WEBVTT

00:00.321 --> 00:04.621
‫به قول یه مرد بزرگ،
‫میتونیم قهرمان باشیم.

00:06.101 --> 00:07.821
‫بیاین دنیا رو نجات بدیم.

00:13.621 --> 00:17.061
‫لعنتی، اینجا باورنکردنیه.

00:17.061 --> 00:19.301
‫حس میکنم میشناسمت،
‫یا قراره بشناسمت.

00:19.301 --> 00:20.421
‫یا از همیشه میشناختمت.

00:20.421 --> 00:22.901
‫جزر و مد ما رو به هم رسونده.

00:24.581 --> 00:27.221
‫اگه هومو آکوا
‫جنگ بین خشکی و دریا میخوان،

00:27.221 --> 00:30.181
‫- ما دریا رو میگیریم.
‫- قربان، این جور حرف‌ ها غیر مسئولانه هست.

00:30.181 --> 00:33.221
‫اگه دارین سعی میکنین صلح رو حفظ کنین،
‫همین حالا هم شکست خوردین.

00:33.221 --> 00:34.381
‫خوش اومدین...

00:35.381 --> 00:36.781
‫...به قلمرو ما.

00:38.061 --> 00:40.661
‫کلمه جدایی
‫واسه تو معنی میده؟

00:40.661 --> 00:42.541
‫پیام ‌های رمزی دارن رد و بدل میشن.

00:46.381 --> 00:49.741
‫جنگ شما...

00:49.741 --> 00:52.261
‫...تمومه.

01:58.021 --> 02:04.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:04.051 --> 02:07.021
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

02:09.541 --> 02:11.541
‫شلیک شد! شلیک شد!

02:14.621 --> 02:16.261
‫یه نفر افتاد! کد قرمز!

02:16.261 --> 02:18.701
‫کمک فوری لازمه!

02:18.701 --> 02:21.021
‫کد قرمز. همه تیم ‌های زمینی،
‫ساختمون سنداون!

02:21.021 --> 02:22.581
‫- کد قرمز!
‫- برو! بجنب!

02:22.581 --> 02:25.341
‫ساختمون هدف روبروئه.
‫ایندیا هاوس.

02:25.341 --> 02:27.421
‫تخمین میزنم طبقه 35.

02:31.981 --> 02:34.541
‫تخمین میزنم طبقه 35.

02:35.981 --> 02:38.661
‫گروه سه، ساختمون سنداون.
‫گروه چهار، ایندیا هاوس.

02:38.661 --> 02:41.061
‫تماس اضطراری از منطقه دیپلماتیک،
‫یه اتفاقی افتاده.

02:41.061 --> 02:43.021
‫- یعنی چی؟
‫- یه پالس صوتی.

02:43.021 --> 02:45.021
‫- یعنی چی؟
‫- تمامیت از دست رفته.

02:45.021 --> 02:46.861
‫جین، لطفا، یعنی چی؟

02:50.101 --> 02:51.301
‫اونا مُردن.

03:01.421 --> 03:04.461
‫همه ارتباطات از طریق من، ثبت کنین
‫شرلی آن بینگهام الان فرمانده هست.

03:04.461 --> 03:06.701
‫گزینه‌های یک تا پنج طرح‌ها
‫نصب شده،

03:06.701 --> 03:08.301
‫همه ایستگاه‌ها در حالت هشدار قرمز.

03:08.301 --> 03:09.581
‫بگین، چی میدونیم؟

03:12.021 --> 03:13.141
‫فرد مسلح دیده شد!

03:14.301 --> 03:15.581
‫قربان، زیر آتیشیم!

03:30.021 --> 03:33.381
‫شلیک شد! مظنون افتاد.

03:33.381 --> 03:34.581
‫نشونه ‌ای از زندگی نیست.

03:35.981 --> 03:37.101
‫مظنون از بین رفت.

03:38.541 --> 03:39.821
‫اون کیه؟

03:42.381 --> 03:44.941
‫شرلی، میدونیم اون کیه؟

03:44.941 --> 03:47.221
‫ببخشین، قربان، نمیدونیم.

03:47.221 --> 03:50.861
‫و متأسفم، ولی یه حادثه بزرگ
‫در حال وقوع داریم.

03:50.861 --> 03:53.621
‫و داریم از منابع نظامی
‫خبری دریافت میکنیم.

03:53.621 --> 03:56.981
‫ام، متأسفم، این همین الان
‫ساعت 5 صبح به وقت گرینویچ به دست ما رسید.

03:56.981 --> 03:59.821
‫ولی همین الان تأیید شد
‫که یک انفجار زیر آب در محل

03:59.821 --> 04:04.621
‫جلسه دیپلماتیک اتفاق افتاده.

04:04.621 --> 04:07.981
‫فرض بر اینه که تمام دیپلمات‌ های
‫انسانی مُرده باشند

04:07.981 --> 04:10.581
‫و تلاش‌ های دیپلماتیکشون شکست خورده.

04:10.581 --> 04:13.381
‫این یک تشدید بزرگ در جنگ رو نشون میده

04:13.381 --> 04:15.901
‫بین هومو آکوا و انسان.

04:32.301 --> 04:35.901
‫و سفیر هومو آکوا یک بیانیه منتشر کرده

04:35.901 --> 04:39.981
‫و مسئولیت مرگ دیپلمات ‌های
‫اچ تو ا رو به عهده گرفته.

04:39.981 --> 04:41.061
‫چی؟!

04:41.061 --> 04:42.981
‫این یک هشداره

04:42.981 --> 04:45.301
‫برای نژاد بشر.

04:45.301 --> 04:48.261
‫دیپلمات‌ های شما مُردن.

04:48.261 --> 04:51.981
‫خون و مغز استخوونشون حالا
‫غذای بچه ‌های ماست.

04:51.981 --> 04:56.981
‫همین سرنوشت واسه هر کسی
‫که جرأت کنه وارد آب ‌های ما بشه، پیش میاد.

04:56.981 --> 04:59.981
‫زمان واسه دیپلماسی تموم شده.

04:59.981 --> 05:03.861
‫مرزهای ما دفاع میشن و ورود ممنوعه.

05:03.861 --> 05:07.861
‫آب‌ های دنیا دیگه
‫هرگز مال شما نخواهد بود.

05:07.861 --> 05:09.821
‫این از کجا اومده؟
‫استیو، واقعیه؟

05:09.821 --> 05:12.141
‫- شاید یه دیپ‌ فیک باشه.
‫- پس بفهمین!

05:15.021 --> 05:16.501
‫هدف رو داریم میبینیم.

05:27.301 --> 05:28.581
‫سالت نبود.

05:29.821 --> 05:31.301
‫بهتون قسم میخورم، من شاهدم.

05:32.941 --> 05:36.781
‫دستگاه توسط
‫تد کمپبل منفجر شد.

05:36.781 --> 05:39.741
‫تئودور کمپبل، باشه؟

05:39.741 --> 05:40.781
‫اون بود که...

05:46.461 --> 05:47.741
‫همشون مُردن.

05:49.181 --> 05:50.421
‫له شدن...

05:51.621 --> 05:52.781
‫...درست جلوی چشمم.

05:54.021 --> 05:55.861
‫تو یه ثانیه، ناپدید شدن.

05:57.981 --> 05:59.021
‫میتونم بپرسم...

06:00.541 --> 06:02.981
‫- ...مین چند سالش بود؟
‫- 28.

06:05.661 --> 06:08.461
‫اگه قراره تسلای خاطری باشه،
‫باید درجا بوده باشه.

06:08.461 --> 06:09.661
‫نه، نه، اونا میدونستن.

06:11.101 --> 06:12.381
‫تو اون ثانیه...

06:13.621 --> 06:15.781
‫...متأسفم، اونا میدونستن.

06:15.781 --> 06:17.061
‫باشه.

06:17.061 --> 06:18.661
‫به خانوادت گفتیم حالت خوبه.

06:18.661 --> 06:22.261
‫و مهمترین چیز الان اینه
‫که تو برگردی اینجا.

06:22.261 --> 06:24.701
‫ممنون، خانم بینگهام،
‫انتقالش بدین به میز من.

