WEBVTT

00:06.521 --> 00:09.731
تصور کن توی دو رود به پرین ایبارا بربخوریم

00:09.731 --> 00:11.691
سفیدپوشان اینجا چی کار می‌کنن؟

00:11.691 --> 00:13.611
گفتن یکی رو توی فالم کشتی

00:14.531 --> 00:17.531
اگه تمام این دردسرها به‌خاطر من به‌وجود اومده
خودم رو تسلیم می‌کنم

00:17.531 --> 00:19.701
این زخم‌ها رو توی تار والون التیام دادم

00:21.541 --> 00:22.871
به اینجا تعلق نداری

00:22.871 --> 00:25.291
شما قراره سگ‌های شکاری من باشید

00:25.291 --> 00:27.211
اگه آجاهای سیاه بیش‌تری توی برج باشن، چی؟

00:27.211 --> 00:29.461
تا وقتی ریشه‌کن نشن به کشتار ادامه می‌دن

00:29.461 --> 00:30.711
چیزی نیست

00:30.711 --> 00:31.921
اینجا چی کار می‌کنی؟

00:31.921 --> 00:37.141
یه تیکه از این دنیا که مال خودته رو پیدا کن
و سفت بچسبش

00:37.141 --> 00:39.011
به مین گفتم خودش رو خدمتکار جلوه بده

00:39.011 --> 00:40.681
می‌دونم ازم دلخوری

00:40.681 --> 00:42.391
آره، می‌شه گفت هنوز یه خرده ازت دلخورم

00:42.391 --> 00:44.391
که من رو به رهاشدگان فروختی

00:44.391 --> 00:46.941
یه مرد خاکستری

00:46.941 --> 00:49.521
‫فقط یه رها‌شده هست
‫که می‌تونه اون‌ها رو خلق کنه

00:49.521 --> 00:51.691
الایدا سدای از آجای سرخ

00:51.691 --> 00:54.491
این بیعت‌های قدیمی ممکنه دردسر ساز بشه

00:54.491 --> 00:55.991
لرد گیبریل

00:55.991 --> 00:57.201
محبوب‌ترین همسر ملکه

00:57.201 --> 00:58.281
سلطنتش پایدار باد

01:00.879 --> 01:08.879
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:18.696 --> 01:26.696
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:28.191 --> 01:29.441
مطمئنم نبودم میای یا نه

01:31.151 --> 01:32.611
ولی من بودم

01:33.821 --> 01:35.191
سامائل

01:35.191 --> 01:38.241
هیچ فرصتی رو برای خودنمایی
و  یاوه گویی از دست نمی‌دی

01:45.371 --> 01:50.171
اون رژه؟ به این زودی ملکه‌ای
برای تختت پیدا کردی راهوین؟

01:51.751 --> 01:53.921
تازه یک ماهه که آزاد شدی

01:53.921 --> 01:56.341
به گفته‌ی اون و هر کسی که ما رو می‌بینه

01:56.341 --> 01:59.471
بیش از ده ساله که عاشق و شیفته‌ی همیم

02:00.431 --> 02:03.101
وقتی واقعی باشه، ته دلت حسش می‌کنی

02:03.101 --> 02:04.681
هوم -
هوم -

02:04.681 --> 02:06.891
همیشه تو مجاب کردن آدم‌ها استاد بودی

02:06.891 --> 02:09.891
بعداً می‌تونید برای هم شاخ و شونه بکشید

02:09.901 --> 02:11.811
اژدها کجاست، لنفیر؟

02:11.811 --> 02:14.441
الآن مشکلات مهم‌تری از رند الثور داریم

02:16.151 --> 02:17.611
رند الثور

02:17.611 --> 02:20.661
دفعه پیش برات درس عبرت نشد، نه؟

02:20.661 --> 02:22.871
اونقدر عاشق و شیفته‌ی لوز ثرین بودی

02:22.871 --> 02:27.661
که اگه می‌گفت فرش، خودت رو جلوش پهن می‌کردی

02:36.171 --> 02:39.921
یعنی هیچ‌کس از دفعه‌ی پیش عبرت نگرفت؟

02:39.931 --> 02:42.801
ما برگزیدگان بیش‌تر با هم جنگیدیم
تا با اژدها

02:42.801 --> 02:44.511
و آخرش چی شد، ها؟

02:45.931 --> 02:47.981
حالا بگو چرا کشوندی‌مون اینجا؟

02:48.561 --> 02:49.561
موگدین

02:51.961 --> 02:55.691
مگه مگسیم که از یه عنکبوت بترسیم؟

02:55.691 --> 02:57.941
شاید ترسو باشه، ولی باهوشه

02:57.941 --> 03:01.031
خوب می‌دونه که ضعیفه
و نمی‌تونه مستقیم با هیچ‌کدوم‌مون روبه‌رو بشه

03:01.031 --> 03:03.701
از ضعیف‌ترین‌مون شروع می‌کنه، یعنی تو

03:03.701 --> 03:05.911
و بعد یکی یکی از سر راه برمون می‌داره

03:05.911 --> 03:09.201
تا به راس قدرت، یعنی من برسه

03:09.201 --> 03:12.371
فقط در صورتی می‌تونه نیبلیس بشه
که همه ما بمیریم

03:12.371 --> 03:16.881
اگر اینقدر قدرتمندی
چرا ارباب بزرگ باهات صحبت نمی‌کنه؟

03:17.921 --> 03:20.131
چرا تو نیبلیس نیستی؟

03:20.131 --> 03:22.761
چرا تو رهبرمون نیستی؟

03:22.761 --> 03:25.601
شاید هنوز سوگواره ایشمائله

03:25.601 --> 03:28.561
پس داری پیشنهاد ائتلاف می‌دی؟

03:29.181 --> 03:30.891
برای نابودی موگدین؟

03:30.891 --> 03:33.561
بهش فکر می‌کنم و شاید
با بقیه هم درمیونش گذاشتم

03:33.561 --> 03:35.191
بقیه؟

03:36.231 --> 03:38.271
گریندال و سمیرهاگ

03:38.281 --> 03:40.651
راستی سلام رسوندن

03:41.281 --> 03:42.991
یه‌کم دلخور شدن که به این دورهمی کوچیک

03:42.991 --> 03:44.571
دعوت نشده بودن

03:45.741 --> 03:49.621
من رو که می‌شناسی
همیشه مشغول صحبت کردن با دیگرانم

03:50.201 --> 03:51.371
هوم

03:52.921 --> 03:54.961
همیشه سیاستمدار بودی

03:56.501 --> 03:58.801
به حرف‌هام فکر کن

03:59.921 --> 04:01.171
می‌دونی که منطقی‌ان

04:01.195 --> 04:08.195
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:14.651 --> 04:16.111
ترسو؟

04:19.071 --> 04:20.531
گفت باهوش هم هستی

04:20.531 --> 04:25.241
به‌نظر می‌رسید وقتی گفت قصد دارم بکشمت
حرفش رو باور کردی

04:25.241 --> 04:29.161
خب، هردومون می‌دونیم
که احتمالا تلاشت رو می‌کنی

04:33.581 --> 04:37.961
لنفیر باز هم
همون نقشه‌ی قدیمیش رو پیش گرفته

04:39.421 --> 04:40.961
ولی من نه

04:44.721 --> 04:48.931
دلم نمی‌خواد آخرش 3 هزار سال
تو قفس کسی اسیر شم

04:48.931 --> 04:50.221
نه دوباره

06:40.331 --> 06:45.171
آجاهای سیاهی که با بهای سنگینی
توسط خود آمیرلین دستگیر شد

06:46.301 --> 06:48.421
حالا، توی ذهن‌شون پاسخ‌هایی نهفته
که به ما می‌گه

06:48.421 --> 06:50.221
بقیه خواهران‌شون کجا رفتن

06:52.761 --> 06:55.011
و واقعاً چه نقشه‌ای در سر دارن

06:55.011 --> 06:57.141
با این‌که قدرت جویا و آمیکو
ازشون گرفته شده

06:57.141 --> 06:58.721
هنوز هم حاضر نیستن حرفی بزنن

06:58.731 --> 07:02.481
آمیرلین فکر می‌کنه شما دو نفر
بهتر از ما می‌تونین ازشون حرف بکشین

07:02.481 --> 07:04.691
باید راهی برای نفوذ به ذهن‌شون پیدا کنیم

07:05.771 --> 07:07.531
اگر من و الین تنها باشیم

07:07.531 --> 07:08.611
راحت‌تر می‌تونیم عمل کنیم

07:08.611 --> 07:10.991
امتیازی داریم که شما ندارین

07:12.241 --> 07:13.871
آی‌سدای‌ها نمی‌تونن دروغ بگن

07:14.531 --> 07:15.871
اما ما می‌تونیم

07:15.871 --> 07:17.411
شاید حق با شما باشه

07:17.411 --> 07:19.251
این بار می‌خوایم جداگونه باهاشون صحبت کنیم

07:21.041 --> 07:22.251
هوم

07:30.011 --> 07:31.381
دختر وارث

07:31.381 --> 07:32.841
پذیرفته شده

07:32.841 --> 07:35.601
انگار سیوان خیلی زود
از آزمون قوس‌ها عبورت داده

07:36.891 --> 07:38.431
برای بازی اینجا نیومدیم

07:38.931 --> 07:42.901
هر کی اطلاعات بیش‌تری از آجای سیاه
در اختیارمون بذاره، زنده می‌مونه

