WEBVTT

00:24.166 --> 00:31.041
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:31.166 --> 00:35.041
...تگرگ...توی جنگل بارانی
اونم توی تابستون

00:35.625 --> 00:37.916
دورو نمیتونه قدرتی که
...آزاد کرده رو کنترل کنه

00:38.000 --> 00:39.541
و فکر نکنم براش اهمیتی هم داشته باشه

00:39.625 --> 00:43.541
،اگه آخرین سنگ خطر هم به دست بیاره
هرج و مرج خیلی بیشتر میشه

00:46.625 --> 00:48.166
!اوه

00:50.166 --> 00:51.666
محل نبرد نزدیکه

01:16.458 --> 01:18.125
هوم

01:21.458 --> 01:23.725
«مقبره امپراطور زرد»

01:26.666 --> 01:28.708
زیپ -
<i>الان ته و توش رو درمیارم -</i>

01:28.791 --> 01:30.333
<i> !دارم روش کار میکنم</i>

01:33.916 --> 01:37.916
باز خوبه یه بار اومدیم موزه
به جای اون مقبره‌های تیره و تار

01:38.000 --> 01:40.083
.اینجا موزه نیست
شهربازیِ موضوعیه

01:40.166 --> 01:43.041
<i>.یعنی، همین‌جاست دیگه
صحنه نبرد</i>

01:43.916 --> 01:46.041
این با عقل جور درنمیاد. مگه نه؟

01:46.750 --> 01:48.375
سنگ اینجا دفن شده؟

01:48.458 --> 01:50.166
یا یه جایی جلوی چشم خودمون
پنهان شده؟

01:50.250 --> 01:53.083
جونا، بگرد دنبال یه سرنخی که
کمک کنه از داستان لوح سردربیاریم

01:53.166 --> 01:55.708
ببین اسمی از سرِ سیاه یا
سنگ قدرت پیدا میکنی یا نه

01:55.791 --> 01:57.791
و حواست به دورو هم باشه

02:07.041 --> 02:08.916
لارا

02:24.375 --> 02:25.750
میدان نبرد و فلان و فلان

02:25.775 --> 02:28.250
جایی که سه برادر
با هم ملاقات کردن و فلان

02:28.333 --> 02:31.750
<i>.من به جای تو معذب شدم
تاحالا شهربازیِ موضوعی رفتی؟</i>

02:31.833 --> 02:33.666
شهربازی موضوعی فقط واسه
یه خوش‌گذرونی الکی خوبه

02:33.750 --> 02:37.833
و "طریق اشباح"جادویی هم از این طرفه

02:37.916 --> 02:39.000
...طبق افسانه‌ها

02:39.083 --> 02:42.458
طریق اشباح، شمارو به سمت
مقبره "امپراطور زرد" هدایت میکنه

02:42.541 --> 02:46.666
که دقیقا زیر درخت اجدادی طلایی قرار داره

02:59.916 --> 03:00.916
پیدات کردم

03:03.291 --> 03:04.291
...ای بابا

03:12.125 --> 03:13.333
!عه

03:14.125 --> 03:16.500
.یکی دیگه بگیر، فرانک
بگیر دیگه، توی قبلی چشمک زدم

03:16.583 --> 03:19.375
...ببخشید، اگه ایرادی نداره من -
!اوه ممنون خیلی لطف میکنی -

03:19.458 --> 03:22.250
فرانک، این خانم استرالیایی مهربون
!میخواد ازمون عکس بگیره

03:31.333 --> 03:32.791
آها

03:35.875 --> 03:38.708
،اگه مقبره این زیر باشه
باید یه راه دسترسی داشته باشه

03:38.791 --> 03:40.166
...اهرمی چیزی

03:47.166 --> 03:48.916
خمیر کاغذیه که

03:51.791 --> 03:53.166
از شهربازی‌های موضوعی متنفرم

04:07.000 --> 04:08.666
!هوم

04:08.750 --> 04:10.791
دارم واسه کافه تحقیق می‌کنم

04:10.875 --> 04:12.291
دارم گل لگد میکنم

04:12.375 --> 04:15.083
.از این طرف میریم
!این طرف

04:15.166 --> 04:18.791
هرچند که ما از اینجا به عنوان
...محل نبرد ژو لو یاد میکنیم

