WEBVTT

00:30.831 --> 00:35.291
‫ساختمان قلعه در واقع همین پایینه.
‫دم‌دمای صبح یواشکی می‌ریم تو.

00:35.331 --> 00:36.331
‫یواشکی؟

00:36.371 --> 00:37.551
‫برا چی داریم یواشکی می‌ریم؟

00:37.871 --> 00:43.250
‫خب، قضیه خرابه‌های باستانی اینه که معمولاً یه جونور کثافت و بدقلق

00:43.251 --> 00:44.891
‫اونجا لونه کرده و واسه خودش قلمرو ساخته.

00:45.431 --> 00:48.871
‫منطقیه. تو تمام اون خرابه‌هایی که بازی کردم هم دقیقاً همین شکلی بود...

00:49.571 --> 00:50.571
‫بازی کردی؟

00:51.271 --> 00:54.631
‫آه، تو دنیای من، ما یه چیزی داریم به اسم بازی‌های ویدیویی.
‫تو چیزی ازش نمی‌دونی.

00:54.651 --> 00:55.651
‫یه جورایی... مجازی‌یه؟

00:55.771 --> 00:58.681
‫نه. الکترونیکیه. این دو تا کل صبح
‫رو داشتن همین رو ازش می‌پرسیدن.

00:58.881 --> 00:59.881
‫دارن دور خودشون می‌چرخن.

01:00.121 --> 01:04.339
‫آره، «فلین» یه عشق یه طرفه به

01:04.340 --> 01:05.340
‫«کالیبور» پیدا کرده. واقعاً دیدنش سخته.

01:05.560 --> 01:07.041
‫یه رفاقتِ مردونه؟

01:07.281 --> 01:09.541
‫آره. آه، آره. نه، می‌فهمم.

01:10.221 --> 01:13.721
‫دوست داشتن «کالیبور» راحته. باهوشه.

01:15.021 --> 01:17.321
‫به‌شدت شجاعه. زبون‌باز و خوش‌صحبته.

01:18.001 --> 01:21.581
‫و تو فکر خودش، تو هر کاری که می‌کنه نیتش خیره.

01:22.461 --> 01:23.461
‫اما...

01:23.750 --> 01:29.330
‫اما وقتی اوضاع خیط بشه، که حتماً هم می‌شه، «کالیبور» با صورت پرتت

01:29.331 --> 01:31.191
‫می‌کنه تو لجن و از پشتت مثل پل استفاده می‌کنه تا خودش رو بکشه بالا.

01:31.511 --> 01:32.811
‫این دیگه یکم بی‌انصافیه.

01:33.411 --> 01:37.411
‫سعی کن چند ماه رو تو «داکتو» بگذرونی،
‫اون‌وقت می‌فهمی چی واقعاً بی‌انصافیه.

01:38.011 --> 01:40.091
‫صبر کن ببینم، یعنی تقصیر «کالیبور» بود که تو زندانی شدی؟

01:40.891 --> 01:42.251
‫ترجیح می‌دم در موردش حرف نزنم.

01:43.531 --> 01:46.011
‫ولی آره، همه‌ش تقصیر اون بود.

01:46.971 --> 01:50.471
‫چی؟ چیزی که می‌خوام بگم اینه که اگه شایعات درست باشه...

01:51.151 --> 01:53.771
‫یه «بایکلاپس» تو اقامتگاه رئیس «اولگ» جا خوش کرده.

01:54.251 --> 01:55.251
‫بایکلاپس؟

01:55.451 --> 01:56.451
‫بایکلاپس دیگه چیه؟

01:56.731 --> 02:00.551
‫اسمش شبیه «سایکلاپس» (تک‌چشم) هست، ولی به جای یکی، دو تا چشم داره.

02:00.811 --> 02:02.051
‫آره، دقیقاً.

02:02.791 --> 02:04.071
‫خب ولی ما هم دو تا چشم داریم.

02:04.311 --> 02:06.031
‫یعنی این ما رو هم بایکلاپس می‌کنه؟

02:06.231 --> 02:08.031
‫کدوم بخش این قضیه درکش انقدر سخته؟

02:09.050 --> 02:13.910
‫گوش کن، ما فقط داریم می‌گیم که یه بایکلاپس دو

02:13.911 --> 02:19.791
‫تا چشم داره، که یه تعدادِ معمولی واسه چشمه.
‫و واسه همینم دو برابر کشنده‌تره، احمق.

02:19.831 --> 02:20.831
‫اون فقط یه غول با دو تا چشمه، مثل بقیه ما.

02:21.101 --> 02:23.321
‫خب، بهتره خفه شین وگرنه صداتون رو از همین‌جا می‌شنوه.

02:23.861 --> 02:25.581
‫کسی چیزی درباره بایکلاپس گفت؟

02:25.781 --> 02:29.681
‫آره. «کالیبور» داره همه‌چی رو درباره
‫اون بایکلاپسِ گنده و بدجنس بهمون می‌گه.

02:30.001 --> 02:31.061
‫«کالیبور» زده به سرش.

02:32.101 --> 02:33.101
‫حق با «کالیبور»ـه.

02:34.341 --> 02:35.381
‫«کالیبور» کاملاً درست می‌گه.

02:35.761 --> 02:37.101
‫بایکلاپس وحشتناکه.

02:37.961 --> 02:39.861
‫خیلی افتضاحه.

02:44.441 --> 02:46.161
‫حالم از بایکلاپس به هم می‌خوره.

02:46.821 --> 02:50.361
‫تو و کالیبور امروز با یه بایکلاپس
‫غول‌پیکرِ دو سر می‌خواید چیکار کنید؟

02:50.801 --> 02:54.400
‫خب، فکر کنم اسم بایکلاپس به اندازه
‫کافی واضح باشه. حداقل یه استفاده‌ای

02:54.401 --> 02:56.841
‫واسه شما راهیاب‌ها پیدا کردیم.
‫شماها طعمه‌های معرکه‌ای می‌شید...

02:56.865 --> 02:58.365
‫عجب ایده احمقانه‌ایه!

03:29.711 --> 03:30.711
‫بزن بریم، یالا!

03:32.321 --> 03:33.821
‫ازین بایکلاپس متنفرم!

03:36.345 --> 03:38.845
‫صب کنین..صـ..صـ..صبر کنین.

03:41.321 --> 03:42.321
‫باید کمکش کنم.

03:43.321 --> 03:45.721
‫هی! بایکلاپس! بایکلاپس!

03:46.745 --> 03:47.745
‫بایکلاپس!

03:48.869 --> 03:50.869
‫جفت چشات به من!

03:50.893 --> 03:52.393
‫مارو نگا داریم در می‌ریم!

03:52.917 --> 03:54.417
‫اینجا!

03:56.341 --> 03:57.341
‫احمقا!

03:57.365 --> 03:59.365
‫برید!...برید..برید..برید

04:05.389 --> 04:06.589
‫باید به کش کمک کنیم!

04:06.613 --> 04:08.613
‫تو بمون. من خودم میرم بیرون.

04:09.291 --> 04:12.091
‫اون پسر شاید وضعش از ما بهتر باشه، ولی شماها اگه
‫دلتون می‌خواد برید اون بیرون و بمیرید، راحت باشید.

04:13.471 --> 04:14.931
‫اوه پسر.

04:15.331 --> 04:16.331
‫اون می‌میرم.

04:28.321 --> 04:29.321
‫خلاص!

04:38.321 --> 04:41.321
‫راهیاب ها یک (امتیاز)، بایکلاپس هیچ.

04:47.321 --> 04:52.321
بامابین تقدیم می‌کند
.:: Bamabin.com ::.

04:52.321 --> 04:57.321
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

06:19.321 --> 06:22.321
« راه یـــاب هـــا »

06:26.061 --> 06:28.901
‫عمداً از یه راهیاب به عنوان طعمه استفاده می‌کنه.
‫من به همه‌شون درباره این بایکلاپس هشدار دادم.

06:29.081 --> 06:30.221
‫چه نقشه مزخرفی.

06:31.001 --> 06:37.121
‫نقشه‌ای که جواب بده، ذاتاً نقشه خوبیه، پرنسس.

06:37.761 --> 06:39.421
‫تو واقعاً از کالیبور متنفری، نه؟

06:40.141 --> 06:41.141
‫از ریخت و قیافه‌ش.

06:41.821 --> 06:43.581
‫مخصوصاً از اون صورتِ از خود راضیش.

06:44.681 --> 06:46.521
‫و کلاً از کل وجودش.

06:55.601 --> 06:56.600
‫از این طرف.

06:56.601 --> 06:58.641
‫دیدی؟ آه، آره.

07:06.861 --> 07:10.921
‫یه سوال. چرا این طاق‌ها انقدر فسقلی و کوچیکن؟

07:11.361 --> 07:15.241
‫«اولگ» پادشاه کوتوله‌ها بود.
‫اینجا همه‌چی به طور مناسبی کوچیکه.

07:15.721 --> 07:17.361
‫«اسلیم»، فانوس رو بیار.

07:19.201 --> 07:23.261
‫خب «آرورا»، قضیه تو و «کالیبور» چیه؟

07:24.331 --> 07:25.811
‫ترجیح می‌دم بهش فکر نکنم.

07:26.971 --> 07:30.751
‫به قول تیک‌تاک، حرفت رو بزن، نریز تو خودت.

07:31.071 --> 07:34.031
‫باید حسش کنی تا بتونی درمانش کنی، مگه نه؟

07:36.751 --> 07:40.170
‫نه، معذرت می‌خوام، من اصلاً نمی‌فهمم چی می‌گی.
‫این جمله‌بندی‌ها قراره هوشمندانه باشه

07:40.171 --> 07:41.090
‫فقط چون قافیه داره؟

07:41.091 --> 07:42.391
‫منظورش اینه که احساساتت رو به اشتراک بذار.

