WEBVTT

00:01.043 --> 00:03.544
‫« بر اساس رویدادهای واقعی »

00:03.544 --> 00:07.214
‫« برخی موارد برای نمایشی‌تر شدن داستان
‫اغراق شده یا ساختگی هستند »

00:09.259 --> 00:11.553
‫<i>آنچه در "زیر پل" گذشت</i>

00:12.262 --> 00:15.307
‫خواهرزاده‌م ناپدید شده
‫و هیچکس هیچ اهمیتی نمیده!

00:15.307 --> 00:17.601
‫به مامان بگو به‌زودی میام خونه

00:17.601 --> 00:19.520
‫به خودشون میگن "سی‌ام‌سی"

00:19.520 --> 00:21.980
‫کریپ مافیا کارتل

00:22.606 --> 00:24.775
‫اگر یه رازی بهت بگم به کسی نمیگی؟

00:25.901 --> 00:27.277
‫<i>یکی از اطلاعاتی که صحت آن مشخص شده</i>

00:27.277 --> 00:29.488
‫<i>محل یافتن جسد این دختر بود</i>

00:29.488 --> 00:31.490
‫<i>...امروز بعدازظهر، با فاصله‌ی کمی از</i>

00:31.490 --> 00:34.493
‫ربکا داره یه کتاب در موردم می‌نویسه
‫قراره بریم نیویورک

00:35.077 --> 00:38.497
‫شرارت تو وجود جوزفین بل موج می‌زنه

00:38.497 --> 00:41.124
‫کاشف به عمل اومد
‫آقای ویرک سابقه داره

00:41.124 --> 00:43.085
‫- چی؟
‫- اینو از کجا آوردی؟

00:43.085 --> 00:46.171
‫ اگر با من صحبت کنی
‫شاید تونستم حقیقت رو به مردم بگم

00:46.171 --> 00:48.006
‫این هیچ ارتباطی به منجیت نداشته

00:48.006 --> 00:50.050
‫پوتین‌هات چه مارکیه؟

00:50.050 --> 00:52.678
‫داییم به مناسبت تولدم بهم داده

00:52.678 --> 00:53.762
‫مارک "استیو مدن"ـه

00:53.762 --> 00:56.682
‫- میایم دیدن والدین مسخره‌ت
‫- عالیه

00:57.266 --> 00:59.184
‫- خوش می‌گذره
‫- آره

00:59.184 --> 01:01.603
‫- کلی؟
‫- اونا مال ریناست؟

01:01.603 --> 01:03.355
‫بخاطر تو انجامش دادم

01:06.441 --> 01:09.444
‫<i>در 14 نوامبر 1997</i>

01:10.404 --> 01:12.104
‫<i>کلی الارد منو کشت</i>

01:22.124 --> 01:24.126
‫رینای خودم

01:25.127 --> 01:28.046
‫<i>شاید از دید بعضیا
‫اون پایان داستان من باشه</i>

01:31.758 --> 01:34.094
‫<i>...ولی پدرم همیشه بهم می‌گفت</i>

01:39.558 --> 01:42.060
‫<i>داستان‌ها هیچ پایان و آغازی ندارن</i>

01:45.647 --> 01:48.108
‫<i>همیشه بخشی از کل داستان رو می‌بینیم</i>

01:48.108 --> 01:50.152
‫خیلی‌خب، لبخند بزن

01:52.070 --> 01:54.198
‫<i>داستان آینده‌هامون</i>

01:54.740 --> 01:56.575
‫<i>همون داستان‌های اجدادمون هستن</i>

01:59.036 --> 02:01.747
‫<i>برای درک اتفاقی که برام افتاد</i>

02:01.747 --> 02:03.447
‫<i>باید از پدربزرگ مادربزرگم شروع کنیم</i>

02:04.542 --> 02:07.211
‫<i>سال 1951 رسیدن کانادا</i>

02:08.611 --> 02:12.613
‫« سال 1951 »

02:19.037 --> 02:23.037
‫« تازه عروس و داماد »

02:23.227 --> 02:26.188
‫<i>فکر می‌کردن این مکان زیبا
‫رویاهاشون رو به حقیقت بدل می‌کنه</i>

02:28.148 --> 02:30.817
‫« فروخته شد »

02:31.902 --> 02:33.487
‫<i>برای یادگیری انگلیسی</i>

02:33.487 --> 02:36.823
‫<i>موکاند" ضرب‌المثل‌هایی که توی مدرسه"</i>
‫<i>بهش یاد داده بودن رو تمرین می‌کرد</i>

02:37.533 --> 02:40.327
‫<i>مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید هم می‌ترسه</i>

02:40.327 --> 02:43.539
‫<i>هفت خوان رستم دائمی، هیچوقت خوش نیست</i>

02:43.539 --> 02:46.115
‫<i>یک سیب گندیده، بقیه رو هم خراب می‌کنه</i>

02:50.045 --> 02:53.340
‫« جشن تولد! »

02:53.340 --> 02:55.676
‫<i>از اونجایی که خانواده‌ی جفتشون
‫هنوزم توی هند بودن</i>

02:55.676 --> 02:57.989
‫<i>تنها چیزی که
‫پدربزرگ مادربزرگم می‌خواستن این بود</i>

02:58.013 --> 03:00.430
‫<i>که به این کشور جدید، حس تعلق پیدا کنن</i>

03:13.151 --> 03:16.405
‫« برگردین کشورتون »

03:16.405 --> 03:17.531
‫« تولدت مبارک سومان »

03:17.531 --> 03:19.283
‫<i>...تا اینکه یک‌روز</i>

03:20.951 --> 03:22.995
‫<i>حس تعلق اومد دم خونه‌شون</i>

03:29.585 --> 03:32.171
‫برای تولد سومان اومدین؟

03:32.171 --> 03:33.839
‫اومدیم در مورد یهوه باهاتون صحبت کنیم

03:33.839 --> 03:35.674
‫« اتحاد تمام کشورها زیر پرچم پادشاهی خداوند »

