WEBVTT

00:00.410 --> 00:02.550
<b>.بالأخره رسیدیم</b>

00:02.550 --> 00:03.730
<b>جانم؟</b>

00:03.730 --> 00:05.730
<b>.باز شده</b>

00:06.230 --> 00:08.230
<b>!اوه! ن‍ ـ نیستش</b>

00:08.230 --> 00:10.740
<b>...هیچکدوم از اون حوله‌های اعلی نیستش</b>

00:12.490 --> 00:16.310
<b>.ای وای، پناه بر خدا. بهمون دستبرد زدن</b>

00:18.120 --> 00:23.370
<b>پندی که از این داستان گرفتیم
اینه که امنیت رو باید خیلی جدی‌ــ</b>

00:22.340 --> 00:23.870
<b><i>!عین آدم حرف بزن</i></b>

00:25.930 --> 00:28.070
<b>.اوه، سرکه لازم نیست</b>

00:28.670 --> 00:30.760
<b>.فقط نمک، اگه می‌شه</b>

00:31.680 --> 00:35.010
<b>.آه! برم یه چیزی به رگ بزنم</b>

00:35.010 --> 00:37.390
<b>.هنوز قبل از اینکه لوپن دست به کار شه، وقت داریم</b>

00:37.390 --> 00:38.800
<b>دوست دارین چیکار کنین؟</b>

00:39.210 --> 00:41.460
<b>.ما که این‌همه راه تا لندن اومدیم</b>

00:41.460 --> 00:44.530
<b>مادام توسو؛ موزه مشهوری است که مرکز آن در شهر لندن،‌ انگلستان 
،قرار داد و در این موزه تندیس‌های مومی افراد مشهور و تاریخ‌ساز
.ساخته و نگه‌داری می‌شود</b>

00:41.460 --> 00:44.530
<b>.حیفه اگه به موزه‌ی مادام توسو سر نزنیم</b>

00:44.890 --> 00:47.690
<b>.پس من بررسیش می‌کنم</b>

00:49.690 --> 00:51.870
<b>استاد، تو هم می‌خوای؟</b>

02:20.380 --> 02:22.990
<b>سارق شبح و کارآگاه</b>

02:21.070 --> 02:22.990
<b>قسمت ششم</b>

02:34.850 --> 02:36.620
<b>.هی، واتسون-کون</b>

02:36.620 --> 02:38.970
<b>مزاحمت شدم؟</b>

02:38.970 --> 02:41.470
<b>.نه، قبل از اینکه بیای حلش کردم</b>

02:42.970 --> 02:46.650
<b>راستی، الان نباید
نقشه‌ای برای امشب بکشی؟</b>

02:46.650 --> 02:48.690
<b>.من که قرار نیست الماس بدزدم</b>

02:48.690 --> 02:50.980
<b>.امنیت هم از چیزی که انتظارشو داشتم، سفت‌وسخت‌تره</b>

02:51.220 --> 02:54.190
<b>.فکر می‌کردم نسبت به امنیت عمارت دو به شکی</b>

02:54.190 --> 02:55.730
<b>.اون مال دیروز بود</b>

02:55.730 --> 02:57.240
<b>.امروز یه روز جدیده</b>

02:57.730 --> 03:00.490
<b>.واتسون-کون، من بی‌صبرانه منتظرشم</b>

03:00.760 --> 03:04.320
<b>حس می‌کنم قراره
با آرسن لوپنِ بی‌همتای فرانسه</b>

03:04.320 --> 03:06.870
<b>.یه مسابقه شطرنج نفسگیر داشته باشم</b>

03:13.400 --> 03:15.130
<b>.مایکرافت-سان</b>

03:15.470 --> 03:16.750
<b>.چه خبرا، نی‌سان</b>

03:16.750 --> 03:21.760
<b>...یه تک پا اومدم تا خبر چیزی رو بدم
ولی تو کی هستی؟</b>

03:21.760 --> 03:24.480
<b>قیافه‌ی برادرت رو فراموش کردی؟</b>

03:24.480 --> 03:27.900
<b>اغراق نیست اگه بگم مثل سیبی هستین که
.از وسط نصف شده، ولی تو شرلوک نیستی</b>

03:27.900 --> 03:29.770
<b>!م‍ ـ می‌خوای به چی برسی؟</b>

03:29.770 --> 03:31.270
<b>.ناخن‌هات</b>

03:31.610 --> 03:36.670
<b>،من شرلوک رو سه‌روز پیش دیدم
.و یادمه که ناخن‌هاش کوتاه بود</b>