04:18.875 --> 04:21.791
هیچکس نمیدونه نبرد
واقعا کجا انجام شده

04:21.875 --> 04:25.291
کسی هست اسم سه برادر رو بدونه؟

04:25.375 --> 04:28.750
...عه -
هوانگدی، امپراطور یان و چی‌یو -

04:28.833 --> 04:29.833
...عه

04:29.875 --> 04:33.458
محل اصلی نبرد
کجا بوده...هانس؟

04:33.541 --> 04:37.000
این اطلاعات درطول زمان از دست رفته؟

04:37.083 --> 04:40.458
.هیچی واقعا گم نمیشه، هانس
فقط منتظر می‌مونه تا پیداش کنن

04:41.333 --> 04:42.583
جونا، داریم میریم

04:53.250 --> 04:55.541
دورو احتمالا الان در راهِ
محل واقعی نبرد باشه

04:55.625 --> 04:56.541
بجنب. بیا بریم

04:56.625 --> 04:59.416
.واستا. اینو گوش کن
میخواد درمورد اسطوره‌شناسی حرف بزنه

04:59.500 --> 05:00.375
جونا

05:00.458 --> 05:03.666
خودت همیشه میگی که
اسطوره‌شناسی، دروازه‌ای به سوی حقیقته

05:04.250 --> 05:05.250
گوش کن

05:13.850 --> 05:15.750
«نبرد ژو لو»

05:15.791 --> 05:20.083
<i>داستان نبرد ژو لو
بین سه برادر، از برادر ارشد شروع میشه</i>

05:20.166 --> 05:23.541
<i>هوانگدی از آسمان‌ها نزول کرد</i>

05:23.625 --> 05:27.291
<i>تا صلح و کامیابی رو
به قلمرو فانی، عطا کنه</i>

05:27.375 --> 05:31.000
<i>دو برادر اون، از همه موفق‌تر بودن</i>

05:31.083 --> 05:32.833
<i>یان و چی‌یو</i>

05:32.916 --> 05:36.916
<i>ولی طولی نکشید که چی‌یو
توسط تاجِ سرش، به فساد کشیده شد</i>

05:37.000 --> 05:40.541
<i>تاج سیاهی که از
سخت‌ترین سنگ ساخته شده بود</i>

05:41.125 --> 05:45.166
<i>نمادی از اعمال سیاه بسیاری
که انجام داده بود</i>

05:45.250 --> 05:47.875
!سنگ طمع سیاه بود -
هیس -

05:48.875 --> 05:49.995
!باشه بابا

05:50.041 --> 05:52.166
<i>...با کمک قدرت تاج سیاهش</i>

05:52.250 --> 05:55.791
<i>قبایل برادرانش رو
!به آشوب کشید</i>

05:57.250 --> 06:00.375
<i>هوانگدی می‌دونست که اگه
...کوچک‌ترین برادرش، شکست نخوره</i>

06:00.458 --> 06:04.041
<i>دنیا رو تصرف میکنه و
هرج و مرج همه‌جا رو می‌گیره</i>

06:05.833 --> 06:09.750
<i>پس هوانگدی به درگاه
...بانوی نه آسمان دعا کرد</i>

06:09.833 --> 06:12.666
<i>تا توازن قدرت دوباره برقرار بشه</i>

06:12.750 --> 06:17.375
<i>و درازاش، بانو
هم اژدهایی طلایی به او بخشید</i>

06:21.833 --> 06:24.041
<i>...با کمک اژدهای طلایی</i>

06:24.125 --> 06:27.333
<i>هوانگدوی موفق شد
درون طوفان چی‌یو مبارزه کنه</i>

06:27.833 --> 06:31.166
<i>برای اینکه تاج سیاه دیگه
...به دست آدم خطرناکی نیفته</i>

