WEBVTT

00:11.221 --> 00:14.501
‫الان دیگه باید با فکرِ رفتن از اینجا کنار بیاید.

00:14.541 --> 00:16.221
‫کلِ این شهر قراره بره زیرِ آب.

00:16.251 --> 00:18.781
‫ما دیوار رو می‌سازیم، دیوار رو تموم می‌کنیم

00:18.821 --> 00:20.741
‫و همین دیوار از شهر محافظت می‌کنه.

00:25.061 --> 00:28.301
‫خیلی متأسفم که باید این رو بهتون بگم...

00:28.341 --> 00:29.821
‫ولی همین الآن «کفین» رو پیدا کردم.

00:31.181 --> 00:33.301
‫توی یه کانالِ فاضلاب پیداش کردم.

00:33.341 --> 00:35.661
‫فکر کنم غرق شده، «شِل».

00:36.741 --> 00:39.381
‫نذار این اتفاق دوباره تو رو یادِ اون قضایا بندازه، «جکی».

00:40.021 --> 00:43.941
‫- «نسا تامانه»؟
‫- نه. مذکر.

00:44.701 --> 00:48.021
‫«کفین» صمیمی‌ترین دوستمه. تو دیروز بعد از مدرسه پیشش بودی؟

00:48.741 --> 00:51.741
‫- بودی؟ بعد از مدرسه؟
‫- تو آدمِ مناسبی واسه این کار نیستی.

00:51.781 --> 00:54.861
‫تو با اون بازجویی‌ت همین الانش هم یه خونواده رو نابود کردی.

00:54.901 --> 00:56.901
‫- حروم‌زاده!
‫- «دیلان»، تمومش کن!

00:56.941 --> 00:59.221
‫- تو هیچ‌وقت نباید اداره رو ول می‌کردی.
‫- شریکم،

00:59.261 --> 01:03.061
‫کسی که کلِ زندگیم رو بهش اعتماد داشتم،
‫وقتی بهم خیانت کرد همه‌چی رو به گا داد.

01:03.101 --> 01:08.181
‫نمونه‌ی آب، آبِ دریاست. ولی آبی که توی ریه‌هاشه آبِ شیرینه.

01:08.221 --> 01:10.261
‫اون کانال جایی نیست که «کفین» توش مرده باشه.

01:32.301 --> 01:36.581
‫خب، شنیدم یه نظریاتی در موردِ بچه‌ها داری، «اوشان».

01:39.141 --> 01:41.141
‫نباید بچه‌دار شد.

01:42.661 --> 01:46.661
‫بچه‌دار شدن بشریت رو محکوم به یه آینده‌ی جهنمی می‌کنه.

01:52.771 --> 01:56.981
‫باشه. می‌شه لطفاً بهم بگی روزِ پنج‌شنبه،

01:57.021 --> 01:58.821
‫بعد از اون اتفاقی که توی زمینِ بازی افتاد، کجا بودی؟

02:02.421 --> 02:04.021
‫من اینجا بودم.

02:05.301 --> 02:07.621
‫منم تمامِ روز همین‌جا بودم.

02:07.661 --> 02:11.861
‫خیلی‌ها برادرم رو دیدن، یعنی «گت مورگانِ» شورا رو.

02:13.581 --> 02:17.061
‫فکر می‌کنی بلایی که سرِ «نسا» اومد هم همین بود؟

02:19.341 --> 02:21.621
‫ما هنوز نمی‌دونیم این «بلا» دقیقاً چیه.

02:22.621 --> 02:25.381
‫چون همه دارن از خودشون می‌پرسن که آیا باید نگرانِ این باشیم

02:25.421 --> 02:27.861
‫که یکی از خودمون از پسِ همچین کاری برمی‌آد یا نه.

02:29.421 --> 02:32.501
‫تو فکر می‌کنی یکی از شماها واقعاً عرضه انجامِ همچین کاری رو داره؟

02:34.341 --> 02:36.341
‫اوه، فکر کنم همه‌مون داریم.

02:37.461 --> 02:41.701
‫اگه شرایطش جور باشه، هر کسی از پسِ هر کاری برمی‌آد.

02:44.861 --> 02:48.221
‫ولی من به شخصه بیشتر نگرانِ فروچاله‌ها هستم.

02:48.261 --> 02:50.261
‫اونا چیزایی‌ان که باید حواست بهشون باشه.

02:56.021 --> 03:01.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:59.721 --> 03:02.480
‫♪  شب بعد از غم ♪

03:01.045 --> 03:06.045
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

03:02.481 --> 03:05.560
‫♪ تو آواز منی ♪

03:05.561 --> 03:08.360
‫♪ تارها به هم می‌خورن ♪

03:08.361 --> 03:11.161
‫♪ ما از هم پاشیدیم ♪

03:11.961 --> 03:14.840
‫♪ آب‌ها رو تیره کن ♪

03:14.841 --> 03:18.280
‫♪ پشیمونی‌ها رو عمیق ♪

03:18.281 --> 03:20.640
‫♪ بهتره که یادت بمونه ♪

03:20.641 --> 03:23.481
‫♪ یا بهتره که فراموش کنی. ♪

03:36.821 --> 03:40.821
« زیـــرِ مـــردابِ نـــمـــک »

04:10.661 --> 04:13.461
‫به این زودیا قصد نداری تمومش کنی؟
‫همه‌مون داریم فکر می‌کنیم...

04:13.501 --> 04:17.021
‫- انگار فعلاً تموم نمی‌شه، نه؟
‫- این شهر خیلی سختی کشیده.

04:17.061 --> 04:19.461
‫یادت هست؟
‫امیدوار بودیم دیگه ریختت رو نبینیم.

04:24.581 --> 04:27.821
‫خب، دکوراسیونِ داخلی دیگه بسه، مرسی.

04:27.861 --> 04:31.501
‫راه بیفتیم. کارآگاه «دِنگ»، می‌شه لطفاً ارائه بدی؟ نوبتِ منه؟

04:45.461 --> 04:47.541
‫اوه.
‫سلام جکی.

04:47.581 --> 04:51.781
‫من فقط...
‫می‌خواستم ببینم حالِ «جیمز» چطوره.

04:52.581 --> 04:54.341
‫از پا دراومده.

04:54.381 --> 04:56.581
‫می‌دونی که...
‫تمامِ شب کابوس می‌دید.

04:57.621 --> 04:59.821
‫برادرم اومده تا حواسش رو پرت کنه.

05:01.341 --> 05:03.141
‫بیا تو.

05:05.341 --> 05:09.341
‫«کفین هیل» ساعت ۳:۳۰ همراهِ «جیمز ریس» از مدرسه خارج شد.

05:09.381 --> 05:13.501
‫مسیرِ همیشگی‌شون تا سرِ نبشه، همون‌جا از هم جدا می‌شن.

05:13.541 --> 05:16.261
‫شاهدهایی داریم که می‌گن اونا از درِ مدرسه به سمتِ این نبش رفتن

05:16.301 --> 05:20.221
‫ولی هیچ شاهدی نیست که بعد از اون دیده باشدشون.

05:20.261 --> 05:22.861
‫ساعت پنج، «جیمز ریس» برگشت خونه.

05:22.901 --> 05:26.941
‫جنازه‌ی «کفین» ساعت ۷:۳۰ شب توی یه کانال پیدا شد.

05:26.981 --> 05:28.861
‫جنازه سالم بود ولی یه جفت چکمه‌ی لاستیکیِ آبی،

05:28.901 --> 05:32.461
‫سایزِ دو، پاش نبود.

05:32.501 --> 05:37.581
‫حالا نکته اینجاست که توی کانال آبِ شور بود ولی اون توی آبِ شیرین غرق شده،

05:37.621 --> 05:39.301
‫پس می‌دونیم جنازه جابه‌جا شده.

05:40.061 --> 05:43.341
‫احتمال می‌دیم از مسیرِ پیاده رو آوردنش.

05:43.381 --> 05:47.301
‫- هیچ دوربینِ مداربسته‌ای نداریم...
‫- چیزی که نداریم، محلِ اصلیِ وقوعِ جُرمه.

05:48.781 --> 05:52.301
‫و زمانِ خیلی کمی داریم تا هر مدرکِ جرم‌شناسی‌ای که می‌شه

05:52.341 --> 05:55.301
‫- از کسی که جنازه رو جابه‌جا کرده پیدا کنیم.
‫- اون ردِ دست رو لبه‌ی کانال داریم.

05:55.341 --> 05:57.381
‫که ناقص و نامشخصه.

05:57.421 --> 06:00.061
‫ببینید، بزرگ‌ترین سرنخِ ما هنوز همون آبِ شیرینه، افتاد؟

06:00.101 --> 06:03.221
‫این شاملِ آبشخورِ گوسفندا، مخزن‌های آب، حوض‌های تزئینی،

06:03.261 --> 06:05.701
‫استخرهای باغچه و هر چیزی می‌شه که بشه با شیلنگ پُرش کرد.

