WEBVTT

00:06.771 --> 00:08.771
<i>‫این مرد دوباره متولد شده</i>

00:08.771 --> 00:11.281
<i>‫و اسمش رو گذاشتند «اژدها»</i>

00:11.281 --> 00:16.201
<i>‫باید اژدهای دوباره ‌متولدشده رو پیدا کنید و
‫دنیا رو برای پیروی از اون آماده کنین</i>

00:16.201 --> 00:19.481
<i>‫حقیقت داره، مگه نه؟ حرفی که
‫ راجع‌به مردهای احضارکننده‌ی قدرت می‌زنن</i>

00:19.481 --> 00:22.791
<i>‫ ‫که آخر سر اونقدر دیوونه میشن که
‫هرکی که تا به حال دوست داشتن ‫رو می‏کشن</i>

00:22.791 --> 00:24.041
<i>‫حقیقت داره</i>

00:24.541 --> 00:28.081
<i>‫ما ارباب تاریکی رو شکست ندادیم،
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم</i>

00:28.091 --> 00:29.421
‫بهشون بگو که اینجا مُردم

00:32.591 --> 00:36.381
<i>‫اون لنفیره، خطرناک‌ترینِ طردشدگان</i>

00:36.391 --> 00:39.681
‫دختر شب، دوباره برمی‌خیزد

00:41.271 --> 00:43.021
<i>‫و وقتی که به «آخرین نبرد» رفتیم،</i>

00:43.021 --> 00:46.691
‫تو بزرگ‌ترین سلاح‌
تو انبار اسلحه‌مون خواهی بود

00:49.731 --> 00:51.761
‫همچین قدرتی نباید در اختیار کسی قرار بگیره

00:51.761 --> 00:54.901
<i>‫یا چیزی که هستی رو قبول می‌کنی یا
‫ازش می‌ترسی</i>

00:54.901 --> 00:57.821
‫مشخص نیست وقتی به اونجا رسیدم
‫بتونم احضار قدرت کنم یا نه

01:00.701 --> 01:03.161
‫عزیزم، ۲۰ ساله که این بار رو
‫روی دوش تو گذاشتم

01:03.161 --> 01:05.961
‫توی این ماجرا دیگه تنها نیستی، خواهر

01:05.961 --> 01:07.251
‫بریم

01:07.251 --> 01:10.501
<i>‫مورین دامودرد، اگه تابحال دوستـم داشتی
‫این کار رو نکن</i>

01:10.501 --> 01:14.261
‫بهت دستور میدم که دروازه رو ببندی

01:16.221 --> 01:19.511
‫وقتی آمرلین غیب‌ش می‌زنه
‫نگهبان ارشد برج رو اداره می‌کنه

01:19.821 --> 01:22.641
<i>‫خبر داری که اگه آمرلین شکست بخوره؛
‫تو هم همراه‌ش به قهقرا می‌ری؟ </i>

01:22.641 --> 01:27.441
‫ ‫به نظرت جوریه که انگار
‫از قدرتِ عدم‌اختیار درش استفاده شده؟

01:27.441 --> 01:29.796
‫این یعنی یکی از افرادی که
‫توی برج مستقره، ‫پیرو ارباب تاریکیـه.

01:29.821 --> 01:32.481
<i>‫لیاندرین سدای.
‫چه ربطی به ایشون داره؟ </i>

01:32.481 --> 01:34.111
‫پیرو ارباب تاریکیـه

01:34.111 --> 01:35.401
<i>‫اما این یعنی...</i>

01:36.071 --> 01:40.201
‫<i>آژاهای سیاه. بنابراین
‫ خطر بزرگی خواهران‌مون رو تهدید می‌کنه.</i>

01:41.451 --> 01:43.661
‫ایشامیل آزادمون کرد

01:43.661 --> 01:45.291
‫موگدین

01:47.411 --> 01:51.791
<i>‫تو و ایشامیل همیشه خیلی به
اژدها نزدیک بودید</i>

01:51.791 --> 01:54.511
<i>‫بقیه‌مون همچین نقطه‌ضعفی نداریم</i>

01:55.011 --> 01:58.221
‫ ‫دیگه مالِ ماست.
‫ ‫هر پنج‌تاشـون مالِ مان.

02:01.809 --> 02:08.811
‫مترجم: «محمدعلی sm»

02:08.811 --> 02:15.811
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:55.771 --> 02:57.231
‫وقتش رسیده، مادر

03:09.871 --> 03:11.081
‫مشکلی واسش پیش نمیاد

03:11.831 --> 03:13.251
‫امروز ربطی به اون نداره

03:23.391 --> 03:26.311
‫آمرلین درخواست دادن که یه نشست
‫توی تالار برگزار شه

03:26.311 --> 03:27.841
‫شما رو هم به صحن فرا خوندن

03:27.841 --> 03:31.391
‫چندتا مسئله هم هست که خودم مایلم
‫توی تالار مطرح کنم

03:32.101 --> 03:34.941
‫ما کنارتون می‌مونیم خواهر،
‫مهم نیست اتهامات‌تون چی باشن

03:38.111 --> 03:40.441
‫کجا داریم میریم؟
‫و اصلاً واسه چی؟

03:40.441 --> 03:42.571
‫همیشه برای بدترین اتفاقات
آماده باشید، خواهرانم

03:42.571 --> 03:45.501
‫اینطوری تموم غافلگیری‌هاتون
‫خوشایند خواهند بود

03:56.751 --> 03:59.091
‫اگه دست بقیه هم با لیاندرین
تو یه کاسه باشه چی؟

03:59.091 --> 04:01.591
بذار کنارت وایسیم

04:01.591 --> 04:04.681
‫می‌دونی که مردها بدون دلیل موجه
‫نمی‌تونن وارد تالار بشن

04:05.261 --> 04:07.811
‫مادر درِ اونجا رو فقط به روی
‫اعضای شورا باز گذاشته

04:08.721 --> 04:10.981
‫برای خواهران سرخ هم نقشه داره

04:11.481 --> 04:13.891
‫آماده‌ی آماده‌ایم آیوان. همم؟

04:25.911 --> 04:28.581
‫مادر دستور دادن که فقط اعضای تالار و...

04:29.121 --> 04:31.001
‫آژاهای سرخ تو این نشست شرکت کنن

04:31.201 --> 04:34.041
‫تموم اعضای شورا حق دارن
‫توی تالار صحبت کنن

04:34.041 --> 04:37.291
‫طبق رسم و رسوم،
‫حضور فقط ۱۱ عضو شورا لازمه

04:37.291 --> 04:41.701
‫لیاندرین سدای امروز نماینده‌ی خواهران سرخ
‫خواهد بود اما شما حرف‌هاش رو نمی‌شنوید

04:59.441 --> 05:02.071
‫به‌پا خیزید،
‫بانو دارن تشریف میارن

05:02.071 --> 05:05.781
‫ناظر مهر و موم‌ها،
‫شعله‌ی تار والون،

05:06.611 --> 05:08.121
‫آمیرلین سیت

05:16.671 --> 05:20.791
‫لیاندرین سدای، می‌دونید که چرا امروز
‫شما رو به اینجا فرا خوندم؟

05:21.501 --> 05:23.011
‫چون می‌خواید صدام رو خفه کنید

05:23.881 --> 05:27.471
‫برکسی پنهون نیست که
‫من هیچوقت چاپلوسی شما رو نکردم

05:28.591 --> 05:31.141
‫و راستش رو بخواید،
‫از این کارم خوشحالم،

05:31.141 --> 05:34.391
‫با توجه به چیزی که الان درمورد شما می‌دونم

05:34.391 --> 05:39.601
‫مادر، بنده شما رو متهم به
‫شکوندن قوانین و رسوم برج می‌کنم

05:42.231 --> 05:45.611
‫ادامه بده فرزندم،
پاسخت رو میدم

05:45.611 --> 05:47.321
‫آی‌سدای‌ها قادر به دروغ‌گویی نیستن

05:49.031 --> 05:53.161
‫یک ماه پیش، مادر ۱۳تا از خواهران رو
‫به کایریان فرا خواندند،

05:53.161 --> 05:55.661
‫اون هم به دلایل نامشخصی

05:55.661 --> 05:59.541
‫توی آشوبی که در ادامه‌ی اون ماجرا
اتفاق افتاد و ‫شهر آتش گرفت،

06:00.171 --> 06:04.211
‫مشخص شد که مادر
‫با مورین سدای ملاقات کردن،

06:04.211 --> 06:06.301
‫کسی که از برج تبعید شده و همچنین

06:06.841 --> 06:10.341
‫مرد جوانی که می‌تونست احضار قدرت کنه

06:10.341 --> 06:16.021
‫رند آل‌ثور، که توی فالم خودش رو
‫اژدهای دوباره‌ متولد‌شده معرفی کرد

06:16.021 --> 06:17.391
‫مادر با اون ملاقات کرده

06:17.501 --> 06:18.851
‫مردی که

06:18.851 --> 06:23.521
‫این برج موظفه غُل و زنجیرش کنه

06:23.521 --> 06:26.241
‫مادر خودخواسته بهش اجازه داد که فرار کنه

06:32.241 --> 06:34.911
‫اگه بتونی مدرکی برای این اتهامات ارائه کنی،

06:34.911 --> 06:37.791
‫تالار چاره‌ای نداره جز این که
‫قدرتم رو محدود کنه،

06:37.791 --> 06:40.251
‫برام مجازات تعیین کنه یا حتی
‫عَزلم کنه

06:41.631 --> 06:45.881
‫اما من چیزی رو می‌دونم که
‫بیشتر زنان این تالار ازش خبر ندارن...

06:48.421 --> 06:51.391
‫که تو، لیاندرین گیراله،
‫می‌تونی «سه سوگند» رو زیر پا بذاری

06:51.391 --> 06:55.051
‫تو با تاریکی پیوند وفاداری بستی

06:55.061 --> 06:57.061
‫تو پیروی ارباب تاریکی هستی

07:01.651 --> 07:03.191
‫خب، این مزخرفـه

07:03.191 --> 07:06.001
‫می‌بینید که برای خفه کردن صدای من
‫چه کارها که نمی‌کنه؟

07:07.151 --> 07:08.151
‫هیچ مدرکی نداری

07:14.031 --> 07:17.201
‫تالار، ناینیو ال‌میرا را
‫به صحن فرا می‌خواند...

