WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.051 --> 00:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:14.051 --> 00:18.021
‫مترجم: SorenA

00:18.551 --> 00:21.931
!این هیولا میخواد منو بخوره

01:34.421 --> 01:37.991
‫قسمت 8: علت ترک‌ها

01:51.841 --> 01:56.031
‫یعنی من و تو هم نمی‌تونیم دوست باشیم؟

01:57.361 --> 02:01.041
‫متأسفانه این هرگز ممکن نیست.

02:03.441 --> 02:04.921
‫هیناکو-چان؟

02:06.911 --> 02:09.571
‫خیلی پَکَر به نظر میای.

02:10.551 --> 02:13.091
‫با دوستت دعوا کردی؟

02:14.621 --> 02:15.661
‫نه.

02:16.421 --> 02:18.191
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

02:21.511 --> 02:23.971
‫ورود افراد متفرقه ممنوع

02:31.841 --> 02:33.731
‫دیگه <i>نباید</i> اینجوری به پُست هم بخوریم.

02:33.731 --> 02:36.721
‫انگار من خیلی دلم می‌خواست.

02:36.721 --> 02:37.741
‫هیناکو کجاست؟

02:38.141 --> 02:39.991
‫توی حمامه.

02:39.991 --> 02:42.601
‫فکر کردم اگه تنها باشه
‫راحت‌تره.

02:46.411 --> 02:48.611
‫واقعاً رو مُخمی، می‌فهمی؟

02:50.391 --> 02:55.661
‫تو از اونجا آوردیش بیرون چون
‫از وضعیتش خبر داشتی، مگه نه؟

02:55.661 --> 02:58.091
‫اصلاً نمی‌فهمم منظورت چی می‌تونه باشه.

02:58.971 --> 03:02.551
‫از کِی درمورد جای زخم‌هاش می‌دونی؟

03:05.721 --> 03:09.271
‫نکنه... وقتی حواسم نبود...

03:09.271 --> 03:11.391
‫نه، معلومه که نه!

03:12.141 --> 03:14.541
‫واقعاً اتفاقی بود.

03:14.541 --> 03:18.301
‫مجبورش نکردم چیزی که قایم کرده بود رو
‫نشونم بده،

03:18.301 --> 03:21.301
‫البته خودش هم داوطلبانه
‫چیزی نگفت.

03:23.611 --> 03:25.451
‫با این حال، اون جای زخم‌ها...

03:31.771 --> 03:34.751
‫حتماً تصادف خیلی وحشتناکی بوده.

03:34.751 --> 03:38.051
‫این حرفا رو که به خودش نزدی، هان؟

03:38.311 --> 03:41.011
‫من اون‌قدرها بی‌ملاحظه نیستم.

03:41.011 --> 03:43.731
‫تو خودِ بی‌ملاحظگی‌ای.

03:45.021 --> 03:50.031
‫من فقط چیزایی رو می‌دونم که خودش
‫بعد از مرخص شدن از بیمارستان گفت...

03:51.111 --> 03:53.441
‫ولی خاله‌اش هم همینو می‌گفت.

03:59.821 --> 04:03.611
‫آسیب‌هاش اون‌قدر شدید بود،
‫که زنده موندنش یه معجزه بود.

04:06.911 --> 04:12.871
‫واقعاً خوشحالم که دووم آورد،
‫حتی با اینکه خانواده‌اش نتونستن.

04:13.651 --> 04:18.941
‫ولی وقتی الان این‌جوری می‌بینمش،
‫بعضی وقتا از خودم می‌پرسم...

04:20.491 --> 04:26.921
‫اینکه اون روز کنار خانواده‌اش می‌مُرد،
‫یا اینکه تنها و با درد به زندگی ادامه بده...

04:27.481 --> 04:30.201
‫واقعاً کدوم یکی براش بهتر بود؟

04:36.281 --> 04:38.771
‫واقعاً از کمکت ممنونم.

04:38.771 --> 04:40.901
‫ممنونم، هیناکو-چان.

