WEBVTT

00:00.221 --> 00:07.081
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.111 --> 00:15.081
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:47.761 --> 00:49.981
(قسمت پنجم)

00:49.981 --> 00:51.511
چرا وسط خیابونم؟

00:51.511 --> 00:53.711
!گیل دونگ پیداش شده

00:53.711 --> 00:55.541
!گیل دونگ رو بگیرین

00:55.541 --> 00:57.281
گیل دونگ؟

00:58.941 --> 01:00.681
چه خبره؟

01:01.361 --> 01:04.471
آه

01:04.471 --> 01:06.901
...ها؟ وای

01:07.581 --> 01:09.811
چرا صدام این‌جوری شده؟

01:10.511 --> 01:12.941
گوش‌هام مشکلی پیدا کردن؟

01:27.281 --> 01:29.011
چی؟

01:33.981 --> 01:36.281
...چرا صورتم

01:37.781 --> 01:39.911
...چرا صدام

01:42.981 --> 01:45.181
...چرا من

01:45.841 --> 01:47.321
آخ

01:48.211 --> 01:50.101
...چی

01:52.541 --> 01:55.111
چه خبره؟

02:09.581 --> 02:11.111
تا کی طول می‌کشه؟

02:11.111 --> 02:13.441
چرا بیدار نمی‌شم؟ چرا خواب نیست؟

02:13.441 --> 02:15.081
...چه کوفتی

02:15.081 --> 02:18.011
چرا توی بدن دستیار سلطنتی‌ام؟

02:20.781 --> 02:22.381
بیا برگردیم جایی که بودم

02:22.381 --> 02:24.281
باید خودم رو پیدا کنم

02:25.811 --> 02:28.181
...ولی اینجا

02:30.941 --> 02:34.981
لطفاً به علیاحضرت بگین که
یه مسئله ضروری در رابطه با ازدواجم پیش اومده

02:34.981 --> 02:36.711
بله

02:40.911 --> 02:43.311
می‌شه یه چیزی ازتون بپرسم؟

02:43.311 --> 02:44.881
چی؟

02:44.881 --> 02:46.841
دوباره هم رو دیدیم

02:46.841 --> 02:50.341
از اونجایی که گفت "دوباره" یعنی همدیگه رو می‌شناسیم؟

02:50.341 --> 02:52.981
چقدر از دیدنتون خوشحال شدم

02:52.981 --> 02:55.111
این دفعه من رو یادتون میاد؟

02:55.111 --> 02:57.441
دفعه قبل نشناختتش؟

02:57.441 --> 02:59.641
البته که یادم میاد

03:00.311 --> 03:04.141
یه لحظه گم شدم
دقیقا کجام؟

03:04.141 --> 03:06.081
خب، قصر

03:06.081 --> 03:08.141
آها، قصر

03:08.141 --> 03:09.841
درسته، قصر

03:09.841 --> 03:12.481
قصر؟ منظورتون قصر سلطنتیه؟

03:12.481 --> 03:15.141
جایی که پادشاه توش زندگی می‌کنه؟

03:15.141 --> 03:16.681
چرا از بین این همه جا، تو قصرم؟

03:16.681 --> 03:19.641
نقشه‌اش رو بلد نیستم
و نمی‌دونم چطوری باید برم بیرون

03:19.641 --> 03:20.981
گفتین من رو می‌شناسین، درسته؟

03:20.981 --> 03:23.061
پس، می‌شه یه دستی بهم برسونین؟

03:23.061 --> 03:24.951
...اوه

03:25.781 --> 03:29.811
...بله، از اون‌جایی که سری قبل بهم کمک کردین، با کمال میل

03:29.811 --> 03:31.511
ممنونم

03:37.381 --> 03:38.741
این راه به کجا ختم می‌شه؟

03:38.741 --> 03:40.411
اون راه، به دروازه هیوپ‌سونگ می‌رسه

03:40.411 --> 03:42.041
معذرت می‌خوام، ولی باید عجله کنیم

03:42.041 --> 03:43.041
خیلی زمان ندارم

03:43.041 --> 03:44.741
باشه

03:51.211 --> 03:54.711
چه کره اسب های سرکشی

03:54.711 --> 03:57.211
ولی عجیب نیست؟

03:57.211 --> 04:01.511
هرچقدر بهش نگاه می‌کنم
بازم اون مرد شبیه پسرمه

04:01.511 --> 04:03.511
عذر می‌خوام

04:05.281 --> 04:07.641
افسر سو رو احضار کن

04:15.041 --> 04:17.711
به لطف شما، در امنیت خارج شدم

04:17.711 --> 04:20.211
...دست‌هات

04:20.211 --> 04:24.541
انقدر عجله داشتم که ادبم یادم رفت

04:24.541 --> 04:29.111
اینکه انقدر دیر وارد شدین، حتما
اتفاق جدی‌ای توی شهربانی افتاده

04:29.111 --> 04:30.781
این‌طور به نظر میاد

04:30.781 --> 04:32.941
از اینجا رو دیگه خودم می‌رم

04:32.941 --> 04:34.811
بابت امروز ممنون

04:35.581 --> 04:37.281
هه ریم

04:37.911 --> 04:39.611
اسممه

04:42.231 --> 04:44.641
از خانواده شین هستم

04:44.641 --> 04:49.841
برادرم رئیس هه‌مین‌سوئه

04:50.641 --> 04:53.441
شما خواهر رئیس هستین؟

04:54.241 --> 04:55.911
اصلا شبیه هم نیستین

04:55.911 --> 04:58.341
شما دوست داشتنی هستین

04:58.341 --> 05:00.081
پس، دیگه می‌رم

05:09.331 --> 05:13.611
لطفاً دفعه بعد اسمم رو فراموش نکنین

05:22.511 --> 05:23.941
...چطور

05:23.941 --> 05:26.541
پیغامی که فرستادم به همین زودی رسیده؟

05:26.541 --> 05:28.081
...نه، فقط

05:28.081 --> 05:29.111
ببخشید؟

05:29.111 --> 05:33.481
خب، این اطراف کار داشتم

05:37.281 --> 05:40.911
انداختم‌شون توی چاه
ولی بازم به همین زودی پیداشون کردن

05:40.911 --> 05:43.411
مال گیل دونگ‌ان

05:43.411 --> 05:48.041
امروز، بازرس ارشد سابق
به دست گیل دونگ کشته شده

05:49.041 --> 05:51.211
واقعا؟

05:51.211 --> 05:52.611
،دو ساعت پیش

05:52.611 --> 05:54.131
برای زیر نظر گرفتن خونه

05:54.131 --> 05:56.741
بازرس ارشد سابق، اومده بود و بعد فرار کرد

05:56.741 --> 06:01.111
انگار نزدیکی اینجا آسیب دیده

06:01.111 --> 06:03.311
انقدر خون‌ریزی داشتم؟

06:03.311 --> 06:04.911
وقتی فرار سخت شده

06:04.911 --> 06:07.281
،لباس و نقاب سلاخ رو درآورده

06:07.281 --> 06:11.981
و احتمالا با چهره واقعی‌اش فرار کرده

06:11.981 --> 06:16.211
حتما یه مدتی بیهوش بودم. بیدار شدم؟

06:16.211 --> 06:18.911
یا کسی حرکتم داده؟

06:19.811 --> 06:22.981
دستیار سلطنتی کانگ، خوب گوش کنین

06:22.981 --> 06:26.241
برای گیل دونگ پاپوش دوختن

06:26.241 --> 06:27.511
پاپوش؟

06:27.511 --> 06:28.681
بهش فکر کنین

06:28.681 --> 06:33.311
زمستون پارسال که گردن کلفت های
،خیابون اون‌جونگ به خاطر دزدیدن ابریشم دستگیر شدن

06:33.311 --> 06:35.411
به دروغ گفتن گیل دونگ اون ها رو براشون دزدیده

06:35.411 --> 06:36.781
یادمه

06:36.781 --> 06:39.781
بازرگان، چهره یکی از گردن کلفت ها رو به یاد آورد

06:39.781 --> 06:41.711
پس گیل دونگ از اون اتهام تبرئه شد

06:41.711 --> 06:42.911
و فقط هم همین نیست

06:42.911 --> 06:47.641
یه شایعه دیگه نبود که می‌گفت گیل‌ دونگ
عروس بازرس نوشتار ارشد رو دزدیده؟

06:47.641 --> 06:51.941
ولی مشخص شد که اون با استادش
که باهاش رابطه داشته، فرار کرده

06:51.941 --> 06:55.011
بازم یکی از اسم گیل دونگ استفاده کرده

06:55.011 --> 06:58.281
هیچوقت فکر نمی‌کردم اسمش رو برای قتل استفاده کنن

06:58.281 --> 07:01.211
بگذریم، فعلا فقط روی مدرک تمرکز کن

07:01.211 --> 07:03.311
نذارین یادداشت خونی جعلی فریب‌تون بده

07:03.311 --> 07:05.011
فهمیدم

07:06.981 --> 07:11.081
من تاحالا هیچوقت گزارش جداگانه
برای حوادثی که الان گفتین ننوشته بودم

07:11.081 --> 07:12.741
اما با این حال همه جزئیات رو می‌دونین

07:12.741 --> 07:14.811
خصوصا، قضیه یادداشت خونی

07:14.811 --> 07:17.981
حتما تو راه شنیدم

07:17.981 --> 07:20.311
واقعا؟

07:20.311 --> 07:22.011
اوه

07:22.011 --> 07:25.041
گزارشی بوده که کسی این
حوالی، جنازه ای پیدا کرده باشه؟

07:25.041 --> 07:27.041
نه هیچی

07:27.041 --> 07:28.741
،راستی

07:32.511 --> 07:34.611
نوشیدنی خوردین؟

07:36.111 --> 07:37.981
این‌طور به نظر میاد

07:37.981 --> 07:40.411
شنیدم امروز عروسی طبیب هونگ بوده

07:40.411 --> 07:42.581
دلیلش همین بوده، نه؟

07:44.241 --> 07:45.341
باید برم

07:45.341 --> 07:46.881
کجا می‌رین؟

07:46.881 --> 07:47.911
بعدا می‌گم-
هی-

07:47.911 --> 07:49.741
...اگه بدون افسر سو ول بچرخین

07:49.741 --> 07:51.441
!شاهزاده بزرگ

08:16.481 --> 08:18.441
پس، اینجام

08:20.841 --> 08:23.711
به نظر میاد از قبل یه طبیب اومده؟

08:23.711 --> 08:25.441
کی من رو آورده اینجا؟

08:25.441 --> 08:28.241
بیاین این رو بین خودمون نگه داریم

08:28.241 --> 08:31.381
حتی اگه بگیم که عروس جدید
رو بی‌هوش بیرون خونه پیدا کردیم