07:43.151 --> 07:47.410
‫آره دیگه، می‌دونی، قبل از اینکه تلمبار بشه
‫و سرت بترکه، همه‌چی رو به دوستات بگو.

07:47.411 --> 07:48.411
‫نه،

07:49.151 --> 07:50.991
‫احتمالاً بهتره که نگم. چی؟

07:51.611 --> 07:52.931
‫احساساتت رو بگو.

07:53.521 --> 07:56.301
‫مردم دنیای شما واقعاً همچین اراجیفی رو تحمل می‌کنن؟

07:57.121 --> 08:01.000
‫حالا که فکر می‌کنم، شاید عاقلانه باشه که
‫شماها حقیقت رو درباره دوست‌مون «کالیبور» بدونید.

08:01.001 --> 08:02.741
‫کدوم حقیقت؟

08:04.881 --> 08:06.881
‫همه‌چی قبل از اینکه حتی همدیگه رو ببینیم شروع شد.

08:07.661 --> 08:10.321
‫اون موقع که من نامزد شاهزاده «فردریک» بودم.

08:11.481 --> 08:12.521
‫شاهزاده فردریک؟

08:13.081 --> 08:14.261
‫صبر کن، از اول اولش بگو.

08:15.521 --> 08:16.521
‫نامزد؟

08:16.901 --> 08:20.780
‫جدی؟ فکر نکردی لازمه به این اشاره کنی که نامزدِ اون

08:20.781 --> 08:22.721
‫شاهزاده «تایکو»ـیِ پیری بودی که می‌خواد ما رو بکشه؟

08:23.541 --> 08:27.400
‫نامزد بودیم، نه زن و شوهر. یعنی قرار بود با هم ازدواج کنیم.

08:27.401 --> 08:31.081
‫تو دنیای شما کلمات درست و حسابی بهتون یاد نمی‌دن؟
‫خب اون نیاز به کتاب خوندن داره. ولی بازم «فردریک»...

08:31.301 --> 08:36.640
‫این یه ازدواجِ اجباری و مصلحتی بود که
‫خانواده‌های سلطنتی ترتیب دادن تا تخت پادشاهی رو حفظ کنن

08:36.641 --> 08:39.321
‫و صلح و رفاه بیارن.

08:41.401 --> 08:43.740
‫یه روزی، ما پادشاه و ملکه می‌شیم.

08:45.131 --> 08:46.871
‫و سرنوشت قلمرو دست ما می‌افته.

08:47.491 --> 08:48.971
‫و تو چه جور پادشاهی می‌شی؟

08:50.691 --> 08:52.791
‫من قلمرو رو به شکوهِ سابقش برمی‌گردونم.

08:54.271 --> 08:55.711
‫از شورای جادوگرها شروع می‌کنم.

08:56.471 --> 09:00.511
‫درحالی‌که قبلاً برای لیاقتِ فردی ارزش قائل بودیم،
‫حالا جاش رو به اصالتِ خون و تولد دادن.

09:00.851 --> 09:02.951
‫شجاعانه‌ست. نجیب‌زاده‌ها از این کار خوش‌شون نمی‌آد.

09:03.731 --> 09:05.431
‫من از جنگیدن برای حق‌شون نمی‌ترسم.

09:06.731 --> 09:08.031
‫باستانی‌ها طرف من هستن.

09:09.071 --> 09:11.751
‫و اگه موفق شدی، بعدش چی؟

09:13.131 --> 09:17.430
‫من به مرزها صلح می‌آرم، «مارو» رو بین کسایی که

09:17.431 --> 09:19.951
‫به بهترین شکل ازش استفاده می‌کنن
‫تقسیم می‌کنم؛ یعنی بناها، کشاورزا و صنعت‌گرا.

09:20.651 --> 09:24.451
‫فقط نجیب‌زاده‌هایی که اون رو صرف زیبایی، لذت و فساد کردن، هدرش دادن.

09:27.131 --> 09:31.231
‫و وقتی برادرها و خواهرهای «ریشی» ما ببینن که این قلمرو

09:31.331 --> 09:33.071
‫همون‌قدر که مال ماست، متعلق به اون‌ها هم هست،

09:33.831 --> 09:35.691
‫همه ما در رسیدن به هدف متحد می‌شیم.

09:37.311 --> 09:38.311
‫گفتی «ما»؟

09:40.871 --> 09:42.551
‫خواسته من اینه که...

09:42.831 --> 09:43.831
‫تو و من این کار رو بکنیم.

09:44.751 --> 09:45.751
‫با هم.

09:46.451 --> 09:47.671
‫پس چرا صبر کنی تا پادشاه بشی؟

09:48.131 --> 09:50.731
‫تو همین الانشم اونقدر نفوذ داری که
‫بتونی کارهای به این بزرگی رو شروع کنی.

09:50.991 --> 09:52.651
‫که «مارو» رو از دست‌های مادرم بیرون بکشم

09:53.671 --> 09:54.731
‫اونجوری جنگ راه می‌افته.

09:56.091 --> 09:59.950
‫من تو مطالعاتم، داستان‌هایی از باستانی‌ها خوندم که با

09:59.951 --> 10:01.491
‫فقط یه ذره «مارو»، بناهای عظیمی می‌ساختن.

10:01.691 --> 10:02.851
‫باستانی‌ها خیلی وقته که رفتن.

10:03.671 --> 10:05.251
‫و رازهاشون رو با خودشون به گور بردن.

10:06.991 --> 10:10.171
‫من درباره شیئی خوندم که قدرت باستانی‌ها رو تو خودش داره.

10:11.411 --> 10:12.551
‫به یه دنیای دیگه تبعید شد.

10:13.971 --> 10:15.171
‫جمجمه «ماردوک».

10:16.031 --> 10:17.591
‫داری با من شوخی می‌کنی؟

10:17.811 --> 10:19.811
‫تو درباره جمجمه به «ودریک» گفتی؟

10:20.771 --> 10:21.771
‫نه.

10:22.391 --> 10:23.391
‫متأسفانه، آره.

10:24.371 --> 10:26.591
‫من اول این فکر رو انداختم تو سرش.

10:26.791 --> 10:28.191
‫عجب آدمِ دهن‌لقّی هستی.

10:28.531 --> 10:30.871
‫«ودریک» اولش نیتش خیر بود.

10:31.931 --> 10:32.931
‫آخ!

10:33.191 --> 10:34.991
‫۸۰ تا از بهترین سواره‌نظامم کشته شدن.

10:35.711 --> 10:38.331
‫این وحشی‌ها جلوی جادوی «اشی» هیچی نیستن.

10:39.791 --> 10:42.511
‫اگه مادرم فقط چند تا خمره از «مارو» رو سرفه می‌کرد، پیروزی مال ما بود.

10:44.211 --> 10:46.271
‫عمراً یه تیکه از چیزی که جلوش ایستاده رو به دست بیاره. هیس.

10:51.471 --> 10:51.871
‫من

10:51.872 --> 10:58.790
‫نمی‌دونستم که تو

10:58.791 --> 10:59.791
‫موهبتِ شفا دادن داری.

11:00.391 --> 11:01.391
‫اون هیچ‌وقت نپرسید.

11:03.351 --> 11:04.611
‫تمرکزمون رو روی این قضایا نذاریم.

11:05.951 --> 11:06.991
‫یه خبر خوب دارم.

11:07.991 --> 11:09.231
‫جاش رو پیدا کردم.

11:12.461 --> 11:13.501
‫اون طرف ستاره‌ها، خارج از خشکی.

11:15.161 --> 11:16.921
‫به‌زودی کلیدی رو پیدا می‌کنم که تو رو ببره اونجا.

11:19.001 --> 11:21.981
‫«آرورا»، تو منو شگفت‌زده می‌کنی.

11:23.461 --> 11:24.821
‫واقعاً داری راست می‌گی؟

11:27.481 --> 11:29.681
‫باشه، شما دو تا خیلی صمیمی بودین، فهمیدیم.

11:30.361 --> 11:34.901
‫عاشقش بودی یا اون عاشقت بود وقتی همدیگه رو بوسیدین؟

11:35.281 --> 11:36.901
‫این کجای داستان اهمیت داره؟

11:37.261 --> 11:38.401
‫چطور اهمیت نداره؟

11:38.661 --> 11:39.921
‫ولش کن. ادامه بده.

11:41.231 --> 11:45.890
‫من تو قدیمی‌ترین مدارک بیشتر جستجو کردم و فهمیدم یه شیء باستانی

11:45.891 --> 11:47.691
‫وجود داره که می‌تونه راهِ رسیدن به اون یکی دنیا رو باز کنه.

11:49.271 --> 11:50.271
‫«کلید خلأ».

12:03.931 --> 12:07.930
‫و قبل از اینکه حتی بتونم فکر کنم با این اطلاعات چیکار کنم، «زایا» اومد

12:07.931 --> 12:13.601
‫پیشم. و بهم درباره یه آینده تاریک هشدار داد
‫آینده‌ای که توش «ودریک» غرقِ قدرتِ جمجمه می‌شه.

12:16.521 --> 12:19.001
‫و «ودریک» از دست من شاکی بود.

12:19.261 --> 12:22.601
‫تو اصلاً چرا با «زایا» حرف می‌زنی؟ اون مخش تعطیله.

12:22.981 --> 12:24.161
‫همه اینو می‌دونن.

12:24.581 --> 12:27.441
‫نذار خواهرم با دیوونگی‌هاش مغزت رو شستشو بده.

12:28.341 --> 12:29.341
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

12:29.421 --> 12:31.461
‫«زایا» خواهرِ «ودریکه»؟

12:31.961 --> 12:32.961
‫عجب پیچشی داشت داستان!

