WEBVTT

00:05.021 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.042 --> 00:12.201
‫طوفان قراره بزنه به غرب اروپا.

00:12.202 --> 00:14.201
‫فقط دقیق نمی‌دونیم کِی و کجا.

00:14.202 --> 00:16.721
‫جیمز گفت اون روز کِفین تو مزرعه بوده.

00:16.722 --> 00:18.601
‫اگه همکاری نکنی، اون‌وقت ما

00:18.602 --> 00:20.362
‫راه‌های خیلی ناجورتری واسه پیش بردن این قضیه داریم.

00:21.682 --> 00:24.121
‫می‌دونی، اونا خیلی خوب باهاش رفتار می‌کنن. همین خانوادهٔ بِوان.

00:24.122 --> 00:25.921
‫منظورت از خوب دقیقا چقدره؟

00:25.922 --> 00:28.001
‫اگه من داشتم همه چیزو اشتباه به هم ربط می‌دادم چی؟

00:28.002 --> 00:30.841
‫اریک! اریک، یه نفر تو خونهٔ لعنتی منه.

00:30.842 --> 00:32.962
‫بکش کنار!

00:34.882 --> 00:38.001
‫تمام این مدت، اون زیر اون آشغال‌دونی دفن شده بوده.

00:38.002 --> 00:40.681
‫اون فقط یه بچهٔ کوچیک بود.

00:40.682 --> 00:42.921
‫ممکنه اون چیزی نباشه که تو... کیر!

00:42.922 --> 00:45.881
‫ما چاره‌ای نداریم جز اینکه هر دو پرونده رو به عنوان یه تحقیقات واحد پیش ببریم.

00:45.882 --> 00:48.681
‫کِفین یه جایی غیر از معدن غرق شده.

00:48.682 --> 00:51.401
‫شاید یه محل دفن زبالهٔ دیگه هم هست.

00:51.402 --> 00:54.201
‫مویی که روی جسد کِفین پیدا شده، فقط تا حدودی با موی جیمز مطابقت داره.

00:54.202 --> 00:56.041
‫دیلِن ریس.

00:56.042 --> 00:57.521
‫پیداش کردن.

00:57.522 --> 01:00.002
‫اومدم اعتراف کنم.

01:02.842 --> 01:06.441
‫برای اطمینان، شما از حق داشتن وکیل صرف‌نظر می‌کنید؟

01:06.442 --> 01:10.281
‫- بله.
‫- و حقوق خودتون رو همون‌طور که براتون خونده شد، متوجه شدید؟

01:10.282 --> 01:12.922
‫بله. پس لطفاً راحت صحبت کنید.

01:20.882 --> 01:22.682
‫خب، اِم...

01:24.002 --> 01:29.402
‫مرگ کِفین باعث شد به خیلی چیزا فکر کنم، می‌دونید، اِم...

01:30.962 --> 01:33.841
‫سه سال پیش، بهم اطلاع دادن که اِم،

01:33.842 --> 01:36.081
‫دارن تو زمین من زباله خالی می‌کنن،

01:36.082 --> 01:38.082
‫نزدیک محل اون معدن قدیمی.

01:38.962 --> 01:40.961
‫پس رفتم خودم یه نگاهی بندازم.

01:40.962 --> 01:45.241
‫حجم عظیمی از زباله اونجا بود. زباله‌های صنعتی،

01:45.242 --> 01:48.522
‫می‌دونید، داشتن باهاش معدن رو پُر می‌کردن. وحشتناک بود.

01:50.642 --> 01:53.562
‫و همون‌جا بود که من پیداش کردم...

01:54.642 --> 01:56.402
‫...میون زباله‌ها، نِسا رو.

01:58.922 --> 02:01.401
‫می‌تونید لطفاً توضیح بدید وقتی پیداش کردید چه وضعیتی داشت؟

02:01.402 --> 02:03.481
‫خیلی بد سوخته بود.

02:03.482 --> 02:07.281
‫فکر کنم سوختگی شیمیایی بود، می‌دونید، به‌خاطر زباله‌ها.

02:07.282 --> 02:09.162
‫پس من... من...

02:10.282 --> 02:13.602
‫...برداشتمش، گذاشتمش روی چمن و...

02:14.522 --> 02:17.842
‫...علائم حیاتی‌ش رو چک کردم، می‌دونید، نبض، تنفس.

02:19.282 --> 02:21.602
‫مُرده بود.

02:23.642 --> 02:25.402
‫و بعدش چیکار کردید؟

02:26.562 --> 02:29.321
‫پیچیدمش لای یه برزنت و، اِم...

02:29.322 --> 02:32.361
‫گذاشتمش سر جاش بین زباله‌ها، و روش رو پُر کردم.

02:32.362 --> 02:34.242
‫چرا این کارو کردید؟

02:35.122 --> 02:38.321
‫خب، اِم... مزرعه تمام زندگی منه، مگه نه؟

02:38.322 --> 02:41.561
‫زندگی بچه‌هامه، زندگی نوه‌هامه.

02:41.562 --> 02:44.841
‫اگه کِفین زنده می‌موند، زندگی اون می‌شد.

02:44.842 --> 02:48.962
‫هفت نسل از خانوادهٔ من اونجا زندگی کردن، روی اون زمین کشاورزی کردن.

02:49.842 --> 02:52.041
‫اگه از دستش می‌دادیم، چیزی بیشتر از یه زمین رو می‌باختیم، می‌دونید.

02:52.042 --> 02:54.202
‫خانواده‌مون رو از دست می‌دادیم، همه چیزمون رو می‌باختیم.

02:55.162 --> 02:57.202
‫منظورم این بود چرا پیچیدیش لای برزنت؟

03:04.042 --> 03:06.521
‫حس کردم کار درستیه.

03:06.522 --> 03:09.801
‫می‌شه فقط برام توضیح بدید کجای پیچیدنِ

03:09.802 --> 03:13.921
‫یه بچهٔ کوچیک لای برزنت

03:13.922 --> 03:16.561
‫قبل از دفن کردنش تو زباله‌های سمی، حسِ «درست» بودن داشت؟

03:20.122 --> 03:21.962
‫کی بهتون دربارهٔ زباله‌ها گفت؟

03:23.162 --> 03:28.081
‫گفتید اون روز بهتون دربارهٔ زباله‌ها اطلاع دادن.

03:28.082 --> 03:30.122
‫خب، کی بهتون اطلاع داد؟

03:32.042 --> 03:34.601
‫سالومون بِوان...

03:34.602 --> 03:38.121
‫کس دیگه‌ای هم تو پیدا کردنِ نِسا تامِن دخیل بود؟

03:41.202 --> 03:42.922
‫فقط من بودم که پیداش کردم.

03:44.021 --> 03:48.021
Amir Luminox ترجمه از

03:51.221 --> 03:53.980
♪   شب بعد از غم ♪

03:53.981 --> 03:57.060
♪ تو آواز منی ♪

03:57.061 --> 03:59.860
♪ تارها به هم می‌خورن ♪

03:59.861 --> 04:02.661
♪ ما از هم پاشیدیم ♪

04:03.461 --> 04:06.340
♪ آب‌ها رو تیره کن ♪

04:06.341 --> 04:09.780
♪ پشیمونی‌ها رو عمیق ♪

04:09.781 --> 04:12.140
♪ بهتره که یادت بمونه ♪

04:12.141 --> 04:14.981
♪ یا بهتره که فراموش کنی. ♪

04:28.321 --> 04:32.321
« زیـــرِ مـــردابِ نـــمـــک »

05:16.202 --> 05:18.122
‫خواهرم امروز میاد.

05:21.042 --> 05:22.842
‫آخرین بار کی دیدیش؟

05:25.682 --> 05:27.642
‫از وقتی اون اتفاق افتاد دیگه ندیدمش.

