WEBVTT

00:10.381 --> 00:11.261
‫«میرن روخو

00:12.261 --> 00:14.101
‫تا آن شب نامم این بود

00:16.701 --> 00:19.501
‫روز بعد، تنها نامی اختصاری بودم در روزنامه

00:20.701 --> 00:22.141
‫کسی که صرفا به آمار اضافه شده

00:23.821 --> 00:25.861
‫آن شب زندگی‌ام را تا ابد تغییر داد

00:27.862 --> 00:33.862
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:34.863 --> 00:40.863
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:41.181 --> 00:42.421
‫به هیچکس اعتماد نکن

00:43.381 --> 00:44.461
‫خوشحال نباش

00:46.021 --> 00:46.941
‫در ترس زندگی کن

00:47.861 --> 00:49.181
‫این را یاد گرفتم

00:50.621 --> 00:51.901
‫شبی که چیزخور شدم

00:54.261 --> 00:55.541
‫شبی که به من تجاوز شد»

01:50.542 --> 01:57.542
‫ترجمه از حسین رضایی
‫  H o s s e i n T L 

02:08.541 --> 02:09.941
‫اطلاعات می‌خوام. هستی؟

02:10.021 --> 02:12.101
‫آزمون اول رو قبول شدی

02:12.181 --> 02:14.301
‫حالا به نور خداوند نزدیک‌تر شدی

02:23.581 --> 02:27.221
‫می‌خوام بدونم چی به سر لائورا اومد

02:30.981 --> 02:32.581
‫اونم بازی کرد؟

02:35.701 --> 02:37.461
‫میگه

02:37.541 --> 02:40.341
‫«اگر به طهارت دست پیدا کنی

02:40.421 --> 02:43.781
‫امشب حقیقت رو بهت میگم»

03:00.621 --> 03:03.061
‫«دختر برف - فصل دوم»

03:03.141 --> 03:05.541
‫«بازی روح»

03:16.621 --> 03:18.061
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

03:18.141 --> 03:18.981
‫هی. ببخشید

03:19.061 --> 03:21.221
‫گوشیت رو جواب نمی‌دادی.
‫میشه بیام بالا؟

03:21.301 --> 03:22.741
‫نه

03:24.341 --> 03:25.221
‫سرم شلوغه

03:25.821 --> 03:27.141
‫نه. میرن، گوش کن

03:28.501 --> 03:29.341
‫سلام

03:31.421 --> 03:33.381
‫باید یه چیز مهمی رو بهت بگم

03:33.461 --> 03:36.581
‫خب، بعداً تو دفتر بهم بگو

03:36.661 --> 03:37.781
‫وایسا

03:41.821 --> 03:43.021
‫این تو رو یاد چیزی نمیندازه؟

03:50.501 --> 03:51.341
‫بیا بالا

03:52.101 --> 03:53.701
‫«من میرن روخو هستم

03:54.501 --> 03:57.741
‫اما پس از آن شب،
‫این نام ازآن یک غریبه شد

03:57.821 --> 04:00.021
‫غریبه‌ای که در آینه به من زل می‌زد

04:00.541 --> 04:02.141
‫چشمانش چشمان یک دختر بودند

04:03.341 --> 04:04.581
‫یک دختر گمشده»

04:07.381 --> 04:08.341
‫ناچو!

04:09.021 --> 04:10.261
‫میشه در رو باز کنی؟

04:10.781 --> 04:11.621
‫اومدم

04:13.821 --> 04:16.421
‫[ میرن روخو، دختر برف ]

04:18.101 --> 04:21.101
‫سلام. پلیس ملی.
‫با کریستوبال والدیویا کار داریم

04:22.701 --> 04:24.061
‫با شوهرخاله‌م چیکار دارین؟

04:24.141 --> 04:25.061
‫میشه بیایم داخل؟

04:25.861 --> 04:27.581
‫- بله، البته
‫- ممنون

04:28.461 --> 04:31.381
‫- کجاست؟
‫- انتهای هال، تو اتاق نشیمن

04:43.181 --> 04:44.021
‫ممنون

04:44.661 --> 04:47.261
‫سرسره چه ربطی به لائورا والدیویا داره؟

04:47.341 --> 04:50.181
‫به گفته توماس، اونا لائورا رو بردن

04:50.261 --> 04:54.021
‫بانک داده‌های طرف
‫اطلاعات خیلی ترسناکی داره

04:54.101 --> 04:58.621
‫میگه افراد خیلی قدرتمندی
‫از کوستا دل سول توش دست دارن

04:58.701 --> 05:02.181
‫و هنوز دستگیر نشدن
‫چون به پلیس رشوه دادن

05:02.261 --> 05:04.141
‫- مدرک داره؟
‫- نه

05:04.221 --> 05:05.661
‫حداقل از رشوه‌ها نداره

05:05.741 --> 05:07.981
‫اگه داره هم به من نشون نداده

05:08.061 --> 05:11.901
‫ولی ادعا می‌کنه تحقیقات کلا سرکاریه

05:12.781 --> 05:16.141
‫راستش کل شب داشتم
‫دنبال اطلاعات بیشتر می‌گشتم

05:16.941 --> 05:18.941
‫چند تا از مقاله‌هات رو خوندم

05:19.621 --> 05:20.821
‫چجوری پیداشون کردی؟

05:28.901 --> 05:29.741
‫باهام بیا

05:51.541 --> 05:52.501
‫اینا چیه؟

05:53.941 --> 05:56.301
‫وقتی تحقیق برای رمانم رو شروع کردم

05:56.941 --> 05:58.421
‫فهمیدم که

05:59.141 --> 06:01.188
‫دخترها و نوجوون‌های زیادی

06:01.200 --> 06:03.501
‫سراسر کشور مفقود شدن

06:06.021 --> 06:06.861
‫مرسی

06:07.381 --> 06:09.861
‫بعضی‌هاشون رو دیگه کسی دنبالشون نمی‌گرده

06:12.821 --> 06:14.021
‫مراقب باش. سنگینه

06:16.541 --> 06:20.061
‫تو رمانم، اسم اینجا رو گذاشتم
‫«انبار دختران گمشده»

06:20.141 --> 06:21.261
‫دیگه...

06:22.541 --> 06:24.541
‫یکم زیادی جوگیر شدی

06:28.261 --> 06:30.101
‫سرسره، گزارشات، بایگانی 247/31

06:31.061 --> 06:32.781
‫تمام اطلاعات رو اینجا ذخیره کردم

06:34.581 --> 06:37.581
‫[ پلیس دومین جسدِ آتش‌سوزی
‫پارک کاروان‌ها را شناسایی کرد ]

06:37.661 --> 06:39.421
‫سرسره رو چجوری پیدا کردی؟

06:48.781 --> 06:51.061
‫یه چیزی رو تو کتاب ننوشتم

06:54.421 --> 06:55.421
‫اونایی که...

06:58.421 --> 06:59.941
‫از همه‌چی هم فیلم گرفتن

07:02.101 --> 07:03.821
‫و تو سرسره پستش کردن

07:09.021 --> 07:11.541
‫یه عده خوک با اون ویدیو جق زدن

07:13.981 --> 07:15.181
‫شاید هنوزم می‌زنن

07:21.981 --> 07:22.981
‫اینو گیر آوردم

07:24.581 --> 07:28.701
‫یه لیست از کاربرهای برتر
‫و لقب‌هاشون توی سایته

07:29.941 --> 07:31.341
‫دربارشون تحقیق کردی؟

07:32.101 --> 07:33.981
‫سالهاست دارم سعی می‌کنم،
‫ولی هیچی نفهمیدم

07:34.701 --> 07:36.941
‫اگه بتونم ویدیوی تجاوزم رو پیدا کنم، شاید...