12:33.441 --> 12:35.880
‫آره، انگار خیلی چیزها رو از ما پنهان کردی. چون اون

12:35.881 --> 12:38.521
‫فقط چیزهایی رو بهت گفته که به نفع خودش بوده.

12:38.921 --> 12:42.561
‫من فقط سعی داشتم گیج‌شون نکنم. ولی این همه چی رو عوض می‌کنه.

12:43.161 --> 12:47.121
‫چطور می‌تونیم به «زایا» اعتماد کنیم وقتی
‫داداشِ خودش می‌خواد سر به تن ما نباشه؟

12:47.481 --> 12:49.121
‫در واقع برادر ناتنی‌شه.

12:50.481 --> 12:52.781
‫ولی این «زایا» بود که اول از همه اون تاریکی رو تو وجودش دید.

12:53.381 --> 12:55.241
‫بازم دلیل نمی‌شه بهش اعتماد کنیم.

12:55.901 --> 12:59.261
‫مگه نه؟ آره، هیچ‌وقت عاقلانه نیست که به «زایا» اعتماد کنی.

13:08.171 --> 13:10.351
‫خیلی خب «هملت». انقدر به اون جمجمه زل نزن.

13:10.551 --> 13:12.911
‫وقتشه توضیح بدی این کوفتی چطوری قراره کمک کنه «فلین» رو برگردونیم.

13:13.391 --> 13:16.691
‫فکر کنم قدرتم رو برای دیدنِ آینده‌های احتمالی تقویت می‌کنه.

13:17.571 --> 13:18.571
‫و برادرم رو.

13:19.351 --> 13:21.911
‫ما داریم این کار رو می‌کنیم که «فلین» رو صحیح و سالم برگردونیم خونه، درسته؟

13:22.811 --> 13:25.071
‫در حالت ایده‌آل، این بخشی از هدف‌مونه.

13:25.411 --> 13:28.391
‫خب، این تنها هدفِ منه. پس بیا فقط روی همین قسمتش تمرکز کنیم.

13:29.831 --> 13:30.831
‫اوه.

13:31.231 --> 13:33.711
‫سلام. نمی‌دونستم مهمون داری، «دریل».

13:34.631 --> 13:35.891
‫آره، خب.

13:37.790 --> 13:38.790
‫فقط یه دوسته.

13:42.691 --> 13:43.610
‫آهان.

13:43.611 --> 13:45.991
‫می‌تونم یه لحظه تو اون یکی اتاق باهات حرف بزنم؟

13:47.931 --> 13:48.931
‫یه دقیقه ریلکس باش.

13:50.071 --> 13:51.071
‫ریلکس؟

13:51.231 --> 13:54.551
‫ریلکس. یعنی همین‌جا بمون. به چیزی دست نزن و کاری نکن. من الان برمی‌گردم.

14:01.391 --> 14:05.150
‫دریل، چیزی نمونده که تنبیه بشی و حصر خانگی بشی.
‫اینکه «فلین» غیبش زده دلیل نمی‌شه

14:05.151 --> 14:08.410
‫همه قوانینِ خونه رو ببوسی بذاری کنار. آخه این دختره تو اتاق تو چیکار می‌کنه؟

14:08.411 --> 14:14.110
- ‫«زایا» مالِ من نیست... ما با هم نیستیم...
- تو دروغگوی خیلی بدی هستی. بهتره که

14:14.111 --> 14:16.911
‫پشت سرِ «برینلی» یواشکی آمارِ کسی رو نگیری. نه مامان. اصلاً اینجوری نیست.

14:17.291 --> 14:20.510
‫«زایا» فقط داره سعی می‌کنه بهم کمک کنه «فلین» رو پیدا کنم. اگه چیزی می‌دونه، باید

14:20.511 --> 14:21.270
‫به پلیس بگه.

14:21.271 --> 14:23.351
‫اون... اون هنوز چیزی نمی‌دونه.

14:23.811 --> 14:30.491
‫امیدوارم به‌زودی بفهمه چون اون، خب... یه حسِ ششمِ قوی داره.

14:32.141 --> 14:33.141
‫حس ششم؟

14:33.821 --> 14:35.501
‫منظورت اینه که فالگیره؟

14:37.761 --> 14:41.841
‫ولی واقعاً، می‌دونم احمقانه به نظر می‌رسه، ولی من فقط دارم سعی می‌کنم «فلین» رو پیدا کنم.

14:42.221 --> 14:44.341
‫و الان، این تنها سرنخی‌یه که دارم.

14:49.001 --> 14:53.580
‫عزیزم، واقعاً متأسفم. انقدر نگرانِ «فلین» بودم که حتی نفهمیدم

14:53.581 --> 14:54.581
‫تو تو چه حالی هستی. نه.

14:55.081 --> 14:56.421
‫منو به لیستِ نگرانی‌هات اضافه نکن.

14:56.861 --> 14:57.881
‫راستش، حالم خوبه.

14:58.161 --> 14:59.201
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

14:59.601 --> 15:02.800
‫ولی به خاطر اینکه یه دختر رو
‫یواشکی آوردی تو اتاقت، هنوز تنبیهی. خب، جهتِ

15:02.801 --> 15:04.041
‫اطلاع بگم که اون خودش یهو پرید تو.

15:04.301 --> 15:05.301
‫کمکی بهت نمی‌کنه.

15:06.041 --> 15:09.121
‫من باید برم. انگار «میچ» یه سرنخِ واقعی پیدا کرده.

15:09.361 --> 15:10.260
‫هی، منو در جریان بذار.

15:10.261 --> 15:11.261
‫باشه.

15:11.521 --> 15:14.741
‫این خانومِ جوون بهتره تا ده دقیقه دیگه از اینجا رفته باشه.

15:15.461 --> 15:16.941
‫می‌شه بکنیش بیست دقیقه؟

15:17.441 --> 15:21.961
‫اوم، اون داره از یه جمجمه جادویی استفاده می‌کنه
‫تا قدرتش رو زیاد کنه، ممکنه یه ذره طول بکشه.

15:22.001 --> 15:23.001
‫واو!

15:23.181 --> 15:26.261
‫واقعاً دروغگوی افتضاحی هستی. پنج دقیقه دیگه اینجا نباشه.

15:44.791 --> 15:50.910
‫اگه «زایا» بهت درباره «ودریک» هشدار داده بود،
‫پس اون چطوری باز تونست «کلید خلأ» رو

15:50.911 --> 15:55.091
‫به دست بیاره؟ آره پرنسس، چطوری تونست کلید رو بگیره؟

15:55.511 --> 15:59.271
‫با وجود هشدارهای من، «ودریک» روی اون جمجمه قفل کرده بود.

16:00.351 --> 16:04.211
‫مردی که تحسینش می‌کردم داشت از دست می‌رفت و غرقِ تاریکی می‌شد.

16:05.231 --> 16:06.811
‫بدجوری می‌خواستم نجاتش بدم.

16:07.871 --> 16:12.730
‫واسه همین «کالیبور» رو استخدام کردم
‫تا به مقبره‌های «ایولوئید» دستبرد بزنه و قبل از

16:12.731 --> 16:13.731
‫«ودریک»، «کلید خلأ» رو برام بیاره.

16:13.771 --> 16:16.111
‫نصفِ پول رو الان بهت می‌دم، نصفِ دیگه‌ش هم وقتی کلید دستم رسید.

16:16.571 --> 16:18.871
‫این عتیقه‌ای که دنبالشی مگه چی داره که انقدر مهمه؟

16:20.171 --> 16:21.191
‫به تو مربوط نیست.

16:22.091 --> 16:25.591
‫حتماً انقدر مهم هست که جرأت کردی تنهایی بیای دیدنم،

16:25.791 --> 16:26.971
‫پرنسس.

16:28.411 --> 16:30.311
‫هیچ‌کس نباید بفهمه امروز ازت چی خواستم.

16:30.791 --> 16:31.791
‫هیچ‌وخت.

16:32.791 --> 16:36.351
‫از اینکه بهم اعتمادِ کامل کردی ممنونم.

16:36.851 --> 16:41.131
‫به‌زودی با جایزه‌ت برمی‌گردم، پرنسس.

16:46.231 --> 16:50.471
‫روحمم خبر نداشت که «زایا» همه‌چی رو دیده و واسه خودش نقشه‌هایی داره.

16:57.851 --> 17:00.051
‫«کابین» از جاهای تنگ خوشش نمی‌آد.

17:01.111 --> 17:02.871
‫تو این تونل اصلاً هوا واسه نفس کشیدن نیست.

17:03.171 --> 17:04.851
‫هی، کلی هوا هست.

17:05.551 --> 17:08.371
‫ما اینجا هستیم، لازم نیست هول بشیم.

17:13.390 --> 17:16.251
‫من با «کوین» موافقم. آره، تونل‌های کوتوله‌ها بدترین جای دنیان.

17:16.611 --> 17:19.011
‫تونل‌های کوتوله‌ها بهترینن.

17:19.491 --> 17:23.090
‫کوتوله‌ها استادِ تونل‌سازی هستن. چی باعث شده فکر کنی کوتوله‌های اینجا

17:23.091 --> 17:24.091
‫شبیه اونایی هستن که تو کتابا خوندی؟

17:24.311 --> 17:28.071
‫شاید اصلاً افسانه‌های مربوط به کوتوله‌ها از همین‌جا اومده باشه.

17:28.711 --> 17:32.131
‫یه جور تداخلِ قدیمی بین دنیای ما و اونا.

17:32.831 --> 17:34.431
‫خب معلومه دیگه. اصلاً ولش کن.

17:35.171 --> 17:38.691
‫پس می‌دونیم که «اولگ» کوتوله بود. اینم می‌دونیم که یه تاج داشت.

17:40.411 --> 17:41.411
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

17:41.631 --> 17:45.021
‫خب... شاه اولگ دو تا پسر داشت، در واقع دوقلو بودن.

