WEBVTT

00:02.423 --> 00:05.963
‫شنگ

00:37.253 --> 00:38.453
‫بذار...

00:38.453 --> 00:39.893
‫اون بره...

00:40.393 --> 00:42.203
‫ازت... خواهش می‌کنم...

00:42.763 --> 00:45.333
‫بذار اون بره...

00:46.213 --> 00:49.873
‫لطفاً... بذار اون بره...

00:58.553 --> 01:00.033
‫سال 22.

01:00.413 --> 01:03.473
‫شنگ 175اُمین هدفم بود.

01:04.803 --> 01:06.663
‫هربار که یه مأموریت رو تموم می‌کردم،

01:06.663 --> 01:09.953
‫از لحظه سکوت بعد از نابودی یک زندگی لذت می‌بردم.

01:10.523 --> 01:11.563
‫به این خاطر بود که...

01:12.813 --> 01:16.153
‫از همون زمان جوونی، با خانواده‌ی بزرگی زندگی می‌کردم،

01:13.033 --> 01:18.163
‫موکوساتسو

01:16.153 --> 01:19.023
‫«سکوت» همیشه نعمتی بود که ازش بهره نبردم.

01:20.423 --> 01:22.813
‫چرا این بچه زبون باز نمی‌کنه؟

01:22.813 --> 01:25.533
‫از بچگی همین ریختی بوده. شاید مشکلی چیزی داشته باشه.

01:25.533 --> 01:27.963
‫مشکل؟ خب اصلاً با یه دکتر درباره‌ش حرف زدی؟

01:26.263 --> 01:28.133
‫چندبار بهت بگم، سر و قلبِ خوک رو باهم سرخ نکن.

01:27.963 --> 01:29.603
‫کی آخه واسش مهمه؟

01:28.803 --> 01:29.993
‫هضمش سخت می‌شه.

01:29.603 --> 01:32.933
‫ده‌ها ساله دارم خوک سر می‌برم!
‫بالأخره باید دستور پخت‌های خودمم داشته باشم!

01:32.033 --> 01:34.413
‫همه‌ش به‌خاطر اینه که بهم باور ندارید.

01:34.413 --> 01:37.833
‫وگرنه تا الان قهرمانِ قصاب شده بودم!

01:37.573 --> 01:39.713
‫وقتی یه بچه گریه می‌کنه یعنی گشنه‌شه. یکم بهش گوشت بده!

01:40.093 --> 01:44.543
‫توی خانواده‌ی قصاب‌ها بزرگ شدم،
‫ولی همیشه فکر می‌کردم بهتر از اینا می‌تونن انجامش بدن.

01:45.273 --> 01:49.983
‫یه قصابِ ماهر باید مثل یه آدمکش باشه. تا حد ممکن کم‌حرف.

01:50.853 --> 01:54.343
‫چون هرچقدر بیشتر حرف بزنی، آدمای بیشتری می‌فهمن.

01:55.293 --> 01:57.513
‫و حتی اگه خوک‌ها قدرت انتقام گرفتن رو نداشته باشن،

01:57.513 --> 02:00.123
‫هنوز بعد مردن می‌تونن نفرینت کنن.

02:01.303 --> 02:05.153
‫برای همین، قسم خوردم که به خفن‌ترین آدمکش تبدیل بشم.

02:08.663 --> 02:13.573
‫اکثر پستانداران عصب‌های گیرنده‌ی حسی
‫ توی بافت موها و پوست‌شون دارن.

02:14.113 --> 02:18.803
‫این عصب‌ها زمانی که لمس بشن یا فشار بهشون وارد بشه، فعال می‌شن.

02:19.503 --> 02:24.103
‫زمانی که فعال بشن، اندورفین و اکسی‌توسین به بدنشون ترشح می‌کنن،

02:24.103 --> 02:26.143
‫که درد رو می‌خوابونه و آرامش می‌گیرن.

