WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:06.051 --> 00:09.521
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::

00:09.771 --> 00:11.687
‫بدترین چیز، شک کردنه.

00:12.271 --> 00:14.771
‫همیشه یه ذره شک باقی میمونه.

00:15.354 --> 00:17.146
‫دلت برای پدر و مادرت تنگ نشده؟

00:17.229 --> 00:19.437
‫خیلی ناراحت کننده هست که یه همچین
‫حادثه ای یه خانواده رو از هم بپاشونه.

00:19.521 --> 00:23.437
‫غم و غصه یه جورایی زندگی
‫پدر و مادرم رو از حرکت انداخت.

00:24.021 --> 00:27.146
‫بیشتر وقتا، اتفاقای تلخ زندگی باعث میشن
‫خانواده به هم نزدیک تر بشه.

00:37.062 --> 00:38.521
‫خیلی سنگینی.

00:39.979 --> 00:42.479
‫تا کی میخوای بوکوفسکی رو نگه دارم؟

00:42.562 --> 00:43.396
‫من...

00:44.354 --> 00:45.646
‫شاید تا آخر هفته؟

00:46.354 --> 00:50.146
‫راستی، میخواستم ازت بپرسم
‫میتونی منو تا شهر برسونی؟

00:53.104 --> 00:54.562
‫باید پدر و مادرم رو ببینم.

00:56.479 --> 00:57.479
‫حتماً.

01:46.604 --> 01:47.604
‫آروم باش.

01:48.896 --> 01:50.021
‫آروم بمون.

02:10.979 --> 02:11.979
‫برو.

02:42.812 --> 02:44.562
‫همون جا بمون.

02:56.021 --> 02:57.021
‫محشره!

03:00.687 --> 03:01.687
‫آره.

03:04.937 --> 03:06.687
‫آره، عزیزم، دیگه باید بریم.

03:10.396 --> 03:12.271
‫[ تله ]

03:36.812 --> 03:42.687
‫"حقیقت"

04:01.854 --> 04:03.396
‫حالت خوب نیست؟

04:03.479 --> 04:04.437
‫خوبم.

04:13.354 --> 04:16.021
‫مصاحبه خوب پیش رفت؟

04:27.021 --> 04:29.812
‫"ردیاب موقعیت مکانی،
‫فاصله: 21.9 کیلومتر، سیگنال: فعال"

05:08.937 --> 05:10.062
‫رودو؟

05:11.229 --> 05:14.271
‫قبل از رفتنشون، درباره درآمدی که
‫ اعلام نشده بود ازم پرسیدن.

05:14.854 --> 05:16.021
‫درآمد اعلام نشده؟

05:16.896 --> 05:18.187
‫از کجا اومده بود؟

05:19.771 --> 05:23.062
‫اگه تو دردسر افتاده باشیم،
‫بهم میگی، مگه نه؟

05:23.812 --> 05:25.271
‫معلومه که میگم، ایلی.

06:27.396 --> 06:28.396
‫مواظب باش!

06:36.396 --> 06:39.187
‫- ندیدمت...
‫- اشکالی نداره. چیزی نشده.

07:24.437 --> 07:27.229
‫- چند وقته که...
‫- ده سال.

07:33.604 --> 07:36.646
‫یه لحظه بهم وقت بده.

08:02.854 --> 08:03.687
‫بله؟

08:03.771 --> 08:05.562
‫کاترین، منم.

08:05.646 --> 08:08.104
‫خواستم در جریان نتیجه مصاحبه بذارمت.

08:08.187 --> 08:10.312
‫میدونی چند بار سعی کردم باهات تماس بگیرم؟

08:10.396 --> 08:12.896
‫فکر کنم یه خبری دارم که خوشحالت میکنه.

08:12.979 --> 08:15.271
‫دیروز مجبور شدیم
‫مصاحبه رو نیمه کاره رها کنیم،

08:15.354 --> 08:17.562
‫و منم فردا عازم سوریه ام.

08:17.646 --> 08:22.062
‫از قبل با چند نفر که ممکنه
‫خونه قدیمی پدر و مادرم رو بخرن، قرار دارم.

08:22.146 --> 08:24.812
‫یعنی الان میتونی مصاحبه رو انجام بدی.

08:45.062 --> 08:46.062
‫کارل!

08:51.271 --> 08:52.271
‫کارل!

09:58.187 --> 10:00.146
‫بیا، بیا تو.

10:11.062 --> 10:12.521
‫همه چی هنوز همون طوریه.

10:34.604 --> 10:39.771
‫"نور و صداها"،
‫"بچه بزرگ" ـ "دیگه تو نیستی"

10:45.271 --> 10:46.771
‫همشون رو خوندیم.

10:53.354 --> 10:57.146
‫وقتی تلفنی حرف میزدیم،
‫هیچ وقت چیزی درباره این موضوع نگفتین.

11:01.437 --> 11:02.896
‫اینکه اینجایی...

11:07.062 --> 11:08.729
‫خیلی خوشحالم.

11:10.229 --> 11:12.812
‫میخوام بدونی که درکت میکنم.