17:45.701 --> 17:49.580
‫اما ملکه موقع زایمان مُرد و هر دو تا بچه هم‌زمان از شکمش بیرون آورده شدن.

17:49.581 --> 17:51.901
‫واسه همین هر دو تاشون حق پادشاهی داشتن.

17:52.261 --> 17:54.341
‫و هر کدومشون هم به خاطر همین موضوع از اون یکی متنفر بود.

17:54.621 --> 17:58.821
‫واسه همین وقتی اولگ پیر شد، تصمیم گرفت
‫بذاره سرنوشت حاکم بعدی رو انتخاب کنه.

17:59.581 --> 18:02.661
‫هر کدوم از پسرا که زودتر تاج رو پیدا می‌کرد، پادشاه می‌شد.

18:03.281 --> 18:05.461
‫پس هر دو تا دوقلو برای پیدا کردنش راهی سفر شدن.

18:06.421 --> 18:07.421
‫هیچ‌کدوم برنگشتن.

18:07.441 --> 18:09.741
‫و تاجِ اولگ دیگه هیچ‌وقت دیده نشد.

18:10.531 --> 18:13.551
‫تا امروز، اگه شانس بیاریم، شایدم نه.

18:15.391 --> 18:16.391
‫رسیدیم به ته جاده.

18:17.931 --> 18:19.991
‫این نقشه‌ت به درد لای جرز دیوار می‌خوره، فلین.

18:21.111 --> 18:22.111
‫البته.

18:22.191 --> 18:23.651
‫حالا دیگه می‌خوای اعتبارش رو بدی به من.

18:23.891 --> 18:26.111
‫اونم وقتی که رسماً خوردیم به بن‌بست.

18:26.731 --> 18:29.111
‫تقصیر من نیست که یه نقشه داغون بهم دادی.

18:29.691 --> 18:30.691
‫یه لحظه صبر کن.

18:31.691 --> 18:33.051
‫می‌شه اون رو یه ثانیه بهم قرض بدی؟

18:48.561 --> 18:49.561
‫ممنون، کالوین.

18:51.741 --> 18:52.841
‫یه کنده کاریِ کوتوله‌ایه.

18:53.461 --> 18:54.561
‫حتماً یه معنایی داره.

18:57.561 --> 18:59.581
‫اگه راهی برای رد شدن باشه، از همین دیواره.

19:04.761 --> 19:05.761
‫نگاه کنید!

19:06.141 --> 19:07.421
‫یکی دیگه هم این طرف هست!

19:26.511 --> 19:28.051
‫دو تا کوتوله. برادرهای دوقلو.

19:28.371 --> 19:29.811
‫دو تا پسرهای شاه اولگ.

19:30.591 --> 19:31.611
‫ایول، تحت تأثیر قرار گرفتم، نه؟

19:31.951 --> 19:33.211
‫حالا چی فکر می‌کنی، کالیبور؟

19:33.491 --> 19:35.231
‫هنوزم فکر می‌کنم بن‌بسته.

19:36.611 --> 19:39.671
‫آخه کی میاد بن‌بست بسازه و این همه بار و بندیل هم اینجا بذاره؟

19:41.751 --> 19:42.751
‫بده من ببینم اونو.

19:45.711 --> 19:46.711
‫نبردِ مغزها.

19:47.911 --> 19:48.931
‫فکر می‌کنی کی برنده می‌شه؟

19:49.851 --> 19:51.131
‫فکر کنم همه‌مون قراره بمیریم.

19:53.311 --> 19:54.311
‫بفرما، شروع شد.

19:55.121 --> 19:56.121
‫دستت رو از روی اون دکمه بردار.

19:56.801 --> 19:58.661
‫بوم. مثل باد شکوفا شو.

19:59.181 --> 20:00.181
‫نه، کلینت!

20:03.541 --> 20:08.921
‫هیچ‌وقت، ابداً نباید به ریشِ یه کوتوله دست بزنی. دست زدم دیگه. شرمنده. حالت خوبه؟

20:09.961 --> 20:11.821
‫اون پاش داغون شده. هر دو تاش خرد و خاکشیر شدن.

20:12.261 --> 20:13.261
‫نمی‌تونم تکون بخورم.

20:14.861 --> 20:15.861
‫حالم خوبه.

20:16.861 --> 20:21.241
‫- آرورا، من «مارو» دارم. می‌تونی شفا بدیش. - آره.
‫- اون‌وقت مدیونش می‌شم که نجاتم داده.

20:21.621 --> 20:22.621
‫نه، مرسی.

20:23.671 --> 20:26.031
‫چی، یعنی می‌خوای همین‌جا ولو شی و کمکش رو قبول نکنی؟

20:26.251 --> 20:27.411
‫تعجبی نداره.

20:27.751 --> 20:28.851
‫یه احمقِ کله‌شقه.

20:29.171 --> 20:30.171
‫خوبم.

20:31.051 --> 20:34.690
‫نیاز به کمکش ندارم. این دیوونه‌بازیه.
‫اون موقع که فرستادیش بره «کلید خلأ» رو بیاره،

20:34.691 --> 20:35.691
‫بین شما دو تا چی شد؟

20:36.731 --> 20:38.791
‫خب تابلوعه که موفق شدم.

20:39.731 --> 20:40.891
‫توی گند زدن به همه‌چی موفق شدی.

20:42.111 --> 20:45.491
‫هنوز راهی برای رفتن به اون یکی دنیا پیدا کردی؟

20:46.491 --> 20:47.811
‫هنوز دارم می‌گردم.

20:48.931 --> 20:51.751
‫حتی اگه همچین راهی وجود داشته باشه، ازت خواهش می‌کنم.

20:51.961 --> 20:53.041
‫بازم می‌گم، تجدید نظر کن.

20:54.141 --> 20:55.181
‫با خواهرت حرف بزن.

20:55.881 --> 20:57.941
‫اوه، من قبلاً با «زایا» حرف زدم.

20:58.701 --> 21:00.681
‫راضی شده که بخشی از نقشه من باشه.

21:02.541 --> 21:03.541
‫چه نقشه‌ای؟

21:03.661 --> 21:05.801
‫«زایا» همراهِ «گوران» به اون یکی دنیا می‌ره.

21:06.261 --> 21:08.801
‫با قدرتی که داره، اون رو به سمت جمجمه هدایت می‌کنه.

21:09.861 --> 21:11.581
‫و «زایا» با این موافقت کرده؟

21:12.501 --> 21:13.941
‫عصبی به نظر می‌رسی، آرورا.

21:14.461 --> 21:16.061
‫چیزی شده؟ نه.

21:16.601 --> 21:21.831
‫نه، من باید برگردم سرِ درس و مشقم تا یه
‫راهی برات پیدا کنم. دیگه نیازی نیست. واسه اون کار.

21:33.551 --> 21:36.551
‫تو چطور... هیچ‌وقت به یه دزد اعتماد نکن.

21:38.631 --> 21:41.111
‫آره، رفیقت کالیبور «کلید خلأ» رو به من فروخت.

21:41.671 --> 21:45.251
‫هرچند ده برابرِ اون چیزی که تو بهش می‌دادی براش آب خورد. باید حرفم رو باور کنی،

21:45.291 --> 21:48.731
‫ودریک. من هیچ‌وقت نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم. فقط می‌خواستم نجات...

21:51.311 --> 21:52.311
‫دروغ بسه.

21:53.871 --> 21:54.911
‫تو بهم خیانت کردی.

21:55.851 --> 21:57.271
‫و این چیزیه که نمی‌تونم تحمل کنم.

22:01.191 --> 22:05.890
‫نگهبان‌ها! ببرینش به «داکتو». ودریک، اگه به این راه ادامه بدی،

22:05.891 --> 22:06.891
‫نابود می‌شی.

22:07.091 --> 22:08.091
‫از «زایا» بپرس.

22:08.211 --> 22:09.211
‫ببرینش تو.

22:09.571 --> 22:10.691
‫دستت رو از رو من بردار!

22:11.951 --> 22:12.951
‫ودریک، نه.

22:13.071 --> 22:14.151
‫بهم دست نزن!

22:20.591 --> 22:22.371
‫اگه خنجر داشتم، باهاش بهت خنجر می‌زدم.

22:22.571 --> 22:23.571
‫نامردیه داداش.

22:23.591 --> 22:24.831
‫توقع داری اونجوری لوش بدم؟

22:25.171 --> 22:26.171
‫اوه، بی‌خیال بابا.

22:26.451 --> 22:31.010
‫اون یه دختر لوس و پولدار از خاندان سلطنتی «ایشی» بود
‫که داشت به شوهرِ «ایشی»ـش دروغ می‌گفت.

22:31.011 --> 22:33.711
‫من از کجا باید می‌دونستم که اون خوبه و پسره بد؟

22:34.151 --> 22:38.151
‫انگار تنها تصمیمی که باید می‌گرفتی بین طلا و طلای بیشتر بود.

22:40.151 --> 22:41.431
‫تصمیمِ راحتیه.

22:41.911 --> 22:44.111
‫با توجه به موقعیت، منطقیه.

22:45.351 --> 22:47.091
‫یه دزدِ حرفه‌ای معلومه که دنبالِ پول می‌ره.

22:48.191 --> 22:50.891
‫جدی جدی الان طرفِ کالیبورین؟ اون قشنگ به آرورا خیانت کرد.

22:51.171 --> 22:53.671
‫دمت گرم، «اوکلی». آره، من کاملاً طرفِ آرورا هستم.

22:56.811 --> 23:00.071
‫کوین طرفِ هیچ‌کس نیست. این داستان خیلی طولانی و خسته‌کننده‌ست.

