WEBVTT

00:01.021 --> 00:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.045 --> 00:15.199
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.223 --> 00:18.768
‫بخش 29217،
‫یه شیء توی آب دیدیم،

00:18.769 --> 00:22.606
‫و داریم در فاصله 20 مایل دریایی
‫شمال شرقی هیون‌پورت تجسس می‌کنیم

00:23.231 --> 00:26.359
‫شیء مورد نظر ظاهراً یه توره که
‫احتمالاً جسد لاش پیچیده شده

00:32.157 --> 00:34.159
‫به نظر میاد هردو قربانی مُردن

00:48.340 --> 00:56.340
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

01:48.441 --> 01:49.442
‫جریان چیه؟

01:51.486 --> 01:53.404
شان هستم. متصدی بار جدیدم

01:53.405 --> 01:54.322
‫درسته

01:55.115 --> 01:57.449
‫دو ماهی‌گیر، تروی و کرتیس

01:57.450 --> 01:59.076
‫جسدهاشون رو پیدا کردن

01:59.077 --> 01:59.995
‫نه بابا

02:00.954 --> 02:04.373
‫- می‌دونن چه اتفاقی افتاده؟
‫- لای تورها گیر کردن و غرق شدن

02:04.374 --> 02:05.291
‫هردوشون؟

02:05.292 --> 02:07.793
‫فکر کنم یکی لای تور گیر کرده
‫و افتاده توی آب،

02:07.794 --> 02:09.962
‫و اون یکی بعدش رفته توی آب یا همچین چیزی

02:09.963 --> 02:11.964
‫چرا رفته دنبالش؟
‫قایق‌های نجات برای همین هستن.

02:11.965 --> 02:14.091
‫نمی‌دونم. یه حادثه‌ی عجیب بوده

02:14.092 --> 02:17.845
‫- چطور هردوشون لای تور گیر کردن؟
‫- برای همین بهش میگن حادثه‌ی عجیب

02:17.846 --> 02:20.182
‫- چطور اونا رو گرفته...
‫- نمی‌دونم، شین!

02:22.142 --> 02:22.976
‫شان

02:24.311 --> 02:27.689
‫من جواب تمام سؤالات رو ندارم.
‫گارد ساحلی اونجاست. می‌تونی ازش بپرسی.

02:40.952 --> 02:44.246
‫ده قطعه‌ی اول که توی نقشه‌هات
‫با کد 42ب مشخص شدن

02:44.247 --> 02:46.290
‫جایی هستن که اون میله‌ها رو می‌بینی

02:46.291 --> 02:49.001
‫سازه‌ی اصلی تفرجگاه اونجا ساخته میشه

02:49.002 --> 02:52.087
‫آپارتمان‌های فاز دوم و ویلاهای شخصی فاز سوم

02:52.088 --> 02:54.340
‫اونورتر هستن، پس با ماشین می‌ریم اونجا

02:54.341 --> 02:56.258
‫نه، نه، نه، لازم نیست

02:56.259 --> 02:58.511
‫همه هیجان‌زده‌ان

02:59.012 --> 03:02.306
‫آر.ان.وای بی‌صبرانه منتظر کلنگ‌زنی اینجاست

03:02.307 --> 03:06.352
‫خب، اسناد اولیه امضا شدن
‫و باید توی صندوق پستت باشن

03:06.353 --> 03:09.314
‫- بیا اون اسناد رسمی رو به وکلا تحویل بدیم
‫- حتماً

03:10.232 --> 03:13.860
‫می‌دونی، دلیلی نداره که
‫نتونیم امسال کلنگ بزنیم

03:14.694 --> 03:17.197
‫خوشحالم که شرکتت از فرصت استفاده کرد

03:18.406 --> 03:22.368
‫- همه‌ی اینا رو خودت طراحی کردی؟
‫- در اصل من طراحی‌اش نکردم

03:22.369 --> 03:24.119
‫خب، ایده‌پردازِ پشتش تو بودی

03:24.120 --> 03:27.623
‫- ولی به مشارکتت نیاز داریم
‫- مشتاقشم. ممنون

03:27.624 --> 03:29.291
‫خب، شوهرت کجاست؟

03:29.292 --> 03:31.293
‫اون در تمام این مراحل نبوده

03:31.294 --> 03:33.254
‫اوه، اون سرش شلوغه

03:33.255 --> 03:36.048
‫کارها رو به من سپرده،
‫ولی من در جریان قرارش میدم.

03:36.049 --> 03:37.633
‫نگرانش نباش

03:37.634 --> 03:39.552
‫اون برای شروع هیجان‌زده‌ست

03:40.595 --> 03:43.305
‫- راستی، بازنگری‌ها چطورن؟
‫- بازنگری‌ها محشرن

03:43.306 --> 03:44.306
‫- واقعاً؟
‫- آره

03:44.307 --> 03:47.059
‫عه... می‌خوای بریم هتل نشونت بدم؟

03:47.060 --> 03:49.895
‫- نوشیدنی بزنیم و جشن بگیریم
‫- یکم زوده، نه؟

03:49.896 --> 03:52.606
‫نه. به هیچ وجه. این اتفاق می‌افته

03:52.607 --> 03:55.526
‫توی رستورانی غیر از رستورانِ خودت
‫غذا می‌خوری؟

03:55.527 --> 03:57.152
‫راستش نه، نه

03:57.153 --> 03:58.904
‫خب، بیا عوضش کنیم

03:58.905 --> 04:01.992
‫من این همه راه تا اینجا پرواز کردم،
‫بذار یه شام مهمونت کنم.

04:03.952 --> 04:06.246
‫- بذار اون یکی قطعه رو نشونت بدم
‫- باشه

04:09.374 --> 04:11.293
‫ببین، من وقتِ زیادی ندارم

04:11.793 --> 04:13.168
‫جریان چیه؟

04:13.169 --> 04:16.171
‫کلانتر داشت قضیه‌ی تروی
‫و کرتیس رو برام می‌گفت

04:16.172 --> 04:18.173
‫جریان چیه؟
‫اداره مبارزه با مواد مخدر تحقیق می‌کنه؟

04:18.174 --> 04:20.509
‫دو نفر غرق شدن،
‫پزشکی قانونی حادثه تشخیصش داده.

04:20.510 --> 04:23.220
‫- بیا در مورد محموله‌ی بعدیت حرف بزنیم
‫- براش خیلی زوده

04:23.221 --> 04:24.722
‫اداره مبارزه با مواد مخدر هنوز اینجاست

04:24.723 --> 04:28.309
‫قبول دارم، ولی خریدارهای اصلی محموله
‫باید بارشون رو تحویل بگیرن

04:28.310 --> 04:31.020
‫- می‌خوام شما بهشون تحویلش بدید
‫- اصلاً امکان نداره

04:31.021 --> 04:33.772
‫ما خودمون محموله نمی‌بریم.
‫رجی و تیم این کارو برامون می‌کنن.

04:33.773 --> 04:35.816
‫خب، من رجی یا تیم رو نمی‌شناسم

04:35.817 --> 04:38.485
‫و بعد از ناامیدی عظیم هویت، ریسک نمی‌کنم

04:38.486 --> 04:39.695
‫نه، تو و کین باید انجامش بدید

04:39.696 --> 04:41.322
‫- به هیچ وجه
‫- بابا... نه

04:41.323 --> 04:43.490
‫- نه
‫- خیلی خب، بازم شروع شد

04:43.491 --> 04:45.285
‫زمامِ امور دست باکلی‌هاست

04:45.309 --> 04:47.805
‫دارم فکر می‌کنم این کار به جایی نمی‌رسه

04:47.829 --> 04:50.039
‫پس این که می‌گفتی: «شریکیم» چی شد؟

04:50.040 --> 04:52.791
‫خب، شریکیم، ولی همیشه یه نفر رئیسه

04:52.792 --> 04:55.002
‫تو نمی‌تونی رئیس باشی.
‫تازگی‌ها داغون شدی.

04:55.003 --> 04:58.172
‫- مطمئنی آمادگی این کارو داری؟
‫- ما دوست‌های قدیمی هستیم، کلاید

04:58.173 --> 04:59.965
‫لازم نیست از کونت زر بزنی

04:59.966 --> 05:02.968
‫نمی‌تونیم این کارو بکنیم.
‫باید یکم منتظر بمونیم.

05:02.969 --> 05:04.595
‫هر هفته یه تلفن یکبارمصرف جدید می‌گیرم

05:04.596 --> 05:06.597
‫همیشه پیشت نگهش دار

05:06.598 --> 05:08.390
‫من بهت زنگ می‌زنم،
‫تو بهم زنگ نمی‌زنی.

05:08.391 --> 05:10.184
‫مبهم ولی دقیق حرف بزن

05:10.185 --> 05:13.020
‫- این دیگه یعنی چی؟
‫- برای طلوع آفتاب برنامه بریزید

05:13.021 --> 05:15.690
‫بقیه رو برات پیامک می‌کنم.
‫کاری نکن پشیمون شم.

05:19.944 --> 05:23.322
‫تو با این مشکلی نداری؟
‫این که اینجوری بهت امر و نهی کنه؟

05:23.323 --> 05:26.075
‫من با همه‌ی اینا مشکل دارم،
‫ولی تو ما رو وارد این داستان کردی.

05:26.076 --> 05:28.619
‫- من نه. تو!
‫- آره، ببین، می‌فهمم. می‌فهمم

05:28.620 --> 05:30.788
‫ولی باید ترمزِ کارو بکشیم، خب؟

05:30.789 --> 05:32.791
‫الان نمی‌تونیم به اون اعتماد کنیم

05:33.500 --> 05:36.543
‫دیدی با هویت چیکار کرد.
‫در کمال خونسردی صورتش رو ترکوند.

05:36.544 --> 05:38.921
‫ماشه رو کشید، بوم!
‫صورتش نابود شد.

05:38.922 --> 05:40.881
‫اون صحنه دائم جلوی چشممه

05:40.882 --> 05:42.174
‫تو این کارو شروع کردی

05:42.175 --> 05:45.470
‫آره، ولی خودم انجامش ندادم.
‫فقط قایق‌ها رو بهشون دادم که انجامش بدن.

