WEBVTT

00:00.221 --> 00:04.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.021 --> 00:10.021
‫[ ویندهایم، ماساچوست ]

00:11.021 --> 00:14.021
‫.:: مترجم مرتضی راکی ::.

00:14.587 --> 00:16.796
‫دلم برای بچه‌ هایی که امشب
‫ترک یا تریت میرن میسوزه.

00:16.934 --> 00:19.074
‫چیزی که جلومو نمیتونست بگیره.

00:19.212 --> 00:21.214
‫امیدوارم مریض ها آروم باشن.

00:25.908 --> 00:27.151
‫اون صدا رو شنیدی؟

00:32.743 --> 00:34.848
‫کاش صورتاتونو میدیدین.

00:34.986 --> 00:38.783
‫این چه جور ماسکیه لعنتی؟
‫دخترم برام درست کرده.

00:38.921 --> 00:43.547
‫شاید بتونیم براش یه اتاق اضافه اینجا بگیریم
‫چون این چیز دیوونه کننده هست.

00:45.273 --> 00:47.447
‫قطعی برق.

00:51.969 --> 00:53.936
‫ژنراتور الان روشن میشه.

00:54.075 --> 00:56.284
‫هر لحظه.

00:56.870 --> 00:58.320
‫نباید تا حالا روشن شده باشه؟

00:58.458 --> 01:00.495
‫بیا پروتکل رو رعایت کنیم.
‫همه مریض ‌ها رو چک کن،

01:00.633 --> 01:02.497
‫پنجره ‌ها و درها رو.
‫امیدوارم اینا شارژ داشته باشن.

01:02.635 --> 01:04.671
‫من اتاق بریکر رو چک میکنم.

01:05.500 --> 01:07.226
‫من به بخش آ میرم.

01:07.950 --> 01:09.262
‫من میرم بخش ب.

01:10.953 --> 01:12.541
‫چه خبره ؟

01:16.511 --> 01:18.340
‫- بخش ب امن هست؟
‫- بخش ب امنه

01:18.478 --> 01:20.411
‫- بخش سی؟
‫- بخش سی امنه.

01:27.832 --> 01:28.937
‫من تو اتاق بریکرم.

01:29.075 --> 01:30.456
‫فقط مونده...

01:33.355 --> 01:37.187
‫وای خدای من. کد ۱۹.
‫هستون فرار کرده. تکرار میکنم،

01:37.325 --> 01:39.396
‫هستون... دوباره بگو؟

01:39.534 --> 01:41.467
‫الان زنگ بزن پلیس.

01:49.509 --> 01:51.753
‫ببینیم چی داریم.

02:01.521 --> 02:02.557
‫رینی، چی خبر؟

02:02.695 --> 02:04.386
‫سلام. تازه رسیدم دفتر. آخ لعنتی.

02:04.524 --> 02:07.078
‫- صبر کن.
‫- خوبی؟

02:07.217 --> 02:09.219
‫فقط صبحم کند شروع شده.

02:09.357 --> 02:12.256
‫دیشب رفتم پارتی هالووین
‫لباس عروس مُرده پوشیده بودم،

02:12.394 --> 02:14.879
‫و باور کنی یا نه،
‫واقعا مسابقه لباس بردم

02:15.017 --> 02:17.503
‫ولی کلی شات تکیلا زدم.

02:18.020 --> 02:20.368
‫- به نظر میاد، آره...
‫- چی، سبک تو نیست؟

02:20.506 --> 02:22.266
‫به هر حال، راستش خوش گذشت،

02:22.404 --> 02:24.268
‫ولی امروز بی حوصله هستم.

02:24.406 --> 02:26.374
‫فکر کردم یکی پیدا کنی کمکت کنه
‫در حالی که ولما رفته؟

02:26.512 --> 02:28.065
‫آره. دارم روش کار میکنم

02:28.203 --> 02:30.274
‫در واقع، امروز قراره
‫با چند نفر مصاحبه بکنم

02:30.412 --> 02:33.070
‫هی اون چیزی که در مورد فرار از بخش روانی
‫برات فرستادم نگاه کردی؟

02:33.208 --> 02:36.556
‫آره ،هستون کونتز، زندانی فراری
‫یه پرستار رو کشت، درسته؟

02:36.694 --> 02:39.628
‫ببین، میدونم کار معمولی تو نیست،
‫ولی والدینش خیلی اصرار دارن

02:39.766 --> 02:43.149
‫و جایزه خوبی هم میدن، پس
‫فکر کنم ارزش مشاوره رو داره.

02:43.287 --> 02:45.496
‫آره، دارم میرسم ویندهام.
‫جزئیات دیگه‌ای داری؟

02:45.634 --> 02:49.051
‫آره. مدیر مرکز برام پرونده رو فرستاده.

02:49.190 --> 02:51.675
‫هستون کونتز، ۲۹ ساله،

02:51.813 --> 02:56.507
‫ده سال پیش به جرم سوزوندن زنده
‫یه خانواده تو خونه‌شون محکوم شد.

02:56.645 --> 03:00.062
‫ادعای دیوونگی کرد و بعدش به حبس ابد
‫تو زندان ام‌سی ‌آی سدار جانکشن محکوم شد.

03:00.201 --> 03:02.651
‫به نظر میرسه ده سال بدون مشکل گذرونده،

03:02.789 --> 03:06.137
‫پس به خاطر رفتار خوب منتقلش کردن
‫به یه مرکز روان‌ پزشکی سطح پایین

03:06.276 --> 03:07.760
‫در ویندهام.

03:07.898 --> 03:09.417
‫ده سال، رفتار خوب؟

03:09.555 --> 03:11.591
‫معمولا آدما خیلی زودتر نشون میدن کی هستن.

03:11.729 --> 03:13.352
‫خب، پدر مادر هستون حسابی نگرانن

03:13.490 --> 03:15.837
‫از اینکه اگه پلیس پیداش نکنه چی‌کار میکنه.

03:16.872 --> 03:18.115
‫گرفتم. باشه.

03:18.253 --> 03:19.634
‫میگردم، ببینم چی پیدا میکنم.

03:19.772 --> 03:21.394
‫- بهت زنگ میزنم.
‫- باشه.

03:35.926 --> 03:38.480
‫آقای و خانم کونتز؟ کولتر شاو.

03:38.998 --> 03:40.896
‫ممنون که اومدین.

03:41.034 --> 03:43.761
‫آره. به نظر میرسه پلیس کلی نیرو گذاشته روش.

03:43.899 --> 03:46.971
‫خب، ۱۲ ساعته شده
‫و هنوز هیچ اثری ازش نیست.

03:47.109 --> 03:49.319
‫خب، بعد از طوفان بزرگی مثل این،

03:49.457 --> 03:51.010
‫رد پا رو سخت میشه دنبال کرد.

03:51.148 --> 03:53.115
‫بهترین نصیحتم اینه بذار پلیس کارشو بکنه.

03:53.254 --> 03:57.119
‫ببخشید. بهم گفتن اگه پول بدم
‫کمک میکنی پسرمونو پیدا کنی.

03:57.258 --> 03:58.638
‫میتونم و میکنم،

03:59.018 --> 04:01.572
‫تا وقتی حس کنم نتیجه میگیرم، ولی...

04:02.297 --> 04:06.370
‫قبل اینکه قبول کنم کمکتون کنم،
‫باید بدونم چرا میخواین پیداش کنم؟

04:06.508 --> 04:10.478
‫به خاطر اینکه میدونین پلیس
‫اگه پیداش کنه با حداکثر زور استفاده میکنه؟

04:10.961 --> 04:12.169
‫شاید...

04:13.515 --> 04:15.483
‫شاید میترسین بیاد خونه.

04:15.862 --> 04:17.036
‫این نیست.

04:17.623 --> 04:20.936
‫ببین، هستون هیچوقت نباید
‫از حداکثر امنیت منتقل میشد.

04:21.696 --> 04:25.424
‫میدونم چقدر بد به نظر میرسه، ولی حقیقته.

