WEBVTT

00:01.761 --> 00:07.281
‫شنیدم خون تو با خون من قاطی شده.

00:07.281 --> 00:08.341
‫راسته؟

00:10.481 --> 00:11.921
‫بله.

00:13.971 --> 00:19.871
‫با اینکه اینقدر بهت ارادت داشتم... چقدر دلم می‌خواست بخورمت...

00:21.241 --> 00:26.071
‫همین الان که اینجا نشستیم، بوی خونت...

00:26.071 --> 00:27.741
‫خیلی بد و حال‌به‌هم‌زنه.

00:30.561 --> 00:33.691
‫هیچ‌کدومش راست نبود؟

00:34.831 --> 00:38.581
‫و اون قولی که دادی منو بخوری...

00:45.681 --> 00:46.891
‫تو یه هیولایی.

01:05.601 --> 01:08.981
!این هیولا میخواد منو بخوره

01:10.021 --> 01:17.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:17.051 --> 01:20.021
‫مترجم: SorenA

02:19.551 --> 02:23.511
‫قسمت 10: نجوایی همراه با دعا

02:27.471 --> 02:29.711
‫خیلی خیلی وقت پیش بود.

02:30.171 --> 02:35.221
‫من رفته بودم تو یه خلیج کوچیک زندگی کنم.

02:36.381 --> 02:41.321
‫آخه، دهکده ماهیگیری نزدیک، هر از گاهی بچه‌هاشون رو می‌انداختن اون تو.

02:42.691 --> 02:45.791
‫البته نمی‌تونم بگم چرا این کارو می‌کردن.

02:46.281 --> 02:48.451
‫یعنی دهن‌های کمتری برای سیر کردن داشتن.

02:49.001 --> 02:53.431
‫خب، بی‌ادبی بود اگه مهمون‌نوازیشون رو رد می‌کردم،

02:53.431 --> 02:56.171
‫واسه همین منم همه‌شون رو با کمال میل خوردم.

02:57.121 --> 03:01.771
‫تا اینکه یه بچه خیلی بی‌مزه اومد.

03:03.031 --> 03:06.671
‫اصلاً دلم نمی‌خواست بخورمش.

03:10.621 --> 03:13.521
‫بهش اجازه دادم چند سال با من زندگی کنه.

03:39.271 --> 03:43.041
‫یا شاید، اگه بخوام دقیق‌تر بگم...

03:43.041 --> 03:46.351
‫خودش رو صاحبخونه کرد.

04:01.331 --> 04:04.661
‫طولی نکشید که جریان‌های آب نزدیک اون خلیج عوض شد،

04:05.401 --> 04:09.541
‫و دیگه موندن اونجا برام سخت بود، واسه همین از هم جدا شدیم.

04:09.541 --> 04:12.791
‫وایسا، تو یه بچه رو کلاً تنها ول کردی؟

04:14.131 --> 04:17.131
‫خب نمی‌تونستم که ببرمش تو اقیانوس.

04:17.131 --> 04:19.981
‫تو واقعاً یه موجود عجیبی هستی.

04:20.671 --> 04:25.761
‫البته یه هدیه خداحافظی هم بهش دادم.

04:25.761 --> 04:29.601
‫با شناختی که ازت دارم، معلومه چیز خوبی نبوده.

04:32.541 --> 04:34.271
‫گوشت خودم بود.

04:38.651 --> 04:40.531
‫گوشت پری دریایی...

04:41.041 --> 04:42.171
‫یعنی چی...؟

04:43.061 --> 04:47.821
‫با اینکه هیچ‌وقت ازش نخواستم، ولی از خیلی جهات کمکم کرد.

04:48.311 --> 04:50.491
‫می‌خواستم ازش تشکر کنم.

04:51.401 --> 04:52.501
‫ولی...

04:53.451 --> 04:54.961
‫ازت متنفرم.

04:55.921 --> 04:59.241
‫ازت متنفرم! همه‌ش تقصیر توئه...

04:59.951 --> 05:02.631
‫تو یه هیولایی!

05:03.071 --> 05:05.971
‫من... می‌کشمت...

05:06.951 --> 05:09.101
‫حتی اگه آخرین کار زندگیم باشه!

05:15.891 --> 05:18.041
‫آره، حق داری.

05:18.481 --> 05:21.351
‫اینکه آدما خودشون دنبالش باشن یه بحثه،

05:21.351 --> 05:25.821
‫ولی اینکه یه آدم عادی رو مجبور کنی گوشت پری دریایی بخوره، دیوونگیه.

