WEBVTT

00:01.000 --> 00:09.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

00:20.975 --> 00:24.000
تــرجــمـــه از نیــمـا
Kamikaze

00:31.400 --> 00:33.520
‫اسم مظنون رابرت نپره.

00:33.600 --> 00:37.040
‫از سال ۱۹۹۵
‫تو بیمارستان امنیتیِ برودمور بستریه.

00:37.640 --> 00:40.440
‫به جرمِ یه قتلِ دونفره
‫و چندین مورد تجاوز محکوم شده،

00:41.040 --> 00:42.920
‫هرچند که به جرایم خیلی بیشتری مظنونه.

00:46.240 --> 00:48.960
‫آندره، نپر ریچل رو کشته.

00:49.480 --> 00:52.000
‫و این تیم قراره ثابتش کنه.

00:55.040 --> 00:57.120
‫و من باید همین‌طوری حرفتون رو باور کنم؟

00:59.680 --> 01:00.760
‫چرا باید بکنم؟

01:01.680 --> 01:04.800
‫خب، تطابق دی‌ان‌ای خیلی قویه...

01:04.880 --> 01:07.840
‫اگه همون مدرک محکمی بود، الان داشتین بهم می‌گفتین
‫که این یارو رو متهم کردین،

01:07.920 --> 01:09.960
‫اما این کار رو نکردین، مگه نه؟

01:10.680 --> 01:12.800
‫این نمونه هنوز
‫در حدِ یه مدرکِ قابل‌قبول در دادگاه نیست.

01:12.880 --> 01:14.080
‫اگه هیچ‌وقت هم نشد چی؟

01:14.160 --> 01:17.560
‫ما همین الانشم با این فرض جلو می‌ریم
‫که باید به مدارک دیگه‌ای تکیه کنیم.

01:17.640 --> 01:20.600
‫اما حالا که یه مظنون اصلی داریم،
‫تحقیقاتمون خیلی متمرکزتر می‌شه.

01:20.680 --> 01:22.000
‫پس خودش اعتراف نکرده؟

01:23.480 --> 01:25.080
‫هنوز ازش بازجویی نکردیم.

01:25.160 --> 01:27.400
‫ولی از بقیه جرایمی که نپر مرتکب شده می‌دونیم

01:27.480 --> 01:30.760
‫که اون فقط زمانی مسئولیت کاراش رو گردن می‌گیره
‫که هیچ راهِ دررویِ دیگه‌ای نداشته باشه.

01:30.840 --> 01:33.280
‫تیمِ پرونده استگ تمام تمرکزش
‫روی گرفتن اعتراف بود.

01:33.360 --> 01:34.320
‫خودم می‌دونم چیکار کردن.

01:34.920 --> 01:38.560
‫تمرکز ما روی پیدا کردنِ مدارک محکمه‌پسندیه
‫که بدون هیچ شکی ثابت کنه

01:38.640 --> 01:40.160
‫رابرت نپر مقصره.

01:42.160 --> 01:43.000
‫ببین،

01:45.120 --> 01:47.600
‫درک می‌کنم که به اطمینانِ قطعی نیاز داری.

01:47.680 --> 01:48.880
‫من فقط حقیقت رو می‌خوام.

01:49.840 --> 01:54.080
‫درباره اون روز و روزایی که بعدش گذشت،
‫زمانی که هیچ‌کس پاسخگو نبود.

01:55.280 --> 01:56.400
‫وقتی اینا رو داشتین،

01:57.600 --> 01:58.680
‫اون‌وقت به حرفتون گوش می‌دم.

02:01.120 --> 02:02.120
‫باشه.

02:20.080 --> 02:23.080
‫یک پرونده حل‌نشده که
‫حالا به ۱۴ سال پیش بازمی‌گردد.

02:23.160 --> 02:25.720
‫این تحقیقاتی است که
‫در طول یک و نیم دهه گذشته،

02:25.800 --> 02:29.800
‫ابتدا متوقف شد، سپس مورد بازبینی قرار گرفت،
‫و اکنون در حال بررسی شواهد جدید است.

02:29.880 --> 02:32.800
‫اما تا کنون،
‫هیچ اتهام جدیدی مطرح نشده است.

03:03.240 --> 03:05.160
‫بابات امشب چیکاره‌ست؟

03:07.040 --> 03:08.040
‫برام مهم نیست.

03:19.880 --> 03:22.000
‫آندره؟ اونجایی؟

03:22.520 --> 03:23.480
‫فرانسیسکوام.

03:24.160 --> 03:27.320
‫ماه‌هاست که ندیدمت.
‫کجایی؟

03:28.040 --> 03:32.720
‫نگرانتیم پسر.

03:37.000 --> 03:40.360
‫خب، چطوری می‌تونیم ثابت کنیم رابرت نپر

03:40.440 --> 03:43.840
‫صبح روز پونزدهم جولای ۱۹۹۲
‫توی ویمبلدون کامن بوده؟

03:44.440 --> 03:48.760
‫بسیار خب، با اثبات اینکه اون جایی نبوده
‫که خودش ادعا می‌کنه، شروع می‌کنیم.

03:48.840 --> 03:50.520
‫عالیه. کجا بوده؟

03:50.600 --> 03:53.600
‫سر کار. شرکت سِرکو تو گرینویچ.
‫می‌گه تمام اون روز رو اونجا بوده.

03:54.920 --> 03:57.640
‫کسی از همکارای سابقش هنوز اون دور و برا هست؟

03:57.720 --> 04:00.520
‫سرکارگرشون.
‫اِم، همون موقع باهاش مصاحبه کردن.

04:00.600 --> 04:04.000
‫ظاهراً اون سررسیدهای سالانه‌ای رو نگه می‌داشته
‫که ساعت کاری کارمندها توش بوده.

04:04.080 --> 04:05.360
‫اما سال ۱۹۹۲ هیچ‌وقت پیدا نشد.

04:05.440 --> 04:08.080
‫بسیار خب. فکر می‌کنین
‫ارزشش رو داره یه بار دیگه باهاش گپ بزنیم؟

04:08.160 --> 04:10.680
‫- نه، خیلی بعید می‌دونم.
‫- آره، منم همین‌طور.

04:10.760 --> 04:13.600
‫با این حال، ما باید همه‌چی رو بررسی کنیم...

04:13.680 --> 04:17.760
‫«همه چیز و همه کس رو،
‫جوری که انگار بار اوله.»

04:17.840 --> 04:20.800
‫- خب، اون ردپا رو آوردی؟
‫- آره، بفرمایین.

04:20.880 --> 04:23.800
‫تونی، یه، اِم، ردپا هست.

04:25.160 --> 04:27.080
‫یکی از تنها مدارک فیزیکیه

04:27.160 --> 04:29.560
‫که از صحنه جرم اولیه به دست اومده. درسته؟

04:29.640 --> 04:34.240
‫حالا، بِنو تمام گزارشات رو زیر و رو کرده
‫تا بتونه اینو با کفشای نپر مطابقت بده،

04:34.320 --> 04:35.240
‫ولی...

04:38.920 --> 04:41.640
‫...روزی که نپر دستگیر شده،
‫هیچ پاپوشی

04:41.720 --> 04:42.760
‫توی اتاقش پیدا نشده.

04:42.840 --> 04:44.520
‫- هیچیِ هیچی.
‫- خب که چی؟

04:46.520 --> 04:48.080
‫خب ما پیش خودمون فکر کردیم

04:48.960 --> 04:51.960
‫پس اون‌روزی که دستگیرش کردن،
‫چی پاش بوده؟

04:52.040 --> 04:54.200
‫خب اون‌که بعدش
‫دیگه هیچ‌وقت از زندان آزاد نشده، شده؟

04:54.720 --> 04:55.600
‫نه.

04:56.120 --> 04:59.160
‫پس... ممکنه هنوزم
‫جزو اموال شخصیش باشن، نه؟

04:59.240 --> 05:02.000
‫تو ده سال گذشته،
‫تو انبارِ اماناتِ برودمور؟

05:03.840 --> 05:05.160
‫- ارزش یه نگاه انداختن رو داره.
‫- آره.

