784 --> 09:18.662
‫رفته بودم یه چرخی بزنم.
‫می‌دونی که، عاشق اسب‌سواری‌ام

09:20.539 --> 09:23.050
‫من شانس آوردم که میلچ
‫این پرونده رو انداخت گردن تو

09:23.125 --> 09:25.886
‫انگار من مثل فرشتۀ نجاتت می‌مونم، آره؟

09:25.961 --> 09:27.713
‫در اون حد هم نه

09:28.213 --> 09:31.091
‫از وقتی پیدات شده، تیر خوردم،

09:32.175 --> 09:33.727
‫تعلیقم کردن،
‫معدنی هم که توش بودم منفجر شد

09:33.802 --> 09:35.262
‫هیچ فرشتۀ نجاتی بی‌نقص نیست

09:35.804 --> 09:37.604
‫آره، ولی حداقل از شر مگوایر خلاص شدی

09:38.040 --> 09:39.074
‫آره

09:40.684 --> 09:43.353
‫خودش بود که لوسی رو درگیر این ماجرا کرد

09:43.937 --> 09:46.198
‫حتماً خطری رو از جانب لوسی حس کرده

09:46.273 --> 09:49.409
‫شاید لوسی خراب‌کاری کرده بوده
‫یا سرِخود شده بوده

09:49.484 --> 09:52.704
‫امروز صبح با مأمور دیکسون
‫رفتم اردوگاه مگوایر

09:52.779 --> 09:54.915
‫یه انبار پر از مواد و پول نقد پیدا کردیم

09:54.990 --> 09:57.584
‫یه جعبه اسلحه رو هم نزدیک چادرش
‫از زیر خاک درآوردیم

09:57.659 --> 10:01.163
‫تفنگ و کُلت. باهاشون می‌تونسته
‫یه جنگ کوچیک راه بندازه

10:02.748 --> 10:05.676
‫به مأمور دیکسون گفتم بفرستتش آزمایشگاه
‫تا ببینن کدومش با تیری که

10:05.751 --> 10:07.377
‫به پای لوسی خورده مطابقت داره

10:09.821 --> 10:10.821
‫چیه؟

10:10.922 --> 10:12.049
‫اوه…

10:13.550 --> 10:14.550
‫هیچی

10:14.593 --> 10:18.689
‫انگار تونستم با موفقیت از تو
‫که یه پلیس شهری بودی، یه جنگل‌بان بسازم

10:18.764 --> 10:20.065
‫که تو دل طبیعت راحته

10:20.140 --> 10:22.559
‫آره، البته درمورد راحت‌بودن شک دارم

10:23.727 --> 10:27.356
‫شاید بهتره بگیم احتمالش کمتر شده که
‫تو یه حادثۀ فجیع تو دل طبیعت بمیرم؟

10:30.984 --> 10:34.695
‫ولی باید اعتراف کنم…
‫کم‌کم داره از پارک خوشم میاد

10:36.531 --> 10:37.991
‫آره، کم‌کم به دل آدم می‌شینه

10:40.494 --> 10:43.497
‫یه مسیری هست نزدیک ستیغ هارپر

10:44.331 --> 10:46.717
‫چند باری رفتم اونجا. همیشه یه…

10:46.792 --> 10:49.469
‫بوی شیرینی به مشامم می‌خوره

10:49.544 --> 10:51.930
‫بعد فهمیدم بوی…

10:52.005 --> 10:53.640
‫- برگ‌های سپیداره
‫- آره

10:53.715 --> 10:55.676
‫همون برگ‌هایی که افتادن

10:56.176 --> 10:58.220
‫زیر سم اسب‌ها له میشن

10:58.970 --> 11:00.222
‫بوش مال همینه

11:04.017 --> 11:06.520
‫در مجموع حالش خیلی خوبه

11:07.729 --> 11:09.323
‫مطمئنم دلش می‌خواد ببینتت

11:09.398 --> 11:13.201
‫قسمت وحشتناک ماجرا اینجاست که
‫وقتی یه شیشه قرص

11:13.276 --> 11:16.654
‫نمی‌تونه خلاصت کنه،
‫بعدش باید سنگینیِ نگاه بقیه رو تحمل کنی

11:19.866 --> 11:22.085
‫یه‌بار طعم تلخ اون نگاهِ کایل رو چشیدم

11:22.160 --> 11:24.621
‫فکر نکنم آمادۀ نگاه سنگین بعدیش باشم

11:26.748 --> 11:28.375
‫ولی بهش بگو خوشحالم که حالش خوبه

11:31.962 --> 11:35.090
‫همه‌چی… همه‌چی مرتبه؟

11:40.512 --> 11:42.055
‫باید یه چیزی بهت بگم

11:45.642 --> 11:47.894
‫شاید این حرف

11:48.895 --> 11:52.149
‫تمام احساست به من رو عوض کنه

11:53.775 --> 11:56.236
‫باوجود تمام دردسرهایی که برات درست کردم،

11:57.404 --> 11:59.414
‫اگه این‌جوری بشه درکت می‌کنم

11:59.489 --> 12:00.615
‫درک می‌کنم که…

12:03.326 --> 12:05.829
‫بهم پشت کنی و بری

12:11.168 --> 12:15.255
‫یه نفر به اسم شان سندرسون

12:17.174 --> 12:18.175
‫کِیلِب رو کشت

12:20.719 --> 12:21.978
‫کایل

12:22.053 --> 12:23.980
‫چندوقت نتونست از ماجرا سر دربیاره

12:24.055 --> 12:30.441
‫فقط به این خاطر فهمید که شین مگوایر
‫تو پارک دوربین‌های حرکتی کار گذاشته بود