03:36.670 --> 03:40.900
<b>که اینطور. البته هیچکس نمی‌تونه
.صحت ادعات رو اثبات کنه</b>

03:41.820 --> 03:44.070
<b>.گمونم من بتونم</b>

03:46.720 --> 03:49.180
<b>.از آشنایی‌تون‌ خوش‌وقتم، شرلوک هولمز</b>

03:49.180 --> 03:51.160
<b>.دیدار باهاتون مایه‌ی افتخاره</b>

03:51.160 --> 03:54.160
<b>.و تو باید آرسن لوپن باشی</b>

03:54.160 --> 03:55.540
<b>اینجا چه خبره...؟</b>

04:06.420 --> 04:11.770
<b>،ما که این‌همه راه رو کشون کشون تا لندن اومدیم
دیگه چه لزومی هست به یه موزه زپرتی مومیایی‌ هم بریم؟</b>

04:12.180 --> 04:15.690
<b>شنیدم موزه‌شون یه بخش ویژه
به اسم «تالار وحشت» داره</b>

04:15.690 --> 04:18.430
<b>.که نمونه‌هایی زننده و نفرت‌انگیز از بشر رو به نمایش گذاشته</b>

04:18.430 --> 04:21.940
<b>...من که همیشه یکیشو ور دلم دارم</b>

04:22.990 --> 04:28.450
<b>!آه، یه کلمه هم از دهنم بیرون نیومد
.اوه، نگاه اون‌جا خیابون بیکرـه</b>

04:28.450 --> 04:31.750
<b>استاد، پایه‌ای رو سر هولمز-سان خراب شیم؟</b>

04:34.290 --> 04:37.600
<b>ناز می‌کنی، استاد؟</b>

04:38.700 --> 04:41.010
<b>!شمال از شمال باختری، خطر رفع شده</b>

04:41.250 --> 04:42.630
<b>!طرح توری فرق می‌کنه</b>

04:42.890 --> 04:43.760
<b>.آه</b>

04:45.520 --> 04:47.320
<b>!سلام! سلام</b>

04:47.320 --> 04:50.320
<b>.عـــه، گویا با یه مغز گنجیشکی دیگه اشتباه گرفتمشون</b>

04:54.180 --> 04:56.270
<b>،باید اعتراف کنم که یه حریف قدری</b>

04:56.270 --> 05:00.520
<b>ولی گاوصندوقی که به دنبالشی، تو یه
.محفظه زیرزمینی تحت نظارت شدید قرار داره</b>

05:00.520 --> 05:03.150
<b>حالا چقدر شانس پیروزی دارین، جناب کارآگاه؟</b>

05:03.150 --> 05:05.320
<b>.حدوداً صددرصد</b>

05:05.320 --> 05:06.160
<b>.همم</b>

05:10.300 --> 05:11.590
<b>.عجب چیز نفیسی</b>

05:11.590 --> 05:13.910
<b>.از دولت حاکم به کشورت بهم رسیده</b>

05:13.910 --> 05:18.290
<b>شرلوک، مهم‌ترین جزء معرف یه قفل چیه؟</b>

05:18.710 --> 05:20.690
<b>منظور، اساسی‌ترین کارکردش چیه؟</b>

05:20.690 --> 05:22.800
<b>محبوس کردن اشیاء؟</b>

05:23.330 --> 05:25.050
<b>!باز شدن</b>

05:27.640 --> 05:28.760
<b>...قفل</b>

05:28.760 --> 05:32.930
<b>سوراخ قفل‌های ردیاب تالار جرائم فرعی
.سه‌تا بیشتر نیستن</b>

05:32.930 --> 05:35.230
<b>قفل اون گاوصندوق چی؟</b>

05:35.230 --> 05:39.210
<b>،اون با قدرت ابرانسانی ایجاد شده
.پس نباید به همین سادگیا باشه</b>

05:39.600 --> 05:43.510
<b>،ولی اگه آدمی مثل فاگ تونسته بازش کنه
.منم می‌تونم</b>

