WEBVTT

00:00.021 --> 00:05.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:07.901
‫این شهر پُر از ارواحه

00:08.741 --> 00:09.861
‫همه تحت تأثیر قرار گرفتن

00:11.261 --> 00:13.181
حتی بازماندگان

00:14.181 --> 00:16.501
‫ برای پیدا کردن سه وسیله،
‫ به کمک‌تون نیاز داریم

00:16.581 --> 00:19.021
‫میشه توضیح بدی چرا دوربین برانتی
‫توی انبار قایقت بوده؟

00:19.101 --> 00:20.741
‫رایانه‌ی شخصی برانتی،

00:20.821 --> 00:21.701
گوشی‌ش

00:21.781 --> 00:23.461
گوشی رو تحویل پلیس‌ دادم

00:23.541 --> 00:25.181
‫به‌خاطر کیران این کار رو کردی؟

00:25.261 --> 00:26.421
‫تا حالا برات سوال شده...

00:26.501 --> 00:29.581
‫اگه اون روز اتفاقی نمی‌افتاد،
‫الان زندگی‌هامون چه شکلی بود؟

00:29.661 --> 00:30.741
گاهی آره

00:32.981 --> 00:35.781
‫ای خدا. پس چرا وقتی شما دو نفر
‫ پیش هم هستین، این‌قدر حس گوهی دارم؟

00:35.861 --> 00:37.901
چون ما به هم وصلیم

00:37.981 --> 00:39.741
‫ولی نه اون‌طور که تو فکر می‌کنی

00:39.821 --> 00:40.941
‫از طریق غم،

00:41.021 --> 00:42.101
‫و احساس گناه،

00:43.581 --> 00:45.781
‫از جولیان می‌خوام دوباره بهم ملحق بشه...

00:45.861 --> 00:49.701
‫برای افتتاح رسمیِ
‫ تیمِ یادبود فین اِلیوت و توبی گیلروی

00:51.541 --> 00:53.101
یه چیزی هست که می‌خوام ببینی

00:53.181 --> 00:54.341
‫اون قایق فین و توبی‌ـه

00:54.421 --> 00:55.541
می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

00:55.621 --> 00:56.781
نمی‌دونم ولی باید یه کاری کنم

00:56.861 --> 00:58.821
‫قبلا بهم می‌خندید و می‌گفت
‫ با یه پسر بزرگ‌تر رابطه داره،

00:58.901 --> 01:00.701
‫خیال می‌کردم فقط می‌خواد
‫ اعصاب من رو به‌هم بریزه

01:00.781 --> 01:02.341
شاید برای همین فرار کرده باشه

01:02.421 --> 01:04.221
دخترت توی اون قایق بود، تریش

01:04.301 --> 01:06.581
‫وقتی فین و توبی رفتن کیران رو نجات بدن،

01:06.661 --> 01:07.781
اونم با اونا غرق شد

01:07.861 --> 01:10.141
‫این‌که می‌گن اونا بچه‌های خیلی خوبی بودن،

01:10.221 --> 01:11.941
‫مزخرفی بیش نیست!

01:12.021 --> 01:13.181
‫- مامان
‫- بس کن!

01:13.261 --> 01:14.701
مشکلت چیه، رفیق؟

01:14.781 --> 01:16.301
تو رفیق من نیستی

01:16.381 --> 01:18.301
‫فین و توبیِ حرومی، بچه‌باز بودن!

01:20.781 --> 01:22.381
این‌جا واقعاً چه مشکلی داره؟

01:22.461 --> 01:23.661
کارآگاه

01:32.738 --> 01:38.738
‫ مترجم:
‫« پارسا سرپرست »

01:42.379 --> 01:43.476
« به اِولین بی خوش آمدید »

01:43.501 --> 01:45.021
فکر نمی‌کنم ایده‌ی خوبی باشه

01:45.101 --> 01:47.413
‫فقط یه‌کم مشروبه، میا.
‫ مهمونی بدون مشروب که نمی‌شه

01:48.200 --> 01:50.261
‫تو که حتی کارت شناسایی هم نداری.
‫چطور می‌خوای بگیری؟

01:50.286 --> 01:53.101
‫می‌تونم از یه آشنا بگیرم.
‫اگه تو هم هستی، ۱۰ دلار می‌شه

01:55.541 --> 01:57.461
‫از دست تو، میا.
‫خیلی حوصله‌سربری

01:57.486 --> 01:58.476
‫نه، نیستم، فقط این‌که...

01:58.501 --> 02:01.047
‫خب، یه نگاه به خودت بنداز.
‫این لباس رو برای کمپ کلاس ششم پوشیدی

02:02.901 --> 02:03.901
من می‌رم

02:18.421 --> 02:20.821
گابریل، این‌جا چیکار می‌کنی؟

02:20.901 --> 02:22.861
‫سلام، آقای اِلیوت.
‫کیران رو ندیدین؟

02:23.701 --> 02:26.501
‫باید خونه باشه، عزیزم.
‫طوفان شدیدی در راهه

02:28.181 --> 02:30.061
می‌خوای برسونمت؟

02:30.141 --> 02:31.701
‫نه، من خوبم. مرسی

02:34.341 --> 02:37.021
‫- مطمئنی؟
‫- آره، خودم می‌رم. نگران نباشین

02:52.061 --> 02:53.101
‫سلام!

03:27.823 --> 03:31.362
« بـازمـانـدگـان »

03:39.381 --> 03:41.849
‫مامان، از اون‌جایی که جف مالوت
‫ کیف گبی رو پیدا کرده،

03:41.874 --> 03:43.621
‫حداقل ارزشش رو نداره
‫ یه صحبتی باهاش بکنیم؟

03:43.646 --> 03:45.661
‫نه، نیازی نیست با کسی حرف بزنم، کیران

03:46.461 --> 03:48.341
آخه نمی‌خوای بدونی؟

03:49.181 --> 03:50.181
چی رو بدونم؟

03:51.221 --> 03:53.581
این‌که گبی با فین و توبی تو قایق بوده یا نه

03:53.661 --> 03:55.541
می‌دونی، تو انگار خیلی مصممی که داداشت رو

03:55.621 --> 03:57.901
‫توی یه قضیه وحشتناک، مقصر جلوه بدی

03:57.981 --> 03:59.501
من فقط می‌خوام از حقیقت سر دربیارم

03:59.581 --> 04:02.061
کیف گبی توی قفسه‌ی اونا پیدا شده

04:02.086 --> 04:04.273
‫می‌بینم برای خودت یه‌پا "نانسی درو" شدی!

04:05.581 --> 04:08.821
‫فردا ساعت ۲:۱۵ پرواز دارم،
‫از این زودتر بلیت گیرم نیومد

04:08.846 --> 04:12.246
‫- تا فرودگاه می‌رسونمت
‫- نه، چیزی نیست. خودم می‌رم

04:12.271 --> 04:14.621
‫کیران، بس کن. همه‌جا دنبالش نرو

04:14.646 --> 04:15.886
این‌قدر خودت رو کوچیک نکن

04:15.911 --> 04:17.541
می‌شه لطفاً تمومش کنی؟

04:17.566 --> 04:18.676
‫- من؟
‫- برای یه بارم که شده

04:18.701 --> 04:21.741
‫این تویی که داری پا رو خاطرات داداشت می‌ذاری

04:21.821 --> 04:24.501
‫واقعاً فکر کردی با رسوا کردن داداش مرحومت،

04:24.526 --> 04:26.661
دل اون دختره رو به‌دست میاری؟

04:26.686 --> 04:29.021
خب، شاید فین بی‌نقص نبوده

04:29.101 --> 04:31.941
‫- من می‌رم دوش بگیرم
‫- بی‌خیال. شاید کار احمقانه‌ای کرده باشه

04:31.966 --> 04:34.196
‫اگه گبی واقعاً تو اون قایق بوده،
‫پس به‌خاطر اوناست که مُرد

04:34.221 --> 04:35.941
‫"به‌خاطر اونا"؟

04:36.021 --> 04:38.101
‫وقتی آب دریا داشت بالا میومد،
‫کی رفته بود توی غار؟

04:38.126 --> 04:39.981
‫خیله خب، پس داری من رو
‫ برای مرگ گبی سرزنش می‌کنی؟

04:40.006 --> 04:42.421
‫داداشت سعی داشت جون تو رو نجات بده!

