WEBVTT

00:01.021 --> 00:11.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.011 --> 00:23.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:59.798 --> 01:02.344
‫« مورنینگ بریز »
‫« هیون‌پورت »

01:04.991 --> 01:07.203
‫یه محموله‌ی دیگه هم واسه امروز بعدازظهر

01:10.961 --> 01:12.794
‫خودت گفتی هفته‌ای دوتا محموله

01:13.051 --> 01:15.511
‫بیشتر از دوتا خطریـه

01:19.591 --> 01:20.971
‫قراره بارون بیاد

02:27.090 --> 02:37.090
‫« ترجمه از امیر فرحناک »

02:39.761 --> 02:42.181
‫بعد از فوتش،
‫این قضیه از فکرم بیرون نمی‌رفت

02:42.181 --> 02:45.051
‫بالاخره اسمش رو پیدا کرده بودم

02:45.051 --> 02:46.930
‫می‌دونستم پدرم کی بود

02:47.472 --> 02:49.932
‫واقعاً از بچه‌ها معذرت می‌خوام
‫که اینجوری پیدام شد

02:49.957 --> 02:53.587
‫می‌ترسیدم که باهاتون صحبت کنم

02:54.984 --> 02:57.904
‫تصورش هم سختـه که
‫الان چی راجع‌بهم فکر می‌کنید

02:57.929 --> 03:00.207
‫شرمنده اسم واقعیم رو نگفتم

03:01.611 --> 03:03.741
‫فقط می‌خواستم همه‌تون رو بشناسم و

03:03.741 --> 03:05.991
‫می‌خواستم خودتون باهام آشنا شید

03:08.791 --> 03:10.251
‫واسه همین هنوز اینجام

03:18.211 --> 03:19.607
‫میشه من... آمم...

03:20.994 --> 03:22.768
‫بذار ببینم درست فهمیدم یا نه

03:23.140 --> 03:27.310
‫مادر ایشون اینجا کار می‌کرد، خب؟

03:27.391 --> 03:30.271
‫تو باهاش دوست بودی و بعدش بابا...

03:33.601 --> 03:37.151
‫اونوقت الان باید بدونم بی‌بی کیـه؟
‫من شیش هفت سال بیشتر نداشتم

03:37.151 --> 03:38.861
‫فکر نکنم اونش الان مهم باشه

03:38.861 --> 03:41.401
‫بعدش، بابا...

03:41.401 --> 03:44.741
‫یعنی از اول زندگی داشتی به
‫مامان خیانت می‌کردی؟ درستـه؟

03:44.741 --> 03:47.951
‫منتظر خواهر برادرهای دیگه‌ای هم باید باشیم؟

03:47.951 --> 03:50.081
‫- از ناکجاآباد پیداشون بشه؟
‫- اگه شد خبرتون می‌کنم

03:50.081 --> 03:52.750
‫- عوضی‌بازی در نیار، کین
‫- خیلی‌خب

03:52.775 --> 03:54.025
‫تو مشکلی نداری؟

03:54.050 --> 03:55.831
‫الان مسئله من نیستم، مگه نه؟

03:55.831 --> 03:56.921
‫خب...

03:58.961 --> 04:01.551
‫بعد تو وانمود کردی متصدی باری؟
‫کی همچین کاری می‌کنه؟

04:01.551 --> 04:02.511
‫الان دلیلش رو گفت دیگه

04:02.511 --> 04:05.341
‫- نه، نگفت
‫- اشتباه کردم. شرمنده

04:07.471 --> 04:09.011
‫باورم نمیشه که قانع شدید

04:09.011 --> 04:13.181
‫شرمنده، رفیق، ولی
‫از کجا معلوم داره حقیقت رو میگه؟

04:13.181 --> 04:15.641
‫- کافیـه، کین. کافیـه
‫- نه، من...

04:15.651 --> 04:19.441
‫انتظار داری من این جفنگیات رو
‫باور کنم، انگار...

04:20.901 --> 04:23.750
‫بگذریم، من کلی کار سرم ریخته.
‫وقت واسه این چیزها ندارم.

04:23.930 --> 04:26.890
‫به آغوش خانواده خوش اومدی

04:33.664 --> 04:34.729
‫چیـه؟

04:35.964 --> 04:37.964
‫داری عشق می‌کنی، نه؟

04:38.131 --> 04:41.421
‫کین ویلون و سیلونـه،
‫من بگا رفتم، ولی خیالی نیست

04:41.421 --> 04:43.625
‫یه شانس دوباره داری.
‫یه فرصت دیگه بهت رسیده.

04:43.650 --> 04:46.736
‫- بیخیال، همه چی که راجع‌به تو نیست، بری
‫- مشخصاً

04:46.761 --> 04:51.141
‫واقعاً متأسفم اینجوری شد، شان.
‫این رو واسه دشمنم هم نمی‌خوام.

04:51.274 --> 04:52.402
‫موفق باشی

04:53.464 --> 04:55.134
‫باریکلا، بابا

04:57.351 --> 04:59.450
‫پشمام. من بهت نخ دادم؟

04:59.981 --> 05:00.941
‫آره، یه کوچولو

05:00.941 --> 05:03.571
‫خداوندا، بری!

05:14.791 --> 05:16.081
‫چه داستانی شد!

05:17.541 --> 05:20.041
‫آره، ولی من که باورم نمیشه.
‫فکر کنم داره خالی می‌بنده.

05:20.041 --> 05:23.381
‫چرا باید خالی ببنده؟
‫کی دلش می‌خواد عضو این خانواده باشه؟

05:23.381 --> 05:25.279
‫ما هم پول داریم، هم جایگاه خوبی

05:25.304 --> 05:28.156
‫- هر چی بود واسه گذشته‌ست
‫- اون که از اوضاع مالی‌مون خبر نداره

05:28.181 --> 05:33.265
‫منظورم اینـه یارو ممکنـه کلاهبردار باشه.
‫کسی چه می‌دونه؟

05:33.290 --> 05:36.312
‫تو همیشه به بدترین حالت ممکن فکر می‌کنی؟

05:41.271 --> 05:42.861
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

05:49.280 --> 05:53.571
‫آقای باکلی، مأمور سانچزم.
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

05:53.991 --> 05:55.621
‫- ببخشید، تامی
‫- طوری نیست

06:03.667 --> 06:06.489
‫- فکر کردم گفتی از خر شیطون آوردیش پایین
‫- سعی خودمو کردم

06:06.514 --> 06:10.181
‫- واقعاً گل کاشتی
‫- بهش گفتم در موردت اشتباه می‌کردم

06:10.181 --> 06:13.221
‫در مورد همه‌تون.
‫ولی همچنان می‌خواد پرونده‌سازی کنه.

06:13.221 --> 06:14.228
‫علیه بابا؟

06:14.253 --> 06:16.341
‫نه، فکر می‌کنه بابا داشت
‫برات لاپوشونی می‌کرد

06:16.931 --> 06:20.061
‫درمونده شده.
‫هیچ مدرک موثقی نداره.