06:31.250 --> 06:33.375
<i>هوانگدی تاج رو به خورد اژدها داد</i>

06:33.458 --> 06:34.658
جالبه

06:34.708 --> 06:36.875
<i>حالا دیگه تمام قبایل در امان بودن</i>

06:36.958 --> 06:39.708
<i>و هوانگدی خودش رو
امپراطور زرد" نامید"</i>

06:39.791 --> 06:42.666
<i>اولین امپراطوری که موفق شد
کل چین رو متحد کنه</i>

06:43.750 --> 06:45.710
<i>...پس از صد سال توازن قدرت</i>

06:45.791 --> 06:48.625
<i>هوانگدی سوار اژدهای طلایی، پرواز کرد</i>

06:48.708 --> 06:50.791
<i>و به آسمان‌ها برگشت</i>

06:50.875 --> 06:56.500
<i>ولی بدن‌های فانی اونا نتونست صعود کنه
و به طرف زمین، سقوط کردن</i>

06:57.000 --> 06:59.041
<i>...پس از برخورد با زمین</i>

06:59.125 --> 07:04.958
<i>جسد اژدها، درخت طلایی رو ساخت
که در همه فصل‌ها شکوفه میده</i>

07:05.041 --> 07:08.666
<i>...روح هوانگدی و اژدهاش</i>

07:08.750 --> 07:12.166
<i>،دقیقا بالای درخت
به ستاره تبدیل شدن</i>

07:12.833 --> 07:16.583
<i>ستاره شناسان، اونا رو
به اسم "جبهه" می‌شناسن</i>

07:20.166 --> 07:23.541
.هوم! حق با تو بود
به طرز غافلگیرکننده‌ای مفید بود

07:24.041 --> 07:28.458
زیپ، میتونی مختصات صورت فلکی "جبهه" رو
در 2500سال پیش از میلاد مسیح، پیدا کنی؟

07:28.541 --> 07:29.666
<i>الان میرم دنبالش -</i>
خوبه -

07:30.250 --> 07:31.458
میشه اینو قرض بگیرم؟

07:31.541 --> 07:33.375
امان از دست این بریتانیایی‌ها

07:35.041 --> 07:37.291
<i>مختصات رو دارم برات میفرستم</i>

07:39.208 --> 07:41.166
محدوده کوهستانه

07:41.833 --> 07:42.916
...چیزی

07:43.000 --> 07:45.000
<i>نقطه راهنما و هیچی هم نداره</i>

07:45.083 --> 07:47.375
<i>قطعا هیچ درخت اژدهای طلایی
اونجا نیست</i>

07:47.458 --> 07:49.458
اون حتما استعاره‌ست، نه؟ -
<i>..عه -</i>

07:49.541 --> 07:51.791
<i>ببین، این نبرد هزاران سال پیش
اتفاق افتاده</i>

07:51.875 --> 07:53.208
<i>شاید اصلا اتفاق نیفتاده باشه</i>

07:53.791 --> 07:55.708
<i>یه افسانه‌ست</i>

07:55.791 --> 07:58.125
اگه همش استعاره باشه چی؟

07:58.208 --> 08:00.333
نگاه کن، دقیقا نزدیک این مختصات

08:00.416 --> 08:02.666
.سه کوهستان
سه برادر

08:02.750 --> 08:05.875
جایی که سه برادر با هم ملاقات میکنن

08:08.125 --> 08:11.208
زیپ،یه سواری میخوایم

08:17.250 --> 08:19.291
تحقیق درباره منوی غذا چطور پیش میره؟

08:20.333 --> 08:24.750
دارم به خاطر میسپرم که ترکیب پیراشکی خوک
و چای حبابی، خوب هضم نمیشه