02:26.143 --> 02:29.143
‫این باعث می‌شه موقتاً هورمون‌های استرس پایین بیاد،

02:29.143 --> 02:32.263
‫که موجب کند شدن ضربان قلب می‌شه و حیوون رو آروم می‌کنه.

02:36.513 --> 02:39.063
‫اینطوری نبود که بخوام دردشونو کم کنم.

02:39.623 --> 02:41.453
‫فقط از سروصدا بیزار بودم.

02:51.073 --> 02:56.433
‫سال 19. برنامه‌ای به‌نام FOMO پدیدار شد.

02:53.463 --> 03:00.343
‫به یه رستورانی که همیشه می‌رم رفتم و این پسر خوشتیپ رو دیدم!
‫کسی شماره‌شو داره؟ به‌نظر مشتری همین رستورانه.
‫نمی‌دونم چرا هیچ‌وقت متوجهش نشدم.
‫ لابد زیادی فکرم مشغول غذا خوردن بوده! وااااااای!! !!

02:56.523 --> 02:59.033
‫هرکس می‌تونست خودشو توی این پلتفرم به نمایش بذاره،

02:59.033 --> 03:01.193
‫و تلاش کنه که توی قلبِ همه تبدیل به «قهرمان» بشه.

03:00.353 --> 03:03.023
‫شیائولینزی دختر کوچولو
‫ فهمیدم تو یه قصابی کار می‌کنه.
‫یه ویدئوی کوچیک ازش گرفتم.
‫رئیس جون، 5 کیلو از هرچی تو این ویدئو هست بهم بده ××

03:01.923 --> 03:03.933
‫من فکر می‌کردم چیز مضحکیه.

03:04.273 --> 03:08.403
‫چطور می‌تونی اعتمادِ یه‌مشت آدم غریبه رو به‌دست بیاری؟

03:05.853 --> 03:09.193
‫آبگوشت بدون گشنیز
‫ وقتی داره گوشت تیکه می‌کنه خیلی تمرکز داره.
‫توی کار با چاقو خیلی ماهره،
‫ و با خونسردی و حرفه‌ای انجامش می‌ده!
‫از این به بعد مشتری دائمِ اینجام!

03:11.153 --> 03:14.283
‫این براتون مثل یه عکاسی حرفه‌ای نیست؟!!
‫فهمیدم زمانایی که کار نمی‌کنه،
‫دوست داره مشغول رؤیاپردازی باشه
‫سر همین یه ویدئو ازش گرفتم.
‫البته آخرسر به خودش گفتم، و تازه قبول کرد باهام سلفی بگیره.

03:17.073 --> 03:21.833
‫شائویی فست‌فودی
‫ یه روز دیگه از تماشای بچه خوشگل!
‫رئیس جون، همه گوشتا رو پاک کن!
‫ما دخترا امروز همه‌شو می‌بریم!

03:17.603 --> 03:21.823
‫ولی زیاد نگذشت که بزرگ‌ترین مضحکه‌ی عام‌وخاص شدم.

03:28.403 --> 03:31.613
‫همینطور که می‌دیدم ارزش اعتمادم داره بالا می‌ره،

03:31.613 --> 03:34.613
‫متوجه شدم آدما چقدر راحت می‌تونن گول بخورن.

03:35.553 --> 03:38.173
‫ولی کی داشت کی رو گول می‌زد؟

03:42.953 --> 03:49.853
‫شاید اکثریت مردم مثل من بودن.
‫تنها، اما همچنان در انتظار لذت از تنهایی.

03:49.563 --> 03:53.523
‫HADAD

03:49.563 --> 03:53.523
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:54.423 --> 03:57.173
‫دخترِ عموی سومت می‌خواد بهش امضا بدی.

03:57.173 --> 03:59.103
‫فقط روش بنویس «خوب درس بخون»، گرفتی؟

03:58.813 --> 04:00.263
‫عمو! یه گوشت قرمز بده!

03:59.553 --> 04:04.413
‫هی، وانگ یی! دوتا مغازه جدید خریدم!
‫برای مراسم روبان‌بری بیای پیشما!