04:42.501 --> 04:43.501
‫می‌دونم!

04:44.781 --> 04:45.861
‫خوب می‌دونم!

04:46.461 --> 04:47.941
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

04:49.621 --> 04:51.941
و می‌دونم که دلت می‌خواست من جاش می‌مردم

04:51.966 --> 04:54.196
‫- بس کن، توروخدا!
‫- از روز اول این رو کاملاً روشن کردی

04:54.221 --> 04:56.421
‫- حرف نزن!
‫- می‌دونی باعث شد چه حسی بهم دست بده؟

04:56.501 --> 05:00.781
‫از کجا بدونم، کیران؟
‫بعد از اون حادثه، فوراً رفتی "سیدنی"

05:00.806 --> 05:02.659
این‌طور نبود

05:02.684 --> 05:04.886
‫واقعاً؟
‫چون من دقیقاً همین کارت یادمه

05:04.911 --> 05:06.741
یا شاید من دارم دیوونه می‌شم

05:06.821 --> 05:09.061
‫عالی می‌شه، مگه نه؟
‫جفت‌مون دیوونه بشیم، خلاص شی

05:11.901 --> 05:13.581
خب، چه اتفاقی افتاد؟

05:15.101 --> 05:16.381
‫یالا بگو!

05:16.461 --> 05:17.501
‫پس، چی شد؟

05:18.781 --> 05:22.141
‫معلومه دلت می‌خواد یه چیزی بگی!
‫پس، یالا بگو!

05:22.221 --> 05:23.301
اون ازم خواست که برم

05:26.781 --> 05:28.341
بابا خواست

05:32.141 --> 05:34.141
گفت باید ازت دور شم

05:37.261 --> 05:39.981
این‌که ‫اگه نمی‌رفتم، تو نابودم می‌کردی!

05:50.001 --> 05:51.061
برایان

05:51.141 --> 05:52.141
لطفاً چیزی بهش نگو

05:53.981 --> 05:55.621
برایان، می‌شه یه لحظه بیای این‌جا؟

05:58.901 --> 06:00.781
می‌دونی کیران چی می‌گه؟

06:01.381 --> 06:07.305
‫می‌گه بعد از اینکه فین فوت کرد،
‫تو بهش گفتی که بره "سیدنی"

06:07.330 --> 06:09.581
‫تا از من دور شه.
‫حقیقت داره؟

06:17.341 --> 06:18.661
تو باید بری

06:21.501 --> 06:23.981
باید از این شهر بری

06:27.661 --> 06:29.661
‫ای خدا. اون فقط یه بچه‌ست، وِریتی!

06:31.421 --> 06:33.261
چرا دست از سرش برنمی‌داری؟

06:40.101 --> 06:41.461
الان خوشحالی؟

06:45.381 --> 06:47.541
چرا برات این‌قدر سخته که
من رو دوست داشته باشی؟

07:05.581 --> 07:06.781
‫کیران...

07:16.694 --> 07:19.694
‫جورج: پروژه‌ی هنری برانتی دستمـه.
‫یه سر بیا پیشم

07:30.941 --> 07:32.461
‫- من می‌رم بیرون
‫- میا

07:33.141 --> 07:34.201
بله؟

07:35.261 --> 07:36.261
‫من...

07:37.581 --> 07:40.341
نمی‌دونم چرا اون حرف‌ها رو زدم

07:42.221 --> 07:45.381
‫- باید دلیلش رو بفهمی
‫- می‌دونم، می‌دونم

07:48.861 --> 07:49.861
‫میا...

07:51.901 --> 07:52.901
‫قبل از این‌که بری،

07:54.421 --> 07:58.381
می‌شه لطفاً یه‌کم بغلش کنم؟

07:58.941 --> 08:00.581
‫چون ممکنه...

08:01.581 --> 08:02.661
آره، حتماً

08:04.621 --> 08:07.181
‫مرسی. سلام!

08:10.021 --> 08:11.421
سلام

08:27.661 --> 08:29.021
انگار ترسیده ازت

08:29.101 --> 08:31.941
دلیلی داشت که ازت بترسه، آقای گیلروی؟

08:31.966 --> 08:35.464
‫من عصبانی و ناراحت بودم و...
‫این موضوع رو بهش فهموندم

08:35.489 --> 08:38.021
‫- از چی عصبی بودی؟
‫- می‌تونی جواب ندی

08:38.101 --> 08:41.940
‫مطمئنم موکلت از حقوقش آگاهه.
‫از چی عصبی بودی، جولیان؟

08:42.021 --> 08:44.501
برانتی لِیدلر سرش درد می‌کرد برای تراژدی

08:44.580 --> 08:46.700
‫از این مدل آدم‌ها تو این سال‌ها زیاد داشتیم

08:47.446 --> 08:49.391
‫همه‌شون هم یه مسیر مشخصی رو
‫دنبال می‌کنن

08:50.301 --> 08:54.181
‫هر جا اتفاق وحشتناکی بیفته،
‫پیداشون می‌شه، از جمله شهر کوچیک ما

08:55.541 --> 08:57.021
حالا، این کارها برای چیه؟

08:57.101 --> 08:59.381
یعنی، چرا هی من رو می‌کشونین این‌جا؟

08:59.461 --> 09:01.981
‫یه‌سری اتهامات در مورد پسرت، توبی،

09:02.061 --> 09:03.981
‫و گبی بِرچ مطرح شده، درسته؟

09:04.061 --> 09:06.181
مزخرفی بیش نیستن

09:06.206 --> 09:08.301
برانتی از این اتهامات خبر داشت؟

09:08.381 --> 09:10.861
‫ما می‌دونیم که اون خصوصاً به پرونده‌ی گبی
‫ علاقه‌مند بود

09:10.941 --> 09:12.061
نمی‌دونم

09:12.141 --> 09:15.221
‫تو هم نمی‌خوای مردم اون اتهامات رو
‫ باور کنن، مگه نه؟

09:15.301 --> 09:18.381
یه مرد ۲۰ ساله و یه دختر ۱۴ ساله

09:18.461 --> 09:20.781
نمی‌خوای کسی این شایعات رو پخش کنه

09:20.861 --> 09:23.301
مخصوصاً وقتی که مراسم یادبود بزرگی در پیشه

09:23.381 --> 09:25.821
‫می‌خوای مطمئن شی کسی
‫ خبری پخش نمی‌کنه، مگه نه؟

09:30.261 --> 09:31.821
سوال دیگه‌ای دارین؟

09:40.901 --> 09:42.981
برانتی یه چیزی پیدا کرده بود، مطمئنم

09:43.061 --> 09:46.581
‫هر کسی که دوربین رو چال کرده،
‫احتمالاً لپ‌تاپ رو هم چال کرده

09:50.021 --> 09:53.861
‫حکم تفتیشِ خونه‌ی جولیان رو بگیر.
‫بگو با خودشون بیل هم ببرن

10:02.032 --> 10:03.181
حق دارن بگردن؟

10:04.261 --> 10:05.661
مجوز دارن

10:05.741 --> 10:07.981
اگه بخوان، می‌تونن سینک آشپزخونه رو هم
با خودشون ببرن

10:24.581 --> 10:27.221
‫- هی، مامان
‫- خودم می‌رم پیش پلیس

10:27.301 --> 10:30.301
‫می‌رم اداره پلیس "هوبارت".
‫به پلیس‌های این‌جا اعتمادی نیست