08:31.381 --> 08:32.711
فقط ناخواسته توجه ها رو جلب کردیم

08:32.711 --> 08:33.881
خیلی‌خب، فهمیدم

08:33.881 --> 08:36.211
خداروشکر که تو پیداش کردی

08:36.211 --> 08:38.511
اونجا چیکار می‌کرد؟

08:38.511 --> 08:40.311
خدای من-
وای-

08:41.641 --> 08:44.811
چون شوهرش مرده، می‌خواست فرار کنه؟

08:44.811 --> 08:46.581
اوه خدا

08:46.581 --> 08:49.141
تو، در دهن رو ببند

08:49.141 --> 08:50.741
هی

08:50.741 --> 08:52.881
بیدار شو

08:52.881 --> 08:54.781
چرا بیدار نمی‌شم؟

08:55.941 --> 08:57.841
قلبم می‌زنه

09:00.881 --> 09:02.741
کسی داخل نیست؟

09:03.411 --> 09:04.511
وای خدا

09:04.511 --> 09:06.411
ممکنه یه کالبد خالی ازم مونده باشه؟

09:08.041 --> 09:09.681
کسی اونجا هست؟

09:09.681 --> 09:12.311
هیچکس نیست؟

09:16.981 --> 09:20.811
چی؟ برگشتم؟

09:21.911 --> 09:23.861
،پس

09:23.861 --> 09:25.041
واقعا یه خواب بود

09:25.041 --> 09:29.011
اگه بدن هامون برگشته بود سر جاش
الان جنابعالی قیافه من رو می‌دیدی؟

09:32.541 --> 09:34.541
تو کی هستی؟

09:34.541 --> 09:38.941
صاحب این صورتی هستی که الان با منه؟

09:38.941 --> 09:40.781
هونگ اون جو؟

09:40.781 --> 09:42.841
...چه مرگی

09:42.841 --> 09:46.641
واقعا روح هامون جا به جا شدن؟

09:46.641 --> 09:48.641
اصلا با عقل جور درمیاد؟

09:50.341 --> 09:52.611
خیلی درد می‌کنه؟

09:52.611 --> 09:54.871
چطوری به سرت آسیب زدی؟

09:54.871 --> 09:55.941
اوه

09:55.941 --> 10:00.281
والا...رفتم بیرون و مسیر تاریک
بود و بدجوری افتادم زمین

10:00.281 --> 10:01.521
چطوری اومدین اینجا؟

10:01.521 --> 10:03.041
خب

10:03.041 --> 10:05.681
وقتی چشم‌هام رو باز کردم، یه بار دیگه غش کردم

10:05.681 --> 10:08.711
دقیقا قبل اون، خدمتکار های
بازرس ارشد سابق از راه رسیدن

10:08.711 --> 10:11.481
پس، نمی‌دونه که من گیل دونگم

10:13.011 --> 10:14.681
وای

10:14.681 --> 10:18.311
صورتم چقدر حس عجیب غریبی می‌ده

10:18.311 --> 10:19.841
منم همین حس رو دارم

10:19.841 --> 10:23.581
اول، بیاین یه راهی پیدا کنیم و برگردیم سر جامون

10:23.581 --> 10:25.511
،باید از اینجا بریم بیرون

10:25.511 --> 10:27.681
می‌تونین تکون بخورین؟

10:38.041 --> 10:39.811
خورشید داره طلوع می‌کنه

10:39.811 --> 10:41.341
برو یه کم استراحت کن

10:41.341 --> 10:43.641
پدر به زودی میاد بیرون

10:51.881 --> 10:54.681
غذا رو همون جوری که بهم گفتین، بردم

10:54.681 --> 10:57.311
و گفتم بخوره و استراحت کنه

10:58.881 --> 11:00.941
خب پس، دیگه میرم

11:03.681 --> 11:06.381
رنگ چهره‌اش مثل آدمی بود که دم مرگه

11:06.381 --> 11:09.311
اگه این‌جوری پیش بره، برای
اون جومون فاجعه به بار میاد

11:10.281 --> 11:12.441
بهتره بمیره

11:21.441 --> 11:24.081
اگه بدون هیچ حرفی ناپدید بشین
ممکنه دردسر بی‌خودی به وجود بیاره

11:24.081 --> 11:27.911
به خدمتکار مرد بگین که یه سر
کوتاه، به خانواده‌اتون می‌زنین

11:27.911 --> 11:29.081
خانواده‌ات؟

11:29.081 --> 11:31.181
پس الان کجاییم؟

11:32.441 --> 11:34.241
نگو که اینجا خونه فامیل شوهرته

11:36.881 --> 11:38.541
تف توش

11:38.541 --> 11:41.141
...از بین این همه جا

11:41.141 --> 11:43.891
از دیروز، اینجا خونه‌امه

11:46.241 --> 11:50.641
ولی، چرا لباس عزاداری تنم کردن؟

11:50.641 --> 11:53.111
کسی اینجا مرده؟

11:53.111 --> 11:55.611
...اوه. واقعیتش

11:55.611 --> 11:58.411
...خب

12:00.841 --> 12:01.941
یکی داره میاد

12:01.941 --> 12:03.141
!هیش

12:03.141 --> 12:05.381
ممکنه گیر بیوفتیم، پس فعلا قایم می‌شم

12:11.671 --> 12:12.681
وای

12:12.681 --> 12:15.251
چرا باید اون یارو باشه؟

12:17.241 --> 12:19.341
کله سحر، چی می‌خوای؟

12:19.341 --> 12:21.081
نه، اون‌جوری نه

12:21.841 --> 12:24.211
چی شده اومدین اینجا؟

12:26.741 --> 12:29.381
اومدم یه جسد ببرم
ولی انگار زود اومدم

12:29.381 --> 12:32.481
خیلی بده...اینجا چیکار می‌کنه؟

12:33.381 --> 12:35.381
جسد؟

12:35.381 --> 12:38.941
چرا باید اینجا دنبال جسد...بگردین؟

12:39.781 --> 12:42.711
جسد متوفی پشت میز عود قرار می‌گیره

12:42.711 --> 12:45.741
چرا اقامتگاه مرد ها رو نمی‌گردین؟
اتاق مردان حریمِ مقدسِ خانواده بود و تفتیشِ آن در زمان عزا بی‌احترامیِ آشکار محسوب می‌شد

12:45.741 --> 12:47.611
الان باید بخندم؟

12:47.611 --> 12:49.681
نه بابا

12:49.681 --> 12:51.811
منظورم اینه که نه اصلا

12:51.811 --> 12:54.681
حتما راه رو اشتباهی اومدین، باید عجله کنین

12:54.681 --> 12:57.311
تقریبا ناامید شده بودم

13:01.581 --> 13:04.881
فکر کردم قبل از اینکه زیر
پام له‌ات کنم، می‌میری

13:04.881 --> 13:06.581
هوی

13:11.281 --> 13:13.541
من مقوله‌ی

13:13.541 --> 13:16.341
این مکالمه رو متوجه نمی‌شم

13:16.341 --> 13:18.041
یه شوهر

13:18.041 --> 13:21.741
باید همچین حرفی رو به تازه عروسش بزنه؟

13:22.511 --> 13:23.911
شوهر؟

13:23.911 --> 13:26.041
چه غلطی کنم؟

13:26.041 --> 13:28.811
سوگند خوردی که به همسرت عشق
بورزی، نه چیز دیگه

13:28.811 --> 13:31.811
اون وقت چی؟ له‌اش کنی؟

13:31.811 --> 13:36.011
انگار دیشب بدجوری دعواتون شده

13:36.011 --> 13:37.711
به کی داری می‌گی "شوهر"؟

13:37.711 --> 13:39.281
به کی می‌تونم بگم؟

13:39.281 --> 13:40.841
جنابعالی دیگه، درست جلوی منی

13:40.841 --> 13:43.711
الان دیوونه میشم

13:44.841 --> 13:46.941
دیگه شوخی رو از حد گذروندی

13:46.941 --> 13:48.141
چه شوخی‌ای؟ تو چه زمینه‌ای؟

13:48.141 --> 13:49.481
خل شدی؟

13:49.481 --> 13:52.881
شوهری که راجع بهش حرف
می‌زنی، دیشب فوت شد

13:54.841 --> 13:56.541
فوت شد؟

14:00.641 --> 14:03.611
...اگه به خاطر شوهرم لباس عزاداری تنمه

14:05.141 --> 14:06.881
پس، تو کی هستی؟

14:08.911 --> 14:11.211
جوابم رو بده

14:11.211 --> 14:13.441
نوه‌ی اون خدابیامرز

14:14.441 --> 14:16.141
نوه؟

14:17.241 --> 14:21.211
چی باعث شده این وقت
روز تا اینجا بیاین؟

14:21.211 --> 14:24.281
اگه بگم برای زیر نظر گرفتن عضو
خانواده اومدم، منطقیه؟

14:25.581 --> 14:27.711
...پس، اون موقع

14:30.781 --> 14:32.511
صبر کن

14:32.511 --> 14:35.081
،اگه اون‌قدری سن داشته که نوه داشته باشه

14:35.081 --> 14:39.611
حداقل شصت هفتاد سالش بوده

14:40.541 --> 14:42.881
همچین ازدواجی اصلا منطقیه؟

14:46.181 --> 14:49.411
واقعا عقلت رو از دست دادی؟

14:49.411 --> 14:51.511
یا اینکه بالاخره سر عقل اومدی؟

14:51.511 --> 14:53.241
...خب

14:54.981 --> 14:57.981
باید بگم دومی... احتمالاً؟

15:01.541 --> 15:04.641
انگار یه لحظه از شوک تحت فشار قرار گرفتم

15:04.641 --> 15:07.611
و یک آن هوش و حواس‌ام رو از دست دادم

15:07.611 --> 15:10.581
به لطف تو، الان کاملا
گرفتم چی‌شده، نوه عزیزم

15:12.781 --> 15:13.941
...اوه، و

15:13.941 --> 15:16.981
امیدوارم بتونی فراموش کنی که

15:16.981 --> 15:20.381
الان فکر کردم شوهرم هستی

15:20.381 --> 15:25.881
حتی اگه یه لحظه بوده باشه، عمیقاً
شرم آوره که اون‌طوری به یاد آورده باشمت