05:26.181 --> 05:29.531
‫فکر می‌کردم بین آدما خیلی طرفدار داره.

05:34.441 --> 05:35.391
‫ولی...

05:36.151 --> 05:38.571
‫خب، فکر کنم جاودانگی باعث می‌شه آدم وقت زیادی داشته باشه.

05:39.151 --> 05:42.491
‫اون دختر بعد از اون خیلی وقت گذاشت

05:43.651 --> 05:47.171
‫دنبال من بگرده تا منو بکشه.

05:48.461 --> 05:51.391
‫فکر کنم بعد از یه جنگ خیلی بزرگ بود...

05:57.081 --> 06:01.071
‫آخه بعد از جنگ، کلی چیزای خطرناک اون دور و بر ریخته بود.

06:03.791 --> 06:08.071
‫بعد از اینکه نصف بیشتر بدنم ترکید و از بین رفت،

06:08.071 --> 06:10.831
‫مطمئناً طول کشید تا دوباره خوب بشم!

06:10.831 --> 06:11.121
‫چطور می‌تونی به این بخندی؟

06:11.121 --> 06:13.531
‫(دیوونه...)
‫چطور می‌تونی به این بخندی؟

06:14.481 --> 06:20.651
‫برای ده‌ها سال، مثل جلبک دریایی زندگی کردم، روی موج‌های دریا شناور بودم.

06:21.251 --> 06:22.901
‫و توی همون مدت...

06:24.761 --> 06:27.091
‫یه نگاهی به دنیا انداختم.

06:28.081 --> 06:31.471
‫خب، البته تنها کاری بود که می‌شد انجام داد.

06:44.881 --> 06:46.011
‫آره...

06:47.351 --> 06:50.801
‫وقتی از کف اقیانوس به دنیا نگاه می‌کردم،

06:51.881 --> 06:53.631
‫فهمیدم...

06:58.501 --> 07:03.041
‫من خارج از این دنیا هستم.

07:04.761 --> 07:07.921
‫آدمایی که از من مثل یه بدشگونی می‌ترسن...

07:08.441 --> 07:11.631
‫آدمایی که برای جاودانگی منو می‌پرستن...

07:12.811 --> 07:15.461
‫اون بچه، که نتونستم باهاش کنار بیام...

07:16.761 --> 07:19.971
‫هیچ‌کس تو کل زندگیم

07:20.481 --> 07:24.361
‫هیچ‌وقت منو به جمع خودش راه نداده بود.

07:26.271 --> 07:30.991
‫پدر و مادرت یادت میان؟ خواهر و برادرات؟

07:31.441 --> 07:34.451
‫فقط یادمه بیشترشون تبدیل به پوست شدن.

07:36.951 --> 07:40.371
‫من نه پدر و مادر دارم، نه خواهر و برادر.

07:40.801 --> 07:44.511
‫اولین چیزی که یادمه اینه که فقط بین موج‌ها بودم.

07:45.851 --> 07:48.711
‫من نمی‌تونم مثل تو بین آدما زندگی کنم،

07:49.021 --> 07:51.261
‫و نه هیچ خانواده خونی‌ای دارم.

07:51.871 --> 07:54.221
‫هیچ‌کس نیست که منو بفهمه، یا مثل من فکر کنه.

07:55.261 --> 07:57.761
‫من نمی‌تونم با بقیه ارتباط برقرار کنم.

07:58.381 --> 08:02.761
‫وقتی داشتم شناور می‌شدم اینو فهمیدم، و بهش فکر کردم...

08:04.361 --> 08:06.751
‫تا اینکه جریان آب منو به اون ساحل رسوند...

08:09.171 --> 08:10.941
‫و برای اولین بار،

08:11.991 --> 08:14.131
‫زندگی رو از نزدیک دیدم—

08:15.791 --> 08:19.101
‫هیناکو یائوتوسه رو دیدم.

08:20.671 --> 08:23.501
‫خورشید، که اونقدر داغ می‌تابید که آدمو بسوزونه...

08:24.191 --> 08:26.901
‫موج‌های سفید، که با نور درخشان خورشید روشن شده بودن...

08:27.651 --> 08:31.711
‫وقتی اون روز تو رو تو اقیانوس دیدم...

08:32.671 --> 08:36.011
‫تو از همه‌شون درخشان‌تر بودی.

08:39.041 --> 08:40.641
‫حالت خوبه؟

08:40.931 --> 08:45.521
‫تو روحی؟ ماهی‌ای؟ من تا حالا چیزی شبیه تو ندیدم...