05:45.070 --> 05:48.110
<b>...تا بعد، هولمز-سان و واتسون-سنسه</b>

05:48.860 --> 05:51.290
<b>!امشب دوباره می‌بینمتون</b>

05:57.640 --> 05:59.920
<b>.پس در مورد جلب‌توجه‌کردنش،‌ حق با شایعات بود</b>

05:59.920 --> 06:03.670
<b>،من رو یاد تو می‌ندازه
.وقتی که جوون‌تر بودی</b>

06:03.670 --> 06:05.600
<b>تونستی با هولمز حرف بزنی؟</b>

06:05.600 --> 06:07.930
<b>.حرف زدن که هیچ. باهم حتی چای خوردیم</b>

06:07.930 --> 06:11.520
<b>.موفقیت بزرگی بود
.جرقه دوتا چیز مهم رو زدم</b>

06:11.520 --> 06:13.020
<b>قطار کی حرکت می‌کنه؟</b>

06:13.020 --> 06:16.310
<b>.ایستگاه واترلو،‌ 5:25</b>

06:16.310 --> 06:20.850
<b>.پس هنوز وقت داریم
نظرت چیه یه سر به‌ــ</b>

06:20.880 --> 06:21.810
<b>!مراقب باش</b>

06:27.510 --> 06:28.870
<b>صدمه‌ای ندیدین؟</b>

06:28.870 --> 06:32.660
<b>عذر می‌خوام! احیاناً شما این اطراف
یه قفس پرنده ندیدین؟</b>

06:32.660 --> 06:34.240
<b>قفس پرنده؟</b>

06:34.240 --> 06:35.330
<b>دیدیم؟</b>

06:35.550 --> 06:36.670
<b>.نه</b>

06:36.670 --> 06:38.190
<b>.ممنون که وقت گذاشتین</b>

06:40.010 --> 06:41.580
<b>.یه لحظه وایسین، خانم</b>

06:49.450 --> 06:50.840
<b>چیکار باید بکنم؟</b>

06:51.090 --> 06:54.850
<b>حالا که نه می‌تونم با هولمز-سان و
...نه با ریندو-سان مصاحبه کنم</b>

06:56.990 --> 06:58.480
<b>!شین‌اوچی-سان؟</b>

06:58.480 --> 07:00.710
<b>چه بلایی سر صورتتون اومده؟</b>

07:00.710 --> 07:02.940
<b>.سلام،‌ آنی‌-سان</b>

07:02.940 --> 07:04.860
<b>شما هم اومدین لندن؟</b>

07:05.140 --> 07:07.360
<b>اه راستی، سر راه استادم رو ندیدین؟</b>

07:12.150 --> 07:15.920
<b>.راننده طرف راست صورتش رو مخفی کرده بود</b>

07:15.920 --> 07:17.820
<b>.شک ندارم که فانتوم بود</b>

07:17.820 --> 07:20.400
<b>...فردی که شبح اپرا صداش می‌زنن</b>

07:20.400 --> 07:23.700
<b>اغلبِ تئاترهای قدیمیِ این‌چنینی تسخیر‌شده‌ان، اینطور نیست؟</b>

07:23.700 --> 07:27.750
<b>داستان‌های ارواح متعددی هم درمورد
.تئاتر رویال، دروری لین نقل می‌شه</b>

07:28.010 --> 07:28.840
<b>اوه؟</b>

07:32.580 --> 07:35.990
<b>کاش می‌دونستم لوپن چرا انقدر خودشو
.به زحمت انداخت تا فقط تو رو ببینه</b>

07:36.430 --> 07:38.280
<b>تنها چیزی که می‌شه با قطعیت ازش حرف زد</b>

07:38.280 --> 07:42.390
<b>اینه که لوپن و من هردومون گرفتار نفرین بغرنجی
.هستیم که کسی جز خودمون مسببش نیست</b>

07:42.670 --> 07:45.400
<b>.نفرین جنتلمن بودن</b>

07:45.680 --> 07:49.650
<b>یه جنتلمن هیچوقت درمورد کارهایی
.که قراره دست به انجامشون بزنه، دروغ نمی‌گه</b>

07:49.650 --> 07:51.690
<b>.غرورش به‌هیچ‌وجه اجازه‌ی این‌کار رو بهش نمی‌ده</b>

07:51.690 --> 07:54.390
<b>.آه، جوون طفلکی</b>

07:55.020 --> 07:57.410
<b>.احتیاط رو کنار نذار، شرلوک</b>

07:57.850 --> 08:00.640
<b>.شنیدم مأمورای رویس اینجان</b>

08:00.640 --> 08:04.650
<b>.باهاشون ملاقات کردم
،چندان قابل‌اطمینان به‌نظر نمی‌‌اومدن</b>

08:04.650 --> 08:07.160
<b>ولی همه‌مون یک هدف رو که
.حفاظت از الماسه، دنبال می‌کنیم</b>

08:08.350 --> 08:10.050
<b>.انگار اصلاً حالیت نیست</b>

08:10.050 --> 08:13.050
<b>.هدف اونا ریشه‌کن کردن کل هیولاهاست</b>

08:13.280 --> 08:14.820
<b>منظورت چیه؟</b>

08:14.820 --> 08:20.180
<b>گفته می‌شه شب ماقبل آخر
.کلید دستیابی به گرگینه‌هاست</b>