06:20.061 --> 06:22.691
‫- همه‌ش حدس و گمان و شواهد غیرمستقیمـه
‫- حالا دیگه وکیل شدی؟

06:22.691 --> 06:26.031
‫نه، اون کار داداش کوچیکه‌مونـه

06:35.121 --> 06:36.331
‫چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

06:37.161 --> 06:39.001
‫مدت زیادیـه که توی کسب و کاری

06:40.728 --> 06:43.159
‫پدرت خودش آجرهای اینجا رو چیده، مگه نه؟

06:43.711 --> 06:46.041
‫انگاری خودت جواب سؤال‌ها رو می‌دونی، سرکار

06:46.051 --> 06:47.994
‫آره، تا جایی که می‌شد اطلاعات جمع کردم

06:48.591 --> 06:52.341
‫می‌دونم اون زمان چطور اینجا رو ساخت

06:52.341 --> 06:55.471
‫- احتمالاً می‌دونی عاقبتش هم چی شد
‫- آره

06:55.471 --> 06:57.512
‫واسه همینـه که خوب می‌دونم نباید

06:57.537 --> 06:59.749
‫پای سازمان مبارزه
‫با مواد مخدر رو به اینجا باز کنم

06:59.774 --> 07:01.397
‫داری وقتت و تلف می‌کنی

07:03.441 --> 07:05.521
‫آره، خودمم کم‌کم
‫داشتم به همین نتیجه می‌رسیدم

07:06.401 --> 07:10.991
‫امروز صبح رفتم خونه‌ی کلانتر پورتر
‫تا یه بررسی دیگه کنم

07:11.651 --> 07:13.361
‫یه دوربین نزدیک گاراژش پیدا کردم

07:14.621 --> 07:15.491
‫آره

07:16.531 --> 07:20.001
‫تصاویری ازت دارم که نشون میده
‫شبی که کلانتر مُرد، تو رفته بودی خونه‌اش

07:22.081 --> 07:23.831
‫بعدش هم زنت رسید

07:25.421 --> 07:28.671
‫یه ساعت بعد از اونجا میره و
‫تو دستش یه چیزیـه تو مایه‌های...

07:28.818 --> 07:30.488
‫نمی‌دونم، دستمال کهنه‌ست؟

07:31.761 --> 07:32.721
‫شاید خون؟

07:33.891 --> 07:37.761
‫بگذریم، اونا رو میندازه پشت ماشینش

07:40.101 --> 07:41.699
‫نمی‌خوای بری سر اصل مطلب؟

07:41.724 --> 07:44.826
‫به نظرم کلانتر یه بوهایی برده بود،
‫واسه همین تو و همسرت کشتیدش

07:45.941 --> 07:49.271
‫وایسا ببینم. من کشتمش؟ یا همسرم؟

07:49.281 --> 07:50.321
‫خیلی بامزه‌ای

07:50.321 --> 07:53.321
‫آقای باکلی مسئله اینـه که
‫برام مهم نیست کی کشته

07:53.346 --> 07:54.732
‫پس چی می‌خوای؟

07:54.757 --> 07:56.967
‫منو به تأمین‌کننده‌ات وصل کن

07:57.411 --> 07:59.916
‫اگه دستیگرش کنم،
‫این ویدئو هم از بین میره

08:00.056 --> 08:02.031
‫من بدون وکیلم باهات صحبت نمی‌کنم

08:02.056 --> 08:04.379
‫اگه این کار رو کنی،
‫تصاویر دوربین میره توی مدارک

08:04.404 --> 08:06.556
‫کلانتر پورتر مرد قانون بود.
‫از خونش نمی‌گذرن.

08:06.581 --> 08:09.591
‫وقتی تحقیقات رو شروع کنن،
‫دیگه چی‌ها ممکنـه دستگیرشون بشه؟

08:09.591 --> 08:13.766
‫پس چرا بیخیال دنگ و فنگ ماجرا نشیم؟
‫من فقط دنبال تأمین‌کننده‌ام.

08:16.261 --> 08:18.391
‫فردا ویدئو رو می‌برم پیش دادستان

08:21.891 --> 08:23.100
‫من تو رو نمی‌شناسم

08:23.561 --> 08:27.061
‫- ذره‌ای بهت اعتماد ندارم
‫- متوجه‌ام، ولی باید داشته باشی

08:28.021 --> 08:32.190
‫این پرونده برام جنبه‌ی شخصی داره.
‫واسه همین دارم یه طناب نجات بهت میدم.

08:34.071 --> 08:35.611
‫طناب رو بگیر، آقای باکلی

08:43.041 --> 08:44.291
‫قضیه چیـه؟

08:44.291 --> 08:48.009
‫از بابات بپرس.
‫شاید تو بتونی حرف حالیش کنی.

08:51.131 --> 08:52.341
‫فردا‍!

08:57.245 --> 08:58.301
‫چه خبر شده؟

09:40.814 --> 09:42.048
‫سلام، چطوری، رفیق؟

09:42.073 --> 09:44.576
‫احیاناً نمی‌دونی هارلین باکلی کجاست؟

09:44.601 --> 09:46.521
‫پدربزرگمـه. احتمالاً توی کارخونه‌ست

09:46.521 --> 09:49.141
‫خدای من. یه باکلیِ دیگه

09:49.151 --> 09:51.901
‫- چی؟
‫- سلام، من گریدی‌ام

09:52.032 --> 09:55.492
‫- ایشون رفیقمـه، نیت
‫- من دیلرم. این قایق تفریحی شماست؟

09:55.554 --> 09:57.634
‫بگی نگی

09:57.659 --> 09:59.359
‫گمونم باشه

09:59.384 --> 10:00.911
‫یا به زودی میشه. پیچیده‌ست

10:00.911 --> 10:03.645
‫- کارخونه‌تون کجاست؟
‫- خودم دارم میرم اونجا. نشون‌تون میدم

10:03.670 --> 10:05.880
‫پس جلو بیفت، باک کوچیکه

10:12.461 --> 10:14.211
‫اونوقت نگفتی یه خبر به من بدی؟

10:14.211 --> 10:16.704
‫- دوربین رو امروز صبح پیدا کردم
‫- داری اشتباه می‌کنی

10:16.729 --> 10:20.091
‫- اشتباه؟ ولی بابات جور دیگه‌ای می‌گفت
‫- تو قول دادی بیخیال‌شون میشی

10:20.091 --> 10:22.431
‫آره، میشم.
‫اگه فقط اسم تأمین‌کننده رو بدن.

10:22.431 --> 10:25.391
‫نمی‌تونم قول بدم فرمانده‌ی واحدم
‫قراره چیکار کنه، ولی خودم پای حرف‌هام هستم

10:25.391 --> 10:28.304
‫اتفاقی که واسه کلانتر افتاد یه سانحه بود.
‫حتی پلیس هم همین حرف رو زد.

10:28.329 --> 10:30.626
‫آره، فکر می‌کنن سانحه بود،
‫ولی اطلاعاتی که من دارم رو ندارن

10:30.651 --> 10:33.861
‫- از اولش هم بخاطر کین بود، نه کس دیگه‌ای!
‫- اولش آره، ولی الان مسئله اینـه!

10:33.861 --> 10:36.714
‫- تو گفتی دوستم دارم! این دوست داشتن نیست!
‫- گفتم دوستت دارم

10:36.739 --> 10:38.989
‫- ولی جوابت سکوتِ کرکننده بود.
‫- احساساتت جریحه‌دار شد؟

10:39.014 --> 10:41.381
‫- واسه همین داری این کارها رو می‌کنی؟
‫- احساساتم چیزیش نشد، بری!

10:41.406 --> 10:44.056
‫این کار رو می‌کنم چون وظیفه‌مـه!

10:44.081 --> 10:45.281
‫خب؟

10:45.281 --> 10:47.241
‫می‌تونستم مستقیم برم پیش دادستان

10:47.241 --> 10:50.871
‫می‌تونستم بدم از کل خانواده‌ات بازجویی کنن.
‫بخاطر تو این کار رو نکردم.

10:52.041 --> 10:53.081
‫برای تو

10:54.841 --> 10:56.921
‫حالا اگه نمی‌تونی
‫مجاب‌شون کنی همکاری کنن،

10:56.921 --> 10:58.668
‫بهترین کاری که می‌تونی بکنی
‫اینـه که از سر راهم بری کنار

10:58.693 --> 11:00.279
‫چون قرار نیست دست رو دست بذارم

11:17.531 --> 11:19.374
‫تو واقعاً ویدئو رو دیدی؟

11:19.941 --> 11:22.374
‫خیلی واضح نبود،
‫ولی قطعاً خودمونیم

11:22.701 --> 11:25.951
‫- ورود و خروج‌مون مشخصـه
‫- جسد کلانتر سوخته بود

11:25.951 --> 11:29.889
‫سلاحی در کار نیست.
‫سانچز فقط می‌تونه ثابت کنه اونجا بودیم.