12:30.517 --> 12:32.686
‫تا مسیرهای مهاجرت حیوون‌ها رو ردگیری کنه

12:35.817 --> 12:39.780
‫شین در حین دیدن چند تا از فیلم‌ها
‫یه‌سری تصویر پیدا کرد…

12:46.077 --> 12:47.662
‫از سندرسون و…

12:49.721 --> 12:50.721
‫کیلب

12:55.504 --> 13:00.425
‫شین فیلم‌ها رو نشونمون داد و
‫به کایل گفت که بذاره خودش سندرسون رو بکشه

13:02.719 --> 13:04.179
‫کایل رو که می‌شناسی…

13:05.347 --> 13:06.648
‫می‌خواست مطمئن بشه

13:06.723 --> 13:10.811
‫می‌خواست موقع دستگیری سندرسون
‫شک و شبهه‌ای در کار نباشه

13:12.813 --> 13:15.615
‫منتها، من تحملش رو نداشتم که
‫بعد از بلایی که

13:15.690 --> 13:18.860
‫سر بچه‌مون آورده بود…

13:22.405 --> 13:23.605
‫تازه بخوایم دستگیرش کنیم

13:26.034 --> 13:30.088
‫بعدش هم بریم دادگاه،
‫پای حرف‌هاش بشینیم

13:30.163 --> 13:33.458
‫و خداخدا کنیم محکومش کنن

13:38.463 --> 13:43.009
‫برای همین من
‫بدون اینکه به کایل بگم…

13:44.511 --> 13:45.512
‫به شین…

13:47.180 --> 13:49.391
‫پول دادم تا…

13:51.977 --> 13:53.395
‫با سندرسون تماس بگیره،

13:56.439 --> 13:57.482
‫ازش اخاذی کنه،

13:58.316 --> 14:00.485
‫تو پارک باهاش قرار بذاره و بکشتش

14:01.152 --> 14:02.987
‫به‌خاطر قتل بچه‌م

14:06.575 --> 14:07.576
‫کایل

14:09.160 --> 14:12.330
‫تازه وقتی خبر گم‌شدن سندرسون اومد
‫از ماجرا باخبر شد

14:14.666 --> 14:17.961
‫به‌نظرم… بیشتر از هر چیزی،

14:19.045 --> 14:20.347
‫بیشتر از مرگ کیلِب،

14:20.422 --> 14:24.676
‫خیانت من به کایل بود که
‫به رابطه‌مون پایان داد

14:28.972 --> 14:30.515
‫نتونست ازش بگذره

14:34.185 --> 14:36.897
‫ترسم اینه که تو هم نتونی

14:41.401 --> 14:43.278
‫ولی…

14:43.987 --> 14:47.157
‫گفتم نامردیه که حداقل به تو یه فرصت ندم

14:58.084 --> 14:59.594
‫- تبریک میگم!
‫- دمت گرم

14:59.669 --> 15:01.513
‫- ایول واسکز
‫- کارت درسته!

15:01.588 --> 15:02.631
‫ممنون

15:07.844 --> 15:10.597
‫«تقدیم به جنگل‌بان قهرمان و این چیزها»

15:12.223 --> 15:14.423
‫داری بقیه‌مون رو ضایع می‌کنی‌ها

15:18.980 --> 15:21.733
‫به‌خاطر اینکه گُل کاشتی و کشته نشدی

15:23.360 --> 15:24.194
‫ممنون

15:25.946 --> 15:27.747
‫به این میگن یه کیک درست‌وحسابی و همه‌پسند

15:27.822 --> 15:28.957
‫مگه قراره به بقیه هم بدم؟

15:29.032 --> 15:32.994
‫جنگل‌بان واسکز، سلاح‌های مگوایر رو
‫باید بفرستیم آزمایشگاه. بیا فهرستشون کنیم

