WEBVTT

00:01.050 --> 00:04.880
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

00:04.880 --> 00:08.950
‫« برخی از عناصر به مقاصد نمایشی
‫به صورت داستانی درآمده‌ یا ساخته شده‌اند »

00:10.050 --> 00:12.090
‫آنچه در «زیر پل» گذشت.

00:12.090 --> 00:14.760
<i>‫ظاهراً تو و راج خیلی با هم صمیمی هستین.</i>

00:14.760 --> 00:17.760
‫اون یارو اصلاً باهامون صحبت نمی‌کنه.
‫به پلیس‌ها اعتماد نداره.

00:17.830 --> 00:19.810
فکر ‫می‌کنم می‌تونم کمک‌حال‌تون باشم.

00:19.810 --> 00:21.730
‫گیب کیـه؟

00:22.140 --> 00:24.340
‫برادرم بود.
‫وقتی بچه بودیم فوت شد.

00:24.340 --> 00:27.860
‫اگه این‌کار رو بکنم، می‌دونی که واسه
‫نوشتن کتابم یه‌چیزی بهم بدهکار می‌شی نه؟
‫

00:27.860 --> 00:30.360
‫- تنها زندگی می‌کنی؟
‫- آره، یه‌جورایی.

00:30.360 --> 00:32.650
‫هرچی می‌خوای سفارش بده
‫ من پولش رو میدم.

00:32.650 --> 00:35.740
‫خب پس یعنی باید بدونی
‫که کی واقعاً‌ اون رو کشته.

00:35.740 --> 00:37.240
‫بهت میگم...

00:37.240 --> 00:39.580
‫اما اگه بهم قول بدی
‫که ببریم نیویورک.

00:39.580 --> 00:41.080
‫نمی‌تونم.

00:41.480 --> 00:43.580
‫اصلاً چطوری توی اون خونه زندگی می‌کنی؟

00:43.580 --> 00:45.420
‫مثل کمپ زندانی‌ها می‌مونه.

00:45.420 --> 00:47.880
‫ این چه چرت و پرتی بود گفتی آخه!
‫خفه‌شـو!

00:47.880 --> 00:49.460
‫اگه واقعاً از اون‌جا خسته شدی،

00:49.460 --> 00:51.620
<i>‫یه‌راهی بلدم که بهت کمک می‌کنه
‫ از شرشون خلاص بشی</i>.

00:51.620 --> 00:53.840
‫- لطفاً بفرمائید بیرون. شما بازداشتیـد.
‫- چی؟

00:53.840 --> 00:57.260
‫ایشون متهم به آزار دخترتون،
‫رینا ورک هستن.

01:15.290 --> 01:22.290
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:38.430 --> 01:40.220
‫واسه چی...

01:40.220 --> 01:41.890
‫به‌خاطر تو این کار رو کردم.

01:44.390 --> 01:46.980
‫بعدش هم همینطوری
‫اونجا ولش کردی؟

01:46.980 --> 01:48.350
‫آره.

01:48.350 --> 01:50.270
‫و تا خونه پیاده اومدم.

01:50.270 --> 01:53.730
‫ای خدا.
‫ای خدا.

01:53.730 --> 01:55.030
‫هی!

01:55.030 --> 01:58.030
‫شانس‌ـت گفت این کار رو کردم،
‫به نفع همه‌مون بود.

01:59.060 --> 02:00.490
‫چی زر زر می‌کنی؟

02:00.490 --> 02:01.910
‫به پلیس‌ها می‌گفت.

02:04.240 --> 02:05.830
‫خودت هم دنبال همین بودی دیگه؟

02:05.830 --> 02:08.420
‫کل این ماجرا.
‫نقشه همین بود.

02:12.090 --> 02:13.800
‫- آره.
‫- جو.

02:13.800 --> 02:16.130
‫- نه، من دیگه نیستم.
‫- هی.

02:16.130 --> 02:18.340
‫نباید تسلیم شیم.
‫خودت رو جمع و جور کن.

02:18.340 --> 02:20.550
‫چطوری می‌تونیم کنار این آشغال باشیم؟

02:20.840 --> 02:22.280
<i>‫اومرتا.</i>

02:22.890 --> 02:24.260
یادت رفته؟

02:25.430 --> 02:26.430
‫ما خونواده‌ایم.

02:29.520 --> 02:32.110
‫خونواده‌ها هم مراقب همدیگه‌ان، نه؟

02:45.580 --> 02:46.750
‫جو...

02:47.800 --> 02:49.660
‫می‌دونم اینا رو می‌خواستی.

02:49.660 --> 02:52.240
‫به‌نظرت میشه تمیزش کرد؟

02:56.210 --> 02:57.260
‫اندازه‌ـم نیستن.

03:03.730 --> 03:07.670
‫« زیر پل »

03:07.670 --> 03:09.980
‫« قسمت پنجم: وقتی که آب‌ها از آسیاب افتاد »

03:09.980 --> 03:11.690
<i>‫مرده‌ها روح فردی ندارند.</i>

03:12.440 --> 03:14.400
‫روح الهی ندارند.

03:14.400 --> 03:17.190
‫اما به این معنا نیست
‫که این پایان رینا باشه.

03:18.610 --> 03:22.610
‫وقتی یهوه دنیا رو
‫ به حالت اصلی و بی‌نقص‌ـش برگردونه،

03:23.700 --> 03:25.700
‫تمام فرزندان خدا زنده

03:26.790 --> 03:29.790
‫و جاودان میشن.

03:30.900 --> 03:33.200
‫این که مرگ این قدرت رو داشته باشه

03:33.200 --> 03:35.940
‫که یکی از عزیزانت رو ازت بگیره،
‫به‌نظر عادلانه نمیاد.

03:35.940 --> 03:39.240
‫خصوصاً زمانی که
‫غم مرگ فرزند رو داشته باشی.

03:40.670 --> 03:43.470
‫اما اگه فرزند حقیقی خداوند باشه،

03:43.470 --> 03:45.640
‫این که بدونین به زودی
‫ در بهشت روی زمین

03:45.640 --> 03:49.100
‫به همدیگه می‌رسین،
‫بهتون آرامش‌ِ خاطر میده.

03:49.890 --> 03:52.920
‫چطوری میشه فرزند خدا رو
‫از فرزند شیطان تشخیص داد؟

03:53.190 --> 03:56.690
<i>‫باب ۴، آیه‌ی ۱۴ از بخش امثال میگه که
‫اگر از خدا زاده شده باشی،</i>

03:55.640 --> 03:59.172
« ۲ ماه قبل »

03:57.690 --> 03:59.110
<i>‫به راه گناه نمی‌روی.</i>

04:00.030 --> 04:03.030
<i>‫گناه به قدری در اعماق فرزند شیطان است</i>

04:05.120 --> 04:07.370
<i>‫که خواب از ایشان منقطع شده</i>

04:07.370 --> 04:09.700
<i>‫تا زمانی‌که کسی را لغزانیده باشند.</i>

04:18.550 --> 04:20.620
‫فکر می‌کردم بیدار باشی.

