WEBVTT

00:00.521 --> 00:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:14.051 --> 00:18.021
‫مترجم: Mohammad Dilmaj

00:20.729 --> 00:35.908
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

02:36.860 --> 02:41.100
‫بله؟ حالت چطوره؟ عالی‌ام!

02:42.461 --> 02:45.461
‫کی؟ کجا پیداش کردی؟

02:45.621 --> 02:47.660
‫توی حراجی؟

02:59.461 --> 03:02.260
‫سلام! حالت چطوره؟

03:04.781 --> 03:09.021
‫پس یه نقاشی دیدی؟

03:11.461 --> 03:13.820
‫مهمه.

03:16.181 --> 03:17.901
‫به نظر می‌رسه می‌تونه مال اون باشه.

03:18.061 --> 03:20.140
‫ولی اول باید خودم ببینمش.

03:24.341 --> 03:28.301
‫بهت قول می‌دم که حتما میرم اونجا.

03:44.540 --> 03:48.301
‫تو زیاد در رفت‌و‌آمدی،
‫شاید اون نقاشی رو بشناسی.

03:48.741 --> 03:49.741
‫دارم میام...

03:49.860 --> 03:53.100
‫بهت زنگ زدم، چون یه نقاشی خیلی مهم رو
‫توی یه حراجی دیدم.

03:53.260 --> 03:55.781
‫کاتالوگ آنسورنا رو داری؟

03:57.181 --> 04:01.781
‫آسونه. یه «Ecce homo»ـه
‫که نوشته: «مکتب ریبرا».

04:09.700 --> 04:14.501
‫شماره ۲۲۹: دایرهٔ خوزه دِ ریبرا (قرن ۱۷)
‫«تاج‌گذاری با خارها» رنگ روغن روی بوم. ۱۵۰۰ یورو.

04:24.421 --> 04:26.700
‫امروز رسیدی؟

04:26.861 --> 04:30.340
‫آره، تازه از هواپیما پیاده شدم...

04:30.501 --> 04:33.020
‫مستقیم از فرودگاه اومدم.

04:33.421 --> 04:37.380
‫مطمئنم داری برای دیدن این نقاشی فوق‌العاده
‫لحظه شماری میکنی.

04:37.541 --> 04:41.101
‫بله، ممنون.
‫یه ایمیل فرستادم براتون، چون...

04:41.260 --> 04:44.780
‫ـ بله، می‌دونم، ایمیل به دستمون رسید...
‫ـ مرسی.

04:44.941 --> 04:47.421
‫می‌خواستین این زیبایی رو ببینین.

04:50.580 --> 04:52.380
‫تنها‌تون می‌ذارم تا خودتون ببینیدش.

04:52.541 --> 04:54.541
‫ـ خیلی متشکرم.
‫ـ ممنون.

04:57.700 --> 05:00.780
‫این نقاشی رو ببین،
‫و اگه فهمیدی چیه، بهم زنگ بزن.

05:05.820 --> 05:07.580
‫ـ صبح بخیر.
‫ـ سلام، چطوری؟

05:07.741 --> 05:09.301
‫خیلی خوبم.

05:19.861 --> 05:20.861
‫صبح بخیر.

05:21.861 --> 05:23.141
‫ـ چطوری؟
‫ـ همه‌چیز عالیه.

05:23.220 --> 05:24.220
‫ـ همه‌چیز خوبه؟
‫ـ آره.

05:45.741 --> 05:47.820
‫نه، نمی‌تونم تشخیص بدم چیه.

05:48.301 --> 05:50.460
‫چون اگه بهت بگم،
‫اوضاع بهم میریزه.

06:13.301 --> 06:14.700
‫«اسلیپر» یه افسانه‌ست.

06:14.861 --> 06:17.820
‫همون چیزیه که همه می‌خوان دربارش بشنون.

06:18.661 --> 06:22.780
‫رویای هر عتیقه‌فروشیه.

06:22.941 --> 06:25.340
‫بهش می‌گن اسلیپر «خوابیده»، چون این نقاشی

06:25.501 --> 06:28.260
‫سال‌ها خواب بوده و منتظر بوده تا بیدار بشه.

06:28.469 --> 06:29.960
‫اینجوری میشه ...

06:29.984 --> 06:32.703
‫اگر کامپیوتر داشتم، قشنگ بهتون نشون میدادم
‫که چطوری میشه.

06:32.728 --> 06:36.113
‫روی کامپیوتر همینجوری اسکرول میکنی،
‫بعد یه دفعه می‌بینی عه!

06:38.440 --> 06:40.604
‫منم بعضا شکارچی "اسلیپرها" هستم.

06:40.833 --> 06:45.383
‫اگر اسلیپر رو یک نقاشی در نظر بگیری که

06:45.435 --> 06:48.701
‫در یک حراج عمومی به نام "بی‌ارزش" ثبت شده،

06:48.801 --> 06:51.395
‫برای هر دلالی مثل یک رویا می‌مونه!

06:52.747 --> 06:54.060
‫شگفت‌انگیزه!

06:54.867 --> 06:58.933
‫همونطور که گفتم مثل پیدا کردن چراغ جادو میمونه،

06:59.074 --> 07:02.953
‫و میری که به همه بگی، من این چراغ جادو رو پیدا کردم!

07:03.029 --> 07:08.423
‫البته اگر تو این روند، یه پولی هم به جیب بزنم،
‫عالی میشه.

07:09.021 --> 07:10.568
‫"جایزه بزرگ"

07:14.593 --> 07:17.340
‫پدرم نقاش بود و استاد هنرهای زیبا.

07:17.501 --> 07:20.220
‫پس از نقاشی سر در می‌آورده!

07:20.380 --> 07:22.460
‫همیشه عقیده داشت این تابلو خیلی ارزشمنده.

07:22.541 --> 07:25.260
‫براش ارزش قائل بود و می‌گفت:
‫«باید یه کارشناس پیدا کنیم.

07:25.421 --> 07:27.501
‫باید از یه کسی بپرسیم».

07:27.820 --> 07:31.900
‫شروع کرد به نظر خواستن از دوستاش و آشناهاش.

07:32.220 --> 07:36.380
‫و نظرشون این بود که شاید از مکتب ریبرا باشه.

07:36.541 --> 07:41.621
‫می‌گفتن نقاشی خوبیه،
‫ولی نمی‌دونیم چی بگیم... !

07:41.780 --> 07:44.621
‫تا این‌که رسید به جایی که

07:44.780 --> 07:48.340
‫دیگه هر حرفی رو باور می‌کرد!
‫یکی می‌گه: «هیچ ارزشی نداره».

07:48.501 --> 07:50.541
‫یکی دیگه می‌گه: «شاید مال اون مکتبه».

07:50.700 --> 07:56.181
‫و این روند شاید پنجاه، شصت سال طول کشید.

07:56.340 --> 07:59.661
‫بارها پرس و جو کردیم،
‫چون همیشه شک داشتیم.

07:59.820 --> 08:02.260
‫به همین خاطر زدیمش به دیوار ورودی سالن غذاخوری.

08:02.421 --> 08:03.780
‫و همون‌جا موند.

08:05.861 --> 08:08.020
‫وقتی بچه بودم، ازش می‌ترسیدم.

08:08.181 --> 08:11.340
‫منظورم وقتیه که پنج یا شش سالم بود... آره.

08:11.501 --> 08:15.541
‫از چهرهٔ پیلاطس می‌ترسیدم،
‫یه جورایی شیطانی به نظر میومد.

08:15.700 --> 08:18.780
‫یادمه بعضی وقتا ...

08:18.941 --> 08:22.181
‫... با پدربزرگم سر میز شام می‌شستیم
‫و نقاشی هم اون‌جا بود.

08:23.621 --> 08:27.861
‫اگه اسباب‌کشی نکرده بودم،
‫هرگز کسی ازش خبردار نمیشد.

08:28.020 --> 08:30.460
‫وقتی به یه خونه کوچیکتر اسباب‌کشی کردم،

08:30.621 --> 08:32.740
‫دیگه دیوار کافی برای آویزون کردن تابلوها نداشتم.

08:32.901 --> 08:35.661
‫هرگز نمی‌خواستم ببرمش حراجی،

08:35.820 --> 08:37.700
‫یا بفروشم یا ازش خلاص بشم.

08:37.860 --> 08:42.061
‫دلم آشوب بود، چون
‫تمام عمرم ازش مراقبت کرده بودم.

08:43.421 --> 08:45.781
‫و بر حسب اتفاق،

08:45.941 --> 08:48.301
‫یه روز خواهرزادم اومد خونه‌مون

08:48.820 --> 08:51.700
‫و گفت: «عمه، نایلون حباب‌دار داری؟».

08:52.460 --> 08:55.541
‫داشتیم وسایل رو با نایلون حباب‌دار

08:55.700 --> 08:57.620
‫بسته بندی میکردیم،

08:57.781 --> 09:01.541
‫گفت: «چرا اینو نمی‌بری گالری؟

09:01.700 --> 09:04.980
‫الان که دیوار نداری آویزونش کنی، فرصت خوبیه!».

09:05.141 --> 09:06.700
‫ماشین هم بیرونه.

09:10.781 --> 09:12.901
‫این‌طوری بود که تابلو از خونه رفت بیرون.

09:31.820 --> 09:34.261
‫تابلو توی کاتالوگ آنسورنا چاپ شد.

09:34.421 --> 09:36.676
‫شماره ۲۲۹: دایرهٔ خوزه دِ ریبرا (قرن ۱۷)
‫«تاج‌گذاری با خار» رنگ روغن روی بوم. ۱۵۰۰ یورو.

09:36.700 --> 09:39.500
‫حراج‌خانه‌ها موظف‌اند آثار رو آنلاین منتشر کنن.

09:39.661 --> 09:42.220
‫بنابراین اگر اون کاتالوگ آنلاین منتشر نمی‌شد،

09:42.381 --> 09:46.460
‫تابلو با ۱۵۰۰ یورو فروخته می‌شد
‫و همه‌چیز عادی باقی می‌موند.

09:46.620 --> 09:49.860
‫ولی خب ایتالیایی‌ها فهمیدن، طبیعی هم هست.

09:50.261 --> 09:53.500
‫از اون‌جا به بعد، همه‌چیز پیچیده شد،
‫که خودت بهتر می‌دونی.

09:59.421 --> 10:02.340
‫من تو مادریدم.

10:02.500 --> 10:04.381
‫تو موزه پرادو قرار ملاقات دارم.

10:04.541 --> 10:08.021
‫می‌خوام همون تابلویی رو ببینم
‫که قبلا دربارش صحبت کرده بودیم.

10:08.181 --> 10:11.421
‫از اون لحظه به بعد دیگه وقت فکر کردن نداری

10:11.580 --> 10:14.500
‫که بگی آیا تابلو اصل هست یا نه.

10:14.661 --> 10:17.820
‫باید سریع عمل کنی،
‫چون می‌دونی گرگ‌ها در کمین هستن.

10:18.541 --> 10:22.100
‫وقتی تابلو رو تو واتساپ دیدم،
‫گفتم: «چه نقاشی قشنگی!

10:22.261 --> 10:24.941
‫شگفت‌انگیزه، بسیار زیباست».

10:25.100 --> 10:29.100
‫پس تصمیم گرفتیم فوراً به مادرید بریم.

10:29.647 --> 10:32.439
‫باید قبل از بقیه مردم دست به کار میشدم.

10:32.465 --> 10:36.057
‫اون موقع حس میکردم هنوز چندین فرصت

10:36.065 --> 10:38.523
‫برای خریدن اون نقاشی در دست دارم.

10:38.625 --> 10:43.718
‫ولی فرصت‌هام برمی‌گشت به اینکه

10:43.743 --> 10:47.059
‫بتونم نقاشی رو از حراجی خارج کنم.

10:47.377 --> 10:50.291
‫همه میخواستن اون نقاشی رو صاحب بشن.

