WEBVTT

00:15.001 --> 00:25.001
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:25.002 --> 00:35.002
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫AM1Я H1tmaN

00:40.375 --> 00:42.815
‫مطمئنی این آدرس درسته؟

00:49.125 --> 00:51.291
‫راه فراری نداری

00:51.375 --> 00:53.833
‫تکون بخوری تیکه بزرگه‌ات گوشِتـه!

00:55.291 --> 00:57.958
‫خدا وکیلی!
‫مثل آدم رفتار کن، کاپیتان

00:58.541 --> 00:59.541
‫لارا؟

01:01.208 --> 01:03.875
‫لارا کرافتِ گور به گور شده!

01:05.958 --> 01:07.375
‫واقعاً خودتی!

01:07.958 --> 01:10.500
‫عجوزه‌ی وامونده!

01:10.583 --> 01:12.666
‫نه زنگ می‌زنی. نه پیغام میدی

01:12.750 --> 01:15.208
‫از اون طرف، جونا یه بند پیغام میده

01:15.291 --> 01:16.958
‫خدایا. فاز شاعری برداشته

01:17.708 --> 01:20.583
‫خب، چه خبرا؟
‫از ماجرای اوآهو پنج سال گذشته؟

01:21.208 --> 01:23.250
‫قدت بلندتر شده؟

01:23.333 --> 01:25.666
‫لئو، چه خوبه که لبخند روی لبتـه

01:25.750 --> 01:27.666
‫ولی تو لبخند روی لبت نیست

01:27.750 --> 01:30.833
‫چی شده که راهت به این سرِ دنیا افتاده؟

01:31.916 --> 01:34.083
‫راستش به خاطر جونا. توی دردسر افتاده

01:34.791 --> 01:38.083
‫- چجور دردسری؟
‫- از اوناش که نمی‌‌تونم درموردش حرف بزنم

01:38.166 --> 01:42.500
‫ولی... باید منو برسونی پاسارگاد.
‫می‌تونی؟

01:45.208 --> 01:47.875
‫- الان جوابت مثبت بود؟
‫- واسه جواب منفی وقت نیست

01:47.958 --> 01:49.791
‫ولی پاسارگاد یه حریم هوایی
‫محدود و ممنوعه‌ست

01:49.875 --> 01:53.041
‫لئو، ممکنه توی دردسر شدیدی بیفتی، یا بدتر

01:53.125 --> 01:55.125
‫جونا توی دردسر افتاده یا نه؟

01:57.750 --> 01:58.750
‫افتاده

01:58.791 --> 02:02.041
‫پس محدودیت‌ها برن درشون رو بذارن

02:02.125 --> 02:04.000
‫حالم به‌هم خورد، ولی دمش گرم

02:09.208 --> 02:11.625
‫ممنون لئو. یکی طلبت

02:12.125 --> 02:15.583
‫به جونا خیلی مدیونم، از حساب اون کم می‌کنم

02:16.416 --> 02:17.666
‫اثری از دورو هست؟

02:18.333 --> 02:19.750
‫هنوز نه

02:20.291 --> 02:23.708
‫ولی اگه تا الان سنگِ طلا رو
‫پیدا کرده بود، دنبال مسیر خروجی بود

02:24.208 --> 02:26.708
‫اون نزدیکی، خطوط راه‌آهن قدیمی هست

02:29.500 --> 02:31.208
‫نزدیک‌ترین ایستگاه قطار کجاست؟

02:37.916 --> 02:40.916
‫پس آقای صدا کُلُفتِ شلوارکی و
‫جونا توی ارتش هم‌خدمتی بودن؟

02:41.625 --> 02:44.833
‫کل ماجرا رو نمی‌دونم،
‫ولی جونا جونش رو نجات داده

02:45.500 --> 02:47.666
‫داداش‌مون عجیب‌غریبـه،
‫ولی باهاش حال می‌کنم

03:02.416 --> 03:06.041
‫قبلاً همیشه جونا اینو می‌خوند.
‫بدجور عصبانیم می‌کرد.

03:06.541 --> 03:09.500
‫یه بار دهنش رو با نوار چسب بستم.
‫هنوزم صداش توی گوشمـه.