08:46.811 --> 08:51.821
‫اگه اون موقع دستام کار می‌کرد،

08:52.271 --> 08:54.851
‫حتماً همونجا می‌خوردمش.

08:55.871 --> 08:59.531
‫فقط شانس آوردم که دستام نمی‌تونستن بگیرنش.

09:00.211 --> 09:01.741
‫اگه اون نبود...

09:10.031 --> 09:13.311
‫حتی اگه از ترس داشت ازم فرار می‌کرد...

09:13.921 --> 09:16.641
‫حتی اگه رفته بود تا بقیه آدما رو خبر کنه...

09:17.341 --> 09:19.641
‫برام فرقی نمی‌کرد.

09:20.441 --> 09:23.231
‫بچه‌های لاغر که خیلی کم جون هستن.

09:23.711 --> 09:28.651
‫دوست داشتم بزرگسالایی رو بیاره که گوشت بیشتری داشتن.

09:29.311 --> 09:30.931
‫فرقی نمی‌کرد...

09:32.051 --> 09:34.571
‫در هر صورت، من...

09:35.531 --> 09:37.011
‫سلام، ماهی کوچولو!

09:37.691 --> 09:39.451
‫گرسنه‌ای؟

09:40.091 --> 09:42.701
‫این ناهاریه که مامانم درست کرده!

09:43.091 --> 09:46.911
‫مامانم بهترین تاماگویوکی رو درست می‌کنه!

09:47.471 --> 09:49.541
‫می‌تونی اینو بخوری، ماهی کوچولو؟

09:50.541 --> 09:54.131
‫مریضی، ماهی کوچولو؟ زخمی شدی؟

09:54.601 --> 09:58.461
‫اگه می‌خوای خوب بشی باید حسابی غذا بخوری!

10:00.311 --> 10:02.331
‫حالا دیگه خیلی نزدیک بود...

10:02.921 --> 10:07.491
‫حتی بدون دست، اگه فقط گردنمو دراز می‌کردم، می‌تونستم قورتش بدم.

10:08.261 --> 10:13.201
‫حتی یه بچه لاغر هم بیشتر از محتویات اون جعبه کوچولو، جون داشت.

10:13.201 --> 10:15.131
‫من بهت غذا می‌دم!
‫حتی یه بچه لاغر هم بیشتر از محتویات اون جعبه کوچولو، جون داشت.

10:16.311 --> 10:21.601
‫با این حال، دلم نیومد این کارو بکنم.

10:22.541 --> 10:26.051
‫گفت اسمش هیناکوئه.

10:26.831 --> 10:32.451
‫من هینا هستم. با مامان و بابا و داداش بزرگم اومدیم اینجا.

10:33.091 --> 10:35.551
‫ما تو اون هتله هستیم!

10:35.881 --> 10:39.591
‫اوه، ماهی کوچولو! هنوز گرسنه‌ای؟

10:39.951 --> 10:46.181
‫ام... فکر کنم تا پس فردا می‌مونیم؟

10:46.911 --> 10:52.771
‫حسابش از دستم در رفته، ولی تا اون موقع اینجاییم!

10:53.161 --> 10:55.641
‫پس قبل از رفتن برات بازم غذا میارم!

10:56.961 --> 10:58.821
‫به قولش عمل کرد.

10:59.991 --> 11:01.301
‫هیناکو همین‌طور

11:01.301 --> 11:07.291
‫پشت سر پدر و مادرش، شیرینی و غذا می‌آورد.

11:07.831 --> 11:11.501
‫فکر کنم غذاهای این دوره از قدیم مغذی‌ترن.

11:11.831 --> 11:14.241
‫وقتی داشتم تو اقیانوس‌ها شناور می‌شدم،

11:14.241 --> 11:18.631
‫مجبور بودم با ماهی‌های کوچیکی که بدشانس بودن و می‌اومدن تو دهنم، سر کنم.

11:19.111 --> 11:21.851
‫بدنم، که قبلاً پاره و داغون شده بود،

11:22.761 --> 11:25.241
‫جلوی چشمام شروع به خوب شدن کرد.

11:26.711 --> 11:30.811
‫از من نمی‌ترسی؟

11:32.941 --> 11:35.691
‫ماهی کوچولو... حرف زدی!

11:36.131 --> 11:41.951
‫منو نجات دادی چون گوشتمو می‌خوای؟ جاودانگی؟

11:43.211 --> 11:48.291
‫پس منو یه موجود مقدس می‌بینی؟

11:56.351 --> 11:57.501
‫من فقط...