11:29.914 --> 11:31.846
‫اگه فشارش رو کم نکنه،
‫وکیل می‌گیریم

11:31.871 --> 11:33.331
‫اونوقت چی می‌گیم؟

11:33.331 --> 11:35.961
‫خیلی‌خب، گوش بده

11:35.961 --> 11:39.941
‫تو رسیدی،
‫دیدی رفیق قدیدیمت داغون شده

11:39.966 --> 11:41.316
‫بدجوری شوکه شدی

11:41.341 --> 11:47.716
‫تپش قلب گرفتی و
‫توی همون حالت گیجی با من تماس گرفتی

11:48.511 --> 11:53.691
‫من اومدم و کمکت کردم بهتر شی و بعدش رفتم

11:55.191 --> 12:00.573
‫مشکوکـه، ولی بعدش یه وکیل
‫کله‌گنده می‌گیریم تا جواب پس بده

12:02.151 --> 12:03.401
‫یا گریدی رو تحویل‌شون بده

12:03.401 --> 12:06.179
‫نه. اگه گریدی رو تحویل بدیم،
‫دهنش رو باز می‌کنه و

12:06.204 --> 12:07.596
‫سرش دوباره به خودمون برمی‌گرده

12:07.621 --> 12:10.219
‫هیچ جوره نمی‌تونیم به اون
‫یا گریدی اعتماد کنیم

12:10.244 --> 12:13.159
‫خیلی‌خب، باشه.
‫نذار این قضیه رو اعصابت بره.

12:13.184 --> 12:16.501
‫اگه قلبت وایسه
‫هیچ کدوم از اینا دیگه اهمیتی نداره، خب؟

12:16.526 --> 12:18.856
‫من حالم خوبـه، قسم می‌خورم

12:18.881 --> 12:22.671
‫یه دستگاه کوفتی تو سینه‌مـه.
‫بهتره یه کمکی به حالم بکنه.

12:23.341 --> 12:25.329
‫یه فکری به حالش می‌کنیم

12:44.321 --> 12:45.451
‫هی

12:45.741 --> 12:48.621
‫- تو که گفتی هیچ مدرکی نداره
‫- فکر نمی‌کردم داشته باشه

12:48.621 --> 12:49.621
‫باز هم اشتباه کردی، بری

12:49.621 --> 12:51.791
‫گفت دنبال بابا مامان نیست.
‫تأمین‌کننده رو می‌خواد.

12:51.791 --> 12:54.621
‫فکر کردی می‌تونن همچین اطلاعاتی رو
‫بدون هیچ عواقبی نادیده بگیرن؟

12:54.621 --> 12:56.992
‫واقعاً اونجا بودن؟ خونه‌ی کلانتر بود؟

12:57.017 --> 13:00.147
‫با توجه به تصاویر امنیتی،
‫آره، اونجا بودن، بری

13:02.379 --> 13:04.009
‫من اصلاً قصد نداشتم چیزی‌شون بشه

13:04.034 --> 13:06.284
‫نه، معلومـه نداشتی.
‫فقط می‌خواستی منو بدبخت کنی، نه؟

13:08.254 --> 13:10.334
‫راجع‌به من و مارکوس به بابا گفتی؟

13:10.359 --> 13:11.886
‫- نه
‫- خیلی‌خب

13:11.911 --> 13:15.215
‫وقتی همه‌مون حبس ابد بخوریم
‫خودش می‌فهمه

13:15.240 --> 13:19.326
‫- تبریک، بری. باز گند زدی به همه چی
‫- نه. نه، می‌تونم درستش کنم

13:19.351 --> 13:21.240
‫نه، هیچ کاری ازت بر نمیاد

13:21.265 --> 13:24.054
‫می‌خوای بدونی چرا؟
‫چون همیشه همه چی رو خراب می‌کنی

13:24.934 --> 13:28.416
‫- به نظرت وقتی بابا بو ببره چی میشه؟
‫- لازم نیست بابا...

13:28.441 --> 13:31.151
‫هنوز کسشعرهات رو باور می‌کنه.
‫من دیگه صبرم سر اومده.

13:32.281 --> 13:35.071
‫بابا... این قضیه منو می‌کشه

13:37.741 --> 13:38.991
‫اینا گردن توئـه

13:54.801 --> 13:57.051
‫اینجا ماهی‌ها خالی و فرآوری می‌شن،

13:57.051 --> 13:59.011
‫با یخ بسته‌بندی و
‫توی ماشین بارگیری میشن

13:59.011 --> 14:02.261
‫واو. چه خفن، دیلر.
‫اونوقت چندتا ماشین دارید؟

14:02.261 --> 14:03.971
‫نمی‌دونم. تا به حال نشماردم

14:03.971 --> 14:06.811
‫- بوش اذیتت نمی‌کنه؟
‫- نه، عادت کردم

14:06.811 --> 14:09.311
‫خانواده‌ات چندتا قایق دارن؟

14:09.311 --> 14:11.571
‫شاید یه ده‌تایی

14:12.361 --> 14:15.611
‫قایق‌های دیگه‌ای هم میان. صیادها
‫همه می‌خوان اینجا بارشون رو خالی کنن

14:15.611 --> 14:18.031
‫بزرگ‌ترین کارخونه‌ی ماهی منطقه‌ست.
‫همه‌شون پیش ما میان.

14:18.031 --> 14:20.075
‫واو واقعاً جای تحسین داره

14:20.100 --> 14:21.655
‫چندتا کارگر دارید؟

14:21.680 --> 14:23.600
‫دیلر؟ اینجا چه خبره؟

14:23.625 --> 14:26.965
‫این آقایون اومدن بابابزرگ رو ببینن.
‫ایشون عموی منـه، کین.

14:26.990 --> 14:29.411
‫نه بابا؟ چه خبر، مرد؟ من گریدی‌ام

14:30.301 --> 14:31.405
‫گریدی؟

14:31.430 --> 14:34.350
‫نه، یالا، پسر. من عاشق بغل کردنم

14:34.732 --> 14:35.562
‫خیلی‌خب

14:35.587 --> 14:37.509
‫- ایشون نیتـه
‫- سلام، نیت

14:37.534 --> 14:39.986
‫دیلر، تو دیگه برو.
‫امروز دیگه کارت تمومـه.

14:40.011 --> 14:40.971
‫نه، کار دارم

14:40.971 --> 14:43.206
‫میگم تمومـه.
‫کارت واسه امروز تمومـه. برو بیرون.

14:43.231 --> 14:44.481
‫یالا، همین الان

14:45.126 --> 14:46.431
‫خوشحال شدم، رفیق

14:46.431 --> 14:49.102
‫همچنین. مرسی اینجا رو نشونم دادی، دیلرخان

14:49.494 --> 14:50.561
‫پس کین جنابعالی‌ای

14:50.561 --> 14:52.890
‫هوف، از دست ژن باکلی‌ها

14:53.142 --> 14:55.021
‫داداش‌مون می‌تونست مدل باشه، نه؟

14:55.031 --> 14:58.781
‫شوخی نمی‌کنم،
‫هم چشم‌های آبی داری، همون زاویه‌ی فک

14:58.781 --> 15:01.411
‫شرط می‌بندم زیر اون لباس
‫یه سیکس‌پک هم داری، نه؟

15:01.411 --> 15:04.741
‫الان دیگه خودتون ارسال می‌کنید؟
‫ماشین‌های حملِ خودتون رو دارید؟

15:04.741 --> 15:07.911
‫نه، با قایق اومدم.
‫محصول به زودی می‌رسه.

