WEBVTT

00:00.190 --> 00:08.190
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

00:17.480 --> 00:23.480
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

00:24.573 --> 00:26.573
‫فرمانده می‌خواد ببینتت

01:02.402 --> 01:05.906
‫قبلی رو با یه پایان
‫میخکوب کننده‌ی هالیوودی تموم کردی

01:14.623 --> 01:16.458
‫"رفیق فرمانده"

01:16.458 --> 01:21.546
توی آمریکا ادامه‌ش میدم
درحالی‌که دلم توی وطنم جا مونده

01:34.935 --> 01:37.604
‫- بجنب!
‫- بدو!

01:38.104 --> 01:40.104
‫- بیا سوار شو!
‫- بجنب!

01:42.192 --> 01:45.111
‫ولش کن بیا!
‫نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم!

03:10.363 --> 03:12.657
‫« به اوکلاهوما خوش آمدید »

04:10.924 --> 04:14.219
‫بیدار شو" بون"... صحرا رو ببین

04:15.178 --> 04:17.178
‫یه صحرای آمریکایی واقعیه!

04:22.310 --> 04:24.310
‫تو که عاشق فیلم‌های وسترنی!

04:42.747 --> 04:46.918
‫« لوازم کشاورزی و دامداری »

04:53.883 --> 04:55.883
‫نشاسته‌ی برنج دارین؟

04:59.514 --> 05:01.433
‫نچ

05:01.433 --> 05:03.476
‫نشاسته‌ی ذرت داریم

05:03.476 --> 05:05.937
‫چون اینجا آمریکاست، نه ژاپن

05:11.067 --> 05:13.236
‫یک بطری کوکاکولا، 88 سنت...

05:13.236 --> 05:15.947
‫<i>اینطوری شد که "مان" با نشاسته‌ی برنجش</i>

05:15.947 --> 05:18.032
‫<i>و من با نشاسته‌ی ذرتم</i>

05:18.199 --> 05:22.620
‫<i>هرکدوم با محصولی که مناسب
‫ مکان‌مون بود، نامه‌ای رمزنگاری شده نوشتیم</i>

05:22.954 --> 05:24.954
‫و یک هواپیمای اسباب‌بازی

05:25.415 --> 05:27.417
‫میشه 10 دلار و 62 سنت

05:29.627 --> 05:32.464
‫<i>نامه‌هام رو برای رابطم
‫توی پاریس می‌فرستادم</i>

05:32.464 --> 05:34.382
‫<i>خاله‌ی پاریسی کذاییم</i>

05:34.382 --> 05:37.635
‫<i>"و اون رابطم پیامم رو می‌فرستاد "هانوی</i>
‫<i>تا به دست "مان" برسه</i>

05:38.553 --> 05:41.848
‫<i>تصور اینکه "مان" داره
‫توی دفتر جدید کارامدش </i>

05:41.848 --> 05:43.848
‫<i>نامه‌هام رو می‌خونه، بهم آرامش می‌داد</i>

05:46.186 --> 05:47.771
‫<i>مطمئنی یه نوشیدنی نمی‌خوای، "ریدار"؟</i>

05:47.771 --> 05:50.356
‫<i>نه آقا، باعث میشه
‫چشم‌هام سرخ بشه و بیفتم</i>

05:56.738 --> 05:59.115
‫<i>خاله‌ی عزیزم</i>

05:59.365 --> 06:01.743
‫<i>تگزاس به‌طرز وحشتناکی خشکه</i>

06:01.743 --> 06:05.997
‫<i>که باعث شده هر شکی که ممکنه در مورد
‫ترک وطنم داشته بودم، بخار بشه</i>

06:07.665 --> 06:09.867
‫- متاسفانه، در حین فرارمون...
‫- در حین فرارمون...

06:09.867 --> 06:12.045
‫- بون خانواده‌ش رو از دست داد
‫- بون خانواده‌ش رو از دست داد

06:12.670 --> 06:17.258
‫<i>موشک‌های کمونیست‌های وحشی
‫نه به زن‌ها رحم کرد نه به بچه‌ها</i>

06:17.425 --> 06:19.969
‫<i>جفتشون در گوام دفن شدن</i>

06:22.514 --> 06:25.266
‫<i>برای ایجاد پیام‌های رمزیم</i>
‫« کمونیسم آسیایی »

06:25.266 --> 06:26.851
‫<i>توی اون کتاب تهوع‌آور</i>

06:26.851 --> 06:29.771
‫<i>که ریچارد هد نوشته بود رو می‌گشتم
‫تا کلمات مناسب رو پیدا کنم</i>

06:31.189 --> 06:34.984
‫<i>وقتی کلمه رو پیدا می‌کردم
‫شماره‌ی صفحه‌ش رو یادداشت می‌کردم</i>

06:37.695 --> 06:42.909
‫<i>بعد مثل مختصات
‫می‌دیدم خط و کلمه‌ی چندمه</i>

06:43.535 --> 06:46.538
‫« ژنرال در حال از دست دادن اعتبارشه »

06:49.874 --> 06:51.874
‫چهل و دو...

06:55.797 --> 06:58.080
‫شش، شش...

06:59.404 --> 07:02.178
‫« کمونیسم آسیایی و سبک نابودی شرقی »

07:02.887 --> 07:07.100
‫<i>اعداد رمزی با مالیدن
‫محلول ید پدیدار می‌شدن</i>

07:07.642 --> 07:12.939
‫<i>از اونجایی که هر کلمه 3 عدد لازم داشت
‫جملات باید خلاصه نوشته می‌شدن</i>

07:13.398 --> 07:15.859
‫<i>حتی اگر همینگوی هم جای من بود
‫باید حرف‌هاش رو خلاصه می‌کرد</i>

07:17.026 --> 07:21.406
‫دو، چهار، شش، هشت، ده

07:21.406 --> 07:24.492
‫« ژنرال داره اعتبارش رو از دست میده »
‫« احتمال فرجه‌ی کوتاهی وجود داره »

07:30.331 --> 07:31.833
‫<i>در اخبار بین‌المللی</i>

07:31.833 --> 07:37.505
‫<i>اکنون دو ماه از سقوط سایگون گذشته</i>
‫« دستگاه ماساژ انگشتان جادویی »

07:37.505 --> 07:39.549
‫<i>و رژیم کمونیستی جدید</i>

07:39.549 --> 07:43.177
‫<i>در بازسازی و اتحاد دوباره
‫ به مشکل برخورده است</i>

07:44.470 --> 07:46.347
‫<i>ما در جنگ پیروز شدیم</i>

07:46.347 --> 07:50.476
‫<i>درحالیکه خودم رو تسلیم</i>
‫<i>"سیخونک‌های بی‌رحمانه‌ی "انگشتان جادویی</i>

07:50.643 --> 07:52.228
‫<i>و اخبار شبانه می‌کردم</i>

07:52.228 --> 07:56.107
‫<i>نمی‌تونستم به ژنرال
‫و اون اتفاق وحشتناک فکر نکنم</i>

07:57.233 --> 07:58.917
‫<i>وایسین، شرمنده</i>

07:58.917 --> 08:00.917
‫<i>یادم رفت</i>

08:05.992 --> 08:09.162
‫<i>سایگون، سی‌ام آپریل، ساعت هشت</i>

08:09.162 --> 08:10.663
‫<i>"باید برگردم به "فورت چافی</i>

08:10.663 --> 08:13.249
‫<i>و در مورد اردوگاه پناهجوهای
توی آرکانسا بهتون بگم</i>

08:13.249 --> 08:16.544
‫<i>جایی که برای اولین بار
‫به سرزمین اصلی آمریکا پا گذاشتیم</i>

08:17.086 --> 08:21.382
‫<i>اولین سربازان ویتنام شمالی
‫سوار بر کامیون‌هایی وارد شهر شدند</i>

08:21.382 --> 08:23.217
‫<i>که پرچم قرمز و آبی</i>

08:23.217 --> 08:26.220
‫<i>دولت موقت انقلابی کمونیستی رو
‫ به‌همراه داشتن</i>

08:26.220 --> 08:30.099
‫ژنرال، شاید پوشیدن لباس فرم‌تون
‫چندان فکر خوبی نباشه

08:31.726 --> 08:35.521
‫مردمم رنج زیادی رو متحمل شدن

08:35.939 --> 08:39.067
‫دیدن ژنرال محبوب‌شون
‫در لباس فرم کامل

08:39.275 --> 08:42.403
‫باعث میشه اطمینان و قوت‌قلب پیدا کنن

08:43.947 --> 08:45.823
‫« پنج هفته قبل »
‫« فورت چافی، آرکانسا »

08:45.823 --> 08:49.410
‫- هنوز خبری از کلاد نشده؟
‫- متاسفانه نه

08:49.410 --> 08:52.914
‫ولی گفت هرچه سریع‌تر
‫خانواده‌تون رو توی لس‌آنجلس ساکن می‌کنه

08:52.914 --> 08:55.583
‫یا مناطقی که سازمان اسکان
‫توی دالاس سراغ داره

08:55.583 --> 08:58.544
‫نه، مردمم رو می‌برم
‫به لس‌آنجلس آفتابی

08:58.544 --> 09:00.544
‫کثافت! کثافت!