15:42.128 --> 15:43.171
‫نمیای کمک؟

15:43.922 --> 15:46.322
‫به‌نظرت واسه‌ش بهم لوح تقدیر میدن؟

15:47.133 --> 15:47.968
‫احتمالاً

15:49.469 --> 15:51.919
‫باشه پس. گور باباش.
‫کار مهم‌تری که ندارم

16:36.141 --> 16:38.143
‫نمی‌خواد نگران من باشی

16:43.273 --> 16:44.983
‫من خوب میشم

16:50.822 --> 16:51.823
‫قول میدم

16:59.998 --> 17:01.041
‫الان نوبت توئه

17:04.419 --> 17:05.920
‫بهم قول بده، کایل

17:13.428 --> 17:15.138
‫هنوز هم صدای خنده‌هاش تو گوشمه

17:17.348 --> 17:19.893
‫اون صدای جیغ‌مانندِ آخرش

17:21.978 --> 17:24.147
‫تکون‌خوردن‌های سرش موقع دویدن
‫جلوی چشم‌هامه

17:28.359 --> 17:29.909
‫بوی علف‌های بین موهاش تو مشاممه

17:32.822 --> 17:33.865
‫می‌بینمش

17:37.285 --> 17:38.453
‫با هم حرف می‌زنیم

17:39.454 --> 17:40.830
‫با هم بازی می‌کنیم

17:42.916 --> 17:44.918
‫می‌دونم انگار رد دادم، ولی…

17:46.211 --> 17:47.128
‫برام مهم نیست

17:48.463 --> 17:49.506
‫ارزشش رو داره

18:00.767 --> 18:01.810
‫باشه

18:04.437 --> 18:05.563
‫آره، قول میدم

18:17.450 --> 18:18.535
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

18:59.242 --> 19:00.243
‫مأمور ترنر

19:02.036 --> 19:02.996
‫خانم آوالوس

19:04.455 --> 19:05.540
‫حالتون چطوره؟

19:06.875 --> 19:08.093
‫روزبه‌روز بهتر میشم، ممنون

19:08.168 --> 19:12.130
‫می‌خواستم به صحبتمون درمورد
‫پروندۀ شان سندرسون ادامه بدیم

19:13.214 --> 19:14.182
‫حدس می‌زدم

19:14.257 --> 19:16.643
‫با توجه به فعالیت‌های مجرمانه‌ای که

19:16.718 --> 19:19.187
‫در حوزۀ قضایی شما اتفاق افتاده، من…

19:19.262 --> 19:22.023
‫- دیگه حوزۀ قضایی من نیست
‫- بله، شنیدم. ولی باز هم…

19:22.098 --> 19:25.059
‫- اون موقع هم نباید می‌بود
‫- منظورتون چیه؟

19:29.439 --> 19:31.950
‫اون زمان که سندرسون ناپدید شد،

19:32.025 --> 19:33.484
‫حال‌وروزم تعریفی نداشت

19:35.278 --> 19:37.628
‫نباید مسئولیت اون عملیات جست‌وجو رو
‫قبول می‌کردم

19:40.450 --> 19:43.461
‫اگه می‌ذاشتم یکی دیگه کارو دست بگیره،
‫به احتمال قوی پیدا میشد

19:43.536 --> 19:46.464
‫اگه قصوری از جانب شما سر زده باشه،
‫مسئولیت مرگش می‌افته گردن شما…

19:46.539 --> 19:49.751
‫خوشحال میشم هر بیانیه یا هر فرمی
‫که لازمه رو پر کنم

19:50.752 --> 19:52.952
‫به نظرتون چه اتفاقی
‫برای آقای سندرسون افتاده؟

19:59.802 --> 20:01.179
‫کاش می‌تونستم بهتون بگم

20:02.555 --> 20:05.058
‫گاهی اتفاقاتی می‌افته
‫که با عقل جور درنمیاد

20:26.162 --> 20:26.996
‫سلام

20:28.289 --> 20:30.250
‫اومدم کلبه‌ت بهت سر بزنم

20:35.964 --> 20:37.507
‫این رو از تو کِشوی میزت برداشتم

20:38.383 --> 20:41.010
‫دست خودت باشه.
‫می‌خوام چندوقت لب به ویسکی نزنم

20:49.852 --> 20:51.952
‫داشتم با بقیه حرف می‌زدم

20:53.398 --> 20:54.941
‫حالا که غائله تموم شده،

20:56.693 --> 20:59.195
‫می‌خوایم جسد لوسی رو
‫از سردخونه بگیریم

21:00.363 --> 21:03.041
‫تا روحش رو رهسپار اِلووین کنیم
‫(جهان پس از مرگ در باور بومیان میووک)

21:03.116 --> 21:04.242
‫که پیش مادرش باشه

21:06.286 --> 21:07.545
‫پدر لوسی چی؟

21:07.620 --> 21:10.623
‫محاله روری اونجا کنارشون باشه

21:11.332 --> 21:12.709
‫روری پدرش نبود

21:13.918 --> 21:15.011
‫بله؟

21:15.086 --> 21:16.963
‫جواب آزمایش دی‌ان‌ای لوسی اومد

21:17.714 --> 21:19.314
‫دی‌ان‌ای روری باهاش مطابقت نداشت

21:19.924 --> 21:20.883
‫گوه توش

21:23.303 --> 21:24.853
‫آزمایشه پدرش رو مشخص نکرده بود؟

21:25.763 --> 21:29.108
‫از اونجایی که باهاشون صمیمی بودی
‫گفتم شاید تو خبر داشته باشی