06:03.802 --> 06:06.681
‫لیدیا و دِو باید ساعت ۲ بیان اینجا.

06:06.682 --> 06:10.322
‫بعدش واسه شام میرن خونهٔ آیرا.

06:11.762 --> 06:15.161
‫مرسی، بابا. فکر کنم می‌خوان مراسم پوجا رو انجام بدن.

06:17.002 --> 06:19.201
‫تو هم میری؟

06:19.202 --> 06:21.161
‫آره.

06:21.162 --> 06:23.601
‫همه میرن؟

06:27.842 --> 06:29.601
‫ای شیطون.

06:29.602 --> 06:31.921
‫- اینو تو برداشتی؟
‫- بابا.

06:31.922 --> 06:35.362
‫لیدیا چیزی نگفت که منم می‌تونم بیام یا نه؟

06:39.882 --> 06:41.722
‫نه، چیزی نگفت.

06:43.402 --> 06:45.722
‫شما خواهرید، ژاکلین.

06:47.122 --> 06:50.402
‫به من مربوط نیست که دخالت کنم.

07:02.202 --> 07:04.281
‫رئیس.

07:04.282 --> 07:06.721
‫- نمونهٔ دیلِن رو گرفتم.
‫- خوبه. چطور بود؟

07:06.722 --> 07:09.361
‫- به نظر چطور میومد؟
‫- آروم. گیج.

07:09.362 --> 07:11.602
‫چیز غیرعادی‌ای نبود.

07:13.002 --> 07:15.482
‫خانم هیل. سلام.

07:16.562 --> 07:18.961
‫اینا دقیقاً همونایی‌ان که واسه کِفین گرفتم، همون سایز،

07:18.962 --> 07:20.761
‫همون رنگ. باشه. ممنون.

07:20.762 --> 07:24.041
‫آره، خب، این خیلی کمک می‌کنه. یـ... یه لحظه.

07:34.962 --> 07:38.641
‫- الان برمی‌گردم، باشه؟
‫- کِی اجازه داریم برگردیم مزرعه؟

07:38.642 --> 07:41.681
‫ما کلی کار داریم. به ماشینمون تخم‌مرغ پرت کردن.

07:41.682 --> 07:44.681
‫- خب، متأسفم که اینو می‌شنوم.
‫- همه ما رو مقصر مرگ نِسا می‌دونن.

07:44.682 --> 07:48.161
‫بابا کجاست؟ توئه؟
‫- می‌خوایم ببینیمش.
‫- خب، نمی‌تونید.

07:48.185 --> 07:49.185
اونا حق انجام این کارو دارن؟

07:49.209 --> 07:50.938
‫نمیدونم.

07:50.962 --> 07:53.441
‫نگهش داشتیم واسه بازجویی بیشتر، باشه؟

07:53.442 --> 07:56.441
‫می‌دونستی نِسا تو معدن دفن شده؟

07:56.442 --> 07:59.401
‫- جکی.
‫- می‌دونستی تمام این سال‌ها اونجا بوده؟

07:59.402 --> 08:01.241
‫می‌دونستی؟

08:01.242 --> 08:04.481
‫تو زمین کیریِ شما. می‌دونستی؟ اینو می‌دونستی؟

08:04.482 --> 08:07.482
‫می‌شه لطفاً بیای سوار ماشین بشی، جکی؟

08:08.006 --> 08:10.506
اونا از اینکه اجازه بدن باهاش حرف بزنم خودداری می‌کنن

08:10.530 --> 08:12.030
چرا؟ این یعنی چی؟

08:12.954 --> 08:15.954
یعنی اون بازداشته
دستیگر شده

08:19.082 --> 08:20.842
‫سوار شو.

08:23.042 --> 08:24.801
‫الان تو بازداشتِ کوفتیه؟

08:24.802 --> 08:26.921
‫می‌شه لطفاً فقط...
‫- سوار ماشین بشی؟
‫- هست؟

08:26.922 --> 08:28.642
‫همین الان. لطفاً. جکی.

08:31.762 --> 08:34.482
‫بعداً با همتون حرف می‌زنم.

09:13.242 --> 09:16.041
‫لیدیا تامِن، من شما رو به اتهام

09:16.042 --> 09:19.201
‫قتل نِسا تامِن بازداشت می‌کنم. شما مجبور نیستید چیزی بگید،

09:19.202 --> 09:22.121
‫اما هر چیزی که بگید ممکنه به عنوان مدرک استفاده بشه...

09:22.122 --> 09:24.881
‫- بول، داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- جکی...
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

09:24.882 --> 09:26.801
‫جکی...
‫تو خواهرم رو بازداشت نمی‌کنی!

09:26.802 --> 09:29.081
‫جکی، چرا دارن بازداشتم می‌کنن؟ اینا اشتباه کردن.

09:29.082 --> 09:31.841
‫تو دستور مستقیم داری که الان اینجا نباشی.
‫- دستور کی؟

09:31.842 --> 09:34.721
‫- آره، دستور.
‫- چی، دستور من؟
‫من افسر مسئول پرونده‌م.

09:34.722 --> 09:37.881
‫ببخشید. درست می‌شه. گوش کن، باشه؟

09:37.882 --> 09:41.241
‫نمی‌تونی این کارو بکنی. تو هیچ مدرکی نداری.
‫- منظورت چیه مدرک؟

09:41.242 --> 09:44.481
‫تو بهم گفتی که نگران رابطهٔ بین خواهرت

09:44.482 --> 09:47.521
‫- و دخترش، نِسا، هستی. - من اونو بهت
‫- به صورت محرمانه گفتم لعنتی. - هی.

09:47.522 --> 09:49.921
‫اون خصوصی بود. اون حرفا غیررسمی بود، بول.

09:49.922 --> 09:51.961
‫چیزی به اسم غیررسمی وجود نداره.
‫- کون لقت.

09:51.962 --> 09:54.401
‫اوو، اوو، اوو، اوو، اوو، اوو. برو عقب!

09:54.402 --> 09:57.161
‫کیر توت! اون خواهر لعنتیمه! چه گهی بهش گفتی؟

09:57.162 --> 10:00.641
‫اون خواهر لعنتیمه! جکی، چی بهش گفتی؟!

10:00.642 --> 10:03.441
‫کون لقت، بول، کون لقت!

10:03.442 --> 10:07.401
‫جکی، چه گهی بهش گفتی؟! چه گهی...

10:21.562 --> 10:24.761
‫سلام. فقط منم و جکی الیس.
‫- خیلی خب، قربان.

10:24.762 --> 10:27.361
‫قبل از اینکه جزر و مد عوض بشه برمی‌گردیم.

10:44.762 --> 10:46.562
‫می‌خوام برم یه چیزی رو تحویل بدم، باشه؟

10:48.002 --> 10:50.002
‫تو ماشین بمون.

10:55.242 --> 10:57.241
‫سلام.

10:57.242 --> 10:59.921
‫آیرین، گوش کن، می‌تونی اِم، اینو سریع‌تر بررسی کنی؟

10:59.922 --> 11:02.721
‫فکر می‌کنیم این مو ممکنه مال دیلِن ریس باشه.

11:02.722 --> 11:05.561
‫اینو برات گرفتم و...

11:05.562 --> 11:08.001
‫بفرما.
‫- ممنون.
‫- قربانت.

11:08.002 --> 11:11.761
‫خبر دیگه‌ای از، اِم، دستکش‌هایی که تو مزرعه پیدا شد نیست؟

11:11.762 --> 11:15.161
‫با هیچ‌کدوم از الیافی که زیر ناخن‌های کِفین پیدا شد مطابقت نداشتن.

11:15.162 --> 11:18.521
‫باشه.
‫- جنس لاستیکشون یکی نبود.
‫- باشه.

11:18.522 --> 11:21.121
‫نِسا تامِن.