07:44.811 --> 07:46.981
هنوز هم آجای سیاهی توی برج باقی مونده؟

07:50.781 --> 07:53.611
وقتی خواهران کامل‌تر از شما شکست خوردن

07:53.611 --> 07:56.331
چرا فکر می‌کنین
شما شانسی در این مورد دارین؟

07:57.781 --> 07:59.161
برو سراغ آمیکو

08:06.921 --> 08:09.001
هنوز آجای سیاهی توی برج هست یا نه؟

08:09.961 --> 08:11.011
نمی‌دونم

08:11.011 --> 08:13.591
هیچ‌کس بیش‌تر از «قلب» خودش چیزی نمی‌دونه

08:13.591 --> 08:15.681
...اما لیاندرین متوجه شد که -
قلب؟ -

08:16.749 --> 08:17.891
آجای سیاه

08:18.601 --> 08:21.721
ما در گروه‌های سه نفره‌ای
به اسم «قلب» کار می‌کنیم

08:21.731 --> 08:25.391
هر خواهر فقط هویت یه عضو دیگه از آجای سیاه

08:25.401 --> 08:26.941
خارج از گروه خودش رو می‌دونه

08:27.901 --> 08:29.611
و من فقط با لیاندرین در ارتباط بودم

08:32.491 --> 08:34.781
بهمون بگو کجاست

08:34.781 --> 08:36.321
نمی‌دونم

08:37.121 --> 08:38.991
هرچی می‌دونستم رو بهتون گفتم

08:41.621 --> 08:43.251
به دردمون نمی‌خوره

08:45.371 --> 08:47.211
من که باورم نمی‌شه

08:47.211 --> 08:49.421
به هرحال که جویا همه چیز رو بهمون گفته

08:49.421 --> 08:51.261
بیا بکشیمش

08:52.011 --> 08:54.091
می‌خوای این‌طور به یاد آورده بشی، آمیکو؟

08:54.091 --> 08:55.801
یا می‌خوای نمایشت رو تموم کنی؟

09:12.651 --> 09:14.741
لیاندرین راهی تیِر شده

09:14.741 --> 09:18.951
قصد داره به یکی از رهاشدگان کمک کنه
کالاندور رو تصاحب کنه

09:18.951 --> 09:21.791
فقط اژدها قادره حفاظ‌های کالاندور رو بشکنه

09:22.701 --> 09:24.791
پس نیازی نیست نگرانی به دل‌تون راه بدین

09:27.331 --> 09:28.541
حرف آمیکو رو باور می‌کنی؟

09:28.541 --> 09:30.671
سال‌ها خودش رو به‌جای یه آجای زرد
جا زده بود

09:30.671 --> 09:32.461
و به بیمارانش می‌گفت بهبود پیدا می‌کنن

09:33.421 --> 09:35.211
همه‌شون باورش کردن

09:35.221 --> 09:36.671
تا زمانی که دیگه خیلی دیر شده بود

09:36.681 --> 09:38.721
شاید دروغ بگه
ولی حداقل به حرف اومده

09:39.431 --> 09:41.431
و این یعنی برای جونش ارزش قائله

09:45.771 --> 09:51.231
لیاندرین رفته مازریم تائیم رو پیدا کنه

09:51.771 --> 09:53.651
اژدهای دروغین سالدی

09:56.741 --> 09:58.701
از کجا بدونیم داری راست می‌گی؟

10:00.491 --> 10:04.541
قبل از این‌که به آجای سیاه ملحق بشم
از آجاهای خاکستری بودم

10:04.541 --> 10:07.251
تمام عمرم رو صرف تحلیل آدم‌ها

10:07.251 --> 10:08.461
و درک شرایط کردم

10:08.461 --> 10:12.041
تنها راه ممکن رو
در سخت‌ترین مذاکرات پیدا می‌کردم

10:12.041 --> 10:14.591
و وقتی گفتی ما رو می‌کشی
حرفت رو باور کردم

10:15.761 --> 10:17.551
قاتل‌ها رو به خوبی تشخیص می‌دم

10:17.575 --> 10:25.575
« مترجم: عاطفه بدوی »
::. Atefeh Badavi .::

10:37.401 --> 10:38.611
آلیس

10:42.701 --> 10:45.531
الایدا سدای، آلیس همراه ملکه مورگیس رفت

10:45.541 --> 10:47.161
می‌خواین کمک‌تون کنم حاضر شید؟

10:50.251 --> 10:52.501
بله، بهتره که این کار رو بکنی

10:53.461 --> 10:55.591
امروز روز بسیار مهمیه

11:01.931 --> 11:03.511
سالدی یا تیِر؟

11:04.641 --> 11:07.311
از کجا بفهمیم کدوم‌شون راست گفته

11:07.311 --> 11:08.561
و لیاندرین کجا رفته؟

11:09.231 --> 11:10.891
هیچ‌کدوم‌شون رو باور نمی‌کنم

11:10.891 --> 11:14.061
ورین و آمیرلین بیش از اندازه
روی جویا و آمیکو تمرکز کردن

11:14.061 --> 11:15.821
اما کلید این ماجرا، لیاندرینه

11:36.841 --> 11:38.671
این همون جاییه که بهت گفته بودم

11:39.631 --> 11:41.171
پسرش رو اینجا نگه می‌داشت

11:44.681 --> 11:47.761
.الان فرق کرده
قبلا چیزهایی اینجا بود

11:49.601 --> 11:52.641
چیزهایی که به خودش یا شاید هم پسرش
حس خونه رو می‌داد

12:01.491 --> 12:04.571
ازش خوشت می‌اومد، مگه نه؟

12:05.951 --> 12:08.201
می‌دونم سعی داشت من رو
به سلاحی برای سایه تبدیل کنه

12:08.201 --> 12:09.791
...ولی فکر می‌کنم

12:09.791 --> 12:11.501
سعی داشت کمکم هم بکنه

12:12.041 --> 12:13.791
و می‌دونم که چقدر پسرش رو دوست داشت

12:17.291 --> 12:18.881
پس حتما همراهش بردتش

12:20.551 --> 12:22.801
نه، خیلی بیمار بود

12:22.801 --> 12:23.881
...اون

12:24.721 --> 12:26.221
...الین

12:33.891 --> 12:35.151
این چیه؟

12:35.771 --> 12:40.401
انگار با گچ و نمک کشیده شده

12:42.071 --> 12:44.241
ورین سدای

12:44.241 --> 12:47.991
چی شما رو به این تالارهای اشرافی کشونده؟

12:47.991 --> 12:49.451
کتابخونه آتیش گرفته؟

12:49.451 --> 12:51.241
یا آشپزخانه‌ها با کمبود کیک مواجه شدن؟

12:51.241 --> 12:55.791
تو برای چی اومدی، الایدا سدای؟

12:56.581 --> 12:58.501
باید با آمیرلین صحبت کنم

12:58.501 --> 12:59.786
مادر در تالار مطالعه‌شون هستن

12:59.811 --> 13:03.691
پس به صورت رسمی درخواست ملاقات خصوصی
با ایشون رو دارم

13:03.691 --> 13:05.821
هر خواهری این حق رو داره

13:05.821 --> 13:08.241
هر نماینده‌ای، نه هر خواهر

13:08.241 --> 13:09.901
فقط نمایندگان تالار برج اجازه دارن

13:09.901 --> 13:12.451
درخواست ملاقات خصوصی یا رأی‌گیری بدن

13:12.451 --> 13:14.161
درسته لیان؟

13:14.871 --> 13:17.911
همین‌طوره -
راستش قوانین برج رو درست به‌خاطر نمیارم -

13:17.911 --> 13:21.081
مطمئنم تو هم بعد از گذشت این همه مدت
چنین حسی داری الایدا سدای

13:22.791 --> 13:25.841
اگه حالا سر راه من بایستی
هرگز فراموش نمی‌کنم

13:28.301 --> 13:30.671
با یکی از نمایندگان تالار برگرد
اونوقت درخواست ملاقات خصوصیش

13:30.681 --> 13:32.551
با آمیرلین رو مورد بررسی قرار می‌دم

13:33.931 --> 13:35.141
هوم

13:48.361 --> 13:49.571
الایدا سدای

13:50.491 --> 13:52.861
سال‌ها بود که اینجا رو
با حضورت مزین نکرده بودی

13:52.861 --> 13:54.701
مدت بسیار مدیدی بود، سرورم

13:54.701 --> 14:00.001
اگر بیش‌تر از این می‌گذشت
شاید دیگه اینجا رو به خاطر نمی‌آوردم

