WEBVTT

00:05.889 --> 00:08.889
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

00:10.510 --> 00:12.220
‫وای خدای من

00:12.303 --> 00:14.764
‫مردم دارن با دیدن کوزه‌هات
‫عقل‌شون رو از دست می‌دن

00:14.848 --> 00:18.810
‫فقط طی مدت 25 دقیقه
‫نصف آثارت فروش رفت

00:18.893 --> 00:21.479
‫وای خدا.
‫الانه که پس بیفتم

00:22.981 --> 00:23.815
‫دین کجاست؟

00:23.898 --> 00:27.485
‫خونه پیش بچه‌هاست.
‫بچه‌ها تکلیف داشتن و...

00:27.569 --> 00:30.780
‫آره، هنوز دوست نداریم
‫اون‌ها رو خونه تنها بذاریم

00:31.990 --> 00:35.452
‫راستی، شما دوتا...

00:35.535 --> 00:36.953
‫رابطه‌تون خوبه؟

00:37.037 --> 00:38.830
‫احتمالاً

00:40.915 --> 00:42.375
‫پنج دقیقه دیگه نظرم رو بپرس

00:43.877 --> 00:46.379
خب، شاید این حالت رو خوب کنه

00:46.921 --> 00:52.260
از طرف نمایشگاه میامی و نمایشگاه جنوا
جواب دریافت کردم

00:52.343 --> 00:56.056
یادته؟ که مطمئن نبودی به کدوم‌شون
دعوت می‌شی؟

00:56.139 --> 00:58.266
حالا گویا به هردوشون دعوت شدی

01:01.603 --> 01:03.563
‫واقعاً؟ وای خدای من

01:03.646 --> 01:06.566
‫موفق شدی.
‫حسابی کارت گل کرده، نورا

01:07.317 --> 01:09.360
‫موفقیت که شاخ و دم نداره

01:09.944 --> 01:11.946
‫حس می‌کنم سرکارم گذاشتی

01:12.030 --> 01:13.865
‫وای خدای من

01:13.948 --> 01:15.366
‫وای

01:15.450 --> 01:16.450
‫وای

01:16.493 --> 01:17.952
‫چه...

01:21.206 --> 01:24.417
‫زبونم بند اومده

01:25.001 --> 01:27.295
‫نورا، حواست کجا رفت؟

01:27.378 --> 01:31.424
‫وای ببخشید.
‫موضوع... دین‌ـه

01:33.635 --> 01:37.097
‫ول کردن خونه باعث شده
‫فکر کنه که توی زندگی شکست خورده

01:38.014 --> 01:41.518
‫و من اینجام و مشغول این کارهام که می‌بینی

01:43.436 --> 01:44.436
‫سخته

01:48.733 --> 01:50.485
‫آره. بروس، نورا هستم

01:51.194 --> 01:53.321
‫ببخشید دیروقت زنگ زدم.
‫می‌خواستم...

01:54.447 --> 01:55.447
‫خبری شد...

01:56.699 --> 01:59.160
‫خب، یه نفر هم پیشنهاد نداده؟

02:01.704 --> 02:04.415
‫چی؟
‫آخه دو هفته شده

02:06.668 --> 02:08.211
‫باشه، پس...

02:10.130 --> 02:11.631
‫قیمت رو کم کن

02:12.674 --> 02:14.008
‫آره، باید از شرش خلاص شیم

02:22.183 --> 02:23.263
‫ایناهاشش...

02:24.144 --> 02:26.896
‫ببین، مسئله اون چیزی نیست
‫که به نظر میاد، خب؟

02:26.980 --> 02:30.108
‫نتونستم بخوابم.
‫ذهنم همه‌اش درگیر بود

02:30.191 --> 02:32.819
‫داشتم به جان گراف فکر می‌کردم
‫و یه ایده به ذهنم رسید

02:32.902 --> 02:35.280
‫- نه، نه، نه
‫- فقط یه لحظه به حرفم گوش کن

02:35.363 --> 02:38.992
‫- نمی‌خوام گوش کنم
‫- یه مورد هست که ازش غافل شدیم

02:44.747 --> 02:45.582
‫خب

02:45.665 --> 02:48.459
‫راستش درمورد چیزیه که خودت گفتی

02:48.543 --> 02:49.543
‫چه چیزی؟

02:49.961 --> 02:51.671
‫تئودورا درست می‌گفت، خب؟

02:51.754 --> 02:54.382
‫طرف رو می‌بینم. خب؟
‫بهم می‌گه اسمش جانـه

02:54.465 --> 02:57.635
‫و بعداً وقتی تئودورا قضیه‌ی جان گراف
‫رو بهم می‌گه

02:57.719 --> 03:00.638
‫من همین یارو رو تصور می‌کنم، خب؟
‫منطقیه

03:00.722 --> 03:03.474
‫شاید از الان به بعد
‫همیشه اون رو تصور کنم

03:04.976 --> 03:07.228
‫اما اگه جان جانسون باشه چی؟

03:07.770 --> 03:08.980
‫می‌دونم اسم احمقانه‌ایه

03:09.063 --> 03:11.566
‫- اما متوجهی چی می‌گم، نه؟
‫- باید بس کنی

03:11.649 --> 03:14.068
‫اگه حق با تو باشه چی؟
‫یه آدم عادیه، خب؟

03:14.152 --> 03:15.737
‫یه آدم معمولی
‫با هویت جعلی

03:15.820 --> 03:18.364
یه نفر عادی که کسی گذاشتتش سرکار

03:18.448 --> 03:22.577
‫نمی‌ره قایم شه، چون جان گراف نیست
‫درست؟ پس...

03:24.621 --> 03:27.874
‫اگه به یه طراح پول بدیم
‫تا نقاشیش کنه چی؟

03:27.957 --> 03:29.268
‫- نه. دین
‫- گوش کن

03:29.292 --> 03:31.836
‫می‌تونیم سرتاسر شهرک
‫پوسترش رو بزنیم

03:31.920 --> 03:34.130
‫تا ببینیم کسی از همسایه‌ها شناساییش می‌کنن

03:34.214 --> 03:36.841
‫دین، باید بس کنی!
‫باشه؟

03:36.925 --> 03:38.927
‫فقط اقرار کن که ما باختیم.
‫باختیم

03:39.010 --> 03:40.511
‫- آره، می‌دونم
‫- نخیر که نمی‌دونی

03:40.595 --> 03:45.558
‫یه جورایی فکر می‌کنی داستان تموم نشده
‫و من دارم الان بهت می‌گم که تموم شده

03:49.520 --> 03:52.649
‫- احیاناً امروز سوار مترو نشدی؟
‫- چی؟

03:52.732 --> 03:57.403
‫خیلی وضعش خراب بود.
‫تأخیرهای دو ساعته داشت. می‌دونی چرا؟

03:58.404 --> 04:02.033
‫وسط شلوغی اول صبحی
‫توی ایستگاه خیابان کانال، قطار ساعت 8 میاد

04:02.116 --> 04:07.747
‫و یه روانی دونفر غریبه رو هُل میده توی مسیر.
‫به همین راحتی کشته شدن

04:11.793 --> 04:12.961
‫این شهر لعنتی

04:15.004 --> 04:17.215
‫یه خبری هست

04:17.298 --> 04:21.928
‫عین یه مریضیه
‫و من سعی کردم خودمون رو یه جای امن بیارم

04:22.011 --> 04:24.180
‫و حالا برگشتیم همون جای قبل

04:24.264 --> 04:25.556
‫و من نمی‌تونم بپذیرم، نورا

04:25.640 --> 04:26.975
‫- داشتیمش
‫- نه، نداشتیم

04:27.058 --> 04:28.601
‫- ما خونه رو داشتیم...
‫- هیچ‌وقت نداشتیم

04:28.685 --> 04:31.396
‫ما زندگی‌مون رو داشتیم
‫و یه نفر ازمون گرفتش

04:31.479 --> 04:33.439
‫و حالا می‌خوام واسه‌مون پس بگیرمش

04:33.523 --> 04:35.400
‫- نمی‌تونیم پس بگیریمش
‫- خونه فروش نمی‌ره

04:35.483 --> 04:38.152
‫- بیا از فروش برش داریم
‫- نه. نه، دین!

04:38.236 --> 04:40.780
‫چیزی نمونده بود تا بفهمیم قضیه از چه قراره.
‫نزدیک بود

04:40.863 --> 04:43.825
‫نخیرم!
‫اصلاً نمی‌دونستیم قضیه از چه قراره!