10:50.620 --> 10:53.627
‫مثلا تو مادرید، پر از کفتار بود!

10:53.914 --> 10:56.270
‫بنابراین من با متصدیان مزایده تماس گرفتم،

10:56.502 --> 11:00.996
‫و اولین پیشنهادم که 600 هزار یورو بود رو اعلام کردم.

11:01.021 --> 11:06.021
‫به یکی از دوستام زنگ زدم،
‫یه گالری‌دار خارج از اسپانیا.

11:06.661 --> 11:09.820
‫تا کمک کنه و یه پیشنهادی بهم بده
‫که از حراج بیاریمش بیرون.

11:09.980 --> 11:12.460
‫عکس رو که براش فرستادم،
‫خیلی مضطرب شد!

11:12.820 --> 11:16.181
‫یه پیشنهاد مشترک آماده کرد

11:16.206 --> 11:17.534
‫و تلفنی و ایمیلی ارسال کرد.

11:17.660 --> 11:19.660
‫بعد از گذشت چند روز،

11:19.763 --> 11:21.630
‫دومین پیشنهادم رو القا کردم.

11:21.670 --> 11:25.085
‫و تا 3 میلیون افزایشش دادم.

11:25.368 --> 11:28.990
‫و پیشنهادم فورا رد شد.

11:29.031 --> 11:32.510
‫پیشنهادمون حدود ۴ تا ۵ میلیون بود.

11:33.874 --> 11:36.555
‫اون موقع، فقط می‌دونستیم که

11:36.580 --> 11:39.700
‫پیشنهادهای میلیون‌یورویی برای تابلویی داره میاد

11:39.860 --> 11:43.820
‫که در ابتدا به ریبرا نسبت داده شده بود.

11:43.980 --> 11:45.460
‫اطلاعات زیادی نداشتیم...

11:45.620 --> 11:49.261
‫یادمه که ایمیل رسمی به آنسورنا نوشتم

11:49.421 --> 11:51.700
‫که پیشنهادی مکتوب وجود داره

11:51.860 --> 11:54.141
‫از فابریتزیو مورِتی و مارکو وُئنا

11:54.301 --> 11:56.181
‫به مبلغ ۱۰ میلیون یورو.

11:56.340 --> 12:00.381
‫و بله، جواب دادن که علاقه‌ای به این پیشنهاد ندارن.

12:00.541 --> 12:03.820
‫گاهی پیش میاد مشتری،
‫به دلایل خاص،

12:03.980 --> 12:07.781
‫قبل از حراج به یک اثر علاقه‌مند بشه.

12:07.941 --> 12:12.100
‫و پیشنهادهایی رو مطرح میکنن
‫که قبل از حراج به دستش بیارن.

12:12.261 --> 12:16.740
‫ولی این‌بار از همون اول گفتن نه!

12:16.980 --> 12:19.340
‫پایه قیمت، ۵۰ یورو بود.

13:02.421 --> 13:05.781
‫توی این بازی پوکر به اصطلاح،

13:05.941 --> 13:10.500
‫باید بدونی کی رفیقته و کی رقیب.

13:11.541 --> 13:13.860
‫ما به عنوان نسل جدید عتیقه‌فروش‌ها

13:14.047 --> 13:18.126
‫ترجیح می‌دیم به هم کمک کنیم
‫تا اینکه با هم بجنگیم.

13:18.309 --> 13:21.315
‫مطمئن باشید که اگر بسپاریدش به من،
‫از پس کار برمیام.

13:21.340 --> 13:23.340
‫رابطه‌مون بر پایهٔ ...

13:23.500 --> 13:26.181
‫صداقت، دوستی و ارتباط واضحه.

13:26.494 --> 13:29.798
‫مشکل اینه که تا زمان حراج زمان کمی داریم.

13:30.072 --> 13:31.360
‫بیاید قدم به قدم پیش بریم.

13:31.458 --> 13:34.466
‫چون همچنان معتقدم که یک ماموریت غیر ممکن داریم.

13:34.705 --> 13:36.713
‫پس باید بریم اونجا،

13:36.738 --> 13:40.984
‫و به آنسورنا بگیم این مهمترین نقاشی هست که
‫ تا به حال، تو بازار اسپانیا مطرح شده،

13:41.009 --> 13:43.139
‫و اینکه باید با ما همکاری کنن،

13:43.164 --> 13:46.361
‫بعد باید بریم پیش صاحبان اصلی،
‫_ پیش مالکین.

13:46.386 --> 13:49.215
‫و ماجرا رو توضیح بدیم، پس ...

13:49.275 --> 13:52.795
‫یه جورایی همچین درخواستی از این افراد،
‫یک جهش از ایمانه.

13:53.019 --> 13:55.537
‫ باید فکر کنیم که اونا چه فکری خواهند کرد!

13:55.709 --> 13:59.805
‫این افراد الان خیلی ساکت و آروم،
‫دارن تو خونه نهارشون رو میل میکنن

14:00.005 --> 14:03.005
‫و فکر میکنن یه نقاشی رو قراره به 1500 یورو بفروشن!

14:03.328 --> 14:06.360
‫ما میریم اونجا و بهشون میگیم که ...

14:06.385 --> 14:08.402
‫نقاشی شما پتانسل رقم 200 میلیون رو داره!

14:08.427 --> 14:09.815
‫قطعا شوکه میشن.

14:12.941 --> 14:16.301
‫چیزای جالب‌تری هم می‌دونم،
‫اگه بخواین براتون می‌گم.

14:16.460 --> 14:19.541
‫به نظر می‌رسه تابلو بین بازارهای مادرید

14:19.700 --> 14:22.980
‫و تاجرهای خرده‌پا

14:23.141 --> 14:26.820
‫و فروشنده‌های اجناس دست‌دوم، دست‌به‌دست می‌شده
‫و هیچ‌کس بهش اهمیتی نمی‌داده.

14:27.610 --> 14:32.897
‫شنیدم که نقاشی توسط یک دلال،

14:33.176 --> 14:37.597
‫در یک مغازه در مادرید به مدت سه ماه
‫به فروش گذاشته شده،

14:37.622 --> 14:42.568
‫در واقع پشت ویترین یک مغازه فقط برای چند هزار یورو!

14:42.593 --> 14:45.020
‫و هیچکس هم برای خریدنش نیومده.

14:46.711 --> 14:51.703
‫و جالب اینجاست که نقاشی بدون قاب
‫به حراجی عرضه شده!

14:51.961 --> 14:56.511
‫چون به نظر میاد اون خانواده قاب رو جدا فروختن

14:56.536 --> 15:03.157
‫یا شاید هم دلالی که نقاشی دستش بوده،
‫قاب رو جدا فروخته!

15:09.301 --> 15:13.381
‫می‌تونم بگم یکی از هیجان‌انگیزترین ...

15:13.541 --> 15:16.661
‫... لحظه‌های دوران کاری من بود.

15:16.820 --> 15:20.381
‫چون همیشه شکاک بودم، همیشه می‌گفتم نه،

15:20.541 --> 15:24.460
‫هرگز فکر نمی‌کردم بشه یه کاراواجوی جدید پیدا کرد.

15:24.620 --> 15:28.740
‫باورم نمی‌شد هنوز ممکنه

15:28.901 --> 15:31.141
‫یه کار ناشناخته از کاراواجو وجود داشته باشه.

15:31.301 --> 15:35.620
‫خیلی هیجان‌انگیز بود،
‫انگار دوباره یه دوست قدیمی رو دیدم،

15:35.645 --> 15:37.981
‫قابل توضیح نبود.

15:38.018 --> 15:39.912
‫خیلی چیزا رو میتونید کشف کنید.

15:39.937 --> 15:43.040
‫خیلی از هنرمندان گمشده رو میتونید کشف کنید،

15:43.065 --> 15:45.680
‫و خیلی هم عالیه.

15:45.705 --> 15:50.012
‫ولی کشف یک کاراواجو در این زمان!

15:50.037 --> 15:53.689
‫بهترین اتفاقیه که یک فرد میتونه در این بیزینس
‫بهش امیدوار باشه!

15:53.714 --> 15:56.700
‫می‌دونی اولین نفری
‫که گفت: «این یه کاراواجوئه» کی بود؟

15:56.860 --> 15:59.021
‫الان همه می‌گن ما بودیم ما بودیم!

15:59.181 --> 16:01.421
‫آره، برای بار اول، ۱۰۰ نفر کاراواجو رو دیدن.

16:01.580 --> 16:05.301
‫منم یکی از اون صد نفر بودم.

16:05.685 --> 16:07.419
‫اشتیاق بسیار بالایی داشتم،

16:07.585 --> 16:10.599
‫و فکر کردم که در مقابل کاراواجوی گمشده ایستادم!

16:10.739 --> 16:12.901
‫روز اولی که حراج باز شد.

16:13.061 --> 16:15.181
‫حقیقتش اینه که دلم گفت آره.

16:15.541 --> 16:18.781
‫همهٔ کارشناسا دست بلند می‌کردن
‫که بگن: «اول من دیدمش!».

16:18.941 --> 16:21.661
‫«نه، من بودم، ببینید،
‫واتساپم رو نشونتون می‌دم، تاریخش هست».

16:21.820 --> 16:26.421
‫اولین کسی که کشف کرد و خبر رو در ایتالیا منتشر کرد

16:26.580 --> 16:32.181
‫روزنامه‌های سنتی نبودن،

16:32.340 --> 16:34.580
‫بلکه یه سایت آنلاین بود، «داگوسپیا»،

16:34.740 --> 16:36.100
‫۷ آوریل ۲۰۲۱

16:36.261 --> 16:39.580
‫یه سایت که البته به شایعه‌پراکنی آنلاین میپردازه.

16:39.812 --> 16:42.589
‫فکر میکنم یکی از اولین تصاویری بود که

16:42.679 --> 16:46.741
‫در واتساپ به یک نفر نسبت داده شده بود!

16:46.766 --> 16:50.574
‫پس یک تصویری بود که قبل از اینکه
‫کسی اون رو واقعا دیده باشه

16:50.599 --> 16:53.925
‫به شهرت اینترنتی و دیجیتالی رسیده بود.

16:55.500 --> 16:57.916
‫من تو خانواده‌ی عتیقه‌فروش‌ها بزرگ شدم،

16:57.941 --> 17:00.980
‫و همیشه این افسانه‌ها رو می‌شنیدم،

17:01.141 --> 17:05.141
‫گاهی نزدیک‌تر، گاهی بسیار دورتر...

17:05.300 --> 17:08.421
‫و حالا این اتفاق با یه کاراواجو افتاد!

17:08.581 --> 17:10.941
‫می‌دونی،

17:11.101 --> 17:13.101
‫حتی توی فیلم‌ها هم نمی‌دیدی!!

17:22.421 --> 17:25.540
‫داریم از کسی حرف می‌زنیم
‫که واقعاً انقلابی

17:25.700 --> 17:27.421
‫در تاریخ نقاشی بود.

17:41.381 --> 17:43.020
‫از نظر تکنیک،

17:43.181 --> 17:46.500
‫می‌تونیم به کنتراست نور و سایه معروفش اشاره کنیم.

17:46.661 --> 17:50.300
‫ترکیبی از نور مصنوعی و طبیعی،

17:50.460 --> 17:54.260
‫که معمولاً در فضاهای نیمه‌تاریک،

17:54.421 --> 17:57.460
‫شخصیت‌های اصلی رو برجسته می‌کرد.

18:15.821 --> 18:19.581
‫اغلب از مردم عادی برای مدل‌هاش استفاده می‌کرد،

18:19.740 --> 18:23.740
‫و اونا رو به چهره‌هایی از تاریخ مقدس، قدیسان،

18:23.901 --> 18:28.500
‫و موجودات باجذبه از گذشته مشترک اروپا تبدیل میکرد.