03:09.583 --> 03:11.750
‫صداش خیلی بَمـه

03:12.666 --> 03:14.750
‫لئو، آخرین باری که جونا رو دیدم،

03:14.833 --> 03:17.000
‫حرفای خیلی...

03:17.625 --> 03:20.125
‫تندی زدم

03:21.125 --> 03:25.416
‫می‌دونه از ته دل نگفتی.
‫باور کن. جونا همیشه‌ می‌دونه.

03:25.500 --> 03:26.750
‫آره

03:27.625 --> 03:29.708
‫خیلی روی مخـه، نه؟

03:30.791 --> 03:33.958
‫وقتی پیداش کردی،
‫از دلش در میاری

03:44.708 --> 03:46.875
‫هنوز باید به ارتفاع کمتری برسیم!

03:49.041 --> 03:50.541
‫ممنون که منو رسوندی، لئو!

03:55.000 --> 03:57.375
‫حال می‌کنم که این زن
‫مثل خودم خوش‌عادتـه

03:58.416 --> 04:00.625
‫و حالا دوباره داریم شیرجه می‌زنیم

04:00.708 --> 04:03.125
‫تراپی هم گزینه‌ی خوبیـه‌ ها

04:04.041 --> 04:06.166
‫چرا بهش نگفتی؟ راجع به جونا؟

04:06.250 --> 04:08.500
‫چطوری باید به یکی گفت که
‫یه اَبَر شرور

04:08.583 --> 04:12.333
‫هم‌خدمتی قدیمیش رو
‫با یه سنگ جادویی تسخیر کرده؟

04:12.416 --> 04:13.416
‫حق گفتی

04:13.500 --> 04:16.166
‫ندونه بیشتر در امانـه.
‫فقط خودش رو به کُشتن می‌داد.

04:16.250 --> 04:18.166
‫اون‌وقت ما خودمون رو به کُشتن نمی‌دیم؟

04:18.250 --> 04:19.916
‫ایشالا که برعکس باشه

04:38.416 --> 04:40.916
‫لارا! چی شد؟!

04:41.000 --> 04:43.125
‫خوبی؟ لارا!

05:03.458 --> 05:06.083
‫زیاد روبراه نیستم

05:14.875 --> 05:16.875
‫اون سنگِ طلا رو ترکیب کرد

05:45.500 --> 05:46.500
‫زیپ؟

05:47.666 --> 05:48.875
‫زیپ، صدامو داری؟

05:49.583 --> 05:51.000
‫لارا! چطوری...

05:51.083 --> 05:52.563
‫صدامو...می‌شنوی؟

05:55.708 --> 05:58.458
‫به لئو بی‌سیم بزن.
‫بهش بگو این آدما کمک لازم دارن.

06:02.250 --> 06:03.250
‫ها؟

06:03.333 --> 06:04.333
‫لارا؟

06:04.875 --> 06:05.958
‫جونا!

06:06.041 --> 06:07.208
‫لارا!

06:11.666 --> 06:12.708
‫جونا!

07:06.041 --> 07:07.125
‫خب سوار شدیم

08:20.083 --> 08:22.125
‫اوه! بانو کرافت

08:36.208 --> 08:39.791
‫یه کمان. چه قشنگ. چایی می‌خوری؟

08:41.833 --> 08:43.541
‫قهوه‌شون هم خوشمزه‌ست

08:45.500 --> 08:46.708
‫ولشون کن برن

08:47.833 --> 08:49.625
‫این خواسته‌ی تو نیست

08:50.625 --> 08:54.208
‫اون‌وقت تو از کجا می‌دونی خواسته‌ی من چیه؟

08:54.708 --> 08:55.916
‫چون حق با توئـه

08:57.500 --> 09:01.458
‫من هم همین رو می‌خواستم.
‫که همه چی رو با خاک یکسان کنم.