04:45.702 --> 04:46.953
‫هیچ‌وقت قرار نیست که بفهمیم

04:47.036 --> 04:49.831
‫هیچ‌وقت قرار نیست که بفهمیم

04:50.748 --> 04:57.088
عین همون آدم اتفاقی که غریبه‌ها رو
جلوی قطار هل داده، اون غریبه‌ها ما بودیم

04:57.880 --> 05:00.758
‫یه عمل خشونت‌آمیز اتفاقیه

05:00.842 --> 05:01.842
‫همین

05:04.554 --> 05:06.597
‫باید بپذیریمش، خب؟

05:06.681 --> 05:09.726
‫می‌پذیریمش و به زندگی‌مون ادامه می‌دیم

05:12.312 --> 05:13.312
‫باشه؟

05:16.231 --> 05:18.231
‫[ ناشناس ]

05:22.322 --> 05:24.032
‫اینجا چی‌کار می‌کنین؟

05:24.115 --> 05:27.076
‫چه خوشگلن. ممنون

05:27.160 --> 05:27.994
‫سلام

05:28.077 --> 05:29.704
‫امیدوارم از اومدن‌مون ناراحت نباشی

05:29.787 --> 05:33.416
‫دخترت بهمون زنگ زد
‫و گفت اوضاع بدتر شده، پس...

05:34.208 --> 05:35.543
‫بله، اونا...

05:36.586 --> 05:38.379
‫من رو از آزمایش حذف کردن

05:38.963 --> 05:41.591
جواب بعضی از آزمایش‌ها اومد
و مشخص شد الان به همه جا زده

05:41.674 --> 05:44.302
‫وای خدا. متأسفم

05:47.930 --> 05:53.186
‫ببین، اگه چیزی هست...
‫اگه هر کمکی از دست‌مون برمیاد

05:53.269 --> 05:54.312
‫آره

05:55.938 --> 05:58.316
‫راستش، آره

05:58.399 --> 06:01.194
‫اگه ناراحت نمی‌شین

06:01.277 --> 06:03.946
درست کنار این ساختمون یه مغازه هست

06:04.030 --> 06:05.073
‫خب؟

06:05.156 --> 06:10.078
‫یه کوکاکولای خنک می‌خوام
‫و یه پاکت سیگار پارلمنت لایت

06:10.161 --> 06:13.164
‫فکر نکنم اینجا بشه سیگار کشید

06:14.248 --> 06:16.128
‫به هیچ جام نیست

06:16.209 --> 06:18.252
‫- حله. الان می‌گیرم
‫- ایول

06:20.713 --> 06:22.006
‫بیا اینجا

06:23.216 --> 06:24.509
‫- بیام؟
‫- آره

06:29.680 --> 06:31.641
‫مشخصه یه موضوعی آزارت می‌ده

06:32.266 --> 06:33.309
‫خب...

06:34.769 --> 06:38.231
‫آره. قضیه خونه‌ست.
‫فروش نمی‌ره

06:38.314 --> 06:40.566
‫یعنی چی، دوباره ورشکست می‌شی؟

06:40.650 --> 06:44.904
نه، فکر نکنم از لحاظ مالی
برامون مشکلی پیش بیاد

06:44.987 --> 06:47.407
بالاخره هنرم گل کرده

06:48.116 --> 06:50.701
‫توی یه نمایش همه‌ی کارهام فروش رفتن
‫و دوتا دیگه هم تو راهه

06:51.285 --> 06:53.579
‫خانم نورا برناک رو ببین

06:56.332 --> 06:57.332
‫قضیه...

06:58.167 --> 06:59.460
‫درمورد دین‌ـه

06:59.544 --> 07:02.296
‫اون واقعاً...
‫واقعاً داره عقلش رو از دست می‌ده

07:03.297 --> 07:06.634
‫یه دیوار از تمام کسانی که بهشون مشکوکه
‫توی خونه درست کرده

07:09.053 --> 07:10.763
‫چنین اتفاقی رو به چشم دیدم

07:10.847 --> 07:14.225
‫معمایی که نتونی حلش کنی
‫عقلت رو ازت می‌گیره

07:14.767 --> 07:17.019
‫طبیعت انسان همینه

07:17.603 --> 07:21.149
‫طبیعتش میل به دانستنه.
‫ندانستن قاتل‌شه

07:24.193 --> 07:25.486
‫قهرمان من

07:26.362 --> 07:28.072
‫- برات بازش کردم
‫- که این طور؟

07:28.156 --> 07:29.156
‫آره

07:29.574 --> 07:30.992
‫فندک بزن، خوش‌تیپ

07:36.122 --> 07:37.457
‫ارزشش رو داشت

07:47.675 --> 07:51.053
‫دین! این رو دیدی؟
‫توی پیج سیکس؟

07:51.137 --> 07:53.681
‫«پیچش جدید در معمای جنایت خانه»

07:54.432 --> 07:55.432
‫عالیه

07:55.892 --> 07:58.478
‫«منابع به ما گفته‌اند
‫که سری جدیدی از نامه‌های تهدیدآمیز

07:58.561 --> 08:03.357
‫باعث شده است تا ادعای مالکان در خصوص
‫مورد اذیت و آزار واقع شدن در ابهام قرار گیرد

08:03.441 --> 08:07.153
‫«حداقل سه نامه از
‫همان «ناظر» معروف به همسایگانی فرستاده شده

08:07.236 --> 08:10.573
‫که هرکدام‌شان در این پرونده
‫مظنون به حساب می‌آمده‌اند»

08:10.656 --> 08:12.200
‫«دیگر چه چیزی مشکوک است؟»

08:12.283 --> 08:16.913
‫«این نامه‌ها از مرکز پردازش جنوبی منهتن
‫ارسال شده‌اند

08:16.996 --> 08:21.626
‫که بسیار به محل استقرار فعلی
‫مالکان 657 است»

08:22.210 --> 08:26.214
‫«علائمی که پیش‌تر به آزار و اذیت
‫اشاره داشتند، حالا دیگر ارزشی ندارند»

08:29.091 --> 08:31.677
‫دین، اون نامه‌ها رو تو فرستادی؟

08:33.638 --> 08:35.681
‫شاید

08:35.765 --> 08:38.351
‫همه‌اش اوضاع رو داری بدتر می‌کنی

08:38.434 --> 08:40.895
نکنه سزاوارش نیستن؟
‫چیزی که عوض داره گله نداره

08:40.978 --> 08:43.606
‫باشه، من این کار رو نمی‌کنم

08:43.689 --> 08:45.816
‫من هیچ‌کدوم از این کارها
‫رو انجام نمی‌دم

08:45.900 --> 08:47.527
‫شیرفهم شد؟

08:47.610 --> 08:50.071
‫می‌خوام سر در بیارم
‫که چه کسی این کار رو باهامون کرد، باشه؟

08:50.154 --> 08:52.406
‫من الان این رو قبول دارم.
‫تو هم باید داشته باشی

08:52.490 --> 08:55.201
‫می‌خوام سر در بیارم
‫که کی این خانواده رو نابود کرد!

08:55.284 --> 08:59.080
‫خودتی. تو همونی هستی که این قضیه رو
‫ول نمی‌کنی و داری خانواده رو نابود می‌کنی

08:59.163 --> 09:02.625
‫که تمرکزت رو روی مسائلی
‫که واقعاً مهم هستن از دست دادی!

09:05.169 --> 09:07.004
‫اگه برای من به عنوان همسرت
‫ارزش قائلی

09:07.088 --> 09:08.464
‫می‌ری وست‌فیلد

09:08.548 --> 09:11.926
‫و از تک‌تک کسایی که بهشون نامه زدی
‫عذرخواهی می‌کنی

09:12.426 --> 09:13.426
‫شنیدی؟

09:14.595 --> 09:15.680
‫نمی‌تونم

09:16.973 --> 09:21.185
‫نپرسیدم که می‌تونی یا نه.
فقط خواستم بدونم که شنیدی

09:36.826 --> 09:38.411
‫- سلام
‫- سلام

09:39.579 --> 09:40.788
‫خوشگل شدی

09:42.081 --> 09:43.165
‫دارم می‌رم بیرون

09:44.250 --> 09:47.211
‫- نمی‌خوای با بچه‌ها شام بخوری؟
‫- نه، تو بخور

09:47.295 --> 09:52.883
‫می‌خوام عین یه آدم عادی
‫با مارجوری شام و مشروب بخورم

09:58.306 --> 09:59.682
‫کاری که خواستم رو کردی؟

10:00.683 --> 10:03.185
‫نه، کی باید انجام می‌دادم؟

10:03.978 --> 10:07.898
‫باشه. اگه جای تو بودم
‫سریع انجامش می‌دادم

10:11.986 --> 10:13.821
‫مامان، داری می‌ری بیرون؟

10:13.904 --> 10:16.115
‫آره، میام بوس شب‌بخیری
‫بهت می‌دم

10:16.198 --> 10:17.198
‫خداحافظ، مامان

10:25.093 --> 10:26.093
‫[ تئودورا ]

10:27.585 --> 10:28.585
‫سلام

10:30.588 --> 10:35.593
‫هر حسی که می‌خوای
‫نسبت به این فرد داشته باش

10:35.676 --> 10:39.430
‫اما بهم قول بده که از اطرافیانش
‫کینه نداشته باشی

10:40.556 --> 10:43.225
‫آره. حتماً

10:44.644 --> 10:47.104
‫دین، شنیدنش برات سخت می‌شه

10:47.938 --> 10:50.358
‫فهمیدی کار کی بوده؟

10:51.609 --> 10:53.944
‫مالک قبلی اون خونه...

