WEBVTT

00:20.334 --> 00:23.421
‫خائن، پست‌فطرت، مفت‌خور، یه مار خوش‌خط‌وخال واقعی.

00:23.546 --> 00:26.381
‫نمی‌فهمم. آخه چرا باید این بلارو سر ما بیاره؟

00:26.506 --> 00:29.801
‫چون هیچ‌وقت نباید به کالیبور اعتماد کنی. دلیلش همینه.

00:29.926 --> 00:31.553
‫آخه چطوری تونستی کلید پوچی رو بدی بهش؟

00:31.804 --> 00:32.554
‫بازم شروع شد؟

00:32.679 --> 00:35.183
‫اون مرشد منه. داشت گولت می‌زد.

00:35.308 --> 00:36.893
‫تو انقدر لنگِ تایید گرفتن از کالیبوری،

00:37.018 --> 00:38.519
‫که یعنی هر چی اون بخواد رو فقط انجام می‌دی.

00:38.644 --> 00:41.773
‫به فلین حمله نکنید، کالیبور بود که بهمون خیانت کرد.

00:41.898 --> 00:44.024
‫دقیقاً، همه به حرف کاوان گوش بدین.

00:44.149 --> 00:46.526
‫فلین ساده‌لوحه و راحت گول می‌خوره.

00:46.651 --> 00:47.944
‫درست مثل کاوان.

00:48.069 --> 00:49.738
‫ناموساً حاجی.

00:49.863 --> 00:52.116
‫کالیبور همه‌مونو رنگ کرد. این تنها کاریه که توش استاده.

00:54.159 --> 00:57.204
‫باید قبل از اینکه با ریپ قرار بذاره و تاج رو با مرو معامله کنه، بهش برسیم.

00:57.954 --> 01:01.041
‫قلعه‌ی ریپ درست بیرون بندر بلک‌سنده.

01:02.168 --> 01:04.044
‫باید کل شبه‌جزیره رو دور بزنیم.

01:06.296 --> 01:07.839
‫اگه کالیبور بخواد با کلید پوچی تنهایی

01:07.964 --> 01:09.341
‫به دنیای شما بره، شکست می‌خوره.

01:09.466 --> 01:12.261
‫عمراً. اون بدون ما نمی‌ره.

01:12.386 --> 01:15.639
‫همین الانشم رفته. چطوری هنوز داری
‫بعد از این همه کار ازش دفاع می‌کنی؟

01:15.764 --> 01:17.558
‫آره، یه بار گولم زدی، شرمش برای تو.

01:17.683 --> 01:19.184
‫اما پنج بار گول خوردن اسمش چیه؟

01:19.309 --> 01:21.144
‫از نظر فنی، می‌شه چهار بار گول خوردن.

01:22.646 --> 01:23.438
‫مثلاً.

01:23.564 --> 01:25.858
‫می‌شه تمومش کنید این بحث
‫و جدل رو؟ باید عجله کنیم.

01:30.654 --> 01:32.114
‫بازم دویدن.

01:32.239 --> 01:33.574
‫چرا همه‌چی باید انقدر سخت باشه؟

01:33.699 --> 01:35.701
‫خب، حداقلش اینه که مسیر سرپایینیه.

01:35.826 --> 01:37.869
‫پسر، تو واقعاً پنج بار ایستگاه شدی.

01:37.994 --> 01:40.079
‫بار اول وقتی بود که کلید پوچی رو دادی به من. بار دوم...

01:40.521 --> 01:45.521
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

01:45.521 --> 01:50.521
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

03:12.521 --> 03:15.521
« راه یـــاب هـــا »

03:51.419 --> 03:53.881
‫آه، رفیق قدیمی، برگشتی.

03:54.006 --> 03:57.843
‫به نظر نمی‌رسه توی اون کیفت ۵۰ هزار
‫تا طلا جا شده باشه، خیلی سبک می‌زنه.

03:58.176 --> 04:00.011
‫چرا تعجب نمی‌کنم؟

04:00.136 --> 04:02.723
‫اوه، ولی تعجب می‌کنی ریپ.

04:02.848 --> 04:04.391
‫یه چیزی برات آوردم که از طلا هم بهتره.

04:06.643 --> 04:11.023
‫تاج اولگ، آخرین پادشاه دورف‌ها.

04:11.148 --> 04:13.818
‫یا بهتر بگم، تاج‌ها.

04:13.943 --> 04:17.363
‫کاشف به عمل اومده که فقط سنگ‌های قیمتیش ۵۰ هزار تا می‌ارزه،

04:17.488 --> 04:21.241
‫که یعنی مرو و تمام طلاهات مال من می‌شه.

04:21.366 --> 04:24.786
‫اوه کالیبور، بیخیال پسر.

04:24.911 --> 04:29.208
‫درسته، این غنیمتیه که قیمتش
‫حساب‌شدنی نیست. ولی کی می‌خردش؟

04:29.333 --> 04:31.209
‫رد کردنش برای من تقریباً غیرممکنه.

04:31.334 --> 04:35.171
‫هر جنگ‌سالار دورفی حاضر بود قلمروش رو برای این تاج‌ها بده.

04:35.296 --> 04:37.716
‫آها، پس حالا من باید با دورف‌ها سر و کله بزنم.

04:37.841 --> 04:40.009
‫نمی‌خوایش؟ باشه.

04:42.221 --> 04:43.806
‫خودم می‌فروشمش به دورف‌ها.

04:43.931 --> 04:45.014
‫نه، نه، نه، نه.

04:45.139 --> 04:46.724
‫نمی‌تونم مرو رو انقدر طولانی نگه دارم.

04:48.936 --> 04:51.938
‫ولی حاضرم مرو رو با تاج طاق بزنم.

04:52.064 --> 04:54.066
‫چون تو رفیقِ خیلی خیلی عزیز منی.

04:54.191 --> 04:55.484
‫و می‌دونم که بدجوری کارت لنگه.

04:57.403 --> 04:58.403
‫این دزدیه.

04:58.528 --> 04:59.863
‫شک نکن.

04:59.988 --> 05:02.033
‫ولی هیچ‌کس دیگه‌ای اون مرو رو نداره.

05:02.158 --> 05:09.498
‫اینو خوب می‌دونم، مگر اینکه بخوای سرش شرط‌بندی کنی، توی یه بازی شانسی.

05:11.458 --> 05:13.334
‫من زرنگ‌تر از این حرفام.

05:14.711 --> 05:16.004
‫تاج‌ها در ازای مرو.

05:19.133 --> 05:20.676
‫ولی بهم مدیونی.

05:28.726 --> 05:30.018
‫۲۰۰ درام.

05:31.061 --> 05:33.981
‫این مرو از اون چیزی که بعضی جادوگرها
‫توی کل عمرشون می‌بینن هم بیشتره.

05:36.399 --> 05:38.109
‫حتماً برای یه کار مهمیه. آره.

05:44.658 --> 05:45.743
‫بکشید عقب از من!

05:45.868 --> 05:49.788
‫کنجکاویم منو یکراست کشوند پیش شاهزاده ودریک.

05:49.913 --> 05:51.706
‫ریپِ مارموز. این دیگه چیه؟

05:51.831 --> 05:54.459
‫کسب‌وکاره کالیبور. فقط بیزنس.

05:54.584 --> 05:56.419
‫پس اون همه حرف در مورد ازبکِ خوش‌قول بودن چی شد؟

05:56.544 --> 05:59.964
‫هستم که. مرو رو همون‌طور که قول داده بودم داری.

06:00.089 --> 06:03.468
‫متأسفانه، به ودریک هم قول داده بودم،

06:03.593 --> 06:07.598
‫که یکی از وسایلش رو که تو دزدیدی، بهش برگردونم.

06:07.723 --> 06:10.768
‫صبر کن. توروخدا این کارو نکن. سرنوشت دنیا در خطره.

06:13.103 --> 06:14.896
‫ریپ! مرتیکه‌ی سگ‌صفت!

06:15.021 --> 06:17.649
‫نفرین بهت ریپ، ریپ!

06:50.468 --> 06:52.468
‫زایا داریم کجا می‌ریم؟

06:52.893 --> 06:54.519
‫نمی‌دونم گوران چطوری پیدامون کرد.

06:54.644 --> 06:57.606
‫حتماً داره از طلسم ردیابی استفاده می‌کنه. باید به حرکت ادامه بدیم.

07:06.198 --> 07:09.034
‫اوکی. چطوره اون پیام رو برای فلین بفرستی،

07:09.159 --> 07:10.409
‫قبل از اینکه حالِ آدم‌های زیادی رو بد کنیم؟

07:11.453 --> 07:13.621
‫من پیام رو نمی‌فرستم. تو می‌فرستی.

07:14.248 --> 07:16.749
‫من؟ من که بلد نیستم با جمجمه کار کنم.

07:16.874 --> 07:17.793
‫نه، عمراً. این کارِ توئه.

07:17.918 --> 07:19.253
‫دریل، باید تو باشی.

07:19.378 --> 07:20.588
‫رابطه‌ی تو با فلینه که،

07:20.713 --> 07:21.921
‫باعث می‌شه یه فرقی ایجاد بشه.

07:22.046 --> 07:24.341
‫فکر نمی‌کنم رابطه‌ی من و فلین هیچ‌وقت اون‌قدرها قوی بوده باشه.

07:25.676 --> 07:29.221
‫تو برادر بزرگ‌ترشی، اون بیشتر از هر کسی بهت اعتماد داره.

07:29.346 --> 07:31.556
‫الان اوضاع بین ما واقعاً این شکلی نیست.