11:14.062 --> 11:15.354
‫یه جورایی...

11:15.979 --> 11:17.437
‫البته...

11:17.521 --> 11:20.021
‫اولش شوکه شدیم.

11:21.104 --> 11:24.437
‫ولی سعی کردیم بفهمیم
‫چرا همچین کاری کردی.

11:27.812 --> 11:30.354
‫چه کاری کردم؟

11:32.854 --> 11:35.729
‫- شما فکر میکنین من...
‫- ببخشید که اون طوری تلفن رو قطع کردم.

11:36.979 --> 11:39.104
‫وقتی دیشب زنگ زدی.

11:40.646 --> 11:41.854
‫من...

11:42.896 --> 11:47.854
‫امروز من و مادرت
‫مدت زیادی دربارش حرف زدیم.

11:48.521 --> 11:49.854
‫البته...

11:50.979 --> 11:52.646
‫میتونی هر کاری دلت میخواد بکنی.

11:53.521 --> 11:55.271
‫بالاخره این داستان زندگی تو هم هست.

11:56.854 --> 11:58.937
‫ولی اصلاً به ما فکر کردی؟

12:00.146 --> 12:04.312
‫خوب میشد اگه از قبل بهمون خبر میدادی.

12:06.187 --> 12:08.687
‫مخصوصاً درباره اون فصلی که
‫ماجرای قتل رو تعریف میکنه.

12:16.604 --> 12:18.271
‫از کجا درباره کتاب باخبر شدین؟

12:21.312 --> 12:23.021
‫یه خبرنگار اومد دیدنمون.

12:23.896 --> 12:25.812
‫مرد خوش برخوردی بود از یه روزنامه معتبر.

12:26.646 --> 12:28.604
‫اسم واقعیت رو هم میدونست.

12:29.104 --> 12:32.479
‫دقیقاً همین جا که الان وایسادی، ایستاد و...

12:33.062 --> 12:35.024
‫ازمون پرسید درباره اینکه
‫دختر معروفمون از قتل

12:35.048 --> 12:37.354
‫خواهرش توی رمان جدیدش
‫سوءاستفاده کرده، چه نظری داریم.

12:38.396 --> 12:42.354
‫توی رمان جدیدش،
‫قتل خواهرش رو دستمایه قرار داده بود.

12:42.437 --> 12:45.271
‫آره، حرف خودش رو عیناً نقل کرد.

12:47.312 --> 12:49.312
‫اولش حرف اون مرد رو باور نکردیم.

12:49.396 --> 12:53.687
‫بعد نسخه ای از رمانت رو
‫روی تبلتش بهمون نشون داد.

12:53.771 --> 12:56.854
‫یه قسمتی از فصل رو هم برامون خوند...

12:57.646 --> 12:59.937
‫همون فصلی که درباره شبی بود که آنا...

13:04.604 --> 13:05.604
‫و...

13:06.979 --> 13:08.521
‫دیگه چی گفت؟

13:10.021 --> 13:11.396
‫همین قدر کافی بود.

13:13.187 --> 13:17.479
‫پدرت خیلی محترمانه ازش خواست که بره.

13:20.146 --> 13:21.937
‫برای همین تلفن رو قطع کردم.

13:22.521 --> 13:25.021
‫از دست رمانت عصبانی بودم.

13:26.187 --> 13:28.812
‫امروز سعی کردم بهت زنگ بزنم تا معذرت...

13:29.354 --> 13:31.937
‫انتظار داشتی چی کار کنم؟
‫ تو که هیچ وقت زنگ نمیزنی.

13:32.021 --> 13:34.229
‫به زور تولدمون یادت میمونه.

13:35.104 --> 13:36.104
‫مامان.

13:36.729 --> 13:38.187
‫این رمان هیچ وقت منتشر نمیشه.

13:39.729 --> 13:40.646
‫ولی...

13:40.729 --> 13:45.229
‫برای انتشار ننوشتمش.
‫محاله همچین کاری با شما بکنم.

13:47.229 --> 13:48.812
‫پس چرا نوشتیش؟

13:56.187 --> 13:59.396
‫ببخشید. باید...

14:24.146 --> 14:26.396
‫عزیزم، یه نفر پشت خطه، باهات کار داره.

14:30.146 --> 14:31.604
‫کیه؟

14:31.687 --> 14:34.229
‫نمیدونم. یه زنه.

14:36.479 --> 14:37.479
‫ممنون.

14:40.271 --> 14:42.646
‫- الو؟
‫- عصر بخیر، خانم کونراد.

14:43.396 --> 14:46.187
‫من دکتر کاترین زولمس هستم، از مجله ریفلکت.

14:46.271 --> 14:47.896
‫خوشحالم که باهاتون تماس گرفتم.

14:47.979 --> 14:51.521
‫همین الان شماره تون رو از همکارم،
‫ رابرت لینتسن، گرفتم.

14:52.604 --> 14:55.854
‫متأسفم که دفعه قبل
‫اون طور که باید پیش نرفت.

