WEBVTT

00:01.982 --> 00:04.185
‫"سایس ماجری آ کریسوس"‬

00:04.209 --> 00:05.988
‫این‌ها یعنی چی؟‬

00:06.012 --> 00:07.804
‫شاید بهت بگم‬

00:07.830 --> 00:10.802
‫از لانگ جان سیلور دور می‌مونی، فهمیدی چی گفتم؟‬

00:10.826 --> 00:12.563
‫شاید بتونم پسرتون رو‬

00:12.596 --> 00:14.647
‫با فوت‌وفن شگفت‌انگیز تجارت آشنا کنم‬

00:14.672 --> 00:16.737
‫از دست لانگ جان سیلور ازمون محافظت می‌کنه‬

00:17.010 --> 00:18.635
‫این‌قدر طفره نرین‬

00:18.660 --> 00:21.352
‫خواهش می‌کنم، اگه قراره ازتون محافظت کنم،‬
‫باید حقیقت رو بدونم‬

00:25.689 --> 00:26.856
‫آخ!‬

00:29.132 --> 00:31.670
‫ما خودِ مردمیم!‬

00:32.088 --> 00:34.182
‫این کشتی مال من می‌شه، جیم‬

00:38.906 --> 00:46.906
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:46.930 --> 00:52.930
‫تـرجـمـه از:‬
‫« پـارسـا سـرپـرسـت »‬

00:59.468 --> 01:01.141
‫لانگ جان‬

01:03.805 --> 01:07.306
‫همه‌ی رفقایی رو که بهشون اعتماد دارین و‬
‫الان کشیک ندارن،‬

01:08.293 --> 01:10.939
‫توی غذاخوری جمع کنین تا حرف بزنیم‬

01:11.363 --> 01:14.440
‫این سفر اون چیزی نیست که فکر می‌کنین، رفقا‬

01:41.660 --> 01:44.013
‫داره برای شورش آماده می‌شه‬

01:44.037 --> 01:47.100
‫پنج روز پیش این‌جا بودیم‬

01:47.124 --> 01:49.894
‫جنوب سانتاکروز، رو به غرب،‬

01:49.918 --> 01:51.980
‫به مقصد این‌جا،‬

01:52.004 --> 01:53.171
‫جامائیکا‬

01:54.565 --> 01:58.820
‫ولی طبق حساب‌وکتابم از روی ستاره‌ها،‬

01:58.844 --> 02:01.698
‫الان داریم به طرف جنوب می‌ریم‬

02:01.722 --> 02:03.867
‫دقیقاً به کجا؟‬

02:03.891 --> 02:05.850
‫نمی‌دونم، رفقا‬

02:07.227 --> 02:09.037
‫ولی بیوه‌ی هاوکینز،‬

02:09.061 --> 02:11.527
‫که یه نسخه از نقشه‌ی ناخدا فلینت دستشه،‬

02:11.552 --> 02:13.501
‫به یه کشتی و خدمه نیاز داره‬

02:13.525 --> 02:16.421
‫تا گنج رو برگردونه انگلستان، مگه نه؟‬

02:16.445 --> 02:20.327
‫همه دیدیم چطور برای آقای گراهام دلبری می‌کنه‬

02:22.314 --> 02:27.098
‫پس الان داریم می‌ریم...‬

02:27.122 --> 02:28.957
‫دنبال گنج ناخدا فلینت‬

02:33.434 --> 02:37.504
‫نه، رفقا، حرف شورش رو پیش نکشین‬

02:38.468 --> 02:41.490
‫وقت زیادی برامون نمونده‬

04:14.613 --> 04:16.633
‫بنازمت، مگ!‬

04:16.658 --> 04:19.129
‫ازم یه آدم تازه ساختی!‬

04:22.633 --> 04:24.884
‫یه آدم کامل!‬

05:12.475 --> 05:17.275
‫« جـزیـره‌ی گـنـج »‬

05:20.671 --> 05:24.287
‫کشتی‌مون خیلی آسیب دیده‬

05:24.312 --> 05:27.560
‫بخش زیادی از آذوقه‌مون رو از دست دادیم‬

05:27.585 --> 05:32.357
‫برای همین، جیره‌ی غذای همه نصف می‌شه‬

05:32.381 --> 05:36.253
‫علاوه بر این، جراح کشتی‌مون هم مُرده‬

05:36.279 --> 05:40.101
‫پس همه باید به بیمارها و زخمی‌ها رسیدگی کنیم‬

05:40.126 --> 05:43.647
‫مخصوصاً حالا که توی منطقه‌ی گرمسیری هستیم،‬

05:43.672 --> 05:45.966
‫خطر بیماری خیلی جدیه‬

05:46.837 --> 05:48.152
‫تو این شرایط،‬

05:48.177 --> 05:51.554
‫همه باید هوشیار بمونیم و به مشروب لب نزنیم‬

05:54.927 --> 05:57.058
‫به خدمه گفته نقشه دست منه‬

05:57.083 --> 05:59.479
‫فکر کنم می‌خواد کشتی رو تصرف کنه‬

05:59.716 --> 06:02.043
‫اون‌وقت سرنوشت‌مون می‌افته دست اون‬

06:02.068 --> 06:04.210
‫سرنوشتِ من می‌افته دست اون‬

06:04.234 --> 06:06.317
‫باید به آقای گراهام بگیم‬

06:06.342 --> 06:08.548
‫بدون این‌که بگیم نقشه دست ماست؟‬

06:08.572 --> 06:11.467
‫اون کشتی و خدمه داره‬

06:11.491 --> 06:14.172
‫ولی نه زبون فلینت رو می‌فهمه، نه طرز فکرش رو‬

06:14.197 --> 06:16.103
‫می‌دونه با سیلور ارتباط داریم‬

06:17.247 --> 06:19.124
‫و می‌خواد خودم حقیقت رو بهش بگم‬

06:23.086 --> 06:24.880
‫حقیقت رو بگیم، دستگیرمون می‌کنن‬

06:25.821 --> 06:28.091
‫آقای گراهام آدم درستکاریه‬

06:28.964 --> 06:31.303
‫توی این دنیا از این آدم‌ها پیدا نمی‌شه، جیم‬

06:32.491 --> 06:35.116
‫ولی فکر کنم بتونم حقیقت رو جوری تعریف کنم‬

06:35.140 --> 06:36.688
‫که به نفع‌مون باشه‬

06:36.713 --> 06:38.645
‫و راضیش کنم ازمون محافظت کنه‬

06:38.670 --> 06:41.384
‫مامان، آقای گراهام‬

06:41.409 --> 06:44.524
‫یه مرد محترم از طبقه‌ی بالای جامعه‌ی اروپاست‬

06:47.400 --> 06:49.613
‫فکر کنم ترجیح می‌ده...‬

06:50.642 --> 06:52.407
‫با یه خانمِ...‬

06:53.437 --> 06:54.957
‫بافرهنگ باشه‬

06:56.134 --> 06:57.418
‫روی عرشه باهام کار دارن‬

07:38.884 --> 07:42.739
‫من چه ارتباطی با لانگ جان سیلور دارم؟‬
‫اون چه ارتباطی با من داره؟‬