09:08.304 --> 09:11.599
‫اونو ببین! بذار ترتیب این موش موذی رو بدم!

09:15.687 --> 09:17.687
‫« دوستان ویتنامی ما، خوش آمدید »

09:44.674 --> 09:47.677
‫تو چی؟ کلاد قراره حامی توام بشه، مگه نه؟

09:47.677 --> 09:49.637
‫من در اولویت نیستم، ولی تا اون‌موقع

09:49.637 --> 09:52.557
‫با یکی از استادهای قدیمیم
‫توی لس‌آنجلس تماس گرفتم

09:52.557 --> 09:55.184
‫نگران نباشین. به‌زودی منم میام اونجا پیشتون

09:55.476 --> 09:58.604
‫قطعاً میای
‫ولی اگر استادت نتونست کاری برات بکنه

09:58.604 --> 10:00.604
‫فوراً باهام تماس بگیر

10:01.816 --> 10:05.820
‫خب، نظرتون در مورد آمریکا چیه؟
‫اوضاعتون چطوره؟

10:06.821 --> 10:08.948
‫سقف خوابگاه‌های شما هم نشتی داره؟

10:09.615 --> 10:11.868
‫توی لباس‌های آمریکایی‌تون خوشتیپ شدینا

10:13.453 --> 10:15.453
‫خب، غذا خوشمزه‌ست؟

10:20.168 --> 10:21.878
‫عه، خانم شوان؟

10:21.878 --> 10:24.172
‫- غذا چطوره؟
‫- بیا خودت طعمشو بچش!

10:26.841 --> 10:28.551
‫چطور جرات می‌کنی
‫اون لباس فرم رو بپوشی؟

10:28.551 --> 10:31.262
‫پسرم بخاطر ارتش فاسدت مرده!

10:31.846 --> 10:33.973
‫- شوهرمو بهم برگردون!
‫- سگ متعفن

10:34.682 --> 10:36.225
‫پسرمو بهم برگردون!

10:36.225 --> 10:38.144
‫ما رو از این خراب‌شده ببر بیرون!

10:38.144 --> 10:40.144
‫بزدل!

10:46.694 --> 10:48.694
‫کلاهم! کلاهم!

10:48.946 --> 10:51.699
‫بهمون دروغ گفتی!

10:54.660 --> 10:56.704
‫بیا تو! گمشو بیا تو!

11:01.667 --> 11:04.545
‫آخه چرا این زن‌ها
‫دارن منو مقصر می‌دونن؟

11:04.545 --> 11:06.714
‫شاید اطلاعات اشتباهی بهشون دادن

11:07.048 --> 11:12.762
‫- چجور اطلاعات اشتباهی؟
‫- در مورد... شما و سازمان

11:13.221 --> 11:15.515
‫اینکه چطور بخاطر فساد و بی‌کفایتی باختیم

11:15.515 --> 11:18.267
‫که چطور دلیل انتقام دشمن
‫بی‌رحمی و شکنجه بود

11:18.267 --> 11:24.649
‫- کی؟ کی داره این دروغ‌ها رو پخش می‌کنه؟
‫- خودتون که می‌دونین چجوریاست. افراد بدخواه

11:24.857 --> 11:27.068
‫کسایی که هیچوقت به چیزی راضی نمیشن

11:27.068 --> 11:31.322
‫یکی که خیلی خوب منو می‌شناسه
‫کمر به تخریب من بسته!

11:32.490 --> 11:34.242
‫ژنرال...

11:34.242 --> 11:36.288
‫این زن‌ها فقط عصبانین...

11:38.312 --> 11:40.498
‫بخاطر کرم‌ها

11:40.498 --> 11:43.626
‫پس چرا به من حمله می‌کنن؟
‫یعنی میگی من کرمم؟

11:45.002 --> 11:47.588
‫پس چرا باید مردمم
‫با من دشمن بشن؟

11:47.755 --> 11:50.591
‫مگر اینکه کسی بین‌مون نفوذ کرده باشه

11:50.591 --> 11:54.340
‫یه خرابکار! یه هواخواه کمونیست‌ها!

11:54.364 --> 11:56.239
‫یه جاسوس!

11:58.099 --> 12:01.936
‫- جاسوس؟
‫- یه ویروس که همراه هواپیمامون اومده اینجا!

12:01.936 --> 12:05.189
‫ولی تو بودی که مسافرها رو انتخاب کردی

12:05.189 --> 12:07.733
‫پس خودت باید دوباره
‫اون لیست رو بررسی کنی

12:07.733 --> 12:10.111
‫و هرچی پیدا کردی رو
‫بهم گزارش بدی

12:11.279 --> 12:13.197
‫یه بررسی امنیتی کامل بکن

12:13.197 --> 12:15.324
‫هرکاری لازمه انجام بده

12:17.660 --> 12:20.496
‫<i>وقتی ژنرال بدبین میشه</i>

12:20.496 --> 12:24.292
‫<i>تنها راه برای محافظت از خودت
‫اینه که نزدیکش نشی</i>

12:24.667 --> 12:28.713
‫<i>خوشبختانه، طولی نکشید
‫که استاد دوران دانشگاهم</i>

12:28.713 --> 12:30.214
‫<i>بهم جواب داد</i>

12:30.214 --> 12:32.425
‫<i>و قبول کرد حامی من و "بون" باشه</i>
‫« بخش شرق‌شناسی »

12:32.884 --> 12:34.635
‫<i>"با خودم گفتم "عالی شد</i>

12:34.635 --> 12:38.681
‫<i>یه راهی برای خودم می‌سازم
‫و بدبینی ژنرال به‌مرور زمان از بین میره</i>

12:39.223 --> 12:43.269
‫<i>خب، اون‌موقع همچین باوری نداشتم</i>

13:03.247 --> 13:04.916
‫نمی‌دونم چی بگم، قربان

13:04.916 --> 13:09.754
‫- قبل از شما از اینجا رفتن، واقعاً...
‫- همیشه باید اول پیشاهنگ فرستاد

13:27.772 --> 13:29.899
‫چه خوب شد اومدی

13:29.899 --> 13:32.068
ممنون که جلوی زمان و طبیعت تسلیم نشدی

13:33.444 --> 13:36.447
‫چطور ممکنه که با وجود ویران‌گری‌های جنگ
‫« لس‌آنجلس »

13:36.447 --> 13:38.950
‫هنوزم به همون خوشتیپی هستی که یادمه؟

13:39.367 --> 13:41.661
‫خب، الان...

13:42.453 --> 13:46.201
‫تو رو به منشی‌م معرفی می‌کنم

13:46.225 --> 13:49.168
‫که قراره رئیست هم باشه

13:49.627 --> 13:52.922
‫بیا ببینیم خانم "موری" چه واکنشی
‫به سلام احوال‌پرسی روزانه‌م نشون میده

13:55.091 --> 13:58.886
‫سلام علیکم، خانم سوفیا موری-سان
‫حالت چطوره؟ (به زبان ژاپنی)

13:58.886 --> 14:01.138
‫- نگاه کن، نگاه کن
‫- اینجا آمریکاست

14:01.138 --> 14:04.934
‫اگر نمی‌خوای انگلیسی صحبت کنی
‫برگرد کشور خودت

14:04.934 --> 14:09.188
‫به‌عنوان یک ژاپنی دنیا اومدن که
‫باعث افتخاره، خانم موری

14:09.188 --> 14:12.108
‫لطفاً یکی دو کلمه
‫از زبون دوست‌داشتنیت یاد بگیر، بخاطر من

14:13.401 --> 14:15.319
‫نیازی به تشکر نیست

14:15.319 --> 14:17.280
‫- راستی، ایشون...
‫- بخش شرق‌شناسی

14:17.280 --> 14:19.280
‫دفتر رئیس بفرمایید

14:20.449 --> 14:23.369
‫فکر کنم الان سرشون شلوغه
‫پیامی براشون دارین؟

14:30.668 --> 14:32.628
‫بدک نیست، ها؟

14:32.628 --> 14:36.207
‫از یک دهه پیش تا الان
‫اینجا چقدر تغییر کرده

14:36.231 --> 14:37.758
‫این بطری رو یادته؟

14:38.759 --> 14:42.138
‫وقتی از ویتنام برگشتی خونه‌
‫اینو به عنوان تشکر بهم دادی

14:42.722 --> 14:44.722
‫بعد از فوت مادرم

14:46.976 --> 14:49.228
‫درضمن بابت بلیط واقعاً ازت ممنونم

14:51.147 --> 14:53.147
‫قابلتو نداشت

14:54.275 --> 14:58.404
‫جالب اینجاست که
‫دقیقاً به موقع اومدی

15:01.032 --> 15:03.826
‫دشمنان‌مون دارن نقشه می‌ریزن
‫ما رو کنار بذارن

15:04.035 --> 15:07.307
‫و اینجا رو تبدیل به بخش
‫ "مطالعات آمریکایی‌های آسیایی‌تبار" کنن

