WEBVTT

00:22.882 --> 00:25.882
‫[شامل کلمات 18+]

00:34.424 --> 00:37.424
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:37.426 --> 00:38.783
‫گندش بزنن

00:40.783 --> 00:41.903
‫لعنتی

00:45.063 --> 00:47.862
‫- الو؟
‫- سلام آدام، شروتی هستم

00:47.863 --> 00:50.622
‫یکی از اس‌اچ‌اوها هستم. شرمنده مزاحم شدم
‫(پزشک غیرمشاور)

00:50.623 --> 00:53.422
‫تو امروز توی فهرست بخش زایمان هستی...

00:53.423 --> 00:56.022
‫- آقای لاکهارت هم...
‫- آره، آره

00:56.023 --> 00:58.742
‫بهش بگو خیلی شرمنده‌ام

00:58.743 --> 01:01.886
‫فکر کنم یه تصادفی شده.
‫یه ساعته اینجا گیر کردم

01:05.303 --> 01:06.863
‫یه دقیقه دیگه هم می‌رسم

01:06.864 --> 01:08.612
‫[لندن، سال 2006]

01:08.613 --> 01:10.542
‫خب نمردم، درسته؟

01:10.543 --> 01:13.062
‫خواهش می‌کنم بگو که یه تابوت برام
‫سفارش ندادی

01:13.063 --> 01:16.222
‫البته که رابطه‌ی مخفیانه ندارم.
‫وقت این کارو ندارم

01:16.223 --> 01:19.742
‫فقط دیشب توی ماشین خوابم برد

01:19.743 --> 01:22.582
‫به کی زنگ زدی؟ خواهش می‌کنم بگو که
‫به پلیس زنگ نزدی

01:22.583 --> 01:24.382
‫خب پس به کی زنگ زدی؟

01:24.383 --> 01:25.942
‫شرمنده

01:25.943 --> 01:27.183
‫پس به کی زنگ زدی؟

01:28.383 --> 01:30.023
‫مامانم؟

01:31.463 --> 01:33.902
‫گندش بزنن. دیوونه شدی؟

01:33.903 --> 01:35.903
‫بعد اون چی...

01:38.103 --> 01:40.782
‫جایی نرو، الان بهت زنگ می‌زنم

01:40.783 --> 01:42.942
‫داره میاد بیرون

01:42.943 --> 01:44.462
‫داره میاد بیرون

01:44.463 --> 01:46.902
‫خب از شانس خوبت جای درستی اومدی

01:46.903 --> 01:48.582
‫بیا ببریمت توی بخش زایمان، باشه؟

01:48.583 --> 01:50.393
‫متأسفانه یه کم پیاده‌روی داره

01:51.783 --> 01:54.062
‫اشکالی نداره یه نگاهی بندازم؟

01:54.063 --> 01:55.862
‫من دکترم. احتمالاً باید می‌گفتم

01:55.863 --> 01:57.302
‫من آدام هستم. شما؟

01:57.303 --> 01:59.143
‫- آندریا
‫- آندریا

02:02.183 --> 02:07.742
‫خیلی‌خب آندریا. خب، دست بچه...

02:07.743 --> 02:10.263
‫- اومده بیرون
‫- این طبیعیه؟

02:11.383 --> 02:14.222
‫خودت حدس بزن. بچه به پهلو قرار گرفته

02:14.223 --> 02:16.822
‫متوجه میشی؟ به پهلو

02:16.823 --> 02:19.502
‫- واسه همین باید سزارین بشی
‫- آها، سزارین

02:19.503 --> 02:22.102
‫توی جیبم یه چاقوی جراحی دارم.
‫مشکلی برات پیش نمیاد

02:22.103 --> 02:23.462
‫بریم؟

02:23.463 --> 02:25.703
‫- آره
‫- باشه؟ همینه

02:27.383 --> 02:29.462
‫خودشه. حالت خوبه؟

02:29.463 --> 02:32.902
‫آندریا، یه میانبر بلدم.
‫بیا از این طرف بریم

02:32.903 --> 02:34.622
‫نمی‌خوام هولت کنم، آندریا...

02:34.623 --> 02:37.102
‫ولی باید راه بیفتیم. کارت عالیه

02:37.103 --> 02:39.342
‫- چیزی نیست. نفس عمیق بکش!
‫- مراقب باشید

02:39.343 --> 02:41.422
‫خب بیا برو دیگه. بجنب

02:41.423 --> 02:44.102
‫خودشه. تقریباً رسیدیم

02:44.103 --> 02:46.062
‫با آسانسور کارکنان میریم

02:46.063 --> 02:47.349
‫تقریباً رسیدیم

02:48.623 --> 02:51.053
‫- یالا
‫- این آسانسوره؟

02:51.054 --> 02:52.054
‫خطری نداره. بیا

02:52.143 --> 02:53.563
‫- واقعاً؟
‫- آره، تو می‌تونی

02:53.564 --> 02:54.564
‫نمی‌تونم. وای خدا

02:55.023 --> 02:56.622
‫- نه، نه
‫- نه، صبر کن

02:56.623 --> 02:59.142
‫صبر کن. نه، نه. خیلی‌خب، آماده‌ای؟

02:59.143 --> 03:01.942
‫سه، دو، یک

03:01.943 --> 03:04.462
‫به نفس کشیدن ادامه بده.
‫نفس عمیق و آروم

03:04.463 --> 03:06.702
‫وقتی گفتم، از آسانسور می‌پریم پایین

03:06.703 --> 03:08.102
‫تو واقعاً دکتری؟

03:08.103 --> 03:09.742
‫سوال خوبیه

03:09.743 --> 03:11.902
‫گرچه که به طرز عجیبی این سوال رو...

03:11.903 --> 03:13.622
‫بعد از نشون دادن واژنت ازم پرسیدی

03:13.623 --> 03:16.462
‫خیلی‌خب. بفرما، حله؟

03:16.463 --> 03:18.622
‫خیلی‌خب، آماده باش

03:18.623 --> 03:20.662
‫آماده باش

03:20.663 --> 03:23.342
‫- حالا بپر
‫- نگران نباش. نگران نباش

03:23.343 --> 03:26.063
‫آسانسور میره دور می‌زنه و
‫دوباره می‌تونیم بریم

03:27.303 --> 03:29.902
‫- کارت خیلی خوبه
‫- چه اتفاقی داره می‌افته؟

03:29.903 --> 03:31.542
‫فقط داره...

03:31.543 --> 03:33.543
‫از قسمت سقف رد میشه قبل از اینکه
‫برگرده پایین

03:34.383 --> 03:36.302
‫باشه؟ الان دوباره اینجا روشن میشه

03:36.303 --> 03:38.463
‫- یه مشکلی هست. نگاه کن!
‫- باشه

03:39.903 --> 03:42.142
‫یا خدا. ما به این میگیم افتادگی بند ناف

03:42.143 --> 03:44.822
‫به صورت ایده‌آل، این اتفاق توی بخش زایمان
‫رخ میده، نه توی یه آسانسور جنون‌آمیز

03:44.823 --> 03:47.422
‫خیلی‌خب، آندریا. همه‌چی درست میشه

03:47.423 --> 03:48.942
‫یعنی شاید درست بشه

03:48.943 --> 03:51.462
‫اگه بند ناف سرد بشه،
‫دیگه خون به بچه نمی‌رسه

03:51.463 --> 03:53.422
‫اگه خونی در کار نباشه،
‫بچه‌ای هم در کار نیست

03:53.423 --> 03:56.302
‫خیلی‌خب. داخل نگهش دار. متوجهی؟ داخل

03:56.303 --> 03:57.982
‫- آره
‫- یالا، یالا، یالا

03:57.983 --> 04:00.342
‫تو اس‌اچ‌او هستی؟
‫بیا آسانسور کارکنان. همین الان

04:00.343 --> 04:02.222
‫یه تخت بیمارستانی و یه جعبه دستکش بیار

04:02.223 --> 04:04.462
‫دقیقاً همین الان. افتادگی بند ناف داریم

04:04.463 --> 04:06.782
‫خیلی‌خب، بیا آندریا. باید بریم بیرون

04:06.783 --> 04:08.262
‫آماده شو

04:08.263 --> 04:09.523
‫- بپر، بپر، بپر
‫- نمی‌تونم

04:09.524 --> 04:10.524
‫گندش بزنن

04:10.983 --> 04:12.503
‫بیا. باشه؟

04:15.503 --> 04:17.063
‫آندریا، همینجا بمون

04:18.303 --> 04:20.702
‫ببرش روی تخت. موقعیت زانو و آرنج...

04:20.703 --> 04:22.502
‫بند ناف رو برگردون داخل، ببرش اتاق جراحی

04:22.503 --> 04:24.702
‫میرم روپوش بپوشم. رضایتشو بگیر

04:24.703 --> 04:27.342
‫- رضایتشو واسه چی بگیرم؟
‫- واسه ماساژ بدنش

04:27.343 --> 04:29.182
‫افتادگی بند نافه

04:29.183 --> 04:31.422
‫- سزارین دیگه
‫- آخه وقتی گفتید که...

04:31.423 --> 04:33.982
‫موقعیت زانو و آرنج...

