WEBVTT

00:02.191 --> 00:03.901
‫شیوری-سان.

00:04.901 --> 00:07.691
‫تو واقعاً‌ یه یوکای‌ای؟

00:07.771 --> 00:10.441
‫آره،‌ خب، فکر کنم.

00:10.981 --> 00:14.061
‫واقعاً اومدی اینجا تا من رو بخوری؟

00:15.441 --> 00:16.811
‫حرفم اینه، هیناکو...

00:17.351 --> 00:19.981
‫اگه گوشت گاو و مرغ در مقطع خاصی از زندگی‌شون بهترین طعم رو داره،

00:20.771 --> 00:23.981
‫فکر نمی‌کنی این موضوع درمورد آدم‌ها هم صدق کنه؟

00:45.221 --> 00:46.061
‫هـیـولا مـی‌خـواد مـن رو بـخـوره

00:46.061 --> 00:46.971
‫هـیـولا مـی‌خـواد مـن رو بـخـوره

01:58.691 --> 02:02.121
‫دریای امید

02:01.061 --> 02:02.311
‫تشریف بیارید!

02:02.401 --> 02:03.771
‫بیا بعدش اون رو یه امتحانی بکنیم!

02:03.851 --> 02:05.401
‫قبوله!

02:03.851 --> 02:05.401
‫بزن بریم!

02:07.521 --> 02:10.601
‫ای وای من، این رو نگاه!

02:11.691 --> 02:15.271
‫ببین چه غرفه‌های باحالی اینجا هست!

02:16.311 --> 02:18.601
‫هیناکو، بیا اینجا!

02:18.691 --> 02:20.731
‫بجنب، زود باش!

02:22.061 --> 02:24.601
‫هیچ معلوم هست داره چیکار می‌کنه؟

02:25.731 --> 02:28.061
‫اومدم دعوتت کنم جشنواره.

02:28.981 --> 02:31.441
‫می‌خوایم خوش‌مزه‌ت کنیم.

02:36.401 --> 02:37.481
‫بفرما.

02:39.731 --> 02:44.561
‫خیلی‌ها رو دیدم از اینا دست‌شون دارن،
‫گفتم شاید تو هم خوشت بیاد.

02:45.771 --> 02:47.101
‫ممنونم.

02:48.311 --> 02:51.651
‫یا شایدم این رو ترجیح می‌دی؟

02:48.331 --> 02:53.721
انیکمـگینرنـ حبابی چای

02:51.731 --> 02:52.731
‫نه، همین خوبه.

02:57.941 --> 02:59.061
‫چه شیرینه.

03:01.851 --> 03:04.811
‫خیلی سمج و خودخواهه.

03:05.401 --> 03:08.731
‫گوشش به حرف هیچ‌کس بدهکار نیست.

03:08.811 --> 03:09.851
‫عه‌وا؟

03:10.151 --> 03:12.191
‫یهو جمعیت چند برابر شد!

03:12.851 --> 03:16.901
‫آه، فهمیدم. آتیش‌بازی داره شروع می‌شه!

03:17.271 --> 03:18.311
‫هیناکو!

03:22.191 --> 03:23.561
‫با همه‌ی این حرف‌ها...

03:24.731 --> 03:26.941
‫لطفاً ازم جدا نشو.

03:30.851 --> 03:33.981
‫به‌طرز ترسناکی... مهربونه.

03:35.901 --> 03:37.771
‫حس عجیبی داره.

03:38.691 --> 03:42.151
‫وقتی از دستم می‌گیره و من رو توی جشنواره این‌ور و اون‌ور می‌بره...

03:42.771 --> 03:45.941
‫یادِ... گذشته‌ها می‌افتم...

03:46.021 --> 03:47.851
‫بابایی! مامانی!

03:49.311 --> 03:52.441
‫اونی-چان! جشنواره خیلی خوش می‌گذره، مگه نه؟

03:59.191 --> 04:01.401
‫هیناکو؟ مشکلی پیش‌ـــ

04:08.901 --> 04:10.101
‫ببخشید.

04:11.151 --> 04:12.271
‫هیناکو؟

04:20.401 --> 04:23.561
‫از اولشم اومدنم به اینجا اشتباه بود.