10:56.155 --> 10:57.365
‫من بودم

10:59.825 --> 11:01.994
‫چی داری می‌گی؟

11:02.078 --> 11:03.704
‫من خونه رو بهت فروختم

11:06.957 --> 11:08.584
‫چرا بهم نگفتی؟

11:09.543 --> 11:10.961
‫چی فکر می‌کنی؟

11:15.341 --> 11:17.760
‫چون ناظر تویی

11:19.261 --> 11:21.013
‫بذار برای بار آخر
‫یه داستان برات بگم

11:22.098 --> 11:25.267
‫روزی که ما هم رو دیدیم
‫بهت درمورد شوهرم گفتم که بهم خیانت کرد

11:25.351 --> 11:27.353
‫اما بعد از اینکه فهمیدم
‫اون زن کی بوده

11:27.436 --> 11:31.190
‫وقتی شناختمش
‫تونستم خوشبخت با شوهرم زندگی کنم

11:32.692 --> 11:35.444
‫این قضیه تا چند سال
‫صحت داشت

11:35.528 --> 11:38.614
‫اما جدا شدیم

11:38.698 --> 11:40.991
‫بین‌مون فاصله افتاد

11:41.075 --> 11:47.289
‫چون نان‌آور اصلی من بودم
‫و اون انگل بود

11:48.457 --> 11:50.626
‫باید بهش نفقه پرداخت می‌کردم

11:50.710 --> 11:53.254
‫پس دوباره به کارهای جانبی
‫روی آوردم

11:53.337 --> 11:57.341
‫گهگاهی تور برگزار می‌کردم.
‫و کار جانبی کارآگاهیم رو هم به سختی داشتم

11:57.425 --> 12:00.386
‫و با این حال که نصف پولم
‫رو بهش دادم

12:00.469 --> 12:04.473
‫تونستم یه مقداری جمع کنم

12:21.198 --> 12:25.411
‫هشت سال پیش، اون سکته کرد
‫و مُرد

12:26.996 --> 12:29.999
‫یهو دیگه هر ماه جیبم خالی نمی‌شد

12:30.082 --> 12:32.585
‫اما نتونستم خونه پیدا کنم

12:32.668 --> 12:36.964
‫پنج سال گشتم.
‫هیچ‌جا رو واقعاً دوست نداشتم، می‌دونی؟

12:38.966 --> 12:42.303
‫تا چشمم بهش خورد
‫فهمیدم که خودشه

12:42.386 --> 12:46.348
‫درجا پیشنهاد دادم.
‫سی روز بعدش، صاحبش شدم

12:48.517 --> 12:50.352
‫حتی به باشگاه بیرون شهری هم پیوستم

12:52.480 --> 12:54.231
‫و همون موقع بود
‫که بیماریم تشخیص داده شد

12:55.900 --> 12:56.901
‫و شدت گرفته بود

12:56.984 --> 12:59.403
‫دکترهای اینجا گفتن
‫که کار زیادی از دست‌شون برنمیاد

12:59.487 --> 13:04.700
‫اما یه انکولوژیست توی مکزیک بود
‫که مثل اون‌ها فکر نمی‌کرد

13:05.868 --> 13:09.705
‫اما دستمزدش گران بود
‫پس من چاره‌ای نداشتم

13:09.789 --> 13:11.415
‫باید خونه رو می‌فروختم

13:17.213 --> 13:21.717
‫حس کردم کل ماجرا
‫سرکاری بوده، متوجهی؟

13:21.801 --> 13:28.057
‫انگار که طعم بهشت رو چشیده باشم
‫و بعد ازم گرفته شده باشه

13:33.020 --> 13:36.982
‫و بعدش
‫باور نمی‌کنی

13:37.983 --> 13:42.571
‫که یه تماس از ساراسوتای فلوریدا
‫دریافت کردم

13:43.656 --> 13:46.408
‫که معلوم شد
‫اون انگل من

13:47.827 --> 13:50.746
‫از همون روزهای اول رابطه‌مون

13:50.830 --> 13:51.997
‫مقدار پول

13:53.332 --> 13:56.502
‫1/4 میلیون دلار
‫رو قایم کرده بوده

13:57.253 --> 14:00.506
‫اصلاً لازم نبود
‫که خونه رو بفروشم

14:06.637 --> 14:08.013
‫مشخص بود که عاشق خونه بودین

14:08.889 --> 14:10.641
‫تقریباً به همون اندازه که من عاشقش بودم

14:11.559 --> 14:15.980
‫فقط لازم بود یه کار انجام بدم
‫تا بتونم پسش بگیرم

14:17.606 --> 14:19.191
‫قانع‌مون کنی به فروش

14:20.526 --> 14:23.904
‫من توی اولین ماهی که
‫توی خونه زندگی کردم، یکی از اون نامه‌های

14:23.988 --> 14:25.531
‫قصیده برای یک خانه
‫رو دریافت کردم

14:31.996 --> 14:33.789
‫بلوار 657 عزیز

14:33.873 --> 14:38.752
‫می‌شه بگم که مجلل‌ترین خانه‌ای هستی
‫که تا به حال دیده‌ام

14:39.670 --> 14:43.924
‫حسابی مجذوبش شده بودم
‫اما نمی‌دونستم از طرف کیه

14:45.050 --> 14:46.969
‫پس توی اینترنت دنبالش گشتم

14:48.804 --> 14:52.600
‫دیدم راجر کپلن و تمام دانش‌آموزانی
‫که تکلیف رو انجام داده بودن، کی هستن

14:52.683 --> 14:55.185
‫و اینکه چقدر اون رو دوست داشتن

14:56.228 --> 14:58.898
‫همچنین نامه‌ی ناظر رو دیدم

14:58.981 --> 15:02.693
‫که کارول فلاناگان پست گذاشته بود
‫و اتهام ارسالش رو به راجر زده بود

15:02.776 --> 15:06.030
‫زیاد بهش فکر نکردم.
‫واقعآً از یاد بردمش

15:06.697 --> 15:08.449
‫اما بعد یادم اومد

15:09.033 --> 15:10.409
‫نقشه‌ی عالی‌ای بود

15:11.160 --> 15:16.749
‫یه ماشین تایپ دستی از سایت ای‌-بی خریدم
‫که سبک حروفش مثل همون نامه‌ها بود

15:16.832 --> 15:18.459
‫پیدا کردنش اصلاً سخت نبود

15:19.084 --> 15:22.755
‫همسایه‌ی بلوار 657 جدید

15:25.799 --> 15:29.470
‫آمدن‌تان به این محله را
‫خوش آمد می‌گویم

15:30.721 --> 15:32.139
‫اگه داری راست می‌گی...

15:34.224 --> 15:35.224
‫تو...