06:05.741 --> 06:08.101
‫حالا، چون بعد از مدرسه کسی اونا رو ندیده،

06:08.141 --> 06:10.261
‫پس احتمالاً یه جای پرت بودن.

06:10.301 --> 06:13.381
‫خب، این مسیرِ پیاده رو از شهر و از وسطِ مرداب رد می‌شه

06:13.421 --> 06:17.661
‫و می‌رسه به محله‌ی «جزیره‌ی عنکبوت» توی این منطقه‌ی جزر و مدیِ پهناور.

06:17.701 --> 06:21.821
‫مزرعه‌ی «سلیمان بوان» هم هست، یعنی پدربزرگِ «کفین».

06:21.861 --> 06:24.141
‫و بعدش هم اینجا، «کوید مور» رو داریم.

06:26.781 --> 06:30.061
‫یعنی همون جنگلی که «نسا تامان» توش ناپدید شد.

06:33.171 --> 06:36.171
‫اگه مدرکی پیدا کنیم که اینا رو به هم ربط بده، ربطشون می‌دیم.

06:37.701 --> 06:40.261
‫ولی تا اون موقع، می‌شه لطفاً فقط روی این تمرکز کنیم

06:40.301 --> 06:42.261
‫که «کفین هیل» چطوری مُرد و کی دست داشته؟

06:42.301 --> 06:45.821
‫آخرهفته‌ست، بهترین وقت واسه پرس‌وجو و دید و بازدیده. بیاید شروع کنیم.

06:45.861 --> 06:48.101
‫ممنون. «دِنگ»؟ «دِنگ»؟

06:48.141 --> 06:50.421
‫آره، آره.
‫برادرزاده یا خواهرزاده داری؟

06:50.461 --> 06:52.781
‫آره، یه برادرزاده دارم، دو سالشه.
‫باشه.

06:52.821 --> 06:54.901
‫تو می‌ری سراغِ بازجوییِ «جیمز ریس».

06:54.941 --> 06:57.341
‫منم می‌رم آمارِ اون خطِ لوله رو دربیارم.

06:59.021 --> 07:00.301
‫حله.

07:16.141 --> 07:19.181
‫تمامِ روز رو قراره تلویزیون ببینیم، مگه نه پسر؟

07:26.021 --> 07:27.941
‫«جیمز»، می‌تونم یه چیزی نشونت بدم؟

07:29.261 --> 07:31.261
‫بیا، یه لحظه نگهش دار.

07:32.061 --> 07:34.101
‫این...

07:36.141 --> 07:38.061
‫..یه چیزیه که «کفین» کشیده.

07:43.381 --> 07:45.781
‫می‌دونی این چیه؟

07:45.821 --> 07:47.781
‫این مردِ زنبوریه.

07:49.821 --> 07:51.581
‫ببین. تقریباً خوب شده.

07:52.821 --> 07:55.061
‫خوبه. خوشحالم.

07:56.821 --> 07:58.781
‫مردِ زنبوری؟

08:00.421 --> 08:02.141
‫اسمی هم داره؟

08:02.941 --> 08:04.581
‫«کیرن».

08:08.781 --> 08:11.181
‫«کیرن بنبو»؟

08:11.221 --> 08:12.981
‫فکر کنم.

08:16.181 --> 08:19.621
‫«کفین» می‌شناختش؟ واسه تولدِ «کفین» بهش کادو داد.

08:20.661 --> 08:23.141
‫کادو؟

08:30.021 --> 08:32.021
‫«جیمز»...

08:33.021 --> 08:35.901
‫..تو و «کفین»، روزِ پنج‌شنبه بعد از مدرسه پیشِ «کیرن» بودید؟

08:36.741 --> 08:38.741
‫داری ازش بازجویی می‌کنی؟

08:39.661 --> 08:41.781
‫اگه مهم نبود نمی‌پرسیدم.

08:42.811 --> 08:44.341
‫واسه کی؟

08:45.221 --> 08:47.221
‫واسه کی مهمه؟

08:47.261 --> 08:49.101
‫بیا اینجا. بدو بیا.

08:55.261 --> 08:58.421
‫اون «کیرن» رو از کجا می‌شناسه؟ چرا داره می‌ره «جزیره‌ی عنکبوت»؟

08:58.461 --> 09:00.981
‫- چرا گذاشتی همچین کاری بکنه
‫- آروم باش «جکی».

09:02.821 --> 09:06.221
‫«کیرن بنبو» یکی از مظنون‌های ناپدید شدنِ «نسا» بود، «دیلان».

09:07.381 --> 09:10.141
‫اون مالِ سال‌ها پیشه. من می‌رم باهاش حرف می‌زنم.

09:11.061 --> 09:14.541
‫- «جکی»، بی‌خیال، این کار رو نکن.
‫- به ذهنت نرسیده

09:14.581 --> 09:17.781
‫بلایی که سرِ «کفین» اومده ممکنه به «نسا» ربط داشته باشه؟

09:33.701 --> 09:36.381
‫من هیچی در موردش نمی‌دونم. مالِ شورا نیست.

09:36.421 --> 09:38.421
‫خب، پس این خطِ لوله مالِ کیه؟

09:38.461 --> 09:41.221
‫اگه از اون بالا میاد، پس لابد مالِ «جزیره‌ی عنکبوته».

09:42.101 --> 09:44.461
‫- اون بالا؟
‫- هی، هی، هی، وایسا، وایسا، وایسا.

09:44.501 --> 09:46.501
‫- چی شده؟
‫- اونجا رو ببین.

09:46.541 --> 09:48.101
‫- کجا؟
‫- اونجا، نگاه کن.

09:48.941 --> 09:50.661
‫- تخم‌های پرنده‌ی «آبچلیک».
‫- اوه، آره.

09:50.701 --> 09:54.221
‫عجیبه. اونا نباید توی ماهِ اکتبر لونه‌سازی کنن.

09:56.581 --> 09:58.101
‫ام...

09:59.901 --> 10:02.861
‫افسرهات که نمی‌خوان کلِ اینجا رو قرق کنن، می‌خوان؟

10:02.901 --> 10:05.301
‫آخه اینجا کلی پرنده‌ی مردابیِ کمیاب هست.

10:05.341 --> 10:08.021
‫بهشون می‌گم مراقب باشن. خب فکر می‌کنی

10:08.061 --> 10:09.821
‫این خطِ لوله چند وقته اینجاست؟

10:09.861 --> 10:13.341
‫می‌گم شاید دو هفته‌ای بشه، وگرنه تا الان دیده بودمش.

10:13.381 --> 10:15.781
‫خونه‌های «جزیره‌ی عنکبوت» وضعیتشون خیلی لرزان و داغونه،

10:15.821 --> 10:17.621
‫جزر و مد هم خیلی زیاد بوده، واسه

10:17.661 --> 10:19.661
‫همین فکر کنم اون لوله رو کار گذاشتن.

10:21.221 --> 10:22.941
‫همه‌ی اینا، آره.

10:22.981 --> 10:24.981
‫همه‌ی اینا به‌زودی می‌ره زیرِ آب.

10:26.741 --> 10:29.501
‫اون توده‌ی هوایی توی خلیجِ مکزیک چه خبره؟

10:29.541 --> 10:31.541
‫خب، غیرقابلِ پیش‌بینیه.

10:31.581 --> 10:34.101
‫یه لحظه شبیه یه افتِ فشارِ
‫گرمسیریِ عادیه، همه‌چی نرماله،

10:34.141 --> 10:37.101
‫ولی لحظه‌ی بعد می‌بینی تبدیل شده به یه
‫طوفانِ تمام‌عیار با بادهایی که سرعتشون ۲۰۰ کیلومتره.

10:37.141 --> 10:39.141
‫فکر می‌کنی روی ما هم اثر بذاره؟

10:39.181 --> 10:41.581
‫جریان‌های هوایی که ازش جدا می‌شن طوفان‌های دیگه‌ای درست می‌کنن

10:41.621 --> 10:43.701
‫و اون طوفان‌ها به اروپای غربی می‌خورن،

10:43.741 --> 10:46.181
‫فقط دقیقاً نمی‌دونیم کِی یا کجا.

10:47.861 --> 10:49.461
‫آره.

10:49.501 --> 10:51.461
‫گوش کن، می‌خواستم...

10:52.141 --> 10:55.301
‫ببخشید اگه دیروز... یهو گذاشتمت توی عملِ انجام شده.

10:55.341 --> 10:57.421
‫می‌دونم به خاطرِ شغلت اینجایی

10:57.461 --> 11:00.061
‫و اصلاً نمی‌خواستم باعث بشم معذب بشی.

11:00.101 --> 11:02.101
‫فقط، می‌دونی...