04:24.191 --> 04:25.981
‫نمی‌خواستم خاطرات گذشته برام زنده شه.

04:26.941 --> 04:30.771
‫نه... اینطور نیست.

04:31.691 --> 04:35.851
‫مسئله این نیست که نمی‌خوام خانواده‌م رو به یاد بیارم.

04:36.561 --> 04:40.561
‫هرگز نخواستم فراموش‌شون کنم...

04:41.811 --> 04:42.811
‫ولی...

04:42.901 --> 04:44.151
‫هی، کو-کون!

04:44.521 --> 04:47.481
‫آسمون رو نگاه کن! آتیش‌بازی الان شروع می‌شه!

05:02.691 --> 05:04.101
‫هر دفعه که یادم میاد...

05:05.731 --> 05:08.651
‫نفسم بند میاد...

05:09.941 --> 05:11.061
‫و احساس خفگی می‌کنم.

05:21.481 --> 05:23.601
‫آتیش‌بازی خیلی قشنگ بود، نه؟

05:23.691 --> 05:25.561
‫بعداً عکس‌هاشو برام بفرست!

05:25.581 --> 05:29.451
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

05:30.481 --> 05:31.771
‫آه.

05:32.231 --> 05:35.401
‫پس اینجا قایم شده بودی، هیناکو.

05:38.851 --> 05:41.901
‫یهو جیم شدی!

05:41.981 --> 05:44.401
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم.

05:45.441 --> 05:46.651
‫جلو نیا.

05:48.441 --> 05:49.311
‫هیناکوـــ

05:49.311 --> 05:50.691
‫ببین، شیوری-سان.

05:52.351 --> 05:56.061
‫می‌دونم گفتی تا وقتی به اوج خو‌ش‌طعمی نرسم، من رو نمی‌خوری...

05:57.441 --> 06:00.441
‫ولی شک دارم خوش‌طعم‌تر از این بشم.

06:02.481 --> 06:08.561
‫آخه... من همین الانشم از اومدن به این جشنواره پشیمونم.

06:10.731 --> 06:16.521
‫از اینکه تصمیم گرفتم بهت اعتماد کنم، پشیمونم.

06:17.731 --> 06:20.271
‫گفتی می‌خوای خوش‌مزه‌م کنی...

06:21.271 --> 06:24.601
‫اما هرچی بیشتر بهم محبت می‌کنی،
‫بیشتر به این فکر می‌کنم که...

06:25.901 --> 06:29.521
‫واقعاً قصد داری آخرش من رو بخوری یا نه؟

06:36.441 --> 06:38.601
‫تو اصلاً...

06:40.901 --> 06:42.691
‫هیچی حالیت نیست.

06:51.811 --> 06:53.231
‫شیوری-سان؟

06:53.771 --> 06:55.271
‫جای نگرانی نیست.

06:57.651 --> 06:58.691
‫من...

07:00.691 --> 07:02.521
‫آدم نیستم.

07:04.731 --> 07:10.811
‫واقعیتش به کسایی که تسلیم غریزه‌شون می‌شن و
‫سعی می‌کنن یه ناخونک بهت بزنن، حسودیم می‌شه.

07:11.811 --> 07:16.691
‫من ترجیح می‌دم پوستت رو بِکنم،

07:17.561 --> 07:21.901
‫شکمت رو باز کنم، دل و روده‌ت رو بریزم بیرون،

07:22.351 --> 07:25.731
‫و همین حالا درسته ببلعمت؛
‫طوری که حتی یه ناخن هم ازت باقی نمونه.

07:27.901 --> 07:29.901
‫ولی جنابعالی...

07:32.061 --> 07:35.481
‫بعد از اینکه به هزار زحمت آوردمت جشنواره،

07:35.561 --> 07:37.981
‫اومدی می‌گی، «شک دارم خوش‌طعم‌تر از این بشم»،

07:38.061 --> 07:39.981
‫و «تقصیر توــه که بهم محبت می‌کنی.»

07:40.061 --> 07:41.851
‫یعنی چی این حرفا، ایش!