05:46.137 --> 05:48.556
‫اون کارو کردی و پول رو گرفتی

05:49.349 --> 05:51.016
‫ما توی این کاریم، باشه؟

05:51.017 --> 05:52.768
‫یه راه حلی پیدا می‌کنم

05:52.769 --> 05:55.563
‫ولی فعلاً باید با شرایط کنار بیای

06:00.985 --> 06:03.362
‫منوی این بیرون خودمونی‌تر از داخله

06:03.363 --> 06:05.615
‫قیمت‌ها هم همینطورن. به جز الکل

06:06.199 --> 06:07.408
‫اینجا تمام سال بازه؟

06:07.409 --> 06:09.785
‫کاملاً فصلیه. این برای جماعتِ شناگره

06:09.786 --> 06:13.039
‫یه ماه دیگه تعطیل می‌کنیم

06:15.917 --> 06:19.337
‫آره، فقط... کمکشون کن آماده شن.
‫من الان برمی‌گردم.

06:24.467 --> 06:25.551
‫رفیق، اون رو بذار اینجا

06:25.552 --> 06:28.555
‫- برو دستکش بپوش و توی اتاق یخ کمک کن
‫- چشم

06:30.390 --> 06:31.724
‫این خوبه. باشه؟

06:35.687 --> 06:36.895
‫هی

06:36.896 --> 06:39.441
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- بابابزرگ بهم کار داد

06:40.442 --> 06:41.525
‫عه...

06:41.526 --> 06:45.112
‫- باشه، خب، اون از من نپرسید
‫- چرا باید می‌پرسید؟

06:45.113 --> 06:47.823
‫یادت رفته یه حکمِ دادگاه هست؟

06:47.824 --> 06:49.908
‫من نمی‌تونم در فاصله‌ی سیصد قدمی تو باشم

06:49.909 --> 06:52.536
‫پس بهتره برگردی بیرون رستوران
‫و حین رفتن قدم‌هات رو بشماری

06:52.537 --> 06:55.414
‫خدایا دیلر، ممکنه توی دردسر بیفتم.
‫همین رو می‌خوای؟

06:55.415 --> 06:57.374
‫من رو به خاطر اشتباهاتت سرزنش می‌کنی؟

06:57.375 --> 06:58.543
‫نه

07:00.462 --> 07:02.254
‫نه. نه، اینطور نیست، عزیزم

07:02.255 --> 07:04.716
‫فقط... راحت نشو

07:10.263 --> 07:11.389
‫بابا

07:12.015 --> 07:14.975
‫چرا بدون پرسیدن از من
‫به دیلر کار دادی؟

07:14.976 --> 07:15.977
‫آره، من میرم

07:17.562 --> 07:20.856
‫کار کردن براش خوبه.
‫نمی‌خوای یه تنبلِ بی‌عار بزرگ کنی.

07:20.857 --> 07:23.817
‫اگه دادگاه بفهمه،
‫ممکنه حق ملاقات رو از دست بدم.

07:23.818 --> 07:26.612
‫همچین اتفاقی نمی‌افته.
‫من اجازه نمیدم.

07:26.613 --> 07:28.780
‫هیچکس قرار نیست مانع این بشه
‫که پسرت رو ببینی

07:28.781 --> 07:32.159
‫نه دادگاه، نه شوهرِ سابق الدنگت. هیچکس!

07:32.160 --> 07:34.162
‫اون پسر یه باکلیه. باید اینجا باشه

07:34.829 --> 07:36.830
‫و تو باید بتونی بیشتر اون رو ببینی

07:36.831 --> 07:38.500
‫شاید بتونی یه چیزهایی رو درست کنی

07:40.251 --> 07:41.377
‫نمی‌دونم، بابا

07:41.961 --> 07:44.130
‫پس برو اخراجش کن. اونجاست

08:01.231 --> 08:02.649
‫هیچوقت از کلاید خوشم نمی‌اومد

08:03.233 --> 08:05.109
‫حتی توی دبیرستان هم عوضی بود

08:05.693 --> 08:07.444
‫می‌تونی از پسش بربیای؟

08:07.445 --> 08:10.239
‫اون قطعاً انگیزه‌ی شخصی داره

08:10.240 --> 08:12.574
‫دوست داره براش خایه مالی کنم

08:12.575 --> 08:15.036
‫- باشه، خب چیکار کنیم؟
‫- براش خایه مالی کنید

08:16.412 --> 08:19.248
‫- مگر این که راه دیگه‌ای داشته باشید
‫- چقدر غرق شدیم؟

08:19.249 --> 08:23.293
‫قسط هردو وام مسکن چهار ماه عقبه
‫و قسط کارت اعتباری هم دو ماه عقبه

08:23.294 --> 08:26.631
‫- چقدر؟
‫- تقریباً 6.8 میلیون

08:31.427 --> 08:33.096
چطور عدم پرداخت بدهی نخوردیم؟

08:33.721 --> 08:36.223
‫ویلیس توی بانک نشنال
‫بهمون سه ماه مهلتِ اضافه داد

08:36.224 --> 08:39.142
‫به دلیل تعداد کارکنانمون
‫و تأثیری که روی شهر داره

08:39.143 --> 08:42.312
‫- برای همین تعدیل نیرو غیرممکنه
‫- ما تعدیل نیرو نمی‌کنیم

08:42.313 --> 08:45.691
‫پس باید ظرف کمتر از سه ماه
‫دو میلیون دلار جور کنیم

08:45.692 --> 08:47.025
‫تا بدهیِ معوقه‌مون رو بدیم

08:47.026 --> 08:49.570
‫نجاتمون نمیده،
‫ولی همه چی رو از دست نمیدیم.

08:49.571 --> 08:53.533
‫آره و با محموله‌های مداوم،
‫ظرفِ چند ماه ردیف می‌شیم.

08:54.242 --> 08:55.451
‫قضیه از این قراره

08:55.952 --> 08:58.745
‫امکان نداره پورتر کله گنده‌ی اصلی باشه

08:58.746 --> 09:00.163
‫اون به یکی جواب پس میده

09:01.833 --> 09:02.750
‫مثل یه تأمین‌کننده

09:03.960 --> 09:08.547
‫اگه بتونیم تأمین‌کننده‌اش رو پیدا کنیم
‫و خط تأمین خودمون رو برقرار کنیم،

09:08.548 --> 09:10.632
‫اون وقت دیگه اصلاً به پورتر نیازی نداریم

09:10.633 --> 09:14.386
‫- اینجوری این کارو ردیف می‌کنیم
‫- بابا... می‌فهمم چی میگی

09:14.387 --> 09:15.971
‫فقط یکم سخت به نظر میاد

09:15.972 --> 09:18.307
‫این یه وضعیتِ موقته

09:18.308 --> 09:21.518
‫قرار نیست این رو یه کار دائمی کنیم.
‫اون روزها تموم شدن.

09:21.519 --> 09:23.478
‫آره، ولی بدون پورتر،

09:23.479 --> 09:26.898
‫مبلغ بالاتری طلب می‌کنیم
‫و سریع‌تر خارج می‌شیم

09:26.899 --> 09:28.109
‫یا...

09:28.860 --> 09:31.236
‫می‌تونیم، و خوب به حرفم گوش بدید،

09:31.237 --> 09:34.281
‫با یه سازنده شریک شیم
‫و لب ساحل رو بسازیم

09:34.282 --> 09:37.826
‫این همه چی رو حل می‌کنه.
‫نه فوراً ولی بالأخره.

09:37.827 --> 09:40.787
‫- چرا این حرف رو پیش کشیدی؟
‫- چون یه گزینه‌ی واقعیه

09:40.788 --> 09:43.999
‫لعنتی، ما که به هر حال از دستش می‌دیم
‫اگه نتونیم پول بانک رو پس بدیم

09:44.000 --> 09:46.501
‫ما به اون زمین دست نمی‌زنیم.
‫خودتم می‌دونی.

09:46.502 --> 09:49.296
‫- نه الان، نه هیچوقت دیگه
‫- می‌دونم چقدر برات ارزشمنده

09:49.297 --> 09:51.048
‫لعنت بر شیطون. نه

09:51.049 --> 09:54.092
‫- حرفشم نزن
‫- بابابزرگ!

09:54.093 --> 09:55.136
‫سلام

09:55.720 --> 09:57.180
‫سلام، عزیزم

09:57.764 --> 10:00.016
‫- امروز چطور پیش رفت؟
‫- همه چی ردیف شده

10:00.850 --> 10:04.019
‫- منتظر وکلام
‫- بالأخره باید بهش بگی

10:04.020 --> 10:06.438
‫نشنیدی؟ سعی کردم بگم

10:06.439 --> 10:07.899
‫آره، آره

10:08.608 --> 10:10.193
‫وقتی بفهمه قاتی می‌کنه

10:11.194 --> 10:14.489
‫لعنتی. اوضاع خیلی بگاییه!