04:04.413 --> 04:07.873
‫از بین این لودگی دوتا چیز یاد گرفتم.

04:04.413 --> 04:08.683
‫این خواهرزاده بزرگ‌مه! خودم بزرگش کردم! به‌نظرت خوشتیپ نیست؟

04:09.383 --> 04:13.293
‫هرچی چاقوم سریعتر بود، حرف زدن سخت‌تر می‌شد.

04:16.293 --> 04:21.173
‫نظرت چیه؟ می‌خوای به مایتی گلوری ملحق شی
‫ و به‌عنوان یه قهرمانِ واقعی کار کنی؟

04:38.273 --> 04:45.703
‫سال 20. بالأخره اون مکانِ شلوغ و پر سروصدا رو
‫ ترک کردم تا یه آدمکش بشم.

04:46.863 --> 04:49.163
‫خفن‌ترین اسم رو به خودم دادم...

04:50.463 --> 04:51.533
‫موکوساتسو.

04:50.463 --> 04:51.533
‫تیغ شبح

04:54.693 --> 04:57.543
‫هیچ‌وقت درباره هدف‌های مأموریتم اطلاعاتی نمی‌گیرم.

04:58.043 --> 04:59.083
‫چون می‌دونستم...

04:59.393 --> 05:01.463
‫اونا قطعاً اشتباهی مرتکب شدن.

05:07.513 --> 05:09.083
‫طمع کردن اشتباهه.

05:09.723 --> 05:11.393
‫ضعیف بودن اشتباهه.

05:12.473 --> 05:13.603
‫خشونت اشتباهه.

05:14.953 --> 05:16.353
‫دروغ اشتباهه.

05:16.893 --> 05:18.523
‫خیانت اشتباهه.

05:21.173 --> 05:24.603
‫و همینطور زیاد دونستن هم اشتباهه.

05:32.173 --> 05:36.213
‫شنگ می‌دونه من کسی نیستم که دنبال کشتنشم.

05:36.213 --> 05:41.133
‫پس امیدوارم توی مرگ نفرینم نکنه.

07:26.533 --> 07:28.363
‫HADAD

07:26.533 --> 07:28.363
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

07:31.993 --> 07:35.453
‫شنگ‌لان

07:47.323 --> 07:50.663
‫اوضاع الانشم تا این حد پیش رفته. حداقل می‌شه یه‌چیزی بگی؟

07:50.663 --> 07:54.813
‫شنگ‌لان یه گروگان بود که وقتی قهرمان شدم
‫ از پشت کوچه‌ی بیگل نجاتش دادم.

07:56.093 --> 07:59.853
‫176 روز بعد، اون همسرم شد.

08:26.793 --> 08:29.503
‫جلوتر نیا! وگرنه این زنیکه رو می‌کشم!

08:32.743 --> 08:35.203
‫آهای کثافت، با تو حرف می‌زنما! صدامو نمی‌شنوی؟!

08:35.203 --> 08:37.223
‫نزدیکتر نشو! می‌فهمی دارم چی می‌گم؟!

08:43.513 --> 08:47.443
‫تا حالا کسی رو به آرومیِ اون ندیده بودم.

08:54.513 --> 09:00.493
‫حتی نگران بودم نور‌های نئونی که
‫ روی صورتش برق می‌زد نکنه بترسونتش.

09:00.493 --> 09:02.413
‫اوهوی، عوضی-

09:19.733 --> 09:22.313
‫از اون روز به بعد، متوجه شدم.

09:23.963 --> 09:26.033
‫عشق یه شیرینیِ ساده نیست.

09:27.213 --> 09:31.213
‫بلکه رسیدن به درک متقابل در عین سکوته.