07:41.941 --> 07:46.061
‫من دارم برای خوش‌مزه کردنت این‌همه دردسرو به جون می‌خرم.

07:46.561 --> 07:49.271
‫اصلاً قدر زحماتم رو نمی‌دونی!

07:50.401 --> 07:52.311
‫منو ول کردی به امون خدا و گذاشتی رفتی!

07:53.481 --> 07:57.151
‫عـــه... آه... خب، متأسفم.

07:57.651 --> 07:59.811
‫چرا من دارم معذرت‌خواهی می‌کنم؟

07:59.901 --> 08:02.101
‫اگه برات درس عبرت شده باشه،‌ اشکالی نداره.

08:02.351 --> 08:06.191
‫تازه‌شم، تو یه‌چیزی درموردم فهمیدی!

08:06.271 --> 08:09.101
‫برای اینکه با شناخت همدیگه رابطه‌مون رو صمیمانه‌تر کنیم،

08:09.481 --> 08:12.351
‫منم یه سؤالی ازت می‌پرسم.

08:14.311 --> 08:16.311
‫یه سؤال؟

08:21.191 --> 08:23.811
‫چند وقته ذهنم رو درگیر کرده...

08:25.521 --> 08:26.651
‫تو...

08:28.271 --> 08:30.981
‫چرا انقدر برای مُردن له له می‌زنی؟

08:38.731 --> 08:39.731
‫اونطوری که فکر می‌کنی‌ــــ

08:39.811 --> 08:41.271
‫...نیست.

08:42.021 --> 08:43.851
‫بهم دروغ نگو.

08:49.271 --> 08:55.401
‫درسته که بوی خون و گوشت تو نسبت به بقیه‌ی آدم‌ها، خیلی خوش‌مزه‌تره...

08:55.851 --> 09:02.101
‫ولی برای من هیچ تفاوتی با بوی یه والِ به‌ساحل‌نشسته‌ی درحال فاسد شدن، نداره.

09:03.901 --> 09:07.901
‫این بوی اولیه‌ی فاسدشدگی برای خیلی‌ها به اندازه‌ی کافی خوش‌مزه‌ست؛

09:07.981 --> 09:11.651
‫اما همون‌طور که ملاحظه می‌کنی، من استانداردهای بالاتری دارم.

09:11.981 --> 09:16.351
‫می‌گما، یکم زیاده‌روی نیست که من رو
‫با یه وال درحال فاسد شدن یه کاسه می‌کنی؟

09:16.441 --> 09:18.601
‫هیچ می‌دونستی، هیناکو؟

09:19.691 --> 09:24.021
‫که این بوی آدم‌هاییه که آرزوی مرگ دارن؟

09:29.101 --> 09:31.021
‫تازه فقط این نیست.

09:35.021 --> 09:39.691
‫اون روزی که اون خون‌آشام دریایی خفتت کرد، غافلگیر شدی،

09:40.561 --> 09:43.561
‫اما اصلاً سعی نکردی برای نجات خودت دست‌وپا بزنی.

09:47.151 --> 09:50.351
‫و هردفعه که بهت گفتم می‌خوام بخورمت،

09:50.441 --> 09:53.401
‫واکنشت یه‌طوری بود که انگار از خداته.

09:57.021 --> 09:58.731
‫دلیلش چیه؟

10:00.101 --> 10:01.561
‫واقعاً...

10:02.441 --> 10:04.441
‫رنگ چشم‌هاش...

10:09.811 --> 10:11.191
‫عین دریایی.

10:13.191 --> 10:16.481
‫از همون لحظه‌ی اولی که دیدمت، به این فکر می‌کنم.

10:18.351 --> 10:20.061
‫منظورت چیه؟

10:22.191 --> 10:23.401
‫خانواده‌م...

10:24.731 --> 10:30.771
‫خانواده‌م تو یه تصادف سوختن...
‫و ماشین‌شون افتاد دریا...

10:31.561 --> 10:36.231
‫چشم‌هات انقدر شبیه اون دریاست که... ترسناکه.