11:58.121 --> 12:01.881
‫من اقیانوس جلوی خونه‌مون رو هم دوست دارم،

12:02.241 --> 12:04.501
‫ولی این اقیانوس رو هم دوست دارم!

12:05.431 --> 12:09.541
‫ماهی کوچولو، تو هم مثل اقیانوس زیبایی!

12:09.981 --> 12:15.581
‫واسه همین اصلاً ازت نمی‌ترسم!

12:19.381 --> 12:21.491
‫همون لحظه‌ای که منو لمس کرد،

12:21.861 --> 12:26.671
‫احساس کردم پرت شدم تو یه دنیای کاملاً متفاوت.

12:27.361 --> 12:28.481
‫اون بود...

12:29.031 --> 12:30.661
‫هیناکو تنها کسی بود...

12:31.641 --> 12:34.661
‫که منو به جمع خودش راه داده بود.

12:35.921 --> 12:39.591
‫واسه همین الان ناراحتم.

12:39.591 --> 12:42.711
‫فردا باید برگردم خونه.

12:45.881 --> 12:46.891
‫آه...

12:47.931 --> 12:50.921
‫دلم می‌خواد فقط مال خودم باشه.

12:51.721 --> 12:55.651
‫نمی‌خوام از دستش بدم...

12:56.191 --> 13:00.411
‫نه به هیچ یوکای دیگه، نه به بلایای طبیعی یا مریضی...

13:01.271 --> 13:06.121
‫گوشت یه موجود پاک، که پر از عشق به زندگیه...

13:06.711 --> 13:11.331
‫حتی اگه یه بچه لاغر باشه، بازم یه غذای فوق‌العاده لذیذه...

13:11.701 --> 13:15.461
‫دلم می‌خواد پوستشو بکنم، شکمشو پاره کنم،

13:15.951 --> 13:18.581
‫روده‌هاشو بکشم بیرون،

13:19.111 --> 13:22.961
‫و تا آخرین ناخنش قورتش بدم...

13:24.291 --> 13:25.361
‫ولی...

13:26.131 --> 13:28.721
‫نمی‌خوام درخشششو از دست بدم.

13:29.261 --> 13:33.521
‫قبلاً هیچ‌وقت اینجوری به چیزی فکر نکرده بودم.

13:34.271 --> 13:35.931
‫ماهی کوچولو؟

13:35.931 --> 13:39.811
‫«اگه بخورمش، دیگه اینجا نیست.»

13:39.811 --> 13:45.641
‫چیزی که حتی برای بچه‌ها هم واضحه، من تازه برای اولین بار فهمیده بودم.

13:46.381 --> 13:48.051
‫هیناکو!

13:48.571 --> 13:50.991
‫هیناکو، کجایی؟

13:51.711 --> 13:53.961
‫وقتشه برگردیم هتل!

13:53.961 --> 13:55.251
‫مامانمه!

13:55.741 --> 13:57.081
‫باید برم!

14:02.311 --> 14:05.231
‫چی شده، ماهی کوچولو؟

14:06.391 --> 14:11.751
‫حتی اگه خودم هیچ‌وقت نتونم مزه‌اش رو بچشم... من...

14:13.131 --> 14:14.291
‫هیناکو.

14:16.051 --> 14:18.641
‫دهنتو باز کن.

14:18.961 --> 14:23.981
‫نمی‌خواستم هیناکو رو از دست بدم.

14:36.761 --> 14:37.961
‫یه تشکر.

14:38.461 --> 14:44.041
‫«بذار این دختر سالم بمونه و هیچ‌وقت درخشششو از دست نده.»

14:44.621 --> 14:46.211
‫مهم نیست چی بشه...

14:47.291 --> 14:51.161
‫به خاطر من زنده بمون.

14:52.681 --> 14:56.911
‫حالا فراموش کن... هیناکوی من.

14:58.451 --> 15:00.611
‫تا این دیداری که بین ما بود

15:01.051 --> 15:05.611
‫هیچ‌وقت روی زندگی درخشانت سایه نندازه...

15:06.361 --> 15:09.611
‫همه‌شو فراموش کن... و زنده بمون.

15:10.941 --> 15:16.831
‫برای تو، تنها کسی که منو به جمع خودش راه داد...

15:18.051 --> 15:19.661
‫این رو با دعا می‌گم.

15:21.681 --> 15:25.971
‫زنده بمون و خوشحال باش.

