WEBVTT

00:00.621 --> 00:10.301
‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

00:22.861 --> 00:24.141
‫ببخشید.

00:25.601 --> 00:30.281
NESTED
‫با افتخار تقدیم می‌کند

00:26.101 --> 00:29.941
‫معذرت می‌خوام که یهو سرزده اومدم، ولی...

00:30.021 --> 00:33.461
‫از اونجایی که به کلی پیام
‫و تماس من جواب نمی‌دی...

00:34.101 --> 00:35.421
‫بئاتریس، حالت چطوره؟

00:35.501 --> 00:37.781
‫خب، عالی! تو اوج حال.

00:35.821 --> 00:40.321
‫.::: مترجم مرتضی راکی :::.

00:38.661 --> 00:42.141
‫حالا که یکی نیست کل شب تو گوشم خروپف کنه،
‫خیلی خوب می‌خوابم.

00:43.140 --> 00:46.140
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:47.181 --> 00:48.701
‫خیلی ممنون.

00:48.781 --> 00:53.021
‫شنیدم داری اقامتت رو تو این منطقه
‫طولانی‌تر می‌کنی. راسته؟

00:53.101 --> 00:55.221
‫آره، راسته.

00:56.501 --> 00:59.261
‫مزون اوریس شاید زیادی تند
‫گزینه‌های دیگه رو رد کرده.

00:59.341 --> 01:01.541
‫- لاسرها تنها پرورش‌دهنده‌ها نیستن.
‫- هوم.

01:02.181 --> 01:05.821
‫ولی هیچ‌کس دیگه نمی‌تونه
‫موفقیت عطرای پرفروشتون رو تضمین کنه.

01:06.821 --> 01:10.021
‫اسم اون عطری که باهاش پولدار شدید چی بود؟

01:10.101 --> 01:11.341
‫بوی خیلی خوبی می‌ده.

01:11.421 --> 01:13.861
‫و اتفاقاً با گلی که من پرورش دادم ساخته شده.

01:13.941 --> 01:15.021
‫گلی که من تولید کردم.

01:16.901 --> 01:17.901
‫عمر.

01:18.901 --> 01:21.461
‫بیا من و تو قرارداد رو دوباره بررسی کنیم
‫و امضا کنیم.

01:22.261 --> 01:23.701
‫می‌تونه به همین سادگی باشه.

01:24.501 --> 01:26.301
‫نمی‌تونیم امضا کنیم و خودتم می‌دونی.

01:27.141 --> 01:29.341
‫با مرگ آرنو و یه وارث دیگه،

01:29.421 --> 01:30.781
‫همه‌چیز خیلی پیچیده شده.

01:30.861 --> 01:33.701
‫- «وارث». آره، معلومه.
‫- بذار خیلی واضح بگم.

01:33.781 --> 01:37.301
‫تا وقتی مطمئن نشیم
‫اون زن وارث قانونی‌ست یا قاتل...

01:37.381 --> 01:38.701
‫یا قاتل...

01:39.861 --> 01:41.301
‫قراردادمون کنسله.

01:44.221 --> 01:45.541
‫به‌زودی...

01:46.341 --> 01:48.541
‫اون دیگه مشکل نخواهد بود.

01:51.981 --> 01:54.781
‫لطفاً! کمک!

01:57.021 --> 01:59.181
‫یکی کمک کنه!

02:00.421 --> 02:04.701
‫زیر آفتاب تاریک

02:05.701 --> 02:08.661
‫لعنتی! یالا دیگه!

02:34.621 --> 02:35.621
‫لئو.

02:36.981 --> 02:38.061
‫لئو، دوستت دارم.

02:51.661 --> 02:53.821
‫خانوم.

02:53.901 --> 02:56.581
‫سلام.

02:57.941 --> 03:01.901
‫مواظب باش، خانوم. بفرما.

03:22.701 --> 03:23.821
‫بچه‌م.

03:23.901 --> 03:25.901
‫تو همه‌چیز رو نمی‌دونی، آلبا.

03:30.501 --> 03:32.581
‫- چرا اینو می‌گی؟
‫- خودت می‌دونی چرا.

03:33.821 --> 03:35.021
‫همیشه می‌دونستی.

03:45.621 --> 03:47.421
‫هی.

03:54.701 --> 03:56.621
‫آروم باش. همه‌چیز روبراهه.

04:00.021 --> 04:02.861
‫- چی شده؟
‫- تو بیمارستانی.

04:02.941 --> 04:05.341
‫ولی نگران نباش،
‫انگار دیگه از خطر جستی.

04:05.981 --> 04:07.901
‫چی شد؟ تو کی هستی؟

04:10.941 --> 04:13.741
‫صبح زود رفتم سر قبر آرنو لاسر.

04:13.821 --> 04:15.181
‫داشتم از کنار قبر می‌رفتم...

04:19.021 --> 04:22.341
‫کمک! یکی کمک کنه!

04:31.061 --> 04:34.741
‫وقتی تابوت رو باز کردم،
‫تو رو بیهوش داخلش پیدا کردم.

04:40.901 --> 04:43.181
‫- باید پسرمو ببینم، باشه؟
‫- باید با پلیس حرف بزنیم.

04:43.261 --> 04:45.741
‫- یکی سعی کرده تو رو بکشه.
‫- نه. باید پسرمو ببینم.

04:57.661 --> 04:58.901
‫دوباره زنگ می‌زنم.

05:00.061 --> 05:01.941
‫- جواب بده.
‫- این آلباست. در دسترس نیستم...

05:02.021 --> 05:03.901
‫داری چیکار می‌کنی، لعنتی؟

05:10.101 --> 05:11.821
‫مامان! مامان.

05:17.381 --> 05:18.701
‫ترسیده بودم.

05:23.141 --> 05:24.221
‫خب چی شد؟

05:25.021 --> 05:26.181
‫کجا بودی؟

05:27.341 --> 05:28.421
‫همه‌چیز روبراهه.

05:30.581 --> 05:31.661
‫الان نه.

05:34.141 --> 05:35.901
‫صبر کن!

05:35.981 --> 05:38.981
‫ببخشید. شما کی هستی؟
‫دارم باهات حرف می‌زنم، لعنتی!

05:44.981 --> 05:46.661
‫- می‌تونم بیام تو؟
‫- هوم.

05:57.141 --> 05:58.261
‫آسیب دیدی؟

06:01.541 --> 06:03.061
‫برام کتابتو می‌خونی؟

06:10.581 --> 06:12.341
‫«ربودن پرسفونه.»