07:38.141 --> 07:41.021
‫نمی‌دونم، شاید پلیس
‫تحقیقاتش رو شروع کنه

07:45.261 --> 07:46.261
‫خیلی متأسفم

07:48.661 --> 07:51.261
‫اگه توماس مندوزا چیزی
‫از سرسره بدونه...

07:52.701 --> 07:54.021
‫باید باهاش حرف بزنم

08:02.221 --> 08:05.341
‫بله، من و همسرم
‫عضو سازمان هستیم

08:05.421 --> 08:06.421
‫[ سقط جنین = جنایت ]

08:06.501 --> 08:09.141
‫ما از حیات از لحظه‌ی بسته شدن نطفه دفاع می‌کنیم

08:10.501 --> 08:12.661
‫هر کاری که جلوی کلینیک‌های سقط جنین می‌کنیم

08:12.741 --> 08:15.661
‫کاملا در چارچوب قانونه

08:16.461 --> 08:18.541
‫و در چارچوب حقمون برای آزادی عقیدتی

08:18.621 --> 08:21.901
‫آزادی عقیدتی شما شامل
‫اذیت کردن یه کودک هم میشه؟

08:21.981 --> 08:25.181
‫ببخشید، ولی من هیچوقت
‫هیچ کودکی رو آزار ندادم

08:25.261 --> 08:28.661
‫تو کلینیک به آلیسون هرناندز برخوردین، مگه نه؟

08:28.741 --> 08:30.501
‫براش شاهد هم داریم

08:34.621 --> 08:37.421
‫ببینین، من فقط سعی کردم
‫به آغوش مسیح برش گردونم

08:38.141 --> 08:39.581
‫دیوونه شده بود

08:40.621 --> 08:42.501
‫بعد از اون روز بازم دیدینش؟

08:43.781 --> 08:44.621
‫نه

08:46.341 --> 08:48.341
‫ببینین، من فقط یکی از داوطلب‌هام

08:49.581 --> 08:53.381
‫بصورت نوبتی سعی می‌کنیم
‫تا می‌تونیم افراد رو نجات بدیم

08:53.461 --> 08:54.541
‫می‌دونین...

08:55.581 --> 08:58.341
‫ماه پیش چند نفر رو نجات دادیم؟

08:59.821 --> 09:00.661
‫نه

09:03.021 --> 09:03.981
‫هفت

09:06.021 --> 09:06.981
‫هفت

09:08.501 --> 09:11.581
‫ولی اون رو می‌شناختین، نه؟
‫همکلاسی ناچو بود

09:12.261 --> 09:13.501
‫نمی‌شناختمش، نه

09:13.581 --> 09:16.501
‫وقتی دیدینش بهش نگفتین
‫که می‌شناسینش؟

09:18.021 --> 09:21.781
‫اگه یادم میومد بهتون می‌گفتم،
‫ولی حقیقتاً به خاطر ندارم

09:22.501 --> 09:25.981
‫شنبه شب بین ساعت‌های
‫دوازده تا چهار بامداد کجا بودین؟

09:28.101 --> 09:31.941
‫تو خیابون میرافلورس،
‫تو دفتر سازمان

09:32.021 --> 09:33.221
‫تا ساعت دوی صبح

09:34.701 --> 09:36.221
‫تا دوی صبح؟

09:36.941 --> 09:37.781
‫اونم شنبه؟

09:38.541 --> 09:42.741
‫داشتیم برای اعتصاب بزرگِ
‫ماه بعد تو مادرید آماده می‌شدیم

09:42.821 --> 09:44.541
‫کسی می‌تونه اینو تأیید کنه؟

09:45.381 --> 09:47.661
‫یکم عجیب بنظر میاد، نه؟
‫اینکه تا اون ساعت بمونین؟

09:50.981 --> 09:54.421
‫وقتی رسیدم خونه
‫زنم خواب بود

09:55.261 --> 09:56.661
‫ناچو هم همینطور

10:00.261 --> 10:02.061
‫خیلی‌خب، کریستوبال. مرسی

10:04.421 --> 10:05.941
‫هر کاری لازمه انجام بدید

10:07.661 --> 10:09.141
‫- از این طرف
‫- این طرف؟

10:09.221 --> 10:11.581
‫- ناچو، آقا و خانم رو همراهی کن
‫- ممنون

10:11.661 --> 10:13.861
‫- خدافظ
‫- خواهش می‌کنم. روز خوش

10:26.301 --> 10:30.261
‫توماس، چند بار بهت زنگ زدم،
‫ولی گوشیت خاموشه

10:30.341 --> 10:32.181
‫لطفا هر وقت تونستی زنگ بزن

10:34.221 --> 10:37.781
‫می‌تونیم یه راست بریم بندر
‫و اونجا باهاش حرف بزنیم

10:37.861 --> 10:38.781
‫شاید بهتره بریم

10:38.861 --> 10:41.541
‫میرن، خایمه، یه لحظه بیاین اینجا لطفا

10:47.621 --> 10:50.701
‫میرن، خایمه، ایشون آلبرتو مندوزا هستن،
‫پدر توماس

10:51.301 --> 10:52.741
‫حتما قبلا آشنا شدید، درسته؟

10:53.421 --> 10:54.421
‫خوشوقتم

10:55.661 --> 10:58.901
‫ایشون آنتونیو هران هستن، وکیلم

10:58.981 --> 11:02.301
‫شرکتم همیشه ازم می‌خواد
‫با مطبوعات محتاطانه برخورد کنم

11:02.381 --> 11:04.581
‫ولی همه با هم دوستیم، مگه نه؟

11:06.181 --> 11:08.501
‫ازتون درخواست می‌کنم که
‫دست از سر پسرم بردارید

11:09.261 --> 11:10.381
‫دیگه نزدیکش نشید

11:10.461 --> 11:12.981
‫شرمنده، ولی پسر شما با من تماس گرفت

11:13.061 --> 11:15.941
‫توماس بعد از اتفاقی که برای
‫اون دختره افتاد دیگه خودش نشد

11:16.021 --> 11:17.021
‫لائورا؟

11:17.621 --> 11:18.741
‫بله، لائورا

11:18.821 --> 11:22.781
‫بعد از اون پسرم رفت سراغ مواد و الکل...

11:23.701 --> 11:25.581
‫عاقبتش هم دچار روان‌پریشی شد

11:26.341 --> 11:28.264
‫توماس دیگه در واقعیت سِیر نمی‌کنه

11:28.276 --> 11:30.101
‫تمام حرف‌هاش خیالاتن

11:30.181 --> 11:33.181
‫در مورد یه باند پورنوگرافی
‫به نام سرسره باهامون صحبت کرد

11:33.821 --> 11:35.541
‫هنوز بیخیال اون نشده؟

11:36.941 --> 11:40.021
‫صحبت با پسرم فقط پارانویاش رو بدتر می‌کنه

11:40.541 --> 11:43.621
‫متوجهیم، اما ماجرای ناپدید شدن لائورا
‫شکاف‌های زیادی داره

11:43.701 --> 11:46.061
‫- پسرتون می‌تونه واقعا کمکمون کنه
‫- گوش کنید

11:46.141 --> 11:48.261
‫دیشب، بخاطر مسمومیت الکلی شدید

11:48.341 --> 11:49.741
‫تو بیمارستان بستریش کردیم

11:51.221 --> 11:52.181
‫خیلی جدی بود

11:52.261 --> 11:54.941
‫دیگه اجازه نمیدم پسرم
‫اسیر این داستان بشه

11:56.021 --> 11:59.141
‫- می‌فهمین؟
‫- نمی‌دونستیم. متأسفم

12:01.541 --> 12:04.061
‫شاید فکر کنین من خیلی سنتی‌ام

12:04.581 --> 12:06.449
‫ولی من به ارزش حرف آدم‌ها اعتقاد دارم

12:06.461 --> 12:08.341
‫پس روی حرفتون حساب می‌کنم

12:08.421 --> 12:11.621
‫حالا هم اگر اجازه بدید،
‫یه ساعت دیگه به مقصد برلین پرواز دارم