14:00.961 --> 14:02.291
هدایایی براتون آوردم

14:02.291 --> 14:06.961
خواهر گالینا، تا جایی که به یاد دارم
علاقه‌ی خاصی

14:06.961 --> 14:10.051
به توت‌فرنگی‌های اندوری داشتی

14:10.051 --> 14:11.131
هوم

14:11.131 --> 14:13.471
این توت‌فرنگی‌ها از جنگل سلطنتی مورگیس
آورده شدن

14:15.051 --> 14:17.011
متشکرم الایدا سدای

14:17.011 --> 14:19.221
و برای تو، سوتاما

14:19.221 --> 14:25.061
هدیه‌ای درخورِ والامقام آجای سرخ

14:28.941 --> 14:30.111
اوه

14:34.661 --> 14:37.701
پیش خودت باشه، الایدا

14:38.621 --> 14:40.161
برای من بیش از حد تجملاتیه

14:40.871 --> 14:42.411
بیش‌تر برازنده خودته

14:44.791 --> 14:46.081
هوم

14:53.681 --> 14:56.591
امیدواری با آوردن این هدایا
چه چیزی به دست بیاری؟

14:57.931 --> 14:58.971
چی می‌خوای؟

14:58.971 --> 15:01.101
چیزی نمی‌خوام

15:02.021 --> 15:05.391
جز این‌که ببینم آجای سرخ
به جایگاه برحق خودش

15:05.401 --> 15:06.941
در مرکز قدرت این برج، برمی‌گرده

15:06.941 --> 15:09.981
درست مثل زمانی که من رهبرش بودم

15:09.981 --> 15:11.901
اون دوران خیلی وقته که گذشته

15:13.281 --> 15:15.861
الان زمان مناسبی
برای پیش بردن اهداف‌مون نیست

15:16.501 --> 15:17.858
نه بعد از ماجرای لیاندرین

15:17.883 --> 15:19.593
اتفاقا دقیقا الان موقعشه

15:20.201 --> 15:23.251
اژدها دوباره متولد شده و یک مَرده

15:23.251 --> 15:26.001
این چیزیه که سرخ‌ها قرن‌هاست خودشون رو

15:26.001 --> 15:28.001
براش آماده کرده بودن

15:28.921 --> 15:31.211
تنها کسایی که آمادگیش رو دارن، ماییم

15:31.881 --> 15:35.471
خب، پیشنهادت چیه؟

15:35.471 --> 15:37.721
این‌که در تالار رأی‌گیری کنیم

15:37.721 --> 15:43.061
تا گروهی هشت نفره از خواهران رو بفرستیم
رند الثور رو پیدا و محبوسش کنن

15:44.681 --> 15:48.271
باید تلاش کنیم تا جایگاه‌مون رو
دوباره در اینجا به دست بیاریم

15:48.811 --> 15:52.401
و تو فقط داری کارمون رو سخت‌تر می‌کنی

15:53.651 --> 15:55.781
...پس

16:09.421 --> 16:11.961
سیوان تو رو از تالار کنار گذاشت

16:12.591 --> 16:15.421
اما این‌که برای کرسی‌هایی
که خواهران سرخ‌مون

16:15.421 --> 16:19.841
قرن‌ها به بهای خون و زندگی‌شون
به دست آوردن نجنگیدی

16:19.841 --> 16:22.511
تماما تقصیر خودته

16:40.161 --> 16:41.741
از کجا فهمیدی داریم میایم؟

16:41.741 --> 16:43.951
این از امور مربوط به خردمندانه

16:43.951 --> 16:45.501
و این خردمندان کی‌ان؟

16:46.661 --> 16:49.121
این هم به خردمندان مربوط می‌شه

16:51.171 --> 16:52.211
اون زن

16:52.211 --> 16:55.001
قسم می‌خورم که اون شب به خوابم اومده بود

16:57.721 --> 17:00.221
نه دخترجون. تو به خواب من اومده بودی

17:03.811 --> 17:06.021
ساکت باشید. داریم به آب نزدیک می‌شیم

17:09.101 --> 17:11.901
در سرزمین سه آزمون قبایل بیش‌تر از طلا

17:11.901 --> 17:12.901
بر سر آب جنگیده و خون ریختن

17:43.721 --> 17:45.301
از اینجا شروع شده

17:56.571 --> 17:57.571
تواتان

17:57.571 --> 17:59.611
تواتان‌ها به کسی آسیب نمی‌رسونن

17:59.611 --> 18:01.401
اکثرشون حتی فرار هم نکردن

18:01.401 --> 18:03.241
دنبال اون‌هایی که فرار کردن هم رفتن

18:03.241 --> 18:04.531
کار آییل بوده؟

18:04.531 --> 18:07.581
نه. آسیب رسوندن به گمراهان ممنوعه

18:07.581 --> 18:10.371
تنها چیزی که ننگین‌تر از دفاع نکردن از خوده

18:10.371 --> 18:13.631
کشتن کسیه که از خودش دفاع نمی‌کنه

18:27.811 --> 18:28.811
جای زخم شمشیره

18:30.771 --> 18:31.811
نه

18:34.271 --> 18:35.521
لبه‌ش رو ببین

18:36.481 --> 18:39.691
ممکنه با نیزه‌ای که مثل شمشیر تراش خورده
ایجاد شده باشه

18:39.691 --> 18:42.031
هیچ آییلی چنین کاری نمی‌کنه

18:42.951 --> 18:44.361
اما شایدوها شاید بکنن

18:45.071 --> 18:48.121
اگه شایدوها این نزدیکی‌ها باشن
باید از اینجا بریم

18:48.121 --> 18:50.621
شایدوها کی‌ان؟ -
یکی دیگه از قبایل آییل -

18:50.621 --> 18:52.751
با تئاردادها دشمنی خونی دارن

18:53.791 --> 18:54.961
باید دفن‌شون کنیم

18:54.961 --> 18:58.421
.ارزش وقت و سنگ‌هامون رو ندارن
خودشون مقصر مرگ خودشونن

18:58.421 --> 19:01.091
و اگه شایدوها این اطراف باشن
به این معنیه که باید زودتر خودمون رو به روایدین برسونیم

19:09.261 --> 19:11.221
برو سایه‌ی جانم

19:11.221 --> 19:14.061
مُرده‌ها رو دفن می‌کنم
و توی ایمره استند بهت می‌پیوندم

19:20.821 --> 19:21.821
بیا

19:33.041 --> 19:34.121
روایدین

19:35.501 --> 19:38.211
می‌بری‌مون اونجا؟

19:39.461 --> 19:41.421
می‌دونم اونجا آزمونی در انتظارمه

19:41.421 --> 19:43.801
چیزهای زیادی می‌دونی
اما نه همه چیز رو

20:16.211 --> 20:18.711
هیچ‌وقت به عنوان یه باغبون تصورت نکرده بودم

20:19.541 --> 20:20.841
باغ نیست

20:21.841 --> 20:23.341
گورستانه

20:25.211 --> 20:26.761
محل دفن خانواده‌م

20:27.881 --> 20:29.431
هرکدوم‌شون

20:29.431 --> 20:32.391
با بذر درخت سیبی در دست
به خاک سپرده شدن

20:38.601 --> 20:40.611
این درخت متعلق به کیه؟

20:43.401 --> 20:44.781
همسرم

20:44.781 --> 20:45.941
لیلا

20:47.991 --> 20:51.411
در مراسم خاکسپاریش حضور نداشتم

20:59.251 --> 21:03.791
دیدن این که درختش در نبود من رشد کرده
هم برام دردناکه و هم تسلی‌بخش

21:09.261 --> 21:13.971
جایی که من بزرگ شدم
خاکستر عزیزان‌مون رو

21:13.971 --> 21:17.101
با آب و گل قاطی می‌کنیم
و به صورت‌مون می‌مالیم

21:17.811 --> 21:19.391
مثل یه پوست جدید

21:21.941 --> 21:25.821
غم رو روی تن‌مون نگه می‌داریم
...تا وقتی که رسوخ کنه

21:27.941 --> 21:29.701
و بخشی از وجودمون بشه

21:36.581 --> 21:39.211
حالا دنبال محافظ جدیدی می‌گردی؟

21:41.871 --> 21:44.791
در طی این سال‌ها چندتایی‌شون رو از دست دادم

21:45.421 --> 21:48.421
اما چیزی که بین ما سه‌تا بود، فرق داشت

21:49.471 --> 21:51.381
تعادل همدیگه رو حفظ می‌کردیم

21:53.431 --> 21:55.761
من و ماکسیم حکم آتیش رو داشتیم

21:57.771 --> 22:01.311
و آیوان همیشه می‌دونست
چطور شعله‌مون رو فروبنشونه

22:02.731 --> 22:04.601
باز هم خوبه که تو و ماکسیم همدیگه رو دارین

22:04.611 --> 22:06.231
تو این‌طور فکر می‌کنی

22:09.821 --> 22:12.361
اما وقتی یکی از زوجین می‌میره

22:14.531 --> 22:17.031
اون یکی با غمش تنها می‌مونه

22:17.791 --> 22:20.541
وقتی یکی از سه‌نفر بمیره

22:22.921 --> 22:24.711
کی باید بار غمش رو به دوش بکشه؟

22:30.551 --> 22:35.301
.فقط یه دور بوسیدن دوشیزه بازی کنیم
بعدش برگرد سر خط‌خطی کردنت