07:42.764 --> 07:44.563
‫حقیقت رو بهتون می‌گم، آقای گراهام‬

07:55.859 --> 07:59.259
‫این ماجراهایی که‬
‫با این جزئیات گفتین، خانم هاوکینز،‬

08:00.406 --> 08:02.133
‫باید حسابی شما و پسرتون رو عذاب داده باشه‬

08:02.157 --> 08:03.927
‫واقعاً همین‌طوره، آقا‬

08:03.951 --> 08:06.179
‫پس تصور کنین چقدر بیشتر آشفته شدم،‬

08:06.203 --> 08:08.098
‫وقتی به‌عنوان مسافر،‬

08:08.122 --> 08:10.683
‫به لطف شما سوار این کشتی شدم‬

08:10.707 --> 08:12.678
‫و این‌جا لانگ جان سیلور رو دیدم...‬

08:12.703 --> 08:13.843
‫چرا؟‬

08:15.154 --> 08:17.811
‫اگه دیده شما نقشه رو سوزوندین...‬

08:18.963 --> 08:21.427
‫چرا باید روی کشتی من دنبال‌تون بیاد؟‬

08:22.667 --> 08:25.015
‫فکر می‌کنه از روش یه نسخه کشیدم‬

08:29.059 --> 08:31.162
‫پس وقتی هُلش دادین توی آب...‬

08:31.187 --> 08:33.999
‫جون پسرم رو تهدید کرد، آقا‬

08:34.023 --> 08:35.417
‫من مادرم‬

08:35.441 --> 08:36.651
‫البته‬

08:42.994 --> 08:46.005
‫نباید بذاریم این وضع ادامه پیدا کنه، خانم‬

08:46.030 --> 08:47.850
‫باید به ناخدا اسمولت خبر بدیم‬

08:47.874 --> 08:49.959
‫نه، خواهش می‌کنم، آقا، خواهش می‌کنم‬

08:51.252 --> 08:53.188
‫راستش...‬

08:53.212 --> 08:56.149
‫توی همین یک ساعت گذشته،‬

08:56.173 --> 08:58.384
‫لای وسایلم یه چیزی پیدا کردم...‬

08:59.569 --> 09:01.821
‫یه نسخه از نقشه‌ی ناخدا فلینت‬

09:03.724 --> 09:07.119
‫فکر کنم همون مردی که بهتون گفتم،‬
‫نقشه رو اون‌جا گذاشته بود،‬