03:35.674 --> 03:38.218
‫با آغوش باز پذیرای حضورتون در جمع‌مون هستیم

03:38.218 --> 03:39.918
‫بفرمایید داخل

03:51.899 --> 03:55.611
‫<i>داستان من مدت‌ها قبل از اینکه
‫من به‌دنیا بیام شروع شد</i>

03:55.611 --> 03:59.197
‫« زیــر پـــل »

04:01.325 --> 04:06.530
‫« بریتیش کلمبیای زیبا »

04:07.830 --> 04:10.833
‫« سپتامبر سال 1997 »

04:25.349 --> 04:27.518
‫« یهوه پدر، خدا و دوست من است »

04:36.902 --> 04:39.988
‫- سلام
‫- سلام. من "کلی"ـم

04:39.988 --> 04:41.740
‫- من "جو" هستم
‫- اسم من "داستی"ـه

04:41.740 --> 04:44.284
‫خوش اومدین. ببخشید، شما...؟

04:44.284 --> 04:45.869
‫من مادر "کلی" هستم، سوزان

04:45.869 --> 04:47.246
‫اوه، من "سومان"ـم

04:47.246 --> 04:49.790
‫مثل "سوزان"ـه، فقط وسطش میم داره

04:49.790 --> 04:51.458
‫تقریباً مثل همدیگه‌ن

04:51.458 --> 04:54.044
‫- سلام بچه‌ها. چه خبرا؟
‫- سلام

04:54.044 --> 04:56.129
‫- سلام
‫- چه خبرا؟

04:58.382 --> 05:00.133
‫نگو که مجبورم کفشمو دربیارم

05:01.343 --> 05:03.679
‫جو، بیخیال
‫همچین حرفی قشنگ نیست

05:03.679 --> 05:06.723
‫اشکال نداره. سلام

05:06.723 --> 05:10.185
‫اگر خواستین کفشتون رو درنیارین اشکال نداره

05:10.185 --> 05:13.063
‫می‌خوایم توی خونه‌مون راحت باشین

05:15.357 --> 05:17.057
‫خوبه

05:17.359 --> 05:20.362
‫نظرتون چیه ببرمتون طبقه‌ی بالا؟

05:20.362 --> 05:22.197
‫- باشه
‫- خیلی‌خب

05:23.490 --> 05:26.034
‫- بفرمایید
‫- اینجا پذیراییه

05:28.579 --> 05:31.164
‫- خونه‌ی قشنگی دارین
‫- ممنون

05:31.665 --> 05:34.751
‫- اگر خواستین برای شام بمونین خوشحال میشیم
‫- اوه، نه ممنون

05:34.751 --> 05:36.451
‫بعداً مزاحمتون میشم

05:39.923 --> 05:42.676
‫اون بره‌ست؟

05:42.676 --> 05:45.095
‫عکس خونه‌ی جد مادریم توی هنده

05:45.095 --> 05:46.805
‫به‌دنیا اومدنش رو دیدم

05:46.805 --> 05:49.391
‫- می‌خوای عکسای بیشتری ببینی؟
‫- آره، حتماً

05:49.391 --> 05:53.103
‫خیلی‌خب، این مال وقتیه
‫که با دوست‌های والدینم رفتیم طبیعت‌گردی...

05:53.103 --> 05:56.106
‫آقای ویرک، خونه‌ی خیلی قشنگی دارین

05:56.106 --> 05:59.234
‫- ممنون
‫- کلی هم خونه‌ی خیلی قشنگی داره

05:59.234 --> 06:01.195
‫حتی جکوزی هم داره

06:01.195 --> 06:04.489
‫ظاهراً خانواده‌ی فوق العاده‌ای داری، کلی

06:04.489 --> 06:06.533
‫این چقدر باحاله
‫اینو کجا گرفتین؟

06:06.533 --> 06:08.702
‫- اوه...
‫- "اپکات"ـه، بخش "ویترین جهان"

06:08.702 --> 06:10.162
‫آره، دو بار رفتم

06:10.162 --> 06:13.665
‫راستش، اینو توی سفرمون به ژاپن گرفتیم

06:13.665 --> 06:15.542
‫دو هفته آسیا بودیم

06:15.542 --> 06:19.379
‫- حرف نداشت
‫- کلی، تو تابحال رفتی آسیا؟

06:27.012 --> 06:28.712
‫برادر خواهر هم داری؟

06:29.056 --> 06:32.643
‫خب، این یکی "امان"ـه
‫برادر کوچیکم. اینم...

06:32.643 --> 06:34.561
‫میشه بقیه‌ی خونه‌تون رو ببینیم؟

06:34.561 --> 06:36.688
‫معلومه. آره
‫بهتون نشون میدم

06:37.397 --> 06:39.097
‫بیاین، از این طرف

06:40.651 --> 06:42.903
‫- نوشیدنی‌ای چیزی می‌خواین؟
‫- آره!

06:42.903 --> 06:45.989
‫- سومان، چیه؟
‫- هرچی می‌خواین تعارف نکنین

06:47.366 --> 06:49.368
‫فقط دارن خونه‌مون رو تحسین می‌کنن

06:50.577 --> 06:54.456
‫این دخترها، همچین چیزهایی ندارین
‫و اگر بهشون کمک کنیم...