15:07.331 --> 15:08.414
‫خدا خودش رحم کنه

15:08.956 --> 15:12.626
‫ببین، میگن ما جهان‌خوار و استعمارگریم

15:12.626 --> 15:15.713
‫با کلمه‌ی "شرقی" هم مشکل دارن

15:15.963 --> 15:19.592
‫که ریشه‌ش در عبارت لاتین
‫ "محل طلوع خورشید"ـه، مگه نه؟

15:19.592 --> 15:22.595
‫پس خواهشاً بگو ببینم
‫طلوع خورشید چه ایرادی داره؟

15:23.054 --> 15:26.057
‫- خب، توام شرقی هستی
‫- خب، نیمه‌شرقی

15:26.057 --> 15:31.562
‫خب، منظورمم دقیقاً همینه
‫ترکیب بی‌نقص شرقی و غربی هستی

15:32.772 --> 15:34.899
‫فکر نکنم همچین نظری
‫نسبت به خودم داشته باشم

15:37.401 --> 15:39.236
‫یه فکری به‌ذهنم رسید

15:39.236 --> 15:40.780
و این‌کار برات خوبه

15:40.780 --> 15:43.741
‫- حتی میشه گفت بهت کمک می‌کنه
‫- بهم کمک می‌کنه؟

15:43.741 --> 15:46.533
‫خب، سمت چپ

15:46.557 --> 15:50.956
‫ازت می‌خوام تمام
‫ویژگی‌های شرقیت رو لیست کنی

15:51.374 --> 15:55.044
‫و بعد سمت راست، لیستی از چیزایی بنویس
‫که خلاف اون ویژگی‌هاته، خب؟

15:55.044 --> 15:56.754
‫تمام ویژگی‌های غربیت

15:56.754 --> 15:59.298
‫خب، میشه شرقی بودنت رو دید...

16:00.007 --> 16:02.007
‫توی این دماغ کوچولوت

16:02.343 --> 16:06.806
‫ولی غربی بودنت به وضوح
‫توی چشم‌های طوسی‌-سبزت دیده میشه

16:08.349 --> 16:10.768
‫آینده مال دورگه‌هاست، پسر جونم

16:13.270 --> 16:16.023
‫راستی، فردا شب یه دورهمی کوچولو دارم
‫یه شب‌نشینی برای

16:16.023 --> 16:18.992
‫راضی کردن حامی‌های مالی احتمالی‌مون
‫ و می‌خوام توام بیای

16:21.070 --> 16:23.070
‫بذار ببینم چیا دارم

16:23.948 --> 16:26.534
‫این چند تا لباس رو چندان نپوشیدم

16:26.534 --> 16:28.534
‫اگر خواستی برشون دار

16:29.620 --> 16:32.873
‫شرمنده، نمی‌خواستم جلوت عملاً لخت بشم

16:39.630 --> 16:42.883
‫اینم یه کیف کوچولوی دیگه و...
‫« کمونیسم آسیایی و سبک نابودی شرقی »

16:44.093 --> 16:46.554
‫راستی، اینم آدرس خیاطمه

16:46.554 --> 16:49.348
‫اگر خواستی اندازه‌هاشونو عوض کنی
‫می‌تونی بری پیشش، عزیزدل

16:50.516 --> 16:52.685
‫فکر نمی‌کردم از اینجور کتاب‌ها بخونی

16:53.436 --> 16:56.856
‫- چجور کتاب‌هایی؟
‫- مزخرفات نژادپرستانه

17:02.069 --> 17:03.571
‫یه خبرنگار اومده...

17:03.571 --> 17:05.573
‫- خبرنگار؟
‫- برای مصاحبه

17:05.573 --> 17:07.573
‫مگه قرار مصاحبه داشتم؟

17:09.743 --> 17:13.122
‫حمایت و هم‌دردی
‫فعالان دانشجویی آمریکایی رو حس کردی؟

17:19.211 --> 17:21.338
‫نه چندان

17:21.338 --> 17:24.675
‫همه‌مون تظاهرات می‌کردیم
‫می‌دونی که... طرف شما بودیم

17:24.675 --> 17:27.303
‫واقعاً؟ دقیقاً طرف کی بودین؟

17:30.222 --> 17:32.222
‫طرف مردم ویتنام

17:32.933 --> 17:36.270
‫عه، کدوم مردم؟
‫مردم شمال یا مردم جنوب؟

17:36.562 --> 17:39.190
‫خب، گمونم همه‌شون

17:39.982 --> 17:42.276
‫گمونم واقعاً همه‌مون
‫شبیه همدیگه‌ایم، مگه نه؟

17:42.276 --> 17:46.489
‫خب... از کجا معلوم خود من ویت‌کنگ نباشم؟

17:47.198 --> 17:48.991
‫مامور مخفی نباشم؟

17:48.991 --> 17:50.991
‫اگر بودم می‌فهمیدی؟

17:59.043 --> 18:01.295
‫البته معلومه که نیستم، عاشق آمریکام

18:07.301 --> 18:09.301
‫خب، کسی رو هم کشتی؟

18:24.401 --> 18:26.401
‫با دستای خودم؟

18:30.449 --> 18:33.202
‫نه. نه، هیچوقت کسی رو نکشتم

18:36.705 --> 18:39.250
‫قبلاً به عنوان دانشجوی بورسیه‌ای اینجا بودی

18:40.501 --> 18:43.003
‫چه حسی داره
‫که بعد از 10 سال برگشتی؟

18:44.880 --> 18:46.880
‫از وطنم تبعید شدم

18:47.258 --> 18:49.677
‫حس می‌کنم در وجودم امید
‫جای خودش رو به ناامیدی داده

18:55.057 --> 18:57.057
‫بخند

18:58.644 --> 19:02.189
‫ببخشید، خانم
‫میشه یک لحظه از پشت تصویر برید کنار؟

19:02.773 --> 19:04.773
‫خودت جات رو عوض کن، عزیزم

19:06.735 --> 19:10.823
‫<i>خاله‌ی عزیزم، بالاخره به لس‌‌آنجلس رسیدم</i>

19:10.823 --> 19:14.702
‫<i>و در آپارتمان کوچیک و جالبی
‫در مرکز شهر ساکن شدم</i>

19:15.119 --> 19:18.872
‫<i>به هیچ جای خاصی نزدیک نیست
‫ولی تر و تمیزه</i>

19:19.331 --> 19:24.086
‫<i>هنوزم تمام تلاشم رو می‌کنم
‫که از "بون" نگهداری کنم، ولی آسون نیست</i>

19:24.461 --> 19:26.380
‫<i>به‌زحمت صحبت می‌کنه</i>

19:26.380 --> 19:29.008
‫<i>دلم نمی‌خواد وقتی برات
‫نامه می‌نویسم از این کلمات استفاده کنم</i>

19:29.008 --> 19:31.176
‫<i>ولی حرومی حتی خودشو تمیز هم نمی‌کنه</i>

19:31.427 --> 19:34.722
‫<i>...جوری لایه به لایه غرق کثافت شده که</i>

19:39.143 --> 19:42.646
‫استاد "همر" بهم یه تکلیف داده

19:43.731 --> 19:47.443
‫که لیستی برای مقایسه‌ی
‫ویژگی‌های غربی و شرقیم تهیه کنم

19:47.860 --> 19:49.860
‫به عنوان مثال این یکی...

19:50.154 --> 19:52.154
‫بخش غربی وجودم پرحرفه

19:52.656 --> 19:55.159
‫ولی بخش شرقی وجودم... چیه؟

19:56.035 --> 19:58.495
‫بنظرت چیه؟ حدس بزن

19:59.747 --> 20:01.747
‫بخش شرقی من چیه...؟

20:13.719 --> 20:15.719
‫آره، دقیقاً

20:16.555 --> 20:18.555
‫جواب درست همینه

20:20.901 --> 20:22.101
‫پیش‌غذا؟

20:51.131 --> 20:53.967
‫- توی موهات چوب غذاخوری گذاشتی؟
‫- زر نزن

20:54.385 --> 20:56.385
‫تخم‌مرغ شکم‌پر می‌خوری؟

21:05.104 --> 21:07.731
‫خب، مهمونی‌های استاد "همر"
‫همیشه با اینا شروع میشن

21:08.148 --> 21:10.234
‫خوشش میاد خودشو
‫با تخم‌مرغ مقایسه کنه

21:11.276 --> 21:13.570
‫یعنی از بیرون سفیده
‫و از درون زرد؟

21:15.155 --> 21:17.408
‫"ای ناخدا، ناخدای من"، اومدی

21:17.408 --> 21:19.451
‫عالیه. خیلی شیک شدی

21:19.451 --> 21:22.746
‫دوستان، این همون شاگرد جوونیه
‫که بهتون گفتم

21:22.996 --> 21:25.666
‫مادرش ویتنامی بود، پدرش فرانسوی

21:26.041 --> 21:29.420
‫همونطور که می‌بینین
‫ترکیب محشریه، ولی پیچیده‌ست

21:29.837 --> 21:31.837
‫مگه نه، پسرجون؟

21:32.339 --> 21:34.258
‫ای‌کاش می‌دونستین چقدر پیچیده‌ست

21:34.258 --> 21:36.927
‫خب، به ناخدای جوون‌مون یه تکلیف دادم

21:37.219 --> 21:39.596
‫که یک لیست از خصوصیات غربی
‫ و شرقیش تهیه کنه، خب؟

21:39.596 --> 21:42.900
‫که ببینم می‌تونه کم‌کم گره‌ کور تناقضاتی

21:42.924 --> 21:46.228
‫که در عمق ذهنش وجود داره رو باز کنه یا نه

21:46.562 --> 21:48.562
‫چرا بهمون نمیگی چی فهمیدی؟

21:50.566 --> 21:52.776
‫جف، میشه آهنگ رو قطع کنی؟

21:52.943 --> 21:54.943
‫میشه... میشه... آره، خوبه ممنون

22:03.495 --> 22:05.495
‫تناقض

22:07.082 --> 22:11.336
‫مسئله‌ی اصلی همیشه تناقض بوده

22:12.254 --> 22:18.010
‫بخش غربی وجودم تناقض رو
‫به‌عنوان چیزی برای حل کردن می‌بینه