14:55.937 --> 14:58.021
‫الان حالتون بهتره؟

14:58.646 --> 14:59.646
‫بله.

15:00.146 --> 15:02.104
‫عالیه، خوشحالم که اینو میشنوم.

15:02.187 --> 15:06.646
‫میخواستم ببینم چه زمانی میتونین
‫دوباره برای مصاحبه وقت بذارین.

15:07.271 --> 15:09.271
‫هنوز برای جلد مجله منتظریم.

15:10.437 --> 15:13.062
‫متأسفانه رابرت در دسترس نیست.

15:13.146 --> 15:14.937
‫فردا راهی سفر میشه

15:15.021 --> 15:18.396
‫و قراره برای یه تحقیق طولانی به سوریه بره.

15:18.979 --> 15:21.479
‫اشکالی نداره اگه من مصاحبه رو انجام بدم؟

15:21.562 --> 15:24.937
‫میدونم که خیلی اصرار داشتین
‫خودش باهاتون مصاحبه کنه.

15:25.021 --> 15:28.979
‫ولی اگه لازم باشه، میتونیم فردا
‫هر دومون تلفنی باهاتون مصاحبه کنیم...

15:29.062 --> 15:32.354
‫یه فندک گرون قیمت توی خونم جا گذاشته.
‫هنوز توی شهره؟

15:33.479 --> 15:37.146
‫گفت خونه پدر و مادرشه،
‫چون اونجا چند تا قرار ملاقات داره.

15:37.229 --> 15:40.437
‫- خیلی خوب میشه اگه...
‫- آره، ممنون.

15:43.854 --> 15:48.021
‫فکر نمیکنی اگه یهو با هم بریم اونجا،
‫بهش شک میکنه؟

15:48.979 --> 15:52.521
‫به چی شک کنه؟ اینکه نماینده ادبی و ناشرش
‫از روی نگرانی اومدن سراغش؟

15:56.729 --> 16:01.062
‫تو هیچ جا با من نمیای.
‫ولی حالا چرا باید درست همین جا...

16:36.146 --> 16:37.229
‫لیزا؟

16:42.396 --> 16:43.479
‫لیزا.

17:16.021 --> 17:17.354
‫این خونه خونه خونه؟

17:22.396 --> 17:24.646
‫تو زیرزمین رو بگرد، من طبقه بالا رو میگردم.

17:29.146 --> 17:31.229
‫ببخشید، ولی باید برم.

17:32.271 --> 17:33.521
‫متأسفم.

17:35.646 --> 17:36.604
‫ولی...

17:36.687 --> 17:38.521
‫نمیتونی که...

17:44.146 --> 17:45.437
‫برمیگردم.

17:47.521 --> 17:49.229
‫برمیگردم، مامان.

17:52.354 --> 17:53.687
‫برمیگردم.

17:55.437 --> 17:56.437
‫باشه؟

18:00.687 --> 18:01.729
‫بابا.

18:08.354 --> 18:10.396
‫میشه گوشیت رو تا فردا بهم قرض بدی؟

18:10.479 --> 18:12.521
‫و 50 یورو هم بهم بدی؟

18:49.312 --> 18:51.437
‫"5 ژوئن 2015، رابرت لینتسن، کابل"

18:58.437 --> 19:01.104
‫"سخنرانی الهام بخش رابرت لینتسن
‫در مراسم جوایز روزنامه نگاری"

19:06.479 --> 19:12.104
‫"خانه یک طبقه با باغ بزرگ برای فروش،
‫خیابان دالانت، پلاک 24، مونیخ"

19:14.646 --> 19:15.604
‫رسیدیم.

19:22.979 --> 19:23.979
‫ممنون.

19:42.062 --> 19:43.437
‫بقیه پولت.

19:43.521 --> 19:44.937
‫مال خودت.

19:45.021 --> 19:46.021
‫ممنون.

21:03.729 --> 21:05.229
‫پس کاترین بهت زنگ زد؟

21:10.687 --> 21:14.729
‫باید مطمئن میشدم که به قولت عمل میکنی
‫و دست از سرم برمیداری.

21:14.812 --> 21:16.521
‫ولی به قولت عمل نکردی.

21:19.312 --> 21:21.146
‫بفرما، بشین.

21:25.104 --> 21:26.812
‫هنوز دورش ننداختی.

21:49.854 --> 21:52.646
‫یه عده میدونن که من اینجام.

21:53.729 --> 21:56.229
‫اگه باهاشون تماس نگیرم، میان اینجا.

21:56.812 --> 21:57.812
‫دنبالم میگردن.

21:59.104 --> 22:00.104
‫واقعا؟

22:01.521 --> 22:02.979
‫کی؟ پدر و مادرت؟

22:04.479 --> 22:06.354
‫مطمئناً یوما نیست.
‫خودش تو رو می آورد اینجا.

22:17.812 --> 22:18.896
‫کیفت رو بده.

22:37.479 --> 22:41.146
‫حالا بلند شو، جیب هات رو خالی کن،
‫بعد هم دور کمرت رو نشونم بده.