09:07.143 --> 09:08.518
‫بیلی بونز‬

09:09.324 --> 09:12.885
‫خیال می‌کرد می‌تونه دل من رو به دست بیاره‬

09:15.815 --> 09:17.393
‫خدا می‌دونه چرا‬

09:24.675 --> 09:26.903
‫وای، آقای گراهام‬

09:26.927 --> 09:29.036
‫دیگه از پا افتادم‬

09:29.061 --> 09:31.867
‫از وقتی این نقشه دستمه،‬

09:31.891 --> 09:34.327
‫تموم بدنم می‌لرزه‬

09:34.351 --> 09:36.246
‫کافیه، کافیه، خواهش می‌کنم‬

09:36.270 --> 09:38.915
‫می‌ترسم...‬

09:38.939 --> 09:41.794
‫این ماجرا نابودم کنه‬

09:41.819 --> 09:44.032
‫اَنِ عزیزم...‬

09:44.056 --> 09:46.003
‫هنوز شش هفته هم از مرگش نگذشته، من...‬

09:49.829 --> 09:52.288
‫من رو ببخشین، خانم هاوکینز، من...‬

09:54.040 --> 09:55.958
‫باید ازتون بخوام برین بیرون‬

09:59.198 --> 10:01.326
‫اَن یه زن سردمزاج و حوصله‌سربر بود‬

10:24.523 --> 10:27.650
‫سلام، جیمی‌جون!‬

10:30.851 --> 10:32.853
‫شونه‌به‌شونه‌ی هم جنگیدیم‬

10:34.271 --> 10:36.842
‫جنگ و خون‌ریزی ما رو به هم پیوند داده‬

10:52.888 --> 10:54.371
‫خب، آقای سیلور...‬

10:55.007 --> 10:57.552
‫با این پای جدید، اوضاع‌تون بهتره‬

10:57.577 --> 11:00.080
‫هرچند یه تیکه‌ی حسابی از پوستم رو هم بریدی‬

11:00.104 --> 11:01.248
‫تا این پا گیرم بیاد‬

11:01.272 --> 11:03.031
‫من جون‌تون رو نجات دادم، آقای سیلور‬

11:05.314 --> 11:06.690
‫چرا این کار رو کردی؟‬

11:08.234 --> 11:10.212
‫چون شما جون من رو نجات دادین‬

11:10.236 --> 11:12.337
‫معامله‌ی منصفانه‌ای بود‬

11:12.362 --> 11:14.299
‫نه بیشتر، نه کمتر‬

11:14.323 --> 11:16.033
‫معامله‌ی منصفانه‬

11:16.741 --> 11:19.804
‫دنیای امروز رو باید با همین دید ببینی،‬

11:19.828 --> 11:21.247
‫همون‌طور که مادرت هم می‌خواد‬

11:22.748 --> 11:24.768
‫چیزی که مادرم برام می‌خواد با...‬

11:24.792 --> 11:27.836
‫چیزی که خودت می‌خوای فرق داره؟‬

11:29.380 --> 11:31.632
‫بیا یه‌کم پیشم بشین، جیم‬

11:34.716 --> 11:36.620
‫به نظر من، مادرت،‬

11:36.645 --> 11:39.073
‫آخه این برنامه رو اون ریخته، نه تو...‬

11:39.948 --> 11:42.886
‫باید مردی با کشتی و خدمه رو با خودش همراه کنه‬

11:42.910 --> 11:45.930
‫تا گنج رو برگردونه انگلستان‬

11:45.954 --> 11:47.834
‫آقای گراهام‬

11:47.858 --> 11:49.544
‫آره، جیم‬

11:49.569 --> 11:51.172
‫آقای گراهام‬

11:52.669 --> 11:54.981
‫مردی که یه بار تسلیم وسوسه بشه،‬

11:55.005 --> 11:59.444
‫ممکنه به گناه‌های دیگه هم کشیده بشه‬

11:59.468 --> 12:02.174
‫به نظرت ممکن نیست همچین آدمی‬

12:02.199 --> 12:04.129
‫وقتی نقشه رو به دست آورد،‬

12:04.154 --> 12:06.159
‫گلوی تو و مادرت رو ببره،‬

12:06.183 --> 12:08.394
‫و گنج رو تنهایی برای خودش برداره؟‬

12:09.842 --> 12:13.909
‫با وزش باد خوب، کم‌تر از دو هفته تا جامائیکا راهه‬

12:13.941 --> 12:16.920
‫وقت تصمیم‌گرفتنه‬

12:16.944 --> 12:20.531
‫تو باید انتخاب کنی، جیم‬

12:21.573 --> 12:22.966
‫نه مادرت‬

12:23.784 --> 12:26.298
‫یعنی اگه درست فهمیده باشم،‬

12:26.323 --> 12:28.175
‫می‌خواین کشتی رو تصرف کنین؟‬

12:28.200 --> 12:30.308
‫نه، جیم، حرف شورش رو نزن‬

12:30.332 --> 12:32.399
‫من فقط دارم می‌گم‬

12:32.424 --> 12:34.354
‫مثلاً منو ببین،‬

12:34.379 --> 12:37.459
‫یه دریانورد پیر و کارکشته، توی اوج زندگیش،‬

12:37.484 --> 12:40.026
‫که خواسته‌های زیادی نداره‬

12:40.050 --> 12:41.694
‫و فقط با نصف گنج ناخدا فلینت،‬

12:41.718 --> 12:46.825
‫می‌تونه شاهانه زندگی کنه‬

12:46.849 --> 12:49.143
‫اگه منظورم رو گرفته باشی، جیم‬

12:56.896 --> 12:59.357
‫به پیشنهادتون فکر می‌کنم، آقای سیلور‬

13:16.000 --> 13:18.495
‫می‌خواین از این الیزابت هاوکینز‬

13:18.520 --> 13:20.253
‫نقشه رو بگیرم؟‬

13:21.671 --> 13:22.839
‫بعدش چی؟‬

13:28.171 --> 13:30.013
‫کجا بودی؟‬

13:31.240 --> 13:33.076
‫یه دوری روی عرشه زدم‬

13:33.100 --> 13:34.685
‫من که ندیدمت‬

13:36.781 --> 13:38.342
‫رام خوردی‬

13:38.367 --> 13:40.648
‫داشتم اوضاع رو می‌سنجیدم، مامان‬

13:42.501 --> 13:45.343
‫فکر کنم آقای سیلور حاضر باشه باهامون معامله کنه‬

13:45.367 --> 13:47.595
‫- قرار بذاریم گنج رو قسمت کنیم‬
‫- نه، جیم‬

13:47.619 --> 13:50.181
‫قول و قرار برای همچین آدمی ارزشی نداره‬

13:50.205 --> 13:51.933
‫پس الان باید چی کار کنیم؟‬

13:51.957 --> 13:54.227
‫همون کاری که تا الان می‌کردیم‬

13:54.251 --> 13:55.895
‫جیم، خیلی نزدیک شدیم‬

13:55.919 --> 13:57.629
‫دیگه چیزی نمونده کشتی مال ما بشه‬

14:00.400 --> 14:02.442
‫به گراهام گفتی نقشه دست ماست‬

14:03.155 --> 14:05.675
‫- بهش گفتی کجاست؟‬
‫- نه‬

14:05.700 --> 14:09.446
‫نه، فقط اون‌قدر گفتم که بتونه کمک‌مون کنه‬

14:10.822 --> 14:12.362
‫بدون این‌که از من بپرسی؟‬

14:13.549 --> 14:17.180
‫اگه گراهام اون‌قدر که فکر می‌کنی‬
‫ساده و درستکار نباشه چی؟‬

14:17.204 --> 14:19.390
‫من از پس هر مردی برمیام‬

14:19.414 --> 14:20.957
‫چه درستکار باشه، چه نباشه‬

14:22.090 --> 14:24.058
‫خودت هم خوب می‌دونی‬

14:41.276 --> 14:43.922
‫این غذاها رو دور بریزین‬

14:43.946 --> 14:46.716
‫آقای کمرون، از انبار تله و طعمه و سم بیارین‬

14:46.740 --> 14:48.760
‫سم رو توی تمام کشتی پخش کنین،‬

14:48.784 --> 14:50.637
‫همه‌ی خدمه باید کمک کنن‬

14:50.661 --> 14:52.514
‫باید این موش‌ها رو از بین ببریم،‬

14:52.538 --> 14:54.498
‫وگرنه بیماری زودتر از گرسنگی ما رو می‌کشه‬

14:55.624 --> 14:57.477
‫چی کار کنیم؟ یه لقمه غذا هم نداریم،‬

14:57.501 --> 14:59.562
‫هنوز دو هفته هم تا بندر راهه‬

14:59.586 --> 15:01.272
‫چطور به این حال و روز افتادیم؟‬

15:01.296 --> 15:04.150
‫از وقتی گربه‌ی کشتی مرده، موش‌ها زیاد شدن‬

15:04.174 --> 15:06.945
‫بله، گربه‌ای که آقای سیلور کشت‬

15:06.969 --> 15:10.273
‫ناخدا، من قسم خوردم‬

15:10.298 --> 15:13.152
‫تا رسیدن به بندر، همه رو سیر نگه دارم،‬

15:13.176 --> 15:15.637
‫هر بندری که می‌خواد باشه‬

15:16.353 --> 15:19.624
‫و مطمئن باشین به قسمم عمل می‌کنم‬

15:19.648 --> 15:23.753
‫خب، خوشایند نیست،‬

15:23.777 --> 15:27.666
‫ولی اون سرباز زخمی تا غروب زنده نمی‌مونه‬

15:27.691 --> 15:31.094
‫نه، آقای سیلور، ما گوشت آدم نمی‌خوریم‬

15:31.118 --> 15:32.762
‫نمی‌گم اون مرد رو بخوریم‬

15:32.786 --> 15:34.881
‫می‌گم ازش طعمه بسازیم‬

15:37.040 --> 15:41.062
‫ناخدا، از طرف این مردهای شریف ازتون می‌خوام‬

15:41.086 --> 15:44.524
‫یه چرخ بالابر محکم بسازین‬

15:44.548 --> 15:47.443
‫بگین سرملوان یه تور ببافه،‬
‫به اندازه‌ی محوطه‌ی پرتاب کریکت‬