15:25.881 --> 15:28.811
،انگار حواس‌ات برگشته سر جاش

15:28.811 --> 15:30.481
ولی این چه رفتاریه؟

15:30.481 --> 15:32.781
!ارباب جوان

15:32.781 --> 15:36.111
اعضای دونگ‌بانگ برای عرض تسلیت خدمت رسیدن

15:36.111 --> 15:37.141
برو

15:37.141 --> 15:41.041
صاحب عزا نباید مدت زمان طولانی از مراسم ختم دور باشه

15:46.181 --> 15:47.911
هی تو

15:50.811 --> 15:52.611
چه احساسی دارین؟

15:52.611 --> 15:55.741
یادتون میاد دیروز به اینجا آورده شدین؟

15:56.581 --> 15:58.981
تقریباً، آره

15:58.981 --> 16:01.111
،از اون‌جایی که یه زنم

16:01.111 --> 16:03.941
نیازی نیست تسلیت مهمان ها رو بشنوم

16:03.941 --> 16:07.241
حین دوره عزاداری
مطمئن شو که هیچکس اینجا نیاد

16:07.241 --> 16:10.811
یه مدت می‌رم دیدن خانواده‌ام
فکر کن من رو ندیدی

16:10.811 --> 16:12.511
فهمیدم

16:22.441 --> 16:24.811
بیا بیرون، هونگ اون جو

16:37.141 --> 16:38.681
بیا از دیوار بریم بالا و بریم

16:38.681 --> 16:41.881
نمی‌تونم حتی یه لحظه تو این خونه بمونم

16:51.641 --> 16:53.511
تا کجا می‌ریم؟

16:53.511 --> 16:56.041
هیچکس از این مسیر رد نمی‌شه

16:56.041 --> 16:57.941
بیاین اینجا صحبت کنیم

17:03.541 --> 17:06.541
قضیه ازدواج همون‌جوریه
که اون موقعی شنیدین

17:06.541 --> 17:08.811
،ارباب بزرگ اون خانواده، شوهرم بود

17:08.811 --> 17:12.041
و دقیقا قبل از عروسی دیروز از دنیا رفت

17:12.781 --> 17:15.711
شاید به نظرت مضحک بیاد

17:15.711 --> 17:18.081
ولی برای کسی در وضعیت من، این
چیز ها عادیه

17:22.581 --> 17:26.341
ببخشید که به دروغ گفتم
پسر دوم، شوهرمه

17:26.341 --> 17:29.141
فکر کردم این جوری برای جفت‌مون بهتر باشه

17:29.141 --> 17:32.911
این‌جوری، زودتر بیخیال می‌شدین

17:32.911 --> 17:35.611
و دردسر کمتری برام داشت

17:42.481 --> 17:44.881
چرا کل این مدت ساکت بودین؟

17:44.881 --> 17:48.311
تا وقتی یه چیزی نگین نمی‌تونیم این رو حل کنیم

17:49.481 --> 17:52.411
نمی‌دونم چی بگم

17:53.181 --> 17:56.201
،تا اینجا بهش فکر کردم

17:56.201 --> 17:58.611
و هنوزم چیزی به ذهنم نمی‌رسه

18:01.311 --> 18:03.911
،ما برای هم هیچی نیستیم

18:03.911 --> 18:07.611
برای همین حتی نمی‌تونم این عصبانیت رو بروز بدم

18:07.611 --> 18:11.741
و حتی نمی‌تونم با بی فکری، انتخابی
رو که ممکنه سرش درگیر شده باشی رو زیر سوال ببرم

18:11.741 --> 18:14.681
همین‌طور نمی‌خوام تظاهر
کنم که با این حرفت که گفتی

18:14.681 --> 18:17.211
این ازدواج ها عادی‌ان، موافقم

18:18.011 --> 18:21.111
تنها چیزی که الان دیوونه‌ام می‌کنه

18:21.111 --> 18:23.011
،اینه که این بدن من نیست

18:23.011 --> 18:27.111
و نمی‌تونم سرم رو بندازم پایین
برم اونجا و تو رو بکشم بیرون

18:31.981 --> 18:35.141
پس، قبل از همه چیز
باید برگردم تو بدن خودم

18:36.041 --> 18:40.941
به نظر میاد قصد دارین به محض
اینکه به حالت عادی برگشتین، کاری که گفتین رو بکنین

18:40.941 --> 18:43.441
درست فهمیدی

18:43.441 --> 18:47.841
حتی تو این فکرم که چطوری خانواده‌ای
،که به همچین ازدواجی مجبورت کردن رو نابود کنم

18:47.841 --> 18:49.681
و نمی‌دونم که این
عصبانی‌اتم رو آروم می‌کنه یا نه

18:53.941 --> 18:56.911
،چیزی که بیشتر از همه ازش عصبانی‌ام

18:56.911 --> 18:59.441
اینه که از همه چیز بی خبر بودم

18:59.441 --> 19:01.841
برات آرزوی خوشبختی کردم

19:01.841 --> 19:06.311
و شبیه احمق ها، اون کفش های گلدوزی‌شده رو برات فرستادم

19:08.111 --> 19:10.641
پس، بذار اول این رو بگم

19:10.641 --> 19:13.641
،از حالا به بعد، عقب نمی‌کشم

19:13.641 --> 19:16.681
و یه لحظه هم تردید نمی‌کنم

19:18.411 --> 19:20.641
بیاین حرف هامون رو همین‌جا تموم کنیم

19:23.381 --> 19:25.181
اصلا نیاز نبود

19:25.941 --> 19:27.641
که همچین کاری کنی

19:29.481 --> 19:31.341
می‌تونستی بهم بگی

19:31.341 --> 19:33.211
هیچ دلیلی برای قبول نکردنش نداشتم

19:33.211 --> 19:36.411
و اون‌قدری اسف‌بار نبود که نیاز به کمک باشه

19:37.381 --> 19:39.111
مایه تأسفه که

19:39.111 --> 19:41.741
به خاطر بیماری، توی روز عروسی‌اش فوت کرد

19:41.741 --> 19:44.611
ولی به لطفش
فکر کردم تنها کاری که باید بکنم

19:44.611 --> 19:47.911
زندگی کردن تو اون
خونه اشرافی، به عنوان یه بانوی مهمانه

19:47.911 --> 19:51.111
تا اینکه ناگهانی روح هامون جا به جا شد

19:51.111 --> 19:53.941
پس، باید فوراً به بدن های
خودمون برگردیم، درسته؟

19:53.941 --> 19:55.011
تو از یه زندگی راحت لذت ببری

19:55.011 --> 19:56.581
و منم برم سراغ همون آدم نامردی که بودم

19:56.581 --> 19:59.581
هردوی ما برای احترام به
چیزی که بهش متعهد شدیم، به این نیاز داریم

19:59.581 --> 20:01.881
بیاین فعلا سر این توافق کنیم

20:02.841 --> 20:05.441
آموم، حالت خوبه؟

20:06.611 --> 20:09.141
اگه عالیجناب فوت شده

20:09.141 --> 20:11.581
چی به سر اون جوی ما میاد؟

20:11.581 --> 20:14.711
یه شبه تبدیل به یه بیوه شد، همین

20:14.711 --> 20:16.741
نمی‌تونیم برش گردونیم؟

20:16.741 --> 20:18.241
اون با خانواده دیگه‌ای وصلت کرده

20:18.241 --> 20:19.841
حالا دیگه عضو اون خاندانه

20:19.841 --> 20:22.841
مقدر شده که به هر قیمتی
توی اون خونه بمیره. چیکار می‌تونیم بکنیم؟

20:23.841 --> 20:27.181
مگر اینکه به یه جای دور فرار کنه

20:28.341 --> 20:30.411
فرار؟

20:34.141 --> 20:37.981
تاحالا درمورد این تو هیچ کتابی نخوندم

20:37.981 --> 20:41.781
حتی توی افسانه ها و قصه های محلی هم نشنیدمش

20:41.781 --> 20:44.011
،مهم نیست چطوری بهش فکر کنم

20:44.011 --> 20:46.081
همچین چیزی برای آدم ها شدنی نیست

20:47.141 --> 20:48.711
منظورت اینه که کار خداست؟

20:48.711 --> 20:49.841
در اون صورت، مجازات الهی‌ای چیزیه؟

20:49.841 --> 20:52.641
قطعاً نعمت الهی که نیست

20:57.211 --> 20:58.981
عصبانی نمی‌شم

20:58.981 --> 21:01.081
لطفاً کاملا صادق باشین

21:01.081 --> 21:03.511
تازگی کار واقعا اشتباهی کردین؟

21:04.281 --> 21:06.411
نه

21:06.411 --> 21:10.311
حتی اگه من کار بدی کرده
باشم، چرا باید توام مجازات بشی؟

21:10.311 --> 21:14.681
درواقع مسئله اینه که چرا من و تو

21:17.911 --> 21:19.741
تاریخ تولدت کیه؟

21:19.741 --> 21:21.711
روز گه‌هه از ماه گیونگ جا تو سال بیونگ‌او

21:21.711 --> 21:24.811
کاملا با من متفاوته

21:27.241 --> 21:29.611
اگه قراره راه خرافه رو
در پیش بگیریم، بیا درست حسابی انجامش بدیم