15:27.921 --> 15:31.381
‫ممنون که امروز به ما سر زدید.

15:31.831 --> 15:32.201
‫خوش نگذشت؟

15:32.201 --> 15:33.281
‫باغ وحش الان تعطیله.
‫خوش نگذشت؟

15:33.281 --> 15:34.761
‫بیا دوباره برگردیم!
‫باغ وحش الان تعطیله.

15:34.761 --> 15:36.911
‫باغ وحش الان تعطیله.

15:38.871 --> 15:42.691
‫با هیناکو خداحافظی کردم و تموم شد.

15:55.681 --> 15:59.891
‫فکر می‌کردم دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینمش.

16:01.281 --> 16:03.741
‫اما بعد اتفاق افتاد... آره...

16:04.781 --> 16:08.991
‫کمی قبل از همین تابستون.

16:16.961 --> 16:18.101
‫خفه شو دیگه

16:18.451 --> 16:20.141
‫داری چی کار می‌کنی؟

16:26.511 --> 16:28.441
‫بوی این خون...

16:28.821 --> 16:31.181
‫بده، پری دریایی.

16:31.181 --> 16:32.691
‫بده اینجا.

16:33.001 --> 16:35.231
‫بده به ما.

16:35.231 --> 16:38.131
‫پری دریایی خودش قویه. پری دریایی لازم نداره.

16:38.131 --> 16:40.491
‫بده به ما که ضعیفیم.

16:41.371 --> 16:43.541
‫این رو از کجا آوردی؟

16:43.541 --> 16:46.881
‫یوکای در حال مرگ اومد کنار ساحل.

16:47.281 --> 16:49.041
‫یوکای در حال مرگ اینو داشت.

16:49.751 --> 16:52.621
‫یوکای گفت: «یه آدم خوشمزه تو ساحل شیکوکو هست.»

16:53.031 --> 16:55.821
‫یوکای بهش حمله کرد. یوکای جلوش گرفته شد.

16:55.821 --> 16:58.721
‫اما اون چیز خون اون آدم خوشمزه رو داره.

16:58.721 --> 17:00.891
‫پس بدش—

17:03.011 --> 17:04.131
‫چطور؟

17:04.411 --> 17:07.441
‫این خون هیناکوئه، کاملاً مشخصه.

17:07.921 --> 17:09.561
‫چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه؟

17:10.041 --> 17:14.651
‫چطور؟ چطور؟ چطور؟ چطور؟

17:15.011 --> 17:17.481
‫چطور اینقدر عوض شده؟

17:22.751 --> 17:24.061
‫باید برم.

17:25.261 --> 17:26.991
‫باید خودم ببینم.

17:28.751 --> 17:33.761
‫چون خون من تو بدن هیناکو بود، می‌تونستم مکان تقریبی‌اش رو حس کنم.

17:34.791 --> 17:40.141
‫واسه همین تونستم سریع پیداش کنم.

17:42.541 --> 17:46.771
‫اما... خوب پیش نرفت، مگه نه؟

17:48.491 --> 17:50.771
‫دوباره پیداش کرده بودم،

17:51.091 --> 17:55.521
‫ولی اون از هر نظر قابل تصوری تغییر کرده بود.

18:02.411 --> 18:06.001
‫من به امید چسبیدم.

18:06.271 --> 18:09.051
‫اون تصادفی که روحیه اونو داغون کرده بود...

18:10.241 --> 18:12.851
‫وقتی در موردش بهم گفت...

18:15.041 --> 18:20.861
‫خودتو خوش‌شانس نمی‌دونی که زنده موندی؟

18:22.951 --> 18:24.811
‫احساس خوش‌شانسی می‌کنی، مگه نه؟

18:25.451 --> 18:28.021
‫حتماً خوشحالی که جون سالم به در بردی؟

18:28.771 --> 18:31.481
‫این رو یه موهبت می‌دونی، نه؟

18:32.301 --> 18:36.041
‫چون خون من بود که نجاتت داد.

18:37.981 --> 18:41.911
‫هر کسی که برام مهم بود، تو یه چشم به هم زدن از دست رفت.

18:42.631 --> 18:47.381
‫چطور می‌تونم بابت اون احساس خوش‌شانسی کنم؟

18:49.581 --> 18:55.961
‫من فقط خوشحال بودم که اون هنوز زنده‌ست، حالش خوبه و می‌تونه تو آرامش زندگی کنه.

18:57.091 --> 19:00.821
‫اون تنها کسی بود که منو به جمع خودش راه داده بود.