04:33.983 --> 04:35.342
‫اشتباه از من بود، شرمنده

04:35.343 --> 04:37.724
‫لباست خیلی شبیه روپوش دکترا بود

04:38.783 --> 04:40.062
‫من ترتیبشو میدم. تو تخت رو هل بده

04:40.063 --> 04:41.423
‫بیا بالا. خودشه

04:44.743 --> 04:46.222
‫یه ذره آروم‌تر بی‌زحمت

04:46.223 --> 04:47.862
‫خیلی شرمنده

04:47.863 --> 04:49.462
‫چطوره من تخت رو هل بدم؟

04:49.463 --> 04:50.942
‫تو برو یه متخصص هوشبری پیدا کن

04:50.943 --> 04:53.182
‫منظورش همون دکتریه که
‫باعث میشه آدم لالا کنه

04:54.663 --> 04:55.982
‫شوهرشو پیدا کردم

04:55.983 --> 04:57.502
‫داره از پذیرش میاد

04:57.503 --> 05:00.342
‫خیلی‌خب، آندریا. همه‌چی درست میشه.
‫پنج دقیقه دیگه بچه‌ات به دنیا میاد

05:00.343 --> 05:03.342
‫- مجانیه؟
‫- آره، کاملاً مجانیه

05:03.343 --> 05:05.105
‫حتی اجازه نداریم انعام بگیریم

05:06.543 --> 05:08.742
‫دکتر آدام، بهتره بعدش منو معاینه کنید.
‫خیلی فوریه

05:08.743 --> 05:11.182
‫- واقعاً؟
‫- اریکا، عزیزم. میشه لطفاً بری بشینی؟

05:11.183 --> 05:14.742
‫تریسی! مایورکا چطور بود؟
‫میک از اون هتل خوشش اومد؟

05:14.743 --> 05:16.423
‫اریکا، برگرد برو تریاژ

05:17.943 --> 05:19.662
‫توضیح دادم که دکتر...

05:19.663 --> 05:21.822
‫بند ناف رو داخل نگه می‌داره

05:21.823 --> 05:24.302
‫احتمالاً نگفتی که طوری دستمو کردم داخلش
‫که انگار عروسک‌گردونم

05:24.303 --> 05:25.702
‫متوجه نمیشم

05:25.703 --> 05:30.023
‫ضربان قلب بچه‌ست. به سیستم درمانی بریتانیا
‫خوش اومدید

05:39.303 --> 05:40.863
‫اینجا بخش زنان و زایمانه

05:41.863 --> 05:43.383
‫به اسم بخش واژن و بچه هم می‌شناسنش

05:45.303 --> 05:47.543
‫به طور کلی به تنهایی
‫دارید روی کشتی دریانوردی می‌کنید...

05:48.583 --> 05:51.262
‫یه کشتی که غول‌پیکره و داره
‫آتیش می‌گیره و...

05:51.263 --> 05:52.903
‫کسی هم وقت نداشته یادتون بده
‫چطوری دریانوردی کنید

05:54.263 --> 05:56.582
‫عملاً اینجا بحث مرگ و زندگیه

05:56.583 --> 05:59.782
‫مدام هم مایعات بدن می‌‌پاشه بهتون

05:59.783 --> 06:01.623
‫حتی از اون مایعات باحال هم نه

06:04.983 --> 06:08.142
‫ولی کدوم دکترا هستن که بتونن بگن
‫کارشون که تموم بشه...

06:08.143 --> 06:10.262
‫تعداد بیمارانشون دو برابر شده؟

06:10.263 --> 06:12.223
‫حالتون گرفته شد، پیرپزشک‌ها؟

06:14.703 --> 06:16.582
‫ولی خرج و مخارج لباس به این معنیه که...

06:16.583 --> 06:18.823
‫احتمالاً با این شغل دارم ضرر هم می‌کنم

06:31.743 --> 06:34.702
‫- عه، آقای لاکهارت
‫- خوش می‌گذره؟

06:34.703 --> 06:38.102
‫- فقط...
‫- آره، مطمئن نیستم دلم بخواد بدونم

06:38.103 --> 06:40.182
‫نمی‌دونم شنیدید یا نه، امروز
‫یه مورد جدی...

06:40.183 --> 06:41.782
‫افتادگی بند ناف داشتیم

06:41.783 --> 06:44.542
‫مورد سزارین بود. توی نود ثانیه
‫بچه رو به دنیا آوردیم

06:44.543 --> 06:47.142
‫شنیدم که ده دقیقه دیر رسیدی...

06:47.143 --> 06:49.702
‫توی آسانسور خدمات نزدیک بوده
‫بیمار رو به کشتن بدی...

06:49.703 --> 06:52.822
‫بعدشم بدون روپوش، سزارین انجام دادی

06:52.823 --> 06:54.702
‫بیشتر دلیلش این بود که میانبر زدم

06:54.703 --> 06:57.182
‫دکترها قرار نیست میانبر بزنن، آدام

06:57.183 --> 06:59.302
‫یادته که ازت خواستم رجیسترار موقت اینجا باشی؟
‫(رده‌ای در پزشکی در بریتانیا)

06:59.303 --> 07:02.542
‫میشه سعی کنی مثل یه رجیسترار کوفتی
‫رفتار کنی؟

07:02.543 --> 07:05.102
‫اگه بهم احتیاج داشتی، توی دفترم هستم...

07:05.103 --> 07:07.183
‫که به شدت توصیه می‌کنم
‫بهم احتیاج نداشته باشی

07:09.543 --> 07:10.743
‫یه تیکه رو پاک نکردی

07:20.823 --> 07:22.823
‫لطفاً مراقب خودتون باشید. مراقب باشید

07:32.743 --> 07:36.142
‫- خیلی فوریه
‫- می‌دونم عزیزم، ولی قول میدم که...

07:36.143 --> 07:37.862
‫- دکتر خیلی طولش نمیده
‫- قولِ قول؟

07:37.863 --> 07:40.062
‫قولِ قول به همراه دسر و مخلفات

07:40.063 --> 07:41.862
‫وای!

07:41.863 --> 07:44.423
‫چطوره برگردی بشینی سر جات؟

07:47.223 --> 07:49.083
‫- عوضی نق‌نقو
‫- صبح بخیر، ریا

07:49.084 --> 07:50.054
‫صبح بخیر، دکتر کی

07:50.063 --> 07:52.142
‫- عه، اینجایی پس
‫- توی بخش گشت زدی، تریس؟

07:52.143 --> 07:54.102
‫میشه یه سوال شخصی ازت بپرسم عزیزم؟

07:54.103 --> 07:55.942
‫سوالت اینه که چرا امروز قیافه‌ام
‫مثل عن شده؟

07:55.943 --> 07:57.302
‫اینطوری نمی‌خواستم بپرسم

07:57.303 --> 07:58.702
‫دیشب توی ماشینم خوابیدم

07:58.703 --> 08:02.462
‫خب حتماً حفظ یه رابطه کار خیلی سختیه...

08:02.463 --> 08:04.262
‫به خصوص با این شغلت...

08:04.263 --> 08:06.782
‫و شخصیتی که داری

08:06.783 --> 08:09.342
‫تریسی امروز سرپرست ماماییه

08:09.343 --> 08:11.503
‫حاضرم اجازه بدم
‫پرینیوم خواهرمو بخیه کنه که...

08:12.623 --> 08:14.382
‫حالا که به زبون آوردمش حرف عجیبیه...

08:14.383 --> 08:16.182
‫ولی این بهترین تعریفیه که می‌تونم
‫از یه نفر بکنم

08:16.183 --> 08:18.662
‫یادت باشه پوسته‌ی ضخیم و براق بیرونش رو
‫جدا کنی

08:18.663 --> 08:21.902
‫بهش توجه نکن. دوست‌دخترش سر عقل اومده
‫و اونو پیچونده

08:21.903 --> 08:24.702
‫- هیچکی کسی رو نپیچونده
‫- ولی اگه می‌خوای بزنی تو گوشش...

08:24.703 --> 08:26.502
‫من نادیده می‌گیرم

08:26.503 --> 08:28.662
‫میشه اول بریم سراغ اتاق 8؟

08:28.663 --> 08:31.142
‫خیلی زایمانش به کندی پیش میره

08:31.143 --> 08:34.182
‫برو پایین یه سری به خانم باک‌استار بزن

08:34.183 --> 08:36.622
‫دکترا خیلی چیزا رو به صورت رمزی میگن.
‫واسه همین به جای کیر و خایه...

08:36.623 --> 08:38.822
‫میگن آلت تناسلی و بیضه...

08:38.823 --> 08:40.702
‫به جای اینکه برو قهوه بگیر،
‫میگن برو یه سری به خانم باک‌استار بزن

08:40.703 --> 08:42.142
‫خانم باک‌استار توی کدوم قسمته؟

08:42.143 --> 08:44.622
‫می‌خواد براش یه قهوه‌ی شیک بگیری
‫بدون اینکه من بفهمم

08:44.623 --> 08:47.183
‫واسه منم یه قهوه
‫با شیر و یه دونه قند بگیر لطفاً

08:48.594 --> 08:53.074
‫[56 ایمیل خوانده نشده.
‫مارک کمپبل: مهمونی مجردی کجا برگزار میشه؟]

08:54.543 --> 08:57.542
‫من می‌خوام زایمان کنم مامان، فلج که نیستم

08:57.543 --> 09:00.382
‫سلام. من آدام هستم، یکی از دکترا

09:00.383 --> 09:02.942
‫متأسفانه خبر بدی براتون دارم

09:02.943 --> 09:04.583
‫کلمه‌ی غرفه رو اشتباه نوشتید

09:08.223 --> 09:09.782
‫شیرینی می‌خوری عزیزم؟

09:09.783 --> 09:11.982
‫دکتر که نمیاد به خاطر اینکه
‫بهش کلوچه‌ی نعنایی دادی...