15:35.809 --> 15:38.646
‫تو قسر در رفتی.
‫پس چرا داری الان برام تعریف می‌کنی؟

15:38.729 --> 15:40.648
‫ردم رو پوشوندن، دین

15:43.233 --> 15:45.986
‫هرگز امکان نداشت
‫به حقیقت پی ببری

15:46.070 --> 15:48.280
‫و می‌دونستم باعث دیوانگیت می‌شه

15:49.365 --> 15:50.741
‫و تو سزاوار این نیستی

15:51.951 --> 15:53.869
‫جان گراف چی؟

15:58.666 --> 16:00.334
‫خب، تصادفی نبود که

16:00.417 --> 16:04.338
‫تنها فردی که درباره‌ی وجود جان گراف
‫مدرکی پیدا کرد، من بودم

16:05.798 --> 16:08.592
‫چون واقعاً وجود نداشت.
‫خودم ساخته بودمش

16:09.927 --> 16:11.095
‫مدرک ملموس

16:13.722 --> 16:17.768
‫اون نامه‌هایی که مثلاً از ناظر دریافت کرد
‫رو من نوشته بودم

16:17.851 --> 16:19.770
‫عکس‌های صحنه‌ی جرم

16:20.813 --> 16:23.732
‫مال یه قتل در کولورادو بودن

16:23.816 --> 16:27.861
‫و اون یارویی که تظاهر می‌کرد جان گرافه
‫و باهاش حرف زدی

16:29.113 --> 16:30.531
‫من بهش پول داده بودم

16:33.784 --> 16:35.077
‫موهای بافته شده چی؟

16:37.121 --> 16:39.873
‫اگه باورت شه
‫اون یه هنرمند اجرایی بود

16:39.957 --> 16:45.212
‫متوجه شدم که در طول روز
‫دزدگیرتون روشن نبود

16:45.295 --> 16:49.883
‫بهش گفتم لباس باغبونی تنش کنه
‫و از اون تک پنجره‌ای

16:49.967 --> 16:52.970
‫که دوربین‌های داکوتا خوب پوشش نمی‌دادن
‫وارد بشه

16:53.679 --> 16:56.473
‫توی زیرزمین قایم می‌شد
‫تا شما برید بخوابید

16:59.893 --> 17:02.730
‫من هیچ‌وقت از تونل‌های زیرزمین
‫خبر نداشتم

17:03.439 --> 17:06.442
‫وقتی گفتین که پیداشون کردین
‫برام تازگی داشت

17:06.525 --> 17:11.155
‫شاید جسپر از همون‌جا وارد شد
‫و سوار غذابر شده

17:11.238 --> 17:15.743
‫که هیچ ربطی به من نداشت.
‫کلاً کار خودش بوده

17:21.123 --> 17:24.334
‫اندرو پیرس توی خونه زندگی می‌کرد

17:25.085 --> 17:29.965
‫اما معتاد و روانی و دهن‌بین بود

17:30.049 --> 17:31.800
‫اونجا داشت انگشتش رو می‌مکید

17:31.884 --> 17:34.386
‫یعنی قراره یه خون‌آشام تخمی بشه؟

17:34.470 --> 17:40.267
‫اندرو، من می‌خوام درباره‌ی نامه‌هایی
‫که تو و همسرت از طرف فردی به نام ناظر

17:40.350 --> 17:42.394
‫دریافت کردین حرف بزنم

17:43.687 --> 17:44.855
‫کدوم نامه‌ها؟

17:45.981 --> 17:49.068
‫چی داری می‌گی؟
‫من تا حالا این‌ها رو ندیدم

17:52.154 --> 17:56.033
‫پلس سر صحنه‌ی خودکشی همسرت
‫پیداشون کرد

17:56.116 --> 17:58.285
‫توی کیفش بودن.
‫به تو نگفتن؟

17:58.368 --> 17:59.368
‫نه

18:01.705 --> 18:03.373
‫اما غافل‌گیر نشدم

18:03.457 --> 18:07.127
‫همه‌ی اون پلیس‌ها...
‫پلیس وست‌فیلد، نیویورک

18:07.211 --> 18:08.837
‫همه‌شون هوای هم رو دارن

18:09.421 --> 18:11.381
‫اما، صبر کن

18:12.508 --> 18:14.259
‫پس همسرت هم هیچ‌وقت حرفی ازشون نزد؟

18:14.343 --> 18:16.678
‫نه، نه، نه

18:17.513 --> 18:19.932
‫بعید می‌دونم

18:20.015 --> 18:21.850
‫وایسا
‫یادمه نامه می‌گرفتیم

18:23.310 --> 18:26.688
‫اما نامه‌های تهدیدآمیز نبودن.
‫اون‌ها...

18:27.606 --> 18:30.567
‫نامه‌های دلربا بودن، فکر کنم

18:30.651 --> 18:34.196
‫با عبارت «قصیده‌ای برای یک خانه»
‫شروع می‌شدن؟

18:34.279 --> 18:36.782
‫آره. الان یادم اومد.
‫آره

18:36.865 --> 18:38.325
‫«قصیده‌ای برای یک خانه»

18:38.408 --> 18:39.618
‫یه عالمه ازشون دریافت کردیم

18:46.708 --> 18:50.629
‫درمورد میچ و مو...
‫خدا می‌دونه

18:50.712 --> 18:54.633
‫چمبرلند خبر نداشت.
‫کارن هم همین‌طور

18:54.716 --> 18:57.052
‫هیچ‌کدوم‌شون خبر نداشتن
‫که من توی اون خونه زندگی می‌کردم

18:57.136 --> 18:58.887
‫یا حتی توی وست‌فیلد

19:00.556 --> 19:01.682
‫کارآگاه چمبرلند

19:01.765 --> 19:04.810
‫روزی که نامه‌ی اول رو فرستادم
‫بهش زنگ زدم

19:04.893 --> 19:07.312
‫تا به محض اینکه ایده‌ی بازرس خصوصی

19:07.396 --> 19:10.232
‫به ذهنش رسید، من رو یادش بیاد

19:10.315 --> 19:14.736
‫تئودورا؟ معلومه که یادمه.
‫معلومه کدوم گوری هستی؟

19:18.031 --> 19:20.492
‫هیچ‌وقت مسئله شخصی نبود، دین

19:22.661 --> 19:23.661
‫تو...

19:24.371 --> 19:26.999
‫تو یه مرد خوب هستی
‫با خانواده‌ای فوق‌العاده

19:29.668 --> 19:31.044
‫مسئله خونه بود

19:32.838 --> 19:35.883
‫چه خونه‌ی خوبی بود

19:55.444 --> 19:58.989
‫متوجه نمی‌شم.
‫الان حالت تهوع بهم دست داده

19:59.573 --> 20:00.573
‫می‌دونم

20:01.200 --> 20:05.037
‫ما... ما بهش اعتماد کردیم.
‫توی خونه‌مون بود

20:05.120 --> 20:06.914
‫همه چیز رو باهاش درمیون گذاشتیم

20:06.997 --> 20:09.166
‫و اون...

20:09.833 --> 20:11.251
‫اون دوست ما بود

20:11.335 --> 20:13.503
‫ببین، می‌أونم

20:13.587 --> 20:15.339
‫می‌دونم. بیا

20:15.422 --> 20:18.175
‫می‌دونم

20:21.553 --> 20:23.847
‫سلام.
‫بیا تو

20:23.931 --> 20:25.307
‫باشه

20:33.523 --> 20:38.946
‫ببین، فقط می‌خوام بگم که
‫واقعاً متأسفم که اون نامه رو براتون فرستادم

20:39.029 --> 20:40.739
‫و کاملاً از خودم خجالت‌زده‌ام

20:42.282 --> 20:43.575
‫کی واسه‌اش مهمه؟

20:43.659 --> 20:45.994
‫نه، نه. کار احمقانه‌ای بود.
‫درست؟

20:46.078 --> 20:47.496
‫باید به احمق شدن خودم اقرار کنم

20:48.038 --> 20:52.292
‫می‌دونی، موضوع از این قرار بود
‫که حسابی از دست همه عصبانی بودم

20:52.376 --> 20:54.127
‫اما درمورد میچ نمی‌دونستم

20:54.211 --> 20:57.130
‫قسم می‌خورم اگه خبر داشتم
‫هرگز اون نامه رو نمی‌فرستادم

20:58.048 --> 20:59.048
‫آره

21:01.802 --> 21:03.428
‫وقتی شوهرت با آمبولی می‌میره
‫[ انسداد جریان خون ]

21:03.512 --> 21:06.682
‫و پسرت به‌خاطر کشتن دو نفر
‫توی تیمارستان باشه

21:06.765 --> 21:09.726
‫دیدگاه بقیه رو نسبت به همه چیز
‫تغییر می‌ده

21:10.644 --> 21:12.854
‫حالا چرا نظرت عوض شد؟

21:13.438 --> 21:15.065
‫چون خبردار شدیم
‫که کار کی بوده

21:15.148 --> 21:16.525
‫- چه کاری، نامه‌ها؟
‫- آره

21:16.608 --> 21:18.986
‫نامه‌ها، تمام اتفاقات عجیب...

21:20.404 --> 21:24.366
‫همون بازرس خصوصی بود که استخدام کردیم
‫تئودورا برچ، همسایه‌ی قدیم‌تون

21:24.449 --> 21:25.909
‫همسایه‌ی قدیم کجا؟

21:27.411 --> 21:30.080
‫همین‌جا
‫خونه‌مون

21:30.789 --> 21:32.791
‫تئودورا برچ.
‫زن سیاه‌پوست زیبا

21:32.874 --> 21:36.044
‫همیشه دستکش دستش بود.
‫عضو باشگاه بیرون شهری هم بوده

21:36.128 --> 21:39.089
‫چون واسه سرطانش پول لازم داشته
‫مجبور شده خونه رو بفروشه...