11:21.122 --> 11:22.842
‫باشه.

11:37.122 --> 11:41.081
‫جسد به شکل غیرطبیعی‌ای توسط زباله‌ها سالم مونده،

11:41.082 --> 11:42.841
‫مومیایی شده.

11:42.842 --> 11:46.121
‫تونستید بفهمید سوخته یا نه؟
‫آره. خیلی بد سوخته بود.

11:46.122 --> 11:48.161
‫شدید.

11:48.162 --> 11:50.001
‫احتمالاً به‌خاطر سمی بودن زباله‌ها.

11:50.002 --> 11:51.722
‫که پتانسیل کشنده بودن رو داره.

11:54.122 --> 11:56.082
‫اما این چیزی نبود که کشتش.

11:58.202 --> 12:00.721
‫ذرات خاک و پلاستیک تو ریه‌هاش بود.

12:00.722 --> 12:03.242
‫و کبودی تو بافت‌های پشت گردنش.

12:04.282 --> 12:06.361
‫خفه شده بود.

12:06.362 --> 12:11.762
‫انقدر فشار داده شده بود توی خاک تا نفسش بند بیاد.

12:14.922 --> 12:16.202
‫به قتل رسیده.

12:17.122 --> 12:19.122
‫و روشش بی‌شباهت به کِفین نبوده.

12:20.242 --> 12:24.201
‫پشت گردن کِفین هم کبودی ناشی از نگه داشته شدن وجود داشت،

12:24.202 --> 12:26.522
‫و این نشون‌دهندهٔ اندازهٔ دست مشابهیه.

12:47.602 --> 12:49.481
‫احتمالاً خیلی زود بعد از اینکه...

12:51.242 --> 12:53.202
‫الیس اینجا چیکار می‌کنه؟
‫اوه، لعنتی.

12:55.362 --> 12:57.681
‫چی شده؟
‫متأسفم، جکی.

12:57.682 --> 13:00.841
‫- چه بلایی سرش اومده؟
‫- می‌دونی که نمی‌تونم باهات راجع بهش حرف بزنم،

13:00.842 --> 13:03.521
‫ولی واقعاً متأسفم.
‫تو ماشین حرف می‌زنیم، باشه؟

13:03.522 --> 13:06.601
‫بیا تو ماشین یه گپی بزنیم. بیا.

13:06.602 --> 13:10.122
‫بیا. بریم تو ماشین.
‫مرسی، آیرین. ممنون.

13:19.082 --> 13:21.561
‫هی، بیا، قرار نیست تو اون پرونده رو نگاه کنی.

13:21.562 --> 13:24.722
‫باور کن، دلت نمی‌خواد چیزی که اون تو هست رو ببینی.

13:25.762 --> 13:28.122
‫هر چیزی که تو اون پرونده ببینی، دیگه نمی‌تونی فراموشش کنی.

13:32.602 --> 13:34.682
‫پس تو بگو چی توشه.

13:36.162 --> 13:39.442
‫تو مسئول پرونده نیستی. نمی‌تونم این کارو بکنم.

13:41.602 --> 13:44.721
‫ببین، من از وقتی نِسا گم شده هر شب کابوس می‌بینم.

13:44.722 --> 13:46.682
‫باید بدونم.

13:47.642 --> 13:49.921
‫بذار ببینم.

14:40.002 --> 14:42.082
‫چرا پیداش نکردیم، بول؟

14:44.762 --> 14:47.121
‫تمام این مدت اونجا بود.

14:47.122 --> 14:50.121
‫تمام این سال‌ها، زیر اون آشغالا دفن شده بود.

14:53.082 --> 14:55.161
‫کشته شده.

14:55.162 --> 14:57.521
‫توسط کسی که می‌شناسیمش کشته شده، کسی که همین‌جا زندگی می‌کنه.

14:57.522 --> 14:59.322
‫هنوز اینو نمی‌دونیم.
‫من می‌دونم.

15:00.282 --> 15:02.002
‫من می‌دونم.

15:05.842 --> 15:07.681
‫باید پیداشون کنیم، بول.

15:07.682 --> 15:10.042
‫باید این کارو بکنیم.

16:13.802 --> 16:15.961
‫کارتون با جستجو تموم شد؟ می‌تونیم برگردیم؟

16:15.962 --> 16:19.001
‫نه، نه. فقط اولش چند تا سؤال دارم که می‌خوام ازتون بپرسم.

16:19.002 --> 16:22.722
‫می‌شه لطفاً دربارهٔ وضعیت حساب‌کتاباتون بهم بگید؟

16:26.002 --> 16:28.481
‫چون پدرتون می‌گه که مزرعه تو شرایط خیلی بدیه.

16:28.482 --> 16:30.681
‫نه، اون اینو نگفت.

16:30.682 --> 16:32.522
‫بخاطر اینه که اون خبر نداره؟

16:33.402 --> 16:36.321
‫دلش می‌شکست، مگه نه؟ ببین، من می‌فهمم.

16:36.322 --> 16:38.641
‫ایدهٔ بدی هم نبود که داشتی.

16:38.642 --> 16:41.761
‫یه تیکه زمین رو بدی اجاره، یه پول تر و تمیز گیرت بیاد.

16:41.762 --> 16:44.081
‫زمان می‌گذره، علف سبز می‌شه...
‫اگه می‌خواید حرف بزنیم،

16:44.082 --> 16:46.681
‫باید بازداشتمون کنید، مثل کاری که با بابا کردید.

16:46.682 --> 16:49.161
‫پدرتون اعتراف کرده.
‫نه،

16:49.162 --> 16:53.242
‫- نکرده.
‫- پدرتون با میل خودش اعتراف کرده...

16:54.202 --> 16:56.561
‫...به دفن کردن نِسا تامِن.

16:56.562 --> 16:59.001
‫داری دروغ می‌گی.
‫و پسرهات،

16:59.002 --> 17:00.761
‫اونا دوشنبه‌شب ریختن تو خونهٔ گرت مورگان، مگه نه، بچه‌ها؟

17:00.762 --> 17:03.201
‫ها؟ به زور وارد شدن،

17:03.202 --> 17:05.561
‫جعبه‌ها رو زیر و رو کردن، و اونم آسیب دید.

17:05.562 --> 17:08.401
‫می‌شنوید چی می‌گم؟ آسیب دید.
‫حالا، این می‌تونه حمله و ضرب‌وجرح باشه.

17:08.402 --> 17:11.001
‫داشتن سوءپیشینه تو جوونی می‌تونه روی شانس‌تون تو زندگی تأثیر بذاره،

17:11.002 --> 17:14.761
‫این رو می‌دونید، مگه نه؟
‫پسرای ما هیچ کاری نکردن.

17:14.762 --> 17:17.881
‫اون «ام» مخفف چیه، ادی؟

17:17.882 --> 17:20.121
‫مارکه؟

17:20.122 --> 17:22.041
‫مایکل؟

17:22.042 --> 17:25.241
‫روی زبونهٔ کفشت که تو صحنهٔ جرم پیدا شد،

17:25.242 --> 17:28.601
‫نوشته بود «ای.ام. بِوان».

17:28.602 --> 17:30.881
‫پسرا قصد آسیب زدن نداشتن.

17:30.882 --> 17:33.321
‫پسرعموشون تازه مرده.

17:33.322 --> 17:35.121
‫اونا می‌خواستن...

17:35.122 --> 17:37.402
‫اونا...

17:38.562 --> 17:41.402
‫بهش بگو. بهش بگو.
‫من هیچی نمی‌گم.

17:41.426 --> 17:43.426
‫بیرون! حالا!

17:45.562 --> 17:47.841
‫بشینید. همین الان...

17:47.842 --> 17:50.401
‫بشین.

17:55.842 --> 17:57.961
‫ببین، گوش کنید.