09:11.983 --> 09:15.423
‫- بهتر ازم مراقبت کنه
‫- راستشو بخوای ممکنه همینطور باشه

09:19.183 --> 09:20.863
‫خیلی‌خب

09:24.023 --> 09:26.182
‫یه مقدار روی شیش سانتیمتر گیر کردی

09:26.183 --> 09:27.782
‫واسه همین توصیه می‌کنم که دُز...

09:27.783 --> 09:29.902
‫مصرف سرمی که توی انقباض‌هات
‫بهت کمک می‌کنه رو مَشتی ببریم بالا

09:29.903 --> 09:31.662
‫- "مَشتی" یه اصطلاح پزشکیه؟
‫- البته

09:31.663 --> 09:33.823
‫بعد اگه اینم جواب نداد...

09:35.023 --> 09:39.702
‫آنا، سینتو رو ببر روی 84
‫و چهار ساعت دیگه دوباره معاینه‌اش کن

09:39.703 --> 09:41.622
‫راستشو بخوای من نمی‌تونم این کارو کنم.
‫تا اون موقع دیگه رفتم خونه

09:41.623 --> 09:43.582
‫- واقعاً؟
‫- خب 15 ساعته که اینجام

09:43.583 --> 09:46.702
‫اگه بیشتر اینجا بمونم،
‫ازم مالیات محلی می‌گیرن

09:46.703 --> 09:48.862
‫- صحیح
‫- نگران نباش عزیزم

09:48.863 --> 09:51.862
‫من انجامش میدم، واسه همین
‫حداقل یکیه که باهاش آشنایی

09:51.863 --> 09:53.862
‫میشه عوضش شما معاینه رو انجام بدید، دکتر؟

09:53.863 --> 09:57.102
‫اگه تریسی انجامش بده معقول‌تره

09:57.103 --> 09:59.622
‫- شما کجا آموزش دیدید؟
‫- می‌خوای برم خونه...

09:59.623 --> 10:01.142
‫و مدرک تحصیلیم رو بیارم؟

10:01.143 --> 10:03.462
‫راه نداره که تو بمونی؟

10:03.463 --> 10:06.462
‫مطمئن نیستم از این وضعیت خوشم بیاد

10:06.463 --> 10:08.062
‫منظورت که این نیست که من حق ندارم...

10:08.063 --> 10:10.022
‫انتخاب کنم که چه کسی
‫معاینات خیلی خصوصی روم انجام بده، درسته؟

10:10.023 --> 10:12.582
‫منظورم اینه که حق نداری
‫بر اساس رنگ پوست طرف انتخاب کنی

10:12.583 --> 10:16.782
‫- آدام!
‫- چی؟ کی حرف از رنگ پوست زد؟

10:16.783 --> 10:18.302
‫بهش میگن انتخاب بیمار

10:18.303 --> 10:20.742
‫داشتن حق انتخاب خیلی مهمه.
‫مثلاً من امشب شاید...

10:20.743 --> 10:24.022
‫انتخاب کنم که یه پیتزا سفارش بدم،
‫جای اینکه یه مسجد رو بمب‌گذاری کنم

10:24.023 --> 10:25.702
‫فکر کنم منظور دکتر کی این بود که...

10:25.703 --> 10:28.462
‫منظورم اینه که می‌دونم
‫بودن در بخش زایمان استرس‌زاست...

10:28.463 --> 10:30.742
‫ولی اگه یه بار دیگه چنین رفتاری رو ببینم...

10:30.743 --> 10:32.582
‫مجبورم بگم از ساختمون
‫بندازنتون بیرون. متوجه شدید؟

10:32.583 --> 10:36.302
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب. بیا تمومش کنیم، باشه؟

10:36.303 --> 10:38.382
‫چاقال

10:38.383 --> 10:40.142
‫به نفعته که این کلمه، یه جواب
‫توی جدول باشه

10:40.143 --> 10:42.503
‫نه عزیزم، به تو گفت چاقال

10:47.503 --> 10:49.662
‫اون دیگه چه کاری بود؟

10:49.663 --> 10:52.342
‫به گمونم نژادپرستای سفیدپوست هم
‫بچه‌دار میشن

10:52.343 --> 10:54.102
‫اونو نمیگم، تو رو میگم

10:54.103 --> 10:55.173
‫من؟

10:55.174 --> 10:57.574
‫من به یه شوالیه با اسب سفید
‫احتیاج ندارم که از شرافتم دفاع کنه

10:57.583 --> 10:59.102
‫صبر کن ببینم. من رجیسترار اینجام

10:59.103 --> 11:00.702
‫رجیستار موقت

11:00.703 --> 11:03.582
‫- من رده بالاترین دکتر اینجام
‫- تا وقتی که یه دکتر رده بالا‌تر پیداش بشه

11:03.583 --> 11:06.463
‫خب در حال حاضر من این بخش رو اداره می‌کنم
‫و به عهده‌ی منه که...

11:06.863 --> 11:10.022
‫نه، منم که دارم این بخش رو
‫اداره می‌کنم مرد جوان، خودمم...

11:10.023 --> 11:12.142
‫از پس خودم بر میام، هر وقت هم
‫از پس خودم بر نیومدم...

11:12.143 --> 11:13.782
‫به یه نفر اطلاع میدم

11:13.783 --> 11:17.302
‫بعد نمی‌خوام سورپرایزش رو خراب کنم،
‫ولی اون یه نفر تو نیستی

11:17.303 --> 11:19.942
‫در ضمن به بیمارها نگو که
‫پرتشون می‌کنی بیرون

11:19.943 --> 11:22.222
‫اینجا مرکز خدمات درمانیه، نه باشگاه گلف

11:22.223 --> 11:23.633
‫بیمار کدوم اتاق رو پرت می‌کنیم بیرون؟

11:23.663 --> 11:26.323
‫نه، هیچکی رو پرت نمی‌کنیم بیرون، بنیلدا
‫[پیام جدید. گِرگ: برنامه‌ی امشب چیه؟]

11:26.363 --> 11:27.262
‫همه‌شون در حال زایمانن...

11:27.263 --> 11:29.522
‫واسه همین گفتیم صبر کنیم
‫تا بچه‌شون به دنیا بیاد

11:29.523 --> 11:31.322
‫خب دست بجنبونید
‫[گِرگ: اصلاً بهم زنگ بزن]

11:31.323 --> 11:33.182
‫اوضاع تعداد تخت‌های بیمارستان
‫در وضعیت قرمزه

11:33.183 --> 11:35.342
‫راستش دیگه داره میشه وضعیت سیاه

11:35.343 --> 11:37.903
‫پس داره میشه وضعیت داسکی مرلو
‫(نوعی شراب)

11:39.943 --> 11:42.182
‫میشه بری بخش زنان؟

11:42.183 --> 11:43.902
‫خانم توی تخت شماره‌ی 17
‫می‌تونه بره خونه

11:43.903 --> 11:46.502
‫راستش دارم توی بخش یه گشتی می‌زنم

11:46.503 --> 11:48.902
‫ولی آره، یه زمانی جور می‌کنم

11:48.903 --> 11:50.542
‫قبل از این کار، باید یه فرم حادثه...

11:50.543 --> 11:52.542
‫- واسه اتاق 8 پر کنی
‫- صبر کن ببینم...

11:52.543 --> 11:54.983
‫واسه اون مورد افتادگی بند ناف
‫لازم نبود فرم پر کنم که

12:05.623 --> 12:07.822
‫- اریکا؟
‫- این هفته سومین باره که میاد...

12:07.823 --> 12:10.342
‫و علائم خاصی هم نداره

12:10.343 --> 12:13.342
‫خیلی‌خب، همه برگردید سر کارتون.
‫لازم نیست اینجا معرکه بگیرید

12:13.343 --> 12:15.983
‫- بزنید به چاک
‫- خیلی‌خب، بیایید

12:17.543 --> 12:19.822
‫تو نه

12:19.823 --> 12:21.943
‫وای خدا، خیلی شرمنده

12:23.063 --> 12:26.182
‫خیلی‌خب، شگفت‌زده‌ام کن.
‫چطور باید رسیدگی کرد؟

12:26.183 --> 12:28.102
‫صحیح...

12:28.103 --> 12:30.662
‫خیلی‌خب، من...

12:30.663 --> 12:32.462
‫مجرای تنفسی رو بررسی می‌کنم...

12:32.463 --> 12:34.102
‫بعدش...

12:34.103 --> 12:37.302
‫بیمار رو به پهلوی چپ می‌چرخونم،
‫جریان بالای اکسیژن...

12:37.303 --> 12:40.022
‫با ماسک غیرتنفسی بهش وصل می‌کنم،
‫بررسی می‌کنم...