06:24.701 --> 06:26.821
‫تو نباید این‌جا باشی.

06:26.821 --> 06:30.941
‫آقای پیر-دوپون ،
‫یه سؤال اساسی هست.

06:30.941 --> 06:33.021
‫چطور تونستی جون سالم به در ببری؟

06:34.821 --> 06:36.181
‫مطمئن نیستم که تونستم.

06:37.781 --> 06:39.141
‫خوش‌ شانس بودی.

06:40.581 --> 06:41.941
‫اون شب خیلی طولانی‌ ای بود.

06:43.501 --> 06:45.341
‫آره.

06:45.341 --> 06:48.221
‫ما... ما خیلی آدم‌ های خوبی رو از دست دادیم.

06:52.741 --> 06:54.621
‫به خاطر اون زنده موندی؟

06:57.101 --> 06:59.061
‫آره. اون...

06:59.061 --> 07:00.621
‫آره، اون منو گرفت.

07:00.621 --> 07:02.061
‫و نمیدونم چجوری یا چرا.

07:04.421 --> 07:07.341
‫میدونین که اون پخش یه جعلیه، درسته؟

07:07.341 --> 07:10.061
‫آخه، به خدا، اون همین‌ جا با ماست.

07:10.061 --> 07:12.621
‫شما اونو سوار کردین،
‫اون میتونست فرار کنه،

07:12.621 --> 07:14.461
‫اون کل اقیانوس رو داشت،
‫ولی نکرد!

07:14.461 --> 07:15.501
‫اون موند...

07:17.141 --> 07:18.741
‫...پیش من.

07:18.741 --> 07:20.101
‫و حالا شما اونو حبس کردین.

07:20.101 --> 07:22.901
‫- چرا باهاش حرف نمیزنین؟
‫- این کار رو میکنیم، رو خشکی.

07:22.901 --> 07:26.261
‫باشه، خب، بذارین من...
‫بذارین من باهاش حرف بزنم!

07:26.261 --> 07:28.221
‫متأسفم که این امکان نداره.

07:28.221 --> 07:31.021
‫باید یادتون باشه، پنج نفر مُردن،

07:31.021 --> 07:33.461
‫و اون در قلمرو آکواکند اتفاق افتاد.

07:33.461 --> 07:36.541
‫در چشم دنیا،
‫اون مسئولیت رو به عهده گرفته.

07:36.541 --> 07:39.861
‫نمیتونم هیچ مصالحه ‌ای بهتون پیشنهاد بدم.

07:39.861 --> 07:41.901
‫سالت اسیر جنگیه.

08:08.981 --> 08:12.781
‫و اسم دیپلمات‌ هایی که در انفجار
‫زیردریایی کشته شدن

08:12.781 --> 08:14.701
‫حالا تأیید شده.

08:14.701 --> 08:18.061
‫این اسم‌ ها شامل کاپیتان کارکنان
‫یونیت لوئیز مکی ،

08:18.061 --> 08:22.181
‫ژنرال آستین پیرس
‫و سرتکنسین مین تسو هستن...

08:22.181 --> 08:24.541
‫فکر نکنم هیچوقت
‫قراره یه جسدی پیدا شه؟

08:26.101 --> 08:27.381
‫فکر نکنم.

08:33.701 --> 08:35.101
‫اون دفترچه طراحی.

08:37.501 --> 08:38.861
‫اون همیشه در حال طراحی بود.

08:43.261 --> 08:46.821
‫این رو کجا ببرم؟

08:48.621 --> 08:51.061
‫گروهبان لیک ،
‫اون میتونه برسونتش.

08:51.061 --> 08:52.821
‫مادر لوئیز تو کرکالدی زندگی میکنه.

08:52.821 --> 08:54.541
‫من میبرمشون.

08:54.541 --> 08:57.341
‫شخصا میرم مادرش رو تو کرکالدی ببینم.

08:57.341 --> 09:00.501
‫تو کرکالدی؟ کی واسه این کار وقت پیدا میکنی؟

09:00.501 --> 09:02.181
‫اون تحت دستورات من مُرد.

09:02.181 --> 09:04.101
‫وقتش رو پیدا میکنم.

09:08.101 --> 09:09.541
‫به ما ده دقیقه وقت بدین.

09:21.181 --> 09:23.301
‫خبری از زیر دریا نیست؟

09:23.301 --> 09:24.661
‫آروم شده.

09:26.341 --> 09:28.101
‫و تو به یه محافظ شخصی نیاز داری.

09:28.101 --> 09:31.741
‫قرار نیست شب و روز تعقیب بشم.

09:31.741 --> 09:34.981
‫کیت، یه نفر سعی کرد
‫تو رو بکشه، نه کریستوفر.

09:34.981 --> 09:38.061
‫ما قاتل رو شناسایی کردیم.

09:38.061 --> 09:39.541
‫اینه.

09:40.861 --> 09:42.341
‫میکلوش کنستانتینوس.

09:43.861 --> 09:45.701
‫متولد آتن، 1985.

09:45.701 --> 09:49.861
‫از ارتش هلنیک سال 2010 مرخص شده.

09:49.861 --> 09:55.701
‫در 2011 به عنوان یه مزدور با
‫نیروهای طرفدار قذافی پیداش میشه.

09:55.701 --> 09:56.741
‫آدمکش اجاره‌ ای.

09:58.061 --> 09:59.501
‫ولی یکی از بهترین ‌ها.

09:59.501 --> 10:01.141
‫از 2019 غیبش زده بود.

10:02.501 --> 10:04.861
‫اگه ارتباطی با لیبی وجود داره،

10:04.861 --> 10:08.261
‫پس ممکنه اون توسط...

10:17.381 --> 10:18.661
‫خدا.

10:30.421 --> 10:31.901
‫خب، سؤال اینه...

10:34.861 --> 10:37.541
‫سؤال اینه که کی استخدامش کرده؟

10:40.581 --> 10:42.741
‫ولی این ربطی به ما نداره.

10:42.741 --> 10:45.181
‫لطفا بهم بگو این قطعا
‫هیچ ربطی به ما نداره!

10:45.181 --> 10:47.221
‫هیچوقت انقدر احمق نیستیم.

10:47.221 --> 10:49.501
‫اگه من میخواستم
‫کیت لتبریج-استیوارت مُرده باشه،

10:49.501 --> 10:51.301
‫میتونستم تو یه چشم به هم زدن
‫این کار رو بکنم.

10:51.301 --> 10:53.981
‫شما باید تن صداتون رو درست کنین، قربان.

10:53.981 --> 10:56.621
‫اون زن داره به این دنیا خدمت میکنه،
‫جوری که ما هرگز نمیتونیم تصور کنیم.

10:56.621 --> 10:58.421
‫اما با این حال، ممکنه تو دردسر باشیم.

11:00.181 --> 11:02.541
‫ما لینک ‌هایی داریم که نشون میده

11:02.541 --> 11:04.421
‫این مرد رو انستیتو لاس کلمنتی استخدام کرده

11:04.421 --> 11:07.101
‫همون کسایی که
‫تد کمپبل رو واسه مأموریتش فرستادن.

11:09.581 --> 11:12.701
‫تد کمپبل سرطان پانکراس
‫مرحله چهار داشت.

11:12.701 --> 11:14.861
‫خوشحال بود که جونش رو
‫واسه انستیتو بده.

11:14.861 --> 11:16.341
‫ولی انستیتو کیه؟

11:16.341 --> 11:19.381
‫یه اتاق فکر خصوصی که توسط
‫میلیاردرها تأسیس و حمایت میشه.

11:19.381 --> 11:22.021
‫و انگیزشون واضحه.
‫تئوری جایگزینی بزرگ.

11:22.021 --> 11:24.421
‫از جایگزین شدن بشر
‫توسط هومو آکوا میترسن.

11:24.421 --> 11:26.581
‫ولی اونا واقعا
‫هیچ ربطی به ما ندارن!

11:26.581 --> 11:29.221
‫اون انفجار، هیچ ارتباطی به ما نداره،

11:29.221 --> 11:31.021
‫به هیچ شکلی، فرمی یا صورتی!

11:32.501 --> 11:33.541
‫داره؟

11:34.701 --> 11:37.581
‫میتونم انستیتو رو ببندم،
‫تو دو ساعت با زور وارد شم.