06:56.124 --> 06:58.168
‫به رینا کمک کردیم

06:58.168 --> 06:59.962
‫داره هر روز بیشتر شبیه اونا میشه

06:59.962 --> 07:02.047
‫بیخیال

07:02.673 --> 07:06.677
‫ما هم یه زمانی
‫اونجوری که والدین‌مون می‌خواستن نبودیم

07:07.261 --> 07:09.763
‫همم؟ یادته؟

07:11.550 --> 07:15.028
‫« سال 1979 »

07:16.728 --> 07:20.774
‫<i>پدرم سال 1979 از هند اومد
‫که خواهرش رو ببینه</i>

07:20.774 --> 07:23.569
‫<i>اونم فکر می‌کرد
‫به پایان سفرش رسیده</i>

07:23.569 --> 07:27.155
‫<i>ولی درواقع داشت
‫ مهم‌ترین بخش زندگیش رو شروع می‌کرد</i>

07:29.449 --> 07:30.492
‫منجیت

07:30.492 --> 07:33.161
‫قبلاً که ده دوازده بار
‫مرکز شهر رو دیده بودی

07:33.662 --> 07:35.163
‫ممکنه این آخرین بارم باشه

07:35.163 --> 07:39.009
‫و می‌خوام وقتی برگشتم
‫هر چند تا عکس می‌تونم به مامان بدم

07:39.376 --> 07:42.838
‫هنوز اینقدر از رفتنت مطمئن نباش

07:42.838 --> 07:45.799
‫یه نقشه‌ای تو سرته، مگه نه؟

07:51.555 --> 07:54.433
‫گفتی خانواده‌شون اهل "پنجاب"ـه؟

07:54.433 --> 07:55.893
‫آره

07:55.893 --> 07:58.478
‫خیلی مهمان‌نواز هستن

07:58.770 --> 08:00.022
‫با خودم گفتم...

08:00.022 --> 08:02.024
‫شاید بد نباشه با چند نفر
‫از مردم اینجا آشنا بشی!

08:02.024 --> 08:04.610
‫می‌دونی، این کشور پر از فرصته

08:05.402 --> 08:07.446
‫چرا این شکلی گفتی؟

08:07.446 --> 08:09.031
‫چجور فرصتی؟

08:09.031 --> 08:10.731
‫بیا اینجا

08:12.618 --> 08:13.702
‫می‌دونی...

08:13.702 --> 08:16.747
‫لازم نیست نگران تموم شدن
‫تاریخ ویزای گردشگریت باشی

08:16.747 --> 08:18.957
‫اگر اینجا با کسی آشنا بشی
‫یه دختر خوب...

08:18.957 --> 08:20.042
‫نه!

08:20.042 --> 08:21.835
‫"امر"، من همچین کاری نمی‌کنم

08:23.253 --> 08:26.507
‫به‌علاوه، واقعاً فکر می‌کنی
‫اینجا با کسی که باب میلم باشه آشنا بشم؟

08:26.507 --> 08:28.050
فقط یه پیشنهاده

08:28.050 --> 08:30.969
‫ اینقدر بده که دلم می‌خوام
‫ برادرم توی کانادا کنارم باشه؟

08:30.969 --> 08:33.764
‫خب هرموقع خواستی می‌تونی برگردی هند

08:35.849 --> 08:38.268
‫واقعاً راضیت کردن تغییر مذهب بدی، ها؟

08:38.268 --> 08:40.437
‫راضی کردنم چندان سخت نبود

08:45.359 --> 08:47.486
‫سلام! خیلی خوشگل شدی

08:47.486 --> 08:49.988
‫آره، این برادرمه. خوشتیپه

08:55.994 --> 08:58.247
‫خیلی از دیدنتون خوشحالم

08:58.247 --> 08:59.947
‫بازم ممنون

09:01.041 --> 09:03.335
‫راج، لطفاً خاموشش کن

09:05.420 --> 09:07.120
‫سومان

09:08.507 --> 09:10.207
‫ببین چی برات آوردم

09:11.635 --> 09:15.138
‫سومی، بیا می‌خوام به یکی معرفیت کنم

09:15.138 --> 09:18.433
‫مهندسه، و از شاهدان یهوه‌ست

09:20.018 --> 09:22.354
‫- مامان!
‫- چیه؟

09:22.354 --> 09:25.482
‫حداقل این‌دفعه پسر خوشتیپی برات پیدا کردم

09:25.482 --> 09:27.109
‫بذار از مهمونی لذت ببره، تارسم

09:27.109 --> 09:28.902
‫برای پیدا کردن شوهر
‫چند سالی وقت داره

09:28.902 --> 09:31.947
‫آخه پسره خانواده‌ی خیلی خوبی داره

09:34.825 --> 09:37.077
‫و تا تنور داغه باید نون رو بچسبونیم

09:37.077 --> 09:39.246
‫- چرا من خبر نداشتم
‫- بهت که گفته بودم

09:39.246 --> 09:41.540
‫ولی ممکنه خیلی با هم جور بشن

09:41.540 --> 09:44.209
‫خانم مسیحاجر، خیلی از دیدنتون خوشبختم

09:44.209 --> 09:45.909
‫من برادر "امرجیت" هستم

09:46.879 --> 09:48.714
‫خیلی ازتون تعریف می‌کنه

09:50.257 --> 09:53.385
‫اشکالی نداره دخترتون رو قرض بگیرم؟

09:53.385 --> 09:56.638
‫امیدوار بودم بتونه بهم نشون بده
‫این بوی خوشمزه از کجا میاد

09:56.638 --> 09:59.516
‫- غذاها بیرونه
‫- دارم می‌میرم از گشنگی

10:00.726 --> 10:02.426
‫آخه...