04:26.148 --> 04:28.047
‫هستون بچه‌گی عادی داشت.

04:28.185 --> 04:33.259
‫بیسبال بازی میکرد، نمره‌هاش خوب بود،
‫ولی تو دبیرستان یه چیزی عوض شد.

04:33.397 --> 04:35.744
‫حاضر نبود از اتاقش بیاد بیرون،
‫و وقتی می ‌اومد،

04:35.882 --> 04:38.506
‫فقط زل میزد و با خودش زمزمه میکرد.

04:40.128 --> 04:41.992
‫اون موقع بود که پاراسومنیا شروع شد.

04:42.130 --> 04:43.442
‫کابوسای بیداری.

04:44.235 --> 04:49.240
‫با صورت چسبونده به شیشه
‫بیرون خونه پیداش میکردیم .

04:49.379 --> 04:51.415
‫زخمای عجیب رو بدنش.

04:52.968 --> 04:55.557
‫- خودزنی؟
‫- اول فکر نمیکردیم.

04:56.213 --> 04:59.285
‫فکر میکردیم راه رفتن تو خواب
‫از استرس مدرسه‌ هست.

05:01.736 --> 05:04.014
‫- بچه‌ها مسخره‌ش میکردن.
‫- آره.

05:04.566 --> 05:06.327
‫کلی تیک عصبی داره.

05:07.535 --> 05:12.816
‫ولی یه صبح گاس، سگمون، رو پیدا نکردیم.

05:13.437 --> 05:17.476
‫فکر کردم شاید تو اتاق هستون خوابیده.

05:19.650 --> 05:24.068
‫هستون، گاس اونجاست پیشته؟

05:28.866 --> 05:30.143
‫عزیزم؟

05:30.281 --> 05:32.283
‫و بعدش صدا رو شنیدیم.

05:42.224 --> 05:44.261
‫هستون، بذار بیایم تو!

05:45.883 --> 05:48.023
‫هستون!

05:53.235 --> 05:55.445
‫اوه، نه.

05:55.928 --> 05:57.239
‫نه، هستون.

05:57.378 --> 05:58.551
‫متأسفم.

06:00.173 --> 06:01.589
‫روان‌پزشک میدید؟

06:01.727 --> 06:03.349
‫آره.

06:03.487 --> 06:07.836
‫و دکتر گفت پاراسومنیا
‫میتونه شامل خشونت بشه.

06:07.974 --> 06:12.496
‫سعی میکردن بهمون اطمینان بدن
‫که بیشتر آدمای با این اختلال

06:12.634 --> 06:19.089
‫تو زندگی واقعی خشنی نیستن،
‫و با دارو میشه کنترلش کرد.

06:19.952 --> 06:22.092
‫- و باور نکردین.
‫- نه.

06:22.575 --> 06:24.474
‫پس اتاقشو گشتیم،

06:25.233 --> 06:29.962
‫و دفترچه‌ ها و نقاشی ‌هاشو پیدا کردیم.

06:30.100 --> 06:35.692
‫وسواس داشت به یه دختری
‫که یه سال پایینی بود.

06:36.278 --> 06:37.556
‫امیلی کالینز.

06:37.970 --> 06:40.351
‫- تنها بازمانده آتش؟
‫- آره.

06:40.490 --> 06:42.526
‫سعی کردیم کار درستو بکنیم.

06:42.664 --> 06:45.702
‫دفترچه‌ ها رو به پلیس گزارش دادیم.
‫ولی جدی نگرفتن.

06:45.840 --> 06:49.637
‫یه ماه بعد، هستون کل خانواده‌شو کشت
‫و سعی کرد امیلی رو بدزده.

06:49.775 --> 06:53.364
‫اگه پلیس به حرفمون گوش داده بود،
‫کسی آسیب نمیدید.

06:53.503 --> 06:55.643
‫نمیتونیم دو بار همون اشتباهو بکنیم.

06:56.678 --> 06:59.440
‫میتونین مطمئن بشین پلیس میدونه
‫ممکنه هنوز وسواس به امیلی داشته باشه؟

06:59.578 --> 07:00.958
‫کردیم. مطمئن شدیم.

07:01.096 --> 07:03.720
‫و کارآگاه ارشد، کارآگاه داندی،

07:03.858 --> 07:05.515
‫میدونه که داریم تو رو استخدام میکنیم.

07:06.170 --> 07:08.172
‫میدونیم پسرمون چی تو چنته داره.

07:08.310 --> 07:13.626
‫پیداش کن. لطفاً.
‫قبل اینکه یکی دیگه آسیب ببینه.

07:15.697 --> 07:18.251
‫آره، باشه،
‫هر کاری از دستم بربیاد میکنم.

07:18.976 --> 07:20.150
‫ممنون.

07:24.574 --> 07:27.474
‫[ ردیاب ]
‫قسمت سوم

07:30.229 --> 07:31.541
‫کارآگاه داندی؟

07:31.679 --> 07:34.129
‫درسته. تو باید کولتر شاو باشی.

07:34.682 --> 07:35.855
‫آره.

07:35.993 --> 07:37.270
‫آره، پدر مادر هستون بهم گفتن.

07:37.408 --> 07:38.893
‫پس تو آدمای گم‌ شده رو پیدا میکنی؟

07:39.031 --> 07:40.826
‫حداقل پدر مادر اینجوری فروختنت.

07:40.964 --> 07:42.206
‫یه چیزی تو این مایه ‌ها، آره.

07:42.724 --> 07:44.761
‫آره، نمیتونم دقیقاً سرزنششون کنم
‫که ما رو مقصر میدونن.

07:44.899 --> 07:49.041
‫ما ده سال پیش گند زدیم،
‫ولی حالا دپارتمان فرق داره.

07:49.179 --> 07:53.252
‫پس اگه پروتکل رو بشکنی
‫یا سر راه شکارمون باشی،

07:53.390 --> 07:55.116
‫مشکل ندارم پرتت کنم بیرون.

07:56.013 --> 07:57.290
‫پس همدیگه رو میفهمیم؟

07:57.739 --> 07:59.361
‫اینو تو پرینستون یاد گرفتی؟

07:59.879 --> 08:03.676
‫این کار «تحقیر پنهون در
‫ قالب رسمی ‌بودن» که داری میکنی.

08:04.297 --> 08:05.609
‫چی، چک منو کردی؟

08:05.747 --> 08:07.162
‫من چک کردم؟ نه، چک نکردم.

08:07.300 --> 08:08.509
‫انگشترتو دیدم.

08:09.371 --> 08:10.580
‫ببین، فقط اومدم کمک کنم.

08:10.718 --> 08:12.098
‫ببخشید.

08:12.236 --> 08:14.204
‫- فقط هیچی تو این پرونده خوب نیست.
‫- آره.

08:14.342 --> 08:16.758
‫یه دلیلی هست که هستون تو مرکز امن بود.

08:16.896 --> 08:20.693
‫به نظر من. هیچوقت نباید
‫منتقل میشد اینجا، ولی حالا اینجاییم.

08:21.867 --> 08:23.282
‫- دوربینا چیزی گرفتن؟
‫- نه،

08:23.420 --> 08:25.698
‫طوفان خط برق رو انداخت. کل جا تاریک شد.

08:26.596 --> 08:29.322
‫این آخرین عکسیه که از هستون داریم.

08:35.190 --> 08:37.089
‫ایناهاش با یه نگهبان.

08:40.092 --> 08:42.128
‫هوم.

08:42.266 --> 08:44.268
‫فکر میکنی تو مرکزی مثل این،
‫اتاق بیمارا ضدخرابکاری باشه.

08:44.406 --> 08:47.478
‫درسته. این قفل ها با باتری جدا کار میکنن.

08:47.617 --> 08:49.101
‫قطعی برق روشون اثر نذاشت.

08:49.239 --> 08:50.827
‫پس چطور از اینجا دراومد؟

08:50.965 --> 08:53.761
‫سؤال خوبیه. کل ماجرا عجیبه.