11:37.581 --> 11:40.541
‫اونا رو تحویل یونیت بدم.
‫پرونده بسته بشه.

11:40.541 --> 11:42.301
‫لتبریج-استیوارت سالمه.

11:42.301 --> 11:43.941
‫ولی یه مشکل باقی میمونه.

11:45.381 --> 11:49.581
‫کمپبل همکار سر کیث اسپیرز بود،

11:49.581 --> 11:52.501
‫بزرگترین کمک ‌کننده مالی
‫و دوست خیلی خوب شما.

11:52.501 --> 11:54.261
‫آره، ولی اون که جزئی از ماجرا نیست، هست؟

11:55.821 --> 11:57.501
‫اون یه احمقه. اون مرد یه دلقکه!

11:57.501 --> 12:00.541
‫نه، ولی مشکل اینه که
‫اون 100,000 پوند سرمایه‌گذاری کرده بود

12:00.541 --> 12:02.501
‫تو انستیتو لاس کلمنتی تو 2015.

12:03.981 --> 12:06.101
‫تصور نمیکنم اون به انفجار
‫ربطی داشته باشه،

12:06.101 --> 12:09.421
‫حتی واسه یه ثانیه. اون خیلی ترسوئه.

12:09.421 --> 12:12.581
‫ولی مقامات اون لینک رو پیدا میکنن،

12:12.581 --> 12:15.941
‫و اگه اونا سر کیث رو تحقیق کنن...

12:15.941 --> 12:17.981
‫اون بخشی از جدایی هست.

12:17.981 --> 12:21.021
‫اون اتوماتیک یه لینک برمیگردونه به ما.

12:21.021 --> 12:22.821
‫خدای من.

12:22.821 --> 12:23.861
‫دقیقا.

12:25.581 --> 12:27.101
‫ما وصل شدیم.

12:27.101 --> 12:29.861
‫بدشانسیه.

12:31.861 --> 12:33.021
‫مرد احمق.

12:37.141 --> 12:38.501
‫چی کار کنیم؟

12:41.061 --> 12:44.701
‫سر کیث اسپیرز یه سرمایه‌گذار بزرگه
‫تو شرکت‌های خصوصی آب.

12:44.701 --> 12:48.501
‫خیلی ‌ها شرکت‌ های آب رو مقصر
‫تحریک کردن اقیانوس میدونن.

12:50.021 --> 12:51.301
‫خب؟

12:51.301 --> 12:53.701
‫نخست‌وزیر،
‫تنها چیزی که باید بدونم اینه که،

12:53.701 --> 12:57.021
‫شما به من اجازه میدین
‫با این قضیه کنار بیام؟

13:04.221 --> 13:05.581
‫بدون هیچ ارتباطی با من؟

13:07.261 --> 13:08.781
‫بدون هیچ ارتباطی با شما.

13:15.861 --> 13:16.981
‫پس انجامش بده.

14:09.021 --> 14:10.821
‫ازش مراقبت میکنن.

14:10.821 --> 14:12.341
‫کجا دارن میبرنش؟

14:12.341 --> 14:14.341
‫برج یونیت. اونجا امنه.

14:15.821 --> 14:16.981
‫این حرفو به خود ما گفتن.

14:48.421 --> 14:49.701
‫به خودت نگاه کن، رئیس!

14:51.061 --> 14:52.901
‫یالا، یه کم احترام بذار.

14:52.901 --> 14:54.621
‫- جناب سفیر!
‫- باشه.

14:54.621 --> 14:57.421
‫داشتم به بچه‌ها میگفتم،
‫دو هفته پیش تو دفتر نشسته بود

14:57.421 --> 15:00.741
‫اضافه کاریای منو امضا میکرد.
‫حالا تو تلویزیونی.

15:00.741 --> 15:04.421
‫به بچه‌ها گفتم، امیدوارم پولشو بگیره.

15:04.421 --> 15:06.341
‫آره، نه، خوبم، خوبم...

15:08.061 --> 15:09.701
‫آره، خوبم. آره. میدونی که.

15:11.181 --> 15:12.981
‫مطمئنی حالت خوبه، رئیس؟

15:12.981 --> 15:14.181
‫آخه یه جورایی دیوونه‌کننده بود.

15:14.181 --> 15:16.101
‫میگفتن درست ته دریا بودی.

15:17.181 --> 15:18.381
‫خیلی...

15:21.101 --> 15:22.781
‫خیلی عجیب بود، آره.

15:22.781 --> 15:25.301
‫و اون تو اونجاست؟ اون ماهی؟

15:27.861 --> 15:29.261
‫آره.

15:29.261 --> 15:30.541
‫اون سوشیه، رفیق.

15:32.221 --> 15:35.021
‫این، ام... یه جورایی توهین ‌آمیزه، رفیق.

15:35.021 --> 15:38.781
‫نه، ولی آخه! اون همه آدمو کشته.

15:38.781 --> 15:40.181
‫داره مستقیم میره آزمایشگاه

15:40.181 --> 15:42.301
‫و قراره تیکه تیکه شه.

15:52.981 --> 15:54.501
‫ام، من میخوام برگردم سر کارم،
‫جدی میگم.

15:54.501 --> 15:55.621
‫همین الآن شروع میکنم.

15:55.621 --> 15:57.061
‫کلیدارو بده من برش دارم ببرم بیرون.

15:57.061 --> 15:59.021
‫- نه، خودم انجامش میدم.
‫- نه، میدونم که میتونی.

15:59.021 --> 16:03.501
‫ولی، ام، من میتونم انجامش بدم.
‫فقط کلیدا رو بده، آره؟

16:03.501 --> 16:05.941
‫- ولی اونا منو برای این کار امضا کردن.
‫- آره، ولی کی امضاهارو تأیید میکنه؟

16:05.941 --> 16:07.821
‫که اونم منم.

16:07.821 --> 16:09.301
‫یالا، رئیس کیه؟

16:14.581 --> 16:15.941
‫بهم گفت کلیدا رو بدم بهش!

16:15.941 --> 16:18.461
‫بارکلی، داری چیکار میکنی؟

16:18.461 --> 16:20.461
‫بارکلی، وایسا و بیا بیرون!

16:20.461 --> 16:22.461
‫هی، بابا بیخیال! منو به دردسر ننداز!

16:22.461 --> 16:23.541
‫برو، برو!

16:25.661 --> 16:29.461
‫- اسلحه ها بالا!
‫- بیا پایین! از کامیون بیا پایین!

16:32.501 --> 16:34.661
‫بارکلی، این راه حل نیست.

16:34.661 --> 16:38.061
‫حالا بیا پایین و قول میدم
‫بتونیم با هم صحبت کنیم.

16:38.061 --> 16:41.141
‫میتونیم با سالت حرف بزنیم، باشه؟
‫فقط دور و برتو ببین.

16:41.141 --> 16:44.101
‫محاله بتونی از ما رد بشی!

16:44.101 --> 16:46.741
‫مثلا میخوای جلوی خبرنگارا به من شلیک کنی!

16:46.741 --> 16:49.661
‫- مثلا میخوای از وسط اونا رد بشی!
‫- آره؟

16:49.661 --> 16:51.341
‫کی گفت میخوام مستقیم برم؟

17:04.781 --> 17:06.621
‫خدای من! تقصیر من ننداز!

17:06.621 --> 17:08.261
‫بارکلی، نکن، نکن، نکن!

17:29.381 --> 17:31.021
‫برید کنار رودخونه.

17:31.021 --> 17:33.101
‫پخش بشید.
‫همین الآن قایقارو بیارید رو آب.

17:34.901 --> 17:37.061
‫ببخشید، قربان، ما یه مشکل داریم.

17:37.061 --> 17:40.541
‫بارکلی پیر لعنتی
‫اسم مسخره دوپون!

17:43.101 --> 17:46.101
‫اخبار فوری الآن،
‫با گزارش ‌هایی که تنها بازمانده

17:46.101 --> 17:49.061
‫فاجعه اچ تو ا فرار کردن.

17:49.061 --> 17:51.781
‫خدای من، پرید! واقعا پرید!