07:18.371 --> 07:23.321
‫...کسی که لیاندرین او را دزدید و
‫به شانچن‌ها فروخت

07:42.391 --> 07:43.401
‫خب...

07:46.401 --> 07:47.521
‫زورم رو زدم

07:50.741 --> 07:55.321
‫به چه جراتی دربرابر خواهرانت توی تالار
‫اعمال قدرت می‌کنی؟

08:06.921 --> 08:09.421
‫تو به همه‌ی ما خیانت کردی

08:09.421 --> 08:13.091
‫و اکنون محاکمه میشی و
‫قدرتت ازت سلب میشه و

08:13.091 --> 08:15.841
‫قبل از این که بمیری...

08:15.841 --> 08:18.641
‫...تمام اعضای آژای سیاه رو تسلیم می‌کنی

08:20.391 --> 08:21.391
‫حق با توئـه!

08:23.101 --> 08:24.391
‫همین کار رو می‌کنم!

08:25.851 --> 08:28.771
‫همین حالا بهم بپیوندید!

08:55.011 --> 08:57.091
‫- آلانا! داریم میایم!
‫- آلانا!

08:57.091 --> 08:59.141
‫- آلانا!
‫- داریم میایم!

08:59.141 --> 09:01.511
‫برید کنار!
‫از صحن دور شید

09:01.521 --> 09:03.221
‫نمی‌تونید از ما رد شید

09:03.231 --> 09:06.061
‫می‌خوای آی‌سدات کشته بشه احمق؟

09:06.061 --> 09:07.151
‫برید کنار!

09:49.651 --> 09:52.651
‫تو تالار چه‌خبره؟
‫باید به آمرلین کمک کنیم

09:52.651 --> 09:54.151
‫داریم می‌کنیم

09:54.151 --> 09:56.941
‫اون سمت دیوار، خزانه‌ی سیزدهم قرار داره

09:56.951 --> 09:58.861
‫فکر می‌کردم اینجا اصلاً وجود نداره

09:58.861 --> 10:02.121
‫اون تو، قدرتمندترین سانگریل و
‫ترانگریال‌هامون قرار داره

10:04.331 --> 10:06.021
‫تنهایی نمی‌تونم مراقب این‌ها باشم

10:06.021 --> 10:08.671
‫اینجا تعداد کمی هستن که
می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم

10:08.671 --> 10:10.921
‫از سر راه برید کنار!
‫بجنبید!

10:16.881 --> 10:18.801
‫نور رو شکر.
‫جین.

10:19.471 --> 10:21.141
‫- چزمال
‫- کمک‌مون کن بریم داخل

10:23.101 --> 10:24.261
‫نه

10:29.601 --> 10:32.231
‫نگهبان‌هاتون رو کشتم،
‫خودتون رو هم می‌کشم

10:34.821 --> 10:37.571
‫آره، می‌تونم حسش کنم.
‫می‌تونم مردن‌شون رو حس کنم.

10:38.201 --> 10:40.531
‫چقدر خوبـه

10:40.531 --> 10:42.531
‫اون... اون هم آژای سیاهـه

10:48.331 --> 10:51.381
‫مادر ازمون خواسته که
از این اشیاء محافظت کنیم

10:51.381 --> 10:55.301
‫به هرقیمتی شده و فرقی هم نمی‌کنه که
‫کی یا چی بیاد سراغ‌شون

10:56.961 --> 10:59.011
‫وای ورین، بالاخره

11:03.101 --> 11:07.521
‫بالاخره دیگه مجبور نیستم به
مزخرفاتت گوش کنم

11:55.061 --> 11:56.401
‫بهم متصل شید

12:18.041 --> 12:20.091
‫بجنبید، خودتون رو برسونید اسکله

12:31.811 --> 12:34.481
‫چطور ممکنه این همه آدم
‫با تاریکی پیوند وفاداری بسته باشن؟

12:38.061 --> 12:39.361
‫پیداشون کنید!

12:39.361 --> 12:42.321
‫پخش شید.
‫نباید بذاریم شهر رو ترک کنن.

12:44.361 --> 12:45.361
‫ادلیاز...

12:53.211 --> 12:54.331
‫تو کی هستی؟

13:00.841 --> 13:01.711
‫آوردیش؟

13:01.711 --> 13:04.361
‫به همراه هرچیزی که می‌تونستم با خودم بیارم

13:13.061 --> 13:14.811
‫زنده از این شهر بیرون نمیری

14:16.581 --> 14:18.461
‫آلانا علامت داد.
‫دمِ دروازه‌ی جنوبیـه.

14:37.061 --> 14:38.521
‫زانو بزن مادر

14:39.101 --> 14:40.691
از ‫الان دیگه تحت کنترل لیاندرینی

15:03.881 --> 15:05.751
‫باید به بقیه هم علامت بدیم.
‫بریم.

15:17.311 --> 15:18.391
‫آلانا!

15:28.361 --> 15:29.691
‫ماکسیم...

15:29.691 --> 15:32.571
‫آیوان... نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم حسش کنم

15:33.371 --> 15:35.491
‫نه... نه...

15:36.581 --> 15:38.581
‫نه، نه.
‫نه!

15:38.581 --> 15:40.501
‫نه!

15:41.041 --> 15:42.711
‫نه!

15:51.471 --> 15:54.891
‫نمی‌تونم نگهش دارم!
‫داره طلسم رو می‌شکونه

15:54.891 --> 15:57.851
‫مهم نیست لیاندرین چی می‌خواد.
‫باید کارش رو تموم کنیم.

16:09.281 --> 16:10.361
‫چطور تونست...

16:10.361 --> 16:12.491
‫نتونست.
‫هنوز سپر روشـه.

17:08.081 --> 17:09.251
‫ناینیو...

17:09.251 --> 17:10.631
‫ناینیو

17:12.631 --> 17:13.631
‫ناینیو

17:16.221 --> 17:17.551
‫ناینیو.
‫بلند شو.

17:21.511 --> 17:24.181
‫آره

17:26.191 --> 17:27.441
‫آره

17:36.861 --> 17:42.671
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت اول "

17:42.671 --> 17:49.671
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

17:52.421 --> 17:54.171
‫کاش توی اون تالار کنارت بودیم

17:55.011 --> 17:56.221
‫من و الین

17:56.801 --> 17:58.801
‫اگه حلقه رو نداشته باشیم چی میشه؟

17:59.681 --> 18:02.721
‫از دست این قانونای مسخره‌ی برج...
‫می‌تونستیم مواظبت باشیم

18:02.721 --> 18:04.481
‫دیگه هیچ‌جوره نمیشه مواظب بود

18:05.101 --> 18:08.171
‫تا الان داشتیم از طردشدگان فرار می‌کردیم

18:08.901 --> 18:10.401
‫حالا هم آژاهای سیاه

18:10.401 --> 18:11.901
‫کسی هم نمی‌دونه چندنفرن

18:11.901 --> 18:14.071
‫خب الان باید چی‌کار کنیم؟

18:14.071 --> 18:16.681
‫مورین گفته که من باید برم تیـِِر

18:17.321 --> 18:18.451
‫چرا تیـِِر؟

18:18.451 --> 18:21.281
‫یکی از قدرتمندترین سانگریل‌ها اونجاست

18:21.781 --> 18:23.911
‫توی یه دروازه به اسم صخره‌ی تیـِِر

18:23.911 --> 18:27.291
‫یه شمشیره، به اسم کلندور

18:27.291 --> 18:29.331
‫اون شمشیر درواقع یه شمشیر نیست

18:32.381 --> 18:33.791
‫اوم، می‌گفتی

18:33.801 --> 18:37.001
‫خب اون شمشیر چی‌کار می‌کنه؟
‫طردشدگان رو می‌کشه؟

18:37.025 --> 18:38.357
ارباب تاریکی رو شکست میده؟

18:38.381 --> 18:41.341
‫خودت که می‌دونی پیشگویی‌ها چطوری‌ان.
‫هیچی واضح و مشخص نیست.

18:41.341 --> 18:44.761
‫نمیشه بریم جایی که
‫کسی چیزی از اژدها نشنیده باشه؟

18:44.761 --> 18:45.891
‫کجا؟

18:45.891 --> 18:50.421
‫همین الانش هم اینجا توی تار والون،
‫مردم دارن درمورد اتفاقات فالم حرف می‌زنن

18:50.421 --> 18:52.151
‫با این که اون‌طرفِ کره‌ی زمینـه

18:52.151 --> 18:55.071
‫هرجا که میریم، باید...
‫با همدیگه بریم

19:01.361 --> 19:02.371
‫باهمدیگه

19:05.411 --> 19:06.701
‫مورین گفته بریم پیشش

19:08.911 --> 19:11.751
‫این شهر دیگه در امان نیست.
‫کاملاً‌ واضحـه.

