WEBVTT

00:03.890 --> 00:05.890
‫[شامل کلمات 18+]

00:06.881 --> 00:10.081
‫[دو ماه بعد]

00:12.610 --> 00:16.129
‫شرمنده که اتاقتون دوتایی شد.
‫امروز اتاق‌ها همه پر شدن

00:16.130 --> 00:17.569
‫به گمونم حداقل از تخت دو طبقه بهتره

00:17.570 --> 00:19.770
‫آره، اینطوری چهار نفر
‫توی یه اتاق جا می‌شدن

00:23.250 --> 00:25.690
‫شرمنده. بابت اتاق شرمنده‌ام

00:27.330 --> 00:28.490
‫شرمنده

00:32.893 --> 00:35.893
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:36.490 --> 00:39.409
‫سلام بچه‌ی عزیزم

00:39.410 --> 00:42.209
‫خیلی بابت این وضعیت شرمنده‌ام

00:42.210 --> 00:44.164
‫توی مهمونی اداره مست کرد

00:44.165 --> 00:45.849
‫بعداً خفه‌اش می‌کنم

00:45.850 --> 00:48.849
‫حواستون باشه که کارشو تموم کنید،
‫چون توی اورژانس سرشون خیلی شلوغه

00:48.850 --> 00:52.249
‫- حالا یه انقباض درست حسابی داریم
‫- با تمام قدرت برای آخرین بار فشار بده

00:52.250 --> 00:53.530
‫کارت خیلی خوبه

00:55.650 --> 00:57.410
‫دیگه فشار نده. نفس بکش

01:02.130 --> 01:04.490
‫هورا! وای

01:06.690 --> 01:07.890
‫دوستت دارم

01:08.970 --> 01:10.450
‫دوستت دارم

01:16.141 --> 01:18.221
‫[شروتی آچاریا]

01:26.650 --> 01:28.049
‫آقا

01:28.050 --> 01:29.809
‫آقا، بس کن

01:29.810 --> 01:31.890
‫اینجا که توالت نیست ای مردک...

01:39.970 --> 01:42.449
‫چطوره بری طبقه‌ی پایین
‫و یه نیم ساعتی قدم بزنی؟

01:42.450 --> 01:45.009
‫چی؟ تا اون موقع نمی‌تونی یه جوری
‫ما رو جا کنی؟

01:45.010 --> 01:46.929
‫من که پیتزافروشی اداره نمی‌کنم آقا

01:46.930 --> 01:49.769
‫- کی منو خبر کرده؟
‫- تریسی یه اف‌بی‌اس لازم داره عزیزم

01:49.770 --> 01:51.689
‫یه اف‌بی‌اس برام انجام بده

01:51.690 --> 01:54.367
‫- اف‌بی‌اس یعنی چی؟
‫- نمونه‌ی خون جنین

01:54.368 --> 01:55.368
‫آها

01:55.690 --> 01:58.049
‫- کدوم اتاق؟
‫- اتاق شماره پنج

01:58.050 --> 02:00.369
‫امروز به اون مراسم شروتی میری؟

02:00.370 --> 02:01.370
‫خب قصد داشتم برم...

02:01.371 --> 02:03.039
‫ولی مطمئن نیستم بتونم این سیستم رو
‫بسپارم دست...

02:03.040 --> 02:04.929
‫یه معلم ورزش با یونیفرم پزشکی

02:04.930 --> 02:08.129
‫آدام، میشه راجع به یه بیمار
‫که ویزیتش کردم یه سوال بپرسم؟

02:08.130 --> 02:12.769
‫- سریع بپرس پس
‫- خب 32 و نیم سالشه...

02:12.770 --> 02:15.449
‫37 هفته‌ست که حامله‌ست،
‫به طور کلی خوب و سالمه...

02:15.450 --> 02:17.089
‫آسم داره، واسه همین گاهی وقتا...

02:17.090 --> 02:19.610
‫سریع یعنی برو مستقیم سر اصل مطلب کوفتی

02:21.010 --> 02:24.170
‫- صحیح، دچار عفونت ادراری شده، خب...
‫- آره...

02:25.490 --> 02:28.049
‫خب بهش آنتی‌بیوتیک بدم؟

02:28.050 --> 02:31.290
‫می‌خواستی چی بدی پس؟ یه کریستال درمانی
‫و چندتا طلسم جادویی؟

02:32.490 --> 02:34.089
‫یه ذره مختو به کار بگیر

02:34.090 --> 02:37.130
‫و جایزه‌ی بهترین رئیس سال می‌رسد به...

02:42.111 --> 02:43.831
‫[تماس از گِرگ]

02:47.410 --> 02:49.130
‫یه ذره زاویه‌ی لامپ رو بهتر کن

02:51.650 --> 02:52.690
‫لطفاً دیگه؟

02:54.690 --> 02:55.730
‫لطفاً

02:58.530 --> 03:01.289
‫یادت باشه بابت رفتارم
‫یه فرم شکایت دیگه پر کنی

03:01.290 --> 03:03.089
‫چند هفته این وضع رو تحمل کردم، آدام

03:03.090 --> 03:06.049
‫- میشه انقدر لاشی نباشی؟
‫- تریسی!

03:06.050 --> 03:08.929
‫نه، اینطوری به من نگو تریسی.
‫به هر حال بیمار ناشنواست

03:08.930 --> 03:11.089
‫تازه اگه نبود هم مطمئنم
‫اونم موافق بود...

03:11.090 --> 03:13.409
‫که حرف خیلی لاشیانه‌ای زدی

03:13.410 --> 03:14.929
‫می‌دونم که ترک عادت موجب مرضه...

03:14.930 --> 03:16.849
‫ولی می‌خوای حرفه‌ای رفتار کنی؟

03:16.850 --> 03:18.449
‫چی؟ یعنی مثل تو؟

03:18.450 --> 03:20.449
‫خب این با فرض اینه که
‫بعد از جلسه‌ی فردا...

03:20.450 --> 03:22.130
‫هنوز حرفه‌ای برام باقی مونده باشه

03:25.410 --> 03:26.790
‫بعدم محض اطلاعت...

03:26.791 --> 03:30.060
‫اگه بتونم یه پنج دقیقه‌ای
‫واسه مراسم یادبود شروتی می‌زنم بیرون

03:30.061 --> 03:32.681
‫چیه، حالا که مُرده براش وقت داری، آره؟

03:35.050 --> 03:37.230
‫ببخشید. منظوری نداشتم

03:38.810 --> 03:41.689
‫مطمئنی که اونی که لاشیه منم؟

03:41.690 --> 03:44.090
‫می‌دونید که من لب‌خونی بلدم دیگه؟

03:48.610 --> 03:49.650
‫سلام

03:51.090 --> 03:53.049
‫میای به مراسم یادبود؟

03:53.050 --> 03:54.330
‫آره

04:01.490 --> 04:03.290
‫- خوش بگذره
‫- آهای، اونو بده به من

04:04.650 --> 04:06.250
‫اگه خودش بود، دلش می‌خواست تو اونجا باشی

04:08.290 --> 04:10.930
‫- مطمئنی؟
‫- البته

04:16.810 --> 04:18.169
‫سی ثانیه وقت داری

04:18.170 --> 04:21.329
‫خیلی‌خب. اِما یه درد عجیبی
‫توی کشاله‌ی رانش حس می‌کنه

04:21.330 --> 04:23.889
‫فقط وقتی روی یه پا می‌ایسته
‫درد می‌گیره، ولی خیلی شدیده

04:23.890 --> 04:26.089
‫- به نظرت چیکار کنیم؟
‫- روی دوتا پا وایسته

04:26.090 --> 04:27.889
‫منظورم وقتیه که داره شلوار پاش می‌کنه

04:27.890 --> 04:29.969
‫احتمالاً از کار افتادگی مفصلی
‫استخوان شرمگاهیه

04:29.970 --> 04:31.729
‫جای نگرانی نداره. برید پیش فیزیوتراپ

04:31.730 --> 04:34.409
‫- یه کمربند خاصی بهش میدن
‫- یه دونه باشی. بعد...

04:34.410 --> 04:35.450
‫زمانت تموم شد، خداحافظ

04:44.650 --> 04:47.889
‫ممنون از این جمعیت زیادی که اومدن

04:47.890 --> 04:50.129
‫خدا می‌دونه کی بالا سر بخش زایمانه

04:50.130 --> 04:51.769
‫بهتره من نباشم

04:51.770 --> 04:55.129
‫مسلماً برای یادبود شروتی آکاریا
‫اومدیم اینجا...

04:55.130 --> 04:57.810
‫و برای پرده‌برداری از این...