08:24.833 --> 08:27.250
رسیدیم

08:29.375 --> 08:32.083
.اثری از دورو نیست
آماده فرود هستیم

08:33.750 --> 08:34.833
بعدش تکلیف چیه؟

08:35.541 --> 08:37.583
منظورت چیه؟

08:37.666 --> 08:40.916
،وقتی جلوی دورو رو بگیریم
بعدش تکلیف چیه؟

08:41.000 --> 08:43.375
من که برمیگردم و
یه منوی جدید می‌نویسم

08:45.458 --> 08:47.125
ولی تو چی کار میکنی؟

08:47.208 --> 08:48.750
برمیگردی به خونتون توی عمارت کرافت؟

08:49.250 --> 08:52.416
،میری یه ماموریت دیگه
یا میری سراغ ورزش‌های افراطی؟

08:52.500 --> 08:54.458
عمارت کرافت خونه من نیست

08:55.333 --> 08:57.125
اونجا دیگه پر از روحه

08:58.125 --> 09:00.666
واقعا هیچ خاطره قشنگی از اونجا نداری؟

09:00.750 --> 09:03.500
دارم. برای همین انقدر سختمه

09:04.625 --> 09:07.750
،روح راث و پدرت
اون خونه رو تسخیر نکرده

09:08.250 --> 09:09.375
ذهن تو رو تسخیر کردن

09:10.750 --> 09:11.916
تو هنوز درحال سوگواری هستی

09:13.833 --> 09:15.500
...این همه کار کشیدن از خودت

09:16.125 --> 09:18.625
کمک نمیکنه دردت از بین بره

09:19.625 --> 09:21.208
...ولی بهت قول میدم لارا

09:22.333 --> 09:25.333
،با رها کردن گذشته
به هرچیزی که بخوای میرسی

09:27.500 --> 09:30.416
درد رو محکم چسبیدی
چون خوب درکش میکنی

09:32.208 --> 09:34.791
فکر میکنی نیروی تو، از درد کشیدن میاد

09:34.875 --> 09:37.708
برای همینه که جلوی دورو رو
خواهی گرفت

09:38.250 --> 09:40.208
چون ته دلت میدونی که
این حقیقت نداره

09:40.291 --> 09:42.875
میدونی که چیزی
قوی‌تر از درد وجود داره

09:42.958 --> 09:44.041
واقعا میدونم؟

09:44.125 --> 09:47.000
،اگه وقتی من و تو دنبال ترینیتی رفتیم
...سنگ‌های خطر رو داشتم

09:47.083 --> 09:48.916
...اونوقت شاید... می‌تونستم

09:50.166 --> 09:51.416
هوم

09:51.500 --> 09:53.625
نه، نمی‌تونستی

09:56.208 --> 10:01.625
تو از جنس دورو، راث یا پدرت
ساخته نشدی

10:02.583 --> 10:03.916
تو یه چیز دیگه‌ای

10:04.625 --> 10:05.625
من چی هستم؟

10:06.083 --> 10:07.833
بالاخره میفهمی

10:07.916 --> 10:09.625
همیشه اینطوری پیش میره

10:18.958 --> 10:22.416
همه نوشته‌ها میگن که هوانگدی
به همراه سنگ سیاه دفن شده

10:22.500 --> 10:25.208
ما دنبال یه مقبره یا معبد میگردیم

10:27.166 --> 10:29.166
مثل اینه که دنبال سوزن تو انبار کاه بگردی

10:33.916 --> 10:35.000
هوم

10:35.750 --> 10:36.750
!لارا

10:55.125 --> 10:56.125
هوم

11:13.333 --> 11:14.416
بازم هست

11:21.458 --> 11:22.708
این زودیاک چینیه

11:24.083 --> 11:25.125
!آها

11:25.916 --> 11:29.250
...12حیوان از زودیاک چینی"

11:29.333 --> 11:34.583
انتخاب شدن تا در مسابقه ای به اسم
"مسابقه دو دروازه بهشت" شرکت کنن"