19:12.421 --> 19:14.561
‫دلم می‌خواست ازتون بخوام اینجا بمونید

19:15.171 --> 19:17.671
‫اما می‌دونم هرکاری که دل‌تون بخواد می‌کنید

19:17.671 --> 19:20.301
‫فقط لطفاً بدونید کسی که
‫کفش‌تون رو برق می‌اندازه

19:20.301 --> 19:23.181
‫اطلاعات‌تون ‌رو به
ماهی‌فروش ساوث‌هاربر لو میده ‫که

19:23.931 --> 19:26.761
اون هم یواشکی به صاحبِ مهمون‌خونه‌ی
‫«آپ‌ریور ران» میگه،

19:26.761 --> 19:29.101
‫که اون هم یه زنه که گزارش
‫تک‌تکِ غریبه‌های مشکوک رو

19:29.101 --> 19:32.151
‫یه راست می‌ذاره کف دست آژاهای سرخ

19:32.151 --> 19:34.521
‫موهاتون رو بپوشونید و
‫سلاح‌هاتون رو مخفی کنید

19:35.151 --> 19:37.151
‫اگه خبر اژدها به اینجا هم رسیده

19:37.151 --> 19:39.901
‫مطمئن باشید که اول از همه
‫به آی‌سدای رسیده

19:39.901 --> 19:43.781
‫بعد از اتفاقی هم که امروز افتاد،
‫هیچ‌کدوم‌تون نباید به آی‌سدای نزدیک شید

19:43.781 --> 19:46.081
‫اول صبح راه می‌افتیم سمت تیـِِر

19:48.581 --> 19:50.081
‫کجا داری میری؟

19:50.081 --> 19:51.081
‫توی شهر

19:52.501 --> 19:55.501
‫حالا چرا همیشه می‌خواد دم صبح راه بی‌افته؟

19:55.501 --> 19:57.251
‫مگه چی میشه اول یه صبحونه‌ی مفصل بزنیم؟

19:57.251 --> 19:59.341
‫لویال، خیلی دوست دارم
‫درموردش با هم گپ بزنیم اما

19:59.341 --> 20:01.971
یک ماه تمامه که سوار کشتی بودم و

20:01.971 --> 20:05.011
‫و باید یه هوایی به سرم بخوره. خب؟

20:05.641 --> 20:08.851
‫رند؟ پرین؟
‫شما هم میاید؟

20:08.851 --> 20:11.311
‫بیخیال!
‫آخرین خوش‌گذرونی‌مونه دیگه.

20:13.691 --> 20:15.441
‫به‌نظرتون احتمال موفقیتم چقدره؟

20:15.441 --> 20:16.811
‫موفقیت توی چی؟

20:16.811 --> 20:18.481
‫زدن مخِ دخترای آییلی

20:19.061 --> 20:21.111
‫اونا ازت متنفرن مت

20:21.111 --> 20:22.201
‫بسـه

20:23.071 --> 20:25.111
‫خواهش می‌کنم.
‫شما همینجا بمونید.

20:25.621 --> 20:27.701
‫ماموریت ما محاظت از توئـه، رند آل‌ثور

20:28.411 --> 20:32.451
‫وظیفه‌مون اینـه که کاراکارنِ احتمالی آینده
رو ‫سالم به سرزمین سه‌گانه برسونیم

20:32.461 --> 20:36.791
‫پس به‌عنوان کاراکارن‌تون،
‫دستور میدم اینجا بمونید

20:39.251 --> 20:41.381
‫الان صاحب این عنوان نیستی

20:41.921 --> 20:43.261
‫حق هم نداری به ما دستور بدی

20:43.881 --> 20:45.931
‫هنوز به آزمون روئیدین نرسیدی

20:47.011 --> 20:49.851
‫ببین، من اصلاً نمی‌دونم آزمون روئیدین چی هست

20:50.601 --> 20:51.811
‫چون باهام حرف نمی‌زنی

20:51.811 --> 20:53.561
‫و الان هم یه ماهی گذاشته

20:53.561 --> 20:55.691
‫فقط زُل می‌زنی و چشمات رو می‌بری بالا

20:55.691 --> 20:58.361
‫پس بهم بگو

20:59.571 --> 21:01.821
‫داشتم می‌سنجیدم که چه‌جور مردی هستی

21:01.821 --> 21:04.531
‫صدها هزار نفر از مردم‌مون

21:04.531 --> 21:07.601
‫منتظر رسیدن کاراکارنن

21:08.371 --> 21:10.361
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫ممکنه تو باشی...

21:10.361 --> 21:13.201
‫حالا خونت، صورت یا موهات
...هرشکلی که می‌خواد باشه

21:13.201 --> 21:15.161
‫می‌بینم که هیچ حسی به ما نداری

21:16.291 --> 21:18.631
‫جون به جونت کنن، غربی‌ای

21:23.171 --> 21:25.091
‫وقتی پیش رندم...

21:26.261 --> 21:29.471
‫انگار برگشتیم خونه و
‫هیچی عوض نشده اما...

21:32.811 --> 21:34.141
‫همه‌چیز عوض شده

21:35.851 --> 21:36.851
‫وقتی...

21:40.271 --> 21:42.361
‫وقتی بهم دست می‌زنه...
‫نمی‌تونم...

21:44.321 --> 21:45.741
‫اون میاد توی ذهنم

21:49.991 --> 21:52.121
‫- رنا؟
‫- تلاش می‌کنم فراموشش کنم

21:54.081 --> 21:55.831
‫و فکر می‌کنم حالم خوبـه اما...

21:57.791 --> 21:59.421
‫هرشب...

22:00.921 --> 22:03.051
‫...تو خواب‌هام می‌بینمش

22:11.601 --> 22:15.351
‫خب جوناس، رفیق،
‫می‌خوای یکم چونه‌م رو بدم بالاتر؟

22:15.351 --> 22:19.771
‫مثلاً اینطوری... یا یکم زانوم رو خم کنم،
‫اینطوری؟

22:19.771 --> 22:21.151
‫بگو که شوخیت گرفته

22:21.151 --> 22:22.981
‫خیلی‌خب، شاید این رو ندونی

22:22.981 --> 22:25.281
‫چون آخه سر اژدهاییت همیشه
تو کون اژدهایی خودتـه اما

22:25.281 --> 22:28.071
‫من کسی‌ام که تو شیپور والری دمیده

22:28.071 --> 22:29.571
‫وایسا ببینم.
‫تو بودی؟

22:30.241 --> 22:32.571
‫- مت کوثن؟ از دو رود؟
‫- بله، خودم هستم

22:32.581 --> 22:36.251
‫مت کوثن. شیپورچی.
‫قهرمان دوران.

22:40.461 --> 22:43.841
‫اونقدری آبجو توی دنیا نیست که
‫بتونم بخورم و این رو هضم کنم

22:44.551 --> 22:45.671
‫این هم از این

22:46.341 --> 22:48.841
‫یه گوسفندکُن ساده،
‫آهنگر آشفته و

22:48.841 --> 22:51.891
‫یه قمارباز شدیداً خوشتیپ

22:52.471 --> 22:56.811
‫خب، تو این اوضاع که همه‌چیز کاملاً عادیـه،
‫می‌بینم که تو و اگوین...

22:56.811 --> 22:59.891
‫- یهو اوضاع مثل قبل شد، آره؟
‫- خیلی درموردش حرف نزدیم

22:59.891 --> 23:03.481
‫- یه ماهی گذشته
‫- آره خب، درمورد چی می‌خواید حرف بزنید؟

23:03.481 --> 23:05.221
‫این که تاحالا دختر دیگه‌ای رو نبوسیده،

23:05.221 --> 23:06.901
‫پس دیگه ادا بازی نداره،

23:06.901 --> 23:09.361
‫همه‌چی کاملاً تابلوئـه

23:09.951 --> 23:12.031
‫وایسا ببینم. این دیگه چیـه؟

23:12.031 --> 23:14.321
‫دختر دیگه‌ای رو بوس کردی؟
‫بیشتر از یه دختر؟

23:14.331 --> 23:16.581
‫- کی؟
‫- آوی‌یندا که نبوده

23:16.581 --> 23:19.701
‫نه. تنها کسایی که اون بهشون لبخند می‌زنه،
‫الین و

23:19.711 --> 23:22.371
‫- پرین هستن
‫- نه. رابطه‌مون اونطوری نیست

23:22.381 --> 23:24.041
‫ولی می‌تونه باشه

23:24.041 --> 23:27.171
‫خب، دیگه کی می‌مونه؟
‫بِین؟ چیاد؟

23:27.171 --> 23:29.381
‫بِین و چیاد با هم؟

23:29.381 --> 23:30.721
‫موفق باشی

23:30.721 --> 23:32.011
‫یه هفته داشتم مقدمه می‌چیدم

23:32.011 --> 23:34.341
‫یه کاری دست خودت میدی‌ها، می‌دونستی؟

23:34.351 --> 23:36.801
‫وای، من که از خدامـه

23:37.771 --> 23:40.981
‫به سلامتی سه‌تا رفیق پشت‌کوهی

23:40.981 --> 23:45.901
‫باشد که... در آغوش هزارن زن مو حنایی
‫به آرامش برسیم

23:48.731 --> 23:49.781
‫اوم...

23:49.781 --> 23:52.701
‫گندش بزنن، دوباره به اون زبون حرف زدم؟

23:52.701 --> 23:54.241
‫درهرصورت، به‌سلامتی

23:54.241 --> 23:55.451
‫چیزی نیست رفیق

23:55.451 --> 23:57.621
‫فکر نکن می‌ذاریم قسر در بری‌ها

24:00.331 --> 24:02.751
‫یه زن توی کایریان بود

24:02.751 --> 24:05.131
‫یه مهمون‌خونه‌دار به اسم سلین

24:05.131 --> 24:06.631
‫- سلین!
‫- سلین!