17:57.962 --> 18:00.281
‫من با پسرات حرف می‌زنم ولی قرار نیست متهمشون کنم.

18:00.282 --> 18:03.441
‫باشه؟ اگه الان باهام حرف بزنی.

18:03.442 --> 18:06.121
‫قضیهٔ زباله‌ها به تنهایی کافی نیست که بندازتت زندان.

18:06.122 --> 18:08.121
‫فقط جریمه می‌شی، همین.

18:08.122 --> 18:12.121
‫ولی خواهر برادرات از زباله‌ها خبر داشتن، مگه نه؟

18:12.122 --> 18:16.121
‫و حالا پدرت هم می‌دونه که کار تو بوده که دفنشون کردی، مگه نه؟

18:16.122 --> 18:20.201
‫پدرم و من طرز فکرمون متفاوته.

18:20.202 --> 18:23.841
‫از نظر اون، زمین واسه کشاورزیه. ولی ما باید ازش پول دربیاریم.

18:23.842 --> 18:26.321
‫من پیمانکاری اون زمینا رو دادم،

18:26.322 --> 18:29.401
‫ولی کل قضیه رو سال‌ها پیش متوقف کردم.
‫- چند سال پیش؟

18:29.402 --> 18:31.161
‫دو؟ سه؟

18:31.162 --> 18:33.042
‫خب، دو سال بود یا سه سال؟

18:35.442 --> 18:38.281
‫آخه نمی‌فهمم چرا باید همچین چیزی رو متوقف کنی.

18:38.282 --> 18:40.081
‫مگر اینکه یه چیزی خراب شده باشه.

18:40.082 --> 18:42.041
‫مثلاً یه بچه افتاده باشه توش.

18:42.042 --> 18:45.681
‫من هیچی راجع به اون نمی‌دونستم.

18:45.682 --> 18:48.281
‫من هر روز درگیرش نبودم.

18:48.282 --> 18:51.201
‫همون‌طور که گفتم، من فقط زمین رو تأمین می‌کردم،

18:51.202 --> 18:54.041
‫- و همین.
‫- پس کی هر روز درگیرش بود،

18:54.042 --> 18:55.961
‫ها؟ آگوست آنتونوف بود؟

18:55.962 --> 18:57.841
‫نه.

18:57.842 --> 19:02.361
‫جای دیگه‌ای زباله دفن کردی؟
‫نه.

19:02.362 --> 19:04.481
‫همون‌طور که گفتم...

19:04.482 --> 19:07.802
‫سال‌ها پیش تمومش کردم.

19:40.562 --> 19:44.441
‫چقدر مجبور بودید...
‫نگهش دارید پایین؟

19:44.442 --> 19:47.202
‫فکر می‌کنم زمان قابل‌توجهی بوده باشه...

19:48.202 --> 19:50.081
‫...با توجه به کبودی پشت گردنش.

19:50.082 --> 19:53.322
‫تا استخون کبود شده بود.

19:57.362 --> 19:59.361
‫بازم هست.

19:59.362 --> 20:02.362
‫اونجا. و اونجا.

20:02.386 --> 20:04.386
‫خیلی متشکرم.

20:06.482 --> 20:09.601
‫شما همهٔ حقیقت رو به ما نگفتید، مگه نه، آقای بِوان؟

20:09.602 --> 20:11.402
‫ها؟

20:13.322 --> 20:16.442
‫وقتی دختره رو پیدا کردم، مرده بود.

20:17.482 --> 20:19.762
‫ولی به‌خاطر سوختگی نمرد.

20:21.122 --> 20:23.042
‫منظورم اینه که سوخته بود، همون‌طور که شما گفتید...

20:24.322 --> 20:27.042
‫...ولی اون‌طوری نمرد.
‫من نکشتمش.

20:28.762 --> 20:30.522
‫خفه شده بود.

20:32.002 --> 20:33.881
‫نگهش داشته بودن پایین.

20:33.882 --> 20:36.521
‫با صورت توی خاک.

20:36.522 --> 20:40.721
‫به همون روشی که نوهٔ کوچیکتون مرد،

20:40.722 --> 20:42.642
‫با صورت توی آب.

20:46.682 --> 20:48.642
‫می‌شه لطفاً دستاتون رو ببینم؟

20:49.642 --> 20:51.401
‫چی؟
‫دستاتون.

20:51.402 --> 20:53.642
‫می‌شه یه نگاهی به دستاتون بندازم؟

20:58.162 --> 21:01.721
‫اندازهٔ دست روی بدن هر دو تا بچه نشون‌دهندهٔ یه قاتل یکسانه،

21:01.722 --> 21:04.961
‫متوجهید؟
‫شما هر دو تا بچه رو کشتید؟

21:04.962 --> 21:06.961
‫نه.
‫شما نِسا تامِن رو کشتید؟

21:06.962 --> 21:09.561
‫- نه.
‫- می‌دونید که امروز با بچه‌هاتون صحبت کردم، مگه نه؟

21:09.562 --> 21:13.241
‫می‌دونید که نِد بوده که زمینتون رو واسه دفن زباله اجاره داده بود؟

21:13.242 --> 21:16.881
‫زمینای بکرتون رو تبدیل کرده به یه کوه زبالهٔ سمیِ کیری.

21:16.882 --> 21:19.401
‫اونی که دارید ازش محافظت می‌کنید اونه؟

21:19.402 --> 21:21.642
‫نِد نِسا تامِن رو کشت؟

21:22.602 --> 21:24.881
‫یا برین بود؟

21:24.882 --> 21:27.601
‫باید کار یکی از پسرها

21:27.602 --> 21:30.601
‫یا یکی از نوه‌ها بوده باشه.
‫نه، هیچ‌کدومشون دخالتی نداشتن.

21:30.602 --> 21:32.801
‫یه چیزی هست که من اصلاً نمی‌فهمم،

21:32.802 --> 21:35.401
‫درکش نمی‌کنم، اینه که چرا شما باید بخواید از کسی محافظت کنید

21:35.402 --> 21:38.921
‫که توانایی کشتن یه دختربچهٔ کوچیک رو داره.

21:38.922 --> 21:41.161
‫ببینید من اعترافم رو کردم.

21:41.162 --> 21:43.441
‫پس پای اعترافتون می‌مونید، نه؟

21:43.442 --> 21:46.401
‫اینکه شما نِسا تامِن رو به قتل رسوندید؟

21:46.402 --> 21:49.681
‫چی؟! نه.

21:49.682 --> 21:51.921
‫ممنون.

21:51.922 --> 21:53.642
‫شما آزادید برید.

21:54.602 --> 21:57.521
‫شما نِسا تامِن رو نکشتید. داشتید وقت کیریِ منو تلف می‌کردید.

21:57.522 --> 22:00.081
‫پس، لطفاً برید.

22:00.082 --> 22:03.282
‫همین الان!
‫از این اتاق کوفتی گم شید بیرون!

22:04.402 --> 22:07.962
‫مصاحبه ساعت ۳:۰۴ بعدازظهر تموم شد.

23:00.442 --> 23:02.162
‫سلام.

23:04.202 --> 23:06.161
‫اِم...

23:06.162 --> 23:08.082
‫می‌تونم بیام تو، نیش؟

24:23.682 --> 24:25.602
‫ممنون.

24:26.122 --> 24:30.242
‫گوه توش!

24:31.362 --> 24:33.121
‫ببخشید.
‫هی، هی، هی.

24:33.122 --> 24:35.161
‫خیلی متأسفم.

24:35.162 --> 24:38.321
‫لیدیا، متأسفم، متأسفم.

24:38.322 --> 24:41.001
‫اشکالی نداره.

24:58.242 --> 25:01.562
‫اوه، لیدیا، متأسفم. نباید میومدم.

25:03.242 --> 25:07.642
‫اگه می‌خوای اینجا باشی، بمون.
‫اگه می‌خوای بری، برو.