21:29.611 --> 21:31.311
دنبالم بیاین

21:38.801 --> 21:41.011
وای

21:42.281 --> 21:43.341
تو طبیب درباری

21:43.341 --> 21:44.541
هیچ توضیح پزشکی‌ای براش نیست؟

21:44.541 --> 21:46.581
ساکت باشین، وگرنه درست کار نمیکنه

21:46.581 --> 21:48.121
!حیف

21:49.011 --> 21:51.991
یه روح باکره داخل‌اته

21:51.991 --> 21:54.011
چی؟

21:54.011 --> 21:56.241
می‌تونی ببینیم؟

21:56.241 --> 21:58.711
واقعا داری چیزی می‌بینی؟

21:58.711 --> 22:02.941
انگار یه مرد قلب یه زن رو
بهتر از خود اون زن، می‌شناسه

22:03.941 --> 22:06.181
...تو

22:06.181 --> 22:08.681
زن‌بازی، نه؟

22:11.641 --> 22:13.341
بلند شو

22:14.641 --> 22:16.311
بذار یه مراسم جن‌گیری انجام بدم

22:16.311 --> 22:18.541
!روح رو بیرون می‌کنم

22:18.541 --> 22:23.081
هی! من اصلا قصد ندارم این
زن رو از بدنم بیرون کنم

22:23.081 --> 22:25.581
چطوره فقط بریم سراغ مراسم مذهبی؟

22:25.581 --> 22:29.241
اگه روح ها بدن رو ترک کنن
می‌تونیم یه تلاشی بکنیم، نه؟

22:29.241 --> 22:33.481
اگه دیگه برنگردن چی؟ ممکنه
دستی دستی راهی اون دنیا بکنیم‌شون

22:36.141 --> 22:38.041
،شاید بدن جا به جا شده

22:38.041 --> 22:40.611
نه روح، ها؟

22:41.681 --> 22:44.241
اون‌وقت، نباید از بدن‌هامون استفاده کنیم؟

22:54.541 --> 22:58.011
محترمانه و صادقانه نگه‌اش دار

23:25.581 --> 23:27.181
چیزی حس می‌کنی؟

23:27.181 --> 23:28.881
هیچیِ هیچی

23:29.811 --> 23:31.541
گفتین باید از بدن‌هامون استفاده کنیم

23:31.541 --> 23:34.141
آخه با یه دست نگه داشتن
دقیقا چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟

23:34.141 --> 23:36.011
خب پس چیکار کنیم؟

23:36.011 --> 23:37.741
هیچ احساس شخصی‌ای در کار نیست

23:37.741 --> 23:39.441
چه احساس شخصی‌ای؟

23:56.681 --> 23:59.111
شماهم باید خلوص نیتتون رو نشون بدین

23:59.111 --> 24:00.381
ها؟

24:00.381 --> 24:02.111
آره

24:26.441 --> 24:29.241
چیزی حس می‌کنین؟

24:29.241 --> 24:32.181
آره، خیلی شدید

24:34.181 --> 24:37.181
قلبم همیشه انقدر پر سر و صدا بود؟

24:37.181 --> 24:39.441
شوخی می‌کنین؟

24:39.441 --> 24:41.681
صداش قشنگه

24:41.681 --> 24:44.441
هروقت برگشتین خودتون کامل ازش لذت ببرین

24:44.441 --> 24:46.781
انگار ارتباط فیزیکی‌ای هم در کار نیست

24:49.411 --> 24:52.241
دقیقا کِی باهم جا به جا شدیم؟

24:52.241 --> 24:54.611
دیشب، دور و بر ساعت منع رفت و آمد؟

24:58.281 --> 25:00.311
اگه اون موقع بوده، ممکنه سر
اون زمان، برگردیم؟

25:00.311 --> 25:02.811
یعنی صرفاً یه کابوس یه شبه بوده؟

25:02.811 --> 25:04.841
!زمان منع رفت و آمده

25:11.281 --> 25:13.041
‌.‌..کابوس

25:14.481 --> 25:16.641
به نظر میاد طولانی‌تر شده

25:18.411 --> 25:21.181
اه، لعنت بهش

25:22.781 --> 25:25.381
اون موقع، گفتی این چیزی نیست
که از آدم ها بربیاد، درسته؟

25:25.381 --> 25:28.741
پس، مهم نیست چقدر
تلاش کنیم، فایده‌ای نداره

25:28.741 --> 25:30.481
پس قراره کلا همینجوری زندگی کنیم؟

25:30.481 --> 25:33.281
بدون هیچ نظری که کِی قراره برگردیم؟

25:33.281 --> 25:36.041
!اینجایین

25:38.611 --> 25:41.181
اقامتگاه‌تون غوغاست

25:41.181 --> 25:43.311
...اه، بازم، تو

25:43.311 --> 25:45.911
خفه می‌شم

25:45.911 --> 25:48.641
صورتت گویا همه چیز هست

25:48.641 --> 25:51.841
چی؟-
کاملاً مشخصه من اونی‌ام که خسته و کوفته‌ست-

25:51.841 --> 25:53.811
چرا غرش رو به من می‌زنی؟

25:53.811 --> 25:56.081
باید این اسکل آویزون رو سرزنش کنی

25:56.081 --> 25:57.111
اسکل؟

25:57.111 --> 25:59.911
یادتون رفته اون دهن مبارک کیه؟

25:59.911 --> 26:02.961
نمی‌تونم حقیقت رو هم بگم؟

26:04.181 --> 26:05.841
...خب

26:05.841 --> 26:07.681
اون رو ولش کنین و با من حرف بزنین

26:07.681 --> 26:08.911
چی؟-
،یعنی-

26:08.911 --> 26:10.781
با من صحبت کن-
خیلی خب-

26:10.781 --> 26:13.881
الان توی قصر بلبشوییه

26:13.881 --> 26:14.911
قصر چرا؟

26:14.911 --> 26:17.341
ملکه مادر بهتون دستور داده
که فوراً وارد قصر بشین

26:17.341 --> 26:19.581
چرا ملکه مادر؟

26:20.411 --> 26:21.781
به علیاحضرت بگو که اون

26:21.781 --> 26:24.711
به خاطر یه سری شرایط نمی‌تونه بیاد

26:24.711 --> 26:27.141
تو نمی‌تونی تو این قضیه دخالت کنی

26:27.141 --> 26:29.411
اون فقط دستورات رو از
دهن تو اطاعت می‌کنه. خودت بگو

26:29.411 --> 26:31.081
!خودت

26:31.081 --> 26:32.841
از دیشب همه وعده های غذایی رو رد کرده

26:32.841 --> 26:35.411
می‌گن تا نیاین لب به هیچی نمی‌زنن

26:35.411 --> 26:36.581
به خاطر من؟

26:36.581 --> 26:39.681
پس به خاطر کی می‌تونه باشه؟

26:39.681 --> 26:43.081
چه دردسری راه انداخته؟

26:45.241 --> 26:50.111
این وقار، شأن و حقانیت نداره

26:50.111 --> 26:53.111
و باید وقتی باشه که توی این بدنم

26:56.281 --> 26:58.241
خیلی‌خب

26:58.241 --> 27:01.541
جلوتر برو و بگو که وارد قصر می‌شه

27:06.381 --> 27:08.441
...خب

27:08.441 --> 27:12.581
فکر کنم شما باید برین

27:12.581 --> 27:14.611
شاهزاده بزرگ

27:15.581 --> 27:18.011
شاهزاده بزرگ؟

27:19.341 --> 27:22.381
بله، شما

27:22.381 --> 27:24.381
شاهزاده بزرگ

27:41.341 --> 27:43.181
پس منظورتون اینه که

27:43.181 --> 27:46.581
شما پسر دوم شاه مرحوم هستین؟

27:47.711 --> 27:48.881
بله

27:48.881 --> 27:53.011
و برادر کوچیک تر شاه فعلی؟

27:53.011 --> 27:54.041
دقیقاً

27:54.041 --> 27:56.181
این یعنی

27:56.181 --> 27:58.441
شما شاهزاده چوسان‌این؟

27:59.811 --> 28:02.041
انگار خیلی غافلگیر شدی

28:02.041 --> 28:04.611
چون همون‌قدری که شایعات می‌گن، لعبتم

28:09.741 --> 28:12.181
به هرحال که توی قصر بیدار شدی

28:12.181 --> 28:15.681
فکر کردم می‌تونی حدس بزنی

28:21.941 --> 28:24.281
چرا یهویی زبونت رو موش خورد؟

28:26.011 --> 28:29.781
منم نمی‌دونم چی باید بگم

28:29.781 --> 28:32.941
علت اینکه حرف‌هایی که
می‌خواستم بزنم هی محو می‌شن

28:32.941 --> 28:36.281
احتمالاً اینه که از شأن
شاهزاده بزرگ رعشه به تنم افتاده

28:36.281 --> 28:39.541
بیخیال، تو همچین آدمی نیستی

28:39.541 --> 28:42.841
دارم هر حرفی که تا الان
بهتون زدم رو به یاد میارم

28:42.841 --> 28:44.481
ممکنه هیچکدوم‌شون خائنانه بوده باشن؟

28:44.481 --> 28:47.411
اگر بودن، بهم زمان می‌دین که جبران‌شون کنم؟

28:47.411 --> 28:48.641
فقط مثل همیشه‌ات باش

28:48.641 --> 28:51.941
یعنی باید ادامه بدم
تا وقتی که سرم از دست بره؟

28:51.941 --> 28:53.681
سر به سرم گذاشتی؟

28:55.341 --> 28:56.581
،تا همین امروز

28:56.581 --> 28:59.311
حتی کسی که نزدیک
به خاندان سلطنتی باشه رو هم ملاقات نکردم

28:59.311 --> 29:01.581
و بعد یه روز، ناگهانی
با یه نفر از دل خاندان سلطنتی، رو به رو شدم