05:05.240 --> 05:08.120
‫- آره.
‫- واسه محکم‌کاری، بعد از افتضاحِ دفعه قبل.

05:08.200 --> 05:10.600
‫اوه، و تا وقتی حکم بازرسی نگرفتیم
‫به کسی جیک نمی‌زنین.

05:11.120 --> 05:13.120
‫- باشه.
‫- چی؟

05:14.480 --> 05:16.640
‫تا حالا سعی کردین برای بازرسی از یه زندان
‫حکم بگیرین؟

05:28.720 --> 05:29.720
‫الکس؟

05:32.640 --> 05:34.400
‫- خوبی؟
‫- آره.

05:36.080 --> 05:37.320
‫هفته‌ت چطور بود؟

05:38.400 --> 05:39.360
‫خوب.

05:39.880 --> 05:42.160
‫آره؟ کارت چطور پیش می‌ره؟

05:42.880 --> 05:43.880
‫آره، خوب.

05:46.880 --> 05:47.880
‫تو چی؟

05:49.320 --> 05:50.320
‫آره.

05:50.840 --> 05:52.640
‫می‌خوای الان غذا بخوری یا بعداً؟

05:53.320 --> 05:54.320
‫اِم...

05:54.920 --> 05:56.640
‫امشب خونه آنا غذا می‌خورم.

05:57.720 --> 05:59.560
‫فقط اومدم چند تا از وسایلم رو بردارم.

06:01.840 --> 06:02.960
‫آها.

06:05.200 --> 06:06.640
‫چرا بهم خبر ندادی؟

06:07.800 --> 06:10.720
‫- فکر کردم گفتم.
‫- کِی، الکس؟

06:11.240 --> 06:12.440
‫تو که هیچ‌وقت نیستی.

06:14.880 --> 06:17.480
‫خب، الان اینجام،
‫اگه می‌خوای حرف بزنی.

06:18.440 --> 06:20.320
‫حرف زیادی واسه گفتن نیست.

06:21.720 --> 06:25.040
‫مطمئن نیستم دوست داشته باشی بشنوی
‫که پلیس باهام تماس گرفته یا نه، ولی

06:26.760 --> 06:27.800
‫هیچ خبری نیست.

06:29.000 --> 06:31.480
‫معلومه که با این مظنونِ جدیدشون
‫هم به هیچ‌جا نرسیدن.

06:34.840 --> 06:36.000
‫بهتره برم دوش بگیرم.

06:50.680 --> 06:53.480
‫بیشتر از ده سال از وقتی
‫که اونجا کار می‌کردم می‌گذره.

06:54.240 --> 06:56.920
‫و، اِم، نمی‌تونین با اطمینان بگین

06:57.000 --> 06:59.960
‫که نپر اون روزِ بخصوص
‫سر کار بوده یا نه؟

07:00.040 --> 07:02.760
‫حافظه خیلی خوبی دارم، اما...

07:03.280 --> 07:05.360
‫کسی به ذهنتون می‌رسه که ممکنه یادش باشه؟

07:05.440 --> 07:08.120
‫خب، همون‌طور که گفتم،
‫نپر زیاد اونجا نموند.

07:08.200 --> 07:10.880
‫و تنها کسی که دیدم
‫باهاش حرف بزنه، خودش بود.

07:10.960 --> 07:13.000
‫دخترا ازش دوری می‌کردن،
‫اینو یادمه.

07:13.600 --> 07:15.240
‫می‌دونین که من همه اینا رو قبلاً هم گفته‌م؟

07:15.320 --> 07:17.120
‫بله. بله.

07:18.200 --> 07:22.400
‫اِم... و فکر کنم گفتین
‫یه سری سررسید سالانه نگه داشتین؟ درسته؟

07:22.480 --> 07:25.720
‫آها، تو گاراژ، آره.
‫اصلاً نمی‌دونم واسه چی نگهشون داشتم.

07:26.240 --> 07:28.480
‫ساعت کاری تمام کارمندا
‫توشون نوشته شده بود.

07:28.560 --> 07:32.920
‫سال‌های ۹۱ و ۹۳ رو دادم به اون یکی همکاراتون.
‫بقیه‌شون رو هم ریختم دور.

07:33.960 --> 07:35.320
‫هنوزم از ۹۲ خبری نیست؟

07:36.480 --> 07:37.320
‫نه.

07:38.280 --> 07:39.880
‫اشکالی نداره یه نگاه دیگه بندازیم؟

07:40.400 --> 07:42.560
‫اصلاً دلتون نمی‌خواد برین اون تو.

07:43.120 --> 07:44.080
‫نه.

07:44.600 --> 07:46.360
‫نه، کاملاً حق با شماست. دلم نمی‌خواد.

07:50.760 --> 07:53.080
‫- خیلی گنده‌ن.
‫- درسته.

07:53.160 --> 07:55.720
‫- می‌دونین، دیواری بودن.
‫- آره.

08:02.240 --> 08:03.680
‫یا ابوالفضل.

08:08.680 --> 08:09.840
‫اینجا رو باش، رئیس.

08:18.920 --> 08:21.040
‫- عیدی ما رو دادی رفت.
‫- آره.

08:21.600 --> 08:23.360
‫بسیار خب. اینجاست.

08:23.880 --> 08:24.880
‫رابرت نپر.

08:26.040 --> 08:28.320
‫چهارشنبه ۱۵ جولای.

08:28.840 --> 08:30.600
‫کلِ اون روز رو مرخصی بوده.

08:31.240 --> 08:32.320
‫صددرصد؟

08:32.400 --> 08:34.280
‫جرج آدم خیلی دقیقیه. پاش وایمیسه.

08:34.360 --> 08:37.240
‫این یعنی
‫رابرت نپر کل روز سر کار نبوده.

08:37.800 --> 08:40.520
‫بسیار خب.
‫پس الان می‌تونیم ثابت کنیم کجا نبوده.

08:41.040 --> 08:42.880
‫ببینیم حاضر می‌شه بهمون بگه کجا بوده یا نه.

08:55.520 --> 08:56.520
‫بازم ممنون.

09:00.360 --> 09:02.000
‫شما وکیلش هستین؟

09:02.080 --> 09:03.400
‫بله.

09:03.480 --> 09:07.320
‫و اگه تیم پزشکیِ موکلم
‫موقع بازجویی هرگونه نشونه‌ای از پریشانی توش ببینن،

09:07.400 --> 09:09.000
‫فوراً بازجویی رو متوقف می‌کنم.

09:09.520 --> 09:12.920
‫باب... از نظر روانی... شکننده‌ست.

09:14.280 --> 09:17.000
‫باب همچنین یه زندانیِ محکوم‌شده‌ست.

09:17.080 --> 09:18.880
‫و مظنون به قتل.

09:18.960 --> 09:20.760
‫راستش، اون زندانی نیست.

09:20.840 --> 09:22.040
‫اون یه بیماره.

09:22.800 --> 09:25.280
‫شما تو یه بیمارستانین، نه یه زندان.

09:29.760 --> 09:33.280
‫باب. واست یه صندلی همین‌جا آوردیم.

09:35.280 --> 09:37.040
‫- بیا بشین اینجا.
‫- سلام، رابرت.

09:41.720 --> 09:43.440
‫همینه. آفرین.

09:44.160 --> 09:45.240
‫درسته.

09:45.880 --> 09:47.680
‫بسیار خب.

09:49.320 --> 09:52.160
‫ما اومدیم اینجا
‫تا درباره ریچل نیکل باهات حرف بزنیم.

09:53.920 --> 09:55.760
‫این اسم به گوشت آشناست، مگه نه رابرت؟

09:58.320 --> 10:00.760
‫قبلاً هم درباره ریچل ازت بازجویی شده بود،
‫مگه نه؟

10:02.760 --> 10:07.600
‫ریچل تو سال ۱۹۹۲
‫مورد تجاوز قرار گرفت و به قتل رسید.

10:07.680 --> 10:09.440
‫به لطف پیشرفت‌های علمی،

10:09.520 --> 10:13.440
‫ما به تازگی موفق شدیم
‫دی‌ان‌ای یه مرد ناشناس رو شناسایی کنیم

10:13.960 --> 10:15.920
‫که روی جسد ریچل پیدا شده بود.