04:40.901 --> 04:41.861
‫کاری نکردم.

04:42.371 --> 04:46.951
‫یادم رفت برای میسوی صبحانه فردا
‫وسایل رو آماده کنم.

04:47.341 --> 04:50.601
‫سبزیجاتی هست که دوست نداشته باشی؟

04:51.821 --> 04:55.351
‫اگه هست، حواسم هست که جداشون کنم.

04:55.351 --> 04:57.671
‫اینم برای تشکر از کمکت.

05:01.021 --> 05:02.501
‫مامان...

05:03.951 --> 05:05.971
‫مامان؟

05:07.241 --> 05:09.661
‫آه، من...

05:10.231 --> 05:11.351
‫ببخشید.

05:11.791 --> 05:16.061
‫شما خیلی جوون‌تر از اونید که جای مادرم باشید.

05:17.991 --> 05:20.001
‫نیازی به عذرخواهی نیست.

05:20.001 --> 05:23.901
‫با اینکه جوون به نظر میام، منم یه زمانی مادر بودم.

05:24.311 --> 05:27.541
‫شما... بودید؟

05:27.541 --> 05:28.531
‫هرچند، مادر تنی‌اش نبودم.

05:28.941 --> 05:32.741
‫وقتی با همسرم آشنا شدم،
‫اون از قبل یه بچه داشت.

05:33.561 --> 05:36.081
‫اون بچه جوونمرگ شد.

05:36.931 --> 05:38.291
‫خیلی متأسفم.

05:38.291 --> 05:40.021
‫کاش این بحث رو پیش نکشیده بودم...

05:42.231 --> 05:43.461
‫تبر؟

05:43.751 --> 05:46.481
‫وای خدا. نزدیک بود اتفاقی بیفته.

05:46.481 --> 05:48.681
‫باید اینو یه جای امن بذاریمش.

05:48.941 --> 05:51.601
‫که نمی‌خوایم آسیبی بهت برسه.

05:51.601 --> 05:52.641
‫ها؟

05:53.341 --> 05:55.821
‫هیناکو-چان، می‌دونستی؟

05:55.821 --> 05:59.601
‫زخمی که تبر زنگ‌زده به جا میذاره
‫خیلی دردناکه.

06:00.551 --> 06:02.561
‫این صدا از کجا میاد؟

06:09.821 --> 06:10.741
‫یه یوکای؟

06:11.191 --> 06:13.451
‫تا الان اصلاً حسش نکرده بودم!

06:13.901 --> 06:15.041
‫چرا؟!

06:16.031 --> 06:16.751
‫صبر کن!

06:22.431 --> 06:24.351
‫وای، ترسوندیم!

06:24.351 --> 06:26.351
‫این‌جوری در رو یهو باز نکن!

06:26.351 --> 06:27.871
‫هی، اوومی-سان؟

06:27.871 --> 06:29.551
‫چی شده اینقدر عجله داری؟

06:29.551 --> 06:30.431
‫هیناکو کجاست؟

06:31.431 --> 06:32.911
‫هیناکو-چان؟

06:32.911 --> 06:35.821
‫مگه بعد از اینکه کار ما تموم شد،
‫با تو نرفت حموم؟

06:37.771 --> 06:38.351
‫صبر کن!

06:38.761 --> 06:40.261
‫من هیناکو رو پیدا می‌کنم!

06:40.261 --> 06:41.461
‫میکو؟

06:41.811 --> 06:43.881
‫شما دو تا هم دنبالش می‌گردید؟

06:43.881 --> 06:45.561
‫اتفاقی افتاده؟

06:46.531 --> 06:48.191
‫باید بهتون یه هشداری بدم—

06:48.461 --> 06:51.281
‫من جز هیناکو مراقب کس دیگه‌ای نیستم.

06:53.261 --> 06:56.301
‫هی، میکو، به معلم خبر بدیم؟

06:56.301 --> 07:00.401
‫نه بابا، می‌خوایم جنگ بالشتی راه بندازیم.
‫دنبال چند تا پایه می‌گشتیم!