29:01.581 --> 29:04.311
،کسی که اوج خاندان سلطنتیه

29:04.311 --> 29:05.581
کسی هست که احساس درموندگی نکنه؟

29:05.581 --> 29:07.511
برای همین پنهونش کردم

29:07.511 --> 29:11.611
همه احساس عجیب و معذبی بهشون دست می‌ده

29:11.611 --> 29:15.211
نه چون عنوان "شاهزاده بزرگ" معرکه‌ست

29:16.741 --> 29:18.411
حالا این رو یه دستور در نظر بگیر

29:18.411 --> 29:19.811
دقیقاً مثل قبل باهام رفتار کن

29:19.811 --> 29:21.711
رد کردنی رو نمی‌پذیرم

29:23.241 --> 29:24.581
،وقتی تو قصر بیدار شدم

29:24.581 --> 29:26.881
فکر کردم به عنوان دستیار سلطنتی
برای گزارش دادن به دفترخانه اومدین

29:26.881 --> 29:28.511
آخه کی قصر رو با خونه‌اش اشتباه می‌گیره؟

29:28.511 --> 29:31.981
تعداد همچین آدم هایی
تو کل چوسان به دوازده نفر نمی‌رسه

29:33.781 --> 29:35.441
نظر من رو بخوای، شاید ده نفر

29:35.441 --> 29:37.541
منم شما رو فریب دادم
برای همین حرف زیادی نمی‌تونم بزنم

29:37.541 --> 29:39.841
ولی هنوز یه مشکلی هست

29:39.841 --> 29:41.841
اگه نمی‌خوای، ردش کن

29:41.841 --> 29:42.941
،صبر کنین

29:42.941 --> 29:46.911
وقتی مادرتون داره گشنگی می‌کشه
چطور می‌تونین همچین حرف نمک‌نشناسانه‌ای بزنین؟

29:46.911 --> 29:51.481
به هرحال که چندان قدرشناس نیستم

29:51.481 --> 29:53.081
،پس دارین بهم می‌گین

29:53.081 --> 29:57.041
بذارم ملکه مادر این ملت، در حد مرگ گشنگی بکشه؟

29:57.041 --> 29:59.341
این‌جوری نیست که رد کنم
دارم درخواست یه چاره می‌کنم

29:59.341 --> 30:01.641
به زودی آفتاب در میاد، بدویین

30:01.641 --> 30:03.811
فقط طبق راهنماییم عمل کن

30:06.381 --> 30:08.941
اول، دست هات رو پشت بدنت گره کن

30:08.941 --> 30:11.511
کمرت رو صاف کن

30:11.511 --> 30:14.081
و یه حالت کاملا مغرور به خودت بگیر

30:14.081 --> 30:15.601
چی؟

30:16.381 --> 30:18.241
نگفتی اون وارد قصر میشه؟

30:18.241 --> 30:19.941
اومدن

30:32.611 --> 30:35.211
پس، اون ملکه مادره

30:40.481 --> 30:43.411
ترس به دلت راه نده، طبق راهنمایی عمل کن

30:43.411 --> 30:46.511
هرچی هم از دهنم دربیاد
درواقع خود واقعی‌ام نیست که داره صحبت می‌کنه

30:46.511 --> 30:50.381
علیاحضرت هرچی سن‌تون بالاتر می‌ره، لجباز تر می‌شین

30:50.381 --> 30:52.741
چرا باید این‌جوری اعتصاب غذا کنین؟

30:52.741 --> 30:54.781
به اون چهره زیبا آسیب نزنین

30:54.781 --> 30:57.141
دو شب گذشته کجا خوابیدی؟

30:57.141 --> 31:00.841
باورم نمی‌شه. از پررو بازی‌ام
حتی خم هم به ابرو نیاورد؟

31:00.841 --> 31:05.511
جونم براتون بگه، یه جایی که
آسمون سقفم و باد هم پتوم بود

31:06.711 --> 31:08.781
اون زنه هم پتوت بود؟

31:08.781 --> 31:10.481
زن؟

31:10.481 --> 31:12.981
راجع به هیچ زنی بهم نگفتی
درمورد کی داره حرف می‌زنه؟

31:12.981 --> 31:14.041
نمی‌دونم

31:14.041 --> 31:15.041
اگه توام ندونی، پس کی می‌دونه؟

31:15.041 --> 31:17.241
دیشب با چشم های خودم دیدم

31:17.241 --> 31:19.831
با خوشحالی دست یه بانوی جوان رو

31:19.831 --> 31:21.911
توی حیاط قصر گرفته بودی

31:27.041 --> 31:28.881
علیاحضرت، سوءتفاهم شده

31:28.881 --> 31:30.841
اون زن ارتباطی با من نداره

31:30.841 --> 31:32.741
فقط...فقط اون روز برای بار اول دیدمش

31:32.741 --> 31:35.711
نه، بار اول نبود...شاید بار دوم؟

31:35.711 --> 31:37.441
اون‌جوری خودت رو خیس نکن

31:37.441 --> 31:39.281
وقارت رو حفظ کن

31:39.281 --> 31:41.081
باید ببینمش و خودم ازش بپرسم

31:41.081 --> 31:43.181
اون بانو مال کدوم خانواده‌ست؟

31:43.181 --> 31:44.211
!انکار کن

31:44.211 --> 31:45.811
واقعا نمی‌دونم

31:45.811 --> 31:49.781
باید تک تک بانوان اشراف چوسان
رو بیارم جلوی روت تا منت بذاری و حرف بزنی؟

31:51.541 --> 31:54.541
بهش بگو فقط یه شب باهم گذروندین
و حتی اسمش رو هم نمی‌دونی

31:54.541 --> 31:57.081
یه شب رو باهم گذروندیم
و من حتی اسمش رو هم نمی‌دونم

31:57.081 --> 31:59.041
چی...چی گفتی؟

31:59.041 --> 32:01.741
داری می‌گی مثل اون احمق ها

32:01.741 --> 32:03.241
یه رابطه ولنگار کوتاه داشتی؟

32:03.241 --> 32:05.581
چون منم احمقم"ـ"
چون منم احمقم-

32:07.311 --> 32:09.041
چی؟

32:10.481 --> 32:12.111
!پسره کله خراب

32:12.111 --> 32:14.281
واقعا متأسفم که پسر فاسدی هستم

32:15.941 --> 32:17.141
نه، این‌طوری نیست

32:17.141 --> 32:19.311
معذرت می‌خوام که احمقم

32:20.311 --> 32:22.381
یه شاهزاده بزرگ باید

32:22.381 --> 32:25.241
...الگویی برای بقیه مردان جوان باشه، ولی من

32:25.911 --> 32:27.991
خدا

32:27.991 --> 32:29.011
هی

32:29.011 --> 32:30.411
اوه

32:30.411 --> 32:32.441
چیکار دارین می‌کنین؟
!همین الان طبیب سلطنتی رو احضار کنین

32:32.441 --> 32:36.611
حتی با اینکه حالتون خوب نبود
...اعتصاب غذا کردین و به این حال و روز افتادین

32:44.311 --> 32:46.311
شاهزاده بزرگ این رو گفت

32:46.311 --> 32:49.941
و به شدت نگران‌تون بود

32:49.941 --> 32:52.581
می‌تونم هر حرفی که ادا کردن رو حفظ کنم

32:52.581 --> 32:55.281
آه...آره، من گفتم

32:55.281 --> 32:56.981
خوبین؟

32:56.981 --> 32:58.241
!دست‌هات رو بکش عقب

32:58.241 --> 32:59.541
!کله خراب

32:59.541 --> 33:03.141
فکر کردی تخم دو زرده دادی که
شب رو با یه بانوی نجیب گذروندی و رفتی پی کارت؟

33:03.141 --> 33:05.941
من هیچوقت همچین رفتار بی‌نزاکتی رو یادت ندادم

33:06.981 --> 33:09.141
،اگه برای من احترامی قائلی

33:09.141 --> 33:11.811
باید حداقل ادای پشیمون ها رو دربیاری

33:11.811 --> 33:14.041
قطعا همین کار رو می‌کنم

33:19.641 --> 33:22.581
تو بانوی درباری هستی که تاحالا ندیدم

33:22.581 --> 33:24.811
من؟

33:24.811 --> 33:29.281
تازگی به اقامتگاه عالیجناب شاهزاده بزرگ اومدم

33:29.281 --> 33:31.441
اسمت چیه؟

33:36.011 --> 33:38.081
هونگ شی صدام می‌کنن

33:51.811 --> 33:53.911
هونگ شی؟

33:53.911 --> 33:55.211
خب که چی؟

33:55.211 --> 33:58.581
(عزاداری)

34:02.841 --> 34:05.381
درگذشت پدربزرگتون رو تسلیت می‌گم

34:05.381 --> 34:08.781
وقتی زن اشتباهی رو وارد
خاندان کنیم، همچین اتفاقی میوفته

34:12.911 --> 34:15.511
اگه قبل از رفتن نوشیدنی می‌خوری، بیا بیرون

34:17.041 --> 34:18.941
جه یی

34:18.941 --> 34:21.081
نیازی به نوشیدنی نیست

34:21.811 --> 34:23.541
اونجا

34:26.341 --> 34:28.141
اون مادر اون جوئه

34:28.141 --> 34:30.881
می‌تونی بذاری یواشکی اون جو رو ببینه؟

34:41.841 --> 34:45.591
صداش رو درنیاوردم، گفتم
که به دیدن پدر و مادرش رفته

34:45.591 --> 34:47.191
وای نه

34:50.881 --> 34:55.141
به خاطر من سر هیچ و
پوچ با ملکه مادر به مشکل خوردین

34:55.141 --> 34:56.281
فراموشش کن

34:56.281 --> 34:58.511
چیز تازه‌ای نیست

34:59.281 --> 35:01.581
نمی‌تونیم تا ابد باهم بمونیم

35:01.581 --> 35:04.211
منم تازه، باید تا فردا صبح

35:04.211 --> 35:06.211
برگردم پیش فامیل شوهرت، نه؟

35:06.211 --> 35:09.641
چون دوران عزاداریه، زندگی تو
،اقامتگاه فرعی مشکلی نداشت

35:09.641 --> 35:11.641
ولی فردا تشییع جنازه‌ست

35:11.641 --> 35:13.741
باید برم، نه؟

35:14.681 --> 35:16.881
می‌تونین این کار رو برام بکنین؟

35:16.881 --> 35:19.411
گفتی باید قبولش می‌کردی

35:19.411 --> 35:23.111
نمی‌دونم چی توی این ازدواج
بود که مجبور بودی انجامش بدی

35:24.641 --> 35:27.941
پس می‌تونی تنهایی اینجا بمونی؟

35:27.941 --> 35:28.981
باید بتونم

35:28.981 --> 35:33.081
اگه بخوایم زندگی عادی مون رو حفظ
و راهی برای برگشتن تو بدن‌مون پیدا کنیم