08:20.570 --> 08:21.930
<b>گرگینه‌ها؟</b>

08:22.550 --> 08:25.940
<b>می‌تونم با اطمینان بگم که مأمورای رویس هیچ تلاشی
.برای متوقف ساختن لوپن نمی‌کنن</b>

08:25.940 --> 08:30.540
<b>،لوپن رو بعد از ارتکاب جرم گیر می‌ندازن
.بال‌وپرش رو می‌چینن، و الماس رو می‌دزدن</b>

08:30.540 --> 08:34.070
<b>.و به این طریق پای لوپن رو گیر می‌ندازن</b>

08:34.070 --> 08:35.570
<b>...همچین چیزی</b>

08:36.770 --> 08:40.080
<b>.پس منم الماس رو دوباره ازشون می‌دزدم</b>

08:40.080 --> 08:44.010
<b>.طوری ازش حرف می‌زنی که انگار علف خرسه. اونا قدرتمندن</b>

08:44.010 --> 08:46.080
<b>.من هنوز برگ برنده‌مو رو نکردم</b>

08:47.080 --> 08:49.590
<b>بارتیتسو یه هنر رزمی التقاطی و روش دفاع شخصی‌ـه که در ابتدا 
در انگلستان در سال‌های 1898-1902 رواج یافت و به‌عنوان هنر رزمی 
.جنتلمن» شناخته می‌شه که دربرابر اراذل‌واوباش خیابونی کاربرد داره»</b>

08:47.080 --> 08:49.590
<b>منظورت بارتیتسوـه، شرلوک؟</b>

08:49.900 --> 08:52.180
<b>.ولی حالا دیگه سنی ازت گذشته</b>

08:55.110 --> 08:57.210
<b>،پس دست فانتوم هم با لوپن تو یه کاسه‌ست</b>

08:57.210 --> 09:00.720
<b>.و از طرفی دیگه نمی‌تونیم به دو مأمور رویس اعتماد کنیم</b>

09:01.370 --> 09:06.310
<b>تو رو یاد هشت‌سال پیش که با
پروفسور موریارتی جنگیدیم، نمی‌ندازه؟</b>

09:07.590 --> 09:11.850
<b>به‌نظرت می‌تونیم به اون کارآگاه ژاپنی
اعتماد کنیم؟ کاربر قفس؟</b>

09:13.360 --> 09:16.010
<b>.هنوز مطمئن نیستم... ولی اونام هیولان</b>

09:16.010 --> 09:20.770
<b>احتمالش هست مأمورای رویس سعی کنن
.وسط هرج‌ومرج اونا رو هم از سر راه بردارن</b>

09:21.370 --> 09:25.370
<b>ولی... اون زن نامیراست، مگه نه؟</b>

09:26.770 --> 09:30.500
<b>...مرده‌شورتو ببرن تسوگارو</b>

09:36.010 --> 09:37.130
<b>!از روی چی رد شدیم؟</b>

09:45.120 --> 09:46.810
<b>ا ـ اون دیگه چیه؟</b>

09:49.980 --> 09:50.720
<b>...آه</b>

09:51.110 --> 09:53.280
<b>.تو که همون سر قطع‌شده‌ی دیروزی هستی</b>

09:53.280 --> 09:55.260
<b>اینجا دیگه چیکار می‌کنی؟</b>

09:55.260 --> 09:58.280
<b>.این سؤال واسه شما هم صدق می‌کنه
مگه دستگیر نشده بودین؟</b>

10:00.270 --> 10:04.120
<b>هی، شما دوتا. اگه لطف کنین منو با خودتون
.ببرین بعداً از خجالتتون درمیام</b>

10:10.570 --> 10:12.810
<b>.هوی... هوی،‌ صبر کنین</b>

10:12.810 --> 10:13.750
<b>!صبر کنین، صبر کنین</b>

10:13.750 --> 10:16.010
<b>صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین، صبر کنین‌ــ</b>

10:17.360 --> 10:20.010
<b>واسه چی باید این قفس پرنده رو پیدا کنیم؟</b>

10:20.010 --> 10:21.700
<b>.خوب دنبالش بگرد</b>

10:22.010 --> 10:24.970
<b>می‌شه یه‌بار دیگه به جاده‌ی اصلی برگردیم؟</b>

10:24.970 --> 10:26.520
<b>.اطاعت، خانم</b>

10:33.940 --> 10:34.780
<b>!وای</b>

10:35.020 --> 10:37.030
<b>!اون ماشین رو تعقیب کنین</b>

10:40.780 --> 10:42.270
<b>.خالیه</b>

10:42.270 --> 10:46.780
<b>‫عـه؟ دلم نمی‌خواد یه مقاله در مورد
‫مرگ ریندو-سان بنویسما.</b>

