WEBVTT

00:00.221 --> 00:10.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

00:10.051 --> 00:14.021
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

00:21.229 --> 00:23.229
‫"هیچ کس..."

00:23.854 --> 00:27.646
‫یه زمانی خیلی خوشحال بودم.

00:28.312 --> 00:31.187
‫یه خواهر داشتم که 3 سال ازم کوچیک تر بود.

00:32.062 --> 00:33.854
‫اسمش آنا بود.

00:34.437 --> 00:36.437
‫عاشقش بودم.

00:36.521 --> 00:37.646
‫خیلی زیاد.

00:40.812 --> 00:41.979
‫به من نگاه کنین.

00:42.729 --> 00:43.562
‫لبخند بزنین!

00:43.646 --> 00:45.312
‫- لبخند بزن!
‫- لبخند بزنم؟

00:45.396 --> 00:47.396
‫- لبخند بزن!
‫- لبخند بزن!

00:50.062 --> 00:52.646
‫باید بیشتر مراقبش میبودم.

01:12.562 --> 01:14.812
‫توی بیمارستان روانی،

01:14.896 --> 01:17.729
‫بهم گفتن باید صبور باشم.

01:18.437 --> 01:21.396
‫گفتن زمان میبره.

01:27.146 --> 01:29.854
‫چند ماه بعد، تصمیمم رو گرفتم.

01:31.646 --> 01:33.854
‫با یه ناشر جدید قرارداد بستم،

01:34.771 --> 01:37.729
‫اسمم رو عوض کردم...

01:38.937 --> 01:42.479
‫و دیگه به هیچ کس درباره خواهرم چیزی نگفتم.

01:47.354 --> 01:48.479
‫بیا تو.

02:00.021 --> 02:02.021
‫این ویلای مهمونای انتشاراته.

02:02.104 --> 02:03.104
‫میفروشمش بهت.

02:04.437 --> 02:05.729
‫با یه قیمت منصفانه.

02:06.562 --> 02:07.646
‫مثلاً...

02:08.146 --> 02:11.729
‫50 درصد از درآمد پنج تا کتاب بعدیت.

02:22.021 --> 02:24.604
‫این اتفاق برای 10 سال پیشه.

02:29.979 --> 02:32.771
‫و تا امروز هم قاتل رو دستگیر نکردن.

02:34.437 --> 02:35.729
‫و من...

02:36.229 --> 02:40.312
‫از وقتی اومدم این ویلا،
‫دیگه ازش بیرون نرفتم.

02:44.062 --> 02:45.937
‫همین برام خوبه.

02:48.146 --> 02:50.312
‫اینجا احساس امنیت میکنم.

02:55.396 --> 02:58.646
‫فقط نزدیکترین آدمای زندگیم
‫میدونن کجا زندگی میکنم.

03:00.687 --> 03:04.854
‫و فقط روان درمانگرم
‫ از وجود خواهرم خبر داره.

03:13.271 --> 03:16.354
‫سلام رفیق! بیرون بهت خوش گذشت؟

03:16.437 --> 03:17.562
‫خوش گذشت؟

03:20.229 --> 03:21.771
‫هنوزم مینویسم،

03:22.271 --> 03:25.896
‫و به لطف تخیلم، پول خوبی درمیارم.

03:26.437 --> 03:28.646
‫با تخیلم سفر هم میکنم.

03:42.771 --> 03:46.396
‫صبح بخیر خانم.
‫امروز یه میز عالی براتون دارم.

03:46.937 --> 03:48.229
‫صبح بخیر خانم.

03:48.312 --> 03:50.979
‫خانم! صبح بخیر!

03:51.062 --> 03:53.312
‫لطفاً یه لحظه تشریف بیارین اینجا.

03:53.396 --> 03:56.562
‫زیتونای خیلی خوبی دارم.
‫لطفاً یکی رو امتحان کنین.

03:56.646 --> 03:58.562
‫بعد تصمیم بگیرین که میخواین بخرین یا نه.

04:29.896 --> 04:30.937
‫آنا!

04:39.812 --> 04:41.937
‫"کنفرانس مطبوعاتی در پایتخت"

04:46.271 --> 04:47.354
‫آره.

04:48.062 --> 04:49.229
‫سلام.

05:33.646 --> 05:38.729
‫"آریس پانتوس - رادیو پایتخت"

05:57.604 --> 05:58.812
‫آنا؟

06:01.521 --> 06:03.104
‫الان میام تو.

06:09.687 --> 06:10.979
‫آنا؟

06:16.187 --> 06:17.312
‫آنا؟

07:18.437 --> 07:19.896
‫نرو.

