WEBVTT

00:31.280 --> 00:33.880
‫ملاقاتی داری

00:56.600 --> 00:59.999
‫هلن! خدای من، توی بیمارستان
‫چی کار می‌کنی؟

01:00.000 --> 01:01.520
‫واقعا حالم خوبه

01:10.160 --> 01:12.639
‫گمونم دیگه دکترها مشکلی ندارن
‫که بلند شدی و راه افتادی؟

01:12.640 --> 01:14.960
‫- گفتم حالم خوبه.
‫- ولی تیر خوردی. - می‌دونم

01:18.480 --> 01:20.040
‫هی

01:21.240 --> 01:23.000
‫هلن...

01:25.120 --> 01:27.480
‫واقعا که فکر نمی‌کنی...

01:29.720 --> 01:32.479
‫خدایا، اگه من کشته بودمش، فکر نمی‌کنی...

01:32.480 --> 01:35.919
‫حداقل زور می‌زدم گیر نیافتم؟

01:35.920 --> 01:37.400
‫یه اسلحه رو پیدا کردن

01:38.880 --> 01:41.480
‫اثر انگشتت همه جاش هست

01:43.040 --> 01:45.440
‫ببین، می‌خواستم انجامش بدم

01:48.320 --> 01:50.759
‫ولی نتونستم

01:50.760 --> 01:53.279
‫اونو نکشتم

01:53.280 --> 01:55.520
‫همچین آدمی نیستم

02:00.040 --> 02:03.079
‫می‌دونی، اینطور که معلومه
‫می‌تونی توی کما...

02:03.080 --> 02:05.239
‫خواب ببینی

02:05.240 --> 02:09.400
‫می‌‌دونی، خواب دیدم که بیدار شدم
‫و با هم به استرالیا برگشتیم

02:10.600 --> 02:12.360
‫رفتیم پیش هم زندگی کنیم

02:14.120 --> 02:15.760
‫- به نظر قشنگ میاد
‫- قشنگ بود

02:18.240 --> 02:19.999
‫تا یه مدت

02:20.000 --> 02:22.319
‫توی یه آپارتمان گیر کرده بودم

02:22.320 --> 02:24.999
‫نمی‌تونستم به اون سقوط
‫هواپیما نگاه نکنم

02:25.000 --> 02:28.999
‫سعی داشتم بفهمم الیوت استنلی کی بوده و...

02:29.000 --> 02:31.079
‫می‌خواستم از همه چی سر دربیارم

02:31.080 --> 02:33.200
‫نمی‌تونستم بیخیالش بشم

02:36.760 --> 02:38.919
‫بهم اعتماد نداری

02:38.920 --> 02:40.160
‫من...

02:45.000 --> 02:46.520
‫تو رو نمی‌شناسم

02:50.040 --> 02:53.880
‫نمی‌دونم واقعا کی هستی و...

02:59.720 --> 03:02.599
‫خدایا، ای کاش متفاوت بودم

03:02.600 --> 03:05.239
‫ای کاش می‌تونستم خوشحال باشم

03:05.240 --> 03:07.240
‫هنوزم می‌تونیم

03:14.160 --> 03:15.640
‫متاسفم

03:22.280 --> 03:24.040
‫متاسفم

03:27.680 --> 03:29.760
‫عاشقتم

03:38.920 --> 03:40.760
‫منم عاشقتم

03:43.960 --> 03:45.960
‫ولی کافی نیست

04:00.964 --> 04:05.964
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

04:05.965 --> 04:10.965
‫مترجم: Highbury

04:16.720 --> 04:20.200
‫زیاد بزرگتر از تو نبودم
‫که بابام فوت کرد

04:23.000 --> 04:26.120
‫حواست باشه که دم دست
‫کسیدی کوفتی نبودم

04:27.520 --> 04:29.840
‫ولی به اندازه خودم سختی کشیدم

04:32.560 --> 04:36.320
‫یه پدر قرار نیست زنده بمونه
‫تا اینجور چیزها رو ببینه، فرگال

04:38.520 --> 04:40.640
‫نظم و ترتیبش این نیست

04:42.160 --> 04:46.639
‫شنیدی که الان کی رو انداختن زندان؟

04:46.640 --> 04:50.240
‫اثر انگشت کی روی اسلحه‌ای پیدا شده
‫که کنار جسد پدرت افتاده بوده؟

04:51.560 --> 04:53.079
‫یوجین کسیدی

04:53.080 --> 04:56.799
‫یوجین پدرسگ بی‌شرف کسیدی!

04:56.800 --> 04:58.359
‫خب، یه چیز دیگه بهت میگم...

04:58.360 --> 05:01.359
‫که بازم نظم و ترتیب طبیعی نداره، فرگال...

05:01.360 --> 05:04.560
‫وقتی پدر خودت می‌زنه پدرتو می‌کشه

05:07.480 --> 05:09.440
‫- اون پدرم نیست.
‫- کدوم یکی؟

05:13.440 --> 05:15.560
‫از پسش برمیای، می‌شنوی؟

05:18.120 --> 05:20.080
‫چون یه مک‌دانلی

05:22.040 --> 05:23.719
‫مگه نیستی؟!

05:23.720 --> 05:26.320
‫- آره، هستم.
‫- پس با صدای بلند بگو، پسر!

05:27.840 --> 05:29.200
‫من یه مک‌دانلم

05:30.440 --> 05:33.000
‫و حالا این فرصت رو داری، پسرم...

05:34.840 --> 05:37.880
‫تا اسمی که این خونواده بهت
‫داده رو سربلند کنی...

05:39.200 --> 05:43.480
‫تا همون مردی بشی که پدرت
‫می‌دونست می‌تونی بشی

05:44.920 --> 05:47.559
‫برای این کار حاضری؟

05:47.560 --> 05:49.720
‫- آره.
‫- ولی واقعا حاضری؟

05:56.520 --> 05:59.360
‫- بدجور آماده‌م
‫- آره، معلومه هستی!

06:01.000 --> 06:03.959
‫خب، این کار رو برای بابات بکن...

06:03.960 --> 06:05.560
‫برای پسرم

06:08.120 --> 06:11.959
‫این کار رو براش بکن،
‫تا تشویق کنه و کف بزنه...

06:11.960 --> 06:14.839
‫می‌دونی که؟

06:14.840 --> 06:17.280
‫- پس کی هستی؟
‫- یه مک‌دانلم

06:19.040 --> 06:20.920
‫یه مک‌دانلی

06:44.960 --> 06:47.559
‫می‌تونی بری

06:47.560 --> 06:48.959
‫به همین راحتی؟

06:48.960 --> 06:51.279
‫من بودم کشور رو ترک نمی‌کردم

06:51.280 --> 06:54.279
‫فکر نکنم بتونی زیاد دور بشی

06:54.280 --> 06:56.679
‫درسته

06:56.680 --> 06:59.240
‫درسته، باشه. فهمیدم

07:32.840 --> 07:34.440
‫ایناهاش

07:37.120 --> 07:39.519
‫گمونم به خاطر تو گذاشتن
‫از اونجا آزاد بشم؟

07:39.520 --> 07:41.439
‫راستش، نه

07:41.440 --> 07:45.359
‫قبلا اینقدر پلیس می‌شناختم
‫که حد نداشت

07:45.360 --> 07:48.720
‫ولی این، این یکی کار فرانک مک‌دانل ـه

07:50.440 --> 07:53.920
‫کشتن یکی پشت میله‌ها
‫خیلی پیچیده و سخت‌تره

07:55.160 --> 07:57.039
‫اینطوری راحتتره

07:57.040 --> 07:58.359
‫یا مسیح

07:58.360 --> 08:02.119
‫نگران نباش. حتی اونا هم اینقدر
‫احمق نیستن که بیرون...

08:02.120 --> 08:05.999
‫- پاسگاه پلیس این کار رو بکنن
‫- من دونال رو نکشتم

08:06.000 --> 08:08.559
‫یه جورایی، فکر نکنم فرانک حرفتو باور کنه

08:08.560 --> 08:10.680
‫ولی من نکشتمش

08:12.760 --> 08:15.239
‫الان پیش منی، یوجین...

08:15.240 --> 08:18.920
‫و قول میدم که نمیذارم
‫اتفاقی برات بیافته

08:20.280 --> 08:23.159
‫بیا بریم

08:23.160 --> 08:26.199
‫- کجا میری؟
‫- خونه کسیدی

08:26.200 --> 08:28.679
‫میخونه خونوادگی. امروز
‫عصر یه جلسه هست...