04:58.970 --> 05:01.970
‫به گمونم درخت بلوط دوست‌داشتنی
‫برای یادبودش

05:03.130 --> 05:06.929
‫خب اجازه بدید اول آقا و خانم آکاریا
‫صحبت کنن

05:06.930 --> 05:09.930
‫- آچاریا
‫- آچاریا

05:12.410 --> 05:14.410
‫ممنون از همه که اومدن

05:16.490 --> 05:19.010
‫می‌دونید، شروتی عاشق این بود
‫که دکتر بشه

05:20.090 --> 05:22.449
‫ولی هر بار که بهمون زنگ میزد،
‫می‌گفت که...

05:22.450 --> 05:24.850
‫چقدر از کار کردن با همه‌ی شما لذت می‌بره

05:26.770 --> 05:32.770
‫شروتی با تمام موفقیت‌هاش
‫مایه‌ی افتخار ما میشد

05:33.010 --> 05:37.489
‫خیلی هم برای ما خوشحال‌کننده‌ست
‫که به زندگی ادامه میده...

05:37.490 --> 05:41.129
‫نه فقط در قلب و فکر ما...

05:41.130 --> 05:46.570
‫بلکه در این درخت زیبایی
‫که بیشتر از همه در اینجا عمر می‌کنه

05:53.210 --> 05:55.849
‫به عنوان سرپرست آموزشی شروتی...

05:55.850 --> 06:00.529
‫کاملاً می‌دونم که
‫چه دکتر متعهد و فداکاری بود

06:00.530 --> 06:05.089
‫این رو میشه از قبولیش با اولین شرکت
‫در آزمون ورودی تخصص پزشکی فهمید

06:05.090 --> 06:07.689
‫باید بگم که خودم موفق به این کار نشدم

06:07.690 --> 06:10.089
‫هفت بار هم امتحان رانندگی دادم و ادامه داره

06:10.090 --> 06:12.529
‫با یه دست می‌تونم توی پنج دقیقه
‫یه سزارین انجام بدم...

06:12.530 --> 06:14.370
‫ولی هنوز دور دو فرمون بلد نیستم

06:16.450 --> 06:18.890
‫همه‌ی ما به خاطر فقدان اون در عجز هستیم

06:20.290 --> 06:25.290
‫ولی افسردگی بی‌رحمه، و در رابطه با
‫مسئله‌ی شروتی، آروم و بی‌صدا هم هست

06:26.650 --> 06:27.970
‫در حالی که...

06:30.090 --> 06:31.849
‫مشخصاً سر کار اوضاعش خوب بود...

06:31.850 --> 06:34.729
‫مسلماً دست‌های دیگری هم در کار بودن

06:34.730 --> 06:38.089
‫توی زندگی هم درست مثل
‫بخش زایمان آدم هرگز نمی‌فهمه...

06:38.090 --> 06:39.850
‫چی در انتظارشه

06:45.050 --> 06:46.929
‫- خانم هاتن؟
‫- بله؟

06:46.930 --> 06:50.250
‫فکر می‌کنم شروتی اونقدری که
‫شما گفتید سر کارش راضی نبود

06:51.410 --> 06:53.609
‫نه بابا؟ جان من؟

06:53.610 --> 06:57.090
‫خب می‌خواستی جلوی پدر و مادرش چی بگم؟
‫بگم از پس این کار بر نیومده؟

06:58.610 --> 07:01.690
‫آخه نباید یه جور تحقیقاتی انجام بشه؟

07:02.490 --> 07:04.889
‫یا نکنه همه می‌خوایم...

07:04.890 --> 07:07.329
‫تظاهر کنیم که اینجا هیچ مشکلی نداره؟

07:07.330 --> 07:10.489
‫شرمنده، حتماً مخم قاطی کرده.
‫من کِی گفتم هیچ مشکلی وجود نداره؟

07:10.490 --> 07:14.289
‫این بیمارستان کلاً سه‌تا دکتر داره و
‫بودجه‌اش هم 12.5 پونده

07:14.290 --> 07:16.809
‫خب اگه می‌خوای این وضع رو تغییر بدی
‫برو وزیر دولت شو...

07:16.810 --> 07:19.649
‫چون هیچ کدوم از ما
‫هیچ گهی نمی‌تونیم بخوریم

07:19.650 --> 07:21.490
‫خب من...

07:23.850 --> 07:25.289
‫خب پس حالا چیکار کنیم؟

07:25.290 --> 07:27.570
‫خب برمی‌گردیم سر کارمون، مگه نه؟

07:29.210 --> 07:32.970
‫در نهایت هم یادشون میره به درخت آب بدن
‫و اونم خشک میشه

07:52.530 --> 07:54.330
‫خیلی بهتون تسلیت میگم

07:57.010 --> 07:59.730
‫شما از همکاران نزدیک شروتی بودید؟

08:01.050 --> 08:02.130
‫من...

08:04.130 --> 08:06.210
‫نه، نه راستش، نه

08:09.730 --> 08:11.370
‫ولی جاش خیلی خالیه

08:19.890 --> 08:21.370
‫دنبالم بیا، کِی

08:24.370 --> 08:28.330
‫خب، فردا جلسه‌ی بزرگت توی ساختمون
‫شورای پزشکیه؟

08:29.530 --> 08:31.369
‫آره، آره

08:31.370 --> 08:34.009
‫باید بگم که خیلی متأسفم که
‫باید این ماجراها رو پشت سر بذاری

08:34.010 --> 08:36.049
‫اگه نظر منو بخوای،
‫به نظرم خیلی بی‌انصافیه...

08:36.050 --> 08:39.098
‫- که باید اینطوری تموم بشه
‫- مطمئن نیستم تموم بشه

08:39.850 --> 08:43.329
‫خب توی توضیحاتت دروغ گفتی.
‫به نظر من دیگه کار تموم‌شده‌ست

08:43.330 --> 08:45.729
‫بعید می‌دونم کسی بتونه
‫از چنین وضعی قسر در بره

08:45.730 --> 08:47.689
‫نه، من چیزی رو نوشتم که خودت
‫بهم گفتی بنویسم...

08:47.690 --> 08:49.169
‫بعدش جا زدی و کشیدی عقب

08:49.170 --> 08:51.970
‫خب به نظر وکیلم شانس مبارزه دارم

08:53.410 --> 08:55.890
‫توی دادگاه قصد داری چطور پیش بری؟

08:57.370 --> 09:01.209
‫خب ایشالا بتونم قانعشون کنم
‫که لازم نیست یه لغزش ساده...

09:01.210 --> 09:04.249
‫در تصمیم‌گیری حرفه‌ایم...

09:04.250 --> 09:06.209
‫آینده‌ام رو زیر سوال ببره

09:06.210 --> 09:08.170
‫تو دکتر خیلی خوبی هستی، آدام

09:09.170 --> 09:11.609
‫دکترای بیشتری مثل تو لازم داریم

09:11.610 --> 09:15.089
‫اینو به خودت و بیمارانت مدیونی
‫که خودتو توی بازی نگه داری

09:15.090 --> 09:20.049
‫من اگه توی موقعیت تو بودم، به نظرم
‫سعی می‌کردم روایت رو...

09:20.050 --> 09:22.169
‫یه کوچولو تغییر بدم

09:22.170 --> 09:24.609
‫مطمئن نیستم متوجه منظورتون شده باشم

09:24.610 --> 09:29.769
‫خب، فقط به دوستامون توی
‫شورای پزشکی بگو که همکارت...

09:29.770 --> 09:33.889
‫دکتر آچاریا، به اشتباه بهت گفته
‫که من گفتم اشکالی نداره...

09:33.890 --> 09:38.290
‫که بیمار رو بفرستی خونه،
‫در حالی که اصلاً با من صحبت نکرده بوده

09:39.730 --> 09:43.770
‫فقط و فقط اون بوده که
‫زنجیره‌ی مشکلات رو آغاز کرده

09:45.610 --> 09:48.809
‫ولی اون این کارو نکرد

09:48.810 --> 09:49.850
‫کی می‌خواد بفهمه؟

09:53.010 --> 09:55.209
‫دارید میگید که...