06:12.861 --> 06:17.021
‫«پرسفونه دختر زئوس
‫و دمتر، الهه برداشت محصوله.»

06:21.661 --> 06:22.781
‫لوسی.

06:26.061 --> 06:27.061
‫لوسی؟

06:27.661 --> 06:30.101
‫- هوم؟
‫- مطمئنی حالت خوبه؟

06:30.181 --> 06:32.461
‫آره، حالم خوبه!

06:35.261 --> 06:37.301
‫اوم، خوبم.

06:37.821 --> 06:39.701
‫- همه‌چیز داره خوب پیش می‌ره.
‫- باشه.

06:40.261 --> 06:42.741
‫به هر حال، داشتم می‌گفتم
‫رفتیم یه بار خیلی باحال

06:42.821 --> 06:44.861
‫که درست روبروی خونه‌شه،

06:44.941 --> 06:46.341
‫بعد یه یارو بود...

06:47.701 --> 06:48.701
‫بیا.

06:59.061 --> 07:01.501
‫ژاک، چی شده؟

07:01.581 --> 07:03.741
‫یه سورپرایز دیگه تو وصیت‌نامه نیست،
‫مطمئنم؟

07:04.301 --> 07:06.581
‫چی؟!

08:16.901 --> 08:17.741
‫الو؟

08:18.501 --> 08:19.901
‫مامان؟ منم.

08:21.981 --> 08:24.061
‫اگه زنگ زدی که از بابات گدایی کنی،
‫فایده نداره.

08:24.141 --> 08:26.221
‫اون داره برای سرپرستی کامل اقدام می‌کنه،
‫و منم ازش حمایت می‌کنم.

08:26.301 --> 08:28.901
‫معلومه که این کارو می‌کنی،
‫ولی برای این زنگ نزدم.

08:30.021 --> 08:31.221
‫خب چی می‌خوای؟

08:36.581 --> 08:38.901
‫یادت میاد وقتی اومدی بخش زایمان؟

08:40.781 --> 08:44.501
‫اون روز اومدی پیش لئو،
‫و شروع کردی به گریه.

08:47.381 --> 08:51.101
‫اون‌قدر گریه کردی که...
‫ن حتی نمی‌تونستی بغلش کنی.

08:52.581 --> 08:54.141
‫تا حالا اون‌جوری ندیده بودمت.

08:57.621 --> 08:59.141
‫یادمه، بهم گفتی،

08:59.821 --> 09:01.541
‫«تو همه‌چیز رو نمی‌دونی، آلبا.»

09:04.741 --> 09:07.661
‫منو ول کردی و بعد...
‫دیگه هیچ‌وقت دربارش حرف نزدی.

09:10.341 --> 09:11.861
‫من چی رو نمی‌دونم، مامان؟

09:13.021 --> 09:14.221
‫منظورت چی بود؟

09:17.421 --> 09:18.901
‫- الو؟
‫- تو...

09:20.221 --> 09:21.221
‫اینجام.

09:21.701 --> 09:23.181
‫چی از من قایم می‌کنی؟

09:26.421 --> 09:27.421
‫مامان؟

09:27.981 --> 09:30.981
‫مامان، یالا، چیه؟
‫یکی داره می‌گه بابامه.

09:31.661 --> 09:33.381
‫این چیزی بود که می‌خواستی بهم بگی؟

09:33.461 --> 09:35.301
‫- که به بابا خیانت کردی؟
‫- نه.

09:35.381 --> 09:37.141
‫نه، من هیچ‌وقت با مرد دیگه‌ای نخوابیدم.

09:37.741 --> 09:38.981
‫خب، پس چی؟

09:44.741 --> 09:46.501
‫حقیقت اینه، آلبا،

09:46.581 --> 09:48.741
‫تو رو من و بابات به فرزندی قبول کردیم.

09:48.821 --> 09:51.861
‫تو دختر بیولوژیکی ما نیستی.
‫مادر واقعی‌ات ناشناس بود،

09:51.941 --> 09:53.701
‫و بابات منو قسم داد که...

09:55.701 --> 09:58.101
‫...به هیچ‌کس نگم.

09:58.181 --> 10:00.581
‫اون خیلی حالش بد بود
‫چون نمی‌تونست بچه‌دار بشه، پس...

10:01.341 --> 10:03.061
‫من قبول کردم چون دوستش داشتم.

10:04.541 --> 10:06.701
‫اون می‌خواست وانمود کنیم تو مال مایی.

10:09.941 --> 10:12.181
‫منو ببخش. لطفاً منو ببخش.

10:40.741 --> 10:44.061
‫هر صبح که بیدار می‌شم
‫نمی‌دونم خدا برام چی تدارک دیده.

10:44.701 --> 10:46.661
‫خیلی گرم می‌شه؟ خیلی سرد؟

10:47.221 --> 10:48.461
‫خیلی مرطوب؟ خیلی خشک؟

10:48.541 --> 10:50.261
‫یا هوا خوب می‌شه؟

10:51.021 --> 10:54.261
‫این املاک... همه چیزیه که دارم.
‫همه چیزیه که هستم.

10:55.741 --> 10:57.221
‫پس باید ازش محافظت کنم.

10:58.701 --> 10:59.981
‫هر قیمتی که باشه.

11:04.261 --> 11:06.381
‫من هیچ‌وقت ازت نخواستم بیای اینجا، آلبا.

11:07.221 --> 11:08.181
‫من نمی‌شناسمش!

11:08.261 --> 11:11.461
‫و با این حال، از امروز صبح،
‫یه‌چهارم اموالش مال توئه.

11:11.541 --> 11:14.701
‫می‌بینی اگه بی‌گناه شناخته بشی،
‫یه بخشی از ارث بهت می‌رسه؟

11:21.101 --> 11:22.661
‫و بابات داشت قایم می‌کرد

11:22.741 --> 11:25.461
‫یه گودال مالی ۱۰۰٬۰۰۰ یورویی
‫علاوه بر بقیه.

11:25.541 --> 11:27.141
‫ببخشید، ولی این یه کابوسه.

11:27.221 --> 11:31.061
‫بابا ۱۰۰٬۰۰۰ یورو بدهی رو از همه قایم کرده بود،
‫به علاوه ۵۰۰٬۰۰۰ که قبلاً بدهکاریم.

11:31.141 --> 11:33.061
‫جدی، اگه بانک بفهمه، کارمون تمومه.

11:33.141 --> 11:34.261
‫داری ضعیف بازی می‌کنی.

11:34.341 --> 11:37.221
‫اگه مایونز رو محکم‌تر هم نزنی،
‫وا می‌ره.