21:29.183 --> 21:31.644
‫البته اون‌قدرها هم
‫باهاشون صمیمی نبودم، مارشال

21:35.231 --> 21:35.990
‫خب که چی؟

21:36.065 --> 21:39.452
‫به‌نظرت لوسی قبل از اینکه برگرده اینجا
‫پیش پدر واقعیش بوده؟

21:39.527 --> 21:40.745
‫نمی‌دونم

21:40.820 --> 21:44.999
‫وقتی لوسی گم شد،
‫اون‌قدر مطمئن بودم روری کُشتتش که

21:45.074 --> 21:47.035
‫اون‌جوری که باید دنبالش نگشتم

21:48.202 --> 21:49.829
‫لوسی بیرون از پارک بود. من…

21:51.164 --> 21:53.007
‫باید پیداش می کردم

21:53.082 --> 21:54.625
‫نه، الان گفتنش آسونه

21:55.918 --> 21:57.754
‫اون موقع‌ها حواسم بهت بود

21:58.629 --> 21:59.964
‫در حقش کوتاهی نکردی

22:04.635 --> 22:06.346
‫میگم جسدش رو بهت تحویل بدن

22:09.015 --> 22:10.058
‫ممنون، مارشال

22:12.101 --> 22:13.519
‫مطمئنی؟

22:16.022 --> 22:18.107
‫پس بعداً می‌بینمت

22:18.858 --> 22:20.908
‫بهت توصیه می‌کنم
‫چهارچشمی مراقب پاهات باشی

22:21.361 --> 22:24.280
‫هر آن ممکنه ویوو بیاد و
‫صاف ببردت ته دریاچه

22:25.531 --> 22:28.001
‫ولی اون روحه تا کسی خودش نخواد

22:28.076 --> 22:29.827
‫جایی نمی‌برتش

22:31.120 --> 22:33.122
‫جیغ‌هاش رو که نشنیدی، نه؟

22:51.808 --> 22:54.852
‫باید دنبالش بگردم.
‫این دِینیه که به گردنمه

22:55.645 --> 22:58.197
‫لوسی دیگه یه بچۀ گم‌شده نیست، کایل

22:58.272 --> 22:59.941
‫ولی یه تیکه از زندگیش هنوز گم‌شده‌ست

23:00.608 --> 23:01.993
‫اگه بتونم جاهای خالی رو پر کنم...

23:02.068 --> 23:04.320
‫اگه چیزی باشه که
‫سال‌ها پیش از نظرم پنهون مونده...

23:05.113 --> 23:06.963
‫دوباره با اون پسره که توی
‫فوت‌لاکر کار می‌کرد حرف زدم

23:07.365 --> 23:08.833
‫گفت اون دختری که فکر می‌کرد لوسی بوده

23:08.908 --> 23:11.536
‫توی یه پرورشگاه خارج از
‫یلتونِ ایالت نوادا زندگی می‌کرده

23:12.078 --> 23:14.005
‫مطمئن این سرنخ درستیـه؟

23:14.080 --> 23:16.290
‫یعنی من حتی مطمئن نیستم خودش باشه

23:19.043 --> 23:20.545
‫تنها سرنخیـه که دارم

23:24.021 --> 23:34.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:34.522 --> 23:38.022
‫« به ایالت نوادا خوش آمدید »

24:44.504 --> 24:46.506
‫کسی نیست؟ مأمور فدرال

24:55.723 --> 24:56.641
‫کسی نیست؟

25:22.583 --> 25:26.254
‫همه کسانی که امروز آرزوی
‫نجات دارن، لطفاً میشه بلند بشن؟

25:27.588 --> 25:28.973
‫بلند شید

25:30.048 --> 25:32.635
‫شما خانم گیبز هستید؟

25:35.638 --> 25:36.889
‫سلام؟

25:40.059 --> 25:41.143
‫بنده مأمور فدرال هستم

25:41.769 --> 25:44.939
‫اگه ایرادی نداره، می‌خواستم
‫چند تا سؤال ازتون بپرسم

25:52.405 --> 25:53.656
‫فقط چند لحظه وقتتون رو می‌گیرم

25:58.536 --> 26:02.623
‫دنبال اطلاعات از یه دختری می‌گردم که
‫سال‌ها پیش اینجا زندگی می‌کرده

