WEBVTT

00:01.173 --> 00:04.868
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:01.173 --> 00:04.878
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:08.421
‫چه بلایی سر دخترمون اومد، کارآگاه؟

00:08.501 --> 00:09.701
‫بهتون قول می‌دم...

00:09.781 --> 00:12.861
‫مَردی که دخترتون رو کُشت، پیدا می‌کنیم.

00:12.941 --> 00:17.181
‫- از «لیام» و «مارکو» دی‌اِن‌اِی پیدا کردیم.
‫- این مدرکـه دیگه، درستـه؟

00:17.280 --> 00:20.600
‫- گوشی «برانتی» رو دزدیدی.
‫- گفتی توی دردسر افتادی.

00:20.661 --> 00:22.781
‫کمک کنید تا این سه مورد رو پیدا کنیم:

00:23.821 --> 00:25.381
‫گوشی «برانتی»...

00:26.381 --> 00:28.541
‫دوربین و رایانه‌ی شخصی‌ش.

00:28.621 --> 00:30.101
‫بابت دیروز عذر می‌خوام.

00:32.301 --> 00:33.261
‫کسخل خر!

00:33.331 --> 00:35.211
‫- برو خونه، «اَش».
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟

00:37.221 --> 00:39.661
‫ما مجوز تفتیش خونه‌تون رو گرفتیم،
‫خانم «اِلیوت».

00:39.741 --> 00:40.981
‫- چرا؟
‫- چی شده؟

00:41.061 --> 00:44.901
‫دی‌اِن‌اِی پدر شما توی دهان...

00:44.981 --> 00:46.141
‫و روی لباس «برانتی» پیدا شده.

00:46.221 --> 00:47.941
‫همه‌جا رو بگردین.

00:48.021 --> 00:50.981
‫چرا دوربین «برانتی»
‫توی پارکینگ قایق شما بوده؟

00:51.061 --> 00:54.301
‫«برایان اِلیوت»، شما به جُرم
‫قتل «برانتی لِیدلر» بازداشت هستید.

00:55.581 --> 00:57.901
‫- نه، «وِریتی»!
‫- چیزی نیست!

00:59.834 --> 01:03.739
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

01:15.861 --> 01:17.461
‫♪ زنده بمون
‫زنده بمون... ♪

01:18.609 --> 01:19.676
‫آفرین.

01:19.701 --> 01:20.941
‫♪ زنده‌موندن... ♪

01:21.021 --> 01:22.261
‫خب، یه سؤال.

01:22.341 --> 01:24.181
‫یه سؤال: این یعنی چی؟

01:25.381 --> 01:26.461
‫- «کمک»
‫- «کمک کنین»

01:26.541 --> 01:28.501
‫بله، نیاز به کمک.
‫آفرین.

01:28.581 --> 01:30.461
‫همه بگین «نیاز به کمک»!

01:30.541 --> 01:31.861
‫نیاز به کمک!

01:31.941 --> 01:32.821
‫آفرین.

01:32.901 --> 01:34.981
‫- این یکی یعنی چی؟
‫- «همه‌چی اوکیـه».

01:35.061 --> 01:37.141
‫آفرین، «میا».
‫یعنی «مشکلی نیست».

01:37.166 --> 01:38.726
‫حالا همه بگین.

01:38.861 --> 01:40.461
‫- مشکلی نیست!
‫- مشکلی نیست!

01:40.541 --> 01:43.781
‫برگردین به عملیات نجات.
‫دارین زندگی نجات می‌دین‌ها.

01:43.861 --> 01:47.141
‫با ریتم برین جلو.
‫«گابریل»، توجه کن.

01:47.221 --> 01:50.341
‫- این کار یه‌روز به دردتون می‌خوره.
‫- فقط گردشگرهان که اینجاها غرق می‌شن.

01:50.421 --> 01:53.661
‫ولی باز هم ترجیح می‌دم
‫یاد بگیرین که زنده بمونین.

01:53.741 --> 01:56.621
‫دل به کار بده.
‫زود باش. آفرین.

01:56.701 --> 01:59.181
‫♪ ها ها ها
‫زنده بمون... زنده بمون... ♪

01:59.261 --> 02:02.421
‫♪ ها ها ها
‫زنده‌موندن... زنده‌موندن... ♪

02:26.584 --> 02:30.193
‫«بازماندگان»

02:30.741 --> 02:32.701
‫«میا چنگ»، من «رایلی دِیتون» هستم.

02:32.781 --> 02:34.716
‫- از شبکه‌ی محلی هوبارت، استرالیا.
‫- حرفی ندارم. ببخشید.

02:34.741 --> 02:36.741
‫درک می‌کنم بهتون سخت گذشته.

02:36.766 --> 02:40.086
‫- حرفی درباره‌ی مرگ «برانتی لِیدلر» ندارین؟
‫- لطفاً تنهامون بذارین.

02:41.421 --> 02:42.421
‫لاشی.

02:44.980 --> 02:47.596
‫یعنی چی؟
‫الان پیش بابایـی؟

02:47.621 --> 02:49.861
‫نه، پیش وکیل‌هام.
‫نمی‌ذارن ببینمش.

02:50.152 --> 02:52.621
‫پس آدرس رو بفرست.
‫دارم می‌آم.

02:52.701 --> 02:56.181
‫- خونواده‌ت رو تنها نذار.
‫- ما مشکلی نداریم، «وِریتی».

02:56.356 --> 02:58.716
‫من هم مشکلی ندارم.
‫«جِف» باهامـه.

02:59.221 --> 03:01.181
‫حالا وکیل‌ها چی می‌گن؟

03:01.261 --> 03:02.261
‫برنامه‌ای ندارن؟

03:02.341 --> 03:04.661
‫الان کار دارم.
‫بعداً، بهت زنگ می‌زنم.

03:04.741 --> 03:06.941
‫«وِریتی»، بیا برنامه رو بررسی کنیم.

03:08.479 --> 03:10.559
‫پس روی دوربین اثرانگشت نبود...

03:10.584 --> 03:13.064
‫ولی توی محافظ لنز خاک پیدا شده.

03:13.181 --> 03:14.661
‫آره. عجیبـه.

03:14.741 --> 03:16.101
‫ولی چه معنایی داره؟

03:16.181 --> 03:17.741
‫«برایان» اثرانگشتش رو پاک کرده...

03:17.821 --> 03:21.769
‫کارت حافظه‌ش رو برداشته
‫و دوربین رو دفن کرده و باز برش داشته.

03:23.261 --> 03:25.141
‫عقلش در این‌حد کار نمی‌کنه.

03:25.661 --> 03:26.661
‫شاید هم‌دست داره.

03:28.301 --> 03:31.581
‫پرونده‌ی پزشکی‌ش رو یادت نره.
‫باید با ملایمت باهاش رفتار کنیم.

03:31.661 --> 03:34.541
‫نمی‌خوام کله‌ش رو بکوبم به دیوار که.

03:34.621 --> 03:37.581
‫اگه واقعاً یادش نیاد کُشتش چی؟

03:37.716 --> 03:39.356
‫یعنی هنوز هم قاتلـه.

03:39.381 --> 03:41.141
‫و هنوز خطرناکـه.

03:56.421 --> 03:57.701
‫آقای «اِلیوت»...

03:59.661 --> 04:00.661
‫حال‌تون چطوره؟

04:03.341 --> 04:04.341
‫تشنه‌تونـه؟

04:06.541 --> 04:07.941
‫غذا خوردین؟

04:08.901 --> 04:09.861
‫عع...

04:10.981 --> 04:11.821
‫نه.

04:12.861 --> 04:15.234
‫نه. نیازی نیست بهش بگین.

04:15.901 --> 04:16.901
‫به کی؟

04:21.860 --> 04:24.420
‫ببخشید، فکر کردم شما...

04:25.851 --> 04:27.571
‫با «وِریتی» صحبت کردید؟

04:27.861 --> 04:29.181
‫امروز نه.
‫چطور مگه؟

04:38.301 --> 04:41.301
‫چرا باید با «وِریتی» صحبت کنم؟

04:44.621 --> 04:46.301
‫- چون خوب می‌دونه.
‫- چی رو؟

04:47.813 --> 04:49.293
‫چی رو خوب می‌دونه؟

04:51.981 --> 04:54.181
‫خوب می‌دونه چی بگه.

