WEBVTT

00:00.022 --> 00:06.020
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.021 --> 00:07.821
‫لباس برانتی پاره شده بود

00:07.901 --> 00:09.981
‫و موی یه مرد توی دهنش پیدا شده

00:10.061 --> 00:11.941
‫- تو برانتی رو کشتی؟
‫- نه

00:12.021 --> 00:15.061
‫رسوندمش خونه، رفتم داخل،
‫یه لیوان آب خوردم

00:15.141 --> 00:16.701
‫گفتی توی دردسر افتادی،
‫[ بدجور گند زدم ]

00:16.781 --> 00:19.341
‫و اینکه پیام‌هایی توش هست،
‫پس منم هول کردم

00:19.421 --> 00:22.461
‫آره، ممنون بابت اون کاری که کردی،
‫اما باید از اینجا بندازیمش بیرون

00:22.541 --> 00:24.581
‫برانتی شب‌ها یه صداهایی می‌شنید

00:24.661 --> 00:26.621
‫فکر می‌کرد یکی اون و لیو رو
‫زیر نظر داره

00:26.701 --> 00:28.621
‫مارکو کاربالو رو پیدا کردیم

00:28.701 --> 00:30.101
‫اون توی «تری کِیپس»ـه

00:30.181 --> 00:32.621
‫- از برایان بازجویی کردن؟
‫- نه، چرا از اون بازجویی کنن؟

00:32.701 --> 00:35.061
‫می‌خوایم فردا با پدرت
‫توی پاسگاه صحبت کنیم

00:35.141 --> 00:38.341
‫اگه اون شب توی ساحل بوده،
‫باید بدونیم چه چیزهایی دیده

00:38.421 --> 00:40.501
‫- توی دردسر افتادم؟
‫- نه

00:40.581 --> 00:43.021
‫گوش کن، اجازه نمیدم
‫کسی اذیتت کنه
‫[ منحرف ]

00:48.173 --> 00:53.173
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

00:56.101 --> 00:58.581
‫دیروز غواصی چطور بود، فین؟

00:58.661 --> 01:01.821
‫یه مرد اهل سیدنی همراهمون بود،
‫قرار بود یه غواص باتجربه باشه،

01:01.901 --> 01:04.061
‫اما رفتیم پیش لاشه‌ی کشتی
‫و اون زهره ترک شد

01:04.141 --> 01:05.741
‫رفیق، یارو نمی‌خواست بره داخل،

01:05.821 --> 01:07.701
‫و تمام مدت همسرش فریاد میزد،

01:07.781 --> 01:09.941
‫«بابتش پول دادم، سالگردمونه»

01:10.021 --> 01:13.101
‫و مَرده هم گفت: «خب، دوست ندارم،
‫خیلی ازت بدم میاد!»

01:13.181 --> 01:15.101
‫بعدش زنه بهش نگاه کرد و گفت:

01:15.181 --> 01:16.421
‫«خب، منم از تو بدم میاد»

01:16.501 --> 01:18.341
‫- و روی قایق ما از هم جدا شدن
‫- نه!

01:18.421 --> 01:20.301
‫دقیقاً همون‌جا. آره

01:20.381 --> 01:21.541
‫می‌دونید چیه؟

01:22.221 --> 01:24.101
‫پدرتون روی یه قایق
‫ازم خواستگاری کرد

01:24.181 --> 01:27.301
‫- شروع شد
‫- آره. در واقع، یه کِلک بود

01:27.381 --> 01:28.221
‫واقعاً؟

01:28.301 --> 01:30.941
‫- و توی رودخونه‌ی فرانکلین بود
‫- رودخونه‌ی فرانکلین

01:31.021 --> 01:33.141
‫آره، فکر کنم به‌خاطر تندآب‌ها
‫جواب بله دادم

01:33.221 --> 01:35.221
‫برید یه جای خصوصی

01:35.222 --> 01:37.141
‫کیز، اونطرف رو نگاه کن، رفیق.
‫یه جای دیگه رو نگاه کن

01:38.941 --> 01:39.781
‫هی، کیز

01:40.661 --> 01:43.741
‫من و توبی تو فکر این هستیم که
‫یه تور غارهای شمالی به کارمون اضافه کنیم

01:43.821 --> 01:45.901
‫- فکر خوبیه
‫- به نظرت تو و بچه‌ها

01:45.981 --> 01:47.581
‫می‌تونید توی تابستون
‫برامون نقشه‌برداریش کنید؟

01:47.661 --> 01:49.421
‫چقدر می‌دید؟

01:49.501 --> 01:51.581
‫یه جعبه آبجو؟

01:52.421 --> 01:53.541
‫آره، خیلی‌خب، قبوله

01:53.621 --> 01:56.141
‫هی، اگه اون کار رو کردی،
‫میشه موقع جزر بری؟

01:56.221 --> 01:57.901
‫آره، حواسش هست، مامان.
‫نگران نباش

01:57.981 --> 02:00.141
‫آره، موقع جزر برو، کیران.
‫به حرف مامانت گوش کن

02:00.221 --> 02:01.141
‫خیلی‌خب

02:01.221 --> 02:03.021
‫و نصف آبجوها رو باید بدی به من

02:03.101 --> 02:04.741
‫خیلی‌خب، بهتره بریم غواصی

02:04.821 --> 02:06.941
‫- بریم
‫- بزن بریم!

02:16.618 --> 02:21.618
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:32.756 --> 02:36.541
‫« بـازمـانـدگـان »

02:51.901 --> 02:52.741
‫هی...

02:55.421 --> 02:56.421
‫تو اینجا اومدی؟

02:56.981 --> 02:57.981
‫آره، دیروز

02:58.741 --> 03:00.021
‫قفلش کردی؟

03:00.781 --> 03:01.621
‫آره

03:14.487 --> 03:17.627
‫[ تری کِیپس ]

03:24.541 --> 03:25.661
‫مارکو کاربالو؟

03:36.461 --> 03:38.221
‫- تو کی هستی؟
‫- کاراگاه الکس دَن

03:38.941 --> 03:41.741
‫می‌خوام چند تا سوال درمورد
‫برانتی لِیدلر ازت بپرسم

03:41.821 --> 03:43.501
‫داره فرار می‌کنه؟ بگیریدش!

03:43.581 --> 03:45.661
‫- بمون! مارکو!
‫- صبر کن، بمون!

03:45.741 --> 03:46.901
‫مارکو، بمون!

03:47.981 --> 03:49.101
‫پلیس! بمون!

03:49.781 --> 03:50.821
‫بمون!

03:52.901 --> 03:54.101
‫بمون، مارکو!

03:55.861 --> 03:57.621
‫- بمون سر جات!
‫- چیکار کردم؟

03:57.701 --> 03:59.221
‫- درسته
‫- گرفتیمت، رفیق

03:59.301 --> 04:02.261
‫تکون نخور

04:09.221 --> 04:11.301
‫چرا شهر اِولین بِی رو ترک کردی؟

04:11.381 --> 04:13.661
‫می‌دونستی برانتی لِیدلر
‫به قتل رسیده؟

04:14.861 --> 04:17.341
‫اگه حرف نزنی، اینجا اومدنت
‫بی‌فایده‌ست، رفیق

04:18.221 --> 04:19.941
‫شما می‌خواستید من اینجا باشم.
‫حالا هم اینجام

04:21.141 --> 04:22.781
‫برانتی رو از کجا می‌شناسی؟

04:23.341 --> 04:26.300
‫توی بار کار می‌کنه.
‫منم مشروب خوردن رو دوست دارم

04:26.381 --> 04:29.581
‫بهمون گزارش دادن که روز ۲۵اُم
‫با برانتی جر و بحث کردی

04:30.181 --> 04:31.421
‫قضیه چی بوده؟

04:31.501 --> 04:32.701
‫برانتی...