15:07.911 --> 15:09.001
‫بابات کجاست؟

15:09.001 --> 15:11.364
‫- همین بغلـه. صداش کنم؟
‫- توی رستوران؟

15:11.389 --> 15:13.769
‫هنوز اونجا نرفتیم. از این طرفـه؟

15:15.341 --> 15:16.811
‫یالا. بیا، خوشتیپ‌خان

15:21.087 --> 15:23.507
‫- چی شده؟
‫- خوبم، عزیزم

15:23.948 --> 15:25.156
‫درستـه

15:25.181 --> 15:26.429
‫تو میری؟

15:26.454 --> 15:27.754
‫آره، گمونم

15:29.737 --> 15:31.470
‫نباید اینجا پیش تو باشم

15:32.914 --> 15:34.417
‫چرا گریه می‌کنی؟

15:35.754 --> 15:38.538
‫- خیالت نباشه
‫- چی شده؟ اتفاقی افتاده؟

15:42.531 --> 15:43.371
‫خیلی‌خب

15:44.531 --> 15:47.331
‫حقیقت اینـه که مامانت
‫به هرچی دست می‌زنه نابودش می‌کنه،

15:47.331 --> 15:50.795
‫همیشه همین بوده و این دفع
‫بدون اینکه مست کنه تونسته این کارو کنه

15:50.820 --> 15:54.107
‫اصلاً نمی‌دونم چرا به خودم زحمت میدم

15:54.591 --> 15:55.421
‫مامان!

17:07.494 --> 17:09.145
‫همینجا بشینید

17:09.441 --> 17:11.771
‫میرم بابا رو پیدا کنم.
‫شما نوشیدنی میل دارید؟

17:11.796 --> 17:15.594
‫- آره، یه...
‫- دوتا بوربن، بدون مزه. درجه‌یک باشه

17:20.364 --> 17:23.034
‫دوتا بوربن بدون مزه، لطفاً

17:23.059 --> 17:24.059
‫حتماً

17:32.351 --> 17:33.811
‫- باید دیده بشی...
‫- خب، من...

17:40.464 --> 17:44.142
‫- شرمنده بابت اتفاقات امروز صبح
‫- الان وقتش نیست، شان

17:45.727 --> 17:46.937
‫ببین

17:47.717 --> 17:51.031
‫یه چیزی رو راجع‌بهم باید بدونی.
‫من چهارچشمی مراقب خانواده‌ام هستم.

17:51.031 --> 17:53.678
‫می‌دونم و بهش احترام می‌ذارم

18:01.091 --> 18:02.336
‫سلام

18:05.266 --> 18:07.077
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

18:07.102 --> 18:10.011
‫خبر ندارم، ولی باید بفرستیمش رد کارش

18:10.011 --> 18:12.634
‫چون هر لحظه ممکنـه مأمور مبارزه با
‫مواد مخدر سر و کله‌اش پیدا شه

18:12.735 --> 18:13.971
‫کدوم‌شونـه؟

18:13.971 --> 18:15.391
‫اون وراجه

18:17.731 --> 18:19.213
‫اچ‌بی

18:19.274 --> 18:20.614
‫بمب هیدروژنی

18:21.111 --> 18:25.111
‫- نیت رو یادتـه، نه؟
‫- گمونم. خوشحالم دوباره جفت‌تون رو می‌بینم

18:25.620 --> 18:27.740
‫- حالا اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- می‌دونم

18:27.765 --> 18:30.796
‫می‌دونم. شرمنده.
‫باید قبلش تماس می‌گرفتیم.

18:30.821 --> 18:33.781
‫خودم هم خوش ندارم
‫کسی سرزده پیداش بشه

18:33.791 --> 18:36.487
‫باید به چشم کار و بار
‫خانواده‌ی باکلی رو می‌دیدم

18:36.871 --> 18:39.263
‫حالا که حرف از کار و بار شد،

18:39.288 --> 18:42.971
‫گمونم شما باید خانم باکلی باشی، درستـه؟

18:42.996 --> 18:44.961
‫دیدار با شما باعث افتخاره

18:44.961 --> 18:46.991
‫- شرمنده، من عاشق بغلم
‫- من نیستم

18:48.384 --> 18:50.075
‫خیلی‌خب، سلام، من گریدی‌ام

18:50.417 --> 18:52.627
‫اگه اجازه بدید، لازمـه بگم که

18:52.761 --> 18:56.061
‫شما از این مکان هم دوست‌داشتنی‌ترید

18:56.061 --> 18:58.171
‫باورم نمیشه انقدر پیدا کردنش طول کشید

18:58.196 --> 18:59.891
‫اولین باره هیون‌پورت میاید؟

18:59.901 --> 19:03.021
‫فکر کنم بچه که بودم
‫یه بار اومد. دقیق یادم نیست

19:03.021 --> 19:05.941
‫- مامان و بابابزرگم ساکن شهرستان مورگن بودن
‫- مامان، شان پشت بار کارت داره

19:05.941 --> 19:09.290
‫خیلی‌خب، الان می‌فهمم این پسر جذاب
‫ظاهرش رو از کی به ارث برده

19:09.315 --> 19:10.963
‫- این پسر...
‫- مراقب خودت باش، گریدی

19:10.988 --> 19:12.101
‫خیلی‌خب

19:12.126 --> 19:14.666
‫هی، دخترکش. میای سر میز؟

19:16.914 --> 19:19.464
‫نه، جداً، چرا اینجایی؟

19:22.261 --> 19:25.467
‫خب، من تشکیلاتم رو نشون‌تون دادم،
‫شما هم تشکیلات‌تون رو باید نشونم بدید

19:26.011 --> 19:29.351
‫- حالا که تشکیلات‌مون رو دیدی...
‫- موی دماغت شدم، خوشتیپ؟

19:30.298 --> 19:34.008
‫توی کار ما
‫رازداری حرف اول و آخر رو می‌زنه

19:34.033 --> 19:35.867
‫نباید خیلی توی چشم باشیم

19:35.892 --> 19:40.719
‫بیخیال. می‌دونم شما باکلی‌ها
‫مهمون‌نوازتر از این حرف‌هایید

19:40.744 --> 19:44.828
‫برای مثال، نوه‌ات با روی خوش
‫کل کارگاه رو نشون‌مون داد

19:44.855 --> 19:46.571
‫واقعاً تحسین‌برانگیز بود

19:46.571 --> 19:48.714
‫می‌تونیم با هم حسابی کاسبی کنیم

19:48.739 --> 19:49.822
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم

19:49.847 --> 19:51.977
‫اینجا یه مرکز صیادی کاملـه

19:52.002 --> 19:54.231
‫داریم دقیقاً همون کاری رو می‌کنیم که باید

19:54.256 --> 19:58.631
‫درستـه. حالا که حرفش شد،
‫چقدر می‌تونم قایق رو توی بندرگاه بذارم؟

20:01.064 --> 20:02.794
‫قایق توئـه اون بیرون؟

20:03.010 --> 20:04.090
‫آه...

20:04.841 --> 20:09.301
‫داستانش مفصلـه، ولی آره،
‫فکر کنم بشه گفت قایق خودمـه

20:09.326 --> 20:11.985
‫- می‌خوای یه نگاهی بهش بندازی؟
‫- شاید یه وقت دیگه

20:12.520 --> 20:14.520
‫باشه. قول میدی؟

20:15.721 --> 20:17.851
‫یکم گشنمه. یه مِنو نمی‌دید؟

20:17.851 --> 20:21.891
‫ببین، ما کلی کار سرمون ریختـه و
‫تو هم نباید اینجا باشی

20:26.221 --> 20:27.522
‫نمی‌تونم؟

20:29.437 --> 20:31.567
‫می‌خوای راجع‌به برنامه‌ی کاری،

20:31.781 --> 20:34.394
‫تعداد ارسال بار و
‫ثبات روند ارسال محموله صحبت کنی؟

20:34.419 --> 20:36.861
‫می‌تونی توی دفتر این کار رو کنیم.
‫اینجا رستورانـه.