04:55.061 --> 04:56.541
‫زنت بهت کمک می‌کرده؟

04:58.941 --> 05:00.661
‫«وِریتی» همیشه بهم کمک می‌کنه.

05:02.141 --> 05:03.741
‫توی چه کاری کمکت کرد؟

05:12.861 --> 05:14.981
‫می‌گم «وِریتی» توی چه کاری کمکت کرد؟

05:15.901 --> 05:16.861
‫کمکم...

05:17.541 --> 05:19.021
‫کمکم می‌کنه لباس بپوشم.

05:42.821 --> 05:45.221
‫می‌خوام هزینه‌ی دیشب رو پرداخت کنم.
‫ممنون.

05:52.861 --> 05:54.061
‫خدایا، صبر بده.

05:59.861 --> 06:03.261
‫ولش کن. بیا بریم.

06:06.141 --> 06:07.141
‫«وِریتی»؟

06:24.318 --> 06:25.958
‫«لیام»، بیخیال شو.

06:27.661 --> 06:29.301
‫ماشین رو بردار.
‫می‌خوام برم.

06:29.381 --> 06:31.461
‫- کجا می‌ری؟
‫- یه‌کم اون زن رو تنها بذار.

06:31.541 --> 06:32.661
‫کجا می‌ره؟

06:32.686 --> 06:34.526
‫بذار کنار خونواده‌ش باشه.

06:34.661 --> 06:36.381
‫لطفاً ازم بِکش بیرون.

06:36.461 --> 06:38.501
‫«وِریتی» رفته هوبارت.

06:38.581 --> 06:40.261
‫- بیاین کمک.
‫- باهاش حرف زدی؟

06:40.341 --> 06:42.181
‫«جِف» کنارشـه.
‫«برایان» هم توی بازداشتگاهـه.

06:42.270 --> 06:45.510
‫بله، چون تقصیر ماست.
‫دَر رو ول کن، جون عزیزت!

06:46.701 --> 06:47.760
‫روز به‌خیر، «کریس»!

06:48.261 --> 06:51.861
‫روز به‌خیر. مجوز بررسی
‫دوربین‌های کافه رو گرفتم.

06:52.901 --> 06:56.261
‫گفتم که دوربین‌ها قدیمی‌ان.
‫سیستم‌شون به گا رفته.

06:56.790 --> 06:58.510
‫مهندس آی‌تی بهشون رسیدگی می‌کنه.

07:01.101 --> 07:04.141
‫همه‌ی پیگیری‌ها رو خودت کردی؟

07:04.373 --> 07:05.693
‫فعال شدی‌ها.

07:06.960 --> 07:09.461
‫فعلاً که دارم بار هیزم خالی می‌کنم...

07:09.541 --> 07:11.581
‫بعدش می‌آم.

07:11.661 --> 07:12.661
‫پس صبر می‌کنم.

07:54.541 --> 07:55.501
‫آخ!

07:56.621 --> 07:57.621
‫سلام!

07:58.381 --> 07:59.661
‫سلام، عزیزم.

07:59.741 --> 08:01.381
‫- «تریش»! «لیو»!
‫- چطوری، عزیزم؟

08:01.461 --> 08:04.221
‫- برات شام آوردم.
‫- ممنون. زحمت کشیدی.

08:04.301 --> 08:05.861
‫می‌ذارمش توی یخچال.

08:05.886 --> 08:08.447
‫اگه الان می‌خوری، گرمش کنم؟

08:08.741 --> 08:10.381
‫- بله. می‌خورم.
‫- باشه.

08:12.341 --> 08:13.981
‫حالت خوبـه؟

08:14.821 --> 08:16.461
‫آره. خوبـم.

08:17.941 --> 08:19.261
‫«تریش»، زحمت نکش.

08:19.341 --> 08:22.221
‫- مجبور نیستی...
‫- یه‌کم تمیزکاری می‌کنم دیگه.

08:22.301 --> 08:24.781
‫شما دوتا بشینین.
‫من کتری می‌ذارم.

08:24.861 --> 08:26.221
‫یه چایی بخوریم.

08:29.021 --> 08:30.021
‫«اَش» بود.

08:31.981 --> 08:33.861
‫می‌رم واسه چایی چندتا لیمو بیارم.

08:33.941 --> 08:35.621
‫- ایول.
‫- دنبالم بیا.

08:39.719 --> 08:42.799
‫بچه‌ها نگرانت شدن.
‫یه سری بهشون بزن.

08:43.060 --> 08:44.781
‫یه چیزی می‌خوام بگم، «لیو».

08:46.820 --> 08:48.261
‫روز مرگ «برانتی»...

08:49.512 --> 08:50.741
‫رفتی توی اتاقش.

08:51.341 --> 08:52.341
‫دیدمت.

08:53.941 --> 08:56.141
‫اگه چیزی می‌دونی، به بابام کمک کن.

08:56.276 --> 08:57.276
‫تو هم‌خونه‌ش بودی.

08:57.301 --> 08:59.341
‫شاید اون حرفی زده یا تو چیزی دیدی...

08:59.421 --> 09:00.661
‫گوشی «برانتی» دست منـه.

09:02.141 --> 09:03.838
‫از اتاقش برداشتم.

09:04.221 --> 09:05.996
‫«اَش» بعضی‌وقت‌ها بهش پیام می‌داد...

09:06.234 --> 09:07.741
‫و کلاً تابلوبازی درمی‌آورد.

09:07.821 --> 09:10.741
‫- می‌دونم کارش احمقانه بود، ولی...
‫- هنوز دستتـه؟

09:12.181 --> 09:13.021
‫آره.

09:13.394 --> 09:15.274
‫پس باید تحویلش بدیم.

09:15.621 --> 09:16.621
‫«کیران»...

09:19.261 --> 09:21.541
‫- این به بابام کمک می‌کنه!
‫- می‌دونم، ولی...

09:21.621 --> 09:22.741
‫نمی‌تونم... من...

09:23.341 --> 09:24.581
‫- معذرت می‌خوام.
‫- چی؟

09:26.061 --> 09:27.221
‫«لیو»، تو بهم مدیونـی!

09:34.181 --> 09:37.141
‫تا حالا رازت رو به هیشکی نگفتم؛ حتی «میا».

09:37.354 --> 09:39.234
‫یه کلمه از اون روز نگفتم.

09:41.701 --> 09:44.261
‫من ازت نخواستم اون کار رو بکنی.

09:45.301 --> 09:48.021
‫می‌دونم، ولی نمی‌خوای جبران کنی؟

09:50.861 --> 09:51.861
‫عجب.

09:54.261 --> 09:56.141
‫معذرت می‌خوام، من...

09:56.221 --> 09:58.621
‫نه، این رفتارت رو درک می‌کنم.

10:02.061 --> 10:07.581
‫فکر نکن اون لطفت رو یادم می‌ره.

10:09.541 --> 10:14.381
‫هیچ‌وقت یادم نمی‌ره، «کیران».

10:31.941 --> 10:33.101
‫خب برو به پلیس بگو.

10:33.181 --> 10:36.421
‫نمی‌شه. به جُرم دست‌کاری
‫مدرک جُرم دستگیر می‌شه.

10:36.501 --> 10:38.661
‫در واقع «سرقت» مدرک جُرم.

10:40.661 --> 10:42.101
‫بین شما دوتا چه خبره؟

10:43.541 --> 10:46.141
‫این بوی خوش قطعاً از آشپزی «کیران» نیست.

10:48.701 --> 10:49.541
‫- مامان.
‫- به‌به!

10:49.640 --> 10:51.880
‫- بابا چی شد؟
‫- حالت چطوره، «تریش»؟ «لیو»؟

10:52.236 --> 10:53.876
‫- قربونت. تو خوبـی؟
‫- یه ترافیک عجیبی بود...

10:53.901 --> 10:55.421
‫- موقع برگشتن...
‫- مامان!

10:55.501 --> 10:57.381
‫«جِف» هم مثل پیرمردها رانندگی می‌کرد.

10:57.461 --> 10:59.621
‫قشنگ یه‌ساعت‌ونیم بیشتر توی راه بودیم.