07:33.474 --> 07:37.979
‫هر کاری لازمه بکن تا به حرفت گوش بده.

07:41.149 --> 07:42.609
‫پیام اینه.

07:46.404 --> 07:48.031
‫چقدر وقت دارم قانعش کنم؟

07:48.156 --> 07:52.203
‫نمی‌دونم. وقت زیادی نیست. استفاده از جمجمه برای ارتباط،

07:53.161 --> 07:54.413
‫نمی‌تونم زیاد باز نگهش دارم.

07:58.499 --> 08:00.544
‫پیام رو بده و بیا بیرون. فهمیدی؟

08:07.884 --> 08:09.261
‫دستمو بگیر.

08:20.731 --> 08:21.606
‫فلین.

08:21.731 --> 08:22.566
‫برس دیگه پسر.

08:22.691 --> 08:24.984
‫دارم میام. می‌شه یه لحظه وایسی؟

08:39.249 --> 08:40.333
‫دریل...

08:44.213 --> 08:45.881
‫داداش، تو زنده‌ای!

08:47.966 --> 08:48.799
‫چطوری؟

09:00.979 --> 09:01.979
‫ما کجاییم؟

09:04.441 --> 09:05.943
‫این چیه؟ مامان کجاست؟

09:06.068 --> 09:09.404
‫اون، اون بدجوری نگرانه.

09:10.656 --> 09:14.493
‫دلش برات تنگ شده. دوتامون دلمون تنگ شده.

09:16.661 --> 09:18.454
‫ولی ببین، من وقت زیادی ندارم.

09:18.579 --> 09:19.248
‫زایا یه پیام برات داره.

09:19.373 --> 09:20.874
‫صبر کن، تو زایا رو می‌شناسی؟

09:20.999 --> 09:23.126
‫نمی‌تونم توضیح بدم، وقت نیست. فقط گوش کن.

09:23.251 --> 09:25.128
‫پیام اینه. باشه؟

09:27.171 --> 09:30.508
‫به کالیبور اعتماد کن. گرفتی چی شد؟

09:30.634 --> 09:31.509
‫چی؟

09:34.138 --> 09:37.808
‫پیام همینه. به کالیبور اعتماد کن.

09:37.933 --> 09:39.726
‫انگار کل آینده به این بستگی داره.

09:39.851 --> 09:41.978
‫ولی تو داری اشتباه می‌گی.

09:42.103 --> 09:43.688
‫این دقیقاً برعکسِ اون پیامیه که باید باشه.

09:43.813 --> 09:45.899
‫باید حرفمو باور کنی. پیام همینه.

09:46.024 --> 09:49.944
‫زایا گفت به کالیبور اعتماد نکن. چقدرم درست می‌گفت.

09:50.946 --> 09:52.989
‫من دیگه هیچ‌وقت به اون آدم اعتماد نمی‌کنم.

09:53.114 --> 09:55.116
‫خودت می‌فهمی فلین. تو تنها کسی هستی که...

09:57.159 --> 09:57.994
‫دریل.

10:01.873 --> 10:02.833
‫فلین.

10:05.584 --> 10:07.546
‫فلین. حالت خوبه؟

10:10.339 --> 10:11.466
‫ردیفی داداش؟

10:14.053 --> 10:14.928
‫چی شد؟

10:15.053 --> 10:17.848
‫ما برگشتیم و دیدیم اینجا افتادی. توی خاک غش کرده بودی.

10:17.973 --> 10:20.058
‫آره. در مورد اون افت قند خونت شوخی نمی‌کردی انگار.

10:20.183 --> 10:21.518
‫من دریلو دیدم.

10:21.643 --> 10:22.353
‫برادرت رو؟

10:22.519 --> 10:26.648
‫یه جورایی انگار الهام شد بهم یا یه همچین چیزی و دریل اونجا بود،

10:26.773 --> 10:28.816
‫و یه پیام از طرف زایا داشت.

10:28.941 --> 10:31.528
‫فقط اصلاً با عقل جور در نمی‌اومد.

10:31.653 --> 10:34.073
‫روش‌های زایا معمولاً شبیه معماست.

10:34.198 --> 10:35.198
‫پیام چی بود؟

10:36.408 --> 10:37.909
‫ترجیح می‌دم اصلاً نگمش.

10:38.034 --> 10:39.203
‫پسر، بنال دیگه.

10:41.371 --> 10:44.124
‫به کالیبور اعتماد کن. دریل اینو گفت.

10:45.709 --> 10:46.876
‫می‌بینم که خوردی زمین و سرت ضربه دیده.

10:47.001 --> 10:48.544
‫طبیعیه که آدم یه چیزایی ببینه.

10:48.669 --> 10:50.756
‫آره. توهم خالص بوده.

10:50.881 --> 10:52.549
‫یا آسیب مغزی.

10:52.674 --> 10:54.593
‫اوکی. من صد بار تست ضربه‌مغزی رو انجام دادم.

10:54.718 --> 10:57.513
‫خب، به من نگاه کن. انگشتمو دنبال کن.

10:59.389 --> 11:00.348
‫کاوان یه بار سرش انقدر محکم خورد به جایی،

11:00.473 --> 11:01.808
‫که خواب دید یه قرص نونه.

11:07.481 --> 11:08.648
‫خیلی واقعی به نظر می‌رسید.

11:09.691 --> 11:12.151
‫خب، شاید انقدر آرزو داری که کالیبور بهت خیانت نکرده باشه،

11:12.276 --> 11:14.946
‫که مغزت یه پیام از طرف زایا در موردش سر هم کرده.

11:16.448 --> 11:19.576
‫آره. این منطقی‌ترین احتماله.

11:20.451 --> 11:23.371
‫و بعد یه عقاب بزرگ اومد که به صورتِ نونیِ کاوان نوک بزنه.

11:23.496 --> 11:27.208
‫ولی کاوانِ نونی با مشت‌های خمیریِ
‫بزرگش باهاش جنگید و پرنده رو رام کرد.

11:27.333 --> 11:30.586
‫و با اون بال‌های باشکوهش توی افق و طلوع آفتاب پرواز کرد و رفت.

11:34.633 --> 11:36.468
‫کاوان وقتی بیدار شد، بدجوری هوس نون کرده بود.

11:41.056 --> 11:44.226
‫و این دقیقاً همون‌قدر منطقیه که اعتماد کردن به کالیبور منطقیه.

11:50.148 --> 11:53.109
‫زایا، زایا. زودباش، بیدار شو.

11:53.984 --> 11:55.486
‫ببخشید، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کردم طول کشید.

11:55.611 --> 11:56.988
‫خواهش می‌کنم بیدار شو.

11:59.533 --> 12:00.658
‫دریل.

12:01.826 --> 12:03.328
‫تا جایی که می‌تونستم دووم آوردم.

12:03.453 --> 12:04.288
‫عالی بودی.

12:04.413 --> 12:07.874
‫فلین رو دیدم. پیام رو بهش دادم. خب، حالا چی می‌شه؟

12:07.999 --> 12:09.168
‫کی برمی‌گرده خونه؟ چطوری باید...

12:09.293 --> 12:10.293
‫خیلی سؤال می‌پرسی.

12:11.419 --> 12:12.463
‫باید استراحت کنم.

12:12.588 --> 12:14.673
‫باشه. ولی نه اینجا.

12:14.798 --> 12:16.716
‫بریم یه جای امن که بتونی چند ساعت استراحت کنی.

12:16.841 --> 12:18.009
‫فکر خوبیه.

12:23.681 --> 12:25.183
‫زایا...

12:49.666 --> 12:51.918
‫پسر. عجب وضعی، چه داغونه.

12:55.421 --> 12:56.423
‫آره.

12:58.966 --> 13:00.886
‫بفرما، اینم از خوش‌شانسی! فلین.

13:01.719 --> 13:03.721
‫خوش‌شانسی...

13:08.518 --> 13:11.104
‫تو یه مایه‌ی ننگِ واقعی و رقت‌انگیزی.

13:11.229 --> 13:12.229
‫هی، هی، هی.

13:14.316 --> 13:16.443
‫ای کرمِ حقیرِ دوزره‌بازِ فریبکار.

13:16.568 --> 13:17.611
‫هی، از اون سنگ‌های تیز استفاده نکن.

13:17.736 --> 13:20.404
‫آه، از سنگ خوشت نمیاد؟ کاوان نیزه‌ت رو بده به من.

13:21.364 --> 13:22.908
‫کلید پوچی کجاست؟ همین الان بهم بگو.

13:23.283 --> 13:24.534
‫باشه، باشه، باشه.

13:24.659 --> 13:26.911
‫امم، نباید جلوشو بگیریم؟

13:27.036 --> 13:28.454
‫کلید پوچی کدوم گوريه؟ بهم بگو.

13:28.579 --> 13:29.956
‫اوکی. شاید بهتره برگردیم سراغ همون سنگ‌ها.

13:31.791 --> 13:32.959
‫خیله‌خب. خیله‌خب.

13:33.084 --> 13:35.753
‫ببینید، ریپ کلید پوچی رو برداشت و داره می‌فروشدش به ودریک.

13:35.879 --> 13:36.588
‫باورتون می‌شه؟

13:36.713 --> 13:39.006
‫باورم می‌شه؟ اون یه دزد دریاییِ ازبکه.

13:39.131 --> 13:41.259
‫معلومه که کلید پوچی، تاج، مرو و همه‌چی رو برداشته.

13:41.384 --> 13:42.384
‫آی احمقِ بی‌مغز.

13:42.509 --> 13:46.056
‫دو تا از سه تا. من هنوز مرو رو دارم.