24:06.631 --> 24:09.131
‫خب پس. بزرگ‌تر بود؟
‫خوشگل بود؟

24:09.131 --> 24:11.131
‫تو دور بعدی میگم

24:29.781 --> 24:32.571
‫آژاهای سیاه
قدرتمندترین سلاح‌هامون رو دزدیدن

24:32.571 --> 24:35.611
‫هنوز نمی‌دونیم کجا رفتن یا
‫تعدادشون بیشتره یا نه

24:35.621 --> 24:37.951
‫ظاهراً حالا که اژدها خودش رو معرفی کرده

24:37.951 --> 24:40.911
داریم به آخرین نبرد
نزدیک‌ و نزدیک‌تر میشیم

24:40.911 --> 24:42.341
‫به گمونم اینجا پیش خودتـه

24:42.341 --> 24:45.881
‫هیچ قصدی ندارم که بذارم
‫رند آل‌ثور نزدیک به آی‌سدای بشه

24:45.881 --> 24:49.341
‫هنوز فکر می‌کنی مهمـه که چه قصدی داشته باشی؟

24:49.341 --> 24:53.011
‫قبل از این که ‫رند خودش رو معرفی کنه،
تحت حفاظت و کنترل تو بود

24:53.011 --> 24:56.721
‫اما حالا مجبوری ازش دست بکشی و
‫به تصمیماتش اعتماد کنی

24:56.721 --> 24:59.351
‫شما هم دیگه زیادی پیشرفتش رو
‫دستِ بالا گرفتید

24:59.351 --> 25:04.311
‫امروز زنی به من حمله کرد که
‫از همون بچگیش حواسم بهش بود

25:04.311 --> 25:07.691
‫بی‌چون و چرا به نائومی اعتماد داشتم

25:08.611 --> 25:10.901
‫حالا هم ذهن باهوش خواهرم داغون شده چون

25:10.901 --> 25:14.571
‫مطمئن بودم که یکی رو کامل می‌شناسم

25:14.571 --> 25:15.861
‫اما اینطور نبود

25:17.201 --> 25:20.911
‫و می‌دونم که تو هم به
اژدهای دوباره متولد‌شده‫ اعتماد داری، مورین

25:21.831 --> 25:26.021
‫اما حتماً این سوال رو از خودت بپرس،
‫می‌تونی به رند آل‌ثور اعتماد کنی؟

25:28.961 --> 25:30.671
‫کاری که تو می‌کنی رو من نمی‌تونستم بکنم

25:30.671 --> 25:34.171
‫چشم مردم به توئـه،
‫ازت می‌پرسن چی تو آینده در انتظارمونـه

25:34.171 --> 25:35.681
‫خیلی خوب انجامش میدی

25:36.381 --> 25:38.011
‫واقعاً؟

25:38.931 --> 25:40.261
‫خیلی خودت رو دست کم می‌گیری

25:40.261 --> 25:41.851
‫تویی که خودت رو دست کم می‌گیری

25:41.851 --> 25:44.561
‫نه، نه، نه. من رهبر نیستم.
‫جنمش رو ندارم.

25:45.061 --> 25:46.601
شما دارینش

25:47.141 --> 25:49.561
‫حتی مت.
‫هرجا بره میرم دنبالش.

25:49.561 --> 25:51.561
‫حتی اگه تو یه بشکه‌ی شراب غرق بشه، اما

25:51.571 --> 25:54.151
‫می‌تونه قانعم کنه که تصمیم درستی بوده

25:55.491 --> 25:57.151
‫ببین...

25:57.151 --> 25:59.701
‫من نمی‌دونم چرخ چی رو برامون میاره اما

26:01.241 --> 26:03.651
‫می‌دونم که تو تصمیم درست رو می‌گیری

26:06.211 --> 26:07.417
‫داری میری؟

26:09.001 --> 26:10.001
‫خیلی‌خب

26:10.581 --> 26:12.551
‫این جیگر رو نگاه کنید

26:13.171 --> 26:15.051
‫اونقدرا هم بد نیست، مگه نه؟

26:15.051 --> 26:17.701
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫یه چندتا مینیاتور هم بدم بسازن،

26:17.701 --> 26:22.721
‫مثلاً یه چندتا سوغاتی کوچیک واسه تمومِ
‫ زن‌هایی که متاسفانه دل‌شون رو می‌شکونم

26:22.721 --> 26:25.101
‫انگار قضیه جدیـه

26:25.851 --> 26:27.021
‫چی شده؟

26:29.401 --> 26:32.441
‫هیچی. یالا...
‫نوبت توئـه

26:38.951 --> 26:39.951
‫چیشده؟

26:55.961 --> 26:58.171
‫حتی از منبع قدرت هم استفاده نکردی

26:58.841 --> 27:00.471
‫به این معنی نیست که آماده نیستم

27:03.141 --> 27:06.521
‫خودت هم خوب می‌دونی که
‫اون قرار نیست بره تیـِِر

27:07.311 --> 27:09.591
‫تعجب می‌کنم که می‌خوای همچین کاری کنه

27:09.821 --> 27:12.351
‫حتی بدون کلندور هم تونست ایشامیل رو بکشه

27:12.361 --> 27:15.021
‫ایشی فقط یه آقای محترم
‫با رویاهای بزرگ بود

27:15.571 --> 27:18.781
‫اون یکی برگزیدگان هم اصلاً براشون مهم نیست
که ‫رند به تاریکی بپیونده یا

27:18.781 --> 27:21.061
‫چرخ رو بشکونه.
‫فقط می‌خوان که اون بمیره.

27:21.061 --> 27:23.491
‫خبر خوبیـه.
‫یعنی هنوز پیداش نکردن.

27:23.491 --> 27:25.031
‫خیالت راحت، پیداش می‌کنن

27:25.031 --> 27:28.621
‫تا وقتی هم که کلندور دستش نباشه،
‫ممکنه حمله کنن

27:29.291 --> 27:30.621
‫اما من می‌شناسم‌شون

27:31.791 --> 27:33.631
‫رند رو هم می‌شناسم

27:34.881 --> 27:37.961
‫قسمت‌های تاریکی که دلت می‌خواست‌
‫می‌تونستی نادیده‌شون بگیری

27:45.551 --> 27:48.641
‫بهم گفته که توی خواب‌هاش،
‫از فالم تا اینجا دنبالش بودی

27:49.391 --> 27:51.391
‫که تو هم داری مثل من ترغیبش می‌کنی که

27:51.941 --> 27:54.111
‫بره تیـِِر.
‫واسه گرفتن کلندور.

27:56.941 --> 27:58.981
‫به‌گمونم یکی از دلایلی که
‫نمی‌خواد بره همینـه

27:58.981 --> 28:02.181
‫نه. دلیل این که نمی‌خواد بره،
‫دوستاییـه که داره

28:02.821 --> 28:06.121
‫اونا می‌خوان همون پسربچه بمونه،
‫نه مردی که باید بشه

28:06.991 --> 28:11.001
‫و همونطور که من، بقیه‌ی برگزیدگان رو
می‌شناسم، ‫تو هم این بچه‌ها رو می‌شناسی

28:11.001 --> 28:14.461
‫می‌دونی که چی بهشون آسیب می‌زنه،
‫چی باعث میشه اون رو ترک کنن

28:17.131 --> 28:22.511
‫فکر کردی بهشون آسیب می‌زنم تا
‫وادارش کنم کاری رو بکنه که ما می‌خوایم؟

28:22.511 --> 28:23.511
‫آره

28:24.761 --> 28:27.141
‫راستش رو بخوای،
‫فقط همین یه چیزتـه که دوست دارم

28:31.601 --> 28:33.641
‫- نمیشه بهش اعتماد کرد
‫- معلومـه که نمیشه

28:34.271 --> 28:37.481
‫اما تو این قضیه که ‫نمی‌خواد بقیه
رند رو پیدا کنن، می‌تونیم بهش اعتماد کنیم

28:37.481 --> 28:38.981
‫خب، فعلاً رو شاید

28:38.981 --> 28:41.361
‫اما رند توی فالم،
‫یکی از طردشدگان رو کشته

28:41.361 --> 28:42.901
‫اونا خیر سرشون نامیرا بودن

28:42.901 --> 28:46.481
‫اونقدری باهوش هست که نگران باشه
‫ممکنه یه روزی این بلا رو سر خودش بیاره

28:46.911 --> 28:48.701
‫اون شش‌نفر هم...

28:48.701 --> 28:52.001
‫اون‌قدری که اونا می‌ترسه،
‫تاحالا از ایشامیل نترسیده بود

28:52.001 --> 28:54.801
‫یه حسی هم بهم میگه که
‫اصلاً ازش خوش‌شون نمیاد

28:55.171 --> 28:58.131
‫بهشون خیانت کرده، مورین.
‫به ما هم خیانت می‌کنه.

28:58.131 --> 29:01.261
‫فردا شاید.
‫اما امروز نه.

29:01.841 --> 29:03.341
‫فکر نکنم امشب همچین کاری کنه

29:03.921 --> 29:06.261
‫تو برو برج و
‫شمشیر مالکیریت رو بیار

29:07.601 --> 29:10.181
‫اگه اشتباه می‌کردم، می‌کشیمش

29:21.731 --> 29:22.781
‫همینجوری میگم،

29:22.781 --> 29:24.861
‫- آوی‌یندا فقط با تو حرف می‌زنه
‫- چرت نگو

29:24.861 --> 29:26.701
‫از بقیه‌‌مون بدش میاد.
‫مخصوصاً رند.

29:26.701 --> 29:27.781
‫بدش نمیاد

29:27.781 --> 29:29.821
‫اون آییلیـه.
‫فرهنگ‌شون اینطوریـه که...

29:29.831 --> 29:32.201
‫اوه، مطمئنم خیلی با فرهنگ‌شون آشنایی داری

29:36.921 --> 29:38.041
‫مادر

29:39.291 --> 29:40.461
‫مادر

29:43.341 --> 29:44.881
‫اگه قصد ندارین که

29:44.881 --> 29:47.381
‫اتحاد صدساله‌ی بین آندور و
‫برج رو به‌خطر بندازید،

29:47.381 --> 29:50.851
‫انتظار دارم که فردا
‫لباس‌های سفید کارآموزی‌تون رو بپوشید

29:52.261 --> 29:55.731
‫برو، تا فرصت داری
‫از آزادی‌ای که برات مونده لذت ببر

29:59.101 --> 30:02.901
‫تا ما هم یه گپ و گفت سه‌نفره داشته باشیم

30:04.531 --> 30:06.571
‫رند بهمون گفت که می‌خواستی چی‌کارش کنی

30:08.911 --> 30:10.491
‫من برنمی‌گردم به برجت

30:13.291 --> 30:16.121
‫نمی‌تونم تصمیماتی که قبلاً گرفتم رو برگردونم

30:16.121 --> 30:18.711
‫حتی اگه تاحدودی هم پشیمون باشم

30:19.211 --> 30:21.711
‫اما حالا که آژاهای سیاه به برج حمله کردن

30:22.251 --> 30:23.631
‫دنیامون عوض شده

30:24.211 --> 30:26.921
‫می‌تونم بگم که آخرین نبرد در راهـه

30:27.881 --> 30:30.971
‫طردشدگان بین‌مون هستن،
‫نور بهتون نیاز داره

30:31.551 --> 30:32.891
‫اما این رو از قبل می‌دونستید

30:33.761 --> 30:39.061
‫حقیقت اینـه که، حالا که اژدها
‫بزرگ‌ترین سلاح‌مون دربرابر تاریکیـه،