11:37.301 --> 11:38.341
‫بیا دیگه، لوسی.

11:43.141 --> 11:45.061
‫خب، پس ما عملاً بابا رو نمی‌شناختیم.

11:45.141 --> 11:48.341
‫- دیگه چی قایم کرده بود؟ نئونازی بود؟
‫- و تو نمی‌دونستی؟

11:48.861 --> 11:51.101
‫قرار بود تو اینجا حساب کتابا رو نگه داری.

11:53.141 --> 11:55.101
‫ژاک بهت گفت وام‌دهنده‌ها کی‌ان، متیو؟

11:55.181 --> 11:58.581
‫یه گروه مشکوک، گراس هورایزن.
‫نمی‌دونیم کی اداره‌ش می‌کنه. اون روش کار می‌کنه.

11:58.661 --> 12:01.181
‫به‌زودی می‌تونیم پسش بدیم،
‫وقتی با اوریس قرارداد ببندیم.

12:01.261 --> 12:02.341
‫نه.

12:02.421 --> 12:03.621
‫قرارداد کنسله.

12:05.341 --> 12:08.581
‫تا وقتی این موقعیت حل نشه،
‫اوریس داره کنار می‌کشه.

12:08.661 --> 12:11.341
‫- «موقعیت»؟
‫- اصلاً حواست بوده، هان؟

12:11.421 --> 12:14.061
‫بچه حرامزاده‌ای که آرنو داشت، لوسی!
‫دختری که کشتش!

12:14.141 --> 12:17.301
‫ولی حالا دیگه خیالمون راحته، نه؟
‫دختره تو زندانه و از ارث محروم شده.

12:17.381 --> 12:19.381
‫- می‌رم میز رو بچینم.
‫- اوه، نشنیدی؟

12:20.181 --> 12:22.741
‫پلیس ولش کرد.
‫و می‌دونی باید از کی تشکر کنیم؟

12:22.821 --> 12:24.581
‫دختر روح‌مانندت.

12:25.181 --> 12:27.341
‫وکیل پرونده‌های ناامید.

12:27.421 --> 12:29.661
‫آره، فهمیدم، من...

12:29.741 --> 12:32.661
‫بشقابام از دست تو هم در امان نیستن؟
‫چطور انقدر می‌تونی دست و پا چلفتی باشی؟

12:32.741 --> 12:35.341
‫- نمی‌فهمم، ولی اون دخترمه...
‫- بیا اینجا!

12:35.421 --> 12:36.341
‫لعنتی. چی؟

12:37.341 --> 12:40.341
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

12:43.701 --> 12:44.541
‫سورپرایز.

12:44.621 --> 12:47.621
‫- گمشو بیرون وگرنه قسم می‌خورم...
‫- نه، اشکالی نداره. به پلیس زنگ می‌زنم.

12:47.701 --> 12:48.701
‫نه!

12:49.861 --> 12:51.421
‫درسته، بئاتریس.

12:52.021 --> 12:53.941
‫بدون پلیس، بدون رسوایی.

12:54.021 --> 12:56.061
‫بیا کثیفیامونو تو خانواده نگه داریم.

12:56.141 --> 12:57.581
‫هوم. بدون تو، اون موقع.

12:57.661 --> 12:59.341
‫همه این کارا برای چیه؟

12:59.421 --> 13:00.701
‫عدالت.

13:00.781 --> 13:03.741
‫بهم حمله شد، برام پاپوش درست کردن،
‫و زنده به گور شدم.

13:04.701 --> 13:06.381
‫ولی می‌دونی چی می‌گن،

13:06.461 --> 13:08.581
‫«اون چیزی که نکشتت،
‫از قبل قوی‌ترت می‌کنه.»

13:08.661 --> 13:11.541
‫خب، حداقل این یه کلیشه نیست.
‫می‌خوای اینو تتو کنی؟

13:12.141 --> 13:14.181
‫می‌خواستی من ساکت بشم.

13:15.101 --> 13:16.741
‫ولی من هیچ‌وقت این‌قدر مصمم نبودم.

13:16.821 --> 13:17.981
‫عالیه.

13:18.061 --> 13:21.021
‫ولی فعلاً، خیلی دوست دارم
‫گمشو از خونه‌م بیرون!

13:21.101 --> 13:22.741
‫بئاتریس، تو نمی‌فهمی.

13:23.661 --> 13:26.221
‫اگه این مال توئه... پس مال منم هست.

13:27.981 --> 13:29.141
‫خودت می‌دونی وصیت‌نامه چی گفته.

13:29.901 --> 13:33.261
‫پس، مگه اینکه دوباره بخوای منو بکشی،
‫اینجا کاری از دستت برنمیاد.

13:33.941 --> 13:35.301
‫راست می‌گه، مامان.

13:36.421 --> 13:37.741
‫می‌بینیم.

14:04.301 --> 14:05.741
‫بالای این منطقه،

14:06.741 --> 14:08.221
‫تا اینجا،

14:09.021 --> 14:10.261
‫قطعه منه.

14:11.061 --> 14:12.621
‫می‌خوای برام کار کنی؟

14:12.701 --> 14:16.541
‫- همه‌چیز رو پنجاه‌پنجاه تقسیم می‌کنیم.
‫- اون یه انگله. بهش گوش نده!

14:16.621 --> 14:18.701
‫حضورش اینجا فقط موقتیه.

14:19.781 --> 14:22.781
‫پلیس گناهکار بودنشو ثابت می‌کنه،
‫و تو زندان،

14:22.861 --> 14:24.501
‫می‌تونه هرجور دوست داره خودنمایی کنه.

14:24.581 --> 14:25.861
‫هی، بئاتریس!

14:26.661 --> 14:28.581
‫کی قراره بهشون بگی
‫ثروتت رو از دست دادی؟

14:28.661 --> 14:30.661
‫چی... چی داری...

14:31.221 --> 14:32.901
‫راسته، مادام؟

14:32.981 --> 14:35.701
‫لطفاً، التماستون می‌کنم.
‫یه کلمه هم باور نکنید.

14:36.381 --> 14:38.838
‫تنها چیزی که ازتون می‌خوام
‫اینه که بهم اعتماد کنید.

14:38.862 --> 14:40.981
‫همون‌جوری که همه‌تون
‫به آرنو اعتماد کردید.

14:50.981 --> 14:51.981
‫نگران نباش.

15:04.901 --> 15:06.981
‫- خانم لاسر، سلام.
‫- سلام.

15:07.061 --> 15:09.301
‫خیلی کار قشنگی نبود
‫که از من چیزی قایم کنید.