09:02.458 --> 09:03.583
‫همین کار رو هم کردم

09:04.666 --> 09:08.250
‫و موقعی که گروه ترینیتی از بین رفت،
‫باعث نشد خونه‌مون پر بشه

09:10.041 --> 09:12.208
‫همچنان پدرم پیشم نبود

09:13.333 --> 09:15.750
‫فقط دستم به خون آلوده شده بود

09:19.291 --> 09:21.541
‫از اونی که خیال می‌کردم سست‌عنصرتری

09:22.458 --> 09:25.833
‫فرقه‌ی محافظان نور پدرم رو کُشت
‫چون باهاشون مخالفت کرد

09:26.833 --> 09:28.416
‫وقتی قدرت بگیرن،

09:28.500 --> 09:31.791
‫تصور کن چه بلایی سر تمام افرادی که
‫جرأت کنن مخالفت کنن میارن

09:33.708 --> 09:34.708
‫ولشون کنم برن؟

09:35.333 --> 09:38.541
‫این آدما پشیزی ارزش ندارن!
‫مهم اینه که جلوی اون فرقه گرفته بشه!

09:39.875 --> 09:41.500
‫خدایا، چقدر مثل من حرف می‌زنی

09:42.041 --> 09:45.666
‫اگه خیال می‌کنی می‌تونی همچین شیء
‫قدرتمندی رو کنترل کنی، خیال برت داشته

09:47.750 --> 09:50.250
‫پس یک روح در دو بدن نیستیم

09:52.000 --> 09:54.083
‫هیچ‌وقت به خون فوبیا نداشتم

09:57.416 --> 09:59.166
‫نه! جونا!

09:59.791 --> 10:01.291
‫منو نگاه کن!

10:01.375 --> 10:02.541
‫دارم نگاهت می‌کنم!

10:02.625 --> 10:04.666
‫و فقط یه بچه‌ی بد اخلاق می‌بینم!

10:05.250 --> 10:07.250
‫خیال می‌کنی خوشم میاد تر و خشکت کنم؟

10:07.333 --> 10:09.500
‫تو یه زن بالغی!

10:13.250 --> 10:15.291
‫همه‌مون غم و ناراحتی رو حس کردیم

10:15.375 --> 10:17.208
‫تمومش کن!

10:17.291 --> 10:19.333
‫همه‌مون همین کار رو می‌کنیم، لارا!

10:20.000 --> 10:21.750
‫جونا...خواهش می‌کنم...

10:25.541 --> 10:27.875
‫خیال می‌کنی فقط آدمایی که
‫تو از دست دادی مهم بودن؟

10:28.750 --> 10:31.750
‫ما هم واسه خودمون کسی هستیم!

11:05.333 --> 11:06.750
‫صبحونه با چاشنی نمایش

11:06.833 --> 11:09.166
‫عالیه. از برنامه عقب نیفتادیم

11:41.250 --> 11:42.250
‫لارا!

12:04.625 --> 12:05.625
‫بهم اعتماد داری؟

12:06.708 --> 12:07.916
‫البته

12:33.833 --> 12:36.333
‫اینقدر به من زُل نزنید!

12:40.458 --> 12:42.250
‫از صحرا متنفرم

12:51.791 --> 12:53.083
‫حرفم رو پس می‌گیرم

12:54.208 --> 12:55.375
‫بهت اعتماد ندارم

13:10.208 --> 13:13.166
‫میشه بگم که برام مهم هستی، جونا؟

13:13.250 --> 13:16.958
‫و خیلی متأسفم، اگه کاری کردم که
‫برداشتی جز این داشته باشی

13:25.333 --> 13:26.875
‫و حرفی که زدی درست بود

13:26.958 --> 13:28.416
‫چی گفتم؟

13:29.208 --> 13:31.458
‫هیچی یادت نمیاد؟

13:32.708 --> 13:36.125
‫آخرین چیزی که یادمـه، داشتم توی جنگل
‫آب رودخونه رو سرفه می‌‌کردم

13:36.208 --> 13:38.625
‫بعدش توی قطار بودم

13:39.666 --> 13:40.666
‫ها...