11:03.221 --> 11:05.221
‫..دیدنِ دوباره‌ت یه غافلگیریِ قشنگ بود.

11:11.061 --> 11:13.061
‫درسته.
‫خب، ببین، من دیگه باید...

11:13.101 --> 11:15.421
‫آره، حله. باشه پس. به کارت برس.

12:17.861 --> 12:19.901
‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد بیاد این‌طرفا.

12:21.141 --> 12:23.541
‫لابد واسه همینه که عاشقِ «جزیره‌ی عنکبوت» هستن.

12:26.461 --> 12:28.941
‫اگه مجبور بشیم «مورفا» رو ترک کنیم، تو هم به اونا ملحق می‌شی؟

12:28.981 --> 12:30.941
‫اصلاً دلم نمی‌خواد با اون جماعت زندگی کنم.

12:30.981 --> 12:33.261
‫مگه بعضی‌هاشون رو نمی‌شناسی؟ «جین»، «کیرن».

12:34.461 --> 12:36.341
‫«کیرن بنبو».

12:40.101 --> 12:42.741
‫همه‌ی این قضایای پسرخاله «کفین» و حادثه‌ش...

12:46.061 --> 12:48.141
‫من رو یادِ وقتی می‌ندازه که «نسا» ناپدید شد.

12:50.181 --> 12:51.661
‫از چه لحاظ؟

12:52.621 --> 12:54.701
‫نمی‌دونم. فقط حالم رو بد می‌کنه.

12:56.461 --> 12:58.541
‫حسِ گناه، می‌دونی؟

13:01.821 --> 13:04.021
‫لازم نیست احساسِ گناه کنی، «کتی».

13:04.941 --> 13:08.501
‫این رو بذار به عهده‌ی بزرگترا. دو ساعت، باشه؟

13:55.381 --> 13:57.061
‫«کیرن»؟

14:37.701 --> 14:40.701
‫باید صادق باشم. این تنها کاریه که از دستم برمی‌آد، «شِل».

14:43.421 --> 14:45.421
‫گوه توش.

14:56.501 --> 14:58.501
‫بله؟

15:09.821 --> 15:12.221
‫تو اینجا چه گوهی می‌خوری؟

15:12.261 --> 15:16.381
‫تو اینجا چه کار می‌کنی؟ داری بازداشتش می‌کنی؟

15:16.421 --> 15:19.101
‫باید به جرمِ ورودِ غیرقانونی بازداشتت کنم.

15:19.141 --> 15:22.501
‫خودت رو الکی کفری نکن، «بول». «جکی»، باید بکشی عقب.

15:22.541 --> 15:24.941
‫شنیدی چی گفتم؟ حله؟

15:26.021 --> 15:27.541
‫«کیرن».

15:28.421 --> 15:31.541
‫من چیزی واسه پنهان کردن ندارم. آره، یه لحظه با من بیا، می‌شه؟

15:34.341 --> 15:37.861
‫ببین، مشکلی نداری بریم ایستگاه یه گپی بزنیم؟ حله؟

16:25.821 --> 16:28.221
‫- چطوری، «دنی».
‫- هی، «جکی».

16:28.261 --> 16:30.581
‫«شِل» خونه‌ست؟

16:30.621 --> 16:32.301
‫نه.

16:33.941 --> 16:35.981
‫با بقیه‌ی خونواده بالای مزرعه‌ست.

16:36.021 --> 16:41.581
‫امروز صبح رفت اونجا. آره، من فقط... فقط... نمی‌تونستم باهاش روبرو بشم.

16:45.541 --> 16:49.941
‫خب، پلیس امروز صبح اومد. ام...

16:51.261 --> 16:53.621
‫یه سری چیزا از اتاقِ خوابِ «کفین» برد.

16:53.661 --> 16:59.101
‫اونا... گفتن چیزی نگیم

16:59.141 --> 17:01.141
‫ولی می‌دونن...

17:02.181 --> 17:04.181
‫..می‌دونن که یکی جنازه رو جابه‌جا کرده.

17:04.851 --> 17:07.821
‫چی؟
‫آره. یکی همین‌جا.

17:08.821 --> 17:11.061
‫احتمالاً.

17:12.131 --> 17:13.741
‫کسی که همین‌جا زندگی می‌کنه.

17:14.941 --> 17:17.331
‫آخه چرا باید همچین کاری بکنن؟

17:17.371 --> 17:19.371
‫نمی‌دونم، «دنی».

17:21.461 --> 17:22.701
‫آره.

17:24.821 --> 17:29.501
‫هی، ببین، ام، ما که مغازه رو باز نمی‌کنیم و فریزر هم پُره، واسه همین...

17:29.541 --> 17:31.581
‫بیا، این رو بگیر ببر.

17:32.581 --> 17:35.981
‫ام، اینا... اینا خوبن. من گوشت نمی‌خورم، ولی مرسی.

17:36.021 --> 17:39.541
‫می‌تونی اینا رو ببری و... نمی‌تونم اینا رو بریزم دور.

17:39.581 --> 17:41.621
‫ام... می‌شه...

17:41.661 --> 17:43.941
‫می‌خوای یه کم ببری... می‌خوای...

17:45.061 --> 17:47.581
‫ببین، چرا یه کم واسه بابات نمی‌بری؟ ها؟

17:56.741 --> 17:59.141
‫نمی‌تونم نفس بکشم.
‫چیزی نیست.

17:59.181 --> 18:02.981
‫بیا اینجا. سعی کن از دماغت نفس بکشی.

18:03.021 --> 18:05.421
‫از دماغ بده تو...

18:05.461 --> 18:08.221
‫..بعدش از دهن بده بیرون. آروم.

18:08.261 --> 18:10.381
‫دوباره انجامش بده.

18:10.421 --> 18:13.181
‫خودشه، آفرین.

18:13.221 --> 18:15.901
‫یه بارِ دیگه. از دماغ بده تو.

18:15.941 --> 18:18.501
‫متأسفم. ببخشید!
‫طوری نیست.

18:19.501 --> 18:21.461
‫ببخشید.
‫بیا اینجا.

18:22.821 --> 18:25.341
‫ببخشید.
‫اشکالی نداره.

18:25.381 --> 18:27.381
‫شرمنده‌م.

18:31.381 --> 18:32.821
‫«جکی»، تو...

18:34.301 --> 18:37.421
‫..اگه چیزی شنیدی، هر چیزی، بهم می‌گی، مگه نه؟

18:37.461 --> 18:39.661
‫بهم خبر می‌دی، نه؟

18:39.701 --> 18:42.021
‫اونا دیگه هیچی به من نمی‌گن.

18:42.061 --> 18:44.901
‫آره.
‫ولی خب من...

18:46.661 --> 18:47.981
‫چی؟

18:50.461 --> 18:52.661
‫اونا...

18:52.701 --> 18:55.941
‫دارن دوباره از همه بازجویی می‌کنن، درسته؟ این کار رو می‌کنن.

18:55.981 --> 18:58.781
‫آره؟ ولی شنیدم دارن با «کیرن» حرف می‌زنن، «کیرن بنبو».

19:02.701 --> 19:04.221
‫چرا «کیرن بنبو»؟

19:04.261 --> 19:07.061
‫پرونده‌ی «نسا» رو یادت هست؟

19:07.101 --> 19:11.021
‫آره - همون صبحی که ناپدید شد، توی جنگل دیده شده بود.

19:11.061 --> 19:14.461
‫چندین بار دیده شده بود، می‌دونی کجا، همون‌جا که تابِ بچه‌هاست.

19:14.501 --> 19:18.301
‫و حالا هم شنیدم که با «کفین» وقت می‌گذرونده.

19:21.541 --> 19:23.621
‫نه، اون...

19:24.581 --> 19:26.741
‫با «کفین» وقت نمی‌گذروند.

19:27.941 --> 19:29.941
‫بهش یه کادو داد.

19:29.981 --> 19:31.541
‫چی؟ چه جور کادویی؟

19:33.781 --> 19:36.181
‫چه کادویی، «جکی»؟
‫نمی‌دونم.

19:36.221 --> 19:37.781
‫ام...

19:41.781 --> 19:44.861
‫ببخشید، نباید چیزی در موردِ «کیرن» می‌گفتم. فقط...

19:44.901 --> 19:46.901
‫می‌دونم پلیس وقتی از یه چیزی مطمئن بشه میاد باهات حرف می‌زنه،

19:46.941 --> 19:49.861
‫می‌دونم این کار رو می‌کنن.

19:54.261 --> 19:56.021
‫معذرت می‌خوام.

20:55.701 --> 21:00.861
‫- آخرین باری که اینجا بودم، توی یه خونه‌ی ویلاییِ لبِ ساحل زندگی می‌کردی.
‫- آره.

21:02.181 --> 21:05.861
‫شورا خریدش و تقریباً یه سال پیش تخریبش کرد.