22:41.229 --> 22:42.854
‫خودت که میدونی روال کار چیه.

22:44.521 --> 22:46.479
‫این دفعه دیگه با اسم کوچیک صدام نکردی.

23:06.562 --> 23:08.104
‫چی میخوای؟

23:11.146 --> 23:12.396
‫حقیقت رو.

23:19.521 --> 23:20.896
‫یه چیزی میخوری؟

23:32.229 --> 23:33.437
‫سیگار نمیکشم.

23:35.187 --> 23:36.396
‫میدونم.

23:40.604 --> 23:43.396
‫ولی شخصیت اصلی رمانت سیگار میکشه.

23:49.021 --> 23:51.354
‫پنجم ژوئیه 2015 کجا بودی؟

23:54.021 --> 23:57.604
‫واقعاً میخوای این
‫بازجویی مسخره رو ادامه بدی؟

24:08.812 --> 24:11.812
‫چرا قبول کردی مصاحبه کنی؟

24:16.437 --> 24:17.937
‫معلومه، از روی کنجکاوی.

24:19.229 --> 24:22.146
‫وقتی فهمیدم لیزا کونراد اسم مستعارت بوده.

24:26.187 --> 24:27.979
‫من که قبلاً مصاحبه رو رد کرده بودم.

24:35.062 --> 24:37.437
‫وقتی فهمیدم تو کی هستی،

24:39.437 --> 24:42.437
‫فکر کردم مدرکی نداری که محکومم کنه، ولی...

24:43.396 --> 24:45.021
‫کاملاً مطمئن نبودم.

24:45.687 --> 24:49.229
‫احتمال داشت پلیس بیرون خونه باشه

24:49.312 --> 24:51.604
‫و منتظر یه علامت باشه تا بریزه داخل.

24:56.854 --> 25:02.646
‫این 10 سال گذشته، حتی یه بار هم
‫به این فکر نکردم که کسی رو کشته باشم.

25:07.312 --> 25:09.104
‫بالاخره اعتراف کردی.

25:12.896 --> 25:13.896
‫آره.

25:37.021 --> 25:38.562
‫از کجا...

25:39.812 --> 25:41.604
‫موسیقی از کجا پخش میشد؟

25:42.229 --> 25:43.854
‫دیروز توی خونه؟

25:44.437 --> 25:47.687
‫بار اول از یه پخش کننده موسیقی کوچیک
‫توی کیف تجهیزات همکارم بود.

25:47.771 --> 25:52.604
‫بار دوم هم از گوشی دیگم که
‫توی جیب کتم بود.

25:52.687 --> 25:55.396
‫از کجا میدونستی موسیقی چه بلایی سرم میاره؟

25:55.479 --> 25:56.687
‫تحقیق کرده بودم.

25:57.812 --> 26:01.437
‫پرونده پزشکیت راهنمای خیلی خوبی بود.

26:03.687 --> 26:06.271
‫تراپیستت هم خیلی دقیق عمل کرده بود.

26:06.354 --> 26:09.229
‫"لیزا سوفی فیلکینگ،
‫اختلال استرس پس از سانحه، اختلال هراس"

26:09.312 --> 26:10.271
‫"دوره افسردگی"

26:12.646 --> 26:14.354
‫دوز داروهات بالاست.

26:15.604 --> 26:18.021
‫برای همین منم یه کم بیشتر از حد لازم
‫بهت دارو دادم.

26:18.104 --> 26:19.479
‫فکر میکردم تحملت بیشتر باشه.

26:21.312 --> 26:23.062
‫دقیقاً چی توی آبم ریخته بودی؟

26:23.646 --> 26:24.646
‫مخدر جی اچ بی.

26:25.271 --> 26:26.562
‫و توی قهوه ات هم بوفوتنین.

26:27.479 --> 26:29.937
‫یه ماده توهم زا که...

26:30.521 --> 26:32.396
‫دهنت رو خشک میکنه.

26:34.229 --> 26:35.896
‫با عکاس چی کار کردی؟

26:35.979 --> 26:39.562
‫قانعش کردم که شاید این روش
‫چندان منصفانه نباشه،

26:39.646 --> 26:45.396
‫ولی برای گرفتن جزئیات بیشتر از
‫اون نویسنده دیوونه خیلی مؤثره.

26:46.396 --> 26:49.646
‫بهش گفتم یه گزارش فوق العاده گیرمون میاد
‫و عکس هاش هم اختصاصی میشن.

26:49.729 --> 26:52.479
‫مهم تر از همه، قول دادم
‫فردا با خودم ببرمش سوریه.

26:58.312 --> 26:59.854
‫سؤال دیگه ای داری؟

27:04.229 --> 27:05.312
‫آره.

27:13.562 --> 27:15.271
‫کاری کردی باور کنم

27:16.062 --> 27:18.521
‫که خواهرم رو کشتم.

27:18.604 --> 27:21.479
‫باید مطمئن میشدم که نمیری پیش پلیس.