04:21.220 --> 04:23.630
‫شب‌های اول خیلی بدن.

04:25.050 --> 04:27.050
‫می‌خوای؟
‫کمک‌ می‌کنه.

04:34.020 --> 04:36.520
‫چایی یخ و ودکای اسمیرنوف‌ـه.

04:43.640 --> 04:45.820
‫بجنب.
‫می‌خوایم مست و پاتیل شیم.

04:56.920 --> 04:58.750
‫دیگه تحمل ندارم که مردم بگن

04:58.750 --> 04:59.960
‫مراسم قشنگی بود.

04:59.960 --> 05:03.220
‫آره، مطمئنم اگه رینا اینجا بود
‫یه چیز متفاوت می‌خواست.

05:03.220 --> 05:05.340
‫مطمئنم یه آهنگ‌های دیگه انتخاب می‌کرد.

05:05.340 --> 05:07.140
‫چی می‌ذاشت؟

05:08.300 --> 05:10.180
‫احتمالاً...

05:10.180 --> 05:12.180
‫آهنگ «دلم برات تنگ میشه.»

05:12.180 --> 05:14.430
‫البته نسخه‌ی پاف ددی.

05:15.770 --> 05:17.640
‫بهش گفتم اونی که
‫استینگ خوند قشنگ‌تره.

05:17.700 --> 05:19.650
‫چی گفت؟

05:19.650 --> 05:21.650
‫گفت «استینگ کیه؟»

05:27.030 --> 05:29.580
‫ایشون ربکا هستن،
‫همون نویسنده‌ای که می‌گفتم.

05:30.120 --> 05:32.910
‫دارن رو یه پروژه درمورد رینا کار می‌کنن.

05:32.910 --> 05:34.750
‫بهتون تسلیت میگم.

05:36.000 --> 05:38.830
‫چی درمورد رینا می‌نویسین؟

05:38.830 --> 05:40.840
‫هنوز راه شروع داستان رو پیدا نکردم

05:40.840 --> 05:42.710
‫اما به‌نظرم مهمه که آدم‌ها

05:42.710 --> 05:46.680
‫به‌خاطر کسی که بودن به یاد آورده بشن،
‫نه به‌خاطر اتفاقی که براشون افتاده.

05:47.430 --> 05:50.680
‫اگه هم بفهمم که شما چطوری
‫درکش می‌کردین، خیلی بهم کمک می‌کنه.

05:52.260 --> 05:54.270
‫من رینا رو درک نمی‌کردم.

05:57.980 --> 05:59.270
‫شرمنده.

06:04.740 --> 06:06.490
‫ببخشید.

06:24.670 --> 06:26.170
‫حال‌ـت خوبه؟

06:27.260 --> 06:29.760
‫آره بابا.

06:33.100 --> 06:34.600
‫چیشده؟

06:36.180 --> 06:39.020
‫حرفایی که راج بهت گفته بود رو
‫بررسی کردم.

06:39.980 --> 06:41.480
‫همش راسته.

06:42.270 --> 06:45.610
‫پلیس ویو رویال مانجیت رو دستگیر کرده،
‫رینا رو هم فرستادن خوابگاه.

06:46.070 --> 06:48.620
‫مدرکی پیدا کردن که
‫ اون این کارها رو کرده؟

06:50.240 --> 06:51.870
‫باورم نمیشه.

06:52.240 --> 06:55.540
‫آره خب‌، پلیس‌‌ها باید
‫جرایم سوءاستفاده رو جدی بگیرن.

06:56.140 --> 06:58.760
‫انگار اولش دوستای رینا
.مجبورش کردن که این کار رو بکنه

06:58.760 --> 07:00.460
‫- که تقصیر رو گردن مامان‌باباش بندازه.
‫- آره.

07:00.460 --> 07:03.030
‫انگار همش برمی‌گرده به اون دخترا.

07:03.420 --> 07:07.700
فعلاً جو خیلی ازم دل خوشی نداره
‫واسه همین نمی‌دونم چی می‌تونم پیدا کنم.

07:08.090 --> 07:10.140
‫البته می‌تونم تلاشم رو بکنم.

07:11.340 --> 07:13.880
‫باید دوباره اعتمادش رو به‌دست بیارم.

07:13.880 --> 07:15.980
‫آره،
‫موفق باشی.

07:16.600 --> 07:20.480
‫هی،
‫پری اسمیت چیزایی به کاپوتی گفت

07:20.480 --> 07:22.560
‫که به هیچکس دیگه‌ای نگفته بود.

07:23.400 --> 07:26.520
‫پس فکر می‌کنی داری کتابِ
‫ «در کمال خونسردی» رو می‌نویسی؟

07:28.220 --> 07:31.570
‫خب،
‫جو، پری اسمیت نیست.

07:32.280 --> 07:34.240
‫می‌دونیم کار اون نبوده.

07:35.490 --> 07:39.290
‫دیگه هم از این یک‌کلاغ چهل‌کلاغ‌های
‫بچه‌ها خسته شدم.

07:43.330 --> 07:45.880
‫یه چیز واقعی لازم دارم.

07:47.460 --> 07:48.960
‫خب از مطبوعات استفاده کن.

07:50.760 --> 07:52.260
‫بترسون‌شون.

07:52.260 --> 07:55.300
‫بابا که گفته یه جبهه‌ی مشترک تشکیل بدیم.

07:55.300 --> 07:56.600
‫این که دیگه کاری نداره.

07:56.600 --> 07:58.850
‫لازم نیست کار خیلی عجیبی بکنی.

07:58.850 --> 08:02.440
‫فقط یکم بترسون‌شون.
‫خودشون بهم می‌ریزن.

08:06.690 --> 08:08.190
‫باهاشون حرف می‌زنی؟

08:09.150 --> 08:11.600
‫شاید تونستی یه تفرقه‌ای راه بندازی.

08:13.070 --> 08:15.300
‫امروز خیلی خوشگل شدی.

08:22.160 --> 08:23.000
‫لعنتی.

08:23.000 --> 08:25.330
‫- خبرنگارا.
‫- رئیس! اینجا رئیس!

08:25.330 --> 08:27.920
‫رئیس، حقیقت داره که این حادثه
‫به باندهای خلافکاری مرتبط باشه؟

08:27.920 --> 08:30.940
‫بهتون تضمین میدم که تو ویکتوریا
‫باند خلافکاری‌ای وجود نداره،

08:30.940 --> 08:33.630
‫مخصوصاً تو شهری مثل سانیچ
‫که خودم اینجا بزرگ شدم،

08:33.630 --> 08:36.350
‫بچه‌هام رو بزرگ کردم،
‫نزدیک ۱۵ ساله که رئیس پلیس‌‌ـم.

08:36.350 --> 08:38.560
‫این یک حادثه‌ی نادر بوده.

08:39.100 --> 08:41.640
‫رینا ورک دختر جوونی‌‌ـه
‫که الان باید زنده می‌بود.