10:40.151 --> 10:42.311
‫وقتی شیش سالم بود،

10:43.101 --> 10:45.061
‫همه‌ی اعضای خانواده‌م مُردن.

10:46.351 --> 10:48.651
‫اولین سفر خانوادگی‌مون بود.

11:01.441 --> 11:02.941
‫بابایی...

11:04.311 --> 11:05.651
‫مامانی...

11:06.101 --> 11:07.691
‫اونی-چان...

11:11.811 --> 11:16.401
‫وقتی ماشین از پرتگاه سقوط کرد، من افتادم بیرون.

11:17.601 --> 11:18.851
‫به خودم که اومدم،

11:19.271 --> 11:22.811
‫دیدم امواج دریا، اون ماشین سوخته رو همراه با پدر و مادر و برادرم بلعیدن.

11:24.851 --> 11:27.231
‫هیچ کاری ازم ساخته نبود.

11:30.061 --> 11:31.651
‫اون روز...

11:32.311 --> 11:34.481
‫باید همراه اون‌ها می‌مردم.

11:36.101 --> 11:38.521
‫اگه می‌تونستم فقط چند متر خودمو جلو بکشم،

11:39.691 --> 11:42.021
‫همراه با خانواده‌م توی اون دریای تیره و تاریک غرق می‌شدم.

11:43.521 --> 11:44.561
‫ولی...

11:45.981 --> 11:49.191
‫ولی اون صدا رو شنیدم.

11:50.191 --> 11:52.981
‫«هیناکو، تو باید زنده بمونی.»

11:54.811 --> 11:56.941
‫شاید خیالاتی شده بودم.

11:58.151 --> 12:01.651
‫امکان نداشت صداشون از اون ماشین سوخته به گوشم رسیده باشه.

12:02.691 --> 12:05.151
‫اما شک نداشتم که اون صدا رو شنیدم.

12:06.101 --> 12:07.851
‫قشنگ یادمه.

12:09.191 --> 12:13.271
‫پس حتی اگه اون‌قدری دل‌شکسته و افسرده باشم که بخوام بمیرم...

12:13.851 --> 12:16.561
‫نمی‌تونم این خواسته رو به زبون بیارم.

12:17.651 --> 12:19.191
‫باید محض خاطر خانواده‌م زندگی کنم.

12:20.401 --> 12:21.561
‫من...

12:26.151 --> 12:27.191
‫هیناکو.

12:27.271 --> 12:28.601
‫و همون‌موقع بود که...

12:31.521 --> 12:33.401
‫سروکله‌ی تو پیدا شد.

12:38.401 --> 12:41.101
‫من؟

12:45.101 --> 12:46.981
‫دقیقاً همون چیزی هستی که می‌خواستم.

12:47.811 --> 12:54.771
‫چیزی به این اندازه بی‌رحم، بامحبت و آشفته در تعیین مرگ و زندگی.

12:55.191 --> 12:57.651
‫چیزی که تحت کنترل هیچ آدمی نیست.

12:58.401 --> 13:01.481
‫چیزی شبیه اون دریایی که اون روز خانواده‌م رو در خودش فرو برد،

13:02.231 --> 13:06.901
‫و بی‌شک من رو به کام مرگ می‌فرسته...

13:08.101 --> 13:10.731
‫متوجه منظورت شدم.

13:11.851 --> 13:16.101
‫به‌نظرت از خوش‌شانسیت نبود که جون سالم به در بردی؟

13:17.601 --> 13:20.981
‫همه‌ی عزیزهام رو توی یه چشم به‌هم زدن از دست دادم.

13:21.731 --> 13:26.561
‫کجای این خوش‌شانسیه؟

13:28.021 --> 13:29.981
‫من که همچین فکری نمی‌کنم!

13:30.731 --> 13:34.271
‫الحق که یه هیولایی.

13:37.601 --> 13:40.731
‫با شنیدن این داستان، چیزهای زیادی درباره‌ت فهمیدم!

13:40.811 --> 13:44.771
‫انصافاً صمیمی شدن با بقیه حس فوق‌العاده‌ای نیست؟

13:46.731 --> 13:50.271
‫اگه آرزوی مرگت رو به زبون بیاری، هیچ‌وقت نمی‌تونی خودتو ببخشی.