12:12.861 --> 12:13.701
‫با اجازه

12:17.021 --> 12:19.701
‫شما هم تو مدرسه لوس آرکوس
‫درس خوندین، مگه نه؟

12:19.781 --> 12:23.141
‫مثل لائورا و آلیسون،
‫همون دختری که مرد

12:23.221 --> 12:24.381
‫مدتها پیش، بله

12:25.021 --> 12:26.621
‫اسم بازی روح به گوشتون خورده؟

12:27.301 --> 12:28.141
‫چی؟

12:29.541 --> 12:31.461
‫یه بازیه با یه سری آزمون

12:31.541 --> 12:33.941
‫- یه چیز مذهبیه
‫- میرن، لطفا

12:34.021 --> 12:36.021
‫- گفتن عجله دارن
‫- شرمنده

12:36.101 --> 12:38.901
‫دوران من هم از همچین بازی‌ای حرف می‌زدن

12:38.981 --> 12:39.821
‫دوران شما نبوده؟

12:40.501 --> 12:42.861
‫مال بیشتر از چهل سال پیشه.
‫یادم نمیاد

12:43.621 --> 12:44.941
‫دیگه ببخشید

12:45.501 --> 12:47.581
‫راستی، من دوستتون رو دیدم

12:48.701 --> 12:49.581
‫استبان

12:49.661 --> 12:50.701
‫آها، بله

12:50.781 --> 12:51.741
‫گفت

12:52.861 --> 12:54.461
‫به پدرت سلام برسون

12:54.541 --> 12:55.381
‫حتما

12:59.541 --> 13:00.381
‫خدانگهدار

13:02.061 --> 13:03.821
‫- دیدیش؟ پاکو
‫- معلومه

13:03.901 --> 13:06.381
‫این یارو می‌تونه دو تا تلفن بزنه
‫و روزنامه رو تعطیل کنه

13:06.461 --> 13:09.901
‫می‌تونه نصف تبلیغاتمون رو به فنا بده.
‫چیکار می‌کنین شما؟

13:09.981 --> 13:12.381
‫- طرف یه چیزی رو قایم می‌کنه
‫- برو با خایمه صحبت کنم لطفا

13:12.461 --> 13:14.181
‫- نه...
‫- میرن، برو سر کارت

13:16.101 --> 13:16.941
‫خیلی‌خب

13:19.021 --> 13:20.461
‫لطفا بشین خایمه

13:28.421 --> 13:30.541
‫خیلی وقته ندیدمت کارآموز

13:30.621 --> 13:32.381
‫پدرخانمت چطوره؟

13:33.181 --> 13:34.021
‫بدتر شده

13:39.581 --> 13:42.381
‫در مورد پرونده لائورا والدیویا
‫باهات تماس گرفتم رومان

13:43.061 --> 13:45.381
‫می‌دونم. خیلی ترسوندیم

13:48.461 --> 13:50.901
‫دیروز از دیاریو سور بهم زنگ زدن

13:51.421 --> 13:53.141
‫- میرن روخو بود؟
‫- نه

13:53.901 --> 13:55.381
‫خایمه نمی‌دونم چی‌چی

13:57.221 --> 13:59.181
‫پرونده رو بازگشایی نمی‌کنی که، می‌کنی؟

13:59.261 --> 14:02.221
‫- من رو بگا نده
‫- چیزی بازگشایی نمی‌کنیم

14:03.501 --> 14:05.661
‫تحقیقاتی نبود که...

14:06.501 --> 14:07.341
‫بهش افتخار کنم

14:08.461 --> 14:10.981
‫اون زمان، کلی کار سرمون ریخته بود

14:11.901 --> 14:15.301
‫اوضاع هم با استرلا خوب نبود،
‫می‌دونی دیگه

14:15.381 --> 14:17.172
‫فقط می‌خوام از شوهرخاله‌ی

14:17.184 --> 14:19.381
‫دختره بهم بگی، کریستوبال والدیویا

14:21.821 --> 14:24.421
‫همیشه با گروهش میومد برای جستجوی گروهی

14:24.941 --> 14:25.901
‫ضد سقط جنین بودن

14:26.981 --> 14:29.061
‫بنظرت می‌تونه به کسی صدمه بزنه؟

14:29.861 --> 14:32.341
‫مثلا دختری که می‌خواد سقط جنین انجام بده

14:34.061 --> 14:36.781
‫چطور؟ بنظرت ممکنه کنترلش
‫رو از دست داده باشه؟

14:38.821 --> 14:39.701
‫لعنتی

14:40.341 --> 14:43.261
‫وقتی لائورا ناپدید شد
‫تحقیقات سنگینی دربارش کردم

14:44.181 --> 14:45.381
‫ولی مدرک عدم حضور در صحنه داشت

14:46.221 --> 14:51.341
‫خیلی خودشو وقف اعتراض
‫جلوی کلینیک‌ها کرده بود

14:52.141 --> 14:54.621
‫تصور کن زنی و داری میری که سقط انجام بدی

14:55.421 --> 14:57.661
‫برای کسی مثل کریستوبال والدیویا

14:58.901 --> 15:00.661
‫تو قبل از هرچیز

15:01.741 --> 15:03.821
‫کسی هستی که باید نجاتش داد

15:04.741 --> 15:07.381
‫ولی اگه گوش ندی و کار خودت رو بکنی

15:07.461 --> 15:08.901
‫تبدیل شدی به قاتل

15:10.021 --> 15:13.141
‫و داری به خداش توهین می‌کنی، می‌دونی؟

15:14.181 --> 15:17.661
‫و یه افراطی باور داره که
‫هر گناهی سزاوار مجازاته

15:19.421 --> 15:20.261
‫بگذریم

15:21.381 --> 15:24.621
‫خدای اون یارو خدای مهربونی نیست بلن

15:42.941 --> 15:43.781
‫اسکل!

15:45.221 --> 15:47.301
‫فردا میریم بیرون دیگه، نه؟

15:47.381 --> 15:51.061
‫فکر کنم بتونیم وارد لیست کلوب کالیدو بشیم.
‫کارت شناسایی چک نمی‌کنن

15:51.141 --> 15:52.181
‫ایول

15:52.781 --> 15:53.621
‫ناچو

15:54.421 --> 15:55.941
‫- میای؟
‫- کجا؟

15:56.861 --> 15:58.861
‫کجا؟ پارتیِ شنبه دیگه

15:58.941 --> 16:02.221
‫نه حاجی. شنبه این هفته نمی‌تونم.
‫با شوهرخاله‌م برنامه شام دارم

16:03.581 --> 16:04.461
‫چه بد

16:06.501 --> 16:07.999
‫بهتره اینو هوشیار نگه داریم

16:08.011 --> 16:09.861
‫الکل می‌خوره رد میده

16:10.701 --> 16:12.901
‫دیوث خانِ سوخته
‫چه مشتی بهم زد

16:16.501 --> 16:17.541
‫والدیویا!