08:28.680 --> 08:32.559
‫تا این مزخرف مک‌دانل رو
‫یک بار و برای همیشه تمومش کنیم

08:32.560 --> 08:34.480
‫لعنت بهش

08:38.760 --> 08:41.839
‫دوران خیلی سختی داشتی

08:41.840 --> 08:44.439
‫بیا برت گردونیم.
‫یه نوشیدنی بخور

08:44.440 --> 08:47.960
‫تمام درگیری کسیدی - مک‌دانل...

08:49.480 --> 08:51.079
‫جنگ من نیست

08:51.080 --> 08:53.280
‫مدام به سمتش کشیده میشم، ولی...

08:55.720 --> 08:58.120
‫مال یوجین ـه، نه من

09:06.440 --> 09:09.040
‫ما خونواده‌ایم، پسرم

09:10.520 --> 09:12.960
‫فقط همدیگه رو داریم

09:16.800 --> 09:19.640
‫فکر کنم بدونم چرا فرار کردم

09:24.520 --> 09:27.720
‫دونال برادرمو کشت چون
‫فکر کرد من بودم

09:34.200 --> 09:36.959
‫من زنش رو باردار کردم...

09:36.960 --> 09:39.319
‫میاد سراغم...

09:39.320 --> 09:42.640
‫ولی برادرم آخر کار با یه
‫گلوله توی سرش می‌میره

09:51.320 --> 09:53.560
‫هنوزم می‌خوای باهات بیام؟

09:58.680 --> 10:01.560
‫این خونه توئه، یوجین

10:13.360 --> 10:15.000
‫چیه؟

10:16.080 --> 10:18.039
‫من...

10:18.040 --> 10:19.760
‫باید یه ماشین قرض بگیرم

10:21.000 --> 10:23.679
‫چرا از من می‌خوای یه ماشین قرض بگیری؟

10:23.680 --> 10:25.759
‫چون باید یه ماشین قرض بگیرم

10:25.760 --> 10:28.560
‫پناه بر خدا، واقعا آدمو خسته می‌کنی

11:07.679 --> 11:09.679
‫[فرودگاه کیلامور]

11:24.680 --> 11:28.160
‫حقیقت داره!

11:41.680 --> 11:44.720
‫آره، آره، آره.
‫عاشقشم، آره، آره

11:48.440 --> 11:51.839
‫باشه، باید بپرسم چه غلطی دارین می‌کنین؟

11:51.840 --> 11:53.799
‫- هلن!
‫- هلن!

11:53.800 --> 11:56.119
‫شنیدم از بیمارستان اومدی بیرون.
‫خیلی خوشحالم

11:56.120 --> 11:58.199
‫قرار بود خودتو تحویل بدی

11:58.200 --> 12:01.359
‫نمی‌دونم چی داری میگی، عزیزم، ولی...

12:01.360 --> 12:03.239
‫من و رفیقم، رویری که اینجاست...

12:03.240 --> 12:05.839
‫گمونم رفیق جدیدت روری بهت نگفته...

12:05.840 --> 12:07.999
‫که منو دزدیده

12:08.000 --> 12:09.479
‫دوباره بگو؟

12:09.480 --> 12:11.640
‫منو توی زیرزمینش زندانی کرد

12:13.240 --> 12:15.999
‫صبر کن، چیزی که در موردش
‫توی میخونه بهم گفتی...

12:16.000 --> 12:18.839
‫- همون چیز بد؟
‫- خیلی مشکل داشتم...

12:18.840 --> 12:22.599
‫- و گذاشتم برم، بدون هیچ آسیبی.
‫- با هم میرین تعطیلات؟

12:22.600 --> 12:24.879
‫خب، اتفاقی که افتاد این بود که...

12:24.880 --> 12:28.999
‫با رویری در یه میخونه آشنا شدم و
‫وضع خیلی بدی داشت...

12:29.000 --> 12:31.559
‫درست مثل من.
‫تصمیم گرفتیم دیدگاه‌مونو عوض کنیم...

12:31.560 --> 12:34.239
‫تا دنیا رو ببینیم. پس برای مامانم
‫یه پرستار گرفتم...

12:34.240 --> 12:38.519
‫و حالا داریم به بوداپست میریم تا...

12:38.520 --> 12:42.319
‫چی بود که می‌خواستیم توی
‫بوداپست ببینیم، ایتان؟

12:42.320 --> 12:44.799
‫بلیتش ارزون بود، رویری،
‫دلیلش اصلیش این بود

12:44.800 --> 12:46.439
‫به طرز تعجب‌آوری ارزون بودن

12:46.440 --> 12:48.759
‫مسئولیت‌هایی داری

12:48.760 --> 12:52.439
‫نه فقط به عنوان یه افسر پلیس
‫بلکه به عنوان یه انسان

12:52.440 --> 12:55.199
‫ولی دیگه هیچوقت از اون کارها نمی‌کنم

12:55.200 --> 12:59.840
‫مدت زیادی نیست که می‌شناسمش،
‫ولی واقعا بهش باور دارم

13:01.760 --> 13:03.880
‫دوست پسرت باهات نیست؟

13:05.840 --> 13:07.879
‫راستش، الیوت بازداشت شده

13:07.880 --> 13:10.119
‫البته به شما که هیچ ربطی نداره

13:10.120 --> 13:13.120
‫نه، ولی آزادش کردن. مگه نشنیدی؟

13:14.520 --> 13:17.680
‫اینطور که من فهمیدم فرانک مک‌دانل
‫می‌خواد اون آزاد باشه تا...

13:19.400 --> 13:21.320
‫تا یه هدف آسونتر بشه

13:24.800 --> 13:26.839
‫خب، این...

13:26.840 --> 13:31.359
‫یه مرد بالغه و اون...

13:31.360 --> 13:34.200
‫ببین مسئله اینه که تو باید
‫کار درست رو انجام بدی

13:35.440 --> 13:37.839
‫نه، می‌دونم

13:37.840 --> 13:40.840
‫مسئولیت من نیست. نیست

13:42.680 --> 13:45.399
‫سر الیوت چی میاد؟

13:45.400 --> 13:47.719
‫نمی‌دونم. چیز خوبی نمیشه

13:47.720 --> 13:50.080
‫خب، من یکی که درگیر نمیشم

13:52.680 --> 13:55.360
‫باشه، ببین، واقعا از خودم متنفرم
‫که اینو می‌پرسم، ولی...

13:56.720 --> 13:59.160
‫رویروی، به کمکت نیاز دارم

14:15.000 --> 14:16.400
‫سلام

14:17.680 --> 14:20.079
‫مطمئن نبودم بیای

14:20.080 --> 14:24.119
‫خب، توی پیام گفتم که میام، مگه نه؟

14:24.120 --> 14:28.239
‫آخه با توجه به اتفاقاتی
‫که توی هتل افتاد...

14:28.240 --> 14:30.999
‫فکر می‌کنی چرا جایی رو انتخاب کردم
‫که کلی آدم باشه؟

14:31.000 --> 14:32.600
‫درسته. هوشمندانه‌س

14:34.040 --> 14:36.959
‫فکر کردم انتخابش کردی چون اونجا
‫یه ساندویچ‌فروشی خیلی خوب هست

14:36.960 --> 14:41.399
‫ساندویچ مرغ تند دارن
‫که خیلی خوشمزه‌س

14:41.400 --> 14:42.759
‫آره، نه، من...

14:42.760 --> 14:46.439
‫به خاطر ساندویچ مرغ تند انتخابش نکردم

14:46.440 --> 14:47.920
‫درسته

14:51.400 --> 14:53.000
‫ببین...

14:54.880 --> 14:57.359
‫من باباتو نکشتم

14:57.360 --> 15:01.119
‫و دلیلی نداری حرفمو باور کنی، ولی...

15:01.120 --> 15:03.160
‫می‌خواستم از زبون من بشنوی

15:04.720 --> 15:06.240
‫برام مهم نیست

15:09.360 --> 15:11.759
‫می‌خواست تو رو پیش اونا ببرم

15:11.760 --> 15:14.399
‫پیش اون و فرانک

15:14.400 --> 15:17.719
‫گفتش که با من مهربونی و
‫مجبور بودم بهت زنگ بزنم

15:17.720 --> 15:19.439
‫درسته

15:19.440 --> 15:22.800
‫آره، مامانت بهم گفت که
‫یه برنامه‌ای برات در نظر گرفتن

15:25.040 --> 15:26.760
‫این کار رو کردن

15:28.520 --> 15:30.559
‫ببین هر چی که مامانت از فرانک گرفته...