13:50.811 --> 13:53.151
‫یه احساس کاملاً انسانی.

13:53.231 --> 13:55.981
‫ولی بذار یه نصیحتی بهت بکنم.

13:58.981 --> 14:01.521
‫باید به حرف خانواده‌ت گوش بدی...

14:01.941 --> 14:04.271
‫و از تک‌تک روزهای زندگیت نهایت لذت رو ببری.

14:05.101 --> 14:06.401
‫ولی...

14:06.481 --> 14:09.271
‫سعی کن از دریچه‌ای دنیا رو ببینی که غمی توش نباشه.

14:09.851 --> 14:14.561
‫اگه به حرفم گوش کنی، دیر یا زود زمان مرهمی روی زخم‌های قلبت می‌شه.

14:15.521 --> 14:19.351
‫و وقتی اون روز برسه، توی زندگی به امید و شادی می‌رسی.

14:19.901 --> 14:25.231
‫و پیش خودت فکر می‌کنی،
‫«نمی‌خوام بمیرم. می‌خوام مدت بیشتری زندگی کنم...»

14:26.901 --> 14:30.021
‫و همون‌موقع‌ست که من درسته قورتت می‌دم.

14:32.901 --> 14:38.401
‫پس، هیناکو... اگه واقعاً می‌خوای هرچه زودتر بخورمت،

14:38.481 --> 14:41.191
‫باید همه‌ی سعیتو بکنی که شاد باشی.

14:41.651 --> 14:45.401
‫برای مُردن، باید بیشتر تلاش کنم که زنده بمونم؟

14:46.191 --> 14:47.351
‫چقدر مسخره.

14:47.731 --> 14:50.191
‫این چیزیه که بهش می‌گن منافع مشترک.

14:50.601 --> 14:54.811
‫هرچی بیشتر تلاش کنی، همه‌ی طرفین بیشتر سود می‌برن.

14:55.901 --> 14:59.061
‫ولی حس می‌کنم همه‌ی زحمتشو انداختی گردن من.

14:59.151 --> 15:02.021
‫این نشون می‌ده چقدر روت حساب باز کردم، هیناکو.

15:05.481 --> 15:06.561
‫شیوری-سان.

15:09.101 --> 15:13.021
‫اگه به تور کسی بی‌رحم‌تر از تو بخورم...

15:13.521 --> 15:16.351
‫احتمالاً بذارم اون به‌جای تو من رو بخوره.

15:17.901 --> 15:20.731
‫همچین احتمالی وجود نداره.

15:20.771 --> 15:23.351
‫هر هیولایی هم که سراغت بیاد،

15:23.441 --> 15:27.601
‫نمیذارم دستش حتی به یه انگشتت برسه.

15:30.481 --> 15:32.401
‫راستی، شاید مغازه‌ها هنوز باز باشن!

15:32.481 --> 15:34.811
‫بیا تا دیر نشده یه سر بهشون بزنیم!

15:34.901 --> 15:38.901
‫هـــــه؟ آخه الان سر و صورت هردومون خونیه...

15:38.981 --> 15:42.561
‫آدم‌های عادی خون یوکای‌ها رو نمی‌بینن.

15:42.651 --> 15:45.061
‫و آخرسر از بین می‌ره، خیالت راحت.

15:45.401 --> 15:47.151
‫خب دیگه، بریم!

15:47.781 --> 15:53.831
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

15:57.021 --> 15:59.771
‫سعی کن خوش‌حال باشی...

16:01.021 --> 16:05.311
‫بابا... مامان... اونی-چان...

16:06.401 --> 16:07.981
‫همه‌ی تلاشم رو می‌کنم.

16:08.691 --> 16:11.691
‫با لبخندی روی لب از بدترین جهنم ممکن عبور می‌کنم...

16:12.441 --> 16:15.941
‫تا هرچه زودتر بهتون ملحق بشم.

16:16.521 --> 16:18.271
‫چی می‌خوری؟!

16:21.481 --> 16:24.731
‫آه، تقریباً همه‌ی غرفه‌ها تعطیل شده!