22:35.301 --> 22:37.511
،مگه این‌که ببازی
در اون صورت می‌میری

22:37.511 --> 22:39.811
آه، شرمنده

22:39.811 --> 22:42.811
واقعا باید این فصل رو
که درباره ماناترینه تموم کنم

23:00.161 --> 23:01.911
به هیچ عنوان

23:01.911 --> 23:03.921
چون بار اولته زیاد بهت سخت نمی‌گیریم

23:04.791 --> 23:06.671
کی گفته بار اولمه؟

23:10.301 --> 23:12.011
ول کن اون شمشیر کثیف رو

23:12.721 --> 23:15.221
بازی کن -
کثیف نیست -

23:19.011 --> 23:20.811
آغشته به خون تنها مردیه که دوستش داشتم

23:25.651 --> 23:28.561
چی شده؟ -
گروهی دارن به شهر میان -

23:31.321 --> 23:34.111
برید بالا. پرین، خودت رو گم و گور کن

23:36.281 --> 23:37.491
چیه؟

23:38.451 --> 23:40.951
چی شده؟ -
سفیدپوشان -

23:40.951 --> 23:42.831
ناتی کاوثن و دخترهاش رو دستگیر کردن

23:42.831 --> 23:43.831
مادر مت؟

23:43.831 --> 23:47.081
ظاهرا شوهر ناتی
به ایباراها کمک کرده فرار کنن

23:50.251 --> 23:51.421
تو کی هستی؟

23:52.461 --> 23:55.131
پرینه. پسر ایباراها

23:55.131 --> 23:56.301
چشم‌هاش رو نگاه کن

23:56.301 --> 23:57.841
چه بلایی سرش اومده؟

23:57.841 --> 23:59.221
ایشون لرد لوک هستن

24:02.721 --> 24:04.181
لرد چی؟

24:07.021 --> 24:09.941
پس سفیدپوشان دنبال توئن

24:09.941 --> 24:11.981
لرد لوک از شکارچیان شیپورن

24:12.571 --> 24:15.651
داشتن با گروه‌شون  از اینجا رد می‌شدن
که سفیدپوشان رسیدن

24:15.651 --> 24:18.161
شانس آوردین چون من قبلا باهاشون
سروکار داشتم

24:18.991 --> 24:20.531
کاوثن‌ها رو کجا بردن؟

24:20.531 --> 24:23.291
نگران نباش، بهشون صدمه نزدن -
به اردوگاه سفیدپوشان در واچ هیل -

24:23.291 --> 24:26.331
این سفیدپوشان رو می‌شناسی، پرین ایبارا؟

24:26.331 --> 24:28.331
چون اون‌ها که می‌گن می‌شناسنت

24:50.521 --> 24:52.021
مشکلی نیست

24:54.611 --> 24:56.691
امان از دست شما و قفس‌هاتون

24:56.691 --> 24:59.071
اگه نظر من رو بخواین
صرفا فولاد رو هدر دادین

24:59.071 --> 25:01.571
اگه می‌خوای بدونی
شوهرش ایباراها رو کجا برده

25:01.571 --> 25:03.161
کافیه بذاری من سوال کنم

25:03.161 --> 25:06.251
.برام مهم نیست خانواده‌ش کجا رفتن
همه دیدن که دستگیرشون کردیم

25:07.461 --> 25:09.291
کافیه خبرش به گوش پرین برسه
خودش میاد سراغ‌مون

25:09.291 --> 25:11.461
راه‌های سریع‌تری برای رسیدن بهش هست

25:11.461 --> 25:14.211
قرار نیست از مردم دو رود بازجویی کنیم

25:16.011 --> 25:17.011
اشتباهی ازشون سرنزده

25:17.671 --> 25:21.091
پرین ایبارا به یه جادوگر کمک کرده

25:21.091 --> 25:23.471
و پدرت رو با بی‌رحمی تمام به قتل رسوند

25:23.471 --> 25:29.771
خاک اینجا باید خیلی ناپاک باشه
که چنین ثمره‌ی زهرآلودی از دلش براومده

25:32.611 --> 25:34.981
از فرمانده‌ی کل درخواست نیروی پشتیبانی کردم

25:34.981 --> 25:36.531
تا کمک‌مون کنن با ترالاک‌ها مقابله کنیم

25:39.201 --> 25:41.321
...اگه پرین تا قبل از اون سروکله‌ش پیدا نشه

25:53.461 --> 25:56.921
بمیرم هم اجازه نمی‌دم بهشون دست بزنی

26:36.381 --> 26:39.511
چیه؟

26:40.421 --> 26:42.511
لعنتی

26:42.511 --> 26:44.471
می‌شه سر این دره قفلی چیزی بذارین؟

26:44.471 --> 26:46.221
چشم، به مدیریت اطلاع می‌دم

26:46.221 --> 26:47.351
می‌شه صحبت کنیم؟

26:47.351 --> 26:49.931
نه. گفتم که حرفی باهات ندارم

26:49.931 --> 26:53.311
آره، ولی شاید من هنوز
چیزی برای گفتن داشته باشم، عوضی

26:53.891 --> 26:56.231
هیچ می‌دونی که برای محافظت از تو
چی رو فدا کردم؟

26:56.231 --> 26:58.401
ایشمائل قرار بود الهاماتم رو ازم بگیره

26:58.401 --> 27:01.651
فرصتش درست جلوی روم بود
می‌تونستم ازشون خلاص شم

27:01.651 --> 27:03.031
عادی باشم

27:03.651 --> 27:05.161
ولی من تو رو انتخاب کردم

27:05.161 --> 27:07.411
چیه؟ الان منتظری ازت تشکر کنم؟

27:09.581 --> 27:10.951
از این خبرها نیست

27:10.951 --> 27:12.501
ببین، فردا برگرد

27:12.501 --> 27:14.751
شاید بهتر باشه اول منتظر باشی ببخشمت

27:15.331 --> 27:16.331
...می‌دونی چیه

27:18.341 --> 27:19.381
مین

27:21.131 --> 27:22.131
مین

27:25.971 --> 27:27.051
بیا

27:29.891 --> 27:31.931
با گچ و نمک کشیده شده

27:31.931 --> 27:34.561
یک نماد نیست، بلکه دوتاست

27:34.561 --> 27:36.061
برای به سرانجام رساندن
و کامل کردن این زندگی

27:36.061 --> 27:37.901
تا روحش‌شون زودتر راهش رو
برای بازگشت پیدا کنه

27:39.191 --> 27:40.981
یکی در محل مرگ‌

27:41.571 --> 27:43.151
و دیگری در محل تولدشون کشیده می‌شه

27:43.151 --> 27:44.361
مال کجاست؟

27:44.361 --> 27:45.611
تنچیکو

27:45.611 --> 27:47.781
شاید لیاندرین اهل اونجا باشه

27:48.531 --> 27:50.281
جایی که پسرش متولد شده

27:50.281 --> 27:52.791
نه سالدی یا تیر

27:54.121 --> 27:56.961
.وقت‌مون رو با جویا و آمیکو هدر دادیم
هردوشون داشتن دروغ می‌گفتن

28:02.801 --> 28:05.631
اگه درباره همه چیز دروغ گفته باشن چی؟

28:06.631 --> 28:09.221
باید به چیزهایی که ازش حرفی نزدن دقت کنیم

28:09.221 --> 28:13.011
هیچ‌کدوم‌شون اشاره‌ای
به اشیایی که نایومی از برج دزدید نکردن

28:13.021 --> 28:15.851
ورین سدای داشت از همه‌ی اشیای دزدیده‌شده
فهرست‌برداری می‌کرد

28:24.571 --> 28:26.491
یه تعداد دیگه هم اینجاست

28:38.121 --> 28:39.121
...اون

28:40.041 --> 28:41.091
یه دستبنده

28:41.711 --> 28:46.301
شبیه اونی که سولدام‌های شان‌چن
برای کنترل احضارکننده‌ها استفاده‌ می‌کردن، اما قدیمی‌تر

28:49.721 --> 28:51.141
تنچیکو

28:53.431 --> 28:57.731
،تنچیکو نزدیک فالمه
نخستین محل ورود شان‌چن

28:57.731 --> 29:00.941
قرن‌ها پیش از اونجا پا به این سرزمین گذاشتن

29:01.521 --> 29:05.111
و حالا لیاندرین توی تنچیکوئه
و دنبال چنین قلاده‌ای می‌گرده

29:09.451 --> 29:11.741
الین

29:29.221 --> 29:31.431
اون... خاکستریه

29:31.431 --> 29:33.931
مثل اون مردی که توی مهمان‌خانه شیر سفید
می‌خواست من رو بکشه

29:33.931 --> 29:36.511
اونقدری محکم پرتش نکردم
که کشته بشه

29:36.521 --> 29:38.351
چاقو خورده

29:40.981 --> 29:43.611
یا نور! اینجا چه اتفاقی افتاده؟

29:43.611 --> 29:45.271
یه مرد خاکستری بهمون حمله کرد

29:46.111 --> 29:47.321
هوم. مُرده

29:47.941 --> 29:50.741
مُرده، تا حدی که ممکنه
و حتی بیش‌تر از اون

29:50.741 --> 29:52.491
منظورت از بیش‌تر از اون چیه؟

29:52.491 --> 29:55.661
مردان خاکستری از پیروان تاریکی‌ان
که در ازای دریافت قدرت

29:55.661 --> 29:57.161
روح‌شون رو به سایه فروختن

29:57.161 --> 30:00.461
حتی اگه مستقیم بهشون خیره بشی
باز هم به سختی متوجه‌شون می‌شی