10:59.701 --> 11:02.661
‫- بابا رو دیدی؟
‫- وکیل‌ها دارن تلاش می‌کنن که ببینمش.

11:02.741 --> 11:05.304
‫- برای دی‌اِن‌اِی چی گفتن؟

11:06.541 --> 11:09.861
‫می‌گن شاید وجود دی‌اِن‌اِی روی جسد تصادفی بوده.

11:09.996 --> 11:11.556
‫خب یعنی چطوری؟

11:11.581 --> 11:14.541
‫ما رفع زحمت می‌کنیم.
‫حتماً خسته‌ای.

11:14.621 --> 11:16.981
‫نه‌خیر. هر دو واسه شام می‌مونین.

11:17.061 --> 11:18.221
‫- عع...
‫- نیازی نیست.

11:18.301 --> 11:19.941
‫دورهمی یه سالادی می‌زنیم دیگه.

11:20.021 --> 11:21.341
‫- توی یخچال شراب دارم.
‫- مامان.

11:21.421 --> 11:23.181
‫- اوه.
‫- «تریش»، توروخدا تنهام نذار.

11:23.261 --> 11:24.581
‫مامان، توضیح بده.

11:25.741 --> 11:26.581
‫باشه.

11:27.261 --> 11:30.741
‫می‌گن خیلی پیش اومده که دی‌اِن‌اِی طرف...

11:30.821 --> 11:35.329
‫مثلاً با دی‌اِن‌اِی تکنیسین آزمایشگاه
‫یا نظافت‌چی قاطی بشه.

11:35.354 --> 11:37.221
‫پس شاید مال بابا نباشه.

11:37.301 --> 11:39.341
‫- پس مو چی شد؟
‫- خب...

11:41.261 --> 11:43.501
‫شاید جسدش لب ساحل کشیده شده.

11:44.541 --> 11:47.741
‫«برایان» هم هر روز اونجا راه می‌ره.

11:47.821 --> 11:50.501
‫و همه می‌دونن که ریزش مو داره.

11:50.581 --> 11:53.501
‫همه‌جای دست‌شویی موهاش ریخته.
‫تو و «میا» می‌تونین براش شهادت بدین.

11:57.861 --> 12:01.021
‫بیخیال! ما که می‌دونیم پلیس‌ها بی‌عرضه‌ان!

12:01.101 --> 12:04.741
‫دیدین که گذاشتن
‫اون پسره «مارکو» از کشور فرار کنه.

12:07.061 --> 12:09.221
‫دَرش سفت باز می‌شه؟

12:09.821 --> 12:11.581
‫عع، نه.

12:17.021 --> 12:20.861
‫سوییچ ماشین دستتـه؟
‫می‌رم پیش بچه‌ها.

13:01.661 --> 13:02.741
‫- یا الله.
‫- سلام.

13:04.421 --> 13:05.421
‫خوبـی؟

13:06.981 --> 13:09.421
‫می‌خواستیم بعداز شام بیایم دیدنت.

13:09.501 --> 13:10.581
‫این رو بازی کردی؟

13:10.661 --> 13:12.781
‫این‌روزها دیگه بازی نمی‌کنم، رفیق.

13:12.861 --> 13:15.301
‫بازی نوستالژیکـه.
‫باید خروجی رو پیدا کنی.

13:15.381 --> 13:17.701
‫ولی فقط یه چماق دارم و یه شاتگان تخمی...

13:17.781 --> 13:20.821
‫یعنی کون‌مون پاره‌ست.

13:22.171 --> 13:25.221
‫- می‌خواستیم بیایم پیشت.
‫- «شان» همین‌الان گفت.

13:26.061 --> 13:29.581
‫می‌خوای التماست کنم؟
‫بابام به جُرم قتل بازداشت شده!

13:29.606 --> 13:32.246
‫- این خیلی مهم‌تره!
‫- می‌دونم، داداش.

13:32.381 --> 13:35.061
‫ولی چون سابقه‌دارم، حداقل دو سال برام می‌بُرن.

13:35.141 --> 13:37.621
‫- خب پیام‌ها رو پاک کن.
‫- نمی‌تونیم واردش بشیم.

13:37.701 --> 13:40.181
‫اگه روشنش کنیم، سریع ردمون رو می‌زنن.

13:45.301 --> 13:47.781
‫خدایی اون شب کجا بودی؟

13:47.806 --> 13:50.217
‫گفتم که اینجا پیش شوهرم بودم.

13:50.661 --> 13:52.181
‫آره. همه‌ش دراز کشیده بود.

13:54.021 --> 13:55.861
‫پس چرا همین لباس‌ها تنت بود؟

13:55.941 --> 13:57.781
‫فرداش که اومدی دنبال «لیو»، دیدمت.

13:57.806 --> 13:59.464
‫با همین لباس‌ها خوابم برد، جناب قاضی.

13:59.501 --> 14:01.141
‫کلاً چهارتا شورت داره.

14:01.166 --> 14:04.726
‫خجالت نکش. بگو من آدم کُشتم.

14:11.621 --> 14:13.901
‫می‌دونم چرا قاطی کردی، داداش.

14:13.981 --> 14:15.341
‫ولی رعایت حال ما رو هم بکن.

14:15.421 --> 14:18.221
‫شاید یه چیزی توی گوشیـه که
‫قاتل واقعی رو لو بده.

14:18.246 --> 14:20.086
‫ولی درهرصورت، من می‌افتم زندان.

14:20.941 --> 14:23.301
‫ببین، هم دی‌اِن‌اِی...

14:24.221 --> 14:27.501
‫هم موهای بابات که توی دهنش بود،
‫و هم دوربین.

14:30.520 --> 14:31.950
‫اوضاع خیلی خیتـه.

14:33.775 --> 14:35.095
‫واسه‌ت نوشیدنی می‌آرم.

14:36.581 --> 14:37.901
‫یه چیزی بزن روشن شی.

14:42.021 --> 14:45.541
‫چقدر خوش‌مزه‌ست، «تریش».
‫توش چی ریختی؟ ریحون؟

14:45.621 --> 14:47.341
‫آره. «لیو» گفت بریزم.

14:47.421 --> 14:49.541
‫کم توی رستوران‌ها کار نکرده.

14:49.621 --> 14:51.261
‫منظورت کافه‌ی «سرف ان ترف»ـه.

14:53.221 --> 14:54.941
‫چرا «کیران» نیومد؟

14:55.021 --> 14:57.501
‫اون پسرها که با هم می‌افتن، دیگه جدا نمی‌شن.

14:57.526 --> 14:59.726
‫می‌خواست با «اَش» صحبت کنه.

14:59.916 --> 15:02.996
‫درباره‌ی مراسم و فوتبال بوده حتماً.
‫همه‌شون بازی می‌کنن، نه؟

15:03.021 --> 15:03.901
‫آره فکر کنم.

15:03.981 --> 15:07.541
‫هرکسی یه‌جور خودش رو سرگرم می‌کنه.
‫تو هم می‌ری، «تریش»؟

15:07.621 --> 15:09.861
‫نه بابا. من رو چه به فوتبال!

15:09.941 --> 15:10.941
‫ای بابا.

15:12.181 --> 15:13.501
‫نه. ممنون.

15:13.581 --> 15:15.101
‫بیخیال، «میا».
‫از زندگی لذت ببر.

15:15.181 --> 15:16.781
‫نباید الکل بخورم، «آدری».

15:16.955 --> 15:21.709
‫می‌خوای واسه این هم
‫از نرم‌افزارت اجازه بگیری؟

15:21.815 --> 15:24.421
‫یه نرم‌افزار داره که بهش می‌گه
‫کِی باید به بچه شیر بده.

15:24.501 --> 15:28.021
‫این‌روزها واسه همه‌چی نرم‌افزار هست.
‫تویـی که پیر شدی و عقب موندی، خانوم.

15:28.704 --> 15:31.701
‫ولی خداییش اگه
‫این مادرهای جَوون اینترنت نداشتن...

15:31.726 --> 15:33.846
‫- می‌خواستن چی‌کار کنن؟
‫- «میا»؟

15:33.981 --> 15:35.141
‫بله؟

15:35.221 --> 15:36.781
‫تو یه مادر عالی هستی.

15:36.861 --> 15:38.661
‫- آره!
‫- ممنون، «تریش».