15:47.467 --> 15:49.928
‫و وقتی بهترین تیراندازتون رو انتخاب کردین...‬

15:53.145 --> 15:56.466
‫می‌گم جسد اون سرباز رو بیارن روی عرشه‬

17:04.394 --> 17:08.666
‫زور بزنین! زور بزنین! زور بزنین!‬

17:08.690 --> 17:10.709
‫یالا!‬

17:10.733 --> 17:12.402
‫بیشتر زور بزنین!‬

17:13.128 --> 17:15.405
‫طناب رو نگه دارین!‬

17:16.216 --> 17:17.717
‫دوباره!‬

17:19.137 --> 17:21.307
‫بدینش پایین!‬

17:57.220 --> 18:00.620
‫اون‌جاست! داره میاد، رفقا!‬

18:10.996 --> 18:12.854
‫خیلی بزرگه‬

18:18.476 --> 18:20.720
‫آماده، رفقا! پشت بالابر!‬

18:21.721 --> 18:24.158
‫بکشین!‬

18:24.182 --> 18:25.433
‫بکشین!‬

18:28.853 --> 18:32.291
‫بکشین!‬

18:32.315 --> 18:34.752
‫- بکشین!‬
‫- بکشین!‬

18:34.776 --> 18:36.503
‫بکشین!‬

18:36.527 --> 18:38.321
‫بکشین!‬

18:40.823 --> 18:42.509
‫بکشین!‬

18:42.533 --> 18:45.220
‫بکشین، رفقا!‬

18:45.244 --> 18:47.181
‫بکشین!‬

18:47.205 --> 18:49.558
‫بکشین!‬

18:49.582 --> 18:53.395
‫- بکشین!‬
‫- بکشین!‬

18:53.419 --> 18:55.463
‫شلیک کنین، قربان‬

18:58.096 --> 19:01.302
‫آقای آرا، بیارینش داخل‬

19:04.430 --> 19:06.349
‫بجنبین، رفقا‬

19:08.760 --> 19:10.901
‫بیارینش پایین‬

19:10.926 --> 19:12.094
‫آقای خان!‬

19:19.472 --> 19:21.156
‫ایول!‬

19:27.662 --> 19:31.707
‫فکر کنم شانس آوردیم که این بانوی دریا‬
‫به تورمون افتاد‬

19:34.710 --> 19:37.045
‫تا برسیم بندر، حسابی می‌خوریم!‬

19:41.330 --> 19:43.731
‫می‌دونم عصبانی‌ای، مامان،‬
‫ولی اگه آزادش نکرده بودم،‬

19:43.755 --> 19:45.887
‫همه‌مون مرده بودیم.‬
‫اون جونم رو نجات داد‬

19:45.912 --> 19:48.242
‫فقط چون فکر می‌کنه تو می‌دونی نقشه کجاست‬

19:48.266 --> 19:50.560
‫ازش دور می‌مونی، فهمیدی؟‬

20:12.582 --> 20:15.770
‫سیلور گربه رو کشت. موش‌ها آذوقه‌مون رو خوردن‬

20:15.794 --> 20:17.855
‫بعد با کلی گوشت کوسه نجات‌مون داد،‬

20:17.879 --> 20:19.273
‫و خدمه هم حسابی خوشحال شدن،‬

20:19.297 --> 20:22.234
‫همون‌ها که بهشون گفته نقشه دست منه‬

20:22.258 --> 20:25.488
‫حالا هم آماده‌ست کشتی رو تصرف کنه،‬

20:25.512 --> 20:26.972
‫کشتی شما رو‬

20:28.390 --> 20:30.501
‫باید تصمیم بگیریم قدم بعدی‌مون چیه‬

20:30.976 --> 20:32.227
‫بگیریم؟‬

20:34.104 --> 20:36.137
‫فکر می‌کردم با هم تفاهم داریم‬

20:38.730 --> 20:40.735
‫بله...‬

20:41.891 --> 20:44.977
‫خانم هاوکینز، داشتم فکر می‌کردم...‬

20:46.616 --> 20:48.493
‫از آخرین صحبتی که با هم داشتیم...‬

20:50.296 --> 20:52.858
‫با توجه به این‌که شما...‬

20:52.882 --> 20:54.968
‫این نقشه‌ی کذایی رو دارین...‬

20:57.215 --> 21:01.068
‫شاید نزدیک‌تر شدن‌مون...‬

21:01.893 --> 21:03.645
‫خب، شاید فکر خوبی نباشه‬

21:25.483 --> 21:28.629
‫وای، آرون، امان از این نقشه‌ی نفرین‌شده‬

21:28.655 --> 21:31.775
‫شاید بهتر باشه بسوزونمش. دوباره‬

21:31.799 --> 21:34.597
‫شاید همین بهتر باشه‬

21:34.622 --> 21:36.499
‫این نقشه فقط بین ما فاصله می‌اندازه‬

21:38.204 --> 21:40.349
‫با این حال،‬

21:40.373 --> 21:42.396
‫دلت می‌خواد جیم یه مرد متشخص بشه‬

21:42.421 --> 21:44.590
‫آره، آره، واقعاً می‌خوام‬

21:46.217 --> 21:51.068
‫فقط... خیلی پیچیده‌ست‬

21:51.093 --> 21:53.075
‫چی پیچیده‌ست؟‬

21:53.099 --> 21:56.936
‫باید اول نقشه رو رمزگشایی کرد‬

21:57.862 --> 21:59.814
‫رمزگشایی؟‬

22:01.496 --> 22:04.958
‫شاید اگه ببینمش، بتونم کمک کنم‬

22:08.001 --> 22:12.259
‫اون‌قدر از لانگ جان سیلور می‌ترسم‬

22:12.284 --> 22:15.722
‫که ترجیح می‌دم نقشه مخفی بمونه،‬

22:15.746 --> 22:19.611
‫تا وقتی اون رو توی بازداشتگاه بندازن‬

22:19.643 --> 22:25.269
‫و کشتی و خدمه کاملاً تحت اختیار تو باشن‬

22:27.230 --> 22:29.858
‫اون‌وقت، عزیز دلم...‬

22:30.900 --> 22:34.070
‫همه‌چیز رو نشونت می‌دم‬

22:43.288 --> 22:46.350
‫ای پروردگار جاودان، تو را شکر می‌گوییم‬

22:46.374 --> 22:49.645
‫که ما را از گزند دشمن حفظ کردی‬

22:49.669 --> 22:53.232
‫و به ما که در دریا سفر می‌کنیم امنیت بخشیدی،‬

22:53.256 --> 22:57.236
‫تا سالم به خشکی و نعمت‌هایش بازگردیم‬

22:57.260 --> 23:00.322
‫و نام مقدست را پرستش کنیم‬

23:00.346 --> 23:03.308
‫- آمین‬
‫- آمین‬

23:04.502 --> 23:07.371
‫زاویه‌تون با باد رو حفظ کنین، آقایون.‬
‫بادبون‌ها رو پُرباد نگه دارین‬