30:00.461 --> 30:02.871
چرا اومدین اینجا ورین سدای؟

30:02.881 --> 30:05.081
اینجا مقر آجاهای قهوه‌ایه

30:05.091 --> 30:06.881
من هم می‌تونم همین سوال رو ازت بپرسم

30:08.461 --> 30:10.671
متاسفم ورین سدای

30:10.671 --> 30:12.221
خیلی بهم ریختم

30:12.221 --> 30:14.721
فکر می‌کنین می‌تونیم با خیال راحت
به اتاق‌هامون برگردیم؟

30:14.721 --> 30:16.471
آره، اما درها رو قفل کنید

30:16.471 --> 30:20.811
و تا وقتی من یا آمیرلین نیومدیم سراغ‌‌تون
همون‌جا بمونین

30:27.071 --> 30:28.651
اینجا نمی‌مونیم

30:28.651 --> 30:30.401
به تنچیکو می‌ریم، همین امشب

30:30.941 --> 30:32.031
امشب؟

30:32.821 --> 30:34.451
برام مهم نیست که دام باشه

30:34.451 --> 30:36.991
از اینجا امن‌تره -
چی؟ -

30:36.991 --> 30:38.951
متوجه نشدی چی رو از قلم انداخت؟

30:38.951 --> 30:41.371
نه -
اصلا براش سوال نشد کی بهش چاقو زده بود -

30:45.254 --> 30:53.788
[ تنچیکو ]

31:14.281 --> 31:17.031
امروز زن و شوهر خواهید شد

31:17.031 --> 31:18.531
تو به او تعلق پیدا خواهی کرد

31:24.621 --> 31:28.751
،روحت از آنِ او برای شکل دادن
...قلبت برای تصاحب

31:36.971 --> 31:38.091
کی هستی؟

31:38.101 --> 31:39.471
اسمت چیه پسر؟

31:39.471 --> 31:40.931
جک لونالت

31:41.771 --> 31:42.771
لونالت

31:44.231 --> 31:45.981
بعد از این همه مدت، هنوز هم اینجایی؟

31:47.521 --> 31:50.361
باید از نواده‌های مردی باشی
که همسر خطابش می‌کردم

31:51.781 --> 31:55.031
مردی که هیچ‌وقت به خودش زحمت نداد
من رو پای محراب ببره

31:56.491 --> 32:00.451
مردی که بستر ازدواج‌مون رو در یه سیاهچال تاریک و نمناک
در اعماق این قلعه قرار داد

32:00.451 --> 32:02.741
تا قبل از تولد سیزده‌سالگیم

32:02.751 --> 32:04.871
...که فهمید قراره به زودی یه عضو جدید به

32:06.001 --> 32:07.711
خانواده‌ی دوست‌داشتنی‌مون اضافه بشه

32:20.471 --> 32:21.601
یه کودک دیگه

32:24.731 --> 32:28.021
بهش دست نزن. مال منه

32:28.021 --> 32:29.231
بسیار خب

32:35.691 --> 32:37.111
ای نور محافظ‌مان باش

32:37.911 --> 32:39.241
امکان نداره

32:40.911 --> 32:42.621
ای نور مقدس، ما رو حفظ کن

32:46.831 --> 32:48.291
عقب نکشید

32:53.801 --> 32:55.591
نه. بیا اینجا

32:56.471 --> 32:57.671
نترس

32:57.671 --> 32:59.511
حالا دیگه اینجا خونه‌ی ماست

33:01.351 --> 33:02.551
نایومی

33:06.561 --> 33:10.811
دوستم می‌تونه تمام افکار ترسناک رو
از ذهنت پاک کنه

33:11.861 --> 33:14.231
فقط خاطرات امروز رو از دست نمی‌ده

33:15.901 --> 33:18.031
بازگشت به خانه فقط به دو دلیل انجام می‌شه

33:19.241 --> 33:21.781
یادآوری یا انتقام

33:28.621 --> 33:31.211
به‌نظرم بهتره هیچ چیز رو به‌خاطر نیاریم

33:31.235 --> 33:39.235
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

33:39.931 --> 33:41.221
الایدا سدای؟

33:42.341 --> 33:43.471
گفته بودین این‌ها رو براتون بیارم؟

33:45.471 --> 33:47.141
بله. می‌تونی بذاری‌شون اونجا

33:56.941 --> 33:59.281
بار سنگینیه، نه؟

34:00.901 --> 34:03.241
اوه. فقط چندتا لباسه

34:03.241 --> 34:05.031
منظورم آینده‌‌ست

34:06.541 --> 34:10.331
یه خواهر از آجا‌ی آبی
یه بار یه نصیحت خوب بهم کرد

34:11.001 --> 34:14.461
دقت کن چه خدمتکارهایی رو
برای خدمت نزدت می‌فرستن

34:14.461 --> 34:16.171
و دلیلش رو پیدا کن

34:18.671 --> 34:21.551
تو یه پیشگویی مین، درسته؟

34:22.301 --> 34:23.721
بله

34:24.431 --> 34:25.431
هوم

34:28.521 --> 34:31.061
دونستن آینده، تنهایی به همراه میاره

34:31.691 --> 34:34.401
من هم چنین باری رو به دوش می‌کشم

34:34.401 --> 34:40.111
هرچند شنیدم پیشگویی‌های من
خیلی کم‌تر از الهامات تو رخ می‌دن

34:40.741 --> 34:41.821
خوشا به‌حالت

34:43.411 --> 34:44.661
بخت باهام یار بوده

34:45.741 --> 34:49.331
هر پیشگویی‌ای که داشتم
برام مثل یه گنج ارزشمنده

34:49.331 --> 34:50.581
چرا؟

34:50.581 --> 34:52.621
نمی‌تونی که تغییرش بدی

34:53.461 --> 34:54.831
ما پیشگو هستیم

34:55.711 --> 34:57.748
به این معنی نیست
که باید بشینیم و نظاره کنیم

34:57.773 --> 35:00.381
درسته، لحظه‌ای از آینده رو به چشم می‌بینی

35:00.381 --> 35:05.011
اما این‌که چه چیزی به اون لحظه منتهی می‌شه
...و چه چیزی بعد از اون رخ می‌ده

35:06.011 --> 35:08.721
قدرت واقعی‌مون در این نهفته‌ست

35:08.721 --> 35:11.061
سال‌ها پیش پیشگویی‌ای داشتم

35:11.061 --> 35:16.061
که ملکه‌ی اندور  قراره نقشی کلیدی
در نبرد آخر داشته باشه

35:17.151 --> 35:20.941
ولی دست روی دست نذاشتم

35:20.941 --> 35:24.701
به مورگیس تراکاند کمک کردم
که در جنگ جانشینی پیروز بشه

35:24.701 --> 35:26.571
گمونم برات نتیجه‌بخش بوده

35:26.571 --> 35:27.821
اوهوم

35:30.491 --> 35:31.911
همه چیز درست می‌شه

35:33.541 --> 35:34.661
اون دستبند

35:34.671 --> 35:37.081
بخشی از یه پیشگویی دیگه‌ست؟

35:40.091 --> 35:41.301
یه جورهایی

35:52.431 --> 35:56.271
می‌دونم ورین و لیان فرستادنت
تا حواست به من باشه

35:56.271 --> 35:58.651
و تمام حرف‌ها و کارهام رو براشون گزارش کنی

35:59.271 --> 36:00.361
...اما این

36:00.941 --> 36:03.781
می‌شه بین خودمون بمونه؟

36:03.781 --> 36:05.951
آره

36:08.121 --> 36:13.581
رهبر آجای‌ سرخ، به زودی در تالار نشست‌ها
یه رأی‌گیری برگزار می‌کنه

36:14.501 --> 36:17.871
شاید مهم‌ترین رأی‌گیری در تاریخ برج

36:17.871 --> 36:19.751
سیوان سانچه شکست می‌خوره

36:19.751 --> 36:24.591
و خواهران سرخ برج رو
به هدف و مسیر اصلیش برمی‌گردونن

36:24.591 --> 36:28.591
پیدا کردن و دستگیری اژدهای دوباره متولد شده

36:34.561 --> 36:35.981
صدها سال می‌شه

36:35.981 --> 36:38.771
که رویاگردی از دل برج‌تون بیرون نیومده، آی‌سدای

36:39.811 --> 36:41.441
رویاگرد؟

36:41.441 --> 36:44.361
خیلی‌ها می‌تونن به تلاران ریود نزدیک بشن

36:44.361 --> 36:46.611
اما تعداد معدودی می‌تونن درش قدم بذارن

36:46.611 --> 36:50.911
در بین تمام خردمندان تئارداد
فقط من و ملینیم که رویاگردیم