04:35.501 --> 04:38.381
‫یعنی مثل شیر جوشیده‌ست

04:38.981 --> 04:40.061
‫اوه، عصبانی میشد؟

04:40.141 --> 04:41.741
‫اون یه زنه

04:52.021 --> 04:54.101
‫من برای خوش‌گذرونی
‫میام به این کشور

04:54.181 --> 04:56.421
‫بدون قید و بند.
‫اما برانتی یه رابطه‌ی پیچیده می‌خواست

04:56.501 --> 04:57.461
‫پس شهر رو ترک کردی؟

04:57.981 --> 04:59.141
‫بعد از اینکه به قتل رسید

04:59.861 --> 05:01.821
‫باید نمونه دی‌اِن‌اِی ازت بگیریم

05:01.901 --> 05:02.901
‫نه

05:03.821 --> 05:04.821
‫چرا نه؟

05:04.901 --> 05:07.301
‫چون قانون رو می‌دونم.
‫می‌دونم مجبور نیستم

05:08.061 --> 05:09.381
‫- اوه، واقعاً؟
‫- اوه

05:10.541 --> 05:12.261
‫می‌تونم برم؟

05:13.101 --> 05:14.141
‫آره

05:14.221 --> 05:18.421
‫فقط به جزیره‌ی اصلی فرار نکن.
‫می‌خوایم دوباره باهات صحبت کنیم

05:19.541 --> 05:20.581
‫خیلی‌خب، پاشو بریم

05:24.581 --> 05:25.421
‫کله کیری

05:25.501 --> 05:28.621
‫آره. بگو زیر نظر داشته باشنش،
‫نمی‌خوام دوباره گمش کنم

05:50.701 --> 05:52.501
‫تو... یه قسمت رو نزدی

06:01.381 --> 06:02.461
‫می‌دونی، آم...

06:03.461 --> 06:06.141
‫پلیس همه جور
‫سوالاتی ازت می‌پرسه

06:06.221 --> 06:07.261
‫اومم...

06:07.341 --> 06:11.341
‫اما اگه کاراگاه سوالی ازت بپرسه
‫که چیزی یادت نباشه

06:11.421 --> 06:13.901
‫یا چیزی ندونی،
‫مجبور نیستی جواب بدی، باشه؟

06:13.981 --> 06:15.781
‫آره، بچه نیستم، وِریتی

06:15.861 --> 06:16.941
‫آره، می‌دونم، می‌دونم

06:19.301 --> 06:20.301
‫صبر کن

06:22.701 --> 06:24.421
‫عزیزم، اون لباس خوابه

06:24.501 --> 06:26.341
‫- چی؟
‫- بیخیال. این لباس خوابه

06:26.421 --> 06:28.981
‫بهت گفتم، بچه نیستم!

06:35.181 --> 06:36.261
‫فقط می‌خوام...

06:37.301 --> 06:38.781
‫فقط دوست دارم
‫خودم لباس‌هام رو بپوشم

06:41.661 --> 06:42.501
‫آره

06:43.741 --> 06:44.661
‫آره، می‌دونم

06:45.981 --> 06:48.141
‫می‌دونم. ببخشید

06:50.501 --> 06:51.581
‫میرم تا کارت رو بکنی

07:06.901 --> 07:09.181
‫لطفاً دهنت رو باز کن

07:14.581 --> 07:16.461
‫ممنون. می‌تونی بشینی

07:25.221 --> 07:26.541
‫ممنون که همکاری می‌کنید

07:26.621 --> 07:27.621
‫چرا همکاری نکنیم؟

07:29.101 --> 07:31.021
‫- برایان...
‫- هوم...

07:31.101 --> 07:34.501
‫امیدواریم بتونی بهمون کمک کنی.
‫برانتی لِیدلر رو می‌شناختی؟

07:37.501 --> 07:38.621
‫آم...

07:39.381 --> 07:40.221
‫نمی...

07:40.821 --> 07:44.101
‫همون دختری رو میگه
‫که پیش اولیویا زندگی می‌کرد، عشقم

07:45.861 --> 07:48.661
‫شهر اِولین بِی خیلی کوچیکه

07:48.741 --> 07:51.501
‫چند باری دیدیمش، مگه نه؟

07:51.581 --> 07:53.181
‫اما خیلی نمی‌شناختیمش

07:53.821 --> 07:55.501
‫نه، خیلی نمی‌شناختیمش

07:58.341 --> 08:02.421
‫بعضی‌وقت‌ها دوست داری
‫شب‌ها بری پیاده‌روی، درسته؟

08:02.501 --> 08:05.901
‫بخشی از بیماریشه،
‫خیلی خواب خوبی نداره

08:05.981 --> 08:08.141
‫آره، می‌خوام برایان جواب بده

08:10.021 --> 08:11.981
‫آم... آره، خب...

08:13.101 --> 08:15.701
‫دوست دارم خودم تنها توی شهر باشم

08:16.381 --> 08:17.461
‫آخه...

08:17.541 --> 08:19.461
‫شب‌های خیلی قشنگ‌تره

08:20.981 --> 08:22.301
‫شنبه شب چی؟

08:23.181 --> 08:24.181
‫شب ۲۷اُم؟

08:24.901 --> 08:26.381
‫برایان اون شب رفت پیاده‌روی؟

08:27.741 --> 08:30.741
‫خوابم خیلی سنگینه.
‫هیچوقت صدای رفتنش رو نمی‌شنوم، نه؟

08:30.821 --> 08:32.061
‫تو چی، کیران؟

08:34.141 --> 08:36.061
‫نمی‌دونی اون شب
‫بابات رفته بیرون یا نه؟

08:39.060 --> 08:40.461
‫نه، منم خواب بودم

08:42.861 --> 08:43.861
‫برایان...

08:45.461 --> 08:47.541
‫سه شب پیش رو یادته؟

08:48.820 --> 08:50.101
‫سه شب پیش

08:53.061 --> 08:54.021
‫مطمئن نیستم

08:57.501 --> 08:59.101
‫آم...

08:59.181 --> 09:00.781
‫آره، یه نوری بود

09:01.461 --> 09:04.101
‫- توی ساحل؟
‫- یه نوری توی ساحل بود

09:04.181 --> 09:07.581
‫چه جور نوری بود؟
‫چراغ جلوی ماشین، چراغ دستی، نور قایق؟

09:07.661 --> 09:09.501
‫آه...

09:11.821 --> 09:13.021
‫من... آم...

09:13.101 --> 09:14.781
‫یادم نمیاد، ببخشید

09:14.861 --> 09:17.981
‫- اشکالی نداره. خیلی کمک کردی
‫- شرمنده. اومم...

09:18.061 --> 09:21.821
‫هیچکدوم از این مردها رو
‫می‌شناسی، برایان؟

09:24.741 --> 09:25.941
‫اوه، آره

09:26.021 --> 09:27.901
‫- آره؟ کی رو؟
‫- اوهوم...

09:30.861 --> 09:32.341
‫آم...

09:32.421 --> 09:33.461
‫خب، اون رو

09:34.061 --> 09:35.981
‫اومم... مطمئنی؟

09:40.421 --> 09:41.941
‫اوه، نه. نه

09:43.221 --> 09:44.261
‫اون رو می‌شناسم

09:47.581 --> 09:48.661
‫ممنون

09:49.421 --> 09:52.941
‫چیز دیگه‌ای از اون شب یادت نیست؟

09:53.021 --> 09:54.861
‫هر چیز غیرطبیعی‌ای؟

09:57.501 --> 09:58.501
‫آم...

10:03.061 --> 10:06.701
‫ببین، کاراگاه،
‫واقعاً دوست دارم کمک کنم

10:08.701 --> 10:10.501
‫- فقط نمی‌تونم...
‫- یادت نمیاد

10:10.581 --> 10:13.181
‫نه، چیزی یادم نمیاد

10:13.261 --> 10:14.221
‫مشکلی نیست

10:14.301 --> 10:17.221
‫خب، از همون اول
‫نباید اون وقت شب بیرون می‌بود

10:18.821 --> 10:20.501
‫- بابا؟
‫- و من...