17:51.781 --> 17:53.021
‫چرا این کارو کرد؟

17:57.661 --> 18:01.461
‫آیا بارکلی دوپون همدسته؟
‫کاملا اینطور به نظر میاد.

18:09.341 --> 18:11.181
‫آمریکایی‌ها اون مؤسسه رو تعطیل کردن،

18:11.181 --> 18:13.181
‫پس به نظر میاد در امانی.

18:13.181 --> 18:15.581
‫و اگه دست از کار نکشی،
‫به دخترت زنگ میزنم

18:15.581 --> 18:17.501
‫تا بیاد و تورو ببره بیرون.

18:17.501 --> 18:18.781
‫اون دبیه.

18:22.501 --> 18:24.461
‫اون در مورد تو و کریستوفر میدونست؟

18:27.581 --> 18:28.861
‫فکر میکردم هیچکس نمیدونه.

18:31.061 --> 18:33.821
‫در هر صورت، همه از ته دل برات خوشحال بودیم.

18:36.221 --> 18:37.621
‫خیلی متأسفم.

18:40.541 --> 18:43.461
‫- امضا میکنم.
‫- کجا میری؟

18:43.461 --> 18:45.261
‫هتل.

18:45.261 --> 18:48.821
‫فقط باید از اینجا برم بیرون.

18:48.821 --> 18:52.901
‫ببخشید، قربان؟ موریس داشت میپرسید
‫که باید این موضوع رو پیگیری کنیم؟

18:52.901 --> 18:55.421
‫این یه... یه اقدام تروریستیه.

18:55.421 --> 18:57.501
‫اون کار پلیسه، به ما ربطی نداره.

18:59.621 --> 19:01.021
‫نه صبر کنین

19:02.941 --> 19:05.221
‫- تحقیق کنید.
‫- بله، قربان.

19:05.221 --> 19:06.861
‫و با این حرف، شب بخیر.

19:09.221 --> 19:11.021
‫سنسورها در سد تیمز فعال شدن!

19:11.021 --> 19:13.061
‫- قربان، ما اشکال حیات داریم!
‫- چه اشکال حیاتی؟

19:13.061 --> 19:14.541
‫دارن میان، مستقیم از کانال!

19:14.541 --> 19:16.301
‫عصر بخیر به همگی، خوشحالم برگشتم.

19:16.301 --> 19:19.141
‫در مجموع نه تا شکل حیات،
‫دارن به سمت ما میان.

19:19.141 --> 19:21.541
‫اعضا، کارکنان و امنیت رو
‫به سالن امپرس فرا بخونید.

19:21.541 --> 19:24.301
‫آماده ‌باش درجه یک.
‫همه در حداکثر آماده‌ باش باشن.

19:24.301 --> 19:25.701
‫ولی سفیر کیه؟

19:25.701 --> 19:27.341
‫سر جاناتان چهل دقیقه دیگه میرسه.

19:27.341 --> 19:29.381
‫دارم به دریاسالار تاوارز زنگ میزنم
‫ولی جواب نمیده.

19:29.381 --> 19:30.701
‫من انجامش میدم.

19:30.701 --> 19:33.421
‫ولی تو خسته ‌ای.
‫فرصت نکردی استراحت کنی.

19:33.421 --> 19:34.773
‫داری میگی من برای
‫انجام وظیفه مناسب نیستم؟

19:34.797 --> 19:35.239
‫ آره.

19:35.263 --> 19:35.861
‫ ثبت شد.

19:49.821 --> 19:53.821
‫ما هشت تا هومو آکوافرم
‫و یک شکل حیات کاملا جدید داریم.

20:10.541 --> 20:15.061
‫هومو آمفیبیا، مذکر به نظر میاد.
‫شاخص توده بدنی ۲۲.۴.

20:15.061 --> 20:17.141
‫فشار خون، ضربان قلب، هردو قوی‌ هستن.

20:17.141 --> 20:19.341
‫کورتیزول و آدرنالینش خیلی بالاست.

20:19.341 --> 20:20.381
‫اون یه جنگجوه.

20:23.781 --> 20:26.821
‫اسم من کیت لثبریج-استیوارت، فرمانده کل

20:26.821 --> 20:29.701
‫گروه ویژه اطلاعات متحدم، ولی امشب

20:29.701 --> 20:32.901
‫به نمایندگی از ملت ‌های زمین
‫اینجا جلوتون وایسادم با یه...

20:32.901 --> 20:34.381
‫چرا همتون دیوونه ‌اید؟

20:37.461 --> 20:40.381
‫- خب.
‫- شما اومدین به دنیای ما...

20:42.141 --> 20:48.621
‫... و خودتونو کشتین
‫تا هر اتفاقی که داره میافته بدتر بشه.

20:48.621 --> 20:52.181
‫چرا به نام آب ‌ها باید این کارو بکنین؟

20:52.181 --> 20:55.741
‫چرا شما موجودات اینقدر دیوونه ‌اید؟

20:55.741 --> 20:58.981
‫- صفحه پنج، پاراگراف دو؟
‫- نه، برو صفحه شش.

20:58.981 --> 21:01.061
‫- صفحه ۲۲ رو امتحان کن، از اول.
‫- من، ام...

21:05.781 --> 21:08.461
‫- بفرمایید.
‫- اون داره از دستور سرپیچی میکنه.

21:08.461 --> 21:09.501
‫چه بهتر.

21:10.981 --> 21:12.221
‫من فقط میتونم بگم...

21:13.861 --> 21:16.501
‫... که اگه فرهنگ این دنیا رو مطالعه کنین،

21:16.501 --> 21:21.901
‫هزاران سال داستان و افسانه و علم

21:21.901 --> 21:26.941
‫و فلسفه، و هیچکدوم از ما نمیتونیم
‫جواب سؤال شما رو بدیم.

21:26.941 --> 21:30.901
‫ما گونه ‌ای هستیم که هوشش
‫ با چنان سرعتی داره پیش میره،

21:30.901 --> 21:34.341
‫که هزار سال از احساساتمون جلوتره،

21:34.341 --> 21:38.061
‫و همین باعث میشه
‫هی زمین بخوریم و شکست بخوریم،

21:38.061 --> 21:39.581
‫بارها و بارها.

21:40.781 --> 21:42.301
‫و من متأسفم.

21:45.821 --> 21:47.461
‫این جواب رو قبول میکنم.

21:49.061 --> 21:51.501
‫و دارم با سفیر...؟

21:51.501 --> 21:55.501
‫اسم من یه موجیه روی
‫جریان‌ های مرجانی و شنی،

21:55.501 --> 21:57.541
‫ولی میتونین منو تاید صدا کنین.

21:58.861 --> 22:01.421
‫سفیر تاید.

22:01.421 --> 22:04.101
‫حالا، اون کجاست؟

22:04.101 --> 22:06.941
‫- کی؟
‫- سفیر سالت.

22:06.941 --> 22:08.341
‫من... نمیتونم بگم.

22:08.341 --> 22:10.141
‫اون زندانی شماست؟

22:10.141 --> 22:11.221
‫از لحاظ فنی.

22:12.421 --> 22:13.901
‫باید بفهمید،

22:13.901 --> 22:16.621
‫من اینو برای آزادی اون نمیخوام.

22:16.621 --> 22:18.061
‫پس چی میخوای؟

22:18.061 --> 22:20.947
‫اون انتخاب کرد که
‫جون یه انسان رو نجات بده

22:20.971 --> 22:23.781
‫و آکواکایند رو ول کرد تا بمیره.

22:23.781 --> 22:26.901
‫در حالی که اون داشت کمکش میکرد،
‫ما کشته شدیم.

22:26.901 --> 22:29.861
‫سالت بر خلاف قوانین ذات ما عمل کرده،

22:29.861 --> 22:31.861
‫و سرنوشتی که باید تحمل کنه

22:31.861 --> 22:35.821
‫زیر دریا رقم میخوره، نه روی خشکی.

22:35.821 --> 22:37.341
‫حالا، من میخوام بدونم...

22:38.861 --> 22:40.221
‫... اون کجاست؟

22:52.221 --> 22:53.741
‫گمش کردین؟

22:53.741 --> 22:55.061
‫با کمک اون.