16:20.061 --> 16:20.901
‫اوه

16:26.021 --> 16:26.861
‫سرویسه

16:26.941 --> 16:28.541
‫زیاد با هم حرف نمی‌زنیم ناچو

16:29.221 --> 16:30.461
‫- درسته
‫- چطوری؟

16:32.021 --> 16:33.941
‫هنوز می‌خوای مهندسی بخونی؟

16:35.341 --> 16:38.021
‫بله. یعنی خاله و شوهرخاله‌م اینو می‌خوان

16:39.861 --> 16:41.181
‫از پسش برمیای

16:41.261 --> 16:43.181
‫سوابق تحصیلیت عالیه

16:44.861 --> 16:47.221
‫ولی باید مراقب دوست‌های جدیدت باشی

16:48.141 --> 16:51.421
‫منظورم اینه که...
‫مردم با میرن روخو دیدنت

16:52.661 --> 16:55.061
‫نگران نباش. کار اشتباهی نکردی

16:56.581 --> 16:58.301
‫موضوع اینه که این روزنامه‌نگار...

16:59.661 --> 17:01.301
‫چی دربارش می‌دونی؟

17:02.941 --> 17:04.221
‫هر چی همه می‌دونن

17:04.301 --> 17:05.141
‫صحیح

17:07.221 --> 17:09.221
‫بعضی‌ها انقدر زجر کشیدن

17:10.901 --> 17:13.501
‫که اون درد رو تا ابد
‫با خودشون حمل می‌کنن

17:13.581 --> 17:14.861
‫می‌فهمی؟

17:14.941 --> 17:16.301
‫باید مراقب باشی

17:17.221 --> 17:18.941
‫نذار ازت سوءاستفاده کنن

17:21.621 --> 17:22.781
‫احمق نیستم

17:22.861 --> 17:24.221
‫نه، البته که نیستی

17:27.661 --> 17:30.141
‫وقتی مدرسه نیستی
‫نمی‌تونم ازت محافظت کنم

17:31.501 --> 17:32.741
‫ولی می‌تونم بهت توصیه کنم

17:35.021 --> 17:37.035
‫میرن روخو از عذاب بقیه...

17:37.047 --> 17:39.941
‫تغذیه می‌کنه.
‫براش اهمیت نداری

17:40.981 --> 17:42.101
‫نزدیکش نشو

17:46.181 --> 17:47.181
‫مراقبت کن

17:48.901 --> 17:49.741
‫ممنون

18:10.741 --> 18:11.821
‫میرن

18:12.501 --> 18:13.421
‫تأیید شد

18:13.941 --> 18:17.021
‫توماس مندوزا تو بیمارستان ال‌ آنخل‌ـه،
‫تو بخش روانپزشکی

18:17.101 --> 18:20.301
‫استفاده ازش بعنوان منبع
‫نه شدنیه نه اخلاقی

18:21.381 --> 18:24.341
‫- دستمون تو حنا موند
‫- نه. پدرش

18:25.061 --> 18:27.661
‫- چی؟
‫- واکنشش رو دیدی وقتی اسم بازی رو آوردم

18:28.381 --> 18:30.421
‫آره، دیدم، ولی که چی؟

18:30.501 --> 18:31.981
‫یه چیزی می‌دونه

18:32.061 --> 18:34.101
‫نه. پاکو حسابی شاکی شده

18:35.261 --> 18:36.701
‫بذار ببینم درست فهمیدم

18:36.781 --> 18:38.692
‫پاکو میگه پسره رو بیخیال شیم

18:38.704 --> 18:40.901
‫ولی تو می‌خوای درباره
‫پدره تحقیق کنی

18:41.861 --> 18:42.981
‫آلبرتو مندوزا

18:43.981 --> 18:45.661
‫«پادشاه» مالاگا

18:46.581 --> 18:48.021
‫- نه
‫- چرا نه؟

18:48.101 --> 18:51.341
‫چون کارم رو دوست دارم،
‫نمی‌خوام دوباره اخراج شم

18:51.421 --> 18:54.381
‫- یه دختر دارم... نه
‫- حست چی میگه؟

18:56.901 --> 19:00.381
‫یه چیزی هست.
‫یه چیزی مشکوکه، ولی نمی‌دونم چی

19:00.461 --> 19:01.821
‫پس بریم سراغش

19:03.061 --> 19:04.821
‫خیلی سریشی‌ها، می‌دونی؟

19:09.101 --> 19:10.501
‫شاید یه نفر باشه...

19:11.941 --> 19:13.421
‫فکر کنم می‌دونم کی می‌تونه کمکمون کنه

19:14.021 --> 19:15.581
‫بیا. خیلی خوشت میاد

19:19.821 --> 19:20.901
‫اینجاست

19:20.981 --> 19:22.876
‫می‌دونی کی رو می‌خوان

19:22.888 --> 19:24.741
‫بذارن جات بعنوان همکارم؟

19:25.261 --> 19:27.741
‫- به همین زودی تصمیم گرفتن؟
‫- پاکیتو خرز

19:28.501 --> 19:30.027
‫طرف دو متر قدشه، سیصد کیلو هم وزنش

19:30.039 --> 19:32.221
‫با هم شبیه داوود و جالوت می‌شیم

19:33.621 --> 19:35.781
‫داریم خودمون رو برای این لقب آماده می‌کنیم

19:40.021 --> 19:40.941
‫بفرما

19:41.021 --> 19:44.941
‫ما اینجا با زن‌هایی که تونستیم
‫نجات بدیم صحبت می‌کنیم

19:45.021 --> 19:48.181
‫اینجا گزینه‌های جایگزین سقط
‫رو بهشون میگیم

19:48.261 --> 19:51.661
‫و کمکشون می‌کنیم که از دولت کمک بگیرن

19:51.741 --> 19:53.541
‫ما روانی نیستیم

19:55.141 --> 19:56.941
‫نقش شما تو گروه چیه؟

19:57.501 --> 20:00.901
‫یکم از همه‌چیز.
‫منشی‌ام، دوستم، مشاورم

20:00.981 --> 20:03.301
‫عمیقاً خودم رو وقف این گروه کردم

20:04.461 --> 20:06.901
‫اومدیم درباره کریستوبال والدیویا پرس و جو کنیم

20:06.981 --> 20:10.221
‫بهمون گفت که شنبه تا
‫ساعت دو صبح اینجا بوده

20:11.061 --> 20:13.021
‫بله. با من بود

20:17.461 --> 20:18.821
‫- با شما؟
‫- بله

20:18.901 --> 20:20.981
‫داشتیم برای تظاهرات
‫حامی حیات آماده می‌شدیم

20:22.101 --> 20:24.301
‫پس تأیید می‌کنید که با همدیگه بودید؟

20:24.941 --> 20:29.701
‫بله، داشتیم به تمام سازمان‌های
‫سراسر اسپانیا ایمیل می‌زدیم

20:29.781 --> 20:31.421
‫واقعا؟ تا ساعت دو؟

20:32.981 --> 20:34.981
‫می‌بینم که خیلی وقف این آرمان شدین

20:35.061 --> 20:38.461
‫راستش، ساعت دقیقش رو یادم نیست

20:39.221 --> 20:41.399
‫ولی بعدش، کریستوبال سوار ماشینش شد

20:41.411 --> 20:43.541
‫و رفت خونه. منم همینطور

20:46.621 --> 20:48.101
‫میشه بگین چی شده؟

20:48.181 --> 20:51.061
‫شرمنده، ولی نمی‌تونیم بگیم

20:51.141 --> 20:53.541
‫یه سوال کوتاه.
‫شما متأهل یا تو رابطه هستین؟

20:55.981 --> 20:57.621
‫با شوهرم متارکه کردم. چه اهمیتی داره؟

20:57.701 --> 21:00.541
‫رابطه‌تون با کریستوبال والدیویا چیه؟

21:02.941 --> 21:04.781
‫سالها پیش من حامله شدم

21:05.341 --> 21:07.941
‫جوون بودم و نمی‌خواستم
‫بچه رو بدنیا بیارم

21:08.781 --> 21:11.901
‫کریستوبال جلوی کلینیک اومد پیشم

21:11.981 --> 21:14.261
‫و قانعم کرد که به کلام خدا گوش بدم

21:14.901 --> 21:17.341
‫امروز، بچه‌ام کنارمه و پشیمون هم نیستم

21:17.421 --> 21:19.541
‫من زندگیم رو مدیون کریستوبال والدیویا هستم

21:20.861 --> 21:24.181
‫ببخشید، ولی دیگه نمی‌خوام
‫دربارش صحبت کنم

21:24.781 --> 21:26.181
‫اگر ممکنه دیگه...