13:48.974 --> 13:50.978
‫اوه. چقدر مروئه.

13:51.103 --> 13:54.689
‫ببخشید. اون یه خروار مرو بهت داد و بعد ولت کرد اینجا که بمیری؟

13:54.814 --> 13:57.776
‫اون یه ازبکِ خوش‌قوله که حس شوخ‌طبعیِ خیلی سیاهی داره.

13:57.901 --> 13:59.611
‫هی، من به هر حال می‌خواستم اونو بدم به شما.

14:03.323 --> 14:06.368
‫این هیچی رو عوض نمی‌کنه. بدون کلید
‫پوچی هنوزم همه‌چی از دست رفته‌ست.

14:06.493 --> 14:08.078
‫همه‌چی از دست نرفته. من یه نقشه دارم.

14:08.203 --> 14:09.663
‫فقط منو بیارید بیرون تا بتونیم درستش کنیم.

14:09.788 --> 14:14.124
‫ما؟ چیزی به اسم «ما» وجود نداره که تو هم جزوش باشی.

14:15.626 --> 14:16.461
‫دیگه نه.

14:16.586 --> 14:18.129
‫کاوان الان می‌تونه به کالیبور نیزه بزنه؟

14:18.254 --> 14:19.464
‫نه کاوان.

14:22.008 --> 14:25.386
‫ولی من می‌گم همین‌جا ولش کنیم. دقیقاً همون‌طوری که پیداش کردیم.

14:25.511 --> 14:26.179
‫بیاین بریم.

14:26.304 --> 14:30.266
‫صبر کنید. نمی‌تونید همین‌طوری منو
‫اینجا ول کنید. بیخیال فلین. منم، کالیبور.

14:31.309 --> 14:32.686
‫مرشدت.

14:33.394 --> 14:34.729
‫مرشدِ من.

14:34.854 --> 14:36.398
‫یه دروغگو و یه دزد.

14:36.523 --> 14:38.691
‫خب، واقعیتش اینا همه‌ش بخشی از جذابیت منه. مردم...

14:38.816 --> 14:41.319
‫تو هر چی داشتیم و نداشتیم
‫رو بالا کشیدی. ما رو ول کردی که بمیریم.

14:41.444 --> 14:44.323
‫بمیرید؟ من داشتم جونتون رو نجات می‌دادم.

14:44.448 --> 14:48.618
‫فرستادنِ شما سه نفر جلوی گوران برای گرفتنِ جمجمه،
‫فقط باعث می‌شد همه‌تون کشته بشید.

14:50.494 --> 14:53.789
‫من ازت الگو می‌گرفتم. باورت داشتم.

14:55.374 --> 14:57.501
‫ولی دیگه این اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.

15:03.216 --> 15:04.759
‫نمی‌دونم چرا زایا همه‌تون رو فرستاد اینجا.

15:04.884 --> 15:07.763
‫ولی شما «راهیاب» نیستید فلین. به خودتون نگاه کنید.

15:07.888 --> 15:09.348
‫شما قهرمان نیستید. شکست می‌خورید.

15:10.848 --> 15:12.308
‫شما راهیاب نیستید.

15:12.433 --> 15:14.101
‫فلین، این دفعه می‌تونی بهم اعتماد کنی.

15:14.226 --> 15:17.604
‫تو، تو باید بهم اعتماد کنی فلین.

15:17.731 --> 15:19.566
‫بهم اعتماد کن.

15:21.276 --> 15:23.236
‫به کالیبور اعتماد کن.

15:28.241 --> 15:29.326
‫حالت خوبه؟

15:33.621 --> 15:34.623
‫فلین؟

15:34.748 --> 15:35.914
‫به کالیبور اعتماد کن.

15:38.376 --> 15:42.088
‫چی؟ درا واقعی بود. نه، می‌فهمم معنی پیام چیه داداش.

15:42.213 --> 15:43.798
‫قبلاً هم این بحث رو کردیم. اوکی؟

15:43.923 --> 15:46.343
‫هیچ پیامی در کار نیست. فقط سرت خورده به جایی.

15:46.468 --> 15:49.554
‫واقعی بود. الان همه‌چی منطقی شد.

15:49.679 --> 15:52.766
‫منظور زایا این نبود که به عنوان یه دوست به کالیبور اعتماد کنیم.

15:52.891 --> 15:55.101
‫منظورش این بود که وقتی اون حرف رو بهمون زد، حرفش رو باور کنیم،

15:55.226 --> 15:56.603
‫یعنی همون کاری که همین الان کرد.

15:57.478 --> 15:59.523
‫ما راهیاب نیستیم.

16:01.649 --> 16:02.441
‫چی؟

16:02.566 --> 16:05.986
‫بهش فکر کنید. پیش‌گویی در مورد یه جنگجوی قدرتمند حرف می‌زنه،

16:06.113 --> 16:07.989
‫یه ساحره با ذهنِ بی‌کران،

16:08.114 --> 16:10.533
‫یه دزد افسانه‌ای، که رهبرشونه.

16:10.658 --> 16:13.703
‫اینا واقعاً شبیه ما به نظر می‌رسن؟

16:13.828 --> 16:15.621
‫- نه واقعاً.
‫- از نظر فنی اصلاً شبیه نیستن.

16:15.746 --> 16:20.251
‫اوکی، پس اگه ما راهیاب نیستیم، چرا زایا ما رو فرستاد اینجا؟

16:20.376 --> 16:23.379
‫که راهیاب‌های واقعی رو پیدا کنیم و دور هم جمعشون کنیم.

16:25.673 --> 16:28.093
‫من که، من که اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.

16:28.218 --> 16:30.594
‫ببینید، به لطف اوکلی.

16:30.719 --> 16:32.013
‫ما کاوان رو پیدا کردیم...

16:34.181 --> 16:35.558
‫جنگجوی قدرتمند.

16:35.683 --> 16:38.061
‫و اورورا، زایا به ما گفت که تو رو پیدا کنیم.

16:38.186 --> 16:40.063
‫و تو فوق‌العاده‌ای.

16:40.188 --> 16:43.358
‫و همه‌مون رو با جادوی درمانگریت نجات دادی.

16:43.483 --> 16:44.859
‫که این از تو می‌سازه...

16:44.984 --> 16:46.194
‫ساحره‌ای با ذهن بی‌کران.

16:48.863 --> 16:50.614
‫و هر چقدرم که از گفتنش بدم میاد،

16:51.283 --> 16:53.784
‫کالیبور کسی بوده که نقشه می‌کشیده،

16:53.909 --> 16:55.953
‫و تمام مدت بازی رو هدایت می‌کرده.

16:58.123 --> 17:00.374
‫کالیبور، یه رهبر.

17:01.709 --> 17:03.003
‫دزد افسانه‌ای.

17:06.964 --> 17:08.841
‫بچه‌ها، ما راهیاب نیستیم.

17:10.843 --> 17:12.011
‫اونا هستن.

17:18.893 --> 17:20.269
‫نه، امکان نداره اون باشه.

17:20.394 --> 17:22.688
‫الو؟ دارید در مورد چی حرف می‌زنید؟

17:23.814 --> 17:24.899
‫صداتون رو نمی‌شنوم.

17:25.024 --> 17:26.443
‫امکان نداره ما باشیم.

17:26.568 --> 17:28.153
‫زایا ما رو آورد اینجا تا شما رو دور هم جمع کنه.

17:29.446 --> 17:31.364
‫ما آدم خاصی نیستیم.

17:31.489 --> 17:34.618
‫ما فقط سه تا بچه‌ی معمولی هستیم.

17:35.743 --> 17:37.913
‫درحالی‌که شما سه نفر قهرمان‌های واقعی هستید.

17:38.038 --> 17:39.498
‫چطوری مطمئن باشیم؟

17:39.623 --> 17:42.166
‫چون این تنها چیزیه که از وقتی اومدیم اینجا با عقل جور درمیاد.

17:43.043 --> 17:44.711
‫ولی این یعنی باید...

17:44.836 --> 17:46.296
‫آره.

17:46.421 --> 17:47.546
‫باید کالیبور رو آزاد کنیم.

17:49.131 --> 17:52.051
‫اه. چطوری می‌تونم با اون کرمِ کثیف تو یه گروه باشم؟

17:52.176 --> 17:53.928
‫کاوان، به کمکت نیاز دارم.

17:54.053 --> 17:56.389
‫کاوان یه رهبابه.

17:57.181 --> 18:00.393
‫می‌دونستم کمکم می‌کنی. ممنونم فلین.

18:00.518 --> 18:01.978
‫تو هنوز برای من مُرده حساب می‌شی.

18:03.521 --> 18:05.356
‫فلین، این طرز فکرت یه سطح بالاتر بود.

18:05.481 --> 18:07.358
‫آره. به‌طرز عجیبی پخته عمل کردی.

18:07.483 --> 18:09.611
‫منظورم اینه که، برای یه هدف بزرگ‌تر
‫این‌طوری خودت رو کنار کشیدی.

18:11.154 --> 18:14.824
‫خب، من هنوزم می‌تونم رهبر گروه دوم باشم، مگه نه؟

18:16.993 --> 18:20.954
‫♪ (کجا می‌ری؟) وقتی شیطون برای سرت جایزه می‌ذاره ♪

18:21.079 --> 18:25.126
‫♪ (چی می‌بینی؟) وقتی داری به لبه‌ی پرتگاه نزدیک‌تر می‌شی ♪

18:25.251 --> 18:29.129
‫♪ به کی زنگ می‌زنی وقتی تلفن‌ها، وقتی تلفن‌ها دارن مدام زنگ می‌خورن ♪

18:29.254 --> 18:33.218
‫♪ نگران نباش، آره من هواتو دارم، بشنو که حالا دارن هم‌صدا می‌خونن ♪

18:34.928 --> 18:36.554
‫داره نوشابه می‌دزده؟

18:37.931 --> 18:40.849
‫جیمی! واو. ایول.