36:50.911 --> 36:53.241
فکر می‌کنین من هم باشم؟

36:54.161 --> 36:56.291
اما وقتی توی خواب همدیگه رو ملاقات کردیم

36:56.291 --> 36:59.001
به‌نظر می‌رسید داری از چیزی فرار می‌کنی

37:01.041 --> 37:03.251
...همه‌ش خواب زنی رو می‌بینم که

37:05.131 --> 37:06.301
بهم آسیب زده

37:09.431 --> 37:12.601
این کبودی‌ها، کار اون زنه؟

37:14.851 --> 37:17.311
مویرین گفت که زخم‌هایی
که توی دنیای رویا برمی‌داریم

37:17.311 --> 37:19.231
می‌تونن در دنیای واقعی هم باهامون بمونن

37:20.151 --> 37:22.401
زن تو رویاهات کیه؟

37:22.981 --> 37:23.981
مُرده

37:26.531 --> 37:30.361
اگر می‌تونه بهت آسیب بزنه
به این معنیه که هنوز زنده‌ست

37:31.281 --> 37:32.661
وای نه

37:32.661 --> 37:34.621
به زودی به روایدین می‌رسیم

37:34.621 --> 37:37.871
بعد بهت یاد می‌دم
که چطور از خودت محافظت کنی

37:51.051 --> 37:52.931
نباید مدام من رو بکشونی اینجا

37:55.261 --> 37:57.271
این بار کار من نبود

37:58.021 --> 37:59.021
تو من رو فراخوندی

37:59.021 --> 38:01.271
پس چرا باورش برام سخته؟

38:02.811 --> 38:03.901
می‌رم

38:05.321 --> 38:06.481
چی شده؟

38:07.611 --> 38:09.571
فکر نکنم بتونم این گره رو باز کنم

38:12.321 --> 38:14.661
حق داشتی که از کالندور دور بمونی

38:15.491 --> 38:16.951
باید متوجهش می‌شدم

38:17.541 --> 38:19.161
خیلی خودخواهی کردم

38:19.871 --> 38:21.001
خودخواهی؟

38:21.001 --> 38:22.581
با کالندور چی کار داری؟

38:22.581 --> 38:24.461
چی رو داری ازم پنهون می‌کنی؟

38:25.711 --> 38:27.631
اگه بگم هم باور نمی‌کنی

38:38.061 --> 38:41.101
...فکر می‌کنم راهی هست

38:43.151 --> 38:45.151
می‌تونم از سوگندهای تاریکم رها شم

38:47.151 --> 38:49.361
به شرط این‌که ارباب تاریکی نابود بشه

38:49.361 --> 38:51.151
اصلا چنین چیزی ممکنه؟

38:51.151 --> 38:54.321
سانگریلی هست که به اندازه کالندور قدرتمنده

38:55.411 --> 38:57.241
برای زنانه، به اسم ساکارنن

38:57.241 --> 38:59.701
اگر زن و مردی همزمان
...ازشون استفاده کنن می‌تونن

38:59.701 --> 39:00.911
ارباب تاریکی رو بکشن؟

39:02.541 --> 39:04.331
و این برای تو چه معنایی داره؟

39:05.171 --> 39:07.501
اگر سوگندهایی که زمانی خورده بودی
دیگه وجود نداشته باشن؟

39:16.641 --> 39:18.891
لنفیر. نمی‌تونیم

39:18.891 --> 39:20.431
نباید چیزی می‌گفتم

39:45.211 --> 39:46.671
دارن حرارتش رو بیش‌تر می‌کنن

39:47.291 --> 39:48.921
تا حالا چادر بخار رو امتحان نکرده بودی؟

39:48.921 --> 39:51.091
نه

39:51.091 --> 39:54.591
در سرزمین‌های پرآب به‌قدری آب فراوانه
که در وان‌های پر از اون دراز می‌کشن

39:57.721 --> 39:59.851
چرا روایدین اینقدر مهمه؟

40:01.011 --> 40:03.811
توی برج سفید بهتون ادب یاد نمی‌دن؟

40:10.941 --> 40:14.191
روایدین جاییه که مردها می‌رن
تا رئیس قبیله بشن

40:14.191 --> 40:16.951
و زن‌ها، خردمند

40:16.951 --> 40:20.701
اگه رند الثور شما واقعا کاراکارن باشه

40:21.531 --> 40:23.451
باید به درون مه بره

40:23.451 --> 40:26.081
،و وقتی به عنوان کاراکارن شناخته بشه
چی می‌شه؟

40:44.601 --> 40:46.181
دلت برای حمام‌های راحتت تنگ می‌شه

40:52.691 --> 40:55.821
فکر کنم داره نگاهت می‌کنه

40:55.821 --> 40:58.031
اگه تو می‌گی، باشه

41:02.281 --> 41:04.081
می‌دونی که حق داری خوشحال باشی دیگه؟

41:05.251 --> 41:06.661
حتی شده برای یک شب

41:07.291 --> 41:08.501
یا یک ساعت

41:09.211 --> 41:12.341
فکر می‌کنی یه ساعت با اون بودن
برام خوشحالی به ارمغان میاره؟

41:13.421 --> 41:14.631
ضرری که نداره

41:19.431 --> 41:22.181
مدت‌هاست با کسی نبودم

41:22.181 --> 41:23.971
طریقه‌ش رو که یادت نمی‌ره

41:36.297 --> 41:37.917
دوست داری امشب بهم بپیوندی؟

42:16.861 --> 42:18.071
کی هستی؟

42:18.781 --> 42:23.861
ملیندارم، از خاندان چومای تئارداد آییل

42:23.871 --> 42:26.411
آییل‌ها خالکوبی ندارن

42:26.411 --> 42:28.621
پس هنوز هم به خاطر میاریش

42:29.501 --> 42:30.701
هویتت رو فراموش نکردی

42:30.711 --> 42:33.421
چرا نشان درنای طلایی مالکیر رو
روی کمرت داری؟

42:34.541 --> 42:37.131
دختربچه‌ای بیش نبودم که آفت مالکیر رو بلعید

42:37.751 --> 42:40.511
تا جایی که توان داشتم دویدم
تا این‌که یه خردمند پیدام کرد

42:40.511 --> 42:42.431
و من رو مثل دختر خودش بزرگ کرد

42:44.181 --> 42:46.261
اما حاضرم همین امروز نیزه‌هام رو بشکنم

42:46.891 --> 42:50.811
و دنبالت بیام تا شهرمون رو پس بگیریم

42:50.811 --> 42:52.351
وطن‌مون

42:53.941 --> 42:55.061
مالکیر از دست رفته

42:56.941 --> 42:59.281
تا وقتی یه مرد هدوری ببنده

43:00.151 --> 43:02.241
و زنی کی‌ساین به پیشونی داشته باشه

43:03.531 --> 43:04.821
مالکیر هنوز نفس می‌کشه

43:06.281 --> 43:09.121
یا نکنه وظیفه‌ت رو فراموش کردی آن‌آلین؟

43:11.001 --> 43:12.581
شمشیر پدرت رو به کمر بستی

43:14.711 --> 43:16.081
هنوزم فکر می‌کنی این جنگ ادامه داره؟

43:19.551 --> 43:21.011
فراموش نکردم

43:30.471 --> 43:33.521
سفیدپوشان چی؟
دست از سرمون برنمی‌دارن

43:34.191 --> 43:36.981
.اون رو می‌خوان
برای همین ناتی رو گرفتن

43:37.691 --> 43:38.771
راست می‌گه

43:39.361 --> 43:40.571
اگه خودم رو تحویل بدم

43:40.571 --> 43:43.361
سفیدپوشان کاوثن‌ها رو آزاد می‌کنن

43:44.821 --> 43:46.281
از وقتی به دنیا اومدی می‌شناسمت

43:46.871 --> 43:48.201
همین‌طور هم تمام کسایی که اینجان

43:49.031 --> 43:50.031
تو از پیروان تاریکی نیستی

43:50.031 --> 43:51.451
ولی چیزی رو پنهان می‌کنه

43:51.451 --> 43:53.041
تو هم همین‌طور سن بو

43:53.041 --> 43:55.831
اگه گاله‌ت رو نبندی
میام حسابت رو می‌رسم

43:56.268 --> 43:59.591
ببینین، اگه خودم رو تحویل بدم

43:59.591 --> 44:02.171
همه می‌تونن تمرکزشون رو بذارن روی مشکل اصلی

44:03.011 --> 44:04.381
یعنی ترالاک‌ها

44:04.381 --> 44:07.221
اگه بعد از این‌که خودت رو تسلیم کردی
از اینجا برن چی؟

44:08.091 --> 44:12.351
در این‌صورت وقتی ترالاک‌ها بیان سراغ‌مون
دیگه حتی شرافت‌مون رو هم از دست دادیم

44:12.351 --> 44:16.441
نه، هیچ‌جا نمی‌ری

44:17.101 --> 44:19.941
دو رود هوای فرزندانش رو داره

44:19.941 --> 44:23.111
همیشه داشته و خواهد داشت

44:25.321 --> 44:27.491
همیشه همین‌طور بوده، مگه نه؟

44:29.781 --> 44:31.371
نگران نباش، پرین

44:51.221 --> 44:52.891
این بالا چی کار می‌کنی؟

44:56.141 --> 44:57.681
پایین غذا هست

44:58.771 --> 45:01.731
اگه یه بار دیگه مجبور شم شلغم بخورم
به درگاه نور دعا می‌کنم که تو گلوم گیر کنه و خفه بشم

45:01.731 --> 45:02.861
ماکسیم

45:03.981 --> 45:05.941
چرا پیوند رو قطع نمی‌کنی آلانا؟

45:08.361 --> 45:10.031
عادت نداشتیم همیشه برقرار باشه

45:10.031 --> 45:12.701
چون دور و برمون پر شده از ترالاک‌ها و سفیدپوشان

45:13.411 --> 45:14.661
جون‌مون درخطره

45:14.661 --> 45:16.621
تحملش رو ندارم. نمی‌تونم

45:17.331 --> 45:18.501
...می‌تونم حس کنم

45:20.041 --> 45:23.131
که هیچ حسی نسبت به آیوان در وجودت نیست

45:23.131 --> 45:27.301
فقط سعی دارم از خودم محافظت کنم
چون دارم توی غمت غرق می‌شم