10:17.880 --> 10:19.520
‫و اون دی‌ان‌ای توئه، رابرت.

10:21.120 --> 10:22.800
‫می‌دونی دی‌ان‌ای چیه؟

10:22.880 --> 10:26.360
‫اِم... یه چیز منحصر‌به‌فرد برای توئه،
‫مثل یه... مثل یه اثر انگشت.

10:26.440 --> 10:31.480
‫آره. اینم معنیش اینه که ما می‌دونیم
‫تو اون روز با ریچل تماس فیزیکی داشتی.

10:32.720 --> 10:33.680
‫نداشتی؟

10:36.360 --> 10:40.400
‫خب، اگه می‌تونی درباره‌اش برامون توضیح بدی، رابرت،
‫این فرصت توئه.

10:40.480 --> 10:42.600
‫چرا بهمون نمی‌گی
‫چه اتفاقی افتاد؟

10:48.480 --> 10:49.320
‫اصلاً گوش می‌دی؟

10:55.760 --> 10:57.200
‫کارِ ما نبوده.

11:01.280 --> 11:04.440
‫تا جایی که می‌دونم، قبلاً
‫تو شرکت سرکو تو گرینویچ کار می‌کردی، رابرت.

11:06.400 --> 11:08.160
‫می‌دونی، اونا یه سررسید سالانه دارن.

11:09.280 --> 11:12.400
‫و اون سررسید ثابت می‌کنه که تو
‫اون روز سر کار نبودی، رابرت.

11:13.640 --> 11:18.320
‫همچنین ثابت می‌کنه که وقتی تو سال ۱۹۹۵
‫درباره ریچل ازت پرسیدن، به پلیس دروغ گفتی.

11:20.280 --> 11:21.560
‫پس چرا دروغ گفتی، رابرت؟

11:23.280 --> 11:25.560
‫روز پونزدهم جولای دقیقاً کجا بودی؟

11:30.120 --> 11:31.160
‫رابرت.

11:31.240 --> 11:33.360
‫نظری نداریم. ممنون.

11:34.760 --> 11:36.480
‫دیگه درباره چه چیزایی دروغ گفتی؟

11:38.680 --> 11:41.080
‫تو اون روز تو ویمبلدون کامن بودی،
‫مگه نه؟

11:41.160 --> 11:43.240
‫تو ریچل نیکل رو کشتی، مگه نه؟

11:43.320 --> 11:46.080
‫- کارآگاه نش.
‫- چرا گذاشتی اون پسربچه زنده بمونه؟

11:47.040 --> 11:48.960
‫بعد از اینکه ریچل رو به قتل رسوندی،
‫وقت کم آوردی؟

11:49.040 --> 11:50.640
‫طبق بیانیه‌ای که براتون خوندم،

11:50.720 --> 11:53.600
‫موکل من قصد نداره
‫به سؤال دیگه‌ای جواب بده.

11:53.680 --> 11:57.240
‫قضیه‌ت با مادرا چیه؟ مادر خودتم که
‫وقتی ۱۸ سالت شد از خونه انداختت بیرون...

11:57.320 --> 11:59.560
‫- کارآگاه نش.
‫- دیگه کافیه.

12:09.880 --> 12:11.800
‫ممنون.

12:11.880 --> 12:12.880
‫ممنون.

12:27.600 --> 12:28.720
‫خوبی؟

12:29.720 --> 12:30.760
‫آره.

12:32.880 --> 12:36.000
‫«شما تو یه بیمارستانین... نه یه زندان.»

12:36.840 --> 12:38.840
‫که واسه‌ش حکم بازرسی رو هم می‌گیریم.

12:42.040 --> 12:43.040
‫بسیار خب.

12:47.640 --> 12:51.520
‫پلیس در حال بازجویی از مردی ۴۰ ساله
‫در رابطه با قتل ریچل نیکل است.

12:51.600 --> 12:55.280
‫یک پیشرفت مهم در زمینه دی‌ان‌ای
‫منجر به شناسایی این مظنون شده است.

12:55.360 --> 12:57.600
‫گفته می‌شود این مرد در حال حاضر

12:57.680 --> 13:00.760
‫به دلیل جرم دیگری
‫در بیمارستان امنیتی برودمور نگهداری می‌شود.

13:00.840 --> 13:02.680
‫اسکاتلندیارد نامی از او نبرده

13:02.760 --> 13:05.560
‫و تنها به این نکته بسنده کرده که
‫در حال گفتگو با مردی ۴۰ ساله هستند

13:05.640 --> 13:08.320
‫و این بازجویی بخشی از
‫تحقیقات در جریانِ

13:08.400 --> 13:10.000
‫پرونده قتل ریچل نیکل است.

13:23.960 --> 13:25.480
‫به قولت عمل کردی.

13:27.640 --> 13:30.400
‫- تونستی منو صحیح و سالم به ۱۸ سالگی برسونی.
‫- اوهوم.

13:33.080 --> 13:34.360
‫و واقعاً رسیدی؟

13:37.000 --> 13:39.400
‫- به چی؟
‫- خب، اِم...

13:40.560 --> 13:43.640
‫یعنی تو، اِم... صحیح و سالمی؟

13:46.360 --> 13:48.720
‫- آره، فکر کنم.
‫- آره؟

13:49.240 --> 13:53.160
‫باشه. پس فکر می‌کنی...
‫دیگه همه‌چی رو فراموش کردی؟

13:55.600 --> 13:56.840
‫واقعاً الان وقت این حرفاست؟

13:56.920 --> 13:59.440
‫اولین چیزی که اونا بهم گفتن این بود که،
‫«اون به صداقت نیاز داره.»

14:00.440 --> 14:02.640
‫و من واقعاً سعی کردم پای این حرف بمونم.
‫واقعاً کردم.

14:02.720 --> 14:04.640
‫و اگه بخوام صادقانه بهت بگم الکس،

14:05.160 --> 14:06.520
‫مثل دو تا آدم بالغ...

14:09.080 --> 14:10.480
‫فکر نمی‌کنم فراموش کرده باشی.

14:11.400 --> 14:12.680
‫اصلاً و ابداً.

14:12.760 --> 14:15.240
‫- من فقط می‌خوام به زندگیم برسم.
‫- می‌دونم که می‌خوای.

14:15.320 --> 14:17.160
‫آره، پس تو گذشته موندن رو تموم کن.

14:17.240 --> 14:18.600
‫این یعنی چی، الکس؟

14:18.680 --> 14:22.600
‫یعنی منم مثل تو فقط تظاهر کنم...
‫که هیچ اتفاقی نیفتاده؟

14:24.480 --> 14:26.440
‫من دقیقاً می‌دونم چه اتفاقی افتاد. من اونجا بودم.

14:26.520 --> 14:28.480
‫می‌دونم، اما نمی‌دونی کی این کار رو کرد.

14:29.120 --> 14:30.720
‫یا اینکه چرا هنوز آزاده.

14:32.040 --> 14:33.840
‫ما حقیقت رو نمی‌دونیم، الکس،

14:33.920 --> 14:37.680
‫و فکر می‌کنم تا وقتی نفهمیم،
‫نمی‌تونیم آرامش روانی داشته باشیم.

14:37.760 --> 14:39.920
‫- آرامش روانی؟
‫- واسه جفتمون.

14:41.160 --> 14:42.320
‫شاید هیچ‌وقت بهش نرسی.

14:42.920 --> 14:44.400
‫داری وقتت رو تلف می‌کنی.

14:45.240 --> 14:46.960
‫باید با این قضیه کنار بیای.

14:47.520 --> 14:50.400
‫و فقط... به زندگیم برسم؟

14:52.120 --> 14:55.520
‫فکر می‌کنی این همون کاریه که داری می‌کنی؟
‫اینکه تو دین دنبال جواب بگردی؟

14:55.600 --> 14:58.200
‫این دین نیست. ایمانه.

14:59.800 --> 15:02.520
‫- و درباره پیدا کردنِ مسیرِ خودمه.
‫- هوم.

15:04.360 --> 15:05.440
‫یا شایدم...