09:55.210 --> 09:57.089
‫شروتی رو سپر بلای خودم کنم؟

09:57.090 --> 09:58.889
‫اینطوری کسی ضرر نمیده

09:58.890 --> 10:02.249
‫الان وقت مصلحت‌گراییه، نه احساسات

10:02.250 --> 10:04.970
‫البته اگه بخوای شغلتو حفظ کنی

10:20.610 --> 10:22.689
‫یه دیلم برداشتم بیام سراغت

10:22.690 --> 10:24.010
‫منم، مامان

10:25.250 --> 10:27.850
‫می‌دونم که تویی.
‫اومدم پیانو رو بزنم خُرد کنم

10:29.730 --> 10:31.649
‫شوبرت می‌زنی

10:31.650 --> 10:33.850
‫از پیانو زدنت نمیشه تشخیص داد چیه

10:36.610 --> 10:38.929
‫واسه فردا آماده‌ای؟

10:38.930 --> 10:43.690
‫- آره به گمونم
‫- فقط یه مانعه. یه مشکل ناچیز اداریه

10:44.730 --> 10:46.889
‫- صورتتو اصلاح می‌کنی دیگه؟
‫- آره

10:46.890 --> 10:49.049
‫حواست باشه عملکرد خوبی داشته باشی، آدام

10:49.050 --> 10:52.689
‫چون ما خیلی زحمت کشیدیم
‫که به اینجا برسونیمت

10:52.690 --> 10:54.169
‫عه، حالا شد ما؟

10:54.170 --> 10:56.969
‫میشه بهم یادآوری کنی که خودت چند شیفت
‫توی بخش زایمان کار کردی؟

10:56.970 --> 10:58.889
‫آها، فقط یه بار سر زدم به بخش زایمان...

10:58.890 --> 11:01.810
‫بعدش قید کل زندگیمو زدم
‫که تو رو به اینجا برسونم

11:03.810 --> 11:06.569
‫فکر نکنم یادم بیاد که من ازت خواسته باشم
‫این کارو کنی

11:06.570 --> 11:09.170
‫درست همونطور که من هرگز نمی‌فهمم
‫چی شد که انقدر گستاخ شدی

11:12.370 --> 11:14.050
‫یه راز جاودانه

11:29.290 --> 11:31.769
‫هم‌اکنون به ایستگاه پیکدلی منچستر
‫نزدیک می‌شویم...

11:31.770 --> 11:33.690
‫که این خط به پایان می‌رسد

11:34.690 --> 11:37.129
‫آره، خب فقط به سوالاتشون
‫جواب آره یا نه بده...

11:37.130 --> 11:40.730
‫هر سوالی هم که جواب طولانی‌تری
‫لازم داشت، بسپارش به من

11:44.290 --> 11:46.489
‫مشکلی برام پیش نمیاد؟

11:46.490 --> 11:47.930
‫نه بابا، رواله

11:51.330 --> 11:53.689
‫ببخشید، یه لحظه. چی گفتی؟

11:53.690 --> 11:56.410
‫- گفتم مشکلی برام پیش نمیاد؟
‫- خدا می‌دونه

11:57.450 --> 12:00.089
‫ولی می‌دونی شعار من چیه؟

12:00.090 --> 12:01.890
‫هرگز نگو هرگز

12:03.770 --> 12:06.050
‫- میرم دستشویی
‫- باشه

12:08.090 --> 12:10.130
‫پنج دقیقه وقت داری، آلن

12:24.330 --> 12:25.650
‫انجامش بده بره دیگه

12:26.890 --> 12:28.769
‫وقتی زنده بودم مثل آشغال
‫با من رفتار می‌کردی

12:28.770 --> 12:30.370
‫مگه یه بار دیگه به کجا برمی‌خوره؟

12:50.130 --> 12:51.850
‫اونجا که کوکائین نزدی، نه؟

12:54.010 --> 12:55.210
‫نه

12:56.570 --> 12:58.130
‫آدام کی؟

13:03.250 --> 13:06.250
‫خیلی‌خب، اول شما. موفق باشی

13:11.170 --> 13:13.130
‫امیدوارم یه کمی هم گذاشته باشی
‫بعد دادگاه مصرف کنیم

13:22.010 --> 13:24.609
‫عالیه. قراره توی یه اتاقی اخراج بشم...

13:24.610 --> 13:26.610
‫که انگار واسه دوره‌ی مضرات
‫سرعت غیرمجاز استفاده شده

13:30.410 --> 13:33.289
‫عصر به خیر. من تینا شارپ‌هاوس...

13:33.290 --> 13:35.169
‫ریاست دادگاه هستم

13:35.170 --> 13:39.210
‫این جلسه‌ی رسیدگی به پرونده‌ی
‫آدام ریچارد کِی هستش

13:40.490 --> 13:42.570
‫میشه لطفاً بایستید، دکتر کِی؟

13:43.610 --> 13:46.409
‫هنوز دکتر صدام می‌کنن. شروع خوبیه

13:46.410 --> 13:48.609
‫قسم می‌خوری که حقیقت رو بگی،
‫تمام حقیقت رو بگی...

13:48.610 --> 13:50.290
‫و چیزی جز حقیقت نگی؟

13:56.490 --> 13:57.889
‫قسم می‌خورم

13:57.890 --> 13:59.250
‫لطفاً بنشینید

14:01.490 --> 14:07.490
‫در روز شانزدهم آوریل، ساعت 4 و 15 دقیقه،
‫شما اریکا ون هیگن رو معاینه کردید...

14:08.330 --> 14:11.969
‫که در هفته‌ی بیست و پنجم حاملگی بود
‫و سردرد بهش دست داده بود

14:11.970 --> 14:14.009
‫شما مرخصش کردید و فرستادیدش خونه

14:14.010 --> 14:17.569
‫در توضیحاتتون نوشتید که
‫در مورد این تصمیم...

14:17.570 --> 14:20.409
‫با مشاورتون آقای نایجل لاکهارت صحبت کردید

14:20.410 --> 14:22.089
‫مسئله‌ای که ایشون تکذیب می‌کنن

14:22.090 --> 14:24.289
‫- مایلم چند کلمه صحبت کنم
‫- نه، مایل نیستی

14:24.290 --> 14:26.969
‫بعداً وقت هست که هرچی لازمه بگید

14:26.970 --> 14:29.169
‫- می‌تونید بشینید
‫- در اون روز مورد بحث...

14:29.170 --> 14:32.330
‫من در کنار یه همکار اس‌اچ‌او...

14:35.970 --> 14:37.770
‫به اسم شروتی آچاریا کار می‌کردم

14:43.890 --> 14:46.169
‫اصلاً انتظارشو نداشتم

14:46.170 --> 14:48.649
‫آخه اگه قبلش ازم می‌پرسیدی،
‫می‌گفتم کارت تمومه...

14:48.650 --> 14:52.009
‫ولی بعد یه دفعه بی‌هوا اونو رو کردی

14:52.010 --> 14:53.770
‫واقعاً باورم نمیشه که پیروز شدیم

14:54.930 --> 14:56.969
‫در ضمن باورت نمیشه چقدر
‫به این پیروزی احتیاج داشتم

14:56.970 --> 14:59.490
‫امسال تعداد پرونده‌هایی که
‫برنده شدم زیاد جالب نبوده

15:06.151 --> 15:09.021
‫[تماس از مامان]

15:45.810 --> 15:47.329
‫خوشحالم که می‌بینمت

15:47.330 --> 15:50.049
‫- همچنین
‫- چیزی می‌خوری؟

15:50.050 --> 15:51.530
‫نه، ممنون

15:53.810 --> 15:55.209
‫حالت چطوره؟

15:55.210 --> 15:56.769
‫آره، بدک نیستم

15:56.770 --> 15:58.409
‫خوبه

15:58.410 --> 16:00.329
‫زن و شوهر طبقه‌ی پایین
‫یه بچه‌ی دیگه به دنیا آوردن...

16:00.330 --> 16:04.690
‫که روزی حدود 20 ساعت جیغ می‌زنه،
‫واسه همین زمانبندیت خیلی خوب بود

16:08.170 --> 16:09.649
‫به نظر سرحال میای

16:09.650 --> 16:11.449
‫یعنی چاق شدم؟

16:11.450 --> 16:14.209
‫به خاطر آشپزیشه

16:14.210 --> 16:16.690
‫می‌دونی، همه‌ی غذاها رو با کَره پر می‌کنه

16:18.930 --> 16:20.689
‫چطوره؟

16:20.690 --> 16:23.369
‫بازگشت به آغوش و بند مادر؟

16:23.370 --> 16:24.970
‫یه مقدار داره خفه‌ام می‌کنه

16:26.170 --> 16:27.849
‫ولی می‌دونی...

16:27.850 --> 16:30.690
‫کِی شده که یه خفگی جزئی
‫به کسی آسیبی بزنه؟

16:37.170 --> 16:40.129
‫خب، با چندتا مشاور املاک صحبت خوبی داشتم

16:40.130 --> 16:42.489
‫گفتن که درواقع یه بند جدایی شش ماهه هست...

16:42.490 --> 16:44.090
‫واسه همین سپتامبر می‌تونم از اونجا برم

16:45.170 --> 16:47.009
‫فرمش رو چاپ کردم

16:47.010 --> 16:49.810
‫فقط باید پایینش رو امضا کنی

16:56.890 --> 16:58.130
‫کار چطوره؟

17:02.890 --> 17:04.210
‫افتضاح

17:10.970 --> 17:12.250
‫شروتی؟

17:13.930 --> 17:15.810
‫خیلی وحشتناکه

17:17.810 --> 17:20.668
‫مدام هرچی که بهش گفتم رو
‫توی ذهنم مرور می‌کنم

17:26.130 --> 17:28.250
‫هرچی که باید می‌گفتم

17:31.730 --> 17:34.409
‫هرچی که نباید می‌گفتم. آخه...