27:23.729 --> 27:27.229
‫با اینکه خودشون هم گفته بودن
‫اظهارات قبلی ت... چی گفته بودن؟

27:27.312 --> 27:31.937
‫به نظر من، اظهارات
‫خانم فیلکینگ قانع کننده نیست.

27:32.021 --> 27:34.312
‫ولی از کجا میدونستی توی این تله می افتم؟

27:34.396 --> 27:36.229
‫این که توی پرونده پزشکیم نبود...

27:51.729 --> 27:53.729
‫آنا درباره من چی بهت گفته بود؟

27:56.896 --> 27:59.229
‫همه چیزایی که توی رمانت نیاوردی.

28:00.854 --> 28:04.354
‫چون رمانت فقط درباره عشق عمیق و بزرگیه
‫که بین دو تا خواهر وجود داشته.

28:05.562 --> 28:08.396
‫با روان درمانگرت هم فقط
‫همین چیزا رو در میون گذاشتی.

28:09.979 --> 28:12.354
‫ولی حداقل درمانگرت این احتمال رو داده که...

28:13.229 --> 28:16.479
‫"خاطرات کاذب ناشی از ضربه روحی،

28:16.562 --> 28:20.396
‫و احساس گناهی که
‫تا مرز بیماری روانی پیش میره."

28:26.021 --> 28:27.771
‫همه چی...

28:29.146 --> 28:30.312
‫محو شد.

28:30.396 --> 28:32.509
‫مهم نیست! کاش تنهاییت
‫میکشتت! کاش میمردی!

28:32.533 --> 28:33.229
‫بسه!

28:33.312 --> 28:34.979
‫بسه!

28:36.521 --> 28:38.521
‫چقدر بدجنسی!

28:41.104 --> 28:42.604
‫همه اون بحث و دعواها...

28:43.729 --> 28:47.479
‫داد و فریادها و بدجنسی ها...

28:48.729 --> 28:50.104
‫تمام اون سال ها...

28:58.104 --> 29:00.854
‫از همون لحظه ای که
‫آنا روی زمین افتاده بود...

29:03.854 --> 29:05.021
‫دیگه چیزی نمونده بود...

29:07.687 --> 29:09.187
‫جز عشق.

29:19.937 --> 29:21.354
‫ولی دیروز همه چی عوض شد.

29:23.104 --> 29:25.271
‫آنا فکر میکرد تحمل کردنت غیرممکنه.

29:27.187 --> 29:30.479
‫به خاطر اون اداهای هنرمندانه و کلیشه ای
‫که همیشه درمی آوردی.

29:31.229 --> 29:34.187
‫بعد هم موفقیتت.
‫فکر میکنی چه تأثیری روش داشت؟

29:49.896 --> 29:50.979
‫میدونم.

29:55.354 --> 30:00.312
‫اگه این قدر به استعداد
‫ و موفقیتت حسودی نمیکردم،

30:00.396 --> 30:03.687
‫بهت میگفتم چقدر
‫به خواهر بزرگترم افتخار میکنم.

30:13.479 --> 30:15.229
‫اون شب چی شد؟

30:19.062 --> 30:21.354
‫اگه بخوام برای اتفاقی که
‫ افتاد یه تیتر روزنامه بذارم،

30:22.271 --> 30:25.979
‫"مرد خانواده دار،
‫معشوقه جوونش رو با چاقو میزنه."

30:27.729 --> 30:28.771
‫پنج کلمه.

30:57.729 --> 31:01.937
‫چند سال پیش، درباره
‫محکوم های اعدامی یه گزارش تهیه کردم.

31:04.062 --> 31:07.729
‫یکی از اونا بعد از 40 سال زندان اعدام شد.

31:08.521 --> 31:13.104
‫بودایی شده بود و برای بچه ها کتاب مینوشت.

31:13.187 --> 31:14.229
‫اینجا یه سؤال مهم پیش میاد:

31:14.312 --> 31:17.937
‫"آیا این مرد 65 ساله،

31:18.021 --> 31:20.312
‫همون قاتل ب25 ساله هست؟"

31:22.354 --> 31:23.896
‫این مقایسه اشتباهه.

31:26.062 --> 31:29.979
‫تازه، تو حتی یه روز هم
‫به خاطر کاری که کردی زندان نرفتی.

31:47.021 --> 31:48.187
‫حتی اگه این حرف درست باشه،

31:49.687 --> 31:52.562
‫هر کاری میکنم تا نذارم همچین اتفاقی بیفته.

31:59.479 --> 32:01.062
‫دربارش برام بگو.

32:04.646 --> 32:05.646
‫خواهش میکنم.

32:09.604 --> 32:10.896
‫من و آنا...

32:19.146 --> 32:22.062
‫تقریباً یه سال با هم رابطه داشتیم.

32:22.646 --> 32:24.312
‫کمی قبل از اینکه باهاش آشنا بشم،

32:24.396 --> 32:28.021
‫هم پدر شده بودم، هم سردبیر.

32:28.104 --> 32:31.062
‫بعضیا فکر میکردن
‫به خاطر همسرم اون شغل رو گرفتم.