23:00.591 --> 23:04.671
‫پس برات ساده‌ش می‌کنم. من به این
‫مارِ هفت‌خط اعتماد کردم و اون بهم خیانت کرد.

23:05.151 --> 23:06.651
‫کل چیزی که باید بدونید همینه.

23:06.891 --> 23:11.071
‫اگه بهم اعتماد داشتی، بهم می‌گفتی که قضیه چقدر جدیه.

23:11.671 --> 23:17.160
‫اگه می‌دونستم واقعاً داری چیکار می‌کنی،
‫هیچ‌وقت کلید رو به فردریک نمی‌فروختم.

23:17.161 --> 23:21.720
‫الان اینو می‌گی، ولی همه‌مون می‌دونیم تنها چیزی که برات اهمیت داره

23:21.721 --> 23:22.721
‫پول درآوردنه.

23:25.341 --> 23:26.361
‫اینجوریاست؟

23:28.241 --> 23:31.641
‫خب، «سایر» حاضر بود حقیقت رو بهم بگه، و آره.

23:32.641 --> 23:33.841
‫این همه‌چی رو عوض کرد.

23:34.941 --> 23:36.321
‫تو کار وحشتناکی کردی.

23:37.441 --> 23:38.521
‫بیشتر از یه بار.

23:39.501 --> 23:42.921
‫ولی شاید بتونی دقیق‌تر بگی، خانومِ جوون.

23:43.281 --> 23:44.961
‫اون پول به دردت نمی‌خوره.

23:45.881 --> 23:46.881
‫دنبالِ چی هستی؟

23:47.961 --> 23:52.061
‫با کی هستی؟ دادنِ اون پول به دهکده‌ت جلوی سوختنش رو نمی‌گیره.

23:52.321 --> 23:53.901
‫تو از کجا می‌دونی؟ وقت زیادی نداریم.

23:54.641 --> 23:55.921
‫و باید نقشه بکشیم.

24:02.641 --> 24:06.321
‫صبر کن، یعنی «زایا» بهت گفت که دهکده‌ت قراره بسوزه؟

24:07.641 --> 24:10.921
‫خب، اون بهم نگفت چطوری جلوش رو بگیرم. و یه طومارِ کوچیک بهش داد.

24:11.581 --> 24:12.881
‫بی‌خیال بچه‌ها، این با عقل جور درمی‌آد.

24:13.821 --> 24:14.861
‫داره راست می‌گه.

24:15.481 --> 24:17.201
‫یا فقط بخشی از حقیقت رو می‌گه؟

24:20.421 --> 24:21.781
‫تو اون طومار چی نوشته بود؟

24:22.361 --> 24:28.821
‫برو به «الدریچ کیپ»، روز سومِ ماهِ نیمه تابستون، و «کلید خلأ» رو بردار.

24:31.641 --> 24:34.741
‫فقط اینکه یه جزئیات کوچیک رو از قلم انداختم.

24:35.441 --> 24:39.601
‫اینکه «ودریک» قراره اونجا باشه و یه ارتش از نیروهای مقاومت رو قتل‌عام کنه.

24:40.321 --> 24:44.221
‫و البته، اون هیچی درباره...

24:44.911 --> 24:45.951
‫شما سه نفر نگفته بود.

24:47.331 --> 24:48.331
‫نه، نه، نه.

24:48.791 --> 24:49.791
‫قرارمون این نبود.

24:51.031 --> 24:52.031
‫«زایا» کجاست؟

24:52.931 --> 24:53.991
‫جمجمه رو بهت داد؟

24:55.031 --> 24:56.811
‫-  چی؟
- ووید رو بده من بچه.

24:58.731 --> 24:59.731
‫جنگ رو باختیم.

25:01.171 --> 25:02.171
‫عقب‌نشینی بود.

25:04.651 --> 25:05.651
‫اون زمین‌گیر شده.

25:12.691 --> 25:14.931
‫«زایا» انگار همیشه بخش‌های بد ماجرا رو نمی‌گه.

25:16.311 --> 25:18.351
‫ولی همین ثابت می‌کنه که اون همه‌چی رو حساب‌کتاب کرده.

25:19.191 --> 25:22.371
‫قرار بود «کالیبور» قبل از اینکه دستِ «ودرا» به «کلید خلأ» برسه، اون رو بدزده.

25:22.671 --> 25:27.070
‫توقع نداری که باور کنیم «کالیبور» قهرمانِ این داستونه. مخصوصاً وقتی

25:27.071 --> 25:29.351
‫تو این‌همه تلاش کردی که از من یه آدم‌بده بسازی.

25:31.391 --> 25:32.791
‫بازیت چیه؟

25:33.531 --> 25:35.431
‫تو عمراً از «زایا» دستور نمی‌گرفتی.

25:35.951 --> 25:38.411
‫پس واقعاً واسه چی تو «الدرد کیپ» بودی؟

25:39.011 --> 25:40.011
‫واسه پول.

25:42.321 --> 25:43.321
‫مهم نیست.

25:44.591 --> 25:45.591
‫حرفی نداری بزنی، نه؟

25:46.031 --> 25:47.051
‫خودت گفتی.

25:47.971 --> 25:49.391
‫پشیمون نیستی.

25:49.611 --> 25:50.611
‫پشیمونی؟

25:56.031 --> 25:57.031
‫خیله‌خب.

25:58.391 --> 26:00.451
‫می‌خوای بدونی چرا به حرف «سایر» گوش دادم؟

26:06.191 --> 26:09.750
‫چون اون قسم خورد که اگه هر کاری ازم می‌خواد رو انجام بدم، اینجوری

26:09.751 --> 26:13.191
‫نجات پیدا می‌کنه... نجات پیدا می‌کنی...

26:18.101 --> 26:19.221
‫تو. آرورا.

26:20.501 --> 26:21.521
‫و اون هم همین‌طور.

26:22.641 --> 26:23.861
‫که همین‌طور هم شد.

26:24.501 --> 26:27.901
‫حالا هم که می‌بینی، من هنوز تو این مخمصه گیر افتادم.

26:29.141 --> 26:32.981
‫دارم سعی می‌کنم لیستِ بلندبالای اشتباهاتم رو جبران کنم.

26:35.181 --> 26:37.421
‫و تا اینجا هم خیلی به دردم خورده.

26:42.321 --> 26:45.321
‫اوه، متوجه‌ام.

26:48.871 --> 26:50.951
‫یجورایی سخته که الان طرفِ «کالیبور» نباشم.

26:50.975 --> 26:55.975
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

26:59.191 --> 27:01.791
‫بسیار خب، حالا این قراره چطوری کار کنه؟

27:02.811 --> 27:04.871
‫اول اینو نگه دار.

27:06.231 --> 27:08.711
‫مطمئن نیستم وقتی به این دختر دست بزنم چی می‌شه.

27:09.131 --> 27:12.531
‫من نرمال نیستم، حتی بینِ آدم‌های خودم.

27:13.411 --> 27:17.211
‫«مارو» توی کل بدنم جریان داره و ممکنه این دختر اون «مارو» رو بخواد.

27:18.641 --> 27:20.461
‫اوکی، من اصلاً نمی‌فهمم داری چی می‌گی.

27:20.801 --> 27:24.441
‫جمجمه خبیثه. ممکنه بخواد از من استفاده کنه، واسه همین این گرز رو آوردم.

27:25.261 --> 27:27.501
‫ولی من که قرار نیست با چماق بزنمت.

27:27.921 --> 27:28.921
‫قبوله.

27:29.121 --> 27:32.601
‫فقط قصدم این بود که بزنم رو جمجمه‌ای که تو دستمه.

27:32.881 --> 27:33.881
‫آهان.

27:37.181 --> 27:38.181
‫آماده‌ای؟

27:38.721 --> 27:39.721
‫اصلاً.

27:54.541 --> 27:55.541
‫شوخی می‌کنی؟

28:00.481 --> 28:01.481
‫هی.

28:01.801 --> 28:02.801
‫سلام.

28:03.041 --> 28:04.041
‫خوبه که برگشتی.

28:05.301 --> 28:07.901
‫خب، پیام‌هات جوری بود که انگار اصلاً نمی‌تونه منتظر بمونه. آره.

28:08.541 --> 28:09.861
‫نشون دادنش راحت‌تره.

28:11.681 --> 28:12.681
‫می‌خوای بیای تو؟

28:14.181 --> 28:15.721
‫می‌خوای بیای دنبال‌مون؟ نه.

28:18.991 --> 28:21.051
‫چطوری؟ دارم می‌گذرونم. «دریل» چطوره؟

28:21.251 --> 28:24.070
‫«دریل» خوبه. یه کم شوکه شده،
‫ولی همه‌مون داریم سعی می‌کنیم خودمون رو

28:24.071 --> 28:24.790
‫سرِ پا نگه داریم، مگه نه؟

28:24.791 --> 28:26.611
‫آره. سعی می‌کنیم دیوونه نشیم.

28:28.291 --> 28:29.331
‫اوه، سلام.

28:29.851 --> 28:31.691
‫واو، چقدر زیادن! نه؟

28:33.551 --> 28:37.711
‫کل تیمِ فروشم دارن زنگ می‌زنن. هر کسی که فکرش رو بکنی دنبالِ...

28:37.931 --> 28:40.871
‫مسئول آی‌تیِ من به شبکه‌ی دوربین‌های زنگِ درِ محله نفوذ کرده.

28:41.091 --> 28:45.210
‫داریم دوربین‌های امنیتی رو چک می‌کنیم.
‫همه‌ی دوربین‌ها رو. داریم از نرم‌افزارِ

28:45.211 --> 28:46.451
‫تشخیص چهره استفاده می‌کنیم تا فیل‌م‌ها رو اسکن کنیم.

28:46.871 --> 28:47.871
‫این کار قانونیه؟

28:49.470 --> 28:51.471
‫آره، شاید، یه جورایی.