17:34.410 --> 17:36.570
‫متوجه نمیشم چطوری...

17:38.450 --> 17:39.930
‫بگذریم

17:41.570 --> 17:43.050
‫به طرز وحشتناکی ناامیدش کردم

17:44.090 --> 17:45.730
‫خودتو سرزنش نکن

17:47.570 --> 17:49.249
‫مطمئنم که رئیس معرکه‌ای بودی

17:49.250 --> 17:51.170
‫رئیس افتضاحی بودم

17:52.770 --> 17:54.570
‫دوست‌پسر افتضاح و دکتر افتضاحی بودم

17:56.610 --> 17:57.810
‫بیخیال بابا

17:59.250 --> 18:01.770
‫خب یعنی چی؟ دوست‌پسر فوق‌العاده‌ای بودم؟

18:09.170 --> 18:10.969
‫شنبه چیکاره‌ای؟

18:10.970 --> 18:12.250
‫میرم یه دوی ماراتون 10 کیلومتری

18:13.250 --> 18:14.570
‫به نظر افتضاح میاد

18:15.770 --> 18:18.850
‫خب هنوز اگه بخوای
‫توی عروسی گِرگ یه جا هست

18:20.010 --> 18:21.630
‫بعد اونوقت این از دوی ماراتون بهتره؟

18:24.610 --> 18:28.129
‫اِما دکوراسیون میزها رو طراحی کرده.
‫افتضاحن

18:28.130 --> 18:30.810
‫- انگار دیلدوهای شیشه‌ای یه متری‌ان
‫- یا خدا

18:33.330 --> 18:34.769
‫بگذریم...

18:34.770 --> 18:38.250
‫میشه اینو مد نظر قرار بدی که
‫به صورت موقتی همراه من باشی؟

18:39.730 --> 18:41.849
‫نمی‌دونم، آدام. مطمئنم نیستم که...

18:41.850 --> 18:43.010
‫حضور...

18:44.330 --> 18:46.930
‫افتخاری ویژه‌ی یک قسمتی؟

18:55.930 --> 18:58.049
‫- سلام، گِرگ
‫- یه سوال کوچیک، مطمئنم که چیزی نیست

18:58.050 --> 18:59.489
‫پس شاید بهتر باشه بهم زنگ نزنی

18:59.490 --> 19:01.549
‫اِما الان بهم زنگ زد و میگه که
‫بچه دیگه لگد نمی‌زنه

19:01.550 --> 19:03.125
‫می‌دونی، معمولاً واسه خودش
‫یه پا رونالدوئه...

19:03.126 --> 19:04.630
‫ولی امروز صبح مثل رونی روزنتال شده

19:04.631 --> 19:07.489
‫خواهش می‌کنم
‫ارجاعات همجنس‌گرایانه‌ی بیشتری بده

19:07.490 --> 19:09.849
‫مثلاً بگو رقص پای باب فاسی، اینجور چیزا

19:09.850 --> 19:12.769
‫- آخرین بار کِی حرکتی احساس کرده؟
‫- حدود 90 دقیقه پیش

19:12.770 --> 19:15.249
‫بهش بگو یه لیوان آب یخ بخوره

19:15.250 --> 19:16.569
‫اینطوری به حرکت می‌افته

19:16.570 --> 19:19.169
‫مثل ریختن یه لیوان آب یخ
‫روی جیکسی که بیدار بشه

19:19.170 --> 19:20.449
‫دقیقاً

19:20.450 --> 19:25.809
‫یکی از بچه‌های دانشگاه
‫الان مشاور کاریابی نشده؟

19:25.810 --> 19:27.889
‫- آره، وِلی
‫- گندش بزنن

19:27.890 --> 19:30.449
‫- کسی دیگه نیست؟
‫- نه، به طرز حیرت‌آوری کارش حیرت‌آوره

19:30.450 --> 19:31.910
‫یه مقدار مثل هالک شگفت‌انگیز می‌مونه...

19:31.911 --> 19:34.289
‫فقط چیزی که قدرتشو فعال می‌کنه، تکیلاست

19:34.290 --> 19:35.889
‫قضیه مربوط به...

19:35.890 --> 19:38.049
‫وای خدا، اخراج شدی؟

19:38.050 --> 19:40.529
‫نه، نه. کاری که لازم بود رو انجام دادم

19:40.530 --> 19:41.769
‫یعنی چی؟

19:41.770 --> 19:44.390
‫فقط خواستم ببینم تغییر حال و هوا
‫شاید برام خوب باشه

19:52.250 --> 19:53.930
‫خیلی‌خب، نگاهش کن

19:56.930 --> 19:59.009
‫اریکا، ببین کی اینجاست

19:59.010 --> 20:00.369
‫خدای من، دکتر آدام!

20:00.370 --> 20:01.929
‫وای خدا

20:01.930 --> 20:04.009
‫خیلی خوشحالم که تونستید بیایید

20:04.010 --> 20:06.089
‫باورتون میشه که میستی داره میره خونه؟

20:06.090 --> 20:07.410
‫باید بیایید بهش سلام کنید

20:08.530 --> 20:10.369
‫ببین کی اومده دیدنت

20:10.370 --> 20:12.569
‫دکتر آدام

20:12.570 --> 20:15.289
‫فقط خیلی خوشحالم که همه‌چی...

20:15.290 --> 20:16.969
‫در نهایت ختم به خیر شد

20:16.970 --> 20:18.889
‫خب راستش یه چیزی براتون گرفتم

20:18.890 --> 20:21.769
‫واسه‌ی اینکه یه تشکری کرده باشم

20:21.770 --> 20:24.370
‫آخه اگه شما نبودید، اون اینجا نبود

20:27.741 --> 20:29.461
‫[بهترین دکتر جهان]

20:29.610 --> 20:30.770
‫وای

20:33.730 --> 20:36.249
‫بهترین دکتر جهان

20:36.250 --> 20:38.610
‫- بعید می‌دونم ولی...
‫- چرا، هستید

20:40.890 --> 20:42.369
‫عه، شریکی بهترینم

20:42.370 --> 20:44.449
‫یکی هم واسه اون
‫خانم دکتر آسیایی دوست‌داشتنی گرفتم

20:44.450 --> 20:46.409
‫میشه به دستش برسونید؟

20:46.410 --> 20:47.970
‫راستش اون...

20:51.210 --> 20:52.609
‫مشکلی نیست

20:52.610 --> 20:54.969
‫- می‌خواید بغلش کنید؟
‫- چرا که نه

20:54.970 --> 20:56.809
‫جدی؟

20:56.810 --> 20:58.609
‫هورا!

20:58.610 --> 21:00.289
‫بغل

21:00.290 --> 21:02.050
‫آره

21:05.970 --> 21:07.490
‫نگاه کن

21:10.570 --> 21:14.169
‫بزرگ که بشی، مثل دکتر آدام
‫یه جراح میشی

21:14.170 --> 21:16.290
‫اگه خودش واقعاً اینو بخواد

21:17.730 --> 21:21.009
‫هر کاره‌ای که بشه،
‫مطمئنم حسابی سربلندتون می‌کنه

21:21.010 --> 21:25.529
‫خب به گمونم دکتر شدن باب خیل همه نباشه
‫(اصطلاح رو اشتباه گفت)

21:25.530 --> 21:26.889
‫عه، شرمنده

21:26.890 --> 21:29.529
‫بخش زایمان، اتاق یک، دیستوشی شانه

21:29.530 --> 21:31.431
‫- من باید...
‫- بخش زایمان، اتاق یک، دیستوشی شانه

21:31.432 --> 21:31.972
‫دکتر آدام

21:32.050 --> 21:33.889
‫دکتر آدام، کادوتونو یادتون رفت

21:33.890 --> 21:36.529
‫دیستوشی شانه دو کلمه‌ایه که
‫یه متخصص زایمان...

21:36.530 --> 21:37.929
‫هرگز دلش نمی‌خواد بشنوه

21:37.930 --> 21:40.409
‫سر بچه خارج میشه،
‫ولی شونه‌هاش گیر می‌کنه

21:40.410 --> 21:41.649
‫در تمام این مدت...

21:41.650 --> 21:43.809
‫اکسیژن به مغز بچه نمی‌رسه

21:43.810 --> 21:46.730
‫پنج دقیقه بگذره، دیگه آسیبش جبران‌ناپذیره

21:48.770 --> 21:50.729
‫سه دقیقه و بیست ثانیه

21:50.730 --> 21:52.769
‫اسم من آدام‌ـه، یکی از دکترا هستم

21:52.770 --> 21:54.889
‫مطمئنم که ماما بهتون توضیح داده...