10:15.448 --> 10:16.990
‫یعنی، می‌بینیش، آره؟

10:16.991 --> 10:19.785
‫یعنی، رفتارش عجیبه، مگه نه؟

10:19.786 --> 10:21.204
‫انگار از این کار لذت می‌بره؟

10:23.164 --> 10:24.082
‫آره

10:24.957 --> 10:26.917
‫جرم و جنایت همیشه با روحیاتش سازگار بوده

10:26.918 --> 10:28.795
‫- سلام، عزیزم
‫- سلام

10:30.296 --> 10:32.673
‫سلام، پیتون. حالت چطوره؟

10:32.674 --> 10:35.885
‫- خوبم، بل. حالت چطوره؟
‫- عالی‌ام، ممنون

10:36.469 --> 10:37.303
‫خوبه

10:37.970 --> 10:40.223
‫خیلی خب، بریم سرِ میز بشینیم

10:40.848 --> 10:41.849
‫لذت ببرید

11:45.496 --> 11:46.580
‫چرا انقدر ساکتی؟

11:46.581 --> 11:49.500
‫من... ناراضی‌ام

11:54.297 --> 11:57.175
‫الان اون دراور رو داغون کردیم، بیخیال

12:01.220 --> 12:03.263
‫خدایا، یه جلسه لازم دارم

12:03.264 --> 12:05.557
‫- توی جلسات شرکت می‌کنی؟
‫- کار دارم

12:05.558 --> 12:09.060
‫توی تمام کلیساهای این شهر
‫جلساتی برگزار میشن

12:09.061 --> 12:11.938
‫- من هر روز میرم
‫- خب، یه جورایی مجبوری بری

12:11.939 --> 12:14.399
‫قاضی بهت دستور داده

12:14.400 --> 12:16.818
‫بعد از کمپ ترک اعتیاد
‫توی چند جلسه شرکت کردی؟

12:16.819 --> 12:19.489
‫- نمی‌دونم. یادم میره
‫- صفر؟

12:20.239 --> 12:21.783
‫آره. خودشه

12:22.492 --> 12:23.576
‫اوهوم

12:24.827 --> 12:26.704
‫شرکت توی جلسات برای یه مأمور اجباری نیست؟

12:27.830 --> 12:30.917
‫یعنی... همه ازش طفره میرن

12:31.793 --> 12:35.338
‫این یه دلیل دیگه برای معتاد بودنمه

12:43.471 --> 12:45.305
‫«سلام، من بری هستم»

12:45.306 --> 12:47.642
‫«من یه الکلی و قرصی هستم»

12:49.560 --> 12:50.727
‫سلام، بری

12:50.728 --> 12:52.730
‫ممنون. عه...

12:53.481 --> 12:55.107
‫امروز روزِ افتضاحی بود

12:55.817 --> 12:57.400
‫از کارم متنفرم

12:57.401 --> 12:58.985
‫پسرم از من متنفره

12:58.986 --> 13:04.492
‫عه، تنها بخشِ جالبش یه سکسِ فوق‌العاده
‫ولی خیلی کوتاه و شلخته بود

13:05.910 --> 13:07.869
‫کسِ دیگه‌ای می‌خواد داستانش رو تعریف کنه؟

13:07.870 --> 13:11.415
‫مردی که لباس تنش نیست چطور؟

13:13.960 --> 13:15.877
‫سلام، من مارکوس، معتاد هروئینی هستم

13:15.878 --> 13:17.462
‫سلام، مارکوس

13:17.463 --> 13:21.174
‫بذار ببینیم، من یه روز دیگه
‫وسط ناکجاآباد گذروندم

13:21.175 --> 13:24.135
‫و روی پرونده‌ی کُس شعری تحقیق می‌کردم
‫که احتمالاً قراره باعث اخراجم شه

13:24.136 --> 13:25.471
‫و سابقه‌ی کاریم رو خراب کنه

13:26.222 --> 13:30.350
‫ولی یه دراورِ هتل رو گاییدم و ترکوندم
‫و خیلی حال داد

13:30.351 --> 13:34.021
‫- واقعاً ممکنه شغلت رو از دست بدی؟
‫- اینجا هیچی نیست، بری

13:34.647 --> 13:37.190
‫قایق پاک بود، اثری از مواد نیست،
‫دو نفر غرق شدن.

13:37.191 --> 13:39.025
‫من با چشم‌های خودم شاهدش بودم

13:39.026 --> 13:43.947
‫من کین رو با تروی و کرتیس و هویت دیدم،

13:43.948 --> 13:47.158
‫- با هویت حرف زدی؟
‫- نمی‌تونم هویت رو پیدا کنم. هیچکس نمی‌تونه

13:47.159 --> 13:48.118
‫خدایا

13:48.119 --> 13:51.705
‫شاید در مورد برادرت درست بگی،
‫ولی برای دستگیری به جرم مواد، مواد لازم دارم.

13:51.706 --> 13:53.206
‫و هیچی نیست

13:53.207 --> 13:55.375
‫این اولین پرونده‌ام بعد از کمپه.
‫توی دوره‌ی آزمایشی‌ام.

13:55.376 --> 13:57.627
‫- ممکنه اخراجم کنن
‫- کین رو تعقیب کن

13:57.628 --> 14:00.422
‫- اون تو رو به هویت می‌رسونه
‫- مامان و بابات چی؟

14:00.423 --> 14:03.341
‫- نه...
‫- اونا می‌خوان کمکم کنن؟ گوش کن

14:03.342 --> 14:06.344
‫اگه می‌دونستن از کلبه‌ی ماهی‌گیری اونا
‫برای مواد استفاده می‌کرد، نمی‌خواستن بدونن؟

14:06.345 --> 14:08.680
‫- نه. تو به من گفتی. بهم قول دادی...
‫- بری

14:08.681 --> 14:11.893
‫که پای اونا رو وسط نمی‌کشی.
‫اونا هیچ دخالتی توی این داستان ندارن.

14:12.602 --> 14:15.186
‫اینا همه وقتی شروع شد که
‫برادرم کسب و کارو دست گرفت

14:15.187 --> 14:19.317
‫اون موقع بود که هویت پیداش شد.
‫کین کسیه که می‌خوای.

14:21.444 --> 14:22.904
‫مشکلت با کین چیه؟

14:24.196 --> 14:27.116
‫چرا می‌خوای دستش رو رو کنی؟
‫چرا انقدر ازش متنفری؟

14:28.618 --> 14:29.994
‫دلایل خاص خودم رو دارم

14:34.999 --> 14:37.168
‫بعضی از مأمورها دارن میرن

14:38.044 --> 14:39.794
‫من خودم چند روز دیگه وقت دارم

14:39.795 --> 14:41.631
‫خب، ببخشید که آوردمت اینجا

14:42.381 --> 14:43.633
‫ولی حدسم در این مورد درسته

14:44.300 --> 14:45.927
‫هر اتفاقی یه دلیلی داره، درسته؟

14:49.305 --> 14:50.181
‫می‌دونی...

14:52.224 --> 14:54.268
‫وقتی مأمور مخفی بودم
‫و مواد مصرف می‌کردم،

14:55.144 --> 14:57.271
‫می‌دونستم توی دردسر افتادم

14:58.606 --> 15:01.358
‫- می‌دونی اوردوز کردم، درسته؟
‫- نه

15:01.359 --> 15:02.944
‫بیشتر از یک دقیقه مُرده بودم

15:04.028 --> 15:06.447
‫از مرگ برگشتم
‫و همین باعث شد برم کمپ ترک اعتیاد

15:07.031 --> 15:09.824
‫- فکر کنم به خاطر آشنا شدن با تو بود
‫- آره...

15:09.825 --> 15:10.785
‫ببخشید

15:12.620 --> 15:14.330
‫- اوهوم
‫- نمی‌خوام برم

15:15.623 --> 15:18.166
‫- نه وقتی انقدر خوبه
‫- اوهوم!

15:18.167 --> 15:20.794
‫اینا حرف‌های اعتیاده

15:20.795 --> 15:22.755
‫این رو می‌دونی، درسته؟ آره

15:23.839 --> 15:26.424
‫بهم اعتماد کن.
‫من چند باری توی ترک بودم.

15:26.425 --> 15:29.886
‫این ترافکنیه

15:29.887 --> 15:33.473
‫یه حواس‌پرتیه. هر چیزی که ذهنت رو
‫از مصرف مواد منحرف کنه

15:33.474 --> 15:36.017
‫- واقعاً؟ اینطور فکر می‌کنی؟
‫- این چیزیه که می‌دونم

15:36.018 --> 15:37.727
‫خب سوءتفاهم نشه

15:37.728 --> 15:40.981
‫تو خوشگلی و من بهت
‫علاقه دارم و اینا، ولی...

15:40.982 --> 15:43.985
‫اگه الان هروئین داشتم
‫از کون به خودم تزریق می‌کردم

15:47.571 --> 15:49.573
‫- آره، مطمئنم این کارو می‌کردی
‫- اوهوم

15:58.833 --> 16:02.377
‫هی، کین بهت گفت جنا به شهر برگشته؟

16:02.378 --> 16:04.754
‫- جنای معروف؟
‫- اوهوم

16:04.755 --> 16:06.006
‫نه، نمی‌دونستم

16:06.007 --> 16:09.885
‫می‌تونم تصور کنم پیتون
‫به خاطرش تا مرز سکته رفته

16:15.850 --> 16:16.934
‫جریان چیه؟

16:18.102 --> 16:20.688
‫من رو به متصدی بارِ جدید مشکوک کردی

16:24.316 --> 16:25.151
‫چرا؟

16:26.235 --> 16:30.238
‫ممکنه خبرچین اداره مبارزه با مواد باشه
‫که پورتر بهت گفت؟

16:30.239 --> 16:32.199
‫اون متصدی بار خیلی خوبی نیست

16:34.869 --> 16:38.747
‫فکر کنم وقتشه به بری
‫مسئولیتِ بیشتری بدیم

16:38.748 --> 16:41.209
‫- اون می‌خواد برگرده توی دفتر
‫- بس کن

16:41.233 --> 16:43.353
‫بهش آسون نگیر

16:43.377 --> 16:46.671
‫می‌خوام یک سال کامل توی ترک باشه
‫تا محدودیت‌هاش رو کمتر کنیم

16:46.672 --> 16:49.300
‫اگه الان وا بدیم،
‫بلافاصله شروع به مصرف می‌کنه.

16:49.842 --> 16:53.971
‫نذار گولت بزنه.
‫به خاطر خیر و صلاح خودشه، باشه؟

16:57.892 --> 17:00.853
‫فردا شب با جنا و اسکات قرارِ شام داریم

17:02.104 --> 17:03.229
‫اوه!

17:03.230 --> 17:04.647
‫پس اتفاق می‌افته

17:04.648 --> 17:06.357
‫- اوهوم
‫- باشه. عه...