08:41.640 --> 08:43.520
‫دو هفته از قتل رینا می‌گذره

08:43.520 --> 08:46.100
‫و کسی دستگیر نشده.
‫سرنخی پیدا شده؟

08:46.100 --> 08:48.980
‫ممکنه که نژادپرستی
‫ از عوامل این حادثه باشه؟

08:48.980 --> 08:50.440
‫نژادپرستی؟

08:50.820 --> 08:53.240
‫رینا مثل بقیه‌ی دخترهای جوون بود.

08:54.200 --> 08:57.070
‫همونطور که می‌بینین،
‫این جامعه چندقومیتی‌ـه.

08:57.070 --> 08:58.950
‫یه جامعه‌ی پذیرنده‌اس.

08:58.950 --> 09:01.120
‫در اینجا به روی همه بازه.
‫خیلی ممنون.

09:01.120 --> 09:03.830
‫با این حال احتمال‌‌ـش رد نمیشه.

09:03.830 --> 09:06.860
‫شواهدی هست که نشون میده
‫نژاد ممکنه یکی از عوامل بوده باشه.

09:06.860 --> 09:09.500
‫اما فعلاً درمورد شواهد حرفی نمی‌زنیم.

09:09.500 --> 09:11.670
‫مهاجمان یک گروه چندنژادی بودن...

09:11.670 --> 09:13.800
‫- پس مظنونی‌ هم وجود داره؟
‫- منظورم این نبود.

09:13.800 --> 09:16.230
‫گفتم که مهاجمین چندنژادی بودن.
‫ما فقط می‌دونیم...

09:17.220 --> 09:17.980
‫ما فقط می‌دونیم که...

09:17.980 --> 09:19.760
‫می‌دونیم که یه گروه از هم‌سالان رینا

09:19.760 --> 09:23.460
‫از جمله یه گروه از دخترهایی که
‫ دوست‌ـش به حساب میومدن، دخیل بودن.

09:25.270 --> 09:27.480
<i>‫رینا ورک عصر روزی که به قتل رسید</i>

09:27.480 --> 09:30.190
<i>در یکی از مراسم‌های مدرسه‌ی شورلاین
‫ بهش حمله شد.</i>

09:30.190 --> 09:32.860
<i>‫درحال‌حاضر هرکسی که</i>

09:32.860 --> 09:36.240
<i>‫در حمله‌ی اول شرکت داشته،
‫یه همدست به حساب میاد</i>

09:36.240 --> 09:38.240
<i>‫و اتهامات کیفری بهش وارد میشه.</i>

09:38.240 --> 09:39.740
<i>‫ممنونم.
‫ممنونم.</i>

09:41.370 --> 09:44.620
<i>‫نه.
‫ممنون.</i>

10:04.930 --> 10:06.940
‫می‌خوای بگی قضیه چی بود کـم؟

10:08.690 --> 10:11.520
‫ترسوندم‌شون.
‫باید بچه‌ها رو به حرف بندازیم دیگه؟

10:11.520 --> 10:14.860
‫می‌دونی چی رو میگم.
‫قضیه انگیزه چی بود؟

10:16.200 --> 10:17.700
‫سوختگی سیگار...

10:18.860 --> 10:21.200
‫رو پیشونی رینا.
‫همه دیدیم‌ـش.

10:21.200 --> 10:23.040
‫از کجا معلوم که معنایی داشته باشه.

10:23.040 --> 10:24.620
‫چی؟
‫بس کن بابا.

10:24.620 --> 10:26.330
‫با یکی از افسرهایی که

10:26.330 --> 10:29.670
‫مسئول اتهامات مانجیت ورک
‫ واسه آخر هفته بود، تماس گرفتم.

10:29.670 --> 10:32.340
‫می‌دونستی رینا نذاشته پلیس معاینه‌ـش کنه؟

10:32.340 --> 10:33.460
‫منظورت چیه؟

10:34.000 --> 10:36.130
‫بعد از این که به مدیر سون اوکس گفته که

10:36.130 --> 10:40.050
‫باباش اون رو به صندلی بسته
‫و با چکش کتک‌ـش زده،

10:40.050 --> 10:41.800
‫نذاشته افسرها بررسی‌ـش کنن.

10:41.800 --> 10:45.270
‫هیچ مدرکی از کبودی یا آسیب نداشت
‫چون اصلاً اتفاق نیفتاده بود.

10:45.270 --> 10:48.850
‫- حتی یه دونه افسر هم...
‫-برای همین سابقه‌ـش پاک شده کم!

10:48.850 --> 10:51.440
‫براش سوال نشده بود...
‫هیشکی حتی شک هم نکرده بود.

10:51.440 --> 10:53.360
‫فقط دستگیرش کردن
‫اظهاراتش رو ثبت کردن.

10:53.360 --> 10:55.860
‫انگار یکی تو مغزشون فرو کرده بوده.
‫یه نگاه بهش انداختن و گفتن

10:55.860 --> 10:57.240
‫«آره خب،
‫خیلی منطقی‌ـه.

10:57.240 --> 10:59.660
‫- حتماً کار خودش بوده.»
‫- می‌خوای به کجا برسی کم؟

11:06.370 --> 11:09.290
‫این افسرهای پلیس
‫ شاهد اتفاقات بد زیادی بودن عزیزم.

11:11.290 --> 11:12.540
‫مثلاً خودت.

11:13.540 --> 11:16.760
‫وقتی پیدات کردن،
‫بدنت پر از کبودی بود.

11:17.210 --> 11:19.260
‫باید پرونده‌ـت رو می‌دیدی.

11:19.260 --> 11:22.140
‫اون عکس‌ها...

11:22.140 --> 11:23.510
‫دلم رو شکوندن.

11:25.970 --> 11:29.060
‫ما آدم‌خوب‌هاییم عزیزم.
‫یه کاری نکن که برعکس‌ـش بشیم.

11:33.400 --> 11:35.940
‫یعنی چی؟
‫خیلی‌خب...

11:35.940 --> 11:38.030
‫اینطوری؟

11:38.030 --> 11:40.820
‫- نه! این که مثل حرف «دبلیو» میشه!
‫- چی؟

11:40.820 --> 11:43.370
‫باشه،
‫اینطوری؟

11:43.370 --> 11:45.080
‫- نه!
‫- چی؟

11:45.080 --> 11:47.910
‫باید دست چپ‌ـت رو
‫بذاری رو دست راستت،

11:49.040 --> 11:51.170
‫بعدش میشه...

11:51.170 --> 11:54.670
‫ک... م... ک.

11:55.340 --> 11:56.460
‫ک.م.ک.

11:57.710 --> 12:00.970
‫- ک.م.ک!
‫- آره!

12:08.770 --> 12:10.390
‫مارتا.

12:10.390 --> 12:13.690
‫به پلیس زنگ‌ نزنی‌ها.

12:26.530 --> 12:29.290
‫وقتی به بابات دستبند زدن...

12:30.790 --> 12:32.790
‫قیافه‌ـش چه شکلی شده بود؟

12:36.880 --> 12:41.800
‫نمی‌دونم...
‫ندیدمش.