09:33.013 --> 09:35.493
‫آقای داماد، چه در ثروت و چه در فقر،

09:35.493 --> 09:40.363
‫چه در بیماری و چه در سلامتی، چه در خوبی و چه در بدی،

09:40.363 --> 09:42.993
‫قسم می‌خورید که به او عشق بورزید و از او محافظت کنید؟

09:44.193 --> 09:48.523
‫عروس خانم، چه در ثروت و چه در فقر، چه در بیماری و چه در سلامتی،

09:48.523 --> 09:52.363
‫قسم می‌خورید که در کنار او بمانید و به او عشق بورزید؟

09:57.303 --> 09:59.133
‫بله.

10:14.163 --> 10:16.883
‫خانم جانا، ظاهراً مورد خاصی نبوده.

10:16.883 --> 10:18.493
‫به‌خاطر کم‌خونی غش کردید.

10:18.493 --> 10:20.363
‫لطفاً بیشتر مواظب رژیم‌تون باشید.

10:21.053 --> 10:23.873
‫و یه مورد دیگه هم هست که باید بهتون بگم...

10:23.873 --> 10:26.033
‫شما باردارید، تبریک می‌گم!

10:28.743 --> 10:31.213
‫زمانی که برای اولین‌بار گوشی‌شو پایین آورد،

10:32.103 --> 10:33.573
‫مثل این که وسط فیلم،

10:33.573 --> 10:38.223
‫یهویی چراغ‌های سینما رو روشن کرده باشن.

10:42.733 --> 10:46.313
‫وانگ نونو

10:51.713 --> 10:54.923
‫قبلاً اینطوری فکر می‌کردم که مستقل بودن کار خفنیه.

10:56.233 --> 10:59.363
‫ولی الان، من یه خانواده‌ی تمام‌وکمال می‌خوام.

11:01.463 --> 11:03.403
‫پس خودمو تغییر دادم.

11:03.403 --> 11:05.573
‫مطمئنم تو هم می‌تونی انجامش بدی.

11:08.663 --> 11:11.163
‫باورها می‌تونن مثل یه قل‌ و زنجیز باشن.

11:11.163 --> 11:13.753
‫ولی اگه بتونی این عقایدتو کنار بذاری،

11:13.753 --> 11:17.363
‫اونوقت تمام چیزایی که به‌زور بهت تحمیل شدن هم از بین می‌رن.

11:20.423 --> 11:24.973
‫پس... این قهرمان‌بازی رو کنار بذار. از چشم عموم دور بمون.

11:26.223 --> 11:28.393
‫پدر و مادرت هم دارن پیر می‌شن.

11:28.393 --> 11:31.813
‫دوست دارم همه باهم باشیم و در کنار هم زندگی کنیم.

11:34.043 --> 11:37.403
‫همه... درکنار هم... زندگی کنیم...

11:39.993 --> 11:43.353
‫ده‌ها ساله دارم خوک سر می‌برم!

11:43.353 --> 11:45.853
‫وگرنه تا الان قهرمانِ قصاب شده بودم!

11:51.543 --> 11:53.693
‫چندبار بهت بگم، سر و قلبِ خوک رو باهم سرخ نکن.

11:53.693 --> 11:55.363
‫هضمش سخت می‌شه.

11:57.213 --> 12:02.063
‫این خواهرزاده بزرگ‌مه! خودم بزرگش کردم! به‌نظرت خوشتیپ نیست؟

12:03.973 --> 12:08.053
‫هی، وانگ یی! دوتا مغازه جدید خریدم!
‫برای مراسم روبان‌بری بیای پیشما!

12:10.813 --> 12:13.623
‫ساکت نباش، یه‌چیزی بگو!

12:14.553 --> 12:18.773
‫می‌دونم هنوزم نمی‌تونی حرف بزنی،
‫ ولی لااقل می‌تونی سرتو تکون بدی که؟

12:20.033 --> 12:21.453
‫می‌تونی... سرتو تکون بدی که...؟

12:22.193 --> 12:23.943
‫می‌تونی... سرتو تکون بدی که...؟

12:24.533 --> 12:27.873
‫بهت فشار نمیارم. باید برای تصمیم‌های همدیگه احترام قائل بشیم.