13:46.250 --> 13:48.000
‫بیا راه بریم و حرف بزنیم

13:48.083 --> 13:49.583
‫کلی چیز هست که باید بدونی

13:50.125 --> 13:54.041
‫سنگ‌ها چی؟
‫نمی‌خوای بری دنبالش؟

13:54.125 --> 13:55.958
‫اونی که می‌خواستم گیر آوردم

13:56.791 --> 14:00.583
‫بیا اول به این آدما کمک کنیم،
‫بعدش یه حرکتی می‌زنیم

14:00.666 --> 14:04.708
‫بعلاوه، تو رو نمی‌دونم،
‫ولی من دلم یه نوشیدنی می‌خواد

14:12.083 --> 14:13.791
‫آب می‌خواید؟

14:18.000 --> 14:20.000
‫ممنون

14:20.083 --> 14:21.708
‫من هم دوستت دارم؛ عسلم

14:22.208 --> 14:24.750
‫خیلی‌خب، بهش میگم. خداحافظ

14:25.416 --> 14:27.708
‫اَبی می‌خواد مأموریت رو تموم کنیم

14:27.791 --> 14:29.400
‫گفت: «اگه قرار دنیا به آخر برسه

14:29.405 --> 14:31.250
‫برنامه چیدن واسه عروسی بی‌فایده‌ست»

14:33.125 --> 14:34.916
‫همیشه واقع‌بین بوده

14:35.000 --> 14:36.833
‫خیلی‌خب. ردیفـه، لارا کرافت

14:36.916 --> 14:38.458
‫عالیه. تماس رو تصویری می‌کنیم

14:40.083 --> 14:41.875
‫شما دو تا انگار...

14:41.958 --> 14:44.558
‫- از قطار پرت شدیم پایین
‫- از قطار پرتم کرد پایین

14:44.916 --> 14:47.375
‫این...باید غافلگیرکننده‌تر باشه

14:47.458 --> 14:50.500
‫ببخشید. تو توی اتاق کار پدرم هستی؟

14:50.583 --> 14:52.250
‫من...مطمئن نیستم

14:52.750 --> 14:55.833
‫راستش روحم هم خبر نداره کجام و
‫چطور باید خارج بشم

14:56.333 --> 14:58.000
‫آپارتمانت چی شد؟

14:58.083 --> 15:00.583
‫خب، داستانش خنده‌داره.
‫زمین بلعیدش!

15:01.625 --> 15:04.625
‫آره. آره، یه گودال بزرگ
‫توی جنوب لندن هست.

15:04.708 --> 15:06.250
‫که باعث شد متوجه بشم...

15:07.208 --> 15:10.000
‫بعد از اینکه دوست خوب و عزیزم
‫توی پلیس بین‌الملل کمکم کرد،

15:10.083 --> 15:12.250
‫تونستم از این دوستِ اَبَرشرورمون

15:12.333 --> 15:14.666
‫یه عکس ناخوشایند جور کنم

15:15.166 --> 15:17.958
‫ظاهراً بچگی‌هاش مثل سریال
‫Leave it to Beaver بوده

15:18.041 --> 15:21.083
‫شاگرد اول کلاسش بوده.
‫واسه هر کاری داوطلب بوده.

15:21.166 --> 15:24.000
‫تا حدوداً 13 سالگیش
‫[سرقت، آسیب به اموال عمومی، ورود غیرقانونی]

15:24.083 --> 15:26.125
‫همین موقع بود که اولین بار
‫خورد به تورِ پلیس لندن

15:26.208 --> 15:27.333
‫عمدتاً سرقت‌های جزئی

15:27.958 --> 15:31.291
‫به محض اینکه 18 سالش شد،
‫به «لژیون خارجی فرانسه» ملحق شد