21:54.890 --> 21:57.649
‫سر بچه بیرون اومده، ولی بدنش گیر کرده

21:57.650 --> 22:01.329
‫می‌خوام به خواسته‌ی من گوش کنید
‫تا بچه رو بیرون بیاریم

22:01.330 --> 22:03.529
‫زانوهاشو ببرید بالاتر

22:03.530 --> 22:04.969
‫بالاتر، مانور مک‌رابرت

22:04.970 --> 22:06.770
‫یالا، باید بیاریدش بیرون

22:08.570 --> 22:10.810
‫سه دقیقه و 40 ثانیه

22:12.250 --> 22:13.809
‫چه کارایی رو امتحان کردی؟

22:13.810 --> 22:15.529
‫مانور وودسکرو؟ مانور دست عقبی؟

22:15.530 --> 22:17.449
‫تریسی؟ آگسکا؟ یکی جواب بده

22:17.450 --> 22:19.809
‫فشار سوپراپیوبی، چرخوندیمش
‫روی چهار دست و پا

22:19.810 --> 22:21.409
‫دستمون به دست عقبی نرسید

22:21.410 --> 22:23.209
‫- مثانه رو تخلیه کردید؟
‫- آره

22:23.210 --> 22:25.449
‫دستمو می‌برم داخل که کمک کنم...

22:25.450 --> 22:26.730
‫بچه بیاد بیرون

22:31.970 --> 22:33.489
‫لعنتی

22:33.490 --> 22:36.169
‫- همین الان پزشک مشاور کشیک رو لازم دارم
‫- باشه

22:36.170 --> 22:37.689
‫شد چهار دقیقه

22:37.690 --> 22:41.169
‫آخرین چاره، سه سال پیش یه بار دیدمش،
‫یکی رو انجام بده تا یاد بگیری

22:41.170 --> 22:43.739
‫مجبورم ترقوه‌ی بچه‌تونو بشکنم
‫که بتونم خارجش کنم

22:43.740 --> 22:45.849
‫معمولاً به طور کامل بهبود پیدا می‌کنه،
‫ولی احتمالش هست...

22:45.850 --> 22:47.169
‫که یکی از اعصاب دستش آسیب ببینه

22:47.170 --> 22:48.929
‫خواهش می‌کنم به بچه‌ام آسیب نزنید

22:48.930 --> 22:52.090
‫- چاره‌ی دیگه‌ای ندارم
‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم

22:54.690 --> 22:57.009
‫- 4 دقیقه و 20 ثانیه
‫- خدای من، خدای من

22:57.010 --> 23:00.690
‫یه راه دیگه هست. می‌تونم یه برش بزنم
‫که استخوان شرمگاهی‌تون رو نصف کنم

23:01.870 --> 23:04.429
‫- این یکی رو اصلاً تا حالا ندیدم
‫- میشه یه زمانی بدید با هم مشورت کنیم؟

23:04.430 --> 23:07.409
‫کمتر از یه دقیقه وقت دارم که
‫بچه‌تون رو زنده به دنیا بیارم

23:07.410 --> 23:08.930
‫خیلی‌خب، استخون رو ببُرید

23:10.370 --> 23:13.929
‫بی‌حسی موضعی، سوزن، سرنگ،
‫کاتتر، چاقوی جراحی

23:13.930 --> 23:15.970
‫متوجه هستید که می‌خوام چیکار کنم؟

23:17.610 --> 23:19.250
‫تو می‌تونی

23:20.650 --> 23:22.689
‫عزیزم، لطفاً آروم باش

23:22.690 --> 23:24.410
‫بی‌حسی تزریق شد

23:27.090 --> 23:29.009
‫باشه؟

23:29.010 --> 23:30.970
‫خیلی‌خب، عزیزم. چیزی نیست

23:32.610 --> 23:34.609
‫آخ!

23:34.610 --> 23:36.610
‫وای خدا

23:46.810 --> 23:48.090
‫حالش خوبه؟

23:51.450 --> 23:53.129
‫حالش خوبه؟

23:53.130 --> 23:55.409
‫یک، هزار

23:55.410 --> 23:57.009
‫دو، هزار

23:57.010 --> 23:58.410
‫سه، هزار

24:02.490 --> 24:04.330
‫تبریک میگم

24:16.890 --> 24:18.370
‫لعنتی

24:21.610 --> 24:23.010
‫نزدیک بود ها

24:24.290 --> 24:26.089
‫کارت اونجا خیلی خوب بود، آدام

24:26.090 --> 24:27.809
‫فکر کردم من تهدیدی برای جامعه...

24:27.810 --> 24:30.090
‫و خطری برای اطرافیانم هستم

24:31.130 --> 24:32.849
‫نمی‌تونی تعریفی که ازت میشه رو بپذیری؟

24:32.850 --> 24:34.610
‫زیاد توش استعداد ندارم، نه

24:38.210 --> 24:40.930
‫میشه برگردیم سراغ همون توهین کردن به هم؟

24:42.090 --> 24:44.529
‫- یه آرایشگاه برو
‫- باید محکم‌تر از اینا ضربه بزنی

24:44.530 --> 24:46.770
‫باشه. یه دوست‌پسر پیدا کن

24:49.450 --> 24:50.970
‫شاید یه ذره آروم‌تر

25:07.730 --> 25:09.289
‫همه‌چی مرتبه؟

25:09.290 --> 25:11.148
‫فکر کردم اون بچه می‌میره...

25:12.730 --> 25:14.250
‫درست جلوی چشمام

25:15.490 --> 25:18.969
‫آره، راستشو بخوای منم همینطور.
‫ولی خب نمرد که

25:18.970 --> 25:20.570
‫آخه نمی‌دونستم چیکار باید کنم

25:21.490 --> 25:23.249
‫- به درد نخور بودم
‫- به درد نخور نبودی

25:23.250 --> 25:25.209
‫داشتی مدام اوضاع رو بدتر می‌کردی

25:25.210 --> 25:27.729
‫اینکه سه دقیقه منو خبر نکردی،
‫بعدش همینطوری وایستادی اونجا...

25:27.730 --> 25:29.970
‫در حالی که بقیه‌ی ما...

25:33.210 --> 25:34.970
‫متأسفم. منظوری نداشتم

25:38.730 --> 25:41.970
‫منم توی این مقطع درست عین تو بودم

25:43.330 --> 25:44.650
‫شاید یه ذره بهتر بودم

25:45.850 --> 25:47.850
‫و آره، این کار می‌تونه وحشتناک باشه

25:49.490 --> 25:51.330
‫واسه همین یه راهی برای
‫کنار اومدن باهاش پیدا می‌کنی

25:55.090 --> 25:57.289
‫دستگاه تماستو بده به من

25:57.290 --> 25:58.957
‫بقیه‌ی بعد از ظهر رو برو استراحت کن

26:00.010 --> 26:01.969
‫- مطمئنی؟
‫- صد درصد

26:01.970 --> 26:05.609
‫خودتو خالی کن، زنگ بزن به مادرت،
‫جق بزن. هر کدوم جدا از هم

26:05.610 --> 26:08.170
‫- یالا
‫- ممنون، آدام

26:15.171 --> 26:17.171
‫[شروتی آچاریا]

26:43.690 --> 26:47.009
‫خیلی‌خب، بابا منو می‌بره ایستگاه قطار

26:48.410 --> 26:51.289
‫دیر میام، پس منتظرم نمون

26:51.290 --> 26:53.049
‫من بودم دعوتنامه رو چک می‌کردم

26:53.050 --> 26:56.449
‫فکر کنم نوشته باشه لباس شیک،
‫نه لباس بالماسکه

26:56.450 --> 26:58.169
‫چقدر بامزه

26:58.170 --> 27:00.330
‫مگه اینکه قرار باشه سر میز بچه‌ها
‫اجرا داشته باشی

27:01.530 --> 27:03.729
‫متوجه شدم، از لباسام خوشت نمیاد

27:03.730 --> 27:06.449
‫می‌خوای موفق‌تر باشم، آرزو می‌کنی
‫که ای کاش همجنسگرا نبودم

27:06.450 --> 27:08.529
‫من فقط می‌خوام خوشحال باشی

27:08.530 --> 27:10.329
‫با هری خوشحال بودم

27:10.330 --> 27:13.090
‫آره، ولی مشخصه که اون با تو
‫زیاد خوشحال نبود، مگه نه؟

27:15.290 --> 27:17.529
‫اصلاً تو چی از خوشحالی می‌دونی؟

27:17.530 --> 27:21.689
‫می‌دونم که در برابر کار یه نفر
‫در درجه‌ی دوم باشی، خیلی سخته

27:21.690 --> 27:24.249
‫وقتی بچه‌دار بشی، میری در درجه‌ی سوم

27:24.250 --> 27:26.409
‫عملاً جزو تماشاچیا شدی

27:26.410 --> 27:28.850
‫همه نمی‌تونن با چنین مسئله‌ای کنار بیان

27:32.610 --> 27:35.730
‫برادرزاده‌ی مونیکا هم همجنسگراست

27:37.010 --> 27:38.649
‫چیز رایجیه

27:38.650 --> 27:40.050
‫وکیل پایه یکه

27:41.330 --> 27:42.649
‫می‌تونیم...