17:06.358 --> 17:07.442
‫کجا قراره بریم؟

17:07.443 --> 17:09.904
‫خب، جنا هوسِ هاش‌پاپی‌های مامانت رو کرده

17:11.280 --> 17:12.405
‫- اینجا؟
‫- اوهوم

17:12.406 --> 17:13.699
‫باشه

17:14.742 --> 17:15.825
‫باشه

17:15.826 --> 17:17.661
‫اگه بخوای می‌تونیم کنسل کنیم

17:18.662 --> 17:19.705
‫عه...

17:20.581 --> 17:22.249
‫کنسل کنیم یا وقتش رو عوض کنیم؟

17:23.209 --> 17:25.169
‫چی می‌خوای؟

17:26.629 --> 17:27.755
‫تصمیم با خودته

17:33.344 --> 17:36.012
‫نوشیدنی‌ها چطورن؟
‫می‌تونم چیزی براتون بیارم؟

17:36.013 --> 17:39.433
‫- من چیزی نمی‌خوام
‫- برای من یه زامبی بیار، لطفاً

17:41.519 --> 17:44.897
‫یه زامبی؟ آره. باشه. الان میارم

17:46.315 --> 17:47.441
‫نگاه کن

17:51.779 --> 17:54.239
‫اون اصلاً نمی‌دونه زامبی چیه

17:54.240 --> 17:55.782
‫زامبی

17:55.783 --> 17:57.742
‫خدای بزرگ، تو بدگمان شدی

17:57.743 --> 17:59.078
‫خب، تو شروعش کردی

18:00.579 --> 18:03.082
‫زندگیِ ما الان اینجوریه،
‫همیشه باید حواس جمع باشیم.

18:13.217 --> 18:14.218
‫معذرت می‌خوام

18:15.886 --> 18:18.222
‫منتظر زمانِ مناسبی بودم که این رو بگم

18:19.807 --> 18:21.057
‫مطمئن نیستم الان باشه

18:21.058 --> 18:22.685
‫بابتِ چی معذرت می‌خوای؟

18:24.603 --> 18:25.437
‫همه چی

18:26.814 --> 18:28.774
‫باید دقیق‌تر بگی

18:31.777 --> 18:37.158
‫بابت تمام مشروب خوردن‌هام،
‫عیاشی‌هام، زن‌بازی‌هام.

18:38.200 --> 18:39.326
‫به خاطر ناامید کردنت

18:39.952 --> 18:43.664
‫عزیزم، من خیلی وقته که
‫دیگه هیچ انتظاری ازت ندارم

18:48.961 --> 18:49.795
‫معذرت می‌خوام

18:50.462 --> 18:52.840
‫تو معذرت خواهی رو خیلی خوب بلدی

18:53.465 --> 18:56.510
‫مشکلت پایبند موندن به معذرت خواهیته

19:25.331 --> 19:27.708
‫- هی، تو کی هستی؟
‫- استیوی

19:28.584 --> 19:30.920
‫- پورتر کجاست؟
‫- فکر کنم منظورت اوونه

19:33.088 --> 19:35.340
‫- اوون میاد؟
‫- اون من رو فرستاد

19:35.341 --> 19:37.592
‫باید سریع اینا رو ببریم توی قایق

19:37.593 --> 19:41.054
‫چرا اوون می‌تونه یه استیوی داشته باشه،
‫ولی ما نمی‌تونیم تیم و رجی داشته باشم؟

19:41.055 --> 19:44.683
‫دوتا دیگه هم بعد از این هست.
‫بیاید بریم، قبل از این که آفتاب طلوع کنه.

19:46.352 --> 19:47.186
‫باشه

20:16.465 --> 20:19.426
‫[مورنینگ بریز]
‫[هیون پورت، کارولینای شمالی]

20:48.372 --> 20:51.457
‫چرا وایسادیم؟
‫مگه قرار نیست اونا رو توی تنگه ببینیم؟

20:51.458 --> 20:54.211
‫اقیانوس امروز متلاطمه.
‫بیا، سکان رو بگیر.

21:13.147 --> 21:14.023
‫این یکی مال توئه

21:14.815 --> 21:15.858
‫چی؟ نه

21:16.400 --> 21:18.818
‫- من تفنگ نمی‌خوام. چرا تفنگ لازم دارم؟
‫- آروم باش

21:18.819 --> 21:21.529
‫پر نیست. آدم‌های طرف مقابل هم تفنگ دارن

21:21.530 --> 21:23.656
‫چرا تفنگِ خالی بهم میدی؟

21:23.657 --> 21:26.492
‫تا وقتی از دستت گرفتنش،
‫نتونن باهاش بهت شلیک کنن.

21:26.493 --> 21:27.661
‫بیا. بگیرش

21:31.457 --> 21:35.376
‫- جدی میگم، چرا تفنگ لازم داریم؟
‫- همش برای نمایش قدرته

21:35.377 --> 21:37.088
‫باید بدونی چطور خودت رو نشون بدی

21:37.112 --> 21:39.799
‫باشه، من چیزیم نمیشه. احمق نیستم

21:41.175 --> 21:43.886
‫باهاش چیکار کنم؟
‫مثل تو بذارمش اینجا؟

21:44.511 --> 21:48.598
‫- این خوبه؟
‫- هیچوقت ترس نشون نده. حرکتِ ناگهانی نکن

21:48.599 --> 21:50.391
‫جماعت رو عصبی می‌کنه

21:50.392 --> 21:52.310
‫بابابزرگ تو رو فرستاده مدرسه‌ی گانگستری؟

21:52.311 --> 21:55.189
‫پدربزرگت توی هر موقعیتی
‫از پس خودش برمی‌اومد

21:56.023 --> 21:58.649
‫خب، به جز اون یه دفعه

21:58.650 --> 22:00.443
‫گوش کن، لعنتی

22:00.444 --> 22:02.654
‫باید همیشه تماس چشمی رو حفظ کنی

22:03.238 --> 22:05.907
‫نگاه کردن به اطراف به آدم‌ها میگه
‫قابل اعتماد نیستی

22:05.908 --> 22:07.743
‫و سخت‌ترین قسمتش اینه

22:08.327 --> 22:09.786
‫حرف نزن

22:09.787 --> 22:12.038
‫هر چقدر کمتر حرف بزنی بهتره

22:12.039 --> 22:13.791
‫حرف‌ها به کشتنت میدن

22:37.523 --> 22:40.858
‫- تو اهل تگزاسی، درسته؟
‫- بله، خانم. اصالتاً اهل گالوستونم

22:40.859 --> 22:42.403
‫اونجا چیکار می‌کردی؟

22:43.320 --> 22:45.113
‫بیشتر متصدی بار بودم

22:45.114 --> 22:47.031
‫توی آوتبک توی پورت آرانزاس

22:47.032 --> 22:49.200
‫چطور سر از هیون‌پورت در آوردی؟

22:49.201 --> 22:52.204
‫دنبال تغییر بودم،
‫و دوست دارم کنارِ آب باشم.

22:53.580 --> 22:56.208
‫جاهای زیادی توی این دنیا آب دارن.
‫چرا هیون‌پورت؟

22:59.503 --> 23:02.131
‫نمی‌دونم. فقط اینجا رو انتخاب کردم

23:04.383 --> 23:06.926
‫- مشکلی هست، خانم باکلی؟
‫- نوچ

23:06.927 --> 23:09.221
‫فقط فضولی‌ام گل کرده. ببخشید

23:41.628 --> 23:45.048
‫[چاکلی]
‫[ورود به حساب]

23:56.977 --> 23:59.437
‫[گزارشاتِ سه‌ماهه‌ی رستوران]

23:59.438 --> 24:01.355
‫[جستجو: کرتیس ساتن]

24:01.356 --> 24:03.692
‫[انتقال مالکیت میس گلوری به کرتیس ساتن]

24:06.487 --> 24:09.239
‫[مشخصاتِ مالک جدید]
‫[کرتیس ساتن]

24:21.460 --> 24:23.045
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

24:23.545 --> 24:26.548
‫توی رستوران منگنه و خودکارمون تموم شد

24:32.137 --> 24:33.262
‫اونا رادارن؟

24:33.263 --> 24:36.474
‫مدل‌های جدید. بُرد سونارش
‫دو برابر مدل‌های قدیمیه

24:36.475 --> 24:39.060
‫وقتی بچه بودم رادارِ قابل حمل نداشتیم

24:39.061 --> 24:42.063
‫- مجبور بودیم خودمون ماهی‌ها رو پیدا کنیم
‫- تو ماهی‌گیری بلدی؟

24:42.064 --> 24:43.731
‫عه، یه مدتی میشه نرفتم، ولی آره،

24:43.732 --> 24:46.192
‫وقتی بچه بودم بابابزرگت
‫همیشه من رو می‌برد ماهی‌گیری

24:46.193 --> 24:47.819
‫گفت منم می‌بره

24:51.031 --> 24:55.034
‫- بابات می‌دونه اینجایی؟
‫- فقط دو شیفته

24:55.035 --> 24:59.580
‫باید بهش بگم.
‫باید روراست باشم، دیلر.

24:59.581 --> 25:02.458
‫- ممکنه توی دردسر بیفتم
‫- آره، حقته

25:02.459 --> 25:03.502
‫می‌دونم

25:07.965 --> 25:09.840
‫خیلی خب، یه معامله باهات می‌کنم

25:09.841 --> 25:13.387
‫تو به بابا نگو و منم به خدمات کودکان
‫نمیگم چه خُل و چلی هستی

25:13.971 --> 25:14.972
‫فکر کنم می‌دونن

25:17.558 --> 25:19.308
‫چرا انقدر دلت می‌خواد اینجا کار کنی؟

25:19.309 --> 25:21.727
‫باید خوشحال باشی که
‫از تیک‌تاک و آدرال متنفرم

25:21.728 --> 25:24.063
‫- این جواب نیست
‫- باحاله

25:24.064 --> 25:25.648
‫و بابابزرگ خیلی خفنه

25:25.649 --> 25:27.484
‫خیلی خب، پیشنهادت رو قبول می‌کنم

25:32.197 --> 25:36.826
‫ولی نمی‌تونی مدرسه یا تیم شنا رو از دست بدی
‫و نمراتت باید بالا بمونن

25:36.827 --> 25:40.789
‫میشه مثل مامان‌ها حرف نزنی؟
‫لطفاً. این کارو خوب بلد نیستی

25:42.791 --> 25:43.791
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم

25:43.792 --> 25:47.128
‫خب، حیف که تمام تلاشت
‫باعث میشه دستگیر بشی،

25:47.129 --> 25:48.422
‫و بیفتی زندان و غیره

26:26.772 --> 26:33.362
‫[ویفایندر]
‫[هیون‌پورت، کارولینای شمالی]

26:37.304 --> 26:38.472
‫سلام، آقایون

26:39.473 --> 26:40.641
‫بیاید قایق‌ها رو بهم ببندیم

26:51.526 --> 26:52.569
‫حواست رو جمع کن

27:27.604 --> 27:28.897
‫ده کیلو کم داری

27:29.481 --> 27:31.148
‫نه. دوباره بشمر

27:31.149 --> 27:33.902
‫چهار بار شمردم.
‫ده کیلو کم داری.