21:05.901 --> 21:09.141
‫حله، پس پول رو گرفتی و اومدی توی این جهنم‌دره، درسته؟

21:09.181 --> 21:12.301
‫- چند نفر توی «جزیره‌ی عنکبوت» زندگی می‌کنن؟
‫- ۱۶ نفریم.

21:12.341 --> 21:14.981
‫ما یه جامعه‌ایم که در هماهنگیِ کامل با محیطِ زیست زندگی می‌کنیم.

21:15.021 --> 21:18.741
‫اون‌وقت هماهنگی با محیطِ زیست چطوری شاملِ ریختنِ آبِ شور

21:18.781 --> 21:21.941
‫- توی شهری می‌شه که همین الانش هم نصفش غرق شده؟
‫- مسخره‌م نکن.

21:21.981 --> 21:25.101
‫هی، بشین. «کیرن»، بشین. ما فقط داریم یه گپِ دوستانه می‌زنیم.

21:25.141 --> 21:27.141
‫من می‌دونم گپ‌های دوستانه‌ی شما چطوری پیش می‌ره.

21:27.181 --> 21:30.381
‫من هر روز دارم با همون گپِ دوستانه‌ای که سه سال پیش داشتیم زندگی می‌کنم.

21:31.821 --> 21:33.861
‫مثلِ یه بوی گند می‌مونه.

21:33.901 --> 21:35.901
‫مردم ازم دوری می‌کنن.

21:35.941 --> 21:39.901
‫می‌دونم که می‌دونی، چون دارم می‌بینم مردم اینجا چطوری بهت نگاه می‌کنن.

21:41.461 --> 21:44.341
‫یه جنازه‌ی بچه پیدا شده

21:44.381 --> 21:47.621
‫توی همون کانالی که تو توش آبِ شور خالی می‌کنی.

21:48.781 --> 21:50.781
‫جای نیشِ زنبور هم روی گردنش بود.

21:51.981 --> 21:54.101
‫فکر کنم بهتره بشینی، نه؟

22:00.181 --> 22:01.541
‫مرسی.

22:02.461 --> 22:05.541
‫عصرِ پنج‌شنبه داشتی به کندوهای زنبورت می‌رسیدی، درسته؟

22:05.581 --> 22:08.461
‫- آره. - «کفین هیل» پیشت بود؟
‫- نه، نبود.

22:09.461 --> 22:12.701
‫- ولی «کفین هیل» رو می‌شناسی دیگه؟
‫- می‌دونم کیه.

22:14.501 --> 22:17.101
‫چون اون و صمیمی‌ترین دوستش، «جیمز ریس»...

22:18.101 --> 22:21.301
‫- ..هردوشون جای نیشِ زنبور داشتن.
‫- اینجا تا دلت بخواد زنبور هست.

22:22.501 --> 22:24.781
‫- اونا موجوداتِ تدافعی‌ای هستن.
‫- واقعاً؟

22:24.821 --> 22:28.181
‫آره. وقتی احساسِ خطر کنن نیش می‌زنن.

22:28.221 --> 22:31.301
‫من بدونِ حضورِ وکیل حرف نمی‌زنم.

22:32.221 --> 22:34.781
‫من فقط قبول کردم که در موردِ خطِ لوله باهاتون صحبت کنم.

22:35.981 --> 22:39.541
‫باشه، حله.
‫فقط در موردِ خطِ لوله حرف می‌زنیم.

22:40.981 --> 22:42.901
‫چطوری کار می‌کنه؟

22:42.941 --> 22:46.581
‫ژنراتوری که به تمامِ قایق‌ها سرویس می‌ده داره غرق می‌شه.

22:46.621 --> 22:48.701
‫ما داریم زیرِ سطحِ دریا زندگی می‌کنیم.

22:48.741 --> 22:51.261
‫داریم هر کاری از دستمون برمی‌آد می‌کنیم تا زنده بمونیم.
‫آره، می‌فهمم.

22:51.301 --> 22:54.541
‫خب، پس می‌شه بی‌‌زحمت یه لیست از
‫تمامِ کسایی که از این موضوع خبر دارن بنویسی؟

22:54.581 --> 22:56.221
‫دقیقاً همین‌جا.

23:04.501 --> 23:06.861
‫لیست تمام کسایی که توی «جزیره عنکبوت»

23:06.901 --> 23:09.021
‫از قضیه خط لوله خبر داشتن رو دارم.

23:09.061 --> 23:11.061
‫لطفاً از همه‌شون اظهارات بگیرید.

23:19.781 --> 23:22.061
‫جیمز اصلاً با من حرف نزد.

23:22.101 --> 23:24.421
‫هیچی نگفت، حتی اسمش رو.

23:31.541 --> 23:33.421
‫فکر نکنم بتونیم یه بار دیگه باهاش بازجویی کنیم.

23:33.461 --> 23:35.501
‫مجبوریم این کار رو بکنیم.

23:35.541 --> 23:37.541
‫طفلکی خیلی ترسیده بود.

23:43.501 --> 23:45.461
‫راستی، قبل از اینکه بیام «مورفا»، یادداشت‌های

23:45.501 --> 23:48.541
‫شما رو درباره پرونده «نسا تامن» خوندم.

23:48.581 --> 23:51.021
‫یه سری ارتباط‌ها وجود داره.

23:51.061 --> 23:54.901
‫شما هم با «اوسیان نورتام»

23:54.941 --> 23:56.821
‫مصاحبه کردید و هم با «کیرن بنبو».

23:56.861 --> 24:00.021
- ‫و... یه کارگر مزرعه هم توی خانواده ‫«بوان» بود.
- «آگوست آنتونوف».

24:00.061 --> 24:02.621
‫- یادتون هست؟
‫- آره، اومد که اظهاراتش رو ثبت کنه.

24:02.661 --> 24:05.101
‫خب نه، می‌خواست حرف بزنه ولی هیچ‌وقت نزد.

24:05.141 --> 24:08.581
‫اون موقع مترجم دمِ دست نبود و تا وقتی یکی رو پیدا

24:08.621 --> 24:11.061
‫کردن، دیگه پشیمون شده بود و نمی‌خواست حرف بزنه.

24:11.101 --> 24:12.941
‫ما اون موقع با کلی آدم حرف زدیم.

24:12.981 --> 24:15.861
‫هیچ مدرکی نیست که نشون بده اون از این پرونده چیزی می‌دونه.

24:15.901 --> 24:18.181
‫بله، ولی شاید بتونه کمک کنه که بفهمیم...

24:18.221 --> 24:20.781
‫راستی، سوابق تمام کارگرهایی که روی دیوار ساحلی کار می‌کردن

24:20.821 --> 24:22.861
‫- رو چک کردی؟
‫- نه.

24:23.661 --> 24:26.741
‫«مک جونز» هنوز لیست کسایی که اونجا کار می‌کردن رو به ما نداده.

24:26.781 --> 24:30.141
‫- گفت اول می‌خواد با خودِ شما حرف بزنه.
‫- چرا؟ - چیزی نگفت.

24:32.181 --> 24:33.741
‫باشه.

25:25.061 --> 25:26.461
‫آهای!

25:27.581 --> 25:29.301
‫اوه، گندش بزنن.

25:30.261 --> 25:32.261
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

25:33.341 --> 25:36.661
‫اینجا دیگه صحنه جرم نیست، بول. باید تمومش کنی الیس.

25:36.701 --> 25:39.541
‫تو داری دردسر درست می‌کنی. اگه بخوایم هر مدرکی رو از قایقِ «کیرن»

25:39.581 --> 25:42.381
‫برداریم، الان دیگه توی دادگاه قابل قبول نیست.

25:43.821 --> 25:47.541
‫یه لباس زنبورداری سایزِ بچه توی اون قایقه. باید ضبطش کنی.

25:48.861 --> 25:50.541
‫یا جدِ سادات!

25:50.581 --> 25:54.061
‫این به عنوان مدرک کاملاً به درد
‫می‌خوره. ولی همین الان باید ببریش.

25:54.101 --> 25:56.981
‫به من نگو چی کار کنم،

25:57.021 --> 25:58.581
فهمیدی؟

26:00.341 --> 26:02.421
‫شنیدم جنازه رو جابه‌جا کردن.

26:08.061 --> 26:10.061
‫نمی‌تونم خودم رو کنار بکشم، منم بخشی از این قضایام.

26:11.101 --> 26:13.621
‫- کصشره. معلومه که می‌تونی.
‫- این رو نگاه کن.

26:13.661 --> 26:15.021
‫خواهش می‌کنم.

26:17.581 --> 26:19.221
‫این رو «کفین» کشیده.

26:19.261 --> 26:21.501
‫این رو هم «نسا» کشیده بود. با سه سال فاصله.

26:22.221 --> 26:25.621
‫دقیقاً دو روز قبل از اینکه «کفین» بمیره و «نسا» ناپدید بشه.