21:39.172 --> 21:40.299
‫وایسا

21:40.382 --> 21:44.052
‫سامانتا و تد فارست کسانی بودن
‫که خونه رو بهتون فروختن

21:45.178 --> 21:50.684
‫زوج مسن‌تری بودن که بسیار بین‌شون فاصله بود.
‫توی کلیسای سنت آگوستین دیدیم‌شون

21:51.643 --> 21:54.438
‫هیچ‌وقت زن سیاه‌پوستی اونجا ساکن نبود

21:54.521 --> 21:57.190
‫حداقل توی 25 سال گذشته
‫که اینجا بودم، نبوده

21:57.274 --> 21:59.776
‫و اون هیچ‌وقت عضو باشگاه بیرون شهری نبوده

22:00.527 --> 22:04.448
‫من همه‌ی رنگین‌پوستانی که اونجا عضو بودن
‫رو می‌شناسم

22:04.531 --> 22:07.534
‫و می‌دونی، این باعث افتخار کسی نیست...

22:07.617 --> 22:08.994
‫زیاد نیستن

22:09.077 --> 22:11.705
‫پس، یه نفر به نام تئودورا برچ؟

22:12.497 --> 22:14.583
‫نه، اگه بود یادم می‌موند

22:23.675 --> 22:26.678
‫سلام، نینا.
‫خیلی متأسفم

22:26.762 --> 22:29.056
‫ما دین و نورا برناک هستیم

22:30.057 --> 22:31.099
‫- سلام
‫- سلام

22:31.183 --> 22:32.684
‫خیلی ممنونم که امروز اومدین

22:32.768 --> 22:34.895
‫از دیدار رو در رو باهاتون خوشحالم

22:34.978 --> 22:37.230
‫کوچولو باید اسمش سووی باشه.
‫سلام، سووی

22:38.440 --> 22:40.817
‫بگو سلام

22:41.401 --> 22:43.737
‫مادربزرگت همه‌اش درمورد تو حرف می‌زد

22:44.279 --> 22:45.279
‫

22:45.322 --> 22:46.615
‫عاشق مامان‌بزرگ بود، نه؟

22:50.452 --> 22:53.538
‫ببین، نمی‌دونم چطور باید بگم

22:53.622 --> 22:55.665
‫اما هیچ‌وقت مادرت...

22:55.749 --> 22:57.751
‫حرفی درمورد پروند‌ه‌ی ما باهات نزد؟

22:57.834 --> 22:59.586
‫حتی یه‌ذره؟

22:59.669 --> 23:01.213
‫چرا یه‌ذره گفت

23:01.296 --> 23:03.465
‫احتمالاً به نظر احمقانه میاد
‫اما مادرت

23:04.674 --> 23:07.260
‫همین آخرهای کارش
‫به من گفت

23:08.345 --> 23:10.055
‫که تمام مدت کار خودش بوده

23:10.680 --> 23:12.182
‫که نامه‌ها رو خودش نوشته

23:12.265 --> 23:14.393
‫و مالک قبلی خونه بوده

23:15.727 --> 23:17.979
‫آهان... آره حقیقت نداره

23:18.563 --> 23:19.563
‫چی؟

23:21.358 --> 23:24.653
‫چند هفته قبل فوتش
‫متوجه شدم که روی چیزی کار می‌کنه

23:24.736 --> 23:27.197
‫انگار که داشت یه داستان می‌نوشت

23:27.280 --> 23:28.907
‫اما نگذاشت من بخونم

23:29.825 --> 23:31.576
‫یک، دو، سه...

23:36.665 --> 23:38.208
‫و درنهایت گفت...

23:38.792 --> 23:41.920
‫باشه. بهت راستش رو می‌گم

23:42.671 --> 23:43.671
‫خب

23:45.799 --> 23:48.885
‫گفت که قصدش این بوده
‫که بهتون آرامش بده

23:50.053 --> 23:51.638
‫فکر کنم خودش هم دنبال آرامش بوده

23:52.305 --> 23:54.558
‫نمی‌خواست آخرین پرونده‌اش ناتمام باقی بمونه

23:55.642 --> 23:58.145
‫می‌خواست آخر داستان رو بدونه
‫به همین خاطر...

24:00.021 --> 24:01.440
‫خودش رو قاطی داستان نوشت

24:09.906 --> 24:12.784
‫خب، باشه. چی هست؟

24:16.037 --> 24:17.664
‫باشه

24:17.887 --> 24:19.934
‫[ پیام از طرف داکوتا:
‫سلام. دلم واسه‌ات تنگه ]

24:19.958 --> 24:20.958
‫درست

24:22.711 --> 24:23.962
‫آره

24:25.088 --> 24:26.756
‫خب، باید باهاش حرف بزنم

24:27.716 --> 24:28.925
‫چی، همه‌اش؟
‫یا...

24:29.468 --> 24:30.302
‫ما اومدیم خونه!

24:30.385 --> 24:33.722
‫- فقط لطفاً آروم باش. یه نفر خبر جدید داره
‫- اومدن. چی؟

24:33.805 --> 24:35.807
‫- من به تیم بسکتبال پیوستم!
‫- وای خدای من!

24:35.891 --> 24:36.975
‫چی؟ چطور شد؟

24:37.058 --> 24:39.519
‫- یه لحظه
‫- چطوره به جاش بگی «مبارکه؟»

24:39.603 --> 24:41.730
‫نه، منظورم این بود که آخه قدش کوتاهه

24:41.813 --> 24:44.316
‫- سردفاع بازی می‌کنم
‫- جواب به جا. بفرما

24:44.399 --> 24:46.109
‫به نظر خوب میاد.
‫بهت زنگ می‌زنم

24:46.193 --> 24:48.403
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- پنج دقیقه صبر کن

24:48.487 --> 24:49.487
‫مرسی

24:50.071 --> 24:51.865
‫اسپاد وب رو نگاه کن!
‫[ بسکتبالیست معروف ]

24:51.948 --> 24:53.408
‫وای خدای من!

24:53.492 --> 24:55.494
‫- خیلی بهت افتخار می‌کنم
‫- آره

24:55.577 --> 24:58.330
‫و من هم خبر دارم

24:58.914 --> 25:00.123
‫یه مشتری داریم

25:00.207 --> 25:03.293
‫تمام نقد، بدون هیچ دردسری
‫واقعاً هم خریدارن

25:03.877 --> 25:06.046
‫- به چه مبلغی؟
‫- 275

25:06.129 --> 25:07.714
‫می‌دونم، فوق‌العاده نیست

25:08.548 --> 25:11.384
‫اما به نظر بروس
‫به اضافه کردن یه وسلی وسایل

25:11.468 --> 25:13.220
‫می‌تونیم 125 تا 150 تا دیگه
‫دربیاریم

25:13.303 --> 25:14.554
‫خریدار کیه؟

25:15.430 --> 25:17.724
‫نمی‌دونم. شرکت مسئولیت محدوده

25:18.308 --> 25:19.309
‫بله. معلومه

25:19.392 --> 25:22.270
‫آره. اینجا رو داشته باش.
‫تنها چیزی که می‌خوان تغییر بدن

25:22.354 --> 25:23.230
‫آشپزخونه‌ست

25:23.313 --> 25:25.148
‫چی؟ شوخی می‌کنی؟

25:25.232 --> 25:27.609
‫انگار همه دنبال اوپن تخته‌ای زشت و کریه
‫نیستن

25:27.692 --> 25:29.945
‫بیخیال بابا.
‫این مردم سلیقه ندارن

25:30.028 --> 25:32.113
‫- آخ آخ!
‫- بسیارخب، خانواده‌ی برناک

25:33.240 --> 25:34.741
‫چه جوابی بدیم؟

25:38.119 --> 25:39.246
‫من می‌گم بله

25:39.329 --> 25:40.455
‫من می‌گم بله

25:43.333 --> 25:44.751
‫- بله
‫- بله

25:44.834 --> 25:46.419
‫- بله!
‫- بله!