12:40.023 --> 12:41.302
‫ببینم نبضش می‌زنه یا نه...

12:41.303 --> 12:43.543
‫خیلی نزدیک، با این حال افتضاح

12:45.143 --> 12:47.343
‫خب وقتی آدما واقعاً بیهوش باشن...

12:49.783 --> 12:51.823
‫دستشون می‌خوره توی صورتشون

12:57.742 --> 13:00.742
‫[121 ایمیل خوانده نشده. مهمونی مجردی
‫کجا برگزار میشه؟ گوشیت خراب شده؟]

13:00.743 --> 13:02.782
‫آدام؟

13:02.783 --> 13:03.903
‫آدام!

13:05.383 --> 13:06.702
‫آدام؟

13:06.703 --> 13:08.622
‫فکر می‌کنی من به درد نخورم؟

13:08.623 --> 13:10.902
‫ببین، منم هفته‌ی اول کارم جالب نبود

13:10.903 --> 13:12.863
‫من دو ماهه که اینجام

13:16.023 --> 13:18.182
‫- دو ماهه؟
‫- خب هنوز چندان فرصت نکردم...

13:18.183 --> 13:20.342
‫که کارای عملی انجام بدم

13:20.343 --> 13:21.982
‫چندتا بچه به دنیا آوردی؟

13:21.983 --> 13:23.502
‫عه...

13:23.503 --> 13:25.462
‫توی این دو ماه
‫اینجا هیچ بچه‌ای به دنیا نیومده؟

13:25.463 --> 13:27.462
‫همه سرشون شلوغ‌تر از اونه که
‫بهم آموزش بدن

13:27.463 --> 13:29.222
‫فقط باید کمتر گوشه‌گیر باشی

13:29.223 --> 13:30.783
‫اینجا همه همدیگه رو می‌خورن

13:31.863 --> 13:33.103
‫بعد...

13:34.103 --> 13:35.503
‫گوشه‌گیرها رو هم می‌خورن

13:37.543 --> 13:40.142
‫شرمنده، شرمنده.
‫تا آرنج درگیر یه بیمار بودم...

13:40.143 --> 13:43.542
‫توی اتاق 8 با یه نژادپرست درگیر شدم
‫و یکی دیگه هم خودشو به موش‌مردگی زده بود

13:43.543 --> 13:45.702
‫راستی، خون ریخت روی دم و دستگاهم

13:45.703 --> 13:47.342
‫عاشق وقتی‌ام که حرفای سکسی می‌زنی

13:47.343 --> 13:48.942
‫صحیح، خب گفتی کی هستی؟

13:48.943 --> 13:50.622
‫اسمم هری‌ـه

13:50.623 --> 13:52.502
‫منظورم وقتیه که زنگ زدی به مامانم

13:52.503 --> 13:54.303
‫گفتم پارتنر بکن‌بکنتم

13:56.503 --> 13:57.862
‫گفتم هم‌خونه‌تم

13:57.863 --> 13:59.742
‫ولی اون می‌دونه که خونه‌ی من
‫فقط یه اتاق خواب داره

13:59.743 --> 14:02.182
‫فکر احمقانه‌ایه ولی می‌دونی،
‫می‌تونی همینطوری بهش قضیه رو بگی

14:02.183 --> 14:04.462
‫تو اونو نمی‌شناسی. می‌زنه سنگت می‌کنه

14:04.463 --> 14:07.262
‫نه، مامانا عاشق منن. انگار قدرت ماوراییمه

14:07.263 --> 14:09.102
‫قبل از مهمونی مجردی گِرگ...

14:09.103 --> 14:10.502
‫چطوری مرگ خودمونو جعل کنیم؟

14:10.503 --> 14:12.382
‫به نظرم ریزش بهمن، سقوط هلیکوپتر...

14:12.383 --> 14:14.982
‫- خنده‌دار میشه
‫- گازگرفتگی؟

14:14.983 --> 14:16.982
‫خب به نظرت درسته که بپیچونی؟

14:16.983 --> 14:19.382
‫- با حساب اینکه تو ساقدوشی
‫- گندش بزنن. قرار بود برم بخش زنان

14:19.383 --> 14:21.262
‫- شرمنده. بعداً بهت زنگ می‌زنم
‫- عذرخواهی لازم نیست

14:21.263 --> 14:22.902
‫این طولانی‌ترین تماسیه که
‫توی چند ماه اخیر داشتیم

14:22.903 --> 14:24.543
‫کم‌کم داشت حوصله‌ام سر می‌رفت

14:26.302 --> 14:29.812
‫ آهنگ Nobody but me 
‫ از The Human Beinz 

14:41.383 --> 14:42.782
‫خبرای خوب، خانم و...

14:42.783 --> 14:44.983
‫بالاخره می‌تونید برید خونه

14:47.463 --> 14:49.503
‫اسکلی؟

14:50.823 --> 14:53.422
‫بهم گفتن که می‌تونید برید،
‫ولی آره، به نظر حالتون خوب نمیاد

14:53.423 --> 14:54.983
‫از طرف خودت حرف بزن

14:56.383 --> 14:58.862
‫حتماً اشتباه شده

14:58.863 --> 15:01.502
‫بعداً برمی‌گردم. الان باید برم
‫یه سراغ یکی دیگه

15:01.503 --> 15:03.103
‫ایشالا که قراره بری آرایشگاه

15:15.823 --> 15:17.382
‫دکتر کی، توی اتاق شماره‌ی 4 لازمتون دارن

15:17.383 --> 15:18.783
‫آره، می‌دونم خودم

15:18.844 --> 15:20.994
‫[143 ایمیل خوانده نشده.
‫گوشیت خراب شده؟ بهم زنگ بزن]

15:22.015 --> 15:24.045
‫[تماس از مامان]

15:35.823 --> 15:38.902
‫هیچوقت نذار بیمار
‫واقعاً انبر جراحی رو ببینه

15:38.903 --> 15:41.662
‫تنها کسانی که با فرو رفتن
‫یه انبر فلزی سالادخوری شصت سانتی...

15:41.663 --> 15:43.862
‫توی واژنشون مشکلی ندارن،
‫کسانی‌ان که نمی‌دونن...

15:43.863 --> 15:45.942
‫که یه انبر شصت سانتی فلزی سالادخوری...

15:45.943 --> 15:47.182
‫توی واژنشون فرو رفته

15:47.183 --> 15:50.942
‫- چند دقیقه دیگه تموم میشه
‫- خفه شو گراهام

15:50.943 --> 15:53.062
‫- تی‌شرتت رو هم تنت کن
‫- فقط نفس بکش

15:53.063 --> 15:55.062
‫همینه که مهمه

15:55.063 --> 15:57.142
‫کارت خیلی خوبه

15:57.143 --> 15:59.462
‫کارت عالیه

15:59.463 --> 16:01.702
‫کارت حرف نداره، سرباز کوچولوی من

16:01.703 --> 16:04.623
‫- ببند دهنتو، گراهام
‫- حالا آهنگ می‌ذارم

16:05.943 --> 16:09.022
‫- قبلاً زایمان دیدی؟
‫- آره

16:09.023 --> 16:10.862
‫یکی رو ببین، یکی رو انجام بده تا یاد بگیری

16:10.863 --> 16:12.422
‫از این آهنگ خوشم نمیاد

16:12.423 --> 16:13.995
‫آهنگ رو عوض کن. آهنگ رو عوض کن

16:15.743 --> 16:17.742
‫منتظر انقباض بمون

16:17.743 --> 16:19.022
‫حالا بکش

16:19.023 --> 16:20.623
‫باید نفس بکشی

16:21.943 --> 16:24.182
‫فقط روح خودت رو پیدا کن عزیزم

16:24.183 --> 16:25.543
‫- استرس نداشته باش
‫- گراهام...

16:25.544 --> 16:27.194
‫[تماس از گِرگ]

16:27.943 --> 16:30.462
‫- دکتر کی هستم
‫- گِرگ هستم. چهار روزه که...

16:30.463 --> 16:32.702
‫هیچکدوم از ایمیل‌ها رو جواب ندادی.
‫حتی کسی نمی‌دونه کجا قراره جمع بشیم

16:32.703 --> 16:36.102
‫- فشار بده، فشار بده، فشار بده
‫- با تمام توانت بِکشش بیرون. حالا!

16:36.103 --> 16:37.822
‫وای خدا، بگو که وسط سکس نیستی

16:37.823 --> 16:40.222
‫- توی بخش زایمانم
‫- می‌دونم که رسمه که...

16:40.223 --> 16:42.542
‫ساقدوش توی مهمونی مجردی،
‫دوماد رو تحقیر کنه...

16:42.543 --> 16:45.502
‫و به صورت مرسوم این مسئله
‫شامل دستبند و یه فاحشه میشه...