07:00.401 --> 07:01.581
‫جنگ بالشتی؟

07:01.581 --> 07:05.571
‫می‌خوام همه رو تو یه اتاق بزرگ جمع کنم
‫و یه جنگ بالشتی راه بندازیم!

07:05.571 --> 07:07.551
‫چی، کل ماجرا همینه؟

07:09.591 --> 07:12.281
‫واقعاً که، هیناکو-چان...

07:13.751 --> 07:15.431
‫اگه حواست رو جمع نکنی...

07:20.231 --> 07:23.151
‫آخرش مثل من از وسط نصف میشی.

07:43.191 --> 07:44.741
‫ای وای وای.

07:45.581 --> 07:47.841
‫نباید این‌ور و اون‌ور بدوی.

07:47.841 --> 07:51.421
‫برکه این نزدیکیاست. امن نیست.

07:55.151 --> 07:58.471
‫که نمی‌خوایم بیفتی توش
‫و آسیب ببینی.

08:04.771 --> 08:06.001
‫آیامه-سان...

08:07.111 --> 08:10.171
‫تو یه یوکای بودی؟

08:13.321 --> 08:16.051
‫نه دقیقاً.

08:16.051 --> 08:20.571
‫درست‌تره اگه بگم
‫من یه یوکای <i>شدم</i>.

08:21.551 --> 08:25.421
‫منم یه زمانی مثل خودت انسان بودم، هیناکو-چان...

08:26.011 --> 08:29.921
‫البته شرایط باعث شد به این شکل دربیام.

08:30.631 --> 08:34.261
‫واسه همین برام راحت‌تره که
‫قاطی آدما زندگی کنم.

08:34.701 --> 08:39.471
‫تا وقتی دهنمو باز نکنم،
‫هیچ‌کس نمی‌فهمه یوکای‌ام.

08:40.961 --> 08:44.431
‫البته، ممکنه یه کوچولو بوی
‫مُرده بدم...

08:46.361 --> 08:52.441
‫البته، غذای اصلی من آدما نیستن.

08:52.831 --> 08:55.831
‫تازه بین این خدایان محلیِ
‫الکی و پری‌های دریایی،

08:55.831 --> 08:59.831
‫این دور و برا پر از یوکای‌های دردسرساز شده.

09:00.911 --> 09:02.041
‫ولی...

09:02.041 --> 09:08.001
‫وقتی یه انسان با همچین بوی وسوسه‌انگیزی
‫خودش میفته تو دامن آدم... خودت می‌فهمی دیگه، نه؟

09:10.621 --> 09:11.961
‫اوه، چه سرتق هم هستی!

09:17.471 --> 09:18.891
‫نگران نباش.

09:20.041 --> 09:22.391
‫صاف از وسط نصفت می‌کنم.

09:22.961 --> 09:25.021
‫فقط اصلاً تکون نخور.

09:26.481 --> 09:27.681
‫باید فرار کنم!

09:28.791 --> 09:29.851
‫فرار؟

09:31.081 --> 09:36.211
‫چرا دارم از دست آیامه-سان فرار می‌کنم؟

09:37.771 --> 09:42.871
‫من همیشه آرزو داشتم یه چیزی،
‫مثل همون اقیانوسی که خانواده‌م رو تو خودش کشید،

09:43.831 --> 09:47.631
‫جونم رو ازم بگیره.

09:48.921 --> 09:52.861
‫حالا که بالاخره جلوم ظاهر شده، ولی...

09:54.461 --> 09:59.201
‫اگه آیامه-سان همین الان منو بخوره...

10:25.811 --> 10:27.001
‫ای وای.

10:27.551 --> 10:28.941
‫حالت خوبه؟

10:28.941 --> 10:30.781
‫حتماً خیلی درد داشت.

10:30.781 --> 10:34.921
‫واقعاً همش تقصیر خودته که تکون خوردی.