15:06.280 --> 15:08.520
‫شایدم فقط داری خودت رو سرگرم می‌کنی تا یادت بره.

15:10.200 --> 15:14.720
‫هر کاری که دارم می‌کنم،
‫دیگه... دیگه مشکل تو نیست.

15:20.360 --> 15:21.360
‫باشه.

15:38.480 --> 15:40.520
‫- قربان؟
‫- اون چیه؟

15:43.280 --> 15:44.280
‫قهوه‌ایه.

15:45.200 --> 15:47.200
‫دقیقاً همون‌طوری که شاهد توصیف کرده بود. بسیار خب.

15:47.840 --> 15:50.320
‫عالیه. اِم، آره،
‫بده ببرنش پیش متخصصا.

15:53.920 --> 15:55.000
‫یا خدا.

15:57.280 --> 15:58.640
‫درسته، آره، اونو بردار.

16:01.800 --> 16:04.040
‫خب،
‫مثل اینکه واقعاً به یه سرنخی رسیدی.

16:04.880 --> 16:07.680
‫وقتی همون روز داشتن الکس رو معاینه می‌کردن،
‫موهاش رو شونه کردن

16:07.760 --> 16:10.760
‫و چند تا خرده‌رنگِ متالیکِ کوچیک پیدا کردن.

16:11.400 --> 16:12.240
‫رنگ قرمز.

16:13.120 --> 16:14.880
‫آخه چطوری ممکنه اون رنگ منتقل شده باشه؟

16:14.960 --> 16:18.520
‫هنوز نمی‌دونیم شده یا نه، ولی این
‫جعبه مرگِ نپر بوده، مگه نه؟

16:18.600 --> 16:21.920
‫حتی بهتر از اون،
‫نمونه‌های موی الکس هنوزم موجودن.

16:22.600 --> 16:25.080
‫بسیار خب، پس خبر بد چیه؟
‫همیشه یه خبر بدی هست.

16:25.160 --> 16:28.360
‫خبر چالش‌برانگیزتر اینه که
‫آزمایش روی این خرده‌رنگ‌ها

16:28.440 --> 16:32.080
‫باعث می‌شه هم‌زمان از بین برن.
‫یعنی ما کلاً یه شانس داریم.

16:32.160 --> 16:34.920
‫و اگه آزمایش جواب نده،
‫اون مدرک برای همیشه از دست رفته.

16:35.000 --> 16:38.360
‫و ما برای متهم کردن نپر
‫به تطابق این رنگ و اون کفش‌ها نیاز داریم.

16:38.440 --> 16:41.080
‫آره. اوه، راستی در مورد کفش‌ها.

16:41.160 --> 16:44.920
‫هنوز درست و حسابی بررسیشون نکردن،
‫ولی حدس می‌زنن سایزشون فرق داره.

16:45.520 --> 16:46.560
‫لعنت بهش.

16:46.640 --> 16:49.240
‫با این حال، قراره ببرنشون
‫به پارک کامن

16:49.320 --> 16:51.800
‫تا تو شرایط کاملاً مشابه آزمایششون کنن.

16:51.880 --> 16:54.120
‫پس... امیدواریم که جواب بده.

16:54.200 --> 16:56.760
‫آره، یه روشِ کاملاً لعنتی و علمی.

17:13.640 --> 17:14.600
‫رئیس؟

17:16.000 --> 17:17.040
‫تلفن با شما کار داره.

17:17.840 --> 17:20.360
‫- پزشکی قانونی؟
‫- می‌گه فقط با شما حرف می‌زنه.

17:31.800 --> 17:33.520
‫این یه احضاریه دادگاهه، رابرت.

17:34.280 --> 17:37.320
‫پلیس داره تو رو
‫به قتل ریچل نیکل متهم می‌کنه.

17:49.040 --> 17:50.120
‫کارِ ما نبوده.

17:52.520 --> 17:53.520
‫باشه.

17:59.320 --> 18:00.560
‫کی بود زنگ زد؟

18:04.760 --> 18:05.600
‫بابا؟

18:06.200 --> 18:07.160
‫اِم...

18:08.160 --> 18:09.120
‫پلیس بود.

18:12.160 --> 18:13.080
‫متهمش کردن؟

18:15.640 --> 18:16.720
‫اوهوم.

18:17.240 --> 18:18.320
‫اونا، اِم...

18:19.280 --> 18:21.280
‫می‌خوان بدونن
‫ما تو دادگاه حاضر می‌شیم یا نه.

18:22.520 --> 18:25.440
‫بعد از اتفاقات دفعه قبل،
‫که جدی به رفتن فکر نمی‌کنی، مگه نه؟

18:25.520 --> 18:27.760
‫دیگه دلم نمی‌خواد
‫به حرفِ بقیه اعتماد کنم.

18:30.120 --> 18:31.400
‫باید با چشمای خودم ببینم.

18:31.480 --> 18:33.960
‫- جفتمون باید ببینیم.
‫- دادگاه هیچ ربطی به ما نداره.

18:34.040 --> 18:36.960
‫اونا می‌گن احتمال اینکه این دی‌ان‌ای

18:37.040 --> 18:39.840
‫مال کسی غیر از این مرد باشه،
‫یک در ۱۲ میلیونه.

18:39.920 --> 18:40.880
‫من نمیام، بابا.

18:42.120 --> 18:44.000
‫حرف آخرمه، تو هم نباید بری.

18:49.720 --> 18:52.640
‫یک مرد ۴۱ ساله
‫که به قتل ریچل نیکل متهم شده،

18:52.720 --> 18:54.040
‫همچنان در بازداشت نگه‌داشته شده است.

18:54.120 --> 18:58.240
‫رابرت نپر از طریق تماس ویدیویی
‫از بیمارستان روانی برودمور در دادگاه حاضر شد.

18:58.320 --> 19:00.720
‫رسیدگی به پرونده او
‫تا جلسه بعدی در اواخر این ماه متوقف شد.

19:24.600 --> 19:26.440
‫بابا؟ بابا؟

19:28.960 --> 19:30.040
‫- بابا.
‫- می‌دونم. می‌دونم.

19:30.120 --> 19:34.280
‫اونا تمام این مدت می‌دونستن ما کجاییم.
‫فقط منتظر یه بهونه بودن.

19:34.360 --> 19:36.720
‫من سعی کردم باهاشون بجنگم،
‫ولی فایده نداره. بس کن.

19:36.800 --> 19:40.040
‫آندره، بهت قول می‌دم اگه باهامون حرف بزنی،
‫بقیه بی‌خیالت می‌شن.

19:40.120 --> 19:41.680
‫ما هر چی باید می‌گفتیم رو گفتیم.

19:41.760 --> 19:44.080
‫- داری وقتت رو تلف می‌کنی.
‫- بیا درباره پول حرف بزنیم.

19:44.160 --> 19:46.680
‫- گور بابات!
‫- الکس، تویی؟

19:46.760 --> 19:50.360
‫ببین، ما به پلیس زنگ زدیم.
‫شما دارین تجاوز به حریم خصوصی می‌کنین. برین. فقط برین!

19:50.440 --> 19:53.760
‫اونا با همسایه‌ها هم حرف زدن.
‫کل شهر قراره باخبر بشن.

19:53.840 --> 19:55.640
‫- خب که چی؟
‫- الکس، آنا چی؟

19:55.720 --> 19:58.040
‫- خب اون چی؟
‫- بهش چیزی نگفتی، مگه نه؟

19:58.120 --> 20:00.760
‫باشه، پس بهتر نیست از زبون خودت بشنوه؟

20:12.760 --> 20:14.800
‫الکس! الکس!

20:14.880 --> 20:17.960
‫الکس، حالت چطوره؟
‫پیت کولیرم، از روزنامه سان.

20:18.040 --> 20:20.120
‫فقط دو دقیقه از وقتت رو می‌خوام.

20:57.760 --> 20:59.880
‫به نظر میاد مادرت زن بی‌نظیری بوده.

21:04.880 --> 21:06.960
‫قیافه‌ش یادمه، ولی،

21:07.560 --> 21:10.120
‫بیشتر از هر چیزی، اون حسش رو یادمه...