25:47.003 --> 25:50.507
‫باعث افتخارمه که این جلسه‌ی
‫انجمن جدید

25:50.590 --> 25:54.427
‫و گسترش یافته‌ی حفظ و نگهداری وست‌فیلد
‫رو برگزار می‌کنم

25:57.180 --> 26:01.768
‫آره، حالا لطفاً همه خودشون رو معرفی کنن.
‫مو؟

26:02.352 --> 26:03.395
‫من؟

26:04.896 --> 26:10.193
‫باشه. سلام، من مارین هستم.
‫دوست‌هام بهم می‌گن موی گنده

26:11.278 --> 26:15.657
‫ته همین خیابون زندگی می‌کنم
‫و متأسفانه اخیراً شوهرم فوت شده

26:15.740 --> 26:19.077
‫بسیار از پرل ممنونم که من رو هم
‫توی انجمن راه داد

26:19.661 --> 26:21.913
‫همون‌طور که می‌گن
‫تنبلی اساس همه بدبختی‌هاست

26:25.667 --> 26:30.630
‫سلام. من راجر کپلن هستم
‫و... خدا

26:30.714 --> 26:35.677
‫از وقتی پسربچه‌ای بیش نبودم
‫عاشق خونه‌های قدیمی بودم

26:36.511 --> 26:38.096
‫و الان خیلی خوشحالم که اینجا هستم

26:38.805 --> 26:40.807
‫ما هم از بودنت در اینجا خوشحالیم

26:40.890 --> 26:44.269
‫البته که من پرل وینسلو هستم

26:44.352 --> 26:47.564
‫ایشون هم جسپره، منشی‌مون

26:47.647 --> 26:50.525
‫و... ویلیام؟

26:52.944 --> 26:59.034
‫سلام. من ویلیام وبستر هستم.
‫گاهی اوقات بیل صدام می‌کنن

26:59.743 --> 27:05.040
‫حوالی سال 1995 بود که برای اولین بار
‫به وست‌فیلد اومدم

27:05.123 --> 27:06.916
1995?

27:07.000 --> 27:08.460
‫بله، من...

27:10.795 --> 27:14.924
‫خیلی مشتاقم که این شهرک رو
‫همون‌طور که بوده نگه داریم

27:15.550 --> 27:16.550
‫پس...

27:18.303 --> 27:19.471
‫ازتون ممنونم

27:19.554 --> 27:21.056
‫اسمت بیله؟

27:21.556 --> 27:24.059
‫قیافه‌ات خیلی برام آشناست

27:24.142 --> 27:25.352
‫

27:25.435 --> 27:29.981
‫بیل توی کتاب‌خونه‌ی عمومی کار می‌کنه
‫پس ممکنه از اون‌جا بشناسیش

27:31.816 --> 27:34.486
‫آهان، فکر کنم یادم اومد از کجا می‌شناسمش

27:34.569 --> 27:37.947
‫فکر کنم توی کتاب‌خونه‌ی عمومی من رو دیدی

27:39.532 --> 27:41.034
‫حال خانواده چطوره، بیل؟

27:48.166 --> 27:50.210
‫یه مالک جدید این کنار اومده

27:50.293 --> 27:52.545
‫یه مالک جدید این کنار اومده.
‫ممنون، جسپر

27:52.629 --> 27:55.715
‫جسپر، برامون تعریف کن
‫که چی دیدی

27:55.799 --> 27:57.801
‫تکه‌های بزرگ...

28:00.053 --> 28:02.389
‫مرمر صورتی در آشپزخونه

28:02.972 --> 28:07.977
‫مرمر صورتی.
‫فکر نمی‌کردم چنین چیزی وجود داشته باشه

28:08.061 --> 28:12.107
‫از اون اوپن تخته چوبی که بهتره
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

28:12.190 --> 28:13.608
‫- آره
‫- درست؟

28:14.609 --> 28:16.236
‫ببخشید، اگه اجازه هست

28:16.319 --> 28:19.823
‫من نیاز به حفظ و نگهداری رو درک می‌کنم

28:20.323 --> 28:23.493
‫حفظ نمای بیرونی ساختمان‌های تاریخی

28:23.576 --> 28:28.832
‫اما ما حوزه‌ی اختیارات قضایی
‫درباره‌ی نحوه‌ی طراحی داخلی خونه‌ی مردم داریم؟

28:29.499 --> 28:33.044
‫خب، به طور رسمی نه

28:34.254 --> 28:38.800
‫اما توصیه‌های بسیار قدرتمندی انجام می‌دیم

28:38.883 --> 28:43.513
‫و به نظرمون ماده‌ی مناسب برای ساخت
‫اوپن آشپزخونه

28:43.596 --> 28:46.057
‫مثل همونی که توی خونه‌ی...

28:46.141 --> 28:47.016
‫657

28:47.100 --> 28:49.436
‫آره 657 بوده، چیه؟

28:49.519 --> 28:50.562
‫راستش رو بخواهید

28:51.646 --> 28:54.983
‫من چندین سال پیش توی اون خونه بودم

28:55.066 --> 28:58.278
‫یادمه اوپن‌ها اصل بودن

28:58.361 --> 29:01.906
‫از چوب گردوی مشکی براق بودن

29:01.990 --> 29:03.575
‫اگه باورتون بشه

29:03.658 --> 29:07.787
‫که خیلی هم توی ساخت و ساز دوره‌ی ویکتوریایی
‫حوالی سال 1920 رایج بوده

29:08.371 --> 29:12.125
‫خیلی مفید بود. ممنونم

29:13.460 --> 29:18.715
‫جسپر، چوب گردوی سیاه براق.
‫بنویس

29:19.716 --> 29:26.306
‫دنبالم بیا.
‫بازم بیا، بازم بیا، و...

29:26.389 --> 29:27.557
‫چشم‌هات رو باز کن

29:29.058 --> 29:33.855
‫وای، جورجیا.
‫وای خدایا

29:35.190 --> 29:37.817
‫دیگه واقعاً من رو تسخیر کردی

29:40.361 --> 29:42.906
‫فکر کنم حالم اینجا حسابی خوب می‌شه

29:45.283 --> 29:46.618
‫- خیلی ممنون
‫- خواهش می‌کنم

29:46.701 --> 29:48.286
‫- فردا صحبت می‌کنیم
‫- بله!

29:48.369 --> 29:49.746
‫بسیارخب، خداحافظ

29:51.039 --> 29:52.165
‫ای وای

29:55.668 --> 29:56.961
‫وای. سلام بچه‌ها

29:57.045 --> 30:00.548
‫وای، چقدر ویژه

30:00.632 --> 30:03.510
‫چه زیباست.
‫مرسی

30:03.593 --> 30:04.844
‫خیلی با سلیقه‌ام جوره

30:04.928 --> 30:09.557
‫وای. یه دختر مجرد که به خودش می‌رسه

30:10.433 --> 30:12.769
‫مرسی. فردا می‌بینم‌تون

30:27.826 --> 30:29.786
‫فکری می‌کردم بالاخره یه روز
‫چنین موقعی فرا می‌رسه

30:30.829 --> 30:32.413
‫مشروبی چیزی می‌خوای؟

30:32.497 --> 30:35.041
‫ویسپرینگ انجل خنک چطوره؟
‫[ نوعی مشروب ]

30:35.124 --> 30:37.168
‫اسنپل هم دارم

30:37.252 --> 30:40.547
‫یه یخچال پر از...
‫وای خدایا...

30:41.798 --> 30:42.798
‫همه چیز دارم

30:53.601 --> 30:56.980
‫پس تمام این مدت کار خودت بود

30:59.524 --> 31:01.985
‫الان که به گذشته نگاه می‌کنم
‫تا حدودی واضحه، اما...

31:04.404 --> 31:07.824
‫اینکه همیشه اصرار داشتی
‫خونه رو بفروشیم

31:07.907 --> 31:10.410
‫چی کار من بوده؟

31:10.994 --> 31:14.080
‫واقعاً می‌خوای باز برگردی سر خونه‌ی اول
‫نورا؟

31:14.163 --> 31:15.248
‫کار خودت بوده

31:15.331 --> 31:19.711
‫تو کسی بودی که الکی به چندتا
‫نامه‌ی احمقانه جو دادی

31:19.794 --> 31:21.170
‫که حتی ترسناک هم نبودن

31:21.254 --> 31:22.881
‫بعدش...
‫وای خدا

31:22.964 --> 31:26.467
‫یع نفر پاش رو گذاشت روی سگ‌آبی
‫یا موش‌آبی پسرت

31:26.551 --> 31:27.760
‫حالا هر موجودی هم که بود

31:27.844 --> 31:31.347
‫تو خودت کسی بودی
‫که باعث شدی ارزش خونه‌ات بیاد پایین

31:31.431 --> 31:32.265
‫درسته، نورا

31:32.348 --> 31:36.561
‫من خونه‌ی کوفتیت رو رو هوا زدم!
‫چون به صرفه بود!