21:28.501 --> 21:29.701
‫خیلی ممنون

21:32.261 --> 21:33.101
‫ممنون

21:36.341 --> 21:39.541
‫- این دو تا از صمیمی اونورترن
‫- آره، خیلی

21:39.621 --> 21:41.381
‫- خدای من
‫- خدای من

21:43.461 --> 21:44.781
‫یه لحظه وایسا

21:44.861 --> 21:45.701
‫بله؟

21:49.181 --> 21:50.021
‫همه‌چی؟

21:51.621 --> 21:52.461
‫عالیه

21:53.901 --> 21:55.261
‫بله. پیش منه

21:59.781 --> 22:00.901
‫خیلی‌خب

22:00.981 --> 22:02.781
‫ممنون. به زودی می‌بینمت

22:08.021 --> 22:10.421
‫ماریو بود.
‫معلوم شده سقط رو چجوری انجام داده

22:16.221 --> 22:17.781
‫نظرت؟ بدک نیست، ها؟

22:20.181 --> 22:21.381
‫اومدیم ملاقات کی؟

22:21.461 --> 22:22.501
‫یه مرشد

22:23.421 --> 22:24.421
‫خودت می‌بینی

22:27.861 --> 22:28.741
‫ارنستو

22:28.821 --> 22:30.261
‫- خایمه، چطوری؟
‫- خوب

22:30.341 --> 22:31.221
‫- خوبی؟
‫- بله

22:31.301 --> 22:33.141
‫- مانوئل بالاست
‫- عالیه

22:33.221 --> 22:34.861
‫- می‌دونی کجا بری؟
‫- آره، آره

22:34.941 --> 22:35.781
‫فعلا

22:38.381 --> 22:39.781
‫این یارو مرشدته؟

22:39.861 --> 22:41.061
‫مانوئل راموس؟

22:41.141 --> 22:43.221
‫استاد شایعات

22:43.301 --> 22:45.861
‫- فکر می‌کردم بازنشسته شده
‫- این بابا؟ هیچوقت

22:46.461 --> 22:48.741
‫اگه یه نفر رازهای مالاگا
‫رو بدونه، اینه

22:48.821 --> 22:51.381
‫راستی، درباره کاری که داریم می‌کنیم
‫چیزی بهش نگو

22:51.461 --> 22:52.861
‫یه کلمه هم نگو

22:52.941 --> 22:55.501
‫اگه بفهمه، اول خودش چاپ می‌کنه، خب؟

22:55.581 --> 22:57.421
‫شک نکن سعی می‌کنه از زیر زبونت بکشه

22:58.221 --> 22:59.741
‫آقای مانوئل راموس

22:59.821 --> 23:02.701
‫بیا ببینم. بیا بغلم!

23:02.781 --> 23:03.781
‫حالت چطوره؟

23:03.861 --> 23:07.101
‫خدای من. خیلی خوب شدی راستی

23:07.181 --> 23:09.501
‫خوشحالم می‌بینمت.
‫ایشون همکارم هستن

23:09.581 --> 23:11.021
‫- میرن
‫- البته

23:11.581 --> 23:13.781
‫کتابتون رو خوندم.
‫کارتون عالی بود

23:13.861 --> 23:15.621
‫- خیلی ممنونم
‫- بله، تبریک میگم

23:16.421 --> 23:19.741
‫خب، پس دارین...

23:19.821 --> 23:21.501
‫یه داستان شرح حال می‌نویسین

23:22.141 --> 23:23.901
‫بیوگرافی

23:23.981 --> 23:26.341
‫بله، درسته. در مورد آلبرتو مندوزا

23:27.061 --> 23:28.541
‫دستتون بهش نمی‌رسه

23:28.621 --> 23:31.661
‫نمی‌ذارن هیچی دربارش چاپ کنین.
‫خط قرمزه

23:31.741 --> 23:33.341
‫و منم هیچی نمیگم

23:34.541 --> 23:36.701
‫می‌دونین پولش رو از کجا بدست آورده؟

23:37.541 --> 23:38.962
‫از خانواده‌ای میاد که

23:38.974 --> 23:40.901
‫نسل‌هاست رو گنج خوابیدن

23:40.981 --> 23:42.661
‫میشه گفت ثروت موروثی

23:43.381 --> 23:46.821
‫اون و همسرش مثل قدیس‌ها رفتار می‌کنن.
‫جشن و مهمونی ندارن

23:46.901 --> 23:49.941
‫زنه یکم اجتماعی‌تره، ولی خودش؟
‫اصلا

23:50.021 --> 23:52.609
‫می‌خوایم یکم عمیق‌تر درباره زمانی که

23:52.621 --> 23:55.221
‫تو لوس آرکوس دانش‌آموز بوده تحقیق کنیم

23:57.781 --> 23:58.741
‫اونوقت چرا؟

23:59.781 --> 24:01.101
‫گفتم که

24:01.181 --> 24:03.261
‫برای بیوگرافی

24:04.941 --> 24:06.621
‫- میگه بیوگرافی
‫- چیه؟

24:07.421 --> 24:08.341
‫ببین

24:09.061 --> 24:13.381
‫تو دهه هشتاد،
‫به یه سرایدار پول می‌دادم که خبرها رو بهم بده

24:14.861 --> 24:16.385
‫بچه‌های افراد سرآمد جامعه

24:16.397 --> 24:18.221
‫همیشه تو لوس آرکوس درس می‌خوندن.
‫خودت می‌دونی

24:18.301 --> 24:19.461
‫مندوزا هم اونجا درس خوند

24:19.541 --> 24:22.221
‫از اون زمان چیز به خصوصی یادتون هست؟

24:23.301 --> 24:24.301
‫آره اتفاقا

24:24.381 --> 24:27.101
‫یه چیزی شنیدم. یه خبر آبدار

24:27.901 --> 24:30.261
‫چی بود؟ بگو بهمون

24:30.341 --> 24:31.781
‫نه، نه، نه

24:31.861 --> 24:35.341
‫عمراً درگیر زندگی اون بشم.
‫عمراً. فکرشم نکن

24:36.421 --> 24:38.141
‫داستان بین شما چیه؟

24:38.221 --> 24:41.021
‫صرفاً کاریه یا چیز دیگه‌ای هم هست؟

24:41.901 --> 24:43.661
‫می‌خواین حقیقت رو بگین

24:44.341 --> 24:46.181
‫یا بازم خودمون رو بزنیم به اون راه؟

24:47.461 --> 24:49.221
‫واقعا چی دارین می‌نویسین؟

24:50.941 --> 24:54.341
‫بنظرمون داره یه چیزی رو
‫از دوران مدرسه‌ش قایم می‌کنه

24:56.381 --> 24:59.861
‫همین رازهاست که زندگی رو جالب می‌کنه، نه؟

25:03.621 --> 25:07.341
‫اگه دوست‌دخترت بذاره تو پادکستم
‫باهاش مصاحبه کنم...

25:09.101 --> 25:09.941
‫شاید...