18:40.974 --> 18:43.311
‫رفقای عشقِ تکنولوژیم بالاخره اون‌قدر

18:43.436 --> 18:44.646
‫ که لازم بود از اون یارو گوران عکس گیر آوردن،

18:44.771 --> 18:46.773
‫تا الگوریتم تشخیص چهره رو باهاش آموزش بدن،

18:46.898 --> 18:48.191
‫و دوباره تمام فیلم‌ها رو چک کردن.

18:48.608 --> 18:51.361
‫همین الان یه عالمه فیلم جدید از گوران برامون فرستادن.

18:51.486 --> 18:53.529
‫فیلمی از بچه‌هامون هم پیدا کردن؟

18:53.654 --> 18:54.698
‫هنوز چکشون نکردیم،

18:55.531 --> 18:58.368
‫ولی این یاروِ عوضی تمام جواب‌هایی که لازم داریم رو داره.

19:00.578 --> 19:02.496
‫صبر کن، استپ کن.

19:04.164 --> 19:04.833
‫بفرما.

19:09.169 --> 19:11.381
‫انگار این عوضی یه همدست داره. اینجا کجاست؟

19:11.506 --> 19:12.798
‫خیابون هفتم و اصلی، سه شنبه پیش.

19:12.924 --> 19:14.299
‫دوربین دیگه‌ای اون اطراف نیست،

19:14.424 --> 19:15.301
‫که مال همون تاریخ و ساعت باشه؟

19:15.426 --> 19:16.761
‫یه ثانیه صبر کن.

19:20.764 --> 19:22.474
‫زاویه‌ش خیلی بده. صورتشون معلوم نیست.

19:22.599 --> 19:23.809
‫آره، ولی انگار حق با توئه.

19:23.934 --> 19:25.561
‫قطعاً یه نفر داره باهاش همکاری می‌کنه.

19:29.148 --> 19:30.774
‫همکاری باهاش یا علیه اون.

19:30.899 --> 19:32.818
‫انگار داره وسیله‌هاشو برمی‌داره.

19:33.861 --> 19:34.988
‫اون یه جمجمه‌ست؟

19:39.701 --> 19:41.286
‫داره نوشابه می‌خره.

19:41.411 --> 19:42.996
‫مطمئنم این تنها چیزیه که می‌خوره.

19:57.509 --> 19:59.469
‫اون چیه؟ چطوری داره...

19:59.596 --> 20:00.554
‫این تنها راهشه.

20:02.681 --> 20:05.393
‫چی دستشه، یه توپه؟

20:05.518 --> 20:06.603
‫این فیلم‌ها نمی‌تونه واقعی باشه.

20:06.728 --> 20:08.229
‫مجبورم نکن این کارو بکنم گوران.
‫به عواقبش فکر کن.

20:08.354 --> 20:09.939
‫مجبورم نکن انجامش بدم.

20:13.234 --> 20:15.944
‫باید اینو به پلیس نشون بدیم. این دختره بدجوری تو دردسره.

20:16.069 --> 20:17.821
‫پلیس هیچ غلطی نمی‌کنه شانا.

20:17.948 --> 20:19.699
‫خودمون باید ته و توی این قضیه رو دربیاریم.

20:22.493 --> 20:24.244
‫وایسا، وایسا، وایسا. بزن عقب.

20:24.369 --> 20:26.163
‫درست قبل از اینکه فرار کنه، صورتش معلوم شد.

20:27.664 --> 20:29.709
‫زوم کن، زوم کن.
‫آره، دارم سعی خودمو می‌کنم.

20:31.251 --> 20:35.381
‫اوه نه...
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

20:35.506 --> 20:38.634
‫خودشه. اون دختره، همون جمجمه‌هه، با دریل.

20:38.759 --> 20:39.928
‫اون تو خونه‌ی منه.

20:40.053 --> 20:41.136
‫تو خونه‌ی توئه.

20:50.146 --> 20:53.608
‫♪ من یه دختر خوش‌شانسم، به هر چی بخوام می‌رسم ♪

20:53.733 --> 20:58.571
‫♪ دستام روی داشبورد، مطمئنم همه‌چی ردیف می‌شه ♪

20:58.821 --> 21:01.574
‫نه، نه. ابداً. هر چی که هست رو بیخیال شو.

21:01.699 --> 21:03.743
‫خواهش می‌کنم. به کمکت نیاز دارم.

21:03.868 --> 21:05.453
‫مگه اون مرده؟

21:05.578 --> 21:07.998
‫نه، داره... بهوش میاد. داستانش مفصله.

21:08.123 --> 21:09.581
‫برینلی، تو رو خدا فقط بذار بیایم تو.

21:09.708 --> 21:12.834
‫باشه، خیلی‌خب. ولی اگه دوست‌دخترت
‫توی خونه‌ی من غزل خداحافظی رو بخونه،

21:12.959 --> 21:14.419
‫قشنگ ازت شکایت می‌کنم.

21:15.171 --> 21:15.963
‫دوست‌دخترم که تویی.

21:16.088 --> 21:18.299
‫زایا فقط باید یه مدت اینجا استراحت کنه.

21:18.424 --> 21:19.801
‫دقیقاً چقدر مثلاً؟

21:23.971 --> 21:25.681
‫این جمجمه‌ی انسانه؟

21:25.806 --> 21:28.101
‫انسان؟ سخت بشه گفت.

21:30.853 --> 21:35.399
‫دریل، من واقعاً دارم در برابر یه عالمه اتفاقِ رو اعصاب،

21:35.524 --> 21:38.694
‫خیلی با خونسردی رفتار می‌کنم.

21:38.819 --> 21:41.279
‫می‌شه لطفاً بگی اینجا چه خبره؟

21:41.406 --> 21:43.533
‫خدایی، هر چی کمتر بدونی برات بهتره.

21:49.579 --> 21:52.249
‫فقط بهم قول بده آخر سر پام به این پادکست‌های جناییِ واقعی باز نمی‌شه.

21:54.146 --> 21:57.146
‫[مربی: کونتو جمع کن بیا اینجا وگرنه از تیم حذفی]

21:57.671 --> 22:02.426
‫اوه پسر، من باید برم.

22:04.094 --> 22:06.263
‫هی، مگه خل شدی؟

22:06.389 --> 22:08.266
‫نمی‌تونی همین‌طوری اینجا ولش کنی.

22:08.391 --> 22:11.351
‫باید با مربی حرف بزنم. فقط ۱۰ دقیقه، شاید ۱۵ دقیقه.

22:11.478 --> 22:11.936
‫نه.

22:12.061 --> 22:14.146
‫فقط حواست بهش باشه.

22:14.271 --> 22:16.189
‫در ضمن، ماشینتم باید قرض بگیرم.

22:17.649 --> 22:18.693
‫آره دیگه، معلومه که می‌خوای.

22:27.201 --> 22:29.954
‫گوش؟ ایی، حالم بد شد.

22:35.626 --> 22:38.629
‫خب، همه با نقشه موافقید؟

22:38.754 --> 22:40.339
‫مخصوصاً از تو می‌پرسم کاوان.

22:40.464 --> 22:42.716
‫کاوان. راهیاب آماده‌ست.

22:42.841 --> 22:46.011
‫اورورا، شاید بهتر باشه مرو پیش من بمونه که جاش امن باشه.

22:49.974 --> 22:51.266
‫ولی من رهبرم.

22:52.851 --> 22:55.479
‫خیله‌خب. شما سه تا مخفی بمونید.

22:55.604 --> 22:58.233
‫ما یه لحظه می‌ریم و با کلید پوچی برمی‌گردیم.

23:14.164 --> 23:16.291
‫هیچ‌کس عمراً این چیزا رو باور نمی‌کنه.

23:16.416 --> 23:17.626
‫آره، ولی خودمون که می‌دونیم چی شده.

23:19.879 --> 23:23.674
‫شاید دقیقاً دنیا رو نجات نداده باشیم،
‫ولی سهم خودمون رو انجام دادیم.

23:23.799 --> 23:27.969
‫باید بگم خدایی خیلی کیف می‌ده که بشینی و استراحت کنی،

23:28.094 --> 23:29.806
‫و بذاری قهرمان‌های واقعی همه‌ی کارها رو انجام بدن.

23:29.931 --> 23:33.309
‫مگه نه؟ یعنی اون پیش‌گویی
‫بدجوری رو مخم بود و بهم استرس می‌داد.

23:33.434 --> 23:35.061
‫بعدشم اون ودریک که فقط می‌خواست کبابمون کنه.

23:35.186 --> 23:37.146
‫و من همه‌ش دارم بابامو تصور می‌کنم که داره داد می‌زنه.

23:37.271 --> 23:40.441
‫تنها کاری که ازت می‌خواستن این بود که
‫یه جمجمه رو داغون کنی و حتی از پسِ اونم برنیومدی.

23:40.566 --> 23:42.151
‫تا آخر عمرت ممنوع‌الخروجی.

23:44.694 --> 23:48.199
‫راست می‌گه. یه جورایی حسِ خاص بودن خوب بود.

23:48.324 --> 23:52.161
‫آره، قشنگ واسه خودم یه ستاره‌ی راک شده بودم.