27:34.820 --> 27:38.240
‫- چیزیه که بهمون دادن
‫- و ده کیلو کم داری

27:39.199 --> 27:41.492
‫خب می‌خوای چه غلطی بکنم؟

27:41.493 --> 27:42.618
‫این همشه

27:42.619 --> 27:44.495
‫واو! هی، هی!

27:44.496 --> 27:47.039
‫- ما شوخی نداریم
‫- نه، نه، نه

27:47.040 --> 27:48.624
‫هی، هی، هی! ولش کن!

27:48.625 --> 27:50.752
‫باشه، باشه، باشه

27:52.879 --> 27:53.839
‫همه چی ردیفه

27:54.548 --> 27:56.216
‫حرکتِ ناگهانی نمی‌کنم

27:56.800 --> 27:59.844
‫اطراف رو نگاه نمی‌کنم.
‫من قابل اعتمادم. بوم. بگیرش.

27:59.845 --> 28:02.263
‫بهش نیاز ندارم. بگیرش. می‌دونی چرا؟

28:02.264 --> 28:05.349
‫چون ما دوستیم. ما دوستیم.
‫این یه معامله‌ی دوستانه‌ست.

28:05.350 --> 28:06.476
‫حرف نزن

28:07.060 --> 28:09.645
‫قضیه اینه که این تقصیرِ منه.
‫من قوانین رو نمی‌دونم.

28:09.646 --> 28:11.021
‫از اون بپرس. اون بابامه. از اون بپرس

28:11.022 --> 28:14.650
‫حتماً مواد رو اشتباه وزن کردم،
‫یا ترازو خراب بود یا چی.

28:14.651 --> 28:16.402
‫یعنی، سیستم متریک لعنتی

28:16.403 --> 28:20.114
‫یعنی، کیلو؟ بیخیال. پس وزن کردن
‫با پوند و اونس چی شد؟

28:20.115 --> 28:24.368
‫آخه مگه کدوم گوری هستیم، هان؟
‫من احمقم، ولی قضیه اینه،

28:24.369 --> 28:27.621
‫انقدر احمق نیستم که فکر کنم
‫می‌تونم از شماها دزدی کنم

28:27.622 --> 28:29.707
‫ده کیلو. این ارزشِ مُردن رو داره؟

28:29.708 --> 28:31.041
‫معلومه که نه!

28:31.042 --> 28:33.961
‫یه اشتباه غیرعمدی بود
‫و براتون جبرانش می‌کنیم

28:33.962 --> 28:37.298
‫باشه؟ براتون جبرانش می‌کنیم.
‫تهش همه به چیزی که می‌خوان می‌رسن.

28:37.299 --> 28:40.092
‫می‌تونیم این کارو بکنیم اگه فقط...
‫اگه فقط به پورتر زنگ بزنیم.

28:40.093 --> 28:42.179
‫- بیاید الان به پورتر زنگ بزنیم
‫- کی؟

28:43.472 --> 28:44.597
‫پورتر... اوون

28:44.598 --> 28:48.017
‫اوون! اوون! بیاید الان به اوون زنگ بزنیم.
‫گوشی‌ام توی جیبمه.

28:48.018 --> 28:50.519
‫یا خودت می‌تونی بهش زنگ بزنی

28:50.520 --> 28:53.023
‫فقط لطفاً الان به اوون زنگ بزن. لطفاً

28:53.648 --> 28:54.775
‫لطفاً بهش زنگ بزن

28:56.735 --> 28:57.611
‫خواهش می‌کنم

29:12.459 --> 29:14.920
‫خب این دوتا عوضی با ده کیلو کمتر اومدن

29:17.380 --> 29:19.381
‫- باشه. آره
‫- خدایا

29:19.382 --> 29:20.884
‫آره، باشه

29:21.593 --> 29:22.969
‫خیلی خب. مرسی، گریدی

29:25.138 --> 29:26.139
‫چی؟

29:27.641 --> 29:29.976
‫ردیفه. یالا. بیاید بریم

29:33.104 --> 29:34.314
‫ممنون

29:47.035 --> 29:47.911
‫خوبی؟

29:54.793 --> 29:56.044
‫لعنتی

29:58.630 --> 30:01.591
‫لعنتی

30:06.513 --> 30:07.805
‫- درسته
‫- منطقیه

30:07.806 --> 30:11.392
‫خب، قصد داشتم بپرسم،
‫چرا الان تصمیم به ساخت و ساز گرفتی؟

30:11.393 --> 30:13.477
‫مردم سال‌هاست دنبال زمین کنارِ دریاتون هستن

30:13.478 --> 30:17.022
‫یه ملکِ خیلی عاطفیه
‫که به شوهرم ارث رسیده

30:17.023 --> 30:19.234
‫پدرش اون رو برای مادرش خریده بود،

30:19.818 --> 30:23.779
‫و آرزوی مادرش بود که بخش کوچکی
‫از هیون‌پورت باقی بمونه. دست‌نخورده

30:23.780 --> 30:28.242
‫نماد پایداری از جامعه، خانواده و میراث

30:28.243 --> 30:29.870
‫پس چرا نظرتون عوض شده؟

30:30.453 --> 30:31.538
‫من واقع‌گرام

30:33.123 --> 30:34.665
‫و به تغییر اعتقاد دارم

30:34.666 --> 30:37.042
‫- ما توی مضیقه‌ایم. همه توی مضیقه‌ان
‫- آره

30:37.043 --> 30:39.086
‫صنعتِ ماهی‌گیری تقریباً نابود شده

30:39.087 --> 30:41.630
‫رستوران هم که فصلیه.
‫مرگ و زندگی‌مون به گردشگری وابسته‌ست.

30:41.631 --> 30:43.674
‫غیرمسئولانه‌ست که توسعه‌اش ندیم

30:43.675 --> 30:47.094
‫- درسته
‫- ما برای افراد زیادی شغل ایجاد می‌کنیم

30:47.095 --> 30:49.514
‫- آره
‫- و این یه مسئولیتی به همراه داره

30:50.098 --> 30:53.726
‫- خیلی روش حساسی
‫- خب، من اینجا بزرگ شدم

30:53.727 --> 30:55.185
‫روی آب نه

30:55.186 --> 30:57.105
‫بیشتر توی خشکی بودم
‫و پول کمتری داشتم

30:57.772 --> 30:58.607
‫منم همینطور

30:59.733 --> 31:00.942
‫من بی‌پول بزرگ شدم

31:01.526 --> 31:02.527
‫این شرایط رو خوب می‌شناسم

31:03.111 --> 31:05.029
‫پس می‌دونی چه انگیزه‌ای می‌تونه باشه؟

31:05.030 --> 31:06.698
‫از بی‌پول بودن متنفرم

31:07.657 --> 31:10.118
‫فلج‌کننده‌ست. روح آدم رو می‌کشه

31:10.911 --> 31:11.912
‫می‌تونه همینطور باشه

31:14.080 --> 31:16.248
‫خب، صدف خوردن رو خیلی خوب بلدی

31:16.249 --> 31:17.833
‫من توی کارِ غذای دریایی‌ام

31:17.834 --> 31:19.920
‫- خب، خیلی سکسیه
‫- بفرما

31:20.879 --> 31:25.007
‫- فکر می‌کردم امروز داشتی باهام لاس می‌زدی
‫- سعی داشتم نزنم. سخته

31:25.008 --> 31:27.885
‫- ببخشید. داشتم سعی می‌کردم...
‫- باشه، باشه

31:27.886 --> 31:31.263
‫گمونم فقط به آدم‌های با استعداد
‫و رویاپرداز جذب میشم

31:31.264 --> 31:32.222
‫آهان

31:32.223 --> 31:34.058
‫این تیکه‌ی خیلی خوبیه

31:34.059 --> 31:36.560
‫- تیکه به نظر میاد
‫- آره، تیکه به نظر میاد

31:36.561 --> 31:39.022
‫- کاملاً
‫- باهاش مشکلی ندارم

31:41.024 --> 31:42.317
‫ما شرکای کاری هستیم

31:42.943 --> 31:44.694
‫خیلی بد میشه اگه ما...

31:46.613 --> 31:48.572
‫- و من متأهلم
‫- آره

31:48.573 --> 31:50.741
‫- درسته
‫- منم همینطور

31:50.742 --> 31:53.494
‫- ولی خب جلوی زنم رو نمی‌گیره
‫- متأسفم

31:53.495 --> 31:54.621
‫اشکالی نداره

31:55.538 --> 31:56.748
‫باهاش کنار میام

31:57.958 --> 31:59.626
‫زنم رو دوست دارم، ولی...

32:02.003 --> 32:06.174
‫بالأخره فهمیدم که نمیشه
‫همه چی رو از یه نفر گرفت

32:24.651 --> 32:26.568
‫سلام. پیتون کجاست؟

32:26.569 --> 32:29.823
‫اون قراره اینجا ما رو ببینه.
‫من الان توی کلبه‌ی ماهی‌گیری بودم.