16:45.503 --> 16:47.062
‫دل به کار بده

16:47.063 --> 16:49.342
‫وِلی تهدید کرده که کار رو دست بگیره
‫و همه‌مونو بِکشه ببره کاباره

16:49.343 --> 16:51.222
‫نه، نه، قرار نیست بریم... کلینیک سینه

16:51.223 --> 16:53.182
‫اگه جواب نده، باید سزارین انجام بدیم؟

16:53.183 --> 16:56.782
‫جواب میده. ببین، همه‌چی به شکل متمدن
‫انجام میشه. نگران نباش

16:56.783 --> 16:59.262
‫تو میگی نگران نباشم، ولی متوجه میشی که
‫هنوزم نگرانم

16:59.263 --> 17:01.782
‫به همه بگو ساعت هشت،
‫بیان طبقه‌ی بالای کراون

17:01.783 --> 17:04.142
‫بعداً می‌بینمت.
‫واقعاً باید برگردم سراغ این واژن

17:04.143 --> 17:06.462
‫آره، خب پس قطعاً سکس نمی‌کنی
‫(چون همجنس‌گراست)

17:06.463 --> 17:08.262
‫باید به نفس کشیدن ادامه بدی، باشه؟

17:08.263 --> 17:10.142
‫خودشه، خودشه. کارت عالیه

17:10.143 --> 17:11.862
‫- ممنون
‫- داشتم با بیمار حرف می‌زدم

17:11.863 --> 17:14.822
‫آروم و خوب، آروم و خوب. نذار پاره بشه

17:14.823 --> 17:17.622
‫- خیلی خوشگلی
‫- گراهام، بس کن

17:17.623 --> 17:18.982
‫آروم و خوب، آروم و...

17:18.983 --> 17:22.382
‫بابا، می‌خوای بیای
‫به دنیا اومدن بچه رو ببینی؟

17:22.383 --> 17:25.503
‫- وای خدا، صورتش کجاست؟
‫- صورتش چی شده؟

17:27.663 --> 17:29.782
‫صورتش مشکلی نداره

17:29.783 --> 17:31.742
‫فقط جلوی سرشه، نه پشت سرش

17:31.743 --> 17:34.023
‫یادته گفتم نذار پاره بشه؟

17:48.223 --> 17:51.143
‫آدام اسم خوبیه

17:54.703 --> 17:56.622
‫توی قسمت پشتی یه زخم ایجاد شده...

17:56.623 --> 17:58.502
‫می‌بریمت اتاق جراحی...

17:58.503 --> 18:01.262
‫و خوب برات درستش می‌کنیم

18:01.263 --> 18:03.263
‫یه ساعتی بیشتر طول نمی‌کشه

18:43.503 --> 18:46.142
‫آدام، خیلی متأسفم.
‫ای کاش می‌تونستم خودم بخیه‌اش کنم

18:46.143 --> 18:48.222
‫- آخه تا حالا این کارو نکردم
‫- اشکالی نداره

18:48.223 --> 18:50.262
‫در ضمن، کم‌کم دم و دستگاهم داشت
‫براش سوال پیش می‌اومد که...

18:50.263 --> 18:52.597
‫چرا چند ساعته که به خون آغشته نشده

18:58.343 --> 19:00.102
‫بهتره یه فرم وقوع حادثه پر کنی

19:00.103 --> 19:01.982
‫اوضاع چطوره؟

19:01.983 --> 19:03.502
‫همه‌چی تحت کنترله، آقای لاکهارت

19:03.503 --> 19:05.262
‫- معجزه هیچوقت تمومی نداره
‫- میشه فقط...

19:05.263 --> 19:07.422
‫فکر کردم بهت گفتم اون بیمار بخش زنان رو
‫مرخص کنی

19:07.423 --> 19:08.822
‫می‌بینم که معجزه تمومی داشت

19:08.823 --> 19:10.182
‫نه. ولی اون اصلاً...

19:10.183 --> 19:12.822
‫تیم من براتون دردسر درست کرده،
‫خانم مندوزا؟

19:12.823 --> 19:14.302
‫بخش زایمان به طور کامل پر شده

19:14.303 --> 19:16.982
‫بخش پیش از زایمان، پس از زایمان،
‫بخش زنان. نمی‌دونم چطوری قراره...

19:16.983 --> 19:18.702
‫کسی رو از بخش حوادث و موارد اورژانسی
‫پذیرش کنیم

19:18.703 --> 19:21.542
‫تمام روز توی وضعیت قرمز بودیم و
‫الان عملاً توی وضعیت سیاهیم

19:21.543 --> 19:24.662
‫پس وضعیت بورگاندی درواقع
‫(نوعی شراب)

19:24.663 --> 19:26.862
‫مطمئنم یه کاریش میشه کرد

19:26.863 --> 19:29.182
‫- مگه نه، دکتر کی؟
‫- آره، می‌تونیم سرم بیمار رو...

19:29.183 --> 19:31.422
‫قطع کنیم و از پنجره بندازیمش بیرون

19:31.423 --> 19:32.982
‫می‌دونستم که یه فکری می‌کنی

19:32.983 --> 19:35.422
‫- بسپاریدش به ما
‫- کمکی از من بر میاد؟

19:35.423 --> 19:37.422
‫می‌تونی بری کافی‌شاپ

19:37.423 --> 19:39.182
‫جای خالی واسه یه قهوه‌چی هست

19:39.183 --> 19:42.582
‫شروتی امروز اولین زایمانش
‫با انبر رو انجام داد

19:42.583 --> 19:43.982
‫آره، آره

19:43.983 --> 19:46.302
‫بیمار بیش از یک ساعت
‫توی وضعیت شماره دو بود و...

19:46.303 --> 19:48.503
‫خیلی خوبه. دنبالم بیا، آدام

19:50.823 --> 19:52.382
‫یه داستان کوچیک برات دارم

19:52.383 --> 19:54.502
‫خب، یه رجیسترار موقت بخش زایمان بود...

19:54.503 --> 19:59.302
‫که وارد یه اتاق میشه و به بیمارش
‫میگه که اون یه نازیه

19:59.303 --> 20:01.462
‫دارید خیلی بدتر از چیزی که بود
‫جلوه‌اش میدید

20:01.463 --> 20:03.782
‫- اون با تریسی برخورد نژادپرستانه داشت...
‫- تمام مادران و نوزادان این بخش...

20:03.783 --> 20:06.302
‫به تصمیمات خوب و قضاوت خوب تو...

20:06.303 --> 20:09.222
‫اتکا کردن. از تریسی عذرخواهی کن...

20:09.223 --> 20:10.982
‫از بیمار هم عذرخواهی کن...

20:10.983 --> 20:12.703
‫و چند نفر رو مرخص کن برن خونه

20:14.583 --> 20:15.902
‫راستی آدام؟

20:15.903 --> 20:17.782
‫انقدر گند نباش

20:17.783 --> 20:20.903
‫ آهنگ Kiss with a fist 
‫ از Florence 

20:32.423 --> 20:34.142
‫ریچل گلاور؟

20:34.143 --> 20:35.543
‫کری سالزبری؟

20:37.183 --> 20:38.783
‫کارولین موروبیتو؟

21:10.463 --> 21:14.222
‫خب، حالت نسبت به قبل بهتر شد

21:14.223 --> 21:16.502
‫آره، وای خدا، شرمنده دکتر آدام

21:16.503 --> 21:17.862
‫نمی‌دونم یه دفعه چه مرگم شد

21:17.863 --> 21:19.782
‫خب، بگو ببینم. چند هفته‌ته؟

21:19.783 --> 21:22.102
‫وای خدا، از ریاضی متنفرم

21:22.103 --> 21:25.502
‫حتی به ماه هم نمی‌تونستم بهتون بگم...

21:25.503 --> 21:27.262
‫خیلی‌خب، بذار ببینم

21:27.263 --> 21:30.222
‫تولدم ماه ژوئنه...

21:30.223 --> 21:31.343
‫میشم 27 ساله...

21:33.343 --> 21:35.983
‫خب فکر کنم بشه حدود دو هزار هفته؟

21:37.343 --> 21:39.023
‫25 هفته‌ته

21:40.383 --> 21:42.222
‫آها!

21:42.223 --> 21:43.623
‫منظورت بچه بود

21:46.143 --> 21:49.902
‫خب، مشکل چیه؟

21:49.903 --> 21:54.142
‫خب امروز صبح که بیدار شدم
‫سردرد داشتم...

21:54.143 --> 21:58.182
‫زبونم هم پاک دون‌دون شده

21:58.183 --> 21:59.983
‫صحیح. باز کن ببینم

22:04.303 --> 22:06.023
‫خیلی‌خب

22:08.663 --> 22:12.462
‫متأسفانه چیزی که شما بهش مبتلا هستید،
‫بهش میگن...

22:12.463 --> 22:14.263
‫گیرنده‌های چشایی

22:16.703 --> 22:19.223
‫آها

22:22.183 --> 22:24.422
‫خب، کسی توی خونه هست که
‫بتونیم بهش زنگ بزنیم...

22:24.423 --> 22:26.182
‫که بیان دنبالت...