10:05.480 --> 10:07.482
‫می‌دونستی امرجیت برادر داره؟

10:08.650 --> 10:10.861
‫امرجیت دیگه کیه؟

10:13.155 --> 10:17.017
‫می‌دونی، وقتی بحث ازدواج سنتی پیش میاد
‫حس ششم گل می‌کنه

10:17.868 --> 10:20.370
‫- آره، واقعاً نجاتم دادی
‫- من "منجیت"ـم

10:21.246 --> 10:22.946
‫- سومان
‫- سومان

10:26.084 --> 10:28.378
‫- بفرما
‫- ممنون

10:40.766 --> 10:43.060
‫این اتاقته؟

10:43.060 --> 10:44.728
‫بزرگه

10:44.728 --> 10:46.813
‫آره، گمونم

10:51.944 --> 10:54.530
‫هی، اسم پرنده‌ت چیه؟

10:54.530 --> 10:56.240
‫اسموچ (ماچ)

11:05.165 --> 11:07.000
‫خیلی چندشه که در نداری

11:07.024 --> 11:17.024
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

11:25.018 --> 11:26.718
‫اینجا چیه؟

11:27.729 --> 11:29.731
‫اوه، این کمد مامانمه

11:36.238 --> 11:37.938
‫اوه، پشمام

11:38.699 --> 11:40.399
‫زدیم به هدف

11:41.869 --> 11:44.121
‫دیدی؟ بهت که گفتم باید بیایم

11:47.207 --> 11:49.168
‫اونا مال مادر...

11:51.837 --> 11:54.047
‫مادر مادر مادربزرگم بودن

11:54.047 --> 11:56.925
‫اسمشون "جومکا"ـست

11:56.925 --> 11:59.344
‫سبک دوران امپراتوری مغوله

11:59.344 --> 12:01.889
‫قبل از دوران استعمار بریتانیا

12:03.473 --> 12:04.933
‫می‌دونین، مادر...

12:04.933 --> 12:07.895
‫مادر خودم سال‌ها پیش
‫اینا رو بهم داد

12:09.521 --> 12:11.732
‫و وقتی بزرگ‌تر شد...

12:12.858 --> 12:14.776
‫هدیه‌شون میدم...

12:15.319 --> 12:17.019
‫به رینا

12:33.504 --> 12:34.963
‫عاشق این "ساری"ـم
‫(لباس سنتی هندی)

12:34.963 --> 12:36.632
‫ساری موردعلاقمه

12:36.632 --> 12:39.968
‫آره، خیلی نازه، مگه نه؟

12:40.928 --> 12:43.388
‫خیلی. دلم می‌خواد امتحانش کنم

12:43.388 --> 12:46.266
‫ولی فکر نکنم اندازه‌م بشه

12:47.226 --> 12:48.926
‫داستی، شاید اندازه‌ی تو باشه

12:50.562 --> 12:53.315
‫راستش، اندازه‌ی همه‌ میشه

12:53.857 --> 12:56.818
‫به‌نظرم خیلی بهت بیاد، داستی
‫می‌خوای امتحانش کنی؟

12:58.237 --> 13:00.239
‫خب... آره

13:00.822 --> 13:02.616
‫بیا بریم

13:04.451 --> 13:05.887
‫بیا

13:05.911 --> 13:08.914
‫خب، این بلوزشه...

13:10.082 --> 13:12.292
‫بیا. جو، این یکی خیلی بهت میاد

13:15.546 --> 13:17.548
‫- باشه
‫- رنگش خیلی بهت میاد

13:23.428 --> 13:25.681
‫می‌خوای لباس عوض کردنمون رو تماشا کنی؟

13:25.681 --> 13:28.308
‫معلومه که نه! من...

13:28.308 --> 13:31.812
‫- بابا، برو!
‫- دارم شام رو گرم می‌کنم

13:33.812 --> 13:35.023
‫اینم...

13:35.023 --> 13:37.484
‫اینم امتحان کنی بد نیست

13:37.484 --> 13:39.111
‫- میگما، خانم ویرک؟
‫- بله؟

13:39.111 --> 13:40.529
‫سرویس بهداشتی‌تون کجاست؟

13:40.529 --> 13:43.699
‫توی راهرو بعد از اتاق ریناست

13:43.699 --> 13:45.659
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

13:45.659 --> 13:48.579
‫می‌دونی آبی خیلی بهم میاد، مگه نه؟

13:48.579 --> 13:50.247
‫عه؟

13:50.247 --> 13:52.374
‫این داخل لباسمو عوض می‌کنم

13:52.374 --> 13:54.585
‫آها، باشه. حتماً

13:54.585 --> 13:56.503
‫خیلی‌خب. حله

14:19.484 --> 14:21.653
‫چیزی نیست، چیزی نیست

14:21.653 --> 14:24.114
‫هی، هی، هی

14:24.114 --> 14:26.867
‫ببخشید. بیا اینجا ببینم

14:26.867 --> 14:28.567
‫هیس. هیس

14:39.796 --> 14:41.590
‫چند وقته کانادایی؟

14:42.382 --> 14:44.384
‫تقریباً یک ماهی میشه

14:44.384 --> 14:46.094
‫به گفته‌ی طالع‌بینم

14:46.094 --> 14:48.722
‫همیشه تقدیرم این بوده
‫که خارج زندگی کنم

14:50.807 --> 14:54.102
‫می‌دونی، غرب مثل یه رویاست

14:54.102 --> 14:56.188
‫معلومه تازه اومدی

14:56.855 --> 14:58.555
‫منظورت چیه؟

14:59.191 --> 15:01.860
‫هنوزم خوش‌بین هستی

15:02.444 --> 15:05.948
‫فکر می‌کنی اینجا همه‌چی گل و بلبله

15:07.407 --> 15:09.576
‫خانواده‌ت که ظاهراً وضعشون خوبه

15:09.576 --> 15:10.869
‫راحت نبود

15:10.869 --> 15:13.455
‫تا اینکه والدینم بالاخره
‫مردمشون رو پیدا کردن

15:14.331 --> 15:16.031
‫شاهدان

15:16.708 --> 15:20.212
‫باورت نمیشه پیدا کردن
‫ یک شاهد هندی دیگه چقدر سخته

15:21.171 --> 15:24.174
‫شرط می‌بندم مامانم ماه‌ها
‫دنبال اون مهندسه گشته

15:24.174 --> 15:27.511
‫خب، حتماً الان از دستم کفریه

15:30.848 --> 15:34.309
‫می‌دونی، خانواده‌ی ما "سیک"ـه

15:36.144 --> 15:38.856
‫- پس برای همین ریش داری
‫- همم

15:41.358 --> 15:43.819
‫مردهای مذهب من بخاطر عقایدشون ریش نمی‌ذارن

15:45.070 --> 15:46.697
‫ریش "نشان از سرکشی"ـه

15:46.697 --> 15:49.408
‫ولی برای سیک‌ها، خیلی مهم هستن

15:49.408 --> 15:51.827
‫یکی از معدود قوانینیه
‫که قانون‌شکنی مثل من رعایت می‌کنه