15:38.741 --> 15:40.461
‫بله که عالیـه.

15:40.541 --> 15:43.621
‫اگه بتونم به‌اندازه‌ی نصف
‫شما دونفر مادری کنم، شاهکار کردم.

15:44.712 --> 15:46.312
‫ما هنوز هم مادریـم.

15:52.181 --> 15:53.501
‫می‌دونم. منظورم...

15:54.181 --> 15:56.941
‫می‌دونین منظورم چی بود دیگه.
‫هر دوتون مادر نمونه بودین.

15:57.021 --> 15:58.501
‫همم...

15:59.461 --> 16:01.941
‫البته فقط ما دوتا هم هستیم که بچه‌شون مُرده.

16:09.133 --> 16:12.851
‫عجب زبونی داری، زن!

16:15.541 --> 16:17.261
‫باز هم شراب می‌خواین؟

16:17.341 --> 16:20.421
‫«میا»، از نرم‌افزارت اجازه گرفتی؟

16:21.261 --> 16:24.301
‫- می‌دونی یاد چی افتادم؟
‫- یاد جی؟

16:24.981 --> 16:28.301
‫شب‌های بعداز طوفان.

16:28.381 --> 16:31.061
‫باز هوس کردی «جولیان» رو دعوت کنی؟

16:31.141 --> 16:33.541
‫آره، باز می‌آد منتقد غذا و شراب می‌شه.

16:33.621 --> 16:35.301
‫یه حال اساسی هم به مقعدت می‌ده.

16:35.381 --> 16:37.781
‫هیچ کونی ازش در امان نبود.

16:37.861 --> 16:39.501
‫چرا دیگه از اون کارها نمی‌کنه؟

16:39.581 --> 16:42.501
‫جمعه‌شب‌ها تا دیروقت توی کافه بمون.
‫بهت یه حال اساسی می‌ده.

16:42.581 --> 16:44.461
‫اَه، مامان!

16:44.541 --> 16:46.941
‫چیـه؟ حسودیت شد؟

16:47.021 --> 16:48.301
‫- خیلی!
‫- اون شب‌ها...

16:48.901 --> 16:50.861
‫واقعاً خاص بودن. مگه نه؟

16:51.421 --> 16:53.821
‫از اون شب‌ها متنفرم.

17:14.061 --> 17:17.461
‫♪ زمان زیادی گذشته
‫باید از این خواب بیدار بشم... ♪

17:17.541 --> 17:19.478
‫شنیدین به «بارلین» اتهام تجاوز زدن؟

17:19.901 --> 17:20.876
‫باز شروع شد.

17:20.901 --> 17:23.261
‫- واقعیتـه. «لین» بهم گفت.
‫- پس حتماً واقعیتـه.

17:23.286 --> 17:25.523
‫فکر کردی چرا بیکار و بیعار می‌چرخه؟

17:26.181 --> 17:27.581
‫هیچ دانشگاهی استخدامش نمی‌کنه.

17:28.013 --> 17:29.620
‫ولی باغش رو خوب درست کرده.

17:29.701 --> 17:31.501
‫- مرتیکه دزد.
‫- ها؟

17:32.140 --> 17:34.981
‫اونجا رو مفت از «گرَن» خرید.

17:37.101 --> 17:39.541
‫پلیس‌ها باید در اصل دنبال اون باشن.

17:40.101 --> 17:41.501
‫«برانتی» همیشه اونجا بود.

17:46.221 --> 17:47.061
‫برو کنار ببینم.

17:47.141 --> 17:49.541
‫ای بابا! ۱۹ به ۱۲ بودیم!

17:49.621 --> 17:51.901
‫من رو که دید، ترسید.

17:52.701 --> 17:53.701
‫- صبر کن.
‫ آماده‌ای؟

17:55.461 --> 17:56.701
‫- سرویس.
‫- بزن.

18:00.421 --> 18:02.061
‫پس «برانتی» با «بارلین» دمخور بوده؟

18:02.405 --> 18:04.581
‫آره. مطمئنـم بین‌شون خبرهایی بود.

18:06.581 --> 18:07.941
‫پس حتماً بهش پیامک زده.

18:08.325 --> 18:09.365
‫اوف!

18:09.621 --> 18:10.622
‫آره!

18:11.297 --> 18:12.537
‫گول نمی‌خورم، داداش.

18:14.701 --> 18:15.781
‫سرش مسابقه بدیم؟

18:16.821 --> 18:18.501
‫اگه بُردم، گوشی رو بده من.

18:21.421 --> 18:22.421
‫حرف حساب زد.

18:25.128 --> 18:26.608
‫دسته رو بده بهش، «شان».

18:32.731 --> 18:33.931
‫۱۱ امتیاز کافیـه؟

18:44.133 --> 18:45.276
‫سرویس شدی!

18:45.577 --> 18:47.377
‫یک-صفر به نفع «کیز».

18:47.992 --> 18:50.112
‫خیلی زحمت دادیم، «وِریتی».

18:50.459 --> 18:52.221
‫آره. دیگه وقت رفتنـه.

18:52.301 --> 18:54.101
‫ممنون بابت زحمات.

18:54.181 --> 18:56.741
‫بشینین دسر بیارم.
‫یه‌کم کاستارد درست می‌کنم.

18:56.821 --> 18:59.821
‫کنسرو هلو هم دارم.

18:59.901 --> 19:02.701
‫- من که دارم می‌ترکم.
‫- دیگه داره دیر می‌شه.

19:02.781 --> 19:05.341
‫خوش‌حال شدم دیدمتون.
‫ببخشین «کیران» نتونست بیاد.

19:05.421 --> 19:06.861
‫نمی‌دونم داره چی‌کار می‌کنه.

19:06.941 --> 19:09.061
‫ببینین! برق می‌زنه!

19:09.958 --> 19:11.261
‫باریکلا به تو، «تریش».

19:11.341 --> 19:13.457
‫«میا» فکر می‌کنه «برایان» مقصره.

19:15.741 --> 19:16.741
‫مگه نه، «میا»؟

19:16.821 --> 19:18.181
‫این چه حرفیـه!

19:18.261 --> 19:19.701
‫اِشکالی نداره بابا!

19:19.781 --> 19:22.781
‫تابلوئـه که شواهد اون رو گناهکار نشون می‌ده.

19:25.741 --> 19:29.781
‫آخه از موقع دستگیری‌ش،
‫حتی یه حرف محبت‌آمیز بهم نزده.

19:31.661 --> 19:33.821
‫بهش فرصت بده.
‫هنوز ۲۴ ساعت نشده.

19:33.910 --> 19:36.230
‫نمی‌خواد به‌جاش صحبت کنی.
‫خودش زبون داره.

19:37.181 --> 19:40.301
‫- واقعاً نمی‌دونم چی بگم، «وِریتی».
‫- جداً؟

19:40.381 --> 19:41.421
‫باشه پس.

19:41.501 --> 19:43.741
‫هر وقت فهمیدی چی بگی،
‫ما رو در جریان بذار.

19:43.821 --> 19:44.861
‫بسـه دیگه، «وِریتی».

19:44.941 --> 19:46.716
‫- چیـه؟
‫- چرا این‌قدر اذیتش می‌کنی؟

19:46.741 --> 19:49.057
‫- نه. اِشکالی نداره.
‫- خودش می‌گه عیب نداره.

19:49.095 --> 19:54.061
‫آروم باشین، دوستان.
‫اوف، دارم اینجا خفه می‌شم.

19:54.141 --> 19:56.741
‫حداقل من فراموش نکردم
‫که یه دختر به قتل رسیده.

19:56.821 --> 19:57.661
‫چی؟

19:57.778 --> 19:59.964
‫تلخ‌ترین اتفاق این شهره دیگه.
‫درستـه؟

20:00.341 --> 20:01.341
‫خیلی ببخشید...

20:02.501 --> 20:05.901
‫از «برایان» که حرف زدم، حوصله‌ت سر رفت؟

20:05.981 --> 20:09.156
‫می‌گم مردم این شهر،
‫همه‌ش دخترهای مُرده رو نادیده می‌گیرن!

20:09.181 --> 20:10.421
‫- عجب.
‫- ای خدا.