18:30.941 --> 18:33.861
‫می‌شه گفت یکی از اون خالقان جاودانه‌ست

18:34.020 --> 18:37.861
‫که با حس انسانیِ فرازمانی ما،

18:38.101 --> 18:40.141
‫با احساساتمون،

18:40.300 --> 18:42.260
‫نفرت‌هامون و خواسته‌هامون، در ارتباطه

18:42.421 --> 18:44.540
‫نه با آمریکایی یا اروپایی بودن،

18:44.700 --> 18:47.980
‫بلکه صرفا با تعلق داشتن به ذات انسانی.

19:00.540 --> 19:04.220
‫نام «کاراواجو» در سال‌های اخیر

19:04.381 --> 19:07.661
‫تبدیل به یه ستاره یا راک‌استار شده.

19:12.392 --> 19:15.539
‫برخی از صحنه‌هایی که کاراواجو
‫در نقاشی‌هاش به تصویر میکشه،

19:15.632 --> 19:18.794
‫میتونن واقعا برای زیبایی‌شناسی مدرن جذاب باشند.

19:21.147 --> 19:22.422
‫قدرت،

19:23.570 --> 19:24.866
‫خشونت،

19:26.052 --> 19:27.886
‫علاقه به زندگی روزمره،

19:28.487 --> 19:32.663
‫میتونه توجه زیادی رو به مجموعه‌داران جدید
‫یا مجموعه‌داران قدیمی جلب کنه.

19:50.315 --> 19:54.123
‫افسانهٔ‌ی پشت کاراواجو چیه؟
‫نقاش نفرین‌شده،

19:54.153 --> 19:56.186
‫قاتل،

19:56.253 --> 19:59.621
‫نقاشی که از تب و لرز مرد.

19:59.980 --> 20:03.500
‫اون یه اسطوره‌ست، یه افسانه

20:03.661 --> 20:06.861
‫خیلی رمانتیک یا ویرانگر!

20:15.500 --> 20:17.700
‫ماجرای چیزی که ممکن بود یه کاراواجو باشه

20:17.861 --> 20:20.421
‫و قرار بود تو مادرید
‫به قیمت فقط ۱۵۰۰ یورو حراج بشه،

20:20.581 --> 20:22.500
‫همه‌جا سروصدا کرد...

20:22.661 --> 20:23.780
‫۸ آوریل ۲۰۲۱

20:23.941 --> 20:26.981
‫تابلویی روغنی که به کاراواجو نسبت داده می‌شه
‫فقط با ۱۵۰۰ یورو در حراج بود!!

20:27.621 --> 20:30.460
‫کاراواجوی پیدا شده
‫قرار بود با ۱۵۰۰ یورو فروخته بشه!!

20:30.740 --> 20:35.020
‫پسرعموم بلن به مامانمون زنگ زد و گفت:

20:35.421 --> 20:39.101
‫«عمه، موضوع خیلی جدی شده.

20:39.260 --> 20:42.780
‫نترس، ولی الان سر تیتر تمام خبرهای دنیا شدی!»

20:42.941 --> 20:46.300
‫داریم دربارهٔ هنر حرف می‌زنیم

20:46.460 --> 20:48.181
‫و کشفی واقعاً باورنکردنی.

20:48.341 --> 20:52.661
‫دیروز هم گفتیم:
‫یه نقاشی گمشده از قرن هفدهم،

20:52.821 --> 20:55.181
‫یه «اکه هومو» منسوب به کاراواجو،

20:55.341 --> 20:57.661
‫داشت توی مادرید حراج می‌شد،

20:57.821 --> 21:01.861
‫ـ فقط با ۱۵۰۰ یورو.
‫ـ می‌تونستن بخرنش!

21:02.020 --> 21:05.500
‫ـ خیلی راحت هم می‌تونستن بخرنش!

21:05.661 --> 21:10.421
‫صاحبش اون رو به یه شاگرد
‫ناشناس اسپانیاییِ کاراواجو نسبت میده.

21:10.581 --> 21:14.381
‫تابلو رو با قیمت خنده‌دار ۱۵۰۰ یورو گذاشت برای حراج.

21:14.540 --> 21:17.020
‫یه کاراواجو فقط ۱۵۰۰ یورو؟

21:17.500 --> 21:21.020
‫یه نقاشی که توی مادرید با قیمت ۱۵۰۰ یورو حراج شده،
‫ممکنه «اکه هومو»ی کاراواجو باشه.

21:21.181 --> 21:24.141
‫بعضی از رسانه‌ها خبر رو طوری منتشر کردن

21:24.300 --> 21:27.980
‫که انگار آنسورنا در دسته‌بندی یا تشخیص اشتباه کرده.

21:28.141 --> 21:31.500
‫اون موقع رسانه‌ها،

21:31.661 --> 21:34.500
‫یه‌جورایی با خشونت وارد ماجرا شدن.

21:34.661 --> 21:38.821
‫خانهٔ حراج مادرید که یه کاراواجو در دست داشت،

21:38.980 --> 21:41.141
‫فکر می‌کردن «یه نقاشی معمولیه»،

21:41.300 --> 21:44.060
‫اما در واقع یه کاراواجو به ارزش ۳۰۰ میلیون بود.

21:44.220 --> 21:47.821
‫خبرنگارها دنبال این بودن بفهمن

21:47.980 --> 21:51.060
‫ما محل کارمون هستیم یا خونه،

21:51.220 --> 21:53.700
‫رفتم خونه‌شون، ولی طبقه رو اشتباه کردم

21:53.861 --> 21:55.300
‫زنگ یه خونه رو زدم،

21:55.460 --> 21:58.901
‫یه مرد مؤدب درو باز کرد و گفت:
‫«ای کاش من یه کاراواجو داشتم».

21:59.540 --> 22:02.260
‫ولی واقعیت این بود
‫که اونا سه طبقه بالاتر زندگی می‌کردن.

22:02.421 --> 22:06.141
‫به هر سه تا خواهر و برادر زنگ زدم،
‫ولی هیچ‌کدوم حاضر به صحبت نبودن.

22:06.300 --> 22:08.220
‫گفتن با رسانه‌ها حرف نمی‌زنن،

22:08.381 --> 22:11.141
‫چیزی برای گفتن ندارن و قطع می‌کردن.

22:11.941 --> 22:17.341
‫کمی از این وضعیت شوکه شده بودیم.

22:17.500 --> 22:19.341
‫تلفن‌های هممون پشت هم زنگ میخورد.

22:19.500 --> 22:22.460
‫میومدن دم در خونه‌مون،

22:22.621 --> 22:26.141
‫جایی که خانواده‌مون و والدینم کار می‌کردن،
‫و دانشگاه.

22:26.300 --> 22:29.101
‫می‌اومدن تا ما رو شناسایی کنن
‫و اطلاعات جمع کنن.

22:29.260 --> 22:33.300
‫در نهایت، «هر کی خون بیشتری بریزه، برنده‌ست».

22:33.460 --> 22:37.181
‫هر کی اول به خبر برسه، موفق‌تره.

22:37.341 --> 22:38.821
‫همینه که فروش داره.
‫اونا اطلاعات می‌فروشن،

22:38.941 --> 22:41.181
‫و اگه زودتر از بقیه برسونن،
‫کارشون خیلی درسته.

22:41.341 --> 22:45.060
‫برای به‌دست آوردن خبر، بعضی‌ها راه‌هایی رو رفتن

22:45.220 --> 22:48.621
‫که خب، برای افراد اون طرف ماجرا آزاردهنده بود.

22:49.020 --> 22:51.740
‫شروع کردم با آدمای زیادی حرف زدن
‫تا بفهمم دقیقاً چه اتفاقی افتاده.

22:51.901 --> 22:53.540
‫یکی از اون‌ها خورخه کول بود.

22:53.700 --> 22:57.300
‫توی همون تماس اول گفت:
‫«من این نقاشی رو به‌دست میارم».

23:01.661 --> 23:03.020
‫سلام، صبح بخیر.

23:03.181 --> 23:05.460
‫ـ بریم تو دفترت؟
‫ـ آره، بفرما.

23:06.700 --> 23:08.901
‫حالت چطوره؟ خانواده خوبن؟

23:09.060 --> 23:10.941
‫همه خوبن. یکسره در سفرن.

23:11.101 --> 23:14.980
‫یه کم سروصدا راه افتاده، نه؟

23:15.141 --> 23:17.500
‫چیزی که برای ما مهمه

23:17.661 --> 23:20.500
‫اینه که با صاحبان اثر صحبت کنیم.

23:20.661 --> 23:23.260
‫می‌تونی کمکمون کنی؟

23:23.421 --> 23:25.740
‫بله، همون‌طور که گفتیم،

23:25.901 --> 23:30.581
‫ما شما رو به اون خانواده وصل می‌کنیم.

23:30.740 --> 23:33.341
‫فهمیدم که اون موضوع رو میدونه و درک می‌کنه،

23:33.500 --> 23:35.181
‫در حالی که ما نمی‌دونستیم.

23:35.341 --> 23:38.300
‫تجربه‌مون رو در اختیارشون گذاشتیم

23:38.460 --> 23:43.500
‫و گفتیم: «پیشنهادهایی در راهه.

23:43.861 --> 23:46.101
‫ما هم می‌تونیم پیشنهاد بدیم،
‫اما بهتره کسی کنارتون باشه

23:46.260 --> 23:48.980
‫که بهتون بگه کدوم پیشنهاد خوبه،

23:49.141 --> 23:51.700
‫کدوم واقعیه، و کی وقت فروختنه.

23:51.861 --> 23:53.540
‫اون‌وقت می‌تونین درست تصمیم بگیرین».

23:53.700 --> 23:57.821
‫اونا دیدن که من قصد خرید ندارم.

23:57.980 --> 24:00.141
‫نمی‌دونم، منم نپرسیدم.

24:00.300 --> 24:02.980
‫فقط می‌دونم که پدر خورخه

24:03.141 --> 24:05.181
‫رابطهٔ خیلی خوبی با صاحب آنسورنا داشت.

24:05.341 --> 24:08.901
‫احتمالاً همون ارتباط باعثش شد،

24:09.060 --> 24:11.581
‫یا شاید خود خورخه باهاش حرف زد

24:12.058 --> 24:14.058
‫و تونست متقاعدش کنه.

24:14.271 --> 24:18.241
‫دلال‌های خیلی خشمگینی دور و بر بودن،

24:18.348 --> 24:26.596
‫که بهشون فرصت خرید و شاید خرید کالا در حراج داده نشد.

24:26.621 --> 24:29.341
‫به نظر ما خیلی منطقی بود،

24:29.500 --> 24:32.341
‫چون در نهایت، ما به عنوان خانهٔ حراج

24:32.500 --> 24:35.020
‫و متخصصان هنر،

24:35.181 --> 24:37.300
‫باید بهترین مشاوره رو بدیم

24:37.460 --> 24:41.260
‫به کسایی که می‌خوان اثری رو بفروشن
‫یا بررسی کنن.

24:41.916 --> 24:48.096
‫فکر میکنم چیزهایی در پشت پرده وجود داره،
‫که ما هنوز ازش خبر نداریم.

24:48.796 --> 24:51.847
‫مطمئنم کسی که نقاشی رو به چنگ آورد،

24:51.870 --> 24:54.558
‫بسیار هوشمندانه عمل کرده.

24:54.870 --> 24:58.122
‫ولی با این حال، تو فرصت بعدی مال من میشه.

25:04.500 --> 25:07.020
‫اولش همه می‌خوان حرف بزنن

25:07.181 --> 25:09.141
‫و بگن چه پیشنهاد مالی میدن.

25:09.300 --> 25:11.220
‫این‌طوری به بازار پیام می‌فرستن:

25:12.381 --> 25:15.060
‫«خریداران عزیز، من نه تنها پول خرید رو دارم

25:15.220 --> 25:17.621
‫بلکه می‌تونم بازسازی کنم،

25:17.780 --> 25:21.460
‫نگهداری کنم،

25:21.621 --> 25:24.700
‫و ارتباطاتی دارم برای فروش به موزه‌ها

25:24.861 --> 25:26.141
‫یا مجموعه‌دارها».