20:36.886 --> 20:39.306
‫کار رو توی رستوران نمیاریم

20:40.541 --> 20:41.791
‫بیا

20:43.774 --> 20:46.194
‫آره، یه لحظه

20:46.221 --> 20:47.261
‫الو؟

20:49.017 --> 20:50.832
‫گندش بزنن. آمم...

20:51.317 --> 20:53.803
‫خیلی‌خب، آره. آدرس رو بفرست

20:54.148 --> 20:56.688
‫خب، هرچی تو بخوای، جیگر

20:56.713 --> 20:58.801
‫باید برم. تو هم باهام میای

20:58.811 --> 20:59.811
‫کجا؟

21:00.171 --> 21:02.658
‫تو نه، قندعسل. بابات

21:13.241 --> 21:15.549
‫میز چهار، لطفاً. ممنون

21:20.351 --> 21:21.561
‫هی، چطور پیش رفت؟

21:21.586 --> 21:23.317
‫- بد
‫- چی شد؟

21:23.814 --> 21:27.604
‫گرفتی گند زدی توی معامله‌ی زمین و
‫حالا گیر این مرتیکه افتادیم

21:27.629 --> 21:29.129
‫این شد

21:33.656 --> 21:37.656
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:39.161 --> 22:40.289
‫سلام، بابا

22:41.487 --> 22:43.277
‫تمرین شنا چطور بود؟

22:43.302 --> 22:44.571
‫می‌دونی، عادی

22:45.137 --> 22:47.347
‫مطمئنی بخاطر طوفان کنسل نشد؟

22:47.907 --> 22:51.521
‫- چون به من زنگ زدن اینجوری گفتن
‫- اگه می‌دونی دیگه چرا می‌پرسی؟

22:51.957 --> 22:52.957
‫بشین

23:11.401 --> 23:13.267
‫یه سؤال دیگه

23:13.361 --> 23:15.841
‫چند وقتـه که توی کارخونه کار می‌کنی؟

23:18.787 --> 23:20.559
‫دوینِ ریش‌سفید رو دیدم امروز

23:20.584 --> 23:23.528
‫ازم پرسید از اینکه ضایعات ماهی رو
‫از زمین پاک می‌کنی لذت می‌بری یا نه

23:23.553 --> 23:27.201
‫من روحم هم خبر نداشت چی میگه.
‫دلیلی هم نداشت. من فقط پدرتم دیگه.

23:30.164 --> 23:31.584
‫چند وقتـه؟

23:31.609 --> 23:33.751
‫خیلی نمیشه. چند شیفتـه.

23:33.751 --> 23:34.961
‫ولی امروز آخریش بود

23:34.961 --> 23:37.921
‫شغل بابابزرگمـه.
‫من هم یه رگم باکلیـه.

23:37.921 --> 23:40.718
‫تو هیچوقت یه باکلی نمیشی. هرگز!‍

23:40.743 --> 23:43.681
‫این خانواده یه مرگیش هست

23:43.681 --> 23:47.351
‫می‌دونم از دور اوضاع خوب و خوشـه،
‫ولی نزدیک که میشه یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست

23:47.351 --> 23:49.521
‫- اونوقت تو از کجا می‌دونی؟
‫- چون بین‌شون زندگی کردم

23:49.521 --> 23:52.061
‫خدایا، یه نگاه به مامانت بنداز

23:52.717 --> 23:56.347
‫- از لحاظ قانونی هم نباید اونجا باشی
‫- من اصلاً نمی‌بینمش. توی رستورانـه

23:56.372 --> 23:59.672
‫منظورم رو متوجه نیستی، رفیق.
‫نمی‌خوام اونجا باشی.

23:59.697 --> 24:00.958
‫نمی‌تونی جلوم رو بگیری

24:00.983 --> 24:04.283
‫دیلر، مامانت ناامیدت می‌کنه

24:04.617 --> 24:05.907
‫دوباره

24:06.161 --> 24:09.048
‫تنها کاری که بلده همینـه.
‫ناامید کردن.

24:09.073 --> 24:12.711
‫ذاتش همینـه.
‫یه معتاده. معتادها همین کار رو می‌کنن.

24:13.697 --> 24:16.077
‫دیگه پاتو اونجا نمی‌ذاری. فهمیدی؟

24:27.617 --> 24:28.777
‫مُرده؟

24:29.441 --> 24:30.651
‫نگفتن

24:31.444 --> 24:34.274
‫بهت که گفتم بارهای روزانه ریسکی‌ان

24:34.521 --> 24:36.651
‫باید اونجوری که میگم پیش بریم

24:36.651 --> 24:37.821
‫باشه

24:43.874 --> 24:46.478
‫- هارلن، اینجا چه خبره؟
‫- ساکت

24:47.134 --> 24:48.554
‫ساکت. چیزیت نیست

24:48.661 --> 24:50.665
‫یه سوءتفاهمی شده

24:50.690 --> 24:52.217
‫پس این آدم توئـه؟

24:53.501 --> 24:56.751
‫- پس چرا جلوی ماشین منو گرفت؟
‫- چون چیزی راجع‌بهت نمی‌دونست

24:56.751 --> 24:58.751
‫الان می‌دونی و دیگه تکرار نمیشه

24:58.751 --> 24:59.881
‫مگه نه، درو؟

25:08.961 --> 25:11.751
‫آره، ولی می‌دونی،
‫خیلی متقاعد نشدم

25:11.776 --> 25:14.446
‫بذار خودم باهاش صحبت کنم. تنهایی

25:14.521 --> 25:15.648
‫ردیفـه؟

25:28.630 --> 25:29.852
‫پاشو ببینم

25:33.201 --> 25:35.081
‫با خودت چه فکری می‌کردی؟

25:35.081 --> 25:37.814
‫من از کجا می‌دونستم
‫تو هم دستی تو قضیه داری؟

25:37.839 --> 25:39.179
‫سرعت غیرمجاز رفتن

25:39.204 --> 25:40.501
‫خدایا، هارلن

25:40.501 --> 25:43.260
‫توی ماشین‌شون اونقدری مواد بود که
‫مرز آبیِ شرق رو می‌شد تأمین کرد

25:43.285 --> 25:45.569
‫نمی‌تونم چشمم رو روش ببندم.
‫کلانتر اینجام.

25:45.594 --> 25:46.754
‫بخاطر من

25:47.366 --> 25:50.301
‫تنها دلیلی که اون نشان کلانتری
‫روی لباستـه منم، پس خوب گوش کن

25:50.311 --> 25:54.271
‫سعی می‌کنم این کثافت‌کاری رو جمع‌وجور کنم،
‫ولی از الان به بعد وقتی این آدم‌ها رو دیدی،

25:54.271 --> 25:57.549
‫یه دستی تکون بده و به راهت ادامه بده

25:57.574 --> 26:01.012
‫نه قهرمان‌بازی دربیار،
‫نه دنبال دستگیری باش، نه هیچی

26:01.761 --> 26:05.849
‫- فکر نکنم از پسش بر بیام
‫- مجبوری، وگرنه نمی‌تونم نجاتت بدم

26:08.784 --> 26:12.113
‫من کِی گفتم دلم می‌خواد
‫پام به این چیزها باز بشه؟

26:12.138 --> 26:15.082
‫حتی بهم حق انتخاب ندادی.
‫ازم نپرسیدی.