12:44.760 --> 12:47.010
‫حس بدی داری؟

12:51.180 --> 12:52.680
‫نمی‌دونم.

12:55.650 --> 12:57.150
‫تو نداشتی؟

12:58.020 --> 13:01.860
‫وقتی درمورد اون آشنای مامانت
‫اون حرفا رو از خودت درآودی

13:02.860 --> 13:05.360
‫و گفتی چه بلاهایی سرت آورده.

13:07.530 --> 13:09.870
‫از خودم در نیوردم.

13:21.210 --> 13:23.050
‫همیشه مسخره‌ـم می‌کرد...

13:24.800 --> 13:28.640
«به‌خاطر دیدن فیلم‌های «صورت زخمی
‫و «رفقای خوب» و اینا.

13:31.680 --> 13:33.680
‫اما روحش هم خبر نداره که یه روزی...

13:35.810 --> 13:38.000
.این فیلم‌ها داستان زندگی خودم میشه

13:40.860 --> 13:43.610
‫و میرم سراغش.

13:54.580 --> 13:56.120
‫سلام،
‫از شبکه‌ی سی‌بی‌سی اومدم.

13:56.120 --> 13:57.670
‫خواستم بدونم می‌تونیم
‫درمورد رینا ورک حرف بزنیم.

13:57.670 --> 13:59.630
‫می‌تونه ناشناس هم باشه!
‫هر اسمی که شما بگین.

13:59.630 --> 14:02.710
‫- مدونا یا پوش اسپ...
‫- نظرت چیه کیر گنده‌ـم رو بخوری آشغال؟

14:06.130 --> 14:08.550
‫- چه‌خبر شده؟
‫- نمی‌دونم.

14:08.550 --> 14:11.430
‫وای خدا. دارن از تموم کسایی که
‫ تو پارتی اون شب بودن، سوال می‌کنن.

14:11.430 --> 14:13.270
‫- به‌نظرت با پلیس‌ها حرف بزنم؟
‫- چی؟ نه.

14:13.270 --> 14:16.350
‫وارن، به‌نظر من حتی همینجا هم نباید باشی.

14:17.600 --> 14:19.770
‫آخه گفتن هرکی که
‫تو اون دعوا بوده رو می‌خوان دستگیر کنن.

14:19.770 --> 14:22.480
‫بعد که حرف بزنی...
‫اگه بفهمه چی؟

14:25.740 --> 14:27.150
‫ازش می‌ترسم.

14:42.040 --> 14:45.130
‫ببخشید،
‫فکر نمی‌کردم موضوع مهمی باشه.

14:47.580 --> 14:49.720
‫بچه‌ها رو جمع کردیم
‫تا درمورد دعوای اول حرف بزنن.

14:49.720 --> 14:52.050
‫کسی چیزی از حمله‌ی دوم نمی‌دونه.

14:53.850 --> 14:56.770
‫- این چیه؟
‫- کمد ۱۲۰، کلی الارد.

15:33.510 --> 15:34.760
‫خِر، خِر.

15:39.020 --> 15:40.730
‫چی تو اون کمد بود کلی؟

15:40.730 --> 15:42.770
‫نگران نباش جو،
‫از دست اون خوک لعنتی!

15:42.770 --> 15:45.360
‫- رفت سراغ وسایلم.
‫- دنبال چی می‌گشت؟

15:48.690 --> 15:51.280
‫باید باهاتون حرف بزنم بچه‌ها.

15:51.280 --> 15:53.450
‫قضیه جدی‌ـه.
‫باید سوار شین.

15:53.450 --> 15:55.280
‫تا دلیلش رو نگی
‫هیچ‌جا باهات نمیایم.

15:55.280 --> 15:57.120
‫پلیسی که همه‌جا حرفش هست،

15:57.120 --> 15:59.120
‫یکی از دوستای قدیمیم‌ـه.

15:59.120 --> 16:01.830
‫بهم گفته که پلیس

16:01.830 --> 16:04.630
‫تمرکزش رو شما سه نفره.

16:05.160 --> 16:07.980
‫اگه می‌خواین شانسی داشته باشین
‫که از این قضیه در برین،

16:07.980 --> 16:09.800
‫باید همین حالا سوار ماشین بشین.

16:27.540 --> 16:29.420
‫خب،
‫قضیه اینه.

16:29.660 --> 16:31.860
‫تلاش پلیس‌ها اینه که
‫تعداد بیشتری ازتون رو دستگیر کنن.

16:31.860 --> 16:34.160
‫و همه‌تون رو به زیر پل ربط بدن.

16:34.160 --> 16:36.620
‫از کجا معلوم تو زیرآب‌مون رو نزده باشی؟

16:36.620 --> 16:39.790
‫اگه من زده بودم، چرا میوردم‌تون اینجا
‫تا بهتون کمک کنم؟

16:39.790 --> 16:42.210
‫همه می‌دونن دعوا رو شما شروع کردین.

16:42.210 --> 16:45.920
‫می‌خوان بگن صدماتی که بهش وارد شده،
‫منجر به مرگش شده،

16:45.920 --> 16:48.000
‫و می‌خوان همه‌چی رو بندازن گردن شما.

16:48.000 --> 16:49.880
‫خب اصلاً تورو سننه؟

16:50.880 --> 16:53.630
‫اگه همه‌مون بیفتیم زندان
‫واسه کتابت به درد نمی‌خوریم؟

16:53.630 --> 16:57.220
‫فکر نکنم انداختن یه مشت نوجوون تو زندان
‫به درد کسی بخوره.

17:02.140 --> 17:04.810
‫می‌دونم هنوز بابت نیویورک عصبانی‌ای،

17:06.190 --> 17:08.600
‫اما حداقل باید بهت بگم
‫که حواست جمع باشه.

17:12.110 --> 17:14.030
‫خب دقیقاً باید چی‌کار کنیم؟

17:14.450 --> 17:17.280
‫اگه آب‌ها از آسیاب افتاد
‫میریم مکزیک.

17:18.280 --> 17:20.660
‫- چی؟
‫- گنگسترها از این کارها می‌کنن.

17:21.870 --> 17:23.080
‫آره.

17:23.080 --> 17:24.540
‫باید از اینجا بریم.

17:26.630 --> 17:28.420
‫فردا قراره یه کشتی از اینجا بره.

17:28.420 --> 17:30.500
‫تولد بابامه.
‫می‌تونم برسونم‌تون.

17:31.960 --> 17:34.590
‫مدرکی چیزی ندارین که...

17:34.590 --> 17:36.260
‫روش دی‌ان‌ای باشه؟

17:36.260 --> 17:40.080
‫لباسی که پوشیده باشین،
‫یا چیزی که رینا دستش بهش خورده باشه.

17:46.730 --> 17:48.980
‫نباید به‌خاطر همچین چیزی گیر بیفتین.

17:53.110 --> 17:54.530
.از بین می‌برمش

17:56.150 --> 17:58.660
‫اگه برنامه فرار باشه،
‫پول نقد لازم داریم.