25:29.381 --> 25:31.581
‫این یه جور بازیه.

25:34.780 --> 25:37.621
‫و باهوش‌ترین یا خوش‌شانس‌ترین برنده میشه.

25:39.983 --> 25:41.336
‫- چیشد؟
‫- انجام شد!

25:41.403 --> 25:41.999
‫انجام شد؟

25:42.023 --> 25:43.401
‫- گرفتیدش؟
‫- گرفتیمش!

25:43.442 --> 25:45.122
‫- به چنگش آوردیم!
‫- واو!

25:49.421 --> 25:52.260
‫بازار «اسلیپر» بخش کوچیکی از ماجراست،

25:52.421 --> 25:56.181
‫چون اینطوری نیست که هر روز یه کاراواجو پیدا بشه.

25:56.381 --> 25:58.780
‫هر صد سال یه بار شاید یکی پیدا بشه،

25:58.941 --> 26:00.421
‫این یکی از دستمون در رفت.

26:00.581 --> 26:03.460
‫تا صد سال دیگه یکی دیگه پیدا بشه،
‫ما دیگه نیستیم،

26:03.621 --> 26:07.460
‫پس با هنرمندای دیگه کنار میایم.

26:08.258 --> 26:10.539
‫ببینید، من فکر میکنم که ما

26:10.732 --> 26:13.525
‫مهمترین نقاشی کل حرفه شغلیمون رو در مقابل داریم.

26:13.636 --> 26:14.939
‫البته اگه ارزشش رو داشته باشه.

26:15.044 --> 26:17.071
‫وضعیت خیلی دشواریه برای ما.

26:17.096 --> 26:19.474
‫متوجهید؟
‫ما یه سری روابط نهادی داریم

26:19.534 --> 26:22.531
‫که تا آخر عمرمون ادامه داره،
‫و این رابطه رو حفظ خواهیم کرد.

26:22.556 --> 26:27.701
‫و همچنین یه سری قرارداد ...
‫- مسئولیت‌هایی داریم.

26:27.726 --> 26:30.420
‫پس میدونید که باید بهترین توصیه‌ها رو بدیم

26:30.444 --> 26:34.887
‫و باید بتونیم از پس این شرایط بر بیایم.

26:34.912 --> 26:37.215
‫نمیدونم موافقید یا نه، ولی این تابلو ...

26:37.362 --> 26:40.755
‫نباید به هیچکسی نشون داده بشه.
‫- به هیچ وجه.

26:47.260 --> 26:49.540
‫وقتی کسی تابلو رو در اختیار می‌گیره،

26:49.700 --> 26:53.980
‫در این مورد، هنوز در اختیار خانواده‌ست
‫از طریق خورخه کول،

26:54.460 --> 26:58.621
‫اون‌جاست که ماجرا تیره و مرموز میشه!

26:58.780 --> 27:00.901
‫از اون لحظه به بعد،
‫همه درها بسته می‌شن.

27:58.500 --> 28:00.740
‫وقتی تابلو رو از نزدیک دیدم،

28:00.901 --> 28:04.500
‫یه لحظه شک کردم

28:04.661 --> 28:08.020
‫که آیا واقعاً تمام نقاشی کار خود کاراواجوئه یا نه.
‫چرا؟

28:08.181 --> 28:14.460
‫چون خیلی ترمیم شده بود،

28:14.621 --> 28:20.220
‫رنگ روی رنگ، بخش‌های از دست‌رفته پوشونده شده،

28:20.381 --> 28:23.901
‫رنگ‌ها زرد و اکسیده شدن.

28:24.621 --> 28:29.661
‫بعضی قسمت‌ها واقعاً زیبا بودن،
‫مثل چهرهٔ مسیح

28:29.821 --> 28:32.141
‫و چهره پیلاطس،

28:32.300 --> 28:35.740
‫ولی بخش‌های ساده‌تر و ضعیف‌تر،
‫مثل دست‌ها،

28:35.901 --> 28:41.101
‫به‌ویژه دست چپ جلاد، پیلاطس

28:41.260 --> 28:45.621
‫که آسیب دیده و ترمیم شده بود.

28:46.141 --> 28:52.141
‫طنابی که به دست مسیح وصله،
‫خیلی زمخت و زشت بود.

28:52.300 --> 28:55.821
‫اون کیفیت کاراواجو رو نداشت.

28:55.980 --> 28:59.621
‫وقتی دیدمش، فکر کردم:
‫شبیه اثری از کاراواجوئه،

28:59.780 --> 29:02.260
‫ولی بعد گفتم نه، شاید کارِ باتیستلو کاراتچولو باشه،

29:02.421 --> 29:04.941
‫چون باورم نمی‌شد.

29:05.101 --> 29:10.460
‫برای همین کمی صبر کردم.

29:10.621 --> 29:12.300
‫بعد ازشون جزئیات سر ...

29:12.460 --> 29:14.621
‫... چهرهٔ مسیح رو خواستم،
‫چون اون بخش...

29:14.780 --> 29:18.181
‫برای من پیلاطس مهر تأیید بود،

29:18.341 --> 29:22.821
‫و همچنین اون مرد در پس‌زمینه با دهن باز،

29:22.980 --> 29:26.381
‫ولی چهرهٔ مسیح فرق داشت.

29:39.808 --> 29:41.967
‫من، اول از همه ترجیح می‌دم

29:42.421 --> 29:47.020
‫اظهارنظر قطعی نکنم،

29:47.181 --> 29:52.621
‫چون هنوز شک دارم که نباشه،

29:52.941 --> 29:57.661
‫ولی کاملاً هم مطمئن نیستم که هست.

29:58.341 --> 30:01.700
‫بعضی نشونه‌ها

30:01.861 --> 30:04.540
‫می‌گن آره،

30:04.700 --> 30:06.381
‫بعضی‌ها میگن نه.

30:06.980 --> 30:10.341
‫الان که می‌بینمش، می‌تونم بگم

30:10.500 --> 30:13.101
‫وقتی فقط عکس رو دیدم،

30:13.260 --> 30:17.181
‫قطعاً فکر می‌کردم نیست.

30:17.341 --> 30:20.220
‫صادقانه بگم... نه...
‫مسئله بزرگیه.

30:20.381 --> 30:23.220
‫از یه نقاش درجه‌دو حرف نمی‌زنیم،

30:23.245 --> 30:24.564
‫از کاراواجو حرف می‌زنیم.

30:25.867 --> 30:28.710
‫چیزی که درباره کاراواجو غیر معمول بود،

30:29.016 --> 30:32.275
‫این بود که او کارگاه بزرگی نداشت.

30:32.768 --> 30:36.699
‫دقیقا برعکس رامبراند و روبنس.

30:36.724 --> 30:39.094
‫جفتشون کارگاه‌های بسیار بزرگی داشتن.

30:39.324 --> 30:44.077
‫این یعنی اون نقاشی یا اثری از کاراواجو هست یا نیست.

30:44.808 --> 30:48.264
‫یا امضای خودش، یا یک کپی یا یک اثر
‫توسط یکی از شاگردانش.

30:48.538 --> 30:51.364
‫اون همیشه در بین هنرمندان بسیار مورد تحسین بود،

30:51.396 --> 30:53.803
‫بنابراین زیاد ازش کپی میشد.

30:53.879 --> 30:57.289
‫مشکل اینجاست که او کارگاه بزرگی نداشت،
‫ولی به طور کلی ...

30:57.328 --> 31:01.082
‫اسطوره‌شناسی ایجاب میکنه
‫که کاراواجو یک قهرمان تنها باشه.

31:01.274 --> 31:03.961
‫پس این نقاشی‌ها کارگاهی نیستن.

31:03.986 --> 31:07.000
‫پس وقتی نوشته میشه: Circle of Caravaggio

31:07.147 --> 31:10.751
‫در اصل یک کپی_ یا کپی هم‌دوره،
‫یا یک کپی مربوط به قرن نوزدهمه.

31:10.776 --> 31:15.056
‫و از اینا خیلی زیاد وجود داره،
‫چون مردم همیشه عاشق کارهاش بودن.

31:19.500 --> 31:22.821
‫یه فهرست تاریخی وجود داره،
‫حدود سال ۱۶۰۵،

31:22.980 --> 31:25.661
‫که توش از تابلویی

31:25.821 --> 31:28.260
‫با عنوان «اکه هومو» از کاراواجو نام برده شده.

31:29.861 --> 31:34.421
‫ولی خب شاید چهارهزار تا «اکه هومو»

31:34.581 --> 31:37.661
‫با اندازه‌های مشابه تو دنیا وجود داره.

31:38.341 --> 31:40.780
‫فقط یکی نیست که با اون فهرست بخونه.

31:40.941 --> 31:43.780
‫مردم معمولاً می‌خوان

31:43.941 --> 31:45.861
‫تابلوی خودشون همون گمشده باشه.

31:46.020 --> 31:48.901
‫و همین باعث سردرگمی می‌شه.

32:15.661 --> 32:19.341
‫خیلی وقت‌ها فهرست‌ها و کاتالوگ‌های رسمی،

32:19.500 --> 32:23.540
‫حتی اون‌هایی که تو تحقیقات استفاده شدن،

32:23.700 --> 32:25.861
‫اشتباه از آب دراومدن.

32:27.500 --> 32:29.780
‫کاراواجو یکی از پیچیده‌ترین نقاش‌ها

32:29.941 --> 32:34.020
‫برای تشخیص و توصیفه.

32:34.181 --> 32:36.700
‫همین واقعیت که

32:36.861 --> 32:40.500
‫این تابلو بیش از دو قرن

32:40.661 --> 32:43.700
‫در یه آپارتمان تو منطقه سالامانکای مادرید
‫ناشناخته مونده بود

32:43.861 --> 32:49.460
‫و حتی به‌عنوان یه کار بی‌نام به حراج گذاشته شد،
‫خودش گواهشه.

32:56.661 --> 33:01.260
‫«اکه هومو» مرموز و مسئله‌دار، همینه!

33:01.780 --> 33:03.381
‫بله.

33:03.540 --> 33:06.341
‫ـ یه نقاشی بی‌تاریخ.
‫ـ بله، تابلویی که

33:06.500 --> 33:08.700
‫سابقهٔ تاریخی مشخصی نداره،

33:08.861 --> 33:12.300
‫چون حدود دهه ۱۹۲۰ در فهرست موزه ثبت شد،

33:12.460 --> 33:15.780
‫ولی در اواخر اون دهه بردنش

33:15.941 --> 33:18.421
‫برای تزئین یه مدرسه،

33:18.581 --> 33:21.341
‫و بعد از جنگ جهانی دوم برش گردوندن،

33:21.500 --> 33:23.500
‫اما بدجور آسیب دیده بود.

33:24.141 --> 33:27.493
‫تابلویی با سابقهٔ نگهداری پیچیده.

33:27.676 --> 33:31.562
‫زمانی که یک کشف صورت میگیره،
‫اتفاقی که عموما میفته،

33:31.783 --> 33:34.217
‫یک مفهومی به نام نسخه اصلی یا اولیه مطرح میشه.

33:34.487 --> 33:37.567
‫مردم با خودشون میگن: حب این بهترین نسخه نقاشیه!

33:37.658 --> 33:40.395
‫این رو فقط در صورتی میشه گفت که

33:40.420 --> 33:42.104
‫یک نسخه بهتر وجود داشته باشه

33:42.111 --> 33:45.541
‫و مردم بگن: نه صبر کن، این یکی نسخه اصیل نیست.

33:45.688 --> 33:49.348
‫و این مشکل برای "اکه هومو" هم به وجود اومده

33:49.399 --> 33:51.909
‫وقتی یک نگاه صادقانه به اثر میندازید،

33:51.934 --> 33:55.838
‫کاملا به نظر من بی‌کیفیته.