21:11.880 --> 21:14.600
‫اینکه چقدر دوستم داشت

21:16.120 --> 21:17.480
‫و من چقدر دوستش داشتم.

21:18.040 --> 21:20.280
‫و هنوزم می‌تونم بوی عطرش رو حس کنم.

21:20.920 --> 21:22.920
‫یه شیشه از عطرش رو نگه داشتم.

21:24.960 --> 21:26.440
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

21:28.360 --> 21:30.080
‫مال یه زندگیِ دیگه‌ست.

21:31.240 --> 21:33.760
‫و عادت ندارم درباره‌ش حرف بزنم.

21:35.480 --> 21:37.520
‫پدرم همیشه این‌طوری بوده که...

21:40.280 --> 21:41.960
‫اون کیفی که همیشه دم دره...

21:42.560 --> 21:45.040
‫همیشه آماده فرار، برای وقتی که...

21:45.720 --> 21:47.360
‫و حالا شما رو پیدا کردن.

21:47.960 --> 21:49.320
‫خب حالا قراره چی بشه؟

21:52.280 --> 21:54.280
‫این دفعه، دیگه فرار نمی‌کنم.

22:03.000 --> 22:05.840
‫می‌دونم خیلی‌ها
‫سؤالات زیادی ازت پرسیدن.

22:07.320 --> 22:08.920
‫می‌فهمی چرا، مگه نه؟

22:11.360 --> 22:12.960
‫اونا می‌دونن که اون یه میلیونره.

22:13.040 --> 22:15.920
‫واسه همینه که هی برمی‌گردن.
‫اونا درباره خانواده‌اش می‌دونن.

22:16.440 --> 22:18.400
‫خانواده خودت چی، باب؟

22:19.240 --> 22:21.040
‫دلم می‌خواد بیشتر درباره‌شون بدونم.

22:24.520 --> 22:27.320
‫اسمشون تو کتاب «چه‌کسی کیست» هست.

22:28.720 --> 22:31.640
‫می‌دونم که پدرت
‫برات خیلی خاص بوده.

22:32.160 --> 22:33.480
‫خیلی قبولش داشتی.

22:36.240 --> 22:37.840
‫خب، اونا باور نمی‌کنن که...

22:37.920 --> 22:41.960
‫که من... که اون...
‫جایزه صلح نوبل رو برده باشه.

22:42.040 --> 22:44.400
‫به خاطر اینه که
‫اون همه‌چیز رو بهشون نگفت.

22:45.640 --> 22:47.720
‫پدرت تو رو ترک کرد، مگه نه؟

22:47.800 --> 22:49.520
‫اونا بعضی از عددها رو دو برابر کردن.

22:50.040 --> 22:54.240
‫پس اون سال‌ها دو برابر طولانی‌تر
‫از چیزی که باید می‌بودن، به نظر می‌رسیدن.

22:54.320 --> 22:57.360
‫متوجه شدم که اخیراً ذهنت خیلی درگیر

22:57.440 --> 22:59.880
‫عدد و رقم و افکارِ دیگه‌ست.

22:59.960 --> 23:01.520
‫فکر می‌کنی دلیلش چیه؟

23:02.480 --> 23:04.560
‫این‌قدر از چی می‌ترسی، باب؟

23:07.320 --> 23:10.280
‫همه پولا تو بانکه. تو منطقه سایدکاپ.

23:11.720 --> 23:13.560
‫همه پولای فیلم جنگ ستارگان.

23:15.640 --> 23:18.240
‫دلم می‌خواد درباره ریچل حرف بزنیم.

23:19.600 --> 23:20.960
‫فکر کنم بتونه کمکت کنه.

23:22.000 --> 23:26.880
‫قرار نیست ازت بپرسم کشتیش یا نه.
‫به عنوان روان‌پزشکت، این وظیفه من نیست.

23:26.960 --> 23:30.480
‫وظیفه من اینه که کمکت کنم با حقیقت روبه‌رو بشی.

23:31.960 --> 23:35.960
‫شاید فکر کنی
‫این یعنی... باید مدت بیشتری اینجا بمونی.

23:37.000 --> 23:38.520
‫شایدم تا ابد.

23:39.040 --> 23:40.560
‫ولی از یه زاویه دیگه،

23:41.840 --> 23:42.920
‫می‌تونه آزادت کنه.

23:44.080 --> 23:47.760
‫من فکر می‌کنم... این می‌تونه یه فرصت واقعی باشه، باب.

23:48.440 --> 23:50.560
‫تا بتونی واقعاً پیشرفت کنی.

23:53.400 --> 23:54.760
‫خانواده ریچل چی؟

23:55.840 --> 23:59.640
‫مطمئنم دونستن حقیقت
‫براشون خیلی باارزشه.

24:03.040 --> 24:04.680
‫اون پسربچه کوچیک چی؟

24:06.840 --> 24:09.440
‫اون حقش نیست بدونه
‫چه بلایی سر مادرش اومده؟

24:12.440 --> 24:14.800
‫و اون پسربچه کوچیکی که درون خودته چی، باب؟

24:18.920 --> 24:20.520
‫هنوزم اونجاست، مگه نه؟

24:26.440 --> 24:27.840
‫حق اون چیه؟

24:51.400 --> 24:56.120
‫الکس کجاست؟ برگشته لندن؟
‫برگشته به دادگاه؟

24:56.640 --> 24:58.920
‫فکر می‌کنین این بار به عدالت می‌رسین؟

25:00.120 --> 25:04.280
‫- الکس کجاست؟ کجاست؟
‫- ما فقط می‌خوایم حرف بزنیم! آندره!

25:05.520 --> 25:07.600
‫آندره، ما فقط می‌خوایم قضیه رو روشن کنیم.

25:24.880 --> 25:26.040
‫آقای هانزکوم.

25:27.080 --> 25:31.960
‫آندره. فرمانده کمپبل هستم.
‫ببخشید که این‌قدر منتظرت گذاشتم.

25:33.160 --> 25:35.000
‫ما قرار بود چند ساعت پیش همدیگه رو ببینیم.

25:35.080 --> 25:36.360
‫یه کاری پیش اومد.

25:36.960 --> 25:38.360
‫لطفاً بشین.

25:42.400 --> 25:44.000
‫- من تو رو یادمه.
‫- واقعاً؟

25:45.240 --> 25:49.240
‫شاید. هرچند من همیشه
‫تو حاشیه تحقیقاتِ اولیه پرونده بودم.

25:50.000 --> 25:52.040
‫می‌خواستم ببینمت چون...

25:52.120 --> 25:54.800
‫...حس کردم باید یه سری حقایق رو بشنوی

25:54.880 --> 25:56.680
‫قبل از اینکه به رسانه‌ها بگیم.

25:57.560 --> 25:58.640
‫حقایق؟

25:59.360 --> 26:00.360
‫درباره آقای نپر.

26:01.400 --> 26:05.360
‫ظاهراً اون تو بچگی و حتی بعدش،
‫قبل از ارتکابِ جرایم سنگینش،

26:05.440 --> 26:08.040
‫با یه سری مراجع قانونی در ارتباط بوده.

26:08.120 --> 26:10.280
‫می‌خوام بهت اطمینان بدم

26:10.360 --> 26:14.480
‫که اون فقط به خاطر جرایم نسبتاً جزئی
‫مورد توجه پلیس قرار گرفته بود.

26:14.560 --> 26:16.640
‫با این حال...

26:16.720 --> 26:20.320
‫...متأسفانه فقط می‌تونیم از دوستانمون تو رسانه انتظار داشته باشیم،

26:20.400 --> 26:22.080
‫که می‌دونم دلِ خوشی هم ازشون نداری،

26:22.600 --> 26:25.440
‫از کاه، کوه بسازن.

26:26.480 --> 26:30.560
‫پس داری می‌گی که...
‫قبل از این قتل‌ها هم می‌شناختیش؟

26:31.160 --> 26:33.520
‫معما چو حل گشت آسان شود، آندره.

26:34.320 --> 26:35.760
‫اما حقیقت اینه که،

26:35.840 --> 26:39.280
‫هیچ‌کس نمی‌تونست وسعتِ واقعیِ
‫جنایاتِ نپر رو پیش‌بینی کنه.