26:25.661 --> 26:28.461
‫- فقط برو خونه الیس.
‫- نمی‌تونی بهم بگی اینا به هم ربط ندارن.

26:28.501 --> 26:31.741
‫باید دست از کارآگاه‌بازی برداری.
‫به خاطرِ خودت می‌گم، خب؟

26:31.781 --> 26:35.221
‫- صیکتیر.
‫به خاطر خودت می‌گم. تو الان توی وضعیتِ
‫خطرناکی هستی و خودت هم می‌دونی.

26:35.261 --> 26:37.301
‫همه رو اینجا می‌شناسی، کله‌خق بازی درمی‌آری، با

26:37.341 --> 26:39.701
‫مظنون‌ها حرف می‌زنی، می‌ری توی قایق‌های مردم.

26:39.741 --> 26:42.781
‫داری توی این پرونده دخالت می‌کنی و اگه

26:42.821 --> 26:44.901
‫تمومش نکنی، می‌دم بازداشتت کنن. حالیته؟

26:44.941 --> 26:46.981
‫نمی‌تونی بهم بگی اینا به هم وصل نیستن.

26:48.581 --> 26:50.101
‫برو خونه.

26:54.261 --> 26:56.621
‫باید روی هر دو تا پرونده تحقیق کنی، بول.

26:56.645 --> 27:01.645
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

27:38.021 --> 27:41.181
‫خب، یه دلیل بیار که چرا باید پرونده «نسا تامن» رو...

27:42.181 --> 27:44.501
‫..به پرونده «کفین هیل» ربط بدیم.

27:48.661 --> 27:51.221
‫خب، روشِ کار مشابهه.

27:51.261 --> 27:54.501
‫هر دوتاشون بچه‌های نُه ساله بودن که توی شرایط مشابهی غیب شدن.

27:54.541 --> 27:58.221
‫ما نمی‌دونیم شرایط مشابه بوده یا نه،
‫چون جنازه «نسا» هیچ‌وقت پیدا نشد.

27:58.261 --> 28:01.221
‫اما بعیده که آدم‌ربایی بوده باشه و با توجه به سنش،

28:01.261 --> 28:04.581
‫- احتمالاً مُرده.
‫- شاید داریم با همون مظنون‌های قبلی حرف می‌زنیم،

28:04.621 --> 28:07.381
‫ولی هیچ لینکی توی مدارک یا اظهاراتِ

28:07.421 --> 28:09.581
‫شهود نیست، و روشِ کارِ تو هم زیرِ سواله.

28:13.901 --> 28:15.701
‫گل‌کلم و پنیرت چطوره؟

28:16.701 --> 28:18.381
‫بد نیست.

28:18.421 --> 28:20.421
‫تموم شد؟

28:25.381 --> 28:27.381
‫دمت گرم، مرسی.

28:34.261 --> 28:36.501
‫می‌دونم چرا نمی‌خوای این دو تا پرونده به هم ربط پیدا کنن.

28:37.821 --> 28:41.661
‫چون اون‌موقع معلوم می‌شه که در مورد خواهرِ
‫جکی الیس، یعنی «لیدیا تامن»، اشتباه کردی.

28:43.941 --> 28:46.661
‫می‌دونم اون موقع که بهش تهمت زدی، قضیه خیلی بزرگ شد.

28:50.381 --> 28:52.701
‫واسه همین بود که جکی الیس استعفا داد؟

28:54.061 --> 28:56.861
‫چون تو خواهرش رو متهم کردی که «نسا» رو کشته؟

28:58.981 --> 29:02.181
‫جکی الیس به خاطر «سوءرفتار شدید» معلق شده بود. واسه همین رفت.

29:02.221 --> 29:03.941
‫- سوءرفتار؟
‫- آره.

29:16.301 --> 29:18.301
‫♪ یه معجونِ عجیب ♪

29:19.581 --> 29:21.581
‫♪ اون یه جورایی واسه خودش شیطونیه ♪

29:21.621 --> 29:23.781
‫♪ که داره با چسب ور می‌ره ♪

29:23.821 --> 29:26.101
‫♪ اگه حواستو جمع نکنی ♪

29:26.141 --> 29:28.101
‫♪ به دست و پای تو هم می‌چسبه ♪

29:28.141 --> 29:29.701
‫♪ به خودِ تو ♪

29:31.501 --> 29:34.061
‫♪ آخه تو دیگه چه احمقی هستی؟ ♪

29:38.501 --> 29:40.501
‫♪ یه معجونِ عجیب ♪

29:40.541 --> 29:42.741
‫♪ که داره هر چی تو وجودته رو از بین می‌بره… ♪

32:18.661 --> 32:20.541
‫شل.

32:23.261 --> 32:25.501
‫دوباره اون منقارِ لعنتیت رو کردی توی کارِ بقیه.

32:25.541 --> 32:28.501
‫می‌دونی دیشب اولین شبی بود که توی این

32:28.541 --> 32:30.501
‫۱۶ سال، «دنی» توی خونه‌ی خودش نخوابید؟

32:30.541 --> 32:33.101
‫-اونقدر حالش بد بود.
‫- شل، درکت می‌کنم.

32:33.141 --> 32:35.141
‫- خیلی متأسفم...
‫- باید از دستت خیلی عصبانی باشم.

32:35.181 --> 32:37.021
‫می‌دونی، واقعاً هم هستم.

32:39.421 --> 32:43.741
‫به «دنی» نگفتم، ولی دیدمت که توی جزیره با «کیرن» بودی.

32:43.781 --> 32:47.181
‫تو خیلی آدمِ فضولی هستی جکی الیس.

32:47.221 --> 32:49.461
‫این هیچ ربطی به «کیرن» نداره.

32:49.501 --> 32:51.381
‫نه اون‌جوری که تو فکر می‌کنی.

32:51.421 --> 32:54.581
‫- خب پس چه جوریه؟
‫- سرت تو کارِ خودت باشه.

32:54.621 --> 32:58.021
‫- هنوز باهاش در ارتباطی؟
‫- قضیه مالِ خیلی وقت پیشه.

33:02.781 --> 33:04.781
‫تمومش کن دیگه، باشه؟

33:04.821 --> 33:07.821
‫درست همون موقعی نبود که «کفین» به دنیا اومد، شل؟

33:12.261 --> 33:14.221
‫بکش بیرون از این قضیه.

33:51.421 --> 33:53.181
‫تو اینجا چه کار می‌کنی؟

33:56.061 --> 34:00.341
‫- خوابم نمی‌برد. خواهرم چی؟
‫پاشو برو خونه.

34:00.381 --> 34:03.421
‫- پیشِ اون و بچه‌ها باش.
‫- فکر کردی داری چه کار می‌کنی؟

34:04.261 --> 34:08.651
‫- اون حالش خوبه.
‫- نه بابا، اصلاً هم خوب نیست. بدو برو خونه. همین الان.

35:07.781 --> 35:10.501
‫اون مویی که روی جنازه پیدا کردیم مالِ «کفین» نیست.

35:11.221 --> 35:13.461
‫توی پایگاه داده چک کردیم، با هیچ‌کس جور درنیومد.

35:14.341 --> 35:15.901
‫باشه.

35:17.101 --> 35:20.821
‫- جزئیات دیگه‌ای هم هست؟
‫- آره، کوتاهه. متمایل به قهوه‌ای.

35:20.861 --> 35:22.621
‫درسته.

35:22.661 --> 35:26.021
‫تراشه‌های زیرِ ناخن...
‫آره... شاملِ الیافِ لاستیکِ

35:26.061 --> 35:29.261
‫بوتیل و الیافِ پلی‌اتیلن با چگالیِ بالاست. دی‌ان‌ای پیدا نشد.

35:30.181 --> 35:33.301
‫احتمالاً قاتل لباسِ محافظ و دستکش لاستیکی دستش بوده.

35:33.341 --> 35:35.581
‫از این دستکش‌های معمولیِ ظرفشویی هم نبوده.

35:35.621 --> 35:38.461
‫- قاتلِ من؟
‫- شک نکن. - گوه توش.

35:39.381 --> 35:41.501
‫«کفین» رو زیرِ آب نگه داشتن...

35:42.821 --> 35:45.141
‫..و اون دست‌وپا زده.

35:45.181 --> 35:47.541
‫پشتِ گردنش آثارِ کبودی هست.

35:47.581 --> 35:49.581
‫ردِ انگشته.

35:55.901 --> 35:57.901
‫ادامه بدم؟

35:57.941 --> 35:59.861
‫آره، بگو.

36:01.141 --> 36:04.901
‫ام، ما آثاری از «هیدروکسید سدیم» توی چشم‌های «کفین» پیدا کردیم.

36:04.941 --> 36:07.781
‫- ببخشید، سدیمِ چی؟
‫- سودِ پرک. همون چاه‌بازکنِ قوی.