33:55.904 --> 33:58.020
‫اون یکی تابلو هم تقلبی نیست،

33:58.181 --> 34:00.141
‫فقط کار یه نقاش دیگه‌ست.

34:00.300 --> 34:03.581
‫کاراواجو اطرافش نقاش‌های استثنایی زیادی داشت،

34:03.726 --> 34:06.446
‫و یکی از همونا این تابلو رو کشیده.

34:18.140 --> 34:21.381
‫گزارش‌هایی که دربارهٔ «کاراواجو»ی مادرید منتشر شد،

34:21.540 --> 34:25.941
‫چهار «ایراد» و «نقاط خالی نگران‌کننده» در نقاشی مطرح کرده.

34:28.620 --> 34:33.941
‫دو: مقدار زیادی رنگ‌پریدگی
‫و دست‌کاری روی تابلو وجود داره.

34:34.741 --> 34:37.701
‫این گزارش رو فالومیر،
‫مدیر موزه پرادو امضا کرده،

34:37.861 --> 34:40.901
‫که نمی‌دونم چند بار نقاشی رو دیده.

34:41.060 --> 34:44.261
‫من گزارش فالومیر رو بازنشر کردم،

34:44.421 --> 34:46.100
‫ولی با خودش حرف نزدم.

34:46.261 --> 34:49.741
‫فقط مواردی رو که به نظرم
‫در ارزیابی نقاشی مهم بودن،

34:49.901 --> 34:51.781
‫یادداشت کردم.

34:52.941 --> 34:54.861
‫بله، دیدمش.

34:56.540 --> 35:00.221
‫نه، واقعاً... فاجعه‌ست،
‫اصلاً کمکی نمی‌کنه.

35:00.381 --> 35:01.500
‫کاملاً درسته.

35:04.741 --> 35:08.941
‫نه، تصور نمیکنم که قصد بدی داشتن، ولی ...

35:09.100 --> 35:13.901
‫باید بدونی چطور یه گزارش مرمت رو بخونی.

35:14.060 --> 35:16.180
‫و این دختره، خب...

35:17.020 --> 35:19.140
‫کارش این نیست.

35:20.341 --> 35:22.821
‫نه، ولی این چیزا در نهایت...
‫الان،

35:22.980 --> 35:26.221
‫ما هنوز تو مرحله‌ی فروش یا تجاری‌سازی نقاشی نیستیم.

35:26.381 --> 35:30.781
‫مهم اینه که این تصمیم یا نظر

35:30.941 --> 35:33.140
‫الان شاید درست کار نکنه،

35:33.301 --> 35:36.540
‫یا با نتیجه‌ی نهایی مرمت هم‌خوان نباشه.

35:36.701 --> 35:39.580
‫وقتی مرمت تموم شد و نقاشی دیده شد،

35:39.741 --> 35:42.980
‫اون موقع می‌شه قضاوت کرد
‫که واقعاً هزار تا مشکل داره یا نه.

35:43.677 --> 35:45.781
‫برای همینه که منو استخدام کردی.

35:45.941 --> 35:47.701
‫نگرانش نباش.

35:52.369 --> 35:54.691
‫هیچکس از وضعیت این تابلو خبر نداره.

35:54.717 --> 35:56.477
‫و حتی ما هم نمیدونیم.

35:56.502 --> 36:00.387
‫و باید خیلی زود مشخص بشه،
‫چون لایه‌های زیادی وجود داره.

36:00.412 --> 36:02.566
‫در حال حاضر حساس‌ترین فرآیند همینه،

36:02.591 --> 36:06.253
‫و اگر تو کار مرمت گند بزنیم،
‫نقاشی رو نمیتونیم بفروشیم.

36:06.278 --> 36:09.673
‫به علاوه، تمام مطبوعات و منتقدا
‫خراب میشن روی سرمون.

36:09.792 --> 36:15.545
‫ما نیاز به کسی داریم که مرمت رو
‫به بدترین شکل ممکن انجام بده.

36:16.171 --> 36:18.475
‫خب، از نظر مالی، ما...

36:18.720 --> 36:21.858
‫ فقط برای مطالعه‌ی اولیه

36:21.883 --> 36:24.580
‫و انجام مرمت نقاشی استخدام شدیم،

36:24.741 --> 36:28.301
‫و شرکت ما، کولناگی،
‫مسئول پرداخت اون هزینه‌هاست.

36:28.621 --> 36:31.861
‫ما خوش‌بینیم.

36:31.886 --> 36:35.341
‫مسئولیت ما بسته به نتیجه‌ایه که بهش می‌رسیم.

36:57.941 --> 37:00.060
‫- نگاه کن!
‫- خیلی قشنگه!

37:00.221 --> 37:02.100
‫این همون قطعه کاراواجوئه

37:02.660 --> 37:06.301
‫که تو اسپانیا کشف شده

37:06.460 --> 37:09.980
‫و باید مرمت بشه.

37:10.460 --> 37:15.180
‫و من فکر می‌کنم تو بهترین فرد
‫برای حفاظت و نگهداریش هستی.

37:15.341 --> 37:17.221
‫مرسی که بهم اعتماد کردی.

37:18.100 --> 37:21.060
‫اعتماد کاملاً بجاست.

37:21.221 --> 37:25.620
‫خب، حالا باید برای کارهای لجستیک برنامه‌ریزی کنیم.

37:26.701 --> 37:30.540
‫باید بریم نقاشی رو ببینیم.

37:30.701 --> 37:32.100
‫- تو مادرید.
‫- تو مادرید.

37:32.261 --> 37:33.620
‫قطعاً.

37:47.020 --> 37:49.580
‫وقتی یه نقاشی رو می‌بینی، مثلاً یه کار از کاراواجو،

37:49.741 --> 37:52.580
‫که چهارصد سال قدمت داره
‫و سه بار هم مرمت شده،

37:52.741 --> 37:54.261
‫واقعاً نمی‌دونی آخرش چی می‌شه.

37:54.421 --> 37:57.060
‫ممکنه وقتی لایه‌های قبلی رو مرمت میکنی،

37:57.221 --> 37:59.381
‫با یه نقاشی خیلی آسیب‌دیده‌تر روبه‌رو بشی.

38:07.341 --> 38:09.901
‫و این کار رو باید برای کل نقاشی انجام بدی، درسته؟

38:10.580 --> 38:14.580
‫الان داریم قسمت‌هایی رو محکم می‌کنیم

38:14.741 --> 38:16.741
‫که فکر می‌کنیم بیشتر دربارش نگران هستید.

38:16.901 --> 38:19.941
‫که فکر میکنیم امکان آسیب بیشتری تهدیدشون میکنه.

38:20.100 --> 38:23.460
‫تا بتونیم با اطمینان کامل
‫روی کل نقاشی کار کنیم.

38:23.620 --> 38:24.821
‫خیلی با دقت...

38:24.980 --> 38:28.020
‫ولی قطعا درسته که نقاشی الان
‫از قبل بهتر به نظر میرسه.

38:28.180 --> 38:31.701
‫چون من یه تمیزکاری سطحی خیلی سبک انجام دادم،

38:31.861 --> 38:35.020
‫که گرد و خاک و این چیزا رو بگیرم...

38:35.180 --> 38:38.180
‫خیلی روشن‌تر شده.

38:38.341 --> 38:40.140
‫وقتی تمیزکاری زیاد از حد انجام بشه،

38:40.301 --> 38:43.341
‫بهش می‌گن «سوپرا پولیتو» یعنی
‫دیگه سطحی براش باقی نمونده.

38:43.500 --> 38:45.861
‫همه‌ی لایه‌هایی که به نقاشی عمق می‌دن، حذف می‌شن.

38:46.020 --> 38:48.620
‫در نتیجه کار صاف و بی‌کیفیت می‌شه.

38:48.781 --> 38:50.901
‫اونجا خطر بزرگی وجود داره.

38:56.341 --> 39:00.341
‫الان می‌خوایم بررسی کنیم ببینیم
‫این قسمت گچ‌گیری‌شده چقدر بزرگه،

39:00.500 --> 39:03.901
‫چون تو عکس‌های ایکس‌ری

39:04.620 --> 39:07.381
‫یه مقدار بزرگ‌تر به نظر می‌رسید.

39:08.221 --> 39:10.020
‫بنابراین ... خیلی حساسه.

39:14.221 --> 39:15.781
‫اون بخش تیره رو ببین.

39:22.221 --> 39:23.861
‫آره، همونجا.

39:28.341 --> 39:31.381
‫حالا بریم سراغ این بخش این‌طرف.

39:31.540 --> 39:35.221
‫هنوز باید با احتیاط کار کنیم،
‫چون همون‌طور که می‌بینید،

39:35.381 --> 39:38.341
‫پتینه‌ی نقاشی‌های قدیمی هنوز همه‌جا هست.

39:38.500 --> 39:39.500
‫باشه.

39:39.540 --> 39:41.821
‫پس باید خیلی مراقب باشیم،

39:41.980 --> 39:44.781
‫از هیچ ابزار مکانیکی استفاده نمی‌کنیم.

39:45.539 --> 39:47.620
‫- فقط ژل.
‫- و زمان.

39:47.901 --> 39:50.660
‫ژل و زمان... و صبر.

40:08.236 --> 40:11.276
‫در اصل، اول یه تمیزکاری اولیه انجام می‌دیم،

40:11.301 --> 40:14.781
‫نقطه‌ای رو پیدا می‌کنیم که باهاش راحتیم

40:14.941 --> 40:16.500
‫و همون‌جا متوقف می‌شیم.

40:16.660 --> 40:21.580
‫بعدش شروع می‌کنید به اصلاح و تراز کردنش
‫به روشی بسیار دقیق‌تر.

40:21.941 --> 40:24.180
‫بعضی از بخش‌های نقاشی

40:24.341 --> 40:26.980
‫رفتار متفاوتی دارن نسبت به بقیه.

40:27.941 --> 40:29.741
‫الان نورهای باتومی دارن خودشونو نشون میدن.

40:29.901 --> 40:32.421
‫از اونجایی که خودت نقاش و هنرمندی،
‫متوجه می‌شی که ...

40:32.580 --> 40:34.701
‫... این قسمت قبلاً وجود نداشته یا دیده نمی‌شده.

40:34.861 --> 40:36.660
‫- واقعاً دیده نمی‌شد.
‫- الان داره ظاهر می‌شه.

40:36.821 --> 40:38.381
‫خیلی خوشحالم که دارم اینا رو می‌بینم.

40:38.540 --> 40:40.100
‫این قرمز واقعاً یه چیز دیگه‌ست!

40:40.261 --> 40:42.540
‫آره، قرمزش فوق‌العاده‌ست.
‫قرمز کلاسیک کاراواجوئه!

40:42.701 --> 40:44.901
‫اون‌چیزی که بعداً می‌بینی، تضاده.

40:45.060 --> 40:48.221
‫چون الان کل کار یه‌جور حالت خنثی داره،
‫ولی وقتی تموم بشه، خیلی تیره‌تر می‌شه.

40:48.381 --> 40:49.421
‫سیاهی بیرون می‌زنه.

40:49.580 --> 40:52.620
‫این تیرگی باعث می‌شه عمق زیادی پیدا کنه.

40:52.781 --> 40:53.620
‫دقیقاً...

40:53.781 --> 40:56.701
‫اون‌وقت این سه سطح عمق مختلف

40:56.861 --> 40:58.301
‫که خیلی سخت نقاشی می‌شن،

40:58.460 --> 41:01.180
‫میان بیرون و کار رو خیلی چشمگیرتر می‌کنن.

41:01.341 --> 41:03.580
‫خیلی مشتاقم این قسمت رو ببینم،

41:03.741 --> 41:06.421
‫- این فیگور مورد علاقه‌ی منه.
‫- و دست‌ها، و بقیه‌ی جزئیات...