26:39.800 --> 26:41.320
‫حالا، ازت خواهش می‌کنم

26:41.960 --> 26:45.200
‫به خاطر خودت هم که شده
‫در این باره با رسانه‌ها مصاحبه نکنی.

26:46.120 --> 26:48.960
‫خودت می‌دونی چطور آدمایین. الان مهم‌ترین چیز

26:49.040 --> 26:51.760
‫اینه که تو و پسرت به عدالتی که حقتونه برسین.

26:52.360 --> 26:53.960
‫تنها تمرکزمون باید روی همین باشه.

26:54.520 --> 26:55.680
‫واسه همه‌مون.

26:58.240 --> 26:59.320
‫ممنون که اومدی.

27:31.880 --> 27:32.720
‫سلام.

28:04.360 --> 28:06.160
‫تو دادگاه سکوت رو رعایت کنین.

28:06.240 --> 28:07.160
‫لطفاً بایستید.

28:12.440 --> 28:13.920
‫لطفاً بفرمایید بنشینید.

28:18.760 --> 28:20.360
‫متهم لطفاً بایستد.

28:27.840 --> 28:29.320
‫رابرت کلایو نپر،

28:29.840 --> 28:33.720
‫شما متهم هستید که در تاریخ ۱۵ جولای ۱۹۹۲،

28:34.440 --> 28:36.720
‫در ویمبلدون کامنِ لندن،

28:36.800 --> 28:39.720
‫ریچل نیکل را به قتل رسانده‌اید.

28:40.240 --> 28:41.360
‫گناهکارید یا بی‌گناه؟

28:44.680 --> 28:45.880
‫بی‌گناه،

28:46.720 --> 28:47.840
‫در مورد قتل عمد.

28:50.320 --> 28:51.280
‫اما...

28:53.120 --> 28:54.680
‫گناهکار به دلیلِ

28:55.360 --> 28:57.360
‫کاهش مسئولیت روانی.

28:59.720 --> 29:02.160
‫ببخشید. گناهکار به دلیل

29:02.920 --> 29:06.200
‫قتل شبه‌عمد به خاطر اختلال روانی.

29:12.720 --> 29:17.280
‫آقای نپر از کودکی از سندروم آسپرگر

29:17.360 --> 29:20.000
‫و اخیراً از اسکیزوفرنی پارانوئید رنج می‌برد.

29:21.240 --> 29:26.280
‫اما روان‌پریشیِ او
‫در اوایل سال ۱۹۸۹ کاملاً مشهود بوده،

29:26.360 --> 29:31.360
‫زمانی که به دنبال تلاش برای خودکشی
‫در بیمارستان بستری شد.

29:32.520 --> 29:35.120
‫او معتقد است که قدرت‌های تله‌پاتی دارد.

29:35.840 --> 29:39.760
‫او همچنین از این می‌گوید که زانوهایش توسط
‫ارتش جمهوری‌خواه ایرلند هدف گلوله قرار گرفته

29:39.840 --> 29:43.000
‫و انگشتانش هنگام خنثی کردن بمب
‫قطع شده‌اند.

29:43.520 --> 29:48.000
‫او می‌گوید انگشتانش به دلیل استنشاقِ
‫بخارات شوینده دوباره رشد کرده‌اند.

29:49.680 --> 29:51.360
‫آقای نپر، لطفاً بایستید.

29:55.120 --> 29:57.760
‫شما در مجموع ۴۹ ضربه چاقو به ریچل زدید.

29:57.840 --> 30:00.120
‫در تمام این مدت، الکس آنجا بود.

30:00.640 --> 30:03.720
‫به اعتقاد من،
‫جای زخم‌های روی صورتش ثابت می‌کند

30:03.800 --> 30:06.280
‫که شما او را از مادرش دور کرده‌اید.

30:06.360 --> 30:09.800
‫اینکه او کشته نشد،
‫برخلاف کاری که بعداً با جزمین بیست کردید،

30:09.880 --> 30:14.200
‫تقریباً به طور قطع ناشی از ترس شما از دستگیر شدن
‫به دلیل ماندنِ طولانی در صحنه جرم بوده است.

30:17.000 --> 30:19.120
‫اکنون در اوایل بزرگسالی،

30:19.200 --> 30:21.680
‫الکس می‌داند مردی که مادرش را کشته،

30:21.760 --> 30:25.920
‫هرچند خیلی دیر،
‫اما به پیشگاه عدالت کشیده شده است.

30:27.600 --> 30:34.360
‫شاید او اکنون بتواند این فصل طولانی و
‫طاقت‌فرسا از زندگی‌اش را ببندد.

30:36.800 --> 30:39.920
‫به نظر من، شما مرد بسیار خطرناکی هستید.

30:40.880 --> 30:43.240
‫شما باید فوراً به برودمور بازگردانده شوید،

30:43.320 --> 30:45.000
‫و تا زمانی که دیگر خطری برای عموم نداشته باشید،

30:45.080 --> 30:48.240
‫هرگز آزاد نخواهید شد.

30:49.320 --> 30:52.080
‫که بعید است هرگز چنین اتفاقی بیفتد.

30:53.480 --> 30:55.440
‫حرفی برای گفتن دارید؟

30:57.520 --> 31:02.000
‫موکل من می‌خواهد از دوستان و خانواده ریچل نیکل

31:02.080 --> 31:03.720
‫به خاطر کار وحشتناکی که انجام داده،

31:03.800 --> 31:07.480
‫و همچنین از کالین استگ که به اشتباه
‫متهم به این قتل شده بود، عذرخواهی کند.

31:08.760 --> 31:09.920
‫ببریدش پایین.

31:19.160 --> 31:22.680
‫می‌شه یکی... از اون پسربچه کوچولو معذرت‌خواهی کنه؟

31:41.840 --> 31:43.320
‫آها، آندره.

31:45.360 --> 31:47.160
‫امیدوارم از حکم دادگاه راضی باشی؟

31:48.280 --> 31:50.560
‫حالا دیگه بالاخره می‌تونی همه‌چیز رو پشت سرت بذاری، نه؟

31:52.160 --> 31:56.080
‫معاون کمیسر ییتس
‫قراره چند کلمه‌ای با رسانه‌ها صحبت کنن.

31:57.760 --> 32:00.360
‫می‌خواستم مطمئن بشم
‫حرفی برای گفتن ندارین.

32:01.600 --> 32:04.560
‫بعد از این همه سال،
‫این تنها حرفیه که برای گفتن دارین؟

32:06.080 --> 32:07.400
‫ببخشید؟

32:07.480 --> 32:09.360
‫چرا این‌قدر طول کشید، فرمانده؟

32:11.160 --> 32:14.600
‫می‌تونستین قبل از اینکه کس دیگه‌ای رو بکشه
‫جلوش رو بگیرین. نمی‌تونستین؟

32:15.680 --> 32:16.880
‫- من فکر می‌کنم...
‫- نمی‌تونستین؟

32:19.400 --> 32:21.480
‫پس، نه، من هیچ حرفی ندارم.

32:22.000 --> 32:24.840
‫نه با اونا و قطعاً نه با شما.

32:29.800 --> 32:33.840
‫و مردی به قتل شبه‌عمد ریچل نیکل
‫اعتراف کرده است.

32:33.920 --> 32:37.240
‫پلیس در اعترافی تکان‌دهنده می‌گوید که
‫می‌شد جلوی نپر را گرفت.

32:37.320 --> 32:39.320
‫آن‌ها چندین فرصت را برای دستگیری‌اش از دست دادند.

32:39.400 --> 32:42.640
‫بالاخره در نهایت می‌تونیم بگیم

32:42.720 --> 32:46.680
‫که تونستیم عدالت رو برای ریچل
‫و خانواده‌اش اجرا کنیم.

32:46.760 --> 32:49.080
‫حالا می‌پردازیم به آقای کالین استگ.

32:49.160 --> 32:53.960
‫در آگوست ۱۹۹۳، ایشون
‫به اشتباه به قتل ریچل متهم شدن،

32:54.040 --> 32:56.680
‫و من امروز از ایشون عذرخواهی می‌کنم،

32:56.760 --> 33:00.960
‫و همچنین به تأثیرِ مخرب و ماندگاری که

33:01.040 --> 33:03.080
‫این اتفاق روی زندگی ایشون گذاشته، واقفیم.