15:51.827 --> 15:53.745
‫همم

15:53.745 --> 15:55.945
‫از همین الانش
‫به‌نظر آدم دردسرسازی میای

15:56.957 --> 15:59.751
‫می‌دونی، همین چند ماه پیش
‫توی هند بودم

15:59.751 --> 16:01.461
‫و التماس می‌کردم از هواپیماها بپرم بیرون

16:01.461 --> 16:04.923
‫- پس، آره، هستم
‫- چرا؟

16:06.884 --> 16:10.596
‫می‌خواستم توی ارتش هند چترباز بشم

16:12.097 --> 16:13.182
‫ولی موفق نشدم

16:14.558 --> 16:17.728
‫راستشو بخوای، خیلی داغون شدم

16:18.562 --> 16:20.689
‫من تابحال حتی سوار هواپیما هم نشدم

16:21.732 --> 16:23.650
‫می‌دونی، باعث میشه
‫به‌شدت احساس سرزندگی کنی

16:23.650 --> 16:25.736
‫وقتی اون شکلی توی آسمون پرواز می‌کنی

16:27.196 --> 16:30.157
‫انگار به خود خدا رسیدی

16:32.034 --> 16:35.537
‫به‌نظرم خدا همیشه همچین حسی داره

16:41.335 --> 16:45.021
‫اگر می‌تونستی هرکاری بکنی
‫چه مسیری رو توی زندگیت انتخاب می‌کردی؟

16:48.467 --> 16:50.377
‫فقط می‌خوام اینجا یه زندگی شاد داشته باشم...

16:51.345 --> 16:53.347
‫با کسی که باورهاش مثل منه

16:55.766 --> 16:57.768
‫یه خانواده‌ی شاد داشته باشم

17:01.396 --> 17:04.483
‫بچه که بودم، بابام توی ارتش بود

17:06.902 --> 17:08.987
‫چندان نمی‌دیدمش

17:10.614 --> 17:14.117
‫حس نمی‌کردم خانواده‌م... کامله

17:17.079 --> 17:19.122
‫ولی با دیدن تو و زندگیت...

17:21.083 --> 17:23.836
‫شاید منم یه خانواده‌ی شاد می‌خوام

17:30.259 --> 17:32.803
‫بابا، گفتی غذا سفارش میدیم

17:32.803 --> 17:35.973
‫این که خیلی بهتره
‫پیتزای پنیر بز و فلفله

17:38.684 --> 17:40.384
‫چه لباس‌های قشنگی

17:42.354 --> 17:45.065
‫ممنون، خیلی لطف داری

17:47.401 --> 17:49.111
‫اینم برای تو

17:50.279 --> 17:52.781
‫- همم، واقعاً خوشمزه‌ست
‫- ممنون

17:52.781 --> 17:55.742
‫ظاهرش که خیلی بهتر از آشغالاییه
‫که توی آسایشگاه بهمون میدن

17:57.619 --> 18:00.581
‫- شرمنده
‫- هرچی اضاف موند می‌ذارم ببرید

18:01.415 --> 18:05.752
‫توی خانواده‌مون
‫ همیشه قبل از خوردن دعا می‌کنیم

18:05.752 --> 18:07.045
‫مامان، قول داده بودی

18:07.045 --> 18:09.006
‫منجیت، نیازی نیست

18:09.423 --> 18:11.123
‫بیاین بخونیم

18:11.633 --> 18:13.333
‫خواهش می‌کنم

18:19.808 --> 18:21.518
‫پدر بهشتی ما

18:21.518 --> 18:24.146
‫بابت نعمت این غذا
‫که به ما دادی متشکریم

18:24.855 --> 18:26.231
‫می‌دونیم چقدر می‌تونی کریم باشی

18:26.231 --> 18:29.818
‫و می‌خوایم این نعماتت رو
‫با بقیه قسمت کنیم

18:30.819 --> 18:33.363
‫به‌نام عیسی مسیح، آمین

18:33.363 --> 18:35.049
‫آمین

18:35.073 --> 18:36.773
‫آمین

18:43.665 --> 18:46.710
‫می‌دونم دسر بستنی دوست دارین، برای همین...

18:46.710 --> 18:49.588
‫- خب، داستی...
‫- همم؟

18:49.588 --> 18:52.424
‫حتماً توی آسایشگاه موندن بدون خانواده‌ت

18:52.424 --> 18:54.551
‫برات سخته، ها؟

18:54.551 --> 18:57.012
‫آره

18:57.971 --> 19:00.974
‫قبلاً خواهرم ازم مراقبت می‌کرد، ولی...