09:10.087 --> 09:14.057
‫یه تقلید خام از یه تابلوی دیریک بوتس
‫به اسم سقوط ملعون ‌ها.

09:14.471 --> 09:17.854
‫عنوانش تقریباً همه ‌چیو میگه.
‫موادشو از کجا آورده؟

09:17.992 --> 09:19.752
‫به بیمارا اجازه هنر درمانی میدن.

09:21.374 --> 09:22.548
‫باشه.

09:27.311 --> 09:28.968
‫- این رد پاست؟
‫- مال هستونه.

09:29.106 --> 09:31.592
‫کفشاش استاندارد اینجاست.

09:32.938 --> 09:34.525
‫هیچ نشونی از خروج اجباری نیست.

09:34.664 --> 09:37.321
‫فکر میکنیم در خراب شده.
‫جرم فرصت ‌طلبانه.

09:37.805 --> 09:38.978
‫آره، شاید.

09:40.773 --> 09:42.326
‫شاید با یکی کار میکرده.

09:42.464 --> 09:44.328
‫خب، چک کردیم.

09:44.466 --> 09:46.917
‫همه پرسنل موقع فرار و قتل حساب شدن.

09:48.332 --> 09:51.404
‫کتاب مقدس هستون.
‫تصاویر خبری جمع کرده.

09:53.959 --> 09:57.583
‫وقتی اون خانواده رو
‫زنده سوزوند دانشگاه بودم .

09:57.963 --> 09:59.792
‫این شهر رو عوض کرد.

10:01.035 --> 10:02.657
‫امیلی چطور زنده موند؟

10:03.175 --> 10:05.418
‫موقع آتش سوزی خونه نبود.

10:09.008 --> 10:11.355
‫پدر مادر درست میگن.
‫هنوز وسواس به امیلی داره.

10:11.493 --> 10:14.048
‫آره، دیدیم. یه نفر گذاشتم
‫در خونه‌ش تو میلوود.

10:14.186 --> 10:17.051
‫اگه یه ذره بو بکشه سمتش، میگیریمش.

10:17.189 --> 10:18.604
‫خوبه.

10:21.296 --> 10:22.539
‫یه سؤال بپرسم؟

10:23.367 --> 10:26.681
‫کل این ماجرا.
‫به نظرت برنامه‌ ریزی ‌شده میاد؟

10:26.819 --> 10:29.995
‫مگه اینکه هوا رو کنترل کنه،
‫طوفان کلی به نفعش کار کرد.

10:30.133 --> 10:32.791
‫شاید منتظر طوفان بوده،
‫ازش به عنوان پوشش استفاده کرده.

10:33.481 --> 10:34.896
‫این چیزیه که میدونیم.

10:35.034 --> 10:37.692
‫تا حالا تونسته از
‫دستگیر شدن فرار کنه، درسته؟

10:37.830 --> 10:40.212
‫که باعث میشه فکر کنم
‫میدونه داره چیکار میکنه.

10:41.178 --> 10:43.180
‫شاید این قطعی برق تصادفی نبوده.

10:43.560 --> 10:45.596
‫شرط میبندم اگه بچه‌هات
‫الان خط برق افتاده رو چک کنن،

10:45.735 --> 10:47.806
‫میبینن عمداً بریده شده.

10:49.048 --> 10:50.671
‫برمیگردیم به تئوری «کمک داشته».

10:51.430 --> 10:53.363
‫نشونم میدی پرستار کجا کشته شد؟

10:57.194 --> 10:59.956
‫هستون پرستار رو اینجا گیر انداخته.

11:05.720 --> 11:08.827
‫خب اگه جرم فرصت‌ طلبانه‌ هست،
‫چرا... چرا بیاد اینجا؟ چرا فقط ندوه؟

11:08.965 --> 11:13.245
‫شاید تو راه بیرون گم شده؟
‫جای بد، زمان بد برای پرستار؟

11:14.108 --> 11:17.283
‫یا شاید میخواستن مطمئن شن دوربینا برنگردن.

11:17.421 --> 11:20.424
‫چرا براش مهم باشه؟ همهضا میدونستن کی رفته.

11:20.873 --> 11:22.392
‫اگه با یکی کار میکرده،

11:22.530 --> 11:24.152
‫سعی کنه هویت همدستشو حفظ کنه.

11:24.290 --> 11:25.878
‫به نظر کشکی میاد.

11:27.052 --> 11:29.606
‫باشه. چطور پرستار رو کشت؟

11:29.744 --> 11:32.678
‫با این خفه‌ش کرد.

11:37.407 --> 11:39.305
‫کارت کلید کجاست؟

11:39.443 --> 11:42.274
‫کارت کلید نه. فقط بند. فکر کردیم
‫یه دونه اضافه از میز برداشته.

11:42.412 --> 11:44.172
‫هوم.

11:44.310 --> 11:48.625
‫تکنیسینای جرم کلی اینجا رو گشتن،
‫ولی خودت بگرد.

11:49.143 --> 11:50.282
‫آره.

11:56.046 --> 11:57.599
‫این دریچه کنده شده.

12:18.966 --> 12:20.139
‫این کارت کلیدته.

12:24.454 --> 12:25.627
‫باشه.

12:27.768 --> 12:33.808
‫این تئوریمه. مظنونمون با اون
‫کارت کلید هستون رو درآورد.

12:33.946 --> 12:37.018
‫میاد اینجا مطمئن بشه
‫پرستارا دوربینا رو برنگردونن.

12:37.156 --> 12:38.813
‫پرستار مقاومت میکنه.

12:38.951 --> 12:43.128
‫کارت کلید تو دعوا پرت میشه پایین این دریچه.

12:43.818 --> 12:45.613
‫داشتن اینو میکندن،
‫ سعی میکردن دربیارنش،

12:45.751 --> 12:47.201
‫وقت کم آوردن و دررفتن.

12:47.339 --> 12:49.099
‫هیچکدوم از کارمندا کارت کلید
‫دزدیده‌ شده رو گزارش نکردن.

12:49.237 --> 12:52.793
‫اگه هستون همدست داشته، چطور پیداش کرده؟

12:53.690 --> 12:55.140
‫شاید از یه کارمند کمک گرفته.

12:55.278 --> 12:56.727
‫دوباره پرسنل رو بازجویی میکنم.

12:56.866 --> 12:58.626
‫باشه، وقتی فهمیدی بهم بگو؟

12:58.764 --> 12:59.800
‫باشه

13:00.352 --> 13:02.043
‫رندی، شناسایی کارت کلید رو داری؟

13:02.181 --> 13:04.839
‫باشه، خب کارت کلیدا
‫با دسترسی کدگذاری شدن

13:04.977 --> 13:06.565
‫ولی به کارمند خاصی وصل نیستن.

13:06.703 --> 13:09.395
‫پس آر اف‌ آیدی ‌ها رو
‫با برنامه کارمندا چک کردم،

13:09.533 --> 13:14.331
‫و دیدم این کارت با این نگهبان جور درمیاد.

13:14.469 --> 13:16.161
‫یکی به اسم بیل پروگالیداد.

13:16.299 --> 13:17.576
‫دیشب شیفت داشته؟

13:17.714 --> 13:21.338
‫بیل پروگالیداد تو برنامه نبوده.

13:22.201 --> 13:23.478
‫سابقه‌ای داره که ندونیم؟

13:23.616 --> 13:25.584
‫چک میکنیم.

13:25.722 --> 13:29.174
‫آره، یه اتهام به خطر انداختن بی ‌احتیاط
‫که پنج سال پیش پاک شده.

13:29.312 --> 13:30.554
‫یه آدرس برام بفرست.