18:02.080 --> 18:03.660
‫همم.
‫بدش ببینم!

18:04.660 --> 18:05.710
‫فقط همینقدر دارم.

18:06.580 --> 18:08.250
‫شصت دلار؟

18:11.590 --> 18:13.010
‫آره،
‫کمه.

18:13.880 --> 18:16.560
‫یه جا می‌شناسم
‫که می‌تونیم بیشتر در بیاریم.

18:18.760 --> 18:21.430
‫ربکا،
‫می‌رسونی‌مون دیگه؟

18:38.410 --> 18:40.530
‫هیشکی جواب نده!

18:45.760 --> 18:46.580
‫مانجیت.

18:46.580 --> 18:48.960
<i>‫...مظنونین پلیس شامل جوانانِ</i>

18:48.960 --> 18:52.250
<i>‫ویو رویال و مناطق اطراف بوده.</i>

18:52.250 --> 18:55.460
<i>‫شواهد حاکی از این است که
‫رابطه او با پدر و مادرش</i>

18:55.460 --> 18:58.720
<i>‫ماه‌ها قبل از حادثه
‫خراب شده بوده.</i>

18:58.720 --> 19:01.720
<i>‫یک منبع در مدرسه «کولیتز» بهمون اطلاع داده</i>

19:01.720 --> 19:05.560
<i>‫که رینا اخیراً پدرش را
‫به سوءاستفاده‌ی جنسی متهم کرده.</i>

19:06.270 --> 19:09.020
<i>‫اگرچه که این اتهامات تایید نشدند...</i>

19:10.190 --> 19:13.030
‫« ۲ ماه قبل »

19:20.410 --> 19:21.910
‫دادگاه آزادی مشروطت‌ـه.

19:36.050 --> 19:37.840
‫شما هندی‌ها چتونه؟

19:37.840 --> 19:39.930
‫همش بچه‌هاتون رو می‌زنین.

19:40.930 --> 19:44.050
<i>‫مانجیت ورج،
‫شما متهم به  اقدامت ذیل می‌باشید:</i>

19:44.050 --> 19:47.810
‫کودک آزاری،
‫ضرب و جرح کودک،

19:47.810 --> 19:49.770
‫تعرض جنسی به کودک،

19:49.770 --> 19:53.110
‫و اغفال کودک برای لمس کردن‌ شما
‫با اهداف جنسی.

19:53.940 --> 19:56.610
‫قبول نکردین که وکیلی داشته باشین.

19:56.610 --> 19:59.070
‫- موضوع‌تون نسبت به این اتهامات چیه؟
‫- بی‌گناه.

19:59.070 --> 20:01.660
‫متهم با قرار وثیقه آزاد میشه.

20:02.110 --> 20:04.990
‫همسر متهم،
‫خانم سومان ورک،

20:04.990 --> 20:06.910
.پذیرفتن که ضامن متهم باشن

20:07.666 --> 20:09.168
‫خانک ورک؛ لطفاً بایستید.

20:12.254 --> 20:15.090
‫خانم ورک؛ به عنوان ضامن متهم

20:15.090 --> 20:17.092
‫اگر ایشون شرایطِ وثیقه رو رعایت نکنن،

20:17.092 --> 20:20.554
‫برای شما هم بد می‌شه.

20:20.554 --> 20:24.391
‫نباید هیچ‌گونه ارتباطی با قربانی پرونده
‫یعنی دخترتون داشته باشن.

20:24.391 --> 20:26.977
‫این مسئولیت رو قبول می‌کنید؟

20:27.769 --> 20:29.188
‫بله آقای قاضی.

20:29.563 --> 20:33.233
‫در طول مدت آزادی به واسطه وثیقه،
‫همسرتون کجا اقامت خواهد داشت؟

20:33.233 --> 20:36.028
‫با من توی خونه‌مون آقای قاضی.

20:36.028 --> 20:39.031
‫متوجه هستیـد که این یعنی دخترتون

20:39.031 --> 20:42.034
‫رینا ورک باید هم‌چنان در پرورشگاه بمونه؟

20:46.538 --> 20:48.957
‫دختـرت رو انتخاب کن!

20:54.213 --> 20:56.423
‫بله آقای قاضی متوجه‌ام.

20:56.423 --> 20:59.218
‫من به شوهرم اعتمادِ کامل دارم.

21:00.969 --> 21:02.346
‫بریم.

21:09.019 --> 21:11.271
‫خیلی‌خب بابی؛ حواست رو جمع کن

21:11.271 --> 21:13.106
‫- خدای من!
‫- آهای جـو.

21:13.857 --> 21:15.108
‫فکرکنم هنگ‌اور شدم.

21:15.108 --> 21:17.027
‫به‌به! آفـرین پسرم.

21:17.027 --> 21:19.613
‫کارت واقعاً عالیه.

21:19.613 --> 21:22.115
‫- این دیگه چـی بود؟
‫- نمادِ کریپ، مافیا، کارتل!

21:22.115 --> 21:24.076
‫ایده‌ی من و جوـه!

21:25.410 --> 21:27.246
‫تو که عضو «کریپ، مافیا، کارتل» نیستی!

21:27.246 --> 21:29.873
‫فقط ما سه تا عضـو ایـم.

21:33.126 --> 21:35.671
‫ببین، شاید اومدی و داری
‫این‌جا زندگی می‌کنی،

21:35.671 --> 21:37.756
‫اما دوست صمیمی جـو من ام!

21:40.551 --> 21:42.511
‫فقط اعضای کریپ مافیا کارتل
‫می‌تونن اینجا بشینن.

21:44.680 --> 21:46.557
‫داستی بیا بشین.

22:02.865 --> 22:04.324
‫همین‌جا؟

22:04.324 --> 22:06.869
‫آره؛ کریپ‌ها این‌جا دور هم جمع می‌شن.

22:08.579 --> 22:10.581
‫نمی‌دونستم توی کانادا هم «کریپ» داریم.

22:10.581 --> 22:13.375
‫خب اون‌ها هم عضوِ «کریپ، مافیا، کارتل» هستن یا...

22:14.376 --> 22:17.754
‫نه؛ و سعی کن نخندی
‫وگرنه کونت رو پاره می‌کنن.

22:42.404 --> 22:44.656
‫سلام؛ چه‌خبر؟

22:51.079 --> 22:52.164
‫ایـن کیـه؟

22:53.665 --> 22:55.334
‫من ربکا ام.

22:59.171 --> 23:00.631
‫سلام وارن.

23:05.010 --> 23:08.305
‫- می‌شناسیش؟
‫- آره؛ خودیـه.

23:08.305 --> 23:09.389
‫چه جالب.

23:09.389 --> 23:11.600
‫چون از نظر من پلیسی چیزیه!

23:13.393 --> 23:15.354
‫منظورت چیه الرد؟

23:15.354 --> 23:16.772
‫آخه دیدم همه‌ش پیش پلیس‌هاست...

23:16.772 --> 23:18.774
‫اوه!