16:24.811 --> 16:27.061
‫غرفه‌ی کیک‌های توکیو هنوز بازه.

16:27.351 --> 16:28.651
‫چه شکلی‌ان؟

16:28.731 --> 16:31.401
نوعی کیک اسفنجی ژاپنی

16:28.731 --> 16:31.401
‫یه‌جورایی مثل بیبی کاستلا ــه؟

16:34.811 --> 16:35.941
‫هیناکو؟

16:46.021 --> 16:48.851
‫اگه واقعاً می‌خوای هرچه زودتر بخورمت،

16:49.691 --> 16:52.481
‫باید همه‌ی سعیتو بکنی که شاد باشی.

16:55.401 --> 16:56.691
‫من رفتم.

17:04.311 --> 17:05.521
‫خیلی عجیبه.

17:06.061 --> 17:10.481
‫تا به امروز امواج، صدای ناخوشایندی برام داشتن.

17:11.441 --> 17:15.351
‫و آفتابِ بی‌اندازه روشنِ تابستون اذیتم می‌کرد...

17:15.441 --> 17:20.851
‫باورم نمی‌شه فقط با چند کلمه‌ی‌ اون، دیدگاهم به دنیا انقدر عوض شده.

17:23.401 --> 17:24.851
‫هیناکو، صبح بخیر!

17:24.941 --> 17:27.021
‫صبح بخیر، میکو-چان.

17:27.101 --> 17:29.731
‫انگار امروز به‌موقع بیدار شدم.

17:29.771 --> 17:32.151
‫می‌بینم امروز سرحالی.

17:32.231 --> 17:33.481
‫آره خب.

17:33.521 --> 17:36.601
‫نمی‌شه که هر روز هر روز الکی توی تختم غلت بخورم.

17:36.691 --> 17:39.101
‫راستی، هیناکو، تو هم انگار امروز کیفت کوکه ها.

17:40.061 --> 17:42.191
‫اتفاق خوبی افتاده؟

17:43.231 --> 17:44.401
‫نمی‌دونم.

17:44.851 --> 17:47.521
‫چرا دوپهلو حرف می‌زنی؟!

17:47.601 --> 17:51.061
‫هی، جدی چه خبر شده؟ بدجوری فضولیم گل کرد!

17:51.151 --> 17:52.941
‫چیزی نشده جان تو.

17:52.981 --> 17:54.271
‫عــــــــــه!

17:54.561 --> 17:56.521
‫آه، راستی.

17:57.771 --> 17:59.691
‫آتیش‌بازی رو دیدی؟

18:00.811 --> 18:01.851
‫هــــــــــه...

18:02.481 --> 18:03.651
‫خــــــــب...

18:04.481 --> 18:08.151
‫نکنه اونجا من رو با شیوری-سان دیده؟

18:09.981 --> 18:12.311
‫منظورت جشنواره‌ی دیروزیه؟

18:12.401 --> 18:13.811
‫آره، آره!

18:13.901 --> 18:16.311
‫گفته بودی می‌تونی از خونه ببینیش، درست می‌گم؟

18:17.851 --> 18:18.901
‫از خونه؟

18:19.401 --> 18:21.441
‫مگه راه دیگه‌ای هم بود؟

18:21.521 --> 18:23.441
‫نــ ــ‌ نه...

18:23.521 --> 18:24.981
‫آره، چیزه...

18:25.351 --> 18:29.021
‫آخیش. پس سؤالش واسه این نبود که ما رو دیده.

18:29.521 --> 18:31.561
‫توی خونه، راستش...

18:31.981 --> 18:35.311
‫درست موقع آتیش‌بازی حموم بودم...

18:35.771 --> 18:37.351
‫پس ندیدیش؟!

18:37.441 --> 18:39.191
‫نــ ــ نه...

18:39.271 --> 18:43.401
‫آتیش‌بازی پارسال حرف نداشت، ولی برای امسال خیلی بزرگ‌تر بود!

18:44.351 --> 18:46.151
‫جدی می‌گی؟

18:46.231 --> 18:48.521
‫ای‌ کاش تو هم می‌دیدی، هیناکو!