25:12.461 --> 25:14.821
‫تو لوس آرکوس چه اتفاقی برای مندوزا افتاد؟

25:19.101 --> 25:23.541
‫این هیچوقت منتشر نشد،
‫پلیس هم تحقیقاتی انجام نداد

25:23.621 --> 25:24.901
‫انگار اصلا اتفاق نیفتاده

25:25.421 --> 25:29.341
‫و البته منم اینو بهتون نگفتم. حله؟

25:30.781 --> 25:34.021
‫مارس سال 1983 یکی از دخترهای مدرسه مرد

25:36.061 --> 25:38.221
‫نذاشتن یه کلمه هم دربارش بنویسم

25:42.221 --> 25:43.461
‫چه اتفاقی براش افتاد؟

25:44.181 --> 25:45.781
‫شرایط عجیبی بود

25:45.861 --> 25:47.221
‫حداقل اینطور گفتن

25:48.141 --> 25:51.341
‫اگه می‌خواین بیشتر بدونین،
‫از امیلیا پدرازا بپرسین

25:52.821 --> 25:54.581
‫- امیلیا پدرازا
‫- کی هست؟

25:54.661 --> 25:56.381
‫معلم راهنماش بود

25:56.941 --> 25:59.221
‫اون سعی کرد پلیس رو راضی کنه
‫تحقیق کنن، ولی...

26:00.381 --> 26:02.021
‫من در همین حد خبر دارم

26:04.781 --> 26:08.261
‫درود بر تو ای مریم،
‫مادر خدا برای ما گنهکاران

26:08.341 --> 26:10.781
‫اکنون تو در هنگام مرگ دعا کن، آمین

26:11.341 --> 26:13.581
‫عیسی به بهشت عروج می‌کند

26:14.541 --> 26:17.901
‫درود بر تو ای مریم، پر از نعمت،
‫خدا با توست،

26:17.981 --> 26:20.861
‫میان همه زنان تو مبارک هستی،
‫و عیسی میوه درون تو...

26:20.941 --> 26:23.181
‫سلام خوآنا

26:23.701 --> 26:25.461
‫میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

26:26.061 --> 26:26.981
‫مهمه

26:29.021 --> 26:31.061
‫نوه‌ت حامله بوده

26:31.701 --> 26:32.861
‫سقط کرده

26:35.861 --> 26:37.101
‫خبر داشتی، نه؟

26:38.061 --> 26:41.461
‫نمی‌دونستم حامله‌ست.
‫واقعا نمی‌دونستم خانم

26:42.541 --> 26:46.021
‫تو کامپیوتر آلیسون راهنمای سقط جنین پیدا کردیم

26:47.781 --> 26:49.244
‫نوه‌ت به این فکر کرده

26:49.256 --> 26:51.341
‫که خودش با میله‌ی چتر انجامش بده

26:52.101 --> 26:53.301
‫درمونده بوده

26:57.141 --> 26:59.101
‫آخرش هم از اینترنت قرص خریده

26:59.181 --> 27:01.741
‫قرص‌های گرون‌قیمت،
‫ولی نه به اندازه سقط جنین

27:08.621 --> 27:10.141
‫دختر طفلکم

27:11.741 --> 27:14.781
‫متوجهین که ممکن بوده
‫با این شکل سقط خودش رو بکشه؟

27:20.381 --> 27:22.741
‫یه روز صبح تو حموم پیداش کردم

27:24.301 --> 27:25.541
‫خونریزی داشت

27:29.021 --> 27:32.221
‫پول نداشت که تو کلینیک عمل سقط انجام بده

27:34.901 --> 27:36.101
‫و خجالت می‌کشید

27:37.901 --> 27:38.981
‫پدرش کی بوده؟

27:39.501 --> 27:40.341
‫نمی‌دونم

27:41.381 --> 27:43.061
‫بهم نمی‌گفت

27:43.141 --> 27:44.381
‫چرا بهم دروغ گفتی؟

27:46.901 --> 27:48.421
‫خجالت می‌کشیدم خانم

27:51.861 --> 27:52.701
‫آلیسون...

27:54.501 --> 27:55.941
‫خدابیامرز

27:58.501 --> 27:59.781
‫رفتارش خودخواهانه بود

28:02.541 --> 28:06.061
‫فقط به درسش و دانشگاه فکر می‌کرد

28:06.141 --> 28:10.141
‫به انسانی که درونش رشد می‌کرد
‫فکر نمی‌کرد

28:11.901 --> 28:15.341
‫به خدا هم فکر نمی‌کرد.
‫اما به خدا باور داشت

28:19.741 --> 28:21.741
‫فکر کنم خدا مجازاتش کرده

28:37.381 --> 28:39.141
‫بلن، چطور بود؟

28:42.861 --> 28:45.421
‫قضیه سقط رو می‌دونسته و چیزی نگفته

28:46.181 --> 28:47.181
‫بلن

28:48.941 --> 28:49.901
‫بلن

28:50.421 --> 28:52.861
‫دختره تک و تنها بوده چاپارو

28:54.181 --> 28:57.301
‫کسی رو نداشته.
‫حتی روی خانواده‌ش هم نمی‌تونسته حساب کنه

28:58.621 --> 28:59.621
‫می‌دونم

29:01.581 --> 29:02.581
‫تو خوبی؟

29:05.821 --> 29:06.661
‫آره

29:07.861 --> 29:09.541
‫تو چی؟ چی شد؟

29:12.061 --> 29:14.141
‫فیلم دوربین رو پیدا کردم

29:16.461 --> 29:19.621
‫نشون میده که کریستوبال والدیویا
‫ساعت دو از ساختمون خارج شده

29:20.821 --> 29:22.301
‫پس دروغ نمی‌گفته

29:22.861 --> 29:24.141
‫لعنتی

29:36.341 --> 29:37.301
‫خوبی؟

29:38.181 --> 29:39.021
‫اون طرفه

29:44.261 --> 29:45.581
‫این یکی هم بدک نیست

29:46.941 --> 29:49.061
‫این خونه‌های ساحلی رو نگاه کن

29:56.581 --> 29:59.501
‫- از سگ می‌ترسی؟
‫- فاصله‌م رو باهاشون حفظ می‌کنم

30:00.141 --> 30:01.461
‫- سلام
‫- سلام؟

30:04.141 --> 30:05.181
‫- آهای؟
‫- آهای؟

30:06.941 --> 30:08.141
‫ساکت شو لطفا

30:08.901 --> 30:10.061
‫- سلام
‫- حالتون چطوره؟

30:11.581 --> 30:13.381
‫چه کمکی ازم برمیاد؟ بیا اینجا

30:14.261 --> 30:16.181
‫ما دنبال یه معلمیم

30:17.061 --> 30:19.901
‫- از روزنامه دیاریو سور اومدیم
‫- بله، امیلیا پدرازا

30:21.101 --> 30:23.421
‫بله مادرمه. موضوع چیه؟

30:23.501 --> 30:25.181
‫- اینجا زندگی می‌کنه؟
‫- نه

30:26.381 --> 30:28.741
‫خب. می‌تونین بگین کجا زندگی می‌کنه؟

30:29.341 --> 30:31.541
‫پیره. نمی‌خوام کسی مزاحمش بشه

30:31.621 --> 30:33.901
‫- ما مزاحمش نمی‌شیم
‫- نه. ببخشید

30:33.981 --> 30:37.781
‫- فقط یه دقیقه کار داریم
‫- وقتتون رو تلف نکنین. ممنون

30:37.861 --> 30:39.821
‫بیا. اوتو، عزیزم، بیا

30:40.701 --> 30:42.261
‫چه خانم خوش‌اخلاقی

30:44.461 --> 30:45.541
‫حالا چیکار کنیم؟

30:46.141 --> 30:47.861
‫این تنها آدرسیه که داشتیم

30:48.741 --> 30:50.461
‫خب، به گشتن ادامه میدیم

30:51.181 --> 30:52.181
‫فردا

30:54.221 --> 30:55.061
‫باشه

30:57.381 --> 31:01.141
‫اون باره سوپ آخوبلانکوی بینظیری داره

31:01.221 --> 31:02.221
‫می‌خوای...؟

31:03.021 --> 31:04.181
‫امروز نمی‌تونم

31:04.741 --> 31:06.541
‫هرازگاهی یه معاشرتی هم بکنی بد نیست

31:07.181 --> 31:10.661
‫یه گیلاس شراب یا آب بخور...
‫یا بلا به دور، حتی بخند

31:10.741 --> 31:13.021
‫- انقدرم بد نیست
‫- با کسی قرار دارم

31:13.101 --> 31:16.101
‫- من می‌رسونمت
‫- نمی‌خواد. همین نزدیکیه

31:16.181 --> 31:18.381
‫- من می‌برمت دیگه
‫- فردا می‌بینمت، خب؟

31:18.461 --> 31:19.301
‫باشه

31:30.861 --> 31:31.701
‫مرسی

31:51.701 --> 31:52.541
‫ببخشید!