30:39.731 --> 30:44.151
‫به‌زودی تبدیل به خطر بزرگ‌تری ‫برای
خودش و نزدیکانش میشه

30:45.191 --> 30:48.151
‫چون هرچی بیشتر احضار قدرت کنه،
دیوونه‌تر میشن

30:48.151 --> 30:50.041
‫و شما مجبورید شاهد این اتفاق باشید

30:50.041 --> 30:51.861
‫شاهد متلاشی شدن و
‫پوسیدن عشق‌تون به همدیگه

30:51.871 --> 30:54.041
‫به‌خاطر نامهربونیِ این چرخِ گردون باشید

30:54.041 --> 30:55.741
‫و وقتی اون روز برسه،

30:55.741 --> 30:57.951
‫قدردان چیزهایی که توی برج یاد گرفتید،
‫خواهید بود

30:57.961 --> 31:01.871
‫ما هم قدردانِ داشتن قدرت شما
‫برای متوقف کردنش خواهیم بود

31:02.461 --> 31:03.841
‫من همچین کاری نمی‌کنم

31:03.841 --> 31:06.051
‫اگه بدون «حلقه‌ی خزندهی اعظم»
‫از شهر بری

31:06.921 --> 31:08.541
‫دیگه هیچوقت اجازه نداری برگردی

31:08.541 --> 31:11.202
‫هرپیشنهادی هم که آی‌سدای برای تو
‫یا اون داشته باشه، منقضی میشه

31:11.227 --> 31:13.341
‫نه، اون لازم نداره.
‫من حلقه رو دارم.

31:13.351 --> 31:15.541
‫اما قدرت این رو نداری که ازش دفاع کنی

31:16.471 --> 31:17.471
‫حق با اونـه

31:18.641 --> 31:20.561
‫- اگوین...
‫- ما به اندازه‌ی کافی قوی نیستیم

31:21.441 --> 31:22.441
‫نه هنوز

31:23.771 --> 31:26.841
‫نه برای روبرو شدن با طردشدگان
‫و یا آژاهای سیاه

31:29.451 --> 31:32.781
‫فقط به یه شرط برمی‌گردم به برجت

31:33.371 --> 31:34.911
‫می‌خوام از «منحنی‌ها» رد شم

31:36.121 --> 31:37.121
‫امروز

31:55.221 --> 31:59.751
‫هرچی که سر راهت اومد،
‫فقط باید با درایتت باهاش رو در رو شی

32:00.231 --> 32:03.901
‫درون منحنی‌ها، حتی قدرت واحد هم
‫در اختیار نداری

32:03.901 --> 32:05.861
‫و به محض این که شروع کردی،
‫باید ادامه بدی

32:06.441 --> 32:09.611
‫استوار باش.
‫راه برگشت فقط یه بار ظاهر میشه.

32:10.401 --> 32:12.531
‫آلویارین، لیانا

32:13.661 --> 32:15.451
‫به من بپیوندید، خواهرانم

32:43.641 --> 32:44.891
‫خبر اگوین به گوشم رسید

32:50.071 --> 32:52.071
‫اون هم مثل تو قویـه

32:52.821 --> 32:55.491
‫درد منحنی‌ها، دربرابر رنجی که کشیده
‫هیچی نیستن

32:56.661 --> 32:58.831
‫قضیه فقط چیزی نیست که اونجا می‌بینه...

33:02.371 --> 33:04.501
‫خاطراتیـه که از اونجا باهاش می‌مونه

33:06.251 --> 33:08.641
‫که اگه اون اتفاقات می‌افتاد، چی میشد؟

33:14.261 --> 33:15.381
‫ما اونجا خوشحال بودیم؟

33:18.761 --> 33:20.261
‫لازم نیست بهم دروغ بگی

33:20.261 --> 33:21.351
‫آره

33:24.021 --> 33:25.021
‫و نه

33:26.941 --> 33:28.651
‫النور عالی بود

33:30.111 --> 33:33.191
‫یه‌سری از خاطرات پاک شدن اما...
‫این رو مطمئنم

33:36.321 --> 33:39.141
‫اما جفت‌مون بیخیال چیزی شدیم که
‫واقعاً می‌خواستیم

33:40.161 --> 33:41.201
‫این رو هم مطمئنم

33:43.001 --> 33:46.421
‫با موندن پیش رند هم
‫دوباره داری همین کار رو می‌کنی؟

33:50.171 --> 33:51.301
‫این یکی باید بره به تیـِِر

33:51.841 --> 33:54.481
‫این یکی رو هم فقط ملکه مورگس باید ببینه

34:06.981 --> 34:08.901
‫تموم این مدت داشتی من رو می‌پاییدی؟

34:08.901 --> 34:11.481
‫به درد کاراکارن نمی‌خوردم

34:11.861 --> 34:13.781
‫این شهر غربی هم اصلاً جای امنی نیست

34:14.781 --> 34:16.151
‫می‌تونم مراقب خودم باشم

34:17.741 --> 34:18.911
‫می‌خوای برم؟

34:21.701 --> 34:23.241
‫اگه بخوای می‌تونی این رو بگیری

34:27.751 --> 34:30.291
‫می‌خوام واسه آخرین شب آزادیم
‫یه چیزی درست کنم

34:31.671 --> 34:35.821
‫شاید در حد «اوسکای» نباشه اما
‫همه تلاشم رو می‌کنم

34:36.341 --> 34:37.801
‫منظورم...
‫واسه یه غربیـه

34:37.801 --> 34:40.641
‫مراقب باش، الین از خاندان ترکند

34:40.641 --> 34:45.881
‫قیافت که شبیه آییلی‌ها هست،
‫یهو دیدی اشتباه گرفتنت‌ها

34:47.351 --> 34:48.441
‫آوی‌یندا

34:50.151 --> 34:53.191
‫رند به قدرت داشتن عادت نداره

34:54.441 --> 34:56.741
‫سخت می‌تونه با فرمانده بودن کنار بیاد

34:58.031 --> 35:01.621
‫اما وظایف و مسئولیت‌‌هاش
در قبال مردم‌تون رو یاد می‌گیره

35:03.921 --> 35:06.741
‫«صخره‌ی تیـِِر تا زمانی که

35:06.751 --> 35:09.671
‫کلندور در دست اژدها باشد،
‫سقوط نخواهد کرد»

35:10.501 --> 35:12.671
‫صخره‌ی تیـِِر تا زمانی که

35:13.211 --> 35:15.751
‫- افراد اژدها بیایند، سقوط نخواهد کرد»
‫- «افراد اژدها بیایند»

35:15.751 --> 35:17.261
‫این افراد اژدها دیگه کی‌ان؟

35:18.381 --> 35:20.721
‫متاسفانه این اطلاعات
‫خیلی وقته که گم شدن

35:21.301 --> 35:24.011
‫ممکنه یه ارتش باشن.
‫ارتش من.

35:25.721 --> 35:27.351
‫صخره‌ی تِیر یه دروازه‌ست، درسته؟

35:27.351 --> 35:29.561
‫به‌شدت ازش محافظت میشه.
‫غیرقابل‌نفوذه.

35:29.561 --> 35:31.641
‫خب، اینجا گفته که بنا بر قانون تایرن

35:31.651 --> 35:34.941
‫هرکسی که صخره‌ی تیِــر را فتح کند،
‫حاکم برحق کشور می‌شود

35:34.941 --> 35:37.161
‫- پس این یعنی...
‫- اولین کشوری میشه که فتح می‌کنی

35:37.161 --> 35:38.511
‫اما نه آخریش

35:41.361 --> 35:44.531
‫ببخشید سازنده.
‫میشه تنهایی با رند صحبت کنم؟

35:44.531 --> 35:45.621
‫اوهوم

35:51.581 --> 35:54.621
‫به یه زن نجیب‌زاده‌ی تایرنی که
‫دوست مامانمـه نامه نوشتم

35:55.251 --> 35:57.801
تیـِِر یه شهر خیلی سیاسیـه برای همین
‫حمایتش از تو ضروریـه

35:57.801 --> 36:00.091
‫چرا باید از اژدهایی که شهرش رو
‫تصاحب می‌کنه و

36:00.091 --> 36:02.061
‫قدرتمندترین سلاحش رو می‌گیره،
‫حمایت کنه؟

36:02.061 --> 36:05.351
‫خب، انتقال قدرت مسالمت‌آمیز
‫همیشه نسبت به ویرانی ارجحیت داره

36:06.511 --> 36:08.181
‫درهرصورت شکست می‌خورن

36:08.181 --> 36:11.061
‫رند، داشتن قدرت یعنی اگه تصمیمی بگیری که

36:11.061 --> 36:13.901
‫به سود یه سری‌ها باشه،
‫قطعاً به ضرر بقیه‌ست

36:14.521 --> 36:16.441
‫این یه حقیقت درمورد حکمرانیـه

36:17.111 --> 36:19.281
‫هم این و هم این که بدونی به کی اعتماد کنی

36:21.701 --> 36:23.861
‫آره. تو خیلی ساده جلوه‌ش میدی

36:23.861 --> 36:25.201
‫ساده نیست

36:26.371 --> 36:29.021
‫اما می‌تونی با این شروع کنی که
‫با آویه‌یندا دشمنی نکنی

36:29.021 --> 36:32.621
‫خیلی واضح گفت که دوست داره
‫کاراکارن هرکسی باشه جز من

36:32.621 --> 36:34.211
‫و با این‌حال اینجاست

36:35.501 --> 36:37.131
‫تو یه ارتش وفادار لازم داری

36:38.171 --> 36:39.971
‫و کی از آییلی‌ها بهتر؟

36:40.511 --> 36:42.281
‫اگه کاری کنی که بهت باور داشته باشن،

36:42.281 --> 36:45.201
‫تا ته دنیا دنبالت میان

36:45.931 --> 36:47.141
‫از جمله تیـِِر

36:51.641 --> 36:54.441
‫مطمئنی نمی‌تونم راضیت کنم که
‫فردا باهامون بیای؟

36:55.341 --> 36:58.721
‫و شستن ظرف‌ها و
‫تِی‌کشیدن زمین رو ول کنم؟

36:59.901 --> 37:02.491
‫آندور تا ابد دوستِ
اژدهای دوباره متولد‌شده می‌مونه

37:04.451 --> 37:05.451
‫من هم همینطور

37:32.271 --> 37:33.981
‫مطمئنی عقلش رو از دست داده؟

37:33.981 --> 37:35.101
‫دیوونه شده

37:36.311 --> 37:38.151
‫پرین و مت رو کشت.
‫با چشمای خودم دیدم.