23:07.396 --> 23:08.814
‫مرخصین‬

23:17.128 --> 23:18.629
‫مرخصین‬

23:23.726 --> 23:26.651
‫ناخدا، جسارتم رو ببخشین، ولی...‬

23:27.910 --> 23:30.889
‫ما خدمه فکر می‌کنیم عجیبه که‬

23:30.914 --> 23:33.366
‫دیگه به سمت جامائیکا نمی‌ریم‬

23:33.968 --> 23:36.661
‫خدمه باید بدونن کجا پیاده می‌شن‬

23:40.456 --> 23:43.602
‫آقایون، تصمیم گرفتم بارمون رو‬

23:43.626 --> 23:45.169
‫توی جزیره‌ی سن‌دومنگ بفروشم‬

23:47.588 --> 23:50.692
‫اون جزیره بهترین بازار‬

23:50.716 --> 23:53.265
‫برای کالاهای لوکسیه که می‌فروشم‬

23:53.290 --> 23:56.696
‫تجارتیه که سود خیلی خوبی داره،‬

23:56.721 --> 24:00.077
‫و تک‌تک شما از اون سود سهم می‌برین‬

24:00.101 --> 24:02.561
‫دستور همینه. مرخصین‬

24:04.897 --> 24:07.417
‫ناخدا اسمولت...‬

24:07.441 --> 24:10.295
‫سن‌دومنگ توی آب‌های فرانسه‌ست،‬

24:10.319 --> 24:12.214
‫و تا جایی که از دعواها و جنگ‌های‬

24:12.238 --> 24:14.132
‫کشور شما خبر دارم،‬

24:14.156 --> 24:17.878
‫اگه با این پرچم بریتانیا وارد اون‌جا بشیم،‬

24:17.903 --> 24:21.137
‫همه‌مون سر از زندان فرانسوی‌ها درمیاریم‬

24:22.103 --> 24:24.225
‫خیال‌تون راحت باشه، آقای سیلور‬

24:25.584 --> 24:28.063
‫من یه قرار و مدار ویژه با‬

24:28.087 --> 24:30.190
‫اداره‌ی بندر سن‌دومنگ دارم‬

24:30.214 --> 24:32.275
‫- قرار و مدار ویژه؟‬
‫- بله‬

24:32.299 --> 24:33.485
‫این دیگه چه بساطیه؟‬

24:33.509 --> 24:35.427
‫تجارت با فرانسوی‌ها؟‬

24:35.452 --> 24:37.906
‫آقای گراهام دارن این کشتی و‬

24:37.930 --> 24:40.879
‫همه‌ی ما رو به یه مشت قاچاقچی تبدیل می‌کنن‬

24:42.268 --> 24:44.621
‫ناخدا...‬

24:44.645 --> 24:46.206
‫داره خدمه رو به شورش تحریک می‌کنه‬

24:46.230 --> 24:47.778
‫این شورش نیست‬

24:49.108 --> 24:54.172
‫طبق قوانین تجارت و کشتیرانی بریتانیا،‬

24:54.196 --> 24:58.709
‫وقتی کسی فهرست خدمه رو امضا می‌کنه،‬

24:58.735 --> 25:02.347
‫قراردادش برای یه مقصد مشخصه‬

25:02.371 --> 25:06.309
‫پس این رفقا حق قانونی دارن که بخوان‬

25:06.333 --> 25:08.979
‫توی جامائیکا پیاده‌شون کنین‬

25:09.003 --> 25:11.106
‫وگرنه این شمایین که...‬

25:11.130 --> 25:13.442
‫قانون رو زیر پا گذاشتین، و ممکنه‬

25:13.466 --> 25:17.010
‫وقتی برگشتیم بندر خودمون،‬
‫پای دادگاه دریایی کشیده بشین‬

25:20.014 --> 25:22.784
‫وضع‌مون خیلی وخیمه، قربان،‬
‫بدتر از اونکه جرئت کنم به زبون بیارم‬