15:30.560 --> 15:32.400
‫بدجوری می‌خواد پسش بگیره

15:34.760 --> 15:36.720
‫آره

15:40.840 --> 15:42.120
‫ببین!

15:43.840 --> 15:47.199
‫همون ساندویچ مرغ تنده

15:47.200 --> 15:50.239
‫یه نگاه به طرفت بنداز. انگار...

15:50.240 --> 15:52.760
‫یه گربه‌س که ساندویچ مرغ
‫به دندون گرفته

15:58.360 --> 16:00.600
‫توی پیامت گفته بودی که
‫کمک منو می‌خوای

16:05.320 --> 16:08.639
‫کاری که فرانک می‌خواد رو انجام نمیدم

16:08.640 --> 16:12.519
‫که یعنی نمی‌تونم توی خونه بمونم، چون...

16:12.520 --> 16:14.039
‫می‌دونی، با فرانک دربیافتی...

16:14.040 --> 16:15.959
‫فکر می‌کنی پدربزرگ خودت
‫بهت آسیب بزنه؟

16:15.960 --> 16:17.680
‫می‌دونم که می‌زنه

16:23.680 --> 16:27.359
‫- خب چی می‌خوای؟
‫- یه جای امن برای موندن

16:27.360 --> 16:30.959
‫پول ندارم تا از کشور برم، ولی...

16:30.960 --> 16:34.079
‫فکر کردم شاید بتونم
‫جایی قایم بشم که...

16:34.080 --> 16:36.760
‫به فکر هیچکس نرسه اونجا دنبالت بگردن

16:38.400 --> 16:39.960
‫مادرم؟

16:45.280 --> 16:47.399
‫از کجا بدونم می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

16:47.400 --> 16:50.239
‫خب، کمکت کردم از جزیره بری بیرون، نه؟

16:50.240 --> 16:52.159
‫و...

16:52.160 --> 16:53.640
‫اگه کمک نکنی...

16:54.760 --> 16:56.280
‫اونوقت...

16:58.680 --> 17:00.320
‫اونوقت مُردم

17:04.800 --> 17:06.519
‫زود باش

17:06.520 --> 17:08.640
‫زحمت نکش، من میارمش

17:36.079 --> 17:38.079
‫[رفت دیدن فرگال مک‌دانل.]

17:40.080 --> 17:42.080
‫[دنبالش برم...]

17:46.080 --> 17:48.800
‫از اینجا به بعدش با ما، کسیدی کثافت!

18:00.560 --> 18:04.079
‫هی، کیران! گوش کن، دنبال آخرین
‫آدرس مشخص...

18:04.080 --> 18:06.440
‫بیوه الیوت استنلی می‌گردم. میشه...؟

18:08.120 --> 18:10.360
‫نه، می‌دونم، خیلی وقت پیش. می‌دونم

18:11.520 --> 18:14.399
‫بسیار خب، کیران. دستت درد نکنه

18:14.400 --> 18:16.239
‫ممنونم. مرسی، خداحافظ

18:16.240 --> 18:18.720
‫فعلا، خداحافظ، خدانگهدار

18:20.680 --> 18:23.279
‫الان پشت میزش نیست...

18:23.280 --> 18:26.559
‫ولی وقتی آدرس رو گیر بیاره زنگ می‌زنه

18:26.560 --> 18:28.080
‫عالیه

18:30.560 --> 18:33.199
‫ببین، از کمکت ممنونم،
‫ولی لازم نبود...

18:33.200 --> 18:35.119
‫با من بیای

18:35.120 --> 18:37.999
‫ولی اگه آدرس این خانم رو بگیرم...

18:38.000 --> 18:40.159
‫و بری اونجا و جواب
‫سوال‌هاتو نده چی؟

18:40.160 --> 18:43.000
‫اگه یه افسر قانون کنارت
‫وایستاده باشه همه چی فرق می‌کنه

18:45.200 --> 18:47.559
‫و می‌دونم اینو نخواستی، ولی...

18:47.560 --> 18:51.199
‫اینجام چون می‌خوام بهت
‫نشون بدم عوض شدم

18:51.200 --> 18:53.839
‫برای من یه فرصته تا یه کار
‫واقعا خوب انجام بدم...

18:53.840 --> 18:56.719
‫و با کمک کردن به تو از خود گذشته باشم

18:56.720 --> 18:59.879
‫اون و اینکه نمی‌خواستم تنهایی برم بوداپست

18:59.880 --> 19:03.319
‫به ظاهر، نمیذارن توی حموم‌ها
‫شورت پات کنی

19:03.320 --> 19:06.519
‫می‌دونی اینطور نیست که خجالت بکشم...

19:06.520 --> 19:10.079
‫فقط اینکه نمی‌خوام
‫اونا خجالت بکشن. می‌دونی؟

19:10.080 --> 19:12.799
‫همه باید وقتی می‌تونستیم می‌رفتیم

19:12.800 --> 19:16.439
‫خب، احتمالا تمام این کارها
‫فقط وقت تلف کردنه

19:16.440 --> 19:18.959
‫ممکنه، ولی دوست پسرت در خطره...

19:18.960 --> 19:22.000
‫و به نظر نمیاد از اون آدم‌ها باشی که
‫وقتی کمکی از دستشون برمیاد میذارن میرن

19:24.280 --> 19:26.280
‫اون دیگه دوست پسرم نیست

19:27.320 --> 19:30.959
‫دوست پسرت نیست، ها؟

19:30.960 --> 19:33.519
‫عجیب و غریب شد!

19:33.520 --> 19:35.519
‫شاید، فقط دارم دنبال بهونه می‌گردم

19:35.520 --> 19:38.839
‫گندش بزنن! خب، این شد یه چیزی

19:38.840 --> 19:40.759
‫چیه؟

19:40.760 --> 19:43.319
‫کیران الان آدرس رو فرستاد

19:43.320 --> 19:46.240
‫اصلا باورت نمیشه کجا زندگی می‌کنه

20:11.080 --> 20:13.199
‫اه

20:13.200 --> 20:17.439
‫رویری اسلیتر! کی‌می‌دونست
‫اینقدر دوست داری؟

20:17.440 --> 20:20.399
‫حالا که فکرشو می‌کنم کی
‫باورش می‌شد تو اصلا دوست داری؟

20:20.400 --> 20:23.079
‫باشه، دیردره؟

20:23.080 --> 20:25.839
‫خب، ببین، گوش کن،
‫ایشون هلن چمبرز هستن...

20:25.840 --> 20:28.719
‫و چند تا سوال داره که
‫خوشحال میشه جواب‌شون بدی

20:28.720 --> 20:32.119
‫توی دردسری افتادم؟

20:32.120 --> 20:33.759
‫باید وکیل بگیرم؟

20:33.760 --> 20:37.439
‫نه، نه، نه. اصلا اونطوری نیست.
‫در هیچ دردسری نیافتادی

20:37.440 --> 20:40.120
‫فقط امیدوار بودم
‫باهاتون حرف بزنم در مورد...

20:42.640 --> 20:46.880
‫قبلا با مردی به اسم الیوت استنلی
‫ازدواج کرده بودین؟

20:50.800 --> 20:53.359
‫این شما و الیوت هستین؟

20:53.360 --> 20:57.959
‫درسته. باورش سخته که زمانی
‫اون شکلی بودم، نه؟

20:57.960 --> 21:02.680
‫- نه اصلا.
‫- واقعا دروغگوی خوبی هستی

21:04.320 --> 21:09.159
‫اینطور که فهمیدم شوهر شما
‫رفته دنبال یه هواپیمای غرق شده بگرده...

21:09.160 --> 21:11.680
‫همراه با زنی به اسم نیو کسیدی؟

21:12.760 --> 21:15.599
‫درسته. همون زنیکه که کشتش!

21:15.600 --> 21:19.719
‫دیگه اصلا خوب نیست اینطوری
‫حرف بزنیم، دیردره، باشه؟

21:19.720 --> 21:21.759
‫اینطور حرف زدن...

21:21.760 --> 21:23.399
‫سریعتر از شلوار نداشتن سرتو به باد میده

21:23.400 --> 21:25.719
‫ایتان

21:25.720 --> 21:27.760
‫الیوت من یه غواص بود

21:29.280 --> 21:31.999
‫در اون روزها شهرتی برای خودش داشت...