15:09.821 --> 15:11.461
‫اینجا یه حکم بازرسی برای املاکه.

15:11.541 --> 15:14.581
‫لطفاً امضاش کنید. قراره هر گوشه
‫از املاکتون رو بگردیم

15:14.661 --> 15:15.941
‫تا سلاح رو پیدا کنیم.

15:17.741 --> 15:20.021
‫اگه دنبال قاتل می‌گردید،
‫اون اونجاست.

15:25.141 --> 15:26.861
‫لطفاً خیلی به این اوضاع عادت نکنید.

15:26.941 --> 15:28.821
‫شما هنوز مظنون اصلی منید.

15:33.421 --> 15:34.901
‫ببخشید، می‌شه مواظب باشید؟

15:34.981 --> 15:36.021
‫شکننده‌ست.

15:36.101 --> 15:39.061
‫- این دیگه چیه؟
‫- دارن مخزن‌ها رو باز می‌کنن.

15:39.141 --> 15:42.461
‫نمی‌تونید این کارو بکنید. ببخشید. اگه گیاها
‫فرآوری نشن، خراب می‌شن.

15:42.541 --> 15:43.701
‫سعی کردم توضیح بدم...

15:43.781 --> 15:46.701
‫گل‌های می، سه‌چهارم درآمد ما رو تشکیل می‌دن.

15:46.781 --> 15:48.621
‫- لطفاً مواظب باشید.
‫- ما فقط داریم کارمونو انجام می‌دیم.

15:48.701 --> 15:50.261
‫می... می‌خواید ما رو نابود کنید؟

15:50.341 --> 15:52.621
‫نمی‌خواید بدونید
‫کی باباتونو کشته؟

15:52.701 --> 15:55.061
‫- اگه پیدا کنیم...
‫- می‌دونیم! اون فاحشه‌ای که داره ما رو مسخره می‌کنه.

15:55.141 --> 15:57.181
‫آقا، آروم باشید.

16:10.341 --> 16:13.301
‫باشه، بگردید! یالا، برید! همه برید!

16:29.021 --> 16:29.861
‫الو؟

16:30.661 --> 16:33.421
‫- تونستی وصیت‌نامه رو بگیری، مانون؟
‫- آره، گرفتمش.

16:33.501 --> 16:35.621
‫انگار وصیت‌نامه
‫آخرین بار تغییر کرده

16:35.701 --> 16:37.701
‫تو نهم دسامبر ساعت ۴:۴۵.

16:37.781 --> 16:40.421
‫ولی گوش کن، فکر نمی‌کنم
‫باید تو املاک بمونی.

16:40.501 --> 16:43.141
‫دیگه از فرار کردن خسته‌م.
‫حالا اونا باید بترسن.

16:43.221 --> 16:44.701
‫من فقط... نمی‌فهمم.

16:44.781 --> 16:47.621
‫فکر می‌کنی شش ماه پیش چی شد
‫که باعث شد این کارو بکنه؟

16:48.501 --> 16:49.661
‫نمی‌دونم، آلبا.

16:50.181 --> 16:51.741
‫باید با سردفتر اسناد رسمی حرف بزنم.

16:52.181 --> 16:59.741
‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

17:15.581 --> 17:17.021
‫سلام، آقا. می‌دونی من کیم؟

17:17.861 --> 17:19.141
‫واقعاً باید بدونی.

17:20.861 --> 17:22.141
‫از روی شهرت.

17:22.221 --> 17:23.381
‫جا برای یه نفر دیگه هست؟

17:24.541 --> 17:27.181
‫- فکر نمی‌کنم ایده خوبی باشه.
‫- خب... نهم دسامبر.

17:28.141 --> 17:30.661
‫می‌خوام بدونم وقتی آرنو اومد پیشت
‫چی شد، هان؟

17:30.741 --> 17:33.621
‫شنیدی چیزی به اسم رازداری حرفه‌ای،
‫خانم مازی‌یه؟

17:33.701 --> 17:37.301
‫بیا دیگه. بین خودمون می‌مونه.
‫به کی بخوام بگم؟

17:38.821 --> 17:41.901
‫تازه، باید بیشتر بدونم
‫که بابام واقعاً کی بود.

17:41.981 --> 17:44.061
‫باید قبل از اینکه بکشیش
‫به این فکر می‌کردی.

17:44.141 --> 17:45.341
‫اوه، آره؟

17:45.421 --> 17:46.821
‫مشکلت چیه؟

17:47.621 --> 17:50.381
‫اتفاقاً بعد از دیدار آرنو
‫با خانواده حرف زدی؟

17:51.341 --> 17:53.741
‫مثلاً، شاید بهشون گفتی
‫من به وصیت‌نامه اضافه شدم؟

17:53.821 --> 17:55.901
‫چطور جرأت می‌کنی همچین چیزی بگی.

17:58.181 --> 18:00.061
‫انگار خیلی بئاتریس رو دوست داری.

18:01.301 --> 18:02.981
‫بیا، اون خوشگله.

18:03.661 --> 18:05.101
‫مگه اینکه دخترشو بخوای؟

18:06.021 --> 18:06.981
‫یا پسرش.

18:09.741 --> 18:10.781
‫بگو.

18:10.861 --> 18:12.141
‫با کی حرف زدی؟

18:14.341 --> 18:16.061
‫اوه، نه. همین‌جوری می‌ری؟

18:16.141 --> 18:17.501
‫مواظب باش، خانم کوچولو.

18:17.581 --> 18:19.221
‫اگه همین‌جوری گند بزنی...

18:20.341 --> 18:22.261
‫ممکنه خودتو توش غرق کنی.

18:34.581 --> 18:36.821
‫آخرین فاکتور

19:02.541 --> 19:04.981
‫دفتر اسناد رسمی، چطور می‌تونم کمک کنم؟

19:10.581 --> 19:12.341
‫چهار، دو، پنج، هفت.

19:17.941 --> 19:19.981
‫الو؟ الو؟

19:21.341 --> 19:22.621
‫کیه، لطفاً؟

19:47.301 --> 19:49.981
‫نور؟ بخور، عزیزم.

19:50.861 --> 19:52.901
‫باید قویت رو حفظ کنی. هوم؟

19:52.981 --> 19:56.341
‫نظرت درباره اون دختر جدید چیه؟ آلبا؟

19:57.261 --> 19:58.781
‫هیچی. به من ربطی نداره.

19:59.541 --> 20:03.701
‫شخصاً، ازش خوشم میاد.