10:34.921 --> 10:38.051
‫چرا این کارو کردم؟

10:38.361 --> 10:42.301
‫وایِ من. ببین، داری خونریزی می‌کنی.

10:42.301 --> 10:45.011
‫چه حیف و میل وحشتناکی...

10:46.521 --> 10:47.911
‫این طعم...

10:48.551 --> 10:51.011
‫این دیگه چه...؟

10:52.481 --> 10:55.121
‫آها، فهمیدم.

10:55.911 --> 10:59.031
‫آره، این همه چیز رو توضیح میده.

11:00.651 --> 11:02.491
‫چه حیف شد واقعاً.

11:03.311 --> 11:05.581
‫هیناکو-چان...

11:05.581 --> 11:09.011
‫تو خونِ اون پری دریایی رو
‫گرفتی، مگه نه؟

11:19.221 --> 11:20.131
‫اوه؟

11:26.121 --> 11:28.141
‫چه حلال‌زاده.

11:29.311 --> 11:30.431
‫داشتی دقیقاً...

11:32.201 --> 11:35.401
‫...چه کاری باهاش می‌کردی؟

11:36.811 --> 11:38.361
‫واقعاً متأسفم.

11:38.361 --> 11:43.201
‫اگه از همون اول می‌دونستم،
‫اصلاً طرفش هم نمیومدم.

11:43.631 --> 11:47.971
‫فکرش رو هم نمی‌کردم... تو و اون...

11:48.871 --> 11:51.521
‫خفه ... شو

11:57.151 --> 12:00.511
‫پولک‌های تیزی که نور ضعیفی رو بازتاب میدن.

12:01.331 --> 12:04.001
‫شاخ‌های بزرگی که مثل مرجان در هم تنیده شدن.

12:04.611 --> 12:10.761
‫قیافه‌اش اصلاً شبیه اون پری‌های دریایی نبود
‫که بچگی‌هام تو کتاب داستانا می‌دیدم...

12:12.191 --> 12:13.561
‫من...

12:19.851 --> 12:22.971
‫من اینو ندیدم...؟

12:43.601 --> 12:45.011
‫شیوری-سان.

12:45.011 --> 12:47.841
‫دستت طوریش نشده؟

12:49.291 --> 12:50.521
‫آره.

12:51.151 --> 12:53.861
‫حداقل زخم که خیلی سطحی به نظر میاد.

12:55.231 --> 12:57.401
‫از راه پشتی برگرد به اتاقت.

12:58.651 --> 13:03.251
‫به اون روباهه هم میگم بیاد زخمت رو ببنده.

13:04.431 --> 13:07.231
‫شیوری-سان... من...

13:17.211 --> 13:20.671
‫تو خونِ اون پری دریایی رو
‫گرفتی، مگه نه؟

13:21.601 --> 13:25.391
‫خون پری دریایی... این یعنی چی؟

13:26.391 --> 13:29.221
‫و من...

13:30.521 --> 13:33.271
‫من قیافه واقعی تو رو دیدم...

13:36.211 --> 13:39.321
‫یه جایی قبلاً...

13:46.191 --> 13:50.101
‫من واقعاً یه بی‌عرضه‌ام!

13:50.101 --> 13:54.161
‫هم نتونستم تشخیص بدم که اون یوکای‌ه،
‫هم تو اون‌جوری بد آسیب دیدی...

13:54.521 --> 13:58.041
‫تقصیر من خیلی بیشتر از توئه.

13:58.641 --> 14:03.171
‫من اون‌قدر بهش نزدیک بودم
‫و حتی یه ذره هم شک نکردم...

14:03.971 --> 14:08.681
‫آخه، سروکله زدن با این انسان‌هایی که یوکای شدن
‫خیلی سخته.

14:09.121 --> 14:12.781
‫مخصوصاً اونایی که قاطی
‫جامعه آدما شدن.

14:12.781 --> 14:17.461
‫بوشون رو تقریباً نمیشه
‫از آدمای واقعی تشخیص داد.

14:19.021 --> 14:21.271
‫البته...