32:30.907 --> 32:33.701
‫- ولی بوی تمیزی میدی
‫- آره، اونجا دوش گرفتم و لباس عوض کردم

32:34.619 --> 32:36.328
‫خب چیکار می‌کنی؟

32:36.329 --> 32:40.374
‫فقط کنار بار وقت می‌گذرونی
‫و تنهایی مشروب می‌خوری؟

32:40.375 --> 32:42.918
‫متصدی بارتون شان هم‌صحبتم بود

32:42.919 --> 32:45.337
‫تازه به شهر اومده.
‫دارم اطلاعات مهم رو بهش میدم.

32:45.338 --> 32:48.424
‫- عصر بخیر، آقای باکلی
‫- میشه یه ویسکی با یخ بهم بدی، لطفاً؟

32:48.425 --> 32:51.468
‫راستش، می‌دونی چیه؟
‫دوبلش کن توی یه لیوان بلند.

32:51.469 --> 32:52.386
‫لیوان بلند

32:52.387 --> 32:53.346
‫بله، قربان

32:54.514 --> 32:57.683
‫روزِ خیلی ناجوری داشتم، باشه؟
‫فکر کنم ویسکی کمکم می‌کنه.

32:57.684 --> 32:58.600
‫اوهوم

32:58.601 --> 33:05.233
‫خب، شوهرِ سوپرمنت کجاست؟

33:05.734 --> 33:07.192
‫دیر کرده

33:07.193 --> 33:08.277
‫آره؟

33:08.278 --> 33:10.029
‫اون زیاد کار می‌کنه. عیبش اینه

33:10.030 --> 33:13.073
‫آره، چون پول پارو کردن همیشه موجب ضرره

33:19.622 --> 33:22.000
‫- یه ذره استرس دارم
‫- چرا؟

33:23.626 --> 33:26.421
‫به خاطر آشنا شدن شوهرم و
‫دوست پسرم دورانِ دبیرستانم؟

33:27.088 --> 33:29.382
‫- تو استرس نداری؟
‫- نه

33:31.009 --> 33:33.094
‫باشه، خب، من استرس دارم

33:34.596 --> 33:35.637
‫آره، باشه

33:35.638 --> 33:38.767
‫آره، شاید یه ذره استرس داشته باشم

33:41.019 --> 33:41.853
‫آره

33:43.813 --> 33:45.273
‫یه آبنبات مخدر خوردم

33:46.941 --> 33:48.318
‫تو هم یکی می‌خوای؟

33:49.486 --> 33:52.237
‫- معلومه که آره
‫- باشه. و بیا شات بزنیم

33:52.238 --> 33:54.031
‫ویسکی رو بیخیال

33:54.032 --> 33:56.617
‫شات تکیلا می‌زنیم، باشه؟
‫ردیفشون کن

33:56.618 --> 33:57.951
‫تکیلای خالص

33:57.952 --> 33:59.495
‫- آره
‫- همیشه

33:59.496 --> 34:00.413
‫همیشه

34:01.206 --> 34:02.040
‫ای بابا

34:10.840 --> 34:11.674
‫خیلی خب

34:15.637 --> 34:17.346
‫- به سلامتی...
‫- آره

34:17.347 --> 34:18.889
‫آره

34:18.890 --> 34:20.058
‫- آره
‫- ردیفه

34:22.852 --> 34:24.144
‫خوبه

34:25.563 --> 34:27.564
‫خیلی خوشحالم که بالأخره این کارو می‌کنیم

34:27.565 --> 34:29.274
‫اسکات، از آشنایی باهات خوشحالم

34:29.275 --> 34:31.568
‫خوشحالم که بالأخره اومدیم اینجا

34:31.569 --> 34:35.031
‫- اومم، وای!
‫- یه نفر گرسنه‌ست

34:35.615 --> 34:38.325
‫باید اینا رو امتحان کنی.
‫بدجوری هوس این هاش‌پاپی‌ها رو کرده بودم.

34:38.326 --> 34:40.078
‫مامانش یه دستور پختِ سرّی داره

34:42.831 --> 34:44.081
‫آهان

34:46.042 --> 34:47.377
‫اونا قطعاً سرخ شدن

34:48.503 --> 34:51.296
‫من و کین هر روز بعد از مدرسه می‌اومدیم اینجا،

34:51.297 --> 34:53.298
‫و صدف و هاش‌پاپی می‌خوردیم

34:53.299 --> 34:55.384
‫و بعدش با قایق می‌رفتیم دریانوردی

34:55.385 --> 34:57.219
‫هنوزم قایق سانفیش رو داری؟

34:57.220 --> 34:58.846
‫- نه. سال‌ها پیش دادمش رفت
‫- نه؟

34:58.847 --> 35:01.682
‫پیتون، تو کجای این داستان عاشقانه‌ای؟

35:01.683 --> 35:03.351
‫- داستانِ عاشقانه‌ای نیست
‫- خیلی وقت پیش بود

35:04.686 --> 35:07.938
‫منظورم اینجا بزرگ شدن بود،
‫وقتی که هم مدرسه بودید.

35:07.939 --> 35:10.524
‫خب، وقتی اون دوتا سال آخری بودن
‫من سال اولی بودم،

35:10.525 --> 35:14.653
‫پس توی گروه‌های دوستی مشترکی نبودیم،
‫ولی اونا زوجِ مشهور بودن.

35:14.654 --> 35:16.864
‫- خوشگل و محبوب
‫- من...

35:16.865 --> 35:18.532
‫هیچکس خوشگل‌تر از تو نیست

35:18.533 --> 35:21.702
‫پیتون توی مدرسه فقط نگاه می‌کرد
‫و هنوزم همونطوری، پس...

35:21.703 --> 35:22.911
‫- آره
‫- آره

35:22.912 --> 35:25.373
‫هست و تا ابد همینطور می‌مونه

35:26.749 --> 35:30.211
‫پیتون بانوی نوجوان شایسته‌ی کارولینا بود

35:31.880 --> 35:35.132
‫نه، نبودم. بین ده نفر برتر بودم

35:35.133 --> 35:37.843
‫دقیق بگم نهم بودم،
‫و بیا فقط بذاریم همین‌جا بمونه.

35:37.844 --> 35:42.557
‫سؤال. وقتی داشتم می‌اومدم اینجا
‫همه جا اسمِ باکلی رو می‌دیدم

35:43.183 --> 35:45.267
‫خانواده‌ات صاحب کل شهره؟

35:45.268 --> 35:47.686
‫- نه
‫- فقط بندر و رستوران

35:47.687 --> 35:50.189
‫باکلی‌ها همیشه اینجا خانواده‌ی برجسته‌ای بودن

35:50.190 --> 35:53.651
‫جنا بهم میگه
‫تو ستاره‌ی فوتبال دبیرستان بودی

35:54.235 --> 35:56.613
‫باید ماهی خاردار رو امتحان کنی.
‫خوشمزه‌ست.

35:58.489 --> 36:01.326
‫آره بودم، اسکات

36:02.243 --> 36:05.245
‫من ستاره‌ی فوتبال بودم.
‫خیلی خوب بودم.

36:05.246 --> 36:10.668
‫و این که قرار بود بازیکنِ حرفه‌ای شی
‫و هیچوقت نشدی

36:14.172 --> 36:16.673
‫- چه اتفاقی افتاد؟
‫- نه، یه رویا بود

36:16.674 --> 36:19.009
‫رویای بچگونه بود

36:19.010 --> 36:20.511
‫و بعدش بزرگ شدم

36:21.846 --> 36:26.141
‫کی می‌خواد بازیکن حرفه‌ای فوتبال بشه
‫وقتی می‌تونی توی این شهر کوچیک بمونی

36:26.142 --> 36:28.268
‫و ماهی پارو کنی

36:28.269 --> 36:30.771
‫دقیقاً این اتفاق نیفتاد

36:30.772 --> 36:32.649
‫و اون دقیقاً ماهی پارو نمی‌کنه

36:33.441 --> 36:34.567
‫به اندازه‌ی کافی بهش نزدیکه

36:37.528 --> 36:39.989
‫یه نوشیدنی دیگه لازم دارم.
‫شماها هم می‌خواید؟

36:43.117 --> 36:46.078
‫و پیشاپیش معذرت می‌خوام
‫اگه بهت جسارت می‌کنم

36:46.079 --> 36:47.413
‫- باشه
‫- ولی...

36:48.039 --> 36:50.458
‫می‌خوای بریم اتاق هتلم؟

36:51.960 --> 36:54.462
‫چطوره رابطه‌مون رو کاری نگه داریم؟

36:55.171 --> 36:57.547
‫بلدی مسائل رو از هم جدا کنی، بل؟

36:57.548 --> 36:59.341
‫آره. تمام عمرم کارم همین بوده

36:59.342 --> 37:00.509
‫خب، منم همینطور

37:00.510 --> 37:02.177
‫و خیلی خوب بلدم

37:02.178 --> 37:06.099
‫کارم، زندگیِ مشترکم...
‫کنجکاو به نظر میای. یکم کنجکاوی؟

37:08.476 --> 37:10.185
‫نوچ، متأسفانه نه

37:10.186 --> 37:11.271
‫بدون تعهد

37:11.896 --> 37:14.774
‫بدون استرس. فقط یه خاطره‌ی قشنگ

37:16.317 --> 37:20.655
‫نمی‌تونم بهت بگم چقدر خوش گذشت،
‫ولی جوابم منفیه.

37:22.156 --> 37:23.700
‫بیا فقط ارتباط کاری داشته باشیم

37:24.284 --> 37:25.659
‫فهمیدم

37:25.660 --> 37:27.287
‫دیگه حرفش رو نمی‌زنم

37:29.622 --> 37:32.749
‫خیلی شیرینی، بل،
‫و به زودی بهت زنگ می‌زنم.

37:32.750 --> 37:34.252
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

37:58.234 --> 37:59.235
‫هی

38:17.253 --> 38:18.963
‫حق با توئه، کنجکاو بودم

38:23.009 --> 38:23.843
‫شب بخیر

38:29.932 --> 38:30.807
‫نه، این...