45:27.301 --> 45:30.381
نیمه شب از خواب بیدار می‌شم
و حس می‌کنم داره خفه‌م می‌کنه

45:30.391 --> 45:33.181
باید چنین حسی داشته باشی. مُرده -
دقیقا -

45:34.181 --> 45:35.431
و حالا باید باهاش کنار بیایم

45:35.431 --> 45:38.181
اگه واقعا قرار بود بهش رسیدگی کنیم
الان باید دنبال لیاندرین می‌گشتیم

45:38.181 --> 45:41.231
و کاری می‌کردیم تقاص پس بده

45:41.901 --> 45:44.611
.عوضش اینجاییم
توی دو رود لعنتی

45:47.241 --> 45:48.361
چرا آلانا؟

46:09.841 --> 46:13.261
می‌دونی، تا حالا ندیده بودم
کسی بخواد خودش رو تسلیم کنه

46:13.891 --> 46:14.971
و درش شکست بخوره

46:23.061 --> 46:24.061
با اونی؟

46:25.691 --> 46:26.861
اتفاقی شد

46:26.861 --> 46:28.901
اومدم اینجا دنبال شیپور والیر بگردم

46:30.741 --> 46:32.161
می‌بینم که اسمش رو شنیدی

46:32.741 --> 46:34.031
باهاش آشنایی دارم

46:37.621 --> 46:41.661
در نبودت زیاد درباره‌ت حرف می‌زنن، پرین ایبارا

46:43.171 --> 46:45.001
ولی من چیزی درباره تو نشنیدم

46:45.631 --> 46:48.381
حتی اسمت رو هم نمی‌دونم -
اسم خودم رو ماندارب گذاشتم -

46:50.716 --> 46:52.011
متاسفم

46:52.011 --> 46:54.551
...فقط این‌که دوستم لن، اون

46:54.551 --> 46:55.641
چی؟

46:56.431 --> 46:58.011
در زبان کهن به معنی تیغه

46:58.681 --> 47:00.431
پس قبل از این‌که حرفی بزنی
خوب مزه مزه‌ش کن

47:02.271 --> 47:03.651
به اسبش می‌گفت

47:06.021 --> 47:08.111
ولی اسم خوبیه

47:08.111 --> 47:10.821
واسه شکار انتخابش کردی؟

47:13.911 --> 47:16.531
شاید بهتر باشه دوباره شانست رو
برای تسلیم شده امتحان کنی

47:32.131 --> 47:33.131
چی شده؟

47:34.091 --> 47:35.801
می‌رم سراغ ناتی و دخترها

47:36.551 --> 47:39.601
به مت قول دادم از خانواده‌ش محافظ کنم
و قصد دارم همین کار رو بکنم

47:42.891 --> 47:45.731
مین؟ توئی؟ -
بس کن مت -

47:45.731 --> 47:48.811
اتفاقات مهم‌تری توی این برج
نسبت به قهر و دعوای من و تو وجود داره

47:48.821 --> 47:50.111
اون هم برای بار چندم

47:50.111 --> 47:52.361
برای این اومدم به این برج خراب‌شده
که الهاماتم رو در مسیر درست به کار بگیرم

47:52.361 --> 47:55.991
اما اینجا هم یه دیوانه‌خانه‌ی دیگه‌ست -
مین، بس کن. من رو ببین -

47:57.657 --> 47:58.762
نگاهم کن

48:00.991 --> 48:02.251
متاسفم

48:02.871 --> 48:04.831
جدی می‌گم. واقعا قدردان کاری که کردی هستم

48:05.921 --> 48:09.921
ولی حقیقتش این مدت مشکلات خاص خودم داشتم

48:09.921 --> 48:11.341
می‌دونم

48:11.341 --> 48:12.671
خاطراتت

48:12.671 --> 48:14.091
از کجا می‌دونی؟

48:15.011 --> 48:17.931
به تمام نوآموزها و نصف آی‌سدای‌های برج گفتی

48:18.891 --> 48:20.351
ولی داشتم فکر می‌کردم

48:20.931 --> 48:23.093
شاید بتونیم از نفرین‌هایی
که گریبان‌مون رو گرفتن

48:23.118 --> 48:24.061
بهره ببریم

48:24.061 --> 48:27.191
شاید اون جنگجویی که در فالم جنگید
هنوز درونت باشه

48:36.031 --> 48:37.531
این طرز نگاهت رو می‌شناسم

48:38.821 --> 48:40.781
مین؟ خوبی؟

48:41.281 --> 48:42.701
مت -
مین؟ -

48:42.701 --> 48:44.661
مین. نه. تمومش کن -
مت -

48:44.661 --> 48:46.541
بس کن، وقتی باهم آشنا شدیم بهت گفتم

48:46.541 --> 48:49.171
نمی‌خوام بدونم چه بدبختی قراره سرم بیاد، خب؟

48:49.171 --> 48:51.171
.عذر می‌خوام خانم
این آقا براتون مزاحمت ایجاد کردن؟

48:51.171 --> 48:52.421
از پس خودم برمیام، متشکرم

48:52.421 --> 48:53.881
...مین، تو

48:55.301 --> 48:57.301
واقعا فوق‌العاده‌ای

48:57.301 --> 48:58.471
تنومند

48:58.471 --> 49:00.721
همیشه هم حواست به بقیه هست
واقعا که خیلی فداکاری

49:00.721 --> 49:03.391
نور رو شکر که تو رو در کنارمون داریم

49:04.391 --> 49:05.431
عوضی

49:13.481 --> 49:15.031
لیان سدای

49:15.901 --> 49:18.701
فکر نمی‌کردم راه اینجا رو بلد باشی

49:18.701 --> 49:20.071
رد موش‌ها رو گرفتم

49:20.071 --> 49:22.661
چی شد که بهمون افتخار دادی؟

49:22.661 --> 49:27.661
آمیرلین شنیده که به شدت مشتاقی
وظایفت رو انجام بدی، والامقام

49:28.251 --> 49:31.171
هنوز موفق نشدیم اژدهای دروغین، مازریم تائیم رو
به دام بندازیم

49:31.171 --> 49:34.671
هفت زن رو انتخاب می‌کنی
و به سالدی می‌ری تا پیداش کنی

49:35.511 --> 49:37.711
والامقام نمی‌تونن برج رو ترک کنن

49:37.721 --> 49:39.221
الان نمی‌شه

49:39.221 --> 49:41.551
امور مهمی دارن که باید بهشون رسیدگی کنن

49:41.551 --> 49:45.351
اموری که هیچ‌کدوم‌مون نباید درش دخالت کنیم

49:45.806 --> 49:48.491
یعنی سرخ‌ها قصد دارن وظیفه‌شون
در پیدا کردن مردانی که قدرت احضار دارن رو

49:48.516 --> 49:50.217
به گروه دیگری از آجاها محول کنن؟

49:50.624 --> 49:52.124
مثلا آجاهای آبی؟

49:52.311 --> 49:56.571
مادر فرمودن کِی راه بیفتیم؟ -
امشب. بیاید -

49:56.633 --> 49:59.664
در تالار مطالعه‌شون منتظرتونن
و می‌خوان جزئیات نقشه‌ رو باهاتون درمیون بذارن

50:21.091 --> 50:22.891
فکر می‌کنی کی جایگزینش بشه؟

50:23.511 --> 50:24.511
جایگزین؟

50:24.511 --> 50:26.681
به عنوان والامقام آجای سرخ

50:26.681 --> 50:28.891
البته به صورت موقت

50:29.681 --> 50:32.061
سالدی اون سمت دنیاست

50:32.061 --> 50:35.942
مگر این‌که ترجیح بدیم ماه‌ها
یکی از نمایندگان‌مون رو دراختیار نداشته باشیم

50:35.967 --> 50:38.611
و با دو رای در نشست‌ها شرکت کنیم

50:39.281 --> 50:42.491
درست می‌گی خواهر

50:42.491 --> 50:45.911
به‌نظر می‌رسه آجای سرخ
نماینده‌ جدیدی نیاز داره

50:54.961 --> 50:57.001
صبر کن. کجا می‌ری؟

50:59.631 --> 51:00.841
به مزرعه‌مون

51:01.551 --> 51:03.261
نه. پس ترالاک‌ها چی؟

51:04.391 --> 51:06.091
درخت بلوطی در زمینم افتاده

51:06.101 --> 51:09.061
می‌خوام ازش میله محکمی برای در بسازم
تا شب‌ها ازش استفاده کنم

51:09.061 --> 51:12.481
پسرها هم نوبتی روی پشت‌بام نگهبانی می‌دن

51:12.481 --> 51:15.061
هیچ جنبنده‌ای نمی‌تونه بدون این‌که
قبلش بفهمیم نزدیک‌مون شه