14:09.145 --> 14:11.768
‫<i>و خداوند گفت قضاوت میاره</i>

14:12.251 --> 14:14.633
‫<i>ولی اول نقشه‌شو
‫به ابراهیم نشون میده</i>

14:15.116 --> 14:18.602
‫<i>و ابراهیم، مردی با ایمان زیاد
‫وسط ایستاد و التماس کرد</i>

14:18.740 --> 14:24.091
‫<i>خداوندا، اگر ۵۰  درستکار
‫در این شهر باشن، نابودشون میکنی؟</i>

14:24.574 --> 14:26.231
‫<i>و خدا گفت نه</i>

14:26.817 --> 14:30.476
‫<i>و بعد ابراهیم اصرار کرد
‫ اگر ۴۰ درستکار در این شهر باشن</i>

14:30.614 --> 14:31.995
‫<i>نابودشون میکنی؟»</i>

14:32.133 --> 14:34.722
‫<i>و خدا دوباره گفت
‫نه، بخشش میکنم</i>

14:35.136 --> 14:39.071
‫<i>و ابراهیم گفت
‫در مورد ۳۰، ۲۰، یا حتی ۱۰ نفر چی؟</i>

14:39.451 --> 14:44.766
‫<i>و خدا با رحمتش گفت، ...نابود نمیکنم</i>

15:20.802 --> 15:24.151
‫قشنگه. باشه.
‫و چند مدت این کارو کردی؟

15:24.289 --> 15:27.982
‫دو سال کردیم.
‫- وای. وای. عالیه.

15:28.362 --> 15:31.365
‫اوه، اون مصاحبه بعدی منه.

15:31.503 --> 15:34.644
‫خب، این همه اطلاعاتیه
‫که فکر کنم لازم دارم، پس

15:35.058 --> 15:36.715
‫- خیلی ممنون.
‫- ممنون بابت فرصت.

15:36.853 --> 15:39.821
‫آره، حتماً. و خبر میدیم.

15:41.202 --> 15:43.308
‫- کراواتت خوبه.
‫- مرسی.

15:43.687 --> 15:46.552
‫- سلام.
‫- سلام. من یازدهمی هستم.

15:46.690 --> 15:48.796
‫ملانی دی، ولی میتونی مل صدام کنی.

15:48.934 --> 15:51.454
‫باشه، مل، زوده اومدی.

15:51.868 --> 15:52.903
‫خوشحال میشم صبر کنم اگه...

15:53.042 --> 15:55.044
‫- نه، بیا تو.
‫- باشه.

15:55.527 --> 15:59.841
‫مادرم نظامی بود، خب میدونی،
‫سر وقت یعنی پنج دقیقه زودتر.

16:00.187 --> 16:01.912
‫میفهمم. پدرم در نیروی هوایی بود.

16:02.051 --> 16:06.538
‫- آها. پس میدونی.
‫- آره. مامانت چه بخشی بود؟

16:06.676 --> 16:08.816
‫ارتش. افسر لجستیک.

16:08.954 --> 16:10.231
‫وای. عالیه.

16:10.369 --> 16:11.543
‫من خوبم. یکی دارم.

16:11.681 --> 16:14.753
‫خب، مل دی.

16:14.891 --> 16:16.065
‫آره.

16:16.203 --> 16:18.722
‫لیسانس عدالت کیفری داری.

16:18.860 --> 16:22.692
‫کارآموزی تو دفتر دادستان ناحیه. باشه.

16:23.555 --> 16:24.728
‫چطور بود؟

16:24.866 --> 16:26.558
‫یه جورایی...

16:27.697 --> 16:29.009
‫آموزنده.

16:29.388 --> 16:31.080
‫آره، قطعاً آموزنده.

16:31.218 --> 16:32.771
‫این ایب کیمبر بود، درسته؟

16:32.909 --> 16:36.533
‫- ایب صادق. آره.
‫- آره، یه عوضیه.

16:38.121 --> 16:41.055
‫لازم نیست با من قشنگش کنی، باشه؟

16:42.263 --> 16:45.956
‫خب، میدونی، بهم یاد داد محکم وایسم

16:46.095 --> 16:50.927
‫و چیزا رو شخصی نگیرم،
‫ولی آره، دیگه کافیه.

16:51.065 --> 16:52.894
‫چرخش خوبیه.

16:53.033 --> 16:56.415
‫ازش یاد گرفتم. پس بد با خوب، فکر کنم.

16:56.795 --> 16:58.969
‫خب، دانشگاه عالی رفتی، مل.

16:59.108 --> 17:01.972
‫و کارآموزی فوق‌ محبوب بعد لیسانس داشتی.

17:02.111 --> 17:06.598
‫میتونی تو هر کدوم از
‫شرکتای بزرگ کار کنی، خب چرا من؟

17:07.081 --> 17:10.119
‫حرفه‌تو دنبال کردم.

17:10.636 --> 17:14.157
‫میدونم کلی بد گفتن بابت اینکه
‫لِربِر و مک ‌دین رو ول کردی

17:14.295 --> 17:18.437
‫درست قبل شریک شدن، ولی کاملاً میفهمم.

17:18.920 --> 17:21.406
‫منم حسابی از ماشین بوروکراسی بدم میاد.

17:21.544 --> 17:23.994
‫و کاری که با لوتورناکورپ کردی.

17:24.133 --> 17:29.552
‫یعنی افشای اون همه فساد،
‫کشف سوءاستفاده گریمز.

17:29.690 --> 17:32.796
‫واقعاً قهرمانانه بود. من...

17:33.280 --> 17:37.284
‫این جور وکیلیه که میخوام براش کار کنم.

17:39.113 --> 17:41.633
‫خب، با تعریف خوبه. تیک.

17:43.980 --> 17:47.984
‫و راستش، کنجکاوم در مورد جایزه‌ب گیرتون،

17:48.122 --> 17:49.503
‫کولتر شاو.

17:49.641 --> 17:51.332
‫میدونم توضیح شغل برای کار حقوقیته،

17:51.470 --> 17:52.816
‫ولی فقط فکر میکنم خیلی باحاله.

17:52.954 --> 17:54.853
‫خب، قطعاً یه کم هم ‌پوشانی داره.

17:54.991 --> 17:57.649
‫باشه. خب، هر چی بندازی سمتم
‫میتونم هندل کنم.

17:59.409 --> 18:00.445
‫باشه.

18:01.135 --> 18:02.861
‫یه چیزی در مورد خودت بگو.

18:03.517 --> 18:06.106
‫یه چیزی که تو این رزومه عالی نیست.

18:07.003 --> 18:10.627
‫نمیدونم. به چیزای معمولی
‫دخترونه علاقه دارم، فکر کنم.

18:10.765 --> 18:17.013
‫پادکست قتل، رمانای رومانتازی،
‫مخصوصاً فورث وینگ.

18:17.151 --> 18:19.395
‫وای خدای من. خیلی خوبه.

18:20.016 --> 18:22.605
‫جادوگرای تیک ‌تاک جدیداً چیزمه.

18:22.984 --> 18:24.158
‫باشه.

18:24.572 --> 18:28.128
‫و چرا اینقدر از بوروکراسی بدت میاد،
‫همون‌طور که گفتی؟

18:29.784 --> 18:32.787
‫- حقیقتو میخوای؟
‫- آه، همیشه حقیقتو میخوام.

18:33.788 --> 18:36.550
‫باشه، خب...

18:36.688 --> 18:39.277
‫مامانم وقتی ۱۶ سالم بود مرد.

18:39.967 --> 18:41.382
‫تو خط وظیفه؟

18:41.520 --> 18:42.383
‫نه.

18:42.521 --> 18:47.043
‫تو ماشینش پیدا کردن.

18:47.699 --> 18:50.529
‫تیر خورده تو پارکینگ یه استراحتگاه.

18:51.012 --> 18:55.120
‫ولی هیچوقت نفهمیدن کی کرده.

18:55.741 --> 18:59.607
‫پس جوابی نبود. عدالتی نبود.

19:03.197 --> 19:05.268
‫خیلی متأسفم، مل.

19:05.406 --> 19:06.890
‫آره، منم.

19:07.408 --> 19:08.754
‫خب، خوبم.

19:08.892 --> 19:10.860
‫ببخشید. معمولاً اینو سر مردم خالی نمیکنم.