10:21.941 --> 10:23.381
‫بهش گفتم برو خونه

10:23.461 --> 10:25.781
‫اون شب با برانتی حرف زدی؟

10:25.861 --> 10:27.221
‫طوفان داشت نزدیک میشد

10:27.901 --> 10:31.101
‫- پس خطرناک بود
‫- نه. داره یه نفر دیگه رو میگه

10:31.821 --> 10:32.821
‫بعضی‌وقت‌ها گیج میشه

10:33.581 --> 10:35.061
‫مخصوصاً وقتی اذیت میشه

10:36.021 --> 10:37.861
‫عزیزم، اون برانتی نبوده

10:37.941 --> 10:40.061
‫- پس کی بوده؟
‫- گبی بِرچ

10:41.581 --> 10:44.381
‫چرا این سوالات رو ازم می‌پرسید؟

10:44.461 --> 10:46.981
‫خدایا، پسرم اخیراً مُرده!

10:48.501 --> 10:51.381
‫اوه، فین، پسرم!

10:51.461 --> 10:52.461
‫دیگه باید بریم خونه

10:52.541 --> 10:55.541
‫- یالا. همراه کیران برو
‫- آره. بیا

10:55.621 --> 10:57.181
‫- بلند شو
‫- بریم

10:57.261 --> 10:59.941
‫کیران. واقعاً شرمنده
‫که نتونستیم بیش‌تر کمک بدیم

11:00.021 --> 11:01.261
‫ممنون که اومدید

11:02.461 --> 11:04.781
‫چیزی نیست، داریم می‌ریم خونه

11:12.224 --> 11:15.376
‫[ گبی بِرچ ]

11:19.661 --> 11:24.661
‫♪ Autumn In New York - Ella Fitzgerald ♪

11:42.181 --> 11:43.661
‫- میا، سلام
‫- سلام

11:43.741 --> 11:46.061
‫- ببخشید که بدون اطلاع قبلی اومدم
‫- نه. نه

11:46.141 --> 11:48.061
‫به هر بهونه‌ای برای طفره رفتن
‫از کار نیاز دارم. بیا داخل

11:50.461 --> 11:51.941
‫تریش بِرچ من رو فرستاده

11:53.861 --> 11:56.061
‫تو با برانتی لِیدلر دوست بودی، درسته؟

11:56.781 --> 11:58.981
‫آره. خیلی وحشتناک بود

12:00.461 --> 12:02.701
‫هنوزم نتونستم ماجرا رو هضم کنم

12:04.461 --> 12:06.021
‫البته، خیلی متاسفم

12:07.141 --> 12:10.141
‫برانتی سوالاتی راجع به گبی،
‫دختر تریش می‌پرسید

12:10.901 --> 12:12.461
‫حتی از منم سوال پرسید

12:12.541 --> 12:14.421
‫آره، برانتی شیفته‌ی گبی شده بود

12:15.261 --> 12:16.101
‫چرا؟

12:17.781 --> 12:20.821
‫خب، چون خیلی درمورد
‫سالگرد طوفان حرف می‌زدن،

12:22.101 --> 12:25.661
‫برانتی نمی‌تونست قبول کنه
‫که همیشه فقط بحث اون دو تا پسر جوون وسطه

12:25.741 --> 12:28.181
‫و گبی کاملاً فراموش شده

12:29.141 --> 12:31.941
‫و این قضیه یه جوون فمینیست
‫مثل برانتی رو حسابی عصبانی می‌کرد

12:32.941 --> 12:35.661
‫البته قابل درکه.
‫می‌خواست یه کاری بکنه

12:37.061 --> 12:37.901
‫مثلاً چی؟

12:38.661 --> 12:39.941
‫مطمئنم نیستم

12:41.941 --> 12:45.461
‫با مردم شهر صحبت می‌کرد،
‫که خب همیشه خوب پیش نمی‌رفت

12:48.381 --> 12:51.221
‫خدایا، واقعاً باورنکردنیه

12:54.621 --> 12:56.061
‫اون اَش‌ـه؟

12:56.141 --> 12:57.101
‫داره چیکار می‌کنه؟

12:57.181 --> 12:59.122
‫ظاهراً داره آبخوری پرنده‌هام رو می‌دزده

13:01.101 --> 13:03.341
‫چرا برام عجیب نیست؟

13:04.541 --> 13:06.661
‫ببخشید، فکر می‌کنی
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

13:06.741 --> 13:07.861
‫برگرد داخل، رفیق!

13:07.941 --> 13:09.141
‫اون مال منه!

13:09.221 --> 13:10.541
‫مال مادربزرگ من بود

13:10.621 --> 13:13.301
‫- اون رو با ملک فروخت
‫- ملکی که دزدیدیش

13:13.381 --> 13:15.861
‫- خریدمش!
‫- خب، زنگ بزن به پلیس

13:15.941 --> 13:17.661
‫- نیاز نیست پلیس بیاد، رفیق
‫- آره، نیازه

13:18.901 --> 13:19.861
‫بدش بهم...

13:22.101 --> 13:23.141
‫احمق بی‌شعور!

13:23.221 --> 13:24.581
‫اَش، چیکار می‌کنی؟

13:25.981 --> 13:27.141
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

13:27.221 --> 13:28.821
‫برو خونه، اَش

13:34.261 --> 13:36.301
‫اینقدر باغچه‌ی من رو بیل نزن!

13:41.421 --> 13:42.981
‫متاسفم که مجبور شدی
‫اون صحنه رو ببینی، میا

13:44.181 --> 13:47.101
‫نه. اون... گرسنشه، بهتره برم

13:49.021 --> 13:53.301
‫- مطمئنی؟ آخه...
‫- برو خونه، جقی اهل جزیره‌ی اصلی! کیرم دهنت!

14:03.141 --> 14:04.301
‫الان دیگه می‌تونی دستش رو ول کنی

14:10.141 --> 14:12.061
‫دریا خیلی آرومش می‌کنه، می‌دونی؟

14:15.861 --> 14:17.461
‫ممنون که کمک کردی

14:18.941 --> 14:20.941
‫خیلی خوبه برای یک بار هم
‫که شده یه کمکی داشته باشی

14:25.621 --> 14:27.901
‫گروهبان، برایان اِلیوت رو می‌شناسی؟

14:28.621 --> 14:29.781
‫آره، البته

14:30.381 --> 14:32.501
‫معلم ورزش دبیرستان بود

14:32.581 --> 14:34.021
‫رئیس باشگاه روتاری بود

14:34.101 --> 14:35.621
‫قهرمان مسابقات نجات‌غریق

14:36.701 --> 14:37.701
‫مرد محترمیه

14:39.821 --> 14:41.581
‫قضیه‌ی اون و گبی بِرچ چیه؟

14:41.661 --> 14:45.421
‫برایان آخرین کسی بود
‫که گبی رو قبل از مرگ دید

14:46.701 --> 14:49.741
‫روزی که طوفان اومد،
‫برایان گبی رو دید

14:51.021 --> 14:52.901
‫گبی به سمت دماغه می‌رفته

14:52.981 --> 14:55.101
‫با توجه به بازجوییش،
‫برایان بهش گفته بره خونه،

14:55.181 --> 14:56.861
‫اما اون نرفته،

14:56.941 --> 14:59.981
‫و یه موج بزرگ اون رو
‫می‌اندازه توی دریا. خیلی...

15:00.941 --> 15:02.701
‫خیلی غم‌انگیزه،
‫فقط ۱۴ سالش بود

15:06.701 --> 15:08.661
‫واقعاً خوشحالم که تو اینجایی، کیران

15:11.541 --> 15:12.501
‫بیاید داخل!

15:13.981 --> 15:15.101
‫خیلی قشنگه!

15:15.181 --> 15:16.181
‫دارم میام!

15:18.181 --> 15:21.701
‫وقتی برایان رو آوردن توی پاسگاه،
‫کی ازش بازجویی کرد؟

15:22.261 --> 15:25.021
‫جف مالوت اون زمان گروهبان بود.
‫الان بازنشسته شده

15:25.821 --> 15:27.981
‫اون تحقیقات رو انجام داد،
‫با همه صحبت کرد

15:28.581 --> 15:29.701
‫داره میاد!

15:33.141 --> 15:34.221
‫یالا، پسر!

15:40.421 --> 15:42.421
‫بگیرش!