25:22.808 --> 25:24.870
‫عاقلانه نیست خدمه رو تحریک کنیم،‬

25:24.894 --> 25:27.038
‫اون هم وقتی که داریم‬

25:27.062 --> 25:29.252
‫برای زنده‌موندن می‌جنگیم‬

25:29.277 --> 25:31.981
‫ضمن این‌که حرف آقای سیلور درسته‬

25:38.365 --> 25:40.302
‫می‌ریم سن‌دومنگ‬

25:40.326 --> 25:41.970
‫تا من اون‌جا به کارم برسم،‬

25:41.994 --> 25:43.805
‫شما، ناخدا اسمولت، کشتی رو‬

25:43.829 --> 25:46.057
‫تعمیر می‌کنین و دوباره آذوقه می‌گیرین‬

25:46.081 --> 25:47.851
‫بعد هم، آقایون،‬

25:47.875 --> 25:49.811
‫شما رو توی جامائیکا پیاده می‌کنم،‬

25:49.835 --> 25:51.629
‫اون هم با جیب‌های پر از پول‬

25:53.506 --> 25:55.508
‫به پیشنهادتون فکر می‌کنیم‬

26:09.648 --> 26:12.682
‫چه خبره، مامان؟ چرا گراهام ما رو می‌بره...‬

26:12.707 --> 26:13.949
‫نمی‌دونم. به من نگفت‬

26:13.974 --> 26:15.921
‫- اون واقعاً کیه؟‬
‫- نمی‌دونم‬

26:15.945 --> 26:17.380
‫چی کار کردی، مامان؟‬

26:17.404 --> 26:18.757
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم‬

26:18.781 --> 26:20.717
‫گفتی ازم محافظت می‌کنی‬

26:20.741 --> 26:22.886
‫دارم ازت محافظت می‌کنم‬

26:22.910 --> 26:24.471
‫- دارم سعی می‌کنم‬
‫- این نقشه‌ی لعنتی که...‬

26:24.495 --> 26:26.723
‫لانگ جان سیلور و همه‌ی آدم‌های این کشتی‬

26:26.747 --> 26:28.308
‫حاضرن به‌خاطرش آدم بکشن،‬

26:28.332 --> 26:30.185
‫توی سر منه، نه توی سر تو‬

26:30.209 --> 26:33.396
‫- تو انداختیش توی سرم!‬
‫- خودت حفظش کردی‬

26:33.420 --> 26:36.149
‫تو هم به اندازه‌ی من این برنامه رو ریخته بودی‬

26:36.173 --> 26:38.193
‫پس بزرگ شو. این‌قدر نق نزن‬

26:38.217 --> 26:39.885
‫مرد باش!‬

26:41.470 --> 26:42.680
‫تو هم مادر باش‬

27:04.743 --> 27:06.120
‫جیم،‬

27:08.247 --> 27:10.082
‫چه عجب از این طرف‌ها!‬

27:12.126 --> 27:15.254
‫مادرم... گریه‌ش رو درآوردم‬

27:17.256 --> 27:19.609
‫خب...‬

27:19.633 --> 27:21.633
‫من و مادرت‬

27:21.658 --> 27:23.827
‫آب‌مون توی یه جوب نمی‌ره‬

27:25.055 --> 27:27.558
‫ولی یه پسر فقط می‌تونه به مادرش اعتماد کنه‬

27:29.894 --> 27:31.937
‫من هیچ‌وقت مادرم رو نشناختم‬

27:34.231 --> 27:37.961
‫همون موقع تولدم، یه جایی اون طرف‌ها،‬
‫ازش جدام کردن‬

27:37.985 --> 27:39.296
‫توی سرزمین‌تون؟‬

27:39.320 --> 27:40.571
‫آره‬

27:42.114 --> 27:43.741
‫سرزمین خودم‬

27:46.410 --> 27:48.162
‫می‌خواین شورش کنین، آقای سیلور؟‬

27:51.624 --> 27:52.708
‫آره‬

27:53.626 --> 27:55.212
‫می‌خوام‬

27:56.003 --> 27:57.796
‫و موفق هم می‌شم‬

27:59.298 --> 28:02.485
‫موج‌ها رو می‌بینی که بالا میان و فروکش می‌کنن؟‬

28:02.509 --> 28:04.178
‫زندگی یه آدم هم همینه‬

28:05.679 --> 28:08.680
‫یه موج کوچیک توی این پهنه‌ی بی‌کران‬

28:11.817 --> 28:14.820
‫تو چه جور موجی هستی، جیم هاوکینز؟‬

28:16.404 --> 28:20.885
‫یه موج سهمگین که لرزه به تن مردم می‌اندازه؟‬

28:20.909 --> 28:24.162
‫یا موجی که به دل‌شون امید می‌ده؟‬

28:25.170 --> 28:29.484
‫یا یه موج ریز که هیچ‌کس حتی نمی‌بینتش؟‬

28:29.835 --> 28:31.729
‫نمی‌دونم‬

28:31.753 --> 28:35.424
‫آقای گراهام چه جور موجیه؟‬

28:38.253 --> 28:40.631
‫تا حالا جز مهربونی چیزی ازش ندیدیم‬

28:41.715 --> 28:43.648
‫ما رو سوار کشتی‌ش کرد‬

28:44.426 --> 28:46.614
‫فقط پولی رو گرفت که از پسش برمی‌اومدیم‬

28:48.097 --> 28:50.700
‫یه سرکی بین وسایل شخصی‌ش کشیدم،‬

28:50.724 --> 28:52.393
‫وقتی روی عرشه بود‬

28:54.645 --> 28:59.410
‫تاریخش برای چهار روز قبل از راه‌افتادن ماست‬

28:59.435 --> 29:02.021
‫خطاب به دریاسالار لرد ادوارد گری...‬

29:03.404 --> 29:06.591
‫از طرف ارباب لایوسیِ کرکینگتون‬

29:06.615 --> 29:09.135
‫به دریاسالار که از بستگانشه خبر داده‬

29:09.159 --> 29:11.137
‫که تو و مادرت‬

29:11.161 --> 29:15.082
‫یه نسخه از نقشه‌ی ناخدا فلینت دارین و‬
‫از بریستول راه افتادین‬