21:32.000 --> 21:35.079
‫لاشه‌های غرق شده کشتی‌ها
‫رو پیدا می‌کرد...

21:35.080 --> 21:38.120
‫برای همین فرانک برای پیدا کردن
‫یه هواپیما استخدامش کرد

21:39.320 --> 21:42.039
‫و دوستان خوبی شدن

21:42.040 --> 21:43.959
‫خیلی با هم صمیمی شدن

21:43.960 --> 21:47.839
‫که نیو کسیدی در کجای
‫این ماجرا قرار می‌گیره؟

21:47.840 --> 21:51.759
‫هیچوقت خبر نداشتم که با
‫نیو کسیدی ارتباطی داره

21:51.760 --> 21:54.879
‫تازه بعد از مرگش فهمیدم

21:54.880 --> 21:57.719
‫اون موقع بود که مردم
‫شروع کردن به شایعه دراوردن

21:57.720 --> 22:03.039
‫گفتن که الیوت من با نیو کسیدی
‫سوار یه تاکسی شده

22:03.040 --> 22:05.599
‫و بعدش نیو کسیدی اون
‫روز بعد از ظهر اومد...

22:05.600 --> 22:07.120
‫سر تا پا گلی بود

22:09.560 --> 22:12.719
‫الیوتم دیگه هرگز دیده نشد

22:12.720 --> 22:15.399
‫فکر می‌کنین نیو اونو کشته؟

22:15.400 --> 22:18.119
‫معلومه که اونو کشته

22:18.120 --> 22:20.999
‫توی اون هواپیما هر چیزی که
‫با هم پیدا کردن...

22:21.000 --> 22:24.119
‫زیر همون خاک دفنش کرده

22:24.120 --> 22:27.479
‫کجا؟ یادتون میاد با هم کجا رفتن؟

22:27.480 --> 22:29.399
‫متاسفانه نه

22:29.400 --> 22:31.560
‫برام خیلی کهنه شده

22:32.680 --> 22:34.319
‫یه مشت شایعه شده

22:34.320 --> 22:38.679
‫فقط می‌دونم که با هم سوار
‫یه تاکسی شدن...

22:38.680 --> 22:41.880
‫و بعدش وسط شهر زنیکه تنهایی...4

22:43.560 --> 22:45.479
‫پیاده شده

22:45.480 --> 22:47.119
‫تاکسی؟

22:47.120 --> 22:49.400
‫شرکت تاکسیرانی دایموند اکسپرس

22:50.400 --> 22:53.919
‫آره، اینو یادمه، چون مردم همیشه می‌گفتن...

22:53.920 --> 22:57.000
‫اگه سر تا پا گلی باشی،
‫باید به اونا زنگ بزنی

22:58.360 --> 23:01.399
‫به خاطر وقتی که گذاشتین
‫خیلی ممنونم

23:01.400 --> 23:03.320
‫دستت درد نکنه، دیردره

23:04.320 --> 23:08.959
‫هی، فکر نکنم یوجین کسیدی رو بشناسین؟

23:08.960 --> 23:10.439
‫اوه

23:10.440 --> 23:12.599
‫پسر نیو کسیدی؟

23:12.600 --> 23:15.119
‫حالش چطوره؟

23:15.120 --> 23:18.239
‫حالش بد نیست

23:18.240 --> 23:21.440
‫الیوت من یه ذره شیطون بود

23:23.280 --> 23:25.879
‫بیا فقط همینو بگیم

23:25.880 --> 23:28.000
‫در شهرهای کوچیکی مثل این...

23:29.080 --> 23:31.000
‫اتفاقات زیادی می‌افته

23:33.000 --> 23:34.760
‫باشه

23:36.320 --> 23:37.880
‫بازم ممنون

23:54.760 --> 23:57.479
‫میشه کمربندتو ببندی؟

24:00.040 --> 24:02.959
‫- فکر می‌کنی چی بگه؟
‫- کی؟

24:02.960 --> 24:05.800
‫مامانت

24:08.000 --> 24:10.159
‫اووه!

24:10.160 --> 24:11.640
‫نه

24:13.600 --> 24:15.799
‫لطفا کمربندتو ببند، باشه؟

24:17.440 --> 24:21.119
‫این یکی چی؟ بیخیال، این یکی کلاسیکه

24:21.120 --> 24:23.120
‫فکر کنم دارن تعقیب‌مون می‌کنن

24:25.920 --> 24:29.839
‫- چه وضعشه؟
‫- حالا میشه کمربندتو ببندی

24:29.840 --> 24:32.359
‫می‌دونی که چراغ قرمزه؟

24:34.560 --> 24:36.199
‫فکر کنم گم‌شون کردیم

24:36.200 --> 24:37.720
‫وای دوچرخه!

24:40.720 --> 24:43.000
‫مراقب باش!

24:44.920 --> 24:48.040
‫- اونا هم دنبال‌مونن؟
‫- اینطور به نظر میاد

24:49.880 --> 24:52.640
‫محکم بشین

25:01.520 --> 25:03.879
‫ماشین زرد برگشت
‫دو تا شدن!

25:03.880 --> 25:06.639
‫آره، خودم می‌دونم

25:06.640 --> 25:08.119
‫تراکتور!

25:08.120 --> 25:11.800
‫- لعنتی، از کجا یاد گرفتی اینطوری رانندگی کنی؟
‫- نمی‌دونم

25:14.960 --> 25:16.360
‫محکم بشین

25:25.040 --> 25:29.600
‫- چیزی می‌بینی؟
‫- خب، معلومه که نه

25:33.040 --> 25:35.879
‫- کمربندتو باز کن
‫- چرا؟

25:35.880 --> 25:37.559
‫بازش کن!

25:37.560 --> 25:40.160
‫صبر کن، یه صخره کوفتیه؟!

26:03.480 --> 26:05.280
‫هی، ند هستم

26:07.720 --> 26:09.559
‫ند تولی

26:09.560 --> 26:11.879
‫- باشه.
‫- به فرانک بگو یوجین رو پیدا کردیم

26:11.880 --> 26:14.079
‫من و پسرها، محافظش رو کشتیم

26:14.080 --> 26:15.359
‫اینقدر ترسوندیمش...

26:15.360 --> 26:17.679
‫که با ماشین از یه صخره پرید پایین

26:17.680 --> 26:20.239
‫حتما به فرانک اینو بگو، باشه؟
‫پسرهای تولی...

26:20.240 --> 26:21.920
‫کار رو تموم کردن

26:23.160 --> 26:25.039
‫خبر خوب رو بده...

26:25.040 --> 26:27.559
‫چون اینطوری در سازمان حسابی
‫ترفیع می‌گیریم

26:27.560 --> 26:31.399
‫فرانک خیلی واضح دستور داد
‫که یوجین کسیدی نباید آسیب ببینه...

26:31.400 --> 26:33.119
‫یا کسی بهش نزدیک نشه

26:33.120 --> 26:35.079
‫نه، شنیدم که...

26:35.080 --> 26:36.599
‫ند تولی، درسته؟

26:36.600 --> 26:39.600
‫مطمئن میشم فرانک اسمت
‫رو بشنوه، آقای تولی

26:40.720 --> 26:44.200
‫تا خودش بیاد و یه گلوله توی
‫کله پوکت خالی کنه

26:46.680 --> 26:48.040
‫لعنتی

27:06.000 --> 27:08.719
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم

27:08.720 --> 27:11.160
‫- وحشتناک بود.
‫- لعنت بهش

27:12.800 --> 27:15.999
‫خب، نباید اینجا بمونیم. زود باش

27:16.000 --> 27:17.999
‫مطمئنی می‌خوای اونو نگه داری؟

27:18.000 --> 27:20.159
‫پیاده راه زیادیه

27:20.160 --> 27:22.279
‫آره، آره، مطمئنم

27:22.280 --> 27:23.720
‫باشه، زود باش

27:52.040 --> 27:53.320
‫الو؟

27:54.840 --> 27:56.320
‫الو!

27:58.280 --> 28:00.360
‫سلام

28:05.280 --> 28:08.079
‫ببخشید. زمونه بدی شده

28:08.080 --> 28:11.759
‫آدم نمی‌دونه کی میاد در خونه‌ش

28:11.760 --> 28:14.959
‫ببین، یه موقع سوابق
‫رو نگه نمی‌دارین...

28:14.960 --> 28:17.479
‫سوابق سفرهایی که رفتین...