15:43.421 --> 15:45.501
‫برانتی خیلی شیفته‌ی گبی بِرچ بوده

15:46.301 --> 15:49.261
‫پس می‌خوام نوار اون بازجویی رو ببینم

15:49.341 --> 15:52.701
‫ببخشید، کاراگاه‌ها.
‫پدر و مادر برانتی لِیدلر اومدن

16:03.221 --> 16:05.221
‫آندریا، نیک،

16:05.301 --> 16:08.301
‫می‌خوام جزئیات تحقیقات‌مون رو
‫باهاتون درمیون بذارم

16:08.861 --> 16:11.839
‫و ازتون می‌خوام که
‫این جزئیات رو برای کسی تعریف نکنید

16:12.421 --> 16:14.781
‫چه اتفاقی برای
‫دخترمون افتاده، کاراگاه؟

16:15.501 --> 16:18.981
‫فکر می‌کنیم یه نفر
‫برانتی رو تعقیب می‌کرده. یه مرد

16:19.621 --> 16:23.341
‫ممکنه باهاش روبه‌رو شده باشه
‫و ممکنه مَرده هم بهش حمله کرده باشه

16:23.421 --> 16:24.421
‫«ممکنه»؟

16:27.941 --> 16:30.701
‫برانتی هیچوقت پیش شما
‫اسم لیام گیلروی رو به زبون نیاورده؟

16:33.061 --> 16:34.581
‫فکر نکنم

16:35.741 --> 16:37.701
‫- کیه؟
‫- مظنونه

16:38.581 --> 16:40.661
‫اون شب برانتی رو
‫با ماشین رسونده خونه

16:40.741 --> 16:43.061
‫و آخرین کسیه
‫که قبل از مرگ اون رو دیده

16:43.141 --> 16:45.181
‫مارکو کاربالو چی؟

16:46.101 --> 16:47.581
‫پسره‌ی اهل آمریکای جنوبی

16:48.221 --> 16:50.261
‫- اینجا چیکار می‌کنه؟
‫- منظورت چیه؟

16:50.341 --> 16:51.941
‫توی اِولین بِی با هم آشنا نشدن؟

16:52.661 --> 16:54.181
‫برانتی توی کانبرا باهاش آشنا شد

16:54.261 --> 16:57.661
‫چند ماه با هم توی رابطه بودن،
‫اما برانتی باهاش به هم زد

16:57.741 --> 17:00.941
‫به قول برانتی اون یه «خوک زن‌ستیز»ـه

17:03.621 --> 17:04.701
‫تا اینجا دنبالش اومده؟

17:04.781 --> 17:06.821
‫خب، حتماً همینطور بوده

17:08.541 --> 17:09.981
‫فکر می‌کنید ممکنه اون...

17:11.181 --> 17:12.941
‫داریم تحقیق می‌کنیم

17:14.821 --> 17:18.701
‫درمورد هیچ چیزی
‫مطمئن نیستی، کاراگاه؟

17:20.340 --> 17:23.421
‫فقط جواب می‌خوایم.
‫درک می‌کنی، نه؟

17:24.380 --> 17:28.021
‫بهتون قول میدم که ما
‫تمام تلاشمون رو می‌کنیم تا دستگیرش کنیم

17:29.781 --> 17:31.021
‫دی‌اِن‌اِی‌ـش رو داریم

17:31.781 --> 17:34.821
‫نمونه دی‌اِن‌اِیِ لیام
‫و مارکو رو هم داریم

17:36.821 --> 17:40.301
‫مردِ قاتل دخترتون رو پیدا می‌کنیم

17:41.621 --> 17:44.541
‫اما دی‌اِن‌اِی اون مرد رو
‫از کجا پیدا کردید، کاراگاه؟

17:45.981 --> 17:48.461
‫دقیقاً چه اتفاقی برای دخترم افتاده؟

17:53.661 --> 17:54.661
‫سلام، مامان

17:56.501 --> 17:57.501
‫مامان، داری گوش میدی؟

17:58.181 --> 17:59.981
‫آره، دارم گوش میدم، عزیزم

18:01.581 --> 18:03.541
‫حالت خوبه؟
‫عجیب‌وغریب حرف می‌زنی

18:04.341 --> 18:05.981
‫آره، خوبم

18:06.981 --> 18:08.261
‫فقط زنگ زدم حالت رو بپرسم

18:09.301 --> 18:12.101
‫- خونه‌ی بابا به تو و سارا خوش می‌گذره؟
‫- خوبه

18:12.181 --> 18:14.821
‫مارکو الان یه بلیط هواپیما
‫برای برگشتن به آرژانتین خریده

18:16.421 --> 18:20.061
‫عزیزم، بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

18:20.141 --> 18:21.861
‫آره، باشه. دوستت دارم

18:22.701 --> 18:23.701
‫منم دوستت دارم

18:26.621 --> 18:29.221
‫فردا ساعت ۹ هوایپماش
‫از هوبارت بلند میشه

18:31.701 --> 18:33.541
‫جواب آزمایش‌های دی‌اِن‌اِی کِی می‌رسن؟

18:34.101 --> 18:36.661
‫آزمایشگاه میگه فردا،
‫پس خیلی هم وقت نداریم

18:37.941 --> 18:39.061
‫نوبتی می‌ریم سراغ مشکلات

19:26.861 --> 19:27.821
‫سلام؟

19:34.021 --> 19:36.381
‫اولیویا، سلام،
‫فکر نمی‌کردم اینجا باشی

19:37.181 --> 19:38.901
‫فکر می‌کردم اینجا
‫دیگه صحنه‌ی جرم نیست

19:38.981 --> 19:41.621
‫- و اجازه دارم برگردم
‫- آره، نه

19:41.701 --> 19:45.381
‫اینا آندریا و نیک هستن

19:46.981 --> 19:47.981
‫پدر و مادر برانتی

19:51.701 --> 19:52.541
‫سلام

19:55.101 --> 19:56.021
‫آم...

19:56.101 --> 19:59.461
‫من... هم‌خونه‌ای برانتی‌ام

20:00.541 --> 20:01.541
‫اولیویا

20:03.341 --> 20:06.541
‫آم... برانتی همیشه
‫درمورد تو حرف میزد

20:09.021 --> 20:09.861
‫واقعاً؟

20:10.821 --> 20:13.221
‫گفت خیلی باهاش مهربون بودی

20:14.701 --> 20:17.221
‫خوشحالم که اینجا یه دوست داشته

20:21.141 --> 20:22.941
‫اومدیم چند تا از وسایل برانتی رو ببریم

20:23.021 --> 20:24.781
‫میشه اتاقش رو نشونمون بدی؟

20:24.861 --> 20:26.381
‫آره. آره، البته

20:32.221 --> 20:33.301
‫اینه

21:01.021 --> 21:01.861
‫حالت خوبه؟

21:02.621 --> 21:04.981
‫آره، فقط می‌خوام تنهاشون بذارم

21:29.541 --> 21:30.541
‫لعنتی

21:34.057 --> 21:39.057
‫♪ Holden CX 7349 - Cathy Diver ♪

22:11.261 --> 22:12.341
‫سلام

22:12.421 --> 22:13.261
‫سلام، عزیزم

22:14.421 --> 22:17.101
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- داستانش طولانیه

22:25.141 --> 22:26.261
‫هی، میشه حرف بزنیم؟

22:26.941 --> 22:27.781
‫آره

22:31.421 --> 22:34.261
‫رفتم گوشی برانتی رو
‫بذارم توی اتاقش،

22:34.341 --> 22:36.181
‫ولی فهمیدم فکر احمقانه‌ایه

22:36.261 --> 22:38.861
‫اما فکر کنم...
‫فکر کنم یه راه دیگه پیدا کردم

22:38.941 --> 22:40.501
‫فکر کردم قبلاً به توافق رسیدیم

22:40.581 --> 22:44.661
‫آره، اما شاید بهتر باشه بگم
‫توی میخونه‌ای چیزی پیداش کردم

22:44.741 --> 22:46.181
‫چرا باید گوشیش رو بذاره توی میخونه؟

22:46.261 --> 22:50.181
‫- فقط بهت مشکوک میشن
‫- آره، باشه. نمی‌دونم!

22:50.261 --> 22:51.101
‫لیو. لیو...