07:25.646 --> 07:28.687
‫"الن دمیر - شبکه برلین"

07:36.187 --> 07:38.437
‫[ تله ]

08:03.104 --> 08:06.729
‫"هیولا"

08:09.604 --> 08:10.646
‫لیزا؟

08:14.312 --> 08:15.354
‫لیزا؟

08:18.354 --> 08:19.396
‫یوما.

08:20.604 --> 08:22.312
‫افتادی؟

08:23.812 --> 08:25.812
‫نه، همه چی...

08:25.896 --> 08:27.271
‫همه چی خوبه.

08:31.646 --> 08:33.229
‫از طرف مدیر برنامه هاته.

08:33.312 --> 08:35.729
‫ازم خواست برات بخرمش
‫و سلامش رو هم بهت برسونم.

08:35.812 --> 08:38.687
‫به نظرم راه واضحیه برای اینکه یادت بندازه.

08:41.562 --> 08:43.896
‫لطفاً گل ها رو بذار توی آب...

08:43.979 --> 08:45.146
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

08:45.937 --> 08:48.521
‫...و خریدها رو بذار سر جاشون،

08:48.604 --> 08:50.521
‫به بوکوفسکی هم غذا بده.

08:51.312 --> 08:52.354
‫حتماً.

08:53.521 --> 08:55.521
‫امروز همین کارها رو لازم دارم.

08:57.521 --> 08:59.521
‫- چهارشنبه برمیگردم، باشه؟
‫- باشه.

09:00.021 --> 09:03.104
‫- اگه قبلش چیزی لازم داشتی...
‫- بهت زنگ میزنم یوما. ممنون.

09:05.604 --> 09:06.437
‫باشه.

09:12.854 --> 09:16.271
‫چیزایی که توی صندوق پستی بود،
‫گذاشتم توی آشپزخونه.

09:17.271 --> 09:20.396
‫- لباس ها رو هم از روی بند جمع میکنم.
‫- آره، عالیه.

09:21.646 --> 09:22.646
‫باشه.

09:24.854 --> 09:26.187
‫بیا بوکوفسکی.

09:47.521 --> 09:49.396
‫شبکه برلین...

09:52.062 --> 09:53.187
‫"شبکه برلین"

09:56.271 --> 09:58.687
‫"الن دمیر،
‫حوزه تخصصی: سیاست و جامعه"

10:01.104 --> 10:03.521
‫"راه های ارتباطی"

10:03.604 --> 10:04.979
‫"الن دمیر - روزنامه نگار"

10:07.354 --> 10:11.354
‫"شبکه برلین، ۶۸۷ دنبال کننده، ۱۲۸ ارتباط"

10:20.479 --> 10:22.687
‫"روبرت لینتسن، روزنامه نگار - برلین"

10:27.146 --> 10:29.729
‫"روبرت لینتسن"

10:41.729 --> 10:43.771
‫"مجله رفلکت برلین، روزنامه نگار"

10:46.187 --> 10:49.062
‫روبرت لینتسن، روزنامه نگار.

10:49.896 --> 10:51.937
‫متولد سال ۱۹۷۴.

10:52.854 --> 10:55.104
‫تا سال ۲۰۱۰ در روزنامه گاردین کار میکرد،

10:55.187 --> 10:58.229
‫بعد تا سال ۲۰۱۵ توی بخش اخبار خارجی
‫روزنامه مونیخ بود،

10:58.937 --> 11:02.187
‫و بعد تا سال ۲۰۲۳ به عنوان خبرنگار آزاد
‫در خاورمیانه کار کرد.

11:02.729 --> 11:06.896
‫در حال حاضر، دبیر ارشد بخش تحقیقات
‫و گزارش های تحقیقی

11:06.979 --> 11:08.979
‫مجله رفلکت برلینه.

11:09.854 --> 11:13.729
‫شطرنج باز پر و پا قرصیه،
‫توی ماراتن هم شرکت میکنه،

11:13.812 --> 11:17.396
‫و کمک مالی زیادی به عفو بین الملل میکنه.

11:17.479 --> 11:19.604
‫به 4 زبان خارجی مسلطه.

11:19.687 --> 11:22.187
‫تا سال ۲۰۱۶،

11:22.271 --> 11:24.822
‫با الکساندرا فاوست،

11:24.846 --> 11:27.396
‫دختر صاحب روزنامه مونیخ،
‫ازدواج کرده بود.

11:27.479 --> 11:31.521
‫یه دختر 12 ساله هم داره.