22:18.844 --> 22:21.138
‫ولی از نظر بخش شرقی وجودم...

22:21.597 --> 22:23.597
‫چیزیه که باید تحملش کرد

22:25.851 --> 22:30.272
‫بنابراین، بخش شرقی وجودم
‫هرگز از پذیرفتن تناقض نمی‌ترسه

22:30.272 --> 22:32.941
‫وقتی با اتفاقاتی غیرمنتظره روبرو میشه

22:32.941 --> 22:36.570
‫ میگه: "انتظار اینو داشتم"

22:37.404 --> 22:40.574
‫ولی بخش غربیم میگه
‫"چی؟ چرا این اتفاق افتاد؟"

22:40.574 --> 22:42.826
‫و فوراً شروع به تجزیه و تحلیل می‌کنه

22:44.912 --> 22:49.154
‫بخش شرقی وجودم مشکلی با این نداره

22:49.178 --> 22:52.002
‫که بخشی از یک جمع باشه

22:52.836 --> 22:56.456
‫ولی بخش غربی وجودم
‫همیشه آماده‌ست که در مرکز توجهات باشه

22:57.216 --> 23:01.595
‫تفکرم دوگانه‌ست
‫بخش غربیم میگه "این یا اون"

23:02.012 --> 23:04.932
‫و بخش شرقیم میگه "هم این و هم اون"

23:05.182 --> 23:09.520
‫بنابراین، نصف وجودم برای استقلال ارزش قائله

23:09.686 --> 23:13.482
‫درحالی‌که نیمه‌ی دیگه‌م
‫قدر وابستگی رو می‌دونه

23:14.399 --> 23:17.069
‫- به‌علاوه، بخش شرقی من هیچوقت...
‫- خیلی‌خب

23:17.069 --> 23:19.947
‫فکر کنم متوجه شدیم
‫عالی بود. آره

23:21.156 --> 23:23.283
‫محشر... محشر نیست؟

23:23.283 --> 23:28.080
‫خانم موری... شرمنده
‫لباست خیلی حواسمو پرت می‌کنه

23:28.455 --> 23:31.208
‫میشه بیای؟ بیا اینجا
‫شرمنده. یک لحظه بیشتر طول نمی‌کشه

23:32.626 --> 23:36.755
‫در سنت ژاپنی، پشت گردن، "اوناجی"

23:36.755 --> 23:39.258
‫یکی از شهوت‌انگیزترین بخش‌های بدن انسانه

23:39.258 --> 23:43.595
‫اوه، چقدرم که عاشق نشون دادن
‫بخش‌های شهوت‌انگیز بدنشون به غریبه‌ها بودن

23:43.595 --> 23:46.348
‫نه، فقط... فقط دارم میگم
‫بیاد بیشتر در مورد میراثت یاد بگیری، همین

23:46.348 --> 23:48.725
‫استاد، من اهل "گاردنا" هستم
‫« شهری در کالیفرنیا »

23:49.017 --> 23:53.296
‫کسی از جان‌اف کندی نپرسید زبون گیلیک بلده
‫و هر شب سیب‌زمینی می‌خوره یا نه

24:09.288 --> 24:11.288
‫هنوزم مثل خان‌ها رفتار می‌کنه

24:13.542 --> 24:16.253
‫آخه، ناسلامتی دهه‌ی هفتاده!

24:17.880 --> 24:19.880
‫اوناجی‌م راضی‌کننده نبود؟

24:20.382 --> 24:22.926
‫مگه با اشتیاق بهش نگاه نمی‌کردی؟

24:25.721 --> 24:27.723
‫اون لحظه نتونستم جلوش دربیام

24:28.015 --> 24:30.015
‫- معذرت می‌خوام
‫- اشکال نداره

24:30.893 --> 24:33.770
‫تو نقش خودتو
‫به‌شکل بی‌نقصی ایفا می‌کنی

24:35.147 --> 24:37.147
‫این نقش مهاجر تازه‌واردی
‫که بازی می‌کنی رو میگم

24:41.445 --> 24:46.283
‫می‌دونستی حرفاتو خیلی رک می‌زنی؟
‫از "شرقی" بودنت بعیده

24:47.367 --> 24:51.288
‫من آمریکاییم. نمی‌تونی گولم بزنی

24:51.914 --> 24:54.625
‫می‌بینم جلوی استاد عزیزمون
‫چطوری ادا درمیاری

24:54.875 --> 24:58.878
‫همیشه مثل اون دانشجوی آسیایی خوبی
‫ که قدیما بودی لبخند می‌زنی

24:59.713 --> 25:01.713
‫لباسه برام آشناست

25:04.801 --> 25:07.763
‫دلمو شکستی، خانم موری
‫ولی پوستم کلفته

25:08.138 --> 25:10.766
‫وقتی با اتفاقات غیرمنتظره روبرو میشم، میگم...

25:10.766 --> 25:15.479
‫"هه، انتظارشو داشتم"

25:19.983 --> 25:21.983
‫داری چی رو پنهان می‌کنی؟

25:28.742 --> 25:30.742
‫بیا، گشنته؟

25:31.870 --> 25:33.870
‫- نه، ممنون
‫- یه امتحانی بکن

25:35.582 --> 25:40.087
‫- چندان از سرپایان خوشم نمیاد
‫- سرپایان؟

25:40.963 --> 25:42.963
‫چرا اینطوری هستی؟

25:43.173 --> 25:46.760
‫تخم‌مرغ دوست نداری
‫هشت‌پا نمی‌خوری

25:47.719 --> 25:50.514
‫مگه بهت نگفتن؟
‫ما آسیایی‌ها باید همه‌چی بخوریم

25:51.974 --> 25:53.974
‫خدایا

25:54.977 --> 25:58.021
‫پدرت لطف کرده برامون فرستاده

26:07.322 --> 26:09.324
‫می‌دونم از گفتن این داستان پشیمون میشم

26:10.033 --> 26:12.828
‫اوه، تسلیم بخش غربی وجودت شو

26:13.245 --> 26:16.373
‫اعتراف کردن به رازها
‫هیجان‌انگیزترین چیز دنیاست

26:20.794 --> 26:24.506
‫<i>مادرم داشت به عنوان یه غذای خاص
‫هشت‌پا درست می‌کرد</i>

26:24.881 --> 26:28.076
‫<i>تازه بعد از اینکه داخلشون رو پاک کرد</i>

26:28.100 --> 26:30.137
‫<i>متوجه شد سس ماهی نداریم</i>

26:30.303 --> 26:32.055
‫<i>برای همین رفت بازار</i>

26:32.055 --> 26:35.767
‫<i>و با بی‌مبالاتی منو توی خونه تنها گذاشت</i>

26:36.143 --> 26:39.104
‫<i>خودم تنهایی همراه هشت‌پا</i>

26:39.813 --> 26:41.898
‫<i>...نگو که</i>

26:41.898 --> 26:43.900
‫یا خدا، اصلاً همچین کاری ممکنه؟

26:56.955 --> 26:59.609
‫<i>یه علامت روی قربانی تجاوزم گذاشتم</i>

26:59.633 --> 27:02.044
‫<i>که وقتی پخته شد اشتباهی نخورمش</i>

27:02.627 --> 27:05.297
‫<i>ولی حتی یه پسر 14 ساله هم
‫باید اینقدر می‌فهمید</i>

27:05.297 --> 27:09.760
‫<i>که اگر من نخورمش
‫یکی دیگه می‌خورتش</i>

27:11.386 --> 27:13.472
‫کدوم یکی رو بخورم؟

27:13.472 --> 27:15.472
‫- این یکی
‫- مامان، نه!