20:10.501 --> 20:15.421
‫یعنی شوهرم باید توی زندان بپوسه
‫چون تو می‌خوای جنبش فمینیستی راه بندازی؟

20:15.501 --> 20:18.461
‫- گفتن این چیزها واسه تو راحتـه.
‫- بس کن.

20:18.541 --> 20:20.621
‫راحتـه چون شوهر تو کنارتـه.

20:20.701 --> 20:22.501
‫همه‌چیزش مال توئـه!
‫برنده تویـی!

20:22.581 --> 20:24.301
‫خودت طردش کردی، «وِریتی»!

20:24.381 --> 20:26.901
‫- تو که اینجا نبودی ببینی...
‫- اون چیـه؟

20:29.101 --> 20:30.301
‫ای آشغال!

20:31.581 --> 20:32.861
‫هوی! هوی!

20:33.461 --> 20:34.901
‫وایستا بینم!

20:34.981 --> 20:38.341
‫مرتیکه‌ی عوضی! بیا اینجا!
‫کثافت!

20:38.421 --> 20:39.661
‫حرومز...

20:40.221 --> 20:41.501
‫- ولش کن!
‫- «میا»!

20:42.101 --> 20:44.421
‫- چیزیت نشد؟
‫- گورت رو گم کن!

20:49.901 --> 20:51.781
‫- خدایا.
‫- حالت خوبـه؟

20:51.861 --> 20:52.741
‫آره. خوبـم...

20:52.821 --> 20:55.221
‫مرتیکه چندش اومده پشت دَر!

20:55.329 --> 20:57.929
‫- چیزیت نشد؟
‫- خیلی ترسیدم!

20:57.981 --> 20:59.061
‫تو خوبـی؟

20:59.781 --> 21:01.821
‫الهی بمیرم.

21:03.383 --> 21:04.421
‫عع...

21:09.221 --> 21:10.301
‫گریه کن خالی بشی.

21:18.861 --> 21:19.901
‫چیزی نیست.

21:26.741 --> 21:27.741
‫چیزی نیست.

21:31.341 --> 21:32.941
‫چیزی نیست.

21:43.426 --> 21:44.706
‫شرمنده، داداش.

21:44.901 --> 21:46.221
‫تلاشت رو کردی، ولی نشد.

21:46.861 --> 21:49.781
‫بیخیال، «کیز».
‫می‌دونی که من عاشق باباتـم.

21:50.421 --> 21:53.861
‫«برایان اِلیوت» یه اسطوره‌ست!

21:53.941 --> 21:56.421
‫- با خایه‌هایی به سایز نارگیل.
‫- واقعاً اسطوره بود؟

21:59.061 --> 22:00.701
‫دیگه نمی‌دونم بابام چه آدمیـه.

22:02.205 --> 22:05.645
‫- مامانم فکر می‌کنه همون شوهر سابقشـه.
‫- خب هنوز هم همونـه.

22:07.821 --> 22:11.141
‫مامان‌بابات عاشق همدیگه‌ان.

22:12.301 --> 22:13.541
‫هر روز دارم می‌بینم.

22:14.226 --> 22:18.226
‫تو مثل مرغ مینا می‌مونی، داداش.

22:18.421 --> 22:20.941
‫همون‌هایی که خودشون مامان ندارن...

22:21.021 --> 22:23.141
‫و به یه خونواده‌ی دیگه خودشون رو بند می‌کنن.

22:23.221 --> 22:24.981
‫داداش، فکر نکنم...

22:27.221 --> 22:28.941
‫مرغ مینا از این کارها بکنه.

22:29.021 --> 22:31.181
‫از وقتی اومدی، یه تشکر خشک‌وخالی نکردی.

22:31.741 --> 22:32.581
‫تشکر واسه چی؟

22:32.606 --> 22:34.798
‫واسه این‌که ۱۴ سال مراقب مامان‌بابات بودم؟

22:38.061 --> 22:39.901
‫«لیام»... «اَش»...

22:39.981 --> 22:41.021
‫همه‌مون مراقبشون بودیم.

22:42.981 --> 22:43.981
‫تو گذاشتی رفتی.

22:45.781 --> 22:48.181
‫و مسئولیتش رو ما قبول کردیم.

22:48.206 --> 22:49.166
‫دیگه بسـه.

22:51.476 --> 22:53.036
‫می‌دونین باید چی‌کار کنیم؟

22:53.061 --> 22:56.381
‫باید قاتل واقعی رو پیدا کنیم...

22:57.621 --> 22:59.181
‫و این پرونده‌ی تخمی رو ببندیم.

23:03.301 --> 23:04.301
‫خب...

23:06.141 --> 23:08.628
‫یه‌نفر پارکینگ قایق‌مون رو دست‌کاری کرده بود.

23:09.021 --> 23:11.181
‫با رنگ صورتی درشت نوشته بود «منحرف».

23:11.261 --> 23:14.501
‫شاید همون موقع دوربین رو اونجا گذاشتن.

23:14.581 --> 23:17.581
‫مطمئنـم پلیس‌ها آمار رنگ رو درنیاوردن.

23:20.221 --> 23:22.181
‫بریم ببینیم چه خبره.

23:25.821 --> 23:28.141
‫حلـه.
‫من پشت فرمون می‌شینم.

23:29.061 --> 23:30.741
‫راه بیُفت، پسر.

23:32.541 --> 23:35.981
‫♪ قسم می‌خورم که دختره رو یه‌جا دیدم ♪

23:36.061 --> 23:39.501
‫♪ بارون هم می‌بارید
‫انگار که داشتم خواب می‌دیدم ♪

23:39.581 --> 23:41.701
‫مراقب باش.

23:43.171 --> 23:45.611
‫- پیداش کردی، «کیز»؟
‫- آره. پیداش کردم.

23:45.901 --> 23:49.781
‫«جورج بارلین» بعداز رابطه با
‫دانشجوی دختر، از دانشگاه اخراج شد.»

23:49.861 --> 23:51.741
‫دیدی گفتم؟

23:51.821 --> 23:55.221
‫- دیگه چی می‌گه؟
‫- جلو رو بپا!

23:55.301 --> 23:56.981
‫چپ نکنی!

23:57.061 --> 23:58.061
‫یا خدا!

23:58.141 --> 24:00.821
‫ترمز بگیر!

24:00.901 --> 24:02.621
‫- ریدم به خودم.
‫- اوف.

24:02.701 --> 24:03.981
‫- ترمز دستی.
‫- حواسم هست.

24:05.104 --> 24:06.116
‫روبه‌راهـی؟

24:06.141 --> 24:09.021
‫- رسیدیم به خونه‌ی «گرَن».
‫- برخیز.

24:18.861 --> 24:22.741
‫♪ عشقم دوست داره توی جمع باشه ♪

24:22.821 --> 24:26.941
‫♪ می‌خواد توی خیابون‌ها خودی نشون بده ♪

24:30.221 --> 24:31.541
‫باغش باحالـه، نه؟

24:31.621 --> 24:32.781
‫راه برو.

24:37.461 --> 24:40.821
‫لاشی‌ها، قضیه جدیـه.
‫مسخره‌بازی درنیارین.

24:40.901 --> 24:42.541
‫- «اَش»
‫- این رو ببین.

24:54.301 --> 24:55.741
‫- چیزیت شده؟
‫- نه بابا.

24:55.821 --> 24:56.901
‫این دیگه چیـه؟

24:56.981 --> 24:59.341
‫- رنگ صورتی.
‫- باشه.

25:00.596 --> 25:02.116
‫اوه، اینجا...

25:02.141 --> 25:04.061
‫ریدم.

25:05.261 --> 25:06.461
‫- کار من نبود.
‫- باشه.

25:06.541 --> 25:08.901
‫رنگ صورتی کجاست؟

25:08.981 --> 25:10.741
‫- سطل روغنی هم نیست؟
‫- هیچی نیست.

25:10.821 --> 25:12.341
‫- نه.
‫- رنگ صورتی.

25:12.421 --> 25:14.381
‫مطمئنـم این‌ها مال منـن.

25:14.461 --> 25:16.101
‫آره. مال منـن.

25:16.181 --> 25:18.678
‫- طرف تاریک‌خونه داره؟
‫- اونجا رنگ نیست؟

25:18.792 --> 25:20.207
‫نه. هیچی.