25:09.642 --> 25:11.362
‫می‌خوام تو رو ببینم.

25:19.162 --> 25:21.442
‫خب، اینجام.

25:23.282 --> 25:25.441
‫می‌خوام دوباره یه خونواده باشیم.

25:25.442 --> 25:28.961
‫این... این مهم نیست
‫که من چی می‌خوام. مهم نیست...

25:28.962 --> 25:32.721
‫ببین، هر فکری که راجع به من می‌کنی، من...
‫ما به‌خاطر نِسا اینجاییم، نه به‌خاطر تو.

25:32.722 --> 25:36.242
‫می‌دونم!
‫لیدز، ما اون تو بهت نیاز داریم.

25:37.762 --> 25:40.202
‫مامان دوست داره ادامه بدیم.

25:41.282 --> 25:43.482
‫پس... بیاید ادامه بدیم.

25:44.562 --> 25:47.641
‫میای، جک؟
‫شما برید.

25:47.642 --> 25:49.761
‫جکی، بیا.

25:53.162 --> 25:55.961
‫می‌دونم فکر می‌کنی من خودخواهم...
‫جکی... ولی نیستم.

25:55.962 --> 25:58.721
‫نیستم... به‌خاطر خودم اینجا نیستم، قول می‌دم. من...

25:58.722 --> 26:00.601
‫چرا نمی‌تونی نگاهم کنی؟

26:00.602 --> 26:02.642
‫چرا نگاهم نمی‌کنی؟

26:03.642 --> 26:08.962
‫من دوسش داشتم.

26:14.682 --> 26:17.881
‫حتماً خیلی ترسیده بوده...
‫جکی بیا، بریم بیرون. بیا.

26:17.882 --> 26:21.401
‫- خیلی کوچیک بود. - بیا بریم بیرون.
‫- بیا. - خیلی کوچیک بود.

26:21.402 --> 26:23.161
‫بابا، باهاش حرف بزن!

26:23.162 --> 26:25.962
‫بیا، جکی، بیرون.
‫فقط بگو... من که...

26:27.682 --> 26:30.241
‫هی، هی، هی.

26:30.242 --> 26:33.241
‫- باز داری الکل می‌خوری، قضیه اینه؟
‫- اوه، صیکتیر.

26:33.242 --> 26:35.762
‫حالا، فکر می‌کنی لیدیا
‫دلش می‌خواد این چیزا رو بشنوه؟

26:38.402 --> 26:40.362
‫فکر می‌کنی نیشا دلش می‌خواد؟

26:41.482 --> 26:43.481
‫اون بزرگ‌ترین حامی تو بوده.

26:43.482 --> 26:47.321
‫نه، دوباره شروع نمی‌کنیم.
‫هیچ‌کدوممون، جکی،

26:47.322 --> 26:49.081
‫خودتو جمع و جور کن.

26:49.082 --> 26:53.121
‫خانوادهٔ خودم باهام حرف نمی‌زنن، مک.

26:53.122 --> 26:54.961
‫خواهرم حتی نمی‌تونه نگاهم کنه.

26:54.962 --> 26:57.801
‫اونا دارن سعی می‌کنن بگذرن. دارن سعی می‌کنن فراموشش کنن.

26:57.802 --> 26:59.841
‫خب، من نمی‌تونم فراموشش کنم، باشه؟

26:59.842 --> 27:02.002
‫چون من توی گذشتهٔ کیری گیر کردم.

27:03.962 --> 27:05.802
‫من...

27:12.202 --> 27:14.201
‫نمی‌خوام برم.

27:33.402 --> 27:36.201
‫ولی به نظر میاد یکی از بدترین طوفان‌های چند دههٔ اخیر

27:36.202 --> 27:38.841
‫تا حدود ۴۸ ساعت دیگه به ساحل ما برخورد می‌کنه.

27:38.842 --> 27:42.441
‫همون‌طور که طوفان الک نزدیک می‌شه، جزر و مدهای خیلی شدیدی میاره...

27:48.802 --> 27:51.001
‫اینجا ساکته، نه؟
‫بقیه کجان؟

27:51.002 --> 27:52.761
‫به‌خاطر طوفانه؟
‫نه.

27:52.762 --> 27:55.681
‫مردم شنیدن که خانوادهٔ بِوان اینجان، مگه نه؟

27:55.682 --> 27:58.402
‫تموم عصر هیچ‌کی نیومده.

27:59.282 --> 28:01.841
‫بله!
‫- الو؟
‫- اوه، سلام، آیرین.

28:01.842 --> 28:04.601
‫صدامو می‌شنوی؟

28:04.602 --> 28:07.841
‫با تلفن ثابت بهت زنگ می‌زنم،
‫- الو؟

28:07.842 --> 28:09.801
‫می‌تونی صدامو بشنوی؟
‫- هموز اونجایی؟
‫- نه، نه،د

28:09.802 --> 28:12.281
‫صدات میاد. بگو.
‫- خلاصه رو بگو. - باشه.

28:12.282 --> 28:15.521
‫نمونه دی‌ان‌ای دیلن ریس با نمونه مویی که رو

28:15.522 --> 28:17.961
‫- لباس کِوین هیل پیدا شد، مطابقت داره.
‫- مطمئنی؟

28:17.962 --> 28:21.001
‫آره. مطمئنم.
‫همینو انتظار داشتی؟

28:21.002 --> 28:24.081
‫الو؟
‫می‌تونی... الو؟ آیرین؟

28:24.082 --> 28:26.042
‫گوه توش!

28:27.922 --> 28:29.642
‫روز خوبی بود؟

28:38.882 --> 28:41.242
‫نه. اریک.

28:45.042 --> 28:46.841
‫داری چیکار می‌کنی؟

28:46.842 --> 28:48.602
‫بس کن.

28:49.682 --> 28:51.402
‫بس کن.

28:54.522 --> 28:57.002
‫- دو سال پیش فرق می‌کردی.
‫- چهار سال پیش بود.

28:58.802 --> 29:01.482
‫و یادمه چون من خیلی اهل این‌جور کارا نیستم.

29:02.602 --> 29:04.362
‫منطقیه.

29:07.442 --> 29:09.281
‫اومدی اینجا فقط که مسخره‌م کنی؟

29:11.042 --> 29:12.882
‫آخه الان دارم سیگنال‌های
‫خیلی متناقضی می‌گیرم.

29:14.002 --> 29:15.322
‫کیر توش.

29:16.202 --> 29:18.761
‫وایسا. وایسا!

29:18.762 --> 29:22.081
‫وقتی یه افسر پلیس بهت
‫می‌گه وایسا، وایمیسی.

29:25.042 --> 29:27.361
‫الان کجا می‌رفتی؟ بگو!

29:27.362 --> 29:30.962
‫می‌رم خونه وسایلم رو بردارم.

29:32.042 --> 29:34.721
‫می‌خوان یه هشدار زودهنگام هواشناسی صادر کنن.

29:34.722 --> 29:36.561
‫پیامک‌هاش امشب ارسال می‌شه.

29:36.562 --> 29:40.081
‫به همه توصیه می‌کنه تخلیه کنن.
‫تخلیه کنن؟ ولی این ممکن نیست.

29:40.082 --> 29:43.042
‫ما تو یه مرحلهٔ حیاتی از تحقیقاتیم. خدای من.

29:44.042 --> 29:47.162
‫این طوفان اهمیتی به تو یا تحقیقاتت نمی‌ده.

30:28.922 --> 30:31.482
‫سلام، عزیزم.
‫چه خبره؟

30:33.202 --> 30:35.761
‫اونا، اِم...
‫دارن منو می‌برن.

30:35.762 --> 30:37.841
‫خب، تو نمی‌تونی بری. چرا؟

30:37.842 --> 30:40.281
‫دیشب یه هشدار صادر کردن.