23:18.774 --> 23:19.900
‫اون راست می‌گه؟

23:21.360 --> 23:23.820
‫کلز داری چه غلطی می‌کنی؟

23:24.821 --> 23:25.989
‫پلیسی؟

23:26.782 --> 23:27.783
‫نه.

23:30.827 --> 23:32.454
‫نمی‌دونم؛ اگه بخواین می‌تونم ثابت کنم.

23:33.038 --> 23:36.500
‫- ثابت کنی؟
‫- چطوری می‌خوای ثابت کنی؟

23:38.210 --> 23:41.755
‫- باهاتون گُل می‌کشم.
‫- گُل می‌کشی؟

23:44.466 --> 23:46.593
‫حاجی از این ضایع‌تر نبود چیزی بگی؟

23:47.553 --> 23:50.764
‫- آهای! آهای!
‫- گفت گُل می‌کشه!

23:50.764 --> 23:53.684
‫خب ال‌اس‌دی چی؟

23:53.684 --> 23:55.435
‫دیگه پلیس‌ها که تا اون حد پیش نمی‌رن.

24:04.862 --> 24:06.822
‫بهم اعتماد کن.

24:11.743 --> 24:13.120
‫یالا.

24:21.461 --> 24:22.838
‫اوه!

24:27.968 --> 24:30.387
‫پشمام حاجی.

24:31.305 --> 24:32.556
‫جـو؟

24:34.433 --> 24:36.310
‫کجا می‌ری؟

24:38.896 --> 24:41.940
‫چه غلطی داری می‌کنی کلی؟
‫مثلاً قرار بود بهمون کمک کنه‌ها!

24:42.524 --> 24:44.067
‫زده به سرت؟

24:44.526 --> 24:46.862
‫مگه خودت نمی‌گفتی؟

24:46.862 --> 24:49.364
‫«جز خودمون به هیچکس نمی‌تونیم اعتماد کنیم»

24:51.074 --> 24:54.161
‫گور باباش! حتماً صاف برده کفش‌های رینا
‫رو گذاشته جلوی پلیس.

24:54.161 --> 24:56.246
‫عمراً به‌مون کمک کنه بریم مکزیک.

24:56.788 --> 24:59.166
‫قضیه مکزیک شوخـیه دیگه؟

25:01.168 --> 25:02.419
‫پس خانواده‌هامون چی؟

25:03.295 --> 25:06.131
‫کدوم خانواده داستی؟ تنها خانواده‌ای که داری ما هستیم.

25:07.508 --> 25:09.510
‫ببینید؛ اگه یه نفر دیگه که اون شب اون‌جا بوده رو

25:09.510 --> 25:13.305
‫بندازیم جلوی پلیس دیگه نیازی نیست
‫بریم مکزیک.

25:14.973 --> 25:17.893
‫اگه اول ما حمله کنیم کسی
‫نمی‌تونه به‌مون حمله کنه!

25:28.654 --> 25:29.947
‫اداره پلیس سانیـچ؟

25:29.947 --> 25:32.282
‫من اون‌شب توی مهمونی بغل ساحل بودم؛

25:33.075 --> 25:36.036
‫دیدم رینا داره روی پل قدم می‌زنه

25:36.036 --> 25:37.955
‫و یکی هم دنبالشه.

25:38.956 --> 25:40.582
‫وارن گلوازکی بود!

26:13.240 --> 26:14.867
‫سلام؛ کم بنتلند صحبت می‌کنه

26:14.867 --> 26:16.201
‫پیغام بذارید.

26:16.618 --> 26:18.620
‫منم ربکا...

26:19.705 --> 26:21.206
‫دخترها من رو پیچوندن رفتن.

26:23.041 --> 26:24.293
‫من...

26:24.293 --> 26:26.378
‫فکرنکنم بتونم برای شام خودم رو برسونم.

26:28.547 --> 26:31.216
‫می‌خواستم...می‌خواستم یه‌کاری کنم بهم اعتماد کنن

26:31.216 --> 26:33.302
‫و فکرکنم یکم زیاده‌روی کردم.

26:38.599 --> 26:41.685
‫[♪ "A Strange Day"
‫by The Cure playing on radio]

27:16.887 --> 27:18.931
‫سلام بکا.

27:25.312 --> 27:27.564
‫حسابی داره بهت خوش می‌گذره نـه؟

27:30.442 --> 27:32.945
‫آره. به منم همینطور.

27:41.578 --> 27:43.455
‫با توئـم...

27:43.455 --> 27:46.542
‫فکرکنم بهتره فعلاً جایی نری
‫تا اثـرش از بین بره باشه؟

27:48.001 --> 27:49.503
‫بهتره رانندگی نکنی.

27:53.966 --> 27:55.008
‫بیا بریم.

27:55.717 --> 27:57.553
‫داخل گرم‌ترـه.

27:59.346 --> 28:01.348
‫نه؛ می‌خوام یکم تنها باشم گیب.

28:38.552 --> 28:41.054
‫دیدمت بابا. می‌دونم خونه‌ای.

28:45.309 --> 28:48.020
‫گفتن نباید با تو یه‌جا باشم.

28:50.647 --> 28:52.149
‫اومدم چندتا لباس بردارم برم.

28:53.150 --> 28:55.861
‫باشه؟ هوا سرده.
‫یه کُت گرم‌تر نیاز دارم.

28:57.863 --> 29:00.741
‫باشه؟ دارم یخ می‌زنم. بذار بیام داخل.

29:03.952 --> 29:05.579
‫اگه بذارم بیای داخل،

29:06.538 --> 29:10.042
‫- خبر ندارم که می‌ری به‌شون چیزی می‌گی یا نه
‫- چیزی به‌شون نمی‌گم.

29:12.961 --> 29:15.547
‫بابا لطفاً. خواهش می‌کنم.

29:16.173 --> 29:19.801
‫دیگه بهت اعتماد ندارم رینا.

29:23.597 --> 29:25.724
‫الانم خواهشاً بـرو.

30:11.122 --> 30:14.322
«نامه به کراون»
« ببخشید، من یه اشتباهی کردم و... »

30:18.402 --> 30:19.653
‫آهای.

30:26.660 --> 30:29.204
‫ببین؛ ببخشید که پیچوندیمت.
‫واقعاً کار درستی نبود.

30:29.204 --> 30:30.914
‫تو هم عضو گروه شدی دیگه!

30:31.582 --> 30:32.624
‫آم...

30:33.458 --> 30:36.837
‫راستش من رو توی مهمونی راه ندادن.

30:36.837 --> 30:39.423
‫تمام مدت بیرون وایستاده بودم.

30:40.215 --> 30:42.134
‫یکی رو می‌خواستن اگه پلیس
‫اومد به‌شون خبر بده.

30:42.134 --> 30:43.927
‫اما مایا و لیلا هم عضوِ «کریپ، مافیا، کارتل» شدن و...

30:43.927 --> 30:46.138
‫- کـی؟
‫- دقیقاً.

30:46.138 --> 30:48.891
‫همون جنده‌های اهل شورلاین که
‫اصلاً نمی‌شناسی‌مشون!