10:46.780 --> 10:48.790
<b>‫اونم چون دستیارش، ایشون رو با یه طوطی اشتباه گرفته.</b>

10:48.790 --> 10:51.950
<b>‫چندبار بگم، استادم نامیراست.</b>

10:51.950 --> 10:54.040
<b>‫اگه همین‌طوری بگردیم،
‫بالاخره سر از یه‌جایی در میاره-</b>

10:54.040 --> 10:56.770
<b>‫تسوگــــارو!</b>

11:01.170 --> 11:02.550
<b>‫شیزوکو-سان!</b>

11:14.270 --> 11:15.690
<b>‫ببخشید!</b>

11:15.690 --> 11:17.060
<b>‫اینو قرض می‌گیرم!</b>

11:40.640 --> 11:42.710
<b>‫خوش برگشتی، استاد.</b>

11:42.710 --> 11:44.130
<b>‫خوب لفتش دادی.</b>

11:44.130 --> 11:45.730
<b>‫بعداً به‌حسابت می‌رسم.</b>

11:45.730 --> 11:48.470
<b>‫ریندو-سان، خداروشکر حال‌تون خوبه!</b>

11:48.470 --> 11:50.140
<b>‫ای‌بابا، خبرنگار کوچولوی خودمونی که.</b>

11:50.420 --> 11:52.500
<b>‫پس تو هم توی لندن بودی.</b>

11:52.500 --> 11:53.310
<b>‫بله.</b>

11:53.700 --> 11:54.730
<b>‫آیا-ساما!</b>

11:57.400 --> 11:59.340
<b>‫خداروشکر حال‌تون خوبه!</b>

11:59.340 --> 12:02.590
<b>‫هرگز نباید تنهاتون می‌ذاشتم!
‫لطفاً من رو ببخشید!</b>

12:02.590 --> 12:05.130
<b>‫شیزوکو، اون دوتا...؟</b>

12:05.130 --> 12:09.410
<b>‫بله، توی پیداکردن‌تون بهم کمک کردن.</b>

12:09.410 --> 12:11.850
<b>‫اوه، یادم رفت اسم‌تون رو بپرسم...</b>

12:11.850 --> 12:14.670
<b>‫نه، نه. اسمم خیلی مهم نیست.</b>

12:16.020 --> 12:19.420
<b>‫یه زن، قفس پرنده و «آیا-ساما»؟</b>

12:19.760 --> 12:22.260
<b>‫پس دارودسته‌ی کاربر قفس شماهایید.</b>

12:22.520 --> 12:25.510
<b>‫برام جالبه که، طرز لباس پوشیدن خاصی دارید.</b>

12:25.510 --> 12:28.890
<b>‫جناب شرلوک هولمز هم به‌همین شکل لباس می‌پوشن.</b>

12:28.890 --> 12:34.350
<b>‫شیزوکو، مثل اینکه با آرسن لوپنِ معروف هم‌مسیر بودی.</b>

12:34.810 --> 12:37.520
<b>‫فکرشو نمی‌کردم که عضو دسته‌ی کاربر قفس باشی.</b>

12:37.900 --> 12:41.190
<b>‫درست بعد از دیدن هولمز
‫با یه کارآگاه دیگه هم روبه‌رو شدم...</b>

12:41.190 --> 12:42.920
<b>‫عجب روز نابی داشتم.</b>

12:42.920 --> 12:44.650
<b>‫احتمالاً منظورت روز افتضاحی‌ـه.</b>

12:44.650 --> 12:46.940
<b>‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم، ریندو آیا.</b>

12:46.940 --> 12:49.600
<b>‫درسته، من آرسن لوپن‌ام.</b>

12:49.600 --> 12:51.310
<b>‫ایشون هم زیردستم، اریک‌ـه.</b>

12:51.310 --> 12:52.660
<b>‫از اسم واقعیم استفاده نکن.</b>

12:53.110 --> 12:55.410
<b>‫اوه، شرمنده. فانتوم هستن.</b>

12:55.410 --> 12:57.240
<b>‫منم از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.</b>

12:57.580 --> 12:59.670
<b>‫راستی، اون دوتا دستیارهاتون هستن؟</b>

12:59.670 --> 13:02.550
<b>‫شاگردشم، و ایشونم خدمت‌کارشون؛ شیزوکو-سانه.</b>

13:02.550 --> 13:04.090
<b>‫اسمت چیه؟</b>

13:04.090 --> 13:08.880
<b>‫به اسم شیطان‌کشِ خوفناک می‌شناسنم،
‫مخلصِ شما؛ شین‌اوچی تسوگارو.</b>