30:40.282 --> 30:42.201
‫دستور تخلیه‌ست.

30:42.202 --> 30:45.641
‫همش چرت و پرته. ما قبلاً هم این کارو کردیم، و همیشه حالمون خوب بوده.

30:45.642 --> 30:48.721
‫موج قراره سه متر باشه، باد با سرعت ۸۰ مایل بر ساعت.

30:48.722 --> 30:52.401
‫متر؟ من با متر کار نمی‌کنم.
‫بابا، چرا سوار ماشین نمی‌شی؟

30:52.402 --> 30:55.041
‫باید با همین جزر و مد بریم. وقت زیادی نداریم.

30:55.042 --> 30:57.121
‫هوم.
‫به زودی می‌بینمت.

30:57.122 --> 30:58.882
‫آره.
‫همه چی درست می‌شه. آره، آره.

31:01.042 --> 31:04.482
‫گوش کن.
‫سعی کن راضیش کنی بیاد، باشه؟

31:05.562 --> 31:07.922
‫بیا.

31:12.042 --> 31:14.121
‫لیدیا، اِم،

31:14.122 --> 31:17.681
‫بابت دیروز واقعاً متأسفم، من... من...
‫- جکی، باید تمومش کنی.

31:17.682 --> 31:20.841
‫اوه، درک می‌کنم دِو، ولی...
‫- نه، نه.
‫درک نمی‌کنی. نه، نمی‌کنی.

31:20.842 --> 31:23.361
‫تمام جونمون رو می‌گیره که بتونیم ادامه بدیم.

31:23.362 --> 31:26.601
‫همه چیزمون رو.
‫پس ما نمی‌خوایم هیچ کاری...

31:26.602 --> 31:28.801
‫با تحقیقات یا هر کاری که تو می‌کنی داشته باشیم.

31:28.802 --> 31:32.881
‫کارایی که من می‌کردم واسه نِسا بود. و واسه تو.

31:32.882 --> 31:35.242
‫من نمی‌خواستم هیچ کاری بکنی، جکی.

31:36.602 --> 31:39.202
‫تنها چیزی که می‌خواستم این بود که خواهرم باشی.

31:41.442 --> 31:43.361
‫من هیچ نقشی تو بازداشتت نداشتم.

31:43.362 --> 31:45.321
‫اون... اون کاملاً کار بول بود.

31:45.322 --> 31:48.601
‫جکی، می‌دونم چی بهش گفتی.

31:48.602 --> 31:51.121
‫اینکه من کنترلم رو در برابر نِسا از دست می‌دادم.

31:51.122 --> 31:55.081
‫اینکه مرتب سرش داد و بیداد می‌کردم.

31:55.082 --> 31:59.241
‫ولی اینکه تو بگی فکر می‌کردی من تواناییش رو دارم...

31:59.242 --> 32:01.921
‫من همیشه سعی می‌کردم بی‌گناهیت رو ثابت کنم، لیدیا.

32:01.922 --> 32:04.121
‫من همیشه بی‌گناه بودم، جکی.

32:04.122 --> 32:06.202
‫نیازی نداشتم تو ثابتش کنی.

32:16.282 --> 32:18.041
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن، جکی، باشه؟

32:18.042 --> 32:21.361
‫فقط به خودت دروغ نگو که داری به‌خاطر من انجامش می‌دی.

32:42.322 --> 32:44.562
‫شب سختی داشتی؟
‫به تو چه.

32:45.522 --> 32:47.362
‫برو تو.

32:50.322 --> 32:52.722
‫سلام.

32:57.082 --> 32:59.242
‫تموم شب بیدار بود.

33:00.122 --> 33:01.881
‫کابوس می‌دید.

33:01.882 --> 33:04.442
‫مطمئن نیستیم چرا این اتفاقا میفته، مگه نه، پسر؟

33:05.962 --> 33:08.201
‫خب، بهترین دوستش مرده.

33:08.202 --> 33:10.282
‫لطفاً با من بیا بیرون.

33:12.002 --> 33:13.722
‫همین الان.

33:21.882 --> 33:24.522
‫مویی که با دی‌ان‌ای تو مطابقت داره روی جسد کِفین هیل پیدا شده.

33:25.442 --> 33:27.401
‫چی؟
‫آره. خب،

33:27.402 --> 33:30.761
‫گفتی ساعت ۴ از سانی‌ساید رفتی، رفتی «دِ شیپ»،

33:30.762 --> 33:34.282
‫ولی دیده شده که جلسهٔ شهر رو زود ترک کردی. کجا رفتی؟

33:35.842 --> 33:37.841
‫کلبه‌های ساحلی قدیمی.

33:37.842 --> 33:41.562
‫و کسی دیدت، نه؟
‫- کی؟
‫- جکی الیس.

33:42.682 --> 33:44.841
‫خب، اون تو اظهاراتش به این اشاره‌ای نکرد.

33:44.842 --> 33:47.961
‫نه. ولی اون تنها کسیه که می‌تونه ثابت کنه من کجا بودم.
‫خب،

33:47.962 --> 33:50.881
‫پس چرا بهش اشاره نکرده؟

33:57.922 --> 33:59.721
‫خودت می‌دونی، نه؟

33:59.722 --> 34:01.961
‫واسه یه کارآگاه...

34:01.962 --> 34:03.762
‫خیلی خنگی.

34:06.242 --> 34:08.122
‫منظورت چیه؟

34:12.162 --> 34:14.282
‫از خودش بپرس چرا نمی‌خواد کسی بدونه.

34:15.442 --> 34:17.802
‫چی؟
‫شما دو تا با هم بودید؟

34:19.522 --> 34:21.442
‫چند وقته این جریان ادامه داره؟

34:22.642 --> 34:24.401
‫حدود یه سال.

35:26.002 --> 35:28.161
‫اِم، رئیس. اطلاعات بیشتری راجع به آگوست گیر آوردم.

35:28.162 --> 35:30.481
‫داشته مقادیر زیادی پول نقد به رومانی می‌فرستاده.

35:30.482 --> 35:33.321
‫فکر می‌کردم بانک گفت هیچ
‫- سابقه‌ای از این کار وجود نداره؟
‫- آره، ندارن،

35:33.322 --> 35:36.441
‫ولی دوربین‌های مداربستهٔ چند تا صرافی رو چک کردم،

35:36.442 --> 35:39.162
‫و اون بیشتر از یه ساله که داره پول نقد واریز می‌کنه.

35:40.122 --> 35:42.121
‫می‌خوام ازش بازجویی کنم.
‫آره، باشه.

35:42.122 --> 35:44.761
‫اظهارات اولیهٔ دیلن کجاست؟
‫حالش چطور بود؟

35:44.762 --> 35:47.721
‫انگیزه‌ای نداشت.
‫خب، هنوز مطمئن نیستیم.

35:47.722 --> 35:49.561
‫منظورم اینه که،
‫ممکنه تو کار زباله‌ها دست داشته باشه،

35:49.562 --> 35:51.321
‫نمی‌خوای بیاریش اداره؟

35:51.322 --> 35:53.361
‫مدرکی داره که اونجا نبوده؟
‫ببین، پیگیری می‌کنم،

35:53.362 --> 35:56.801
‫باشه، ولی فقط یه تار مو بود. ممکنه
‫چند روز روی لباسش مونده باشه.

35:56.802 --> 35:59.801
‫برادرزادهٔ دیلن ریس
‫و کِفین هیل بهترین دوستای هم بودن.

35:59.802 --> 36:02.802
‫سرنخ محکميه، رئیس.

36:04.682 --> 36:07.441
‫ببین، فقط دست خالی از پیشِ آگوست برنگرد، باشه؟

36:07.442 --> 36:10.202
‫این طوفان فردا شب می‌رسه به خشکی. پس بجنب.