19:00.974 --> 19:03.726
‫یه‌سری کارهای احمقانه کردم
‫و منو از خونه انداخت بیرون

19:03.936 --> 19:05.455
‫عجب

19:05.479 --> 19:08.065
‫حتماً خیلی ناراحت شدی

19:08.065 --> 19:11.860
‫من و خواهرم خیلی با هم صمیمی بودیم
‫قبل از اینکه برگرده هند

19:13.487 --> 19:16.782
‫برات دعا می‌کنیم
‫که دوباره برگردی پیش خواهرت

19:16.782 --> 19:19.117
‫خانواده خیلی مهمه

19:21.453 --> 19:24.373
‫نه، نیازی... نیازی نیست این‌کارو بکنین

19:24.373 --> 19:26.083
‫نمی‌خوام

19:26.083 --> 19:27.876
‫خودم میرم میارمش

19:28.502 --> 19:29.753
‫جو، می‌دونی این منو یاد چی انداخت؟

19:29.753 --> 19:32.339
‫یادته بچه‌تر بودیم و زنگ زدیم پیتزافروشیه
‫مسخره‌بازی درآوردیم؟

19:32.339 --> 19:34.925
‫میگما، جو، یه تیکه‌ی دیگه می‌خوای؟

19:37.386 --> 19:40.013
‫- هنوز اینو تموم نکردم
‫- می‌دونین، بابام توی ارتش بود

19:41.014 --> 19:43.392
‫چندان نمی‌دیدمش

19:43.392 --> 19:45.602
‫هیچوقت الگوی پدرانه‌ای توی زندگیم نداشتم

19:46.645 --> 19:50.315
‫برای همین تاحدودی درک می‌کنم
‫دلیل رفتارهات چیه، جوزفین

19:54.653 --> 19:57.322
‫رینا بهم گفت خیلی سختی کشیدی

19:57.322 --> 20:00.117
‫منجیت، نظرت چیه آروم غذامونو بخوریم؟

20:00.117 --> 20:03.620
‫هرکس که باید ازت محافظت می‌کرده
‫در حقت کم‌کاری کرده

20:03.620 --> 20:05.789
‫- بابا، بس کن
‫- دلم به‌درد میاد

20:05.789 --> 20:09.168
‫نه خونه‌ای داری، نه خانواده‌ای

20:09.168 --> 20:11.244
‫بچه‌ها باید با محبت بزرگ بشن

20:11.244 --> 20:14.464
‫نه رها بشن
‫که خودشون گلیمشون رو از آب بکشن بیرون

20:14.464 --> 20:17.426
‫- خوشحال میشم بهت کمک کنم، جوزفین...
‫- عقب‌مونده‌ی کثافت!

20:17.426 --> 20:19.553
‫تو که اصلاً منو نمی‌شناسی!

20:19.553 --> 20:21.889
‫بابا! در مورد چیزی که نمی‌فهمی
‫ خفه‌خون بگیر!

20:21.889 --> 20:24.433
‫- رینا! رینا، لطفاً بشین!
‫- جو، صبر کن!

20:28.937 --> 20:31.481
‫مامان، بابا، منجیت رو یادتونه؟

20:33.150 --> 20:36.945
‫- آره، قراره باهامون غذا بخوره؟
‫- اشکالی نداره؟

20:43.827 --> 20:45.913
‫بخاطر این ازتون خواستم بیاین اینجا...

20:46.788 --> 20:48.999
‫چون این چند هفته‌ی اخیر

20:48.999 --> 20:51.084
‫حس می‌کنم درست‌و‌حسابی شناختمش...

20:52.252 --> 20:53.952
‫و...

20:56.298 --> 20:58.717
‫می‌خوایم با هم باشیم

20:58.717 --> 21:01.053
‫واقعاً؟

21:02.095 --> 21:03.764
‫تو که همین الان اعتراف کردی

21:03.764 --> 21:05.516
‫مدت زیادی نیست که می‌شناسیش

21:06.058 --> 21:08.935
‫تو که می‌خواستی
‫منو با یه غریبه جور کنی

21:09.311 --> 21:11.011
‫اون که حتی هم‌مذهب تو نیست

21:11.855 --> 21:12.856
‫بابا؟

21:12.856 --> 21:15.158
‫خودت که می‌دونی به‌نظرم
‫ برای ازدواج کردن زیادی جوونی

21:15.158 --> 21:16.568
‫ولی آخه بابا...

21:16.568 --> 21:18.268
‫موکاند

21:20.697 --> 21:22.783
‫خاله، خواهش می‌کنم
‫من عاشق دخترتونم

21:22.783 --> 21:24.117
‫خاله؟

21:24.117 --> 21:27.287
‫اینقدر با هم صمیمی شدیم، آره؟

21:27.287 --> 21:30.791
‫ماه پیش می‌گفتی خانم مسیحاجر
‫و حالا رسیدیم به "خاله"؟

21:30.791 --> 21:33.377
‫مامان، اذیت نکن دیگه

21:34.002 --> 21:36.129
‫این رفتارت عادلانه نیست
‫خودم می‌دونم چی می‌خوام

21:36.129 --> 21:39.883
‫دقیقاً چی می‌دونی، سومان؟ همم؟

21:39.883 --> 21:41.677
‫می‌دونم برای بودن با من

21:41.677 --> 21:44.096
‫ حاضره از تمام زندگیش در هند دست بکشه

21:44.096 --> 21:47.182
‫من در مورد منجیت تحقیق کردم

21:47.182 --> 21:48.882
‫تو کردی؟

21:50.727 --> 21:54.690
‫بهت گفته تاریخ ویزای گردشگریش
‫هفته‌هاست تموم شده؟

21:56.775 --> 21:58.694
‫خواهرش دهن گشادی داره

21:58.694 --> 22:02.281
‫آقا پسر کارت اقامت دائم لازم داره

22:02.281 --> 22:04.116
‫و فوراً هم لازمش داره

22:05.242 --> 22:09.580
‫درآمد خواهرش اونقدر نیست
‫که بتونه برای ویزا گرفتنش حامیش باشه

22:09.580 --> 22:12.499
‫ولی راه دیگه‌ای هم هست

22:14.126 --> 22:15.826
‫مگه نه؟

22:30.976 --> 22:32.644
‫چطور بود؟

22:32.644 --> 22:35.731
‫وحشتناک بود

22:38.025 --> 22:39.193
‫گند زدی به همه‌چی!