27:28.028 --> 27:30.614
‫- مطمئنم این داستان از نظر بعضیا...
‫- حال بهم‌زنه

27:31.239 --> 27:35.243
‫می‌دونی چی حال بهم‌زنه؟
‫قتل‌عام 3 میلیون نفر

27:35.243 --> 27:38.038
‫شکنجه حال بهم‌زنه. ولی خودارضایی؟

27:38.038 --> 27:42.084
‫آره، یه هشت‌پا رو کردم
‫و حسابی کیف کردم. خجالت نمی‌کشم

27:42.292 --> 27:46.546
‫به‌نظرم دنیا جای بهتری می‌شد
‫اگر مثل کلمه‌ی "خودارضایی"

27:46.546 --> 27:48.965
‫با شنیدن کلمه‌ی "قتل" هم خجالت می‌کشیدیم

27:55.305 --> 27:57.724
‫ازت می‌خوام کاملاً باهام صادق باشی

28:01.311 --> 28:03.355
‫از اون‌موقع تابه‌حال
‫چند تا هشت‌پا رو کردی؟

28:07.442 --> 28:10.779
‫هشت‌پا کُن!
‫اوه، آقاپسر هشت‌پا کُنه!

28:10.779 --> 28:12.779
‫ای حرومی فسقلی منحرف

28:33.635 --> 28:35.345
‫یه لحظه وایسا ببینم

28:35.345 --> 28:37.345
‫اینجا دقیقاً هدفت چی بود؟

28:37.973 --> 28:40.058
‫ممکنه که داشتی ماموریتت رو فراموش می‌کردی؟

28:41.768 --> 28:43.270
‫نه به هیچ عنوان

28:43.270 --> 28:47.774
‫برعکس، هفت هفته‌ی اولی که توی لس‌آنجلس بودم
‫داشتم به‌شدت زحمت می‌کشیدم

28:48.191 --> 28:50.485
‫اطلاعات جمع می‌کردم
‫ته و توی همه‌چی رو درمیاوردم

28:50.777 --> 28:52.779
‫و هرچی می‌تونستم یاد می‌گرفتم...

28:55.824 --> 28:57.993
‫در مورد اون سرزمین عجیب
‫و زیبایی که ازش سر درآورده بودم

29:02.789 --> 29:04.541
‫حتی می‌تونم بگم...

29:04.541 --> 29:06.543
‫حتی یک‌بارم ماموریتم رو فراموش نکردم

29:32.527 --> 29:34.527
‫لانا

29:37.824 --> 29:39.910
‫به لس‌آنجلس خوش اومدین، خانم

29:40.869 --> 29:42.869
‫ممنون

29:44.497 --> 29:47.000
‫ژنرال، به خونه‌ی جدیدتون خوش اومدین

29:51.546 --> 29:53.546
‫ژنرال؟

29:58.470 --> 30:00.470
‫تهوع‌آوره

30:06.853 --> 30:10.774
‫« ده روز بعد »

30:16.613 --> 30:18.613
‫اینجاست، سرگرد

30:18.865 --> 30:21.618
‫چرا هیچکدوم از شما افسرهای اطلاعاتی
‫نمی‌تونین خونه‌مون رو پیدا کنین؟

30:22.035 --> 30:23.662
‫سلام خانم!

30:23.662 --> 30:26.414
‫سلام سروان! ظاهراً درست اومدم

30:27.540 --> 30:29.540
‫اومدم به ژنرال ادای احترام کنم

30:30.252 --> 30:32.252
‫ژنرال؟

30:32.629 --> 30:34.629
‫آها، منظورت کسیه
‫که قبلاً ژنرال بود؟

30:34.881 --> 30:37.050
‫چی از پخت و پز حالیشه؟
‫ یا از خونه تمیز کردن؟

30:37.217 --> 30:39.386
‫ژنرال دیگه هیچ کاری نمی‌کنه

30:39.386 --> 30:43.765
‫کل ماه بیکار و علاف بودن خیلی خسته‌ش کرده

30:43.765 --> 30:45.765
‫لطفاً یه وقت دیگه بیا

30:48.061 --> 30:49.896
‫خارگیل!

30:49.896 --> 30:52.482
‫همه‌جا رو دنبالش گشتم!

30:54.150 --> 30:56.861
‫بازار چینی‌هاست؟ باید یه سر بهش بزنم

30:57.028 --> 30:59.781
‫مامانم برنج کته‌ی خیلی خوشمزه‌ای
‫با خارگیل درست می‌کنه

31:01.032 --> 31:02.659
‫مادرت چطوره؟

31:02.659 --> 31:04.995
‫متاسفانه دلتنگ وطنه

31:06.037 --> 31:08.037
‫همه‌مون هستیم

31:10.750 --> 31:13.336
‫طعم کوچیکی از وطن، خدمت شما

31:14.254 --> 31:15.797
‫اینا رو از کجا آوردی؟

31:15.797 --> 31:17.797
‫توی این کشور
‫کسی از اینا نمی‌فروشه

31:18.216 --> 31:22.304
‫یادتون نره خانم، من زمانی
‫از افسرهای ارشد پلیس مخفی بودم

31:27.183 --> 31:29.183
‫سلام!

31:52.083 --> 31:54.836
‫- هنوز تموم نشده؟
‫- چی تموم نشده؟

31:55.420 --> 31:58.739
‫چیزی که توی اردوگاه
‫در موردش صحبت کردیم، لعنتی!

31:58.739 --> 32:02.368
‫نگفتم وقتی سیگار می‌کشی
‫پنجره رو ببندی؟

32:05.847 --> 32:08.391
‫منظورم جاسوسه‌ست

32:14.356 --> 32:18.514
‫فکرم مشغولش بوده ژنرال، و...

32:18.538 --> 32:20.696
‫شاید اصلاً جاسوسی نیست

32:22.614 --> 32:25.283
‫چی داری میگی واسه خودت؟
‫معلومه که هست

32:30.038 --> 32:32.038
‫از کجا اینقدر مطمئن هستین؟

32:34.000 --> 32:37.170
‫کسی توی کشورمون هست
‫که بتونه تاییدش کنه؟

32:47.597 --> 32:52.394
‫داشتم توی پیاده‌رو راه می‌رفتم
‫و می‌دونی چی افتاد جلوی پام؟

32:53.478 --> 32:56.356
‫یکی از اون دریچه‌های مخزن دستشویی

32:56.356 --> 33:02.654
‫یه تیکه سرامیک
‫یه تیکه‌ سرامیک سنگین کوفتی!

33:02.654 --> 33:05.740
‫و از طبقه‌ی پنجم افتاده بود!

33:07.283 --> 33:09.283
‫نمی‌فهمی؟

33:10.495 --> 33:12.831
‫می‌خواستن ترورم کنن

33:17.794 --> 33:23.049
‫- بررسیش می‌کنم
‫- فقط "بررسی" نکن

33:24.384 --> 33:26.344
‫خائن رو پیدا کن

33:26.344 --> 33:28.471
‫جلوی فعالیت شورشی‌ها رو بگیر

33:34.936 --> 33:38.356
‫خطر رو از بین ببر

33:38.356 --> 33:41.192
‫شیرفهم شد؟

33:42.277 --> 33:44.277
‫بله قربان

33:45.905 --> 33:49.117
‫ولی مطمئنم از پسش برمیام

33:49.284 --> 33:51.284
‫چی؟

33:52.537 --> 33:54.956
‫این چند هفته‌ی اخیر حواست پرت بوده

34:04.674 --> 34:06.674
‫خیلی باحالی

34:06.843 --> 34:09.554
‫- باحال‌ترین زن کل دنیایی
‫- خودم می‌دونم

34:11.890 --> 34:14.976
‫- باید یه اعترافی بکنم
‫- اوه، از اعتراف کردن خوشم میاد

34:15.310 --> 34:17.687
‫می‌دونستی شنونده‌ی خیلی خوبی هستی؟

34:18.771 --> 34:21.483
‫وقتی لبخند می‌زنی بالای چشمت
‫یکم چین میفته

34:21.483 --> 34:23.526
‫با سر تکون دادن آدمو دلگرم می‌کنی

34:24.235 --> 34:28.281
‫باعث میشی مردم فکر کنن
‫کاملاً با همه‌چی موافقی

34:28.281 --> 34:30.408
‫بدون اینکه خودت یک کلمه هم حرف بزنی

34:32.785 --> 34:35.455
‫- مادرت چجور آدمیه؟
‫- مادرم؟

34:37.624 --> 34:40.835
‫- مادرم فوت کرده
‫- متاسفم

34:41.628 --> 34:46.049
‫اهل روستای کوچیکی توی شمال بود
‫نمی‌تونست بره مدرسه

34:46.633 --> 34:48.968
‫کاتولیک خیلی مؤمنی بود

34:49.802 --> 34:51.888
‫توی آشپزخونه معجزه می‌کرد

34:53.765 --> 34:55.765
‫- بخصوص با هشت‌پا
‫- با هشت‌پا؟

34:58.853 --> 35:00.853
‫معلم خوبی برای پسرش بود

35:02.315 --> 35:05.026
‫به‌نظر نمیاد حتی
‫ یک نقطه مشترک کوفتی هم داشته باشیم

35:06.694 --> 35:10.198
‫ولی میگن برای اینکه
‫یک زن برای یک مرد جذاب باشه

35:10.198 --> 35:13.368
‫باید حداقل یک نقطه مشترک مهم
‫با مادرش داشته باشه

35:14.536 --> 35:17.539
‫- شاید حقیقت نداره
‫- شایدم داشته باشه

35:18.623 --> 35:21.709
‫"ترین"، یه دختری
‫که توی سایگون باهاش دوست بودم

35:22.710 --> 35:24.837
‫حروف صدادارش رو
‫درست مثل مادرم تلفظ می‌کرد

35:25.885 --> 35:30.557
‫و نیکول، دوست‌دختر دوران تحصیلم توی آمریکا

35:31.010 --> 35:35.473
‫مثل... مثل مادرم انگشت‌های درازی داشت

35:37.433 --> 35:39.852
‫و تو، تو و مادرم...