26:03.833 --> 26:05.251
‫اسمش لوسی کوک بود

26:06.085 --> 26:07.211
‫یا گریس مک‌ری

26:10.631 --> 26:11.716
‫اینم عکسش

26:12.675 --> 26:14.719
‫این یکی لوسیـه

26:15.803 --> 26:16.971
‫یا گریس

26:17.722 --> 26:20.975
‫این عکس حدوداً 15 سال پیش
‫توی کلیسای شما گرفته شده

26:22.018 --> 26:23.653
‫یادتون میاد کی اونو آورد اینجا؟

26:23.728 --> 26:26.814
‫گریس به زودی با بقیه‌ی بچه‌ها برمی‌گرده

26:32.903 --> 26:34.121
‫الان شوهرتون اینجاست؟

26:34.196 --> 26:37.825
‫لستر بهم گفته با هیچکس حرف نزنم

26:44.540 --> 26:47.293
‫اون اتاق فیثـه

26:48.461 --> 26:49.670
‫فقط واسه اونه

26:54.759 --> 26:55.759
‫فیث دخترتون؟

26:58.262 --> 26:59.764
‫الان کجاست؟

27:00.681 --> 27:01.891
‫اینجاست

27:03.517 --> 27:06.227
‫تازه براش پن‌کیک درست کردم

27:18.741 --> 27:19.700
‫تو کی هستی؟

28:14.130 --> 28:15.131
‫این بچه‌ها

28:16.006 --> 28:18.217
‫این پایین می‌موندن و
‫نه پیش خانواده؟

28:47.288 --> 28:48.748
‫شنیدم دنبال من می‌گشتید

28:50.833 --> 28:52.042
‫من فیث گیبز هستم

28:53.544 --> 28:54.762
‫آره، یادمـه اونو

28:54.837 --> 28:57.423
‫موهاش فرق داشت، ولی گریسـه

28:58.382 --> 29:01.177
‫اصلاً نمی‌دونم از کجا اومده بود.
‫یه روز یهویی پیداش شد.

29:01.761 --> 29:02.845
‫این اتفاق زیاد میفتاد؟

29:03.554 --> 29:04.438
‫آره

29:04.513 --> 29:07.391
‫پدرم یه کار و کاسبی ثانویه‌ی
‫تر و تمیز داشت

29:09.018 --> 29:10.903
‫پس اون این دخترها رو نمی‌دزدید؟

29:10.978 --> 29:12.279
‫نیازی نبود

29:12.354 --> 29:15.032
‫ملت خیال می‌کردن پدر من...

29:15.107 --> 29:17.693
‫فرشته‌ی محافظی چیزیـه

29:18.652 --> 29:20.529
‫حتی بابت خدماتش
‫بهش پول می‌دادن

29:21.655 --> 29:23.449
‫فقط یه باند فاسد خونه‌ی پرورشگاهی بود

29:24.575 --> 29:28.078
‫از مادرهای تنها و پدرهای معتاد
‫پول و یارانه‌ی دولتی می‌گرفت...

29:29.830 --> 29:32.374
‫همه خیال می‌کردن ما
‫یه خانواده‌ی خوشحال بزرگیم

29:32.958 --> 29:34.343
‫پس اینطور نبوده؟

29:34.418 --> 29:35.336
‫معلومـه که نه

29:36.420 --> 29:37.797
‫به اون بچه‌ها به زور یه لقمه غذا می‌داد

29:38.464 --> 29:40.090
‫در حدی که زنده نگهشون داره

29:41.175 --> 29:43.436
‫اکثر روزها توی زیرزمین
‫زندانی نگهشون می‌داشت

29:43.511 --> 29:46.514
‫من دزدکی پنجره‌شون رو باز می‌کردم
‫تا هوای تازه بهشون برسه

29:47.097 --> 29:49.097
‫چیز دیگه‌ای نیست که
‫بتونی درباره‌اش بهم بگی؟

29:55.564 --> 29:56.732
‫خیلی گریه می‌کرد

29:58.400 --> 30:01.650
‫گمونم کلی دلیل واسه گریه‌هاش داشت،
‫ولی از اکثر بچه‌ها بیشتر گریه می‌کرد

30:02.112 --> 30:05.282
‫همیشه می‌گفت پدرش
‫قراره بیاد دنبالش

30:06.408 --> 30:08.461
‫از پدرش هیچی بهتون نگفت؟

30:08.536 --> 30:10.546
‫همه‌شون از پدر و مادرشون حرف می‌زدن

30:10.621 --> 30:14.471
‫اینکه یکی قراره یه روز پیداش بشه و
‫اونا رو برگردونه به خونه‌ی عزیزشون

30:15.376 --> 30:17.586
‫ولی همه‌اش قصه‌ست.
‫هیچکس نیومد دنبالشون.