13:08.880 --> 13:10.560
<b>‫از آشنایی باهاتون بسی مفتخر شدم.</b>

13:10.560 --> 13:13.180
<b>‫این «شیطان‌کش» که گفتی دقیقاً چیه؟</b>

13:14.090 --> 13:16.940
<b>‫یعنی؛ از شما قوی‌ترم لوپن جان.</b>

13:23.650 --> 13:27.610
<b>‫از اونجایی که امشب کار دارم
‫ترجیح می‌دم خیلی به خودم فشار نیارم، ولی...</b>

13:33.250 --> 13:34.200
<b>‫یه‌کمی باهات بازی می‌کنم.</b>

13:34.780 --> 13:39.630
<b>‫بگو بینم؛ آرسن لوپن و حسابداری
‫که شب‌ها پولاشو می‌شماره چه وجه اشتراکی دارن؟</b>

13:42.380 --> 13:44.130
<b>‫نظری نداری؟</b>

13:44.130 --> 13:44.960
<b>‫هـا؟</b>

13:45.380 --> 13:47.130
<b>‫جفت‌شون مثل چی سروصدا می‌کنن!</b>

13:55.570 --> 13:57.810
<b>‫اینم از اصل جنس!</b>

14:09.880 --> 14:10.810
<b>‫هـه.</b>

14:15.470 --> 14:17.210
<b>‫بذار یه نیمچه اخطاری بهت بدم؛</b>

14:17.530 --> 14:20.570
<b>‫این پرونده رو بیخیال شو، ریندو آیا.</b>

14:32.000 --> 14:33.650
<b>‫باختما.</b>

14:33.650 --> 14:34.960
<b>‫خودم دیدم.</b>

14:35.280 --> 14:37.730
<b>‫خب، بیاید برگردیم به عمارت فاگ.</b>

14:38.210 --> 14:40.980
<b>‫ولی لوپن همین الان گفت این پرونده رو بیخیال شی.</b>

14:40.980 --> 14:43.180
<b>‫باید برای نمایش مضحک امشب آماده بشیم.</b>

14:53.460 --> 14:55.990
<b>‫ای خدا... انتظار تفتیش بدنی رو نداشتم.</b>

14:56.710 --> 14:58.800
<b>‫فشنگ اضافی آوردی؟</b>

14:58.800 --> 15:00.260
<b>‫حدود ده‌تایی زاپاس آوردم.</b>

15:00.260 --> 15:03.350
<b>‫دست‌خوش. بعداً یه شیش‌تاشو قرض بده.</b>

15:03.350 --> 15:06.000
<b>‫تفنگم حدود سه ساعت دیگه خالی می‌شه.</b>

15:06.560 --> 15:08.200
<b>‫می‌خوای از تفنگ استفاده کنی؟!</b>

15:08.200 --> 15:10.210
<b>‫اجازه می‌دید بنده هم رد شم؟</b>

15:10.760 --> 15:14.240
<b>‫اون کفش‌ها کاملاً نو هستن،
‫ولی زیره‌شون حسابی زوارش در رفته.</b>

15:14.240 --> 15:16.610
<b>‫توی شغل‌تون زیاد پیاده‌روی می‌کنید؟</b>

15:16.610 --> 15:19.040
<b>‫بازرس پلیس شهر پاریس هستم.</b>

15:19.040 --> 15:20.840
<b>‫شما باید گانیمارد-سان باشید.</b>

15:20.840 --> 15:23.020
<b>‫مشکلی نداره که ازش مطمئن شم؟</b>

15:24.400 --> 15:25.240
<b>‫هوی!</b>

15:25.240 --> 15:25.960
<b>‫چه-</b>

15:27.900 --> 15:30.150
<b>‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم، بازرس گانیمارد.</b>

15:30.430 --> 15:33.320
<b>‫همون‌طور که شایعات می‌گن، انگار
‫توی پرونده‌های مرتبط با لوپن استاد هستید.</b>

15:39.460 --> 15:42.180
<b>‫بازرس گانیمارد از پلیس پاریس هستم.</b>

15:42.180 --> 15:43.920
<b>‫منتظرتون بودم.</b>

15:48.730 --> 15:51.420
<b>‫دارودسته‌ی کاربر قفس هنوز نرسیدن؟</b>

15:51.420 --> 15:55.210
<b>‫تا یه‌کم پیش اینجا بودن.
‫ازم خواستن این رو بدم بهتون.</b>