22:52.501 --> 22:55.101
‫من می‌تونم حلش کنم.
‫فقط گوشی رو بده بهم

22:56.021 --> 22:56.861
‫سلام

22:59.421 --> 23:01.461
‫سلام، شانی، چطوری؟

23:02.261 --> 23:06.381
‫آره، چیزی نیست که با چند هزار دلار
‫روان‌درمانی درست نشه. چایی، آبجو؟

23:07.061 --> 23:08.581
‫- اوهوم
‫- آره؟

23:15.981 --> 23:18.221
‫الان پدر و مادر برانتی رو دیدم

23:21.381 --> 23:22.661
‫حالشون چطوره؟

23:25.021 --> 23:25.901
‫داغونن

23:28.461 --> 23:31.741
‫ظاهراً پیش اونا حرف‌های
‫خوبی درمورد من زده،

23:31.821 --> 23:35.301
‫که... باعث میشه فکر کنم
‫یه آدم آشغالم

23:35.381 --> 23:36.221
‫چرا؟

23:37.701 --> 23:39.421
‫می‌دونی ازش خوشم نمی‌اومد، شان

23:40.941 --> 23:43.221
‫همیشه خیلی تلاش می‌کرد،

23:44.141 --> 23:45.981
‫مامان رو سر قضیه‌ی‌
‫خواهرم تحریک می‌کرد

23:47.421 --> 23:48.421
‫می‌دونی...

23:49.421 --> 23:52.541
‫مامان هنوز فکر می‌کنه
‫گبی ممکنه زنده باشه؟

23:53.821 --> 23:55.581
‫- دیوونگیه محضه
‫- اومم...

23:55.661 --> 23:58.181
‫و یه نگاه وحشی خاصی
‫توی چشم‌هاش داره،

23:58.261 --> 24:02.141
‫و خیلی می‌ترسم که نکنه
‫دوباره یه کاری ازش سر بزنه

24:03.861 --> 24:06.181
‫ولی حتماً قبل از همه چیز
‫مراقب خودت باش

24:08.621 --> 24:11.541
‫همیشه اینور و اونور میری،
‫مراقب بقیه‌ی مردم هستی

24:14.541 --> 24:15.581
‫آره، ببین کی اینا رو میگه

24:16.341 --> 24:19.301
‫خیلی دل‌نازکیم، نه؟

24:20.501 --> 24:21.341
‫آره

24:23.901 --> 24:26.061
‫فقط امیدوارم مامان
‫حقیقت رو قبول کنه

24:31.541 --> 24:35.341
‫می‌دونی، شب کشته شدن برانتی...

24:36.221 --> 24:37.221
‫هوم...

24:38.461 --> 24:39.901
‫اَش پیش تو بود، درسته؟

24:41.381 --> 24:42.221
‫آره

24:43.741 --> 24:46.301
‫تا خود صبح روی مبل نشسته بودیم
‫و «بک فور بلاد» بازی می‌کردیم

24:50.381 --> 24:52.301
‫بهت گفته این رو بگی؟

24:54.221 --> 24:56.741
‫- هی
‫- می‌خوای مخ دوست‌دخترم رو بزنی، رفیق؟

24:59.261 --> 25:01.421
‫من جات باشم خودم رو اذیت نمی‌کنم، لیو.
‫شان کارش روی تخت ضعیفه

25:02.221 --> 25:05.061
‫برای شام می‌مونی؟
‫شاید سرمون رو هم بتونی کوتاه کنی

25:05.141 --> 25:08.222
‫- می‌خوام برم. خیلی خسته‌ام. اوهوم
‫- مطمئنی؟

25:08.223 --> 25:11.141
‫مطمئنی؟ شانی قراره
‫اسپاگتی با سس گوشت درست کنه

25:11.221 --> 25:12.741
‫آره، یه روز دیگه

25:15.501 --> 25:17.501
‫- ممنون بابت آبجو
‫- خواهش می‌کنم

25:18.221 --> 25:19.061
‫بعداً می‌بینمت

25:30.406 --> 25:33.722
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

25:43.621 --> 25:44.981
‫خب، چطور بود؟

25:45.061 --> 25:47.901
‫خب، می‌دونی، جف،
‫می‌تونست بدتر باشه

25:48.661 --> 25:50.221
‫گریه‌ش گرفت،

25:50.301 --> 25:53.021
‫اما حداقل از سطل زباله
‫به عنوان توالت استفاده نکرد

25:55.581 --> 25:56.821
‫خداروشکر که تموم شد

25:57.701 --> 26:00.861
‫شایعه شده که به یه نفر
‫به اسم مارکو مشکوکن. یکی...

26:02.381 --> 26:03.901
‫یکی توی شهر دیدش

26:06.301 --> 26:07.661
‫حالت چطوره؟

26:07.741 --> 26:09.501
‫اوه، خیلی حالم خرابه، رفیق

26:09.581 --> 26:12.261
‫اما ظاهراً به این معنیه
‫که شیمی‌درمانی داره جواب میده

26:14.141 --> 26:16.701
‫روز بخیر، میا.
‫خیلی وقته خبری ازت نیست

26:16.781 --> 26:17.941
‫سلام، گروهبان مالوت

26:18.021 --> 26:21.501
‫نه، جف خالی، عزیزم.
‫خیلی وقته بازنشسته شدم

26:22.741 --> 26:25.221
‫- سلام کن. سلام کن
‫- این باید آدری کوچولو باشه

26:25.301 --> 26:26.701
‫سلام، آدری

26:26.781 --> 26:29.381
‫می‌دونی قبلاً باباییت
‫ستاره‌ی فوتبال بوده؟

26:30.581 --> 26:33.021
‫توی بازی مراسم یادبود شرکت می‌کنی؟

26:33.101 --> 26:34.181
‫معلومه که بازی می‌کنه

26:35.061 --> 26:37.941
‫جولیان و بقیه چی؟

26:38.581 --> 26:41.741
‫خب، اونا باید به من
‫جواب پس بدن، نه؟

26:44.021 --> 26:45.981
‫پس به نظر می‌رسه
‫قراره بیش‌تر اینجا بمونیم

26:46.061 --> 26:48.141
‫آره، فکر کنم

26:48.221 --> 26:50.381
‫خب، بهتره برم به اون
‫پیرمرد حرومزاده سلامی بکنم

26:54.741 --> 26:55.701
‫روز بخیر، برایان

26:56.941 --> 26:57.781
‫سلام

26:59.661 --> 27:00.661
‫منم جف، رفیق

27:01.541 --> 27:03.421
‫بهترین و خوشتیپ‌ترین دوستت

27:05.501 --> 27:07.181
‫- جف
‫- همینه

27:08.581 --> 27:09.981
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، رفیق

27:11.301 --> 27:14.221
‫بیش‌تر هفته‌ها میاد اینجا،
‫بابات رو میره بیرون

27:15.301 --> 27:17.901
‫توی چنین مواقعی می‌فهمی
‫دوست‌های واقعیت کیا هستن

27:19.301 --> 27:20.301
‫اومم...

27:21.021 --> 27:24.421
‫بعدازظهر می‌خوام برم غواصی،
‫توی هم میایی؟

27:25.301 --> 27:28.101
‫اوه. دوست دارم بیام، مامان، اما...