11:37.896 --> 11:40.687
‫"سن: ۵۱ سال - جایزه روزنامه نگاری آلمان"

11:57.646 --> 11:59.187
‫"خانم لیزا کونراد"

12:02.021 --> 12:04.812
‫"لئون وبر"

12:20.437 --> 12:23.271
‫اداره یکم تحقیقات جنایی،
‫واحد ۱۱، اکبری هستم.

12:24.229 --> 12:25.229
‫الو؟

12:27.812 --> 12:29.729
‫سلام. میتونم با لئون وبر صحبت کنم؟

12:30.479 --> 12:33.687
‫بازرس ارشد اینجا نیست. شما؟

12:35.937 --> 12:37.604
‫ببخشید، شما؟

12:41.896 --> 12:43.854
‫موضوع مربوط به یه پرونده قدیمیه.

12:45.146 --> 12:46.021
‫میخواستم بپرسم...

12:46.104 --> 12:48.354
‫یه قتل که حدود 10 سال پیش اتفاق افتاده.

12:49.229 --> 12:50.646
‫10 سال پیش؟

12:53.687 --> 12:54.687
‫واقعاً؟

12:56.187 --> 12:57.271
‫گوش میکنم.

12:58.312 --> 12:59.604
‫اگه...

13:00.146 --> 13:04.812
‫یه نفر که فکر میکنه قاتل رو میشناسه،
‫اطلاعات جدیدی بده چی؟

13:05.854 --> 13:09.646
‫اگه میخواین به عنوان شاهد شهادت بدین،
‫هر وقت بخواین میتونین بیاین.

13:11.604 --> 13:13.521
‫ولی باید بتونین ادعاتون رو ثابت کنین.

13:13.604 --> 13:15.646
‫ادعام رو؟

13:15.729 --> 13:18.687
‫باید بشه صحت حرف هاتون رو بررسی کرد.

13:18.771 --> 13:20.062
‫منظورم از ادعا همین بود.

13:20.146 --> 13:22.146
‫وگرنه هر کسی میتونه هر کسی رو متهم کنه.

13:24.521 --> 13:26.646
‫چند درصد پرونده های قدیمی مثل این حل میشن؟

13:27.479 --> 13:29.604
‫نمیتونم آمار دقیقی بهتون بدم.

13:30.146 --> 13:31.146
‫خانم...

13:38.354 --> 13:42.687
‫اما بعضی وقتا...

13:43.646 --> 13:47.479
‫پرونده های قدیمی با کمک...

13:48.354 --> 13:51.812
‫DNA حل میشن؛ همون اثر انگشت ژنتیکی.

13:51.896 --> 13:53.437
‫"پرونده های قتل - لئون وبر"

13:56.646 --> 13:58.396
‫از سال ۱۹۹۸...

13:58.479 --> 14:00.146
‫"آنا فیلکینگ - تحقیقات مختومه شد"

14:00.229 --> 14:03.229
‫...همه اطلاعات به صورت سراسری ذخیره میشن.

14:03.729 --> 14:07.062
‫یعنی اطلاعات همه پرونده هایی که
‫بعد از سال ۱۹۹۸ بررسی شدن؟

14:08.146 --> 14:09.146
‫بله.

14:21.854 --> 14:23.396
‫خانم فیلکینگ؟

14:28.271 --> 14:31.229
‫خانم فیلکینگ، همکارم چند بار بهتون گفته

14:31.312 --> 14:34.729
‫که پرونده قتل خواهرتون بسته شده.

14:35.271 --> 14:38.562
‫و اگه خبر جدیدی بشه،
‫باهاتون تماس میگیریم...

14:46.979 --> 14:48.604
‫هیچوقت حرفم رو باور نمیکنن.

14:49.896 --> 14:51.437
‫هیچ کس حرفم رو باور نمیکنه.

14:53.229 --> 14:55.187
‫به DNA اون نیاز دارم.

15:32.979 --> 15:34.146
‫آروم باش.

15:35.021 --> 15:36.354
‫آروم بمون.

15:41.937 --> 15:43.687
‫آروم باش.

15:45.312 --> 15:46.562
‫سلام.

15:49.312 --> 15:50.729
‫روبرت لینتسن هستم.

15:52.937 --> 15:55.021
‫ممنون که فرصت مصاحبه رو بهم دادین.

15:58.062 --> 15:59.771
‫بیا تو. بفرما.

16:01.812 --> 16:03.021
‫بیا بوکوفسکی.

16:08.479 --> 16:09.812
‫بهتری؟

16:10.604 --> 16:12.062
‫آره، خیلی بهترم.