37:42.781 --> 37:43.781
‫رند!

37:49.661 --> 37:52.101
‫بالاخره به چیزی که می‌خواستی رسیدی

37:53.621 --> 37:54.961
‫آمرلین سیت

37:56.541 --> 38:02.501
‫درست سر وقت اومدی، برای انجام کاری که
‫ خیلی خیلی وقت پیش باید می‌‌کردی

38:05.171 --> 38:06.761
‫بهم تعظیم کنید!

38:13.311 --> 38:16.061
‫مادر، دستور می‌دید چی‌کار کنیم؟

38:20.901 --> 38:22.481
‫سرجاتون وایسید خواهران

38:23.401 --> 38:25.531
‫تعظیم کنید!

38:30.071 --> 38:31.281
‫کارت خوب بود، فرزندم

38:43.841 --> 38:46.761
‫«روی دامنه‌ی کوهِ اژدها
‫بچه‌ای متولد می‌شود»

38:46.761 --> 38:48.221
‫پیش‌گویی‌ها رو خوندی

38:48.221 --> 38:50.681
‫خیلی تناقض توش هست، مورین

38:50.681 --> 38:52.051
‫خیلی چیزها مشخص نیست

38:53.811 --> 38:57.271
‫میگن لویس ترین کسی بوده که
‫کلندور رو داخل صخره‌ی تیـِِر گذاشته

38:57.271 --> 38:59.691
‫اما فقط اژدهای دوباره متولد شده
‫می‌تونه دوباره درش بیاره

38:59.691 --> 39:01.524
به شرط این که احضارکننده‌ی مَرد دیگه‌ای
اول درش نیاره

39:01.524 --> 39:03.061
‫۳۰۰۰ ساله که کسی درش نیاورده

39:03.071 --> 39:04.651
‫طردشدگان آزاد نبودن

39:04.651 --> 39:06.531
‫اگه می‌تونستن، پس چرا تا الان نکردن؟

39:06.531 --> 39:08.441
‫شاید منتظر من وایسادن تا برم سراغش

39:08.451 --> 39:11.281
‫- شاید دارم راهی یه تله میشم
‫- پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

39:13.621 --> 39:14.741
‫می‌خوای صبر کنی؟

39:15.951 --> 39:17.081
‫می‌خوای اینجا بمونی؟

39:18.371 --> 39:19.371
‫نه

39:19.371 --> 39:20.791
‫نه؟ پس دلت می‌خواد کجا بری رند؟

39:20.791 --> 39:24.131
‫- جایی که دلم واقعاً می‌خواد برم رو بگم؟
‫- آره. دلت واقعاً می‌خواد کجا بری؟

39:25.107 --> 39:26.022
‫خونه

39:26.047 --> 39:29.301
‫- خونه؟ دو رود؟
‫- آره. آره. مردم اونجا قابل‌اعتمادن

39:29.301 --> 39:32.931
‫اون‌وقت ارتش کشاورزهات
جلوی موجودات ارباب تاریکی چی‌کار ‌‌کنن؟

39:32.931 --> 39:34.971
‫وقتی دو رودت به قرمزی خون شد،
‫چی‌کار می‌کنی؟

39:34.971 --> 39:37.311
‫وقتی که آب‌ها پر از جسدهای بادکرده‌ی

39:37.311 --> 39:38.601
‫خونوادت و دوستات شدن؟

39:41.481 --> 39:45.021
‫رند، تو بچه نیستی.
‫تو اژدهای دوباره متولد‌شده‌ای.

39:45.021 --> 39:47.901
‫تو نمی‌تونی به خونه برگردی.
‫نه الان و نه هیچوقت.

39:52.781 --> 39:54.621
‫دیگه نمی‌تونی بهم بگی چی‌کار کنم

40:00.001 --> 40:04.461
‫تو اگوین ال وایر هستی.
‫پذیرفته‌شده‌ی برج سفید.

40:06.001 --> 40:07.631
‫اکنون به ما تعلق داری

40:13.487 --> 40:14.534
‫کجا داری میری؟

40:16.431 --> 40:19.221
‫حلقه که دستمه.
‫پذیرفته‌ هم شدم.

40:20.311 --> 40:21.881
‫یعنی نمی‌تونی اینجا نگهم داری

40:21.881 --> 40:24.021
‫تو در قبال برج و رهبرت مسئولیت داری

40:24.021 --> 40:26.771
‫این برج داره از درون و بیرون
‫خودش رو نابود می‌کنه

40:27.651 --> 40:30.861
‫مسئولیت من در قبال نوره، نه تو

40:49.171 --> 40:50.781
‫این شمشیر جدیده

40:54.261 --> 40:55.471
‫خیلی قدیمیـه

40:56.261 --> 40:58.561
‫شمشیر پادشاهان مالکیره

40:59.641 --> 41:03.191
‫برای پدرم بوده و
‫اون هم از پدرش بهش رسیده

41:05.021 --> 41:06.351
‫هیچوقت ازش استفاده نکردی

41:06.351 --> 41:08.061
‫هیچوقت خودم رو لایقش نمی‌دونستم

41:10.441 --> 41:11.531
‫من پادشاه نیستم

41:13.571 --> 41:15.861
اینجا هم نسبت به مالکیر،
بیشتر برای من مثل خونه می‌مونه

41:18.991 --> 41:20.721
‫اما الان ازش استفاده می‌کنی

41:20.721 --> 41:22.721
‫نه‌ به‌خاطر این که لایقش باشم...

41:24.041 --> 41:25.371
‫به‌خاطر این که ضعیفم

41:28.421 --> 41:30.281
‫به‌خاطر این که بهش نیاز دارم

41:31.921 --> 41:32.921
‫چرا؟

41:44.851 --> 41:48.941
‫طردشدگان فقط سراغ رند نمیان

41:50.731 --> 41:52.361
‫سراغ همه‌مون میان

41:54.821 --> 41:55.901
‫و طولی هم نمی‌کشه

41:59.531 --> 42:00.621
‫بیا

42:04.751 --> 42:07.791
‫این شمشیر، مزین به قدرتـه

42:07.791 --> 42:10.291
‫با خود قدرت واحد ساخته شده

42:11.711 --> 42:13.631
‫مثل شمشیر ماهی‌خوار نشان رند

42:15.511 --> 42:16.801
‫که ایشامیل رو کشت

42:22.601 --> 42:23.931
‫یکی دیگه!

42:23.931 --> 42:26.771
‫چطوری اینقدر خوردی و
‫هنوز زنده‌ای؟

42:27.561 --> 42:30.821
‫امشب آخرین خوش‌گذرونی‌ایـه که قراره تا
‫چندین ماه دیگه داشته باشم، شایدم چندین سال

42:30.821 --> 42:32.731
‫- ممنون
‫- پس یه بار دیگه

42:32.731 --> 42:36.071
‫به سلامتی دوتا دیدن چشمامون و
‫یکی موندن خودمون

42:39.201 --> 42:42.161
‫این آبجویی که درست کردی
‫یکم چیز می‌خواد... شما چی بهش میگید؟

42:42.161 --> 42:44.121
‫آره، مزه می‌خواد

42:46.001 --> 42:48.121
‫- اوه
‫- خب، خب

42:48.121 --> 42:50.671
‫گشت‌زنی چطور بود خانما؟

42:50.671 --> 42:53.841
‫با کسی آشنا نشدین؟
‫کسی رو نکشتین؟

42:53.841 --> 42:55.591
‫باید تشنه باشین

42:55.591 --> 42:56.961
‫آویه‌یندا کجاس؟

42:56.971 --> 43:00.511
‫ما... ما می‌خواستیم یه بازی جدید شروع کنیم

43:00.511 --> 43:03.431
‫می‌خوای یه بازی آییلی بکنیم؟

43:04.101 --> 43:05.721
‫اسمشم هست،‌ «بوسه‌ی دوشیزه»

43:06.391 --> 43:08.981
‫- مت. نه
‫- آره... آره، بهش می‌خوره بازی‌ای باشه که

43:08.981 --> 43:10.521
‫واجبه بازیش کنیم

43:10.521 --> 43:12.941
‫وایسید قلم و کاغذم رو آماده کنم

43:14.271 --> 43:17.151
‫هی، هی

43:17.151 --> 43:19.951
‫اوم

43:19.951 --> 43:21.321
‫اوم. چی‌کار دارید می‌کنید؟

43:24.281 --> 43:25.581
‫حالا بوس می‌کنیم

43:27.161 --> 43:29.501
‫اگه خوب باشه، نیزه‌ها برمی‌گردن عقب

43:33.751 --> 43:36.921
‫- اگه هم بد باشه...
‫- اوه

43:37.801 --> 43:38.921
‫تو هم می‌تونی بازی کنی

43:47.141 --> 43:49.181
‫فکر می‌کردم این بالا پیدات کنم

43:50.441 --> 43:52.441
‫همیشه رو عرشه‌ی کشتی می‌خوابیدی

43:52.441 --> 43:54.731
‫تموم این مدت حواست بهم بود؟

44:10.621 --> 44:12.121
‫اینجا همونجاس که فردا میری؟

44:13.211 --> 44:14.501
‫چه شکلیـه؟

44:15.341 --> 44:16.881
‫بدون اگوین و ناینیو...

44:19.131 --> 44:20.131
‫سوت و کوره

44:30.061 --> 44:32.311
‫آویه‌یندا، من...

44:41.491 --> 44:42.571
‫بالاخره

45:30.201 --> 45:31.371
‫اگوین سدای

45:37.541 --> 45:40.981
‫منحنی‌ها چطور بود؟

45:41.421 --> 45:42.801
‫نباید به کسی بگم

45:42.801 --> 45:45.421
‫حداقل می‌تونی بگی خوب بود یا بد

45:52.891 --> 45:54.021
‫خب...