27:42.650 --> 27:44.409
‫دعوتشون کنیم واسه ناهار بیان اینجا

27:44.410 --> 27:45.969
‫پس کل مشکلت فقط...

27:45.970 --> 27:48.250
‫با طراحان گرافیکیه، آره؟

27:53.210 --> 27:54.810
‫حرف ناراحت‌کننده‌ای زدم، ببخشید

27:56.370 --> 27:58.810
‫متأسفم که فکر می‌کنی من بهت سخت گرفتم

28:15.570 --> 28:16.930
‫فکر نمی‌کنم...

28:18.330 --> 28:20.010
‫که بهم سخت گرفته باشی

28:23.730 --> 28:27.009
‫خب در این صورت میرم یه جفت از
‫کفشای باباتو برات بیارم...

28:27.010 --> 28:30.610
‫چون اینا به درد باغبونی هم نمی‌خورن

28:58.970 --> 29:01.130
‫میشه لطفاً بنشینید؟

29:04.930 --> 29:08.649
‫آقایون و خانم‌ها، عجب جایگاه زیبایی...

29:08.650 --> 29:11.529
‫و چه دلیل زیبایی برای اینجا بودنمون

29:11.530 --> 29:14.209
‫گرامیداشت عشق

29:14.210 --> 29:17.009
‫به قول اندرو لوید وبر...

29:17.010 --> 29:19.890
‫"عشق، عشق همه‌چیز را دگرگون می‌کند"

29:21.490 --> 29:22.890
‫منم یه جمله بهش اضافه می‌کنم

29:23.890 --> 29:25.290
‫عشق همه‌چیز است

29:26.250 --> 29:27.929
‫ما را کامل می‌کند

29:27.930 --> 29:29.929
‫ما را یکدست می‌سازد

29:29.930 --> 29:32.090
‫نیمه را کامل می‌کند

29:44.530 --> 29:46.449
‫خب سلام علیکم

29:46.450 --> 29:48.129
‫- عه، سلام
‫- سلام اِما

29:48.130 --> 29:50.610
‫جا واسه یه کوچولو دارید؟

29:53.210 --> 29:57.609
‫تبریک میگم، اِما. دکوراسیون میزها
‫خیلی فوق‌العاده‌ست

29:57.610 --> 29:59.650
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست، نه؟

30:01.330 --> 30:03.290
‫هری رفته دستشویی؟

30:04.410 --> 30:06.170
‫نه، اون...

30:07.690 --> 30:09.329
‫نتونست بیاد

30:09.330 --> 30:11.129
‫فکر می‌کردم که...

30:11.130 --> 30:13.609
‫ولی آره، متأسفانه پیداش نشد

30:13.610 --> 30:15.729
‫وای آدام

30:15.730 --> 30:18.769
‫- خیلی بد شد که
‫- حقیقتاً تنهایی خیلی داره بهم خوش می‌گذره

30:18.770 --> 30:20.369
‫ما یه لیست ذخیره‌ی بیست نفره داریم

30:20.370 --> 30:22.929
‫نامزد دخترعموم هریت جا نشد

30:22.930 --> 30:24.810
‫اونا واقعاً تو رابطه‌ان

30:26.130 --> 30:27.369
‫ببخشید

30:27.370 --> 30:29.369
‫حالت چطوره؟

30:29.370 --> 30:30.809
‫- خوبم
‫- جدی؟

30:30.810 --> 30:31.850
‫عه...

30:33.370 --> 30:36.290
‫میشه یه لحظه سریع بریم یه جای خلوت؟

30:37.370 --> 30:39.529
‫اگه مسئله پوله، میشه با گرگوری
‫در میونش بذاری؟

30:39.530 --> 30:41.049
‫مسئله پول نیست

30:41.050 --> 30:43.450
‫- نیست؟
‫- میشه بریم بیرون؟

30:44.930 --> 30:46.090
‫ببخشید

30:47.770 --> 30:49.250
‫بیا همینجا

30:52.090 --> 30:54.170
‫فقط خواستم اینو بدم بهت

31:02.930 --> 31:04.569
‫این ویبراتوره؟

31:04.570 --> 31:06.449
‫- خنده‌دار نبود
‫- نه بابا

31:06.450 --> 31:08.889
‫یه دستگاه سونیک‌ایدـه، مثل اونایی که
‫توی کلینیک بارداری هست

31:08.890 --> 31:12.009
‫گفتم شاید هفته‌های آخر راحت‌تر باشه اگه...

31:12.010 --> 31:13.729
‫بگذریم، خب یادت میدم

31:13.730 --> 31:15.529
‫- خب اینو می‌زنی
‫- آها

31:15.530 --> 31:17.529
‫بعد آره، اگه لباستو بزنی بالا...

31:17.530 --> 31:19.689
‫- عه...
‫- بکشش بالا...

31:19.690 --> 31:21.130
‫اونجا

31:22.850 --> 31:24.289
‫صبر کن ببینم

31:24.290 --> 31:26.409
‫گندش بزنن، شرمنده. فکر کنم ناکار شده

31:26.410 --> 31:27.809
‫چی؟

31:27.810 --> 31:31.249
‫- نه، باطری رو میگم. باطری
‫- آها

31:31.250 --> 31:32.689
‫شرمنده. فقط...

31:32.690 --> 31:34.890
‫آها، نه، روشنه. خیلی‌خب

31:35.970 --> 31:37.370
‫صحیح

31:45.450 --> 31:47.369
‫وای!

31:48.050 --> 31:50.729
‫وای، گوش کن

31:50.730 --> 31:53.129
‫حالا هر وقت بخوای می‌تونی
‫صدای بچه‌تو بشنوی

31:53.130 --> 31:54.889
‫فوق‌العاده‌ست

31:54.890 --> 31:56.489
‫خیلی ممنون

31:56.490 --> 31:59.649
‫بدون استثنا بهترین هدیه‌ی عروسی

31:59.650 --> 32:03.209
‫خب تا وقتی که هدیه‌ی اصلی
‫چند هفته‌ی دیگه برسه

32:03.210 --> 32:04.529
‫البته. کِی قراره به دنیا بیاد؟

32:04.530 --> 32:07.129
‫نه، منظورم مازراتی بود، از طرف گِرگ

32:07.130 --> 32:08.529
‫آره

32:08.530 --> 32:10.089
‫توی شهر بولونیا گیر کرده

32:10.090 --> 32:11.690
‫- قصه‌اش درازه
‫- آها

32:13.090 --> 32:14.689
‫یه عکس بگیریم؟

32:14.690 --> 32:17.690
‫نه، نه، نمی‌خوام

32:18.730 --> 32:20.089
‫- وای
‫- باید اونجا رو...

32:20.090 --> 32:22.569
‫خیلی سریع می‌گیره...

32:22.570 --> 32:23.969
‫- هورا!
‫- وای

32:23.970 --> 32:25.850
‫خیلی‌خب. ایول

32:27.690 --> 32:30.129
‫متأسفم که هری نتونست بیاد

32:30.130 --> 32:32.250
‫امیدوارم همچنان بهت خوش بگذره

32:47.850 --> 32:49.849
‫واقعاً برات خوشحالم، گِرگ

32:49.850 --> 32:51.369
‫عه

32:51.370 --> 32:53.650
‫- خب تقریباً قانع‌کننده بود
‫- جدی گفتم

32:55.450 --> 32:57.369
‫عشق چیز خیلی باارزشیه

32:57.370 --> 32:58.930
‫حالا نمی‌خواد بری رو منبر، ریچارد کرتیس

33:00.210 --> 33:01.970
‫متأسفم که هری پیچوند

33:03.570 --> 33:06.769
‫ولی این یعنی می‌تونم اِیو رو برات جور کنم

33:06.770 --> 33:08.729
‫توی بازار مشتقات کار می‌کنه
‫و زاویه فکی داره...

33:08.730 --> 33:10.540
‫- که باهاش میشه کاشی رو بُرید
‫- من راحتم

33:11.530 --> 33:13.009
‫ممنون

33:13.010 --> 33:15.769
‫به هر حال که عمراً جواب نمیده.
‫اسمش میشه اِیو کِی

33:15.770 --> 33:16.889
‫گرگوریو!