35:44.315 --> 35:48.611
‫به‌طور مخفیانه خوش‌بین هستین

35:48.778 --> 35:51.531
‫که احمقانه‌ست
‫ولی در عین حال جذابه

35:55.535 --> 35:58.413
‫- خانم موری، فکر کنم...
‫- بگو سوفیا

35:58.413 --> 36:00.413
‫چند وقتی میشه
‫داریم با هم می‌خوابیم

36:03.209 --> 36:05.491
‫سوفیا

36:05.515 --> 36:07.797
‫فکر کنم دارم عاشقت میشم

36:08.715 --> 36:12.385
‫ای آب‌زیرکاه
‫اعترافمو دزدیدی

36:14.637 --> 36:18.308
‫- ببین، اگر با هم رابطه پیدا کنیم...
‫- مگه همین الانشم رابطه نداریم؟

36:18.308 --> 36:22.395
‫رابطه‌ی عاطفی
‫الان فقط داریم با هم می‌خوابیم

36:23.354 --> 36:26.899
‫من 46 سالمه
‫کل عمرم به روش خودم زندگی کردم

36:26.899 --> 36:28.899
‫قرار نیست الان تغییر کنم

36:29.527 --> 36:31.700
‫اگر می‌خوای عاشق شی حواست باشه

36:31.724 --> 36:35.699
‫چون تنها عشقی که بهش باور دارم، عشق آزاده
‫(عشق بدون تعهد و دخالت دولت)

36:35.700 --> 36:40.024
‫به بیان دیگه، این عشق...

36:40.048 --> 36:41.955
‫آزاده

36:48.880 --> 36:50.567
‫ سلام

36:52.191 --> 36:54.260
‫ این "بون"ـه

36:54.844 --> 36:56.844
‫عه، برادر قسم‌خورده‌ت

37:11.778 --> 37:13.738
‫فکر کردم قراره بری با "هاو" مشروب بخوری

37:13.738 --> 37:15.531
‫- نرفتم
‫- چرا؟

37:15.531 --> 37:18.076
‫- بخاطر ژنرال...
‫- یعنی چی؟ چرا بخاطر ژنرال؟

37:18.326 --> 37:21.412
‫- کمک خواسته
‫- چی؟ از تو کمک خواسته؟

37:21.746 --> 37:24.749
‫- بابت مغازه‌ای که داره باز می‌کنه
‫- بهت گفته بری خرید؟

37:25.500 --> 37:28.086
‫برای مغازه‌ش
‫مغازه‌ی مشروب‌فروشیش!

37:31.089 --> 37:34.342
‫ظاهراً ژنرال‌مون داره
‫مغازه‌ی مشروب‌فروشی باز می‌کنه

37:57.115 --> 38:01.452
‫تمرکز کن. هرگز ژنرال رو دست‌کم نگیر

38:02.203 --> 38:05.289
‫یادته چطور تنفرش
‫از دورگه بودنت رو کنار گذاشت

38:05.289 --> 38:07.289
‫وقتی فهمید می‌تونه ازت استفاده کنه؟

38:07.583 --> 38:09.585
‫برای رسیدن به خواسته‌ش
‫هرکاری لازم باشه می‌کنه

38:10.294 --> 38:13.548
‫دست‌کم گرفتیش. اشتباه بزرگی کردی

38:13.840 --> 38:16.676
‫ارتباطش با رابط‌هاش رو زیر نظر داریم

38:17.885 --> 38:20.221
‫مراقب باش، دوست من

38:21.305 --> 38:23.349
‫کی اینقدر منو می‌شناسه؟

38:25.017 --> 38:30.106
‫شما که تابه‌حال کسی رو
‫توی خیابون اعدام نکردین. کردین؟

38:30.106 --> 38:32.942
‫ نه، نمیگم تابه‌حال همچین کاری کردم
‫« جلاد »

38:33.151 --> 38:36.070
‫ولی ماهیت کارهایی
‫که توی سایگون می‌کردیم...

38:37.947 --> 38:40.347
‫چرا دوزاریت اینقدر دیر میفته؟

38:41.784 --> 38:43.411
‫انگلیسی نوشته

38:43.411 --> 38:46.289
‫- ممکنه کار یه عوضی نژادپرست باشه
‫- نه

38:46.289 --> 38:51.919
‫هنوزم یکی داره مدام
‫وجهه‌م رو خراب می‌کنه

38:53.629 --> 38:57.133
‫ممکنه کار ارمنی‌های
‫مشروب‌فروشی سر نبش باشه

38:58.342 --> 39:02.346
‫عه، یعنی میگی صاحب ارمنی
‫مشروب‌فروشی آمریکایی توی لس‌آنجلس

39:03.097 --> 39:05.266
‫بر علیهم توطئه کرده

39:05.433 --> 39:09.645
‫و کاری کرده زن‌های اردوگاه آرکانسا
‫دمپایی پرت کنن سمتم؟

39:11.647 --> 39:14.859
‫فقط همین امروز رو فرصت داری
‫که رهبریم رو احیا کنی

39:15.193 --> 39:17.193
‫به عنوان مدیر ارشد ارتباطاتم

39:18.362 --> 39:20.362
‫جانم؟

39:22.200 --> 39:24.200
‫الان این مقام رو بهت دادم

39:38.299 --> 39:40.299
‫اسلحه رو پاک کن!

39:51.687 --> 39:55.773
‫« وقتی می‌گیم ممنونیم، از ته دل می‌گیم »
‫« لطفاً بازم تشریف بیارین »

40:06.169 --> 40:07.379
‫نوش جان

40:07.462 --> 40:08.588
‫از غذا لذت ببرین!

40:10.289 --> 40:12.416
‫- سلام
‫- سروان! سروان! یه عکس ازمون بگیر

40:36.399 --> 40:38.484
‫چطور می‌تونن اینقدر شاد باشن؟

40:39.402 --> 40:40.731
‫چطور می‌تونن بابت اینکه

40:40.755 --> 40:44.832
‫مثل بزدل‌ها وطن‌شون رو ول کردن
‫و اومدن اینجا اینقدر خوشحال باشن؟

40:45.575 --> 40:48.286
‫- یه زمانی سرباز بودن!
‫- صداتو بیار پایین

40:50.204 --> 40:52.204
‫و اون عوضی چرا اینقدر چاقه؟

41:03.134 --> 41:05.803
‫- همیشه اینقدر چاق بوده
‫- نه اینقدر چاق

41:06.012 --> 41:08.012
‫لبخند بزنین

41:08.472 --> 41:10.472
‫اذیت نکن دیگه!

41:11.601 --> 41:13.601
‫این همه عکس برای چته؟

41:13.853 --> 41:17.690
‫مهمونی واسه یه مشت بزدل چه اهمیتی داره؟

41:17.899 --> 41:19.899
‫ژنرال یه دستور بهم داده

41:24.614 --> 41:26.614
‫لبخند بزن عوضی!

41:29.201 --> 41:31.120
‫بیخیال، بون...

41:31.120 --> 41:35.416
‫ژنرال گفت این مهمونی سنگ بنای
‫ ساخت وطن دوممون توی آمریکا میشه

41:37.168 --> 41:39.378
‫چیزی به اسم وطن دوم وجود نداره

41:40.296 --> 41:42.924
‫وطن بخاطر این وطنه
‫چون یکی بیشتر نیست

41:44.884 --> 41:48.763
‫عجب، "تران تویت سان"ـه

41:50.514 --> 41:54.185
‫خیلی وقت بود کسی اسممو
‫با همچین لهجه‌ی بی‌نقصی نگفته بود

41:54.685 --> 41:58.981
‫- ولی الان "سانی" صدام می‌کنن
‫- اوه، مثل "سانی بونو"؟

42:02.360 --> 42:03.861
‫آخرین بار کی دیدمت؟

42:03.861 --> 42:06.489
‫اون سمینار شورای دانشجوهای ویتنامی؟

42:07.365 --> 42:10.034
‫- که اختلاف نظر پیدا کردیم...
‫- که بحث‌مون شد...