10:30.981 --> 10:32.301
به نظرت ایده‌ی خوبیه؟

10:34.581 --> 10:36.268
گرفتن عدالت برای خواهرت؟

10:36.661 --> 10:38.101
به نظرم که ایده‌ی خوبیه

10:39.021 --> 10:41.476
دنبال اون عکس‌شم که... با کوله‌پشتیـه

10:41.501 --> 10:44.221
‫- تو که همچین عکسی ازش نداری؟
‫- مامان، پلیس می‌خواد چیکار کنه؟

10:44.301 --> 10:46.701
فین و توبی، مُردن

10:47.701 --> 10:51.101
‫- مامان، الان نمی‌شه عدالتی برقرار کرد
‫- مشکل تو همینه، اولیویا

10:51.181 --> 10:54.221
‫نمی‌تونی پشت یه کاری رو بگیری.
یه‌کم برات سخت می‌شه و

10:54.246 --> 10:55.701
‫از مسئولیتت شونه خالی می‌کنی

10:56.501 --> 10:58.221
با این کار اون برنمی‌گرده، مامان

10:58.246 --> 11:00.341
‫منظورت چیه؟
‫تو می‌خوای ما ازش بگذریم،

11:00.366 --> 11:02.941
‫فراموش کنیم که این اتفاق افتاده.
‫این‌که همه‌چی تموم شده و رفته

11:03.021 --> 11:05.941
‫- نه، منظورم این نیست
‫- تا فقط تو بتونی برگردی "ملبورن"

11:09.861 --> 11:10.861
لعنتی

11:27.421 --> 11:29.421
یه لیوان آبجو بهم می‌دی، لطفاً؟

11:31.541 --> 11:33.021
هی، فقط می‌خوام بدونی

11:33.101 --> 11:35.901
‫ حرف‌هایی که مردم درباره فین می‌زنن رو
‫من باور نمی‌کنم

11:57.781 --> 12:00.781
این شهر پُر از ارواحه

12:01.541 --> 12:02.541
و می‌شه حسش کرد

12:04.301 --> 12:05.301
و بعدش اون طوفان اومد

12:05.326 --> 12:07.646
‫آره، نمونه‌ی خاک خونه‌ی گیلروی
‫ باید در اولویت باشه

12:08.588 --> 12:11.674
‫مطمئنم پزشکی قانونی
‫ از نمونه‌ی خاک خونه‌ی جولیان

12:11.699 --> 12:14.781
‫با خاکی که روی پایه‌ی دوربین پیدا کردیم،
‫ یه مطابقتی پیدا می‌کنن

12:14.861 --> 12:17.541
همین گناهکار بودنش رو ثابت می‌کنه

12:17.621 --> 12:19.341
چی نگاه می‌کنی؟

12:19.421 --> 12:21.901
‫خونواده‌ش محتوای فضای ابری برانتی رو
‫ برامون فرستادن

12:22.741 --> 12:24.221
تا الان فقط یه‌سری عکس‌های قشنگ بوده

12:31.781 --> 12:33.381
چی پیدا کردی، برانتی؟

12:41.941 --> 12:44.701
اینم از این. تعقیب‌کننده رو پیدا کردیم

12:55.190 --> 12:56.301
سلام -
جورج -

12:57.221 --> 12:59.301
صبر کن تا ببینی چی دارم. بیا داخل

13:00.021 --> 13:01.061
مرسی

13:01.581 --> 13:03.807
‫خب، آندریا لِیدلر تمام چیزهایی که

13:03.832 --> 13:06.421
‫برانتی توی فضای ابری ذخیره کرده بود رو
‫برام فرستاد

13:06.501 --> 13:08.621
چون قبول داره این داستانیه که باید گفته بشه

13:08.701 --> 13:09.781
درسته

13:09.861 --> 13:13.095
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

13:13.861 --> 13:15.981
و بعد ازش سر درآوردم

13:16.061 --> 13:18.101
‫همه‌ش پروژه‌ی هنری برانتی بوده

13:18.181 --> 13:21.381
‫اون تمام مسیرهایی که
‫ گبی روز ناپدید شدنش رفته رو دنبال کرده

13:21.461 --> 13:22.461
درسته

13:22.541 --> 13:23.781
‫از خونه شروع می‌شه،

13:23.861 --> 13:25.301
اول صبح

13:26.382 --> 13:28.501
آره، من اون روز با گبی بودم

13:29.261 --> 13:30.901
شب‌نشینی داشتیم

13:30.981 --> 13:33.181
‫- سلام، میا
‫- سلام!

13:36.512 --> 13:38.301
پس قدم بعدی رو می‌دونی

13:39.141 --> 13:41.621
این آخرین جاییه که دیدمش

13:41.701 --> 13:43.461
ای خدا. میا، تو خیلی حوصله‌سربری

13:43.541 --> 13:44.861
من می‌رم

13:48.781 --> 13:51.301
ببخشید. می‌دونم دیدنش برات سخته

13:51.381 --> 13:53.061
نه، نه، چیزی نیست

13:55.101 --> 13:57.861
ولی می‌شه حضور گبی رو حس کرد، مگه نه؟

13:58.501 --> 14:00.901
‫طوری که برانتی خودش رو وارد هر فضایی کرده،

14:00.926 --> 14:03.356
‫این دو نفر رو به هم وصل می‌کنه.
‫خیلی هوشمندانه‌ست

14:03.381 --> 14:06.461
‫غم‌انگیزه که جفت‌شون الان نیستن...

14:11.221 --> 14:12.377
‫اون چیه...

14:12.941 --> 14:14.581
همون روزی نیست که برانتی فوت کرد؟

14:19.581 --> 14:21.821
رفته داخل غارها

14:26.910 --> 14:29.981
‫اسم گبی اون‌جا چیکار می‌کنه؟
‫ورود به غارها ممنوع بود

14:30.006 --> 14:31.821
فقط یه‌سری آدم‌ها مسیرش رو بلد بودن

14:31.901 --> 14:34.581
‫فوریه‌ی سال ۲۰۰۹،
‫ننوشته چه روزی

14:34.661 --> 14:36.901
خب، طوفان که ۴ فوریه بود

14:38.781 --> 14:41.261
اگه موقع طوفان تو غار بوده باشه چی؟

14:42.221 --> 14:43.461
‫- اجازه هست؟
‫- حتماً

14:48.541 --> 14:49.861
تو خیلی خوشگلی، میا

14:56.141 --> 14:57.141
‫یعنی...