31:38.730 --> 31:42.066
‫تو و چمبرلند واسه خودتون می‌خواستیدش
‫مگه نه؟

31:42.150 --> 31:44.402
‫اون همونیه که توی تونل‌ها دیدیمش

31:45.486 --> 31:49.073
‫بیخیال. ما کلاً یه دقیقه توی رابطه بودیم
‫و بعدش به هم زدیم

31:51.534 --> 31:53.828
‫ببخشید که دارم بهترین زندگی رو می‌کنم، نورا

31:54.412 --> 31:57.081
‫اما این تقصیر من نیست.
‫تقصیر خودته

31:59.459 --> 32:01.961
‫و حالا می‌خوام یه چیزی
‫توی روت بگم

32:02.712 --> 32:05.924
‫از خونه‌ام گمشو بیرون

32:10.136 --> 32:14.307
‫می‌دونی، یه حسی بهم می‌گه
‫که اوضاع قرار نیست اون‌طور که می‌خوای

32:14.390 --> 32:15.975
‫پیش بره

32:18.519 --> 32:19.854
‫پس حواست رو جمع کن

32:28.321 --> 32:29.781
‫چیه، داری تهدیدم می‌کنی؟

32:31.908 --> 32:33.117
‫نه...

32:35.620 --> 32:37.038
‫اما حواسم بهت هست

32:52.470 --> 32:53.304
‫سلام!

32:53.388 --> 32:56.474
‫سلام! ما همسایه‌های جدید شماییم

32:56.557 --> 33:00.019
‫فقط می‌خواستیم یه سر بزنیم
‫و خودمون رو معرفی کنیم

33:00.103 --> 33:03.231
‫من پرل هستم
‫و فکر کنم مارین رو می‌شناسی

33:03.314 --> 33:07.110
‫سلام، من کارن کلهون هستم.
‫از دیدن‌تون خیلی خوشحالم

33:07.193 --> 33:08.695
‫و این برون کوچولوئه

33:08.778 --> 33:10.655
‫- وای
‫- وای سگ

33:11.489 --> 33:13.658
‫خب، نتونستیم توافق کنیم
‫که چی برات بپزیم

33:13.741 --> 33:17.036
‫پس من همون بلوندی پیچیده شده‌ی معروفم رو
‫درست کردم

33:17.120 --> 33:19.288
‫راستش خوب توی یخچال دوام میارن

33:19.372 --> 33:23.835
‫و من هم یه پای گردوی کلاسیک انگلیسی
‫درست کردم، اگه باورت شه

33:24.919 --> 33:26.170
‫بیا پایین

33:26.254 --> 33:28.006
‫برو. برو پستونکت رو پیدا کن

33:28.631 --> 33:29.674
‫آره، برو پیداش کن

33:30.258 --> 33:31.426
‫

33:31.509 --> 33:33.136
‫گوش کنید، خانم‌ها...

33:33.219 --> 33:37.932
‫من در حال حاضر رژیم کتو دارم
‫و واسه همین نمی‌تونم اون‌ها رو بپذیرم

33:38.016 --> 33:40.685
‫اما به نظرم خودتون باید ازش لذت ببرین

33:41.978 --> 33:42.978
‫باشه

33:45.398 --> 33:46.398
‫خدا

33:49.861 --> 33:54.782
‫ک-ا-ر-ن
‫کارن

34:01.956 --> 34:03.291
‫صدای تلفن خونه‌ست؟

34:20.892 --> 34:21.892
‫الو؟

34:26.230 --> 34:27.230
‫الو؟

34:31.360 --> 34:32.360
‫الو؟

34:41.287 --> 34:42.789
‫چه خبر شده؟

35:00.765 --> 35:03.935
‫نه، نه، نه!

35:07.396 --> 35:08.396
‫وای خدای من

35:12.693 --> 35:14.070
‫وای خدای من

35:14.612 --> 35:16.072
‫گندش بزنن!

35:17.115 --> 35:19.450
‫ای جنده‌ی پاپتی!

35:26.082 --> 35:26.999
‫سلام

35:27.083 --> 35:28.709
‫سلام. حالت چطوره؟

35:28.793 --> 35:30.294
‫چرا بهم زنگ زدی، کارن؟

35:30.378 --> 35:33.297
‫می‌خواستم ببینم می‌تونی یه سر بیای

35:33.381 --> 35:37.760
‫یه یه نفر رو بفرستی که یه سر به خونه بزنه

35:37.844 --> 35:39.637
‫فکر کنم یه نفر اینجاست

35:40.346 --> 35:41.346
‫و من...

35:41.931 --> 35:42.931
‫من...

35:43.516 --> 35:45.685
‫من فکر می‌کنم نورا باشه

35:45.768 --> 35:47.311
‫چی؟

35:47.395 --> 35:49.355
‫شاید بد نباشه خونه رو بگردی

35:49.856 --> 35:52.191
‫و ببینی کسی داخل هست یا نه

35:52.275 --> 35:55.153
‫نه، نه.
‫چنین اتفاقی نخواهد افتاد

35:55.236 --> 35:58.364
‫من نمیام اونجا و کسی رو هم نمی‌فرستم

35:58.447 --> 36:01.492
‫دوست ندارم به‌خاطر اختلال نعوظ
‫مسخره بشم

36:01.576 --> 36:04.120
‫- چی؟
‫- من و تو باهم دوست نیستیم

36:04.203 --> 36:07.123
‫نه بعد از اون‌طور که تمومش کردی.
‫و راستی، من کلی رفیق دارم

36:07.206 --> 36:09.500
‫که اون‌ها هم از کاری که تو کردی
‫خوشحال نیستن

36:09.584 --> 36:12.211
‫حتی به 911 هم زنگ نزن. خب؟
‫[ همون 110 ]

36:12.795 --> 36:14.797
‫چون خودت گفتی که می‌خوای تنها باشی

36:14.881 --> 36:17.216
‫حالا همین حقته

36:17.300 --> 36:18.551
‫صبر کن

36:18.634 --> 36:20.803
‫وای، گندش بزنن

36:29.020 --> 36:30.271
‫برون، عزیزم؟

36:33.608 --> 36:35.026
‫به چی پارس می‌کنی؟

36:36.319 --> 36:37.403
‫برون

36:50.833 --> 36:51.833
‫خب

36:54.795 --> 36:55.880
‫چه خبره؟

36:58.049 --> 37:00.051
‫برون، کسی از اینجا داخل شده؟

37:05.723 --> 37:06.723
‫وای گندش بزنن

37:14.815 --> 37:18.319
‫برون. بیا
‫زود باش

37:18.402 --> 37:20.905
‫برون، بیا.
‫زود باش، ایول

37:20.988 --> 37:22.073
‫بیا پسر خوب

37:28.246 --> 37:31.791
‫پس شما صبح اول وقت اینجا میاین
‫درسته؟

37:31.874 --> 37:34.669
‫بله، حوالی ساعت 6:30 تا 6:45 می‌رسیم

37:34.752 --> 37:39.048
‫باشه، عالیه.
‫مشکل اصلی من کپک سیاهه

37:39.131 --> 37:41.926
‫بله، ما با خودمون رطوبت‌گیر میاریم
‫از همه م.ه

37:42.009 --> 37:45.388
‫خوبه. ممنون. شب خوش!

39:38.125 --> 39:42.338
‫خانم کلهون عزیز
‫به کابوس‌تان خوش آمدید

39:42.421 --> 39:45.091
‫شهرت بالایی دارید

39:45.174 --> 39:48.386
‫657 مدتی است که ندا می‌دهد

39:49.011 --> 39:50.763
‫اولین بار کِی صدایش را شنیدید؟

39:50.846 --> 39:53.099
‫اول شنیدم که خانه من را صدا می‌کرد

39:53.182 --> 39:55.643
‫از من خواست که افرادی مانند شما را بیاورم

39:55.726 --> 39:58.729
‫که طمع را بر هر چیزی مقدم می‌شمارند

40:05.820 --> 40:08.447
‫این آخرین باری نخواهد بود
‫که با شما تماس خواهم گرفت

40:09.156 --> 40:12.910
‫تنها می‌خواهم برای خانه‌ی جدید باارزش‌تان
‫به شما تبریک بگویم

40:30.553 --> 40:34.265
‫و می‌دانم که رفته رفته دوستی ما
‫تقویت خواهد شد

40:34.348 --> 40:37.101
‫سخت مشتاق هستم
‫تا همه چیز را درموردتان بدانم

40:37.184 --> 40:42.648
‫اسرار بسیاری در 657 وجود دارد
‫که شما محکوم به اکتشاف‌شان هستید

40:42.731 --> 40:44.984
‫امیدوار هستم که آن‌ها را با شما
‫به اشتراک بگذارم

40:45.568 --> 40:47.361
‫من ناظر هستم

40:50.865 --> 40:54.618
‫بابت چند هفته‌ی گذشته عذرخواهی می‌کنم.
‫روزهام همه‌اش خراب می‌شدن

40:55.244 --> 40:57.705
‫مشکلی نیست. حالت چطوره؟

40:58.914 --> 41:01.041
‫آره، خوبم

41:01.125 --> 41:03.461
‫راستش حس می‌کنم که من بالاخره...