28:52.011 --> 28:54.131
‫یعنی اصلاً فرقی هم می‌کنه؟

28:54.371 --> 28:55.371
‫بازم می‌پرسم.

28:56.611 --> 28:58.171
‫زنت با این قضایا چطور کنار می‌آد؟

28:59.011 --> 29:00.011
‫«جنی»؟

29:00.731 --> 29:07.650
‫خب، راستش، آره، ما... یه مدتی هست که از هم جدا شدیم، ولی خب

29:07.651 --> 29:09.171
‫الان دیگه رسماً طلاق گرفتیم.

29:09.671 --> 29:13.631
‫واسه همین، اون الان با دوست‌پسرِ جدیدش
‫تو مراکش داره خوش‌گذرونی می‌کنه.

29:15.031 --> 29:17.391
‫روحش هم از قضیه‌ی «کاش» خبر نداره. واسه همین، آره، فقط...

29:18.571 --> 29:19.851
‫من اینجا تنها موندم.

29:23.331 --> 29:28.431
‫فکر کنم دل کندن از یه سری چیزها برام سخته.

29:30.051 --> 29:33.791
‫ببخشید، اینا به من ربطی نداره. حالت خوبه «میچ»؟

29:35.351 --> 29:36.411
‫آره، خوبم.

29:36.651 --> 29:37.651
‫خوبم.

29:41.251 --> 29:42.711
‫یه کم روبراه نیستم، نه؟

29:43.651 --> 29:45.931
‫مطمئنم بوی گند می‌دم و...

29:46.761 --> 29:49.821
‫فقط دارم چرت‌وپرت می‌گم چون این‌همه ردبول خوردم و نخوابیدم و این حرفا.

29:49.841 --> 29:51.381
‫می‌دونی چیه؟ نه، خوب نیستم.

29:52.281 --> 29:53.321
‫باید یه دوش بگیرم.

29:53.921 --> 29:55.481
‫مگه نه؟ شاید بعداً.

29:55.941 --> 29:58.381
‫خب، حداقل داری یه کاری می‌کنی. آره.

29:58.581 --> 29:59.981
‫حتی اگه... آره.

30:01.381 --> 30:02.381
‫آره. آره.

30:02.921 --> 30:03.921
‫خب، سرنخی چیزی پیدا کردی؟

30:05.841 --> 30:06.841
‫آره. آره.

30:08.581 --> 30:09.581
‫نظرت چیه؟

30:09.961 --> 30:13.980
‫یه نفر رو سراغ دارم. یه کاری کردم
‫که همه بدونن به کی باید... باید به

30:13.981 --> 30:15.201
‫فلین بگم. اون می‌تونه بخشی از...

30:16.200 --> 30:17.381
‫اوکی. بپر بالا «جیمی».

30:23.621 --> 30:27.560
‫چیز قطعی‌ای نیست، ولی یه نفر مشکوکه که مدام همه‌جا

30:27.561 --> 30:28.561
‫دیده می‌شه.

30:31.001 --> 30:34.381
‫یه ولگردِ شمشیر به دست. اولین باری که پیداش شد دو هفته پیش بود.

30:34.841 --> 30:38.660
‫این فیلمِ دوربینِ زنگِ درِ یه خونه‌ست که ازش سرقت شده. صاحبش یه

30:38.661 --> 30:40.521
‫تاریخ‌دان بود. آثار باستانی جمع می‌کرد.

30:41.151 --> 30:44.690
‫اوکی، کلانتر گفت اون فقط یه دیوونه‌ی رده‌خارجه و هیچ ربطی به

30:44.691 --> 30:47.631
‫بچه‌های ما نداره. متنِ بازجویی‌هاش همین‌جاست.

30:49.131 --> 30:52.610
‫یه مشت اراجیف گفته، ولی قطعاً بچه‌هامون رو دیده. همین‌جا

30:52.611 --> 30:54.491
‫نوشته. اون یه چیزهایی می‌دونه.

30:54.711 --> 30:56.991
‫یه خبرایی هست.

30:57.251 --> 30:59.951
‫و معلومه که پلیس قرار نیست هیچ غلطی بکنه.

31:00.391 --> 31:02.671
‫اوکی، کلانتر هنوز بازداشتش کرده؟

31:02.911 --> 31:03.911
‫کرده بود.

31:04.091 --> 31:05.091
‫ولش کردن.

31:05.131 --> 31:06.131
‫نگاه کن.

31:12.751 --> 31:13.550
‫واقعاً؟

31:13.551 --> 31:16.431
‫نمی‌دونم. یعنی اتفاقیه؟ عجیبه، نه؟

31:16.631 --> 31:17.631
‫این یارو کیه؟

31:17.951 --> 31:19.791
‫رسماً هیچ سوابقی از این آدم وجود نداره.

31:20.271 --> 31:22.711
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که اسمش «گوران»ـه.

31:23.811 --> 31:26.591
‫پلیس فکر می‌کنه بچه‌ها فرار کردن.

31:26.991 --> 31:29.651
‫اونا قرار نیست این معما رو حل کنن، «شونا».

31:30.171 --> 31:31.171
‫همه چی دستِ خودمونه.

31:33.891 --> 31:34.891
‫باشه.

31:35.251 --> 31:37.631
‫چطوری می‌تونم برای پیدا کردن این «گوران» کمک کنم؟

31:38.231 --> 31:39.231
‫یه آیپده هست.

32:00.621 --> 32:01.621
‫یه لحظه صبر کن.

32:05.181 --> 32:11.780
‫من دنبال محل اقامتِ یک انسان هستم؛ یک مرد،

32:11.781 --> 32:17.921
‫یک مرد جوان، «دریل» از خاندانِ «گریفین».

32:19.601 --> 32:25.541
‫شرمنده، ما اطلاعاتِ کسی رو به... اون شمشیره؟

32:35.561 --> 32:38.401
‫اون هنوز یه آدمِ پست‌فطرته. همه‌تون باید اینو یادتون باشه.

32:38.641 --> 32:41.761
‫فقط جهت اطلاع بگم، این کار باعث نمی‌شه من مدیونِ تو بشم.

32:42.221 --> 32:44.381
‫من هیچ‌وقت نخواستم تو مدیونِ من باشی.

32:44.781 --> 32:45.921
‫این هیچی رو عوض نمی‌کنه.

32:46.921 --> 32:48.921
‫اون یکی کارت رو هم هیچ‌وقت نمی‌بخشم.

32:49.221 --> 32:52.681
‫ما فقط داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر با هم همکاری می‌کنیم.

32:54.281 --> 32:57.181
‫همکاری برای یه هدفِ بزرگ‌تر... آره جونِ خودت.

33:06.921 --> 33:08.441
‫شاه اولگ دو تا پسرِ دوقلو داشت.

33:10.961 --> 33:12.241
‫دقیقاً مثل این دو تا نقاشیِ روی دیوار.

33:13.941 --> 33:14.941
‫آره.

33:15.621 --> 33:16.621
‫خودشه.

33:17.361 --> 33:18.601
‫واسه هر کدومشون یکی هست.

33:19.641 --> 33:25.361
‫انگار... فقط یه دکمه‌ی مخفی وجود نداره.

33:26.201 --> 33:27.201
‫دو تاست.

33:27.761 --> 33:28.761
‫حتماً یادم رفته بوده.

33:30.401 --> 33:31.401
‫ما روی سیاره‌ی «لایوس» هستیم.

33:45.261 --> 33:46.261
‫پات چطوره؟

33:50.281 --> 33:53.381
‫مثل روز اولش شده.

33:55.621 --> 33:58.721
‫آماده‌ای؟ آره. سه، دو...

34:29.421 --> 34:30.861
‫خب دیگه داریم شروع می‌کنیم. رفتن؟

34:31.441 --> 34:32.601
‫اوه، من چراغ‌قوه دارم.

34:34.500 --> 34:37.141
‫اونا از نور متنفرن.

34:38.980 --> 34:39.980
‫کسی رو گاز نگرفتن؟

34:40.161 --> 34:41.080
‫از کجا بفهمیم؟

34:41.081 --> 34:44.901
‫تنگیِ نفس، ضعفِ دست و پا، و
‫اینکه دهنت مزه‌ی خاکستر می‌ده.

34:45.401 --> 34:46.401
‫من که نه. اوکیم.

34:47.761 --> 34:50.821
‫دهنِ من مزه‌ی زیرسیگاریِ ننه بزرگم رو می‌ده.

34:53.500 --> 34:54.661
‫«کوون» رو یادِ خونه‌شون می‌ندازه.

34:55.721 --> 34:57.141
‫خب، شانس آوردیم.

34:57.441 --> 34:58.481
‫درست بغلِ گوش‌مون بودن.

34:59.181 --> 35:00.181
‫حتماً دارن می‌رن سمتِ مراسم.

35:00.701 --> 35:01.701
‫چیکار کنیم؟

35:02.701 --> 35:03.701
‫اون دیگه چیه؟

35:04.161 --> 35:05.501
‫کیسه‌های تخمِ سوسکِ «روم».

35:05.721 --> 35:07.761
‫تنها پادزهرِ شناخته شده برای سمِ عنکبوتِ سوزنی.

35:11.241 --> 35:12.241
‫باید بخوریش.

35:12.421 --> 35:13.421
‫مجبوری.

35:18.961 --> 35:19.961
‫به‌به، چه خوشمزه!

35:21.441 --> 35:23.141
‫اوکی. الان برمی‌گردم.

35:23.681 --> 35:24.681
‫اینا رو بگیر.

35:28.781 --> 35:29.781
‫داری چیکار می‌کنی؟

35:29.801 --> 35:32.421
‫قورتش بده. من نمی‌تونم قرص قورت
‫بدم. اوکی، پس فقط باهاشون عق بزن.