19:10.998 --> 19:13.966
‫- مخصوصاً کسایی که میخوام براشون کار کنم.
‫- نه، نه، نه. خودم پرسیدم.

19:16.003 --> 19:17.867
‫آره. فکر کنم فقط...

19:19.593 --> 19:23.907
‫حس کردم سیستمایی که
‫قرار بود پشتیبانش باشن

19:24.045 --> 19:29.396
‫بیشتر علاقه‌مند به حفاظت از
‫خودشون بودن، میدونی؟

19:30.880 --> 19:32.157
‫میدونم.

19:35.747 --> 19:40.165
‫فکر کنم قراره حسابی با هم جور بشیم.

19:42.063 --> 19:44.894
‫صبر کن. یعنی کارو گرفتم؟

19:45.032 --> 19:46.136
‫آره.

19:46.275 --> 19:48.104
‫وای. وای خدای من. خیلی ممنون.

19:48.242 --> 19:50.831
‫این... این فوق‌العاده‌ هست.
‫پشیمون نمیشی. قول میدم.

19:50.969 --> 19:53.074
‫میدونم نمیشم.

19:57.009 --> 20:01.393
‫اینو ببین. همون لوگویی که
‫تو کتاب مقدس اتاق هستون پیدا کردم.

20:01.531 --> 20:04.258
‫پروگالیداد مطالعه کتاب مقدس
‫مرکز رو اداره میکرد.

20:05.121 --> 20:07.641
‫شاید هستون دستکاریش کرده و بعد کشتهش.

20:07.779 --> 20:09.746
‫هستون اینو نکشته. این چند روزه مرده.

20:09.884 --> 20:13.509
‫یکی دیگه کشتش. کارت کلیدشو برداشته،
‫هستون رو درآورده.

20:13.647 --> 20:15.649
‫منطقی نیست. یعنی هستون از اون آدما نیست

20:15.787 --> 20:17.098
‫که دوست بیرون داشته باشه.

20:19.618 --> 20:21.171
‫رندی، حرف بزن.

20:21.310 --> 20:22.863
‫باشه. دوربین سنسور ماشین برقی

20:23.001 --> 20:24.278
‫که کنار خونه دیدی رو هک کردم.

20:24.830 --> 20:27.350
‫یه مینی ‌ون آبی دو روز پیش
‫از خونه پروگالیداد رفت.

20:27.488 --> 20:30.250
‫دوربین ماشین رو فعال کرد.
‫از اون سمت دیگه هیچ ماشینی.

20:30.664 --> 20:33.977
‫- پلاک داری؟
‫- آره، و گزارش دزدیده‌ شده.

20:35.462 --> 20:37.464
‫-میدونی الان کجاست؟
‫- بذار ببینم.

20:41.778 --> 20:45.368
‫باشه، همین نیم ساعت پیش
‫از عوارضی شرق میلوود رد شده.

20:45.506 --> 20:47.508
‫- امیلی تو میلووده.
‫- دنبالشه.

20:48.164 --> 20:51.409
‫واحد چهار، داندی هستم
‫چشم به امیلی داری؟ تمام.

20:54.998 --> 20:56.276
‫واحد چهار، جواب بده.

20:57.484 --> 20:58.623
‫برو.

21:11.877 --> 21:16.123
‫داندی هستم، درخواست پشتیبان
‫به ۲۰۶۰۶ جاده موزلی در میلوود.

21:50.191 --> 21:51.365
‫امیلی اینجا نیست.

21:59.891 --> 22:02.618
‫مینی‌ ون رو ول کردن.
‫میدونستن ماشین تابلوئه.

22:03.101 --> 22:04.792
‫ماشین دزدی تو منطقه گزارش شده؟

22:04.930 --> 22:06.794
‫- نه، امروز نه.
‫- یکی برشون داشته.

22:06.932 --> 22:10.039
‫این یعنی نفر سوم. نمیفهمم. چی براشون داره؟

22:10.177 --> 22:11.834
‫- صاحبش کیه؟
‫- آها...

22:12.559 --> 22:14.457
‫خانمی در چهل‌سالگی، مهدکودک داره.

22:14.595 --> 22:17.426
‫مینی‌ ونشو از پارکینگ کلیسا
‫موقع مراسم دزدیدن گزارش کرده.

22:17.564 --> 22:18.703
‫چه کلیسایی؟

22:19.082 --> 22:22.707
‫خواهران آتش مقدس، یه صومعه محلیه.

22:24.225 --> 22:25.537
‫بیا اینو ببین.

22:26.642 --> 22:29.369
‫همون لوگویی که
‫تو کتاب مقدس سلول هستون

22:29.507 --> 22:31.681
‫و گاراژ پروگالیداد پیدا کردم.

22:32.233 --> 22:33.511
‫برو چک کنیم.

22:34.235 --> 22:35.685
‫این یه ارتباط میشه، درسته؟

22:43.417 --> 22:44.936
‫سوابق ملاقات هستون رو داری؟

22:45.074 --> 22:46.662
‫<i>حتارهماً.</i>

22:46.800 --> 22:50.597
‫هستون ملاقات ماهانه
‫با یه مشاور معنوی داشت،

22:50.735 --> 22:53.013
‫یه راهبه به اسم خواهر کارلوتا.

22:53.151 --> 22:57.258
‫به نظر میرسه رابطه ‌شون
‫قبل انتقال به ویندهام شروع شده.

22:57.397 --> 23:00.054
‫آره، حدود یه سال پیش
‫در ام ‌سی ‌آی سدار جانکشن.

23:00.607 --> 23:02.332
‫- نزدیک اونجا زندگی میکنه؟
‫- نه.

23:02.471 --> 23:06.682
‫تنها آدرسش تو صومعه خواهران آتش مقدسه.

23:06.820 --> 23:08.304
‫مسیر طولانی ‌ایه، درسته؟

23:08.442 --> 23:11.169
‫آره، و به نظر میرسه
‫از رفت ‌و آمد خسته شده.

23:11.307 --> 23:14.483
‫چند تا نامه فرستاده درخواست انتقال هستون.

23:14.621 --> 23:19.177
‫پس شاید احساساتی نسبت بهش پیدا کرده،
‫و اون سوءاستفاده کرده.

23:19.315 --> 23:23.043
‫دستکاریش کرده کمک کنه
‫به ویندهام بره تا فرار کنه.

23:23.181 --> 23:24.941
‫آره، یا شاید فقط میخواسته کمک کنه.

23:25.079 --> 23:26.391
‫آخه راهبه‌ هست دیگه.

23:26.529 --> 23:28.704
‫آره، خب، بیشتر از ایناست.

23:28.842 --> 23:30.499
‫باشه، دارم میرم آتش مقدس.

23:30.637 --> 23:32.432
‫باشه

23:53.176 --> 23:55.351
‫ببخشید، اینجا ملک خصوصیه.

23:55.489 --> 23:58.527
‫باید با خواهر کارلوتا حرف بزنیم. فوریه.

23:59.148 --> 24:02.876
‫اشکال نداره، جرد.
‫خودم درستش میکنم. برگرد به کارت.

24:03.014 --> 24:04.671
‫اگه چیزی لازم داشتی بگو.

24:05.534 --> 24:06.811
‫چطور میتونم کمک کنم؟

24:06.949 --> 24:09.227
‫من مادر برتر اینجا هستم، خواهر باربارا.

24:09.365 --> 24:14.025
‫دنبال یه بیمار فراری از
‫روان ‌پزشکی ویندهام هستیم، هستون کونتز.

24:16.614 --> 24:18.374
‫بیاین داخل، باشه؟

24:22.827 --> 24:28.453
‫این بیمار فراری چه ربطی به
‫خواهر کارلوتا داره؟ میتونم بپرسم؟

24:28.971 --> 24:30.593
‫اون... مشاوره‌ش میداد.

24:30.731 --> 24:32.975
‫ما از برنامه کمک‌رسانی
‫به همه جور آدم مشاوره میدیم.