14:21.711 --> 14:26.361
‫اون دختره ماهی بوی گند صخره‌های کنار دریا رو میده،
‫واسه همین از صد فرسخی میشه تشخیصش داد.

14:29.311 --> 14:31.461
‫اوومی-سان، میشه یه کمکی به ما بکنی؟

14:31.461 --> 14:32.781
‫اومدم.

14:35.241 --> 14:37.321
‫ها؟ چش شده این؟

14:37.321 --> 14:39.081
‫رسماً داره بهم بی‌محلی می‌کنه.

14:39.501 --> 14:42.751
‫از اینکه همیشه خودشو
‫میندازه وسط و دور و بر ما می‌پلکه بدم میاد،

14:42.751 --> 14:45.491
‫ولی اینکه نادیده گرفته بشم هم رو اعصابه.

14:45.491 --> 14:46.931
‫نه، هیناک—

14:51.591 --> 14:52.471
‫هی.

14:53.161 --> 14:56.181
‫دیشب بین تو و اون اتفاقی افتاده؟

15:06.211 --> 15:10.111
‫میکو-چان، گوش کن. من...

15:10.111 --> 15:12.701
‫صبحانه حاضره!

15:13.131 --> 15:14.681
‫وقت غذاست!

15:14.681 --> 15:15.971
‫بزن بریم!

15:18.141 --> 15:19.261
‫هیناکو؟

15:20.521 --> 15:21.461
‫خانم مسئول.

15:21.461 --> 15:25.401
‫یائوتوسه-سان!
‫ممنون بابت همه کمک‌های دیروزت.

15:25.951 --> 15:30.521
‫من... من باید درمورد آیامه-سان باهاتون صحبت کنم.

15:31.411 --> 15:33.011
‫آیامه-سان کیه؟

15:33.341 --> 15:36.161
‫یکی از بچه‌های تیمتونه؟

15:36.161 --> 15:38.141
‫هااا، نه...

15:38.781 --> 15:42.231
‫بیا میسوت رو بگیر سرد نشه.

15:44.291 --> 15:46.531
‫از این اتفاقا زیاد میفته.

15:47.281 --> 15:51.251
‫وقتی یه یوکای غیبش می‌زنه
‫همینطوری میشه دیگه.

15:52.031 --> 15:56.251
‫چون یه چیزیه که
‫اصلاً از اول هم نباید وجود می‌داشت.

15:56.861 --> 15:59.331
‫وضعیت الان
‫همون چیزیه که باید باشه.

16:00.271 --> 16:02.341
‫خودتو درگیرش نکن.

16:02.811 --> 16:04.041
‫آره...

16:06.721 --> 16:09.631
‫می‌خوای قبل اینکه غذا بخوریم، پانسمانت رو عوض کنی؟

16:10.541 --> 16:12.011
‫خودم انجامش میدم.

16:12.311 --> 16:13.991
‫نه بابا، بسپارش به من!

16:13.991 --> 16:15.261
‫باشه...

16:15.681 --> 16:18.551
‫یادت که نرفته با تبر زنگ‌زده خوردی؟

16:18.551 --> 16:20.801
‫که نمی‌خوایم زخمت عفونت کنه.

16:20.801 --> 16:22.601
‫داره ماسک می‌زنه.

16:24.551 --> 16:27.071
‫عه، زخمت که سریع خوب شده.

16:27.071 --> 16:29.851
‫زخم‌هات همیشه خیلی سریع خوب میشه.

16:34.111 --> 16:39.951
‫وقت غذا، وقت غذا، وقت غذا!
‫وقت غذا، وقت غذا!

16:47.191 --> 16:49.161
‫عجب رو مُخیه.

16:49.161 --> 16:50.921
‫رفتارش خیلی عجیب نشده؟ نه؟

16:50.921 --> 16:55.011
‫البته، می‌دونم که
‫همیشه عجیبه، ولی بازم...

16:56.121 --> 16:59.331
‫فکر کنم گوشیم رو تو اتاقم جا گذاشتم.