12:28.383 --> 12:29.903
‫نونو رو با خودم می‌برم.

12:29.903 --> 12:32.473
‫اینطوری، می‌تونی از این سکوت و تنهایی لذت ببری.

12:54.183 --> 12:56.523
‫خانواده‌م درمورد‌م اشتباه نمی‌کردن.

12:57.193 --> 12:58.553
‫من واقعاً یه مشکلی دارم.

13:00.503 --> 13:02.573
‫نمی‌دونم چطوری احساساتمو بیان کنم.

13:03.603 --> 13:06.243
‫چون حتی نمی‌تونم بفهمم احساسات چی هستن.

13:07.253 --> 13:11.073
‫تنها چیزی که می‌دونم، اینه که خودم باید چیکار کنم.

13:19.783 --> 13:21.863
‫کم‌کم داشتم درک می‌کردم

13:21.863 --> 13:27.013
‫ که چرا پدرم وقتی خوک سر می‌زدم،
‫ بیشتر به‌جای اینکه بهم کمک کنه تماشام می‌کرد.

13:31.033 --> 13:37.733
‫اینم فهمیدم که معنی پشت کلمات و چشم‌های شنگ،
‫ درست قبل از مردنش چی بودن.

13:50.923 --> 13:54.123
‫کوچه‌ی بیگل؟ چه تصادفی.

13:54.913 --> 13:56.013
‫کجا رفت؟

14:02.093 --> 14:03.543
‫بازم همون یارو؟

14:05.013 --> 14:06.583
‫کسی داره تعقیبش می‌کنه؟

14:24.903 --> 14:26.183
‫یـ ـ یه منحرف دنبالمه!

14:26.183 --> 14:27.223
‫منحرف؟

14:29.953 --> 14:34.423
‫اینو گفتم که هرکی به‌دست من بمیره اشتباهی مرتکب شده.

14:36.073 --> 14:40.313
‫اذیت کردنِ نونو بزرگ‌ترین اشتباهِ ممکن محسوب می‌شه.

14:45.223 --> 14:46.923
‫جلوی حمله‌مو گرفت؟

15:27.133 --> 15:28.803
‫برو گمشو، منحرف عوضی!

15:28.803 --> 15:29.973
‫یه دختر جوون؟

15:31.183 --> 15:32.223
‫جریان چیه؟

15:32.623 --> 15:34.023
‫اشتباه فهمیدم؟

15:34.023 --> 15:36.583
‫اینا دارن چیکار می‌کنن؟

15:39.173 --> 15:45.233
‫توی اون لحظه، حرف‌هایی که شنگ‌لان به زبون آورد ‌یادم اومد.

15:46.203 --> 15:49.403
‫اون 18 سالشه. که یعنی الان یه بزرگسال محسوب می‌شه.

15:49.403 --> 15:53.153
‫اون الان دیگه بزرگ شده، و تو همچین کادوی تولدی براش گرفتی.

15:53.153 --> 15:55.523
‫اینجور چیزا رو وقتی بچه بود دوست داشت.

15:56.483 --> 16:00.743
‫لباس، غذا، تفریحاتش...
‫تو هیچی درباره چیزای موردعلاقه‌ش نمی‌دونی!

16:00.743 --> 16:04.113
‫اصلاً تا حالا شده بهش ذره‌ای اهمیت بدی؟ شده بخوای درکش کنی؟

16:05.713 --> 16:09.683
‫مهم نیست. به‌هرحال الان دیگه تو براش مردی.

16:10.303 --> 16:11.433
‫اونو واسه خودت نگه دار.

16:21.923 --> 16:26.383
‫اینطور که به‌نظر می‌رسید، من دیگه هیچی درباره دخترم نمی‌دونستم.

16:26.383 --> 16:30.193
‫نه می‌دونستم تو فکرش چی می‌گذره، نه اینکه می‌خواد چیکار کنه.