25:21.101 --> 25:22.261
‫هیچی؟

25:23.381 --> 25:24.461
‫هیچی.

25:30.861 --> 25:32.621
‫اینجا توالت نیست، «شان».

25:32.701 --> 25:34.661
‫اسپری رنگ پیدا کردم، «شان».

25:34.741 --> 25:36.661
‫- با توام.
‫- ولم کن.

25:36.741 --> 25:38.301
‫- زدی به تخم‌هام.
‫- معذرت.

25:38.381 --> 25:39.461
‫باز هم مشروب داریم؟

25:40.221 --> 25:41.181
‫اونجا رو.

25:42.701 --> 25:44.221
‫آخ آخ.

25:44.301 --> 25:45.781
‫دیگه ما رو دید.

25:45.916 --> 25:47.276
‫بسپرینش به من.

25:47.301 --> 25:49.421
‫اینجا چه خبره؟

25:53.981 --> 25:55.381
‫وقت به‌خیر، «جورج».

25:55.981 --> 25:56.981
‫چیزی شده، عزیزان؟

25:57.061 --> 25:59.581
‫شرمنده. داشتیم می‌رفتیم.

25:59.661 --> 26:02.461
‫اومدم ابزارم رو بردارم.

26:03.276 --> 26:04.236
‫شال رو دربیار.

26:04.261 --> 26:06.381
‫شال دیگه مال منـه.
‫جبران مافات.

26:09.301 --> 26:11.861
‫دارم محترمانه ازت می‌خوام
‫که شال رو بدی، رفیق.

26:11.941 --> 26:13.941
‫- «اَش»، شال رو بده.
‫- عمراً.

26:14.021 --> 26:15.895
‫صبر کن ببینم.

26:16.501 --> 26:18.261
‫این یکی رو لازم نداری.

26:18.341 --> 26:19.421
‫حالا بزنش.

26:20.781 --> 26:22.541
‫- نکن، «اَش»!
‫- آخ، مادرتو!

26:23.621 --> 26:24.981
‫- نکن!
‫- پاره‌ش کن، «اَش»!

26:25.061 --> 26:26.261
‫می‌گم بس کنین!

26:26.341 --> 26:28.821
‫برو کنار، «شان»!

26:28.901 --> 26:29.861
‫دیگه بسـه!

26:29.941 --> 26:31.461
‫- کافیـه، «اَش».
‫- نه!

26:31.541 --> 26:33.061
‫- مرتیکه غارنشین!
‫- تمومش کن!

26:33.141 --> 26:35.301
‫یه‌بار دیگه بیاین اینجا، می‌دم دستگیرتون کنن.

26:35.326 --> 26:37.600
‫- بریم.
‫- همه توی این شهر ازت بَدشون می‌آد!

26:37.872 --> 26:39.361
‫- تو یه قاتلـی!
‫- راه بیُفت.

27:38.964 --> 27:40.266
‫«جورج» چیزیش نشد؟

27:40.661 --> 27:43.181
‫نه بابا. از پس خودش براومد.

27:45.581 --> 27:46.581
‫تو خوبـی؟

27:48.981 --> 27:50.341
‫اگه واقعاً بابام باشه چی؟

27:54.821 --> 27:57.941
‫اگه واقعاً «برانتی» رو کُشته باشه؟

27:59.301 --> 28:02.461
‫- این‌طوری نگو.
‫- ولی ممکنـه. درستـه؟

28:04.781 --> 28:05.981
‫احتمالش هست.

28:07.661 --> 28:08.661
‫بابا زورش زیاده.

28:09.956 --> 28:11.436
‫کبودی‌های روی بازوی مامانم رو دیدم.

28:11.461 --> 28:14.181
‫شاید مثل روزهای دیگه،
‫نمی‌دونسته داره چی‌کار...

28:17.581 --> 28:18.969
‫چه حسی بهت دست می‌ده؟

28:19.708 --> 28:22.548
‫- منظورت چیـه؟
‫- اگه کار اون باشه...

28:25.541 --> 28:26.661
‫باز هم می‌مونی؟

28:28.341 --> 28:29.341
‫کجا بمونم؟

28:32.261 --> 28:33.501
‫کنار من.

28:36.141 --> 28:39.661
‫معلومـه که می‌مونم.

28:42.876 --> 28:43.716
‫معذرت می‌خوام.

28:43.741 --> 28:44.741
‫نه. عذرخواهی نکن.

28:46.261 --> 28:47.261
‫باشه؟

28:53.341 --> 28:54.821
‫باید یه چیزی بهت بگم.

28:55.120 --> 28:56.200
‫چیـه؟

29:00.941 --> 29:03.181
‫روز طوفان تنها نبودم.

29:05.981 --> 29:08.901
‫برو. برو.

29:09.461 --> 29:10.661
‫به همه دروغ گفتم.

29:11.901 --> 29:14.421
‫ادامه بده، «اولیویا»!
‫برو!

29:15.221 --> 29:16.581
‫«اولیویا» هم بود.

29:19.061 --> 29:20.687
‫با هم توی غار بودیم...

29:20.868 --> 29:23.341
‫که یه‌هو طوفان شد.

29:23.421 --> 29:24.781
‫برو! برو!

29:29.501 --> 29:30.541
‫نه!

29:32.781 --> 29:33.781
‫بیا!

29:34.341 --> 29:35.181
‫نه!

29:38.661 --> 29:39.501
‫«کیران»!

29:40.421 --> 29:41.261
‫کمک!

29:41.341 --> 29:43.021
‫نه! نه!

29:45.181 --> 29:48.421
‫«کیران»!

29:50.501 --> 29:52.381
‫من «فین» و «توبی» رو خبر نکردم.

29:54.381 --> 29:55.541
‫«لیو» خبر کرد.

30:00.781 --> 30:02.461
‫و تا الان بهم نگفته بودی.

30:03.341 --> 30:05.215
‫حدس می‌زنم چرا نگفتی.

30:10.352 --> 30:12.272
‫سال‌ها داشتی ازش محافظت می‌کردی؟

30:12.661 --> 30:15.661
‫نمی‌خواستم اون هم مثل من اذیت بشه.

30:19.261 --> 30:21.061
‫حالا چرا توی غار بودین؟

30:24.741 --> 30:26.501
‫اون زمان با هم بودیم.

30:27.341 --> 30:28.861
‫رابطه‌مون تابستون همون سال شروع شد.

30:31.261 --> 30:32.261
‫و...

30:33.541 --> 30:36.061
‫- «لیو» نمی‌خواست کسی بدونه.
‫- چرا نمی‌خواست؟

30:36.821 --> 30:37.781
‫نمی‌دونم.

30:39.261 --> 30:41.021
‫شاید چون هیچ‌وقت رابطه‌مون رو جدی نمی‌گرفت.

30:44.581 --> 30:45.581
‫حالت خوبـه؟

30:49.300 --> 30:51.060
‫می‌خوام یه‌کم راه برم.

30:55.661 --> 30:56.672
‫دوستت دارم.

30:58.741 --> 30:59.741
‫من هم همین‌طور.

31:14.951 --> 31:16.001
‫عجب...

31:16.661 --> 31:20.981
‫«لیام» دوتا پرونده پیدا کرده...

31:21.006 --> 31:22.686
‫که دی‌اِن‌اِی افراد با هم قاطی شده.

31:23.701 --> 31:26.461
‫بله؟
‫خودمـم. بفرمایید.

31:28.781 --> 31:30.621
‫مطمئنـم اشتباه کردن.

31:30.701 --> 31:31.781
‫از کجا می‌دونی؟

31:33.421 --> 31:34.421
‫«برایان» رو خوب می‌شناسم.

31:35.181 --> 31:38.741
‫باشه. می‌آم.
‫تا دو ساعت دیگه می‌آم.

31:40.261 --> 31:41.861
‫متهم شناخته شده.

31:41.941 --> 31:43.821
‫دارن می‌برنش زندان...

31:43.901 --> 31:46.221
‫قبل‌از این‌که ببرنش،
‫می‌تونیم ۱۵ دقیقه باهاش حرف بزنیم.

31:46.301 --> 31:48.941
‫- باشه. پس من هم می‌آم.
‫- من همین‌الان می‌رم.

31:49.021 --> 31:50.476
‫«آدری» رو بگیر.
‫من به «میا» زنگ بزنم.