22:26.183 --> 22:28.262
‫یا اینکه دیگه همینجا زندگی می‌کنی؟

22:28.263 --> 22:30.743
‫وای خدا، نه بابا. کی دلش می‌خواد
‫با من زندگی کنه؟

22:34.783 --> 22:36.303
‫صحیح

22:41.303 --> 22:44.262
‫آدام، اون زنی که الان ویزیت کردی،
‫فشار خونش یه ذره بالاست

22:44.263 --> 22:46.902
‫- می‌خوای بفرستم آزمایش خون ازش بگیرن؟
‫- مرخصش کن بره خونه

22:46.903 --> 22:50.103
‫نه، صبر کن. آره، آزمایش خون بگیر

22:51.503 --> 22:53.063
‫بله؟

22:54.423 --> 22:56.103
‫ردش به چه صورته؟

22:58.583 --> 23:00.823
‫هنوز رجیسترار شیفت عصر نیومده؟

23:03.383 --> 23:05.542
‫خیلی‌خب، باشه

23:05.543 --> 23:07.782
‫صحیح، اتاق شماره‌ی هشت
‫باید عمل سزارین انجام بدیم

23:07.783 --> 23:10.622
‫دکتر آدام؟ دکتر آدام، ببخشید.
‫می‌خواستم بگم...

23:10.623 --> 23:12.942
‫دندونام یه ذره می‌خواره

23:12.943 --> 23:14.423
‫بفرستش خونه بابا

23:15.503 --> 23:17.582
‫ازم نخواه که خودت انجامش بدی. خسته‌ام

23:17.583 --> 23:19.182
‫باید ده دقیقه پیش می‌رفتم

23:19.183 --> 23:20.822
‫خب، همه‌چی آماده‌ست

23:20.823 --> 23:22.382
‫پنج دقیقه دیگه بچه به دنیا میاد...

23:22.383 --> 23:25.902
‫و میشه بگم که امروز حرف بدی زدم...

23:25.903 --> 23:29.102
‫- و خیلی متأسفم
‫- گذشته‌ها گذشته

23:29.103 --> 23:31.102
‫ولی فقط می‌خوایم مطمئن بشیم که
‫شما این عمل رو انجام می‌دید...

23:31.103 --> 23:32.943
‫نه کسی دیگه

23:34.863 --> 23:36.582
‫آره

23:36.583 --> 23:38.223
‫آره، خودم انجامش میدم

23:43.903 --> 23:47.262
‫راستشو بخوای، گور باباش. بالاخره
‫یه وقتی باید یاد بگیری دیگه. مشغول شو

23:47.263 --> 23:49.142
‫- یالا، قبلاً دیدی دیگه
‫- آره

23:49.143 --> 23:51.942
‫پس روالش رو می‌دونی دیگه.
‫یکی رو ببین، توی یکی گند بزن، یاد بگیر

23:51.943 --> 23:54.742
‫واقعاً؟ ممنون

23:54.743 --> 23:57.343
‫- مطمئنی؟
‫- نه چندان. یالا

24:05.663 --> 24:07.183
‫حالا خوشحالی؟

24:09.543 --> 24:11.103
‫خیلی‌خب، یالا

24:13.303 --> 24:15.342
‫- همینه؟
‫- آره. لطفاً عجله کن

24:15.343 --> 24:17.783
‫فکر کنم دکتر هوشبری‌مون
‫هفته‌ی بعد بازنشسته بشه

24:22.623 --> 24:24.422
‫آدام؟

24:24.423 --> 24:26.902
‫بازش کن. یالا، محکم‌تر

24:26.903 --> 24:28.783
‫صحیح، از بین صفاق

24:30.823 --> 24:33.422
‫انگشتت رو ببر داخل. به چیزی آسیب نمی‌زنی

24:33.423 --> 24:35.582
‫خیلی‌خب

24:35.583 --> 24:37.023
‫وای

24:40.543 --> 24:42.982
‫آدام؟ آدام؟

24:42.983 --> 24:45.662
‫آره، خیلی‌خب. خوبه. عالیه.
‫حالا باید...

24:45.663 --> 24:48.222
‫توی قسمت پایینی رحم
‫یه برش یو شکل ایجاد کنی...

24:48.223 --> 24:50.222
‫بعدش با انگشتات بازش می‌کنی

24:50.223 --> 24:51.822
‫اگه بخش پایینی نباشه چی؟

24:51.823 --> 24:54.062
‫می‌دونی، مثلاً اگه قبل از 32 هفته باشه

24:54.063 --> 24:56.262
‫آره، معمولاً جلسه‌ی پرسش و پاسخ رو
‫می‌ذاریم واسه بعد از زایمان

24:56.263 --> 24:58.942
‫اونطوری یه گندکاری
‫و خون و خونریزی وحشتناک میشه. یالا، مشغول شو

24:58.943 --> 25:00.822
‫- این...
‫- خوبه

25:00.823 --> 25:02.342
‫حالا چی؟

25:02.343 --> 25:04.542
‫فکر کنم حتی تو هم بتونی
‫حدس بزنی بعدش چی میشه. یالا

25:04.543 --> 25:06.222
‫خودشه

25:06.223 --> 25:08.263
‫فقط سرش رو به سمت بیرون
‫هدایت کن. داره میاد

25:09.783 --> 25:11.263
‫خیلی‌خب

25:12.823 --> 25:14.223
‫خودشه

25:15.943 --> 25:18.663
‫یه بچه تو راهه...

25:23.703 --> 25:25.942
‫نه، اونو ازم دور کن.
‫نمی‌ذارم یه پاکستانی...

25:25.943 --> 25:28.022
‫بچه‌مو به دنیا بیاره. اونو از من جدا کن!

25:28.023 --> 25:31.502
‫انقدر بهش دست نزن. قول داده بودی که
‫خودت انجامش بدی

25:31.503 --> 25:34.142
‫ببخشید، منو از این وضعیت خارج کن.
‫بگیرش

25:34.143 --> 25:35.862
‫این چیه؟ ازم جداش کن

25:35.863 --> 25:38.183
‫- آدولف اسم خوبیه براش
‫- مامان، میشه یه کاری کنی؟

25:40.503 --> 25:41.943
‫کارت خیلی خوب بود

25:43.223 --> 25:45.543
‫یه سزارین تموم شد، 8000تا دیگه مونده

25:46.743 --> 25:49.342
‫منصفانه بگم، معمولاً تهش اینطوری نمیشه

25:49.343 --> 25:52.663
‫فرم‌ها رو پر کن و اشاره کن که
‫من بخیه‌اش زدم

25:56.143 --> 25:58.703
‫وای خدا. فوق‌العاده نیست؟

26:12.063 --> 26:13.703
‫ای بابا...

26:19.663 --> 26:21.142
‫خط تلفن لغو مهمونی‌ها

26:21.143 --> 26:23.742
‫اگر باید سر کارت بمونی و
‫منو تنها بذاری که...

26:23.743 --> 26:27.902
‫با بیست‌تا بچه‌های کله‌کیری مدرسه که
‫نمی‌شناسم گپ بزنم، دکمه‌ی یک را فشار دهید

26:27.903 --> 26:31.022
‫بی‌انصافی می‌کنی. فقط پونزده نفرن

26:31.023 --> 26:32.462
‫منم الان دارم میام بیرون

26:32.463 --> 26:35.742
‫- نه بابا!
‫- میشه لطفاً یه لباس برام بیاری؟

26:35.743 --> 26:38.182
‫آره. چیز به خصوصی مد نظرته؟

26:38.183 --> 26:39.382
‫یه لباس غیررسمی شیک...

26:39.383 --> 26:42.182
‫که به کل خون یه غریبه روش ریخته نشده باشه

26:42.183 --> 26:44.182
‫پس یه دامن هولا و یه شال خز برات میارم

26:44.183 --> 26:46.063
‫می‌بینمت

26:50.023 --> 26:51.902
‫تقصیر خودت که نیست مریض شدی عزیزم

26:51.903 --> 26:54.262
‫یکی دیگه رو می‌فرستم دنبالش

26:54.263 --> 26:57.342
‫صحیح. خداحافظ

26:57.343 --> 26:59.182
‫آدام؟

26:59.183 --> 27:01.142
‫دیدم با اون زنیکه چیکار کردی

27:01.143 --> 27:03.222
‫یه مرد متشخص هرگز در مورد
‫دم و دستگاه یه خانم صحبت نمی‌کنه

27:03.223 --> 27:05.542
‫- می‌خوای یه نصیحت بهت بکنم، آدام؟
‫- نه والا

27:05.543 --> 27:07.182
‫دقیقاً مشکلت همینه

27:07.183 --> 27:09.143
‫ولی خیلی خنده‌دار بود، نه؟

27:22.463 --> 27:26.463
‫ آهنگ 2wicky از Hooverphonic 

28:10.943 --> 28:12.662
‫دومین دکتر موردعلاقه‌ام هم که اینجاست

28:12.663 --> 28:13.902
‫اولیش کیه؟

28:13.903 --> 28:15.423
‫دیوید تننت توی دکتر هو

28:19.023 --> 28:21.582
‫- کارت چطور بود؟
‫- خوب بود، ممنون. اونا کی‌ان؟

28:21.583 --> 28:23.942
‫روحمم خبر نداره، ولی از رفقای تو
‫که اون بالان، آدمای باحال‌تری‌ان

28:23.943 --> 28:25.262
‫بیخیال بابا

28:25.263 --> 28:27.422
‫مطمئنم یه نقطه اشتراکی باهاشون پیدا می‌کنی

28:27.423 --> 28:30.102
‫بفرما. دیدی؟ تی‌شرتاتون یه شکله

28:30.103 --> 28:32.502
‫یه یارو به اسم وِلی اینا رو آورده

28:32.503 --> 28:35.103
‫خب با در نظر گرفتن این مسئله
‫خیلی هم افتضاح نیستن

28:36.762 --> 28:38.053
‫[آخرین شب کص کردن]