16:31.173 --> 16:36.493
‫از قرار معلوم، یه‌سری سؤال‌ها هستن
‫ که فقط اگه بلند گفته بشن، به جوابشون می‌رسی.

16:38.393 --> 16:42.443
‫اون لحظه، می‌خواستم برای اولین‌بار دهنمو باز کنم و حرف بزنم.

16:43.023 --> 16:44.923
‫ولی هنوزم نمی‌تونستم چیزی بگم.

16:45.713 --> 16:49.243
‫دهنم توسط طرفدارهام بسته شده بود.

16:55.103 --> 17:00.433
‫مجبور بودم نقشه‌ای پرجزئیات‌تر
‫برای شناخت و درک بیشترِ دخترم درست کنم.

17:29.333 --> 17:32.013
‫بستنی‌ای که همیشه می‌خوره رو امتحان کردم.

17:32.363 --> 17:35.223
‫به تمام آهنگ‌های خواننده‌ی موردعلاقه‌ش گوش کردم.

17:35.903 --> 17:38.343
‫تمام فیلم‌هایی که با دوستاش می‌دید رو دیدم.

17:39.823 --> 17:43.943
‫اینو فهمیدم که تفریحات و افکارش مدام درحال تغییره.

17:45.663 --> 17:50.243
‫من یا شنگ‌لان نبودیم که این تغییرات رو درش به‌وجود آوردیم.

17:50.243 --> 17:53.823
‫این به‌خاطر اون دختر مو صورتی بود که همیشه کنارشه.

17:55.693 --> 17:56.703
‫دوست صمیمی

17:58.403 --> 18:02.213
‫لباسای عجیب‌غریب

17:58.403 --> 18:02.213
‫دختر مو صورتی

17:58.413 --> 18:02.213
‫دوست صمیمی

17:59.833 --> 18:02.213
‫شب زنده‌دار

18:00.623 --> 18:02.213
‫رفیق ناباب

18:04.633 --> 18:08.123
‫بعضی‌وقتا، کسایی که به زندگیِ فرد شکل می‌دن، پدر و مادر نیستن.

18:08.123 --> 18:11.383
‫بلکه صمیمی‌ترین دوست‌هان.

18:12.183 --> 18:15.963
‫نونو هیچ‌وقت نشد تا دیروقت بیدار بمونه، و خیلی کم الکل می‌خورد.

18:17.173 --> 18:19.433
‫ولی زمانی که درکنار اونه،

18:19.433 --> 18:21.433
‫اوضاع تغییر کرده...

18:34.923 --> 18:38.263
‫باهام داد بزن! برو گمشو، منحرف عوضی!

18:38.803 --> 18:40.513
‫بـ ـ برو گمشو، منحرف عوضی!

18:40.513 --> 18:41.953
‫برو گمشو، منحرف عوضی!

18:41.953 --> 18:44.713
‫برو گمشو، منحرف عوضــــــــی!

18:44.713 --> 18:48.003
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم دخالتی توی رشدش داشته باشم،

18:48.003 --> 18:50.823
‫ولی اینکه می‌بینم یه رفیق ناباب داره از راه بی‌راهش می‌کنه،

18:50.823 --> 18:53.263
‫به‌عنوان پدری که عشقی وصف‌ناپذیر برای دخترش داره،

18:53.263 --> 18:54.933
‫خونمو به جوش آورد.

19:13.483 --> 19:15.783
‫الو؟ کیه؟ حرفتو بزن!

19:18.073 --> 19:19.403
‫نکنه همون-

19:19.403 --> 19:24.163
‫تماس ناشناس

19:24.443 --> 19:27.673
‫حالم به‌هم خورد. همون منحرفه‌ست.

19:27.673 --> 19:28.713
‫وضعیت بده!

19:29.053 --> 19:30.913
‫آزمایشگاهِ درخشش تحت حمله قرار گرفته!