23:52.286 --> 23:54.831
‫اصلاً کی اهمیت می‌ده که من ناهار رو تنها می‌خورم؟

23:54.956 --> 23:58.668
‫من تو دنیای واقعی یه سیاه‌چال رو شکست دادم.

23:58.793 --> 24:01.253
‫جدی می‌گم، وقتی برگشتیم،

24:02.338 --> 24:04.798
‫باید از این به بعد بیای سر میز من ناهار بخوری. آره.

24:05.883 --> 24:08.594
‫که ابهتم تو مدرسه به فنا بره؟ عمراً.

24:08.719 --> 24:09.678
‫خفه شو بابا.

24:10.888 --> 24:11.889
‫متجاوزها!

24:12.014 --> 24:12.973
‫بگیریدش.

24:14.851 --> 24:16.226
‫بچه‌ها...

24:16.351 --> 24:20.689
‫نه، بهم دست نزنید. دستت رو از روی من بردار.

24:21.398 --> 24:22.858
‫نفرین بهتون.

24:23.818 --> 24:25.319
‫همون‌جا وایسا.

24:25.444 --> 24:26.988
‫باشه، باشه، باشه، آروم باش.

24:27.113 --> 24:29.489
‫این... این جزو نقشه بود؟

24:29.614 --> 24:31.158
‫نه، اصلاً نبود.

24:33.703 --> 24:35.371
‫کاوان؟

24:35.496 --> 24:37.331
‫کاوان تسلیم می‌شه.

24:37.456 --> 24:38.666
‫باید یه کاری بکنیم.

24:38.791 --> 24:42.169
‫قبلاً در موردش حرف زدیم. ما راهیاب نیستیم.

24:42.294 --> 24:46.048
‫نمی‌تونیم همین‌طوری بذاریم دوستامون
‫توسط یه مشت ارکِ قماربازِ خون‌خوار اسیر بشن.

24:48.551 --> 24:50.011
‫خودشه.

24:50.928 --> 24:53.639
‫یه فکری دارم، ولی باید یه جوری حواسشون رو حسابی پرت کنیم.

24:55.849 --> 24:57.309
‫چرا داری منو نگاه می‌کنی؟

25:04.649 --> 25:06.986
‫این دقیقاً کاریه که برازنده‌ی «کش‌ بون‌ جوویِ» بزرگه.

25:07.111 --> 25:08.571
‫هی، من اون بایکلاپس رو شکست دادم، باشه؟

25:21.416 --> 25:23.753
‫اوه‌اوه‌او، ما تسلیمیم.

25:27.589 --> 25:29.341
‫احتمالاً بهترین کار اینه که ما رو یکراست ببرید پیش رئیستون.

25:31.803 --> 25:32.969
‫جهتِ اطلاع بگم،

25:33.094 --> 25:35.681
‫کش بون جووی قشنگ دخلِ این ارک‌ها رو می‌آورد.

25:47.193 --> 25:48.486
‫هنوز برادرت رو پیدا نکردی؟

25:54.741 --> 25:55.993
‫تو از من فاصله بگیر مردنی.

25:56.118 --> 25:58.119
‫اگه دست از سرم برنداری، به پلیس زنگ می‌زنم.

25:58.244 --> 26:01.206
‫چرا؟ اونا که نمی‌تونن برای برگردوندنِ برادرت کمکت کنن.

26:01.331 --> 26:02.874
‫فقط من می‌تونم اون کار رو بکنم.

26:02.999 --> 26:05.419
‫ولی اول، چیزی رو می‌خوام که زایا ازم دزدیده.

26:06.796 --> 26:07.921
‫منظورت همون جمجمه‌ست؟

26:09.048 --> 26:11.508
‫زایا همین الانشم داره ازش استفاده می‌کنه تا به من کمک کنه.

26:11.634 --> 26:12.926
‫کمکت کنه؟

26:13.511 --> 26:15.804
‫ما همه‌مون فقط مهره‌های بازیِ اون هستیم.

26:15.929 --> 26:20.601
‫همون‌طور که بهت گفتم؛ تو، من، برادرت، همه.

26:20.726 --> 26:23.896
‫واقعیت اینه که فقط من قدرتِ کمک کردن بهت رو دارم.

26:24.021 --> 26:27.774
‫فقط یه جادوگر مثل من می‌تونه دریچه‌ای رو به دنیای من باز کنه.

26:27.899 --> 26:29.318
‫تو روی من شمشیر کشیدی مرد.

26:30.403 --> 26:31.779
‫فکر کنم با همون زایا بمونم بهتره.

26:31.904 --> 26:35.324
‫پس تا وقتی که دیگه به دردت نخوری، نوکرِ اون می‌مونی.

26:35.449 --> 26:37.409
‫و بعدش هم بهت خیانت می‌کنه.

26:37.534 --> 26:40.788
‫اوکی، خب هر وقت اون اتفاق افتاد، میام سراغت.

26:41.789 --> 26:45.334
‫جواب اینو بهم بده. اگه زایا می‌خواست برادرت برگرده خونه،

26:45.459 --> 26:47.461
‫پس اصلاً چرا از اول فرستادش بره؟

26:48.211 --> 26:49.171
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

26:49.296 --> 26:51.339
‫زایا راهیاب‌ها رو انتخاب کرد.

26:51.464 --> 26:54.509
‫اون اونا رو توی مسیرِ دنیای من قرار داد. برو از خودش بپرس.

26:54.634 --> 26:57.054
‫ازش بپرس کی برادرت رو فرستاد اونور.

26:57.078 --> 27:02.078
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

27:02.559 --> 27:04.311
‫و بگو؛ تو واقعاً می‌تونی یه دریچه

27:04.436 --> 27:05.688
‫به جایی که فلین هست باز کنی؟

27:06.731 --> 27:08.064
‫بعدش چی؟

27:08.189 --> 27:10.818
‫تو برادرت رو پس می‌گیری و من برمی‌گردم خونه.

27:11.986 --> 27:13.488
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که

27:13.613 --> 27:16.239
‫جمجمه رو به صاحبِ اصلیش برسونی.

27:16.364 --> 27:17.116
‫یعنی به من.

27:18.324 --> 27:20.078
‫یه جورایی به زایا بیشتر از تو اعتماد دارم.

27:24.498 --> 27:25.833
‫وقتی بالاخره حقیقت رو قبول کردی،

27:25.958 --> 27:29.961
‫می‌تونی منو انتهای جاده پیدا کنی. توی دره‌ی مک‌لین.

27:30.088 --> 27:31.088
‫روش حساب نکن.

27:38.021 --> 27:42.021
‫[تو توی خطری؛ الان برو بیرون؛ دختره بده؛ دوستت نیست]

28:00.576 --> 28:01.786
‫عجیبه.

28:01.911 --> 28:04.204
‫تاج‌های قشنگی‌ان. داستانِ جالبی داره.

28:04.329 --> 28:06.581
‫راستش منم لنگه‌ی همینا رو پیدا کرده بودم،

28:06.706 --> 28:08.793
‫تا اینکه اون رفیقِ کلکِت اونا رو از چنگم درآورد.

28:08.918 --> 28:10.169
‫و تو مثلاً کی باشی؟

28:11.169 --> 28:15.383
‫من رئیسِ کالیبورم و تو هم لابد خریدارشی.

28:15.508 --> 28:17.301
‫ریپل‌استیلت‌اسکینِ بدنام.

28:18.761 --> 28:23.014
‫ریپلاکیش، کالیبور اونا رو آورد.

28:24.433 --> 28:28.479
‫من کلکش رو کندم. تاج‌ها الان مال منه.

28:28.604 --> 28:30.689
‫من دنبال تاج‌ها نیستم.

28:32.691 --> 28:36.694
‫هوم، حیف شد. چون همین الانشم براشون خریدار دارم.

28:36.821 --> 28:39.656
‫شاهزاده ودریک. می‌دونیم.

28:39.781 --> 28:42.534
‫پس اینم می‌دونی که عمراً بتونی با قیمتی که اون میده رقابت کنی.

28:42.659 --> 28:44.911
‫ولی چیزی که من پیشنهاد می‌دم، بی‌قیمته.

28:47.498 --> 28:48.624
‫یه کیسه...

28:50.376 --> 28:52.086
‫از جادوی زمین.

28:53.921 --> 28:56.673
‫گنجینه‌هایی از سراسر ستاره‌ها.

28:56.799 --> 28:58.968
‫این اسباب‌بازی‌های تو به جونِ من نمی‌ارزه.

28:59.093 --> 29:02.221
‫اگه کلید پوچی رو به ودریک ندم، سرم رو لبِ باغچه می‌بره.

29:02.346 --> 29:07.018
‫نمی‌دونستم ریپلاکیشِ معروف انقدر از
‫ناراحت کردنِ یه شاهزاده‌ی ایشی می‌ترسه.

29:07.143 --> 29:09.894
‫من اون‌قدرها هم مغرور نیستم که بتونی با یه معامله گولم بزنی.

29:10.019 --> 29:12.273
‫اینا گول‌زدن نیست قربان.

29:17.611 --> 29:18.444
‫اون دکمه‌ی کوچیک رو فشار بده.

29:18.571 --> 29:20.531
‫اوه‌او. نمی‌تونی اون چراغ‌قوه رو بهش بدی،

29:20.656 --> 29:24.576
‫اون مالِ بزرگ‌ترین جادوگرِ زمین، تی‌جی مکسه.

29:25.953 --> 29:26.829
‫آه.

29:34.461 --> 29:37.464
‫کافی نیست.

29:37.589 --> 29:40.426
‫اوه، ولی اون چراغ‌قوه فقط اولِ کاره.

29:40.551 --> 29:42.636
‫من سر قولم هستم. کلکشون رو بکن.