36:07.821 --> 36:11.741
‫خیلی قلیایی و خورنده‌ست، بستگی داره چقدر غلیظ باشه.

36:12.741 --> 36:15.901
‫به نظر می‌رسه توی همون آبی بوده که توش غرق شده.

36:15.941 --> 36:18.701
‫با توجه به التهابِ دورِ چشم، بینی و دهنش،

36:18.741 --> 36:20.741
‫آخه چطوری اون ماده سر از آب درآورده؟

36:20.781 --> 36:22.781
‫اون‌طرفا جایی هست که زباله دفن کنن؟ (لندفیل)

36:22.821 --> 36:25.341
‫جای دفن زباله؟
‫اولین جاییه که من می‌گردم. باشه.

36:25.381 --> 36:27.061
‫خیلی خب، پس.

36:27.101 --> 36:29.901
‫ببین، چیزِ... دیگه‌ای هست که باید بدونم؟

36:29.941 --> 36:32.061
‫تماسِ مستقیم با هیدروکسید سدیم

36:32.101 --> 36:34.341
‫می‌تونه باعثِ سوختگی‌های شدیدی روی پوست بشه.

36:34.381 --> 36:37.181
‫- خب، «کفین» سوختگی داشت؟
‫- نه، ولی احتمالاً قاتلِت سوختگی داره.

36:37.221 --> 36:39.861
‫باشه. مرسی ایرین.
‫ممنون.

37:27.461 --> 37:29.461
‫جناب کارآگاه.
‫مک جونز.

37:32.181 --> 37:35.221
‫لیستِ تمامِ کارگرهایی که روزِ پنج‌شنبه کار می‌کردن رو لازم دارم.

37:35.261 --> 37:37.621
‫می‌خواستم قبل از اینکه لیست رو بهت بدم، باهات حرف بزنم.

37:37.661 --> 37:41.901
‫- لیست توی حیاطه، می‌خوای با من بیای اونجا؟
‫- باشه، حتماً.

37:41.941 --> 37:44.581
‫این چند وقته از شهر رفته بودی بیرون؟

37:45.421 --> 37:47.421
‫آره، باید می‌رفتم یه سری چیزها رو تحویل می‌گرفتم.

37:58.621 --> 38:00.781
‫یه لحظه صبر کن الان برمی‌گردم... دمت گرم.

38:11.861 --> 38:15.741
‫بفرما؛ اسم‌ها، آدرس‌ها، روزهایی که کار کردن، همه‌اش اینجاست.
‫هر کسی که برای من کار کرده.

38:15.781 --> 38:19.341
‫- می‌تونی از روش کپی بگیری.
‫- خیلی خب، باشه. فقط واسه اطمینان،

38:19.381 --> 38:21.621
‫شما روز پنج‌شنبه از ساعت ۴ بعد از ظهر

38:21.661 --> 38:24.061
‫- تا وقتی که ساعت ۷ رفتی جلسه شورای شهر، همین‌جا بودی؟
‫- بله، درسته.

38:24.101 --> 38:27.101
‫ببین، می‌خواستم یه چیزی رو بهت بگم... اون‌وری رو می‌بینی؟

38:27.141 --> 38:29.061
‫- کی رو؟ «دیلان ریس»؟
‫- آره.

38:29.101 --> 38:33.061
‫اون روزی که «کفین» مُرد، سرِ کار بود ولی
‫همین‌جا بود، تنها بود، توی سایتِ اصلی نبود.

38:34.141 --> 38:37.421
‫- در ضمن، سابقه هم داره.
‫- سابقه‌اش جزئیه، مال خیلی وقت پیشه.

38:37.461 --> 38:40.381
‫- چند تا تلویزیون دزدیده بود و یه کم هم ماری‌جوانا همراهش بود.
‫- «دیلان ریس» رو می‌شناسم.

38:40.421 --> 38:43.101
‫خب، اون آدمِ احمقیه، ولی از اون احمق‌های خوب و بی‌خطره.

38:43.141 --> 38:46.701
‫می‌دونم سیستم شما چطوری کار می‌کنه و دنبال آدم‌های سابقه‌دار می‌گردید،

38:46.741 --> 38:48.781
‫ولی می‌خوام دوباره بگم که «دیلان» پسر خوبیه و هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

38:48.821 --> 38:51.341
‫اگه سرِ زمین نبود، پس اینجا چی‌کار می‌کرد؟

38:51.381 --> 38:54.181
‫معمولاً یه نفر رو اینجا نگه می‌دارم که اگه باری رسید، تحویل بگیره.

38:56.861 --> 38:59.861
‫- راستی قضیه «سانی‌ساید» چی شد؟
‫- منتظر تاییدیه نقشه و ساخت‌وسازیم.

38:59.901 --> 39:02.861
‫آره؟ الان چهار ساله که همین‌طوری افتاده. اونجا دیگه مخروبه شده.

39:02.901 --> 39:06.181
‫آره، سال ۲۰۰۵ یه سیل بزرگ اومد و کل اون منطقه رو از بین برد.

39:07.021 --> 39:09.021
‫بچه که بودم همیشه می‌ومدم اینجا.

39:09.861 --> 39:11.541
‫فکر می‌کردم اینجا یه جای جادوییه.

39:11.581 --> 39:13.621
‫وقتی بازسازیش کنیم، مردم عاشقش می‌شن.

39:13.661 --> 39:16.221
‫فکر می‌کردم به همه‌تون توصیه
‫کردن که «مورفا» رو ترک کنید؟

39:16.261 --> 39:18.781
‫من عاشق اینجام. «نسا» رو همین‌جا دیدم.

39:18.821 --> 39:20.821
‫الان یه بچه یک‌ساله داریم.

39:21.581 --> 39:23.741
‫اینجا خونه‌ی ماست. همه‌مون همین حس رو داریم.

39:23.781 --> 39:26.621
‫و این دیوار ساحلی باعث می‌شه
‫دیگه مجبور نباشیم از اینجا بذاریم بریم.

39:27.341 --> 39:31.101
‫- دمت گرم بابت لیست. بهت برمی‌گردونمش.
‫- موفق باشی. - قربانت، فعلاً.

39:51.821 --> 39:54.501
‫- بیا، بریم سوار ماشین شیم.
‫- باشه.

40:10.821 --> 40:12.821
‫آهان، که این‌طور.

40:14.421 --> 40:16.381
‫یعنی هیچ مرکز دفن زباله‌ای متعلق
‫به شهرداری نیست؟

40:16.421 --> 40:18.421
‫اوکی.

40:19.381 --> 40:23.941
‫پس نزدیک‌ترین مرکز دفن زباله ۳۰ مایل
‫اون‌طرف‌تر توی خشکیه.

40:23.981 --> 40:26.661
‫خیلی دوره. با توجه به زمان مرگ و

40:26.701 --> 40:29.861
‫جزر و مد، اون بچه حتماً همین‌جا مرده.

41:05.301 --> 41:06.701
‫هی...

41:07.541 --> 41:09.421
‫«کیرن بنبو».

41:28.021 --> 41:30.541
‫- بابا!
‫- سلام عزیزم.

41:38.821 --> 41:41.541
‫هی. سلام.
‫ چطوری؟ سلام.

41:43.181 --> 41:45.581
‫سلام کوچولو.

41:47.421 --> 41:49.381
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم که اومدید

41:50.261 --> 41:55.341
‫تا به ما و به «کفین» ادای احترام کنید.

41:57.061 --> 41:59.061
‫«کفین» پسرِ فوق‌العاده‌ای بود...

42:00.861 --> 42:02.861
‫و عاشق این‌جا بود.

42:04.141 --> 42:05.781
‫عاشق این مردم و این شهر بود...

42:06.981 --> 42:10.981
‫و اصلاً دلش نمی‌خواست ببینه که ما این چیزها رو
‫از دست می‌دیم، می‌دونید، که همدیگه رو از دست بدیم

42:11.021 --> 42:12.621
‫اینجا رو از دست بدیم.

42:13.581 --> 42:17.261
‫«مورفا هلن» تمام اون چیزی بود که «کفین» می‌شناخت و بهش عشق می‌ورزید.

42:19.421 --> 42:21.861
‫پس، هر اتفاقی که در آینده بیفته...

42:23.461 --> 42:25.461
‫باید همه کنار هم بمونیم و پُشت هم باشیم.

42:27.301 --> 42:29.861
‫پلیس با ما در تماس بوده...

42:31.141 --> 42:34.821
‫و اونا فکر نمی‌کنن مرگ «کفین» یه حادثه بوده باشه.

42:37.421 --> 42:40.221
‫ما فقط می‌خوایم بفهمیم چه
‫اتفاقی افتاده، می‌دونید چی می‌گم؟

42:42.461 --> 42:47.741
‫پس اگه کسی از شما چیزی می‌دونه یا چیزی شنیده

42:47.781 --> 42:50.461
‫و نمی‌خواد به پلیس بگه،

42:50.501 --> 42:52.381
‫بیاد پیشِ من، باشه؟

42:52.421 --> 42:53.741
‫قبوله؟

42:55.381 --> 42:57.381
‫منظورم اینه که ما فقط می‌خوایم...