22:55.061 --> 22:58.141
‫چی این دو نفرو به هم وصل کرده؟

23:11.141 --> 23:14.101
‫داریم سعی میکنیم پیداشون کنیم.

23:14.101 --> 23:15.861
‫اما مشکل اینه، سفیر...

23:17.941 --> 23:22.141
‫... اگه قصد تنبیه کردنش رو دارین،
‫نمیتونم تحویلش بدم.

23:22.141 --> 23:24.341
‫پس دوباره، ما در حال جنگیم.

23:26.581 --> 23:30.261
‫تو خودت یه جورایی جنگجویی،
‫و با این حال

23:30.261 --> 23:32.261
‫پر از ناامیدی.

23:32.261 --> 23:33.661
‫ناامیدی که تازه هست.

23:37.701 --> 23:38.821
‫من یکی رو از دست دادم.

23:40.421 --> 23:41.741
‫این خوبه.

23:42.941 --> 23:45.221
‫تلاش میکنی تا جلوی
‫از دست دادن‌ های آینده رو بگیری.

23:47.341 --> 23:49.941
‫چون ما از انتظار خسته شدیم.

23:49.941 --> 23:53.901
‫و اگه مجبور بشیم جنگ بینمونو بالا ببریم،
‫این کارو میکنیم.

23:55.821 --> 23:57.541
‫یعنی چی؟

23:57.541 --> 23:59.261
‫شما سالت رو ملاقات کردین.

23:59.261 --> 24:00.461
‫تاید رو ملاقات کردین.

24:01.861 --> 24:04.061
‫از سومین سفیر ما بترسین...

24:07.381 --> 24:08.421
‫... راست.

24:09.501 --> 24:11.701
‫چون آب فقط تو دریاها نیست.

24:11.701 --> 24:13.501
‫آب تو هوا هست.

24:13.501 --> 24:18.221
‫و ما میتونیم از اون آب یه سلاح بسازیم
‫برای درست کردن زنگ‌ زدگی.

24:18.221 --> 24:22.101
‫که شهرها و ماشین ‌ها
‫و موشک‌ هاتون رو از بین ببره،

24:22.101 --> 24:26.101
‫تا وقتی که تمدنتون رو از زنگ ‌زدگی

24:26.101 --> 24:27.661
‫به خاک تبدیل کنه.

24:27.661 --> 24:29.981
‫این مذاکرات تموم شده.

24:29.981 --> 24:33.101
‫شما سالت رو پیدا میکنین.
‫اون رو به ما برمیگردونین.

24:33.101 --> 24:36.821
‫شما نقشه‌ هارو برای تغییر دنیاتون

24:36.821 --> 24:39.021
‫- ظرف پنج سال جلو میبرین.
‫- این غیرممکنه.

24:39.021 --> 24:40.421
‫ممکنش کنید.

24:44.941 --> 24:46.461
‫یه چیز دیگه.

24:46.461 --> 24:47.501
‫بله؟

24:49.581 --> 24:50.821
‫اسمشو عوض کنین.

24:51.941 --> 24:53.101
‫اسم چی رو؟

24:54.341 --> 24:55.381
‫زمین.

24:56.541 --> 24:57.821
‫خیلی خشکه.

25:09.301 --> 25:12.581
‫- ما رو نابود کردن.
‫- ما رو زنگ ‌زده کردن.

25:16.861 --> 25:18.981
‫باید سالت رو پیدا کنیم.

25:18.981 --> 25:20.661
‫چرا؟

25:20.661 --> 25:23.101
‫نمونه‌ ها رو آزمایش کردیم
‫ولی هیچوقت سورنس رو

25:23.101 --> 25:25.021
‫روی یه هومو آمفیبیان بالغ
‫امتحان نکردیم.

25:25.021 --> 25:28.701
‫ولی اونا رهبرانن، اونا گونه اصلی‌ان.

25:28.701 --> 25:35.181
‫اگه بتونیم از سالت استفاده کنیم،
‫میتونم این جنگ رو... فردا تموم کنم.

25:40.181 --> 25:42.541
‫فکر کنم دیسانتری گرفتم.

25:42.541 --> 25:44.581
‫و ای. کولای،

25:44.581 --> 25:48.741
‫و احتمالا جذام،
‫چون اون رودخونه خیلی کثیف بود!

25:48.741 --> 25:52.461
‫گردنم...
‫حس میکنم شکسته شده.

25:54.581 --> 25:57.301
‫هی، اوی، اوی! داری چیکار میکنی؟!
‫چیکار میکنی؟!

25:57.301 --> 25:59.901
‫شیشه خیلی جالبه!

26:02.341 --> 26:06.541
‫تصور کن وقتی بیدار شدیم
‫و این دنیا رو با

26:06.541 --> 26:09.581
‫تمام سازه ‌هاش دیدیم.

26:09.581 --> 26:12.061
‫باشه، خب، فقط...
‫فقط حواست به پاهات باشه،

26:12.061 --> 26:13.901
‫نمیخوای که زخمی بشی.

26:13.901 --> 26:15.421
‫خدایا!

26:15.421 --> 26:17.021
‫تو همیشه اینقدر میترسی.

26:17.021 --> 26:21.021
‫آره، میترسم. خیلی ترسیدم.

26:21.021 --> 26:24.621
‫تو نمیمیری. من تمیزت کردم.

26:24.621 --> 26:31.261
‫از پروتوزوآ. نفست رو گرفتم
‫و آبشش‌ های من کثیفی ‌ها رو فیلتر کردن.

26:32.861 --> 26:35.581
‫عالیه.

26:35.581 --> 26:38.141
‫میدونی که جون منو اون زیر نجات دادی،

26:38.141 --> 26:39.861
‫وقتی منو بوسیدی؟

26:39.861 --> 26:42.381
‫اسمشو بوسه میذاری؟

26:42.381 --> 26:45.701
‫فشار دو دهانه که به هم چسبیدن
‫تا یه محافظ پرفشار رو

26:45.701 --> 26:48.861
‫برای حفظ ظرفیت ریه ‌ات نگه دارن؟

26:48.861 --> 26:51.221
‫حالا، حالا، حرفای سکسی نزن.

26:54.061 --> 26:56.941
‫گردن خوبی داری.

26:56.941 --> 26:59.101
‫- قویه.
‫- آره، آره.

27:01.821 --> 27:04.901
‫باید تیغه ‌های شبیه آبشش داشته باشی.

27:04.901 --> 27:11.101
‫بالاخره، تو همین الانشم
‫باله ‌های خیلی خوبی داری.

27:13.221 --> 27:15.341
‫این شوخیه؟ شوخی؟ این...

27:15.341 --> 27:16.941
‫این یه شوخی بود.

27:16.941 --> 27:20.421
‫یعنی، وای، ما همین‌طوری...
‫ داریم فرار میکنیم.

27:20.421 --> 27:22.461
‫آدم ‌ها از هر دو دنیای ما دنبالمونن

27:22.461 --> 27:24.381
‫و اون حس شوخ‌ طبعی پیدا کرده.

27:24.381 --> 27:26.501
‫من آزاد شدم!

27:28.501 --> 27:30.221
‫وای، وای، وای! سالت!
‫سالت، یالا، یالا!

27:30.221 --> 27:31.501
‫ما قرار بود قایم شیم!

27:31.501 --> 27:33.141
‫این زبونه کشیدن ئه.

27:33.141 --> 27:34.781
‫- تو نمیکنی؟
‫- نه.

27:37.461 --> 27:39.661
‫خدایا...!

27:52.021 --> 27:56.501
‫زیر آب چطوریه؟
‫تو... تو خانواده داری؟

27:56.501 --> 28:00.781
‫ما همینجوری با هم جفت میشیم
‫و هزاران بچه به دنیا میاریم.

28:00.781 --> 28:03.501
‫ولی ما توانایی بیشتر رو داریم.

28:05.261 --> 28:09.941
‫ما شادی داریم،
‫عصبانیت داریم، عشق داریم، ما...

28:11.901 --> 28:14.821
‫ما آب داریم، بارکلی.

28:14.821 --> 28:19.781
‫ما توی آب، از آب، برای آب زندگی میکنیم،

28:19.781 --> 28:21.821
‫با یه عالمه شور و اشتیاق.