29:18.265 --> 29:21.342
‫از همون اول داشت جفت‌تون رو بازی می‌داد‬

29:21.366 --> 29:25.346
‫این نامه رو از روی رفاقت بهت می‌دم‬

29:25.370 --> 29:27.539
‫- می‌کشمش‬
‫- آروم، جیم‬

29:28.889 --> 29:32.312
‫خم‌شدن توی باد بهتر از شکستن توی طوفانه‬

29:32.336 --> 29:33.962
‫اگه جای من بودین...‬

29:35.881 --> 29:37.400
‫می‌کشتینش‬

29:37.424 --> 29:40.260
‫آره، می‌کشتمش‬

29:46.238 --> 29:48.824
‫ولی تا کسی رو نکشتی، هنوز بی‌گناهی‬

29:50.325 --> 29:52.429
‫همین‌جا بشین‬

29:52.453 --> 29:56.301
‫به دریا نگاه کن و قبل از هر کاری فکر کن، جیم‬

30:07.634 --> 30:09.678
‫هر چی بخوای بدونی، بهت می‌گم‬

30:11.805 --> 30:14.701
‫زن مرحومت، اَن؟‬

30:14.725 --> 30:16.025
‫دروغ بود‬

30:18.987 --> 30:20.214
‫نقشه رو می‌خوای؟‬

30:20.238 --> 30:22.178
‫فقط اگه تو رو هم همراهش داشته باشم‬

30:24.117 --> 30:25.136
‫ازم سوءاستفاده کردی‬

30:25.160 --> 30:27.180
‫تو هم تلاش کردی ازم سوءاستفاده کنی‬

30:27.204 --> 30:29.932
‫حقه‌باز و دورو بودی‬

30:29.956 --> 30:31.059
‫خودت هم بودی‬

30:31.083 --> 30:33.061
‫فریب‌کار‬

30:33.085 --> 30:34.228
‫خودت هم بودی‬

30:34.252 --> 30:35.629
‫این فرق می‌کنه‬

30:37.255 --> 30:38.256
‫فرق می‌کنه‬

30:39.758 --> 30:42.195
‫تو یه مردی‬

30:42.219 --> 30:44.906
‫توی دنیای تجارت و معامله،‬

30:44.930 --> 30:47.320
‫هر فرصتی بخوای در اختیارته‬

30:48.924 --> 30:50.981
‫ولی من، بی‌این‌که تقصیری داشته باشم...‬

30:52.538 --> 30:54.439
‫جز خودم چیزی برای معامله ندارم‬

30:58.248 --> 31:01.255
‫و همون رو هم ازم گرفتی‬

31:04.399 --> 31:06.777
‫نه، حق با توئه. فرق می‌کنه‬

31:12.891 --> 31:14.226
‫متأسفم، بِس‬

31:16.578 --> 31:20.016
‫و این‌که...‬

31:20.040 --> 31:24.067
‫فکر کنم... شاید عاشقت شده باشم‬

31:36.770 --> 31:38.748
‫نقشه دست منه‬

31:38.772 --> 31:41.042
‫تو هم کشتی و خدمه داری‬

31:41.066 --> 31:42.442
‫نصف‌نصف‬

31:44.486 --> 31:47.781
‫من مأمور تاج‌وتخت بریتانیا هستم‬

31:52.098 --> 31:55.119
‫دستمزد من ۲۰ درصدِ کل گنجه...‬

31:55.143 --> 31:57.330
‫که با تو نصفش می‌کنم‬

31:57.354 --> 31:58.664
‫۱۰ درصدِ ۷۰۰ هزار...‬

31:58.688 --> 32:00.564
‫۷۰ هزار. آره، حساب‌وکتاب بلدم‬

32:02.828 --> 32:05.255
‫با این پول، جیم می‌تونه مثل یه نجیب‌زاده زندگی کنه‬

32:10.215 --> 32:12.152
‫- قبول‬
‫- قبول‬

32:12.176 --> 32:13.969
‫- فقط به این شرط...‬
‫- بله‬

32:17.519 --> 32:20.957
‫اول باید مطمئن بشم که مسلح و آماده‌ایم‬

32:20.981 --> 32:23.058
‫تا جلوی لانگ جان سیلور و شورشی‌هاش وایستیم‬

32:23.083 --> 32:24.542
‫بعد میام پیشت‬

32:25.944 --> 32:27.547
‫هشت بار که زنگ زدن، میام کابینت‬

32:27.571 --> 32:29.281
‫اگه بتونم، زودتر میام‬

32:30.824 --> 32:31.950
‫بفرما‬

32:33.618 --> 32:34.786
‫مشروب برندیه‬

32:36.246 --> 32:40.834
‫یه هدیه، بابت کمک‌هات در راه منافع کشور‬

32:43.750 --> 32:45.293
‫همه‌چیز رو بهت می‌گم‬

32:46.144 --> 32:48.421
‫قبلاً کی بودم و حالا کی‌ام‬

32:49.798 --> 32:51.716
‫ناامیدم نکن‬

33:33.188 --> 33:36.624
‫دردسرهات کم بود که حالا هم اومدی‬
‫دم درِ من، آقای سیلور؟‬