16:31.104 --> 16:33.854
‫لطفاً قبل از رفتنت، برای دکتر اونگر
‫یه قهوه درست کن.

16:33.937 --> 16:35.354
‫5 دقیقه دیگه آماده ام.

16:35.437 --> 16:36.521
‫حتماً.

16:49.896 --> 16:50.896
‫سلام رینر.

16:53.896 --> 16:55.854
‫- سلام.
‫- لئون.

16:56.562 --> 16:58.979
‫لیزا فیلکینگ همین چند دقیقه پیش
‫بهت زنگ زد.

17:02.146 --> 17:04.146
‫آخرین بار...

17:05.687 --> 17:07.437
‫آره، فکر کنم حدود 2 سال پیش بود.

17:09.521 --> 17:10.604
‫درسته.

17:11.312 --> 17:13.229
‫- اتفاقی افتاده؟
‫- نه.

17:14.104 --> 17:15.896
‫خودم بررسی کردم.

17:15.979 --> 17:18.146
‫هیچ شکایت جدیدی علیهش ثبت نشده.

17:24.187 --> 17:25.979
‫- یادداشتش میکنم.
‫- باشه.

17:40.937 --> 17:41.854
‫خانم کونراد،

17:41.937 --> 17:43.646
‫میدونم این سفرهای خیالی

17:43.729 --> 17:46.562
‫برای شما راه خیلی مهمی
‫برای آروم شدن و فرار از فشاره.

17:46.646 --> 17:50.479
‫اما در عین حال، نباید بیشتر از این
‫خودتون رو از دنیای بیرون جدا کنین...

17:52.104 --> 17:53.562
‫حالتون خوب نیست، درسته؟

17:53.646 --> 17:54.937
‫خیلی رنگتون پریده.

17:57.604 --> 17:59.562
‫دیشب زیادی پیش غذا خوردم.

18:16.354 --> 18:18.229
‫آخرین سفرت چطور بود؟

18:19.187 --> 18:21.437
‫عالی بود. ایتالیا بهم الهام میده.

18:22.104 --> 18:24.146
‫عاشق غذا و موسیقی اونجام.

18:24.229 --> 18:26.437
‫رُم شهر مورد علاقه منه.

18:27.771 --> 18:29.062
‫اونجا کسی رو دیدی؟

18:30.896 --> 18:31.896
‫خواهرم رو.

18:33.437 --> 18:37.937
‫دیدار کوتاهی بود.
‫ از دیدنش خیلی خوشحال شدم.

18:38.021 --> 18:39.479
‫این بار دیگه خبری از خون نبود؟

18:41.354 --> 18:42.979
‫فقط موتورش قرمز بود.

19:01.271 --> 19:03.062
‫دوباره هیولا رو دیدم.

19:07.021 --> 19:07.937
‫توی همون خواب؟

19:10.062 --> 19:12.479
‫بازم خاطرات اون اتفاق برات زنده شد
‫و بعدش از هوش رفتی؟

19:12.562 --> 19:15.979
‫نه، همون لحظه شناختمش.
‫با اینکه 10 سال گذشته بود.

19:17.937 --> 19:19.771
‫پیرتر از قبل به نظر میرسید؟

19:20.354 --> 19:21.729
‫این جدیده.

19:21.812 --> 19:23.354
‫و جالبه.

19:25.229 --> 19:26.896
‫توی خوابت ازش پرسیدی که...

19:26.979 --> 19:28.479
‫خواب نبود.

19:28.562 --> 19:29.521
‫چی؟

19:29.604 --> 19:31.646
‫واقعاً اتفاق افتاد. توی تلویزیون دیدمش.

19:35.312 --> 19:38.437
‫فکر کنم خودتون هم
‫به همین نتیجه رسیدین، خانم کونراد.

19:39.187 --> 19:42.896
‫اما حرف هاتون چند تا سؤال برام ایجاد میکنه.

19:42.979 --> 19:45.104
‫چون دیوونه ام و زیاد تلویزیون میبینم؟

19:45.187 --> 19:47.937
‫نه، چون دچار آسیب روانی شدین
‫و اختلال اضطراب دارین.

19:49.104 --> 19:51.187
‫هر وقت بخواین میتونم
‫داروهاتون رو تنظیم کنم.

19:52.687 --> 19:54.979
‫اگه حمله شدیدی بهتون دست داد...

19:55.062 --> 19:56.562
‫حالم خوبه.

20:04.479 --> 20:06.021
‫هنوز وقت داریم.

20:13.021 --> 20:16.312
‫اگه اشکالی نداره، میخوام برگردم دفترم.