27:28.181 --> 27:30.541
‫بعدازظهر قراره از آدری
‫مراقبت کنم. پس نمی‌تونم

27:32.141 --> 27:33.821
‫- برو
‫- مطمئنی؟

27:33.901 --> 27:34.741
‫آره

27:35.581 --> 27:37.741
‫- عالیه
‫- ممنون

27:38.661 --> 27:40.301
‫- عالیه
‫- یالا

27:42.981 --> 27:44.941
‫آره، غواصی سطحی هم می‌کنم

27:45.021 --> 27:47.621
‫اگه شب‌ها بری،
‫نمی‌تونی ماهی‌ها رو ببینی

27:47.701 --> 27:49.781
‫اگه شب بری
‫اصلاً هیچی نمی‌بینی

27:49.861 --> 27:51.261
‫باید یه چراغ‌قوه باهات باشه

27:51.341 --> 27:53.301
‫که اینطور. درسته

27:55.461 --> 27:56.701
‫لیام هم قراره بیاد؟

27:56.781 --> 27:57.781
‫آره

27:59.021 --> 28:01.141
‫نگران نباش، نمی‌ذارم غرقت کنه

28:02.101 --> 28:04.581
‫انگار بالاخره قراره
‫یه‌کم آفتاب بگیریم

28:04.661 --> 28:06.541
‫آره، امیدوارم

28:08.461 --> 28:09.301
‫مشکلی نداریم؟

28:10.901 --> 28:12.941
‫- آره، مشکلی نداریم
‫- آره. بابات چطوره؟

28:13.821 --> 28:15.461
‫- موفق شد سپریش کنه
‫- خوبه

28:16.581 --> 28:17.581
‫خوبه

28:18.781 --> 28:21.181
‫- از صبح هر جا میرم میان دنبالم
‫- آها

28:23.221 --> 28:25.981
‫- پلیس‌های عوضی
‫- ببینیم شنا هم بلدن یا نه

28:26.061 --> 28:26.901
‫آره

28:30.261 --> 28:31.101
‫روز بخیر، لیام

28:31.781 --> 28:32.621
‫کیران

28:33.461 --> 28:35.301
‫بهتره خصومت‌ها رو
‫توی خشکی جا بذاریم، پسرها

28:36.061 --> 28:37.141
‫گذشته‌ها گذشته

28:45.461 --> 28:46.461
‫صورتیِ خوشگلیه

28:47.741 --> 28:49.781
‫بگیر، برایان.
‫نوش جان

28:49.861 --> 28:50.981
‫خوبه

28:52.021 --> 28:55.741
‫هی، اون آخر هفته
‫که رفتیم لانی رو یادته؟

28:55.821 --> 28:57.941
‫وقتی اجازه نداشتیم وارد
‫اون پارک خونه‌های سیار بشیم

29:01.141 --> 29:03.821
‫اون موقع که مست
‫و خراب شدیم، نه؟

29:03.901 --> 29:05.741
‫و اشتباهی وارد تریلر مردم شدیم

29:07.781 --> 29:08.621
‫ای وای

29:10.101 --> 29:12.781
‫اینقدر ناراحت نشو، رفیق.
‫فقط یه بستنی بویسن‌بری بود

29:17.781 --> 29:20.821
‫نه، ولش کن، رفیق.
‫نه، پاشو. ولش کن

29:32.341 --> 29:33.341
‫اون دختر

29:34.701 --> 29:36.221
‫اون دخترِ کنار ساحل

29:38.621 --> 29:39.621
‫کدوم دختر، برایان؟

29:45.261 --> 29:47.821
‫گبریل، اینجا چیکار می‌کنی؟

29:47.901 --> 29:49.941
‫سلام، آقای اِلیوت.
‫کیران رو ندیدی؟

29:50.021 --> 29:50.861
‫گبی

29:51.741 --> 29:54.701
‫دنبال پسرم می‌گشت

29:57.261 --> 29:58.741
‫دنبال کیران می‌گشت

30:01.021 --> 30:02.021
‫چرا؟

30:03.421 --> 30:05.021
‫بیا بریم خونه

30:55.141 --> 30:57.461
‫آخرین باری که غواصی کردی کِی بوده؟

30:57.541 --> 30:59.461
‫نمی‌دونم. چند وقت پیش

30:59.541 --> 31:00.501
‫درسته

31:00.581 --> 31:03.741
‫مطمئنم برادرزاده‌ت از قصد
‫کوچیک‌ترین لباس غواصی رو داده به من

31:04.461 --> 31:06.181
‫فکر کنم می‌خواد خسته‌م کنه

31:06.261 --> 31:09.221
‫هی، لیام، این بار
‫هر دوتا باله‌های غواصی رو آوردی؟

31:09.301 --> 31:11.301
‫نمی‌خوایم اتفاق روز تولدم
‫دوباره تکرار بشه

31:11.381 --> 31:13.781
‫قرار نیست اجازه بدی
‫اون اتفاق رو فراموش کنیم، نه؟

31:14.901 --> 31:16.141
‫تقصیر شان بود

31:17.621 --> 31:20.501
‫- روز تولدت چه اتفاقی افتاد؟
‫- اوه، باید خودت حاضر می‌بودی

31:23.341 --> 31:24.221
‫هی

31:24.301 --> 31:25.661
‫- فین و توبی
‫- آره

31:26.701 --> 31:28.221
‫- فین و توبی
‫- فین و توبی

31:28.301 --> 31:30.221
‫- همیشه همراهمون هستن
‫- اونا رو هم یادمون باشه

31:31.261 --> 31:32.261
‫همیشه

31:37.381 --> 31:38.461
‫بجنب، تنبل

32:27.301 --> 32:28.461
‫فین و توبی

32:29.301 --> 32:31.541
‫- فین و توبی
‫- فین و توبی

32:31.621 --> 32:33.301
‫اونا رو هم یادمون باشه

32:33.381 --> 32:34.501
‫همیشه همراهمون هستن

32:37.981 --> 32:39.181
‫بهت هشدار دادیم

32:40.381 --> 32:42.141
‫نباید می‌رفتی اونجا

32:43.781 --> 32:45.141
‫چرا رفتی اونجا؟

32:48.381 --> 32:49.221
‫نه! نرو!

32:51.821 --> 32:52.821
‫کیران!

32:53.421 --> 32:55.261
‫داریم میایم، رفیق!

32:55.901 --> 32:57.541
‫کیران!

32:59.541 --> 33:01.941
‫تقصیر توئه که فین مُرده

33:03.261 --> 33:04.261
‫به من نگاه کن

33:05.981 --> 33:07.421
‫به من نگاه کن

33:19.741 --> 33:24.301
‫پسرک احمقِ بی‌شعور.
‫باید عاقل‌تر می‌بودی

33:24.381 --> 33:25.861
‫تقصیر اون نبوده، وِریتی

33:28.261 --> 33:29.981
‫چرا رفتی اونجا؟

33:30.061 --> 33:33.261
‫- مامان، لطفاً. مامان، لطفاً بس کن
‫- چند بار بهت هشدار دادیم؟

33:33.821 --> 33:35.781
‫- پسرم رو از دست دادم
‫- لطفاً بس کن

33:35.861 --> 33:37.661
‫پسرک احمقِ بی‌شعور

33:37.741 --> 33:40.061
‫- باید عاقل‌تر می‌بودی. چرا؟
‫- لطفاً تمومش کن!

33:40.141 --> 33:41.861
‫- تقصیر اون نیست!
‫- چرا؟

33:41.941 --> 33:47.021
‫- فین مُرده! تقصیر توئه!
‫- مامان، بس کن! مامان! لطفاً بس کن!

33:47.101 --> 33:50.701
‫- تقصیر توئه!
‫- خدایا، وِریتی! کافیه! بس کن!

33:50.781 --> 33:51.741
‫تمومش کن!

34:02.181 --> 34:04.021
‫کیز. هی!

34:05.181 --> 34:06.781
‫کیزی. حالت خوبه؟

34:06.861 --> 34:08.501
‫نمی‌تونستم نفس بکشم، شان

34:08.581 --> 34:12.141
‫حالت خوبه؟
‫حتماً یه حمله‌ی اضطرابی بهت دست داده

34:12.221 --> 34:15.220
‫- فقط نفس بکش
‫- با دماغت یه نفس عمیق بکش

34:15.301 --> 34:17.861
‫با دماغت، نگهش دار.
‫با دماغت نفس بکش، رفیق

34:17.941 --> 34:21.180
‫- آره؟ خوبی؟ نفس بکش
‫- خوبه

34:21.260 --> 34:23.061
‫- آره، خوبه
‫- نگهش دار

34:23.141 --> 34:25.061
‫- آشغال عوضی
‫- چی؟

34:25.141 --> 34:27.981
‫آشغال عوضی!
‫کپسول غواصیم رو خراب کردی!

34:28.061 --> 34:29.301
‫می‌خواستی من رو بکشی!

34:29.381 --> 34:30.621
‫- هی!
‫- کیران!