33:36.649 --> 33:39.251
‫یا حرفی هست که می‌خوای بهم بزنی؟‬

33:39.528 --> 33:41.805
‫می‌ذارم پسرت خودش بهت بگه‬

33:41.830 --> 33:44.196
‫از پسرم دور بمون‬

33:44.220 --> 33:46.723
‫ولی اون هم از من دور می‌مونه؟‬

33:47.815 --> 33:50.518
‫آخه معلوم نیست داری کجا می‌بریش‬

33:51.936 --> 33:54.063
‫می‌برمش سراغ گنج ناخدا فلینت‬

33:55.240 --> 33:58.303
‫همون گنجی که از مردم بی‌گناه دزدیدی،‬

33:58.328 --> 34:00.129
‫پس حق تو نیست‬

34:00.153 --> 34:01.445
‫حق تو هم نیست‬

34:01.470 --> 34:03.299
‫درسته‬

34:03.323 --> 34:05.589
‫ولی حالا این‌جاییم،‬

34:05.614 --> 34:09.471
‫حدود ۴۰ روز روی این دریای بی‌انتها و عمیق،‬

34:09.495 --> 34:12.516
‫۴۰ روز و ۴۰ شب‬

34:12.540 --> 34:14.435
‫و به‌زودی به بندری می‌رسیم‬

34:14.459 --> 34:18.105
‫که اون‌جا دستت به خواسته‌ت نمی‌رسه‬

34:18.129 --> 34:20.173
‫و خواسته‌ی تو؟‬

34:21.659 --> 34:25.580
‫فکر می‌کردی داری آقای گراهام رو بازی می‌دی...‬

34:25.604 --> 34:28.908
‫ولی از اول، اون بود که داشت تو رو بازی می‌داد‬

34:28.932 --> 34:31.021
‫من و آقای گراهام...‬

34:33.061 --> 34:34.854
‫هر دومون دیوونه‌ی همیم‬

34:36.522 --> 34:38.792
‫ولی تو...‬

34:38.816 --> 34:41.569
‫مادرت باید خوشحال باشه که هیچ‌وقت نشناختت‬

36:12.333 --> 36:14.992
‫هوا روشن شده، ناخدا‬

36:15.016 --> 36:17.421
‫ساعت شنی رو برگردون.‬
‫ساعت دوازده رو اعلام کن‬

36:33.981 --> 36:35.316
‫مامان‬

36:36.773 --> 36:38.900
‫مامان، مامان‬

36:40.091 --> 36:42.678
‫مامان... بیدار شو‬

36:42.702 --> 36:44.405
‫مامان، خواهش می‌کنم‬

37:02.340 --> 37:04.301
‫خانم هاوکینز مُرده‬

37:43.315 --> 37:45.460
‫از بین کسایی که روی کشتی موندن،‬

37:45.484 --> 37:48.296
‫فقط من کمی از پزشکی سر درمیارم،‬

37:48.320 --> 37:50.340
‫پس وظیفه دارم اگه ممکن باشه، مشخص کنم‬

37:50.364 --> 37:52.199
‫علت مرگ مادرتون چیه‬

37:56.038 --> 37:58.266
‫برین روی عرشه‬

37:58.291 --> 38:00.811
‫آقای گراهام دستور داده این کابین رو مهروموم کنم‬

38:06.598 --> 38:09.282
‫همین الان، آقای هاوکینز‬

38:47.070 --> 38:48.405
‫جیم‬

38:50.031 --> 38:51.491
‫خیلی متأسفم‬

39:00.561 --> 39:02.242
‫خانم هاوکینز مرده‬

39:03.238 --> 39:05.203
‫کابینش رو زیرورو کردن‬

39:06.621 --> 39:08.261
‫آقای سیلور‬

39:09.374 --> 39:12.061
‫دیشب دیدم با خانم هاوکینز‬

39:12.085 --> 39:13.712
‫جر و بحث می‌کردین، درسته؟‬

39:14.546 --> 39:16.357
‫انکار می‌کنین، آقا؟‬

39:16.381 --> 39:19.009
‫جر و بحث رو انکار نمی‌کنم‬

39:19.951 --> 39:21.928
‫ولی من اون بیوه رو نکشتم‬

39:23.847 --> 39:25.908
‫ستوان‬

39:25.932 --> 39:28.453
‫علت مرگ خانم هاوکینز رو مشخص کردین؟‬

39:28.477 --> 39:31.321
‫بله، ناخدا، مسمومیت با آرسنیک‬

39:34.151 --> 39:37.213
‫آقای سیلور گربه‌ی کشتی رو می‌کشه‬

39:37.237 --> 39:40.675
‫موش‌ها زیاد می‌شن و آذوقه‌مون رو می‌خورن‬

39:40.699 --> 39:43.511
‫برای مقابله با موش‌ها به خدمه آرسنیک می‌دم،‬

39:43.535 --> 39:47.181
‫پس وسیله‌ی قتل در اختیار شما بوده، آقای سیلور‬

39:47.205 --> 39:50.310
‫و در اختیار هر کسی که این‌جاست،‬

39:50.334 --> 39:55.505
‫از جمله آقای گراهامِ شریف، که باهاش رابطه داشت‬

39:57.382 --> 39:59.235
‫دیشب، وقتی می‌خواستم برم پیش مادرم،‬

39:59.259 --> 40:02.238
‫آقای سیلور گفت دیرتر برم‬

40:02.262 --> 40:04.449
‫گفت روی عرشه بمونم و فکر کنم‬

40:04.473 --> 40:06.159
‫ولی خودش رفت،‬

40:06.183 --> 40:07.517
‫پایین‬

40:11.169 --> 40:13.055
‫می‌خوام اعدامش کنین، ناخدا‬

40:15.962 --> 40:19.045
‫ستوان، آقای سیلور رو بازداشت کنین‬

40:19.070 --> 40:21.915
‫و چوبه‌ی دار رو برای اعدامش آماده کنین‬

40:29.206 --> 40:31.041
‫من اون بیوه رو نکشتم‬

40:35.145 --> 40:39.224
‫می‌گم کابین آقای سیلور رو بگردن‬

40:40.385 --> 40:43.446
‫کابین خانم هاوکینز رو زیرورو کردن‬

40:43.577 --> 40:46.231
‫وسایل شخصی‌ش رو باید به جیم برگردونین‬

40:51.037 --> 40:53.204
‫چیزی که دنبالشین رو پیدا نمی‌کنین‬

41:04.082 --> 41:06.977
‫در میانه‌ی زندگی، مرگ ما را در بر گرفته است‬

41:07.001 --> 41:09.563
‫با این همه، ای پروردگار پاک،‬

41:09.587 --> 41:12.858
‫گوش از دعای ما برمگردان‬

41:12.882 --> 41:16.070
‫و مگذار در واپسین لحظه‌ی زندگی،‬

41:16.094 --> 41:19.097
‫رنج مرگ ما را از تو دور کند‬

41:20.140 --> 41:22.702
‫- آمین‬
‫- آمین‬

41:22.726 --> 41:24.918
‫آقای هاوکینز...‬

41:24.943 --> 41:27.832
‫حالا که مادر عزیزتون رو به دریا می‌سپاریم،‬

41:27.856 --> 41:32.920
‫خواهش می‌کنم بخشی از کتاب "دعای عام" رو بخونین‬

41:32.944 --> 41:36.406
‫خوندنش قدری بهتون آرامش می‌ده‬

42:00.192 --> 42:01.839
‫آقای هاوکینز‬

42:03.031 --> 42:07.079
‫"ای خدای مهربان، پدر خداوند ما عیسی مسیح،‬

42:07.103 --> 42:10.040
‫که قیامت و حیات است،‬

42:10.064 --> 42:14.466
‫هر که به او ایمان بیاورد،‬
‫حتی اگر بمیرد، حیات خواهد داشت‬

42:14.491 --> 42:16.630
‫و هر که زنده باشد‬

42:16.654 --> 42:18.257
‫و به او ایمان بیاورد،‬

42:18.281 --> 42:20.634
‫هرگز نخواهد مُرد‬

42:20.658 --> 42:23.703
‫باشد که وقتی از این جهان می‌رویم...‬

42:25.490 --> 42:27.612
‫در پناه او آرام بگیریم‬

42:27.637 --> 42:29.602
‫و در رستاخیز همگانی،‬

42:29.626 --> 42:30.960
‫در واپسین روز...‬

42:31.945 --> 42:36.442
‫او در پیشگاه تو پذیرفته شود‬

42:36.466 --> 42:40.821
‫و برکتی را دریافت کند که پسر محبوبت‬

42:40.845 --> 42:43.866
‫به دوستداران خداترس تو خواهد بخشید،‬
‫با این کلام..."‬

42:43.890 --> 42:45.576
‫نقشه، درواقع...‬

42:45.600 --> 42:47.203
‫توی ذهن جیمه‬

42:47.227 --> 42:50.080
‫"بیایید، ای فرزندان برکت‌یافته‌ی پدر من‬

42:50.104 --> 42:51.749
‫وارث سلطنتی شوید که برای شما‬

42:51.773 --> 42:53.584
‫از ابتدای آفرینش عالم آماده شده است،‬

42:53.608 --> 42:55.527
‫به‌واسطه‌ی عیسی مسیح"‬

42:56.903 --> 42:58.339
‫آمین‬

42:58.363 --> 43:00.090
‫آمین‬

43:00.114 --> 43:01.782
‫آمین‬

43:30.851 --> 43:34.021
!دارم میبینم! خشکی از دور پیداست

43:35.021 --> 43:39.021
‫تـرجـمـه از:‬
‫« پـارسـا سـرپـرسـت »‬

43:39.051 --> 43:44.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

43:44.051 --> 43:54.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