20:18.896 --> 20:20.979
‫نوشتن کتاب جدید رو شروع کردی؟

20:24.646 --> 20:26.187
‫خب، اگه...

20:26.271 --> 20:29.271
‫اگه تازه وارد یه دوره خلاقیت شدی...

20:30.479 --> 20:32.146
‫خیلی چیزها رو توضیح میده.

20:32.729 --> 20:34.062
‫میدونی چیه؟

20:34.146 --> 20:38.771
‫فکر کنم بهتره جلسه امروز رو
‫زودتر تموم کنیم.

20:38.854 --> 20:40.187
‫- نظرت چیه؟
‫- آره.

20:40.271 --> 20:41.271
‫باشه.

20:43.812 --> 20:45.104
‫هفته بعد میبینمت.

20:46.062 --> 20:47.521
‫در نوشتن موفق باشی.

20:47.604 --> 20:48.604
‫ممنون.

21:08.562 --> 21:10.979
‫اتاق غذاخوری یا نشیمن؟

21:12.021 --> 21:13.312
‫اتاق غذاخوری.

22:04.521 --> 22:07.687
‫تا حالا هیچ مصاحبه حضوری ای
‫با رسانه ها نداشتی.

22:08.479 --> 22:11.521
‫نه فیسبوک داری، نه اینستاگرام،

22:11.604 --> 22:13.979
‫نه لینکدین و نه بلو اسکای.

22:14.812 --> 22:15.937
‫خلاصه،

22:16.021 --> 22:17.479
‫اگه کتاب هات نبودن،

22:17.562 --> 22:20.146
‫مردم فکر میکردن اصلاً کسی
‫به اسم لیزا کونراد وجود نداره.

22:26.812 --> 22:27.896
‫"نور و صداها"

22:27.979 --> 22:30.062
‫"لیزا کونراد، متولد سال ۱۹۸۷،

22:30.146 --> 22:32.521
‫برنده جایزه ادبیات آلمان،

22:32.604 --> 22:35.521
‫همراه سگش نزدیک مونیخ زندگی میکنه."

22:36.062 --> 22:37.354
‫همین و بس.

22:44.521 --> 22:45.646
‫خب...

22:46.854 --> 22:49.937
‫همه دنیا دارن التماس میکنن
‫که باهات مصاحبه حضوری داشته باشن،

22:50.021 --> 22:51.459
‫ولی من، بین این همه آدم،

22:51.483 --> 22:53.504
‫بدون اینکه حتی درخواست بدم،
‫این فرصت رو پیدا کردم.

22:54.771 --> 22:56.104
‫این موضوع برام سؤال شده.

22:57.312 --> 22:58.771
‫دلیلش چیه؟

23:00.021 --> 23:01.146
‫دلیل.

23:03.812 --> 23:06.146
‫دلیل این مصاحبه چیه؟

23:07.562 --> 23:09.021
‫من اینجا چیکار میکنم؟

23:15.604 --> 23:16.854
‫دلیل.

23:23.021 --> 23:24.812
‫مینویسمش.

23:40.229 --> 23:41.521
‫"خواهرم"

23:43.521 --> 23:45.521
‫رمان جنایی.

23:46.979 --> 23:51.396
‫نوشته لیزا کونراد.

24:04.562 --> 24:06.437
‫"اون صبح،

24:06.521 --> 24:07.854
‫لیزا..."

24:28.896 --> 24:31.479
‫"اون صبح، سوفی...

24:31.979 --> 24:36.396
‫مثل همیشه با جیغ از خواب بیدار نشد.

24:37.854 --> 24:41.854
‫اون جیغ وحشتناک.

24:43.146 --> 24:44.604
‫همون صدایی که...

24:46.229 --> 24:49.437
‫از وقتی خواهرش به قتل رسیده بود،

24:50.771 --> 24:53.521
‫هر شب از خواب میپروندش."

24:54.979 --> 24:57.937
‫مرگ، قانون زندگیه.

24:58.812 --> 24:59.812
‫خاطره...

24:59.896 --> 25:03.271
‫اینکه اون روز آروم از خواب بیدار شده بود،
‫خیلی عجیب بود،

25:03.354 --> 25:06.937
‫چون امروز روز خاکسپاری آنا بود.

25:07.021 --> 25:09.021
‫...توی قلب هامون زنده میمونه.

25:09.104 --> 25:12.604
‫اما سوفی هیچ احساسی نداشت.

25:13.479 --> 25:17.021
‫حتماً یه چیزی دیده.
‫اونجا بوده و حتماً میدونه کی...