33:16.890 --> 33:18.409
‫لادام!

33:18.410 --> 33:20.289
‫- خب، کِی نوبت منه؟
‫- احتمالاً تا...

33:20.290 --> 33:21.569
‫ده دقیقه دیگه؟

33:21.570 --> 33:22.770
‫صحیح، بریم؟

33:24.730 --> 33:27.209
‫راستی شما دوتا فرصت کردید
‫راجع به کار با هم صحبت کنید؟

33:27.210 --> 33:29.649
‫آره، کاری واسه
‫یه دکتر از پا در اومده دارید؟

33:29.650 --> 33:30.969
‫همیشه‌ی خدا، رفیق

33:30.970 --> 33:33.729
‫فکر کنم سه‌تا دکتر سابق رو
‫فرستادم سر کارهای مناسب بالغ...

33:33.730 --> 33:36.529
‫با حقوق شیش رقمی. کمترین ساعت کار،
‫بیشترین مایه‌تیله

33:36.530 --> 33:38.449
‫- سناریوی رویایی همینه
‫- واقعاً؟

33:38.450 --> 33:39.609
‫به موت قسم

33:39.610 --> 33:42.049
‫یعنی به تمام
‫مهارت‌های انتقال‌پذیری که داری فکر کن

33:42.050 --> 33:43.609
‫بیرون کشیدن بچه از واژن؟

33:43.610 --> 33:45.009
‫شماره‌ی یک، حل مشکل

33:45.010 --> 33:46.810
‫شماره‌ی دو، مدیریت زمان

33:47.730 --> 33:49.449
‫شماره‌ی سه، همدردی

33:49.450 --> 33:51.289
‫آره، پس دوتا از سه‌تا رو داری

33:51.290 --> 33:53.089
‫آقایون و خانما...

33:53.090 --> 33:54.689
‫اگه میشه سر جاهاتون بنشینید...

33:54.690 --> 33:56.689
‫چون سخنرانی‌های عصر به زودی شروع میشه

33:56.690 --> 33:59.930
‫فقط زنگ بزن به اداره، یه قرار ملاقات
‫جور می‌کنیم، باشه؟ تمام

34:03.650 --> 34:06.209
‫تق‌تق، سلطان اومده. سلام به همه

34:06.210 --> 34:09.889
‫اسم من وِلی‌ـه، ملقب به دانای کل...

34:09.890 --> 34:13.289
‫و من ساقدوش این گِرگ جوان هستم

34:13.290 --> 34:16.809
‫حالا طبیعتاً خیلیا نگرانن...

34:16.810 --> 34:19.289
‫که ازدواج بزرگ‌ترین اشتباهی باشه
‫که توی عمرشون مرتکب میشن

34:19.290 --> 34:21.289
‫ولی گِرگ ما نه،
‫چون قبل از رفتن به دانشگاه...

34:21.290 --> 34:23.249
‫باکرگیشو با یه فاحشه...

34:23.250 --> 34:25.600
‫که شبیه پاواروتی بود، از دست داد
‫(خواننده‌ی ایتالیایی)

34:25.610 --> 34:28.109
‫فقط اندازه‌ی بلیط سه‌تا خواننده‌ی اوپرا
‫خرج رو دستش گذاشت

34:28.110 --> 34:29.849
‫شوخی هوشمندانه‌ای بود

34:29.850 --> 34:33.569
‫ آهنگ The Book Of Love 
‫ از Magnetic Fields 

34:59.690 --> 35:00.970
‫خیلی شرمنده که دیر کردم

35:02.130 --> 35:03.689
‫این دیالوگ من نیست؟

35:03.690 --> 35:05.970
‫می‌دونستی که چندتا دهکده‌ی فارمبرو داریم؟

35:07.250 --> 35:08.809
‫- آره
‫- به اینجا هم نزدیک نیستن

35:08.810 --> 35:10.769
‫ببین، سعی کردم پیام بدم. ولی شارژم تموم شد

35:10.770 --> 35:12.370
‫برام مهم نیست

35:13.570 --> 35:14.929
‫فقط...

35:14.930 --> 35:16.170
‫خوشحالم که اومدی

35:17.650 --> 35:19.730
‫چقدرشو از دست دادم؟

35:21.250 --> 35:23.170
‫نه به قدر کافی. بیا

35:24.250 --> 35:27.049
‫مگه عروسی اونجایی که همه
‫با کت‌شلوار رسمی نشستن برگزار نمیشه؟

35:27.050 --> 35:28.809
‫دقیقاً

35:28.810 --> 35:30.170
‫بیا

35:35.650 --> 35:41.049
‫"به جای گل عروسی، در ازای هر مهمان
‫پنجاه پوند..."

35:41.050 --> 35:45.970
‫"به پناهگاه الاغ‌های چیپینگ نورتون
‫اهدا کرده‌ایم"

35:47.250 --> 35:48.889
‫من از الاغ‌ها متنفرم

35:48.890 --> 35:51.795
‫- میشه پنجاه پوند رو بدن به خودم؟
‫- چطور می‌تونی از بچه‌ها متنفر باشی؟

35:52.490 --> 35:55.129
‫- چی؟
‫- کُره اسب دیگه

35:55.130 --> 35:57.210
‫نه، الاغ که کُره اسب نیست

35:58.530 --> 36:00.250
‫خب پس چیه؟

36:01.410 --> 36:02.730
‫الاغه دیگه

36:04.370 --> 36:06.369
‫عه

36:06.370 --> 36:08.089
‫خب من توی لندن بزرگ شدم

36:08.090 --> 36:10.850
‫- ما اونجا از اینا نداشتیم
‫- مدرسه نداشتید؟

36:14.370 --> 36:16.770
‫عروسی ایده‌آل تو چیه؟

36:21.530 --> 36:23.290
‫خیلی‌خب

36:25.450 --> 36:29.969
‫مشروب رایگان، یه خروار آدم،
‫یعنی هرکی که توی فهرست مخاطبین گوشیمه...

36:29.970 --> 36:31.369
‫مشاورین املاک

36:31.370 --> 36:33.129
‫بانک اچ‌اس‌بی‌سی

36:33.130 --> 36:34.889
‫آره، اونا عاشق مهمونی‌ان

36:37.610 --> 36:39.889
‫یه خوراک کاری حسابی، بدون سخنرانی

36:39.890 --> 36:41.489
‫کاریوکی

36:41.490 --> 36:43.410
‫و کباب ساعت 3 صبح

36:44.570 --> 36:45.970
‫به نظر چیز جالبیه

36:52.530 --> 36:54.810
‫تمومش کردیم

36:59.370 --> 37:00.969
‫نمی‌تونی این کارو کنی

37:00.970 --> 37:03.370
‫نگران نباش. میرم میارمش

37:10.170 --> 37:12.769
‫- وای
‫- چیکار می‌کنی؟

37:12.770 --> 37:14.850
‫وای. بیا دیگه بابابزرگ

37:20.930 --> 37:22.529
‫وای خدا!

37:22.530 --> 37:25.249
‫چقدر سرده

37:25.250 --> 37:27.729
‫وای خدا

37:27.730 --> 37:30.329
‫وای، وای

37:30.330 --> 37:32.250
‫تازه‌ست

37:37.370 --> 37:38.610
‫بگو دیگه

37:40.930 --> 37:42.650
‫عروسی ایده‌آل خودت چیه؟

37:44.930 --> 37:46.929
‫یه دریاچه با آب گرم

37:46.930 --> 37:49.409
‫- مسلماً
‫- مسلماً

37:49.410 --> 37:52.650
‫به جز اون، بقیه‌اش عین تو

37:56.050 --> 37:57.930
‫چون با تو ازدواج می‌کنم

38:03.970 --> 38:05.490
‫آدام...

38:07.690 --> 38:09.410
‫بگو که در کنار هم خوب نبودیم

38:11.690 --> 38:15.449
‫خوب که بودیم، ولی خیلی هم بد بودیم

38:15.450 --> 38:17.890
‫ولی بدی‌هاش...

38:20.130 --> 38:21.750
‫همه‌اش به خاطر شغل من بود

38:24.490 --> 38:26.770
‫می‌دونی، پزشکی واسه من خوب نیست

38:28.450 --> 38:29.970
‫اون...

38:31.450 --> 38:33.330
‫زندگی منو تباه کرده

38:34.330 --> 38:36.129
‫رابطه‌مونم نابود کرد

38:36.130 --> 38:37.690
‫فکر نمی‌کنم انقدر...

38:38.730 --> 38:39.970
‫ساده بوده باشه

38:41.730 --> 38:46.049
‫- مایلم چند کلمه صحبت کنم
‫- دکتر کِی، می‌تونید بنشینید

38:46.050 --> 38:47.809
‫در روز مورد بحث...