43:08.181 --> 43:11.501
‫♪ ای بزرگایِ عالم، ای آدمای باسواد ♪

43:11.541 --> 43:14.501
‫♪ شما که همه‌چی رو می‌دونید، بهم بگید ♪

43:15.421 --> 43:18.301
‫♪ که اصلاً از چی ساخته شده؟ ♪

43:18.341 --> 43:21.981
‫♪ این حسِ لعنتیِ حسرت و دلتنگی… ♪

43:22.941 --> 43:26.261
‫♪ چه جنسی داره؟ چی توش ریختن؟ ♪

43:26.301 --> 43:30.421
‫♪ چه موادی قاطیش کردن؟ ♪

43:30.445 --> 43:34.345
♪ که چرا هر چی می‌گذره تموم نمی‌شه؟ ♪

43:34.421 --> 43:37.621
‫♪ حتی وقتی مثل لباس تنته و مدام باهاشی، چرا کهنه نمی‌شه؟ ♪

43:38.741 --> 43:41.621
‫♪ طلا بالاخره یه روزی تموم می‌شه ♪

43:41.661 --> 43:45.301
‫♪ نقره هم یه جا به آخر می‌رسه ♪

43:45.341 --> 43:48.981
‫♪ مخمل هم از سکه می‌افته و از بین می‌ره ♪

43:49.021 --> 43:53.181
‫♪ ابریشم هم یه روزی می‌پوسه و تموم می‌شه… (اما این دلتنگی نه) ♪

43:55.521 --> 43:57.521
‫چیکار کردی؟ فقط اونجا واستادی نگاش کردی؟

43:57.545 --> 43:59.545
‫دقیقاً داری چه پیشنهادی میدی اینجا، که تو...

43:59.569 --> 44:00.569
‫که اون حرف زد...

44:00.593 --> 44:02.593
‫چرا فکر می‌کنی من احساس گناه دارم...؟

44:02.617 --> 44:04.117
‫کمکت می‌کنه یا چی...

44:04.141 --> 44:05.141
‫شروع نکن

44:05.165 --> 44:06.165
‫اینجا نه

44:06.189 --> 44:07.189
‫خیلی‌خب!

44:07.213 --> 44:10.213
‫بسه، دیگه بیشتر از این نمی‌خوام، خب!

44:10.237 --> 44:13.237
‫تو، تو، با من، دیگه بسه، دیگه نه

44:24.381 --> 44:25.981
‫«کیرن»!

44:32.501 --> 44:34.381
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

44:34.421 --> 44:36.621
‫- اومدم ادای احترام کنم.
‫- فکر می‌کنی این کار احترامه؟

44:36.661 --> 44:39.261
‫اونم وقتی خانواده‌اش می‌دونن داری
‫بازجویی می‌شی پاشدی اومدی اینجا؟

44:39.301 --> 44:41.181
‫ببین، می‌دونم می‌خوای این قضیه رو بندازی گردن من.

44:41.221 --> 44:44.661
‫ولی من هیچ ربطی به «نسا» نداشتم و هیچ ربطی هم به این ماجرا ندارم.

44:46.581 --> 44:48.541
‫می‌دونم اون بچه، بچه‌ی تو بود.

44:49.301 --> 44:50.701
‫«کفین» رو می‌گم.

44:51.461 --> 44:53.421
‫تو از کدوم گوری می‌دونی؟

44:54.461 --> 44:56.501
‫کی بهت گفته؟

44:57.421 --> 44:58.981
‫«شِل» گفته؟

44:59.021 --> 45:00.861
‫جکی الیس هستم.

45:02.661 --> 45:04.381
‫کارآگاه «جس دنگ».

45:08.941 --> 45:10.861
‫من مسئولِ صحنه جرمِ «بول» هستم.

45:10.901 --> 45:12.941
‫برای این پرونده تعیین شدم، پارتنرش نیستم.

45:14.221 --> 45:16.461
‫شنیده بودم پلیسِ خوبی هستی.

45:17.221 --> 45:19.461
‫این اولین پرونده‌ته؟

45:19.501 --> 45:22.301
‫- لازم نیست نگران این موضوع باشی، ما کاملاً حواسمون به همه چی هست.
‫- آره.

45:22.341 --> 45:25.021
‫منم توی اولین پرونده‌ام همین‌قدر اعتمادبه‌نفس داشتم.

45:25.061 --> 45:29.381
‫ولی هیچ‌چیزی اون‌قدری که به نظر می‌رسه ساده نیست، کارآگاه.
‫باید به شک و تردیدهات گوش بدی.

45:29.421 --> 45:33.021
‫و اگه شک نداری، باید بگردی و پیداشون کنی.

45:33.061 --> 45:34.741
‫دنی!

45:40.421 --> 45:43.141
‫«شِل»، می‌دونم خیلی بهم ریخته‌ست.

45:44.461 --> 45:46.061
‫کجا داره می‌ره؟

45:46.981 --> 45:48.181
‫«شِل»؟

45:48.221 --> 45:50.141
‫داره می‌ره به «جزیره عنکبوت»؟

45:50.981 --> 45:53.741
‫برش گردون جکی، خواهش می‌کنم.

46:01.541 --> 46:03.581
‫کث! کث!

46:04.901 --> 46:07.781
‫ببین، یه لحظه اینجا منتظر می‌مونی؟ الان برمی‌گردم.

46:07.821 --> 46:09.621
‫آهای!

46:09.661 --> 46:12.621
‫اونا دارن کجا می‌رن؟
‫هان؟ دخترعموت کث و جکی دارن کجا می‌رن؟

46:12.661 --> 46:15.741
‫دارن می‌رن به «جزیره عنکبوت».

46:15.781 --> 46:17.301
‫گوه توش!

46:36.061 --> 46:38.141
‫نمی‌خوام به کسی آسیب بزنم، باشه؟

46:38.181 --> 46:41.501
‫فقط می‌خوام با «کیرن» حرف بزنم، همین.

46:41.541 --> 46:43.661
‫- دنی.
‫- جکی.

46:46.941 --> 46:48.941
‫می‌خوام کمکت کنم دنی.

46:50.021 --> 46:51.861
‫کاری از دستت برنمی‌آد.

46:51.901 --> 46:53.981
‫این یه قضیه بین من و «کیرن» هست.

46:55.021 --> 46:58.061
‫- برو پیِ کارت، خواهش می‌کنم.
‫- یکم بهش فضا بده.

46:58.101 --> 47:02.301
‫من می‌دونم... چرا مدام می‌رفتی به اون جنگل.

47:03.781 --> 47:05.741
‫اونجا بود که می‌دیدیش، درسته؟

47:07.821 --> 47:09.341
‫«شِل» بهم گفت.

47:11.021 --> 47:12.901
‫تمام این سال‌ها...

47:12.941 --> 47:16.101
‫می‌رفتی و با پسرِ من بازی می‌کردی...

47:16.981 --> 47:19.661
‫- انگار که پسرِ خودته.
‫- قضیه اون‌طوری نبود.

47:19.701 --> 47:22.421
‫- دنی، اون اسلحه رو بذار زمین. خواهش می‌کنم.
‫- اصلاً بهش گفتی؟

47:22.461 --> 47:24.901
‫- نه.
‫- دنی، می‌تونیم یه راهی براش پیدا کنیم.

47:24.941 --> 47:27.901
‫من فقط می‌خواستم گاهی وقت‌ها ببینمش، کل ماجرا همین بود.

47:27.941 --> 47:30.301
‫حالا که فهمیده، همه چی عوض می‌شه.

47:30.341 --> 47:34.461
‫اون نمی‌دونست! چیزی رو که فکر می‌کنی دلم می‌خواد بشنوم به خوردِ من نده!

47:34.501 --> 47:36.661
‫- باشه.
‫- دنی.

47:36.701 --> 47:39.421
‫بسه دیگه. بذارش زمین.

47:42.901 --> 47:45.061
‫- تو کشتینش؟
‫- نه!

47:45.101 --> 47:47.741
‫اسلحه رو بذار زمین دنی، خواهش می‌کنم.

47:47.781 --> 47:49.141
‫من...

47:50.261 --> 47:52.421
‫من همیشه شک داشتم ولی هیچ‌وقت مطمئن نبودم.

47:53.341 --> 47:55.341
‫و...

47:55.381 --> 47:58.141
‫آره، وقتی زنده بود... اصلاً مهم نبود.

47:59.661 --> 48:01.661
‫واقعاً فرقی نمی‌کرد. اون فقط...

48:02.781 --> 48:06.421
‫اونجا بود، «کفینِ» قشنگِ من بود...