28:23.901 --> 28:25.501
‫باید شبیه میمون
‫به نظر بیایم واسه شما.

28:25.501 --> 28:27.509
‫منظورم اینه که ما میمونیم،

28:27.533 --> 28:29.541
‫که داریم رو خشکی
‫با بی‌عرضگی راه میریم، مثل...

28:29.541 --> 28:31.781
‫خب، مثل میمون.

28:33.541 --> 28:35.741
‫شما تا ستاره ‌ها رفتین.

28:35.741 --> 28:39.381
‫شما کل کهکشان ‌ها رو
‫تو آسمون نقشه ‌برداری کردین.

28:41.581 --> 28:43.421
‫ما هیچوقت این کارو نکردیم.

28:45.221 --> 28:48.741
‫شاید ما زیادی به آبمون مغرور بودیم.

28:48.741 --> 28:51.261
‫شاید این، ما رو سنگین میکرد.

28:53.341 --> 28:55.901
‫اگه برگردی، چی میشه؟

28:55.901 --> 28:58.861
‫آکواکایند باهات چیکار میکنن؟

29:00.661 --> 29:02.941
‫باید تنها شنا کنم.

29:02.941 --> 29:07.221
‫خب، ولی نه اینکه،
‫مثلا، اعدام بشی یا...؟

29:07.221 --> 29:08.901
‫بدتر از اون.

29:08.901 --> 29:14.541
‫باید تو اون پهناوری،
‫برای همیشه، تنها شنا کنم.

29:14.541 --> 29:16.181
‫مثل کوسه؟

29:18.261 --> 29:21.261
‫یه کوسه روحی داره که مُرده‌ هست.

29:21.261 --> 29:24.181
‫من با یه روح مُرده زندگی میکنم.

29:26.741 --> 29:28.501
‫فکر کنم اینو میفهمی.

29:30.341 --> 29:32.221
‫یه تنهایی تو وجودته.

29:35.501 --> 29:37.021
‫آره.

29:38.621 --> 29:42.421
‫شما آدما خیلی... ساخته شده ‌اید.

29:44.141 --> 29:47.301
‫پارچه به بدنتون میمالید،

29:47.301 --> 29:49.421
‫چرم به پاهاتون.

29:51.141 --> 29:54.621
‫و با چنان تکبری تو هوا راه میرین،

29:54.621 --> 30:00.261
‫اما زیرش، با گرمای حیوونی میسوزین.

30:00.261 --> 30:04.541
‫شما موجودات آتیش و شک هستین

30:04.541 --> 30:10.261
‫و حسادت و ترس و خنده و شهوت و...

30:15.421 --> 30:20.141
‫ما برای مدت خیلی طولانی
‫شما رو نگاه کردیم، زیر دریا.

30:22.621 --> 30:26.501
‫گرمای شما رو حس میکردیم،
‫که روی خشکی میسوزید.

30:29.581 --> 30:32.581
‫فکر کنم ما همیشه شما رو پیدا میکردیم.

30:32.581 --> 30:36.701
‫چون گرمای شما مقاومت ‌ناپذیره.

30:42.221 --> 30:43.901
‫این ترسه؟

30:46.301 --> 30:47.781
‫چی؟

30:49.301 --> 30:51.181
‫ضربان قلبت.

30:51.181 --> 30:53.381
‫داره تند میزنه.

30:53.381 --> 30:57.621
‫ام، دقیقا ترس نیست.

30:59.181 --> 31:01.781
‫قلبت داره الان فریاد میزنه.

31:01.781 --> 31:03.701
‫آره، آره، البته، قلبم.

31:03.701 --> 31:09.421
‫و مغزم، چون داشتیم میمردیم،
‫ ۸ کیلومتر پایین تر.

31:09.421 --> 31:12.061
‫و من این صدای زنگ زدن تو گوشمه،
‫و این درد،

31:12.061 --> 31:14.701
‫و وقتی اون ساختار
‫پرفشار رو درست کردی، همه چی

31:14.701 --> 31:17.501
‫خیلی بهتر شد
‫وقتی لباتو به لبام فشار دادی...

31:26.741 --> 31:29.421
‫تو برام خیلی خاصی.

31:31.421 --> 31:33.381
‫واقعا فکر میکردم پوستت سرده.

31:33.381 --> 31:35.581
‫میتونم بدنمو تنظیم کنم.

31:35.581 --> 31:37.259
‫برای تو.

31:37.283 --> 31:42.341
‫آره، منم یه جورایی دارم
‫بدنمو برای تو تنظیم میکنم.

31:44.501 --> 31:46.061
‫خب، میبینم.

31:48.621 --> 31:50.221
‫اشکالی نداره؟

31:51.861 --> 31:53.501
‫عالیه.

33:38.381 --> 33:40.981
‫اسمی که انتخاب کردم مناسب بود،

33:40.981 --> 33:43.901
‫چون تو مزه نمک میدی.

33:46.381 --> 33:49.061
‫خب، تو مزه...

33:49.061 --> 33:51.861
‫نمیدونم.

33:51.861 --> 33:53.901
‫افق‌ ها.

33:59.581 --> 34:02.141
‫دارن دنبالمون میگردن؟

34:02.141 --> 34:03.461
‫کل شهر تو آماده‌ باش قرمزه،

34:03.461 --> 34:05.421
‫پس آره، فکر کنم دارن دنبالت میگردن.

34:08.461 --> 34:10.021
‫تو با ارتش کار میکنی.

34:10.021 --> 34:12.101
‫هیچکس نیست که بهش اعتماد کنی؟

34:14.301 --> 34:17.021
‫نمیدونم. آدمای ما سخت‌گیرن.

34:19.341 --> 34:21.701
‫اونا بالاتر از ارتش هستن،
‫بالاتر از پلیس‌ هستن.

34:21.701 --> 34:25.261
‫اونا مثلا تو اوجن و اگه
‫از قانون سرپیچی کنی، محو میشی.

34:27.021 --> 34:29.501
‫اون زنی که مسئوله.

34:29.501 --> 34:32.261
‫آره، اون کیت لثبریج-استیوارت ئه.

34:32.261 --> 34:34.901
‫اون روح خوبی داره.

34:34.901 --> 34:36.701
‫آره.

34:36.701 --> 34:38.741
‫چطوری میشه بهش دسترسی پیدا کرد؟

34:42.061 --> 34:44.461
‫مجبور نیستی با من بمونی.

34:44.461 --> 34:47.381
‫میتونی همینجوری...

34:49.021 --> 34:51.301
‫... شنا کنی و بری.

34:51.301 --> 34:54.741
‫لحظه ‌ای که وارد آب بشم،
‫اونا میفهمن.

34:56.581 --> 34:59.021
‫منو پیدا میکنن.

34:59.021 --> 35:01.021
‫و مجازات میکنن.

35:05.181 --> 35:07.781
‫باشه، ام، گزینه ‌ها.

35:07.781 --> 35:13.781
‫پس، ما باید از شهر بزنیم بیرون، درسته؟

35:13.781 --> 35:16.701
‫چون همه تو آماده‌ باش قرمزن
‫و اون بیرون بی ‌قانونیه.

35:16.701 --> 35:18.221
‫تو دشمن شماره یک عمومی هستی،
‫منم همینطور.

35:18.221 --> 35:19.701
‫تو خیابون بهمون شلیک میکنن.

35:19.701 --> 35:21.021
‫پس باید یه راهی پیدا کنیم. یعنی...

35:21.021 --> 35:22.981
‫یه لحظه صبر کن،
‫میتونیم بریم شمال ولز.

35:22.981 --> 35:24.781
‫چون اونجا یه سری آدم میشناسم،
‫این پسره رو اونجا میشناسم،

35:24.781 --> 35:26.621
‫و اون پنج سال
‫تو ارتش عادی خدمت کرده.