26:17.001 --> 26:18.921
‫من مال این حرف‌ها نیستم

26:21.294 --> 26:22.964
‫من که خودم نخواستم!

26:24.266 --> 26:25.957
‫الان حق انتخاب داری

26:32.909 --> 26:34.062
‫« بانک »

26:35.851 --> 26:37.731
‫خیلی‌خب، می‌بینم‌تون

26:39.224 --> 26:40.475
‫سلام، انی

26:40.767 --> 26:43.437
‫سلام، کین. چه کمکی ازم ساخته‌ست؟

26:43.462 --> 26:45.876
‫یه سری کار و بار خانوادگی دارم
‫که باید راجع‌بهش صحبت کنم

26:45.901 --> 26:49.031
‫باید با آقای فریمن صحبت کنی.
‫الان‌هاست که برگرده.

26:49.031 --> 26:52.491
‫راستش چیز خاصی نیست.
‫مطمئنم تو هم می‌تونی کمکم کنی.

26:53.180 --> 26:55.385
‫میشه یه لحظه بشینیم و صحبت کنیم؟

26:55.510 --> 26:57.378
‫نمی‌تونم اطلاعاتی بهت بدم، کین

26:57.403 --> 26:59.581
‫حساب خانواده‌ی باکلی
‫به اسم والدینتـه و

26:59.581 --> 27:02.366
‫معامله‌ی زمین هم
‫به درخواست مادرت محرمانه‌ست

27:02.391 --> 27:06.983
‫- ولی تو از ماجرا باخبری
‫- معلومـه. تمام بازبینی‌ها رو خودم انجام میدم

27:07.008 --> 27:10.140
‫الان دیگه کارشناس ارشد حساب‌هام.
‫ماه پیش ترفیع گرفتم.

27:10.165 --> 27:11.178
‫دیگه وقتش بود

27:11.203 --> 27:13.311
‫خدا از دهنت بشنوه.
‫من ۱۴ سالـه اینجام.

27:14.670 --> 27:19.374
‫همونطور که گفتم،
‫واقعاً می‌خوام راجع‌به وِس بنسون بدونم

27:25.618 --> 27:29.248
‫آقای بنسون چند باری
‫واسه صحبت با آقای فریمن اینجا اومده

27:29.273 --> 27:32.983
‫می‌خواد توافقی انجام بده برای
‫واگذاری بعضی از وام‌هایی که...

27:34.081 --> 27:35.250
‫دردسرسازن؟

27:35.275 --> 27:39.155
‫ما مؤسسه‌ی بزرگی نیستیم.
‫بازار اقتصاد روی بانک‌ها هم تأثیر گذاشته.

27:39.180 --> 27:40.961
‫پس دارید بدهی‌هامون رو می‌فروشید؟

27:40.961 --> 27:43.131
‫واقعاً نمی‌دونم، کین

27:43.131 --> 27:45.592
‫فقط شنیدم دارن راجع‌بهش صحبت می‌کنن

27:45.617 --> 27:48.278
‫آقای بنسون با یه بانک بزرگ‌تر
‫توی رالی داره همکاری می‌کنه

27:48.303 --> 27:51.341
‫اونوقت کسی به فکرش نرسید که
‫بهمون یه خبری بده؟

27:51.341 --> 27:52.891
‫خب، هنوز به جایی نرسیده

27:52.891 --> 27:54.931
‫اگه برسه، باید بهتون خبر بدن

27:54.931 --> 27:57.281
‫خب، تو که نه، والدینت رو

27:57.306 --> 28:00.736
‫خانواده‌ی من از بچگی
‫پیش شما می‌اومدن. حتی قبل از من.

28:00.761 --> 28:02.650
‫وام همیشه در حال چرخشـه

28:03.760 --> 28:06.373
‫واسه توقفش چیکار کنیم؟

28:07.241 --> 28:08.911
‫تسویه‌اش کنید

28:09.111 --> 28:10.843
‫این واقعاً تنها راهـه

28:12.717 --> 28:14.047
‫اون عضو خانواده‌ست

28:14.321 --> 28:16.455
‫می‌فهمه وفاداری یعنی چی

28:16.526 --> 28:18.538
‫خیلی هم خوب بلده زیپ دهنش رو بکشه

28:18.710 --> 28:22.180
‫دیگه سر جنس‌ها
‫به هیچ مشکلی نمی‌خوری. مگه نه؟

28:22.781 --> 28:24.491
‫من واسه محافظت و خدمت اینجام

28:24.516 --> 28:26.975
‫اشتباه از من بود که
‫نمی‌دونستم همگی دوست و خانواده‌اید

28:27.000 --> 28:30.106
‫ولی نمی‌دونم، پسر.
‫کشتنش خیلی راحت‌تره.

28:30.131 --> 28:33.953
‫راحت‌تر از این که
‫کلانتر پشتت باشه؟ عقلت رو به کار بنداز

28:33.978 --> 28:35.946
‫خب، اینجوری مطمئن‌تره

28:35.971 --> 28:38.011
‫هی، هی، هی. باشه. بیخیال

28:38.011 --> 28:39.681
‫قبولـه، قبولـه، خب؟

28:39.681 --> 28:42.561
‫هواتون رو دارم. میشم آدم‌تون.
‫می‌تونم ازتون محافظت کنم.

28:42.561 --> 28:43.941
‫خواهش می‌کنم

28:43.941 --> 28:45.223
‫از هارلن بپرس، من...

28:45.248 --> 28:48.691
‫هر کاری که خواست انجام دادم
‫تا کلانتر شم. گزارش‌ها رو از بین بردم و

28:48.716 --> 28:51.401
‫مو به مو هر کاری که تونستم
‫سر مأمور مبارزه با مواد مخدر کردم

28:51.401 --> 28:53.071
‫مأمور مبارزه با مواد مخدر؟

28:53.071 --> 28:55.535
‫کدوم مأمور؟
‫راجع‌به چی حرف می‌زنه؟ مأمور؟

28:55.560 --> 28:57.741
‫یکی از مأمورها توی شهر موند

28:57.741 --> 29:00.701
‫داره دست و پا می‌زنه تا پرونده تشکیل بده

29:00.701 --> 29:01.871
‫هیچی دستش نیست

29:01.871 --> 29:05.623
‫زیرنظر دارنت؟
‫واسه همین گفتی زود برم؟

29:05.648 --> 29:08.482
‫زیرنظر ندارن، محض احتیاط بود

29:09.213 --> 29:11.945
‫- ولی ترتیبش رو میدی!
‫- تحت کنترلـه

29:11.970 --> 29:13.630
‫بهت قول میدم

29:13.681 --> 29:16.391
‫ولی فعلاً باید درو رو سوار ماشین کنیم

29:16.391 --> 29:19.034
‫قبل از اینکه مردم براشون سؤال بشه که
‫چه بلایی سر کلانترشون اومده

29:19.059 --> 29:20.207
‫جدی؟

29:20.232 --> 29:21.482
‫نه

29:23.641 --> 29:25.311
‫خواهش می‌کنم. من خانواده دارم

29:27.029 --> 29:29.396
‫خواستم بترسونمت. شرمنده

29:29.421 --> 29:30.433
‫شرمنده

29:32.208 --> 29:33.368
‫نه، شوخی می‌کنم

29:33.441 --> 29:35.361
‫ردیفـه؟

29:36.154 --> 29:37.194
‫شک نکن

29:37.219 --> 29:39.269
‫خیلی‌خب، بریم برگردونیمت سر کار

29:39.294 --> 29:43.374
‫وایسا بیبنم، چی میگم؟
‫قیافه‌ات... داغونـه. بیا اینجا.