14:58.341 --> 15:01.101
نه، میا، ببخشید

15:02.621 --> 15:04.021
بفرما

15:09.181 --> 15:11.301
سلام. ببخشید. باید از خونه می‌زدم بیرون

15:11.381 --> 15:14.141
‫یه چیزی برات می‌فرستم.
‫همین الان نگاه کن، باشه؟

15:14.221 --> 15:16.501
حالت خوبه؟

15:16.581 --> 15:17.621
اومد برات؟

15:17.701 --> 15:19.341
لطفاً یه نگاه بنداز

15:20.141 --> 15:23.766
‫گبی اسم خودش رو تو غار حکاکی کرده.
‫می‌تونه برای همون روزی باشه که طوفان شد

15:24.313 --> 15:27.396
‫این عکس از غارهای شمالیه.
‫ هر کس می‌رفت داخلش، اسمش رو می‌نوشت

15:27.421 --> 15:29.821
‫- یه رسم بود
‫- اگه گبی اون روز تو غار بوده،

15:29.846 --> 15:33.021
‫پس امکان نداره تو قایق هم بوده باشه و
‫فین و توبی مقصر نیستن

15:33.661 --> 15:35.781
ممکنه اونا بی‌گناه باشن، کیران

15:35.860 --> 15:39.609
‫تاریخ روزش رو نمی‌تونم بخونم، میا.
‫می‌رم چک کنم

15:39.634 --> 15:41.316
‫شاید بتونیم اسم‌شون رو از این قضیه
‫خط بزنیم

15:41.341 --> 15:42.981
نه، کیران، لطفاً

15:43.061 --> 15:44.141
تنهایی نرو

15:44.221 --> 15:46.261
‫نه، مشکلی نیست.
‫به بچه‌ها زنگ می‌زنم

15:46.341 --> 15:47.581
‫- فقط...
‫- مراقب باش

15:47.661 --> 15:50.301
‫وقتی پیداش کردم، بهت خبر می‌دم.
‫مرسی، میا

16:00.981 --> 16:04.661
نمی‌دونم. دیگه داره احمقانه می‌شه

16:05.381 --> 16:06.461
این ممکنه هر کسی باشه

16:06.541 --> 16:08.461
فکر نکنم، آقای بارلین

16:09.941 --> 16:13.381
‫ما می‌دونیم این ژاکت شماست.
‫مجوز داریم ساختمون‌هات رو بگردیم

16:13.461 --> 16:16.061
حتی معلومه قد این مرد چنده

16:16.086 --> 16:17.701
تقریباً ۱۸۵ سانتی‌متر

16:17.781 --> 16:19.261
‫۸۵ کیلوگرم وزن

16:19.341 --> 16:20.381
‫ام...

16:21.101 --> 16:23.861
‫مهم نیست.
‫وقتی رسماً متهم شدی، خودمون می‌فهمیم

16:23.941 --> 16:27.101
‫مگه این‌که به دلیل دیگه‌ای
‫ بیرون خونه‌ی برانتی بودی

16:27.181 --> 16:29.861
‫من که بهتون گفتم،
‫فقط داشتم از اون اطراف رد می‌شدم

16:31.541 --> 16:34.661
‫یه صداهای بلندی شنیدم و...

16:35.981 --> 16:38.061
فکر کنم رفتم چک کنم

16:39.261 --> 16:40.581
پس شهروند خوبی هستی؟

16:40.606 --> 16:41.611
بله

16:41.636 --> 16:44.676
برای همین برانتی دنبالت کرده بود؟

16:44.701 --> 16:48.341
‫چون می‌خواست برای انجام وظیفه شهروندیت
‫ازت تشکر کنه؟

16:52.341 --> 16:57.621
‫ببینین، احتمالاً خودتون می‌دونین.
‫من توی "ملبورن" یه‌کم برام مشکل پیش اومد

16:57.701 --> 16:58.821
می‌دونیم

16:58.901 --> 17:03.101
‫می‌دونین، از اون موقع برام مشکل بود که
‫ با آدم‌ها ارتباط برقرار کنم

17:03.181 --> 17:04.861
برای همین خانم‌های جوان رو می‌پاییدی؟

17:07.741 --> 17:09.100
من هیچ‌وقت به کسی صدمه نزدم

17:09.181 --> 17:12.781
‫من ارتباطی با مرگ برانتی ندارم و
‫ می‌تونم ثابتش کنم

17:15.941 --> 17:17.581
عذرش درست بود

17:17.661 --> 17:20.140
‫اون شب با یه دختری
‫ توی کافه‌ی "سرف ان ترف" بود

17:20.221 --> 17:22.455
‫انگار اون‌قدر هم مشکل ارتباط گرفتن نداره

17:22.860 --> 17:25.781
آره، یارو واقعاً جقیه

17:26.701 --> 17:30.140
‫ولی اون قاتل پرونده‌ی ما نیست.
‫پزشکی قانونی نمونه‌ی خاک رو به کجا رسوند؟

17:30.221 --> 17:31.741
بهشون می‌گم عجله کنن

17:55.101 --> 17:56.101
‫- سلام
‫- سلام

17:57.341 --> 17:59.381
‫- اَش میاد؟
‫- جواب نداد

17:59.461 --> 18:00.621
فکر کنم هنوز قهره

18:00.701 --> 18:01.701
بهش زنگ بزنم؟

18:01.781 --> 18:04.141
نه، بیا بریم تمومش کنیم تا آب دریا پایینه

18:05.661 --> 18:06.781
خوبی؟

18:06.861 --> 18:07.861
آره

18:31.603 --> 18:35.728
‫میا به کیران: پیداش کردی؟ بهم خبر بده

18:40.981 --> 18:42.341
وِریتی کجاست؟

18:42.421 --> 18:46.061
‫وِریتی رفته بیرون، برایان.
‫اگه چیزی می‌خوای، به من بگو

18:47.901 --> 18:49.141
تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

18:49.221 --> 18:52.941
‫یه‌کم دیگه این‌جا می‌مونم...

18:55.581 --> 18:56.981
ایشون آدریـه

18:57.701 --> 18:59.341
سلام، آدری

18:59.421 --> 19:01.261
‫بچه‌ی منه، من و کیران

19:01.341 --> 19:02.461
کیران؟

19:02.541 --> 19:04.981
آره، کیران رو می‌شناسی؟

19:05.061 --> 19:07.701
‫قبل از اینکه از "اِولین بی" برم،
‫ما هم‌مدسه‌ای بودیم

19:08.781 --> 19:11.021
‫اوه. چرا رفتی؟

19:11.101 --> 19:12.261
‫اه...

19:12.941 --> 19:15.981
می‌دونی، زیاد این‌جا حالم خوب نبود

19:16.061 --> 19:17.301
آها

19:17.381 --> 19:19.741
‫آره، و بابا و مامانم می‌خواستن فقط
‫من خوشحال باشم

19:19.821 --> 19:20.941
‫برای همین رفتم "سیدنی"

19:22.101 --> 19:25.621
و کیران رو دوباره اون‌جا دیدم، تو دانشگاه

19:30.461 --> 19:33.381
‫وای خدا. خیلی جذاب بود،

19:34.301 --> 19:35.581
هنوزم هست

19:37.141 --> 19:38.901
آره، تو یه نگاه عاشقش شدم

19:41.941 --> 19:44.141
ولی اونم از ته دلش، حالش خوب نبود

19:45.741 --> 19:47.221
‫و با خودم گفتم اگه...

19:50.181 --> 19:53.781
‫اگه به اندازه کافی به هم عشق بورزیم،
‫می‌تونیم اوضاع‌مون رو بهتر کنیم

19:55.101 --> 19:58.661
‫وقتی برگشتیم این‌جا،
‫دوباره توی غم و غصه فرو رفتیم

20:03.381 --> 20:05.861
‫برای همین دوباره باید برم.
‫نمی‌تونم تحملش کنم

20:10.501 --> 20:11.501
منم دارم می‌رم

20:12.621 --> 20:14.221
‫- جدی؟
‫- آره

20:14.301 --> 20:16.381
‫من و وِریتی باید یه‌جایی بریم...

20:16.461 --> 20:17.901
نمی‌دونم کجا

20:17.981 --> 20:19.901
جایی که من زیاد نتونم دردسر درست کنم

20:19.981 --> 20:21.061
اوهوم

20:24.021 --> 20:25.901
چه می‌شه کرد؟

20:28.021 --> 20:30.341
‫از دست دادن... ترک کردن...