11:34.666 --> 11:36.875
<i>آهاا، این با عقل جور درمیاد</i>

11:36.958 --> 11:39.916
<i>امپراطور زرد می‌میره
و به ستاره تبدیل میشه</i>

11:40.000 --> 11:42.750
<i>حتما روش پیدا کردن جسدش هم
یه ربطی به ستاره‌ها داره</i>

11:42.833 --> 11:44.833
یه معماست

11:44.916 --> 11:47.791
مسابقه به چه ترتیبی تموم شده؟
کی برنده شد؟

11:47.875 --> 11:48.958
این کتاب بچگانه‌ست

11:49.041 --> 11:51.916
نوشته همه با هم برنده شدن
و بعدش بستنی خوردن

11:52.000 --> 11:52.833
<i>بسپرش به من</i>

11:52.916 --> 11:57.541
<i>"توی "مسابقه دو دروازه بهشت
!موش برنده شده</i>

12:04.041 --> 12:08.541
<i>،با فاصله نزدیک هم جناب سم‌دار
آقای گاو، دوم شده</i>

12:08.625 --> 12:11.625
!گاو نر. گاو نر. کجا... آها

12:13.958 --> 12:16.791
<i>!ببر هم پریده و نفر سوم شده</i>

12:16.875 --> 12:20.250
<i>!خرگوش، تند و سریع اومده واسه جایگاه چهارم</i>

12:20.333 --> 12:22.250
<i>اژدها از آسمون پریده و پنجم شده</i>

12:22.333 --> 12:25.416
<i>واستا ببینم، چطوری موش و خرگوش
تونستن اژدها رو شکست بدن؟</i>

12:25.500 --> 12:27.416
بیا بعدا درمورد
مهارت های ورزشی اژدها بحث کنیم

12:27.500 --> 12:30.041
<i>.ببخشید، ببخشید، ببخشید</i>
<i>بعدش هم مار، اسب، بز</i>

12:30.125 --> 12:31.916
<i>میمون، خروس، سگ</i>

12:32.000 --> 12:36.916
<i>،و آخرین اما نه کمترین
خوک باوقار و خوشمزه</i>

12:55.000 --> 12:57.541
خب پس، از مسیر آجرهای زرد بریم؟

13:17.833 --> 13:21.125
ما دیگه توی چین نیستیم، توتو

13:21.208 --> 13:23.333
<i>...عه... چیزه... عه</i>

13:23.416 --> 13:24.791
<i>...مساله اینجاست که</i>

13:24.875 --> 13:26.541
<i>عه... آره</i>

13:27.375 --> 13:28.958
<i>شما توی مغولستان هستید</i>

13:29.041 --> 13:30.875
<i>!و منم دارم خل میشم</i>

13:30.958 --> 13:34.166
<i>انتقال به راه دورِ
...این سطح از اتم‌ها</i>

13:34.250 --> 13:35.875
<i>هیچوقت انجام نشده</i>

13:36.541 --> 13:38.833
<i>!این خبر، دنیا رو می‌لرزونه</i>

13:38.916 --> 13:40.583
شاید به همین زودی

13:47.666 --> 13:49.583
<i>میدونی، واقعا روحیه‌م رو باختم</i>

13:49.666 --> 13:52.083
<i>.ما که اون معما رو حل کردیم
پس اون چطوری زودتر رسیده؟</i>

13:52.166 --> 13:55.291
،سوال مرتبط‌ تر اینه که
چطوری جلوش رو بگیریم؟

14:06.625 --> 14:09.875
الان واقعا به یکی از اون ایده‌های
بی‌پروا و دیوانه‌وارت نیاز داریم