31:53.461 --> 31:55.741
‫سلام. ببخشید. امیلیا پدرازا؟

31:55.821 --> 31:56.941
‫بله، خودمم

31:57.021 --> 31:59.981
‫من خایمه برنال هستم.
‫از روزنامه‌نگارهای دیاریو سور هستم

32:00.061 --> 32:02.941
‫- یه دقیقه وقت دارید؟
‫- بله حتما. البته

32:17.021 --> 32:20.021
‫هستی؟

32:22.941 --> 32:26.021
‫آماده‌ای که ایمانت رو امتحان کنی؟

32:26.101 --> 32:30.301
‫بزرگترین زخمت بزرگترین ترسته

32:38.221 --> 32:39.581
‫تو منو نمی‌شناسی

33:11.541 --> 33:15.861
‫برگرد به شبی که رنج و عذابت شروع شد

33:15.941 --> 33:19.221
‫با تاریک‌ترین شبت روبرو شو

33:33.421 --> 33:37.301
‫اگه می‌خوای حقیقت رو درباره لائورا بدونی...

33:42.941 --> 33:45.981
‫چی می‌خوای؟

33:46.061 --> 33:50.101
‫دوباره برو اونجا
‫و دستورات من رو انجام بده، بازیکن

34:25.461 --> 34:27.821
‫چطور تونستی به پلیس دروغ بگی؟

34:27.901 --> 34:30.501
‫استرس گرفتم مرسدس. ببخشید

34:30.581 --> 34:33.301
‫دوباره رفتی اونو ببینی.
‫بهت گفتم نرو

34:33.381 --> 34:35.381
‫- اونو ندیدم
‫- ندیدیش؟

34:35.461 --> 34:38.181
‫باور کن دیگه نرفتم پیشش

34:38.261 --> 34:41.861
‫اظهاراتم به پلیس رو عوض می‌کنم، باشه؟

34:41.941 --> 34:44.461
‫- خیلی حرومزاده‌ای
‫- بهم بی‌احترامی نکن

34:44.541 --> 34:47.661
‫- تا حالا بهم بی‌احترامی نکردی
‫- کی اول بی‌احترامی کرده؟

34:47.741 --> 34:50.941
‫من هیچوقت بهت بی‌احترامی نکردم.
‫همون یه بار بود

34:51.021 --> 34:52.701
‫- دیگه تکرار نشده
‫- چی؟

34:52.781 --> 34:54.941
‫من کاری نکردم.
‫دیگه تکرار نشده

34:55.021 --> 34:57.941
‫- یه بار اتفاق افتاد، همین
‫- اتفاق افتاد

34:58.021 --> 34:59.901
‫بچه حرفامون رو می‌شنوه. خفه شو فقط

35:01.741 --> 35:03.821
‫- لعنتی
‫- اون بچه خودش همه‌چی رو می‌دونه

35:03.901 --> 35:06.461
‫- صدات رو بیار پایین
‫- «صدات رو بیار پایین»

35:06.541 --> 35:08.981
‫گفتم اظهاراتم رو عوض می‌کنم...

37:13.341 --> 37:16.221
‫تو دستشویی، جسم عیسی

38:10.541 --> 38:11.941
‫چیکار می‌کنی مامان؟

38:12.021 --> 38:14.861
‫تو که نمی‌شناسیش.
‫کی می‌دونه چی می‌خواد؟

38:14.941 --> 38:18.181
‫«کی می‌دونه چی می‌خواد»
‫چی قراره بخواد؟

38:18.981 --> 38:21.541
‫نباید بهش دروغ می‌گفتی.
‫خوشم نمیاد

38:21.621 --> 38:24.381
‫این خونه منه.
‫من اینجا زندگی می‌کنم، نه؟

38:24.461 --> 38:25.741
‫پس مشکل چیه؟

38:28.421 --> 38:30.221
‫دخترم رو ببخشید

38:30.301 --> 38:31.141
‫نگران نباشید

38:32.461 --> 38:34.101
‫خیلی کله‌شقه

38:34.181 --> 38:35.341
‫بذارید کمکتون کنم

38:35.421 --> 38:36.861
‫می‌خواد ازم محافظت کنه

38:36.941 --> 38:39.301
‫- منم با مادرم همینطورم
‫- واقعا؟

38:39.901 --> 38:41.381
‫وایسین، بذارین کمک کنم

38:41.461 --> 38:43.301
‫- یه لحظه
‫- بفرمایین

38:43.381 --> 38:44.381
‫آفرین

38:44.461 --> 38:45.461
‫خوبه

38:46.741 --> 38:51.061
‫- خیلی‌خب. اینم از این
‫- اشکالی نداره مکالمه‌مون رو ضبط کنم؟