38:47.810 --> 38:51.129
‫من در کنار یه همکار اس‌اچ‌او...

38:51.130 --> 38:53.409
‫به اسم شروتی آچاریا کار می‌کردم

38:53.410 --> 38:55.009
‫دکتر کِی...

38:55.010 --> 38:59.009
‫اون ازم خواست بیمار توی تریاژ رو
‫معاینه کنم...

38:59.010 --> 39:02.170
‫بعدش هم توی سزارین کمکم کرد

39:03.730 --> 39:05.410
‫بعد از اون دکتر آچاریا...

39:11.490 --> 39:14.210
‫بعد از اون دکتر آچاریا خودکشی کرد

39:16.570 --> 39:18.009
‫صبح روزی که خودکشی کرد...

39:18.010 --> 39:23.449
‫شروتی فهمیده بود که توی آزمون عضویت
‫زنان و زایمان قبول شده...

39:23.450 --> 39:26.930
‫آزمونی که به طرز دیوانه‌واری
‫به خاطرش درس خوند...

39:28.370 --> 39:30.409
‫در کنار 90 ساعت کار در هفته...

39:30.410 --> 39:32.210
‫در کنار این شکایت

39:33.610 --> 39:36.730
‫ولی این قبولی رو به چشم یه موفقیت نمی‌دید

39:38.570 --> 39:42.849
‫تصور ادامه‌ی کار در سیستمی خراب...

39:42.850 --> 39:47.290
‫تحت شرایطی نامناسب به نظرش
‫نمی‌تونست آینده‌ی خوبی باشه

39:49.890 --> 39:51.570
‫اون دکتر فوق‌العاده‌ای بود

39:54.250 --> 39:57.570
‫مهربون، با تمرکز، مصمم

39:59.130 --> 40:01.050
‫با این حال براش سنگین بود

40:04.970 --> 40:06.810
‫برای هر کسی سنگینه

40:08.290 --> 40:10.289
‫آخه خودت دیدی که...

40:10.290 --> 40:11.850
‫منو به چه آدمی تبدیل کرد

40:15.050 --> 40:17.969
‫بعید می‌دونم بتونم دیگه ادامه بدم

40:17.970 --> 40:19.770
‫به خاطر من پزشکی رو رها نکن

40:23.690 --> 40:25.449
‫در این کشور...

40:25.450 --> 40:27.929
‫هر سه هفته یک بار، یک دکتر...

40:27.930 --> 40:29.490
‫جون خودش رو می‌گیره

40:31.130 --> 40:33.889
‫هر دفعه که این اتفاق می‌افته،
‫باید تیتر ملی باشه...

40:33.890 --> 40:36.290
‫ولی در عوض روش سرپوش گذاشته میشه
‫و پنهان میشه

40:37.610 --> 40:41.769
‫دکترها، پرستارها، ماماها،
‫داروسازها، فیزیوتراپ‌ها...

40:41.770 --> 40:43.610
‫که یک و نیم میلیون نفر هستن...

40:46.890 --> 40:49.329
‫این کار رو به خاطر پول انجام نمیدن...

40:49.330 --> 40:51.650
‫به خاطر تجلیل و تشکر ازشون یا هر چیزی

40:53.890 --> 40:55.530
‫به خاطر این انجامش میدن
‫که براشون اهمیت داره

40:56.770 --> 40:59.729
‫هر روز خدا، سنگ تموم می‌ذارن...

40:59.730 --> 41:01.969
‫تا بقیه‌ی ما بتونیم به مسیرمون ادامه بدیم

41:01.970 --> 41:04.730
‫این چیز خیلی خاصیه

41:07.370 --> 41:10.810
‫شما هم می‌تونید هر از گاهی
‫لطفی به خودتون کنید و ازشون یاد کنید

41:20.010 --> 41:21.410
‫می‌دونی، من...

41:25.050 --> 41:26.410
‫واقعاً دلم برات تنگ شده

41:31.890 --> 41:33.170
‫می‌دونم

41:36.090 --> 41:38.809
‫اینجا اون قسمتیه که میگی
‫تو هم دلت برام تنگ شده

41:38.810 --> 41:40.250
‫آره، دلم تنگ شده

41:41.650 --> 41:43.290
‫خب اگه دلت برام تنگ شده، پس...

41:45.130 --> 41:47.249
‫بیا فقط... بیا...

41:47.250 --> 41:49.050
‫چطوره یه دور دیگه امتحانش کنیم؟

41:50.130 --> 41:51.690
‫به شکل مناسب

41:53.690 --> 41:55.290
‫که این دفعه
‫تمام منو در اختیار داشته باشی

42:02.250 --> 42:03.850
‫ولی این شغلته

42:06.210 --> 42:08.050
‫دکتر بودن ذات و شخصیتته

42:09.490 --> 42:10.929
‫دستتو بذار روی قلبت و بگو که...

42:10.930 --> 42:13.090
‫خودت می‌خوای قید همه‌ی اینا رو بزنی

42:34.290 --> 42:35.850
‫فکر نکنم بتونم

42:40.850 --> 42:42.210
‫اشکالی نداره

42:43.231 --> 42:44.291
‫بیا اینجا

42:48.090 --> 42:49.490
‫اشکالی نداره

43:20.570 --> 43:22.129
‫زنگ بزن آمبولانس

43:22.130 --> 43:23.929
‫دم بیمارستان که نمی‌تونم
‫زنگ بزنم به آمبولانس

43:23.930 --> 43:25.610
‫خب پس برو یکی رو بیار

43:27.730 --> 43:29.249
‫سلام

43:29.250 --> 43:30.809
‫من آدام هستم، یکی از دکترای بیمارستان

43:30.810 --> 43:33.329
‫- چه جور دکتری؟
‫- مهم نیست چه دکتری

43:33.330 --> 43:34.769
‫صحیح. سلام

43:34.770 --> 43:36.889
‫بچه اونجاست و آماده‌ی بیرون اومدنه

43:36.890 --> 43:39.009
‫شاید بهتر باشه کاری که شروع کردید رو
‫تموم کنیم

43:39.010 --> 43:41.009
‫با انقباض بعدی، درست و حسابی فشار بده

43:41.010 --> 43:43.209
‫چیزی نداری بندازی روی صندلی ماشین؟

43:43.210 --> 43:45.369
‫وای، می‌ریزه روی روکش صندلی؟

43:45.370 --> 43:47.489
‫واقعاً که، تیم!

43:47.490 --> 43:48.969
‫بند کفش

43:48.970 --> 43:51.290
‫کارت خیلی خوبه، تقریباً تمومه. تمومه

43:52.530 --> 43:54.609
‫فشار بده، فشار بده

43:54.610 --> 43:56.250
‫خودشه

44:01.650 --> 44:03.170
‫تبریک میگم

44:04.330 --> 44:05.649
‫وای

44:05.650 --> 44:07.210
‫بند کفش

44:09.410 --> 44:11.250
‫یه چیزی که باهاش بند ناف رو ببُرم؟

44:13.970 --> 44:15.530
‫سلام

44:20.890 --> 44:22.729
‫حالا باید چیکار کنیم؟

44:22.730 --> 44:25.089
‫فکر کنم باید یه چند سالی بهش غذا بدید

44:25.090 --> 44:27.614
‫بذارید توی خونه‌تون زندگی کنه و بعد
‫بفرستیدش مدرسه

44:29.130 --> 44:31.729
‫صحیح، بخش زایمان طبقه‌ی دوم...

44:31.730 --> 44:33.610
‫اون ساختمونه...

44:35.130 --> 44:37.449
‫یه دقیقه زمان بدید، میام می‌برمتون اون بالا

44:37.450 --> 44:39.289
‫خیلی ممنون دکتر...

44:39.290 --> 44:41.330
‫همون آدام صدام کنید، خوبه

44:44.711 --> 44:47.711
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

44:48.630 --> 44:50.710
‫محض رضای خدا
‫[قبض جریمه]

44:51.590 --> 44:53.570
‫♪ وجودت را می‌سوزاند♪

44:55.170 --> 44:57.330
‫♪ زخمی‌ات می‌کند♪

44:58.690 --> 45:01.090
‫♪ قلبت را خواهد شکاند ♪

45:02.170 --> 45:04.330
‫♪ تکه‌پاره‌ات می‌کند ♪

45:05.770 --> 45:07.890
‫♪ چشمانت را خیس خواهد کرد ♪

45:09.250 --> 45:11.890
‫♪ آسیبی بسیار بزرگ است ♪

45:13.450 --> 45:15.330
‫ ♪ آری، درد خواهد داشت ♪ 

45:16.410 --> 45:19.290
‫♪ دردی ماورای عشق ♪

45:19.291 --> 45:22.291
‫ آهنگ This is Going to Hurt 
‫ از Jarvis Cocker 