29:42.761 --> 29:47.433
‫نه، من نمی‌خواستم معامله کنم.

29:48.559 --> 29:51.436
‫می‌خوام سرش باهات بازی کنم. یه بازیِ شرطی.

29:52.938 --> 29:54.106
‫چی؟

29:54.231 --> 29:56.233
‫تو ورق‌بازِ معروفی هستی، درسته؟

29:56.901 --> 29:59.819
‫خب، هر چقدرم که خوب باشی، من ازت بهترم.

29:59.944 --> 30:01.279
‫تو فقط یه توله‌سگی.

30:01.404 --> 30:03.866
‫یه توله‌سگی که هیچ‌وقت توی ورق نمی‌بازه.

30:03.991 --> 30:06.994
‫پس اگه من بردم، کیفِ جادوگر و هر چی توش هست مال منه.

30:07.119 --> 30:11.498
‫قبوله. ولی اگه من بردم، کلید پوچی رو برمی‌دارم.

30:13.543 --> 30:14.543
‫و اون شمشیرِ آبی رو.

30:15.669 --> 30:17.088
‫چی؟

30:17.213 --> 30:19.214
‫شرطت رو قبول می‌کنم.

30:25.846 --> 30:27.431
‫آره. چی انقدر خنده‌داره؟

30:27.556 --> 30:31.936
‫اینا می‌دونن من هیچ‌وقت نمی‌بازم. پس بازی رو انتخاب کن. گلیک؟

30:32.061 --> 30:36.314
‫هفت‌ماتم؟ یا شاید تاس رو ترجیح می‌دی.

30:36.439 --> 30:38.274
‫من یه بازیِ بهتر بلدم.

30:38.399 --> 30:40.778
‫اسمش «اونو»ئه.

30:49.078 --> 30:50.579
‫دو تا کارت بکش، احمق.

30:51.663 --> 30:54.499
‫بسه دیگه انقدر قارقار نکن، چهار تا بکش.

31:06.636 --> 31:08.554
‫ست و بازی.

31:29.451 --> 31:30.328
‫نوبتت سوخت (رد شو).

31:30.453 --> 31:34.914
‫پس باز نوبت منه. دوباره رد شو. رد شو.

31:35.039 --> 31:36.041
‫نه، شوخی کردم.

31:41.129 --> 31:42.839
‫چهار تا بکش.

31:56.478 --> 31:58.396
‫نه آبی، نه سبز.

31:59.689 --> 32:01.066
‫اعتراض دارم (به چالش می‌کشم).

32:11.326 --> 32:16.039
‫فکر کنم می‌شه چهار تا به اضافه‌ی دو تا کارت، احمق.

32:17.958 --> 32:22.421
‫و حکم می‌کنم رنگ بشه قرمز.

32:27.051 --> 32:29.178
‫و من...

32:32.389 --> 32:33.139
‫بردم.

32:42.108 --> 32:42.816
‫اونو!

32:45.234 --> 32:46.153
‫چی؟

32:46.278 --> 32:48.613
‫نگفتی «اونو».

32:48.739 --> 32:49.573
‫دو تا کارت بکش.

32:49.698 --> 32:51.658
‫ولی این، این، این... این که قانونِ واقعی نیست.

32:51.783 --> 32:54.828
‫قوانین رو با هم چک کردیم. دو تا کارت بردار.

32:54.953 --> 32:56.788
‫عجب قانونِ احمقانه‌ایه. خودت هم می‌دونی.

32:56.913 --> 32:59.624
‫ولی از نظر فنی اون گفت، اوه...

33:00.543 --> 33:01.668
‫شکستت دادم.

33:06.631 --> 33:08.843
‫سرورم، شاهزاده ودریک داره نزدیک می‌شه.

33:10.301 --> 33:12.221
‫و حالا این بازی واقعاً تموم شد.

33:13.388 --> 33:15.098
‫این کلک‌بازها رو ببرید سیاهچال.

33:15.223 --> 33:17.559
‫نه، نباید بذاری کلید پوچی برسه دست ودریک.

33:18.226 --> 33:21.688
‫منو ول کن. فکر می‌کردم تو یه ازبکِ خوش‌قولی.

33:33.366 --> 33:34.576
‫اون رفته.

33:34.701 --> 33:35.994
‫قرار بود پیشش بمونی.

33:36.119 --> 33:37.704
‫گفتی فقط ۱۰ دقیقه می‌ری.

33:41.541 --> 33:42.584
‫کجا بودی؟

33:43.919 --> 33:46.713
‫توی اون اتاقی که ظرف آب بود؟

33:48.631 --> 33:49.633
‫این کاپشنِ منه؟

33:49.758 --> 33:52.344
‫خیله‌خب. برینلی، می‌شه یه لحظه تنهامون بذاری؟

33:52.469 --> 33:54.596
‫اوه، که مثلاً باهاش به هم بزنی؟ حتماً.

33:54.721 --> 33:56.806
‫بازم می‌گم، اون هیچ‌وقت دوست‌دخترم نبوده.

34:00.436 --> 34:04.398
‫باید بریم. به محض اینکه جون بگیرم تا بتونم دوباره تصویرسازی کنم.

34:04.523 --> 34:05.608
‫من با گوران حرف زدم.

34:06.899 --> 34:07.818
‫چی؟

34:08.401 --> 34:09.653
‫راسته؟

34:09.778 --> 34:11.696
‫تو بودی که فلین رو فرستادی به اون یکی دنیا.

34:15.659 --> 34:16.868
‫دریل، واقعاً به این سادگی‌ها که فکر می‌کنی نیست.

34:16.993 --> 34:18.536
‫فقط بهم بگو.

34:19.579 --> 34:20.581
‫تو این کارو کردی؟

34:24.084 --> 34:25.794
‫آره، من فلین رو انتخاب کردم.

34:25.919 --> 34:27.921
‫باورنکردنیه. من بهت اعتماد کردم.

34:28.046 --> 34:30.758
‫هر کاری گفتی کردم تا فلین صحیح و سالم برگرده خونه.

34:30.883 --> 34:32.301
‫ولی نقشه‌ت واقعاً این نیست، مگه نه؟

34:32.426 --> 34:34.886
‫دریل، نباید به حرف‌های گوران گوش بدی.

34:35.011 --> 34:36.554
‫اون هر دروغی می‌گه تا بتونه جمجمه رو به دست بیاره.

34:36.679 --> 34:39.058
‫جالبه. اونم همین حرف رو در مورد تو زد.

34:40.684 --> 34:41.851
‫پس ثابت کن اون اشتباه می‌کنه.

34:41.976 --> 34:43.896
‫دقیقاً بهم بگو چطوری می‌خوای فلین رو برگردونی.

34:44.021 --> 34:46.064
‫هنوز نمی‌دونم.

34:46.189 --> 34:50.318
‫هوم. برای یه بارم که شده، باهام رک باش.

34:50.443 --> 34:52.696
‫اصلاً نجات دادنِ برادرم برات مهم هست؟

34:55.323 --> 35:01.079
‫معلومه که هست. حقیقت اینه که سرنوشتِ دنیا در خطره.

35:01.913 --> 35:04.166
‫چیزهای مهم‌تری هست که باید توی این قضیه لحاظ بشه، دریل.

35:04.291 --> 35:06.376
‫هیچ‌چیزی مهم‌تر از نجات دادنِ فلین نیست.

35:11.714 --> 35:13.299
‫- دریل...
‫- گوران شاید بهم دروغ گفته باشه.

35:13.424 --> 35:15.678
‫ولی حداقل اون یه راهی برای برگردوندنِ فلین داره.

35:15.803 --> 35:19.764
‫بذار استراحت کنم، بعدش بیشتر می‌گردم؛ خواهش می‌کنم دریل.

35:19.889 --> 35:21.558
‫مطمئنم یه راهی پیدا می‌کنیم.

35:21.683 --> 35:23.018
‫تو فرصتت رو داشتی.

35:36.281 --> 35:39.993
‫خواهش می‌کنم دریل، نمی‌فهمی داری چی کار می‌کنی.

35:40.118 --> 35:43.956
‫اتفاقاً برای یه بار هم که شده، قشنگ می‌فهمم. دارم برادرم رو نجات می‌دم.

35:44.081 --> 35:45.081
‫حالا برو کنار.

35:46.749 --> 35:50.378
‫شاید ضعیف‌تر از اون باشم که بتونم
‫آینده رو ببینم، ولی از جام تکون نمی‌خورم.

35:50.503 --> 35:51.754
‫می‌دونم که بهم آسیب نمی‌زنی.

36:03.266 --> 36:04.601
‫عجب، دنده عقبم بلدن برن!

36:10.023 --> 36:11.524
‫دوباره ماشینمو برداشت برد؟

36:21.701 --> 36:22.703
‫حالت خوبه؟

36:30.293 --> 36:32.671
‫اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟ «راهیاب‌ها»؟

36:32.796 --> 36:35.173
‫خب، نقشه‌تون قبل از اینکه پاتون رو بذارید تو، شکست خورد.

36:35.298 --> 36:36.883
‫حواست هست که خودت هم اسیر شدی دیگه؟

36:37.008 --> 36:38.969
‫هی، تقصیر ما نیست.

36:39.844 --> 36:43.556
‫کاشف به عمل اومد که رفیقِ کالیبور، دقیقاً یه ازبکِ خوش‌قول نیست.

36:43.681 --> 36:46.059
‫توی ورق‌بازی تقلب می‌کنه. معلومه که می‌کنه.

36:46.184 --> 36:49.146
‫فکر کردی چطوری همیشه برنده می‌شه؟ خیلی هم بدباخت بود.