29:43.451 --> 29:44.751
‫بذار کمکت کنم

29:46.751 --> 29:48.131
‫آره، حالا شد

29:48.131 --> 29:50.841
‫خیلی هم بد نشدی.
‫بذار لباست رو درست کنم.

29:50.841 --> 29:51.751
‫حالا شد

29:52.417 --> 29:57.207
‫یه آبی به سر و صورتت بزن، خب؟
‫شاید... یکم یخ کمک کنه.

29:57.232 --> 29:58.772
‫خیلی‌خب، حالا گوش کن

29:59.377 --> 30:01.092
‫خیلی ساده‌ست، خب؟

30:01.117 --> 30:02.667
‫تو با من خوبی،

30:03.083 --> 30:04.623
‫من هم با تو خوبم

30:04.667 --> 30:05.811
‫قبولـه؟

30:06.414 --> 30:08.848
‫خیلی‌خب، از اینجا برو، نفله

30:14.233 --> 30:15.323
‫درو

30:16.234 --> 30:19.744
‫قبل از اینکه برگردی
‫یه داستانی واسه صورتت جور کن، خب؟

30:20.764 --> 30:22.072
‫واسه توئـه

30:23.191 --> 30:24.281
‫بگیرش

30:25.483 --> 30:26.746
‫گفتم بگیرش

30:44.141 --> 30:45.391
‫عالی شد

30:57.611 --> 30:59.762
‫می‌دونی وس چه نقشه‌ای تو بانک کشیده؟

31:00.241 --> 31:02.991
‫حس می‌کنم بهتره راجع‌بهش صحبتی نکنیم

31:02.991 --> 31:04.342
‫حیف شد

31:05.501 --> 31:08.001
‫می‌خواد زمین زیر پامون رو ازمون بگیره

31:08.001 --> 31:10.621
‫من قرارداد رو امضا نکردم.
‫معامله شکل نمی‌گیره.

31:10.631 --> 31:14.171
‫خیلی‌خب، امضا نکردی،
‫ولی دارایی‌هامون رو نشونش دادی

31:14.171 --> 31:17.341
‫- مجبور بودم. استانداردش همینـه
‫- خدای من

31:18.091 --> 31:20.131
‫خب، الان می‌دونه که آسیب‌پذیریم و

31:20.131 --> 31:22.281
‫حدس می‌زنم خوشش نیومد
‫ازش سوءاستفاده کنیم و ردش کنیم

31:22.306 --> 31:25.096
‫- ببین، هر فکری که تو سرتـه...
‫- آره، برام مهم نیست

31:25.471 --> 31:27.771
‫برام مهم نیست ازدواج تو و بابا
‫یه ازدواج مسمومـه

31:27.771 --> 31:30.061
‫دارید به همدیگه خیانت می‌کنیم،
‫بچه‌های پنهونی دارید و هر کوفتی

31:30.061 --> 31:32.061
‫- برام مهم نیست. وقتش رو ندارم
‫- عینهو بچه‌ها می‌مونی

31:32.061 --> 31:35.151
‫الان درگیر اینم که اگه یه وقت
‫نوبت پرداخت بدهی‌ها شد و

31:35.151 --> 31:36.611
‫آه در بساط نداشتیم،
‫چه خاکی تو سرمون بریزیم

31:38.864 --> 31:41.498
‫حالا واقعاً می‌تونن این کار رو کنن؟
‫می‌تونن زمین رو بگیرن؟

31:41.990 --> 31:45.229
‫- چرا نمیری از دوست‌پسرت بپرسی؟
‫- درست حرف بزن

31:47.434 --> 31:50.104
‫اون موقع که تو و بابا
‫از هم متنفر بودید بیشتر راضی بودم

32:00.284 --> 32:01.319
‫سلام

32:01.784 --> 32:03.599
‫امیدوار بودم بتونیم دو کلوم صحبت کنیم

32:04.311 --> 32:05.489
‫حتماً، داداش

32:06.221 --> 32:07.471
‫حرف هم می‌زنیم

32:16.021 --> 32:16.861
‫چه خبر؟

32:16.861 --> 32:19.482
‫می‌خواستم به هر سؤالی که داری جواب بدم

32:21.397 --> 32:23.527
‫باشه. حتماً

32:25.311 --> 32:28.601
‫گفتی اینجا اومدی چون
‫می‌خواستی ما رو بشناسی، درستـه؟

32:28.626 --> 32:32.519
‫ببخشید که این حرفت
‫به نظرم کسشعر میاد

32:32.544 --> 32:35.226
‫ببین، نمی‌دونم چطور باید بهت ثابت کنم
‫که دنبال چیزی نیستم

32:35.251 --> 32:36.671
‫بهرحال، نه چیز مشخص و خاصی

32:36.696 --> 32:39.893
‫گمونم متوجه نمیشم که دنبال چی هستی

32:40.600 --> 32:43.026
‫- چون چیزی که می‌خوام رو داری
‫- چی دارم؟

32:43.051 --> 32:44.471
‫تو خانواده داری

32:44.471 --> 32:45.971
‫پشتوانه، جایی که بهش تعلق داری

32:45.971 --> 32:49.391
‫ببین، پسر، همه‌ی اینا یه تله‌ی بزرگـه

32:49.391 --> 32:53.101
‫خب؟ همونطوری که از
‫خشم فروخورده‌ی من معلومـه

32:53.101 --> 32:56.611
‫- از روی تجربه میگم
‫- آره، همچین فروخورده هم نیست

32:59.821 --> 33:00.651
‫خیلی‌خب

33:07.480 --> 33:10.693
‫دنبال چی هستی، شان؟

33:13.611 --> 33:15.611
‫وقتی مامان مُرد،
‫همه چی رو از دست دادم

33:17.253 --> 33:19.524
‫فکر می‌کردم شاید اینجا چیزی برام باشه

33:23.101 --> 33:24.550
‫هر چی که اینجا هست،

33:25.520 --> 33:26.801
‫دلت نمی‌خواد داشته باشیش

33:26.957 --> 33:28.327
‫خب؟

33:28.508 --> 33:31.534
‫اومدی، اون چیزی که می‌خواستی رو دیدی و

33:31.559 --> 33:34.349
‫تا وقتی که فرصتش هست بهتره بری

33:35.698 --> 33:37.387
‫باور کن، اصلاً دلت نمی‌خواد...

33:38.571 --> 33:40.071
‫دلت نمی‌خواد پابند اینجا بشی

34:25.041 --> 34:26.001
‫سلام

34:30.911 --> 34:32.291
‫چه خبر شده؟

34:33.241 --> 34:37.024
‫بیخیال. جفت‌مون می‌دونستیم این اتفاق میفته

34:38.121 --> 34:44.301
‫بازپروری یه مدت تو رو دور می‌کنه،
‫ولی این شکل واقعی منـه

34:48.381 --> 34:49.601
‫اونوقت این کیـه؟

34:50.390 --> 34:52.811
‫یه آدمی که چیزی ازش نمونده

34:53.634 --> 34:54.884
‫هی، بسه

34:54.909 --> 34:56.249
‫حقیقتـه

35:00.374 --> 35:01.884
‫خودت هم می‌دونی که حقیقتـه

35:11.111 --> 35:13.395
‫ببین از چه خانواده‌ای اومدم

35:13.420 --> 35:15.630
‫می‌خوای همه‌شون رو
‫بندازی گوشه‌ی هلفدونی

35:15.655 --> 35:16.695
‫آدم‌های بدی هستن

35:18.920 --> 35:20.760
‫به نظرت من هم آدم بدی‌ام؟

35:21.801 --> 35:23.051
‫می‌تونی کنار بکشی

35:23.884 --> 35:25.554
‫تو دستی تو این چیزها نداری

35:26.430 --> 35:28.430
‫- می‌تونی از همه چی دور شی
‫- چطوری؟

35:29.704 --> 35:30.935
‫با تو؟

35:33.971 --> 35:35.431
‫می‌دونم این کارتـه

35:38.874 --> 35:40.464
‫لایق بُردی و...