38:51.141 --> 38:52.421
‫- اصلا
‫- عالیه

38:52.501 --> 38:55.981
‫- راحت باش. اشکال نداره
‫- می‌ذارمش اینجا

38:56.061 --> 38:59.221
‫خب، امیلیا، تو توی لوس آرکوس معلم بودی

38:59.301 --> 39:00.821
‫- بله
‫- چند سال؟

39:00.901 --> 39:02.421
‫پنج سال

39:02.501 --> 39:06.901
‫آخرین سالم 1983 بود

39:08.381 --> 39:11.781
‫ولی با فلسفه مدرسه موافق نبودم

39:12.581 --> 39:14.235
‫خوشم نمیومد، برای همین رفتم

39:14.247 --> 39:16.661
‫من یکی از دانش‌آموزهای سابق اونجام.
‫کاملا می‌فهمم

39:16.741 --> 39:20.821
‫اونطور که شنیدم،
‫اون سال یه دختر فوت شده

39:21.421 --> 39:23.341
‫بله، آلیسیا مارتوس

39:25.061 --> 39:27.191
‫می‌دونستی 38 ساله که منتظرم

39:27.203 --> 39:29.661
‫یکی درباره اون ازم سوال کنه؟

39:32.301 --> 39:35.061
‫بذار یه چیزی برات بیارم
‫که شاید مفید باشه

39:35.701 --> 39:37.941
‫- کمک می‌خواین؟
‫- نه، نیازی نیست

39:38.021 --> 39:39.381
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

39:40.421 --> 39:41.261
‫بذار ببینم

39:42.021 --> 39:44.261
‫باید همینجاها باشه

39:44.341 --> 39:45.181
‫نگاه کن

39:46.261 --> 39:47.141
‫ایناهاش

39:55.261 --> 39:56.181
‫ایناهاش

39:57.381 --> 39:59.781
‫بیا. می‌خوای عینکت رو بدم؟

39:59.861 --> 40:01.661
‫- باشه. مرسی
‫- خواهش می‌کنم

40:04.581 --> 40:07.461
‫بذار ببینم. باید همینجاها باشه

40:07.541 --> 40:08.781
‫باید همینجا باشه

40:09.901 --> 40:11.861
‫اینجا... ایناهاش

40:11.941 --> 40:16.741
‫این کلاس سال آخر سال 1983 هست

40:18.981 --> 40:22.821
‫پس آلبرتو مندوزا هم باید اینجا باشه، نه؟

40:22.901 --> 40:24.101
‫بله

40:24.861 --> 40:26.021
‫ایناهاش. خودشه

40:27.781 --> 40:31.621
‫آلبرتو مندوزا وقتی اومد تو مدرسه،
‫بچه خوبی بود

40:32.421 --> 40:35.781
‫ولی دوستاش رو خوب انتخاب نمی‌کرد

40:36.981 --> 40:39.261
‫اجازه داد دوست صمیمیش
‫بازیش بده

40:40.701 --> 40:41.581
‫همینه

40:42.981 --> 40:43.821
‫اینجا

40:47.701 --> 40:48.781
‫آندرس گاریدو

40:50.501 --> 40:52.461
‫مدیر آندرس گاریدو؟

40:52.541 --> 40:53.381
‫بله

40:53.901 --> 40:56.061
‫گاریدو و مندوزا تو یه کلاس بودن؟

40:56.661 --> 40:58.901
‫از اینم فراتر. جدانشدنی بودن

40:59.821 --> 41:02.021
‫ولی می‌دونی، آندرس گاریدو...

41:02.101 --> 41:04.821
‫از بچگی همینجوری بوده

41:04.901 --> 41:06.101
‫چطور؟

41:08.021 --> 41:08.861
‫ببین

41:10.821 --> 41:13.621
‫این که اینجاست آلیسیا مارتوس‌ـه

41:13.701 --> 41:14.821
‫همون دختری که مرد

41:17.741 --> 41:20.021
‫همش تقصیر آندرس گاریدوـه

41:32.701 --> 41:34.021
‫- پدر
‫- خوآنا

41:35.061 --> 41:36.981
‫چطوری؟ اوضاع چطوره؟

41:37.061 --> 41:38.461
‫خوبم پدر

41:39.981 --> 41:41.541
‫به آلیسونم فکر می‌کنم

41:42.661 --> 41:43.501
‫می‌دونی

41:45.061 --> 41:46.781
‫گاهی اوقات خدا

41:47.581 --> 41:48.741
‫ظالم بنظر می‌رسه

41:49.981 --> 41:50.981
‫ولی در واقع

41:51.981 --> 41:53.861
‫همیشه داره امتحانمون می‌کنه

41:55.381 --> 41:58.101
‫خداوند حتی می‌تونه از طریقِ...

41:59.141 --> 42:01.661
‫این درد عمیقی که داری حس می‌کنی
‫بهمون درس بده

42:02.741 --> 42:03.581
‫خب؟

42:04.261 --> 42:05.341
‫ممنون پدر

42:05.941 --> 42:06.781
‫خیلی‌خب

42:07.301 --> 42:10.901
‫راهرو رو که تموم کنم،
‫میام آپارتمان شما رو تمیز می‌کنم

42:10.981 --> 42:13.581
‫واقعا قدردانت هستم،
‫اما لزومی نداره

42:14.101 --> 42:15.661
‫چطوره بری یکم استراحت کنی؟

42:16.861 --> 42:18.061
‫نه پدر

42:18.701 --> 42:21.021
‫- ترجیح میدم مشغول باشم
‫- بله

42:21.821 --> 42:22.661
‫درک می‌کنم

42:24.901 --> 42:26.621
‫پس شب بخیر.
‫قوی بمون

42:27.381 --> 42:28.381
‫شب بخیر

42:30.941 --> 42:31.781
‫پدر

42:33.021 --> 42:33.861
‫بله؟

42:36.621 --> 42:39.221
‫بنظرتون آلیسون تو بهشته؟

42:41.181 --> 42:42.781
‫چرا نباشه؟

42:45.101 --> 42:48.381
‫چون جونی که تو بدنش بود
‫رو به قتل رسوند

42:53.101 --> 42:53.941
‫خداوند...

42:56.141 --> 42:57.181
‫بخشاینده‌ست

42:59.141 --> 43:02.501
‫اگه آلیسون توبه کرده باشه،
‫که مطمئنم کرده

43:05.141 --> 43:06.941
‫مطمئنم خدا اون رو بخشیده

43:09.221 --> 43:10.061
‫ایمان داشته باش

43:12.101 --> 43:13.661
‫خوآنا، ایمان داشته باش

43:15.981 --> 43:17.861
‫هر وقت بخوای من کنارتم

43:18.661 --> 43:20.021
‫ممنونم پدر

43:20.101 --> 43:20.941
‫خواهش می‌کنم

43:26.221 --> 43:28.021
‫ایده‌ی گاریدو بود

43:29.021 --> 43:30.957
‫آلبرتو مندوزا ربطی بهش نداشت

43:30.969 --> 43:33.261
‫اون مثل همیشه فقط پیروی می‌کرد

43:34.901 --> 43:38.381
‫می‌خواستن یه گروه متشکل از
‫دانش‌آموزهای خیلی متدین درست کنن

43:39.501 --> 43:41.742
‫بعد از کلاس می‌رفتن کتاب مقدس بخونن

43:41.754 --> 43:44.661
‫دربارش حرف بزنن، بحث کنن

43:44.741 --> 43:46.701
‫اولش خیلی بی‌ضرر بنظر میومد

43:50.261 --> 43:52.581
‫ولی بعدش اون بازی رو درست کردن

43:54.941 --> 43:59.301
‫اون بازی قرار بود کاری کنه

43:59.981 --> 44:03.421
‫که فقط مومن‌های واقعی
‫به گروه ملحق بشن

44:05.061 --> 44:07.461
‫دقیقا شامل چی می‌شد؟

44:08.821 --> 44:10.221
‫گاریدو رهبرشون بود

44:11.181 --> 44:14.821
‫یه سری آزمون بر اساس کتاب مقدس
‫طرح می‌کرد

44:42.901 --> 44:45.981
‫تو کلوب بمون. ایمان داشته باش

44:54.061 --> 44:57.781
‫حین یکی از اون آزمون‌ها،
‫آلیسیا مارتوس مُرد

44:59.621 --> 45:01.061
‫گردنش شکست

45:15.141 --> 45:17.861
‫میرن

45:19.061 --> 45:19.901
‫میرن!

45:31.941 --> 45:35.141
‫والدین بچه‌های اون مدرسه
‫خیلی ثروتمند بودن

45:35.981 --> 45:38.101
‫نذاشتن گندش دربیاد

45:38.181 --> 45:42.141
‫اصلا تو اخبار چیزی نگفتن.
‫اشاره هم نکردن

45:44.061 --> 45:45.261
‫وقتی پول داری

45:46.901 --> 45:48.741
‫هر چیزی رو می‌تونی بخری

45:51.141 --> 45:54.221
‫امیلیا، یادته اسم اون بازی چی بود؟

45:54.941 --> 45:55.981
‫معلومه که یادمه

45:56.781 --> 45:58.101
‫بازی روح

46:01.461 --> 46:02.661
‫و اون گروه...

46:03.901 --> 46:05.581
‫کلاغ‌های خداوند

46:05.661 --> 46:06.901
‫هی، ببخشید

46:08.061 --> 46:09.021
‫آروم‌تر

46:46.141 --> 46:47.221
‫حالت خوبه؟

48:11.261 --> 48:14.261
‫[ کتاب مقدس ]
‫[ لوس آرکوس، مالاگا ]

48:31.591 --> 48:38.591
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

48:39.212 --> 48:47.212
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