15:31.375 --> 15:33.625
‫بی‌رحمانه‌ترین آموزش‌های نظامی در دنیا

15:33.708 --> 15:35.375
‫حتی بعضی‌ از تازه سربازها مُردن

15:35.458 --> 15:38.416
‫بعدش به‌عنوان یه مزدور
‫زندگی مجللی داشته

15:38.500 --> 15:40.875
‫تا اینکه دو سال پیش غیبش زد

15:40.958 --> 15:42.708
‫حتی یه یه قبض جریمه هم ازش نیست

15:42.791 --> 15:44.833
‫تا اینکه توی عمارتِ کرافت پیداش شد

15:44.916 --> 15:47.458
‫پس یه سرباز مزدور خرده‌پا

15:47.541 --> 15:50.125
‫حالا سه تا از سنگ‌های خطر رو داره

15:50.208 --> 15:52.833
‫که می‌تونن تعادل نظم رو به‌هم بزنن و

15:52.916 --> 15:54.541
‫دنیامون رو وارد هرج و مرج کنن؟

15:54.625 --> 15:55.541
‫عالی شد

15:55.625 --> 15:57.666
‫سه تا از چهار تا

15:59.000 --> 16:00.666
‫حافظه‌ام خیلی مُبهمـه

16:01.208 --> 16:02.958
‫هر چی یادت بیاد به دردمون می‌خوره، جونا

16:03.041 --> 16:04.375
‫طمع

16:04.458 --> 16:05.958
‫سنگِ چهارم

16:06.041 --> 16:07.250
‫پس یادتـه

16:08.333 --> 16:11.000
‫اون یه چیزی گفت تو مایه‌های...گمونم...

16:12.041 --> 16:14.083
‫«زولو» معنی خاصی داره؟

16:14.166 --> 16:16.666
‫زولو؟ توی آفریقای جنوبی؟

16:16.750 --> 16:20.166
‫آفریقای جنوبی که نشد سرنخ، لارا

16:20.250 --> 16:24.500
‫اون مغز پر از اطلاعاتت می‌دونه
‫سنگِ طمع ممکنه کجا باشه؟

16:25.166 --> 16:27.166
‫یه جا هست که می‌تونم بررسیش کنم

16:28.375 --> 16:29.416
‫یه کتابخونه

16:30.375 --> 16:31.833
‫بزرگترین کتابخونه‌ی دنیا

16:35.666 --> 16:39.250
‫«مُهره‌کاری و صنایع دستی قوم زولو بی‌نظیره

16:39.333 --> 16:41.541
‫و بهش ایزیکو هم میگن

16:41.625 --> 16:43.541
‫مدال‌های جنگی.»

16:43.542 --> 16:44.900
‫« مردم فراموش‌شده‌ی زولو »

16:49.000 --> 16:50.750
‫خب چرا برنگشتی اینجا؟

16:51.291 --> 16:53.125
‫ناسلامتی عمارتـه‌ ها

16:53.208 --> 16:57.000
‫می‌تونی از طبقه‌ی بالا تا استخر
‫یه سرسره‌ی آبی بسازی و

16:57.083 --> 16:59.125
‫هیچکس نمی‌تونه بهت بگه بالا چشمت اَبروئـه
‫[تاریخ آفریقا]

16:59.208 --> 17:00.500
‫همونجایی که وایستادی،

17:01.125 --> 17:02.958
‫مادرم همونجا فرانسوی یادم داد

17:03.458 --> 17:07.000
‫اونجا، من و پدرم بحث کردیم که
‫آیا موقع رعد و برق

17:07.001 --> 17:10.208
‫حفاری توی کوه‌های کارپات خطر داره یا نه

17:11.416 --> 17:14.916
‫اینجا وجب به وجبش خاطره‌ست.
‫جایی واسه من نیست.

17:17.291 --> 17:21.333
‫اگه سرسره‌ی آبی بسازی،
‫کلی خاطره‌ی جدید می‌سازیم. قول میدم.

17:27.334 --> 17:28.834
‫« تماس به پایان رسید »

17:29.083 --> 17:30.166
‫اینقدر بد بود؟

17:30.250 --> 17:33.875
‫خب، اَبی دیگه لارا رو
‫به عروسی دعوت نمی‌کنه

17:33.958 --> 17:35.583
‫به من بیشتر کیک می‌رسه

17:35.666 --> 17:37.583
‫و تو رو هم دعوت نمی‌کنه
‫چون هم‌دستِ ماجرا بودی

17:38.083 --> 17:39.541
‫زنت دیگه شورش رو در آورده

17:40.125 --> 17:43.000
‫بعدش لوله‌های کافه بعد از زمین‌لرزه ترکید،

17:43.083 --> 17:45.750
‫و حالا می‌فهمه که چرا باید بریم آفریقا

17:45.833 --> 17:47.000
‫زمین‌لرزه؟

17:47.083 --> 17:50.500
‫لارا که هیچی نمی‌دونه.
‫لرد ریچارد کرافت هم که فقط

17:50.583 --> 17:53.666
‫عاشق پرداختن به صنایع دستی قوم زولو و

17:53.750 --> 17:56.333
‫شمردن نبردهای بزرگ‌شونـه

17:56.416 --> 17:58.583
‫نبرد...نبرد زولو؟

17:58.666 --> 17:59.875
‫چی گفتی؟

18:03.041 --> 18:04.291
‫نبردِ...