38:30.808 --> 38:33.643
‫خب، چی باعث شد از هم جدا شید؟

38:33.644 --> 38:35.812
‫اوه

38:35.813 --> 38:37.315
‫زندگی اتفاق افتاد، اسکات

38:38.274 --> 38:41.234
‫زندگی پیش رفت و رابطه‌مون تموم شد

38:41.235 --> 38:44.154
‫عشق اول هرگز عشق آخر نیست، درسته؟

38:44.155 --> 38:46.490
‫- از این آهنگ خوشم میاد
‫- فکر نکنم آهنگ باشه

38:46.491 --> 38:48.658
‫فکر کنم تقریباً شعرِ تمام آهنگ‌هاست

38:48.659 --> 38:49.826
‫فکر می‌کنی...

38:49.827 --> 38:52.412
‫ببخشید، الان برمی‌گردم

38:52.413 --> 38:55.166
‫می‌دونی، دیگه کم کم باید بریم.
‫پرستار بچه؟

38:56.042 --> 38:56.876
‫درسته

38:57.877 --> 38:59.045
‫اوه...

39:01.506 --> 39:04.801
‫- من صورتحساب رو می‌گیرم
‫- نه، نه، نه، مهمون مایید

39:05.385 --> 39:07.302
‫صورتحسابی نیست

39:07.303 --> 39:09.596
‫مزایای یه رویای محقق نشده‌ست، می‌دونی؟

39:09.597 --> 39:14.394
‫خب، پس گمونم میرم می‌شاشم
‫و میذارم شما دوتا خلوت کنید

39:21.442 --> 39:23.945
‫- توی اون آبنبات چی بود؟
‫- خدایا

39:24.445 --> 39:25.487
‫خدایا، بدجوری نشئه‌ام

39:25.488 --> 39:29.616
‫- حتی نمی‌تونم سرم رو راست نگه دارم
‫- اونا فهمیدن؟ یا کارمون خوب بود؟

39:29.617 --> 39:31.493
‫نه، اونا می‌دونن. آره

39:31.494 --> 39:34.246
‫- پیتون به سمتم اشعه‌ی مرگ پرتاب می‌کرد
‫- نه

39:34.247 --> 39:38.250
‫- و حالا ازم متنفره. من خیلی بدم
‫- نه، بدگمان شدی. براش مهم نیست

39:38.251 --> 39:39.918
‫اون خوبه

39:39.919 --> 39:42.796
‫نه، آبنبات مخدر ایده‌ی بدی بود

39:42.797 --> 39:46.300
‫نه، فقط فکر می‌کردم کمک می‌کنه...

39:47.301 --> 39:48.970
‫به چی کمک می‌کنه؟

39:49.887 --> 39:53.015
‫فکر کنم بهتره دیگه باهم قرار شام نذاریم

39:53.599 --> 39:54.641
‫آخه برای چی؟

39:54.642 --> 39:56.519
‫کین، فقط نکن

39:58.646 --> 40:01.607
‫فقط بیا الان حرف نزنیم.
‫میشه این کارو بکنیم؟

40:06.404 --> 40:10.199
‫این رو میگم که به نظرم
‫آبنبات فکرِ خیلی خوبی بود

40:21.252 --> 40:22.587
‫جت اسکی‌های قشنگی داری

40:24.380 --> 40:26.466
‫برای پسرهام و بچه‌هاشونه

40:27.341 --> 40:30.219
‫امیدوار بودم باعث شه
‫بیشتر به دیدنم بیان، ولی نه

40:31.554 --> 40:32.471
‫ماشینِ قشنگی داری

40:32.472 --> 40:34.223
‫از اسباب‌بازی‌هام خوشم میاد

40:36.642 --> 40:38.144
‫از روی محموله برداشته بودی

40:38.895 --> 40:39.729
‫نه، کارِ من نبود

40:40.813 --> 40:44.400
‫اون هویتِ آشغال ازش کش رفته بود
‫قبل از این که...

40:47.445 --> 40:49.654
‫و بعدش فقط فکر کردم،

40:49.655 --> 40:53.576
‫خب... بذار ببینیم تو و پسرت
‫تحتِ فشار چطور عمل می‌کنید

40:54.327 --> 40:55.578
‫ممکن بود کشته شیم

40:56.829 --> 40:58.789
‫آره، همیشه این امکان هست

40:59.707 --> 41:02.542
‫نه، فکر کردم قبلش یکی بهم زنگ می‌زنه،

41:02.543 --> 41:06.255
‫ولی می‌دونی، وقتی اون اتفاق نیفتاد،
‫آره، یکم نگران شدم.

41:12.929 --> 41:15.806
‫یالا، پاشو

41:22.188 --> 41:25.274
‫شبی که به بابات تیراندازی شد رو یادته؟

41:26.317 --> 41:28.318
‫چند سالت بود؟ 29؟ 30؟

41:28.319 --> 41:30.738
‫من اون موقع معاون کلانتر بودم

41:31.989 --> 41:34.742
‫شبِ خیلی بدی بود

41:35.826 --> 41:38.662
‫بلایی که سرش آورده بودن،
‫خونش همه جا پاشیده بود.

41:38.663 --> 41:40.998
‫خدایا، افتضاح بود

41:41.791 --> 41:43.834
‫خیلی دلم برات می‌سوخت،

41:44.961 --> 41:47.546
‫که جنازه‌ی بابات رو اونجوری پیدا کرده بودی

41:47.547 --> 41:50.258
‫بری کوچولو غرق خون بود

41:51.676 --> 41:54.262
‫و بعدش، یه هفته بعد،

41:54.286 --> 41:58.200
‫تو رو توی میخونه‌ی ترنر پیدا کردم،

41:58.224 --> 42:03.688
‫کنارِ بار نشسته بودی و تنها مشروب می‌خوردی؟
‫هیچکدوم از اینا رو یادت میاد؟

42:04.438 --> 42:05.606
‫یادمه

42:07.858 --> 42:12.195
‫من حسابی دلم برات می‌سوخت

42:12.196 --> 42:16.951
‫و برات یه آبجو سفارش دادم،
‫ولی نمیذاشتی پولش رو بدم.

42:17.952 --> 42:18.994
‫قبول نکردی

42:18.995 --> 42:22.872
‫گفتم: «نه، می‌خوام برات یه آبجو بخرم»
‫ولی تو قبول نمی‌کردی

42:22.873 --> 42:24.250
‫باید خودت پولش رو می‌دادی

42:25.167 --> 42:26.419
‫اصرار کردی

42:27.670 --> 42:31.882
‫گفتی: «پلیس پول زیادی در نمیاره.
‫پولت رو نگه دار. من حساب می‌کنم.»

42:33.092 --> 42:34.677
‫من ازت ممنون بودم

42:35.553 --> 42:36.678
‫خودم می‌خواستم پولش رو بدم

42:36.679 --> 42:39.599
‫آره، شما باکلی‌ها همیشه اینجوری هستید

42:40.474 --> 42:43.602
‫پول می‌دید، کنترل می‌کنید...

42:43.603 --> 42:45.855
‫همیشه رئیس هستید

42:46.355 --> 42:49.775
‫وقتی یه دوست می‌خواد برات آبجو بخره،
‫بهش اجازه میدی.

42:51.277 --> 42:52.570
‫باشه، کلاید

42:53.571 --> 42:55.031
‫می‌تونی آبجو رو بخری

42:56.032 --> 42:57.324
‫می‌تونی تمام آبجوها رو بخری

42:57.325 --> 42:59.702
‫خدایا، مثل چی ازت متنفر بودم

43:01.329 --> 43:03.663
‫همه دوستت داشتن،
‫برای همین منم مجبور بودم دوستت داشته باشم.

43:03.664 --> 43:05.082
‫ولی ازت بیزار بودم

43:06.334 --> 43:08.168
‫خب، دیگه نه

43:08.169 --> 43:09.419
‫حالا ازت لذت می‌برم

43:09.420 --> 43:12.882
‫یعنی، تماشای سختی کشیدن خودت و خانواده‌ات

43:13.883 --> 43:15.468
‫لعنتی، خوشحالم می‌کنه

43:17.386 --> 43:19.639
‫تو برای اون نشان سخت تلاش کردی

43:20.890 --> 43:21.766
‫و قدرت

43:22.350 --> 43:25.311
‫و حالا من رئیسم

43:25.895 --> 43:27.146
‫فکر می‌کردم اون گریدی بود

43:29.940 --> 43:30.900
‫آره، گریدی کیه؟

43:31.609 --> 43:32.526
‫تأمین‌کننده‌ات

43:36.364 --> 43:37.448
‫کی این رو بهت گفت؟

43:38.491 --> 43:41.160
‫- بهش بگو می‌خوام ببینمش
‫- چرا؟

43:41.744 --> 43:43.871
‫تا بتونی من رو دور بزنی و حذفم کنی؟

43:45.122 --> 43:46.331
‫بهت توصیه نمی‌کنم

43:46.332 --> 43:50.127
‫تا وقتی گریدی رو نبینم
‫دیگه محموله نمی‌برم

44:06.060 --> 44:07.769
‫شرمنده، یه ذره مستم

44:07.770 --> 44:09.188
‫یه ذره؟

44:11.315 --> 44:14.652
‫و شاید یه آبنبات مخدر ریز خورده باشم

44:15.820 --> 44:17.613
‫و اون آبنبات رو از کجا آوردی؟

44:18.364 --> 44:19.949
‫از جنا گرفتم

44:22.576 --> 44:23.536
‫چیه؟

44:24.245 --> 44:26.663
‫روز خیلی بدی داشتم.
‫روحت هم خبر نداره.

44:26.664 --> 44:29.874
‫میشه... میشه لطفاً این دفعه سرزنشم نکنی؟
‫احساس تهوع دارم.