41:06.580 --> 41:09.941
‫وقتی تو گالری نور رو تنظیم می‌کنم،
‫کاری که می‌کنیم اینه که

41:10.100 --> 41:13.180
‫نورها رو از زوایای مختلف امتحان می‌کنیم،
‫میلیون‌ها ترکیب رو تست می‌کنیم.

41:13.341 --> 41:15.660
‫ولی در نقاشی‌های تیره،
‫همیشه سخت‌تره ...

41:15.821 --> 41:17.596
‫و تماشاگر دنبال یه نقطه‌ی خاص میگرده.

41:17.620 --> 41:19.741
‫من فقط از یه زاویه خاص نور می‌دم

41:19.901 --> 41:22.660
‫که درست دیده بشه،
‫بعد نقاشی رو به ذهنم میسپارم

41:22.821 --> 41:24.821
‫و خریدار رو می‌ذارم تو جای مناسبش.

41:24.980 --> 41:27.500
‫خودم می‌رم تو نقطه‌ی کور،
‫ولی چون نقاشی رو به خاطر دارم ...

41:27.660 --> 41:29.596
‫- دنبال جای درستش میگردی...
‫- آره، اون‌وقت می‌تونم راهنماییش کنم.

41:29.620 --> 41:30.620
‫خریدار رو دقیقاً می‌ذارم همونجا.

41:30.660 --> 41:32.341
‫ببین لبه‌ی ورنیس (لاک) اینجا چه شکلی شده.

41:32.500 --> 41:35.901
‫خب چه اتفاقی افتاده؟
‫منطقا اتفاقی که افتاده، اینه که

41:36.060 --> 41:39.660
‫اون شایعه‌ها به گوش دولت هم رسیده.

41:39.821 --> 41:43.821
‫هیئت ارزیابی، صادرات و بررسی
‫آثار میراث تاریخی

41:43.980 --> 41:46.381
‫تشکیل جلسه داد.

41:46.540 --> 41:48.901
‫و اعلام کرد که قابل صادرات نیست.

41:53.180 --> 41:59.180
‫از امروز، «اکه‌هومو» که به کاراواجو نسبت داده میشه،
‫به‌عنوان یه «BIC» شناخته شده.

42:02.580 --> 42:05.020
‫یعنی «دارایی دارای ارزش فرهنگی».
‫(BIC تو اسپانیایی مخففشه.)

42:05.180 --> 42:08.941
‫BIC بالاترین درجه‌ی حفاظت

42:09.100 --> 42:11.660
‫توی قانون میراث تاریخیه.

42:11.821 --> 42:16.060
‫و یعنی تا وقتی اون نقاشی توی این دسته‌بندی قرار داره،

42:16.221 --> 42:18.460
‫چه به عنوان BIC در نظر گرفته بشه، چه طبقه بندی بشه،

42:18.620 --> 42:22.861
‫که معمولاً تا ابده،
‫نمی‌تونه از اسپانیا خارج بشه.

42:23.660 --> 42:28.421
‫چند تا کارشناس نقاشی مربوط به اون دوره
‫دعوت شدن

42:28.580 --> 42:31.781
‫و از طرف موزه‌ی پرادو اومدن و بررسیش کردن،

42:31.941 --> 42:35.301
‫و اهمیت نقاشی رو توضیح دادن

42:35.460 --> 42:39.421
‫و پیشنهاد دادن که غیرقابل‌صادرات اعلام بشه.

42:44.620 --> 42:47.221
‫چون از اون اثر باید محافظت می‌شد،
‫ولی تا قبل از اون نشده بود.

42:47.381 --> 42:49.781
‫یعنی اون نقاشی ممکن بود

42:49.941 --> 42:52.620
‫تو حراجی با قیمت پایه‌ی مثلاً هزار یورو فروخته بشه،

42:52.781 --> 42:55.980
‫و بعد که می‌رفت خارج از کشور،

42:56.140 --> 42:59.980
‫می‌تونستن هر قیمتی که بخوان روش بذارن
‫و هر چند بار که بخوان بفروشنش.

43:00.140 --> 43:03.301
‫طبیعیه که خورخه کول و اون خانواده

43:03.941 --> 43:06.341
‫یه فرصت خیلی مهم رو در بازار از دست دادن،

43:06.500 --> 43:08.381
‫فرصتی که مارس ۲۰۲۱ داشتن

43:08.540 --> 43:10.701
‫و الان به خاطر محافظت‌های قانونی دیگه در اختیار ندارن.

43:10.861 --> 43:13.540
‫وقتی کلی پول از دست می‌دی،
‫سریع متوجه‌ش میشی.

43:14.701 --> 43:19.261
‫ولی مالک یه اثر BIC باید بدونه و بپذیره

43:19.421 --> 43:23.180
‫که مهم‌ترین ویژگی‌ش اینه که نمی‌شه از کشور خارجش کرد.

43:23.460 --> 43:25.221
‫ممکنه بخواد ارزشش رو حفظ کنه،

43:25.381 --> 43:27.317
‫ولی اینکه بتونه تو این شرایط قانونی

43:27.341 --> 43:31.261
‫اون ارزش رو نقد کنه، بحثش جداست.

43:31.781 --> 43:35.381
‫یه اثر BIC فقط با مجوز صادرات موقت
‫می‌تونه از اسپانیا خارج بشه،

43:36.020 --> 43:38.941
‫ولی نمی‌تونه در خارج بمونه؛
‫و دوم اینکه،

43:39.100 --> 43:42.660
‫هر معامله‌ی خرید و فروش احتمالی
‫باید اول به دولت اطلاع داده بشه،

43:42.821 --> 43:45.941
‫چون دولت حق تقدم خرید داره!

43:46.100 --> 43:49.301
‫- ارزش نقاشی چقدره؟
‫- توی بازار بین‌المللی؟

43:50.100 --> 43:53.060
‫مطمئنم که ارزشش ...

43:54.100 --> 43:58.460
‫... بیش از ۳۰۰ میلیون یوروئه.
‫۳۰۰ میلیون یا بیشتر.

43:58.781 --> 44:01.301
‫من خودم آثاری فروختم

44:02.180 --> 44:06.221
‫که موزه‌های بین‌المللی براشون
‫۵، ۶، ۸ یا ۱۰ میلیون یورو پیشنهاد دادن،

44:06.381 --> 44:10.180
‫ولی تو این کشور برای همین اثر به من فقط
‫۲۰۰ هزار یورو پیشنهاد دادن.

44:10.341 --> 44:13.381
‫این خودش یه مشکل بزرگه،
‫هم برای نقاشی، هم برای سیستم.

44:13.540 --> 44:16.861
‫یعنی این وضعیت باعث می‌شه که ...

44:17.781 --> 44:20.381
‫بازار هنر نتونه درست گردش کنه.

44:21.020 --> 44:24.660
‫به نظرم چیز خوبی نیست.
‫و تصور کن برای ما چه وضعی پیش میاد.

44:24.821 --> 44:29.020
‫از اینکه قرار بوده یه مبلغ کامل بگیری
‫ولی نصفش هم به زور پرداخت می‌شه، واقعاً ناراحت‌کننده‌ست.

44:30.500 --> 44:34.901
‫این شرایط رسیدن به اون رقم واقعی رو
‫خیلی سخت‌تر می‌کنه.

44:35.500 --> 44:38.701
‫ممکنه دولت اسپانیا عمدا استراتژی‌ای برای ...

44:38.861 --> 44:41.901
‫پایین آوردن قیمت نقاشی داشته باشه،
‫آره، احتمال داره.

44:46.381 --> 44:49.620
‫فقط همین قسمت کوچیک مونده...

44:54.100 --> 44:55.500
‫آماده‌ست.

45:03.640 --> 45:04.919
‫عالیه!

45:13.596 --> 45:17.765
‫با این محافظه‌کاری ها، تاثیر زیادی
‫روی قیمت خواهیم گذاشت.
‫- البته.

45:17.790 --> 45:19.942
‫مثلا حدود 20 درصد قیمت بین المللی.

45:19.967 --> 45:23.061
‫200 میلیون، میشه چیزی حدود 50 میلیون، کم و بیش.

45:23.086 --> 45:24.238
‫آره، همین حدود.
‫- حدودا 53 میلیون

45:24.261 --> 45:27.592
‫- حال اون خانواده رو تصور کن!
‫- دیوونه‌کننده‌ست.

45:27.617 --> 45:33.011
‫فاجعه‌ست، به خاطر همینه که تو ایتالیا و اسپانیا
‫اصلا بازاری وجود نداره،

45:33.036 --> 45:38.059
‫- یعنی نسبت به پاریس یا لندن یا کل دنیا واقعا کار سختیه.
‫- آره،

45:38.162 --> 45:40.729
‫چندتا مشتری خصوصی گوشه ذهنت داری؟

45:41.311 --> 45:42.077
‫- یک؟
‫- یک.

45:42.102 --> 45:44.792
‫- من فقط یکی دارم.
‫- منم سه تا.

45:44.866 --> 45:45.866
‫سه تا مشتری؟

45:46.821 --> 45:49.909
‫منم میتونم به دو سه نفر فکر کنم.

45:50.369 --> 45:53.297
‫پس ما مالکیت مشترک داریم.

45:53.777 --> 45:57.362
‫5 یا 6 تا مشتری خصوصی،
‫و همچنین موسسه‌ها.

45:57.569 --> 45:59.581
‫مشخصه که همه اول یاد موزه پرادو میفتن.

45:59.628 --> 46:05.776
‫فکر میکنم خیلی مهمه که روابطمون باهاشون
‫خیلی خوب باشه،

46:05.831 --> 46:07.914
‫تصمیم‌گیرنده اونها نیستن.

46:08.001 --> 46:13.850
‫- تصمیمش با وزیر فرهنگه، نه اونا.
‫- اهوم.

46:13.875 --> 46:17.850
‫منظورم اینه که اونا دریافت‌کننده پیشنهاد ها اند.
‫- ولی پیشنهاد میدن ... ؟

46:17.875 --> 46:21.420
‫میتونن درخواست بدن،
‫اما مسئولیت تصمیم‌گیری درباره اینکه ...

46:21.427 --> 46:23.319
‫پرداختی هست یا نه، یا قابل خرید و فروشه،

46:23.379 --> 46:25.549
‫با پرادو نیست، با وزیر فرهنگه.

46:25.675 --> 46:30.269
‫فکر میکنم نمیشه خیلی فعال بریم اینور و اونور
‫و نقاشی رو پیشنهاد بدیم

46:30.294 --> 46:32.870
‫چون این کار به ضرر تابلوئه.

46:32.895 --> 46:38.082
‫ولی باید گفتگوها رو به صورت دیپلوماتیک شروع کنیم،

46:38.107 --> 46:43.035
‫تنها راه معرفی این نقاشی اینه که،
‫بهشون بگیم این فرصت "یکبار در کل عمر" پیش میاد.

46:43.073 --> 46:45.294
‫وقتی کاری که لازمه رو درست انجام بدیم،

46:45.357 --> 46:48.398
‫دیگه بهش نمیگن یک کاراواجو.

46:48.423 --> 46:51.097
‫میگن کاراواجو.

47:05.540 --> 47:08.221
‫الان می‌تونیم نقاشی رو ببینیم اگه بخوای.

47:08.756 --> 47:10.756
‫آخرین باری که دیدیش کی بود؟

47:10.781 --> 47:12.075
‫- تقریباً یه سال پیش.
‫- از زمان فکتوم.

47:12.100 --> 47:13.341
‫- یه سال؟
‫- از زمان فکتوم.

47:13.500 --> 47:14.556
‫یعنی یه ساله من نقاشی رو دزدیدم؟

47:14.580 --> 47:16.580
‫- تقریباً یه سال.
‫- از زمان فکتوم.

47:20.140 --> 47:23.221
‫مهمه بدونی، اینا لورنزو و آندریا چیپریانی‌اند،

47:23.381 --> 47:25.861
‫جادوگرهای فلورانس!