34:30.700 --> 34:32.477
‫- من اصلاً به کپسول غواصیت دست نزدم
‫- می‌خواسته من رو بکشه!

34:32.478 --> 34:35.660
‫- من کپسول رو تنظیم کردم. مشکلی نداره
‫- خفه شو، شان! ببینیدش!

34:35.740 --> 34:37.220
‫- کیران، بس کن!
‫- دیوونه شده

34:37.301 --> 34:39.101
‫مگه بچه‌ای؟
‫چه مرگته؟

34:39.180 --> 34:40.541
‫- من چه مرگمه؟
‫- آره!

34:40.621 --> 34:43.021
‫تو! دلیل مشکلم تویی!

34:52.260 --> 34:53.101
‫لعنتی!

35:15.901 --> 35:18.621
‫نمی‌دونستم غواصی
‫برای یادبود فین و توبی‌ـه

35:18.701 --> 35:20.621
‫خب، قطعاً برای تو که نبود

35:33.385 --> 35:34.867
‫[ برانتی لِیدلر ]

35:38.941 --> 35:40.821
‫این شهر پر از ارواحه

35:41.581 --> 35:42.581
‫و میشه حسشون کرد

35:43.741 --> 35:45.061
‫خیلی‌ها رو از دست دادیم

35:45.861 --> 35:47.461
‫همه تحت تاثیر قرار گرفتن

35:47.541 --> 35:48.981
‫حتی بازماندگان

36:02.261 --> 36:03.341
‫سلام

36:05.621 --> 36:06.741
‫حالت خوبه؟

36:07.941 --> 36:08.941
‫چی شده؟

36:13.461 --> 36:15.861
‫اوه، عزیزم. بیا بغلم

36:18.661 --> 36:20.301
‫چیزی نیست. چیزی نیست

36:26.461 --> 36:28.101
‫همه چیز درست میشه

36:41.661 --> 36:43.181
‫برای پذیرش اومدم

36:51.541 --> 36:53.301
‫بفرمایید، آقا.
‫از پروازتون لذت ببرید

36:53.381 --> 36:54.381
‫خیلی ممنون

36:57.101 --> 36:58.181
‫بعدی، لطفاً

37:01.301 --> 37:03.421
‫- مارکو توی فرودگاهه
‫- و نتایج دی‌اِن‌اِی؟

37:03.501 --> 37:06.261
‫آزمایشگاه هر لحظه ممکنه زنگ بزنه

37:08.261 --> 37:09.581
‫- خیلی آدم محترمیه
‫- آره

37:10.901 --> 37:11.821
‫بشین

37:11.901 --> 37:13.221
‫- آره
‫- وِریتی

37:13.301 --> 37:14.541
‫- آره
‫- وِریتیه

37:14.621 --> 37:16.541
‫- واقعاً غم‌انگیزه
‫- اینجا

37:16.621 --> 37:17.781
‫سلام، وِریتی

37:17.861 --> 37:20.661
‫- سلام، بو، دنیس
‫- سلام

37:20.741 --> 37:22.381
‫این روزها زیاد توی شهر نمی‌بینیمتون

37:22.461 --> 37:25.461
‫نه، داریم وسایلمون رو جمع می‌کنیم

37:26.341 --> 37:29.501
‫برایان، توی روتاری دلمون
‫برات تنگ شده، رفیق

37:29.581 --> 37:30.781
‫آره، چطوری؟

37:30.861 --> 37:31.781
‫آره، خوبم

37:32.861 --> 37:35.301
‫حتماً حس خوبی داره
‫که پسرت برگشته خونه

37:39.581 --> 37:40.661
‫از دیدنتون خوشحال شدم

37:46.461 --> 37:47.861
‫حالت خوبه؟

37:49.901 --> 37:51.541
‫میا. سلام

37:51.621 --> 37:53.381
‫اوه، سلام، جورج. سلام

37:53.461 --> 37:54.941
‫این کیرانه

37:55.021 --> 37:56.421
‫- اوه، روز بخیر، رفیق
‫- سلام، رفیق

37:57.421 --> 37:59.741
‫بابت اتفاقی که دیروز افتاد
‫خیلی متاسفم

37:59.821 --> 38:00.781
‫اوه، نه

38:00.861 --> 38:04.381
‫هر دهه یک بار، من مثل مردی
‫که ازش متنفرم رفتار می‌کنم

38:04.461 --> 38:06.261
‫و خیلی از خودم بدم میاد

38:06.341 --> 38:09.261
‫واقعاً مشکلی نیست. اَش از همون
‫کارهای همیشگیش انجام داد، می‌دونی؟

38:09.341 --> 38:11.461
‫وقت داری چندتا سوال رو
‫جواب بدی، جورج؟

38:11.541 --> 38:12.381
‫حتماً. ما...

38:14.061 --> 38:16.501
‫باید حرف بزنیم.
‫از دیدنت خوشحال شدم

38:16.581 --> 38:17.941
‫بعداً می‌بینمت، جورج

38:18.021 --> 38:19.981
‫ممنون. خیلی ممنون

38:20.061 --> 38:23.261
‫- خب، جورج، نظرت چیه؟
‫- خب...

38:23.341 --> 38:24.941
‫تریش ازم خواست باهاش حرف بزنم

38:25.741 --> 38:26.581
‫چرا؟

38:27.381 --> 38:28.941
‫یکی از دوست‌های برانتی بود

38:30.421 --> 38:32.581
‫انگار می‌خواد دوست تو هم باشه

38:38.661 --> 38:40.181
‫از گیت بازرسی رد شده

38:44.261 --> 38:45.781
‫میشه لطفاً یه آبجو بهم بدی؟

38:50.261 --> 38:52.261
‫بگیر، رفیق. ۱۲ دلار میشه

38:58.341 --> 39:00.781
‫عصر همگی بخیر.
‫ممنون که تشریف آوردید

39:01.701 --> 39:04.181
‫من کاراگاه گروهبان ارشد
‫سو پندلبری هستم

39:04.261 --> 39:06.541
‫و گفتیم امشب بیاید اینجا
‫تا ازتون درخواست کمک بکنیم

39:07.741 --> 39:10.341
‫توی شهری مثل اِولین بِی،
‫مردم متوجه‌ی اتفاقاتی میشن

39:10.941 --> 39:14.981
‫جزئیات ظاهراً کوچیک و بی‌اهمیتی

39:16.181 --> 39:20.261
‫معمولاً توی چنین پرونده‌هایی،
‫اون جزئیات کوچیک ما رو به جواب اصلی می‌رسونن

39:21.421 --> 39:24.501
‫دقیقاً بخوام بگم، برای پیدا کردن
‫سه وسیله به کمک‌تون نیاز داریم

39:25.581 --> 39:26.421
‫دوربین برانتی،

39:27.821 --> 39:29.581
‫رایانه‌ی شخصیش،

39:30.341 --> 39:31.341
‫و گوشیش

39:32.981 --> 39:35.621
‫تا جایی که خبر داریم،
‫اینا تنها وسایل گمشده هستن،

39:35.701 --> 39:38.421
‫که باعث شدن فکر کنیم
‫خیلی مهم هستن

39:39.301 --> 39:42.021
‫در این مرحله، می‌خوام بهتون اجازه بدم

39:42.101 --> 39:43.821
‫اگه سوالی دارید، بیاید بپرسید

39:49.421 --> 39:50.261
‫آندریا

39:52.581 --> 39:54.221
‫- مامانشه؟
‫- اوهوم

40:00.621 --> 40:02.501
‫- چیکار می‌کنه؟
‫- بذار حرف بزنه

40:09.261 --> 40:10.261
‫کار کی بوده؟

40:12.941 --> 40:14.261
‫کار کی بوده؟

40:16.461 --> 40:19.421
‫دخترم با ذهنی باز به این شهر اومد

40:20.581 --> 40:23.101
‫با کنجکاوی و خوش‌بینی

40:26.141 --> 40:29.581
‫آخرین لحظات زندگی برانتی
‫خیلی ترسناک بودن

40:29.661 --> 40:33.941
‫نمی‌تونم به این فکر نکنم
‫که چقدر اون لحظات آخر وحشت‌زده بوده

40:36.341 --> 40:39.381
‫می‌دونم منتظرید که ازتون
‫درخواست کمک بکنم، پس می‌کنم

40:40.861 --> 40:44.621
‫لطفاً، التماستون می‌کنم،
‫اگه کسی درمورد اتفاقی

40:44.701 --> 40:46.741
‫که برای دخترم افتاده،
‫چیزی می‌دونه،

40:46.821 --> 40:49.261
‫لطفاً بهمون بگه

40:51.741 --> 40:53.021
‫لطفاً....