35:37.681 --> 35:41.141
پس، امروز هم باید کل شب رو باهم بیدار بمونیم

35:46.481 --> 35:48.011
اون کیه؟

35:48.011 --> 35:49.611
ولی، چرا تظاهر می‌کنه یه بانوی درباره؟

35:49.611 --> 35:51.681
شیش ساعته توی اون اتاق چیکار دارن می‌کنن؟

35:51.681 --> 35:54.311
دقیقا-
هرکس که خارج از این قصر درموردش حرف بزنه-

35:54.311 --> 35:57.311
به دستور عالیجناب، شدیداً مجازات می‌شه

36:16.111 --> 36:18.581
دیگه معرفی آدم های اطرافت بسه

36:18.581 --> 36:22.441
دیگه بقیه اش رو با
ابتکار عمل خارق‌العاده‌ام حل می‌کنم

36:24.341 --> 36:27.511
...خب، می‌دونین

36:28.411 --> 36:30.641
چیز دیگه‌ای هم هست که لازم باشه یادم بمونه؟

36:30.641 --> 36:34.641
قبلاً روم نشد بگم

36:34.641 --> 36:36.511
چی رو؟

36:36.511 --> 36:38.281
راجع به بدن‌هامون

36:38.281 --> 36:40.311
بیاین یه جوری رفتار کنیم انگار چیزی ندیدیم

36:40.311 --> 36:41.781
عاا

36:41.781 --> 36:43.941
یهویی می‌خوای آفتاب مهتاب ندیده بازی دراری؟

36:43.941 --> 36:45.281
دیگه همه چی رو دیدیم

36:45.281 --> 36:47.841
نه، من هیچی ندیدم

36:47.841 --> 36:49.811
درواقع من ندیدمش

36:49.811 --> 36:52.681
چون شما خودتون دیدینش
عالیجناب، نه من

36:52.681 --> 36:56.411
انگاری همه چیز رو با جزئیات دیدی

36:56.411 --> 36:57.681
و بدن منم همین‌طور

36:57.681 --> 36:59.411
درواقع شما نیستین که لمسش می‌کنین

36:59.411 --> 37:02.341
دست خودمه که لمسش می‌کنه، متوجه شدین؟

37:02.341 --> 37:04.281
خب

37:04.281 --> 37:05.781
به هرحال که خاطرات خودمه

37:05.781 --> 37:06.781
هی

37:06.781 --> 37:08.881
هرچند من اعتماد به نفس کافی دارم

37:09.511 --> 37:11.941
می‌دونی که، نه؟

37:11.941 --> 37:13.281
ندیدمش

37:13.281 --> 37:15.511
دارم می‌گم، چشم های من ندیدنش

37:16.581 --> 37:18.311
دِچو رو صدا کن

37:19.041 --> 37:20.611
چی؟

37:20.611 --> 37:22.481
الان بحث رو عوض کردین؟

37:27.241 --> 37:28.941
از اینجا باید پیاده برم

37:28.941 --> 37:31.081
می‌دونی که، همه جا چشم هست

37:31.081 --> 37:32.811
برو

37:35.911 --> 37:37.641
!دچو

37:37.641 --> 37:39.111
نه

37:39.111 --> 37:40.811
افسر سو

37:40.811 --> 37:44.781
تو باید دائما کنار عالیجناب باشی

37:44.781 --> 37:46.681
،بررسی کن که از ترس به خودشون می‌لرزن یا نه

37:46.681 --> 37:48.441
،حواست باشه که جایی کلافه می‌شن یا نه

37:48.441 --> 37:50.611
و دقت کن که سر وقت غذا بخورن

37:50.611 --> 37:53.141
...ببین شب ها تو تنهایی‌شون گریه می‌کنن

37:54.541 --> 37:56.311
یا نه

37:56.941 --> 37:58.581
خوب مواظب باش

37:58.581 --> 38:01.481
نیاز به نصیحت کسی ندارم، این وظیفه منه

38:01.481 --> 38:03.181
خداروشکر که می‌دونی

38:04.711 --> 38:08.111
مسائل عشق و عاشقی بین
یه زن و مرد

38:09.141 --> 38:11.611
چیزی نیست که بقیه بخوان توش دخالت کنن

38:11.611 --> 38:15.211
ولی اگه بخوای از عالیجناب شاهزاده بزرگ
،سواستفاده کنی یا بهشون صدمه بزنی

38:15.211 --> 38:17.911
بدون که اون موقع دخالت می‌کنم

38:17.911 --> 38:20.241
همیشه دور از چشم من انقدر خفن بودی؟

38:20.241 --> 38:21.841
چی؟

38:21.841 --> 38:23.911
تقریباً دلم برات رفت

38:36.611 --> 38:38.011
صبر کنین

38:38.011 --> 38:39.911
جفتتون یه دقیقه هیچ فکری نکنین

38:42.211 --> 38:43.611
(ارباب جوان)

38:43.611 --> 38:45.141
(مادر)

38:49.311 --> 38:52.481
!ارباب جوان! مادر

38:52.481 --> 38:54.181
چی شده اومدین اینجا؟

38:54.181 --> 38:57.181
کجا ول می‌چرخیدی، دختره احمق؟

38:57.181 --> 39:00.011
ارباب جوان دهنش زودتر از مغزش کار می‌کنه

39:00.011 --> 39:01.341
پس، حتی اگه بی ادبی کرد نادیده‌اش بگیر

39:01.341 --> 39:03.781
بدجنس نیست. مهربونه

39:05.141 --> 39:07.741
آها، دلت هوس تنبیه کرده، نه؟

39:07.741 --> 39:09.811
از کجا می‌دونستی همچین خواسته‌ای دارم؟

39:09.811 --> 39:11.581
چی؟

39:11.581 --> 39:15.381
ارباب جوان، همین که به سلامت برگشته کافیه

39:15.381 --> 39:19.011
داشتم یه بیمار مریض رو
می‌دیدم و تازه برگشتم

39:19.011 --> 39:21.981
حتماً نگران بودی و خیلی زحمت کشیدی

39:21.981 --> 39:24.411
به هرحال که همه جا نخود آش می‌شی

39:24.411 --> 39:26.281
از بین این همه وقت، الان طبیب بازی‌ات گرفته؟

39:26.281 --> 39:28.381
،مرده ها مردن

39:28.381 --> 39:29.741
و زندگی ادامه داره، مگه نه؟

39:29.741 --> 39:32.541
...حتی بدون یه ذره اثر از ناراحتی

39:32.541 --> 39:36.941
انگار منتظر بودی ارباب بزرگ این خونه بمیره، نه؟

39:38.411 --> 39:41.981
دیدی آموم؟ این دختره جواب نمی‌ده

39:41.981 --> 39:44.081
اوه، حالا فهمیدم

39:44.081 --> 39:45.821
پس الان مشخص شد چرا
درمورد داماد دروغ گفتی

39:45.821 --> 39:47.081
و این عروسی رو گردن گرفتی

39:47.081 --> 39:49.141
تاریخ مرگش رو پیش‌بینی کرده بودی، نه؟

39:49.141 --> 39:53.411
تعجبی نداره که برخلاف
مخالفت آموم ازدواج کردی

39:54.841 --> 39:56.381
حتی این رو

39:56.381 --> 40:00.981
از خانواده‌ام هم مخفی کرده بودم؟

40:00.981 --> 40:03.111
حالا انکارش هم می‌کنی؟

40:03.111 --> 40:06.741
راستش رو بگو. دلت می‌خواست
نقش بانوی عمارت فرعی رو بازی کنی، نه؟

40:08.711 --> 40:11.711
آره، درسته

40:11.711 --> 40:15.181
آ... آموم، بریم

40:15.181 --> 40:16.941
بی‌خودی نگران شده بودیم

40:16.941 --> 40:18.641
خدای من

40:25.411 --> 40:27.141
بیا یه لحظه صحبت کنیم

40:27.911 --> 40:31.711
کل زندگی‌اش نگرانی برای من و خانواده‌ست

40:33.781 --> 40:39.381
پس یعنی برخلاف خواسته‌های شما ازدواج کردم؟

40:40.111 --> 40:45.481
،وقتی تصمیمت رو می‌گیری
دیگه هیچکس نمی‌تونه منصرفت کنه

40:45.481 --> 40:49.011
،می‌دونستم نمی‌تونم جلوت رو بگیرم
برای همین دیگه تلاش نکردم

40:49.941 --> 40:51.911
خودم خوب می‌دونم

40:51.911 --> 40:54.511
شما دخترتون رو طوری بزرگ کردین که کوتاه نیاد

40:56.141 --> 41:02.911
حالا که فکر می‌کنم، از این بهونه
استفاده کردم تا بیشتر جلوت رو نگیرم