22:39.193 --> 22:40.652
‫- رینا!
‫- رینا!

22:40.652 --> 22:42.352
‫صبر کنین!

22:57.044 --> 22:58.744
‫مگه چیکار کردم؟

23:20.609 --> 23:21.911
‫نه...

23:40.546 --> 23:42.246
‫اسموچ؟

23:45.759 --> 23:47.459
‫اسموچ؟

23:49.429 --> 23:51.129
‫رینا؟

23:52.641 --> 23:54.810
‫رینا، گوشواره‌هام نیست. جومکاهام

23:55.561 --> 23:57.312
‫ازمون دزدی کردن، رینا

23:57.312 --> 23:59.064
‫- زنگ می‌زنم پلیس
‫- داری دیوونه‌بازی درمیاری

23:59.064 --> 24:01.275
‫نمی‌خوایم دیگه باهاشون بگردی

24:01.275 --> 24:03.569
‫اصلاً حالیت نیست
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی

24:03.569 --> 24:04.653
‫- هی!
‫- رینا!

24:04.653 --> 24:07.114
‫- دوست‌هام هرگز همچین کاری نمی‌کنن
‫- ببین چی داری میگی

24:07.114 --> 24:09.074
‫چطور می‌تونی فکر کنی
‫ اونا دوست‌هات هستن؟

24:09.074 --> 24:10.774
‫خب، حداقل اجازه میدن باهاشون بچرخم

24:13.203 --> 24:14.903
‫کس دیگه‌ای باهام دوست نمیشه

24:20.002 --> 24:22.504
‫رینا، ببین چجوری باهات رفتار می‌کنن

24:22.504 --> 24:24.204
‫درک نمی‌کنی

24:25.007 --> 24:26.707
‫دخترهایی مثل جو...

24:27.718 --> 24:29.761
‫به هرچی می‌خوان می‌رسن

24:29.761 --> 24:31.388
‫و من هرگز نمی‌رسم

24:31.388 --> 24:34.183
‫تو که هر مزیتی بخوای توی زندگیت داری

24:34.183 --> 24:37.895
‫پدر و مادری داری
‫که حاضرن هرکاری برات بکنن

24:37.895 --> 24:39.646
‫برات غذا می‌پزیم

24:39.646 --> 24:41.607
‫می‌بریمت سفر

24:41.607 --> 24:43.859
‫اون دخترها هیچکدوم از اینا رو ندارن!

24:43.859 --> 24:46.904
‫رینا...

24:46.904 --> 24:50.157
‫رینا، ما دوستت داریم!
‫مگه تو ما رو دوست نداری؟

24:52.659 --> 24:54.828
‫<i>منجیت، مگه دیگه دوستمون نداری؟</i>

24:54.828 --> 24:55.996
‫<i>چرا داری این‌کارو می‌کنی؟</i>

24:55.996 --> 24:59.333
‫بخاطر این نیست، مامان
‫خودم می‌خوام این‌کارو بکنم

25:01.168 --> 25:03.003
‫به این باور دارم

25:03.003 --> 25:06.089
‫<i>...می‌دونم ترک کردن مذهب‌مون یعنی چی</i>

25:07.716 --> 25:09.718
‫<i>ولی خودم می‌خوام همچین کاری بکنم</i>

25:11.637 --> 25:14.139
‫<i>فقط نیاز به یه‌سری فداکاری داره</i>

25:18.519 --> 25:21.522
‫<i>از اونجا راضی هستی؟ -</i>
‫<i>آره، راضیم -</i>

25:22.898 --> 25:25.192
‫<i>اینجا توی کانادا
‫می‌تونم زندگی خوبی داشته باشم</i>

25:27.110 --> 25:29.110
‫<i>و عاشق اون دخترم</i>

25:40.582 --> 25:44.253
‫بهم گفتی شاهدان ریش نمی‌ذارن

25:47.005 --> 25:48.799
‫منجیت، هرگز همچین چیزی ازت نمی‌خواستم

25:48.799 --> 25:50.759
‫خودم می‌دونم

25:53.554 --> 25:55.254
‫این انتخاب خودمه

25:56.056 --> 25:57.933
‫ببین، علاقه‌ای که داریم

25:57.933 --> 26:00.227
‫علاقه‌ای که داریم واقعیه، سومان

26:01.562 --> 26:03.438
‫می‌خوام باورهام مثل تو باشه

26:03.438 --> 26:07.025
‫می‌خوام همه‌چیزم با تو باشه

26:07.734 --> 26:10.737
‫هدفم جز این چیزی نبوده. قسم می‌خورم

26:14.157 --> 26:16.857
‫ولی چیزی در مورد سبیل نذاشتن نگفتی

26:23.375 --> 26:26.628
‫می‌تونیم کنار هم اینجا زندگی کنیم. مطمئنم

26:26.628 --> 26:28.714
‫و هرکاری لازم باشه انجام میدم

26:29.464 --> 26:32.176
‫برای خودمون، برای آینده‌مون...

26:33.343 --> 26:35.043
‫برای خانواده‌مون

26:51.945 --> 26:53.645
‫سلام

26:59.328 --> 27:02.581
‫فقط می‌خواستم بگم بابام مغز خر داره

27:11.507 --> 27:13.383
‫دیگه اجازه ندارم باهاتون بچرخم

27:14.009 --> 27:16.178
‫- جدی میگی؟
‫- آره

27:17.262 --> 27:19.515
‫برای همین اومدم خداحافظی کنم

27:19.515 --> 27:21.215
‫چه حیف شد

27:24.061 --> 27:28.023
‫مامانم گفت گوشواره‌هاش
‫و پرنده‌م اسموچ رو برداشتی

27:31.527 --> 27:34.821
‫اون گوشواره‌های بی‌ریخت
‫و پرنده‌ی مسخره‌ت واسه چمه؟

27:34.821 --> 27:36.532
‫اینطوری در مورد اسموچ صحبت نکن

27:36.532 --> 27:38.033
‫دلت دعوا می‌خواد؟ ها؟

27:38.033 --> 27:41.078
‫چطوری می‌تونی توی اون خونه زندگی کنی؟

27:44.122 --> 27:45.958
‫عملاً اردوگاه زندانی‌هاست

27:46.291 --> 27:49.419
‫فکر می‌کنی خودم اینو نمی‌دونم؟
‫از اونجا متنفرم

27:51.421 --> 27:53.121
‫حقیقتشو بخوای...