30:48.891 --> 30:52.060
‫تازه کلی وارن رو هم توی لیست
‫اعضای گروه نوشت؛

30:52.060 --> 30:53.854
‫چون روش کراش داره.

30:53.854 --> 30:55.606
‫فکر می‌کردم قرار نیست اصلاً
‫پسری درکار باشه!

30:55.606 --> 30:58.483
‫آره؛ اما هرکاری دل‌شون بخواد می‌کنن دیگه.

31:07.868 --> 31:09.953
‫این‌ها رو توی کیف جـو پیدا کردم.

31:33.560 --> 31:34.811
‫می‌گم دی...

31:37.147 --> 31:38.148
‫جان؟

31:38.690 --> 31:42.110
‫اصلاً کی گفته باید بذاریم این جنده‌های
‫بی‌خاصیت برامون تصمیم بگیرن؟

31:46.823 --> 31:48.492
‫ما که نمی‌ذاریم.

31:57.854 --> 32:00.174
« دو ماه بعد »

32:24.236 --> 32:26.029
‫خب مست کردی یا چیزی زدی؟

32:26.029 --> 32:28.740
‫من دیگه سمت این چیزها نمی‌رم.

32:30.659 --> 32:34.162
‫خب پس چی شده؟
‫پول نیاز داری؟

32:38.125 --> 32:40.127
‫دیگه نمی‌خوام توی پرورشگاه زندگی کنم.

32:42.087 --> 32:44.756
‫می‌خوام این‌جا باشم پیش تو.

32:46.717 --> 32:48.635
‫- نه
‫- می‌تونم...

32:48.635 --> 32:51.471
‫می‌تونم پول بدم.
‫می‌شورم؛ می‌پزم.

32:51.471 --> 32:53.390
‫توی کارهای بچه‌ها بهت کمک می‌کنم.
‫هرکاری که بگی...

32:53.390 --> 32:56.268
‫مامان توروخدا نـه!

32:57.352 --> 32:59.688
‫عزیزم؛ عزیزم برو با اسباب‌بازی‌هات بازی کن.

33:03.025 --> 33:06.195
‫ببین؛ من...
‫من واقعاً متاسفم؛ ببخشید

33:06.195 --> 33:08.238
‫- متاسفی؟
‫- می‌دونم واقعاً گند زدم

33:08.238 --> 33:10.240
‫اما دلم تنگ شده.
‫دلم برای خانواده‌‌ام تنگ شده

33:10.240 --> 33:13.368
‫داستی؛ تو چاقو گذاشتی زیر گلوی دختر من!

33:13.368 --> 33:15.954
‫- ممکن بود یه چیزی‌ش بشه
‫- اینطوری نبود...

33:19.166 --> 33:20.584
یه لحظه

33:29.384 --> 33:31.386
‫تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

33:33.347 --> 33:35.516
‫دستورِ حفاظتِ از این‌جا رو بهم دادن.

33:36.808 --> 33:38.894
‫زنگ زدی پلیس؟

33:40.687 --> 33:43.190
‫ببخشید؛ من واقعاً دوستت دارم اما...

33:43.190 --> 33:45.192
‫باید مراقبِ بچه‌هـام باشم.

34:12.052 --> 34:14.555
‫می‌دونستی من اصلاً قرار نبوده به دنیا بیام؟

34:15.722 --> 34:17.724
‫واقعاً؟

34:23.772 --> 34:26.900
‫نایِ مادرم گِره خورده بود.

34:36.827 --> 34:39.329
‫مامانِ سامارا همیشه بهم می‌گفت

34:41.039 --> 34:43.542
‫شاید خدا به یه دلیلی
‫تو رو نجات داده.

34:48.839 --> 34:51.758
‫اما فکر می‌کنم به دنیا اومدنم یه اشتباه بوده.

34:55.596 --> 34:57.598
‫حس می‌کنم...

34:59.516 --> 35:01.018
‫دنیا...

35:02.686 --> 35:05.189
‫اگه من نباشم واقعاً جای بهتریه.

35:11.153 --> 35:13.155
‫منم گاهی اوقات همچین حسی دارم.

35:16.283 --> 35:17.784
‫چرا؟

35:27.711 --> 35:29.713
‫چون وقتی 13 سالم بود...

35:33.550 --> 35:36.845
‫برادرم توی دریا غرق شد.

35:43.060 --> 35:45.562
‫و من همه‌ش فکر می‌کردم تقصیر مـنه

35:49.024 --> 35:51.610
‫یا این‌که می‌تونستم یه‌کاری کنم

35:54.238 --> 35:56.240
‫و نجات‌ش بدم.

36:00.661 --> 36:03.163
‫و گاهی اوقات یه حسی میاد سراغم که

36:05.582 --> 36:07.084
‫دیگه نمی‌خوام نفس بکشم

36:09.127 --> 36:10.629
‫تا بتونم چند لحظه

36:13.090 --> 36:15.092
‫خودم رو بذارم جای برادرم.

36:22.766 --> 36:24.768
‫گاهی اوقات منم دلم می‌خواد غرق بشم.

36:42.953 --> 36:45.789
‫من دیدم چه بلایی سر رینا اومد...

36:50.127 --> 36:52.129
‫مُردنش رو تماشا کردم!

37:02.306 --> 37:04.224
‫وقتِ ناهاره!

37:04.224 --> 37:06.310
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

37:09.479 --> 37:11.481
‫وقت غذاست!

37:16.653 --> 37:18.155
‫یکم سیب‌زمینی سرخ‌کرده بخور.

37:18.739 --> 37:20.657
‫تازه‌ی تازه‌ان.

37:20.657 --> 37:23.160
‫می‌دونم غذایِ سون اوکز چقدر کیریه!

37:23.535 --> 37:25.037
‫غذا خوردم.

37:25.787 --> 37:28.332
‫اون دوستِ سفید پوستت برامون ناهار خرید.

37:29.124 --> 37:30.417
‫می‌دونم داره بازی‌مون می‌ده!

37:32.169 --> 37:33.754
‫می‌دونم پلیسـه.

37:34.254 --> 37:36.256
‫والا من‌که خبر ندارم داستی،

37:40.177 --> 37:41.678
‫اما می‌دونم...

37:46.266 --> 37:48.810
‫تو و دوست‌هات امروز به‌مون زنگ زدید.

37:53.857 --> 37:55.692
‫دیدم رینا داره روی پل قدم می‌زنه

37:55.692 --> 37:57.778
‫و یکی هم دنبالشه.

37:58.487 --> 38:00.697
‫وارن گلوازکی بود.

38:04.368 --> 38:07.663
‫می‌دونم نیاز به کسایی دارید که
‫به‌تون بگن اون‌جا چه اتفاقی افتاده...

38:09.039 --> 38:10.249
‫کارِ «وارن جی» بود.

38:14.211 --> 38:16.004
‫آره...

38:16.004 --> 38:17.589
‫من...