35:26.621 --> 35:29.341
‫یعنی، اون مارو پنهان میکنه،
‫اون از دید خارج شده. خل و چله، ولی حداقل

35:29.341 --> 35:31.341
‫اگه بتونیم برسیم اونجا،
میتونیم برنامه‌ریزی کنیم که بعدش چیکار کنیم

35:31.341 --> 35:33.341
‫و بعدش، بعدش،
‫بعدش میتونیم یه پیام به کیت برسونیم،

35:33.341 --> 35:34.709
‫چون میتونیم... میتونیم... میتونیم

35:34.733 --> 35:36.101
‫اون موقع باهاش حرف بزنیم،
‫میتونیم سعی کنیم.

35:36.101 --> 35:39.421
‫میتونم تو این شمال ولز زندگی کنم؟

35:39.421 --> 35:43.101
‫اوه، آره. آره، دریاچه و آبشار داره.

35:43.101 --> 35:46.621
‫- قشنگه.
‫- میتونم تو دریاچه ‌ها و آبشارها زندگی کنم.

35:46.621 --> 35:49.101
‫میتونم بشم جادوگر آبشار!

35:49.101 --> 35:51.901
‫آره، میتونی بشی جادوگر آبشار. من فقط...

35:51.901 --> 35:53.581
‫با من تو آبشار زندگی کن.

35:58.941 --> 36:00.461
‫اما چطوری میرسیم اونجا؟

36:00.461 --> 36:03.221
‫هم خشکی و هم دریا به روی ما بسته‌ هست.

36:03.221 --> 36:04.461
‫آره، و گوشیم هم احتمالا شنود میشه،

36:04.461 --> 36:06.341
‫و به محض اینکه زنگ بزنم
‫میفهمن کجاییم.

36:06.341 --> 36:07.581
‫فقط...

36:09.341 --> 36:12.741
‫بهت گفتم که اون بیرون بی ‌قانونیه؟

36:29.301 --> 36:31.381
‫اوی، اوی، اوی، اوی، اوی،
‫اوی، اوی، اوی، اوی، اوی!

36:31.381 --> 36:33.781
‫گرفتمت، گرفتمت، گرفتمت.
‫یالا، فقط آروم باش،

36:33.781 --> 36:36.101
‫همه چی خوب میشه.
‫فقط گوشیتو میخوام، رفیق.

36:36.101 --> 36:39.181
‫باشه؟ تکون نخور،
‫ سعی نکن فرار کنی،

36:39.181 --> 36:41.581
‫وگرنه اون تو رو زنده میخوره، رفیق.

36:41.581 --> 36:43.781
‫اون تو رو مثل طعمه میخوره، رفیق.

36:43.781 --> 36:45.661
‫درسته، هیولا؟

36:45.661 --> 36:47.901
‫هی، آره.

36:47.901 --> 36:50.861
‫وایسا. این چیه؟ بریم.

36:50.861 --> 36:53.941
‫چی روش داری، قفل چهره؟
‫برای دوربین لبخند بزن.

36:53.941 --> 36:56.181
‫ممنون بابت خدماتت به پادشاه و کشور.

36:56.181 --> 36:58.501
‫اگه به کسی در مورد این بگی،
‫اون نصفه شب پیدات میکنه

36:58.501 --> 37:00.981
‫و تو رو میخوره. یالا، حالا برو!

37:06.381 --> 37:07.461
‫ما تیم خوبی هستیم.

37:07.461 --> 37:08.741
‫دوباره هیسس کنم؟

37:08.741 --> 37:10.701
‫ام، نه. کارمون تموم شد.

37:10.701 --> 37:13.821
‫پس اونا قطعا دارن گوشی
‫خانوادم رو زیر نظر میگیرن،

37:13.821 --> 37:16.261
‫اما کربی یه گوشی دوم مخفی داره،

37:16.261 --> 37:18.501
‫چون باربارا، که زن سابقمه،
‫اصرار داره پیامای کربی رو بخونه

37:18.501 --> 37:21.341
‫میگه هنوز به اندازه کافی بزرگ نشده،
‫که کربی رو دیوونه میکنه

37:21.341 --> 37:22.724
‫واسه همین من یواشکی
‫یه کار پدری کردم،

37:22.748 --> 37:23.981
‫فقط برای اینکه تو دلش جا بگیرم،

37:23.981 --> 37:26.541
‫و برای کربی یه خط دوم گرفتم.

37:26.541 --> 37:27.941
‫باشه.

37:46.701 --> 37:49.021
‫- الو؟
‫- کربی، منم.

37:49.021 --> 37:50.621
‫خدای من!

37:50.621 --> 37:53.861
‫اسم... منو نگو. خوبم، خوبم.

37:53.861 --> 37:55.821
‫من... خیلی خوبم، حالم خوبه،

37:55.821 --> 37:58.621
‫- ولی باطری این گوشی زیاد نیست.
‫- کجایی؟

37:58.621 --> 38:01.741
‫باید گوش کنی،
‫باید خیلی مراقب باشیم، عزیزم، باشه؟

38:01.741 --> 38:03.981
‫چون ممکنه اتاق رو سیم‌کشی کرده باشن.
‫نه، اونا-اونا-اونا

38:03.981 --> 38:06.421
‫قطعا اتاق رو سیم‌کشی کردن،
‫پس باید خیلی مواظب باشیم.

38:06.421 --> 38:08.821
‫- اگه میشه، فقط باید با مامان حرف بزنم.
‫- خوابه.

38:08.821 --> 38:13.021
‫باشه، فقط بهش بگو که،
‫ام، با همین شماره بهم زنگ بزنه.

38:13.021 --> 38:16.301
‫ولی فقط بهش بگو
‫از تو حموم بهم زنگ بزنه، باشه؟

38:16.301 --> 38:19.821
‫فقط بهش بگو،
‫تو جای عمومی حرف نزنه. فهمیدی، کربی؟

38:21.261 --> 38:23.141
‫تو با اونی ؟

38:23.141 --> 38:25.901
‫آره. و خوبه. قسم میخورم.

38:25.901 --> 38:29.301
‫من، ام... دوستت دارم، کربی.
‫خیلی دوستت دارم.

38:29.301 --> 38:30.981
‫خواهش میکنم؟

38:35.981 --> 38:38.981
‫- مامان؟
‫- آره عزیزم. چیه؟ حالت خوبه؟

38:38.981 --> 38:42.101
‫خب، من باید ماشین رو قرض بگیرم،
‫ولی بهت قول میدم،

38:42.101 --> 38:45.381
‫بهت پسش میدم. یعنی،
‫شاید همین الان پسش نگیری،

38:45.381 --> 38:46.501
‫ولی قطعا پسش میگیری.

38:46.501 --> 38:49.581
‫- فقط باید از شهر بزنم بیرون.
‫- و تو با... سالت هستی؟

38:49.581 --> 38:52.461
‫آره، متأسفم، باید ازش محافظت کنم.
‫بهم اعتماد کن.

38:52.461 --> 38:54.209
‫خواهش میکنم، منطقی میشه.
‫حالا گوش کن،

38:54.233 --> 38:55.981
‫اونا نمیتونن جلوی
‫بیرون رفتنتو بگیرن

38:55.981 --> 38:58.381
‫از هتل رو بگیرن،
‫ولی برای رانندگی تو شب تو شهر

38:58.381 --> 39:01.261
‫با ماشین، به مجوز نیاز داری.
‫پس اگه بری سراغ وسایلم،

39:01.261 --> 39:03.781
‫اونجا یه پوشه چرمی
‫کوچیک هست که زیپ داره.

39:03.781 --> 39:05.421
‫- میدونی کدومو میگم؟
‫- گرفتمش.

39:05.421 --> 39:07.781
‫گرفتیش؟ خب، پس توش
‫ یه مجوز هست، شبیه یه...

39:07.781 --> 39:09.781
‫شبیه یه کارت سفیده،
‫دورش قرمزه،

39:09.781 --> 39:11.901
‫یه حرف ی وسطشه. اگه فقط اونو بذاری

39:11.901 --> 39:14.421
‫تو شیشه جلو،
‫میتونی از هر جایی رد بشی.

39:16.861 --> 39:19.261
‫ولی کجا میخوای منو ببینم؟

39:19.261 --> 39:21.061
‫خب، گوش کن، بیشتر جاده ‌ها بسته هستن،

39:21.061 --> 39:23.181
‫ولی میتونی از پل فستیوال رد بشی.