28:17.480 --> 28:19.439
‫پیاده کردن و سوار کردن
‫مشتری‌ها و از اینجور چیزها؟

28:19.440 --> 28:21.919
‫کارهامونو وارد سیستم می‌کنیم، بله

28:21.920 --> 28:24.439
‫دنبال چه تاریخی هستی؟

28:24.440 --> 28:26.920
‫خب، مال ۴۲ سال پیشه

28:28.440 --> 28:29.799
‫۴۲ سال؟!

28:29.800 --> 28:32.959
‫ببین، می‌دونم احتمالش خیلی کمه

28:37.520 --> 28:39.160
‫بیا تو

28:59.600 --> 29:01.840
‫بابام یه مرد دقیق بود

29:03.600 --> 29:05.799
‫هرگز چیزی رو بهم نمی‌زد

29:05.800 --> 29:08.760
‫از اون آدم‌ها که در
‫رو سه بار قفل می‌کرد

29:11.120 --> 29:15.119
‫با دستخط قشنگش هر
‫جزییاتی رو می‌نوشت

29:15.120 --> 29:18.319
‫جدی؟ خب، خیلی عالیه

29:18.320 --> 29:19.679
‫بله

29:19.680 --> 29:23.680
‫پدرم عاشق نظم بود، ولی
‫عاشق یه چیزی بودن کافی نیست

29:29.040 --> 29:30.520
‫از اینطرف

29:46.040 --> 29:47.159
‫عجب

29:47.160 --> 29:51.320
‫بابام رو آخرهفته‌ها و تعطیلات می‌دیدم
‫و فکر می‌کردم می‌شناسمش

29:52.400 --> 29:56.559
‫و بعدش مرد و اومدم اینجا
‫و این اتاق رو پیدا کردم

29:56.560 --> 29:58.479
‫چرا تمام اینا رو نگه داشتی؟

29:58.480 --> 30:00.960
‫چون منو یاد کسی که
‫واقعا بوده میندازه

30:02.480 --> 30:04.839
‫خاطره‌م از مردی که
‫هیچ بی‌نظمی نداشت...

30:04.840 --> 30:09.279
‫ولی دارین به واقعیتش نگاه می‌کنین

30:09.280 --> 30:12.879
‫پس فکر می‌کنین تاریخی که
‫دنبالشیم اینجاست؟

30:12.880 --> 30:18.520
‫اصلا نمی‌دونم، ولی اگه وجود داشته
‫باشه، قطعا اینجاست

30:19.880 --> 30:21.720
‫باشه، ممنونم

30:34.560 --> 30:36.720
‫باشه

30:38.800 --> 30:40.440
‫خیلی ساکتی

30:41.600 --> 30:46.479
‫داشتم فکر می‌کردم که تازگی
‫خیلی اتفاقات بدی افتاده

30:46.480 --> 30:49.120
‫مثل یه جغدی که از روی
‫یه خونه رد میشه

30:51.600 --> 30:53.160
‫بدشانسی میاره

30:54.440 --> 30:55.760
‫ممنونم

30:58.080 --> 31:03.239
‫می‌دونی بدترین قسمت مردن بابام اینه...

31:03.240 --> 31:05.640
‫که حس می‌کنم یه جورایی تقصیر منه

31:07.200 --> 31:09.959
‫نه، واقعا نیست

31:09.960 --> 31:12.959
‫آخه بارها دلم می‌خواست بمیره...

31:12.960 --> 31:18.319
‫و می‌دیدم مامانم دندون‌هاش ریخته
‫یا پای چشمش کبود شده...

31:18.320 --> 31:19.479
‫و فقط می‌تونستم با خودم بگم...

31:19.480 --> 31:21.599
‫امیدوارم اون کثافت یه
‫بلایی سرش بیاد

31:21.600 --> 31:23.200
‫ولی...

31:28.600 --> 31:32.400
‫دیگه حس خوبی نداره
‫اون فکر رو بکنم

31:33.760 --> 31:36.119
‫هیچ کاری نکردی

31:36.120 --> 31:38.840
‫می‌دونم گفتم برام مهم نیست
‫که مرده و از این حرفها، ولی...

31:41.080 --> 31:42.480
‫ولی برام مهمه

31:44.360 --> 31:46.999
‫ام...

31:47.000 --> 31:48.520
‫ببین، چرا این کار رو می‌کنی؟

31:50.360 --> 31:53.199
‫چرا اینقدر برای کمک به من
‫خودتو به خطر میندازی؟

31:53.200 --> 31:57.639
‫آره، زمان خیلی زیادی رو صرف
‫نگرانی برای اینکه کی هستم کردم

31:57.640 --> 32:00.400
‫می‌دونی، نمی‌تونم گذشته رو عوض کنم، ولی...

32:01.520 --> 32:04.559
‫می‌تونم چشم‌هامو حسابی باز کنم و...

32:04.560 --> 32:07.999
‫به قدم بعدی که می‌خوام بردارم فکر کنم

32:08.000 --> 32:09.600
‫سعی کنم کار درست رو انجام بدم

32:10.960 --> 32:14.439
‫از کجا می‌دونی کار درستیه؟

32:14.440 --> 32:17.239
‫خب، افتضاحش همینه

32:17.240 --> 32:18.880
‫نمی‌دونی

32:55.560 --> 32:57.080
‫اوه!

33:15.080 --> 33:16.640
‫اووه!

33:21.560 --> 33:24.239
‫پس سعی داری که پیش اون برگردی، یا نه؟

33:24.240 --> 33:26.959
‫- جریان اینه؟
‫- چی میگی؟

33:26.960 --> 33:29.719
‫گفتی که تو و الیوت نایس‌آرمز
‫با هم بهم زدین...

33:29.720 --> 33:32.039
‫ولی الان اینجاییم

33:32.040 --> 33:34.799
‫توی دردسر افتاده، من...

33:34.800 --> 33:38.640
‫ببین، شاید یه احتمال احمقانه
‫و مسخره باشه، ولی شاید بتونم کمک کنم

33:41.000 --> 33:43.440
‫خب، برای هر دو شما هم
‫همین کار رو می‌کردم

33:44.680 --> 33:47.959
‫خب، راستش شاید نه برای تو

33:47.960 --> 33:50.999
‫نه، درک می‌کنم

33:51.000 --> 33:54.999
‫تمام زندگی‌تو ول کردی تا با
‫این یارو به تمام دنیا سفر کنی

33:55.000 --> 33:57.719
‫همونقدر که مطمئنم اسمم
‫ایتان ایگناشیوس کرام ـه...

33:57.720 --> 34:00.399
‫مطمئنم هنوزم دلت پیشش گیره

34:00.400 --> 34:02.839
‫مهم نیست چه حسی دارم، باشه؟

34:02.840 --> 34:04.959
‫چون وقتی آدمی که عاشقشی بهت میگه...

34:04.960 --> 34:07.839
‫کسی رو نکشته، باید حرفشو باور کنی...

34:07.840 --> 34:09.999
‫- نه؟
‫- چی؟ صبر کن، باز کی رو کشته؟

34:10.000 --> 34:12.199
‫هیچکس!

34:12.200 --> 34:13.520
‫یعنی...

34:14.640 --> 34:17.319
‫نمی‌دونم!

34:17.320 --> 34:19.319
‫شاید کشته، شایدم نکشته...

34:19.320 --> 34:22.279
‫ولی به هر حال مدام منو به فکر...

34:22.280 --> 34:25.679
‫تمام کارهایی که قبلا کرده میندازه

34:25.680 --> 34:27.879
‫و چه جور آینده‌ای ممکنه داشته باشیم...

34:27.880 --> 34:30.519
‫اگه فقط بخوایم از گذشته فرار کنیم؟

34:30.520 --> 34:32.040
‫از یه آهنگ اینو گفتی؟

34:34.080 --> 34:37.319
‫ببین، می‌خوام تمام تلاشمو
‫برای کمک بکنم...

34:37.320 --> 34:39.160
‫و بعد...