32:31.687 --> 32:34.604
‫خانواده ش صاحب انتشارات بودن،
‫ ولی این طور نبود.

32:36.396 --> 32:38.479
‫من توی کارم خوب بودم.

32:39.062 --> 32:40.729
‫همسرم رو دوست داشتم.

32:41.771 --> 32:45.146
‫به قول معروف، زندگیم روی غلتک افتاده بود.

32:47.729 --> 32:48.854
‫بعد آنا چی؟

32:51.437 --> 32:52.437
‫آره.

32:53.896 --> 32:55.354
‫بعد عاشق آنا شدم.

32:58.229 --> 32:59.271
‫من...

33:01.271 --> 33:02.604
‫عقل و هوشم رو از دست داده بودم.

33:03.271 --> 33:04.687
‫انگار مواد زده بودم.

33:06.396 --> 33:08.729
‫همه چی رو روشن تر میکرد، حتی خودم رو.

33:12.854 --> 33:14.629
‫معلومه که رابطه مون رو
‫مخفی نگه میداشتیم.

33:14.653 --> 33:16.646
‫حتی از سیم کارت های اعتباری
‫ استفاده میکردیم.

33:16.729 --> 33:17.729
‫اوایل، همه این کارا براش...

33:19.021 --> 33:21.771
‫هیجان انگیز و جذاب بود.

33:25.021 --> 33:26.812
‫ولی من میترسیدم.

33:28.271 --> 33:31.187
‫چند بار سعی کردم رابطه رو تموم کنم، ولی...

33:33.354 --> 33:34.396
‫نتونستم.

33:36.729 --> 33:38.312
‫چه قدر کلیشه ای و تکراری.

33:38.396 --> 33:39.229
‫آره.

33:39.812 --> 33:40.771
‫معلومه.

33:42.771 --> 33:45.396
‫بعد فکرای احمقانه ای به سرمون زد...

33:46.604 --> 33:50.271
‫مثلاً اینکه چند هفته بریم یه جزیره
‫که هیچ کس ما رو نشناسه.

33:51.479 --> 33:54.021
‫بعدش همسرم دوباره باردار شد.

33:55.229 --> 33:58.271
‫به آنا گفتم که دیگه همدیگه رو نمیبینیم.

34:00.521 --> 34:02.937
‫اگه برم با همسرت آشنا بشم چی؟

34:04.396 --> 34:06.729
‫- آنا...
‫- شاید از هم خوشمون اومد.

34:07.271 --> 34:08.104
‫ببین...

34:08.771 --> 34:11.021
‫که همسرت یهویی و معجزه آسا باردار نشده!

34:11.104 --> 34:15.604
‫- نگفتی هنوز باهاش رابطه داری!
‫- تو هیچی از زندگی من نمیدونی.

34:15.687 --> 34:18.113
‫میتونم زندگی تو رو با اون و دختر چاق

34:18.137 --> 34:20.562
‫توی اون ویلای مجلل تصور کنم!

34:20.646 --> 34:23.562
‫با اون بوته های بزرگ و صورتی گل ادریسی.

34:23.646 --> 34:24.812
‫رفتی اونجا؟

34:24.896 --> 34:27.271
‫آره. چون میخوام از زندگی تو سر دربیارم.

34:27.354 --> 34:29.729
‫و میخوام تو هم از زندگی من سر دربیاری.

34:29.812 --> 34:31.354
‫بالاخره میخوام با خواهرم آشنات کنم.

34:31.437 --> 34:33.646
‫میخوام مردی رو ببینه
‫که میخوام باهاش زندگی کنم.

34:33.729 --> 34:36.146
‫میخوام بهش نشون بدم چقدر خوشحالم!

34:36.729 --> 34:38.146
‫- نه...
‫- من...

34:38.229 --> 34:40.268
‫بزودی اون قدر پول درمیارم
‫که خرج هر دومون رو بدم.

34:40.292 --> 34:41.687
‫میتونیم ماه ها توی جزیره بمونیم...

34:41.771 --> 34:45.521
‫تو دیوونه شدی؟

34:47.021 --> 34:49.146
‫همسرم بارداره. من دارم میرم.

34:49.229 --> 34:51.437
‫فکر کردی میتونی به همین راحتی بری؟

34:51.521 --> 34:53.646
‫فکر کردی میتونی همین طوری
‫از جلوی چشمم گم شی؟

34:55.104 --> 34:58.604
‫پدرزنت به چشم به هم زدنی اخراجت میکنه،

34:58.687 --> 35:01.479
‫وقتی بفهمه داری به دختر عزیزش خیانت میکنی.

35:09.354 --> 35:10.354
‫بسه.

35:11.021 --> 35:12.062
‫به خودت نگاه کن!

35:12.146 --> 35:14.229
‫هر کاری از دستم برمی اومد کردم.

35:15.354 --> 35:16.479
‫"لیزا"

35:16.562 --> 35:17.758
‫فکر میکردم این تنها راهیه که

35:17.782 --> 35:19.437
‫میتونم از شر وابستگیش
‫به خودم خلاص بشم.