35:42.194 --> 35:43.967
‫من هم دلم می‌خواد ببری

35:45.668 --> 35:46.668
‫جدی میگم

35:47.491 --> 35:48.991
‫می‌تونیم دوتایی بریم

35:50.444 --> 35:53.233
‫اجازه نمیدم آتیشش دامنت رو بگیره،
‫بهت قول میدم

36:11.924 --> 36:13.495
‫از کجا آوردیش؟

36:13.889 --> 36:16.519
‫دلال محبوبم

36:29.401 --> 36:31.651
‫وقتی گفتی دوستم داری ترسیدم

36:31.651 --> 36:32.781
‫چرا؟

36:34.400 --> 36:35.480
‫چون...

36:36.527 --> 36:38.617
‫اگه واقعی بود،

36:40.051 --> 36:41.511
‫مجبور بودم انتخاب کنم

36:42.591 --> 36:43.931
‫تو یا اونا

36:46.431 --> 36:48.801
‫- بری، بیخیال
‫- دیروقتـه

36:52.351 --> 36:54.231
‫شرمنده نتونستم حسم رو بگم

36:56.521 --> 36:58.401
‫من یه ترسوئم

37:00.151 --> 37:02.071
‫این آخرین چیزیـه که هستی

37:19.461 --> 37:21.012
‫لب‌هات مزه‌ی ویسکی میده

37:22.881 --> 37:24.921
‫خودت گفتی عاشقشی

37:52.581 --> 37:55.126
‫باید آروم‌تر محموله‌ها رو ارسال کنیم

37:55.151 --> 37:58.006
‫نمی‌خوام بین ارسالی‌ها
‫جنس‌ها رو توی کشتی‌ها انبار کنم

37:58.031 --> 37:59.241
‫چرا؟

37:59.711 --> 38:01.937
‫نگران اون یارو مأموره‌ای؟

38:02.171 --> 38:04.251
‫بهت که گفتم اون مشکلی نیست

38:04.261 --> 38:06.761
‫از این رابطه خوشم میاد

38:06.761 --> 38:10.058
‫راستش، الگوی منی، مرد

38:11.851 --> 38:13.351
‫بیا خرابش نکنیم

38:14.708 --> 38:15.998
‫خب؟

38:16.981 --> 38:18.811
‫پس کارمون طبق روال سابق پیش میره؟

38:18.811 --> 38:22.213
‫قطعاً، ولی روال سابق یعنی احتیاط

38:22.630 --> 38:26.470
‫خوبـه، چون بذار به وضوح نظرم رو بگم

38:26.495 --> 38:28.744
‫پای هیچ مأمور مبارزه با
‫مواد مخدری نباید به ماجرا باز بشه

38:29.321 --> 38:31.781
‫تو که دیدی چطور کار رو پیش می‌برم؟

38:32.531 --> 38:34.451
‫باید این مشکلی رو حل کنی

38:35.751 --> 38:36.751
‫ختم کلام

38:40.081 --> 38:43.001
‫همونطور که گفتم، مشکلی نیست

38:44.421 --> 38:45.711
‫عالی شد

39:00.391 --> 39:01.271
‫بابا

39:02.981 --> 39:04.441
‫بابا، گوش بده

39:04.441 --> 39:07.306
‫ما نمی‌تونی...
‫واو، واو، واو، هی، هی، هی

39:07.331 --> 39:10.671
‫درو گفت سانچز
‫توی مسافرخونه‌ی کریستال کووه

39:11.201 --> 39:13.292
‫می‌خوای با اون چیکار کنی؟

39:14.161 --> 39:16.121
‫بابا، نه

39:16.701 --> 39:19.371
‫ما از اون آدم‌هاش نیستیم.
‫اینجوری مشکلات‌مون رو حل نمی‌کنیم.

39:19.371 --> 39:22.751
‫ما دقیقاً همون‌هاییم و
‫مشکلات‌مون رو همینجوری حل می‌کنیم

39:22.751 --> 39:25.501
‫یا صدت رو می‌ذاری یا می‌میری.
‫روال کار همینـه.

39:25.501 --> 39:28.051
‫- خودت می‌دونی که راهش همینـه
‫- نه. گوش بده. هی

39:28.051 --> 39:31.656
‫هی، فقط... بذار خودم حلش کنم.
‫بذار با سانچز صحبت کنم. درستش می‌کنم.

39:31.681 --> 39:35.271
‫- بابا، هی، بذار با سانچز صحبت کنم
‫- کین، دیگه حرفی نمونده

39:44.981 --> 39:46.021
‫گوه توش!

40:10.841 --> 40:13.721
‫بابا، چیکار کردی؟

40:13.721 --> 40:15.301
‫همینجوری پیداش کردم

40:20.214 --> 40:21.518
‫نباید اینجا باشیم

40:22.477 --> 40:23.625
‫باید بریم

40:23.941 --> 40:25.481
‫باید دوربین رو پیدا کنیم

40:25.481 --> 40:28.981
‫دنبال گوشی، لپ‌تاپ یا هر چیز دیگه‌ای بگرد

40:28.981 --> 40:30.401
‫خدایا

40:37.818 --> 40:38.648
‫بابا

40:39.951 --> 40:41.951
‫بابا، باید بریم

40:42.284 --> 40:45.874
‫هی، هی، هی، جدی میگم.
‫باید فلنگ رو ببندیم.

40:47.461 --> 40:49.801
‫یالا، یالا

41:09.024 --> 41:12.407
‫اگه کسی چیزی گفت،
‫می‌گیم دلالش دوربین رو دزده

41:12.491 --> 41:15.281
‫اگه پیدا شد، اونوقت یه کاریش می‌کنیم

41:17.031 --> 41:19.411
‫این چیزها عین خیالت هم نیست، نه؟

41:19.411 --> 41:22.718
‫نه، هست، ولی باعث نمیشه تردید کنم

41:33.011 --> 41:34.322
‫یالا، بری

41:56.991 --> 41:58.781
‫یالا، بری

42:00.781 --> 42:02.911
‫خدایا، بردار دیگه، بری. بردار!

42:02.911 --> 42:05.371
‫سلام، شما با بری تماس گرفتید.
‫پیام بذارید.

42:07.081 --> 42:08.581
‫خدایا

42:18.431 --> 42:19.971
‫خدای من!

42:19.971 --> 42:21.011
‫بری!

42:21.011 --> 42:23.181
‫خدایا. هی، هی، هی، هی

42:23.181 --> 42:24.351
‫بیداری؟

42:24.351 --> 42:25.641
‫هی، هی، هی

42:25.641 --> 42:27.231
‫پیش خودمی، پیش خودمی

42:27.231 --> 42:29.811
‫خدای من، بری. چیکار کردی؟

42:30.601 --> 42:32.361
‫این چیـه؟ تو چیکار کردی؟

42:37.611 --> 42:39.998
‫- چیکار کردی؟ می‌ریم خونه
‫- هی، کارش رو تموم کردم

42:40.023 --> 42:42.255
‫- چیزیت نیست. باهام می‌ریم خونه
‫- تمومش کردم

42:42.280 --> 42:44.241
‫الان از اینجا می‌ریم، خب؟

42:44.241 --> 42:45.911
‫یالا، پاشو بریم. یالا

42:45.911 --> 42:48.041
‫بیا. خوبی؟

42:48.831 --> 42:50.331
‫من کشتمش

42:54.381 --> 42:56.051
‫خیلی‌خب، رفتیم

42:56.944 --> 43:06.944
« ترجمه از امیر فرحناک »

43:07.707 --> 43:17.707
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:17.914 --> 43:27.914
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