36:50.104 --> 36:51.106
‫همیشه همین‌طوری بوده.

36:59.323 --> 37:00.783
‫دستت رو از من بکش مرتیکه‌ی غول‌تشن.

37:00.908 --> 37:02.493
‫وایسید، اونا رو کجا می‌برید؟

37:05.788 --> 37:08.539
‫ودریک شاهزاده خانم و اون نیمه‌انسان رو می‌خواد.

37:10.834 --> 37:12.753
‫به ریپ بگو داره یه اشتباهِ خیلی بزرگ می‌کنه.

37:14.838 --> 37:18.091
‫ریپ بهم گفت اگه زیاد حرف زدی، همین کارو بکنم.

37:23.846 --> 37:25.056
‫کاوان؟

37:25.181 --> 37:26.933
‫نگران نباش. میایم سراغت.

37:27.058 --> 37:28.184
‫ما یه نقشه داریم.

37:28.934 --> 37:29.811
‫نقشه چیه؟

37:29.936 --> 37:30.896
‫نقشه.

37:33.189 --> 37:34.774
‫بیخیال شیم و به یه مرگِ بدون درد امید داشته باشیم.

37:39.071 --> 37:40.404
‫فکر کردم هیچ‌وقت نمی‌رن.

37:40.529 --> 37:43.824
‫اوکلی، اینکه مجبورش کردی اونو بازی کنه نبوغ‌آمیز بود.

37:43.949 --> 37:46.286
‫عجب حواس‌پرتیِ باحالی بود. مثل بنز جواب داد.

37:48.998 --> 37:51.416
‫حواس‌پرتی؟ این بخشی از نقشه بود.

37:52.584 --> 37:53.668
‫بیشترش.

38:03.011 --> 38:03.844
‫بد نبود.

38:03.969 --> 38:06.806
‫ممنون ولی، ودریک با یه ارتشِ کوچیک بیرون منتظره.

38:07.433 --> 38:08.516
‫کالیبور!

38:08.641 --> 38:09.976
‫حالا دیگه فرار می‌کنی؟

38:11.561 --> 38:12.813
‫راه رو نشون بده فلین. منم میام.

38:45.511 --> 38:47.723
‫خب، امیدوارم هیچ‌کدوم از

38:47.848 --> 38:49.849
‫سربازات انگشتشون روی ماشه نلرزه.

38:49.974 --> 38:53.853
‫سرورم، جایزه‌تون رو آوردم.

38:55.396 --> 38:57.649
‫چقدر دلم برات تنگ شده بود، نامزدِ عزیزم.

38:59.234 --> 39:00.443
‫وقتشه برگردیم خونه.

39:00.778 --> 39:03.154
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه با تو باشم.

39:03.279 --> 39:05.656
‫آدم همیشه نمی‌تونه انتخاب کنه عاشقِ کی باشه، پرنسس.

39:05.783 --> 39:10.328
‫هیچ‌کس تو رو دوست نداره. کاوان وجودش فقط پر از نفرته.

39:14.249 --> 39:17.419
‫نه، نه، نه. تمومش کن.

39:21.839 --> 39:23.591
‫غولِ فراریِ من.

39:23.716 --> 39:26.219
‫فکر کردی این دفعه بدون آمادگی میام سراغت؟

39:26.344 --> 39:27.513
‫کاوان.

39:27.638 --> 39:30.348
‫حیف شد که قبل از اینکه کارم باهات تموم بشه از آزمایشگاهم فرار کردی.

39:32.391 --> 39:36.771
‫ولی نگران نباش، از این به بعد فقط
‫وقتی بهت اجازه بدم تبدیل به اون هیولا می‌شی.

39:36.896 --> 39:38.481
‫نه اگه کاوان اول تو رو بکشه.

39:39.524 --> 39:41.234
‫اگه امتحان نمی‌کردی ناامید می‌شدم.

39:42.611 --> 39:44.529
‫از اون دزد و اون سه تا فسقلی خبری نشد؟

39:44.654 --> 39:47.616
‫قرار ما سرِ این دو نفر و اون گوی جادویی بود.

39:48.824 --> 39:52.411
‫هرچند، کالیبور رو سپردم به یه سرنوشتِ وحشتناک.

39:52.538 --> 39:54.289
‫تو واقعاً یه ازبکِ خوش‌قولی.

39:54.956 --> 39:57.166
‫حالا، جایزه‌م.

40:26.738 --> 40:30.158
‫دارم از این بازی خیلی خسته می‌شم.

40:30.283 --> 40:31.701
‫نه، منظورم این نبود که...

40:31.868 --> 40:33.494
‫تینتریک! (جادوی صاعقه)

40:38.624 --> 40:41.961
‫نفرین به این راهیاب‌ها، اونا هیچی نیستن. هیچی.

40:42.086 --> 40:43.963
‫و با این حال هنوزم یه راهی برای عذاب دادنِ من پیدا می‌کنن.

40:44.088 --> 40:45.883
‫به کی می‌گی هیچی؟

40:49.386 --> 40:50.971
‫دوست‌های ما رو ول کن.

40:51.096 --> 40:54.683
‫وگرنه این دکمه رو فشار می‌دم

40:54.808 --> 40:56.059
‫و با اون کلید پوچیِ عزیزت غیب می‌شیم.

41:04.276 --> 41:07.111
‫اون دکمه رو فشار بدی، دوستات می‌میرن.

41:07.236 --> 41:09.448
‫انجامش بده فلین. اون در هر صورت همه‌مون رو می‌کشه.

41:09.573 --> 41:10.991
‫برو خونه، جمجمه رو نابود کن.

41:11.116 --> 41:14.828
‫بزن فلین. کاوان حاضره بمیره تا جلوی ودریک رو بگیره.

41:15.996 --> 41:17.623
‫آخرین فرصتته، ودریک.

41:20.749 --> 41:22.459
‫معلومه که دلت می‌خواد برگردی خونه.

41:23.419 --> 41:25.046
‫شما بچه‌هایی که جاتون اینجا نیست.

41:26.298 --> 41:30.634
‫ولی آخرین چیزی که می‌شنوی، صدای جیغِ رفقاته که دارن شکنجه می‌شن.

41:32.554 --> 41:35.181
‫تا وقتی زنده‌ای هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنی.

41:36.974 --> 41:38.309
‫فلین.

41:44.399 --> 41:45.649
‫دی‌ره! (پایان)

42:03.834 --> 42:07.798
‫کالیبور! نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه. کالیبور.

42:07.923 --> 42:09.214
‫چرا این کارو کردی؟

42:09.341 --> 42:11.218
‫من، مجبور بودم نجاتت بدم.

42:12.678 --> 42:14.513
‫راهیاب‌ها رو نجات بدید.

42:14.638 --> 42:17.306
‫ما، ما... ما راهیاب نیستیم.

42:17.431 --> 42:18.683
‫پیام زایا...

42:20.518 --> 42:25.023
‫همیشه منظورش شما بودید، نه ما. الان دیگه می‌فهمم.

42:27.024 --> 42:28.734
‫شما برگزیده‌اید.

42:30.903 --> 42:33.906
‫من باورتون دارم.

42:35.324 --> 42:37.661
‫باید بهم اعتماد کنید.

42:37.786 --> 42:40.121
‫نه، نه کالیبور.

42:41.998 --> 42:43.041
‫کالیبور.

43:01.809 --> 43:05.563
‫بسه دیگه بچه‌ها. می‌دونید که می‌تونم بیام اون تو.

43:07.649 --> 43:10.276
‫اگه بیای اینجا، از کلید پوچی استفاده می‌کنیم.

43:10.600 --> 43:13.600
‫جدی باش پسر. من می‌دونم دوستاتو جا نمی‌ذاری.

43:16.116 --> 43:17.574
‫لازم نیست کس دیگه‌ای بمیره.

43:18.534 --> 43:20.869
‫کلید پوچی رو بده به من، بقیه‌ی دوستات می‌تونن زنده بمونن.

43:20.996 --> 43:23.206
‫حتی وقتی جمجمه رو بگیرم، می‌فرستمتون خونه.

43:24.248 --> 43:25.958
‫همون چیزی که همیشه می‌خواستید.

43:27.334 --> 43:28.586
‫باید چی کار کنیم؟

43:28.711 --> 43:31.714
‫دقیقاً همون کاری که اورورا گفت. ماه رو فشار بده. برو خونه.

43:31.839 --> 43:33.383
‫اون جمجمه رو برای همیشه نابود کن.

43:33.508 --> 43:36.969
‫نمی‌تونم وایسم و تماشا کنم که ودریک دوباره کاوان رو شکنجه کنه.

43:37.094 --> 43:40.681
‫نمی‌تونم. نجات دادنِ دنیا چه فایده‌ای
‫داره وقتی همه‌ی دوستامون مُردن؟

43:40.806 --> 43:42.726
‫درسته. ولی ما... دیگه راهی برامون نمونده.

43:43.851 --> 43:45.811
‫فکر کنم مجبوریم کلید پوچی رو بهش بدیم،

43:45.936 --> 43:49.483
‫شاید وقتی چیزی که می‌خواد رو گرفت، بذاره همه‌مون بریم.

43:50.858 --> 43:52.276
‫واقعاً باورت می‌شه؟

43:54.278 --> 43:55.071
‫نه.

44:01.369 --> 44:02.788
‫باید بجنگیم.

44:03.413 --> 44:04.163
‫چی؟

44:04.288 --> 44:07.709
‫بازم اشتباه کردم، این همون چیزیه که دریل داشت در موردش حرف می‌زد.