30:18.212 --> 30:21.632
‫گریس چند سالی دووم آورد و
‫بعدش فرار کرد

30:23.133 --> 30:25.352
‫هر وقت کسی می‌پرسید که اون کجا رفته

30:25.427 --> 30:28.439
‫پدر و مادرم می‌گفتن که
‫خانواده‌اش اومدن دنبالش

30:28.514 --> 30:30.432
‫یه پایان خوش تمیز و شاد

30:33.352 --> 30:34.728
‫پدرت چی؟

30:37.064 --> 30:38.449
‫ایشالا که گور به گور شده باشه

30:38.524 --> 30:40.150
‫امیدوارم مرگش با درد بوده باشه

30:40.651 --> 30:42.152
‫فیث، نوشیدنی‌ها حاضرن

30:45.948 --> 30:47.867
‫ممنون که باهام حرف زدی

30:48.742 --> 30:50.836
‫- می‌خوای یه گلویی تازه کنی؟
‫- نه. شاید دفعه‌ی بعدی

30:50.911 --> 30:51.921
‫باشه

30:51.996 --> 30:54.206
‫این شمارۀ منـه

30:55.249 --> 30:57.199
‫چیز دیگه‌ای به ذهنت رسید،
‫یه زنگ بهم می‌زنی؟

30:58.210 --> 30:59.962
‫آره. ممنون

31:03.924 --> 31:04.758
‫آهای

31:06.093 --> 31:07.928
‫اگه گریس رو دیدی...

31:08.804 --> 31:10.347
‫بهش بگو که من گفتم: متأسفم

31:18.314 --> 31:20.274
‫وایسا! اون یجور پلیس بود

31:21.150 --> 31:22.234
‫بابای گریس رو میگم

31:23.402 --> 31:25.863
‫الان یادم افتاد.
‫اون بود که همیشه می‌گفت

31:26.530 --> 31:29.074
‫باباش میاد بابای منو دستگیر می‌کنه و
‫می‎ندازتش زندان

31:30.409 --> 31:34.330
‫می‌دونستم خیالاتِ یه دختر کوچولوئـه،
‫ولی هر بار که می‌گفت،

31:35.164 --> 31:37.249
‫از ته دل می‌خواستم واقعیت باشه

31:39.627 --> 31:40.501
‫بگذریم...

31:51.764 --> 31:53.432
‫سلام. میشه یه لطفی بهم بکنی...

31:54.183 --> 31:55.059
‫غیررسمی

32:32.012 --> 32:34.690
‫من و راسکو این اواخر کلی لم دادیم

32:34.765 --> 32:38.978
‫گفتم بد نیست دو تا پیرسگ یه قدمی بزنن

32:40.270 --> 32:41.563
‫اینجا پاتوق‌مون بود

32:44.066 --> 32:45.442
‫چطوری رسیدی اونجا؟

32:48.737 --> 32:49.780
‫اون بچه درست می‌گفت

32:50.698 --> 32:51.740
‫لوسی اونجا بوده

32:55.119 --> 32:57.037
‫چیزی پیدا کردی که کمکی بکنه؟

32:58.455 --> 33:01.417
‫به آزمایشگاه گفتم نتیجه آزمایش
‫دی‌ان‌ای لوسی رو دوباره بفرسته، پال

33:04.044 --> 33:05.421
‫من که قبلاً برات فرستادمش

33:07.006 --> 33:07.840
‫آره

33:09.299 --> 33:11.677
‫ولی دخترت کیت رو از کنار گذاشتی

33:14.263 --> 33:17.266
‫به خاطر دستگیری سال گذشته‌اش
‫اسمش توی سیستم بود

33:23.647 --> 33:24.982
‫من دخترم کیت رو دوست دارم، ولی

33:26.316 --> 33:28.652
‫دردسر هیچ‌وقت ول‌کُنش نیست

33:29.862 --> 33:31.288
‫مثل فضله‌ی اسب به تهِ کفش

33:31.363 --> 33:33.824
‫هر جا که میره دردسر هم
‫مثل آهن‌ربا میاد سراغش

34:12.780 --> 34:14.281
‫تولد شش سالگی لوسی‌ـه

34:20.037 --> 34:21.163
‫مری خبر داره؟

34:24.666 --> 34:25.542
‫نه

34:26.293 --> 34:28.587
‫اگه می‌فهمید صد درصد
‫خانواده‌مون به فنا می‌رفت

34:30.672 --> 34:33.467
‫راستش لوسی هم حتی خبر نداشت

34:34.760 --> 34:36.470
‫تا روزهای آخر مگی

34:37.638 --> 34:38.764
‫به نظرم لوسی...

34:39.932 --> 34:42.726
‫اون از تنها بودن می‌ترسید،
‫پس مگی بهش گفت...

34:43.811 --> 34:44.978
‫که...

34:46.647 --> 34:47.898
‫که من پدرشم

34:53.362 --> 34:55.781
‫مگی هم ازت خواست لوسی رو
‫از روری دور کنی؟

34:57.533 --> 34:59.910
‫وصیت قبل از مرگش همین بود

35:03.038 --> 35:04.423
‫بردنش راحت بود

35:04.498 --> 35:08.877
‫همه می‌دونستن روری
‫اون و مگی رو کتک می‌زد، پس...

35:09.920 --> 35:13.257
‫ناپدید شدن لوسی
‫به راحتی میفتاد گردن روری

35:19.346 --> 35:22.391
‫خب چی؟ بردیش اون اونجا که
‫از ایالت خارجش کنی؟

35:23.058 --> 35:23.892
‫آره

35:25.018 --> 35:28.147
‫شنیده بودم خانواده‌ی گیبز
‫آدمای خوبی‌ان و...