19:30.913 --> 19:31.723
‫چی گفتی؟

19:31.723 --> 19:34.663
‫کارکنان دارن می‌رن اونجا. ولی هیچی از وضعیت نمی‌دونیم!

19:34.663 --> 19:36.023
‫این یه موقعیت اضطراریه.

19:36.023 --> 19:39.623
‫همگی لطفاً قهرمانان‌تونو برای کمک‌رسانی ارسال کنید.

19:40.573 --> 19:44.023
‫ببخشید، ولی فکر می‌کنین می‌تونم
‫درباره‌ی این موقعیت توی FOMO پست بذارم؟

19:44.023 --> 19:46.053
‫وضعیت به‌اندازه‌ی کافی به‌هم‌ریخته هست.

19:46.823 --> 19:49.063
‫با موکوساتسو تماس می‌گیرم.

19:55.463 --> 19:59.363
‫به‌نظر مدیریت با زور بالای سر اونقدر هم بی‌نقص نیست.

20:00.683 --> 20:05.953
‫موکوساتسو چرا باید اشغال باشه؟

20:09.663 --> 20:11.293
‫الان با کی پشت تلفن بودی؟

20:11.883 --> 20:15.713
‫سریع برو سمت آزمایشگاهِ درخشش. یه حادثه اتفاق افتاده.

20:23.323 --> 20:24.513
‫وانگ نونو!

20:26.283 --> 20:28.713
‫شما حالتون خوبه؟ منطقه‌ی صفر وضعیتش چیه؟

20:28.713 --> 20:30.913
‫وحشت... نشت کرده.

20:32.583 --> 20:33.853
‫شما زود برین بیرون.

20:35.773 --> 20:36.813
‫بابا!

20:39.643 --> 20:42.343
‫لولی! اینجا چیکار می‌کنی؟!

20:42.343 --> 20:44.213
‫و اون زره چیه پوشیدی؟

20:44.713 --> 20:48.663
‫حالت خوبه؟ تمام این مدت توی خونه داشتی روی این تحقیق می‌کردی؟

20:50.423 --> 20:54.013
‫پروفسور لو، مهاجم هنوز داخله...

20:54.013 --> 20:57.343
‫موکوساتسو اینجاست. پاکسازی رو بسپارید به اون.

21:09.783 --> 21:12.793
‫وقتی داشتی قهرمان‌بازی می‌کردی اینو می‌پوشیدی؟

21:12.793 --> 21:16.493
‫بهت اجازه دادم بیای اینجا که توی حوزه‌های علمی بیشتری دانش کسب کنی.

21:16.493 --> 21:18.563
‫بهت اجازه‌ی همچین کارای خطرناکی ندادم!

21:25.223 --> 21:27.283
‫پروفسور لو، چطور پیش رفت؟

21:28.983 --> 21:31.023
‫انجمن با درخواستم موافقت کرد.

21:31.023 --> 21:33.793
‫فوراً می‌خوام برم سمت لاشه‌های فضاپیما.

21:34.833 --> 21:36.353
‫چقدر خوب.

21:36.353 --> 21:39.243
‫ولی زمانت یه‌مقدار فشرده نیست؟

21:39.243 --> 21:40.883
‫اول یکم آماده‌سازی نیاز نداری؟

21:40.883 --> 21:44.403
‫انجمن می‌خواد توی سریع‌ترین زمان ترتیبش داده بشه که اطلاعاتی لو نره.

21:44.403 --> 21:48.853
‫تنها کسایی که باهام میان، کسایی‌ان که
‫دیشب اون حمله رو تجربه کردن، مثل کارکنان قابل‌اعتمادم.

21:49.293 --> 21:52.583
‫فقط شماها برید خطرناکه. چطوره منم-

21:56.853 --> 21:59.343
‫بسیار خب! تو می‌تونی رازدار باشی.

21:59.343 --> 22:02.363
‫اگه اونو با خودمون ببریم، نیاز به نگرانی نداریم.

22:04.183 --> 22:05.993
‫منم دقیقاً همین فکرو می‌کردم.