41:03.544 --> 41:06.255
‫درواقع کل خانواده...

41:06.338 --> 41:10.176
‫بالاخره مسئله رو پشت سر گذاشته

41:10.259 --> 41:12.136
‫- خوشحال کننده‌ست
‫- بله

41:13.179 --> 41:14.680
‫کارتر که وضعیتش عالیه

41:14.763 --> 41:16.056
‫الی...

41:16.140 --> 41:18.851
‫الی همه‌اش اصرار داره
‫به «بران» بره

41:18.934 --> 41:21.604
‫واسه همین هفته بعد می‌خوایم بریم
‫یه سر بزنیم

41:21.687 --> 41:22.897
‫- عجب
‫- آره

41:23.814 --> 41:25.274
‫یعنی اگه بهم می‌گفتی

41:25.357 --> 41:27.485
‫که یه بچه نصیبم می‌شه
‫که بخواد توی لیگ آیوی شرکت کنه

41:27.568 --> 41:32.031
‫می‌گفتم
‫«نه، حتماً خطای دفتری صورت گرفته»

41:32.781 --> 41:33.781
‫نورا چی؟

41:34.575 --> 41:38.245
‫جمعه‌ی قبل یه اجرای دیگه برگزار کرد.
‫باورنکردنیه

41:38.329 --> 41:41.832
‫اون... اون...
‫ببین من اصلاً توی اون دنیا سررشته‌ای ندارم

41:41.916 --> 41:45.252
‫اما نگار که اون هنرمند محبوب این روزهاست

41:45.336 --> 41:46.670
‫پس عالیه

41:47.838 --> 41:50.966
‫حال تو و نورا چطوره؟
‫رابطه‌تون؟

41:51.759 --> 41:53.677
‫آره، خوبیم.
‫خوبیم

41:53.761 --> 41:55.137
‫فکر کنم پشت سر گذاشتیمش

41:56.055 --> 41:59.308
‫قطعاً سال سختی رو سپری کردیم
‫نه؟

42:00.684 --> 42:03.395
‫اما همه چیز رو پشت سر گذاشتیم
‫خونه رو

42:03.479 --> 42:07.024
‫تمام مسائلش رو.
‫دیگه ازشون گذشتیم

42:07.107 --> 42:10.861
‫راستی، کارن مجبور به فروش شد

42:11.695 --> 42:14.114
‫حتماً باید مشکلی پیش می‌اومده
‫نه؟

42:14.198 --> 42:17.159
‫چون مگه چقدر توی خونه بوده؟
‫مثلاً 48 ساعت؟

42:17.701 --> 42:19.787
‫شاید می‌خواست بخره و بفروشه
‫اما نمی‌دونم

42:19.870 --> 42:20.870
‫اگه نقشه‌اش این بوده

42:20.913 --> 42:24.041
‫اصلاً پیش‌بینی بازار خوبی نداشته
‫چون حدس بزن

42:24.124 --> 42:27.086
‫حدس بزن چقدر فروخته.
‫واقعاً حدس بزن

42:27.169 --> 42:28.921
‫2/6

42:30.965 --> 42:32.132
‫2/6

42:32.883 --> 42:34.301
‫کلی ضرر کرده

42:34.385 --> 42:36.220
‫نمی‌دونم کی خریدتش
‫اما کار هرکی که بوده

42:36.303 --> 42:38.722
‫بهترین معامله‌ی قرن رو انجام داده، مرد

42:39.640 --> 42:41.517
‫دوباره داری درمورد خونه حرف می‌زنی

42:43.602 --> 42:45.604
‫آره، خب خودت پرسیدی

42:46.188 --> 42:48.065
‫نه، نپرسیدم

42:56.490 --> 42:58.033
‫نمی‌تونم بیخیالش شم

42:59.076 --> 43:01.078
‫نمی‌تونم باهاش کنار بیام

43:04.123 --> 43:07.001
‫حس می‌کنم یه نفر یه شوخی مسخره
‫رو روی ما عملی کرد

43:07.084 --> 43:09.169
‫و هیچ‌وقت نمی‌فهمم علت کارش
‫چی بوده

43:09.253 --> 43:12.881
‫با این اوصاف، حتی نمی‌تونم بفهمم
‫که چطور تونستن، اما بالاخره تونستن

43:16.218 --> 43:19.888
‫و من قراره همین‌طوری... باهاش کنار بیام؟

43:19.972 --> 43:21.390
‫نمی‌دونم چطوری باید کنار اومد

43:24.018 --> 43:25.644
‫پس همین‌طور ادامه می‌دم...

43:25.728 --> 43:26.937
‫همه‌اش سعی می‌کنم تا...

43:28.355 --> 43:30.399
‫یه پایان خوش واسه این قصه پیدا کنم

43:31.942 --> 43:33.110
‫اما قرار نیست پیدا بشه

43:34.361 --> 43:37.239
‫همین پنج دقیقه پیش
‫که درباره‌ی خانواده‌ات حرف می‌زدی

43:37.740 --> 43:40.034
‫به نظر می‌اومد به پایان خوشش رسیده باشی

43:40.618 --> 43:42.745
‫اما خودت چنین حسی نداری، درست می‌گم؟

44:32.586 --> 44:34.088
‫آهای، جسپر!

44:34.171 --> 44:35.631
‫جسپر، بیا اینجا

44:36.882 --> 44:38.967
‫زود باش. زود باش، بیا بریم

44:39.051 --> 44:40.761
‫زود باش

45:23.679 --> 45:25.431
‫آفرین!

45:30.519 --> 45:31.603
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

45:36.608 --> 45:37.608
‫نه، من فقط...

45:39.027 --> 45:40.320
‫چه خونه‌ی زیباییه

45:41.238 --> 45:43.866
‫ممنون. تازه اومدیم اینجا

45:43.949 --> 45:46.994
‫که این‌طور؟ تبریک می‌گم

45:48.495 --> 45:49.495
‫بن هستم

45:50.247 --> 45:51.247
‫بن؟

45:52.916 --> 45:53.792
‫جان هستم

45:53.876 --> 45:56.712
‫خوشبختم، جان.
‫همین اطراف زندگی می‌کنی یا...

45:57.337 --> 46:00.048
‫آره، یه چندتا بلوک اون طرف‌تر

46:00.132 --> 46:01.132
‫ایول

46:03.051 --> 46:04.136
‫پس تا بعد؟

46:08.682 --> 46:09.682
‫قطعاً

46:50.724 --> 46:51.724
‫سلام

46:52.392 --> 46:53.519
‫سلام، کجایی؟

46:53.602 --> 46:56.355
‫توی ترافیک گیر کردم

46:57.731 --> 47:00.651
‫تونل هالند کیپ کیپه.
‫توی ستون گیر افتادم

47:03.904 --> 47:05.447
‫جلسه چطور بود؟

47:07.324 --> 47:10.327
‫خوب بود. حالا خواهیم دید

47:12.996 --> 47:14.248
‫ببین عزیزم...

47:15.332 --> 47:17.709
‫می‌دونم به اندازه کافی نگفتم
‫اما...

47:18.544 --> 47:19.544
‫من واقعاً...

47:20.671 --> 47:24.007
‫قدر تمام زحماتی که می‌کشی
‫رو می‌دونم

47:25.008 --> 47:26.385
‫مشاوره رفتن و باقی چیزها.
‫من...

47:27.886 --> 47:29.763
‫خیلی به حالم فرق می‌کنه

47:32.015 --> 47:34.768
‫من واقعاً خوشحالم.
‫فقط امیدوارم تو هم باشی

47:38.564 --> 47:39.564
‫آره، مرسی

47:42.109 --> 47:43.151
‫من خوشحالم

47:45.195 --> 47:46.613
‫خیلی عاشقتم

47:50.409 --> 47:51.451
‫من هم عاشقتم

47:54.162 --> 47:55.163
‫زود می‌رسم خونه

48:06.094 --> 48:16.094
‫امیدوارم از دیدن این سریال لذت برده باشید
‫[ پایان سریال ]

48:25.029 --> 48:37.029
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

48:53.181 --> 48:59.181
‫[ پرونده‌ی ناظر حل‌نشده باقی مانده است ]

49:08.244 --> 49:15.244
‫[ ناظر ]