34:40.200 --> 34:42.399
‫بعدش میرم خونه

34:42.400 --> 34:44.759
‫تنها

34:44.760 --> 34:48.119
‫میشه برگردیم سر کار؟

34:48.120 --> 34:50.119
‫وقت‌مون داره تموم میشه

34:50.120 --> 34:52.560
‫جان دنور. جان دنوره، مگه نه؟

34:58.320 --> 35:00.279
‫باشه، آقای تولی

35:00.280 --> 35:03.559
‫انگار روز شانس توست

35:03.560 --> 35:07.039
‫فرانک، کسی توی ماشین نبوده

35:07.040 --> 35:09.679
‫چی؟ مطمئنن؟

35:09.680 --> 35:11.119
‫صد در صد

35:11.120 --> 35:14.200
‫که یعنی نوه‌ت هنوزم پیش اونه

35:18.000 --> 35:19.480
‫خوبه

35:25.680 --> 35:28.559
‫اون بالاست

35:28.560 --> 35:30.400
‫میخونه کسیدی

35:31.440 --> 35:33.200
‫شاید فکر بدی بود

35:34.880 --> 35:36.800
‫نگران نباش. با منی

35:56.840 --> 35:59.959
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

35:59.960 --> 36:02.880
‫باور کن، الان ترجیح می‌دادم
‫یه جای دیگه باشم و یه کار دیگه بکنم

36:06.520 --> 36:08.160
‫بیا

36:18.760 --> 36:20.359
‫فکر کردم شوخی می‌کنن بی‌شرف‌ها...

36:20.360 --> 36:23.119
‫وقتی گفتن با یه مک‌دانل اومدی اینجا

36:23.120 --> 36:25.919
‫- چه بازی دراوردی، یوجین؟
‫- بازی ندارم

36:25.920 --> 36:28.240
‫- این پسر به کمک نیاز داره
‫- کمک، جدی؟

36:29.640 --> 36:31.919
‫- عقلتو از دست دادی؟!
‫- ترسیده بود

36:31.920 --> 36:34.999
‫- جایی نداشت که بره
‫- بشونش اونجا

36:35.000 --> 36:36.200
‫زود باشین، رفقا

36:41.640 --> 36:43.320
‫توی اون کیف چیه؟

36:45.040 --> 36:47.679
‫توی اون کیف چیه، مک‌دانل بی‌پدر؟

36:47.680 --> 36:50.639
‫گندشو دراوردی. زود باش، فرگال، پا شو بریم

36:50.640 --> 36:52.720
‫چرا خودت یه نگاه نمیندازی؟

36:54.000 --> 36:56.839
‫یه فکر بهتر دارم.
‫چرا تو بهمون نشون نمیدی؟

36:56.840 --> 36:59.479
‫شاید یه جور ماده منفجره باشه

36:59.480 --> 37:01.599
‫هیچی توی کیف نیست

37:01.600 --> 37:03.319
‫درسته، فرگال؟

37:03.320 --> 37:06.520
‫بهشون بگو، هیچی توی کیف نیست

37:10.400 --> 37:12.240
‫برو اونطرف!

37:31.720 --> 37:32.920
‫جوراب

37:35.200 --> 37:36.760
‫خوراکی

37:37.760 --> 37:39.999
‫یه مشت...

37:40.000 --> 37:42.079
‫خوراکی و لباس و این چرت و پرتها

37:42.080 --> 37:43.759
‫حالا میشه دست از سرش برداری

37:43.760 --> 37:46.240
‫قرار نیست هیچ دردسری درست کنه

37:54.440 --> 37:55.920
‫جدی میگی؟

37:57.400 --> 38:00.039
‫خب؟

38:00.040 --> 38:02.879
‫هر بی‌شرفی حداقل دو تا از اینا داره

38:02.880 --> 38:05.319
‫مک‌دانلم. معلومه که باید اسلحه
‫داشته باشم

38:05.320 --> 38:08.279
‫با یه سلاح اومدی توی خونه من

38:08.280 --> 38:10.039
‫فکر می‌کنی این اعلام جنگ نیست؟

38:10.040 --> 38:13.359
‫- باشه، باشه، نیومده اینجا که...
‫- که چی؟

38:13.360 --> 38:14.919
‫میشه اسلحه رو بذاری کنار؟!

38:14.920 --> 38:16.999
‫برای چی اومدی اینجا، پسر؟

38:17.000 --> 38:18.639
‫به یه جای امن نیاز داشتم

38:18.640 --> 38:20.359
‫دروغگو!

38:20.360 --> 38:22.999
‫توی جیبت چیزی نداری جز
‫خاکستر و رژ لب...

38:23.000 --> 38:24.519
‫تا مثل یهودا بوسه کوفتی بزنی!

38:24.520 --> 38:26.439
‫برگرد عقب

38:26.440 --> 38:28.199
‫به اندازه کافی زحمت کشیدی، یوجین

38:28.200 --> 38:30.639
‫- برو کنار.
‫- اسلحه رو بذار کنار

38:30.640 --> 38:33.719
‫فرانک اونو فرستاده اینجا تا منو بکشه...

38:33.720 --> 38:35.520
‫پس باید سر جاش نشونده بشه

38:37.680 --> 38:39.840
‫همونطوری که پدرشو سر جاش نشوندم

38:40.960 --> 38:42.199
‫تو؟

38:42.200 --> 38:44.759
‫وقتی دستگیر شدم یه گوشه وایستادی؟

38:44.760 --> 38:46.559
‫و آزاد شدی

38:46.560 --> 38:48.239
‫تا فرانک بتونه آسونتر حسابمو برسه

38:48.240 --> 38:50.159
‫هلن با این فکر رفت که
‫من اونو کشتم!

38:50.160 --> 38:51.919
‫به فرانک زنگ بزن

38:51.920 --> 38:55.039
‫بهش بگو نوه‌ش قراره
‫به دیار باقی بشتابه...

38:55.040 --> 38:58.199
‫و می‌خواد از نزدیک شاهدش باشه یا نه؟

38:58.200 --> 39:01.439
‫- تو هر جا دلت می‌خواد برو، پسر
‫- اون چی؟

39:01.440 --> 39:03.599
‫به حرومزاده با ارزشت آسیبی نمی‌رسونم

39:03.600 --> 39:07.799
‫فرانک رو میارم اینجا،
‫کاری که باید انجام بدم رو میدم...

39:07.800 --> 39:11.599
‫و این احمق می‌تونه به زندگی فلاکت‌بارش...

39:11.600 --> 39:14.279
‫برای خودارضایی و نادونی ادامه بده

39:14.280 --> 39:15.920
‫هی!

39:17.920 --> 39:19.800
‫باورت نمیشه بهش آسیبی نمی‌زنم؟

39:21.360 --> 39:23.799
‫فکر کنم بهتره بمونم تا مطمئن بشم...

39:23.800 --> 39:25.599
‫اگه اشکالی نداره

39:25.600 --> 39:27.279
‫عالی میشه

39:27.280 --> 39:29.480
‫خیلی عالیه

39:37.000 --> 39:38.560
‫اوه

39:39.560 --> 39:41.959
‫هی!

39:41.960 --> 39:45.599
‫- اونو از کجا اوردی؟
‫- یه غذاخوردی

39:45.600 --> 39:49.079
‫یا آدم‌های تنبل بهش میگن اغذیه...

39:49.080 --> 39:50.479
‫که نمی‌تونن تمام کلمه رو بیان کنن

39:50.480 --> 39:52.919
‫ولی...

39:52.920 --> 39:54.799
‫کی رفتی غذا بگیری؟

39:54.800 --> 39:56.839
‫۱۵ دقیقه پیش

39:56.840 --> 39:59.959
‫خیلی سرت گرم بود.
‫خیلی خوشمزه‌س

39:59.960 --> 40:02.919
‫می‌تونستم مرغ تند رو انتخاب کنم...

40:02.920 --> 40:05.799
‫- ولی گوشت خرگوش رو انتخاب کردم
‫- خرگوش؟

40:05.800 --> 40:08.960
‫آره، خرگوش. ماهیتش...

40:10.760 --> 40:12.799
‫گمونم خرگوش باشه

40:12.800 --> 40:15.279
‫- یا عیسی مسیح!
‫- می‌دونم. عادی نیست

40:15.280 --> 40:17.079
‫نه، این...

40:17.080 --> 40:18.799
‫پیداش کردم

40:18.800 --> 40:21.039
‫واقعا پیداش کردم

40:21.040 --> 40:22.279
‫آه!