35:33.281 --> 35:34.281
‫یه آسپرین بده به من.

35:34.541 --> 35:35.601
‫من نمی‌تونم این کار رو بکنم.

35:36.121 --> 35:37.721
‫باید به حست اعتماد کنی، ولی لفتش نده.

35:39.241 --> 35:40.841
‫کاش؟ عجله کن.

35:42.621 --> 35:43.621
‫اوه پسر.

35:44.681 --> 35:45.681
‫این پروتئینه داداش، بزن بر بدن.

35:46.401 --> 35:49.601
‫فقط بخورش. بخور، بخور، بخور.

35:55.906 --> 35:57.906
‫شرمندم.

35:58.731 --> 36:00.311
‫- اگه من در رو باز نمی‌کردم...
‫- شرمنده؟

36:01.551 --> 36:02.971
‫تو کسی بودی که راهِ عبور رو پیدا کرد.

36:03.231 --> 36:04.129
‫حق با اونه.

36:04.131 --> 36:05.391
‫این تنها راهِ پیش رو بود.

36:06.571 --> 36:09.231
‫باید اعتراف کنم، تو توی این کارها استعداد داری پسرم.

36:09.391 --> 36:15.150
‫منظورم اینه که من فقط داشتم راهِ تو رو ادامه می‌دادم،

36:15.151 --> 36:19.971
‫- پس... اونقدری اوکی هستیم که وسطِ مردن با هم «بزن قدش» کار کنیم یا چی؟
‫- سعی کن تکون نخوری. با هر حرکتی که می‌کنی، سم توی بدنت پخش می‌شه.

36:21.201 --> 36:25.961
‫اگه شانس بیاریم، این کیسه‌های تخم قبل از
‫اینکه نور تموم بشه و عنکبوت‌ها بخورنت، اثر می‌کنن.

36:26.161 --> 36:29.301
‫واقعاً خوشحالم که اون «مارو»ی باارزش‌مون رو
‫خرج کردیم تا تو رو به همون آدمِ غیرقابل‌تحملِ همیشگی

36:29.361 --> 36:33.621
‫تبدیل کنیم. خب، داریم برای یه هدفِ بزرگ‌تر همکاری می‌کنیم دیگه.

36:34.441 --> 36:35.801
‫فلین، اوکلی، با من بیاین.

36:37.681 --> 36:38.681
‫داری خشن می‌شی.

36:40.841 --> 36:42.621
‫صب کنین. برمی‌گردم.

36:43.941 --> 36:44.941
‫صبر کن!

36:48.321 --> 36:49.321
‫آدرس همینه.

36:50.021 --> 36:51.201
‫فقط لطفاً به من صدمه نزن.

37:04.481 --> 37:08.961
‫ببخشید آقا.

37:09.701 --> 37:10.701
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

37:12.041 --> 37:13.041
‫آقا؟

38:13.361 --> 38:14.361
‫زایا! وایسا!

38:15.761 --> 38:17.641
‫چی؟ چی شده؟ همه چی.

38:18.521 --> 38:21.741
‫همه چی غلطه. همه چی داره بد پیش می‌ره. چی؟ چی دیدی؟

38:22.021 --> 38:23.861
‫هیچ راهی برای پیروزی وجود نداره، دریل.

38:24.761 --> 38:25.761
‫ودریک برنده می‌شه.

38:26.441 --> 38:27.441
‫همیشه همین‌طوره.

38:28.001 --> 38:29.001
‫پس فلین چی؟

38:29.921 --> 38:31.021
‫اونم مثل بقیه‌مون.

38:32.241 --> 38:36.660
‫ودریک از اون جمجمه استفاده می‌کنه تا دنیای تو و من رو نابود کنه،

38:36.661 --> 38:38.741
‫و هیچ کاری هم از دستت برنمی‌آد
‫که جلوش رو بگیری. ولی جمجمه دستِ ماست.

38:39.221 --> 38:41.401
‫تو بهم قول دادی که فلین رو نجات می‌دی.

38:41.941 --> 38:44.181
‫من تمامِ مسیرهای ممکن رو دیدم، و همه‌شون به یه جا ختم می‌شن.

38:46.361 --> 38:49.481
‫آینده فقط به مرگ و نابودی می‌رسه.

38:50.101 --> 38:51.381
‫نمی‌تونی همین‌جوری بیخیال بشی.

38:55.241 --> 38:57.761
‫هیچ‌کس با اطمینان نمی‌دونه که بقیه قراره چیکار کنن.

38:58.581 --> 38:59.801
‫ما همیشه حق انتخاب داریم.

39:00.121 --> 39:02.361
‫خب، بعضی وقت‌ها هیچ انتخاب یا راهی برای بردن وجود نداره.

39:04.261 --> 39:05.561
‫آینده از قبل نوشته شده.

39:10.461 --> 39:12.701
‫اوکی. می‌گی نمی‌تونیم آینده رو عوض کنیم؟

39:13.121 --> 39:14.121
‫پس اینو بهم بگو.

39:15.081 --> 39:17.401
‫من قراره این بیسکویت رو بخورم یا نه؟

39:19.481 --> 39:20.419
‫فرقی نمی‌کنه.

39:20.421 --> 39:21.160
‫چرا، فرق می‌کنه.

39:21.161 --> 39:22.161
‫همین الان.

39:22.501 --> 39:23.681
‫من این «اوریو» رو می‌خورم؟

39:25.131 --> 39:26.131
‫آینده رو نگاه کن.

39:29.391 --> 39:30.391
‫خب؟

39:37.451 --> 39:39.951
‫نمی‌خوریش. راست گفتی. نمی‌خواستم بخورم.

39:40.791 --> 39:42.731
‫صد در صد. ولی می‌دونی چیه؟

39:43.611 --> 39:46.591
‫یه کم... گشنه‌مه.

39:53.961 --> 39:56.181
‫تو فقط به این خاطر یه تصمیمِ دیگه گرفتی چون من آینده رو بهت گفتم.

39:56.501 --> 39:57.501
‫دقیقاً.

39:57.821 --> 39:59.321
‫ما مسیرِ خودمون رو می‌سازیم.

40:00.341 --> 40:02.221
‫روی اتفاقی که قراره بیفته تمرکز نکن.

40:02.561 --> 40:04.401
‫روی کاری تمرکز کن که الان از دست‌مون برمی‌آد.

40:05.261 --> 40:06.261
‫اصلاً غیرممکنه.

40:07.441 --> 40:08.521
‫شاید واقعاً راهی نباشه.

40:10.101 --> 40:12.701
‫یا شاید این همون چیزیه که جمجمه می‌خواد تو باورش کنی.

40:14.281 --> 40:17.141
‫شاید فقط می‌خواد چیزهای بد رو بهت نشون بده تا ما ناامید بشیم.

40:24.041 --> 40:25.041
‫داره در برابرِ من مقاومت می‌کنه.

40:25.941 --> 40:32.701
‫یه چیزی رو خوب می‌دونم، اونم اینه که وقتی اوضاع
‫خیط می‌شه، دیدنِ نورِ امید تهِ تونل خیلی سخت می‌شه.

40:34.121 --> 40:42.001
‫اما دقیقاً همون‌جاست که باید قوی بمونیم، سخت‌تر بجنگیم،
‫ایمان داشته باشیم و هر اتفاقی که افتاد، باز هم تلاش کنیم.

40:46.101 --> 40:48.501
‫من تصاویرِ خیلی وحشتناکی دیدم، دریل.

40:49.981 --> 40:52.801
‫پس یه راهی پیدا کن که بتونیم عوضشون کنیم و «رن» رو برگردونیم.

40:56.521 --> 40:57.521
‫من بهت ایمان دارم، «زایان».

41:16.421 --> 41:18.321
‫باید بیشتر از این بیسکویت‌ها بگیریم.

41:38.091 --> 41:38.870
‫آره، باشه.

41:38.871 --> 41:40.491
‫ما جفت‌مون حریف‌های قدری هستیم.

41:49.391 --> 41:50.911
‫اینم از اون یکی.

41:51.851 --> 41:53.551
‫هر دو تا برادر مُردن.

42:01.291 --> 42:04.751
‫خب، اونجا تاجِ شاه اولگ رو می‌بینم.

42:06.511 --> 42:07.511
‫تونستیم.

42:09.711 --> 42:11.011
‫واقعاً از پسش برآمدیم.

42:12.511 --> 42:15.271
‫خب، حالا فقط باید بفهمیم چطوری بریم اون تو.

42:28.531 --> 42:29.531
‫نگاه کن.

42:30.451 --> 42:31.971
‫پسراش زنده تا اینجا رسیده بودن.

42:33.231 --> 42:34.511
‫خیلی به تاج نزدیکی.

42:35.021 --> 42:36.681
‫و به نظر می‌آد سرِ همین تاج دخلِ همدیگه رو آوردن.

42:38.741 --> 42:39.741
‫می‌بینی؟

42:39.941 --> 42:41.361
‫این تبرها مالِ خودشون نبوده.

42:42.021 --> 42:43.381
‫شاه اینا رو گذاشته اینجا.

42:44.321 --> 42:45.841
‫هر کدومشون یه سکوی مخصوص دارن.

42:49.541 --> 42:53.161
‫یعنی هر کدوم یه تبر برداشتن و... قشنگ مورتال کمبت بازی کردن.
‫(افتادن به جون هم)

42:53.621 --> 42:54.621
‫ضربه نهایی (فیتالیتی).

42:54.841 --> 42:57.341
‫این یارو احتمالاً موقع تلاش برای رسیدن به تاج، از خونریزی مُرده.

42:58.421 --> 43:00.081
‫ولی نتونسته دروازه رو بده بالا.