48:08.101 --> 48:10.101
‫و منم اونجا بودم و باباش بودم.

48:12.501 --> 48:15.581
‫اصلاً می‌فهمی چه حالی داره...

48:16.821 --> 48:18.901
‫که اونجا بایستی...

48:18.941 --> 48:20.581
‫جلوی...

48:21.581 --> 48:23.981
‫جلوی همه...

48:24.021 --> 48:25.861
‫دوستات بیان بهت دلداری بدن...

48:26.861 --> 48:29.221
‫...بیان تسلیت بگن به...

48:29.261 --> 48:31.261
‫پدرِ «کفین»؟

48:31.301 --> 48:33.861
‫و من همش دارم با خودم فکر می‌کنم «همه‌ی اینا یه دروغه».

48:36.701 --> 48:38.701
‫تو پدرِ اونی.

48:39.941 --> 48:41.901
‫واقعاً هستی. پس...

48:43.781 --> 48:45.781
‫پس من این وسط چی‌کاره‌ام؟

48:48.661 --> 48:50.621
‫یه آدمِ قلابی.

48:54.781 --> 48:56.061
‫گندش بزنن.

48:56.101 --> 48:57.341
‫نه، دنی!

48:57.381 --> 49:00.581
‫تو پدرشی دنی. به من نگاه کن.

49:00.621 --> 49:03.661
‫تو از وقتی به دنیا اومد، روز و شب مراقبش بودی.

49:03.701 --> 49:05.381
‫بهش عشق ورزیدی.

49:05.421 --> 49:07.221
‫باشه؟ خانواده یعنی همین.

49:07.261 --> 49:10.261
‫پدری کردن یعنی همین، به ژنتیکِ لعنتی ربطی نداره.

49:11.701 --> 49:13.701
‫واسه همینه که الان داری زجر می‌کشی.

49:13.741 --> 49:17.341
‫و تو کاملاً حق داری که عزادار باشی، چون اون عاشقت بود دنی.

49:18.381 --> 49:19.901
‫وای، خدای من.

49:21.381 --> 49:23.221
‫نه!

49:23.261 --> 49:25.261
‫چیزی نیست.

49:26.061 --> 49:27.901
‫متأسفم.

49:28.861 --> 49:30.861
‫- اشکالی نداره.
‫- متأسفم.

49:36.581 --> 49:39.661
‫واقعاً معذرت می‌خوام. اصلاً نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم.

49:48.701 --> 49:50.701
‫عیبی نداره.

49:53.061 --> 49:55.061
‫بیا بریم دیگه، دنی. پاشو.

49:57.861 --> 50:01.301
‫پس واسه همین بود اون روزی که «نسا» غیبش زد، تو توی جنگل بودی.

50:01.981 --> 50:04.021
‫داشتی با «کفین» وقت می‌گذروندی.

50:05.341 --> 50:07.501
‫من... می‌دونم فکر می‌کنی

50:07.541 --> 50:09.261
‫من دیدمش، ولی... ندیدم.

50:10.141 --> 50:12.941
‫اصلاً اونجا نبود. هیچ‌کس

50:14.101 --> 50:16.221
‫نبود. جنگل خالیِ خالی بود.

50:19.021 --> 50:20.901
‫شش تا از بچه‌های فامیلِ «بوان» گفتن

50:20.941 --> 50:23.261
‫که همون روز دیدنش که داشته توی جنگل بازی می‌کرده.

50:24.501 --> 50:26.501
‫اون شش تا بچه‌ی «بوان» دروغ گفتن.

50:39.421 --> 50:42.021
‫فقط حواست بهش باشه. دمت گرم.

50:42.061 --> 50:44.061
‫- باشه؟ شبت بخیر.
‫- برو داخل.

50:46.941 --> 50:48.941
‫هر جا می‌ریم هستی، نه؟

50:50.341 --> 50:53.341
‫«جکی الیس»، طبق معمول سرت توی کار همه‌ست.

50:53.381 --> 50:55.381
‫خب، خدا رو شکر که یکیمون اینجوریه.

50:58.501 --> 51:01.141
‫می‌دونی که مردم اینجا درِ خونه‌هاشون

51:01.181 --> 51:03.141
‫رو قفل نمی‌کنن چون به هم اعتماد دارن.

51:03.861 --> 51:06.901
‫به منم اعتماد دارن. حالا چی می‌خوای
‫بگی؟ که من به کمک تو احتیاج دارم؟

51:06.941 --> 51:08.621
‫آره. از من استفاده کن.

51:08.661 --> 51:12.021
‫ولی... این نباید یه جاده‌ی یک‌طرفه باشه.

51:13.381 --> 51:16.541
‫تو هم باید اطلاعاتت رو با من در میون بذاری. برخلافِ قوانینِ کوفتی‌تون.

51:16.581 --> 51:18.181
‫بچه نشو.

51:18.221 --> 51:20.621
‫همین الانشم کلی از مدارک با آب شسته شدن و رفتن.

51:20.661 --> 51:22.621
‫وقت نداریم واسه این قوانینِ کصشر.

51:34.181 --> 51:35.421
‫خب...

51:36.421 --> 51:38.021
‫این «کیرن بنبو»...

51:39.301 --> 51:42.701
‫اون گفت که «نسا» روزی که ناپدید شد اصلاً توی جنگل نبوده...

51:43.421 --> 51:45.701
‫و گفت هیچ‌کدوم از بچه‌ها هم اونجا نبودن.

51:45.741 --> 51:47.581
‫و اگه این حرف راست باشه...

51:48.301 --> 51:51.581
‫پس هر چی تا حالا در مورد آخرین لحظه‌های «نسا» می‌دونستیم،

51:51.621 --> 51:53.621
‫همه‌اش غلط بوده، نه؟

51:54.901 --> 51:57.341
‫یعنی همه‌ی اون بچه‌های فامیلِ «بوان» دارن مث سگ دروغ می‌گن.

51:58.621 --> 52:02.581
‫من فکر می‌کنم شاید «کفین» بعد از مدرسه رفته باشه مزرعه‌ی اونا.

52:03.981 --> 52:05.981
‫چرا همچین فکری می‌کنی؟

52:06.821 --> 52:08.821
‫همین‌طوری، یه حسی بهم می‌گه.

52:11.101 --> 52:13.101
‫تو از این حس‌ها نداشتی تا حالا.

52:16.181 --> 52:18.141
‫«جیمز» بهم گفت.

52:18.181 --> 52:20.781
‫توی ساحل بودیم، بهم گفت: «بعضی وقت‌ها من و کفین

52:20.821 --> 52:23.861
‫بعد از مدرسه می‌رفتیم مزرعه سلیمان بازی می‌کردیم.»

52:25.501 --> 52:27.901
‫ولی اون با «دنگ» حرف نمی‌زنه. منظورم اینه که تو معلمشی.

52:27.941 --> 52:30.941
‫شاید اگه موقع بازجویی کنارش باشی...

52:30.981 --> 52:32.701
‫نمی‌دونم، شاید بتونه بهمون کمک کنه.

52:32.741 --> 52:34.741
‫سلام. خوبی «شِل»؟

52:35.741 --> 52:40.141
‫بهم گفتن که توی شهر راه افتادی و سراغِ جایی رو می‌گیری که زباله دفن می‌کنن.

52:40.181 --> 52:42.661
‫- خب؟
‫- ببین، مطمئن نیستم،

52:42.701 --> 52:45.621
‫ولی فکر کنم توی اون معدن سنگِ قدیمی یه سری زباله دفن شده باشه.

52:47.421 --> 52:50.661
‫توی زمین‌های بابام، اون‌طرفِ مزرعه.

52:53.021 --> 52:55.021
‫خیلی خب. دمت گرم.

52:57.461 --> 52:59.581
‫ممکنه اینجا صحنه جرمِ اصلی‌مون باشه.

53:01.821 --> 53:03.701
‫بدو بریم.

53:03.741 --> 53:05.421
‫سوار شو.

53:31.341 --> 53:35.901
‫خب، «کفین» توی آبی خفه شده که توش
‫آثاری از «سود سوزآور» (هیدروکسید سدیم) بوده.

53:35.941 --> 53:39.381
‫«ایرین» می‌گه احتمالاً منبعش زباله‌های صنعتیه.

53:40.381 --> 53:44.381
‫«سلیمان» هیچ‌وقت اجازه نمی‌ده همچین چیزی توی زمینش باشه.
‫- - خب، بریم ببینیم چی به چیه.

53:51.661 --> 53:53.261
‫نگاه کن، اونجا بشکه‌ست.

54:01.341 --> 54:03.581
‫آخه «کفین» چرا باید این همه راه رو می‌اومد اینجا؟

54:03.605 --> 54:08.605
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦
(خوشحال می‌شم نظرتون رو درباره زیرنویس کامنت کنید ؛

54:08.629 --> 54:13.629
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