47:27.887 --> 47:30.317
‫- برادر نیستن، ولی...
‫- شبیه‌هم‌اند!

47:30.342 --> 47:32.528
‫آره، هر دوتامون کچلیم!

47:34.460 --> 47:37.421
‫این نظر منه و همچنین نظر همه‌!

47:37.580 --> 47:40.580
‫این یه نقاشیه که خوب ازش محافظت شده.
‫خوشبختانه...

47:40.741 --> 47:42.580
‫ولی لازمه یه گزارش کتبی هم از این بنویسیم.

47:42.741 --> 47:45.261
‫یه مقاله توی ال پایس داریم
‫به قلم آنا مارکوس

47:45.421 --> 47:47.620
‫که گفته نقاشی نابود شده.

47:47.781 --> 47:50.060
‫از اونجایی که شما کارشناسین، لطفاً...

47:50.221 --> 47:53.701
‫به‌طور مطلق، از این نقاشی به خوبی نگهداری شده.

47:53.861 --> 47:55.901
‫و به‌صورت نسبی،

47:56.042 --> 48:00.140
‫برای دوره‌ی کاراواجو، فوق‌العاده‌ست.

48:00.301 --> 48:02.261
‫یه جورایی نقاشی معصومیه.

48:02.440 --> 48:07.599
‫با توجه به اینکه نقاشی‌های این دوره‌ی کاراواجو معمولاً...

48:07.642 --> 48:10.928
‫نگاه کن، میبینی؟

48:11.020 --> 48:14.876
‫ببین، اینجا نمونه‌ای از تکنیک کاراواجوئه
‫ که همیشه در آثارش وجود داره.

48:14.901 --> 48:17.980
‫تو مطالعه‌ی فالکوچی هم هست که فکر کنم برات فرستادم.

48:18.140 --> 48:22.341
‫این بریدگی‌ها رو می‌بینی؟
‫اینا رو با قلم‌مو ایجاد می‌کرد.

48:22.500 --> 48:25.620
‫این یکی از ویژگی‌های تکنیکشه، فهمیدی؟

48:25.781 --> 48:28.741
‫بهت کمی وقت میدیم،
‫چون مدتیه ندیدیش.

48:40.341 --> 48:42.500
‫مخصوصاً در مورد همچین نقاش‌های مهمی،

48:42.660 --> 48:44.941
‫تشخیص انتساب،

48:45.100 --> 48:46.980
‫خیلی سلیقه‌ایه.

48:47.140 --> 48:50.421
‫این یه علم دقیق نیست.

48:50.941 --> 48:55.020
‫برای همینه که

48:55.180 --> 48:58.660
‫نظرات مختلف و معیارهای متفاوتی وجود داره.

48:58.821 --> 49:02.861
‫و کنترل این مسئله خیلی حساسه.

49:03.020 --> 49:05.460
‫باید بدونی وقتی یه کارشناس در مورد کاراواجو،

49:05.620 --> 49:09.100
‫یا ولاسکس، یا هر هنرمند بزرگی نظر می‌ده،

49:09.261 --> 49:11.661
‫در واقع داره اعتبار کل حرفه‌اش رو وسط می‌ذاره.

49:11.821 --> 49:14.421
‫چون نظر خیلی قدرتمندیه.

49:14.580 --> 49:16.140
‫خیلی خیلی مهمه.

49:16.301 --> 49:20.660
‫ممکنه مسیر کاری یه کارشناس هنر رو کلاً عوض کنه.

49:20.821 --> 49:22.980
‫میشه اون کسی که گفت «نه»،
‫یا اون کسی که گفت «آره»

49:23.140 --> 49:25.301
‫و بعد معلوم میشه اشتباه کرده.

49:25.460 --> 49:27.580
‫به‌خصوص وقتی اسم‌های بزرگی در میونه.

49:27.741 --> 49:30.701
‫مشکل این مورد اینه که

49:32.580 --> 49:36.341
‫پای بازار وسطه — کولناگی یعنی بازار،

49:37.821 --> 49:41.140
‫ساتبیز یعنی بازار،
‫کریستی هم همین‌طور.

49:42.140 --> 49:47.221
‫و اونا باید مشورت کنن،

49:47.701 --> 49:49.540
‫نظر بگیرن،

49:50.100 --> 49:53.341
‫و به تاریخ‌نگارهای هنر فرصت بدن

49:53.500 --> 49:56.861
‫مثل جانی پاپی، یا کیت کریستینسن،

49:57.020 --> 49:59.140
‫یا نیکولا اسپینوزا — فرقی نمیکنه

49:59.301 --> 50:03.861
‫ولی باید فرصت بدیم
‫تا مطالعه‌ی عمیق و دقیق روی نقاشی انجام بشه،

50:04.020 --> 50:07.980
‫حتی اگه روندش کند باشه.

50:08.140 --> 50:11.500
‫ولی بازار عجله داره، می‌خواد سریع پول دربیاره.

50:11.660 --> 50:14.620
‫در حالی که تاریخ‌نگار هنر باید دنبال حقیقت بگرده،

50:14.781 --> 50:16.941
‫و اون جست‌وجو زمان‌بره،

50:17.100 --> 50:20.500
‫سخته، و گاهی به جواب قطعی هم نمی‌رسه.

50:20.660 --> 50:22.500
‫بازار نمی‌تونه صبر کنه.

50:22.660 --> 50:24.221
‫و اینجاست که تضاد به‌وجود میاد.

50:24.423 --> 50:30.132
‫مترجم: Mohammad Dilmaj

50:30.827 --> 50:34.454
‫خب، ممکنه پیچیدگی‌هایی وجود داشته باشه،

50:35.040 --> 50:38.093
‫نمیخوام اسم ببرم،
‫ولی بعضی از متخصص‌ها

50:38.154 --> 50:40.781
‫پول میگیرن که بگن ارزش نقاشی زیاده.
‫(مترجم: به نقاشی اعتبار میدن)

50:40.961 --> 50:43.150
‫و این یک تعارض منافع بزرگه.

50:43.483 --> 50:45.483
‫و درواقع خود خود فساده.

50:45.678 --> 50:48.750
‫حقوق یک تاریخ‌نگار تقریبا به اندازه یه روزنامه‌نگار
‫بسیار پایینه.

50:48.824 --> 50:52.462
‫برای همین یک وسوسه بزرگ ایجاد میکنه که بگه:

50:52.736 --> 50:55.130
‫چطور میتونم یه پولی از این قضیه دربیارم؟

50:55.161 --> 50:59.215
‫و بعضی از دانشگاهی‌ها این کارو کردن،
‫و به شدت خودشون رو زیر سوال بردن.

50:59.323 --> 51:02.701
‫و قطعا یه تضاد منافع وجود داره.

51:02.769 --> 51:04.393
‫ولی واقعا حقوق کمی دریافت میکنن.

51:04.499 --> 51:08.878
‫ولی با حرف اونها، با تایید یا رد اونها

51:08.915 --> 51:11.515
‫ممکنه ده‌ها میلیون جابه جا بشه.

51:16.641 --> 51:19.579
‫پس شرایط برای اونها بسیار سخته.

51:25.523 --> 51:30.700
‫من واقعا فضای زیادی برای فساد
‫بین کارشناسا نمیبینم.

51:31.034 --> 51:34.330
‫وقتی میخوان درباره انتساب یه نقاشی نظر بدن،

51:34.504 --> 51:40.932
‫مجبورن حقیقت رو بگن که اعتبارشون از بین نره.

51:41.245 --> 51:47.413
‫هیچکس نمیخواد به عنوان آدم "یه چیزی بگیر" شناخته بشه.

51:47.574 --> 51:51.405
‫اگر اعتبارشون از بین بره، کارشون تمومه.

51:54.901 --> 51:58.980
‫به نظرم تاریخ‌نگارهای هنر حقوق کافی نمی‌گیرن.

51:59.140 --> 52:02.381
‫چون همون‌طور که تو دانشگاه

52:02.540 --> 52:05.460
‫کارشون عالیه،
‫گاهی برای پیدا کردن یه اثر مهم

52:05.620 --> 52:08.821
‫توی بازار هم ریسک می‌کنن.

52:08.980 --> 52:10.901
‫پس انصافه که حقشون رو بگیرن.

52:10.955 --> 52:13.620
‫همه‌چیز باید با حسن نیت

52:13.647 --> 52:15.287
‫و نهایت حرفه‌ای‌گری انجام بشه.

52:15.621 --> 52:18.616
‫مطالعه اثر زمان زیادی میبره،

52:18.735 --> 52:23.115
‫چه بگی "بله"، چه بگی "نه"، باید بابتش پول بگیری.

52:23.140 --> 52:25.500
‫مبلغی که یه استاد دانشگاه

52:25.660 --> 52:28.261
‫برای چاپ یه مقاله می‌گیره

52:28.421 --> 52:31.501
‫حدود سه‌هزار یوروعه،

52:31.660 --> 52:34.506
‫اونم اگه کارش خیلی خوب پیش بره.

52:44.341 --> 52:46.421
‫حالا وقتی پای یه کار کاراواجو وسطه،

52:46.580 --> 52:50.060
‫حتی اگه دو سه تا تاریخ‌نگار هنر

52:50.221 --> 52:54.100
‫با هم تصمیم بگیرن که اعلام کنن

52:54.261 --> 52:56.701
‫«بله، این اصله،

52:56.861 --> 53:02.381
‫بیاید پولش رو هم بین خودمون تقسیم کنیم»،

53:04.100 --> 53:09.100
‫همه، چون از حساسیت موضوع باخبرن،

53:10.660 --> 53:15.381
‫بلافاصله متهمشون می‌کنن به زد و بند.

53:17.821 --> 53:20.140
‫چون اصلاً همچین کاری قابل قبول نیست.

53:25.020 --> 53:26.500
‫آره.

53:26.660 --> 53:29.100
‫- چی؟
‫- پسره؟ آره.

53:30.941 --> 53:33.421
‫- قشنگه.
‫- فوق‌العاده‌ست.

53:34.861 --> 53:37.861
‫توی دنیای هنر و دنیای اسلیپرها

53:38.020 --> 53:41.980
‫همیشه یه دوگانگی هست:
‫چشم در برابر سند و مدرک.

53:42.140 --> 53:44.222
‫یه عده به سبک و ظاهر اثر تکیه می‌کنن،

53:44.247 --> 53:46.367
‫یه عده به اسناد و مدارک تاریخی.

53:47.891 --> 53:51.277
‫منهای نشون دادن یک واکنش بصری به تصویر،

53:51.314 --> 53:56.819
‫رفتم و به همکارانم مراجعه کردم که ببینم
‫چی میدونن و مهر تاییدی بزنن

53:56.909 --> 54:00.538
‫که آیا واقعا زیر پامون قرص و محکمه
‫یا روی شن روان ایستادیم.

54:01.901 --> 54:04.115
‫اونایی که بیشتر به سند اهمیت می‌دن، می‌گن:

54:04.140 --> 54:06.580
‫اگه یه نقاشی مدرک نداره،
‫نمی‌تونی مطمئن بگی

54:06.741 --> 54:09.261
‫اثر مال این نقاشه یا اون یکی نقاش.

54:09.421 --> 54:11.581
‫ولی اونایی که بر اساس نگاه و قریحه قضاوت می‌کنن،

54:11.701 --> 54:13.460
‫می‌گن: خب، ما که سند لازم نداریم، داریم؟

54:13.620 --> 54:15.341
‫برای همین همیشه این جنگ وجود داره.

54:15.500 --> 54:17.261
‫قدم بعدی اینه که من

54:17.421 --> 54:20.261
‫این نقاشی مبارک رو درست‌وحسابی مطالعه کنم،

54:20.421 --> 54:24.301
‫چون می‌خوام بدونم آیا واقعاً
‫متعلق به کنت کاستریلو بوده یا نه.