20:35.181 --> 20:36.501
همه‌ش بخشی از زندگیه

20:39.421 --> 20:40.421
آره

20:45.501 --> 20:47.221
ای کاش مجبور نبودم برم

20:49.421 --> 20:50.861
ای کاش می‌تونستم بمونم

21:02.461 --> 21:03.461
مراقب سرت باش

21:04.586 --> 21:10.586
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:16.021 --> 21:17.741
‫- آهای
‫- این‌جام

21:18.581 --> 21:21.541
نظافتچی‌ها نیومدن؟

21:21.621 --> 21:23.301
نه، به‌جاش پلیس‌ها اومدن

21:24.021 --> 21:27.261
‫خب، تو شهر شایعه شده که تو مظنونی.
‫کار تو بوده؟

21:27.341 --> 21:29.701
خب، همیشه احمقانه حرف می‌زنی، وِریتی

21:29.781 --> 21:32.061
‫کل این قضیه احمقانه‌ست.
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

21:32.141 --> 21:33.781
اول برایان، حالا تو

21:33.861 --> 21:35.101
داره نابودمون می‌کنه

21:37.261 --> 21:38.661
داره کم‌کم روی لیام تأثیر می‌ذاره

21:39.741 --> 21:41.221
خب، داره روی همه‌مون تأثیر می‌ذاره

21:41.561 --> 21:43.221
‫آره، ولی من نگران لیام ام

21:43.301 --> 21:46.581
‫اصلاً حواست پرت نشه، جولیان.
‫اون بهت نیاز داره

21:46.661 --> 21:49.581
‫من همیشه هوای خونواده رو داشتم، وِریتی.
‫خودت خوب می‌دونی

21:49.661 --> 21:51.421
آره، آره، می‌دونم

21:58.941 --> 22:00.021
جولیان، ما درباره پسرهامون

22:01.581 --> 22:04.341
اشتباه می‌کردیم؟

22:05.301 --> 22:06.501
برو سمت چپ

22:06.581 --> 22:09.541
نه، از این شکاف باید رد شیم، یادمه

22:18.701 --> 22:21.181
نذار حرف‌های تریش روت تأثیر بذاره

22:21.261 --> 22:23.181
فین و توبز بچه‌های خوبی بودن

22:23.981 --> 22:26.341
‫می‌دونی، همیشه فکر می‌کردم
‫ پسر بزرگ کردن کار راحتیه

22:26.421 --> 22:27.941
همه همین رو می‌گفتن

22:28.021 --> 22:32.981
‫الان حس می‌کنم از درون یه مردم.
‫واقعاً مردها رو درک می‌کنم

22:33.061 --> 22:36.381
‫از خیلی از مردهایی که می‌شناسم، سرسخت‌تری.
‫در این شکی نیست

22:36.981 --> 22:40.781
‫تو بچگی‌شون خیلی دوس‌شون داشتم.
‫می‌دونی، شیرین و ناز بودن

22:40.861 --> 22:41.901
هوم

22:42.981 --> 22:44.181
پسرهای دوست‌داشتنی‌ای بودن

22:46.781 --> 22:50.581
‫می‌دونی، اون موقع هم می‌دونستم
‫ نمی‌خوام این‌طوری بمونن

22:50.661 --> 22:53.061
خب، همیشه که بچه نمی‌مونن، درسته؟

22:53.581 --> 22:54.901
بالاخره بزرگ می‌شن

22:54.981 --> 22:56.621
آره، ولی چطور بزرگ شدن؟

22:57.541 --> 23:00.859
‫چرا ما باعث شدیم اون بخش‌های قشنگ و
‫مهربون خودشون رو نابود کنن

23:00.884 --> 23:04.258
‫و تبدیل بشن به چیزی که ما فکر می‌کردیم درسته؟

23:04.283 --> 23:06.021
‫باعث شدیم آخر چی بشن؟

23:06.101 --> 23:08.621
‫برای همین اومدی این‌جا؟
‫تا من و پسرهام رو تخریب کنی؟

23:08.701 --> 23:09.701
‫نه!

23:10.301 --> 23:13.541
ولی نگاشون کن. اونا خیلی آسیب‌پذیرن

23:13.621 --> 23:15.661
‫- حله؟
‫- آره

23:15.741 --> 23:20.021
‫اونا از این‌که نتونن
‫ انتظارات ما رو برآورده کنن، وحشت دارن

23:21.261 --> 23:22.661
فین و توبز هم احتمالاً همین‌طور بودن

23:22.686 --> 23:25.511
‫وِریتی، آدمی که ترس تو جونش باشه،

23:25.536 --> 23:28.341
وسط یه طوفان کوفتی که بیرون نمی‌ره، درسته؟

23:28.421 --> 23:29.701
اون پسرها قهرمان بودن

23:29.781 --> 23:32.541
‫اگه گبی بِرچ هم تو اون قایق بوده باشه،
‫ قهرمان نبودن

23:33.701 --> 23:34.901
اون باهاشون نبود

23:37.341 --> 23:38.621
می‌خوام همین رو باور کنم، جولیان

23:38.701 --> 23:40.591
‫- جدی می‌گم!
‫- بس کن!

23:42.941 --> 23:44.381
‫لطفاً بس کن!

23:45.301 --> 23:48.541
‫ما باید ازشون دفاع کنیم،
‫وگرنه نقش‌مون چیه؟

23:50.661 --> 23:52.541
اون فقط یه حادثه‌ی مسخره بود

23:59.061 --> 24:00.061
تقریباً رسیدیم

24:21.461 --> 24:22.981
این از اسم فین و توبز

24:25.837 --> 24:27.981
‫آب دریا داره بالا میاد، کیز.
‫ما باید بریم

24:35.701 --> 24:36.746
آره

24:37.661 --> 24:38.681
این هم اسم ماست

24:40.581 --> 24:41.901
اسم گبی هم باید اون‌‌جا باشه

24:43.781 --> 24:45.021
شان، برو کنار لطفاً

24:49.941 --> 24:50.941
خودشه

24:57.981 --> 25:00.661
اخیراً خراش داده شده

25:03.061 --> 25:04.901
نه، میا، مطمئنم مشکلی براش پیش نمیاد

25:04.981 --> 25:07.221
‫با جزر و مد دریا آشناست و رفیقاش باهاشن

25:07.863 --> 25:10.181
نه، نباید این‌قدر طول می‌کشید

25:10.261 --> 25:13.261
‫آدری رو پیش تریش می‌ذارم.
‫خودم می‌رم سمت غارها، باشه؟

25:13.341 --> 25:15.941
‫- سلام
‫- سلام. بچه اون داخله؟

25:16.021 --> 25:17.021
آره

25:23.901 --> 25:24.901
مشکلی هست؟

25:28.301 --> 25:31.341
‫از کجا این‌قدر مطمئن بوده که
‫ گبی تو قایق نبوده؟

25:35.781 --> 25:36.781
جواب بده

25:42.141 --> 25:44.101
اصلاً گبی این‌جا رو چطوری پیدا کرد؟

25:45.901 --> 25:48.501
‫فقط یه عده‌‌ی انگشت شماری از ما،
‫مسیر رو بلد بودیم

25:50.381 --> 25:52.341
‫بدون شک، فین و توبی،

25:53.341 --> 25:54.541
‫من،

25:54.621 --> 25:55.621
اَش

26:06.581 --> 26:07.581
و تو

26:09.021 --> 26:10.381
‫روزی که طوفان اومد،

26:12.341 --> 26:14.741
اون با شان تو غار بود

26:18.541 --> 26:19.941
من بهش صدمه نزدم، کیز

26:21.541 --> 26:23.701
‫باید باورم کنی.
‫من بهش صدمه نزدم

26:25.061 --> 26:26.141
‫سلام!