20:03.781 --> 20:05.141
‫هوم، درسته؟

20:05.621 --> 20:09.461
‫- یا شاید فقط یه کم دیوونه‌ست.
‫- اون کسی نبود که رئیس رو کشت.

20:09.541 --> 20:11.061
‫تو چی می‌دونی؟

20:14.341 --> 20:17.461
‫آب بخور.
‫بعدازظهر حسابی گرم می‌شه.

20:17.541 --> 20:19.261
‫خب، برو اینو به رئیس بگو.

20:19.341 --> 20:22.341
‫مجبورمون کرده بعد از ساعت ۲
‫اضافه‌کاری کنیم. این درست نیست.

20:22.421 --> 20:24.381
‫شوهرش هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کرد.

20:24.981 --> 20:27.141
‫- پس خودت برو باهاش حرف بزن.
‫- هان؟

20:27.741 --> 20:29.461
‫تو کارمند تمام‌وقتی، نه؟

20:29.941 --> 20:31.421
‫پس برو باهاش حرف بزن.

20:31.501 --> 20:33.901
‫برو یه چیزی بگو.
‫به هر حال تو مورد علاقه خانواد‌ه‌ای.

20:33.981 --> 20:36.021
‫آره، چرا که نه.
‫با متیو به‌عنوان رئیس جدید،

20:36.101 --> 20:37.621
‫از هر بهانه‌ای استفاده می‌کنه
‫تا منو اخراج کنه.

20:37.701 --> 20:39.061
‫هیچ‌وقت نمی‌تونست تحملش کنه.

20:40.741 --> 20:42.141
‫نور چشه؟

20:42.221 --> 20:43.541
‫خسته‌ست، والنتین.

20:44.541 --> 20:47.101
‫تا این موقع از روز،
‫معمولاً کارمون تموم شده.

21:05.061 --> 21:07.261
‫- مامان؟ من احمقم؟
‫- هوم؟

21:08.821 --> 21:10.621
‫هان؟ چی داری می‌گی؟

21:11.421 --> 21:14.701
‫- تو باهوش‌ترین بچه دنیایی.
‫- پس چرا باهام مثل احمقا رفتار می‌کنی؟

21:14.781 --> 21:17.621
‫با این که نمی‌گی چی داره می‌گذره. هان؟

21:17.701 --> 21:19.581
‫اون شب برات چی شد؟

21:19.661 --> 21:22.261
‫و چرا وکیل داری، مامان؟
‫چون بابابزرگ پیدامون کرده؟

21:22.941 --> 21:26.061
‫لئو، قول می‌دم به‌محض اینکه
‫بتونم توضیح بدم.

21:27.701 --> 21:28.701
‫مثل ماجرای بابام؟

21:32.661 --> 21:35.541
‫- اون فرق داره.
‫- نه! همیشه باهات همینه!

21:35.621 --> 21:38.861
‫بهم می‌گی بعداً توضیح می‌دم،
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌گی!

21:40.021 --> 21:41.101
‫اعصابمو خورد می‌کنی، مامان.

22:18.661 --> 22:20.421
‫خب، مدرکی داری که کار اون بوده؟

22:22.101 --> 22:23.301
‫هنوز نه.

22:24.901 --> 22:26.541
‫نظرت درباره همه اینا چیه؟

22:26.621 --> 22:29.581
‫این که اگه بهش مشکوکی،
‫احتمالاً کار آلبا بوده.

22:31.861 --> 22:34.581
‫بیست و پنج سال خدمت تو ارتش
‫بود که این‌قدر سردت کرد؟

22:34.661 --> 22:36.941
‫نه. بیشتر بیست و پنج سال
‫زندگی با اون.

22:40.381 --> 22:42.181
‫قربانی آلبا رو...

22:42.941 --> 22:45.701
‫تو وصیت‌نامه‌ش به‌عنوان دختر بیولوژیکیش
‫شناخته. نظری داری؟

22:47.421 --> 22:48.941
‫چه حیف که کشته شد.

22:49.021 --> 22:51.181
‫دوست داشتم دیگه «پدرش» نباشم.

22:52.581 --> 22:54.981
‫انگار از چیزی که بهت گفتم
‫شوکه نشدی.

22:56.941 --> 22:58.261
‫چرا این‌قدر عصبانی‌ای؟

22:58.341 --> 23:01.101
‫عصبانی نیستم، تسلیم شدم.
‫براش عزاداری کردم.

23:02.021 --> 23:04.101
‫اوم، ببخشید، می‌دونی آلبا نمرده.

23:05.821 --> 23:07.061
‫اوه، برای من مرده.

23:11.061 --> 23:13.381
‫با آلبا، من همه‌چیز بهش دادم.

23:14.381 --> 23:15.821
‫وقتی کوچولو بود...

23:17.421 --> 23:19.301
‫مودب بود، شاد بود،

23:20.101 --> 23:21.101
‫درس‌خون بود.

23:21.701 --> 23:24.261
‫نمی‌دونم چی شد،
‫ولی یه جایی کنترلش رو از دست دادم.

23:24.341 --> 23:26.621
‫ولی زنم؟ اون زن همه‌چیز رو امتحان کرد.

23:26.701 --> 23:28.981
‫باهم حرف می‌زدن، سعی کردن سخت‌گیر باشن...

23:29.061 --> 23:30.181
‫هیچی جواب نداد.

23:31.261 --> 23:34.341
‫هر وقت انگار به خودش می‌اومد...

23:34.421 --> 23:35.621
‫حتی عمیق‌تر غرق می‌شد.

23:36.301 --> 23:38.061
‫یه جایی باید تموم می‌شد.

23:40.501 --> 23:42.981
‫نمی‌تونم تحملش کنم
‫فقط چون دخترمه.

23:44.141 --> 23:47.901
‫حالا تنها چیزی که مهمه اینه که
‫نوه‌مو از این مخمصه دربیارم.

23:49.021 --> 23:52.301
‫آلبا فکر می‌کنه مادر خوب بودن یعنی
‫بچه‌شو بکشه پایین با خودش.

23:58.141 --> 24:00.661
‫فکر می‌کنی آلبا توانایی
‫کشتن این مرد رو داشته؟

24:06.141 --> 24:07.141
‫معلومه.

24:08.661 --> 24:10.421
‫می‌دونی، آلبا قبلاً هم همچین کارایی کرده.

24:29.581 --> 24:32.221
‫حداقل یه روز طول می‌کشه
‫تا همه‌چیز رو سرجاش کنیم.