44:11.046 --> 44:12.714
‫به کالیبور اعتماد کن.

44:14.089 --> 44:16.509
‫پس داری می‌گی ما واقعاً راهیاب هستیم.

44:16.634 --> 44:17.886
‫کالیبور به ما باور داشت.

44:18.011 --> 44:20.721
‫اون باور داشت که ما تنها کسایی هستیم که می‌تونیم جلوی ودریک رو بگیریم.

44:20.846 --> 44:23.766
‫اینجاست. این سرنوشت ماست.

44:23.891 --> 44:26.686
‫هنوز نمی‌تونیم بریم خونه.

44:26.811 --> 44:30.023
‫حتی اگه راهیاب هم باشیم، باز حریف ودریک نمی‌شیم.

44:30.148 --> 44:31.524
‫اگه بریم بیرون، مُردیم.

44:31.649 --> 44:33.234
‫نه اگه با هم همکاری کنیم.

44:33.359 --> 44:34.653
‫مثل همیشه.

44:34.778 --> 44:35.944
‫نقشه رو من می‌کشم.

44:36.404 --> 44:41.284
‫کش، برو شمشیر کالیبور رو بردار و مثل یه
‫«کشِ بون‌جوویِ» واقعی بیفت به جون اون سربازها.

44:43.703 --> 44:44.746
‫ایول.

44:44.871 --> 44:47.164
‫و، و اوکلی. تو...

44:47.289 --> 44:48.249
‫من چی؟

44:48.958 --> 44:50.418
‫من یه شمع روشن می‌کنم و فوتش می‌کنم.

44:52.253 --> 44:55.839
‫کلِ کاری که از دستم برمیاد همینه. قشنگ مرو رو حروم کردنِ خالصه.

45:00.386 --> 45:01.888
‫قشنگ مرو رو حروم کردن...

45:15.276 --> 45:18.779
‫وقت تمومه؛ یا کلید پوچی رو می‌دی یا اون موجودِ بعدی می‌میره.

45:19.489 --> 45:22.909
‫باشه. باشه. شلیک نکن، داریم با کلید پوچی میایم بیرون.

45:27.288 --> 45:29.164
‫خوشحالم می‌بینم سرِ عقل اومدی.

45:30.458 --> 45:32.584
‫همون‌طور که گفتی، لازم نیست کس دیگه‌ای بمیره.

45:33.544 --> 45:35.713
‫بذار برن و من گوی رو بهت می‌دم.

45:35.838 --> 45:37.631
‫فلین. نه.

45:40.634 --> 45:44.179
‫وقتی کلید پوچی تو دستم باشه، می‌تونی زندانی‌ها رو آزاد کنی.

45:57.861 --> 45:58.778
‫احمق‌ها.

45:59.529 --> 46:01.614
‫شما همه‌چی رو به من دادید...

46:03.241 --> 46:04.659
‫در ازای هیچ‌چی.

46:06.161 --> 46:07.536
‫دوست‌های ما همه‌چیزِ ما هستن.

46:24.428 --> 46:27.974
‫باید بگم که چقدر پیش‌پاافتاده؛ برای راهیاب‌های افسانه‌ای،

46:28.099 --> 46:31.059
‫باید بگم که ناامیدکننده از آب دراومدید.

46:36.148 --> 46:38.026
‫ببخشید که ناامیدت کردیم.

46:40.528 --> 46:42.113
‫سیدِ (جادوی باد).

46:50.079 --> 46:51.664
‫بکشیدشون.

46:54.834 --> 46:56.211
‫لاسای (جادوی آتش).

47:07.679 --> 47:11.141
‫حالا آزادید. رفیق، بهت نیاز داریم.

47:21.569 --> 47:22.528
‫اوکلی.

47:51.974 --> 47:53.059
‫کاوان!

48:10.951 --> 48:12.661
‫پسر، این قدرت جادویی داره.

48:46.236 --> 48:47.321
‫پسر!

48:54.746 --> 48:56.121
‫کاوان!

49:12.846 --> 49:13.848
‫سلام.

49:14.974 --> 49:16.726
‫کسی اینجا نیست؟

49:16.851 --> 49:19.269
‫گوران. جمجمه‌ت رو آوردم.

49:24.108 --> 49:26.234
‫پس بالاخره با زایا روبرو شدی، نه؟

49:27.403 --> 49:30.281
‫و مگه من در مورد همه‌چی درست نمی‌گفتم، رفیق؟

49:30.406 --> 49:33.909
‫تو رفیق من نیستی. من فقط برای برگردوندن فلین دارم باهات کار می‌کنم.

49:34.034 --> 49:36.954
‫با جمجمه‌ی مردوخ، هر چیزی ممکنه.

49:38.081 --> 49:42.168
‫خودِ مردوخ بود که قدرت سفر بین دنیاها رو کشف کرد.

49:42.293 --> 49:44.796
‫اصلاً برام مهم نیست. فقط از این لعنتی استفاده کن تا برادرم رو برگردونی.

49:53.346 --> 49:56.474
‫مردوخ قرن‌هاست که تو خوابه.

49:56.599 --> 50:00.019
‫اولین قدم اینه که بیدارش کنیم.

50:11.698 --> 50:12.698
‫چقدر در موردش اشتباه می‌کردم.

50:14.449 --> 50:17.036
‫وقتی فقط به فکر خودش بود، آدمِ بهتری بود.

50:19.873 --> 50:23.126
‫کاش اورورا اینجا بود، اون می‌تونست دوباره زنده‌ش کنه.

50:26.963 --> 50:28.964
‫اورورا تنها ساحره‌ی دنیا نیست.

50:38.516 --> 50:39.433
‫نه.

50:42.936 --> 50:45.564
‫آخرین باری که یه طلسم جدید رو امتحان کردم، نزدیک بود بمیریم.

50:45.689 --> 50:49.234
‫باید امتحان کنیم. من... من قبلاً گشتم. هیچی نیست.

50:57.951 --> 51:02.831
‫بفرما، این یه طلسم شفابخشه. ولی اون مُرده. زخمی نشده که.

51:02.956 --> 51:03.958
‫امکان نداره...

51:04.083 --> 51:05.376
‫به امتحان کردنش می‌ارزه.

51:05.501 --> 51:09.713
‫حتی اگه هیچ احتمالی هم نباشه، فقط خواهش می‌کنم،
‫از هر چی مرو برات مونده استفاده کن.

51:10.381 --> 51:11.591
‫خواهش می‌کنم.

51:17.471 --> 51:19.639
‫هنوز یکم مرو تو وجودم مونده، بعلاوه‌ی این.

51:36.533 --> 51:38.074
‫دیان آن هویل اِ استوپاد (خونریزی رو بند بیار).

51:55.801 --> 51:59.013
‫♪ صبحِ مه‌آلود، آسمونِ تاریک... ♪

51:59.179 --> 52:02.599
‫خیلی متأسفم، کافی نبود.

52:03.476 --> 52:04.476
‫معذرت می‌خوام.

52:05.353 --> 52:08.523
‫♪ تا بتونم دوباره بخوابم ♪

52:12.859 --> 52:15.238
‫خب حالا چی؟

52:16.698 --> 52:17.989
‫منظورم اینه که، ما هنوز اینجا گیر کردیم.

52:18.324 --> 52:20.743
‫کاوان رفته. تمام مروهامون رو هم مصرف کردیم.

52:20.868 --> 52:22.411
‫ودریک اورورا رو داره.

52:23.454 --> 52:26.206
‫از همه بدتر، کلید پوچی هم دستِ ودریکه.

52:27.333 --> 52:28.876
‫در واقع هیچی نداریم.

52:32.379 --> 52:35.466
‫آره. عملاً همه‌چی رو باختیم.

52:36.466 --> 52:37.509
‫آه.

52:41.096 --> 52:42.806
‫کالیبور!

52:44.934 --> 52:46.393
‫هنوز بیهوشه.

52:46.518 --> 52:49.146
‫آره، ولی اونقدری زنده هست که بتونیم کمکِ بیشتری بگیریم.

52:50.398 --> 52:51.649
‫دختر، تو امروز واقعاً ترکوندی.

53:05.496 --> 53:09.666
‫دیگه خسته شدم از باختن. باید توی این قصه‌ی راهیاب بودن بهتر بشیم.

53:09.791 --> 53:12.628
‫حق با توئه. دیگه فرار بسه.

53:13.879 --> 53:15.506
‫باید جنگ رو بکشونیم سمتِ ودریک.

53:17.341 --> 53:18.384
‫خطرناکه ها.

53:19.468 --> 53:20.469
‫آره.

53:21.929 --> 53:24.181
‫ممکنه همه‌مون بمیریم.

53:24.306 --> 53:25.349
‫احتمالاً.

53:28.226 --> 53:31.313
‫خب پس، بریم دنیا رو نجات بدیم.

53:42.158 --> 53:45.328
‫باید می‌گفتم «راهیاب‌ها» و تا سه می‌شمردم؟ بعد همه‌مون دستامون رو می‌ذاشتیم رو هم؟

53:45.453 --> 53:46.746
‫اصلاً حرفش رو هم نزن.

53:46.871 --> 53:48.539
‫نه پسر، باحال می‌شد که.

53:49.539 --> 53:51.834
‫بیخیال کش. تو باید توی این جور چیزها کمکم کنی.

53:51.959 --> 53:53.711
‫من تا حالا توی یه تیمِ واقعیِ واقعی نبودم.

53:53.735 --> 53:58.735
پــایـــان فـــصـــل اول

53:58.759 --> 54:03.759
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

54:03.783 --> 54:08.783
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.