43:01.441 --> 43:04.361
‫آخه کدوم پدری با پسراش این کار رو می‌کنه؟

43:04.971 --> 43:07.991
‫یه پدر از نوعِ پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ها.
‫بیا کمک کن این دروازه رو بدیم بالا.

43:09.731 --> 43:11.391
‫سه، دو، یک.

43:12.931 --> 43:17.931
‫نه، این دروازه تکون هم نمی‌خوره.

43:24.271 --> 43:28.151
‫می‌دونی، تا وقتی پدرم زنده بود،

43:29.331 --> 43:32.111
‫برادرم «دریل» رو به من ترجیح می‌داد.

43:34.061 --> 43:36.101
‫بیخیال بابا. مطمئنم این‌طوری نیست.

43:36.161 --> 43:39.840
‫نه، واقعاً همین‌طور بود. اونا خیلی با هم تفاهم داشتن.

43:39.841 --> 43:48.241
‫فوتبال، کمپینگ، پیاده‌روی، ماهیگیری. اصلاً بحثی نبود
‫که کدوم‌مون رو برای پادشاهی انتخاب می‌کرد.

43:48.321 --> 43:52.761
‫ولی قطعاً نمی‌ذاشت که تا سرحدِ مرگ با هم بجنگیم.

43:53.621 --> 43:55.941
‫بازم می‌گم، اون یه پادشاهِ بی‌رحمِ کوتوله‌ست.

43:56.201 --> 44:01.181
‫آره، ولی پدر هم هست. شاید «اولگ» نمی‌خواسته پسراش با هم بجنگن.

44:01.461 --> 44:02.461
‫شاید...

44:02.731 --> 44:06.910
‫می‌خواسته با هم همکاری کنن، مثل همون
‫موقع که مجبور شدیم دریچه رو با هم فشار بدیم.

44:06.911 --> 44:10.531
‫ولی نگاه کن ببین چی انتظارشون رو می‌کشیده: یه جفت تبر.

44:11.411 --> 44:13.031
‫پیامش کاملاً واضحه، نه؟

44:14.851 --> 44:18.711
‫مگر اینکه... پادشاه به یه دلیل دیگه اینا رو گذاشته باشه اینجا.

44:19.011 --> 44:20.711
‫خب، من تقریباً مطمئنم می‌دونم اینا واسه چیه.

44:24.171 --> 44:29.211
‫چقدر سوراخ سوراخه.

44:29.851 --> 44:31.251
‫شاید سوراخِ کلید باشن.

44:31.661 --> 44:34.121
‫و ما بتونیم از این تبرها مثل دندون‌های غول‌پیکر استفاده کنیم.

44:50.461 --> 44:54.260
‫ببینید، جفت‌تون دارید وقت تلف می‌کنید. می‌دونم باورش سخته، ولی بعضی وقت‌ها قوی‌ها می‌برن

44:54.261 --> 44:57.960
‫و ضعیف‌ها می‌بازن. دنیا کلاً همین‌جوری می‌چرخه.

44:57.961 --> 44:59.201
‫اونا دوقلو بودن، قدرت‌شون برابر بوده.

44:59.911 --> 45:01.411
‫واسه همینم جفت‌شون مُردن.

45:02.311 --> 45:03.671
‫چرا حتماً باید یک نفر انتخاب می‌شد؟

45:04.371 --> 45:06.611
‫چرا نمی‌تونستن با هم حکومت کنن؟

45:06.831 --> 45:08.871
‫چون فقط یه تاج وجود داره، واسه همین.

45:09.151 --> 45:16.130
‫آره، ولی اگه این‌طوره پس باید فقط یه تبر می‌بود، و... اگه این دو تا

45:16.131 --> 45:17.751
‫تبر با هم جفت بشن و یه کلید رو بسازن چی؟

45:18.311 --> 45:21.171
‫آره، می‌دونستم یه جای این طراحی ایراد داره.

45:21.951 --> 45:22.951
‫ردیفش کردی؟

45:26.131 --> 45:27.171
‫از اون طرف.

45:28.011 --> 45:29.011
‫کلید همینه.

45:29.581 --> 45:30.581
‫ممنون.

46:00.741 --> 46:01.741
‫یالا.

46:01.841 --> 46:04.041
‫بگو دیگه. هر چی دلت می‌خواد بگو.

46:04.781 --> 46:06.261
‫بگو. زود باش، بگو.

46:06.561 --> 46:10.301
‫هرچند گفتنش برام سخته، ولی ایول به «فلین»، گل کاشتی.

46:13.641 --> 46:15.401
‫امروز باعث شدی استادت بهت افتخار کنه.

46:16.861 --> 46:19.181
‫خب، پیشِ یه حرفه‌ای یاد گرفتم دیگه.

46:20.761 --> 46:21.861
‫ولی هنوز ناشی هستی.

46:23.701 --> 46:26.081
‫و یه تله‌ی دیگه هم هست که باید باهاش روبرو بشیم.

46:28.941 --> 46:29.941
‫آماده‌ای؟

46:34.501 --> 46:36.121
‫اگه اتفاقی افتاد نگران نباش.

46:36.681 --> 46:37.681
‫من همین‌جام.

46:53.741 --> 46:54.741
‫دریل؟

46:57.041 --> 46:58.041
دریل؟

46:58.781 --> 46:59.781
‫حالت خوبه؟

47:20.041 --> 47:23.761
‫باهام حرف بزن. خوبی؟

47:24.781 --> 47:25.781
‫بیا بریم.

47:26.481 --> 47:28.721
‫من تشنه‌ی «مارو» هستم.

47:29.661 --> 47:31.161
‫سعی کن از بدنم بکشیش بیرون.

47:31.401 --> 47:32.219
‫چی دیدی؟

47:32.221 --> 47:35.561
‫دیدمش. همون لحظه‌ی بیسکویتی رو.

47:37.341 --> 47:38.441
‫فقط یه راه وجود داره.

47:38.721 --> 47:39.721
‫برای تغییر دادنِ آینده؟

47:39.901 --> 47:43.661
‫چطوری؟ باید برای برادرت یه پیغام بفرستیم.

47:46.341 --> 47:47.441
‫چیه؟

47:48.161 --> 47:49.421
‫اسمِ اون زنه چیه...

47:53.511 --> 47:54.511
‫آخرین تله.

47:56.551 --> 47:57.551
‫آره.

47:57.851 --> 48:00.691
‫دارم یه سری خلاقیت‌های هوشمندانه‌ی کوتوله‌ها رو می‌بینم.

48:02.331 --> 48:03.891
‫یه نقشه دارم. «اوکلی»، کیف‌ت رو بده.

48:04.891 --> 48:08.391
‫- نه، واسه چی باید کیفم رو بدم به تو؟
‫- وقت زیادی نداریم. - زود باش، فقط بدش به من. باشه.

48:11.011 --> 48:12.011
‫آره.

48:12.551 --> 48:13.551
‫این عالیه.

48:15.311 --> 48:16.471
‫شبیه «ایندیانا جونز» شدی.

48:17.051 --> 48:18.551
‫این حرکت واسه «ایندیانا جونز» که جواب نداد.

48:28.391 --> 48:29.391
‫نه! چی؟

48:29.591 --> 48:30.591
‫نه.

48:35.411 --> 48:36.411
‫بدش من!

48:39.251 --> 48:42.511
‫وایسا، داری چیکار می‌کنی؟ آخرین درس، «فلین».

48:44.251 --> 48:47.911
‫به هیچ‌کس اعتماد نکن.

48:51.971 --> 48:53.531
‫بهم نشون بده چطوری باید از راهِ سخت یادش بگیرم.

48:56.651 --> 48:57.811
‫نمی‌فهمم.

49:03.211 --> 49:04.211
‫چی؟

49:05.151 --> 49:06.971
‫اونجا رو نگاه کن.

49:07.491 --> 49:08.831
‫دو تا تاج!

49:09.351 --> 49:10.411
‫بازم حق با تو بود «فلین».

49:10.671 --> 49:12.911
‫انگار پادشاه واقعاً به کارِ تیمی اعتقاد داشته.

49:13.231 --> 49:15.211
‫من؟ من تکی کار می‌کنم.

49:16.571 --> 49:17.951
‫بدرود، مردِ خوب.

49:20.691 --> 49:22.911
‫نه. نمی‌خوام بشنوم.

49:23.411 --> 49:24.411
‫یک کلمه هم حرف نزن!

49:32.321 --> 49:34.321
‫نمی‌فهمم!

49:38.621 --> 49:40.781
‫فهمیدم. خب، باید بریم.

49:41.061 --> 49:43.101
‫همین الان. بریم؟ ولی پس تکلیفِ... نه، نه، نه.

49:43.341 --> 49:45.221
‫اون می‌دونه ما اینجاییم. داره می‌آد.

49:45.721 --> 49:47.981
‫کی؟ کی می‌دونه؟ کی داره می‌آد؟

49:49.661 --> 49:50.661
‫«گوران».

49:50.685 --> 49:55.685
✦ @amirluminox | Amir Luminox ترجمه از ✦

49:55.709 --> 50:00.709
!ب‍ام‍ا‌ب‍یـن‌‌؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید
.:: Bamabin.com ::.

50:04.101 --> 50:05.161
‫هی، بچه‌ها می‌دونید چیه؟

50:06.301 --> 50:07.301
‫دهنم.

50:08.481 --> 50:09.801
‫دوباره حسش می‌کنم، انگار برگشته به حالت عادی.

50:11.301 --> 50:12.301
‫مالِ منم همین‌طور.

50:12.741 --> 50:13.741
‫واسه تو هم پیش می‌آد.

50:14.961 --> 50:15.961
‫غم‌انگیزه.

50:16.941 --> 50:18.981
‫فکر کنم یعنی دیگه خطری نداره و می‌تونیم حرکت کنیم.

50:21.241 --> 50:22.481
‫دقیقاً، ایول.