35:25.937 --> 35:27.687
‫و با چاقو زدمش.

35:31.312 --> 35:33.062
‫که رازت رو فاش نکنه.

35:36.771 --> 35:38.187
‫توی یه لحظه عصبانیت این کار رو کردم.

35:41.896 --> 35:44.812
‫فقط چند ثانیه کنترل خودم رو از دست دادم.

35:49.271 --> 35:51.354
‫بعد یهو تو سر و کله ات پیدا شد.

35:55.104 --> 35:56.146
‫آنا؟

35:58.229 --> 35:59.104
‫آنا؟

35:59.187 --> 36:00.521
‫دارم میام تو.

36:04.896 --> 36:05.979
‫آنا؟

36:08.604 --> 36:09.521
‫آنا!

36:23.187 --> 36:24.443
‫از همون مسیری برگشتم که همیشه

36:24.467 --> 36:26.229
‫برای رفتن به خونه آنا
‫ازش استفاده میکردم.

36:26.312 --> 36:28.937
‫مسیری که کسی منو نمیدید
‫وارد خونش بشم.

36:31.104 --> 36:33.979
‫بعد رفتم یه هتل نزدیک.

36:36.729 --> 36:38.312
‫اشکالی نداره. چیزی نشده.

36:40.062 --> 36:41.187
‫روز بعد...

36:42.437 --> 36:44.687
‫اول رفتم ماشین رو بردارم...

36:48.896 --> 36:50.354
‫بعد باهاش رفتم خونه.

36:51.937 --> 36:54.396
‫در حالی که هدیه تولد همسرم همراهم بود.

36:55.521 --> 36:58.687
‫معلومه که میترسیدم
‫پلیس توی خونه منتظرم باشه.

37:00.604 --> 37:01.604
‫بعدش چی شد؟

37:06.479 --> 37:07.937
‫بعد حقیقت رو فهمیدم.

37:09.021 --> 37:10.268
‫آنا به قولش عمل کرده بود.

37:10.292 --> 37:12.896
‫درباره رابطه مون به هیچ
‫کس چیزی نگفته بود، حتی به تو.

37:14.312 --> 37:16.146
‫هیچ کس ما رو با هم ندیده بود.

37:16.229 --> 37:18.604
‫من اصلاً توی زندگی ش وجود نداشتم.

37:30.979 --> 37:31.812
‫فهمیدم.

37:53.062 --> 37:54.771
‫اتفاقی که افتاد...

37:56.937 --> 37:58.854
‫فقط یه لحظه بود.

37:59.979 --> 38:01.646
‫یه لحظه وحشتناک.

38:02.229 --> 38:05.646
‫آیا باید تا آخر عمرم فقط
‫با همون یه لحظه شناخته بشم؟

38:06.479 --> 38:08.479
‫از نظر خودم، همکارام و دخترم؟

38:10.396 --> 38:13.729
‫یعنی قراره تا آخر عمر فقط یه قاتل باشم؟

38:16.479 --> 38:18.979
‫واقعاً همسرت باردار بود؟

38:22.021 --> 38:25.437
‫یا فقط یه بهونه عالی بود تا از آنا جدا بشی؟

38:42.687 --> 38:44.687
‫منم یه سؤال ازت دارم.

38:46.146 --> 38:49.521
‫چرا توی رمانت نوشتی
‫ که 8 بار بهش چاقو زدن؟

38:49.604 --> 38:51.021
‫چون 8 بار بهش چاقو زدن.

38:51.104 --> 38:52.979
‫نه، لیزا.

38:53.854 --> 38:56.187
‫من 6 بار بهش چاقو زدم. 6 بار...

38:56.271 --> 38:59.729
‫اون موقع که عصبانی بودی،
‫نشسته بودی ضربه ها رو میشمردی؟

39:01.521 --> 39:03.354
‫تو حقیقت رو میخواستی.

39:04.771 --> 39:08.104
‫و چون لیاقتش رو داشتی،
‫حقیقت رو بهت گفتم.

39:09.729 --> 39:13.479
‫تمام حقیقتی که این همه سال
‫به خوبی توی خودت پنهونش کرده بودی.

39:15.562 --> 39:17.687
‫من 6 بار بهش چاقو زدم.

39:18.479 --> 39:20.771
‫تو اونو کشتی.

39:34.021 --> 39:35.812
‫داره سعی میکنه تحریکم کنه.

39:39.437 --> 39:41.521
‫که بتونه ادعا کنه از خودش دفاع کرده.

40:20.854 --> 40:23.521
‫چرا همون جا توی ویلا نموندی؟

40:26.187 --> 40:27.979
‫من هیچ وقت بهت آسیبی نمیزدم.

40:34.146 --> 40:35.521
‫چشمات رو ببند.

40:37.396 --> 40:38.479
‫لیزا؟

40:39.562 --> 40:40.687
‫لیزا؟

40:48.187 --> 40:49.479
‫صدای منو میشنوی؟

40:50.979 --> 40:51.937
‫آقای رودو؟

40:53.146 --> 40:54.771
‫دقیقاً کجایی؟

40:55.479 --> 40:57.271
‫خیابان دالانت، پلاک 24.