26:27.421 --> 26:28.901
کیران رو ندیدی؟

26:29.541 --> 26:30.661
امروز نه

26:30.741 --> 26:32.701
می‌خواستی یه لطفی در حقم بکنه

26:32.781 --> 26:33.821
من می‌تونم کمکت کنم؟

26:33.901 --> 26:35.621
نه، چیز خاصی نیست

26:37.661 --> 26:39.181
رفته سمت غارها

26:39.261 --> 26:40.261
باشه. مرسی

26:41.541 --> 26:42.621
نمی‌تونی بری اون‌جا

26:43.941 --> 26:44.981
چرا؟ شما که همه‌تون می‌رین

26:45.061 --> 26:47.181
آره، ولی ما اون غارها رو می‌شناسیم

26:47.261 --> 26:48.741
پس میشه من رو ببری؟

26:49.701 --> 26:51.221
لطفاً؟

26:53.661 --> 26:55.981
‫کیفت رو همین‌جا بذار.
‫بعضی از تونل‌ها تنگن

26:57.101 --> 26:58.501
دنبال تو می‌گشت

26:59.261 --> 27:02.261
‫و من می‌دونستم که تو داخل غاری،
‫برای همین آوردمش این‌جا

27:03.061 --> 27:04.301
منم الان یکی از شماهام

27:11.261 --> 27:13.741
این داخل خیلی سرده

27:22.301 --> 27:23.301
مرسی

27:28.701 --> 27:30.621
‫- مرسی که من رو آوردی
‫- خواهش می‌کنم

27:38.981 --> 27:39.981
‫شان...

27:45.541 --> 27:48.021
‫فکر کردم این چیزیه که می‌خواد،
‫ولی این‌طور نبود

27:48.701 --> 27:49.741
شان، ببخشید

27:49.821 --> 27:52.141
چرا؟ برام مهم نیست

27:53.461 --> 27:55.421
‫- نمی‌دونستم می‌خوای...
‫- چی؟

27:59.381 --> 28:01.301
ترجیح می‌دی کیران رو ببوسی؟

28:03.821 --> 28:06.541
می‌خوام برم خونه، لطفاً

28:06.621 --> 28:08.261
اگه می‌خوای بری، پس برو

28:09.901 --> 28:10.981
راه رو بلد نیستم

28:13.261 --> 28:15.421
دنبالم بیا

28:19.541 --> 28:20.901
بعد حس احمق بودن بهم دست داد

28:20.981 --> 28:22.301
‫شان، صبر کن!

28:23.661 --> 28:25.061
برای همین درجا رفتم

28:26.141 --> 28:27.461
و بعد طوفان اومد

28:33.421 --> 28:34.821
و اون گمش کرد

28:38.581 --> 28:40.381
من فقط می‌خواستم از این‌جا برم بیرون

28:41.999 --> 28:44.063
‫فقط داشتم به تو و اَش فکر می‌کردم که
‫چه شکلی میشین،

28:44.088 --> 28:45.347
‫ وقتی بفهمین به من دست رد زده

28:45.372 --> 28:46.452
من و اَش؟

28:47.421 --> 28:49.781
آره، از خنده روده‌بر می‌شدین

28:50.221 --> 28:51.861
و بعد همه می‌فهمیدن

28:52.861 --> 28:55.021
خیال می‌کردم داره پشت سرم میاد

28:55.101 --> 28:56.101
از این طرف

28:57.061 --> 28:58.621
به خدا قسم می‌خورم

28:58.701 --> 28:59.701
‫شان!

29:03.181 --> 29:04.181
‫شان!

29:05.621 --> 29:06.621
‫صبر کن!

29:09.541 --> 29:12.501
تو تمام این مدت می‌دونستی

29:12.581 --> 29:14.261
و حرفی نزدی

29:14.341 --> 29:17.821
من یه پسرم رو از دست داده بودم

29:17.901 --> 29:19.021
‫من...

29:22.581 --> 29:25.341
‫پس، شان، رفتی بیرون؟
‫همین‌طوری ولش کردی؟

29:25.421 --> 29:27.741
وقتی برنگشت، خیلی ترسیدم

29:28.381 --> 29:29.581
‫کجایی؟!

29:30.821 --> 29:32.701
‫و بعد ترسیدم که اگه برگرده چی ‌می‌شه

29:34.101 --> 29:36.741
شان! کجایی؟

29:37.621 --> 29:43.941
‫به... کسی... چیزی نگو!

29:46.861 --> 29:48.381
‫وقتی دریا کیفش رو آورد لب ساحل،

29:50.581 --> 29:52.381
انگار اتفاقی نیفتاده بود

29:53.501 --> 29:56.341
‫انگار واقعاً از صخره‌ها افتاده بود پایین،
‫همون‌طور که همه می‌گفتن

29:57.221 --> 29:58.221
گبی فوت کرده بود

29:59.461 --> 30:00.861
‫خب...

30:01.981 --> 30:04.141
چه اهمیتی داشت که کجا غرق شده؟

30:08.701 --> 30:09.941
‫شان!

30:14.181 --> 30:15.501
برای تریش مهم بود که بدونه

30:16.461 --> 30:17.821
برای اولیویا مهم بود

30:18.701 --> 30:21.861
راستش، برای آدم‌های زیادی مهم بود

30:21.941 --> 30:23.661
باید بهم می‌گفتی، رفیق

30:26.101 --> 30:27.981
و بعد همه از من متنفرم می‌شدن؟

30:29.341 --> 30:31.101
نه، طاقتش رو نداشتم

30:32.181 --> 30:33.301
من مثل تو نیستم

30:34.541 --> 30:36.781
‫من بابا و میا رو داشتم...

30:37.951 --> 30:40.076
خیلی سخته که تنهایی یه عمر
با این موضوع کنار بیای

30:40.101 --> 30:41.247
تو دلم نگه نداشتم

30:46.181 --> 30:48.141
چرا پلیس می‌خواست باهات حرف بزنه؟

30:52.781 --> 30:55.941
‫تو اون شب برایان رو از ساحل آوردی خونه.
‫تو اون‌جا بودی

30:56.021 --> 31:00.181
‫بلاییی سر برانتی آوردی تا از شان
‫ محافظت کنی؟

31:01.021 --> 31:02.141
نه

31:02.167 --> 31:03.196
‫لعنتی!

31:03.221 --> 31:04.836
‫- وِریتی!
‫- ولم کن!

31:04.861 --> 31:06.141
وِریتی

31:06.221 --> 31:08.661
وِریتی! وِریتی، لطفاً برگرد داخل

31:08.741 --> 31:11.261
می‌تونم توضیح بدم. نمی‌شه که بری

31:11.341 --> 31:12.581
‫- نه
‫- قضیه چیه؟

31:12.661 --> 31:14.741
‫- ولم کن!
‫- ولش کن!

31:14.821 --> 31:16.421
‫چیکار می‌کنی؟! اون وِریتیـه!

31:16.501 --> 31:18.181
‫داری آبروریزی می‌کنی!

31:18.261 --> 31:19.701
لیام، ما باید بریم پیش پلیس

31:23.581 --> 31:24.596
‫وِریتی!