41:02.911 --> 41:05.811
چه مادر بی‌شرمی‌ام

41:10.581 --> 41:13.581
واقعا نمی‌فهمم

41:14.741 --> 41:17.271
دخترتون الان

41:17.271 --> 41:20.581
باید چه احساسی داشته باشه؟

41:21.741 --> 41:24.111
طفلکی

41:24.741 --> 41:27.281
تو هیچوقت نمی‌تونی بفهمی

41:28.081 --> 41:30.011
همهٔ احساساتت رو توی خودت دفن کردی

41:30.011 --> 41:35.141
"با گفتن "اشکالی نداره
همه‌ چیز رو قایم می‌کردی

41:43.411 --> 41:45.111
عالیجناب

41:49.181 --> 41:51.911
مطمئن شدم که به سلامت برسن

41:52.641 --> 41:55.511
حتما خسته‌ای. استراحت کن

41:56.181 --> 41:57.941
…خب

41:57.941 --> 42:01.641
وقتی دنبالتون بودم
یه چیزی رو متوجه شدم

42:01.641 --> 42:06.911
احیانا می‌دونین اون زن

42:06.911 --> 42:08.711
با کی ازدواج کرده؟

42:10.911 --> 42:13.041
پس بالاخره فهمید

42:13.681 --> 42:15.911
کاملا اتفاقی

42:18.611 --> 42:21.781
واقعا امیدوار بودم نفهمه

42:21.781 --> 42:25.441
عالیجناب، حالتون خوبه؟

42:26.211 --> 42:28.211
من خوبم

42:28.211 --> 42:29.911
باید خوب باشم

42:31.241 --> 42:34.771
یعنی من همیشه اولویت آخرم؟

42:35.811 --> 42:37.841
همه‌اش تقصیر منه

42:38.881 --> 42:43.411
بهت یاد دادم تحمل کنی و دووم بیاری

42:46.981 --> 42:49.181
من رو ببخش، اون جو

42:53.781 --> 42:56.981
حس می‌کنم کسی که باید ازش محافظت کنم

42:56.981 --> 42:59.581
شمایین

42:59.581 --> 43:03.141
نه، این حرف رو نزن

43:05.781 --> 43:07.041
این رو بگیر

43:07.041 --> 43:10.211
پولیه که از یکی از مقام‌های ادارهٔ
سلطنتی امور ادبی قرض گرفتم

43:12.711 --> 43:14.071
چرا این پول رو به من می‌دین؟

43:16.311 --> 43:19.711
همون‌طور که خودت گفتی، تو
،همسر صیغه‌ای یه خانوادهٔ قدرتمندی

43:19.711 --> 43:24.741
پس راحت زندگی می‌کنی و
در مورد پول و غذا نگرانی نداری

43:24.741 --> 43:27.281
اما اون جو

43:27.281 --> 43:29.281
،حتی اگه خوب زندگی کنی

43:29.281 --> 43:31.841
،حتی اگه خیلی خوب زندگی کنی

43:31.841 --> 43:35.081
اگه یه روزی پشیمون شدی
،و خواستی فرار کنی

43:35.081 --> 43:37.081
این رو بردار و برو

43:37.841 --> 43:41.481
پرس‌وجو کردم، می‌گن اگه بری مینگ
هیچکس نمی‌تونه پیدات کنه

43:44.611 --> 43:47.941
به من یا ارباب فکر نکن

43:47.941 --> 43:50.041
فقط برو

43:50.741 --> 43:53.811
این یه قول رو به من بده، باشه؟

44:03.411 --> 44:08.181
،اگه همون دختر زیبایی بودم که می‌شناختین
این قول رو می‌دادم

44:09.181 --> 44:11.441
،اما الان

44:11.441 --> 44:13.511
یه قول دیگه می‌دم

44:14.611 --> 44:16.341
چی؟

44:20.881 --> 44:23.611
کاری می‌کنم یه ذره هم سختی نکشین

44:37.611 --> 44:39.981
اوضاع چطوره؟

44:39.981 --> 44:42.781
از اسم دزد گیل دونگ استفاده کردیم

44:47.041 --> 44:48.241
گیل دونگ؟

44:48.241 --> 44:50.711
همون دزدی که انبار غلهٔ بازرس ارشد سابق رو خالی کرد

44:50.711 --> 44:52.481
،حتی قبل از مرگش
بازرس ارشد سابق اسمش رو آورد

44:52.481 --> 44:54.081
و کلی ازش کینه به دل داشت

44:54.081 --> 44:56.411
هیچکس به چیزی شک نمی‌کنه

45:02.981 --> 45:04.711
هوک گوم

45:09.081 --> 45:10.311
اقدامات ادارهٔ شهربانی چطوره؟

45:10.311 --> 45:13.781
داریم اطرافیان بازرس ارشد سابق رو بررسی می‌کنیم

45:13.781 --> 45:17.181
به هیچکس دیگه‌ای نسپر
خودت زیر نظر داشته باش

45:17.181 --> 45:18.881
چشم

45:23.111 --> 45:27.141
این همون چوسانیه که می‌خواستی؟

45:27.141 --> 45:28.941
!حرومزاده

45:28.941 --> 45:31.141
اصلا از آسمان‌ها نمی‌ترسی؟

45:31.141 --> 45:32.881
،اگه پادشاه بفهمن

45:32.881 --> 45:37.811
تو و سه نسل بعدت، تکه‌تکه و اعدام می‌شین

45:37.811 --> 45:40.081
،اگه می‌خوای زنده بمونی

45:40.081 --> 45:44.341
نصف چوسان رو به من بده

45:47.741 --> 45:50.011
،می‌دونین، طمع

45:50.011 --> 45:53.381
اگه دست یه احمق بیفته
منجر به نابودی می‌شه

45:55.741 --> 46:00.741
پس خوب روی استخون‌هایی
که به‌ زودی می‌پوسن، حکش کن

46:49.341 --> 46:52.381
در طول روز، ممکنه به بقیهٔ خاندان سلطنتی بربخورم

46:52.381 --> 46:53.971
(نقشهٔ قصر)
حداقل بهتره نقشهٔ قصر رو

46:53.971 --> 46:56.581
وقتی همه خوابن یاد بگیرم

47:05.141 --> 47:06.841
(جانگ گوم نوک، سوک یونگ)
،اگه سوک یونگه

47:06.841 --> 47:10.241
پس همون گوم نوکی هست که فقط اسمش
رو توی شایعه‌های شهر شنیده بودم

47:31.511 --> 47:34.181
این بوی داروهای گیاهیه؟

47:34.181 --> 47:36.181
از کجا میاد؟

47:46.011 --> 47:48.381
تا حالا این بو رو حس نکرده بودم

47:48.381 --> 47:52.641
سوزوندن و استنشاق داروهای گیاهی
،می‌تونه درد رو کم کنه

47:52.641 --> 47:57.041
اما اینکه کل ساختمان پر از دود بشه
و دود بزنه بیرون خطرناکه

47:57.041 --> 47:59.761
کی این روش درمان رو طراحی کرده؟

48:00.511 --> 48:02.311
تالار گانگ‌نیونگ‌جون

48:03.611 --> 48:05.011
استراحتگاه اعلی‌حضرته

48:05.011 --> 48:06.141
اعلی‌حضرت. به هیچ وجه نباید]
[باهاش رو به رو بشی

48:06.141 --> 48:09.611
به هیچ وجه نباید با اعلی‌حضرت روبه‌رو بشی

48:10.241 --> 48:11.481
نه

48:11.481 --> 48:14.941
حتی با نیت خوب هم باید شرایط
زمانی و مکانی و آدم‌ها رو در نظر گرفت

48:15.811 --> 48:19.511
(تالار گانگ‌نیونگ‌جون)

48:24.541 --> 48:26.011
!ش… شاهزادهٔ بزرگ

48:26.011 --> 48:28.051
هیس

48:35.441 --> 48:39.111
هیچکس نباید بفهمه من اینجام

48:39.111 --> 48:41.981
چشم

48:42.911 --> 48:45.911
اون دارویی که الان
…توی استراحتگاه آماده می‌کنن

48:55.741 --> 48:57.341
…این صدا

48:57.341 --> 48:59.741
عذر می‌خوام، اعلی‌حضرت

48:59.741 --> 49:01.241
از دُمَل* رنج می‌برن؟
(یه نوع عفونت پوستی دردناک و چرک)

49:01.241 --> 49:02.941
بله

49:03.881 --> 49:05.211
چی شده؟

49:05.211 --> 49:08.741
لطفا ساکت باشین! اگه همین‌طوری
ادامه بدیم، اعلی‌حضرت بیدار می‌شن

49:27.581 --> 49:30.841
اعلی‌…حضرت؟

49:42.181 --> 49:44.911
اومدی داروها رو بررسی کنی؟

49:46.011 --> 49:47.711
بله، اعلی‌حضرت

49:47.711 --> 49:50.341
…برای قدم زدن بیرون بودم و

49:50.341 --> 49:53.581
اعلی‌حضرت، باید فورا دود رو تهویه کنیم

49:53.581 --> 49:56.711
همه‌اتون کمک بدین
اتاق رو تهویه کنیم

49:56.711 --> 49:58.541
همه عجله کنین

50:04.581 --> 50:06.811
داری چیکار می‌کنی؟

50:08.481 --> 50:09.881
اعلی‌حضرت

50:09.881 --> 50:12.441
هر درمانی، اگه بیش‌ از حد
استفاده بشه، حتما عوارض داره

50:12.441 --> 50:14.911
می‌خوای نسخهٔ طبیب سلطنتی رو زیر سوال ببری؟

50:14.911 --> 50:15.941
جرئت نمی‌کنم

50:15.941 --> 50:17.541
با این حال، طبق تجربه، بهترین روش

50:17.541 --> 50:19.841
درمان دُمَل‌ها، نوشیدن مکرر آب جوشانده شده
،با سنگ‌پاره و پیچ امین‌الدوله

50:19.841 --> 50:22.481
استفادهٔ موضعی از مرهم و قرار
گرفتن در معرض هوای تازه‌ست

50:22.481 --> 50:24.341
برای همین، به‌ جای اینکه
،فقط به داروهای جدید تکیه کنیم

50:24.341 --> 50:27.711
فقط پیشنهاد دادم درمان قبلی هم
در کنار اون ادامه پیدا کنه