31:50.501 --> 31:53.501
‫سلام، خوشگل‌خانوم!

31:53.581 --> 31:55.941
‫رفتی ساحل هواخوری؟

31:56.021 --> 31:57.221
‫کمکی ازم برمی‌آد؟

31:57.301 --> 31:59.781
‫آره. بگیرش بی‌زحمت.

31:59.861 --> 32:00.781
‫آفرین. گرفتیش؟

32:00.861 --> 32:03.181
‫- سلام. من «میا»م. پیام بذارین.
‫- سلام... ای بابا.

32:03.261 --> 32:05.101
‫منـم. بابا متهم شناخته شده.

32:05.181 --> 32:08.861
‫می‌تونیم بریم دیدنش
‫و باید الان راه بیُفتیم بریم هوبارت.

32:08.941 --> 32:12.061
‫خبر بده که کجایـی.
‫یه زنگی، پیامی، چیزی بده.

32:12.141 --> 32:14.261
‫دوستت دارم. خدافظ.

32:15.447 --> 32:16.626
‫این‌ها تازه‌ان؟

32:17.181 --> 32:19.621
‫- این‌ها تازه‌ان؟
‫- چی؟ آره. تازه‌ان.

32:19.701 --> 32:21.341
‫- چی‌کار می‌کنی؟
‫- باید سریع راه بیُفتیم.

32:21.366 --> 32:23.566
‫لباس تمیز و پوشک بردار.

32:23.701 --> 32:25.421
‫«آدری» رو هم می‌بریم.

32:31.661 --> 32:32.501
‫ممنون.

32:36.021 --> 32:36.861
‫به سلامتی.

32:39.038 --> 32:40.238
‫همم.

32:43.110 --> 32:44.653
‫طرف مقابل بیشتر کتک خورد.

32:45.301 --> 32:48.381
‫من ازطرف «کیران» عذر می‌خوام.
‫خودش هم پشیمونـه.

32:48.461 --> 32:49.501
‫همم.

32:51.581 --> 32:52.901
‫خب حالت چطوره؟

32:55.901 --> 32:59.341
‫- هنوز دارم قضیه رو هضم می‌کنم.
‫- آره.

32:59.981 --> 33:04.701
‫«برایان اِلیوت» رو خوب نمی‌شناسم،
‫ولی می‌دونم «برانتی» ازش خوشش نمی‌اومد.

33:04.952 --> 33:06.072
‫«برایان» رو می‌شناخت؟

33:07.141 --> 33:08.061
‫چطوری؟

33:08.141 --> 33:10.341
‫یه‌بار با هم درباره‌ی طوفان حرف زدن.

33:10.421 --> 33:12.301
‫«وِریتی اِلیوت» هم با «برانتی» حال نمی‌کرد.

33:12.326 --> 33:14.526
‫می‌گفت اون همسرش رو اذیت می‌کرده.

33:20.621 --> 33:22.661
‫به نظرتون ماجرای...

33:24.821 --> 33:26.981
‫«برانتی» و «گبی» به هم مربوطـه؟

33:31.541 --> 33:32.541
‫نمی‌دونم.

33:34.861 --> 33:37.021
‫راستش باید یه چیزی نشونت بدم.

33:45.571 --> 33:47.011
‫«برانتی» این عکس رو گرفته؟

33:47.301 --> 33:49.701
‫آره. همه‌ی این عکس‌ها مال اونـه.

33:49.781 --> 33:51.941
‫بهش اجازه دادم اینجا تاریک‌خونه بسازه.

33:52.116 --> 33:54.316
‫یه جعبه پُر از این عکس‌ها دارم.

34:00.021 --> 34:03.981
‫بعضی‌هاش عکس‌های
‫قدیمی «گبی»ـه که «تریش» بهش داده.

34:05.941 --> 34:08.101
‫چرا این‌ها رو تحویل پلیس ندادی؟

34:10.301 --> 34:11.621
‫قراره تحویل بدم.

34:13.618 --> 34:15.618
‫بذار این رو بهت بگم...

34:16.461 --> 34:19.101
‫و امیدوارم بعداز شنیدنش،
‫درباره‌م فکر بَد نکنی.

34:19.180 --> 34:22.260
‫کتابی که دارم می‌نویسم، درباره‌ی این شهره.

34:22.821 --> 34:25.220
‫طوفان، مرگ‌میر و همه‌چی.

34:25.301 --> 34:26.861
‫حتی مرگ «برانتی»؟

34:28.220 --> 34:30.061
‫اون هم اضافه شد دیگه.

34:32.260 --> 34:34.021
‫- می‌شه ببینم؟
‫- بله.

34:39.220 --> 34:42.581
‫جات راحتـه، گوگول‌مگول؟

34:42.660 --> 34:44.821
‫آره؟
‫جیگرتو.

34:45.421 --> 34:49.381
‫چیزی هست که از الان لازم باشه بدونم؟

34:52.981 --> 34:57.301
‫منظورم از گذشته‌ی باباست.
‫چیزی که به ضررش باشه.

34:59.220 --> 35:01.021
‫مثلاً سابقه‌ی خشونت؟

35:01.101 --> 35:03.221
‫می‌دونم می‌خوای به چی برسی، «کیران».

35:04.461 --> 35:06.861
‫وقتی پسرش این‌طوری بهش شک داره...

35:06.886 --> 35:08.766
‫دی‌اِن‌اِی بابا چطوری روی بدنش بوده؟

35:08.901 --> 35:11.821
‫باز نگو خطای آزمایشگاهیـه.

35:14.941 --> 35:18.101
‫می‌دونم فکر می‌کنی من زن بَدی‌ام.

35:18.181 --> 35:19.341
‫- نه، مامان.
‫- اِشکال نداره.

35:19.421 --> 35:21.741
‫فکر می‌کنی بهت سخت می‌گیرم.

35:21.821 --> 35:24.141
‫درستـه. خیلی بَد رفتار کردم.

35:26.821 --> 35:27.821
‫می‌دونم.

35:31.221 --> 35:33.141
‫اون موقع‌ها بابات سالم بود و رفتارش...

35:35.697 --> 35:39.007
‫راست می‌گی. اون دیگه آدم سابق نیست.

35:39.461 --> 35:42.061
‫می‌دونم همه‌چی واسه‌ت یه‌هویی بوده.

35:43.341 --> 35:46.661
‫احساس می‌کنی دیگه نمی‌شناسیش
‫و خیلی چیزها رو از دست دادی.

35:47.341 --> 35:52.861
‫فقط حال کسایی که
‫هر روز باهاش بودن رو هم درک کن.

35:59.021 --> 36:00.021
‫معذرت می‌خوام.

36:02.436 --> 36:04.302
‫فکر کنم اثرات مستی دیشبـه.

36:08.621 --> 36:09.621
‫آره.

36:23.221 --> 36:24.301
‫بیا.

36:25.185 --> 36:26.213
‫تو مشکلی نداری؟

36:28.101 --> 36:32.181
‫آخه تنها اینجا برگشتی...

36:33.981 --> 36:36.701
‫کم‌کم یه هم‌خونه‌ی جدید پیدا می‌کنم.

36:41.026 --> 36:43.231
‫ببخشین. بَد گفتم.

36:43.661 --> 36:44.661
‫معذرت می‌خوام.

36:49.981 --> 36:53.821
‫اون شب‌های بعداز طوفان...

36:53.901 --> 36:56.661
‫که با «برایان»، «وِریتی» و «جولیان» بودی...
‫- خب؟

36:57.581 --> 36:59.901
‫گفتی از اون شب‌ها متنفری.

37:01.741 --> 37:04.021
‫- چرا؟
‫- آخه...

37:06.381 --> 37:08.941
‫حداقل اون‌ها می‌دونستن
‫چه بلایی سر بچه‌شون اومده.

37:09.701 --> 37:10.781
‫یه سرانجامی داشتن.

37:14.301 --> 37:16.421
‫ولی قضیه واسه من هیچ‌وقت تموم نشد، عزیزم.

37:19.901 --> 37:22.821
‫اوه. شکر بیشتری می‌خواد.

37:32.781 --> 37:35.341
‫باید زودتر از این‌ها می‌آوردمش.

37:35.421 --> 37:37.021
‫ترسیده بودم.