40:22.280 --> 40:23.640
‫بیاین بریم

40:48.040 --> 40:50.400
‫تا وقتی من نگفتم کسی شلیک نمی‌کنه

41:03.800 --> 41:06.319
‫داره میاد

41:06.320 --> 41:11.000
‫خب پس، یه مهمونی
‫درست و حسابی برامون جور شد

41:34.920 --> 41:36.640
‫باید همینجا باشه

41:38.480 --> 41:40.999
‫تلفن عمومی هنوز اینجاست

41:41.000 --> 41:44.639
‫آره، این اطراف از شر اینا
‫خلاص نمیشیم

41:44.640 --> 41:47.119
‫انگار نمی‌خوایم گذشته رو فراموش کنیم

41:48.600 --> 41:50.800
‫ببخشید، از پاسگاه‌س

41:51.920 --> 41:53.519
‫اوه!

41:53.520 --> 41:56.519
‫بیوه الیوت استنلی شنیده که
‫نیو پیاده شده...

41:56.520 --> 41:58.639
‫و با سر تا پای گلی از شهر رد شده

41:58.640 --> 42:01.479
‫پس فکر کنم هر چیزی که
‫از فرانک گرفته...

42:01.480 --> 42:02.839
‫حتما دفنش کرده

42:02.840 --> 42:05.599
‫- یه جایی نزدیک اینجا.
‫- ببین نمی‌خوام...

42:05.600 --> 42:08.959
‫این وسط ضد حال بزنم و منفی‌بافی کنم...

42:08.960 --> 42:11.039
‫ولی ۴۲ سال پیش بوده

42:11.040 --> 42:14.079
‫می‌دونم، در بیمارستان در موردش
‫جستجو کردم...

42:14.080 --> 42:17.439
‫و طوری که جواب داد، می‌دونم
‫که دورش ننداخته

42:17.440 --> 42:20.199
‫باید همین اطراف باشه

42:20.200 --> 42:22.999
‫فقط باید یه چیزی پیدا کنیم، هر چیزی

42:23.000 --> 42:27.840
‫یه پیشرفتی در خونه مامان کسیدی حاصل شده

42:29.920 --> 42:32.120
‫وضعیتی که ممکنه به جنگ ختم بشه

42:33.880 --> 42:35.200
‫اونجاست؟

42:38.400 --> 42:41.879
‫چیزی که اینجا پیدا کنیم،
‫اگه چیزی پیدا کنیم...

42:41.880 --> 42:43.640
‫رو نباید ببریم اونجا

42:44.840 --> 42:46.479
‫خب، شاید مجبور بشیم

42:46.480 --> 42:48.039
‫باید تنهایی بری

42:48.040 --> 42:51.079
‫وجود یه پلیس در صحنه
‫فقط شرایط رو بدتر می‌کنه

42:51.080 --> 42:53.759
‫باشه، قدم به قدم پیش بریم.
‫یعنی سوزن...

42:53.760 --> 42:57.159
‫توی انبار کاه رو در شرکت
‫تاکسیرانی پیدا کردیم. خب...

42:57.160 --> 43:01.640
‫فقط باید سوزن رو در این
‫دشت‌های بی‎‌پایان پیدا کنیم

43:11.080 --> 43:14.039
‫تیم قدیمی پیش هم برگشتن

43:14.040 --> 43:16.200
‫باشه، تو برو از اونطرف

44:46.680 --> 44:49.039
‫هی

44:49.040 --> 44:50.519
‫هی!

44:50.520 --> 44:52.999
‫یکی اینجا رو کنده

44:53.000 --> 44:55.599
‫چه فکری می‌کنی؟

44:55.600 --> 44:58.360
‫احتمالا همون چیزی که
‫نیو ۴۲ سال پیش فکر کرده...

45:00.360 --> 45:02.200
‫ای کاش یه بیل اورده بودم

45:38.560 --> 45:39.999
‫بسیار خب، همونجا وایستا

45:40.000 --> 45:42.559
‫فکر می‌کنی همینجا وایمیستم و
‫میذارم منو بگردی؟

45:42.560 --> 45:46.039
‫می‌خوای شلیک کنی و جنگ جهانی سوم
‫رو توی خیابون شروع کنی...

45:46.040 --> 45:48.360
‫راحت باش

46:05.560 --> 46:07.040
‫به اندازه کافی نزدیکه

46:10.440 --> 46:12.999
‫می‌بینم اینجا عوض نشده

46:13.000 --> 46:15.319
‫هنوزم اون کثافت قدیمی رو می‌فروشه

46:15.320 --> 46:18.439
‫روز سردی در جهنم میشه...

46:18.440 --> 46:20.879
‫روزی که یه بطری ویسکی مک‌دانل رو بفروشم

46:20.880 --> 46:25.879
‫خب اینجام. حالا چی میشه؟

46:25.880 --> 46:28.400
‫حالا؟ افرادت رو می‌فرستی خونه

46:29.480 --> 46:32.120
‫بعدش میذارم نوه‌ت از اینجا بره

46:33.160 --> 46:34.680
‫و بعدش چی؟

46:35.960 --> 46:37.879
‫می‌خوای منو بکشی، آره؟

46:37.880 --> 46:39.600
‫یه چیزی توی همین مایه‌ها

46:42.920 --> 46:46.879
‫می‌بینم پسرت نقطه
‫ضعفت رو به ارث برده

46:46.880 --> 46:48.840
‫نوه‌م بهم خیانت کرد...

46:50.520 --> 46:52.919
‫و برای رحم کردن به تو پناه اورده

46:52.920 --> 46:55.639
‫به همون مردی که پدرشو کشته

46:55.640 --> 47:00.759
‫- نه، کار من نبود.
‫- می‌خواستی من بمیرم، فرانک مک‌دانل...

47:00.760 --> 47:04.559
‫باید جسارت و قدرت می‌داشتی
‫که خودت این کار رو بکنی...

47:04.560 --> 47:07.959
‫به جای اینکه یه پسر رو
‫بفرستی کار مردونه رو انجام بده

47:07.960 --> 47:09.840
‫در این مورد مخالفتی ندارم

47:12.080 --> 47:14.680
‫بهت نشون میدم قرار بود چی بیاره

47:22.280 --> 47:23.880
‫یا عیسی مسیح!

47:25.440 --> 47:28.799
‫گمونم توی وجودش زیادی
‫رگ کسیدی داره

47:28.800 --> 47:30.919
‫لطفا با لگد یه بمب رو نفرست پیشم

47:30.920 --> 47:32.719
‫می‌خوای تمومش کنی؟

47:32.720 --> 47:35.600
‫می‌تونیم سقف رو
‫بیاریم پایین، نیو

47:36.840 --> 47:40.279
‫می‌دونی توی جنگ سرد یه
‫کلمه براش درست کردن

47:40.280 --> 47:44.719
‫- دوباره درس تاریخی میدی؟
‫- تخریب دوطرفه حتمی

47:44.720 --> 47:47.200
‫همه می‌میرن و هیچکس نمی‌بره

47:48.400 --> 47:51.639
‫می‌خوای اینجا چنین اتفاقی بیافته؟

47:51.640 --> 47:53.639
‫این چطوره؟

47:53.640 --> 47:57.599
‫همین الان با نوه‌م از اینجا میرم...

47:57.600 --> 48:00.679
‫و همه برمی‌گردیم سر کار خودمون

48:00.680 --> 48:03.159
‫وقتشه، فرانک

48:03.160 --> 48:05.439
‫وقتشه که این ماجرا رو تموم کنیم

48:05.440 --> 48:07.200
‫هر کسی که عاشقشی اینجاست

48:09.680 --> 48:12.079
‫حاضری جون همه رو به خطر بندازی؟

48:12.080 --> 48:14.799
‫- شاید خاضرم.
‫- محض اطلاعت من نیستم

48:14.800 --> 48:18.079
‫- انتخابش با تو نیست، یوجین.
‫- میشه بس کنی دیگه؟

48:18.080 --> 48:20.879
‫دیوونگیه. حاضری بمیری...

48:20.880 --> 48:23.239
‫و آدم‌هایی که اینجان
‫برای چی بمیرن؟

48:23.240 --> 48:26.880
‫یه جایی توی سرت می‌دونی،
‫دقیقا برای چی

48:32.800 --> 48:34.439
‫به افرادت بگو برن...

48:34.440 --> 48:36.000
‫وگرنه می‌کشمش

48:38.200 --> 48:39.640
‫نه

48:48.840 --> 48:51.080
‫لطفا! مجبور نیستی این کار رو بکنی

48:54.320 --> 48:57.199
‫- ببخشید، شرمنده.
‫- گفتش مهمه

48:57.200 --> 49:00.439
‫مسلح نیست

49:00.440 --> 49:03.039
‫بیاین

49:03.040 --> 49:05.319
‫- چیزی که پدرت برات فرستاده رو پیدا کردم
‫- چی؟

49:05.320 --> 49:08.679
‫- چیزی که توی هواپیما بود
‫- نه. نه!