35:29.565 --> 35:32.151
‫اگه پول خوبی بهشون بدی،
‫دهن‌شون چفت و بَست داره

35:32.943 --> 35:33.861
‫من...

35:34.987 --> 35:37.456
‫کایل، من فکر می‌کردم
‫لوسی اونجا در امانـه

35:37.531 --> 35:39.241
‫به خدا همچین فکری می‌کردم

35:42.286 --> 35:44.371
‫و بهش گفتی که برمی‌گردی دنبالش

35:44.872 --> 35:48.625
‫- قرار بوده فقط یه مدت نباشی
‫- نمی‌دونم. شاید گفتم. من...

35:49.418 --> 35:53.547
‫می‌خواستم در حق لوسی و
‫مگی خوبی کنم، ولی من...

35:54.590 --> 35:58.093
‫من همسر و خانواده داشتم که
‫باید ازشون مراقبت می‌کردم

36:00.846 --> 36:04.396
‫بعدش وقتی روری به خاطرش کُشته شد،
‫دیگه راهی برای جبرانش نبود

36:05.350 --> 36:07.978
‫حتی وقتی که از اونجا فرار کرد و
‫برگشت پیشت هم راهی نبود؟

36:10.063 --> 36:12.950
‫اون‌وقت همه‌چیزم رو از دست می‌دادم.
‫شغلم، خانواده‌ام...

36:13.025 --> 36:17.321
‫به لوسی گفتم که کمکش می‌کنم،
‫یه جای بهتری براش پیدا می‌کنم که زندگی کنه

36:18.238 --> 36:19.406
‫ولی فرار کرد

36:20.324 --> 36:23.619
‫تقصیری نداره... بعد از اتفاقی که
‫دفعه‌ی اول براش افتاد

36:24.703 --> 36:25.871
‫من ناامیدش کردم

36:27.456 --> 36:28.290
‫آره

36:29.374 --> 36:32.252
‫بعد از اون روز دیگه هرگز ندیدمش

36:35.672 --> 36:38.222
‫قلبم شکست که با مگوایر دم‌خور شد...

36:53.315 --> 36:55.108
‫تفنگ‌های شکاری‌ت رو لازم دارم

36:56.652 --> 36:57.861
‫واسه آزمایش پرتابه‌شناسی

36:59.363 --> 37:02.291
‫یا خدا، کایل. من بزرگ‌ترین
‫راز زندگیم رو بهت گفتم

37:02.366 --> 37:06.370
‫بعد تو از این رسیدی به اینکه
‫خودم بچه‌مو بکُشم؟

37:07.829 --> 37:11.258
‫زنگ می‌زنم دیکسون، بهش میگم
‫بره خونه‌ات و برشون داره

37:11.333 --> 37:13.510
‫بهتره به مری خبر بدی که داره میاد

37:13.585 --> 37:16.180
‫نمی‌دونم قراره چطوری بهش توضیح بدم

37:16.255 --> 37:19.299
‫ولی اگه تنها راه رفع اتهام همینـه، باشه

37:24.846 --> 37:27.556
‫کایل! کایل!
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

37:35.607 --> 37:39.653
‫من اسلحه‌هامو به رفقا و
‫دوستانی که باهاشون شکار میرم قرض میدم

37:40.153 --> 37:43.332
‫اکثر اوقات خودم هم باهاشون هستم
‫ولی همیشه نه و...

37:43.407 --> 37:45.993
‫من... دقیقاً نمی‌دونم کی...

37:47.494 --> 37:48.537
‫کی...

37:53.625 --> 37:54.668
‫وای لعنت بهش

38:01.091 --> 38:03.518
‫من تا همین یک سال پیش اینا
‫حتی نمی‌دونستم

38:03.593 --> 38:06.430
‫لوسی هنوز توی پارکـه

38:08.265 --> 38:09.891
‫اومد دم خونه‌ام

38:11.059 --> 38:12.978
‫پول می‌خواست. بهش دادم

38:13.770 --> 38:17.566
‫بعدش دیگه مدام می‌اومد،
‫هر بار نرخ بالاتر می‌رفت،

38:18.608 --> 38:22.988
‫تهدیدم می‌کرد اگه بهش پول ندم
‫چه بلاهایی سرم میاره

38:23.488 --> 38:25.240
‫می‌گفت چه صدماتی می‌تونه بهم بزنه

38:25.741 --> 38:28.794
‫سعی کردم بهش بگم چقدر متأسفم،
‫ولی دیگه گوشش بدهکار نبود

38:28.869 --> 38:33.498
‫فقط می‌خواست همون دردی رو
‫بهم تحمیل کنه که من بهش تحمیل کردم

38:34.249 --> 38:36.084
‫بعدش آخرین بار...