28:38.663 --> 28:40.783
‫میشه بریم تو کارش؟ یالا

28:47.823 --> 28:50.542
‫عه! ساعت 7 و 58 دقیقه. بفرما

28:50.543 --> 28:53.782
‫می‌دونستم که ناامیدم نمی‌کنی

28:53.783 --> 28:57.502
‫- نه، نمی‌دونستی
‫- خیلی‌خب. شاید یه شرطی رو باخته باشم

28:57.503 --> 28:59.902
‫مثل کابوس می‌مونه! اینجا ییگربمب نداره
‫(نوعی روش ترکیب دو مشروب)

28:59.903 --> 29:01.262
‫پس چیکار کنیم؟

29:01.263 --> 29:04.503
‫- ادستر!
‫- وِلی. این کارو نکن

29:05.943 --> 29:09.622
‫- تی‌شرتت کجاست؟
‫- آره، ادستر. تی‌شرتت کجاست؟

29:09.623 --> 29:11.263
‫بپوشش

29:13.063 --> 29:14.782
‫بپوشش

29:14.783 --> 29:21.542
‫بپوشش. بپوشش بپوشش

29:21.543 --> 29:24.062
‫ایول! برای تو هم...

29:24.063 --> 29:26.422
‫یه لیوان مشروب جین

29:26.423 --> 29:27.822
‫نه، اینو نمی‌خورم

29:27.823 --> 29:30.062
‫خب باید بخوری، چون که رسمه

29:30.063 --> 29:31.782
‫چطور می‌تونه رسم باشه؟
‫من تا حالا ازدواج نکردم

29:31.783 --> 29:34.422
‫صحیح، یه مشروب لازم دارم.
‫اینا مال منه؟

29:34.423 --> 29:36.862
‫- خب، مامانت زنگ زد؟
‫- یه پیغام صوتی گذاشت

29:36.863 --> 29:38.862
‫تو هم گوش ندادی

29:38.863 --> 29:41.863
‫نه. شماره‌ام رو عوض می‌کنم
‫و مهاجرت می‌کنم به ونزوئلا

29:43.543 --> 29:44.903
‫تموم شد؟

29:46.423 --> 29:48.262
‫خیلی‌خب، بیا. چی می‌خوری؟

29:48.263 --> 29:51.982
‫فکر کنم 12 لیتر ودکای ردبول مناسب باشه

29:51.983 --> 29:54.543
‫میشه یه لیوان شراب سوینیون بدید و...

29:56.183 --> 29:58.902
‫- با یه رام و کوکا
‫- فکر کنم جیکسی باشه

29:58.903 --> 30:00.902
‫احتمالاً اشتباهی رفته لهستان. الو؟

30:00.903 --> 30:03.742
‫- کِی
‫- آقای لاکهارت! الان توی...

30:03.743 --> 30:05.382
‫یه لیوان جین، یه لیوان جین!

30:05.383 --> 30:07.102
‫سوپرمارکتم

30:07.103 --> 30:09.382
‫شرمنده، آقای لاکهارت.
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

30:09.383 --> 30:12.222
‫گوش کن، رجیسترار جایگزین...

30:12.223 --> 30:14.703
‫واسه شیفت شبانه نیومده

30:15.783 --> 30:18.062
‫رجیسترار ارشد کیه؟

30:18.063 --> 30:21.023
‫فکر نکنم به موقع از سیدنی برسه اینجا

30:22.143 --> 30:24.902
‫خب اگه کار مهم‌تری داری بگو

30:24.903 --> 30:27.542
‫نه، نه، نه

30:27.543 --> 30:29.102
‫نه، می‌تونم بیام

30:29.103 --> 30:30.863
‫خانمت ناراحت نمیشه؟

30:35.023 --> 30:37.543
‫- مشکلی نداره
‫- دمت گرم. خداحافظ!

30:44.543 --> 30:47.022
‫چه مدت نیستی؟ دو سه ساعت؟

30:47.023 --> 30:49.823
‫- دوازده ساعت. خیلی شرمنده‌ام
‫- کسی دیگه هم نیست که بتونه...

30:52.383 --> 30:54.903
‫متأسفم. خیلی بده برات

30:58.383 --> 31:02.142
‫- مشخصه که لازم نیست اینجا بمونی
‫- مشکلی برام پیش نمیاد

31:02.143 --> 31:04.103
‫تا حالا یه لیوان جین نخوردم

31:06.263 --> 31:08.702
‫یه چند سال دیگه میشم پزشک مشاور

31:08.703 --> 31:11.102
‫اونوقت فقط خودمم و خودت و یه استون‌مارتین

31:11.103 --> 31:14.262
‫خوب میشه که یه جای بزرگ‌تر زندگی کنی

31:14.263 --> 31:16.262
‫می‌تونیم توی داشبورد زندگی کنیم

31:16.263 --> 31:18.502
‫خیلی‌خب، برو. باید بری چندتا بچه
‫به دنیا بیاری

31:20.983 --> 31:23.582
‫باید همون ایده‌ی ریزش بهمن که گفتم رو
‫عملی می‌کردی

31:23.583 --> 31:26.342
‫خیلی‌خب. اولین وظیفه‌ات به عنوان ساقدوش
‫نجات پدرمه

31:26.343 --> 31:29.262
‫وِلی سعی داره وادارش کنه که
‫از توی یه لنگه کفش، مشروب سامبوکا بخوره

31:29.263 --> 31:31.223
‫کفش رو بزن بر بدن

31:33.303 --> 31:35.982
‫ازم متنفر میشی

31:35.983 --> 31:38.662
‫توی بیمارستان با کمبود نیرو مواجه شدن

31:38.663 --> 31:40.342
‫توی بخش زایمان هیچ دکتری نیست

31:40.343 --> 31:41.863
‫- نه. نه
‫- واسه همین باید برگردم

31:41.864 --> 31:43.294
‫اینو بخور تا نتونی برگردی

31:46.023 --> 31:48.982
‫- نمی‌تونم
‫- خیلی‌خب، یه دلیل خوب برام بیار

31:48.983 --> 31:50.422
‫عه...

31:50.423 --> 31:53.463
‫- به خاطر اینکه...
‫- به خاطر اینکه ترجیح میدی سر کار باشی

31:54.623 --> 31:56.343
‫آره، شب خوش رفیق

32:04.343 --> 32:06.023
‫ای بابا

32:50.423 --> 32:52.902
‫خبر خوب رو می‌خوای بشنوی
‫یا خبر بد رو؟

32:52.903 --> 32:55.342
‫- خبر خوب
‫- نگران بودم که همینو بگی

32:55.343 --> 32:57.142
‫متأسفانه فقط خبر بد داریم

32:57.143 --> 32:58.902
‫تمام بخش‌ها کامل پره...

32:58.903 --> 33:02.542
‫اس‌اچ‌او اینجا نیست
‫و سرپرست مامایی هم تریسی‌ـه

33:02.543 --> 33:04.702
‫- خب اون که امروز اینجا بود
‫- اون یکی رو میگم

33:04.703 --> 33:07.902
‫"تریسی غیرقابل اطمینان"

33:07.903 --> 33:09.702
‫صحیح. من میرم خونه، ولی هر وقت خواستی
‫بهم زنگ بزن

33:09.703 --> 33:11.583
‫- زنگ نمی‌زنم
‫- دمت گرم

33:13.463 --> 33:16.102
‫امروز مدام قصد داری کیرتو نشونم بدی

33:16.103 --> 33:18.142
‫باید دستگاه روپوش پزشکی رو...

33:18.143 --> 33:20.382
‫- دوباره پر کنن
‫- عملاً میشه تشخیص داد...

33:20.383 --> 33:22.943
‫کی ختنه‌ات کرده. چیز خوبی ساخته

33:27.423 --> 33:29.183
‫ادامه بده

33:35.343 --> 33:38.222
‫- سلام، تریسی. چه کمکی ازم ساخته‌ست؟
‫- وای، دکتر. خدا رو شکر که اومدی

33:38.223 --> 33:40.222
‫میشه برید یه سر به اتاق شماره یازده بزنید؟

33:40.223 --> 33:42.702
‫بدجوری نگرانشم

33:42.703 --> 33:45.103
‫هرچه سریع‌تر

33:53.104 --> 33:55.104
‫[اتاق زایمان شماره 11. اشغال‌شده]

34:08.503 --> 34:10.463
‫آره، آره، فوق‌العاده بود

34:11.783 --> 34:15.102
‫نه، عکس نگرفتم که. بچه‌ی یکی دیگه بود

34:15.103 --> 34:17.782
‫آره، می‌دونم. مامان هم دقیقاً همینو گفت

34:17.783 --> 34:20.102
‫راستش این آخر هفته نمی‌تونم بیام خونه

34:20.103 --> 34:22.862
‫ولی...