36:28.082 --> 36:30.322
‫یه چیزی هست
‫باید بهت نشون بدم.

36:37.722 --> 36:41.601
‫یه نقاشیه که نِسا
‫سه روز قبل از مرگش کشیده.

36:41.602 --> 36:45.361
‫عکس یه مرده تو لباس محافظ.
‫این چیزی نیست که از خودش درآورده باشه.

36:45.362 --> 36:47.481
‫این کسیه که می‌شناختتش یا دیده بودتش.

36:47.482 --> 36:49.482
‫و من باید بدونم اون کیه.

36:50.922 --> 36:53.121
‫تو به کارآگاه بول گفتی که

36:53.122 --> 36:56.041
‫بدن نِسا بدجور سوخته بوده،
‫ولی تو از کجا اینو می‌دونستی؟

36:56.042 --> 36:58.362
‫مگه اینکه با کسی که
‫کشتتش حرف زده باشی.

36:59.282 --> 37:01.282
‫سلیمان، کار کی بود؟

37:02.242 --> 37:04.001
‫می‌دونم چه حسی داره،

37:04.002 --> 37:09.041
‫که مجبور شی فکر کنی کسی که دوستش داری
‫ممکنه قاتل باشه.

37:09.042 --> 37:11.641
‫آره، خب من مثل تو نیستم، مگه نه؟

37:11.642 --> 37:14.641
‫من هیچ‌وقت قبول نمی‌کنم کسی
‫از خونوادم بتونه

37:14.642 --> 37:17.481
‫همچین کاری بکنه.
‫ولی دارم تو چشمات می‌بینمش.

37:17.482 --> 37:19.401
‫شک رو.

37:19.402 --> 37:22.201
‫اوه، می‌تونی تو چشمام بخونیش، آره؟

37:22.202 --> 37:24.962
‫فقط چون دوستشون داری،
‫دلیل نمی‌شه که نتونن همچین کاری بکنن.

37:26.762 --> 37:28.482
‫چطور جرئت می‌کنی؟

37:29.442 --> 37:32.641
‫می‌دونی، من...
‫شاید تو زندگیم اشتباهاتی کرده باشم،

37:32.642 --> 37:36.561
‫ولی هیچ‌وقت به خونوادهٔ خودم
‫پشت نکردم و نمی‌کنم.

37:36.562 --> 37:39.641
‫حالا برو بیرون، باشه؟
‫برو بیرون، یالا، برو بیرون!

37:39.642 --> 37:41.801
‫قبل از اینکه کاری بکنم که پشیمون بشم.

38:18.362 --> 38:20.242
‫کارآگاه دِنگ هستم.

38:36.362 --> 38:38.562
‫می‌خوام راجع به پولی که می‌فرستی خونه
‫ازت بپرسم.

38:39.482 --> 38:41.242
‫پول؟

38:42.162 --> 38:44.121
‫از اداره پست
‫توی سرزمین اصلی.

38:44.122 --> 38:46.041
‫اوهوم.
‫و از وسترن یونیون.

38:46.042 --> 38:48.241
‫توی دوربین‌های مداربسته‌شون دیدمت.

38:48.242 --> 38:50.242
‫می‌ری اونجا که پول نقد بفرستی خونه،
‫مگه نه؟

38:51.442 --> 38:53.122
‫نمی‌فهمم.

38:57.082 --> 38:58.841
‫می‌دونی، مامانِ منم اهل چینه

38:58.842 --> 39:00.962
‫و همیشه وانمود می‌کنه
‫حرف بقیه رو نمی‌فهمه.

39:05.202 --> 39:07.082
‫بهت افتخار می‌کنه؟

39:10.602 --> 39:12.402
‫من اومدم راجع به پول حرف بزنم.

39:14.402 --> 39:16.241
‫اگه باهام حرف نزنی،

39:16.242 --> 39:19.242
‫می‌تونم بازداشتت کنم و می‌تونیم تو اداره
‫حرف بزنیم.

39:20.122 --> 39:23.322
‫فقط سعی دارم بشناسمت.

39:24.522 --> 39:27.481
‫تو می‌خوای منو بشناسی.
‫من می‌خوام تو رو بشناسم.

39:27.482 --> 39:30.121
‫حدس می‌زنم یا حق‌السکوته
‫یا داری باج می‌دی.

39:30.122 --> 39:31.842
‫درسته؟

39:39.522 --> 39:41.242
‫خیلی خب، باشه.

39:43.562 --> 39:45.282
‫مادرم...

39:46.162 --> 39:48.322
‫...اون از پلیس خوشش نمیاد.

39:50.442 --> 39:52.282
‫فکر می‌کنه نباید عضو پلیس می‌شدم.

39:55.042 --> 39:57.282
‫سعی می‌کنم براش توضیح بدم چیکار می‌کنم ولی...

39:59.682 --> 40:01.521
‫...نه...

40:01.522 --> 40:03.322
‫فکر نمی‌کنم بهم افتخار کنه.

40:04.442 --> 40:06.882
‫چطوری براش توضیح می‌دی؟

40:08.762 --> 40:12.162
‫بهش می‌گم کارم اینه که حقیقت رو پیدا کنم
‫تا بتونم از مردم محافظت کنم.

40:16.322 --> 40:18.081
‫آدمایی مثل تو...

40:18.082 --> 40:19.882
‫که ممکنه دارن ازشون اخاذی می‌کنن.

40:24.202 --> 40:26.722
‫فکر می‌کنم آدم خوبی هستی.

40:27.962 --> 40:29.802
‫آدم بااخلاقی هستی.

40:31.082 --> 40:33.682
‫فکر می‌کنم مادرت
‫باید خیلی بهت افتخار کنه.

40:35.402 --> 40:37.402
‫مادر خودت چطور؟

40:43.282 --> 40:45.882
‫فکر کنم داره از درون می‌خورتت،
‫نه؟

40:46.842 --> 40:49.721
‫تو هر چی که خودتو قاطی کردی...

40:49.722 --> 40:51.841
‫...باهام حرف بزن.
‫«حرف بزن.»

40:51.842 --> 40:53.802
‫می‌تونم حرف بزنم.

40:54.842 --> 40:58.602
‫حرف زدن آسونه. عمل کردن سخته.

41:00.762 --> 41:03.081
‫اگه حقیقت رو بهت بگم...

41:03.082 --> 41:05.282
‫باید عمل کنی.

41:06.202 --> 41:08.122
‫باید اقدام کنم.
‫آره!

41:09.642 --> 41:12.361
‫زبالهٔ بیشتری داره میاد
‫به مورفا.

41:12.362 --> 41:15.041
‫سعی کردم بفهمم کجا، ولی...

41:15.042 --> 41:19.401
‫یه کامیون هست که موقع جزر میاد.
‫هر پنجشنبه.

41:19.402 --> 41:21.201
‫یه کامیون؟
‫آره.

41:21.202 --> 41:23.801
‫چه جور کامیونی؟
‫راننده‌ش کیه؟

41:23.802 --> 41:25.562
‫نمی‌تونم بگم.

41:28.642 --> 41:31.081
‫امروز کنار گذرگاه منتظر بمون.

41:31.082 --> 41:32.922
‫خودت می‌بینی.

41:55.162 --> 41:58.521
‫آگوست گفت کی راننده کامیون بود؟
‫سانی رِی بود؟

41:58.522 --> 42:00.841
‫چون شب مرگ کِفین
‫دیدمش.

42:00.842 --> 42:03.281
‫نتونستم چیز بیشتری
‫- از زیر زبونش بکشم بیرون.
‫- باشه.

42:03.282 --> 42:06.161
‫ف-فکر کنم از یکی می‌ترسه.

42:06.162 --> 42:09.162
‫آه، خب، به زودی می‌فهمیم،
‫وقتی کامیونه پیداش بشه.