38:37.294 --> 38:38.762
‫داشتم از سیدی مراقبت می‎کردم

38:38.837 --> 38:40.847
‫فکر کردم داره توی اتاقش چرت می‌زنه

38:40.922 --> 38:44.518
‫ولی وقتی رفتم داخل، یه یادداشت
‫روی بالش بود

38:44.593 --> 38:49.348
‫نوشته بود «من و سیدی
‫می‌ریم دیدن لستر»

38:50.098 --> 38:51.600
‫وای خدا

38:52.851 --> 38:56.613
‫من هم کل جنگل رو زیر و رو کردم و
‫دنبال‌شون گشتم...

38:56.688 --> 38:58.407
‫بعدش بهم زنگ زدن

38:58.482 --> 39:02.486
‫یکی سیدی رو بالای پرتگاه
‫نزدیک خونه‌ی قدیمی مگی دیده بود

39:03.153 --> 39:05.122
‫وقتی سیدی رو صحیح و
‫سالم برگردوندم خونه

39:05.197 --> 39:06.873
‫رفتم دنبال لوسی

39:06.948 --> 39:08.200
‫قصد داشتم....

39:09.951 --> 39:11.753
‫قرار بود فقط یه کاری کنم حرف گوش بده

39:11.828 --> 39:13.829
‫بهش بگم نباید دیگه
‫این قضیه ادامه پیدا کنه

39:16.375 --> 39:18.001
‫بعدش وقتی دیدمش

39:19.628 --> 39:23.256
‫فقط می‌خواستم وایسته
‫تا باهاش حرف بزنم

39:24.132 --> 39:27.426
‫کایل، به خدا قسم
‫اصلاً قصد نداشتم بهش صدمه بزنم

39:31.640 --> 39:33.358
‫بعدش وقتی دیدم زمین خورد، من...

39:33.433 --> 39:36.103
‫می‌دونستم که خیال کرده
‫می‌خوام بکُشمش

39:37.229 --> 39:39.815
‫می‌دونستم کمک‌لازمه
‫ولی من گمش کردم

39:40.482 --> 39:44.610
‫تا اینکه ردش رو پیدا کردم و
‫داشت می‌رفت سمت ال‌کاپیتان

40:39.249 --> 40:43.887
‫فقط می‌خواستم بدونه که
‫من مجبور بودم از خانواده‌ام محافظت کنم

40:43.962 --> 40:46.431
‫- این...
‫- اون هم خانواده‌ات بود، پال

40:46.506 --> 40:47.424
‫خدایا!

40:48.550 --> 40:49.684
‫لوسی هم خانواده‌ات بود

40:49.759 --> 40:51.686
‫من کم اشتباه نکردم

40:51.761 --> 40:53.647
‫ولی قرار نبود هیچ کدوم از این اتفاقات بیفته

40:53.722 --> 40:55.265
‫باید جبرانش کنی

40:56.391 --> 40:58.101
‫باید بیای توی راه راست

40:59.644 --> 41:00.603
‫نمی‌تونم

41:03.857 --> 41:04.691
‫خدایا

41:05.609 --> 41:06.610
‫کایل؟

41:07.319 --> 41:08.153
‫کایل

41:15.321 --> 41:16.753
‫من می‌تونم...

41:16.828 --> 41:18.547
‫من می‌تونم مشکل تعلیق‌شدنت رو حل کنم

41:18.622 --> 41:22.542
‫می‌تونم ردیفش کنم تا
‫توی پارک پیش کیلب بمونی

41:24.252 --> 41:25.846
‫راجع به لوسی بهش چی بگم اون‌وقت؟

41:25.921 --> 41:27.506
‫وای خدا...

41:32.928 --> 41:33.945
‫کایل!

41:35.305 --> 41:36.515
‫کایل، وایسا!

41:38.892 --> 41:39.968
‫وایسا!

41:42.771 --> 41:43.830
‫متأسفم!

41:59.287 --> 42:00.455
‫وای خدا!

43:33.381 --> 43:34.441
‫زود باش!

43:40.021 --> 43:50.021
‫« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و امیر ستارزاده »
‫:. H1tmaN & Ali99 .:

44:26.768 --> 44:27.786
‫متأسفم

44:31.648 --> 44:33.316
‫فکر کنم هنوز آماده نیستم

44:34.984 --> 44:36.277
‫مشکلی نیست

44:44.202 --> 44:45.745
‫مهم نیست هر جا باشم...

44:47.914 --> 44:48.957
‫یا هر جا برم...

44:51.793 --> 44:53.294
‫تو همیشه با منی

44:56.673 --> 44:58.421
‫می‌دونم، بابا

45:38.381 --> 45:42.886
‫«اسب رو برات گذاشتم،
‫یادت نره بهش غذا بدی!»

47:02.021 --> 47:12.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

47:34.221 --> 47:36.821
‫«در حال ترک کردن
‫پارک ملی یوسمیتی هستید»

47:44.021 --> 47:54.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