16:59.331 --> 17:00.721
‫خب بعداً برو بیارش.

17:01.211 --> 17:04.211
‫آخه ممکنه آلارمم زنگ بزنه.

17:04.211 --> 17:05.561
‫تو برو جلو، منم میام.

17:05.561 --> 17:07.151
‫مطمئنی تنهایی مشکلی نیست؟

17:09.581 --> 17:11.231
‫آره، خوبم.

17:29.881 --> 17:30.431
‫خاله از اوشیما
‫صبح بخیر هیناکو-چان.
‫اردوتون امروز تموم میشه؟
‫اونجا محیطش برات ناآشناست،
‫پس مراقب خودت باش...

17:30.431 --> 17:32.911
‫خاله پیام داده.
‫خاله از اوشیما
‫صبح بخیر هیناکو-چان.
‫اردوتون امروز تموم میشه؟
‫اونجا محیطش برات ناآشناست،
‫پس مراقب خودت باش...

17:32.911 --> 17:33.521
‫خاله از اوشیما
‫صبح بخیر هیناکو-چان.
‫اردوتون امروز تموم میشه؟
‫اونجا محیطش برات ناآشناست،
‫پس مراقب خودت باش...

17:33.521 --> 17:35.481
‫بهتره جوابش رو بدم.
‫خاله از اوشیما
‫صبح بخیر هیناکو-چان.
‫اردوتون امروز تموم میشه؟
‫اونجا محیطش برات ناآشناست،
‫پس مراقب خودت باش...

17:35.481 --> 17:35.841
‫خاله از اوشیما
‫صبح بخیر هیناکو-چان.
‫اردوتون امروز تموم میشه؟
‫اونجا محیطش برات ناآشناست،
‫پس مراقب خودت باش...

17:39.411 --> 17:40.551
‫هیناکوچان.

17:43.231 --> 17:45.561
‫انگار جن دیدی.

17:48.631 --> 17:49.901
‫آیامه-سان؟

17:51.031 --> 17:52.401
‫چطور...؟

17:52.401 --> 17:55.721
‫تنها قسمت «واقعی» من، سَرمه.

17:55.721 --> 17:57.861
‫حتی اگه بقیه‌ی بدنم رو تیکه پاره هم بکنی،

17:58.191 --> 18:01.791
‫من که در هر صورت مرده‌ام، پس واقعاً دردی حس نمی‌کنم.

18:02.481 --> 18:05.441
‫نترس.

18:05.441 --> 18:10.821
‫من اون‌قدر وحشی نیستم که به انسانی که
‫یه یوکای دیگه روش دست گذاشته، دست بزنم.

18:14.841 --> 18:19.591
‫البته، ترجیح میدم دوباره
‫تیکه پاره نشم...

18:20.031 --> 18:24.811
‫پس نگران نباش. قبل از اینکه
‫اون پری دریایی یا خدای محلی پیدام کنن، میرم.

18:33.071 --> 18:34.691
‫متأسفم.

18:38.631 --> 18:40.861
‫همیشه بابتش حسرت خوردم.

18:42.221 --> 18:46.941
‫فکر می‌کردم دلم می‌خواد فقط برای یک بار دیگه
‫صورتش رو ببینم...

18:47.641 --> 18:49.641
‫ولی فکر کنم یهو جا خوردم.

18:50.351 --> 18:55.411
‫چون خیلی وقت بود کسی «مامان» صدام نکرده بود.

18:56.371 --> 18:57.791
‫خوشحالم کرد.

18:58.431 --> 18:59.851
‫اون موقع‌ها هم...

19:01.521 --> 19:03.961
‫اگه فقط از ته دل خوشحال بودم...

19:06.241 --> 19:08.251
‫اگه برام یه دردسر نبود...

19:09.501 --> 19:14.111
‫اگه دوستش داشتم...
‫یا حداقل، ازش متنفر نبودم...

19:16.221 --> 19:21.971
‫اون تصادف هم... همه‌ش...
‫تاوان کارای من بود.