49:08.680 --> 49:12.159
‫- نه! از کدوم گوری...
‫- نه، حتی فکرشم نکن

49:12.160 --> 49:14.759
‫- از سر راهم برو کنار
‫- اینا چی هستن؟

49:14.760 --> 49:16.679
‫نامه‌های عشقی

49:16.680 --> 49:19.759
‫نامه‌هایی که نیو اون موقع دفن کرده

49:19.760 --> 49:23.079
‫اینا رو با الیوت استنلی پیدا کرده...

49:23.080 --> 49:25.199
‫و ولش کرده بمیره...

49:25.200 --> 49:28.039
‫تا نتونه اونا رو به دست تو برسونه

49:28.040 --> 49:29.919
‫نامه‌های عشقی

49:29.920 --> 49:33.000
‫نامه‌های زیبا، از صمیم قلب...

49:34.560 --> 49:36.639
‫صادقانه...

49:36.640 --> 49:40.760
‫و برای اون دوران بسیار
‫با شور و اشتیاق

49:42.600 --> 49:45.120
‫از پدر تو به مادر اون

49:46.960 --> 49:49.439
‫به خاطر رقابت خونوادگی نمی‌تونستن
‫کنار هم باشن...

49:49.440 --> 49:50.520
‫برای همین صداشو درنیاوردن...

49:51.880 --> 49:53.800
‫حتی اون زن رو حامله کرد

49:55.960 --> 49:59.359
‫به تاریخش نگاه می‌کنی، فرانک؟

49:59.360 --> 50:01.600
‫چرا به خواهرت سلام نمی‌کنی؟

50:05.760 --> 50:08.000
‫هم‌خون نیستیم

50:09.440 --> 50:14.320
‫زیادی خون همدیگه رو ریختیم
‫که بخوایم هم‌خون هم باشیم

50:16.920 --> 50:18.240
‫چرا؟

50:20.200 --> 50:23.199
‫چرا اینا رو نشونم ندادی؟

50:23.200 --> 50:25.999
‫- از سر راهم برو کنار
‫- کافیه. این مزخرفات بسه!

50:26.000 --> 50:28.439
‫- برو کنار.
‫- مجبور میشی بهم شلیک کنی

50:28.440 --> 50:31.919
‫اونم تنهایی. نمی‌تونی به آدم دستور
‫بدی مثل دونال منو بکشه

50:31.920 --> 50:35.479
‫همونجا وایستا، به چشم‌هام نگاه کن...

50:35.480 --> 50:36.840
‫و بهم شلیک کن

51:04.640 --> 51:08.679
‫چون احتمال زنا در اینجا زیاده...

51:08.680 --> 51:11.400
‫اونم با وجود دو خونواده که...

51:14.080 --> 51:16.759
‫بیرون منتظر می‌مونم

51:16.760 --> 51:18.160
‫شرمنده. ببخشید

51:19.240 --> 51:24.439
‫چرا اونا رو نگه داشتی؟ چرا
‫اونا رو نسوزوندی؟

51:24.440 --> 51:26.679
‫سعی کردم

51:26.680 --> 51:29.199
‫ولی مال مادر بودن

51:29.200 --> 51:31.959
‫و نمی‌تونی به این راحتی
‫تاریخچه‌تو بسوزونی...

51:31.960 --> 51:34.919
‫و وانمود کنی هرگز اتفاق نیافتاده

51:34.920 --> 51:38.920
‫اگه نمی‌تونی گذشته رو فراموش کنی،
‫پس چه امیدی هست؟

51:47.000 --> 51:48.439
‫نمی‌تونم فراموش کنم

51:48.440 --> 51:51.000
‫فراموش نخواهم کرد!

51:53.560 --> 51:55.160
‫برگشتی

52:06.040 --> 52:08.480
‫فکر کردم نتونستی کارهایی
‫که کردم رو فراموش کنی

52:10.480 --> 52:13.680
‫پس چه امیدی می‌مونه؟

52:27.681 --> 52:29.681
‫[شش ماه بعد]

52:38.080 --> 52:39.879
‫عزیزم!

52:39.880 --> 52:42.079
‫اومدم خونه

52:42.080 --> 52:46.839
‫باید بهت بگم، هلندی‌ها، همچنین
‫ابداع جسارت هلندی...

52:46.840 --> 52:50.879
‫و تقسیم کردن صورتحساب به
‫روش هلندی، خیلی چیزهای خوبی هستن

52:50.880 --> 52:53.439
‫مدام سعی کردم توی راه خونه
‫یه عبارت دیگه بگم...

52:53.440 --> 52:55.520
‫که کلمه هلندی توش باشه، ولی هیچی

52:56.800 --> 52:58.959
‫هی، ببین

52:58.960 --> 53:00.999
‫کارت ویزیت جدید

53:01.000 --> 53:03.679
‫هلن چمبرز، کارآگاه خصوصی

53:03.680 --> 53:05.680
‫یه جورایی از آواش خوشم میاد

53:07.440 --> 53:08.960
‫آره، عالیه

53:10.920 --> 53:12.480
‫خوبی؟

53:19.320 --> 53:22.039
‫اون چیه؟

53:22.040 --> 53:26.719
‫اون، عشق من، زندگی و زمونه
‫یوجین کسیدی ـه

53:26.720 --> 53:28.199
‫چیه؟

53:28.200 --> 53:30.360
‫یه پرونده در مورد منه

53:31.560 --> 53:34.799
‫یکی مقاله روزنامه رو دیده
‫و ردمو گرفته و اینو فرستاده

53:34.800 --> 53:37.399
‫چرا باید یکی از تو یه پرونده داشته باشه؟

53:37.400 --> 53:39.079
‫نمی‌دونم

53:39.080 --> 53:40.599
‫نخوندمش

53:40.600 --> 53:42.440
‫جدی میگی؟

53:44.720 --> 53:47.519
‫ببین، هیچوقت ازت نپرسیدم
‫توی ایرلند از الیوت استنلی...

53:47.520 --> 53:49.080
‫چی پیدا کردی، نه؟

53:50.600 --> 53:53.560
‫ببین، در مورد کسی که بودم
‫اهمیتی نمیدم

53:55.240 --> 53:56.560
‫ولی...

53:57.880 --> 53:59.840
‫نمی‌تونم این انتخاب رو برای تو بکنم

54:06.800 --> 54:09.959
‫به یه پرونده نیاز ندارم که بهم بگه کی هستی

54:09.960 --> 54:11.599
‫مطمئنی؟

54:11.600 --> 54:14.279
‫بله، مطمئنم

54:14.280 --> 54:16.040
‫عالیه

54:29.320 --> 54:31.759
‫فر هلندی

54:31.760 --> 54:34.919
‫- چی؟
‫- از چیزهای هلندی دیگه می‌پرسیدی

54:34.920 --> 54:36.479
‫اوه

54:36.480 --> 54:38.040
‫اوه، آره

54:41.480 --> 54:44.160
‫یه غافلگیری برات دارم

54:46.080 --> 54:48.439
‫نیلز گفت می‌تونیم از
‫سالن کنسرت استفاده کنیم

54:48.440 --> 54:51.320
‫- از چی؟
‫- زود باش، زود باش

54:52.360 --> 54:54.559
‫نتونستی جای کوچیکتر پیدا کنی؟

54:54.560 --> 54:58.520
‫نیلز گفت اگه چیزی رو بشکنیم،
‫دیگه هرگز باهامون حرف نمی‌زنه

55:00.960 --> 55:02.279
‫احمقانه‌س

55:02.280 --> 55:04.279
‫خب، رقص بلد نیستم، هلن

55:04.280 --> 55:06.359
‫مادرت در این مورد خیلی واضح حرف زد

55:06.360 --> 55:10.199
‫رقص بلدی.، به ظاهر در هوا پرواز می‌کنی...

55:10.200 --> 55:11.999
‫مثل یه دارکوب کوچولو

55:12.000 --> 55:14.879
‫- دارکوب‌ها اصلا نمی‌رقصن.
‫- الیوت‌ها می‌رقصن

55:18.760 --> 55:20.799
‫باید چی کار کنم؟

55:20.800 --> 55:23.600
‫هر کاری که به نظرت طبیعی میاد بکن

56:23.601 --> 56:28.601
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

56:28.602 --> 56:43.602
‫« مترجم: Highbury »