51:15.061 --> 51:16.811
نه. چقدر قبل؟

51:17.321 --> 51:19.361
ترالاک‌ها مثل گربه در تاریکی می‌بینن

51:19.361 --> 51:20.691
قبل از این‌که کسی بتونه هشدار بده

51:20.691 --> 51:23.281
در رو شکستن و بهتون حمله‌ور شدن

51:23.281 --> 51:26.821
اینقدر سعی نکن مردم رو بترسونی -
ترالاک‌ها من رو می‌ترسونن -

51:27.531 --> 51:29.081
همه‌مون باید ازشون بترسیم

51:29.081 --> 51:32.541
یا نکنه فراموش کردین چه سر بل تاین اومد؟

51:34.871 --> 51:36.251
خب حالا چی کار کنیم؟

51:47.011 --> 51:48.221
ببینین

51:49.471 --> 51:52.731
اگه ده نفر اینجا باشن
بیست نفر اونجا

51:54.021 --> 51:55.891
می‌شیم یه شکار آسون برای ترالاک‌ها

51:55.901 --> 51:57.731
یا سفیدپوشان

51:59.271 --> 52:04.651
اما اگه چندصد نفرمون کنار هم باشیم
اون‌وقت شاید شانسی داشته باشیم

52:06.741 --> 52:11.491
اگه اینجا بمونیم
شانسی برای زنده موندن پیدا می‌کنیم

52:48.951 --> 52:51.019
خوبه که بدونیم وقتی درخت‌ها
بالاخره حمله‌شون رو آغاز می‌کنن

52:51.044 --> 52:52.741
حداقل یه مرد آماده‌ی نبرده

52:52.741 --> 52:56.541
البته، با این طرز شمشیر زدن
من ترجیح می‌دم روی پیروزی درخت‌ها شرط ببندم

52:58.621 --> 52:59.831
عجب

52:59.831 --> 53:03.421
اگه بخوای، می‌تونم بهت یاد بدم
چطور با یه سلاح واقعی بجنگی

53:03.421 --> 53:05.551
نه، همین‌طوری خوبه

53:05.551 --> 53:08.881
زیاد از شمشیر سردرنمیارم
ترجیح می‌دم به کمان تکیه کنم

53:08.881 --> 53:10.181
یا گرز

53:10.181 --> 53:11.851
از این‌ها بلدم استفاده کنم

53:11.851 --> 53:13.051
یا حداقل بلد بودم

53:13.061 --> 53:14.351
مت

53:17.771 --> 53:19.231
دنبالت می‌گشتم

53:19.731 --> 53:21.901
جستجوت موفقیت‌آمیز بوده

53:21.901 --> 53:23.571
می‌خواستم باهات خداحافظی کنم

53:24.281 --> 53:25.281
خداحافظی؟

53:25.991 --> 53:27.241
ناینیو، منظورت چیه؟

53:28.321 --> 53:29.951
من و الین یه چیزی پیدا کردیم

53:30.701 --> 53:32.201
فکر می‌کنیم می‌دونیم لیاندرین کجا رفته

53:32.201 --> 53:33.581
لیاندرین؟

53:33.581 --> 53:36.121
آروم‌ صحبت کن

53:37.001 --> 53:38.081
باشه

53:38.831 --> 53:42.171
اجازه نمی‌دم بدون من برین دنبالش

53:42.171 --> 53:43.711
اصلا بمونم اینجا چه کار کنم؟

53:43.711 --> 53:47.551
آی‌سدای‌ها هیچ ایده‌ای ندارن
که چطور باید کمکم کنن

53:48.171 --> 53:51.431
اگه کسی هم بتونه
به‌نظرم توئی

53:51.431 --> 53:53.761
باهات میام -
...آره، ولی... نه... مت، تو -

53:53.761 --> 53:55.721
فکر کنم خانم گفتن تنهاشون بذارید

53:55.721 --> 53:57.351
رفیق، یه استراحتی به خودت بده

53:57.351 --> 53:59.061
به کمک‌تون احتیاج ندارم

53:59.061 --> 54:00.351
برو عقب ماتریم

54:01.691 --> 54:03.441
گفت برو عقب

54:08.111 --> 54:10.031
وگرنه چی؟ -
اوه، مت -

54:10.031 --> 54:12.531
نمی‌تونی جفت‌مون رو با یه چوب حریف شی

54:13.411 --> 54:15.121
دو مارک شرط می‌بندم که می‌تونم

54:15.121 --> 54:16.831
نفری

54:16.831 --> 54:17.991
این واقعا مسخره‌ست

54:18.001 --> 54:20.831
ترسیدی؟

54:27.551 --> 54:28.551
قبوله

54:30.381 --> 54:32.341
بیاین این نمایش مسخره رو جمع کنیم

54:36.971 --> 54:39.391
وقتشه که تاس بریزیم

56:02.521 --> 56:03.891
دو مارک

56:08.771 --> 56:10.611
نفری

56:24.161 --> 56:25.461
مردمت به حرفت گوش کردن

56:25.461 --> 56:27.041
تصمیم گرفتن بمونن

56:27.041 --> 56:29.461
ولی یه حسی بهم می‌گه که تو نمی‌مونی

56:30.541 --> 56:32.961
این کاوثن‌ها، چرا اینقدر برات مهمن؟

56:33.511 --> 56:34.631
از دوستانمن

56:39.391 --> 56:41.721
یه جورهایی می‌شه گفت
حکم خانواده‌م رو دارن

56:45.061 --> 56:46.061
ارزش این رو دارن که به خاطرشون بمیری؟

56:46.891 --> 56:49.651
چون اگه بری اونجا این اتفاقیه که میفته

56:49.651 --> 56:51.611
اگه سعی کنی آزادشون کنی

56:51.611 --> 56:54.361
.کسی صدمه‌ای نمی‌بینه
از این بابت مطمئن می‌شم

56:54.361 --> 56:56.321
نقشه‌ته یا صرفا امیدواری این‌طور پیش بره؟

56:57.031 --> 56:59.015
اگه بخوای رهبری کنی
به هردوش نیاز پیدا می‌کنی

56:59.451 --> 57:00.451
همچین قصدی ندارم

57:06.121 --> 57:07.371
صبر کن

57:10.251 --> 57:11.631
اسم واقعیت چیه؟

57:18.011 --> 57:19.011
لطفا

57:20.261 --> 57:21.391
فاییل

57:22.511 --> 57:23.641
به معنی شاهینه

57:23.641 --> 57:26.601
می‌بینی، پرین ایبارا

57:28.311 --> 57:30.021
شکار توی خونمه

57:53.544 --> 57:55.340
واقعا راه دیگه‌ای برای رفتن به اونجا نیست؟

57:55.881 --> 57:58.091
کسی نمی‌خواد بهم بگه
واقعا کجا داریم می‌ریم؟

57:58.091 --> 58:00.261
از اونجایی که قرار شد به هیچ‌کس چیزی نگیم

58:00.261 --> 58:02.051
من حتی به برادرهامم نگفتم

58:02.051 --> 58:04.261
نمی‌خواستم یه مرد خاکستری دیگه
بیاد سراغ‌مون

58:05.561 --> 58:07.021
داریم می‌ریم تنچیکو

58:09.731 --> 58:11.401
تنچیکو جای خطرناکیه

58:11.901 --> 58:13.061
خوب شد من همراه‌تون اومدم

58:15.571 --> 58:18.741
برادرهات بهت نگفتن با یه چوبدستی
چه کارها می‌تونم بکنم؟

58:18.741 --> 58:20.781
...خب ناینیو، می‌دونی که تنچیکو اون سر دنیاست

58:20.781 --> 58:22.321
حق با توئه، سفر دور و درازیه

58:22.321 --> 58:24.781
اگه کم‌تر حرف بزنی و بیش‌تر گوش بدی
سریع‌تر می‌گذره

58:31.751 --> 58:34.961
از جایی که مُردی
تا جایی که به دنیا اومدی

58:34.961 --> 58:37.211
تمام راه رو قدم به قدم باهم پیمودیم

58:37.211 --> 58:40.171
بذار روحت دوباره راهش رو به سمت من پیدا کنه

59:39.731 --> 59:40.941
خب؟

59:40.941 --> 59:42.071
حق با تو بود

59:42.071 --> 59:44.861
شبیه همون چیزیه که شان‌چنی‌ها
برای مهار زن‌ها به کار می‌برن

59:44.861 --> 59:47.371
اما قدیمی‌تر، خیلی قدیمی‌تره

59:47.871 --> 59:50.281
احتمالا به همین خاطره که برج پنهانش کرده

59:50.291 --> 59:52.791
و تارهام روش اثری ندارن

59:54.291 --> 59:56.581
چون برای کنترل زنان ساخته نشده

59:57.881 --> 59:59.671
برای کنترل کردن مردان طراحی شده

59:59.671 --> 01:00:01.841
یه ایدم مردانه

01:00:01.841 --> 01:00:04.511
و قلاده‌ی همسانش
یه جایی تو دل این شهره

01:00:05.631 --> 01:00:09.181
پس قراره اژدهای دوباره متولد شده رو
به زنجیر بکشیم

01:00:09.205 --> 01:00:17.205
« مترجم: عاطفه بدوی »
::. Atefeh Badavi .::

01:00:26.821 --> 01:00:31.581
آرام، آرام از دل سایه‌ها

01:00:31.605 --> 01:00:51.605
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