40:58.479 --> 40:59.521
‫خونه لینتسن.

41:16.104 --> 41:18.312
‫من 6 بار بهش چاقو زدم.

41:18.396 --> 41:19.229
‫خودت اینو میدونی.

41:27.854 --> 41:29.271
‫نه!

41:49.646 --> 41:50.896
‫خانم فیلکینگ؟

41:53.771 --> 41:55.146
‫خانم فیلکینگ.

41:57.229 --> 41:58.396
‫خانم فیلکینگ.

42:03.979 --> 42:04.979
‫بله؟

42:05.562 --> 42:08.562
‫همون طور که گفتم،
‫فقط اثر انگشت شما روی اسلحه هست.

42:10.771 --> 42:12.271
‫من بهش شلیک نکردم.

42:15.771 --> 42:17.896
‫هر دوشون شاهد این ماجرا بودن.

42:19.646 --> 42:23.479
‫شما با خانم فیلکینگ اومدین؟

42:23.562 --> 42:24.562
‫فیلکینگ؟

42:25.146 --> 42:26.437
‫بله، من...

42:27.104 --> 42:29.021
‫میخوام شهادتم رو ثبت کنم.

42:29.104 --> 42:30.562
‫یه کم دیر رسیدین، آقای...

42:30.646 --> 42:31.646
‫رودو.

42:32.271 --> 42:34.229
‫من ناشر لیزا کونراد هستم.

42:34.312 --> 42:36.687
‫منظورم لیزا فیلکینگه.

42:36.771 --> 42:37.896
‫متوجه شدم.

42:39.604 --> 42:41.854
‫همین برای تنظیم گزارش پلیس کافیه.

42:42.437 --> 42:46.854
‫راستش رو بخوای، حتی برای یه لحظه هم
‫فکر نکردم تو خواهرت رو کشته باشی.

42:47.687 --> 42:48.687
‫اصلاً.

42:51.812 --> 42:55.187
‫فعلاً کار من و خانم فیلکینگ تموم شده.

42:58.021 --> 43:00.104
‫شاید بعداً باز هم ازتون سؤال بپرسیم.

43:00.187 --> 43:02.271
‫اون با اسلحه تو به خودش شلیک کرد.

43:02.896 --> 43:05.312
‫با اسلحه غیرمجازی که داری.

43:08.312 --> 43:09.312
‫از کجا آوردیش؟

43:13.687 --> 43:15.854
‫چند سال پیش توی خونه پیداش کردم.

43:15.937 --> 43:17.812
‫کمی بعد از اینکه اسباب کشی کردم.

43:17.896 --> 43:19.396
‫پشت چند تا کتاب توی قفسه بود.

43:20.187 --> 43:23.729
‫شاید یکی از مهمونای دستپاچه
‫انتشارات جا گذاشته بودش.

43:29.062 --> 43:30.979
‫میتونم گوشیم رو پس بگیرم؟

43:31.062 --> 43:33.062
‫میخوام به پدر و مادرم زنگ بزنم.

43:33.562 --> 43:35.604
‫- آقای رودو.
‫- بله؟

43:37.687 --> 43:38.604
‫ممنون.

43:49.521 --> 43:50.521
‫آقای رودو؟

43:51.021 --> 43:51.937
‫بله.

43:52.021 --> 43:52.979
‫عزیزم.

43:54.771 --> 43:56.521
‫- درد میکنه.
‫- ببخشید.

43:59.229 --> 44:00.229
‫باهات تماس میگیرم.

44:53.229 --> 44:54.854
‫تو حقیقت رو میخواستی.

44:55.854 --> 44:58.271
‫و چون لیاقتش رو داشتی،
‫حقیقت رو بهت گفتم...

44:58.979 --> 45:00.729
‫منم یه سؤال ازت دارم.

45:00.812 --> 45:04.104
‫چرا توی رمانت نوشتی
‫که 8 بار بهش چاقو زدن؟

45:04.187 --> 45:05.354
‫چون 8 بار بهش چاقو زدن.

45:05.437 --> 45:06.896
‫نه، لیزا.

45:08.104 --> 45:09.187
‫من 6 بار بهش چاقو زدم.

45:09.771 --> 45:11.604
‫- 6 بار...
‫- اون موقع که عصبانی بودی...

45:13.271 --> 45:16.979
‫"مطمئنی میخوای فایل صوتی رو حذف کنی؟
‫(حذف) ـ (لغو)"

45:46.021 --> 45:48.937
‫من یه خواهر داشتم
‫که 3 سال ازم کوچیک تر بود.

45:49.562 --> 45:50.979
‫اسمش آنا بود.

45:52.729 --> 45:54.229
‫دوستش داشتم.

45:56.854 --> 45:58.271
‫خیلی زیاد.

46:00.021 --> 46:04.021
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

46:04.051 --> 46:09.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

46:09.051 --> 46:19.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