42:10.034 --> 42:11.586
‫در مورد این جمله‌ی "هوشی‌مین"

42:11.586 --> 42:14.242
‫"هیچی باارزش‌تر از استقلال و آزادی نیست"

42:14.266 --> 42:16.290
‫و کاربردش در رابطه با کشورمون

42:16.540 --> 42:20.419
‫می‌دونی، یادمه جوش آوردی
‫و داد زدی "هیچی! هیچی!"

42:20.419 --> 42:22.419
‫و کتابت رو پرت کردی

42:23.381 --> 42:25.512
‫ شیرازه‌ی کتابت شکست

42:26.536 --> 42:28.177
‫ می‌دونی چیه؟ اون زمان...

42:28.427 --> 42:31.514
‫فکر می‌کردم از سازمان سیا بورسیه گرفتی

42:37.186 --> 42:38.980
‫خیلی بامزه بود

42:38.980 --> 42:40.648
‫خب، اینجا چیکار می‌کنی؟

42:40.648 --> 42:44.301
‫از فصل باران‌های موسمی فرار کردی
‫اومدی یکم از آفتاب کالیفرنیا لذت ببری؟

42:44.652 --> 42:49.448
‫باشه. اعتراف می‌کنم، جبهه‌ی من باخت
‫حالا راضی شدی؟

42:50.241 --> 42:51.742
‫خب، شاید کاملاً خوشحال نباشم

42:51.742 --> 42:54.161
‫ولی به‌نظرم حالا که آمریکا
‫نیروهاش رو کشیده بیرون

42:54.161 --> 42:56.288
‫شاید بتونن به استقلال و آزادی برسن

42:56.288 --> 42:59.041
‫خب پس، نظرت چیه برگردی
‫همراهشون کشور رو بازسازی کنی؟

43:00.209 --> 43:03.421
‫آها آره، الان آمریکایی هستی
‫البته توهین نباشه

43:04.255 --> 43:06.966
‫به‌نظرم کاملاً حق دارم
‫در مورد وطنم نظر بدم

43:07.258 --> 43:09.844
‫- منم به‌ اندازه‌ی تو ویتنامی هستم
‫- عه، چرا؟ چون فامیلیت رو عوض نکردی؟

43:09.844 --> 43:13.431
‫حتی میشه گفت...
‫از توام بیشتر ویتنامی هستم

43:14.724 --> 43:18.019
‫می‌دونی، از لحاظ ژنتیکی میگم
‫البته توهین نباشه

43:22.189 --> 43:24.189
‫خب، چی شده اومدی اینجا؟

43:24.817 --> 43:26.817
‫بابت داستان مخاطب‌پسند

43:29.405 --> 43:31.449
‫هیچ داستانی بی‌اهمیت نیست
‫« داستان محرمانه‌ی تخلیه‌ی ویتنام جنوبی »

43:31.449 --> 43:33.659
‫راستی، اسم اینجا...

43:33.683 --> 43:35.387
‫« نوشیدنی‌های پرچم زرد »

43:35.411 --> 43:38.039
‫می‌دونم از سر وطن‌پرستیه، ولی توی آمریکا

43:38.456 --> 43:40.708
‫"زرد" یعنی یه چیز کثیف، مثل ادرار

43:40.708 --> 43:44.295
‫به‌عنوان یک فروشنده‌ی آسیایی
‫داره کار خودشو خراب می‌کنه

43:44.962 --> 43:46.962
‫اینو به ژنرال نگو

43:48.257 --> 43:50.257
‫خب، برم با بقیه مصاحبه کنم

43:56.807 --> 43:58.807
‫بازم از اینا دارم

44:13.908 --> 44:16.619
‫می‌دونم لحظات دلسردکننده‌ای رو تجربه کردیم

44:17.161 --> 44:18.871
‫از کجا می‌دونم؟

44:18.871 --> 44:21.916
‫چون منم کنارتون بودم

44:21.916 --> 44:26.420
‫همه‌تون شایعات رو شنیدین
‫و تکذیبش نمی‌کنم

44:28.714 --> 44:32.468
‫از زمان رسیدن‌مون به این کشور...

44:34.720 --> 44:39.975
‫من... چطور بگم؟
‫فقط روزهامو شب می‌کردم

44:40.434 --> 44:44.146
‫ولی بالاخره زنم یه حرفی زد
‫و خیلی روم تاثیر گذاشت

44:45.356 --> 44:48.776
‫سطح آشغال رو باز کردم
‫تا بطری‌های مشروبم رو بندازم دور

44:48.776 --> 44:52.071
‫ولی بعد به ذهنم رسید
‫دور انداختن‌شون حیفه

44:54.156 --> 44:56.156
‫و حالا نتیجه‌ی منطقی اون فکر رو می‌بینین

44:57.409 --> 44:59.787
‫عادتمو انداختم دور
‫ولی بطری‌ها رو نه

45:03.374 --> 45:05.417
‫مگه اون روز زنم چی بهم گفت؟

45:06.043 --> 45:08.043
‫گفت...

45:08.420 --> 45:12.716
‫"عزیزم... به‌یاد بیار کی هستی"

45:15.052 --> 45:17.052
‫ارتش‌مون شکست خورد

45:25.437 --> 45:28.190
‫هیچ موش دیگه‌ای نمی‌خواد
‫از کشتی‌مون بپره پایین؟

45:28.190 --> 45:30.190
‫این کشتی غرق بشو نیست، قربان

45:34.738 --> 45:38.367
‫احتمالاً نقاشی‌ توهین‌آمیزی

45:38.993 --> 45:41.495
‫که روی دیوار اینجا بود رو دیدین

45:42.204 --> 45:46.709
‫بازم تصویر اون عکس مفتضحانه

45:46.959 --> 45:49.420
‫داره بر علیه ما استفاده میشه

45:50.421 --> 45:53.174
‫که شبیه جلادها به‌نظر بیایم!

45:54.383 --> 45:58.387
‫آمریکا ما رو به این شکل می‌بینه

45:59.555 --> 46:01.932
‫ولی ما می‌دونیم دروغه!

46:02.349 --> 46:07.354
‫می‌دونیم کسی که داشت تیر می‌خورد قاتل بود

46:07.855 --> 46:11.525
‫و حالا یکی از بین ما...

46:12.026 --> 46:17.990
‫داره از این تصویر
‫برای بیان همون دروغ استفاده می‌کنه!

46:19.200 --> 46:20.743
‫این سوسک رو له کنین!

46:20.743 --> 46:22.004
‫این مار رو بکشین!

46:22.028 --> 46:23.996
‫این موش موذی رو نابود کنین!

46:23.996 --> 46:25.497
‫گلوش رو پاره کنین!

46:25.497 --> 46:27.291
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:27.291 --> 46:28.918
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:28.918 --> 46:30.961
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:30.961 --> 46:32.671
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:32.671 --> 46:34.182
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:34.206 --> 46:35.716
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:35.716 --> 46:37.373
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:37.397 --> 46:39.053
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:39.261 --> 46:41.764
‫گلوی جاسوس رو پاره کنین!

46:51.982 --> 46:54.109
‫به‌نظرت کیه؟

46:54.109 --> 46:55.819
‫کی کیه؟

46:55.819 --> 46:57.363
‫فکر کردی چرا اینجا منتظریم؟

46:57.363 --> 46:59.363
‫جاسوس دیگه، منظورم جاسوسه

46:59.531 --> 47:01.242
‫برام مهم نیست

47:01.242 --> 47:03.242
‫آره معلومه

47:08.374 --> 47:11.168
‫ولی هرکی باشه، باید کشته بشه

47:13.545 --> 47:15.545
‫بابت جواب مفصلت ممنون!

47:50.749 --> 47:53.294
‫خب، دوباره همو دیدیم، ها؟

47:54.920 --> 47:57.881
‫تصویر آخرین بالگردی
‫که از سفارت آمریکا بلند شد رو

47:57.881 --> 47:59.883
‫مدام و مدام نگاه کردم

48:00.050 --> 48:02.261
‫- آره
‫- امیدوار بودم بتونم تو عکس ببینمت

48:02.261 --> 48:04.346
‫خب، شرمنده باهات تماس نگرفتم

48:04.346 --> 48:07.891
‫آخه... تخلیه‌ی اونجا بدجوری دهنمو سرویس کرد

48:08.350 --> 48:10.350
‫نتونستم "ای‌وی" رو با خودم بیارم

48:11.687 --> 48:13.188
‫لعنتی، خونه‌ش خالی بود

48:13.188 --> 48:14.982
‫با موتور هارلی ژنرال
‫کل منطقه رو گشتم

48:14.982 --> 48:19.193
‫توی تمام خیابون‌ها و کوچه‌ها
‫ و سوراخ سنبه‌ها دنبالش گشتم

48:19.217 --> 48:21.113
‫ولی پیداش نکردم

48:21.864 --> 48:23.864
‫آخرین بالگرد داشت بلند می‌شد...

48:25.826 --> 48:28.822
‫سی سال بود بابت دختری گریه نکرده بودم

48:28.846 --> 48:30.622
‫ولی این ای‌وی کوفتی...