15:57.880 --> 16:01.330
<b>‫«ما از بخش‌های بالایی محافظت می‌کنیم
‫تا یه‌وقت تو دست‌وپای شما نباشیم.</b>

16:01.330 --> 16:03.640
<b>‫لطفاً مراقب زیرزمین باشید.»</b>

16:04.410 --> 16:06.820
<b>‫در مورد کدوم بخش‌ها حرف می‌زنن؟</b>

16:07.360 --> 16:10.070
<b>‫اون‌ها به نوک برج اشاره کردن.</b>

16:10.070 --> 16:14.600
<b>‫بگذریم. مطمئنم اون‌ها هم
‫متدهای خودشون رو برای انجام کار دارن.</b>

16:14.600 --> 16:16.070
<b>‫بیاید موقعیت‌هامون رو تأیید کنیم.</b>

16:16.340 --> 16:19.990
<b>‫سرجمع ۱۱۱ نفر قراره از این عمارت محافظت کنن،</b>

16:19.990 --> 16:23.120
<b>‫ولی باید اون‌هایی که توی
‫تالار جرائم فرعی هستن رو فاکتور بگیریم،</b>

16:23.120 --> 16:26.460
<b>‫تا بتونیم جلوی تغییر قیافه و نفوذ
‫لوپن به جمع‌مون رو بگیریم.</b>

16:26.460 --> 16:29.010
<b>‫من و فاطیما از طبقات بالایی محافظت می‌کنیم.</b>

16:29.410 --> 16:32.720
<b>‫یه ثانیه دیگه هم تحمل ندارم توی
‫این اتاقِ پرِگردوخاک بمونم.</b>

16:32.990 --> 16:35.720
<b>‫به‌خاطر اینه که اون بالا خیلی راحت‌تر
‫می‌شه لوپن رو محاصره کرد،</b>

16:35.720 --> 16:37.770
<b>‫اون‌هم بعد از اینکه الماس رو دزدید؟</b>

16:39.720 --> 16:44.860
<b>‫وظیفه‌ی ما محافظت از دارایی‌های
‫جناب فیلیاس فاگ‌ـه. همین‌و‌بس.</b>

16:48.900 --> 16:49.980
<b>‫واتسون-کون.</b>

16:49.980 --> 16:53.450
<b>‫بعد از پیروزی‌مون چاقش کن. این‌طوری بیشتر می‌چسبه.</b>

16:54.380 --> 16:56.410
<b>‫بهتره که بتونیم این‌دفعه رو ببریم.</b>

16:57.450 --> 17:01.800
<b>‫این‌طوری یعنی فقط شیش‌تامون اینجا می‌مونیم.</b>

17:01.800 --> 17:05.000
<b>‫حدوداً سه ساعت تا زمانی که توی
‫نامه‌ش اعلام کرده بود وقت داریم.</b>

17:05.340 --> 17:07.530
<b>‫بهتره هرچی زودتر چفت‌و‌بست کنیم.</b>

17:07.860 --> 17:09.230
<b>‫درو ببندید.</b>

17:09.230 --> 17:11.480
<b>‫فاگ-سان، الماس کجاست؟</b>

17:11.480 --> 17:14.380
<b>‫قبل از اینکه همه‌تون بیاید بررسیش کردم.</b>

17:14.380 --> 17:18.390
<b>‫پس بیاید دعا کنیم که
‫تا سه ساعت دیگه هنوز اون تو باشه.</b>

17:50.170 --> 17:51.670
<b>‫خب، استاد...</b>

17:52.680 --> 17:54.920
<b>‫نقال راکوگوی نالایق‌تون؛ شین‌اوچی تسوگارو</b>

17:52.680 --> 17:54.920
<b>راکوگو؛ حالتی از داستان‌سرایی طنز به شکل تئاتر
‫که تمامی نقش‌ها توسط یک نفر اجرا می‌شوند.</b>

17:55.400 --> 17:58.430
<b>‫ناظر این نمایش «کوزه‌دزد» می‌شه.</b>

17:55.400 --> 17:58.430
<b>‫کوزه‌دزد؛ نام سری کتاب‌های معمایی، جنایی
‫به قلم جی. مایکل اورنداف می‌باشد.</b>