45:56.691 --> 45:57.851
‫وحشتناک بود

46:02.071 --> 46:03.571
‫یادت میره چی واقعیـه

46:06.451 --> 46:07.701
‫چی مهمـه

46:08.821 --> 46:11.741
‫من هم اونجا بودم، مگه نه؟

46:16.711 --> 46:19.711
‫نه، نه...
‫خودِ خودت نبودی

46:22.671 --> 46:23.961
‫پس اژدها بود

46:25.881 --> 46:26.881
‫بهت آسیب زدم؟

46:28.511 --> 46:30.221
‫من ازت نمی‌ترسم رند

46:36.481 --> 46:39.901
‫تا آخرش باهاتم

46:54.371 --> 46:55.501
‫ببخشید

46:57.041 --> 46:58.211
‫بیا بخوابیم

47:08.091 --> 47:09.301
‫می‌خوام امتحانش کنم

48:10.491 --> 48:11.571
‫اوه

48:27.381 --> 48:28.711
‫چه بلایی سرت اومده؟

48:29.881 --> 48:31.051
‫این رو میگی؟

48:32.011 --> 48:34.081
‫یه مرد متشخص هیچوقت تعریف نمی‌کنه

48:42.641 --> 48:44.841
‫نمی‌تونی این رو نادیده بگیری

48:45.441 --> 48:46.441
‫یا من رو

48:47.111 --> 48:49.071
‫یهویی یاد گرفتی به زبان باستانی حرف بزنی

48:49.731 --> 48:52.741
‫ذهنت هی از اینجا می‌پره به اونجا.
‫خوابت نمی‌بره.

48:52.741 --> 48:54.321
‫و اون شیپور کوفتی...

48:54.321 --> 48:56.281
‫عین بچه‌ها دودستی چسبیدی بهش

48:56.281 --> 48:58.161
‫بعضی‌وقتا تشخیص فرق بینِ

48:58.161 --> 49:01.661
‫دارو و سمی که پیشتـه خیلی سختـه

49:02.711 --> 49:07.101
‫فرقش مقدار مصرفش و
دانایی بیماره

49:09.051 --> 49:10.671
‫خیلی خوب بود

49:10.671 --> 49:12.721
‫قبلاً فرزانه‌ی پیر این رو بهمون می‌گفت

49:14.181 --> 49:18.061
‫معمولاً قبل از این که من رو با جارو
‫از کلبه‌ش بیرون کنه، این رو می‌گفت

49:19.931 --> 49:22.481
‫بعد از مرگ اون،
‫من فرزانه‌ی تو شدم مت

49:23.981 --> 49:25.601
‫هنوز هم فرزانه‌تم

49:28.151 --> 49:29.271
‫راستش رو بهم بگو

49:32.571 --> 49:35.951
‫از وقتی که اون شیپور رو زدم،
‫این خاطرات اومده تو سرم

49:36.451 --> 49:39.161
‫و انگار دارن با سرعت چندصد کیلومتر بر ساعت
‫توی مغزم رژه میرن

49:39.161 --> 49:40.991
‫و واسه همینـه که خوابم نمی‌بره

49:40.991 --> 49:45.161
‫چون هروقت که ساکت میشه،
‫صدای، صدای...

49:45.161 --> 49:46.461
‫چشمات رو ببند

49:48.581 --> 49:49.591
‫ببندشون

49:51.711 --> 49:52.761
‫چی می‌شنوی؟

49:57.391 --> 49:59.431
‫جنگ

50:02.521 --> 50:06.641
‫درد... مردم دارن جیغ و داد می‌کنن

50:07.811 --> 50:10.821
‫و دارن می‌میرن، چندین و چندین بار

50:15.611 --> 50:17.531
‫بعضی‌هاشون به زبون ما حرف می‌زنن اما...

50:18.911 --> 50:20.531
‫اما بیشترش به زبان باستانیـه

50:23.041 --> 50:24.161
‫واقعیـه؟

50:27.371 --> 50:30.171
‫واقعی بود.
‫فکر کنم.

50:31.751 --> 50:33.171
‫خیلی وقت پیش

50:37.341 --> 50:40.041
‫کمکم... کمکم می‌کنی ناینیو؟

50:43.471 --> 50:44.471
‫آره

50:45.021 --> 50:47.141
‫نمی‌دونم چطوری... اما تلاشم رو می‌کنم

50:50.861 --> 50:51.861
‫ممنون

51:09.081 --> 51:10.581
‫تعظیم کنید!

51:34.441 --> 51:35.861
‫تو هم اینا رو می‌بینی؟

51:38.321 --> 51:39.491
‫چیا رو؟

51:46.661 --> 51:48.661
‫نه

51:48.661 --> 51:49.791
‫منم!

51:50.371 --> 51:51.751
‫رند!

51:51.751 --> 51:53.211
‫بس کن، منم!

51:56.251 --> 51:58.171
‫اگوین، فرار کن!

51:59.301 --> 52:01.011
‫اگوین، فرار کن!

52:16.941 --> 52:18.821
‫پرین؟

52:20.111 --> 52:23.611
‫پرین! نه!

52:26.161 --> 52:27.411
‫مت، یه چیزی شده

52:28.291 --> 52:29.621
‫مت!

53:16.211 --> 53:17.381
‫مت!

53:19.841 --> 53:21.341
‫کمک!

53:54.831 --> 53:56.041
‫رند!

54:06.591 --> 54:07.761
‫مت!

54:13.811 --> 54:15.771
‫رند! از آینه‌ها میان!

54:36.711 --> 54:37.791
‫مت!

54:38.711 --> 54:41.591
‫لن! لن!

54:42.961 --> 54:44.051
‫لن!

54:45.051 --> 54:47.631
‫رند! ولش کن

54:49.721 --> 54:50.721
‫رند!

54:52.511 --> 54:53.784
‫ولش کن!

54:55.811 --> 54:56.811
‫رند!

55:00.481 --> 55:01.731
‫لن!

55:05.151 --> 55:07.861
‫- نه!
‫- ناینیو! ناینیو!

55:09.911 --> 55:12.411
‫چه بلایی سرش اومد؟
‫چی شد؟

55:14.371 --> 55:15.621
‫چرا؟

55:28.221 --> 55:29.221
‫نه

55:29.721 --> 55:31.341
‫اگوین

55:39.811 --> 55:41.231
‫پیدامون کردن، مگه نه؟

55:42.441 --> 55:44.441
‫طردشدگان پیدامون کردن

56:02.001 --> 56:03.001
‫یکم زیاده‌روی کردی

56:03.001 --> 56:06.131
‫تبر، آینه‌، پاسور...

56:06.131 --> 56:10.171
‫- نقش خودم رو خیلی خوب بازی کردم
‫- قرار نبود کسی آسیب ببینه

56:11.051 --> 56:13.391
‫چیزی نبود که با یه ذره طلسم شفا درست نشه

56:14.261 --> 56:15.971
‫خودت می‌خواستی قانع‌کننده باشه

56:15.971 --> 56:17.561
‫نزدیک بود ناینیو رو بکشی

56:17.561 --> 56:19.481
‫بهش دست هم نزدم

56:20.941 --> 56:22.811
‫۱۱ بار چاقو خورد

56:23.441 --> 56:24.731
‫- کی زد؟
‫- یه قاتل

56:24.731 --> 56:26.481
‫با چشمای خاکستری.
‫انگشتای سیاه.

56:26.994 --> 56:29.667
‫بدون این که کسی ببینتش
‫از وسط مسافرخونه رد شد

56:31.341 --> 56:32.420
‫مرد خاکستری...

56:33.071 --> 56:35.661
‫فقط یه طردشده هست که
‫می‌تونه خلق‌شون کنه

56:35.661 --> 56:37.741
‫همین حالا رند رو از شهر خارج کنید

56:43.831 --> 56:45.251
‫به‌خاطر من این اتفاق افتاد

56:50.801 --> 56:53.421
‫طردشدگان خیلی زود دوباره بهمون حمله می‌کنن

56:54.841 --> 56:56.471
‫باید همین حالا برم

56:59.221 --> 57:00.641
‫من نمی‌تونم باهات بیام

57:03.231 --> 57:05.981
‫نتونستم احضار قدرت کنم.
‫نه توی فالم و نه اینجا.

57:06.481 --> 57:07.481
‫ناینیو...

57:08.571 --> 57:11.651
‫می‌دونستم باید برگردم برج.
‫فقط نمی‌دونستم چطوری باید بهت بگم.

57:12.861 --> 57:17.371
‫اما تا یاد نگیرم کنترلش کنم، نمی‌تونم
‫ مواظب خودم باشم یا کنار تو مبارزه کنم.

57:18.661 --> 57:20.951
‫اوم، من می‌مونم

57:22.911 --> 57:23.911
پیش نای

57:23.911 --> 57:25.421
‫اگه اشکالی نداشته باشه

57:26.421 --> 57:31.211
‫چون اگه یکی بتونه حالم رو خوب کنه...
‫سرم رو...