33:03.640 --> 33:06.520
‫همچنین لازمه که الان قدردانی کنیم

33:06.600 --> 33:10.320
‫از کار متعهدانه و حرفه‌ایِ
‫تیمِ تحقیقاتیِ فعلیمون

33:10.400 --> 33:12.560
‫که ما رو به این نقطه رسوندن.

33:12.640 --> 33:15.920
‫اون‌ها در توجه به جزئیات

33:16.000 --> 33:19.040
‫و اراده‌شون در طولِ این سال‌ها،
‫بی‌وقفه تلاش کردن

33:19.120 --> 33:23.080
‫برای پیدا کردنِ مدارکی که بالاخره
‫رابرت نپر رو به دست عدالت سپرد.

33:23.960 --> 33:27.800
‫چیزی که امروز مشخص شده این است که
‫چگونه نپر از چنگال قانون گریخته،

33:27.880 --> 33:32.800
‫که دلیل آن بیشتر بی‌کفایتیِ سازمانیِ
‫پلیس متروپولیتن بوده

33:32.880 --> 33:34.680
‫تا حیله‌گریِ خودِ قاتل.

33:37.000 --> 33:40.440
‫چرا قاتل باید عذرخواهی کنه
‫اگه هیچ تأثیری تو مجازاتش نداره؟

33:40.520 --> 33:42.880
‫حال اون مرد اصلاً خوب نیست، الکس.

33:43.400 --> 33:45.080
‫خیلی وقته اینو می‌دونیم.

33:46.120 --> 33:48.240
‫حتی مطمئن نیستم خودش هم بدونه چرا این حرف رو زده.

33:54.040 --> 33:56.920
‫هنوزم دنبال یه چیزی می‌گردی، مگه نه؟

33:57.680 --> 33:59.600
‫واقعاً به نصیحت بیشتری نیاز ندارم.

34:00.320 --> 34:01.320
‫دادگاه...

34:01.400 --> 34:03.760
‫دادگاه هیچ ارزشی برام نداره.

34:04.960 --> 34:06.840
‫رابرت نپر چی؟

34:09.720 --> 34:12.320
‫اگه من جای تو بودم،
‫فکر کنم چیزی که می‌پرسیدم این بود، چرا؟

34:13.000 --> 34:14.360
‫«چرا» چی؟

34:14.880 --> 34:16.440
‫چرا اون کار رو کرد؟

34:16.960 --> 34:18.120
‫چون مریضه؟

34:20.400 --> 34:22.480
‫به هر حال خودش انتخاب کرد.

34:23.560 --> 34:24.840
‫ولی چرا؟

34:25.840 --> 34:27.720
‫تو حقته که یه توضیحی بشنوی.

34:46.360 --> 34:47.920
‫- سلام.
‫- آقای هانزکوم.

34:48.000 --> 34:49.600
‫ممنون. روز خوبی داشته باشین.

35:46.640 --> 35:47.720
‫دکتر مونرو.

35:48.600 --> 35:51.560
‫- می‌تونم باهاتون صحبت کنم؟
‫- متأسفانه دیرم شده.

35:51.640 --> 35:55.800
‫شما قبلاً رابرت نپر رو درمان می‌کردین، درسته؟
‫شما یکی از دکتراش بودین.

35:55.880 --> 35:58.400
‫من هرچی که قرار بود بگم رو به رسانه‌ها گفته‌م.

35:58.480 --> 36:00.120
‫نه، من خبرنگار نیستم. من...

36:00.200 --> 36:03.760
‫من... من الکس هانزکومم.
‫پسر ریچل نیکل.

36:04.840 --> 36:07.320
‫فقط ۱۵ دقیقه از وقتتون رو می‌خوام، لطفاً.

36:09.960 --> 36:14.080
‫نمی‌تونم چیزی رو بهت بگم
‫که از قبل به صورت عمومی منتشر نشده باشه.

36:14.600 --> 36:18.240
‫خب، می‌تونین بهم بگین اون کیه
‫و چطور آدمیه.

36:19.120 --> 36:20.800
‫چیز زیادی برای گفتن نیست.

36:21.560 --> 36:25.520
‫شنیدم تو مدرسه خیلی اذیتش می‌کردن.
‫پدر و مادرش خیلی دعوا می‌کردن.

36:25.600 --> 36:27.440
‫خب، این دست‌کم گرفتنِ قضیه‌ست.

36:28.160 --> 36:30.640
‫رابرت بچه ارشد بود، و

36:31.680 --> 36:35.400
‫اون و مادرش بیشترین آسیب رو
‫از خشونت‌های پدرِ دائم‌الخمرش می‌دیدن.

36:36.360 --> 36:40.040
‫سندروم آسپرگرِ رابرت
‫تا اواخر کودکیش تشخیص داده نشد،

36:40.120 --> 36:42.640
‫که باعث انزوای بیشترش شد.

36:43.280 --> 36:47.080
‫و تو سن ۱۲ سالگی،
‫مورد یه حمله وحشیانه قرار گرفت.

36:47.160 --> 36:49.040
‫تو پرونده‌اش ثبت شده.

36:49.560 --> 36:51.200
‫اون مرد متهم شد.

36:51.280 --> 36:55.120
‫رابرت تو جنگل مورد تجاوزِ
‫یکی از دوستان خانوادگیشون قرار گرفته بود.

36:56.840 --> 36:58.400
‫چرا به زنا حمله می‌کرد؟

36:59.080 --> 37:03.960
‫چرا مادرایی رو که بچه داشتن هدف می‌گرفت؟
‫نمی‌تونم بهت بگم چون خودم هم نمی‌دونم.

37:04.560 --> 37:06.680
‫می‌دونم که جواب همه‌چیز رو ندارین.

37:06.760 --> 37:10.320
‫منظورم اینه که،
‫رابرت هیچ‌وقت درباره جنایاتش حرف نزده.

37:10.840 --> 37:12.320
‫تا جایی که می‌دونم با هیچ‌کس.

37:14.120 --> 37:15.760
‫فکر می‌کنم این احتمال وجود داره

37:15.840 --> 37:19.440
‫که اون به خاطر رفتن پدرش
‫به شدت از دست مادرش خشمگین بوده.

37:20.880 --> 37:23.720
‫و داشته بارها و بارها اونو مجازات می‌کرده

37:24.320 --> 37:27.200
‫در قالب زن‌هایی
‫که حس مادری داشتن

37:27.880 --> 37:31.760
‫اونم به شکلی که خودش هیچ‌وقت واقعاً تجربه‌اش نکرده بود.

37:33.240 --> 37:34.840
‫پس دارین می‌گین که...

37:36.920 --> 37:38.760
‫مادر من جای مادر اون بوده؟

37:39.920 --> 37:40.920
‫احتمالاً.

37:42.040 --> 37:44.520
‫شایدم به همین خاطر بود که گذاشت تو زنده بمونی.

37:46.320 --> 37:47.560
‫چون تو خودِ اون بودی.

37:49.720 --> 37:51.040
‫چیزی یادش میاد؟

37:53.320 --> 37:54.920
‫یادشه که چه اتفاقی براش افتاده؟

37:56.800 --> 37:57.920
‫فکر می‌کنم آره.

37:58.440 --> 38:00.800
‫هرچند خاطرات زیادی از کودکیش نداره.

38:03.720 --> 38:08.080
‫بچه‌های آسیب‌دیده و نادیده‌گرفته‌شده معمولاً
‫حافظه اتوبیوگرافیک (خاطرات شخصی) ضعیفی دارن،

38:08.160 --> 38:10.800
‫و اتفاقاتی که بقیه به یاد میارن،

38:10.880 --> 38:12.720
‫مثل تولدها،

38:12.800 --> 38:13.840
‫کریسمس،

38:14.360 --> 38:15.960
‫برای اونا انگار هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده.

38:17.040 --> 38:18.600
‫پس یه خلأ تو ذهنشون هست.

38:21.040 --> 38:22.840
‫من خاطرات زیادی دارم

38:23.360 --> 38:25.200
‫از قبل و بعد از اون روز.