18:48.601 --> 18:51.151
‫چندتا عکس گرفتم. بیا ببین!

18:51.691 --> 18:54.101
‫آه... این یکی تاره...

18:55.021 --> 18:59.231
‫یه‌طورایی احساس می‌کنم به میکو-چان خیانت کردم.

19:12.351 --> 19:16.941
‫نمی‌خوای بهش بگم که با هم رفتیم جشنواره؟

19:17.561 --> 19:18.731
‫اگه می‌شه.

19:18.811 --> 19:24.601
‫مسئله‌ای نیست، ولی بهش نمی‌خوره از اون آدم‌هایی باشه که
‫سر همچین چیزی ازت کینه به دل بگیره.

19:24.691 --> 19:28.901
‫اگرم بهش بربخوره، احتمالاً کله‌ی من رو می‌کنه.

19:31.941 --> 19:34.441
‫به‌خاطر این نیست که می‌ترسم عصبانی بشه.

19:34.521 --> 19:36.981
‫بیشتر نگران اینم که یه‌وقت دلش بشکنه.

19:39.191 --> 19:43.271
‫می‌بینم خاطرش خیلی برات عزیزه.

19:46.021 --> 19:47.771
‫بعد از اون تصادف...

19:49.481 --> 19:50.981
‫اوناهاش، اون دختره‌ست.

19:51.481 --> 19:53.941
‫دختر اون سبزی‌فروشه.

19:54.481 --> 20:00.731
‫حس می‌کردم همه خیلی رعایت حالم رو می‌کنن.

20:01.271 --> 20:03.401
‫خیلی بچه‌ست.

20:03.481 --> 20:05.061
‫طفلک.

20:13.401 --> 20:14.441
‫ولی...

20:16.401 --> 20:17.601
‫هیناکو!

20:18.021 --> 20:20.561
‫صبح بخیر! زود باش بریم مدرسه!

20:22.021 --> 20:27.311
‫میکو-چان تنها کسی بود که بعد از تصادف، رفتارش باهام عوض نشد.

20:28.231 --> 20:30.231
‫تمام این مدت علی‌رغم همه‌چی...

20:31.101 --> 20:32.851
‫کنارم موند...

20:35.271 --> 20:38.441
‫دختر خیلی مهربونیه.

20:38.521 --> 20:40.191
‫متوجهم.

20:40.271 --> 20:42.771
‫به احترام ارادتت به دوستت،

20:42.851 --> 20:45.561
‫قضیه‌ی دیشب رو بهش نمی‌گم.

20:46.601 --> 20:47.981
‫ممنونم.

20:48.311 --> 20:55.311
‫تازه‌شم، اگه اون بهترین دوستته، عملاً بهترین دوست منم به حساب میاد!

20:55.851 --> 20:58.601
‫فکر نکنم اینجوری باشه.

21:02.941 --> 21:05.941
‫خب، من آشغال رو می‌برم بیرون.

21:06.021 --> 21:09.191
‫حله! منم جاروها رو میذارم سرجاشون.

21:09.271 --> 21:10.941
‫باشه، قربون دستت.

21:17.441 --> 21:18.561
‫ای داد بیداد.

21:20.441 --> 21:27.231
‫خیال می‌کردم با کشتن اون خون‌آشام دریایی،
‫یوکای‌های ضعیف به خودشون جرئت نمی‌دن که نزدیک بشن ولی...

21:29.351 --> 21:35.561
‫به‌نظر میاد این انگل‌های بی‌عقل تهدید و هشدار سرشون نمی‌شه.

21:36.521 --> 21:39.021
‫ولی انتظار این‌همه رو نداشتم.

21:39.561 --> 21:42.811
‫وقتی چپ و راست داره یوکای به خودش جذب می‌کنه...

21:42.901 --> 21:46.731
‫تعجب می‌کنم چطوری تونسته تاحالا زنده بمونه.

21:49.941 --> 21:50.981
‫یا خدا.

21:52.191 --> 21:53.561
‫اینجا چه خبره...

23:30.991 --> 23:36.001
‫4                    قسمت

23:30.991 --> 23:36.001
شکننده پـیوند یک