19:00.821 --> 19:06.211
‫من از هر ثانیه اضافی که اون زنده می‌موند، خوشحال بودم.

19:06.711 --> 19:08.281
‫تمام احساسم همین بود.

19:10.481 --> 19:13.811
‫می‌دونی الان دارم به چی فکر می‌کنم؟

19:15.811 --> 19:19.241
‫«اون غذایی که به اون خرس دادن، خیلی خوشمزه به نظر می‌رسید!»

19:19.241 --> 19:20.361
‫نه خنگ خدا!!
‫«اون غذایی که به اون خرس دادن، خیلی خوشمزه به نظر می‌رسید!»

19:20.361 --> 19:22.281
‫ای بابا.

19:23.571 --> 19:26.531
‫چرا داری همه اینا رو به من می‌گی؟

19:27.421 --> 19:32.901
‫چون تو خیلی به هیناکو اهمیت می‌دی.

19:36.541 --> 19:37.841
‫من...

19:39.591 --> 19:42.051
‫من واقعاً، واقعاً اون خانواده رو دوست داشتم.

19:42.341 --> 19:48.621
‫واسه همین می‌دونم برای هیناکو که تنها بازمانده‌شونه چقدر سخت گذشته.

19:49.961 --> 19:56.441
‫با این حال، واقعاً خوشحالم که اون هنوز زنده‌ست.

19:57.451 --> 19:58.851
‫واقعاً؟

20:01.721 --> 20:05.021
‫نمی‌دونم باید ازت تشکر کنم یا بزنم تو صورتت.

20:05.661 --> 20:08.451
‫چیزی نیست که بابتش ممنون باشی.

20:08.451 --> 20:10.621
‫اینجوری نیست که من این کارو به خاطر تو کرده باشم.

20:10.911 --> 20:13.351
‫پس مشت می‌زنم!

20:13.351 --> 20:16.131
‫اون یکی رو هم قبول نمی‌کنم!

20:20.831 --> 20:22.631
‫حالا چی کار می‌کنی؟

20:22.891 --> 20:23.941
‫جانم؟

20:24.621 --> 20:27.141
‫نگران منی؟

20:27.141 --> 20:29.141
‫عمراً.

20:29.141 --> 20:32.021
‫من نگران هیناکو هستم.

20:34.301 --> 20:35.921
‫می‌دونم.

20:35.921 --> 20:40.531
‫شاید یه طلسم بزنم تا اتفاقات اردوگاه آموزشی رو فراموش کنه.

20:40.531 --> 20:44.321
‫جدی می‌گم، تو دیگه آخرشی.

20:46.241 --> 20:48.911
‫کاری که باید بکنی اینه که باهاش حرف بزنی.

20:49.291 --> 20:52.001
‫تو هیچ‌وقت با کسی حرف نمی‌زنی.

20:52.641 --> 20:56.331
‫فقط تو کله خودت می‌مونی و هر کاری که اون لحظه به نظرت درسته انجام می‌دی...

20:56.331 --> 20:59.291
‫اینجوری شد که تکه‌تکه شدی، یادت رفته؟

21:00.301 --> 21:02.671
‫هیناکو هیچ‌وقت این کارو با من نمی‌کنه!

21:03.161 --> 21:05.761
‫آره، احتمالاً سعی نمی‌کنه تو رو بکشه.

21:05.761 --> 21:09.391
‫ولی اگه سعی کنه خودشو بکشه چی؟

21:14.241 --> 21:21.231
‫حرف زدن فقط بین کسایی که ارزش‌ها و جایگاه مشترک دارن نتیجه می‌ده.

21:21.641 --> 21:24.441
‫پس تلاش کن تا ارزش‌های اونو بفهمی!

21:25.241 --> 21:29.791
‫البته اگه واقعاً برات مهمه.

21:35.561 --> 21:38.041
‫تو طوری حرف می‌زنی که انگار خیلی آسونه.

21:39.591 --> 21:43.871
‫من بهت اعتماد کردم.

21:45.981 --> 21:47.221
‫تو یه هیولایی.

21:58.291 --> 21:59.631
‫هیناکو.

22:00.021 --> 22:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:05.051 --> 22:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:31.031 --> 23:33.821
‫قسمت ۱۱
‫یک صبح سرد

23:33.821 --> 23:35.401
‫«یک صبح سرد.»
‫قسمت ۱۱
‫یک صبح سرد

23:35.401 --> 23:36.031
‫قسمت ۱۱
‫یک صبح سرد