25:18.687 --> 25:21.271
‫سوفی، بس کن. بیخیالش شو.

25:23.021 --> 25:25.021
‫بیخیالش شو.

25:25.604 --> 25:29.479
‫امیدوارم این خاک، حالا جای آرومی
‫برای آرمیدن جسمت باشه.

25:29.562 --> 25:33.229
‫اما روحت و عشقت تا ابد
‫توی قلب هامون زنده میمونن.

25:52.187 --> 25:54.937
‫گلبرگ ها توی هوا شناور میشن.

25:55.021 --> 25:57.604
‫قرمز، درست مثل خون آنا.

26:13.521 --> 26:17.021
‫اصلاً میدونه آنا
‫از گل های چیده شده متنفر بود؟

26:24.271 --> 26:27.021
‫اصلاً قبل از اینکه... میشناختش؟

26:33.646 --> 26:37.271
‫آنا یه قربانی اتفاقی بود؟

26:38.854 --> 26:41.604
‫یا از قصد انتخابش کرده بود؟

26:49.146 --> 26:52.646
‫مدتی بعد، دوست پسر سوفی از زندگیش رفت.

26:53.146 --> 26:57.437
‫انگار رابطه شون فقط یه هوس زودگذر بود.

26:58.646 --> 27:02.146
‫اما حالا اینجاست و با سر اشاره میکنه
‫تا بهش اطمینان بده.

27:09.312 --> 27:12.062
‫پدر و مادر سوفی بعد از اون روز
‫دیگه به دیدنش نرفتن.

27:12.146 --> 27:14.437
‫تماس هاشون با هم خیلی کم بود،

27:14.521 --> 27:19.687
‫و فقط به تبریک کریسمس
‫ و تولد همدیگه محدود میشد.

27:20.229 --> 27:22.187
‫شاید چون اگه پدر و مادرش
‫طور دیگه ای رفتار میکردن،

27:22.271 --> 27:26.187
‫احساس میکردن به دختر مُرده شون خیانت کردن.

27:27.146 --> 27:28.479
‫سوفی...

27:30.271 --> 27:31.687
‫دقیقاً نمیدونست...

27:32.604 --> 27:33.812
‫که...

27:39.729 --> 27:41.604
‫احتمالاً...

27:43.937 --> 27:45.271
‫احتمالاً از این بابت ممنون بود

27:45.354 --> 27:49.062
‫که پلیس ازش خواسته بود بیاد و
‫بقیه عزادارا رو ترک کنه.

27:59.979 --> 28:02.271
‫میدونم الان وقت مناسبی نیست،

28:02.354 --> 28:05.521
‫اما موقع مراسم خاکسپاری اطراف رو نگاه کردی؟

28:07.562 --> 28:10.271
‫کسیو دیدی که شبیه...

28:10.354 --> 28:13.021
‫نه. تازه قیافه اش هم با این فرق داشت...

28:13.104 --> 28:13.937
‫این...

28:15.646 --> 28:18.354
‫هر چقدر هم سعی کنم
‫با کلمه ها توصیفش کنم،

28:18.437 --> 28:21.896
‫نمیتونم تصویر واضح تری ازش توی ذهنم بسازم.

28:22.396 --> 28:23.854
‫دیدمش و...

28:24.479 --> 28:27.771
‫و در عین حال، ندیدمش.

28:29.812 --> 28:31.771
‫این حسابی عصبیش میکنه.

28:31.854 --> 28:34.562
‫بالاخره دیده بودش یا نه؟

28:39.562 --> 28:42.062
‫تازه شغل تو هم باید
‫با شغل من فرق داشته باشه.

28:57.146 --> 29:00.271
‫تو نقاشی. شاید بهتر باشه خودت سعی کنی
‫ تصویرش رو بکشی.

29:00.354 --> 29:02.396
‫اصلاً یکی از نقاشی هام رو دیدی؟

29:03.021 --> 29:06.396
‫نه، ولی فکر کردم مردی که
‫خیال میکنی دیدیش...

29:06.479 --> 29:08.687
‫خیال میکنم دیدمش؟

29:09.812 --> 29:11.229
‫حرفم رو باور میکنی؟

29:12.604 --> 29:15.062
‫باور داری که من قاتل رو دیدم؟

29:15.146 --> 29:18.354
‫باور کردن جزو وظایف شغلی من نیست.

29:18.437 --> 29:21.312
‫تو هم حرفم رو باور نمیکنی.
‫درست مثل همکارت.

29:21.396 --> 29:22.562
‫این طور نیست.