42:11.242 --> 42:13.002
‫می‌تونیم راجع به الیس حرف بزنیم؟

42:15.242 --> 42:18.521
‫می‌دونم وقتی رفتی گزارش پزشکی قانونی رو بگیری،
‫با خودت برده بودیش.

42:18.522 --> 42:20.441
‫الیس می‌تونه کمک کنه.

42:20.442 --> 42:22.601
‫خب؟

42:22.602 --> 42:24.682
‫پرونده رو هم ندید.

42:27.402 --> 42:29.242
‫گزارشت رو رد نمی‌کنم.

42:32.802 --> 42:35.482
‫می‌فهمم که قضیه پیچیده‌ست،
‫فقط همینو می‌گم.

42:39.722 --> 42:41.641
‫یه کم پیش دیدم داشت از مزرعه می‌رفت.

42:41.642 --> 42:44.242
‫کِی؟
‫درست قبل از اینکه با آگوست حرف بزنم.

42:48.202 --> 42:50.402
‫همون‌جا بمون. منتظر کامیون باش.

43:21.962 --> 43:23.682
‫جکی؟

43:32.162 --> 43:34.922
‫تو رو خدا، جکی، بذار بیام تو.
‫می‌دونم اون تویی.

43:38.922 --> 43:40.762
‫گوه توش! آخ.

43:53.322 --> 43:55.402
‫این همه وسایل چیه؟

43:57.522 --> 43:59.802
‫گندش بزنن.

44:01.442 --> 44:03.202
‫اینا مال پرونده‌ست.

44:04.522 --> 44:07.122
‫اینا رو باید پس بدی. همین الان.

44:09.602 --> 44:12.361
‫داری خونریزی می‌کنی.
‫آره.

44:12.362 --> 44:14.681
‫فقط یه خورده شیشه رفته تو پام.

44:14.682 --> 44:17.321
‫بذار ببینم. بیا بشین.
‫- خوبه.
‫- بیا بشین.

44:17.322 --> 44:19.202
‫یه نگاهی بهش می‌ندازم. بیا.

44:23.762 --> 44:25.602
‫چیزی نیست. من فقط...

44:26.882 --> 44:28.762
‫بیا اینور. بیا.

44:32.402 --> 44:34.281
‫آخ.

44:49.202 --> 44:51.161
‫قرار بود آب پایین باشه.
‫می‌دونم.

44:51.162 --> 44:54.161
‫حدود یه ساعت پیش.
‫آب پایین نمی‌ره.

44:54.162 --> 44:55.922
‫کاملاً گیر افتادیم.

45:07.842 --> 45:10.281
‫هیچ‌وقت دست از تحقیق برنداشتی،
‫نه؟

45:10.282 --> 45:12.281
‫چرا، برداشتم.

45:12.282 --> 45:14.362
‫فقط دوباره شروع کردم، همین.

45:15.882 --> 45:19.121
‫صبر کن.

45:19.122 --> 45:21.002
‫ممنون.

45:23.922 --> 45:25.601
‫دِنگ.

45:25.602 --> 45:27.521
‫گذرگاه قطع شده.

45:27.522 --> 45:29.322
‫هیچ‌کس نمی‌تونه بیاد یا بره.

45:30.362 --> 45:32.321
‫به‌خاطر خیزاب طوفانه.

45:32.322 --> 45:34.361
‫رسید اینجا.
‫گوه توش.

45:34.362 --> 45:36.321
‫می‌رم ببینم آگوست خونه‌ست یا نه.

45:36.322 --> 45:38.641
‫باشه. باید پیداش کنیم.

45:38.642 --> 45:40.401
‫من می‌رم سمتِ «دِ شیپ».

45:40.402 --> 45:42.442
‫ببینم اونجا پیداش می‌کنم.
‫باشه؟

45:43.922 --> 45:45.762
‫بول؟

45:52.122 --> 45:54.522
‫می‌تونم باهات بیام؟

46:02.082 --> 46:04.082
‫کارِ دیلنه، نه؟ دیلن ریس.

46:05.042 --> 46:06.802
‫پدره اونه.

46:08.082 --> 46:09.962
‫خودش بهم گفت.

46:11.602 --> 46:13.801
‫چی؟
‫خب، منظورم اینه که،

46:13.802 --> 46:16.881
‫بهم گفت که
‫شما با هم می‌خوابیدین.

46:16.882 --> 46:18.801
‫و منم، اِم،

46:18.802 --> 46:20.722
‫می‌دونی، دو دو تا چهار تا کردم.

46:32.162 --> 46:35.081
‫دیدم دِنگ رفت دم خونه‌ش.

46:35.082 --> 46:38.121
‫اوه، اون چیزی نبود، نه،
‫فقط واسه این بود که، اِم...

46:38.122 --> 46:40.481
‫- ...یه چیزی رو تأیید کنه.
‫- واقعاً؟

46:40.482 --> 46:43.362
‫همه که مظنون نیستن، جکی.

46:51.522 --> 46:53.721
‫یادته وقتی بهت گفتم...

46:53.722 --> 46:56.962
‫وقتی بهت گفتم لیدیا
‫کنترالش رو جلو نِسا از دست می‌داد؟

47:00.082 --> 47:02.522
‫اوه، من می‌خواستم بهم بگی
‫که دیوونه شدم.

47:03.762 --> 47:06.241
‫می‌خواستم بگی خبری نیست،
‫که البته،

47:06.242 --> 47:09.241
‫اون هیچ ربطی به ماجرا نداره.
‫خب اگه اینو می‌خواستی،

47:09.242 --> 47:12.282
‫باید به یه دوست می‌گفتی،
‫نه یه افسر پلیس.

47:13.442 --> 47:15.402
‫فکر می‌کردم دوستم بودی.

47:19.002 --> 47:20.922
‫خب، من تو رو از دست دادم، مگه نه؟

47:27.722 --> 47:29.882
‫بول.

47:30.922 --> 47:33.802
‫انصاف نبود
‫که اون‌قدر ازت عصبانی باشم.

47:36.122 --> 47:38.682
‫تو اون هیر و ویر،
‫من بودم که بهش شک کردم.

47:41.762 --> 47:45.482
‫دارم سعی می‌کنم عذرخواهی کنم.
‫می‌دونم، آره.

47:46.642 --> 47:48.642
‫و چی...
‫دوست داری چی بگم؟

47:52.362 --> 47:54.962
‫که تو هم اشتباه کردی.

48:13.402 --> 48:15.122
‫وقتی جوون بودم، من، اِم...

48:16.442 --> 48:19.242
‫...تنها دوست دیگه‌ای که داشتم رو هم
‫از دست دادم، می‌دونی؟

48:20.402 --> 48:22.242
‫اون، اِم...

48:25.162 --> 48:28.361
‫اون مُرد. فقط... سنش کم بود...

48:28.362 --> 48:30.442
‫فقط بچه بودیم.

48:31.722 --> 48:34.561
‫هیچ‌وقت بهم نگفته بودی.
‫آره. آره، خب،

48:34.562 --> 48:37.002
‫اون موقع هم اشتباه کردم.

49:01.562 --> 49:03.481
‫اگه قراره این طوفان دخلمون رو بیاره،

49:03.482 --> 49:05.241
‫همه‌مون با هم غرق می‌شیم.

49:05.242 --> 49:08.641
‫چی می‌خوری؟
‫واسه من هیچی، نه.

49:08.642 --> 49:12.562
‫آگوست اومده؟
‫معمولاً این موقع‌ها اینجاست.

49:16.362 --> 49:18.922
‫زود بیاید! زود!

49:25.242 --> 49:27.762
‫اونجاست!

49:29.021 --> 49:32.021
Amir Luminox ترجمه از

49:32.051 --> 49:37.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

49:37.051 --> 49:47.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