44:29.875 --> 44:32.128
‫و من احساس می‌کنم تحقیر شدم

44:33.212 --> 44:35.380
‫اون چه کاری بود امشب کردی؟
‫پیش‌نوازش بود؟

44:35.381 --> 44:36.465
‫چی؟

44:36.966 --> 44:40.385
‫فکر می‌کردم کاملاً محترم بودیم

44:40.386 --> 44:42.637
‫فکر کنم. همه چی رو یادم نمیاد

44:42.638 --> 44:45.765
‫ولی بابتِ آبنباته واقعاً متأسفم

44:45.766 --> 44:47.434
‫این خنده‌دار نیست، کین

44:47.435 --> 44:49.478
‫یه ذره خنده‌داره

44:50.146 --> 44:51.980
‫پیتون، تو بودی که قرارِ شام رو گذاشتی

44:51.981 --> 44:54.733
‫فکر نمی‌کردی یه ذره عجیب و غریب باشه؟

44:54.734 --> 44:57.862
‫وقتی که باید معذرت خواهی کنی
‫داری زبون درازی می‌کنی

45:00.823 --> 45:03.743
‫پیتون، خواهش می‌کنم،
‫میشه لطفاً با خنده ازش بگذریم؟

45:05.411 --> 45:08.204
‫ببخشید عزیزم، باشه؟
‫معذرت می‌خوام.

45:08.205 --> 45:09.707
‫خیلی تابلو بودی!

45:10.332 --> 45:14.252
‫ای کاش پنج ثانیه از دروغ‌هات بیرون می‌اومدی
‫و نگاه می‌کردی واقعاً چی هستی

45:14.253 --> 45:16.337
‫تو فقط در مورد بابات غر می‌زنی

45:16.338 --> 45:19.674
‫اون دائم‌الخمره. اون خوک‌صفته.
‫درکت نمی‌کنه.

45:19.675 --> 45:23.429
‫ولی خودت رو سرِ کار گذاشتی، عزیزم،
‫چون خودت هم شدی عینِ بابات.

45:24.472 --> 45:25.472
‫این حقیقت نداره

45:25.473 --> 45:28.601
‫فقط خودت هنوز این رو نمی‌بینی
‫چون چرخ‌های تمرینیت رو بستی

45:29.852 --> 45:33.021
‫این دگردیسی که داری سپری می‌کنی
‫یه مشکلی داره

45:33.022 --> 45:33.939
‫اونم منم

45:35.357 --> 45:39.444
‫من مادرت نیستم. من چیزها رو مثل اون نمی‌بینم
‫و هرگز هم نخواهم دید

45:39.445 --> 45:42.405
‫پس بهتره برگردی و یه مسیرِ دیگه در پیش بگیری

45:42.406 --> 45:44.200
‫چون تحملِ من هم یه حدی داره

46:23.697 --> 46:25.491
‫از دستِ مامان قایم شدی؟

46:26.033 --> 46:26.992
‫نه

46:27.535 --> 46:30.663
‫یه لحظه با خودت خلوت کردی؟

46:32.081 --> 46:33.665
‫روحت رو نظاره می‌کنی؟

46:33.666 --> 46:35.251
‫پورتر دردسرسازه

46:37.086 --> 46:40.756
‫باید گریدی رو پیدا کنیم...
‫و ارتباطمون رو با پورتر قطع کنیم.

46:46.303 --> 46:48.097
‫چرا پورتر امروز برامون تله گذاشت؟

46:49.139 --> 46:50.599
‫اون به خاطر من بود

46:51.642 --> 46:53.351
‫داشت من رو امتحان می‌کرد

46:53.352 --> 46:54.270
‫ما رو امتحان می‌کرد

46:55.020 --> 46:56.604
‫فکر می‌کردم قراره بمیریم

46:56.605 --> 46:58.898
‫تو دیگه در حاشیه نیستی

46:58.899 --> 47:02.027
‫توی بطن کاری. ولی باید سرسخت‌تر شی

47:05.489 --> 47:06.490
‫باشه

47:08.576 --> 47:11.744
‫می‌دونی، انقدر جسارت نمی‌کنم
‫که انتظار تعریف داشته باشم

47:11.745 --> 47:14.665
‫یا این که به پشتم بزنی
‫یا همچین چیزی، ولی...

47:16.083 --> 47:19.837
‫فکر کنم جفتمون قبول داریم که
‫به خاطر من امروز کشته نشدیم

47:21.463 --> 47:23.548
‫فکر می‌کنی کاری که کردی عاقلانه بود؟

47:23.549 --> 47:26.343
‫عاقلانه؟ نه، این رو نمیگم، ولی...

47:28.012 --> 47:29.179
‫حقیقت بود

47:30.514 --> 47:32.182
‫و من بدجوری ترسیده بودم، داداش

47:34.310 --> 47:36.186
‫آره، یه ذره ترسناک شد

47:36.770 --> 47:38.731
‫و شرمنده که قوانینت رو زیر پا گذاشتم

47:39.273 --> 47:43.193
‫شانس آوردی. اگه دوباره اون حرکت رو بزنی،
‫تضمین می‌کنم کشته میشی.

47:43.903 --> 47:45.695
‫بازم سرزنش‌هات شروع شد

47:45.696 --> 47:48.406
‫من هوات رو دارم، پسرم.
‫سعی دارم ازت محافظت کنم.

47:48.407 --> 47:49.742
‫ازم محافظت کنی؟

47:51.493 --> 47:55.163
‫فکر کنم منظورت کنترله، ولی اشکالی نداره.
‫می‌تونیم بگیم محافظت می‌کنی.

47:55.164 --> 47:58.583
‫تو این دنیا رو مثل من نمی‌شناسی.
‫و باید به حرفم گوش بدی.

47:58.584 --> 48:00.085
‫نه، تو باید به من گوش بدی

48:00.961 --> 48:04.881
‫من این کارو می‌کنم،
‫ولی به روش خودم انجامش میدم.

48:04.882 --> 48:06.424
‫من نگرانِ پورتر نیستم

48:06.425 --> 48:10.471
‫و تو هم نگران نمی‌شدی اگه می‌تونستی
‫یه لحظه غرورت رو کنار بذاری، بابا

48:12.932 --> 48:13.933
‫تو احمقی

48:16.852 --> 48:18.103
‫حداقل من تو نیستم

48:40.417 --> 48:41.251
‫بله؟

48:42.711 --> 48:44.253
‫- پیداش کردم
‫- چی؟

48:44.254 --> 48:46.297
‫چیزی که کین نمی‌خواد هیچکس بدونه

48:46.298 --> 48:48.300
‫و اون رو به خاک سیاه می‌نشونه

48:55.766 --> 48:59.561
‫نه، قراره بیشتر وقت ببره،
‫چون اصلاً وقت نکردم باهاش حرف بزنم.

49:00.145 --> 49:02.022
‫نه، باید بیشتر صبر داشته باشی...

49:06.068 --> 49:07.945
‫باید برم. باهات تماس می‌گیرم

49:08.904 --> 49:10.239
‫خب، بحث داغی بود

49:12.366 --> 49:13.200
‫شخصی بود

49:14.326 --> 49:15.661
‫اشکالی نداره

49:17.329 --> 49:19.415
‫- بذار کمکت کنم
‫- نه، خانم

49:20.249 --> 49:23.585
‫تقریباً کارم تمومه. دیگه داشتم می‌رفتم

49:29.633 --> 49:30.467
‫تو کی هستی؟

49:34.555 --> 49:35.388
‫ببخشید؟

49:35.389 --> 49:38.225
‫تو متصدی بار افتضاحی هستی.
‫این رو می‌دونی، درسته؟

49:41.186 --> 49:43.605
‫- داری اخراجم می‌کنی؟
‫- به معرف‌هات زنگ زدم

49:44.732 --> 49:47.693
‫درسته، بری باید قبلاً این کارو می‌کرد،
‫ولی تو باهاش آشنا شدی.

49:48.235 --> 49:51.112
‫از قرار معلوم آوتبک توی پورت آرانزاس
‫که ادعا کردی توش کار می‌کردی،

49:51.113 --> 49:52.572
‫هیچ سابقه‌ای ازت نداره

49:52.573 --> 49:55.408
‫خب، با مدیرش حرف زدی؟

49:55.409 --> 49:58.161
‫اونا انقدر گردش کار دارن که...
‫حتماً اشتباهی پیش اومده.

49:58.162 --> 49:59.579
‫اشتباه، شاون،

49:59.580 --> 50:01.873
‫اینه که هیچ آوتبکی توی پورت آرانزاس نیست،

50:01.874 --> 50:03.876
‫و هرگز هم نبوده

50:09.715 --> 50:10.924
‫تو یه خبرچینی؟

50:12.676 --> 50:13.509
‫چی؟

50:13.510 --> 50:15.720
‫اداره مبارزه با مواد مخدر تو رو فرستاده؟

50:15.721 --> 50:18.056
‫- نه، خانم
‫- کثافتِ آشغال دروغگو

50:18.057 --> 50:19.599
‫- من بهت دروغ نمیگم
‫- یه بار دیگه

50:19.600 --> 50:22.060
‫- من شاون وست هستم
‫- یه بار دیگه لعنتی!

50:22.061 --> 50:24.479
‫- تو کی هستی؟
‫- خانم، بهتون گفتم. من شاون وست هستم

50:24.480 --> 50:26.397
‫- من اهل گالوستونم
‫- من رو بازی نده!

50:26.398 --> 50:27.523
‫باشه!

50:27.524 --> 50:29.193
‫- نکن!
‫- بیبی وست!

50:32.946 --> 50:33.781
‫بیبی؟

50:36.116 --> 50:36.950
‫مامانم

50:38.744 --> 50:40.704
‫اون ماه پیش توی گالوستون مُرد

50:41.580 --> 50:44.333
‫قبل از فوتش، بهم گفت هارلن باکلی پدرمه

51:16.532 --> 51:18.825
‫- بیا اینجا! خفه شو!
‫- نه! نه! نه!

51:18.826 --> 51:22.745
‫نه! کمک! خواهش می‌کنم!
‫لطفاً یکی کمکم کنه!

51:22.746 --> 51:23.664
‫کمک، کمک!

51:32.589 --> 51:33.423
‫وایسا!

51:43.517 --> 51:44.560
‫وایسا، وایسا!

51:48.522 --> 51:55.772
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

51:55.796 --> 52:00.796
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:00.820 --> 52:10.820
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