24:33.354 --> 24:36.875
‫فکر میکنیم شاید کمک کرده
‫یا از فرارش خبر داشته.

24:37.358 --> 24:38.843
‫اتهام سنگینی هست.

24:38.981 --> 24:40.638
‫میدونیم چند بار ملاقاتش کرده

24:40.776 --> 24:42.640
‫و درخواست انتقال به ویندهام داده.

24:42.778 --> 24:46.540
‫و مطمئنم همین قدر درگیرشه.

24:48.784 --> 24:51.062
‫از رابطه‌ اش با اون خبر داشتی؟

24:51.580 --> 24:55.100
‫به خواهرام یاد میدم
‫جایی که کمک لازمِ کمک کنن.

24:55.238 --> 24:57.309
‫سرشون سرک نمیکشم.

24:58.172 --> 25:00.899
‫اگه بتونیم باهاش حرف بزنیم،
‫شاید حل بشه.

25:01.037 --> 25:02.798
‫مطمئنم میشه.

25:02.936 --> 25:04.869
‫امروز بعدازظهر ندیدمش.
‫شاید بیرون باشه.

25:05.007 --> 25:06.077
‫هوم.

25:06.595 --> 25:08.493
‫اتاقی اینجا داره ببینیم؟

25:10.322 --> 25:11.772
‫برای چی؟

25:11.910 --> 25:13.429
‫داری از خواهرت محافظت میکنی، و میفهمم.

25:13.981 --> 25:17.122
‫ولی این زندانی از وقتی
‫فرار کرده دو نفر رو کشته.

25:17.260 --> 25:19.124
‫اخیراً یه دختر جوون رو دزدیده.

25:19.262 --> 25:21.782
‫حالا اگه چیزی تو اون اتاق باشه
‫که کمک کنه پیداش کنیم،

25:22.576 --> 25:24.440
‫شاید بتونیم جونشو نجات بدیم.

25:47.290 --> 25:50.466
‫آقای شاو، کارآگاه، واقعاً لازمه؟

25:50.604 --> 25:52.606
‫حس میکنم کاملاً نامناسبه

25:52.744 --> 25:56.679
‫بدون حضور خواهر کارلوتا
‫وسایل شخصیشو بگردیم.

26:02.271 --> 26:03.444
‫هوم.

26:10.555 --> 26:13.593
‫صبر کن. یه چیزی پیدا کردم.

26:25.156 --> 26:27.986
‫دفترچه ‌ایی از زمان کارش با هستون.

26:29.160 --> 26:31.334
‫در دلم مطمئنم از مسیر.

26:31.472 --> 26:36.512
‫خدا کمکمون کنه برای کاری که قراره بکنیم،
‫چون من فقط خدمتکارم.

26:37.168 --> 26:38.825
‫این قطعاً بیشتر از برنامه کمک‌رسانیه.

26:38.963 --> 26:40.481
‫نمیفهمم.

26:42.587 --> 26:44.071
‫این چیه؟

26:44.209 --> 26:45.901
‫بذار ببینیم چی داریم.

26:49.111 --> 26:50.906
‫این نقشه‌های جاییه که
‫هستون نگه داشته میشد.

26:51.044 --> 26:53.253
‫- وای خدای من.
‫- قطعاً کمکش کرده فرار کنه.

26:54.081 --> 26:58.534
‫چرا؟ خواهر کارلوتا
‫عضو متعهد این کلیساست.

26:58.672 --> 27:00.432
‫آره، خب، چیزا عوض شده.

27:00.570 --> 27:04.367
‫شاید متقاعدش کرده، شاید تهدیدش کرده.

27:04.505 --> 27:06.335
‫باورم نمیشه قادر به این کار باشه.

27:06.473 --> 27:08.199
‫حرفش منطقیه.

27:08.337 --> 27:10.891
‫پروگالیداد مرد گنده‌ای بود،
‫و نشونه‌ های دعوای وحشیانه هست.

27:11.029 --> 27:12.824
‫به هیچ وجه نتونسته مغلوبش کنه.

27:13.998 --> 27:15.413
‫تنها کار نمیکنه.

27:15.551 --> 27:17.829
‫تو این عکس. این آدما رو میشناسی؟

27:18.519 --> 27:22.144
‫این گروه کمک ‌رسانی جامعه‌ هست
‫که خواهر کارلوتا باهاشون کار میکرد.

27:23.041 --> 27:25.250
‫اون مرد. از بیرون.

27:25.388 --> 27:26.493
‫جرد، سرایدارمون.

27:26.631 --> 27:28.253
‫با جرد نزدیکه؟

27:28.391 --> 27:30.946
‫آره، تو ارتش کلی ضربه روحی تجربه کرده.

27:31.084 --> 27:33.638
‫خواهر کارلوتا کمکش کرد،
‫براش اینجا کار جور کرد.

27:33.776 --> 27:35.744
‫تو زیرزمین صومعه زندگی میکنه.

27:35.882 --> 27:37.504
‫- تو زیرزمین زندگی میکنه؟
‫- آره.

27:37.884 --> 27:40.127
‫- میتونی ببریمون اونجا؟
‫- آره.

27:49.723 --> 27:51.414
‫همینجا صبر کنین.

28:19.649 --> 28:21.548
‫دو نفر اینجا نگه داشته میشدن.

28:25.310 --> 28:27.105
‫علاوه بر امیلی کی رو بردن؟

28:28.106 --> 28:29.280
‫نمیدونم.

28:38.323 --> 28:40.222
‫دارو دادن بهشون.

28:40.981 --> 28:42.051
‫اینو ببین.

28:42.845 --> 28:46.228
‫همون الگوی رد کفش که تو
‫سلول هستون پیدا کردیم، درسته؟

28:47.263 --> 28:48.437
‫درسته.

28:49.783 --> 28:51.233
‫اینجا نگه داشته میشد.

28:53.753 --> 28:56.445
‫از ویندهام فرار نکرده. دزدیدنش.

28:58.412 --> 28:59.759
‫قربانیه.

29:29.892 --> 29:33.723
‫خواهر کارلوتا و جرد امیلی و هستون رو
‫اینجا گروگان نگه داشته بودن.

29:33.862 --> 29:36.278
‫دارو دادن، بیهوش نگهشون داشتن.

29:36.830 --> 29:38.798
‫با نذری که کرده جور درنمیاد.

29:41.110 --> 29:42.491
‫نه، اصلاً.

29:45.494 --> 29:48.221
‫فکر کنم جرد پرستار مرکز
‫و پلیس خونه امیلی رو کشته.

29:48.359 --> 29:50.775
‫- سؤال اینه چرا.
‫- اینو پیدا کردیم.

29:53.191 --> 29:58.403
‫یه محرابه. وفادارها.
‫یعنی وفادار به لاتین.

29:58.541 --> 29:59.784
‫چیزی به ذهنت میرسه؟

29:59.922 --> 30:02.028
‫مدت‌هاست همچین چیزی ندیدم.

30:02.166 --> 30:04.237
‫پس بخشی از آموزه‌ های شما نیست؟

30:04.375 --> 30:05.859
‫نه، نیست.

30:06.342 --> 30:09.898
‫از یه فرقه جدا شده هست
‫که خیلی وقت پیش نابود شد.

30:10.553 --> 30:12.728
‫به خودشون وفادارها می گفتن.

30:12.866 --> 30:14.212
‫به چی باور داشتن؟

30:14.350 --> 30:17.146
‫تحت پوشش خدمت به خدا کار میکردن.

30:17.698 --> 30:19.804
‫شکار چیزای تاریک.

30:20.218 --> 30:22.911
‫چیزای تاریک. شکار جادوگر؟

30:23.049 --> 30:24.878
‫بین بقیه وحشت‌ ها.

30:25.396 --> 30:28.157
‫ادامه بده.

30:28.295 --> 30:31.333
‫باور داشتن آدما میتونن
‫تسخیر شیطان بشن.