40:57.261 --> 40:58.541
‫می‌خوام برم خونه

40:58.621 --> 41:00.741
‫- باید این رو هم بدونید که...
‫- چیزی نیست

41:00.821 --> 41:01.901
‫چیزی نیست، بابا

41:02.981 --> 41:05.461
‫که در نهایت می‌فهمم

41:07.741 --> 41:11.861
‫وانمود نمی‌کنم می‌دونم باید از کجا شروع کنم،
‫اما به کسایی که می‌دونن پول میدم

41:12.621 --> 41:14.341
‫حساب‌هامون رو خالی می‌کنم،

41:14.421 --> 41:16.701
‫خونه‌مون رو برای رهن می‌ذارم،
‫هر کاری که لازم باشه

41:18.101 --> 41:23.541
‫پلیس دی‌اِن‌اِی یه مرد رو
‫روی سینه و توی دهن دخترمون پیدا کرده

41:25.981 --> 41:27.181
‫کار یه مرد بوده

41:29.141 --> 41:30.741
‫اون مرد ممکنه الان اینجا باشه

41:30.821 --> 41:34.821
‫پس توصیه می‌کنم هر کسی
‫که اطلاعاتی داره، بهمون بگه

41:41.501 --> 41:42.581
‫- می‌خوام برم خونه
‫- باشه

41:42.661 --> 41:43.501
‫- باشه، بابا
‫- می‌خوام...

41:43.581 --> 41:45.981
‫- داریم می‌ریم. بیا
‫- لطفاً، وِریتی

41:46.061 --> 41:49.141
‫- لطفاً، وِریتی، ببرم خونه!
‫- باشه. داریم می‌ریم. بیا

41:49.221 --> 41:51.781
‫- از این در می‌ریم. آره، داریم می‌ریم
‫- چیزی نیست، بابا

41:51.861 --> 41:54.061
‫از این طرف. داریم می‌ریم

41:54.141 --> 41:56.741
‫- ممنون، آندریا
‫- لطفاً، من رو ببرید...

41:56.821 --> 41:58.821
‫گروهبان، میشه تو ادامه بدی؟

41:59.421 --> 42:00.901
‫آزمایشگاه زنگ زد

42:00.981 --> 42:02.381
‫- چی شده؟
‫- با یکی‌شون مطابقت داشته

42:40.421 --> 42:41.621
‫آدری خوابیده

42:46.301 --> 42:47.301
‫حالت خوبه؟

42:48.821 --> 42:49.901
‫آره، خوبم

42:51.421 --> 42:52.621
‫بابا هم آروم شده

42:57.061 --> 42:59.141
‫امروز رابطه‌ی من و مامان بهتر بود

43:01.581 --> 43:05.221
‫اما توی قایق،
‫خیلی بد رفتار کردم. گند زدم

43:10.981 --> 43:12.501
‫نظرت چیه بریم خونه، عزیزم؟

43:14.781 --> 43:15.781
‫نمی‌تونیم بریم خونه

43:17.101 --> 43:19.541
‫به مامان گفتم توی اون بازی
‫مراسم یادبود شرکت می‌کنم

43:23.101 --> 43:23.941
‫هوم...

43:30.781 --> 43:31.621
‫به درک

43:34.141 --> 43:35.261
‫بیا از اینجا بریم

43:36.821 --> 43:37.661
‫واقعاً؟

43:38.421 --> 43:39.261
‫آره

43:40.221 --> 43:41.661
‫- جدی میگی؟
‫- اوهوم

43:58.941 --> 43:59.901
‫ممنون

44:01.381 --> 44:02.261
‫ممنون

44:02.341 --> 44:06.141
‫آخرین فرصت برای سوار شدن
‫به پرواز ۸۷۷ کرست به سیدنی است

44:06.221 --> 44:07.701
‫می‌تونید برید سوار بشید. ممنون

44:08.301 --> 44:09.421
‫- سلام
‫- سلام

44:20.381 --> 44:22.501
‫مامان. مامان!

44:23.941 --> 44:24.781
‫چیه؟

44:25.341 --> 44:26.901
‫- پلیس اومده
‫- چی؟

44:34.301 --> 44:35.523
‫رسیدیم به خونه

44:35.524 --> 44:38.061
‫- همه‌ی واحدها حضور دارن
‫- چه خبره؟

44:38.141 --> 44:40.421
‫خانم اِلیوت، ما حکم
‫تفتیش خونه‌تون رو داریم

44:40.501 --> 44:41.849
‫- چرا؟
‫- چه خبره؟

44:41.850 --> 44:45.781
‫دی‌اِن‌اِی پدرت با نمونه‌ای
‫که از توی دهن برانتی،

44:45.861 --> 44:47.421
‫- و روی لباس‌هاش پیدا کردیم، مطابقت داره
‫- چی؟

44:47.501 --> 44:49.781
‫- ببخشید
‫- نه، اشتباهی شده

44:49.861 --> 44:51.221
‫نه، غیرممکنه!

44:51.301 --> 44:53.261
‫- نمی‌تونید همینطوری وارد خونه‌مون بشید
‫- خونه رو بگردید

44:53.341 --> 44:54.901
‫اتاق جلویی رو بررسی کنید

44:55.621 --> 44:57.981
‫این قسمت نور بیش‌تری نیاز داریم

44:58.781 --> 45:00.412
‫اون جلو رو بررسی کنید

45:00.413 --> 45:02.901
‫انبار پشتی رو بررسی کنید

45:10.501 --> 45:11.341
‫هی!

45:15.021 --> 45:16.981
‫چیزی نیست، برایان. آروم باش

45:17.061 --> 45:19.381
‫مامان، با یه وکیل تماس بگیریم؟

45:34.781 --> 45:37.821
‫میشه توضیح بدید چرا دوربین برانتی
‫توی انبار قایق شما بوده؟

45:41.261 --> 45:44.781
‫برایان اِلیوت، به اتهام قتل
‫برانتی لِیدلر تحت بازداشتی

45:44.861 --> 45:46.021
‫- نه!
‫- چی؟

45:46.101 --> 45:48.621
‫- نه، اشتباه شده
‫- لطفاً پاشو سر پا، آقا

45:48.701 --> 45:51.301
‫با احترام، خانم اِلیوت،
‫شوهرت همین‌الان باید همراهمون بیاد

45:51.381 --> 45:53.101
‫- صبر کنید
‫- لطفاً پاشو سر پا، آقا

45:53.181 --> 45:55.261
‫- چی؟
‫- ببخشید

45:55.341 --> 45:57.661
‫دارید اذیتش می‌کنید!
‫دارید اذیتش می‌کنید!

45:57.741 --> 46:00.541
‫- نه! چیزی نیست، عشقم
‫- نه! چه خبره؟

46:00.621 --> 46:02.061
‫اینقدر اذیتش نکنید!

46:02.701 --> 46:05.981
‫- چیزی نیست، عشقم! چیزی نیست
‫- از سر راه برید کنار

46:06.061 --> 46:07.221
‫چیزی نیست

46:07.301 --> 46:08.661
‫وِریتی، لطفاً!

46:08.741 --> 46:10.941
‫برایان، نمی‌ذارم کاریت بکنن

46:11.021 --> 46:13.981
‫- خانم اِلیوت، لطفاً برید عقب
‫- چیزی نیست

46:15.021 --> 46:17.821
‫باشه، گوش کن،
‫نمی‌ذارم اذیتت کنن

46:17.901 --> 46:18.981
‫به من نگاه کن

46:24.962 --> 46:29.962
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

46:29.963 --> 46:34.963
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

46:34.964 --> 46:49.964
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