24:32.301 --> 24:34.541
‫با محصول چیکار کنیم؟
‫بذاریم بپوسه؟

24:34.621 --> 24:36.141
‫تو کدوم سیاره‌ای؟

24:36.621 --> 24:38.661
‫دیگه یه گیاه هم نمونده
‫که بتونیم با مخزن استفاده کنیم.

24:38.741 --> 24:39.981
‫باشه، قبول، ولی باید چک کنیم.

24:40.061 --> 24:42.101
‫نمی‌فهمی.
‫هیچ‌کس بهمون قرض نمی‌ده.

24:42.181 --> 24:44.421
‫بابات با همه صنعت‌گرای گراس
‫دعواش شده.

24:44.501 --> 24:46.381
‫- با وسواسش به استقلال.
‫- من اون نیستم!

24:46.461 --> 24:47.941
‫تو هم نیستی.

24:48.941 --> 24:51.941
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

24:57.781 --> 24:59.421
‫می‌تونی همه‌چیز رو دور بندازی.

24:59.501 --> 25:01.501
‫به‌خاطر تو، تقطیرخونه‌مون نابود شد.

25:01.581 --> 25:02.581
‫بگو، لوسی.

25:02.661 --> 25:05.781
‫زندگی تو یه خانواده پر از دروغگو
‫و فریبکار چه حسی داره؟

25:06.381 --> 25:08.821
‫باید بگم،
‫از زبون تو شنیدنش خیلی بامزه‌ست.

25:10.141 --> 25:12.581
‫خب، می‌دونی روزی که
‫آرنو منو به وصیت‌نامه‌ش اضافه کرد؟

25:13.301 --> 25:15.101
‫می‌دونی بعدش ژاک به کی زنگ زد؟

25:15.701 --> 25:16.581
‫بئاتریس.

25:18.501 --> 25:21.821
‫مامانت ماه‌هاست می‌دونه
‫من وجود دارم و تو وصیت‌نامه‌م.

25:21.901 --> 25:22.821
‫تو مدرکی نداری.

25:22.901 --> 25:25.021
‫لاگ تماسای تلفنش رو چک کن.

25:26.141 --> 25:27.541
‫اون برام پاپوش درست کرد.

25:27.621 --> 25:28.861
‫اون آرنو رو کشت.

25:29.901 --> 25:32.381
‫فکر کنم نمی‌تونست تحمل کنه
‫که ببینه بابات یه زندگی دوگانه داره.

25:33.581 --> 25:35.581
‫- اون همه‌چیز بهش داده بود.
‫- باشه!

25:36.061 --> 25:38.661
‫می‌تونم تصور کنم قبول کردن اینکه
‫مامانت این‌قدر عوضیه چقدر سخته.

25:47.461 --> 25:48.461
‫خوب بود.

25:49.381 --> 25:50.941
‫بالاخره یه ترسو نیستی.

25:51.901 --> 25:54.381
‫فکر کردی باباتو می‌شناختی،
‫ولی ببین چطور شد.

25:54.461 --> 25:57.181
‫نمی‌خوای همون اشتباه رو
‫با مامانت تکرار کنی، نه؟

26:22.821 --> 26:24.141
‫تو باید لئو باشی.

26:33.261 --> 26:35.581
‫- شنا نمی‌کنی؟
‫- نمی‌دونم چطور.

26:36.461 --> 26:38.821
‫اوه. اوه. خب...

26:39.461 --> 26:40.821
‫با نگاه کردن به استخر،

26:41.541 --> 26:43.141
‫احتمالاً این خوبه.

26:45.541 --> 26:47.661
‫بگو ببینم، لئو، چرا مدرسه نیستی؟

26:49.181 --> 26:52.381
‫خب، دارم با مامانم جابه‌جا می‌شم.
‫قراره تو بارسلونا زندگی کنیم.

26:52.461 --> 26:57.061
‫واو، بارسلونا؟ خیلی دوره!

26:57.781 --> 26:59.701
‫خب، منظورم اینه، بابات مشکلی نداره؟

27:02.021 --> 27:03.421
‫فقط من و مامانم.

27:05.421 --> 27:08.541
‫خب، می‌دونی، هر آدمی یه پدر داره.

27:10.421 --> 27:11.701
‫حتی اون.

27:11.781 --> 27:13.621
‫اسم پدرش کرونوس بود.

27:14.181 --> 27:15.701
‫بچه‌هاشو خورد.

27:15.781 --> 27:18.141
‫عجب پدری. درسته؟ نه؟

27:18.941 --> 27:21.781
‫می‌تونی تصور کنی
‫جمع خانوادگی بعد از این همه چی بشه.

27:27.701 --> 27:28.861
‫می‌بینی، لئو...

27:31.501 --> 27:33.261
‫تو می‌تونی بخشی از خانوادم باشی.

27:34.541 --> 27:37.501
‫من یه خونه بزرگ دارم، یه باغ.

27:38.141 --> 27:39.861
‫همه اینا می‌تونه مال تو باشه.

27:41.421 --> 27:43.301
‫اگه مامانت بخواد

27:43.381 --> 27:46.101
‫مسئولیت کاراشو قبول کنه.

27:46.181 --> 27:48.861
‫چون اون یه اشتباه خیلی بزرگ کرد.

27:48.941 --> 27:49.981
‫چه جور اشتباهی؟

27:50.981 --> 27:53.581
‫اوم، شوهرمو کشت.

27:54.181 --> 27:55.701
‫پدر بچه‌هام.

27:57.341 --> 27:58.741
‫به شکمش شلیک کرد.

27:59.981 --> 28:01.941
‫نه، اون هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه.

28:03.181 --> 28:04.661
‫چرا باید بهت بگه؟

28:05.861 --> 28:08.381
‫اون خیلی چیزا رو قایم می‌کنه.

28:09.901 --> 28:11.381
‫ولی خب، همه مادرها این کارو می‌کنن.

28:13.861 --> 28:15.661
‫اوه، و این همه‌ش نیست.

28:17.141 --> 28:20.221
‫شوهرم، اون پدر واقعی اون بود.

28:22.461 --> 28:23.861
‫بابابزرگ واقعی تو.

28:25.821 --> 28:27.941
‫این... این درست نیست.

28:28.021 --> 28:31.701
‫فکر می‌کنی حتماً دارم بهت دروغ می‌گم.
‫ولی... من فقط دارم همه‌چیز رو بهت می‌گم.

28:32.181 --> 28:34.061
‫و باهات مثل بچه رفتار نمی‌کنم.

28:35.541 --> 28:37.941
‫- نباید باهات حرف می‌زدم.
‫- ببین، تو مامانتو دوست داری.