14:57.291 --> 14:58.166
اوه

15:11.750 --> 15:13.958
!عجب درخت پوست کلفتی

15:23.541 --> 15:24.708
لارا؟

15:24.791 --> 15:26.000
صدای شلیک شنیدم

15:26.750 --> 15:27.750
<i>من خوبم</i>

15:28.375 --> 15:29.875
دورو رو نمی‌بینم

15:53.083 --> 15:54.000
<i>...این که شبیه</i>

15:54.083 --> 15:55.166
شبیه اژدهاست

15:58.750 --> 15:59.833
...هنگام طمع"

16:00.416 --> 16:04.500
انسان چیز دروغین را پذیرفته و
"چیز واقعی رو از دست میدهد

16:05.125 --> 16:07.208
"این یعنی هرج و مرج"

16:36.291 --> 16:39.583
،منو بگو که فکر میکردم بادبادک‌بازی
جالب‌ترین اتفاق امروز باشه

17:11.916 --> 17:13.041
هوم

17:14.666 --> 17:17.041
!هزاران نفر، دورو

17:18.041 --> 17:20.708
،اگه به کارت ادامه بدی
!هزاران نفر رو می‌کشی

17:21.333 --> 17:23.416
طوفان‌ها رو دیدی؟

17:23.500 --> 17:25.833
!ما برای زنده موندن، به توازن نیاز داریم

17:25.916 --> 17:28.250
آخه تو از توازن چی میدونی؟

17:28.333 --> 17:32.041
میدونم با این کار، دیگه
هیچ فرقی با محافظان نور نداری

17:33.083 --> 17:35.791
باید یه چیزی فراتر از
غم و سوگواری وجود داشته باشه

17:36.291 --> 17:38.875
نمیشه که... نمیشه همش همین باشه

17:39.541 --> 17:42.208
آتش و انتقام

17:43.916 --> 17:47.000
از اینکه همش خسته بودی، خسته نشدی؟

17:54.541 --> 17:55.791
هوم

17:57.833 --> 17:58.958
درسته، خسته شدم

18:00.416 --> 18:01.666
...برای همینه که

18:02.500 --> 18:04.291
باید این کار رو تموم کنم

18:04.375 --> 18:05.875
!دورو، نه

18:43.375 --> 18:45.208
!نه

18:45.291 --> 18:46.666
!به خودت نگاه کن

18:47.291 --> 18:50.916
،بدون انتقام و خشم که بهت انگیزه بدن
تو هیچی نیستی

19:07.291 --> 19:08.500
<i>لارا؟</i>

19:09.541 --> 19:10.541
!لارا

19:10.625 --> 19:12.166
!باهام حرف بزن لعنتی
...اوه

19:14.333 --> 19:16.541
<i>خدایا! اون اینجاست</i>

19:17.375 --> 19:19.500
<i>!نه</i>

19:26.041 --> 19:27.125
جونا

19:35.666 --> 19:37.833
...جونا

20:17.125 --> 20:18.541
<i>بهم یه قولی بده</i>

20:19.041 --> 20:21.166
<i>اشتباهاتِ اونو تکرار نکن</i>

20:23.000 --> 20:25.000
<i>...اگه این زندگی رو انتخاب کردی</i>

20:25.625 --> 20:29.291
<i>به این دلیل نباشه که
میخوای از سختی‌ها فرار کنی</i>

20:30.625 --> 20:33.916
<i>عزیزان ما، گنج‌هایی هستن
که توی هیچ مقبره‌ای پیدا نمیشن</i>

20:52.750 --> 20:58.125
<i>تو از جنس دورو، راث یا پدرت
ساخته نشدی</i>

20:59.541 --> 21:00.875
<i>تو یه چیز دیگه‌ای</i>

21:01.541 --> 21:02.791
<i>من چی هستم؟</i>

21:03.833 --> 21:05.166
<i>بالاخره میفهمی</i>

21:07.125 --> 21:08.750
<i>همیشه اینطوری پیش میره</i>

21:13.291 --> 21:14.291
...جونا

21:23.708 --> 21:24.791
...جونا

21:24.808 --> 21:31.791
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