30:31.885 --> 30:33.956
‫مجبور به شر بشن.

30:34.094 --> 30:39.134
‫خودشونو موظف میدونستن میزبانو
‫شکار کنن تا ارواح بد رو نابود کنن.

30:39.272 --> 30:41.136
‫به هر قیمتی.

30:43.034 --> 30:44.622
‫و دقیقاً چطور این کارو میکردن؟

30:44.760 --> 30:47.832
‫در مورد چی حرف میزنیم؟
‫یه جور آیین جن‌ گیری؟

30:48.626 --> 30:50.352
‫باید اینو گزارش بدم.

30:53.113 --> 30:54.874
‫چیزی که میدونی بگو؟

31:02.536 --> 31:04.504
‫- جرد رفته.
‫- میدونه داریم میرسیم بهش.

31:04.642 --> 31:06.816
‫برای ماشینش اعلام خطر کردم.
‫همین الان دیدیمش. زیاد دور نشده.

31:06.955 --> 31:10.510
‫بچه‌هام دارن راه بند میذارن.
‫چطور این همه قتل رو توجیه میکنن؟

31:10.648 --> 31:12.132
‫فکر میکنن کار درست میکنن.

31:12.270 --> 31:14.341
‫این خطرناکترشون میکنه.

31:14.479 --> 31:16.240
‫داستانایی در مورد وفادارها شنیدم.
‫ فکر میکردم فقط افسانه محلیه.

31:16.378 --> 31:18.414
‫چرا مخصوصاً هستون رو هدف گرفتن؟

31:19.381 --> 31:21.314
‫پدر مادرش گفتن خشونت یهو شروع شد

31:21.452 --> 31:23.178
‫وقتی تو حالت خواب بود، درسته؟

31:23.316 --> 31:24.765
‫صدا شبیه خودش نبود.

31:25.214 --> 31:26.698
‫پس شاید خواهر کارلوتا فکر کرده

31:26.836 --> 31:28.597
‫اون علائم نشون‌ دهنده تسخیر شیطانیه.

31:28.735 --> 31:30.426
‫خب، این چه ربطی به امیلی داره؟

31:30.564 --> 31:32.256
‫خواهر گفت برای آیین بهش نیاز دارن.

31:32.394 --> 31:34.499
‫- چرا؟
‫- پیوند احساسیه.

31:34.637 --> 31:38.676
‫این فرقه باور دارن شیطان
‫فقط میتونه وارد میزبان بشه

31:38.814 --> 31:41.955
‫- اگه با پیوند احساسی باز بشه.
‫- باز بشه؟

31:42.438 --> 31:45.269
‫یعنی برنامه اینه هر دو
‫هستون و امیلی رو بکشن.

31:45.994 --> 31:49.514
‫این فرقه با مکان اصلی
‫کلیسای آتش مقدس مرتبط بود،

31:49.652 --> 31:51.551
‫و ما بچه بودیم فکر میکردیم اونجا تسخیر شده،

31:51.689 --> 31:54.692
‫شایعه‌های همه جور پدیده توضیح‌نداده.

31:54.830 --> 31:56.901
‫شرط میبندم اونجا دارن آیین رو انجام میدن.

31:57.591 --> 31:59.110
‫سوار شو، من رانندگی میکنم.

32:07.118 --> 32:08.878
‫باشه. جاده به کلیسای اصلی رو بستیم.

32:09.017 --> 32:11.502
‫هنوز ماشین جرد دیده نشده.

32:11.640 --> 32:13.745
‫رندی، تلفن جرد رو پیدا کردی؟

32:13.883 --> 32:15.402
‫داشت به شرق میرفت،
‫ولی بعد زرنگ شد

32:15.540 --> 32:17.508
‫و سیم‌کارتشو درآورد،
‫حدود پونزده دقیقه پیش.

32:17.646 --> 32:19.372
‫صبر کن، گفتی به شرق میرفت، نه غرب؟

32:19.510 --> 32:21.374
‫کلیسای اصلی غربِ.

32:21.512 --> 32:23.859
‫میدونی، آخرین پیامکی که
‫از خواهر کارلوتا گرفته نوشته،

32:23.997 --> 32:26.379
‫«برو به اولین آتش.»
‫چیزی به ذهنت میرسه؟

32:26.517 --> 32:28.381
‫کلیسا خواهران آتش مقدسه.

32:28.519 --> 32:30.176
‫اولین آتش باید کلیسای اصلی باشه.

32:30.314 --> 32:33.351
‫چرا داره از کلیسا دور میشه؟ این...

32:35.802 --> 32:37.562
‫- باشه، رندی، مرسی.
‫- گرفتم، مرد.

32:41.152 --> 32:44.742
‫هی، رندی. میخوام معرفیت کنم
‫به دستیار جدیدم، مل.

32:44.880 --> 32:46.571
‫- سلام.
‫- سلام. خوشبختم.

32:46.709 --> 32:48.918
‫- خوشبختم.
‫- لطفاً، زیاد بهم عادت نکن.

32:49.057 --> 32:50.920
‫این صورت، باشه؟
‫حتی... حتی نکن، باشه؟

32:51.059 --> 32:54.510
‫من فقط موقت اینجام. میدونی،
‫پشتیبانی فنی آزاد.

32:54.648 --> 32:55.891
‫آها. گرفتم.

32:56.029 --> 32:57.410
‫نمیدونم چرا هی میگی اینو.

32:57.548 --> 32:59.722
‫- می ‌مونه.
‫- من؟

32:59.860 --> 33:00.827
‫آره، تو.

33:00.965 --> 33:02.346
‫اوه، باشه، خوبه بدونم.

33:02.484 --> 33:04.175
‫فقط دارم گزینه ‌هامو باز نگه میدارم.

33:04.313 --> 33:06.246
‫باشه. این چیه؟

33:06.384 --> 33:08.283
‫اوه. خب. این، خب...

33:08.421 --> 33:10.043
‫- اوه. ببخشید.
‫- خوبه، رندی.

33:10.181 --> 33:12.701
‫کلی تحقیق در مورد کارمون کرده.

33:12.839 --> 33:14.599
‫اوه، آره؟

33:14.737 --> 33:17.395
‫آره، کولتر داره یه بیمار
‫از زندان روانی رو دنبال میکنه.

33:17.533 --> 33:18.879
‫فرار کرده؟

33:19.018 --> 33:20.916
‫در واقع دزدیده شده،
‫همراه یه دختر جوون.

33:21.054 --> 33:22.469
‫- وای خدای من.
‫- آره.

33:22.607 --> 33:24.161
‫میتونم بپرسم چرا؟

33:24.299 --> 33:27.474
‫مطمئن نیستیم. خب، کولتر مطمئن نیست.
‫ولی خوب نیست.

33:27.957 --> 33:32.341
‫آره. بعد این پرونده کلی مریم‌ گلی
‫برای این دفتر لازم داریم.

33:32.755 --> 33:35.275
‫من حتی به اون چیزای
‫عجیب غریب علاقه ندارم. فقط...

33:35.413 --> 33:37.036
‫نمیدونم. چیزایی مثل
‫این آدمو به فکر م‌ندازه.

33:37.174 --> 33:39.279
‫آره. میدونی، چوب مقدس رو پیشنهاد میکنم.

33:39.417 --> 33:41.385
‫به اسپانیایی یعنی «چوب مقدس».

33:41.523 --> 33:43.628
‫واقعاً برای دفع انرژی بد خوبه، فکر کنم.

33:43.766 --> 33:45.665
‫آره، اونو. یه کامیون ازش میخوام. آره.

33:45.803 --> 33:48.426
‫آره. باشه، خب، میدونی،
‫اگه بخوای میتونم برم فروشگاه.

33:48.564 --> 33:50.083
‫خوبه.

33:50.221 --> 33:51.981
‫- من؟
‫- آره.

33:52.120 --> 33:54.329
‫ایمیل میفرستم با همه اطلاعاتی
‫که برای روز اول لازم داری، باشه؟

33:54.467 --> 33:57.746
‫- باشه. عالیه. خیلی ممنون.