28:39.141 --> 28:40.701
‫و می‌خوای ازش محافظت کنی.

28:42.061 --> 28:43.341
‫این طبیعیه.

28:43.941 --> 28:46.861
‫ولی تو چی؟ کی از تو محافظت می‌کنه؟

29:06.541 --> 29:07.901
‫کجا بودی پس؟

29:11.061 --> 29:12.301
‫باشه.

29:12.901 --> 29:15.661
‫خب، چرا فکر می‌کنی مامان ما رو ول کرد؟

29:15.741 --> 29:17.021
‫چرا باید می‌رفت؟

29:18.301 --> 29:20.701
‫به‌خاطر رفتار سمی بابا
‫و خانوادۀ گندمون.

29:20.781 --> 29:24.221
‫خب، اگه اونا این‌قدر افتضاح بودن،
‫چرا ما رو با اونا ول کرد؟

29:25.581 --> 29:27.581
‫- شاید نمی‌خواسته بره؟
‫- نه.

29:28.381 --> 29:29.661
‫من این بحثو نمی‌کنم، مانون.

29:29.741 --> 29:32.461
‫ما زیادی کوچیک بودیم.
‫حتی یادمون نمیاد چی شد.

29:33.821 --> 29:34.821
‫ببین...

29:35.421 --> 29:37.301
‫نیومدم اینجا
‫که درباره این چیزا حرف بزنم.

29:37.821 --> 29:40.421
‫اینجام چون... یه جورایی نگرانتم.

29:42.701 --> 29:43.701
‫آلبا.

29:45.341 --> 29:46.821
‫چی باعث می‌شه فکر کنی
‫می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

29:46.901 --> 29:48.581
‫مطمئنی داره دروغ نمی‌گه؟

29:55.101 --> 29:56.381
‫گرفتم، مرسی.

29:58.861 --> 30:00.181
‫تیری مازی‌یه درست می‌گفت.

30:00.701 --> 30:03.461
‫اینجا یه گزارش از ده سال پیش
‫از همکارامون تو سنت‌اتین هست.

30:03.541 --> 30:06.541
‫ببین. آلبا مازی‌یه مظنون به قتل بود.

30:07.381 --> 30:08.781
‫اون موقع دوست‌پسرش بود.

30:09.821 --> 30:11.541
‫یه معتاد... به اسم دیمیتری راوِل.

30:12.341 --> 30:14.341
‫اونو این‌جوری
‫جلوی ساختمونشون پیدا کردن.

30:34.261 --> 30:36.941
‫به‌جای اینکه عجیب نگام کنی،
‫چطوره یه کم کمکم کنی؟

30:37.501 --> 30:39.381
‫دیدی چقدر جمع کردم؟

30:39.461 --> 30:41.101
‫باید استخراج رو شروع کنم.

30:41.181 --> 30:42.421
‫چرا این کارو می‌کنی؟

30:43.021 --> 30:44.541
‫همه می‌گن تو کشتیش.

30:44.621 --> 30:47.101
‫و تو فقط اینجا با گلات می‌مونی.

30:47.181 --> 30:48.541
‫حقیقتو می‌خوای؟

30:51.341 --> 30:52.541
‫می‌خوام حرصشونو دربیارم.

30:55.261 --> 30:57.661
‫هرچه بیشتر این خانواده رو عصبانی کنم،
‫بیشتر گند می‌زنن،

30:57.741 --> 30:59.381
‫و بعد خودشونو لو می‌دن، پس...

30:59.461 --> 31:02.061
‫آره، ولی چرا صبر نمی‌کنی، می‌دونی؟

31:02.141 --> 31:03.661
‫چرا خودتو با اینا اذیت می‌کنی؟

31:06.301 --> 31:08.701
‫نمی‌دونم،
‫فکر کنم چون هیچ‌وقت جای خودمو نداشتم.

31:09.901 --> 31:11.021
‫می‌دونی...

31:12.461 --> 31:13.621
‫این ارزش داره.

31:14.621 --> 31:17.341
‫من فقط... یه چیزی می‌خوام
‫که بتونم به پسرم بدم.

31:19.221 --> 31:22.781
‫ببخشید، می‌دونم با این اوضاع
‫کاملاً احمقانه به نظر می‌رسه، ولی...

31:23.661 --> 31:26.021
‫نه، یه روز
‫منم دوست دارم جای خودمو داشته باشم.

31:26.701 --> 31:27.761
‫ولی نمی‌شه.

31:28.661 --> 31:29.601
‫خب، چرا؟

31:30.901 --> 31:32.661
‫نور، بریم!

31:38.581 --> 31:39.581
‫صبر کن.

31:40.981 --> 31:44.301
‫من می‌دونم ترس چه حسی داره، می‌دونی.
‫و مطمئنم تو ترسیدی.

31:45.101 --> 31:46.181
‫بگو.

31:46.901 --> 31:48.101
‫نور، یالا!

31:50.861 --> 31:52.381
‫فکر کنم می‌دونم کی آرنو رو کشته.

31:52.461 --> 31:53.461
‫چی؟

31:53.541 --> 31:55.021
‫بئاتریسه؟ همین؟

31:55.101 --> 31:58.061
‫- اگه قول بدی کمکم کنی بهت می‌گم.
‫- آره، باشه.

31:58.141 --> 32:00.421
‫ولی نه اینجا. برات پیام می‌فرستم.

32:01.181 --> 32:02.181
‫دارن نگامون می‌کنن.

32:20.141 --> 32:22.141
‫این دیگه داره چیکار می‌کنه؟

32:28.021 --> 32:30.061
‫- نمی‌خوای چیزی بخوری، هان؟
‫- اوم، نه، می‌خوام.

32:31.181 --> 32:33.421
‫خب امروز چیکار کردی؟

32:34.101 --> 32:35.101
‫هیچی.

32:47.781 --> 32:49.341
‫متیو؟

32:52.621 --> 32:53.621
‫آره؟

32:54.141 --> 32:55.701
‫آفرین بابت مخزن‌ها.

32:55.781 --> 32:57.021
‫دیدی؟ زیاد سخت نبود.

32:57.101 --> 32:58.701
‫بس کن. باید حرف بزنیم.

32:59.741 --> 33:01.741
‫هادریان اینجاست؟

33:02.581 --> 33:03.581
‫نه.

33:04.181 --> 33:05.181
‫چ... چرا؟

33:08.021 --> 33:09.581
‫چون اینو تو خونه مامان پیدا کردم.

33:10.580 --> 33:13.580
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

33:26.821 --> 33:28.701
‫از دیدنتون دوباره خوشحال شدم، مادام.