39:23.181 --> 39:24.621
‫سی دقیقه دیگه خوبه؟

39:24.621 --> 39:27.061
‫- یعنی، ما از سمت جنوب میایم.
‫- تو و اون؟

39:27.061 --> 39:30.349
‫ببین، بهت قول میدم، قسم
‫میخورم، اون طرف ماست.

39:30.373 --> 39:31.461
‫ باشه.

39:44.861 --> 39:46.821
‫انجامش دادیم.

39:52.981 --> 39:54.741
‫خب.

39:56.861 --> 39:59.981
‫- قربان...
‫- به خاطر خدا!

39:59.981 --> 40:02.781
‫- بارکلیه، قربان.
‫- لعنتی، معلوم بود!

40:02.781 --> 40:05.221
‫یه ساعت خواب. ممنونم،
‫آقای دوپون. حالا چی داریم؟

40:05.221 --> 40:06.861
‫اون با خانوادش تماس گرفت.

40:06.861 --> 40:09.101
‫قرار ملاقات، پل فستیوال، ۲۰ دقیقه دیگه.

40:09.101 --> 40:10.581
‫کاپیتان هنیگان داره یه تیم از شمال میاره.

40:10.581 --> 40:12.261
‫اونجا کمتر از یک کیلومتر با اینجاست.

40:12.261 --> 40:13.821
‫بارکلی رو میشناسی،
‫بهت اعتماد داره. برو!

40:13.821 --> 40:15.461
‫ما کاپیتان خومالو رو
‫تو سینت سیویرز داریم.

40:15.461 --> 40:17.221
‫اون داره حرکت میکنه
‫تا از سمت جنوب پوشش بده.

40:17.221 --> 40:20.261
‫- و اینا بارکلی و سالت‌ان؟
‫- بارکلی و سالت، قربان.

40:22.901 --> 40:25.061
‫واحد، دوپون و اون موجود رو متوقف کنین.

40:25.061 --> 40:28.181
‫اس ای ۱ ۸ ایکس تی، مختصات ۴۴ در ۵۶.

40:28.181 --> 40:30.501
‫شما اختیار کامل دارین.
‫اون دوزیست رو واسه من بیارین.

40:30.501 --> 40:32.421
‫حرکت کنین، حرکت کنین، حرکت کنین!

40:38.501 --> 40:40.421
‫قربان، تأییدیه رو گرفتم!

40:40.421 --> 40:41.239
‫ الآن نه!

40:41.263 --> 40:43.741
‫ولی اعتراف سالت یه دیپ ‌فیکه،
‫درست همونطوری که فکر میکردیم!

40:43.741 --> 40:45.541
‫کدگذاری شده. لاس کلمنتی.

40:45.541 --> 40:47.541
‫اون هیچوقت اون حرفا رو نزده.

40:47.541 --> 40:50.101
‫- این یه هشداره.
‫- ببین، ویدئو ساختگیه.

40:50.101 --> 40:51.421
‫اون بیگناهه.

41:03.141 --> 41:04.501
‫نمیتونم بگم.

41:04.501 --> 41:06.461
‫اون ماشینه؟

41:13.501 --> 41:15.821
‫آره! خودشه!

41:15.821 --> 41:17.101
‫یالا!

41:21.621 --> 41:23.461
‫چشم ‌ها روی هدف.

41:23.461 --> 41:24.941
‫گروهبان.

41:28.901 --> 41:32.661
‫چی گیرت اومده؟ متأسفم،
‫کنترل، چیزی تو جنوب ندارم؟

41:32.661 --> 41:35.341
‫فکر کردم کاپیتان خومالو داره
‫رویکرد جنوبی رو پوشش میده؟

41:35.341 --> 41:37.101
‫- کاپیتان خومالو کجاست؟
‫- جوابی دریافت نمیکنم.

41:37.101 --> 41:38.941
‫همچی جنوب رودخونه ساکت شده.

41:38.941 --> 41:42.021
‫- منظورت از ساکت چیه؟
‫- کاپیتان خومالو؟ میتونید گزارش بدید؟

41:42.021 --> 41:43.181
‫کاپیتان...؟

41:48.821 --> 41:51.781
‫هدف‌ها رؤیت شدن
‫و کاپیتان خومالو مهار شد.

41:51.781 --> 41:53.701
‫موقعیت‌ هاتونو حفظ کنید.

41:57.781 --> 41:59.981
‫بارکلی، فرار کن! تله‌ هست!

41:59.981 --> 42:01.261
‫فرار کن!

42:01.261 --> 42:02.421
‫برو، برو، برو!

42:11.221 --> 42:13.541
‫گرفتیمشون! برو، برو، برو!

42:23.701 --> 42:24.781
‫اونا دیگه کی‌ان؟!

42:24.781 --> 42:27.141
‫- ژنرال گانزبرگ.
‫- اون ارتباطات ما رو شنود کرده.

42:27.141 --> 42:29.981
‫ژنرال، این یه عملیات UNIT ئه.
‫عقب‌نشینی کن!

42:29.981 --> 42:33.261
‫به ژنو شکایت کنین.
‫ما یه جنایتکار جنگی تو خاک بریتانیا داریم.

42:33.261 --> 42:36.341
‫ژنرال گانزبرگ، ما مدرک داریم.
‫ سالت جنایتکار نیست.

42:36.341 --> 42:38.621
‫ما با کمال میل اون مدرک رو
‫صبح بررسی میکنیم.

42:38.621 --> 42:40.581
‫الان ما یه قاتل فراری داریم.

42:40.581 --> 42:42.941
‫بارکلی، همونجا بمون!

42:42.941 --> 42:45.821
‫هردوتون! حرکــت! نـکـنـیـد!

42:45.821 --> 42:47.621
‫هردوتون به سمت ما حرکت کنید!

42:47.621 --> 42:50.021
‫شما زندانیان ارتش بریتانیا هستید.

42:50.021 --> 42:51.701
‫باید تسلیم ما بشید!

42:51.701 --> 42:54.701
‫ژنرال، شما فرمانده
‫نیروهای بریتانیایی نیستید.

42:54.701 --> 42:56.461
‫وایت‌ هال به من اختیار داده.

42:56.461 --> 42:58.141
‫ما یه غیرنظامی روی پل داریم!

43:03.381 --> 43:06.381
‫نه، نه، نه، ولش کنین! ازش دور شین!

43:12.021 --> 43:13.901
‫ارتباط خصوصی با گروهبان آبرامز.

43:13.901 --> 43:15.781
‫ما در واقع نیازی نداریم اون زنده باشه.

43:15.781 --> 43:17.501
‫فقط به بدنش نیاز داریم.

43:17.501 --> 43:19.221
‫نمی‌ذارم این کارو بکنی.

43:19.221 --> 43:21.181
‫نیروهای UNIT،
‫سربازان رو هدف بگیرید.

43:21.181 --> 43:22.701
‫محور شمال، مختصات ۴۹.

43:22.701 --> 43:24.581
‫چی؟!

43:27.621 --> 43:29.421
‫سالت، برو! برو طرف رودخونه!

43:29.421 --> 43:30.661
‫برو طرف رودخونه!

43:35.661 --> 43:37.461
‫به فرمان من آتش کنین.

43:37.461 --> 43:39.381
‫به فرمان من، هرکس آزادانه شلیک کنه.

43:39.381 --> 43:42.061
‫اونا سربازای بریتانیایی رو
‫خاک بریتانیان! جرأت نمیکنی!

43:42.061 --> 43:44.461
‫خیلی باید صبر کنی، ژنرال،
‫ تا من تسلیم شم!

43:44.461 --> 43:47.261
‫- کیت! نکن!
‫- به فرمان من!

44:15.541 --> 44:17.341
‫برو.

44:25.341 --> 44:27.861
‫پیدات میکنم، سالت! پیدات میکنم!

44:27.861 --> 44:30.501
‫هیچوقت تنها شنا نخواهی کرد!
‫هیچوقت تنها شنا نخواهی کرد

44:30.501 --> 44:32.741
‫تو هرگز! تنها! شنا! نخواهی! کرد!

44:33.501 --> 44:37.021
برگردان به پارسی: مرتضی راکی

44:37.051 --> 44:42.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:42.051 --> 44:50.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