29:23.979 --> 29:25.896
‫با این حال، نمیتونی همین طور
‫به تماس گرفتن با ما ادامه بدی...

29:25.979 --> 29:27.097
‫چند هفته گذشته!

29:27.121 --> 29:30.146
‫چند هفته و هنوز هیچی
‫دستگیرتون نشده! هیچی!

29:30.229 --> 29:35.479
‫فقط فهمیدین که خواهرم
‫با 8 ضربه چاقو سلاخی شده!

30:17.271 --> 30:18.437
‫جای قشنگیه، نه؟

30:21.021 --> 30:23.479
‫یکم زیادی سایه نداره؟

30:23.562 --> 30:25.687
‫من زودتر از تو میمیرم.
‫حق دارم خودم انتخاب کنم.

30:25.771 --> 30:27.979
‫محاله. من بزرگ ترم. اول من می میرم.

30:28.062 --> 30:32.312
‫باشه، ولی وقتی مردم،
‫میخوام همین طوری کنارت دفن بشم.

30:32.396 --> 30:34.812
‫نمیخوام توی یه تابوت جدا تنها باشم.

30:41.104 --> 30:44.437
‫میخوام وقتی دفنم میکنن،
‫همین طوری بهت چسبیده باشم.

30:49.896 --> 30:53.021
‫اما اون لحظه، سوفی خواهرش رو تنها گذاشت...

30:55.271 --> 30:59.562
‫توی اون تابوت، توی اون گودال توی زمین.

31:00.104 --> 31:02.771
‫و میدونست آنا چقدر از این کار متنفر میشد...

31:18.646 --> 31:20.104
‫آقای اشتاین مایر!

31:38.146 --> 31:41.437
‫از خوشحالی دارم بال درمیارم
‫که بالاخره دوباره مینویسی.

31:41.521 --> 31:43.729
‫اما چرا رمان جنایی؟

31:44.604 --> 31:48.271
‫باید ببینیم آخرش چی از آب درمیاد.
‫خواستم همین که شروع کردم، بهت بگم.

31:49.312 --> 31:50.771
‫میخوام تا 30 ژوئن تمومش کنم.

31:51.812 --> 31:53.479
‫جدی؟ به این زودی؟

31:53.979 --> 31:54.812
‫اما عزیزم،

31:54.896 --> 31:57.187
‫چرا خودت رو اینقدر تحت فشار میذاری؟

31:59.771 --> 32:02.229
‫روان درمانگرم گفت این کار برام مفیده.

32:02.854 --> 32:06.312
‫باشه. و تو هم به حرفاش گوش میدی؟
‫این دیگه جدیده.

32:08.437 --> 32:10.146
‫داشتن یه مهلت مشخص مفیده.

32:10.229 --> 32:13.771
‫این طوری مجبورم کارم رو تموم کنم
‫و دیگه به فکرهای احمقانه نمیافتم.

32:14.562 --> 32:17.437
‫به هر حال، خودم انتخابش میکنم.

32:18.021 --> 32:19.021
‫کیو؟

32:20.021 --> 32:23.271
‫روزنامه نگار رو، برای مصاحبه معرفی کتاب.

32:24.146 --> 32:25.354
‫مصاحبه؟ تو؟

32:26.396 --> 32:28.479
‫ناشرت در این مورد چی میگه؟

32:30.312 --> 32:33.771
‫شراب شاردونه با کلی یخ!
‫الان میام!

32:33.854 --> 32:37.396
‫ببخشید. توی جلسه مدیر برنامه هام
‫با همه رقیبام هستم.

32:37.896 --> 32:41.562
‫بیا، درباره رمان جدیدم
‫به هیچکس چیزی نگو، باشه؟

32:42.354 --> 32:44.312
‫معلومه که به کسی نمیگم.

32:45.437 --> 32:47.604
‫راستی، بهم بگو...

32:47.687 --> 32:50.521
‫روان درمانگرت میدونه کدوم روزنامه
‫قراره باهات مصاحبه کنه؟

32:50.604 --> 32:51.604
‫ممنون بابت گل ها.

32:52.812 --> 32:53.812
‫قشنگن.

32:54.812 --> 32:56.979
‫پیش نویس قرارداد رو آماده کنم؟

32:57.562 --> 32:59.187
‫- اگه میخوای.
‫- باشه.

32:59.771 --> 33:02.021
‫مراقب خودت باش، باشه؟ جدی میگم.

33:02.104 --> 33:03.062
‫تو هم همین طور.

33:03.562 --> 33:04.562
‫فعلاً.

33:06.521 --> 33:07.604
‫عالیه.