27:53.757 --> 27:55.425
‫دلم برات می‌سوزه

27:55.425 --> 27:57.094
‫در مقایسه با دیوونه‌خونه‌تون

27:57.094 --> 27:59.596
‫اینجا دارم توی بهشت زندگی می‌کنم

28:00.514 --> 28:02.349
‫خودم انتخاب کردم اینجا زندگی کنم

28:03.517 --> 28:05.286
‫می‌دونستی؟

28:05.310 --> 28:07.604
‫مامانم التماسم کرد بمونم

28:07.604 --> 28:09.956
‫با گریه به دست و پام افتاد و این حرفا

28:10.232 --> 28:12.484
‫حقیقتش غم‌انگیز بود

28:12.484 --> 28:14.184
‫ولی قوانین؟

28:14.528 --> 28:16.228
‫باهاشون نمی‌سازم

28:17.072 --> 28:19.575
‫اینجا کسی بهم امر و نهی نمی‌کنه

28:22.953 --> 28:24.997
‫به‌نظر معرکه میاد

28:26.874 --> 28:28.876
‫می‌دونی، اگر اینقدر داری زجر می‌کشی

28:29.793 --> 28:31.837
‫راهی برای دراومدن از اونجا بلدم

28:33.589 --> 28:35.424
‫ولی باید یه گانگستر باشی

28:36.592 --> 28:38.302
‫مثل من

28:40.137 --> 28:42.306
‫می‌تونم گانگستر باشم

28:45.184 --> 28:48.020
‫می‌تونم

28:50.439 --> 28:52.524
‫سون اوکس، مارتا هستم بفرمایید

29:06.288 --> 29:08.081
‫باید یه چیزی بهتون بگم...

29:09.124 --> 29:10.501
‫در مورد بابام

29:25.349 --> 29:27.049
‫سومان

29:27.601 --> 29:29.144
‫دارم میرم مغازه

29:29.144 --> 29:30.854
‫این وقت صبح؟

29:34.775 --> 29:36.944
‫واقعاً کجا داری میری؟

29:47.496 --> 29:49.196
‫منجیت عاشقمه

29:51.166 --> 29:53.418
‫می‌خواد بخاطرم تغییر مذهب بده

29:53.418 --> 29:55.337
‫می‌دونم

29:55.337 --> 29:57.422
‫ریش‌سفیدها بهم گفتن

30:00.926 --> 30:02.626
‫صبر کن

30:19.194 --> 30:20.894
‫این برای توئه

30:31.248 --> 30:32.948
‫و این برای...

30:34.793 --> 30:36.962
‫هرکسیه که بخوای اینو بهش بدی

30:40.007 --> 30:41.707
‫پس بابا چی؟

30:43.010 --> 30:44.710
‫یکم بهش زمان بده

31:32.893 --> 31:35.979
‫اسموچ؟

31:35.979 --> 31:38.857
‫اسموچ! سلام

31:42.402 --> 31:44.655
‫سلام

31:51.828 --> 31:54.706
‫توی این سرما چجوری رفتی بیرون؟

31:55.207 --> 31:57.751
‫همم؟ بیا

32:08.387 --> 32:10.389
‫سلام، افسرها

32:10.389 --> 32:13.392
‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫- منجیت ویرک؟

32:13.392 --> 32:15.269
‫- بله؟
‫- بیا بیرون

32:15.269 --> 32:16.812
‫- بازداشتی
‫- چی؟

32:16.812 --> 32:18.512
‫- بیا بیرون!
‫- منجیت؟

32:18.981 --> 32:20.190
‫- هی!
‫- قضیه... قضیه چیه؟

32:20.190 --> 32:22.109
‫خواهش می‌کنم!

32:22.109 --> 32:23.527
‫- میشه داخل صحبت کنیم؟
‫- صبر کنین!

32:23.527 --> 32:26.864
‫- تمام و کمال باهاتون همکاری می‌کنم
‫- قضیه چیه؟

32:26.864 --> 32:29.825
‫متهم به آزار و اذیت
‫ دخترتون رینا ویرک شده

32:30.868 --> 32:32.619
‫- کی متهمش کرده؟
‫- رینا

32:33.120 --> 32:35.122
‫به مددکار اجتماعی
‫آسایشگاه سون اوکس گفته

32:35.122 --> 32:36.822
‫که مورد آزار جنسی قرار گرفته

32:38.333 --> 32:39.835
‫این دروغه

32:39.835 --> 32:43.005
‫حقیقت نداره! من عاشق دخترمم!

33:05.485 --> 33:08.906
‫<i>...داستان‌ها نه پایانی دارن</i>

33:08.906 --> 33:10.606
‫<i>نه آغازی</i>

33:14.369 --> 33:17.606
‫<i>همیشه بخشی از کل داستان رو می‌بینیم</i>

33:19.374 --> 33:22.169
‫خیلی‌خب. اتاقت همین‌جاست

33:42.231 --> 33:44.608
‫<i>مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید هم می‌ترسه</i>

33:47.152 --> 33:50.030
‫<i>هفت خوان رستم دائمی، هیچوقت خوش نیست</i>

33:53.659 --> 33:56.453
‫<i>یک سیب گندیده، بقیه رو هم خراب می‌کنه</i>

33:56.477 --> 34:06.477
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