31:29.661 --> 31:31.141
رفیق، باید به تریش بگیم

31:31.821 --> 31:32.981
اون حق داره که بدونه

31:35.301 --> 31:36.301
نمی‌تونم

31:49.501 --> 31:51.061
هی، شان چراغ‌قوه‌‌ش رو می‌خواد

31:51.581 --> 31:54.061
خب، بیا ازم بگیر

31:54.781 --> 31:56.501
کی چراغ‌قوه‌ت رو پس گرفتی، شان؟

31:58.101 --> 32:00.621
داده بودیش به برانتی، درسته؟

32:04.381 --> 32:05.781
کی ازش گرفی؟

32:09.021 --> 32:10.901
ببخشید. می‌دونم دیروقته

32:10.981 --> 32:13.861
می‌شه لطفاً چراغ‌قوه رو بهم بدی؟

32:13.941 --> 32:15.541
‫- فردا باید برم غواصی
‫- حتماً

32:15.621 --> 32:18.261
‫ببخشید. منتظر بودم یکی بیاد بگیرتش ولی
‫گفتم دیگه حتماً کسی نمیاد

32:18.341 --> 32:21.101
‫- برای داداشم بود، برای همین...
‫- آره، برات خاصه

32:21.181 --> 32:22.341
مرسی

32:22.981 --> 32:25.141
مرسی -
هی، من می‌خواستم برم لب ساحل -

32:25.221 --> 32:27.221
‫امشب دریا درخشان می‌شه
‫(پدیده‌ی زیست‌تابی)

32:27.301 --> 32:28.541
می‌خواستم عکس بگیرم

32:28.621 --> 32:30.021
‫ولی نمی‌خوام تنها برم،

32:30.046 --> 32:31.831
نه با وجود یه آدم منحرف که
اون اطراف می‌چرخه

32:34.981 --> 32:35.981
چیکار کردی؟

32:40.449 --> 32:41.941
اون فهمید

32:51.381 --> 32:54.625
‫می‌خوام عکس‌ها رو تو پروژه‌ی گبی خودم بذارم،
‫ولی فکر نکنم مناسب باشه

32:55.981 --> 32:58.701
‫اوه. وایسا. ببین امروز که رفته بودم غار،
‫ چی پیدا کردم

32:59.461 --> 33:01.021
اَش بهم نشون داد چطور برم داخل

33:02.621 --> 33:04.821
یعنی، همه فکر می‌کنن اون تو دریا غرق شده

33:04.901 --> 33:08.661
‫ولی شاید داخل غار گیر افتاده بود.
‫فردا صبح برمی‌گردم داخل

33:08.741 --> 33:10.821
ببینم دیگه چی می‌تونم پیدا کنم -
وایسا ببینم -

33:10.901 --> 33:12.021
حق با بابا بود

33:14.421 --> 33:15.421
اون مایه‌ی دردسر بود

33:16.741 --> 33:18.221
‫وای، نه

33:20.821 --> 33:22.341
اون به همه می‌گفت

33:23.621 --> 33:26.301
‫ولی موضوع همینه.
‫همه گبی رو فراموش کردن

33:26.381 --> 33:28.821
‫توی این مراسم‌های یادبود
‫ اسمی ازش برده می‌شه؟ نه!

33:28.846 --> 33:31.149
‫- فقط درباره مردهاست و این‌که چقدر قهرمان بودن...
‫- خفه شو

33:31.174 --> 33:33.421
نه، خب، چرا یادی ازش نمی‌شه؟

33:33.501 --> 33:34.861
دهنت رو ببند

33:35.941 --> 33:37.581
‫طوری نگام کرد که...

33:38.381 --> 33:40.141
انگار من بی‌ارزشم

33:40.981 --> 33:42.661
احساس خفیف بودن بهم دست داد

33:46.101 --> 33:47.941
مثل گبی، مثل همه‌تون

33:48.021 --> 33:49.901
از وقتی که بچه بودم

33:51.701 --> 33:52.701
چرا؟

33:54.621 --> 33:55.621
مگه چی کار کرده بودم؟

33:56.341 --> 33:58.381
این رو به کسی نشون دادی؟

34:00.461 --> 34:01.461
می‌شه دوربین رو پس بدی؟

34:06.341 --> 34:08.981
‫- من دیگه می‌رم
‫- وایسا. یه لحظه صبر کن

34:09.981 --> 34:10.981
شان

34:11.781 --> 34:13.281
می‌شه دوباره دوربین رو بهم بدی؟

34:13.901 --> 34:16.381
حق نداری به من دست بزنی

34:16.461 --> 34:18.101
‫- برو عقب
‫- دوباره عکس رو نشونم بده

34:18.180 --> 34:19.501
‫برو عقب.
‫نه، نشون نمی‌دم

34:20.180 --> 34:22.301
‫شان! شان! شان!

34:27.421 --> 34:29.341
خوبی؟ داره ازت خون میاد

34:29.421 --> 34:31.061
‫- به من دست نزن
‫- نه، خونریزی داری

34:31.141 --> 34:33.180
‫- تو یه کاری کردی
‫- توضیح می‌دم...

34:33.260 --> 34:34.700
تو می‌دونی چه اتفاقی براش افتاده

34:34.781 --> 34:36.861
‫- تو یه کاری کردی!
‫- خفه شو

34:36.886 --> 34:37.821
‫- کمک!
‫- خفه شو!

34:37.846 --> 34:40.838
‫کمک! کمک! کمک!

34:50.541 --> 34:51.541
برانتی

34:56.180 --> 34:57.220
برانتی

35:34.141 --> 35:35.141
‫پس،

35:35.741 --> 35:37.648
‫ دوربین و اون دیوارنگاری

35:38.981 --> 35:40.701
کار تو بود، آره؟

35:42.261 --> 35:43.781
‫تو برای بابام پاپوش دوختی!

35:44.821 --> 35:47.261
می‌خواستی بندازیش زندان، شان؟

35:49.061 --> 35:50.461
‫اون اصلاً...

35:50.486 --> 35:53.406
‫اصلاً متوجه نمی‌شد، کیز.
‫همین الان هم نصف عقلش رو از دست داده

35:58.581 --> 36:00.621
‫شان! شان!

36:03.840 --> 36:05.836
‫یکی از نمونه‌ها با خاکِ پایه‌ی دوربین،
‫مطابقت داشته

36:05.861 --> 36:07.821
‫پس، متعلق به جولیان گیلرویـه؟

36:07.901 --> 36:10.341
‫نه، این نمونه رو
‫ از خونه‌ی اَش کارتر برداشته بودیم

36:10.421 --> 36:13.221
‫- نمی‌شه. کارتر که عذرش درست بود
‫- ولی هم‌خونه‌ایش نه

36:13.301 --> 36:14.501
دیگه نه

36:17.061 --> 36:19.301
‫کارآگاه! کارآگاه!

36:19.381 --> 36:20.581
می‌شه حرف بزنیم؟

36:20.661 --> 36:22.621
در مورد جولیان یه‌سری اطلاعات دارم

36:22.701 --> 36:24.821
‫- می‌دونی عموت کجاست؟
‫- نه، چطور؟

36:24.901 --> 36:27.181
اگه می‌دونی کجاست، باید بهم بگی، لیام

36:27.206 --> 36:28.941
شان به جرم قتل برانتی، تحت تعقیبه

36:29.021 --> 36:30.421
کار شان بود؟

36:30.501 --> 36:31.661
بر این باوریم

36:32.501 --> 36:35.141
اون با کیران رفته غار

36:37.141 --> 36:39.021
عملیات ویژه‌ای در پیش داریم

36:39.101 --> 36:40.341
می‌ریم ‫خلیج "هارت‌فورد"

36:47.021 --> 36:48.821
جواب نمی‌ده. وای خدا

36:49.501 --> 36:50.701
برو، برو، برو

36:57.221 --> 37:00.261
‫شان! شان!

37:24.821 --> 37:26.021
‫شان!

37:26.941 --> 37:29.141
ورودی جنوبیِ غاره، به سمت راست

37:30.621 --> 37:31.701
رفیق

37:31.781 --> 37:33.421
قضیه چیه؟ -
خیله خب -

37:33.446 --> 37:36.261
‫وضعیت حساسیه. کلی پلیس رفتن اون پایین.
‫تحت کنترله

37:44.221 --> 37:46.541
‫- ببخشید، خانم
‫- می‌دونین چی شده؟

37:47.981 --> 37:49.541
‫شان!