34:22.863 --> 34:26.502
‫آره. منم دوستت دارم. باشه، خداحافظ

34:26.503 --> 34:27.862
‫خداحافظ

34:27.863 --> 34:29.822
‫تو دیگه چرا هنوز اینجایی؟

34:29.823 --> 34:32.422
‫یه آپارتمان غم‌انگیز نداری که برگردی؟

34:32.423 --> 34:34.702
‫فرم‌های حوادث طولانی‌تر از
‫اون چیزی‌ان که آدم فکر می‌کنه

34:34.703 --> 34:36.342
‫فقط برو خونه

34:36.343 --> 34:38.862
‫وقتی فرم خودمو پر کردم،
‫مال تو رو هم پر می‌کنم

34:38.863 --> 34:40.983
‫- این فرم خودته
‫- عه، نه بابا!

34:42.503 --> 34:45.262
‫من بودم به خودم زحمت نمی‌دادم.
‫شیفت تریسی غیرقابل اطمینانه

34:45.263 --> 34:47.103
‫احتمالاً بیمار گوزیده

34:53.463 --> 34:55.262
‫25 هفته. بچه‌ی اولشه

34:55.263 --> 34:58.102
‫فشار خونش سر به فلک کشیده

34:58.103 --> 35:00.982
‫عمل سزارین سطح یک

35:00.983 --> 35:02.822
‫همین الان پزشک هوشبری رو ببرید اتاق عمل

35:02.823 --> 35:05.582
‫به متخصصان کودکان بگید یه نوزاد 25 هفته‌ایه
‫که دکولمان جفت براش رخ داده

35:05.583 --> 35:07.422
‫پره‌اکلامپسی شدید

35:07.423 --> 35:09.462
‫ظاهراً نباید می‌فرستادمش خونه

35:09.463 --> 35:12.502
‫اریکا، گوش کن. خیلی نگران بچه‌تم

35:12.503 --> 35:14.822
‫جفت داره جدا میشه، باید فوراً
‫زایمان رو انجام بدم...

35:14.823 --> 35:16.622
‫که جون بچه رو نجات بدم

35:16.623 --> 35:19.542
‫- هنوز خیلی زوده
‫- عمل سزارین انجام میدم

35:19.543 --> 35:21.903
‫متوجهی؟

35:24.863 --> 35:26.462
‫می‌خواید متخصص مشاورتون هم بیاد؟

35:26.463 --> 35:28.223
‫خودم از پسش بر میام. ممنون، تریسی

35:29.303 --> 35:32.262
‫- خواهرم اینجاست؟
‫- باهاش تماس گرفتیم و...

35:32.263 --> 35:34.782
‫- به موقع می‌رسه که به بچه‌ات سلام کنه
‫- یا باهاش خداحافظی کنه

35:34.783 --> 35:38.582
‫چطوره از بیست تا یک بشماری؟

35:38.583 --> 35:41.102
‫بیست، نوزده، هیجده...

35:41.103 --> 35:42.703
‫یالا

35:44.343 --> 35:46.622
‫- راضی‌ای؟
‫- هر وقت شما آماده باشی، منم آماده‌ام

35:46.623 --> 35:49.502
‫- آدام، تا حالا سزارین 25 هفته‌ای انجام دادی؟
‫- نه

35:49.503 --> 35:51.063
‫ولی یکی دیدم

36:03.303 --> 36:05.863
‫بکش. بجنب، اکارتور رو وارد کن

36:53.303 --> 36:54.502
‫آدام؟

36:54.503 --> 36:57.302
‫- آره، سینه‌اش حرکت می‌کنه
‫- آدام؟

36:57.303 --> 37:00.382
‫- آدام!
‫- شرمنده. سواب لطفاً

37:00.383 --> 37:02.223
‫بیایید مکش رو شروع کنیم

37:09.303 --> 37:11.183
‫خدای من

37:13.263 --> 37:15.262
‫یالا. گندش بزنن

37:15.263 --> 37:18.062
‫فشارش زیاد جالب نیست.
‫چقدر خون ازش رفته؟

37:18.063 --> 37:19.902
‫حدود یه لیتر، یه لیتر و نیم

37:19.903 --> 37:22.022
‫میشه پزشک کشیک مختصص خون رو خبر کنی؟

37:22.023 --> 37:24.822
‫باید خون بیشتری بهش وصل کنیم

37:24.823 --> 37:27.543
‫ببینید مشاور بیهوشی کیه

37:28.743 --> 37:30.503
‫بازم سواب بذار

37:35.383 --> 37:37.782
‫هیچی نمی‌بینم. انقدر خون هست
‫که نمیشه بخیه‌اش کرد

37:37.783 --> 37:40.462
‫چقدر خون ریخته. گندش بزنن

37:40.463 --> 37:42.302
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم ببرمش پایین...

37:42.303 --> 37:43.742
‫گندش بزنن

37:43.743 --> 37:46.902
‫دیوونگیه. هیچی نمی‌بینم. لعنتی!

37:46.903 --> 37:48.502
‫- گندش بزنن!
‫- آدام...

37:48.503 --> 37:50.182
‫تو می‌تونی

37:50.183 --> 37:51.743
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم

37:52.823 --> 37:55.382
‫این زن می‌میره و همه‌شم تقصیر منه

37:55.383 --> 37:57.263
‫آقای لاکهارت رو خبر کنیم بیاد؟

38:01.543 --> 38:04.502
‫- آره. آره لطفاً
‫- تریسی، میشه لطفاً زنگ بزنی به...

38:04.503 --> 38:06.022
‫آقای لاکهارت و بگی که بیاد؟

38:06.023 --> 38:09.103
‫- قبل از اینکه عمل رو شروع کنید بهش زنگ زدم
‫- چرا این کارو کردی؟

38:10.623 --> 38:12.103
‫ممنون

39:01.823 --> 39:03.423
‫واقعاً متأسفم

39:10.023 --> 39:12.022
‫خیلی روز شلوغی بود

39:12.023 --> 39:14.662
‫منم واقعاً فکر می‌کردم
‫خودشو زده به موش‌مردگی

39:14.663 --> 39:17.742
‫خودشو زده بود به پره‌اکلامپسی زودرس...

39:17.743 --> 39:21.462
‫که اگه فقط یه آزمایش خون
‫ازش می‌گرفتی، می‌فهمیدی

39:21.463 --> 39:24.062
‫بعد به یه دلیلی،
‫یه عمل جراحی رو شروع کردی...

39:24.063 --> 39:26.103
‫که حتی واسه یه پزشک مشاور هم
‫کار سختیه

39:27.583 --> 39:30.062
‫در ضمن بهتره یه جعبه شکلات
‫واسه تریسی بخری...

39:30.063 --> 39:31.703
‫و ازش تشکر کنی که با من تماس گرفت

39:34.903 --> 39:37.303
‫- میشه فقط بگم...
‫- نه

39:39.863 --> 39:45.143
‫اطلاعات ثبت‌شده‌ات در رابطه با اولین
‫ویزیت بیمار، امروز بعد از ظهر رو اصلاح کن

39:46.983 --> 39:49.262
‫بنویس که پشت تلفن با من مشورت کردی...

39:49.263 --> 39:52.342
‫و من توصیه کردم که مرخصش کنی بره خونه

39:52.343 --> 39:54.262
‫چی؟

39:54.263 --> 39:56.422
‫نه، مجبور نیستید این کارو کنید

39:56.423 --> 39:58.503
‫خب تو هم مجبور نبودی امشب بیای

40:01.223 --> 40:02.743
‫- چرا، مجبور بودم
‫- آره، مجبور بودی

40:16.183 --> 40:18.662
‫سلام

40:18.663 --> 40:20.543
‫اینو بخور جون بگیری بتونی ادامه بدی

41:12.382 --> 41:52.382
‫[پیام جدید. هری: وِلی ما رو برده کاباره.
‫تو رو خدا نجاتم بده]

41:52.383 --> 41:56.223
‫سلام. من یکی از رجیسترار‌های زایمانم

41:57.183 --> 41:59.502
‫گم شدی؟

41:59.503 --> 42:01.542
‫دنبال...

42:01.543 --> 42:03.582
‫نوزاد ون هیگن می‌گردم. اونی که
‫25 هفته‌شه

42:03.583 --> 42:06.463
‫آها! تو همونی هستی که...

42:10.103 --> 42:13.143
‫خب نمی‌خوای بری دستگاه انکوباتور رو
‫از کار بندازی که، نه؟

42:14.463 --> 42:15.823
‫تخت شماره‌ی پنج

42:44.423 --> 42:46.062
‫واقعاً متأسفم

42:46.063 --> 42:49.983
‫خیلی خسته بودم و فقط می‌خواستم برم خونه

42:51.783 --> 42:54.423
‫اینجا هم مثل دیوونه‌خونه می‌مونه

42:55.783 --> 42:57.582
‫واسه همین...

42:57.583 --> 42:59.102
‫تر زدم

42:59.103 --> 43:01.302
‫منظورم اینه که خراب کردم

43:01.303 --> 43:03.582
‫ببخشید

43:03.583 --> 43:05.343
‫تمام تلاشمو کردم

43:09.023 --> 43:11.943
‫فقط بهم قول بده که اسکن مغزت طبیعی باشه

43:30.783 --> 43:32.903
‫آخرین شب کص کردن خوش بگذره

44:00.703 --> 44:04.743
‫ آهنگ The state we're in 
‫ از Chemical Brothers 

45:56.605 --> 45:59.605
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