18:00.180 --> 18:02.310
<b>‫هوی، کسی پرید تو آب؟!</b>

18:02.890 --> 18:07.310
<b>‫برید دنبالش، ردشو بزنید!</b>

18:07.860 --> 18:10.070
<b>‫رفت به‌سمت دروازه‌ی اصلی، زود باشید!</b>

18:23.690 --> 18:24.580
<b>‫چی؟!</b>

18:25.470 --> 18:28.280
<b>‫می‌گن یکی از ساختمون شمالی به داخل نفوذ کرده.</b>

18:28.280 --> 18:31.330
<b>‫و یونیفرم یکی از نگهبان‌ها هم دزدیده شده!</b>

18:33.060 --> 18:36.490
<b>‫ولی، هنوز حدود پنجاه دقیقه تا ساعت ۱۱ مونده.</b>

18:37.460 --> 18:39.590
<b>‫هوی هولمز، شنیدی چی گفتم؟</b>

18:44.600 --> 18:45.310
<b>‫هــا؟!</b>

18:54.820 --> 18:56.440
<b>‫چیکار کردید؟!</b>

18:56.440 --> 18:58.180
<b>‫معنی این کارها چیه؟!</b>

18:58.180 --> 19:00.200
<b>‫الان دیگه هیچ‌ راهی برای باز کردن اون در نیست.</b>

19:00.200 --> 19:03.200
<b>‫که یعنی خودمون هم اینجا گیر افتادیم!</b>

19:03.200 --> 19:05.830
<b>‫البته که، تا ابد نیست.</b>

19:05.830 --> 19:09.040
<b>‫امروز صبح اول‌وقت یه قفل‌ساز کاردرست خبر کردن.</b>

19:09.040 --> 19:12.560
<b>‫حتی با این کارم، بازم پنج شیش ساعت
‫طول می‌کشه تا درو باز کنه.</b>

19:12.560 --> 19:15.210
<b>‫یه نصفه‌روز بدون غذا که نمی‌میریم.</b>

19:15.500 --> 19:19.730
<b>‫چیزی که الان از همه مهم‌تره اینه که؛</b>

19:19.730 --> 19:23.390
<b>‫هیچ‌کس بین ساعت یازده تا یازده‌و‌نیم
‫نمی‌تونه وارد این اتاق بشه.</b>

19:24.330 --> 19:27.740
<b>‫لوپن ادعا کرده که می‌تونه هر قفلی رو باز کنه.</b>

19:27.740 --> 19:30.980
<b>‫ولی اگه قفلی نباشه که بتونه باهاش کلنجار بره،</b>

19:30.980 --> 19:33.730
<b>‫حتی اون هم نمی‌تونه راهی به داخل پیدا کنه.</b>

19:34.950 --> 19:36.730
<b>‫فوق‌العاده‌ست.</b>

19:37.060 --> 19:39.740
<b>‫اینطوری سیستم دفاعی‌مون تکمیل می‌شه.</b>

19:41.500 --> 19:43.240
<b>‫خب، لوپن...</b>

19:46.970 --> 19:48.730
<b>‫حرکت بعدیت چیه؟</b>

20:00.010 --> 20:01.760
<b>‫۱۱:۵۵ ـه.</b>

20:01.760 --> 20:03.300
<b>‫باید خیلی مراقب باشیم.</b>

20:03.300 --> 20:07.640
<b>‫هولمز-سان، واتسون-سان،
‫لطفاً چشم‌تون به گاوصندوق باشه.</b>

20:07.890 --> 20:09.140
<b>‫به‌روی چشم.</b>

20:09.390 --> 20:11.250
<b>‫۱۰:۵۸ شد.</b>

20:25.660 --> 20:27.720
<b>‫هیچ خبری هم نشد.</b>

20:29.410 --> 20:30.570
<b>‫چی شد؟!</b>

20:48.810 --> 20:49.810
<b>‫آب!</b>

20:51.070 --> 20:54.560
<b>‫گفتن دیوار بیرونی زیر برج منفجر شده!</b>

20:58.790 --> 21:00.110
<b>‫رکب خوردیم.</b>

21:00.110 --> 21:03.750
<b>‫این آبی‌ـه که از خندق میاد.
‫مایعات می‌تونن راحت از اون دریچه رد شن.</b>

21:03.750 --> 21:06.020
<b>‫حتی اگه آب هم رد شه، بازم گاوصندوق...</b>

21:06.020 --> 21:06.740
<b>‫آره.</b>

21:08.770 --> 21:13.830
<b>‫ولی اگه زیر آب باشیم
‫نمی‌تونیم از گاوصندوق محافظت کنیم.</b>

21:15.000 --> 21:16.900
<b>‫چطور این اتفاق افتاد؟</b>

21:20.000 --> 21:27.500
<b>DAWN | CWTHIERRY</b>

21:20.000 --> 21:27.500
<b>Film2Media</b>