34:02.271 --> 34:03.271
‫بازم معذرت میخوام.

34:04.396 --> 34:07.104
‫نه، من باید عذرخواهی کنم.

34:08.687 --> 34:13.562
‫نمیخواستم به حرفت شک کنم
‫یا از هنرت انتقاد کنم.

34:16.521 --> 34:17.896
‫ولی از کارت انتقاد کردم.

34:22.271 --> 34:23.771
‫کشیدنش رو تموم کردی؟

34:26.021 --> 34:27.771
‫فروختمش.

34:33.604 --> 34:34.979
‫لیزا کِی.

34:35.062 --> 34:36.812
‫از اسم مستعار استفاده میکنی؟

34:38.521 --> 34:40.312
‫دارم یه راز رو لو میدم؟

34:41.729 --> 34:44.021
‫نه، به هر حال خودش میفهمه.

34:44.104 --> 34:46.354
‫لیزا کونراد اسم مستعاره.

34:52.937 --> 34:56.937
‫یه...

34:57.979 --> 35:00.854
‫سیگار داری بهم بدی؟

35:01.437 --> 35:03.187
‫از کجا فکر کردی من...

35:03.687 --> 35:05.271
‫این قدر بوی سیگار میدم؟

35:05.354 --> 35:06.896
‫نه، کف کفشت این بو رو میده.

35:15.271 --> 35:17.312
‫خوب دقت میکنی.

35:20.104 --> 35:21.854
‫اما خواهر خوبی نیستم.

35:24.354 --> 35:26.646
‫چون نمیتونی چهره قاتل رو توصیف کنی؟

35:26.729 --> 35:28.896
‫چون باید بهتر از اینا از آنا مراقبت میکردم.

35:29.396 --> 35:32.521
‫من خواهر بزرگترش بودم.
‫همیشه مراقبش بودم...

35:34.396 --> 35:36.979
‫آدمایی که زنده میمونن،
‫معمولاً احساس گناه میکنن.

35:37.062 --> 35:38.521
‫اما من دیر کردم.

35:39.021 --> 35:41.437
‫به آنا قول داده بودم تا ساعت ۹ پیشش باشم.

35:41.521 --> 35:44.396
‫- اگه دیر نکرده بودم، آنا الان...
‫- تو نمیتونستی از کجا بدونی...

35:44.479 --> 35:47.021
‫این چیزی رو عوض نمیکنه! من دیر کردم!

35:59.854 --> 36:01.062
‫حالا میخوای چیکار کنی؟

36:05.854 --> 36:07.187
‫از آدمای بیشتری بازجویی میکنم.

36:09.146 --> 36:11.979
‫خونه خواهرت یه کابوس جناییه.

36:12.771 --> 36:15.229
‫اثر انگشت حدود 60 نفر رو داریم.

36:17.062 --> 36:20.104
‫جشن تولد آنا آخر هفته قبل از...

36:21.437 --> 36:25.562
‫رد مهمونی تا چند هفته توی خونه میمونه،
‫هر چقدر هم تمیزش کنی.

36:28.646 --> 36:29.979
‫اثر انگشت های روی چاقو چی؟

36:31.521 --> 36:33.562
‫فقط اثر انگشت های تو روش بود.

36:34.562 --> 36:36.021
‫حتماً چاقو رو پاک کرده.

36:41.604 --> 36:42.604
‫و...

36:44.229 --> 36:45.521
‫اثر انگشت های روی آنا؟

36:46.979 --> 36:47.979
‫روی...

36:48.479 --> 36:49.604
‫روی جسدش؟

36:53.062 --> 36:57.521
‫دو نوع DNA متفاوت با DNA خودش
‫روی جسدش پیدا شد.

36:57.604 --> 37:00.479
‫اما هیچ کدوم با نمونه های مهمونای جشن

37:00.562 --> 37:02.687
‫یا بقیه آدمایی که میشناخت، جور درنمی اومد.

37:03.187 --> 37:05.479
‫البته به جز DNA خودت.

37:06.729 --> 37:09.146
‫اصلاً نباید این چیزها رو بهت بگم.

37:09.229 --> 37:10.562
‫نباید این چیزها رو بهت بگم.

37:14.312 --> 37:17.979
‫یعنی روی جسد آنا فقط
‫یه نمونه DNA ناشناس وجود داره.

37:33.062 --> 37:34.479
‫و اون DNA توئه.

37:36.021 --> 37:40.021
.:: برگردان به پارسی: مرتضی راکی ::.

37:40.051 --> 37:45.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com

37:45.051 --> 37:55.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
Instagram: @Myf2m_com