48:37.755 --> 48:39.755
‫متاسفم اینو می‌شنوم

48:41.675 --> 48:45.346
‫خب، اوضاع با این همکارهات خیلی ریدمان بود

48:45.370 --> 48:47.514
‫همه‌شون زیرآب همو می‌زدن

48:50.934 --> 48:53.145
‫فقط یه جاسوس میگه
‫جاسوسی وجود نداره

48:58.859 --> 49:01.654
‫ببین کلاد چه هدیه‌ای بهم داده

49:01.678 --> 49:03.989
‫مگنوم کالیبر 44 اتوماتیکه

49:07.785 --> 49:11.497
‫مشکلی ندارین یه مشروبی بزنیم؟
‫از قیافت معلومه مشروب لازمی

49:23.300 --> 49:26.929
‫- سرگرد "وان"ـه
‫- وان؟

49:28.680 --> 49:30.680
‫جاسوس اونه؟

49:31.266 --> 49:33.852
‫کدوم یکی از دو "وان" منظورته؟
‫چوب خشکه؟

49:33.852 --> 49:35.852
‫خپله

49:36.063 --> 49:38.607
‫- وان چاقه؟
‫- آره

49:39.066 --> 49:41.110
‫چرا همچین فکری کردی؟

49:46.156 --> 49:49.243
‫خب، آخه درگیر یجور کسب‌و‌کاره

49:50.786 --> 49:52.786
‫چجور کسب‌و‌کاری؟

49:54.706 --> 49:57.793
‫به‌نظرم مربوط به... شیرینیه

49:59.461 --> 50:01.461
‫شیرینی؟

50:05.259 --> 50:07.594
‫این یعنی توی سایگون رابط داره

50:08.095 --> 50:11.849
‫اعتراف کرد برای آوردن‌شون از سابقه‌ش
‫در پلیس مخفی استفاده می‌کنه

50:12.307 --> 50:15.519
برای ‫"وان" چاقه شیرینی‌های بی‌آزار می‌فرستن

50:15.811 --> 50:18.021
‫هیچکس به همچین چیزی شک نمی‌کنه

50:18.814 --> 50:21.150
‫خانواده‌ی پدریش اهل چین هستن

50:21.316 --> 50:25.112
‫که همه می‌دونن
‫آدم نمی‌تونه به نژاد اونا اعتماد کنه

50:48.135 --> 50:50.135
‫مزه‌ش شبیه پیام نیست

50:50.471 --> 50:53.056
‫ولی خب، چاق‌تر از اونیه که جاسوس باشه

50:53.515 --> 50:55.350
‫شاید، شاید

50:55.350 --> 50:58.687
‫ولی جاسوس‌هایی که مشکوک نمی‌زنن
‫مزیت‌های خاص خودشون رو دارن، پس...

51:00.022 --> 51:02.858
‫تشخیصش سخته
‫گمونم می‌تونیم از سایگون بپرسیم

51:14.411 --> 51:16.830
‫نمی‌دونم باورت بشه یا نه
‫ولی اسم توام یک‌بار مطرح شد

51:18.665 --> 51:20.665
‫واقعاً؟

51:22.419 --> 51:24.419
‫بامزه‌ست، مگه نه؟

51:26.131 --> 51:28.131
‫آره خیلی بامزه‌ست

51:31.512 --> 51:33.597
‫« محل بارگیری، پارک نکنید »

51:35.265 --> 51:38.352
‫راستی، استاد "همر" خوب باهات تا می‌کنه؟

51:38.352 --> 51:40.395
‫- آره
‫- عالیه

51:40.562 --> 51:42.562
‫- میشه یه چیزی ازت بپرسم؟
‫- آره

51:42.856 --> 51:45.817
‫چرا خانواده‌ی ژنرال رو
‫زودتر از اردوگاه درنیاوردی؟

51:46.109 --> 51:49.780
‫- دم تلفن منتظر بود
‫- آره، می‌دونم. نمی‌دونم والا

51:50.572 --> 51:52.572
‫می‌خواستم قدردان آمریکا باشه

51:57.454 --> 52:00.415
‫گاهی اوقات، بد نیست به مردم یادآوری کنی
‫چقدر بدهکارتن

52:02.834 --> 52:04.834
‫شب بخیر، بچه‌جون

52:37.202 --> 52:41.081
‫- بیخیالش. بیخیالش، چیزی نمیشه
‫- وایسا... نه

52:42.040 --> 52:46.086
‫- هنوزم سر کارم. بس کن! ای بابا
‫- نه، اشکال نداره. هیچکس نمی‌فهمه

52:48.672 --> 52:50.882
‫بخش شرق‌شناسی
‫دفتر رئیس بفرمایید

52:52.342 --> 52:54.342
‫بله، آره

52:55.304 --> 52:57.306
‫باشه، یک لحظه

52:57.306 --> 52:59.391
‫میگه رئیسته؟

52:59.391 --> 53:01.518
‫-  چی؟
‫- فکر کردم من رئیستم

53:06.273 --> 53:10.902
‫- الو؟
‫- دوست چینی‌مون یادته؟ ها؟

53:11.069 --> 53:15.532
‫<i>همونی که عاشق شیرینی بود؟
‫خب، یکم پرس و جو کردم</i>

53:15.532 --> 53:20.495
‫<i>و ظاهراً اقوامش توی وطن‌مون</i>
‫<i>!در امن و امانن و اوضاعشون خوبه</i>

53:22.039 --> 53:25.084
‫<i>درحالی‌که تمام اقوام ما رو</i>

53:25.084 --> 53:28.837
‫<i>توی اردوگاه‌های
‫بازپروری کذایی‌شون زندانی کردن</i>

53:29.087 --> 53:31.535
‫<i>!داریم گرسنگی می‌کشیم و می‌میریم</i>

53:31.559 --> 53:33.008
‫<i>!وظیفه‌تو انجام بده</i>

53:47.439 --> 53:49.439
‫« بکشم »

53:50.275 --> 53:51.275
‫« صفحه‌ی 127 »

54:03.497 --> 54:05.540
‫« سرگرد رو بکشم؟ »

54:06.458 --> 54:08.543
‫کارشو بساز دیگه لامصب

54:08.543 --> 54:11.588
‫احمق، آدم این شکلی چاقو نمی‌زنه!

54:13.298 --> 54:15.050
‫تندتر بزن!

54:15.050 --> 54:17.050
‫بمیر!

54:24.851 --> 54:26.687
‫- بخور
‫- گشنه‌م نیست

54:26.687 --> 54:29.189
‫- مجبوری بخوری
‫- مجبور نیستم هیچ‌کاری بکنم

54:29.189 --> 54:31.189
‫اگر نخوری، مریض میشی

54:31.775 --> 54:34.111
‫خب بعدش می‌میرم. برو کنار

54:36.196 --> 54:38.196
‫آخرین باری که رفتی حموم کی بود؟

54:38.615 --> 54:40.575
‫یادم نیست

54:40.575 --> 54:42.661
‫ژنرال حرفی از بوی گندت نزد؟

54:42.661 --> 54:44.746
‫نه اصلاً. برو کنار

54:45.997 --> 54:47.791
‫مثل سگ بو میدی

54:47.791 --> 54:49.960
‫بهتر نیست یکم مراعات هم‌خونه‌ایت رو بکنی؟

54:51.545 --> 54:54.422
‫آره، همونطور که وقتی اون زن ژاپنیه رو
‫اینجا کردی مراعات منو کردی؟

54:54.464 --> 54:56.464
‫یا چینی یا کره‌ای یا هرچی که هست

54:57.050 --> 54:58.885
‫این...

54:58.885 --> 55:00.885
‫این مسئله خصوصیه!

55:01.805 --> 55:06.017
‫این کثافت‌کاریت جلوی زن و پسرم رو تحمل کردم

55:08.103 --> 55:10.103
‫اینجا انجامش ندادیم

55:10.522 --> 55:12.637
‫توی...

55:12.661 --> 55:14.776
‫ اتاق‌خواب انجامش دادیم!

55:39.301 --> 55:41.052
‫بون

55:41.052 --> 55:43.052
‫بون، باید بریم

55:43.805 --> 55:45.805
‫بیا بریم

55:45.974 --> 55:47.974
‫بون، گوش کن چی میگم...

55:51.480 --> 55:53.480
‫گوش کن چی میگم

55:53.815 --> 55:55.815
‫به کمکت احتیاج دارم

56:02.282 --> 56:04.282
‫سرگرد "وان" جاسوسه

56:05.535 --> 56:07.535
‫کی گفته؟

56:08.789 --> 56:10.789
‫ژنرال گفته

56:11.750 --> 56:13.750
‫کدوم "وان"؟ خپله؟

56:18.507 --> 56:20.550
‫« سرگرد رو بکشم؟ »

56:21.885 --> 56:23.885
‫سرگرد رو بکشم؟

56:30.602 --> 56:33.814
‫توی این مورد... می‌تونم کمکت کنم

57:03.709 --> 57:08.709
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

57:08.733 --> 57:23.781
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