18:04.375 --> 18:05.375
‫زولو؟

18:05.875 --> 18:06.916
‫ژو لو؟

18:07.000 --> 18:09.708
‫همین رو از دهنِ دورو شنیدی؟
‫نبرد ژو لو؟

18:09.791 --> 18:11.750
‫شاید

18:14.625 --> 18:17.083
‫دوباره قیافه‌اش اینطوری شد

18:28.000 --> 18:29.083
‫میاید؟

18:42.208 --> 18:43.833
‫ببخشید. چه خبره؟

18:43.916 --> 18:47.208
‫این داستان نبرد ژو لو ئـه
‫که توی چین اتفاق افتاده

18:47.291 --> 18:50.041
‫وقتی بچه بودم پدرم برام می‌خوندش

18:50.541 --> 18:53.333
‫چقدر بچگی‌هامون فرق داشته

18:55.083 --> 18:58.666
‫جنگی بین سه برادر که منجر به تشکیل چین شد

18:59.458 --> 19:00.750
‫هر سه می‌خواستن امپراتور بشن،

19:00.833 --> 19:03.458
‫پس سه برادر توی نبرد ژو لو
‫با هم روبرو شدن

19:04.333 --> 19:06.958
‫نوشته یکی از برادرها
‫یه سنگِ سیاه داشته که

19:07.041 --> 19:08.916
‫به طرز چشم‌گیری قدرتمندش کرده

19:09.875 --> 19:11.458
‫فقط با اتحاد دو برادر و

19:11.541 --> 19:14.958
‫قطع کردنِ سرش شکست خورده

19:15.458 --> 19:19.750
‫پس دورو داره میره به محل
‫این نبرد باستانی دیوانه‌وار

19:19.833 --> 19:22.000
‫که سنگِ سیاه این یارو دفن شده؟

19:22.083 --> 19:23.208
‫آره

19:23.291 --> 19:24.791
‫خب، اصلاً هم عجیب نیست

19:39.333 --> 19:40.166
‫اَبی؟

19:40.250 --> 19:42.083
‫برو بیرون. همین الان

19:54.833 --> 19:58.083
‫پایان دلچسبی نیست

19:58.708 --> 20:01.083
‫داره همه جای دنیا اتفاق میفته

20:01.166 --> 20:03.708
‫پاریس، مصر، استانبول

20:04.416 --> 20:06.583
‫دنیا دیگه تعادل نداره

20:08.166 --> 20:09.958
‫ما باید اون سنگ‌ها رو پس بگیریم

20:10.041 --> 20:11.333
‫ما؟

20:14.041 --> 20:15.291
‫بیا

20:15.375 --> 20:17.875
‫اینا می‌تونن انرژی سنگ‌های خطر رو حفظ کنن

20:17.958 --> 20:19.375
‫مطمئن نیستم تا چه مدت

20:19.458 --> 20:22.375
‫اشیای افسانه‌ای زیاد تابع علم نیستن

20:22.875 --> 20:23.875
‫ممنون

20:23.958 --> 20:25.416
‫پروازت دو ساعت دیگه‌ست

20:36.333 --> 20:39.208
‫گمونم سرسره آبی رو باید اینجا نصب کنیم

20:40.000 --> 20:49.000
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫AM1Я H1tmaN

20:49.625 --> 20:51.791
‫هواپیما کجا فرود اومده؟

20:52.375 --> 20:54.625
‫جزایر آزور. عین بقیه

20:55.208 --> 20:56.666
‫می‌خوان چه غلطی بکنن؟

20:58.166 --> 21:01.625
‫زیپ؟ به لارا بگو رهبرانِ فرقه‌ی نور
‫دارن دور هم جمع میشن

21:02.625 --> 21:03.833
‫حق با دورو بود

21:05.000 --> 21:07.541
‫می‌خوان یه بازگشتِ شکوهمندانه داشته باشن

21:07.542 --> 21:17.542
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