57:33.131 --> 57:34.301
‫اونه

57:39.971 --> 57:41.181
‫تو میری خونه

57:45.601 --> 57:46.981
‫- ببخشید
‫- نه، نگو

57:46.981 --> 57:48.981
‫این مسیریه که من باید طی کنم، نه تو

57:51.901 --> 57:54.071
‫باز هم همدیگه رو می‌بینیم

57:57.621 --> 57:59.621
‫تو هم توی برج می‌مونی

58:00.531 --> 58:02.621
‫گفتم که، من هیچ‌جا نمیرم

58:11.091 --> 58:13.051
‫اونا دست از سرم برنمی‌دارن

58:16.971 --> 58:18.181
‫بذار زورشون رو بزنن

58:28.401 --> 58:30.651
‫همه‌چیز واسه سفرت به خونه حاضره

58:31.231 --> 58:33.271
‫پس بریم تا هوا تاریک نشده

58:33.281 --> 58:34.941
‫ما هم باهات میایم

58:34.941 --> 58:36.361
‫تو جونم رو نجات دادی سازنده

58:36.951 --> 58:38.161
‫بهت مدیونم

58:39.411 --> 58:40.701
‫منم هرجا اون بره میرم

58:44.331 --> 58:45.501
‫ببخشید

58:47.331 --> 58:48.331
‫نگو

58:50.291 --> 58:52.921
‫دفعه‌ی پیش، تصمیم من بود که
‫از پیشت برم

58:54.551 --> 58:58.051
‫انگار این‌دفعه منصفانه‌ست که
‫نوبت تو باشه

59:00.931 --> 59:02.821
که تصمیم درست رو بگیری

59:30.421 --> 59:31.921
‫این حلقه‌ی مادرمـه

59:34.041 --> 59:39.971
‫حلقه‌ای که خیلی از زنان قدرتمندِ
‫تاریخ مالکیری دست‌شون کردن

59:43.051 --> 59:45.931
‫هیچ زن دیگه‌ای رو
‫به‌ اندازه‌ی ملکه‌م نمی‌خوام، ناینیو

59:47.141 --> 59:48.981
‫توی هر دنیایی که زندگی کنیم

01:00:11.211 --> 01:00:13.961
‫بیا، اینم برای این که خواهرام
‫فراموش نکنن چه شکلی بودم

01:00:15.041 --> 01:00:16.421
‫هیچیت شبیهش نیست

01:00:16.421 --> 01:00:19.711
‫- آره، اصلاً حقم رو ادا نمی‌کنه
‫- آره، بیا ببینم

01:00:19.721 --> 01:00:21.841
‫دلم براتون تنگ میشه

01:00:22.431 --> 01:00:25.551
‫به امید این که دوباره
راه‌مون بهم بخوره، الین ترکند

01:00:26.391 --> 01:00:27.391
‫امیدوارم

01:00:33.401 --> 01:00:34.461
‫ممنون

01:00:46.031 --> 01:00:47.701
‫یادت نره که کی هستی، رند آل‌ثور

01:00:48.871 --> 01:00:50.451
‫مهم هم نیست تبدیل به چه کسی بشی

01:00:55.711 --> 01:00:57.521
‫تاحالا دقت کرده بودین که برج سفید...

01:00:57.521 --> 01:00:59.491
‫- مثل یه چیز گنده...
‫- برو اونور

01:01:14.561 --> 01:01:16.191
‫فکر می‌کردم با پرین بری

01:01:16.941 --> 01:01:18.111
‫یا الین

01:01:18.111 --> 01:01:20.861
‫تو کاراکارنی،
‫چه خوشم بیاد، چه نیاد

01:01:21.401 --> 01:01:24.821
‫مسئولیت من در قبال توئـه و
‫مسئولیت تو در قبال مردمتـه

01:01:28.491 --> 01:01:30.701
‫سریع‌ترین کشتی رو از مدیر اسکله اجاره کردم

01:01:30.701 --> 01:01:32.581
‫اگه باد یاری‌مون کنه،
‫یه هفته دیگه می‌رسیم تیـِِر

01:01:32.581 --> 01:01:33.831
‫نمیریم تیـِِر

01:01:36.501 --> 01:01:38.341
‫طردشدگان دست از سرت برنمی‌دارن

01:01:39.751 --> 01:01:41.171
‫تو تیـِِر، با کلندور...

01:01:41.171 --> 01:01:43.801
‫میریم جایی که طردشدگان یا
‫هیچ بنی‌بشر دیگه‌ای

01:01:43.801 --> 01:01:45.171
‫حتی فکرش هم نرسه اونجا بیاد دنبالم

01:01:45.181 --> 01:01:48.391
‫جایی که می‌تونم ارتشی که می‌خوام رو
‫برای مبارزه با تاریکی پیدا کنم

01:01:50.971 --> 01:01:52.851
‫ میریم صحرای آییل

01:02:01.361 --> 01:02:07.071
‫لطیف لطیف از میانِ سایه‌ها

01:02:11.581 --> 01:02:14.201
‫من کاری رو کردم که ارباب‌ ازم خواسته بود

01:02:14.201 --> 01:02:16.291
‫- من کاری رو...
‫- چقدر صداش حال‌بهم‌زنـه

01:02:16.291 --> 01:02:19.171
‫من... من کاری رو کردم که
‫ارباب‌ ازم خواسته بود

01:02:19.171 --> 01:02:24.341
‫می‌دونی اگه سوگند تاریکی‌مون رو
‫زیر پا بذاریم، چه اتفاقی می‌افته دیگه؟

01:02:25.221 --> 01:02:27.631
‫- من کاری رو کردم که ارباب‌...
‫- لطفاً حرف نزن

01:02:31.311 --> 01:02:36.521
‫روح‌مون رو از دست میدیم.
‫مرگ واقعی.

01:02:37.191 --> 01:02:41.021
‫اما اگه خودت بخوای،
‫تبدیل به چیز دیگه‌ای میشی

01:02:41.021 --> 01:02:44.901
‫نه روشن و نه تاریک.
‫یه چیزی تو مایه‌های خاکستری.

01:02:46.111 --> 01:02:49.321
‫دلت می‌خواد خاکستری باشی، جایچیم؟

01:02:53.621 --> 01:02:54.831
‫جایچیم؟

01:02:54.831 --> 01:02:56.831
‫نه، دلم نمی‌خواد...

01:03:01.291 --> 01:03:05.301
‫این خونتـه.
‫دارم منجمدش می‌کنم.

01:03:06.051 --> 01:03:10.551
‫بس کن!
‫تو رو قسم به نور، بس کن!

01:03:10.551 --> 01:03:12.391
‫می‌خوای خاکستری باشی، جایچیم؟

01:03:12.391 --> 01:03:13.351
‫نه!

01:03:13.351 --> 01:03:14.681
‫بس کن

01:03:14.681 --> 01:03:18.311
‫خواهش می‌کنم.
‫نمی‌خوام خاکستری باشم.

01:03:23.441 --> 01:03:25.691
‫فقط یه بار دیگه می‌پرسم

01:03:28.491 --> 01:03:31.201
‫می‌خوای خاکستری باشی، جایچیم؟

01:03:31.201 --> 01:03:36.241
‫آره! آره!

01:03:36.251 --> 01:03:40.791
‫فقط خواهش می‌کنم... بس کن

01:04:01.981 --> 01:04:04.821
‫جایچیم

01:04:07.861 --> 01:04:09.861
‫الان دیگه مال منی

01:04:25.961 --> 01:04:29.616
‫یکی هست که باید واسم پیداش کنی

01:04:47.571 --> 01:04:49.991
‫رهبری کردن یعنی این که بدونی از کجا اومدی

01:04:52.201 --> 01:04:55.701
‫هرقدم رو به جلو،
‫یعنی یک قدم بازگشت به گذشته

01:05:01.041 --> 01:05:02.911
‫دنیا درحال عوض شدنـه

01:05:03.791 --> 01:05:06.381
‫کی می‌دونه که تاریکی
‫تا چندمتری عمق اینجا ریشه کرده؟

01:05:07.711 --> 01:05:09.131
‫شما میشید سگ‌های شکاری من،

01:05:09.131 --> 01:05:12.921
‫آژاهای سیاه و تموم اشیا‌ء قدرتمندی که
‫دزدیدن رو شکار می‌کنید

01:05:16.391 --> 01:05:17.471
‫اون دستبند رو لازم دارم

01:05:18.351 --> 01:05:20.764
‫دور گردن اژدهای دوباره زاده‌شده
قلاده می‌اندازیم

01:05:21.731 --> 01:05:23.391
‫فکر نمی‌کردم پایه‌ی این کارها باشی

01:05:23.391 --> 01:05:25.191
‫فکر کنم همه پایه‌های این کارهان

01:05:26.981 --> 01:05:29.481
‫اگه برج سفید دربرابر راند آل‌ثور زانو نزنه،

01:05:29.481 --> 01:05:31.531
‫توی آخرین نبرد شکست می‌خوره

01:05:33.611 --> 01:05:35.031
‫اومدم تا ازش محافظت کنم

01:05:35.031 --> 01:05:36.161
‫من هم همینطور

01:05:37.781 --> 01:05:39.581
‫طردشدگان فقط سراغ رند نمیان

01:05:41.541 --> 01:05:43.121
‫سراغ همه‌مون میان

01:05:43.831 --> 01:05:46.881
‫ورود به دنیای رویا،
‫یعنی خطر کردن

01:05:49.291 --> 01:05:52.671
‫- اینجا خونه‌ی منه
‫- برای من امن نیست، دیگه نیست

01:05:55.721 --> 01:05:59.181
‫این یه گروه مهاجم نیست.
‫یه ارتشـه.

01:06:00.181 --> 01:06:02.021
‫- آماده
‫- کماندارها

01:06:02.771 --> 01:06:03.931
‫پرتاب کنید!

01:06:09.151 --> 01:06:10.177
‫دوستش داری؟

01:06:12.441 --> 01:06:15.991
‫خشونت تا وقتی که کسی نگه «کافیه»
‫به پایان نمی‌رسه

01:06:17.031 --> 01:06:20.951
ما با سیاست‌ و پیش‌گویی‌
‫توی مبارزه‌ها پیروز نمیشیم

01:06:20.951 --> 01:06:24.161
‫با ارتشـه که پیروز میشیم

01:06:24.161 --> 01:06:27.501
‫مردم ما منتظر رسیدن کاراکارن هستن

01:06:27.501 --> 01:06:28.711
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫ممکنه تو باشی...

01:06:28.711 --> 01:06:30.211
‫من برای این کار متولد شدم

01:06:30.211 --> 01:06:32.291
‫اگه کاری کنی که بهت باور داشته باشن،

01:06:32.301 --> 01:06:34.631
‫تا ته دنیا دنبالت میان

01:06:35.221 --> 01:06:36.341
‫من تا ابد اینجا نمی‌مونم

01:06:36.931 --> 01:06:38.011
‫فرصتی برای شکست خوردن نداری

01:06:42.001 --> 01:06:49.001
‫مترجم: «محمدعلی sm»

01:06:49.001 --> 01:06:56.001
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:06:56.001 --> 01:07:03.001
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