50:27.711 --> 50:31.311
انگار خیلی خوب از وضعیتم خبر داری

50:33.581 --> 50:35.711
برای همین ناامید شدی؟

50:35.711 --> 50:38.281
چون بیماری کشنده‌ای نیست؟

50:38.281 --> 50:40.011
چی؟

50:40.011 --> 50:41.381
اصلا قصدم این نبود

50:41.381 --> 50:46.211
از دود غلیظ ناراحتی‌تون رو حس کردم

50:46.211 --> 50:48.041
چی؟

50:49.011 --> 50:52.641
دُمَل‌ها در ظاهر شاید
،زخم کوچیکی به‌ نظر بیان

50:52.641 --> 50:56.341
اما زندگی روزمرهٔ بیمار رو
ذره‌ ذره از هم می‌پاشونه

50:56.341 --> 50:59.411
،و اگه طول بکشه
کل زندگی آدم رو می‌بلعه

50:59.411 --> 51:01.541
زخم‌های جسمی

51:01.541 --> 51:06.111
ناخواسته به روح و ذهن بیمار هم زخم می‌زنن

51:06.111 --> 51:09.481
،به نیت اینکه ذره‌ای از بار روی دوشم کم کنم

51:09.481 --> 51:12.241
از حد خودم گذشتم و بی‌جا دخالت کردم

51:20.811 --> 51:24.981
،اینقدر صادقانه حرف زدی
که نزدیک بود بغضم بگیره

51:24.981 --> 51:27.041
برو

51:27.041 --> 51:28.881
بله، اعلی‌حضرت

51:37.981 --> 51:40.081
…دیدار با اعلی‌حضرت

51:41.341 --> 51:44.041
رابطهٔ اعلی‌حضرت
با شاهزادهٔ بزرگ شکرآبه؟

51:56.481 --> 51:58.641
بهتره به اقامتگاهم برگردم

51:58.641 --> 52:00.481
…دیگه ساعت منع رفت‌وآمده

52:06.211 --> 52:10.641
اینقدر اوضاع قر و قاطی بود که
اصلا به ماجرای گیل دونگ فکر نکردم

52:10.641 --> 52:13.141
مجرم واقعی دستگیر شده؟

52:13.141 --> 52:17.781
توی حصر خونگی‌ام، حتی نمی‌تونم
خودم از قصر بیرون برم

52:17.781 --> 52:19.481
باید چیکار کنم؟

52:20.711 --> 52:22.411
گیل دونگ نیست؟

52:22.411 --> 52:24.741
مگه توی یادداشت خونین ننوشته بود؟

52:24.741 --> 52:28.281
داریم کسایی رو بررسی می‌کنیم
که از اون مجرم کینه داشتن

52:28.281 --> 52:32.811
به شوهر من می‌گین مجرم؟

52:32.811 --> 52:34.941
مرگش به‌ قدر کافی ناعادلانه بود

52:34.941 --> 52:36.981
حالا مثل مجرم‌ها باهاش رفتار می‌کنین؟

52:36.981 --> 52:38.881
!حرومزاده‌ها

52:38.881 --> 52:40.341
تا اقامتگاهشون همراهی‌شون کنین

52:40.341 --> 52:41.641
بله

52:41.641 --> 52:44.281
ولم کنین، حرومزاده‌ها

52:53.811 --> 52:55.681
گیل دونگ؟

52:55.681 --> 52:56.741
!برین دنبالش

52:56.741 --> 53:02.201
!گیل دونگ، حرومزاده

53:05.741 --> 53:08.181
نکشینش. زنده بگیریدش

53:19.641 --> 53:22.581
سرورم-
فورا این رو به عالیجناب گزارش بدین-

53:22.581 --> 53:24.281
بله

54:01.641 --> 54:05.011
خانوادهٔ دبیرکل ایم ساهیونگ؟

54:05.011 --> 54:10.011
چطور کارم به دیدن رازهای
زیرک‌ترین مقام چوسان کشید؟

54:17.511 --> 54:19.281
بانو سوک یونگ؟

54:31.711 --> 54:34.681
با این ظاهر اینجا چیکار می‌کنین؟

54:40.441 --> 54:44.511
انگار شاهزاده دو وول به
ماهیت داروهای گیاهی پی بردن

54:45.511 --> 54:48.081
شاهزاده دو وول؟

54:48.081 --> 54:49.681
درسته

54:49.681 --> 54:51.911
همهٔ عودها رو جمع کردن

55:04.481 --> 55:05.881
چی شده؟

55:05.881 --> 55:09.011
دلیلی نداره به عنوان سلطنتی من اشاره کنن

55:09.011 --> 55:11.281
اوه-
می‌گن گیل دونگ رو گرفتن-

55:11.281 --> 55:15.541
گیل دونگ توسط ادارهٔ شهربانی دستگیر شده-
گیل دونگ؟-

55:15.541 --> 55:18.881
خدایا، اصلا نمی‌دونم باید چیکار کنم

55:20.281 --> 55:22.311
!اون جو

55:22.311 --> 55:23.911
اون جو

55:23.911 --> 55:25.581
از مراسم خاکسپاری برمی‌گردی؟

55:25.581 --> 55:27.941
حالت چطوره؟ خوبی؟

55:27.941 --> 55:31.541
من خوبم، ولی گیل دونگ رو گرفتن؟

55:31.541 --> 55:32.911
منم همین الان شنیدم

55:32.911 --> 55:36.411
دیروز، گیل دونگ تیر خورده

55:37.081 --> 55:38.841
چی؟

55:40.281 --> 55:42.481
…صبر کن، اون جو

55:42.481 --> 55:45.011
گفتی عالیجناب دوباره ناپدید شدن؟

55:45.011 --> 55:48.911
،اومدم داخل چون سرفه نمی‌کردن
اما اصلا اینجا نبودن

55:50.911 --> 55:52.441
پرونده بسته شد

55:52.441 --> 55:54.181
بله-
بله-

55:55.741 --> 55:57.811
صبر کنین، یه لحظه

55:58.641 --> 56:00.381
طبیب هونگ

56:13.181 --> 56:16.511
این مرد گیل دونگ بود؟

56:21.711 --> 56:25.711
یعنی می‌گی عالیجناب روتختی و
لباسشون رو خیلی مرتب تا کرده بودن؟

56:25.711 --> 56:27.611
فقط این نیست

56:27.611 --> 56:31.141
اقامتگاه رو هم… تمیز کرده بودن

56:31.141 --> 56:33.281
به خاک سیاه نشستیم

56:33.281 --> 56:34.941
!همین الان عالیجناب رو پیدا کنین

56:34.941 --> 56:35.941
چی شده؟

56:35.941 --> 56:37.641
من رو ترسوندین

56:37.641 --> 56:39.411
کجا بودین؟

56:39.411 --> 56:40.741
درمانگاه سلطنتی

56:40.741 --> 56:42.741
تا داروی گیاهی ملکهٔ مادر رو آماده کنم

56:42.741 --> 56:44.011
چی؟

56:44.011 --> 56:48.011
فکر کردم شاید این کار
عذاب وجدانم رو کمتر کنه

56:48.011 --> 56:51.211
چطور تونستین روتختی و لباستون رو تا کنین؟

56:51.211 --> 56:52.511
چون بیدار بودم این کار رو کردم

56:52.511 --> 56:54.281
باید صدامون می‌کردین

56:54.281 --> 56:57.711
لباس رسمی دربار رو هم خودتون پوشیدین؟

56:57.711 --> 57:00.581
آره، می‌خواستم بیشتر بخوابین

57:01.641 --> 57:05.341
،اگه کار اشتباهی کردیم
لطفا بگین، عالیجناب

57:05.341 --> 57:06.411
این دیگه چیه؟

57:06.411 --> 57:08.781
طبیب سلطنتی رو احضار کنین. همین الان

57:08.781 --> 57:09.981
چرا همه‌اتون این‌طوری رفتار می‌کنین؟

57:09.981 --> 57:11.711
عالیجناب

57:12.381 --> 57:15.611
افسر پارک از ادارهٔ شهربانی اومدن

57:15.611 --> 57:17.841
به این زودی پیام رسیده؟

57:20.381 --> 57:24.711
تیر خورده و فورا همون‌جا مرده

57:24.711 --> 57:28.241
گیل دونگ مرده؟

57:29.281 --> 57:30.941
پس گیل دونگ قلابی چی؟

57:30.941 --> 57:32.241
بهش رسیدگی شده

57:32.241 --> 57:34.641
خودت تا آخرش پیگیری کن

57:34.641 --> 57:36.381
بله

57:45.641 --> 57:47.341
تموم شد

57:49.041 --> 57:51.181
در آرامش بخواب، گیل دونگ

57:51.181 --> 57:53.241
بریم-
چشم-

57:59.881 --> 58:04.711
ممکنه بیان جنازهٔ گیل دونگ قلابی رو ببرن

59:15.021 --> 59:20.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

59:20.051 --> 59:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

59:56.841 --> 59:58.441
حتی بادقت گذاشته بودیشون داخل

59:58.441 --> 59:59.481
…این دیگه

59:59.481 --> 01:00:01.881
من این کار رو کردم؟ بادقت گذاشته بودم؟

01:00:01.881 --> 01:00:03.511
نمی‌تونم این‌طوری زندگی کنم

01:00:03.511 --> 01:00:05.241
الان باید چیکار کنم؟

01:00:05.241 --> 01:00:08.741
نکنه متوجه وضعیت نشدم
و زود وارد شدم؟

01:00:08.741 --> 01:00:11.241
آره، از این به بعد، قبل از
وارد شدن، پشت در تا ده بشمر

01:00:11.241 --> 01:00:14.241
نگاهت خیلی مردده

01:00:14.241 --> 01:00:15.281
چی می‌خوای؟

01:00:15.281 --> 01:00:17.481
دارم می‌گم هیچ کاری نکن

01:00:17.481 --> 01:00:20.711
انگار شاهزادهٔ بزرگ نامحسوس
توی کارم دخالت می‌کنه

01:00:20.711 --> 01:00:23.581
تو، خدمتکار شاهزادهٔ بزرگ، وایسا