33:57.884 --> 33:59.920
‫- خوشبختم رندی.
‫- منم.

34:00.438 --> 34:02.509
‫- دوباره ممنون بابت فرصت.
‫- حتماً. خداحافظ.

34:02.647 --> 34:04.028
‫هیجان دارم. خداحافظ.

34:04.994 --> 34:08.032
‫- انتخاب خوبیه.
‫- درسته؟ یعنی چک شده.

34:08.170 --> 34:09.792
‫یعنی همشون رو که فرستادم چک شدن،

34:09.930 --> 34:12.312
‫ولی فکر کردم شما دو تا
‫مخصوصاً با هم جور میشین.

34:12.450 --> 34:14.452
‫باشه، فقط باید روند خودمو طی کنم.

34:14.590 --> 34:18.387
‫آره، روند خوبه تا وقتی شامل
‫بهداشت دیجیتال خوب باشه.

34:18.525 --> 34:21.804
‫خب، روز اول مل میتونی
‫همه‌شو بهش درس بدی.

34:21.942 --> 34:23.047
‫میدم.

34:23.185 --> 34:25.981
‫- فقط در مورد کولتر بهم خبر بده.
‫- میدم.

34:29.571 --> 34:30.710
‫چی شد؟

34:32.608 --> 34:34.265
‫یه چیزی رو جا انداختیم.

34:35.749 --> 34:38.649
‫چرا جرد داره از کلیسا دور میشه؟

34:39.305 --> 34:41.686
‫ممکنه تلفنو انداخته باشه، ما رو گمراه کنه.

34:41.824 --> 34:44.172
‫نه، راه ‌بندات تا حالا میگرفتنش.

34:45.518 --> 34:49.970
‫مادر برتر گفت مهمه آیین شخصی باشه، درسته؟

34:53.284 --> 34:55.597
‫- داریم جای اشتباه میریم.
‫- اولین آتش...

34:55.735 --> 34:57.978
‫اولین آتشی که هستون روشن کرد، درسته؟

34:58.117 --> 34:59.532
‫همونی که خانواده کالینز رو کشت.

34:59.670 --> 35:01.844
‫این برای امیلی و هستون
‫شخصی میشه، درسته؟

35:01.982 --> 35:03.363
‫- آره.
‫- شرق اینجاست؟

35:03.501 --> 35:05.227
‫درسته. زیاد دور نیستیم.

35:05.365 --> 35:07.609
‫یعنی اونجا از زمان فاجعه خالیه. دور بزن.

35:11.233 --> 35:15.513
‫همه واحد‌ها، مظنون داره میره
‫به ملک کالینز تو جاده لمبارد.

35:15.651 --> 35:17.343
‫<i>گرفتم. در راه.</i>

35:34.014 --> 35:36.879
‫چرا داری این کارو میکنی؟ تو کی هستی؟

35:41.125 --> 35:42.506
‫جلوشو بگیر.

35:44.197 --> 35:46.130
‫اشکال نداره.

35:46.268 --> 35:50.445
‫امروز فرصت داری جونت رو
‫برای هدف بزرگتری بدی.

35:57.866 --> 36:02.629
‫لطفاً! نکن اینو!

36:11.397 --> 36:14.710
‫ششش. زود آزاد میشی.

36:18.058 --> 36:23.202
‫نه، نه، نه، نه. نه، نه.
‫نکن. لطفاً!

36:23.926 --> 36:26.170
‫یکی کمکم کنه!

36:35.524 --> 36:37.423
‫باید منتظر پشتیبان بمونیم.

36:37.561 --> 36:39.218
‫وقت نداریم. طبق ترجمه ام
‫میگه هر ثانیه مهمه.

36:39.356 --> 36:40.667
‫باشه، جدا شیم.

36:40.805 --> 36:42.497
‫من کمپر رو پاکسازی میکنم. تو خونه میبینمت.

36:42.635 --> 36:43.774
‫مراقب باش.

37:24.953 --> 37:26.161
‫لطفاً.

37:41.176 --> 37:44.559
‫ولش کن! ولش کن!

37:47.458 --> 37:48.839
‫جلوشو بگیر!

37:52.118 --> 37:54.085
‫بندازش

38:02.715 --> 38:07.720
‫نه! لطفاً! لطفاً.

38:13.001 --> 38:14.174
‫نه!

38:14.796 --> 38:18.178
‫دروغگو! دروغگویی!

38:40.373 --> 38:41.857
‫گرفتمت، بیا.

38:45.067 --> 38:46.931
‫- خوبی؟
‫- فکر کنم.

38:47.069 --> 38:49.555
‫- آره؟ میبرمت بیرون. صبر کن.
‫- ممنون.

38:51.729 --> 38:54.042
‫بیا. بریم. بریم.

39:17.099 --> 39:19.067
‫چطوری؟ خوبی؟

39:19.481 --> 39:23.071
‫آره، فکر کنم یه مدت افتضاح باشم،
‫ ولی آره، خوب میشم.

39:23.209 --> 39:24.831
‫خوبه، خوشحالم شنیدم.

39:25.867 --> 39:27.938
‫اون چی؟ فکر میکنی خوب بشه؟

39:28.076 --> 39:31.907
‫آره. آره، قویه. فکر کنم خوب بشه.

39:32.529 --> 39:33.806
‫همه‌ اش پشت سرشه حالا.

39:34.462 --> 39:37.982
‫خواهر کارلوتا باوراشو قاطی کرده.

39:38.120 --> 39:40.226
‫فکر کرده داره جنگ مقدس میکنه.

39:40.364 --> 39:43.747
‫آره، ولی اینجوری شروع نشد.
‫یه چیزی بهش دست زده و خوب نبوده.

39:44.299 --> 39:46.784
‫نمیدونم، کلی تاریکی اون بیرون هست.

39:46.922 --> 39:48.717
‫نمیگم شیطان،

39:48.855 --> 39:51.444
‫ولی چیزایی که میتونن
‫شر واقعی رو به دنیا بیارن.

39:52.100 --> 39:53.515
‫و هستون...

39:54.274 --> 39:55.310
‫آره.

39:56.138 --> 39:57.933
‫نمیدونم به پدر مادرش چی بگم.

39:58.382 --> 40:00.211
‫خیلی وقت پیش از دستش دادن.

40:01.143 --> 40:03.145
‫ولی راحتتر که نمیکنه.

40:03.283 --> 40:06.942
‫طنز ماجرا اینه که هستون با
‫پاره کردن بنداش جون امیلی رو نجات داد.

40:07.426 --> 40:09.013
‫عدالت شاعرانه.

40:09.151 --> 40:11.706
‫جهان گند زد و تصادفی یه کار عادلانه کرد.

40:11.844 --> 40:13.121
‫آره.

40:13.501 --> 40:17.539
‫هر چی بیشتر تو این کارم، کمتر به نظر میرسه.

40:18.816 --> 40:21.129
‫برای این شهر کلی کار خوب میکنی، میدونی؟

40:21.819 --> 40:23.649
‫خیلی خوش ‌شانسن که تو رو دارن.

40:25.409 --> 40:26.824
‫میبینمت، کولتر.

40:27.860 --> 40:29.551
‫اگه اول من ببینمت نه.

40:36.662 --> 40:39.665
‫آقای شاو. بگیر.

40:40.735 --> 40:44.842
‫فقط در موفقیت میگیرم.
‫نتونستم پسرتونو برگردونم.

40:45.360 --> 40:48.950
‫چرا... چرا این پول رو به امیلی نمیدین؟

40:49.468 --> 40:51.021
‫میتونه باهاش کار خوبی بکنه.

40:54.542 --> 40:55.681
‫باشه.

40:58.131 --> 40:59.270
‫ممنون.

40:59.650 --> 41:00.789
‫ممنون.

41:01.650 --> 41:05.021
برگردان به پارسی: مرتضی راکی

41:05.051 --> 41:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