38:17.589 --> 38:19.675
‫می‌خواستم بگم که

38:19.675 --> 38:22.177
‫وارن گلوازکی خودش بهم گفت که

38:22.177 --> 38:24.513
‫رینا ورک رو اون کشته!

38:24.513 --> 38:26.849
‫راست گفتم.

38:28.308 --> 38:29.810
‫خیلی‌خب.

38:31.854 --> 38:33.856
‫چطوری کُشته‌ش؟

38:37.234 --> 38:39.736
‫نمی‌دونم. بهم چیزی نگفته.

38:41.154 --> 38:42.656
‫خب رینا رو از کجا می‌شناخته؟

38:45.200 --> 38:47.286
‫اصلاً هم رو می‌شناختن؟

38:51.540 --> 38:53.792
‫این‌ها جوزفین

38:53.792 --> 38:56.086
‫و کلی الرد هستن پیش تو درسته؟

39:03.969 --> 39:05.470
‫برات آشنا نیست؟

39:09.516 --> 39:12.728
‫ظاهراً کلی سابقه‌ی چشم‌گیری
‫توی خشونت و شیطونی داره.

39:13.604 --> 39:16.773
‫خیلی‌ها رو کتک می‌زده؛ موهاشون رو آتیش می‌زده.

39:17.691 --> 39:18.942
‫نظرت چیه؟

39:20.027 --> 39:22.029
‫اما هیچوقت از مدرسه اخراج نشده.

39:23.030 --> 39:25.407
‫تو 3 بار اخراج شدی.

39:26.700 --> 39:28.952
‫برای همین رفتی شورلایـن؟

39:33.916 --> 39:37.377
‫دخترهایی مثل ما زیاد دوست
‫ندارن عصبانیت‌شون رو نشون بدن نـه؟

39:40.130 --> 39:42.466
‫جوری حرف نزن که انگار ما شبیه هم هستیم.

39:43.634 --> 39:46.261
‫کلی به‌تون گفت زنگ بزنیم پلیس
‫این حرف‌ها رو بزنیم؟

39:47.179 --> 39:50.557
‫ازش می‌ترسی؟ می‌خوای برای جوزفین اتفاقی نیفته؟

39:51.600 --> 39:53.894
‫به‌تون که گفتم کار کیـه.

39:59.483 --> 40:02.277
‫پس باید ازت بخوام اظهارتت رو بنویسی.

40:05.656 --> 40:08.158
‫اسم هرکسی رو این‌جا بنویسی،

40:09.159 --> 40:11.578
‫ما دستگیرشون می‌کنیم

40:11.578 --> 40:14.873
‫محاکمه می‌شن و می‌رن زندان.

40:18.710 --> 40:20.712
‫زندگی‌شون نابود می‌شه.

40:23.215 --> 40:25.217
‫و اگه دروغ بگی داستی...

40:26.593 --> 40:28.595
‫ممکنه زندگی خودت هم نابود کنی!

40:29.638 --> 40:31.139
‫متوجه‌ای؟

40:34.017 --> 40:36.895
‫شاید فکر کنی جز این چندتا دختر
‫هیچکس رو نداری،

40:36.895 --> 40:39.606
‫اما می‌تونی با خواهرت آشتی کنی.

40:39.606 --> 40:42.192
‫با این کارت زندگی‌ات رو به گا نده.

40:49.032 --> 40:50.409
‫باشه.

40:59.103 --> 41:01.729
‫«وارن گلوازکی رینا ورک رو به قتل رسونده»

41:01.753 --> 41:03.088
‫داستی...

41:05.757 --> 41:07.467
‫من رو نزدیکِ سون اوکز پیاده کنید.

41:10.846 --> 41:12.347
‫لعنت بهش.

41:42.419 --> 41:44.755
‫بعد از دعوایی که توی شورلاین داشتیم؛

41:45.422 --> 41:47.925
‫رفتیم سمت پل پیش رینا.

41:50.010 --> 41:53.263
‫من و کلی بودیم.

41:54.348 --> 41:56.850
‫کلی می‌خواست ببینه رینا
‫از کارش پشیمونه یا نـه

41:58.560 --> 42:02.147
‫برای همین کلی بهش گفت کفش‌هاش رو در بیاره

42:04.775 --> 42:08.153
‫بعد هم کلی مشت زد توی

42:08.153 --> 42:11.240
‫سر و دنده‌هاش.

42:12.449 --> 42:13.450
‫من...

42:16.328 --> 42:18.330
‫ای کاش می‌شد به عقب برگردم.

42:21.917 --> 42:25.420
‫بهش گفتم ولش کن بریم
‫اما به حرفم گوش نداد.

42:26.421 --> 42:28.423
‫همینطوری داشت می‌زدش...

42:32.261 --> 42:36.181
‫و بعد از از تی‌شرت‌ش گرفت و اون رو کشید

42:38.100 --> 42:40.602
‫رینا تقریباً بیهوش شده بود

42:43.355 --> 42:45.065
‫اون...

42:51.196 --> 42:53.031
‫چی؟

42:53.031 --> 42:55.158
‫می‌دونی...

42:56.660 --> 42:57.995
‫پـام رو گذاشتم روی گلوی رینا

42:58.620 --> 43:01.039
‫یعنی بعد از این‌که انداختمش توی آب

43:04.001 --> 43:05.002
‫زیر آب نگه‌ش داشته بودم

43:08.255 --> 43:10.340
‫می‌دونی...

43:10.340 --> 43:12.968
‫و وقتی داشتم این‌کارها رو می‌کردم
‫یه سیگار هم کشیدم

43:14.469 --> 43:16.471
‫واقعی می‌گی الان؟

43:17.181 --> 43:19.766
‫آره؛ چون می‌دونستم تا وقتی
‫سیگار تموم شه

43:19.766 --> 43:22.561
‫اونم می‌میره.

43:26.565 --> 43:28.692
‫چه مرگـته تـو؟

43:28.692 --> 43:30.986
‫چته عوضی؟ هرزه‌ی روانی.

43:37.701 --> 43:39.578
‫خانم‌ها، چه‌خبر...

43:39.578 --> 43:42.164
‫بیا داستی. بیا بریم.

43:48.921 --> 43:52.090
‫دختره‌ی روانی زد دماغم رو شکوند!

43:52.966 --> 43:55.469
‫- آی!
‫- کل نمی‌تونیم بهش اعتماد کنیم.

43:55.469 --> 43:57.346
‫- معلومه که نمی‌تونیم.
‫- نه.

43:57.346 --> 43:59.431
‫منظورم اینه که شاید دهن باز کـنه

44:01.016 --> 44:02.518
‫و به پلیس‌ها بگه.

44:03.602 --> 44:05.896
‫شاید هم گفته و ما نمی‌دونیم.

44:07.523 --> 44:09.525
باید یه فکری واسه‌ش کنیم

44:10.127 --> 44:17.351
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:24.748 --> 44:27.125
‫زودباش؛ باید وسایلت رو جمع کنی.

44:28.126 --> 44:29.837
‫چی شده؟

44:29.837 --> 44:31.922
‫داریم می‌ریم مکزیک.