37:37.110 --> 37:39.270
‫در لحظه تصمیم گرفتم.

37:39.981 --> 37:42.981
‫- چیز دیگه‌ای برنداشتی؟ لپ‌تاپش؟
‫- نه. فقط گوشی‌ش.

37:43.375 --> 37:44.375
‫من...

37:45.181 --> 37:48.061
‫به‌خدا فقط می‌خواستم به «اَش» کمک کنم.
‫همین.

37:48.141 --> 37:50.901
‫می‌دونی که احتمالاً یه مدرک مهم رو قایم کردی؟

37:50.981 --> 37:54.101
‫مدرکی که می‌تونه
‫خونواده‌ی «برانتی لِیدلر» رو به نتیجه برسونه.

37:54.181 --> 37:57.301
‫باور کنین من هم ناراحتـم.

37:57.523 --> 37:59.203
‫دیگه از تو انتظار نداشتم.

38:02.341 --> 38:06.301
‫منظورم این نیست که
‫«اَش» به اون ماجرا ربط داره.

38:08.261 --> 38:09.581
‫بعداً معلوم می‌شه.

38:21.501 --> 38:22.501
‫چه قشنگـه.

38:24.196 --> 38:25.236
‫این‌ها رو «برانتی» گرفته؟

38:25.261 --> 38:28.741
‫آره. خیلی حرفه‌ای بود.
‫لحظه‌ها رو شکار می‌کرد.

38:29.660 --> 38:31.900
‫حالا شاید این‌وسط یه‌کم بهش علاقه داشتم.

38:32.621 --> 38:35.811
‫- عجب...!
‫- البته یه‌طرفه بود.

38:36.276 --> 38:37.578
‫کدوم طرفی بود؟

38:43.329 --> 38:44.969
‫وای، این رو یادمـه.

38:45.741 --> 38:47.381
‫من اینجا بودم.

38:49.021 --> 38:50.941
‫خیلی با هم صمیمی بودین، نه؟

38:51.021 --> 38:52.421
‫مثل دوتا خواهر بودیم.

38:53.181 --> 38:55.741
‫مرگ ناگهانی‌ش حتماً خیلی ناراحتت کرد.

38:56.341 --> 38:57.341
‫خیلی.

38:59.661 --> 39:00.661
‫خیلی سخت بود.

39:03.261 --> 39:05.301
‫صبح روز طوفانی، با هم دعوا کردیم.

39:08.141 --> 39:09.781
‫آخرین دیدارمون بود.

39:13.141 --> 39:14.141
‫متأسفـم.

39:22.461 --> 39:23.461
‫این رو کی گرفته؟

39:24.792 --> 39:26.032
‫نمی‌دونم.

39:26.341 --> 39:27.821
‫معلوم نیست چه زمانی بوده.

39:31.941 --> 39:32.941
‫می‌شه نگهش دارم؟

39:34.741 --> 39:35.741
‫حتماً.

40:16.796 --> 40:17.836
‫زود بیای‌ها.

40:17.879 --> 40:19.719
‫- چَشم.
‫- چقدر وقت دارم؟

40:19.781 --> 40:21.501
‫- کمکت کنم؟
‫- دَه دقیقه وقت داریم.

40:21.581 --> 40:22.781
‫- جداً؟
‫- بله.

40:22.861 --> 40:24.341
‫از اینجا به بعد...

40:26.501 --> 40:29.261
‫واسه هرچیزی آماده باش.
‫اعتمادبه‌نفس داشته باش.

40:31.447 --> 40:32.807
‫یه‌کم دیر کردین.

40:33.021 --> 40:35.621
‫پنج دقیقه بهتون وقت می‌دم
‫و بعد می‌بریمش.

40:37.061 --> 40:38.301
‫آخ، عزیزم.

40:39.621 --> 40:41.139
‫چیزی نیست.

40:42.061 --> 40:43.061
‫منـم.

40:43.701 --> 40:46.741
‫«وِریتی»ام.
‫بلند شو بشین.

40:47.621 --> 40:50.381
‫بشین.

40:51.901 --> 40:52.901
‫عزیزم.

40:56.221 --> 40:59.341
‫من «وِریتی‌»ام، «برایان».

41:03.261 --> 41:04.461
‫قربونت برم.

41:08.061 --> 41:09.261
‫ازت معذرت می‌خوام.

41:11.013 --> 41:13.013
‫معذرت می‌خوام که تو اینجایـی...

41:14.061 --> 41:15.141
‫و ما تنهات گذاشتیم.

41:19.701 --> 41:22.101
‫به‌زودی آزادت می‌کنیم. قول می‌دم.

41:22.941 --> 41:24.581
‫یه وکیل خوب گرفتیم.

41:25.381 --> 41:26.941
‫همه دوستت دارن.

41:27.741 --> 41:28.741
‫«برایان»

41:45.741 --> 41:47.261
‫می‌شه تو باهاش حرف بزنی؟

41:47.341 --> 41:49.621
‫جواب من رو نمی‌ده.

41:51.541 --> 41:52.901
‫- می‌ری؟
‫- آره.

41:54.941 --> 41:55.941
‫می‌رم.

42:03.781 --> 42:04.981
‫نابودش کردین.

42:06.341 --> 42:07.421
‫بابا...

42:14.781 --> 42:17.261
‫منـم، «کیران».

42:22.781 --> 42:23.701
‫پسرت.

42:26.021 --> 42:27.021
‫«کیران»

42:30.661 --> 42:31.581
‫آره.

42:33.061 --> 42:37.301
‫منـم، باباجون.
‫لب ساحل چی شد؟

42:37.981 --> 42:39.541
‫«کیران»

42:40.571 --> 42:42.131
‫اون شب چی شد، بابا؟

42:44.076 --> 42:45.076
‫منـم.

42:45.101 --> 42:46.421
‫شنا کردم...

42:46.501 --> 42:49.141
‫شرمنده، دیگه باید ببریمش.

42:49.221 --> 42:51.301
‫می‌خواد یه چیزی بگه.

42:58.116 --> 43:00.756
‫نه، قرار نیست بهت دست‌بند بزنن، بابا.

43:00.781 --> 43:04.101
‫باید بریم، «کیران».
‫شرمنده.

43:04.181 --> 43:06.261
‫- می‌خواد یه چیزی بگه.
‫- «کیران»

43:06.341 --> 43:07.341
‫- بریم.
‫- بابا...

43:07.430 --> 43:09.030
‫- بابا؟
‫- بلند شو، «کیران».

43:10.381 --> 43:11.941
‫می‌شه با شوهرم بیام؟

43:12.021 --> 43:13.461
‫شما با من می‌آید. بفرمایید.

43:18.981 --> 43:23.781
‫♪ زندگی سرانجامی نداره ♪

43:24.461 --> 43:28.541
‫♪ کمکم کنین ♪

43:31.381 --> 43:35.581
‫♪ به دادم برسین ♪

43:38.021 --> 43:39.501
‫«شناگر رفت زیر آب»

43:43.261 --> 43:44.621
‫«شناگر رفت زیر آب»

43:45.901 --> 43:47.461
‫داشتی نجاتش می‌دادی.

43:48.141 --> 43:50.181
‫مامان... مامان...

43:50.741 --> 43:51.901
‫بابا داشته نجاتش می‌داده.

43:51.981 --> 43:54.021
‫این‌طوری دی‌اِن‌اِی روی بدن «برانتی» بوده.

43:54.101 --> 43:58.061
‫اون بوده که جسد «برانتی» رو کشیده بیرون،
‫وگرنه دریا می‌بردش.

43:58.141 --> 44:01.221
‫- می‌خواسته نجاتش بده.
‫- خیلی خوبـه، «کیران». این به دردمون می‌خوره.

44:01.301 --> 44:05.461
‫♪ زندگی سرانجامی نداره ♪

44:06.141 --> 44:08.861
‫♪ کمکم کنین ♪

44:08.941 --> 44:11.821
‫لطفاً بایستید، آقای «اِلیوت».

44:13.021 --> 44:17.981
‫♪ به دادم برسین ♪

44:23.181 --> 44:28.981
‫♪ به دادم برسین ♪

44:30.429 --> 44:35.577
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

44:35.602 --> 44:39.632
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:39.657 --> 44:43.670
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