37:53.741 --> 37:55.661
وِریتی! کیران کجاست؟

37:55.741 --> 37:58.421
‫- کیران کجاست؟
‫- پلیس‌ها رفتن داخل غار

39:13.341 --> 39:16.381
‫هر کسی که از خانواده‌ی این فرد نیست،
‫مسیرش رو ادامه بده

39:16.461 --> 39:19.261
خانم، ازتون می‌خوایم برگردین تو ماشین

39:26.261 --> 39:28.501
‫نباید این‌جا بمونین.
‫لطفاً برین عقب

39:28.581 --> 39:29.781
جناب، لطفاً برین عقب

39:30.541 --> 39:33.421
هنوز چیزی تأیید نشده

39:40.381 --> 39:42.061
دارن یه نفر رو بیرون میارن

40:01.341 --> 40:03.301
‫شان گیلروی، به جرم قتل برانتی لِیدلر،

40:03.381 --> 40:04.781
تحت بازداشتی

40:04.861 --> 40:06.781
حق داری سکوت کنی

40:06.861 --> 40:08.621
مگر این‌که خودت بخوای حرفی بزنی

40:08.701 --> 40:11.901
‫ولی هر حرفی بزنی، ضبط می‌شه و
‫ ممکنه به‌عنوان مدرک استفاده بشه

40:11.981 --> 40:14.221
متوجه این اخطار هستی؟ -
خیله خب -

40:14.301 --> 40:16.981
‫به اداره اطلاع بدین که شان گیلروی رو
‫ بازداشت کردیم

40:17.061 --> 40:18.501
الان منتقلش می‌کنن

40:34.941 --> 40:37.661
چیزی نیست، سالمه

40:51.021 --> 40:52.941
‫وای!

40:57.501 --> 40:58.781
‫کیران!

40:59.781 --> 41:00.821
‫عزیزم!

41:02.581 --> 41:04.661
‫خدایا شکرت!

41:31.061 --> 41:32.621
این شهر پُر از ارواحه

41:33.381 --> 41:34.381
و می‌شه حسش کرد

41:36.061 --> 41:37.541
خیلی‌ها از بین‌مون رفتن

41:38.341 --> 41:40.541
همه تحت تأثیر قرار گرفتن

41:40.621 --> 41:42.221
حتی بازماندگان

41:43.501 --> 41:48.221
‫پس، من این فیلم رو می‌گیرم چون میخوام
‫یه چیزی به‌جا گذاشته باشم

41:49.461 --> 41:50.861
برای التیام دردِ غم‌دیده‌ها

42:17.581 --> 42:21.701
‫بعد از تحقیقات،
‫ ما شان گیلروی رو بازداشت کردیم

42:21.781 --> 42:24.981
‫در حین مصاحبه،
‫ گیلروی صادقانه به قتل اعتراف کرد

42:25.061 --> 42:28.341
‫و همچنین گفت که سعی داشته
‫ از شر جد خلاص شه و مدارک رو نابود کنه

42:28.421 --> 42:32.341
‫برای همین، ما درخواست داریم یک اتهام قتل
‫ علیه گیلروی

42:32.366 --> 42:34.334
‫در رابطه با مرگ لایدلر وارد بشه

42:35.021 --> 42:38.101
‫مافوق‌ها خوش‌شون نمیاد که
‫ من اومدم خونه‌ی شما

42:40.301 --> 42:42.741
من متقاعد شده بودم که آقای اِلیوت گناهکاره

42:43.941 --> 42:44.941
و سخت در اشتباه بودم

42:47.734 --> 42:50.491
متأسفم بابت استرس و ناراحتی‌هایی که
براتون ایجاد شد

42:54.061 --> 42:55.061
پس تمومه؟

42:56.701 --> 42:57.941
اتهامات برداشته شد؟

42:58.621 --> 42:59.621
بله

43:06.661 --> 43:07.821
‫خب، من...

43:08.581 --> 43:09.661
دیگه رفع زحمت می‌کنم

43:14.701 --> 43:16.021
شان چی می‌شه؟

43:16.101 --> 43:18.301
بابت تمام کارهای که کرده باید
پاسخگو باشه

43:18.381 --> 43:20.421
‫خب، ما رو در جریان بذارین

43:22.701 --> 43:23.701
تو باید بمونی

43:25.554 --> 43:28.296
‫- حداقل تا وقتی که تو "هوبارت" سروسامون بگیرن
‫- نه

43:30.021 --> 43:31.341
مامان نمی‌ذاره

43:33.461 --> 43:34.541
ازش بپرس

43:40.581 --> 43:41.621
میا

43:42.621 --> 43:43.621
هوم؟

43:45.739 --> 43:48.614
‫شان گفت من و اَش باعث شدیم اون احساس
‫خفیف بودن بهش دست بده

43:51.181 --> 43:54.141
‫- به نظرت...
‫- هر کاری که شان کرد، به‌خاطر خودش بوده

43:56.141 --> 43:58.021
باید خودت رو ببخشی، کیران

43:58.941 --> 44:00.101
برای همه‌چی

44:05.221 --> 44:06.221
نرو

44:07.541 --> 44:08.681
لطفاً

44:13.541 --> 44:14.601
خیله خب

44:45.341 --> 44:47.181
بعداً میام پیشت -
باشه -

44:55.941 --> 44:56.981
هی

44:59.861 --> 45:02.661
این روزها فقط گریه می‌کنم

45:05.621 --> 45:07.261
یه‌پا دختر شدم

45:11.381 --> 45:12.381
کی می‌ری؟

45:14.141 --> 45:15.141
به‌زودی

45:27.141 --> 45:29.581
‫بابابزرگ گفت می‌تونم بیام،
‫اگه مشکلی نداشته باشه

45:29.661 --> 45:31.101
معلومه که مشکلی نداره

45:35.301 --> 45:37.461
‫ما می‌خوایم یه‌کم بیشتر بمونیم،

45:39.541 --> 45:41.541
تا شما یه جای جدید سروسامون بگیرین

45:45.421 --> 45:46.901
تا کی؟

45:50.021 --> 45:51.021
هر چقدر که نیاز باشه

45:55.861 --> 45:58.581
به نظرم خیلی خوب می‌شه اگه بمونین

46:38.621 --> 46:40.301
روز قشنگیه

46:40.941 --> 46:42.501
یه چیزی برات دارم

46:50.341 --> 46:51.581
وای خدا

46:55.261 --> 46:58.421
وای خدا. این خیلی قشنگه

47:00.461 --> 47:01.461
مرسی

47:02.461 --> 47:03.661
یکی هم برای توئـه

47:04.421 --> 47:06.341
خیله خب، اینم از این

47:08.141 --> 47:09.381
همین‌جا بمون

47:09.461 --> 47:10.741
‫وای...

47:13.461 --> 47:14.461
وای، دختر کوچولوم

47:17.341 --> 47:20.821
‫این همه مدت امیدوارم بودم چون...

47:22.541 --> 47:24.861
‫نمی‌تونستم فکر از دست دادنت رو
‫تحمل کنم

47:28.261 --> 47:31.141
‫ولی حالا به لطف برانتی، می‌دونی...

47:32.941 --> 47:33.941
من حقیقت رو می‌دونم

47:35.461 --> 47:37.301
‫و...

47:42.421 --> 47:43.421
خداحافظ، عزیزم

47:45.861 --> 47:47.701
دوست دارم

48:08.341 --> 48:09.661
باهاش کنار میایم

48:09.741 --> 48:12.701
حال‌مون خوب می‌شه، عزیزم

48:39.701 --> 48:41.501
‫خیلی دلم برای این‌جا تنگ می‌شه

48:42.061 --> 48:45.861
‫ولی واقعاً هیجان دارم که برگردم خونه و
‫بابا و مامان رو ببینم

48:46.581 --> 48:47.581
برگردم مدرسه

48:48.541 --> 48:50.381
و این‌قدر ایده دارم که

48:50.461 --> 48:53.341
این پروژه تازه اول ماجراست

48:54.593 --> 48:57.461
آره، برای ادامه‌ی کارم حسابی ذوق دارم

48:57.485 --> 49:05.485
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

49:05.509 --> 49:11.509
:مترجم
« پارسا سرپرست »