19:28.331 --> 19:31.631
‫ببخشید که این‌قدر اذیتت کردم.

19:32.701 --> 19:34.131
‫من دیگه میرم.

19:38.921 --> 19:41.131
‫صبر کنید، آیامه-سان.

19:42.381 --> 19:45.201
‫اون حرفی که دیروز زدید...

19:45.201 --> 19:46.051
‫دیروز؟

19:47.111 --> 19:50.391
‫اینکه من از یه پری دریایی خون گرفتم...

19:52.001 --> 19:53.201
‫آهان.

19:53.811 --> 19:57.361
‫اون‌قدر کامل با وجودت ترکیب شده،
‫که فقط از روی بو نمی‌شد تشخیصش داد.

19:57.681 --> 20:00.301
‫حتماً خیلی وقت پیش بهت دادتش.

20:00.301 --> 20:04.481
‫کاش زودتر می‌گفتی.

20:04.991 --> 20:06.331
‫خیلی وقت پیش؟

20:07.591 --> 20:10.661
‫من که تازه با شیوری-سان آشنا شدم.

20:11.791 --> 20:15.921
‫ولی فکر نمی‌کنم آیامه-سان دروغ بگه.

20:16.861 --> 20:21.171
‫تازه یه حسی هم بهم میگه که قبلاً دیدمش.

20:21.171 --> 20:24.321
‫البته تو این دور و زمونه خیلی نادره.

20:25.771 --> 20:29.271
‫اینکه به یه بچه آدم از خونمون بدیم،
‫و یه جورایی پیمان ببندیم...

20:29.271 --> 20:33.851
‫فکر کنم خیلی وقته که
‫این رسم و رسومات از بین رفته.

20:34.481 --> 20:35.951
‫پیمان بستن؟

20:36.931 --> 20:44.201
‫نه، فکر نکنم... من و شیوری
‫هیچ‌وقت همچین کاری نکردیم.

20:44.711 --> 20:47.571
‫هیچ‌کدومش به نفع تو نیست.

20:48.301 --> 20:51.051
‫من همه این کارا رو برای خودم می‌کنم.

20:51.541 --> 20:57.001
‫چی؟ یعنی... رابطه‌تون فقط در حد دوسته؟

20:57.731 --> 20:59.101
‫دوست؟

20:59.971 --> 21:01.341
‫نه...

21:02.001 --> 21:05.781
‫متأسفانه این هرگز ممکن نیست.

21:06.781 --> 21:12.761
‫شیوری-سان... قول داده که منو بخوره.

21:13.521 --> 21:17.061
‫این تنها دلیلیه که با منه.

21:18.751 --> 21:20.851
‫ما اصلاً دوست نیستیم.

21:22.281 --> 21:26.201
‫ما فقط داریم خواسته‌های همدیگه رو برآورده می‌کنیم.

21:28.321 --> 21:32.331
‫یه انسانی که می‌خواد یه یوکای بخورتش...

21:32.331 --> 21:36.111
‫البته که بوی خیلی خوشمزه‌ای میدی،

21:36.111 --> 21:40.341
‫ولی یه بوی
‫شبیه به بوی منم باهاش قاطی شده.

21:41.151 --> 21:42.461
‫با این حال...

21:42.851 --> 21:47.361
‫این قرار و مدار عجیبیه که
‫اون پری دریایی باهات گذاشته.

21:48.721 --> 21:52.721
‫آخه یه یوکای که خونش
‫با خون یه انسان ترکیب شده باشه...

21:52.721 --> 21:55.571
‫اون انسان براش اون‌قدر
‫چندش‌آور و حال‌به‌هم‌زن میشه، که دیگه خوردنی نیست.

22:00.021 --> 22:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:05.051 --> 22:13.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:30.991 --> 23:33.911
‫قسمت ۹
‫نیایشی حک‌شده

23:33.911 --> 23:35.991
‫«نیایشی حک‌شده.»
‫قسمت ۹
‫نیایشی حک‌شده