38:26.520 --> 38:27.520
‫پس

38:28.160 --> 38:32.040
‫احتمالاً طوری باهات رفتار شده
‫که احساس امنیت می‌کردی و می‌دونستی دوستت دارن.

38:50.360 --> 38:51.440
‫الکس.

38:52.400 --> 38:53.480
‫هی.

38:54.760 --> 38:56.720
‫- اون چیه؟
‫- اِم...

38:57.440 --> 38:59.920
‫راستش مطمئن نبودم
‫که اصلاً بهت نشونش بدم یا نه، اِم،

39:00.000 --> 39:01.800
‫ولی خطاب به هر دومون بود.

39:02.480 --> 39:05.840
‫به صورت ناشناس از طرف یه نفر
‫تو سازمان دادستانی فرستاده شده.

39:06.480 --> 39:08.560
‫انگار
‫پلیس همه‌چیز رو بهمون نگفته بود.

39:10.680 --> 39:15.120
‫تمام اینا، گزارشِ مفصلی از تک‌تکِ فرصت‌هاییه
‫که اونا از دست دادن...

39:15.200 --> 39:16.800
‫بشین. اِم...

39:16.880 --> 39:19.360
‫تک‌تکِ فرصت‌هایی که از دست دادن
‫تا جلوی قاتل رو بگیرن،

39:19.440 --> 39:22.960
‫قبل از اینکه به تو، مادرت
‫و تقریباً صد زنِ دیگه حمله کنه.

39:23.640 --> 39:26.120
‫خیلی بیشتر از اون چیزیه
‫که رسانه‌ها پوشش دادن.

39:26.200 --> 39:29.880
‫مثلاً، تو سال ۱۹۸۹،
‫مادر خودش به پلیس زنگ زده

39:29.960 --> 39:33.440
‫و بهشون گفته که اون به تجاوز اعتراف کرده،
‫ولی پلیس اصلاً پیگیری نکرده.

39:34.600 --> 39:36.560
‫و بعد، یک سال بعد از اینکه
‫مادرت رو کشت،

39:36.640 --> 39:39.160
‫پلیس اونو تو حیاطِ خونه‌ی
‫یه زنی پیدا می‌کنه،

39:39.240 --> 39:41.440
‫و بعد فقط سوار ماشینش می‌کنن
‫و می‌رسوننش به آپارتمانش.

39:41.520 --> 39:44.800
‫و بعد، سه ماه بعدش،
‫جزمین و سامانتا بیست رو به قتل رسونده.

39:44.880 --> 39:47.880
‫فقط همین‌طور پشت‌سرهم،
‫اشتباه روی اشتباه.

39:47.960 --> 39:49.960
‫فرصت از دست‌رفته
‫روی فرصت از دست‌رفته...

39:50.040 --> 39:54.280
‫پس تمام این مدت منتظر همین بودی؟
‫بالاخره با این مدارک به آرامش روانی می‌رسی؟

39:54.360 --> 39:55.560
‫نه الکس، قضیه اینه که...

39:56.200 --> 39:58.200
‫اونا در حق همه‌مون کوتاهی کردن،
‫و این نامه‌ها ثابتش می‌کنه.

39:58.280 --> 40:01.080
‫دستای اونا هم درست مثل دستای قاتل
‫آلوده به خونه.

40:01.160 --> 40:02.560
‫خب، شاید در حق اون هم کوتاهی شده باشه.

40:03.720 --> 40:04.720
‫ببخشید؟

40:05.360 --> 40:07.360
‫من بهت نگفتم چرا رفتم لندن.

40:07.440 --> 40:10.080
‫- من با دکتری که... درمانش می‌کرد حرف زدم.
‫- یه دکتر؟

40:10.160 --> 40:12.640
‫رفتی با روان‌پزشکش حرف زدی؟ چرا؟ الکس...

40:12.720 --> 40:15.080
‫ظاهراً برای قاتل هم
‫اتفاقات خیلی وحشتناکی افتاده.

40:15.160 --> 40:18.120
‫- ولی اون کاراش رو توجیه نمی‌کنه.
‫- شاید حتی بدتر از چیزی که ما...

40:18.200 --> 40:21.200
‫اصلاً جرئت نکن خودت رو با اون مقایسه کنی.
‫تو هیچ شباهتی به این مرد نداری.

40:21.280 --> 40:23.240
‫دقیقاً نکته‌ش همینه!

40:23.320 --> 40:24.960
‫خیلی سخته که انتخاب‌های درستی داشته باشی

40:25.040 --> 40:28.800
‫وقتی کسی رو نداری
‫که بهت اهمیت بده. ولی من همیشه اینو داشتم.

40:30.640 --> 40:33.440
‫من مادرم رو داشتم، و هر اتفاقی هم که افتاد،
‫همیشه تو رو داشتم.

40:35.000 --> 40:38.240
‫یه بار بهت گفتم که بهت احترام نمی‌ذارم
‫بابا، و واقعاً هم منظورم همون بود.

40:39.800 --> 40:41.320
‫ولی دیگه همچین حسی ندارم.

40:43.280 --> 40:46.040
‫به خاطر تمام کارایی که برام کردی
‫فقط و فقط برات احترام قائلم.

40:47.280 --> 40:48.440
‫تو منو زنده نگه‌داشتی.

40:50.560 --> 40:51.760
‫نه الکس، تو...

40:53.280 --> 40:54.640
‫تو منو زنده نگه‌داشتی.

40:56.440 --> 40:58.360
‫حالا باید تمرکزمون رو بذاریم روی چیزایی که به دست آوردیم.

41:00.360 --> 41:01.880
‫این تنها راهیه که می‌تونیم بریم جلو.

41:10.440 --> 41:12.640
‫مادرت بهت خیلی افتخار می‌کرد.

41:18.440 --> 41:19.600
‫خب، شاید...

41:20.880 --> 41:22.400
‫شاید راهش همین باشه.

41:23.360 --> 41:24.360
‫راه چی؟

41:25.960 --> 41:29.400
‫شاید این همون روشیه
‫که می‌تونیم این فاجعه رو به یه نقطه قوت تبدیل کنیم.

41:31.080 --> 41:31.920
‫چطوری؟

41:32.520 --> 41:35.800
‫خب، راستش هنوز نمی‌دونم، الکس، ولی...

41:37.960 --> 41:40.840
‫هرچی که هست،
‫می‌دونم که بدون تو از پسش برنمیام.

41:54.720 --> 41:57.960
‫تمام عمرم، بقیه بهم می‌گفتن
‫که قاتلِ مادرم بهم رحم کرد

41:58.560 --> 42:00.160
‫و بهم یه شانس دوباره برای زندگی داد.

42:01.840 --> 42:04.160
‫ولی من باور ندارم که اون گذاشت من زنده بمونم.

42:07.640 --> 42:08.920
‫من باور دارم که عشق این کار رو کرد.

42:11.920 --> 42:13.800
‫دیدنش خیلی جالبه، مگه نه؟

42:13.880 --> 42:17.280
‫می‌شه یه کم دیگه
‫با ماشین آتش‌نشانیت برامون رانندگی کنی؟

42:18.200 --> 42:19.360
‫اون چیه؟

42:20.240 --> 42:22.400
‫- چی دستت گرفتی؟
‫- اون پشته چیه؟

42:22.920 --> 42:24.360
‫- چکش.
‫- چکش؟

42:24.440 --> 42:25.760
‫به نظرت... الکس؟

42:25.840 --> 42:26.800
‫بله.

42:29.960 --> 42:33.880
‫یالا سَم، بیا تند و سریع بریم پایین سمت آلاچیق.

42:35.240 --> 42:37.520
‫رفتیم. خداحافظ!

42:41.080 --> 42:42.760
‫من پشت سرتم.

42:43.880 --> 42:48.040
‫- فکر نکنم اونجا باشی.
‫- دوستت دارم.

42:49.000 --> 42:53.000
تــرجــمـــه از نیــمـا
Kamikaze

42:53.030 --> 42:58.000
ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
.:: DigiMoviez.Com ::.

42:58.030 --> 43:08.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@DigiMoviez