33:35.581 --> 33:36.581
‫هفده.

33:53.021 --> 33:54.421
‫دیگه شرط‌بندی نکنید.

33:57.301 --> 33:58.541
‫بیست و هشت سیاه.

33:59.021 --> 34:00.081
‫آره!

34:06.381 --> 34:07.701
‫این برای شماست، مادام.

34:07.781 --> 34:09.981
‫مرسی.

34:17.701 --> 34:19.021
‫براوو!

35:24.781 --> 35:25.861
‫نور؟

35:32.381 --> 35:33.381
‫نور!

35:39.741 --> 35:42.941
‫بیداری؟

35:51.421 --> 35:53.501
‫کیه؟

35:56.261 --> 35:58.541
‫یه تحسین‌کننده

35:58.621 --> 36:00.981
‫برو گلاتو چک کن

36:35.061 --> 36:37.541
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- قراره تاوان بدی.

36:52.381 --> 36:54.101
‫واقعاً دختر آرنو هستی.

36:55.301 --> 36:57.381
‫هر دوتون این خشونت رو تو وجودتون دارید.

36:59.381 --> 37:02.261
‫فقط یه جرقه لازمه تا منفجر بشید.

37:09.741 --> 37:11.221
‫حالا چیکار کنیم، آلبا؟

37:11.821 --> 37:13.621
‫همه‌چیزو بسوزونیم؟ همدیگه رو بکشیم؟

37:15.021 --> 37:16.541
‫یا دنبال یه راه‌حل بگردیم؟

37:17.141 --> 37:19.581
‫- راه‌حل حقیقتِ.
‫- آه، حقیقت.

37:19.661 --> 37:23.021
‫مدتهاست که حقیقت
‫اینجا زیاد اهمیتی نداره.

37:26.821 --> 37:27.861
‫خب...

37:28.781 --> 37:29.861
‫شاید باید...

37:31.101 --> 37:32.261
‫کیف پولمو باز کنی.

37:32.341 --> 37:34.101
‫یه چیزی اون تو برای توئه.

37:35.541 --> 37:36.541
‫برو.

37:53.141 --> 37:55.461
‫بگیرش. یالا، بگیر.

37:58.221 --> 38:00.341
‫چرا باید از تو پولی بگیرم، هان؟

38:01.301 --> 38:02.821
‫من به لئو فکر می‌کنم.

38:03.941 --> 38:05.301
‫اون واقعاً استثناییه.

38:06.301 --> 38:09.181
‫این‌قدر بالغ، این‌قدر باهوش... برای سنش.

38:09.941 --> 38:11.901
‫و حساس هم هست.

38:12.661 --> 38:13.781
‫با پسرم حرف زدی؟

38:14.541 --> 38:15.701
‫نه هزار.

38:17.461 --> 38:19.221
‫تو یه حساب به اسم خودش.

38:19.861 --> 38:21.301
‫شروع خوبیه، نه؟

38:21.381 --> 38:25.501
‫می‌تونیم سود خوبی ازش دربیاریم
‫و مطمئن بشیم که سپرده‌های دیگه‌ای هم هست.

38:26.141 --> 38:28.021
‫تا وقتی به سن قانونی برسه...

38:28.581 --> 38:30.301
‫یه مبلغ خوب برای شروع زندگیه.

38:30.381 --> 38:32.941
‫بهتره از پسرم دور بمونی. فهمیدی؟

38:33.901 --> 38:35.221
‫یه نگاه دیگه بنداز.

38:35.781 --> 38:37.461
‫می‌بینی که بیشتر از اینا هست.

38:45.421 --> 38:48.341
‫از ژاک،
‫سردفتر، خواستم همه‌چیز رو مکتوب کنه.

38:48.421 --> 38:50.301
‫یه توافق محرمانه‌ست.

38:50.381 --> 38:53.501
‫فقط من و تو امضاش می‌کنیم.
‫هیچ‌کس دیگه نمی‌فهمه.

38:58.821 --> 39:00.101
‫این چیه، هان؟

39:00.181 --> 39:01.421
‫یه بیانیه.

39:03.021 --> 39:05.341
‫که توش به قتل آرنو اعتراف می‌کنی.

39:08.141 --> 39:11.741
‫قسم می‌خورم... من از لئو مراقبت می‌کنم

39:11.821 --> 39:13.181
‫تا وقتی به سن قانونی برسه.

39:14.461 --> 39:16.261
‫مثل اینکه بچه خودم باشه.

39:16.741 --> 39:17.701
‫ولی من بی‌گناهم.

39:17.781 --> 39:20.781
‫احمق نباش!
‫مهم نیست کی به آرنو شلیک کرد!

39:21.381 --> 39:24.461
‫مهم اینه که آینده بچه‌هامونو نجات بدیم.

39:24.541 --> 39:26.101
‫- تو دیوونه‌ای.
‫- نه.

39:26.181 --> 39:29.101
‫نه، نه، آلبا، نه.
‫من هیچ‌وقت این‌قدر هشیار نبودم.

39:30.661 --> 39:32.341
‫اگه حالا اعتراف کنی، آلبا،

39:32.901 --> 39:35.221
‫می‌دونی که من یه شانس دارم
‫قرارداد با اوریس رو ببندم

39:35.301 --> 39:36.941
‫قبل از اینکه برای همیشه بره.

39:38.781 --> 39:41.181
‫بچه‌های من باید در امان باشن،
‫مثل بچه تو.

39:42.661 --> 39:44.221
‫این بهترین راه‌حله.

39:44.301 --> 39:46.501
‫پس تو می‌خوای پسرمم ازم بگیری؟

39:47.181 --> 39:48.621
‫اصلاً.

39:48.701 --> 39:50.621
‫من و تو ازش محافظت می‌کنیم.

39:51.981 --> 39:53.181
‫و همه اینا...

39:54.181 --> 39:55.781
‫با اجازه تو انجام می‌شه.

40:02.301 --> 40:06.381
‫لئو لازم نیست
‫زندانی این زندگی پوسیده باشه.

40:06.461 --> 40:09.141
‫زندگی‌ای که لیاقتشو داره بهش بده.

40:10.661 --> 40:12.501
‫به همین سادگیه.

40:15.181 --> 40:17.421
‫فکر نمی‌کنی
‫یه مادر که خودشو فدا می‌کنه

40:17.501 --> 40:19.901
‫بزرگ‌ترین اثبات عشقه
‫که یه زن می‌تونه به بچه‌ش نشون بده؟

40:20.501 --> 40:29.901
‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی
