WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.051 --> 00:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:47.645 --> 00:50.333
(قسمت 6)

00:59.621 --> 01:01.821
از کی اینجایی؟

01:01.821 --> 01:03.921
یه ساعتی می‌شه

01:07.388 --> 01:08.688
،ولی اول

01:08.688 --> 01:12.388
نباید بپرسین چرا من اینجام؟

01:17.054 --> 01:19.188
،از همون اول می‌دونستین

01:21.188 --> 01:23.054
از همون روز، مگه نه؟

01:25.754 --> 01:27.621
…چرا من

01:28.573 --> 01:32.221
آخ

01:34.588 --> 01:36.954
چه اتفاقی افتاده؟

01:43.388 --> 01:45.854
اول باید برم قصر

01:58.121 --> 02:00.221
…اون

02:00.221 --> 02:02.288
نقاب سلاخه

02:04.321 --> 02:06.388
لباس سیاه

02:11.121 --> 02:13.288
لباس طبیب دربار

02:13.288 --> 02:16.554
اون جو که باهام بود، احتمالا
خیلی واضح‌تر از من دیدتش

02:16.554 --> 02:18.088
طبیب هونگ باهات بود؟

02:18.088 --> 02:20.621
از کجا می‌دونی من با ادارهٔ شهربانی‌ام؟

02:20.621 --> 02:21.621
…خب

02:21.621 --> 02:26.021
به هر حال، در مورد این قضیه واقعا مایه دلگرمیه

02:26.021 --> 02:28.121
که شما حلش کردین

02:43.254 --> 02:45.121
خودت بودی

02:46.021 --> 02:48.321
گیل دونگ

02:48.321 --> 02:49.521
گیل دونگ کجاست؟

02:49.521 --> 02:50.688
اینجا نیست

02:50.688 --> 02:52.521
بریم اون‌ور رو چک کنیم

02:58.121 --> 02:59.254
مگه از این‌ طرف نرفته؟

02:59.254 --> 03:02.854
مطمئنم گیل دونگ خوب دررفته

03:02.854 --> 03:05.117
پس خیالم راحته

03:05.117 --> 03:07.357
وای خدای من

03:08.188 --> 03:09.221
اون اون جو نیست؟

03:09.221 --> 03:10.388
ها؟

03:10.388 --> 03:13.354
…ببخشید، می‌شه کمکم کنین

03:13.354 --> 03:15.121
!اون جو-
!اون جو-

03:15.121 --> 03:16.288
وای نه، حالا چیکار کنیم؟

03:16.288 --> 03:17.288
!اون جو-
!اون جو-

03:17.288 --> 03:19.154
…وای خدایا، این دیگه

03:21.521 --> 03:24.054
چرا همون اول نپرسیدین؟

03:25.421 --> 03:27.988
چون می‌دونستم می‌خوای قایمش کنی

03:29.788 --> 03:31.197
،اون شب

03:31.197 --> 03:34.654
از نگهبان‌ها شنیدم چرا دنبال گیل دونگ بودن

03:34.654 --> 03:37.554
،گفتن اسم گیل دونگ توی یادداشت خونین اومده

03:37.554 --> 03:39.581
ولی امکان نداره

03:39.581 --> 03:41.988
تو بازرس ارشد سابق رو توی
روز عروسی‌ات کشته باشی

03:41.988 --> 03:47.288
حتی اگه کشته بودی، تو هم قایمش می‌کردی

03:49.021 --> 03:53.221
اینکه اومدی اینجا، یعنی واقعا تهمت بوده

03:53.221 --> 03:56.188
انگار ما به دلایل یکسانی اینجا اومدیم

03:56.188 --> 03:59.517
اومدی ببینی کسی برای بردن
،جنازهٔ جعلی گیل دونگ میاد یا نه

03:59.517 --> 04:01.488
مگه نه؟

04:02.354 --> 04:04.554
ببخشید که این همه مدت

04:04.554 --> 04:05.654
فریبتون دادم

04:05.654 --> 04:07.888
نیازی به معذرت‌خواهی نیست

04:07.888 --> 04:10.821
،اینکه یه زن پا پیش بذاره و به فقرا کمک کنه

04:10.821 --> 04:13.554
کار خیلی ارزشمند و قابل تحسینیه

04:17.754 --> 04:21.254
پس دیگه با قیافه من اون‌ حالت رو به خودت نگیر

04:56.288 --> 04:58.321
اونجا دفن شده

04:59.154 --> 05:02.188
حداقل یه غذای یادبود براش می‌ذارم

05:03.888 --> 05:05.421
کی اونجاست؟

05:05.421 --> 05:06.754
چی؟ چیه؟

05:06.754 --> 05:08.554
چه اتفاقی داره میفته؟

05:08.554 --> 05:10.521
حیوون وحشی نیست؟

05:10.521 --> 05:12.254
نگران نباشین، بانو دونگ‌ جو

05:12.254 --> 05:15.221
حیوون اینجا خود تویی. چه حقه‌ای توی سرت داری؟

05:15.221 --> 05:16.954
خدایا

05:32.088 --> 05:33.421
می‌دونی چرا وایسادن؟

05:33.421 --> 05:37.154
اون مسیریه که ببر و حیوانات وحشی دیگه توش می‌چرخن

05:37.154 --> 05:38.688
اون کسیه که بهت تهمت زده

05:38.688 --> 05:40.654
باید بدونم کیه

05:40.654 --> 05:42.154
خطرناکه، بهتره همین‌جا تمومش کنیم

05:42.154 --> 05:43.154
برام مهم نیست

05:43.154 --> 05:44.688
ولی برای من مهمه

05:44.688 --> 05:47.554
نمی‌خوام به‌ خاطر این موضوع آسیب ببینین

05:50.488 --> 05:53.421
انگار یادتون رفته، ولی اون بدن مال منه

05:53.421 --> 05:57.405
اگه برین اونجا و درنده‌ها پاره‌اتون
کنن، من پاره می‌شم دیگه

05:57.405 --> 05:59.054
آهان

05:59.054 --> 06:00.754
یادم رفته بود

06:04.788 --> 06:06.954
به کسی مظنون نیستی؟

06:06.954 --> 06:09.188
منظورم کسیه که بازرس ارشد سابق رو کشته

06:11.121 --> 06:15.321
نصف پایتخت ممکنه ازش کینه داشته باشن

06:16.288 --> 06:20.521
پس نصف پایتخت می‌خواستن بکشنش، درسته؟

06:20.521 --> 06:23.254
حالا پیدا کردن مقصر سخت شده

06:23.254 --> 06:26.221
بعد از امشب، دیگه هیچوقت خودشون رو نشون نمی‌دن

06:26.221 --> 06:28.621
چرا خودش رو به‌ عنوان گیل دونگ
توی ادارهٔ شهربانی نشون داد؟

06:28.621 --> 06:32.488
شاید می‌خواستن پرونده رو
با مرگ مظنون گیل دونگ ببندن

06:32.488 --> 06:35.154
،اونا یه مظنون لازم داشتن که مردم قبولش کنن

06:35.154 --> 06:37.521
و اون مظنون گیل دونگ بود

06:37.521 --> 06:42.188
مردم باور می‌کنن گیل دونگ واقعا مرده

06:44.754 --> 06:46.788
،اون فقط یه دزد کوچیک بود

06:46.788 --> 06:51.088
،ولی وقتی اسم در کرد
شایعه‌ها دیگه از کنترل خارج شدن

06:51.088 --> 06:52.954
،از مرحوم معذرت می‌خوام

06:52.954 --> 06:56.554
ولی شاید بهتره اسم "گیل دونگ" این‌جوری محو بشه

06:57.788 --> 06:59.488
صبر کن

07:07.388 --> 07:11.921
یعنی می‌گی بازم می‌خوای دزدی کنی؟

07:14.488 --> 07:16.921
این سکوتت یعنی آره

07:18.254 --> 07:22.654
فقط نمی‌تونم بگم نه

07:23.488 --> 07:26.188
دلیل اینکه نگفتم تو گیل دونگی

07:26.188 --> 07:30.088
این بود که توی بدن عوض‌ شده
نمی‌تونستی دزدی کنی

07:30.088 --> 07:32.588
معلومه. نگران نباشین

07:32.588 --> 07:35.654
فکر کردی فقط چون نگران خودمم این‌جوری‌ می‌کنم؟

07:35.654 --> 07:38.654
همون‌طور که گفتم، اینکه یه زن
پا پیش بذاره و به اون‌ها کمک کنه

07:38.654 --> 07:40.154
کار خیلی قابل تحسینی بود

07:40.154 --> 07:42.954
،ولی اون مال گذشته‌ست
پس می‌ذارم تو گذشته هم بمونه

07:42.954 --> 07:44.521
ولی حالا اوضاع فرق کرده

07:44.521 --> 07:47.454
چون الان تویی. تو اون زنی

07:48.221 --> 07:50.388
اتهام دزدی، افشا، قتل، تهمت‌زنی

07:50.388 --> 07:53.854
همهٔ این تهدیدها حالا مال توئه

07:53.854 --> 07:56.954
می‌دونی وقتی رفتم جنازهٔ جعلی
گیل دونگ رو ببینم چه حسی داشتم؟

07:56.954 --> 07:58.921
،خودم رو سرزنش کردم و از خودم متنفر شدم

07:58.921 --> 08:01.488
فکر کردم همه‌ چیز به‌ خاطر اینکه
،پنهان‌ات کردم خراب شده

08:01.488 --> 08:03.221
به‌ خاطر اینکه جلوت رو نگرفتم

08:03.221 --> 08:04.921
نیازی نیست

08:04.921 --> 08:06.254
…من که هنوز گیر نیفتادم

08:06.254 --> 08:08.088
،ولی قبلا گیر افتادی

08:08.088 --> 08:09.821
توسط من

08:15.721 --> 08:17.321
این یه اخطاره

08:17.321 --> 08:19.221
،چه توی اون بدن چه توی این بدن

08:19.221 --> 08:23.888
اگه دوباره بری دزدی کنی، قطعا گیر میفتی

08:23.888 --> 08:26.688
دوباره به دست من

08:34.988 --> 08:39.021
آخرش، این‌جوری گیر افتادم

08:50.721 --> 08:52.221
من دیگه برم

08:52.221 --> 08:54.254
صبر کنین

08:54.254 --> 08:57.088
این دختره این موقع شب اینجا چیکار می‌کنه؟

08:58.221 --> 09:00.221
یه مرد؟

09:00.221 --> 09:02.321
…چطور جرأت کرده

09:04.893 --> 09:06.621
لعنتی

09:06.621 --> 09:11.988
(نه‌هون)

09:14.021 --> 09:16.788
بانوی جوان، ارباب اومدن

09:16.788 --> 09:18.365
!زود بیاین بیرون

09:18.365 --> 09:20.125
اوه، باشه

09:21.154 --> 09:22.154
بانوی جوان

09:22.154 --> 09:24.321
برگشتین؟

09:27.154 --> 09:30.109
گفتم حتی برای یه بیرون رفتن کوتاه به ظاهرت برس

09:30.109 --> 09:32.029
ها؟-
بانوی جوان-

09:32.029 --> 09:33.149
کفش‌هاتون

09:33.149 --> 09:35.854
اوه

09:35.854 --> 09:39.088
چون دلم می‌خواست زودتر ببینمتون

09:39.088 --> 09:41.121
دوباره داری من رو بهونه می‌کنی؟

09:43.221 --> 09:46.854
بگیر، این رو برای نامزدت ببر

09:46.854 --> 09:50.237
چون مراسم خاکسپاری داشتن، حتما خسته‌ست

09:50.237 --> 09:51.354
اوه

09:51.354 --> 09:52.788
…در مورد عروسی‌ام

09:52.788 --> 09:55.654
عروسی‌ات احتمالا عقب میفته

09:55.654 --> 10:01.154
چون براشون سخته دوتا مراسم بزرگ
توی یه سال برگزار کنن

10:01.154 --> 10:03.805
شبیه نیستین. شما دوست‌داشتنی هستین

10:05.421 --> 10:07.154
بانو

10:11.554 --> 10:13.121
الان خندیدی؟

10:13.121 --> 10:16.445
…نخندیدم. یکی گفت شبیه شما نیستم

10:16.445 --> 10:17.688
…اوه

10:17.688 --> 10:20.754
نه، نه، این‌جوری نیست

10:20.754 --> 10:23.688
…نه، منظورم اینه که

10:23.688 --> 10:25.821
بانوی من

10:31.288 --> 10:33.054
شبیه نیستین

10:33.054 --> 10:34.954
شما دوست‌داشتنی هستین

10:35.921 --> 10:38.621
چرا بین این همه چیز این به ذهنم اومد؟

10:40.088 --> 10:42.554
از نظرش خوشگلم؟

10:42.554 --> 10:44.688
شاید یه جور اظهار تعجبه؟

10:44.688 --> 10:46.488
مثل اینکه بگن کوه بلنده

10:46.488 --> 10:49.954
یا گل قشنگه؟

10:53.221 --> 10:56.188
اوه! از کی اینجایین؟

10:56.188 --> 10:57.921
از همون لحظه که شروع کردی با خودت حرف زدی

10:57.921 --> 11:00.621
پس همه‌اش رو شنیدین

11:02.888 --> 11:04.388
این

11:04.388 --> 11:06.088
اورابونی‌ام گفت این رو بهتون بدم

11:06.088 --> 11:09.188
هنوز فکر می‌کنه من نامزدتونم

11:13.954 --> 11:17.754
امروز می‌خوام در مورد بهم زدن نامزدی حرف بزنم

11:17.754 --> 11:19.454
هر جور راحتی

11:20.988 --> 11:24.988
رنگتون هنوز پریده‌ست

11:24.988 --> 11:28.925
انگار سختی اون روز که زیر بارون اومدین

11:28.925 --> 11:31.389
هنوز توی تنتون مونده

11:33.954 --> 11:37.021
کاملا اشتباه می‌کنی. پس من دیگه برم

11:42.254 --> 11:44.254
…فکر نکنم حالش خوب باشه

11:45.521 --> 11:47.121
خدای من

11:47.121 --> 11:51.154
با این لباسی که تنته، انگار واقعا
یه بانوی نجیب‌زاده شدی، اون جو

11:51.154 --> 11:54.788
…اصلا چطوری باید این رو ببندم

11:56.021 --> 11:59.321
حال و حوصله این کارها رو ندارم
حالا کی می‌خواد من رو ببینه؟

12:04.354 --> 12:06.521
پسر بزرگ دبیرکل؟

12:08.921 --> 12:12.388
چرا می‌خواستی من رو ببینی…ن؟

12:12.388 --> 12:15.088
دیروز با یه مرد بیرون بودی؟

12:15.088 --> 12:16.554
یه مرد؟

12:16.554 --> 12:18.909
نکنه دیروز من رو با اون دیده؟

12:18.909 --> 12:20.021
اوه

12:20.021 --> 12:23.821
نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی…ن

12:24.454 --> 12:28.188
این بی‌شرمی‌ات رو از پدرت به ارث بردی

12:30.788 --> 12:33.154
این همه سروصدا برای چیه؟

12:35.554 --> 12:37.188
پدر

12:37.188 --> 12:40.721
این دختر رو با یه مرد دیدم

12:42.121 --> 12:43.221
راسته؟

12:43.221 --> 12:47.088
…هعی، حتی دبیرکل هم

12:47.088 --> 12:48.121
صبر کن

12:48.121 --> 12:51.354
،به‌ عنوان پسر بزرگ دبیرکل، که هر روز به قصر می‌ره

12:51.354 --> 12:54.421
مگه می‌شه صورت من رو
به‌ عنوان شاهزادهٔ بزرگ نشناسه

12:56.721 --> 12:59.888
باید به این شک‌های زننده جواب بدم؟

12:59.888 --> 13:00.988
منظورت چیه؟

13:00.988 --> 13:02.321
چی گفتین؟

13:02.321 --> 13:04.477
،اگه آدم بافضیلتی بودین

13:04.477 --> 13:07.654
حتی اگه شک داشتین، اول شرایط رو می‌پرسیدین

13:08.554 --> 13:12.288
کسی که دیروز دیدم، ارباب جوان بودن

13:12.288 --> 13:15.254
فکر کردین کی بوده؟

13:15.254 --> 13:17.988
حتی صورتش رو چک نکردی؟

13:18.621 --> 13:20.721
…اون‌قدر نرفتم جلو

13:20.721 --> 13:23.454
…ولی فکر کنین یه صیغه این موقع شب بیرون بچرخه

13:23.454 --> 13:25.521
گفتین صیغه؟

13:25.521 --> 13:29.721
هرچند جایگاهم پایینه، ولی الان
توی شجره‌نامه خاندان، بزرگتر شمام

13:29.721 --> 13:32.188
این کلمه خیلی تنده

13:33.021 --> 13:35.954
از همه مهم‌تر، توهین به من یعنی بی‌احترامی

13:35.954 --> 13:39.354
به احترامی که به متوفی بدهکاریم

13:39.354 --> 13:42.388
حتما مرد محترمی مثل شما این رو می‌دونه

13:44.488 --> 13:46.654
،حتی توی دربار سلطنتی

13:46.654 --> 13:49.054
وقتی یکی از مردم عادی رو
،به‌ عنوان صیغهٔ سلطنتی می‌گیرن

13:49.054 --> 13:52.921
بهش عنوان مناسب می‌دن
و احترام لازم رو نشون می‌دن

13:52.921 --> 13:54.454
این چه مدل طرز برخورده؟

13:54.454 --> 13:55.988
چطور جرأت می‌کنی بدون اینکه جایگاهت رو بدونی
…با من این‌جوری حرف بزنی

13:55.988 --> 13:59.054
بهش حمله نکن

13:59.054 --> 14:00.854
پدر

14:07.288 --> 14:09.054
بیراه نمی‌گه

14:09.054 --> 14:11.454
ادب رو رعایت کن

14:14.388 --> 14:17.288
،اون احترامی که باید به پدرم نشون می‌دادی

14:17.288 --> 14:21.888
بذار بقیهٔ عمرت با احترام بهش جبران بشه

14:21.888 --> 14:25.121
سونگ‌ جه، آماده شو بریم قصر. دنبالم بیا

14:25.121 --> 14:26.854
بله

14:29.421 --> 14:31.888
بعدا حرف می‌زنیم

14:31.888 --> 14:34.188
اگه لازم شد

14:35.869 --> 14:38.088
یه انگشتت هم بهم بخوره

14:38.088 --> 14:41.121
سرت رو می‌ذارم رو سینه‌ات

15:05.221 --> 15:06.921
چیه؟

15:07.654 --> 15:11.021
می‌خواستم با نوهٔ عزیزم حرف بزنم

15:11.021 --> 15:12.421
فقط بهت می‌گم چون

15:12.421 --> 15:17.888
،مردهای این خونه انگار به بزرگ‌ترهاشون احترام نمی‌ذارن

15:17.888 --> 15:20.154
پس جدی بگیر

15:21.288 --> 15:23.221
،از همین لحظه به بعد

15:23.221 --> 15:27.221
"،کلماتی مثل "صیغه‌زاده" یا "زن صیغه‌ای

15:27.221 --> 15:30.188
،یا تهدید به لگدمال کردن و کشتن من

15:30.188 --> 15:35.021
هیچ‌کدوم رو تحمل نمی‌کنم

15:35.021 --> 15:37.954
،می‌خواستم حسابی لهت کنم

15:37.954 --> 15:40.388
ولی حتی ارزش زحمتش رو هم نداری

15:41.121 --> 15:42.154
چی؟

15:42.154 --> 15:43.888
آها، حالا فهمیدم

15:43.888 --> 15:45.628
پس برای همین در مورد داماد دروغ گفتی

15:45.628 --> 15:46.888
و عروسی رو برگزار کردی

15:46.888 --> 15:48.688
تاریخ مرگش رو پیش‌بینی کرده بودی، مگه نه؟

15:48.688 --> 15:49.688
راستش رو بگو

15:49.688 --> 15:52.688
می‌خواستی نقش بانوی عمارت فرعی رو بازی کنی، مگه نه؟

15:52.688 --> 15:54.588
آره، درسته

15:54.588 --> 15:59.021
پس چیزی که شیم چونگ معامله کرد
،سیصد کیسه برنج برای احترام به پدرش نبود

15:59.021 --> 16:01.121
"،بلکه عنوان "بانوی خانهٔ دبیرکل

16:01.121 --> 16:03.588
،ثروتی که میاره، و اعتبار مشترک بود

16:03.588 --> 16:06.921
…همه‌اش برای بالا رفتن از نردبون اجتماعیه

16:06.921 --> 16:10.388
چقدر قابل پیش‌بینی و حوصله سربر

16:10.388 --> 16:12.488
گوش کن، نوهٔ عزیزم

16:12.488 --> 16:18.054
،من از جایگاه حرف نمی‌زنم
از احترام به یه آدم حرف می‌زنم

16:18.054 --> 16:20.954
چرا چیز به این سادگی رو نمی‌فهمی؟

16:22.454 --> 16:27.154
،راستش، ذهن پست تو برام مهم نیست

16:27.154 --> 16:30.054
نمی‌خوام هم نصیحتت کنم

16:30.054 --> 16:33.654
فقط از این به بعد آداب اولیه رو رعایت کن

16:38.388 --> 16:41.054
آخرش تو هم فرقی نداری

16:41.054 --> 16:44.021
چرا خودِ واقعی‌ات رو به اون مرد نشون نمی‌دی؟

16:44.021 --> 16:47.521
شاید این‌جوری مشتاقانه‌تر ازت یاد کنه

16:48.954 --> 16:50.888
اون مرد؟

16:54.021 --> 16:57.988
صبر کن، چی؟ یه مرد دیگه هم هست؟

17:06.621 --> 17:08.488
این رو به ملکهٔ مادر تحویل بده

17:08.488 --> 17:09.854
سلام منم بهشون برسون

17:09.854 --> 17:14.388
امروز، علیاحضرت دستور دادن
خودتون شخصا برین ادای احترام کنین

17:24.954 --> 17:28.521
به‌ جای یاک‌گوا، خرمای خشک بخورین

17:28.521 --> 17:32.054
شما طبعتون سرده، برای سلامتی‌اتون خوبه

17:32.054 --> 17:34.205
لطفا دهنتون رو باز کنین

17:44.121 --> 17:48.388
شنیدم هر روز صبح می‌رفتی درمانگاه سلطنتی
و جوشاندهٔ گیاهی می‌گرفتی

17:48.388 --> 17:50.088
بله

17:51.654 --> 17:54.521
حالا چه حقه‌ای داری پیاده می‌کنی؟

17:54.521 --> 17:57.588
می‌خوام سوءتفاهمی که داشتین رو برطرف کنم

17:57.588 --> 17:58.888
سوءتفاهم؟

17:58.888 --> 17:59.954
…پسرتون

17:59.954 --> 18:02.321
نه، منظورم خودمم

18:02.321 --> 18:05.754
اون‌جوری که شما می‌ترسین، من نه بی‌شرفم نه اوباش

18:05.754 --> 18:07.721
،راستش، توی همه شرایط بازیگوشم

18:07.721 --> 18:09.621
،بعضی اوقات پررو و جسورم

18:09.621 --> 18:13.021
،وقتی گیر یه چیزی بیفتم لجبازم
گاهی هم مثل شاهزاده‌ها مغرورم

18:14.721 --> 18:17.121
،هرچند دقیق بگم این عیب نیست
چون من شاهزاده‌ام

18:17.121 --> 18:18.188
،به هر حال

18:18.188 --> 18:21.288
،دارایی‌هام رو راحت با نیازمندان تقسیم می‌کنم

18:21.288 --> 18:24.388
و گاهی خیلی دست و دلبازم

18:25.654 --> 18:29.321
،رد شدن رو با متانت قبول می‌کنم

18:29.321 --> 18:31.088
،ولی همچنان

18:31.088 --> 18:33.721
،با سپاسگزاری براشون آرزوی خیر می‌کنم

18:34.354 --> 18:37.521
…شرم دیگران رو می‌پوشونم، و

18:37.521 --> 18:41.254
خیلی خوب از خودت تعریف می‌کنی

18:42.654 --> 18:45.501
چون غرور من غرور شماست

18:45.501 --> 18:46.721
عجب

18:46.721 --> 18:51.588
همهٔ اینا برای تشکر از شماست که
پسرتون رو اینقدر عالی بزرگ کردین

18:52.354 --> 18:54.588
تازه این رو فهمیدی؟

18:54.588 --> 18:56.754
گستاخ

18:56.754 --> 19:00.221
ملکهٔ مادر مثل هر مادر دیگه‌ای هستن

19:00.221 --> 19:04.388
دورهٔ تأملت تموم شده

19:04.388 --> 19:08.354
از حالا به بعد احترام صبحگاهی‌ام رو قبول می‌کنین؟

19:16.088 --> 19:18.054
بانوی ارشد کیم

19:18.054 --> 19:20.988
فوری افسر سو رو صدا کن و
بگو اون دختر رو بیاره

19:20.988 --> 19:23.521
منظورتون کیه؟

19:23.521 --> 19:26.654
بانوی دربار هونگ شی

19:34.521 --> 19:36.354
نمی‌شه بگیم هونگ شی از قصر اخراج شده؟

19:36.354 --> 19:38.354
ولی اگه علیاحضرت از طریق
،دفتر دربار داخلی دنبالش بگردن

19:38.354 --> 19:39.888
اوضاع فقط پیچیده‌تر می‌شه

19:39.888 --> 19:41.788
من خودم می‌رم بیرون قصر و میارمش

19:41.788 --> 19:45.654
نه، اوضاع فوریه. با هم می‌ریم

19:49.054 --> 19:51.221
عالیجناب

19:51.221 --> 19:53.421
انگار توی عمارت فرعی نیست

19:53.421 --> 19:55.254
کجا رفته؟

19:55.988 --> 19:58.088
دِچو، برو هه‌مین‌سو رو بررسی کن

19:58.088 --> 19:59.788
بله

20:06.888 --> 20:09.821
ارباب جوان تا ساعت سول برنمی‌گرده

20:09.821 --> 20:12.654
این ساعت اینجا موندن مشکلی نداره؟

20:12.654 --> 20:14.921
همه بیرونن، پس اشکالی نداره

20:14.921 --> 20:17.754
با ارباب جوان کار دارم، باید حرف بزنم

20:18.621 --> 20:20.354
کسی اینجا نیست؟

20:20.988 --> 20:22.721
…این صدا

20:28.921 --> 20:30.754
اینجا چیکار می‌کنین؟

20:30.754 --> 20:32.093
شما کی هستین؟

20:32.093 --> 20:33.789
آها

20:34.888 --> 20:36.554
من دوست ده‌ ایل از مکتب هستم

20:36.554 --> 20:38.888
آها، فهمیدم

20:38.888 --> 20:41.725
متأسفانه، ارباب جوان رفتن بیرون

20:41.725 --> 20:43.389
اوه

20:43.389 --> 20:46.721
با من کار داره

20:46.721 --> 20:48.788
چی باعث شده تا اینجا بیای؟

20:48.788 --> 20:49.821
!اون جو

20:49.821 --> 20:51.805
چطوری با دوست ارباب جوان
اینقدر خودمونی حرف می‌زنی؟

20:51.805 --> 20:55.321
،ما توی خیلی چیزها خودمونی هستیم
پس اشکالی نداره

20:55.321 --> 20:56.388
ها؟

20:56.388 --> 20:59.488
این رو بگی می‌ترسه

20:59.488 --> 21:02.788
من برای کار زیاد می‌رم هه‌مین‌سو
برای همین همدیگه رو می‌شناسیم

21:02.788 --> 21:05.288
آها، بله

21:05.288 --> 21:07.988
…پس، این

21:07.988 --> 21:09.021
داستان چیه…قربان؟

21:09.021 --> 21:11.454
یکی دنبال هونگ شی می‌گرده

21:11.454 --> 21:13.254
هونگ شی کیه؟

21:14.121 --> 21:16.054
بانوی دربار هونگ شی؟

21:16.054 --> 21:20.621
،اگه من این همه راه برای این اسم اومدم
حدس می‌زنی کی دنبالش باشه؟

21:23.988 --> 21:25.921
چیکار کنم؟ فکر کنم باید برم

21:25.921 --> 21:29.621
باشه، یه وقت دیگه برای سوپ مرغ بیا

21:29.621 --> 21:32.421
!صبر کن، یه لحظه. صبر کن، اون جو

21:32.421 --> 21:34.388
یه چیزی برات دارم

21:38.621 --> 21:40.888
چرا ملکهٔ مادر دنبال منه؟

21:40.888 --> 21:42.721
من از کجا بدونم؟

21:42.721 --> 21:46.254
چرا اصلا اومدین خونهٔ ما و
سوپ مرغمون رو خوردین؟

21:46.254 --> 21:49.488
مادر اصرار داشت بپزه
باید چیکار می‌کردم؟

21:49.488 --> 21:52.721
"لطفا اینقدر طبیعی نگین "مادر

21:53.688 --> 21:56.621
چرا این کفش‌های قشنگ رو توی کشو گذاشتی؟

21:56.621 --> 21:59.021
حتی با دقت گذاشتیشون داخل

22:00.454 --> 22:02.188
نه

22:02.988 --> 22:04.321
صبر کن

22:04.321 --> 22:06.021
…این

22:08.621 --> 22:11.088
آهاا؟

22:11.088 --> 22:13.688
من این کار رو کردم؟ با دقت گذاشتم؟

22:13.688 --> 22:14.921
مادر

22:14.921 --> 22:15.988
…نه

22:15.988 --> 22:20.188
،انگار دخترت عمدا گذاشتتشون
پس چرا بیرون آوردیشون؟

22:20.188 --> 22:21.354
ببخشید؟

22:21.354 --> 22:22.421
به هر حال آوردیشون بیرون

22:22.421 --> 22:25.088
بده به من. می‌پوشمشون

22:25.088 --> 22:30.288
وای، هرکی این کفش‌ها رو انتخاب کرده
سلیقه‌اش واقعا عالیه

22:30.288 --> 22:33.888
این برگ نیلوفر کنارش بود

22:37.421 --> 22:40.654
این هم با دقت خشک کردی؟

22:40.654 --> 22:44.088
نگهش داشتم چون انگار باارزش بود

22:47.888 --> 22:49.154
معلومه، مگه نه؟

22:49.154 --> 22:52.754
حتی برای تو هم خیلی باارزش به نظر می‌رسه، مادر؟

22:52.754 --> 22:53.954
نه

22:53.954 --> 22:55.654
با اون کفش‌های گلدوزی‌ شده بوده

22:55.654 --> 22:57.588
چرا با اون قیافه داد می‌زنی؟

22:57.588 --> 22:59.221
نمی‌بینی مادر ترسیده؟

22:59.221 --> 23:00.888
فورا معذرت‌خواهی کن

23:00.888 --> 23:02.521
معذرت می‌خوام

23:02.521 --> 23:03.954
اشکالی نداره

23:03.954 --> 23:06.154
چت شده؟

23:06.154 --> 23:09.088
این برگ نیلوفر رو اینجا می‌ذارم

23:09.088 --> 23:12.054
چون انگار خیلی باارزشه

23:12.054 --> 23:14.388
خب… چرا تو زودتر نمی‌ری؟

23:14.388 --> 23:17.988
مادر، می‌شه خصوصی باهاتون حرف بزنم؟

23:18.788 --> 23:21.821
چی می‌خواین بگین؟

23:22.854 --> 23:27.154
،گفتنش توی اولین دیدار بی‌ادبیه
و می‌دونم مسخره به نظر می‌رسه

23:27.921 --> 23:31.888
ولی فعلا، بهتره یه کم از دخترتون فاصله بگیرین

23:33.154 --> 23:35.588
چون ازدواج کرده و مال یه خونهٔ دیگه‌ست؟

23:35.588 --> 23:37.288
ها؟

23:37.288 --> 23:40.221
بله، درسته

23:40.221 --> 23:44.721
،اگه زیاد بیاد خونۀ پدر و مادرش
خانوادهٔ شوهرش چی می‌گن؟

23:44.721 --> 23:46.821
احتمالش هست

23:46.821 --> 23:49.354
من فقط به میل خودم عمل کردم

23:50.621 --> 23:53.088
وقتی باهام زندگی می‌کرد متوجه نشدم

23:53.088 --> 23:56.888
حالا که رفته، دلم بیشتر براش تنگ شده

23:58.821 --> 24:00.954
منم همین‌طور

24:00.954 --> 24:02.365
ببخشید؟

24:02.365 --> 24:04.925
اوه، منظورم اینه که احتمالا
اون هم همین حس رو داره

24:04.925 --> 24:07.354
اوه

24:07.354 --> 24:10.488
،به هر حال، همون‌طور که گفتین

24:10.488 --> 24:13.754
سعی می‌کنم بیشتر فاصله بگیرم

24:18.654 --> 24:22.121
یه مدت کوتاهه، خیلی کوتاه

24:24.188 --> 24:25.888
اوه، ببخشید

24:25.888 --> 24:28.029
من رو یاد مادرم انداختین

24:28.029 --> 24:30.088
آها، بله

24:30.088 --> 24:34.888
و هیچوقت این‌جوری برای
دخترتون سوپ مرغ درست نکنین

24:43.521 --> 24:45.388
پسشون بده. مال منه

24:45.388 --> 24:48.121
اوه، این چه حرفیه؟

24:48.121 --> 24:50.154
…می‌دونی که بین خودمون

24:50.154 --> 24:52.221
هی، منظورتون چیه؟

24:52.221 --> 24:54.254
شرایط اینه

24:54.254 --> 24:57.654
مال من مال توئه، و مال تو مال منه

24:59.254 --> 25:02.988
،از وقتی بدن‌هامون عوض شده
حس گنج‌یابی می‌ده

25:02.988 --> 25:07.954
یکی‌ یکی کشف می‌کنم این بدن چی قایم کرده

25:09.254 --> 25:11.021
بعدیش چیه؟

25:11.021 --> 25:12.621
هیچی نیست

25:12.621 --> 25:16.988
اون کفش‌ها رو فقط نگه داشتم
چون دور انداختنشون اشتباه بود

25:16.988 --> 25:19.054
تو که راست می‌گی

25:19.888 --> 25:24.821
،من از اینجا می‌رم اقامتگاه خودم
پس خودتون برین حیاط مرکزی

25:33.421 --> 25:34.988
سرت رو بنداز پایین

25:34.988 --> 25:36.821
لعنتی-
عالیجناب-

25:38.421 --> 25:41.988
اوه، دبیرکل، خیلی وقته ندیدمتون

25:41.988 --> 25:43.888
حالتون چطوره؟

25:43.888 --> 25:47.688
خب… شنیدم پدرتون فوت کرده

25:47.688 --> 25:50.088
خیلی وقت بود از بیماری رنج می‌برد

25:50.088 --> 25:53.754
امیدوارم حالا با آرامش استراحت کنه

25:55.188 --> 25:58.854
تا حالا پدرم رو دیدین؟

26:01.621 --> 26:05.221
شنیدم بیماری‌اش شدید بوده

26:05.221 --> 26:07.388
عمیقا سپاسگزارم

26:08.921 --> 26:11.654
شنیدم دیشب وارد استراحتگاه اعلی‌حضرت شدین

26:11.654 --> 26:14.588
و به مصرف بیش از حد گیاهان دارویی اشاره کردین

26:14.588 --> 26:15.888
اوه، بله، درسته

26:15.888 --> 26:18.021
،به‌ عنوان معاون ارشد درمانگاه سلطنتی
کاملا مسئولیتش رو می‌پذیرم

26:18.021 --> 26:19.288
…از طبیب‌های سلطنتی سخت بازجویی می‌کنم

26:19.288 --> 26:21.588
این کار رو نکنین. لازم نیست

26:21.588 --> 26:24.688
به‌ جای فشار آوردن بهشون، نباید فقط نظرمون رو بگیم؟

26:26.154 --> 26:28.354
دستوراتتون رو اجرا می‌کنم

26:28.354 --> 26:30.421
بسیار خب

26:30.421 --> 26:32.354
دیگه باید برم

26:38.654 --> 26:41.521
تو، خدمتکار شاهزادهٔ بزرگ، وایسا

27:02.188 --> 27:05.188
این رو انداختی. بگیرش

27:06.954 --> 27:07.954
بدینش به من

27:07.954 --> 27:09.521
…چرا اونی که کنار عالیجنابه

27:09.521 --> 27:12.854
هی تو، نشنیدی چی گفتن؟

27:26.421 --> 27:29.821
بانو کیم، برو اقامتگاه ملکهٔ مادر
فورا احضارت کردن

27:29.821 --> 27:31.554
بله

27:35.221 --> 27:36.488
برگردیم به اقامتگاهتون

27:36.488 --> 27:38.688
باشه

27:51.054 --> 27:54.688
شاهزادهٔ بزرگ انگار زیاد
راجع به عود چیزی نمی‌دونن

27:55.388 --> 27:57.121
دبیرکل

28:02.288 --> 28:06.554
می‌شه اسم اون گیاهی که از مینگ وارد شده رو بگین؟

28:06.554 --> 28:09.588
چرا در مورد اون می‌پرسین؟

28:09.588 --> 28:12.488
می‌خوام برای درس‌هام بدونم

28:12.488 --> 28:15.654
کی می‌دونه؟ شاید یه روز به دردم بخوره

28:15.654 --> 28:18.173
گوکدوئه، از دانهٔ گل ساخته شده

28:18.173 --> 28:20.421
که فقط توی مینگ کشت می‌شه

28:20.421 --> 28:22.154
گوکدو؟

28:23.354 --> 28:25.088
ممنون

28:37.954 --> 28:41.221
شنیدم احضارم کردین، علیاحضرت

28:41.221 --> 28:44.221
احضارت کردم تا از دستاورد اخیرت قدردانی کنم

28:44.221 --> 28:46.121
"،وقتی می‌گین "قدردانی

28:46.121 --> 28:49.454
انگار یه چیز دیگه هم پشتشه

28:49.454 --> 28:50.988
خیلی زرنگی

28:50.988 --> 28:54.821
تیز و باهوشی

28:54.821 --> 28:58.754
از حالا به بعد، باید مراقب شاهزادهٔ بزرگ باشی

28:59.854 --> 29:01.554
مراقبشون باشم؟

29:04.388 --> 29:08.988
واقعا آدم مناسبی رو برای این کار انتخاب کردین

29:08.988 --> 29:13.053
مخصوصا، با نهایت احتیاط
زن‌های دور و برش رو بررسی کن

29:13.053 --> 29:14.121
اوه

29:14.121 --> 29:15.921
زن‌های عالیجناب؟

29:15.921 --> 29:19.421
طبق دستورتون، دقیق‌تر بررسی می‌کنم

29:19.421 --> 29:22.988
بعد از این ماجرا، احساس راحتی نمی‌کنم

29:22.988 --> 29:24.554
نگرانم که مبادا

29:24.554 --> 29:28.688
با یه زن بی‌خانواده و بی‌اصل و نسب
توی خیابون‌ها بچرخه

29:31.821 --> 29:33.421
،علیاحضرت

29:33.421 --> 29:36.188
در مورد چیزی که الان گفتین

29:36.188 --> 29:40.788
التماس می‌کنم هیچوقت این افکار رو
جلوی شاهزادهٔ بزرگ نگین

29:40.788 --> 29:42.521
چی؟

29:46.588 --> 29:48.421
حق با توئه

29:48.421 --> 29:50.521
اون پسر همیشه برعکس عمل می‌کنه

29:50.521 --> 29:53.621
پس ممنوع کردنش فقط باعث می‌شه بیشتر سماجت کنه

29:55.921 --> 29:59.888
خوب می‌شناسیش

29:59.888 --> 30:01.688
و یه چیز دیگه

30:01.688 --> 30:05.321
بفهم اون زنی که دست توی دستش
توی حیاط می‌دوید کی بود

30:07.254 --> 30:12.654
اگه به برادرم بگم حتما می‌گه
به‌ عنوان زن بی‌پروایی کردم

30:13.388 --> 30:16.288
لطفا کمکم کنین، علیاحضرت

30:18.588 --> 30:22.554
،از برقراری رابطه با خانوادهٔ دبیرکل وحشت داشتم

30:22.554 --> 30:24.321
خیلی به موقع شد

30:24.321 --> 30:26.621
،هر موقع فرصتش پیش بیاد
در موردش حرف می‌زنم

30:26.621 --> 30:28.554
ممنون

30:29.721 --> 30:32.621
هه‌ ریم، تصمیمت رو گرفتی؟

30:32.621 --> 30:37.421
شایعهٔ فسخ نامزدی یه مدت اذیتت می‌کنه

30:39.554 --> 30:41.341
تحملش

30:41.341 --> 30:43.321
می‌کنم

30:50.321 --> 30:52.754
چرا اینقدر دیر کرده؟

30:53.721 --> 30:56.721
عالیجناب، هونگ شی اومده

30:56.721 --> 30:58.454
بگو بیاد داخل

31:08.388 --> 31:10.754
ملکهٔ مادر چی گفت؟

31:11.954 --> 31:13.621
بعدا. خسته‌امه

31:13.621 --> 31:15.954
با قیافه بنده که گندی بالا نیاوردین، نه؟

31:15.954 --> 31:17.254
تو نمی‌فهمی

31:17.254 --> 31:21.088
تمام روز توی این بدن کوچیک
این‌ور و اون‌ور رفتن، کار آسونی نیست

31:21.088 --> 31:23.988
اون بدن بدن منه، پس خوب می‌دونم

31:24.654 --> 31:27.421
اغراق نکنین. زود باشین پاشین

31:35.421 --> 31:37.621
خوابش برد؟

31:40.688 --> 31:42.854
واقعا خسته بوده

31:58.788 --> 32:00.093
من

32:00.829 --> 32:02.921
پیش خودم نگهشون می‌دارم

33:16.921 --> 33:18.654
تکون نخور

33:18.654 --> 33:22.921
دارم قربون صدقه‌ی جذابیت خودم می‌رم

33:33.597 --> 33:35.497
حداقل توی این لحظه

33:35.497 --> 33:38.754
جا به جایی روح، چندان بد به نظر نمیاد، نه؟

33:42.754 --> 33:45.004
اون شب

33:45.004 --> 33:47.121
جدی نبودم

33:47.988 --> 33:50.354
از اینکه با دست های
خودم، می‌گیرمت

33:52.688 --> 33:54.721
نه

33:54.721 --> 33:56.854
باید جدی باشین

33:59.188 --> 34:01.621
اون کار رو کردم

34:01.621 --> 34:03.549
فقط چون قلبم

34:03.549 --> 34:06.721
واسه‌اشون به درد اومد

34:06.721 --> 34:11.788
با دیدن مریض‌هایی که به خاطر خالی بودن شکم‌هاشون
داروها دیگه براشون کارایی نداشتن

34:12.754 --> 34:15.654
نمی‌تونستم بی تفاوت بمونم، برای همین شروع کردم

34:16.621 --> 34:20.521
وقتی کسی مثل من همچین کاری بکنه
احتمالاً از دید شما منطقی نیست

34:20.521 --> 34:23.254
خودم هم، خودم رو درک نمی‌کنم

34:23.254 --> 34:26.821
چرا باید اینطوری می‌شدم؟

34:27.721 --> 34:32.621
هرچقدر به جوابش فکر کردم، چیزی پیدا نکردم

34:32.621 --> 34:34.461
برای همین

34:34.461 --> 34:36.954
تصمیم گرفتم این سرک کشیدنم توی هرکاری رو

34:36.954 --> 34:39.521
یه مأموریت از طرف آسمون‌ها بدونم

34:39.521 --> 34:42.154
اینطوری دیگه مجبور نبودم دنبال یه جواب باشم

34:42.154 --> 34:44.288
و این اوضاع رو کمی آسون‌تر کرد

34:44.288 --> 34:46.921
نه برای بقیه

34:46.921 --> 34:49.488
بلکه فقط برای آرامش روان خودم

34:49.488 --> 34:51.488
خیلی خودخواهم، نه؟

34:52.654 --> 34:54.854
شاید حتی

34:54.854 --> 34:57.188
تکبر باشه

34:57.188 --> 34:59.154
این فقط دنبال کردن قلبته

35:00.788 --> 35:02.688
و صمیمانه و بی‌ریا‌ست

35:07.454 --> 35:10.088
...بابت اون قولی که قبلا بهم دادین

35:10.088 --> 35:11.821
از حالا به بعد

35:12.621 --> 35:14.721
در دسترسم باش

35:14.721 --> 35:18.054
فقط تا حدی که برام قابل لمس باشه

35:18.054 --> 35:23.654
اما اگه از اون فراتر بری'
و توی چوسان آشوب به پا کنی

35:23.654 --> 35:25.688
"خودم دستگیرت می‌کنم"

35:27.821 --> 35:31.154
همچین روزی اصلا نباید برسه

35:32.588 --> 35:33.888
قطعاً نه

35:33.888 --> 35:39.854
ممکنه یه دزد حقیر، که فقط به این‌ور
و اون‌ور ناخونک می‌زنه، زیرساخت های چوسان رو تهدید کنه؟

35:43.421 --> 35:45.988
من هم قول می‌دم

35:45.988 --> 35:48.721
اگه هر زمان قرار به دستگیری‌ من باشه

35:48.721 --> 35:52.254
باید به دست شما باشه شاهزاده بزرگ

36:04.721 --> 36:08.121
عالیجناب، افسر سو به دیدنتون اومدن

36:08.121 --> 36:09.854
بگین بیاد داخل

36:10.688 --> 36:12.388
باید جاهامون رو عوض کنیم

36:22.688 --> 36:26.421
نکنه حواسم نبوده و زود وارد شدم؟

36:26.421 --> 36:29.688
آره، از حالا به بعد پشت در تا ده بشمار بعد داخل شو

36:33.554 --> 36:35.221
اون موقع دبیرکل چی می‌گفت؟

36:35.221 --> 36:37.054
به استراحتگاه اعلی‌حضرت رفتی؟

36:37.054 --> 36:38.688
درسته

36:38.688 --> 36:42.788
می‌خواستم اون روز که دیدم‌تون
بهتون بگم ولی یادم رفت

36:48.821 --> 36:51.554
پدر، فکر می‌کنین
شاهزاده‌ی بزرگ قصد امتحان کردنتون رو داشتن؟

36:51.554 --> 36:53.588
به نظر من که اینطوری نبود

36:53.588 --> 36:55.221
من هم همین فکر رو کردم

36:55.221 --> 36:58.221
ولی، چه موضوعیه که مدام آزرده‌ خاطرتون می‌کنه؟

36:58.921 --> 37:01.221
شاهزاده دو وول

37:02.921 --> 37:05.321
این اسم خیلی ذهنم رو آشفته کرده

37:05.321 --> 37:07.588
درمورد گیاه‌ها پرسیدی؟

37:08.488 --> 37:13.388
تعجبی نداره که دبیرکل و سوک یونگ اسم من رو آوردن

37:13.388 --> 37:17.221
از اونجایی که اعلی‌حضرت هم
خیلی عصبانی نشدن فکر کردم تموم شده دیگه

37:17.221 --> 37:18.754
ذاتشون همینه

37:18.754 --> 37:22.588
حتی وقتی قصد و غرضی نداری
بقیه بهت اتهام داشتنش رو می‌زنن

37:23.688 --> 37:26.554
زندگی کردن به عنوان شاهزاده‌ی بزرگ خیلی راحت نیست

37:26.554 --> 37:29.088
حتی مرتب کردن تشک و بالشت هم
باعث بلبشو توی اقامتگاه می‌شه

37:29.088 --> 37:33.288
دیگه چه برسه به
پرسیدن گیاه‌هایی که طبیب‌های سلطنتی استفاده می‌کنن

37:33.288 --> 37:37.121
اینجا از هیچ کاری یا حرفی
راحت نمی‌گذرن

37:39.101 --> 37:41.154
هی

37:41.154 --> 37:44.754
من خیلی بی پروا جلوی کسی که
به تازگی یه بیوه‌ی جوون شده، صحبت کردم

37:44.754 --> 37:46.154
خب؟

37:46.154 --> 37:49.621
خانواده‌ی همسر فقیدت خیلی مهربون به نظر می‌اومدن

37:49.621 --> 37:51.254
واقعاً؟

37:51.254 --> 37:53.554
امکان نداره

37:53.554 --> 37:56.654
باهام کاملا به عنوان یه بانوی نجیب رفتار می‌شه

37:56.654 --> 37:58.754
نگران من نباش

38:00.221 --> 38:02.021
هرچند

38:02.021 --> 38:05.121
اعلی‌حضرت باید دستپاچه شده باشن که

38:05.121 --> 38:07.854
یهویی با یه برادر جوون‌تر با ملاحظه رو به رو شدن

38:09.888 --> 38:12.221
گفتی اسم اون گیاه چی بود؟

38:12.221 --> 38:14.354
گوکدو بود

38:17.121 --> 38:20.354
اعلی‌حضرت هم متوجه بالا رفتن سن‌شون هستن؟

38:20.354 --> 38:22.921
بیماری‌شون انگار داره بدتر می‌شه

38:30.654 --> 38:33.053
حالتون بده؟

38:34.688 --> 38:37.254
بدنم خیلی احساس سنگینی می‌کنه

38:37.254 --> 38:39.254
چرا احساس مریضی می‌کنین؟

38:39.254 --> 38:42.454
اخیراً، روزهاتون تقریباً یکسان گذشته

38:43.288 --> 38:47.521
به جز این‌که چند روزیه که عود روشن نکردین

38:49.754 --> 38:51.454
عود رو

38:52.554 --> 38:54.288
بیار داخل

38:55.954 --> 38:58.854
اعلی‌حضرت علائم اعتیاد دارن

38:58.854 --> 39:00.854
اگه شاهزاده‌ی بزرگ با قصد قبلی
وارد استراحتگاه شده باشن

39:00.854 --> 39:02.821
نمی‌تونیم راحت ازش گذر کنیم، نه؟

39:02.821 --> 39:05.888
از اون‌جایی که شاهزاده، اون مدرک
محرمانه رو هم به اعلی‌حضرت داده

39:05.888 --> 39:08.721
به نظر میاد شاهزاده بزرگ
به طرز نامحسوسی توی کارم سرک می‌کشه

39:08.721 --> 39:10.921
باید با احتیاط کلکش رو بکنیم؟

39:13.888 --> 39:17.121
یه حرکت اشتباه، فاجعه‌ای رو به بار میاره

39:17.921 --> 39:22.554
اعلی‌حضرت فکر کردن حرمت تخت سلطنت غصب نشدنیه

39:26.021 --> 39:27.888
بهونه

39:27.888 --> 39:30.021
باید توجیه و بهونه پیدا کنیم

39:31.821 --> 39:34.454
باید تمام حرکات شاهزاده بزرگ رو زیر نظر بگیریم

39:34.454 --> 39:37.188
حتی کوچیک و بزرگ‌ترین شایعه‌ها رو

39:37.188 --> 39:38.221
چشم

39:38.221 --> 39:40.721
این کار تو نیست

39:40.721 --> 39:44.088
از اون‌جایی که شاهزاده‌ی بزرگ رو در تنگنا گذاشتیم
نباید نزدیک هرگونه خطر احتمالی‌ای بشی

39:44.088 --> 39:46.654
پس کی باید حواسش به این اوضاع باشه؟

40:03.088 --> 40:06.588
من برای اداره بازبینی درخواست دادم
ولی به اداره تحقیقات سلطنتی منتقل شدم

40:06.588 --> 40:10.754
شایعه‌ها می‌گن شما توش دست داشتین

40:10.754 --> 40:12.721
اداره بازبینی

40:12.721 --> 40:17.421
قصد داشتی اونجا روی فساد مقامات درباری تحقیق کنی

40:17.421 --> 40:22.954
یا می‌خواستی
روی خانواده‌های اشرافی کشور سلطه داشته باشی؟

40:23.954 --> 40:25.488
به نظر میاد باید همچین کاری می‌کردم؟

40:25.488 --> 40:28.254
تو صلاحیت کافی رو

40:28.254 --> 40:30.221
واسه‌اش نداری

40:32.088 --> 40:35.021
هیچوقت قولش رو بهت نداده بودم

40:35.688 --> 40:40.588
وقتتون رو سر حرف زدن با یه حیوون هدر ندین
فقط بهم بگین باید چیکار کنم

40:46.154 --> 40:48.221
چی ممکنه باشه؟

40:48.221 --> 40:49.921
...اگه قضیه اداره تحقیقات سلطنتیه

40:54.654 --> 40:56.445
موضوع

40:56.445 --> 40:58.088
خاندان سلطنتیه؟

41:11.854 --> 41:13.421
بدون استثنا همه چیز رو به اداره تحقیقات ببرین

41:13.421 --> 41:15.154
اطاعت-
اطاعت-

41:15.888 --> 41:18.388
الان دارین چیکار می‌کنین؟

41:21.121 --> 41:25.154
بهتون نگفته بودم
اگه تحقیقات رو توضیح بدین، گزارش رو پر می‌کنم؟

41:25.154 --> 41:26.554
چیزی برای گفتن وجود نداره

41:26.554 --> 41:28.454
کاملا محرمانه‌ست

41:31.321 --> 41:32.554
تا ساعت شین تمومش کنین

41:32.554 --> 41:34.321
چشم-
چشم-

41:49.488 --> 41:51.254
گیل دونگ؟

41:53.621 --> 41:55.554
جالبه

41:59.288 --> 42:01.588
این صف بلند برای چیه؟

42:01.588 --> 42:03.588
می‌گن گیل دونگ مرده

42:03.588 --> 42:05.725
انگار مردم ده روزی می‌شه که صف بستن

42:05.725 --> 42:08.354
تا هزینه مراسمش رو جور کنن

42:13.754 --> 42:15.588
برو بذارش اونجا

42:17.154 --> 42:20.454
ولی این پول واقعیه، فقیر فقرا همه‌اش رو برمی‌دارن

42:20.454 --> 42:22.154
خب بذار بردارن

42:23.421 --> 42:24.701
خود گیل دونگ هم اگه بود

42:24.701 --> 42:26.621
(مرحوم)
می‌خواست پول مراسمش

42:26.621 --> 42:28.588
به یه گرسنه داده بشه

42:28.588 --> 42:29.654
یه یادبود؟

42:29.654 --> 42:33.788
شنیدم توی خیابون برگزار می‌شه، برای دیدنش نمی‌رین؟

42:33.788 --> 42:35.721
حتی یادبود گرفتن؟

42:35.721 --> 42:39.921
گیل دونگ از اون آدم‌هایی نیست که این چیزها رو قبول کنه

42:54.021 --> 42:56.188
بابت اون مرحوم متأسفم

42:56.188 --> 43:00.421
ولی بهتره اون اسم بزرگ
توی شایعات، از یاد ها بره

43:18.688 --> 43:21.917
(مرحوم)

43:34.781 --> 43:35.869
(نام)

44:00.477 --> 44:03.741
(گیل دونگ رو دستگیر کنید)

44:07.988 --> 44:12.488
هر دو توی اداره تحقیقات‌ایم ولی تو ناظر و من زیر‌دست

44:12.488 --> 44:14.621
تو پسر دبیرکل هستی

44:14.621 --> 44:17.054
و من پسر یه محقق ارشد سابق

44:17.054 --> 44:18.788
درست توضیحش بده

44:18.788 --> 44:23.421
من رتبه برتر هستم
ولی تو به خاطر خانواده‌ات اینجایی

44:24.888 --> 44:27.354
حالا چرا داریم دور خودمون می‌چرخیم؟

44:27.354 --> 44:32.388
قبل از توی مشت گرفتن شاهزاده بزرگ
باید ببینیم چه شکلیه

44:32.388 --> 44:34.354
چند روزه که از اقامتگاه‌اش در نیومده

44:34.354 --> 44:36.154
این باعث می‌شه بیشتر دلم بخواد ببینمش

44:36.154 --> 44:37.854
پس برو دیدنش

44:38.521 --> 44:39.688
فقط برو دیدنش

44:39.688 --> 44:41.405
یه مدیر معمولی از اداره تحقیقات سلطنتی

44:41.405 --> 44:45.021
نمی‌تونه همینطوری بره دیدن شاهزاده بزرگ

44:47.688 --> 44:51.388
یعنی چندین روزه به اداره شهربانی سر نزده؟

44:51.388 --> 44:54.588
این روزها در حال بازخوانی متون کلاسیک کنفسیوسی
توی اقامتگاه‌شون هستن

44:54.588 --> 44:56.321
...کنفسیوس

44:57.221 --> 44:59.854
اون از ده سالگی دست به هیچ کتابی نزده

44:59.854 --> 45:02.321
حالش بده؟

45:02.321 --> 45:05.988
...شاید در اصل خوندن، ولی تظاهر کردن که

45:05.988 --> 45:11.054
...فقط به ذهنم رسید، شاید اینطور باشه

45:12.454 --> 45:14.954
می‌رم بهشون سر می‌زنم

45:28.254 --> 45:30.121
یکی شبیه‌اشه؟

46:31.888 --> 46:33.921
چرا اینجایی؟

46:36.188 --> 46:39.221
علیاحضرت ملکه تا ساعت اوه، می‌رسن

46:39.221 --> 46:43.121
تا اون موقع بهتون دستور داده شده گفت و گو کنین

46:43.121 --> 46:45.021
چشم-
چشم-

46:50.688 --> 46:52.921
از آخرین باری که دور همدیگه جمع شدیم چقدر گذشته؟

46:52.921 --> 46:54.454
خوشحالم که همه رو می‌بینم

46:54.454 --> 46:56.654
درسته-
درسته-

46:56.654 --> 46:58.154
اوه

46:58.154 --> 47:00.254
بیاین به بانوی جوون شین، آرامش هدیه بدیم

47:00.254 --> 47:03.521
به تازگی نامزدی‌شون بهم خورده

47:03.521 --> 47:05.854
گفتم این یه رازه، مگه نگفتم؟

47:05.854 --> 47:09.354
خبرهای بد باید بیان بشن، تا تسلی‌ای دریافت کنین

47:09.354 --> 47:10.954
!خدای من

47:10.954 --> 47:13.597
...چطور این اتفاق افتاد-
حتماً خیلی براتون ناراحت کننده بوده-

47:13.597 --> 47:15.188
اوه

47:15.188 --> 47:17.921
من واقعاً خوبم

47:17.921 --> 47:20.054
حالا بهمون بگین

47:20.054 --> 47:21.654
چرا بهم خورد؟

47:21.654 --> 47:22.688
...خب

47:22.688 --> 47:27.021
اگه با صراحت
صحبت نکنین همه‌ی تقصیرها میفته گردنتون

47:27.021 --> 47:29.221
ممکنه بگن پای یه مردی در میونه

47:29.221 --> 47:31.154
یا بگن چهره‌تون زیبا نبوده

47:31.154 --> 47:33.888
یا بگن پوستتون جای زخم و لکه داره

47:33.888 --> 47:35.654
درست نمی‌گم؟

47:39.121 --> 47:43.488
شاهزاده بزرگ دو وول رسیدن

47:49.154 --> 47:51.154
شاهزاده بزرگ؟

47:51.154 --> 47:53.888
نامزدی صرفاً یه قول و قراره

47:53.888 --> 47:56.121
نه یه تابوی موندگار

47:56.121 --> 48:00.621
پس صرفاً زدن زیر یه قول، کسی رو گناهکار نمی‌کنه

48:01.654 --> 48:04.121
ببخشید که وسط صحبتتون می‌پرم بانوهای جوان

48:04.121 --> 48:07.688
داشتم رد می‌شدم که صداتون رو شنیدم

48:08.954 --> 48:11.954
مشتاق دیدارتون بودیم، عالیجناب

48:11.954 --> 48:13.488
من رو می‌شناسین؟

48:13.488 --> 48:16.688
یه بار توی اقامتگاه ملکه مادر دیدمتون

48:16.688 --> 48:20.654
عجیبه، یادم نمیاد

48:20.654 --> 48:21.885
بی ادبی‌ام رو ببخشید

48:21.885 --> 48:24.721
مشکلی نیست

48:26.221 --> 48:29.821
شما، بانو هه ریم از خاندان شین

48:29.821 --> 48:31.021
بله؟

48:31.021 --> 48:35.521
ممکنه یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

48:35.521 --> 48:38.321
منظورتون اینه که می‌خواین باهام صحبت کنین؟

48:47.488 --> 48:49.221
دقیقاً همین شکلی نبود؟

48:49.221 --> 48:53.321
شاهزاده زمانی پیداش می‌شه
که قهرمان داستان توی مخمصه گیر کرده

48:53.321 --> 48:55.088
ببخشید؟

48:55.088 --> 48:56.888
پس همچین حسی داره

48:56.888 --> 48:59.121
فکر می‌کنم به درد این کار می‌خورم

48:59.121 --> 49:01.421
باید بعضی وقت‌ها برم مردم رو نجات بدم؟

49:02.173 --> 49:03.613
اوه

49:03.613 --> 49:04.989
از افسانه‌های محلی خوشتون نمیاد؟

49:04.989 --> 49:07.821
چرا خوشم میاد

49:07.821 --> 49:11.388
افسانه‌ی سو دونگ، شاهدخت
پیونگام، جانگ کی، سوک‌هیانگ جون

49:11.388 --> 49:12.921
لی چانگ پونگ، کیم سانگ سو

49:12.921 --> 49:14.254
افسانه‌ی کیم سانگ سو؟

49:14.254 --> 49:16.088
اون کتاب نایابیه

49:16.088 --> 49:19.288
وقتی سول بینگ عهد صد ساله‌اش با نامزدش رو شکست

49:19.288 --> 49:22.021
به اندازه‌ی یه رودخونه گریه کردم

49:22.021 --> 49:25.654
وقتی سول بینگ
دوباره متولد شد و به خونه‌ی نامزدش برگشت

49:25.654 --> 49:27.254
پر از شور و شوق خوشحالی شدم

49:27.254 --> 49:29.721
...ولی برترین متن کتاب این بود که

49:29.721 --> 49:30.941
پیروزی بزرگ سول بینگ در جنگ-
پیروزی بزرگ سول بینگ در جنگ-

49:30.941 --> 49:32.621
به خاطر حضور در لباس مبدل یک مرد بود-
به خاطر حضور در لباس مبدل یک مرد بود-

49:32.621 --> 49:35.621
خواننده‌ی مشتاقی هستین-
شما هم خواننده‌ی با دقتی هستین-

49:38.749 --> 49:40.088
وای

49:40.088 --> 49:42.788
شما واقعاً شاهزاده‌ی بزرگ هستین؟

49:50.021 --> 49:53.321
این چهره خودش گویای همه چیز هست، باعث تعجبه، نه؟

49:56.688 --> 50:00.388
تا الان متوجه نشدم شمایین، عالیجناب

50:00.388 --> 50:02.754
واقعاً عذر می‌خوام-
مشکلی نیست-

50:02.754 --> 50:05.221
من فقط داشتم رد می‌شدم

50:05.221 --> 50:08.188
به نظر می‌اومد
توی خطر افتاده باشی، برای همین اومدم جلو

50:08.188 --> 50:10.454
گستاخانه رفتار کردم؟

50:10.454 --> 50:12.554
نه

50:12.554 --> 50:17.488
کاملا در لحظه و با منظور درستی اومدین

50:20.821 --> 50:24.688
در واقع من بهتون یه عذرخواهی بدهکارم

50:24.688 --> 50:28.521
من ناخواسته باعث لکه‌دار شدن آبروتون شدم

50:30.688 --> 50:33.688
نمی‌خواین بدونین چه اتفاقی افتاد؟

50:33.688 --> 50:35.558
وقتش که برسه

50:35.558 --> 50:38.421
خودتون بهم می‌گین

50:39.721 --> 50:41.521
ممنونم که درک می‌کنین

50:41.521 --> 50:45.288
یه روز همه چیز رو بهتون می‌گم

50:45.288 --> 50:47.254
!ولم کن

50:47.254 --> 50:49.521
ولم کن، گفتم ول کن

50:55.654 --> 50:57.288
شما کی باشین؟

50:57.288 --> 50:58.454
لعنتی

50:58.454 --> 51:01.088
دوباره اینجا همدیگه رو دیدیم

51:01.721 --> 51:05.154
شما، ارباب جوان جه یی رو هم می‌شناسین، شاهزاده بزرگ؟

51:05.154 --> 51:07.654
...خب

51:09.021 --> 51:10.754
شاهزاده بزرگ؟

51:14.521 --> 51:18.054
حالا می‌فهمم چرا با این لباس‌ها، اینجایی

51:18.688 --> 51:19.854
اوه، سوءتفاهم شده

51:19.854 --> 51:23.821
یه ناظر ساده‌ی اداره تحقیقات شاهزاده بزرگ رو میبینه

51:23.821 --> 51:26.188
و بی تفاوت حتی تعظیم هم نمی‌کنه؟

51:26.188 --> 51:27.521
دهنت رو ببند

51:27.521 --> 51:31.321
فقط به خاطر آدمی که
هستم، هنوز زنده‌ای

51:33.688 --> 51:36.188
...موضوع چیه

51:40.454 --> 51:43.188
ایم جه یی یکی از
ناظر‌های اجرایی اداره تحقیقات سلطنتی هستم

51:43.188 --> 51:45.554
با فروتنی به عالیجناب، درود می‌فرستم

51:50.301 --> 51:52.349
قطعاً در آینده

51:52.349 --> 51:54.688
باز هم می‌بینمتون

52:00.188 --> 52:05.121
باید برای رسیدگی
به مسائل خانوادگی از حضورتون مرخص بشم

52:05.121 --> 52:06.854
تو باهام بیا

52:12.954 --> 52:15.888
همینطوری بمون، بلبشو درست نکن

52:25.288 --> 52:28.354
...عالیجناب اون شخصی که داره می‌ره، همراه هونگ

52:49.121 --> 52:52.321
همون‌طور که انتظار داشتم، مفید بودنش رو اثبات کرد

53:03.288 --> 53:05.188
عالیجناب

53:05.188 --> 53:08.821
تا الان هونگ شی به اقامتگاه دبیرکل رسیده

53:08.821 --> 53:12.888
اگه من دخالت کنم اوضاع بدتر می‌شه

53:12.888 --> 53:15.888
بهتره که فعلاً فاصله‌ام رو حفظ کنم

53:15.888 --> 53:18.054
فاصله‌تون؟

53:18.054 --> 53:22.221
متوجه‌ام ولی هونگ شی آسیب می‌بینه

53:22.888 --> 53:24.621
به گمونم همینطوره

53:25.388 --> 53:27.588
در کمترین حالت، یه گوش‌مالی بهش می‌دن

53:27.588 --> 53:31.488
با چیزی که از اون مرد می‌شناسم
احتمالاً توی یه حصیر بپیچنش

53:31.488 --> 53:35.954
پس باید این رو در نظر داشته باشیم
که حداقل یه دست یا پاش قراره بشکنه

53:40.021 --> 53:42.921
عالیجناب، احساستون با قبلاً فرق کرده

53:42.921 --> 53:47.788
مگه روز عروسی‌اش، کجاوه‌ی عروس رو دنبال نکردین؟

53:49.721 --> 53:52.488
واقعاً این کار رو کردم؟

53:52.488 --> 53:54.621
به این زودی فراموش کردین؟

54:00.321 --> 54:04.588
توی اون روز بارونی از ترس افتادن کجاوه‌اش

54:04.588 --> 54:07.454
دستور دادین هر مسیری که قرار رد بشن رو

54:07.454 --> 54:10.454
با خاک و سنگ

54:10.454 --> 54:12.288
بپوشونن

54:12.288 --> 54:15.854
این فرقی با دنبال کردن کجاوه نداره

54:17.221 --> 54:22.254
از شدت نگرانی برای خیس شدن
کفش‌های گلدوزی شده‌اش زانوی غم بغل گرفته بودین

54:23.021 --> 54:26.454
واقعاً چرا عالیجنابت اینجوری رفتار می‌کنه؟

54:26.454 --> 54:29.821
نگرانی‌تون بابت افتادن کجاوه‌ی عروس

54:29.821 --> 54:32.688
گمونم واقعاً مضطرب بودین

54:34.288 --> 54:36.454
نمی‌تونم تحملش کنم

54:37.454 --> 54:39.854
حالا باید چیکار کنم؟

54:51.088 --> 54:52.854
می‌رین پیش هونگ شی؟

54:52.854 --> 54:56.254
دچو، برو از سابوکشی یه اسب بیار

54:59.888 --> 55:02.254
از اینجا به بعد رو تنها برو

55:02.921 --> 55:05.588
تمام روز متعجب بودم که

55:05.588 --> 55:08.754
چرا نوه‌ام انقدر عصبیه؟

55:08.754 --> 55:12.154
چی؟-
برام سخته که حرف‌هام رو تکرار کنم-

55:12.154 --> 55:15.088
اگه کسی ببینه فکر می‌کنه همسرمی

55:15.088 --> 55:16.421
فراموش کردی؟

55:16.421 --> 55:18.521
نظم و قوانین خونگی-
اون؟-

55:19.488 --> 55:21.654
بیشتر شبیه عذر و بهونه‌ست

55:32.721 --> 55:37.054
نگاه توی چشم‌هات خیلی می‌لرزه

55:41.254 --> 55:43.088
چی می‌خوای؟

55:43.088 --> 55:46.021
دارم می‌گم، دست به هیچ کاری نزنی

55:47.621 --> 55:49.354
این یه هشداره

55:50.954 --> 55:52.654
ناظر ایم

55:53.788 --> 55:56.654
دبیرکل احضارتون کردن

55:57.521 --> 55:58.688
برو

55:58.688 --> 56:01.254
به نظر میاد پدرت کار فوری‌ای داره

56:13.621 --> 56:17.121
اون عوضی واقعاً داره می‌ره روی اعصابم

56:18.154 --> 56:21.488
پس، همه‌ی این مدت بهش حس داشته

56:21.488 --> 56:26.088
...به هر حال اگه فقط یه انگشتش به این بدن بخوره

56:27.037 --> 56:30.254
...اون جو، اون جو

56:30.954 --> 56:35.054
ارباب جوان خانواده‌ات قبل از این
که بره، مدتی اینجا منتظرت بود

56:35.054 --> 56:36.788
واقعاً؟

57:00.854 --> 57:01.888
موضوع چیه؟

57:01.888 --> 57:04.321
شبیه سربازهای اداره تحقیقاتن

57:04.321 --> 57:06.854
موضوع چیه؟ راه رو باز کنین

57:16.388 --> 57:18.454
دوباره هم رو دیدیم

57:18.454 --> 57:20.254
شاهزاده بزرگ

57:23.421 --> 57:26.854
ای خدا، می‌تونست یه کم بیشتر منتظر بمونه

57:26.854 --> 57:29.221
ولی اون نمی‌تونه انتظار بکشه

57:30.521 --> 57:33.254
خسته شدم، واقعاً خسته شدم

57:37.437 --> 57:39.517
(نام)

57:40.788 --> 57:42.554
چه خبره؟

57:45.121 --> 57:47.354
تو گیل دونگی؟

57:49.421 --> 57:51.688
امروز بابت فراری دادن گیل دونگ قاتل

57:51.688 --> 57:55.388
بازداشت می‌شین

58:23.888 --> 58:25.621
چی؟

58:39.921 --> 58:41.688
من برگشتم

58:44.285 --> 58:46.288
...بالاخره برگشتم

58:49.954 --> 58:53.521
...پس، هونگ اون جو

58:57.454 --> 58:59.354
...تو کی هستی

58:59.354 --> 59:01.321
دچو، شمشیر

59:05.981 --> 59:06.988
!برو

59:06.988 --> 59:08.189
!عالیجناب

59:09.021 --> 59:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

59:14.051 --> 59:24.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

59:58.388 --> 01:00:00.788
یه شاهزاده سلطنتی که با دزد همدست شده

01:00:00.788 --> 01:00:04.488
این یکی دیگه نوبره

01:00:04.488 --> 01:00:06.354
به نظر میاد می‌خوای اعتراف کنی؟

01:00:06.354 --> 01:00:08.754
باید ماسک سلاخ رو برمی‌داشتیم
و اول صورتش رو می‌دیدیم

01:00:08.754 --> 01:00:12.188
بعد می‌تونستم از همون اول بدون این آشفتگی
همه چیز رو سر و سامون بدیم

01:00:12.188 --> 01:00:13.821
چرا انقدر سراسیمه‌ای؟

01:00:13.821 --> 01:00:15.354
فقط نگران بودم

01:00:15.354 --> 01:00:17.254
کاری نکن که

01:00:17.254 --> 01:00:19.054
وابسته این خونه بشم

01:00:19.054 --> 01:00:21.554
هونگ اون جو زنیه که به تازگی ازدواج کرده

01:00:21.554 --> 01:00:23.721
به نظر میاد اصلا درکی از شرایطی فعلی ندارین

01:00:23.721 --> 01:00:26.854
پس، باید برگردونیمش به روال سابق