54:24.460 --> 54:29.500
‫خودم فکر می‌کنم بوده،
‫چون اندازه‌هاش با هم می‌خونه،

54:29.660 --> 54:35.904
‫ولی باید همه مراحل رو دقیق بازسازی کنیم.

54:35.993 --> 54:41.286
‫کریستینا کرتاگی درباره منشا تصویر
‫چه کشفی کرده است؟

54:42.308 --> 54:44.174
‫چه کسی در سال 1657 اون رو خریده؟

54:44.199 --> 54:46.459
‫این حقیقت که در مجموعه‌های سلطنتی اسپانیا بوده،

54:46.486 --> 54:48.486
‫بهش نوعی اهمیت تاریخی میده.

54:48.511 --> 54:52.169
‫که به نظر من بسیار بسیار مهمه،
‫به خصوص اینجا در اسپانیا.

54:52.341 --> 54:54.595
‫سابقه‌ی مالکیت خیلی مهمه،

54:54.620 --> 54:57.341
‫چون پایه‌ی انتساب اثر به هنرمنده.

54:57.500 --> 55:02.060
‫وقتی بتونی سابقه‌ی مالکیت رو ثابت کنی،

55:02.221 --> 55:05.781
‫ارزش و اعتبار اثر چند برابر می‌شه.

55:16.341 --> 55:20.861
‫مهم‌ترین سند، اون تبادلیه که

55:21.020 --> 55:26.301
‫کنت پرز دِ کاسترو – که یه دیپلمات بوده،

55:26.460 --> 55:31.180
‫با این نقاشی انجام داده.
‫اون یه نقاشی از آلونزو کانو داشته

55:31.341 --> 55:35.381
‫و اون رو با این «اکه‌هومو» عوض کرده،

55:35.540 --> 55:39.100
‫که اون موقع تو آکادمی سن‌فرناندو بوده.

55:41.261 --> 55:43.861
‫در مورد انتساب، مشخصه که

55:44.020 --> 55:46.060
‫وقتی بحث کاراواجو درمیونه،

55:46.221 --> 55:49.701
‫اینکه یک نفر تأییدش کنه، کافی نیست

55:49.861 --> 55:56.781
‫باید همه‌ی کارشناسان کاراواجو به یه اجماع برسن.

55:58.741 --> 56:01.140
‫اگه این نقاشی توی بازار بین‌المللی بود،

56:01.301 --> 56:03.821
‫درسته که باید تبلیغ درستی براش می‌کردیم،

56:03.980 --> 56:06.660
‫ولی اون‌وقت پیشنهادها از در و دیوار سرازیر میشد.

56:06.734 --> 56:11.734
‫بازار آثار استادان کهن، غنی و متنوع
‫و همواره در حال تغییره.

56:31.062 --> 56:34.187
‫بازار آثار استادن کهن همچنین خیلی مقاومه.

56:34.188 --> 56:36.234
‫چون از وقتی که ...

56:37.040 --> 56:39.872
‫این آثار خلق شدن، تا حالا همیشه ادامه داشته.

56:40.531 --> 56:42.397
‫بذارید از یه زاویه دیگه ببینیمش:

56:42.422 --> 56:46.916
‫بازار آثار استادان کهن به شدت دنبال جلب توجه و تبلیغاته.

56:52.137 --> 56:56.071
‫هیچکس علاقه‌ای به زیبایی و جذابیت یه نقاشی باروک

56:56.096 --> 57:01.348
‫قرن هفدهمی از یه پیرو کاراواجو که چندان مشهور نیست، نداره.

57:01.373 --> 57:02.688
‫هیچکس علاقه‌ای بهش نداره.

57:02.713 --> 57:04.949
‫به جز 5 یا 6 تا متخصص.

57:05.008 --> 57:08.455
‫رسانه‌های امروز و حتی رسانه‌های تخصصی هنر

57:08.769 --> 57:12.989
‫خیلی خیلی کم به نقاشی ها و هنرهای کهن توجه میکنن.

57:13.040 --> 57:15.973
‫همش رفته زیر سلطه هنر معاصر.

57:16.060 --> 57:20.034
‫اینه که جذابه، اینه که باحاله،
‫اینه که بازدید میگیره.

57:20.288 --> 57:26.686
‫و دقیقا مثل همون حسیه که
‫کلکسیونرها نسبت به هنر قدیمی دارن.

57:26.834 --> 57:31.787
‫باید اسم یه برند بزرگ باشه تا یه تیتر خوب بسازه.

57:32.301 --> 57:34.301
‫رازهای کاراواجو.

57:39.279 --> 57:42.512
‫کاراواجو همیشه سر تیتر خوبی میسازه.

57:43.739 --> 57:45.748
‫اون همیشه توجه زیادی جلب میکنه،
‫(زندگی کاراواجو —
‫نقاشی میان نورها و سایه‌ها.)

57:45.773 --> 57:49.808
‫چون بسیار شخصیت محبوب و قانع‌کننده‌ای داره.

57:53.848 --> 57:56.941
‫اون همچنین ... همونطور که میدونید
‫هنرمندای زیادی وجود ندارن که قاتل باشن

57:57.264 --> 57:59.430
‫من کلا 4 یا 5 تا رو میشناسم.

57:59.461 --> 58:01.461
‫و اون واقعا یکی رو به قتل رسونده،

58:01.486 --> 58:05.098
‫که اینم عنصری دیگه از داستان خارق‌العاده کاراواجوئه.

58:27.180 --> 58:30.020
‫این نقاشی...

58:30.180 --> 58:36.701
‫در واقع وصیت‌نامه‌ی هنری و روحیِ کاراواجوئه.

58:36.861 --> 58:41.301
‫آخرین اثر مستندش

58:41.460 --> 58:45.301
‫قبل از فرار دراماتیکیه که

58:45.941 --> 58:48.381
‫به مرگش منجر شد.

58:49.140 --> 58:51.381
‫اون اتفاق تراژیک...

58:51.540 --> 58:52.861
‫تاریخ‌نگار هنر:

58:53.020 --> 58:57.341
‫اون حس تراژیک
‫تو کل این صحنه‌ی وهم‌انگیز و سنگین وجود داره.

58:57.500 --> 59:01.140
‫خیلی هم با «اکه‌هومو»ی مادرید فرق نداره.

59:15.381 --> 59:18.901
‫سلام!

59:20.180 --> 59:24.500
‫فکر می‌کنم خیلی ضروریه که هممون بریم مادرید

59:24.660 --> 59:27.341
‫تا نقاشی رو بعد از پایان مرمت ببینیم.

59:27.500 --> 59:32.140
‫تأیید کردن که می‌تونیم این کارو بکنیم.

59:32.301 --> 59:35.421
‫هممون نقاشی رو قبل از مرمت دیدیم.

59:35.580 --> 59:37.540
‫- الان باید ...
‫- باید هرچه زودتر ...

59:37.741 --> 59:40.314
‫- پایان کار رو ببینیم.
‫- ببینیمش.

01:01:17.043 --> 01:01:22.036
‫چیزی که در این تابلو برای من بسیار خاصه،

01:01:22.726 --> 01:01:27.072
‫شخصیت تراژیک تصویر مسیحه

01:01:27.097 --> 01:01:31.079
‫که در این حرکت پویای بین پیش‌زمینه و پس‌زمینه
‫گرفتار شده

01:01:31.104 --> 01:01:37.849
‫با نورپردازی سینمایی که بین پیلاطس که تکیه داده

01:01:37.874 --> 01:01:40.941
‫به بیننده نگاه میکنه،
‫و به مسیح اشاره میکنه

01:01:40.966 --> 01:01:45.940
‫و اون جوان پشت سر با دهان باز
‫و نگاه خیره به بیننده، پخش شده.

01:01:45.994 --> 01:01:49.118
‫و مسیح بین این دو نفر گیر افتاده.

01:02:03.020 --> 01:02:06.020
‫می‌خوام یه عکس ازتون بگیرم.

01:02:06.180 --> 01:02:09.580
‫جوزپه، بیا، وقت جشن گرفتنه!

01:02:09.731 --> 01:02:11.020
‫وای خدای من، بچه‌ها!

01:02:11.180 --> 01:02:14.500
‫لحظه‌ی خیلی هیجان‌انگیزیه.

01:02:18.540 --> 01:02:20.901
‫این قبلا از هرچیز یه جور وضعیت تسلط بود،

01:02:21.060 --> 01:02:23.500
‫- ولی حالا دیگه...
‫- یه ...

01:02:32.748 --> 01:02:35.076
‫وقتی ازت می‌پرسن: «آیا واقعاً یک اثر از کاراواجوئه؟»
‫هنوز نمی‌دونی که ...

01:02:35.100 --> 01:02:39.236
‫نه، هنوز کسی رسماً اینو به من نگفته.
‫فکر می‌کنیم آره،

01:02:39.261 --> 01:02:43.211
‫منتظرم بهم بگن واقعاً اثری از کاراواجوئه.

01:02:43.236 --> 01:02:44.644
‫منتظرم که اونا بهم اطلاع بدن.

01:02:45.704 --> 01:02:48.221
‫- تو خودت فکر می‌کنی کاراواجوئه؟
‫- آره.

01:02:55.701 --> 01:02:58.660
‫یه نقاشی مثل این رو‌ اگه ببری اینور و اونور پیشنهادش بدی،
‫خودتو نابود کردی.

01:02:59.620 --> 01:03:01.060
‫نابود!

01:03:01.941 --> 01:03:06.180
‫بعد از سه تا «جواب منفی»،
‫چهارمی هم قطعاً «نه» می‌گه.

01:03:06.341 --> 01:03:09.020
‫میدونید ... دنیای کوچیکیه...

01:03:10.381 --> 01:03:13.421
‫الان همه تمرکز روی ماست،

01:03:13.580 --> 01:03:19.020
‫و اگه نتیجه نگیریم، یه شکست علنی حساب میشه.

01:03:20.580 --> 01:03:24.261
‫برو ایمیلتو چک کن،

01:03:24.421 --> 01:03:27.221
‫توضیحات و سه‌تا عکس فرستادم.

01:03:42.642 --> 01:03:48.228
‫همونطور که میدونی ما برای این نقاشی خیلی مشتاقیم،
‫واقعا شگفت‌انگیزه.

01:03:48.857 --> 01:03:54.202
‫چه اطمینان خاطری میتونی بهمون بدی
‫که واقعا یک کاراواجوئه؟

01:03:54.597 --> 01:03:58.557
‫خب، ما مسیر بسیار طولانی طی کردیم،

01:03:58.632 --> 01:04:02.846
‫و در واقع این اولین باریه که در بازار
‫همچین اجماعی می‌بینیم.

01:04:02.871 --> 01:04:08.212
‫ما هم اجماع داریم،
‫هم تمام سابقه موجود در فهرست‌های قدیمی رو.

01:04:08.237 --> 01:04:11.432
‫این بهترین چیزیه که میشه در دست داشت.

01:04:11.592 --> 01:04:14.491
‫آیا تضمین دیگه‌ای هم هست؟

01:04:14.531 --> 01:04:20.756
‫خب ما کلی جزئیات فنی رو بررسی کردیم؛

01:04:20.781 --> 01:04:29.129
‫مثل ترکیب‌بندی، عکس‌های ایکس‌ری
‫و اینکه تکنیک کاراواجو خیلی نابه،

01:04:29.154 --> 01:04:35.591
‫مثلا اینکه از پشت قلم‌مو برای طراحی اولیه استفاده میکرد.

01:04:35.625 --> 01:04:40.760
‫و همه این نشونه‌ها، که در واقع امضای کارشه
‫اینجا وجود دارن.

01:04:51.540 --> 01:04:55.580
‫خیلی وقتا برای اینکه چیزی رو بفروشی،
‫نباید سعی کنی بفروشیش!

01:04:58.421 --> 01:05:02.073
‫من فقط می‌خوام که با یه قیمت منطقی ...

01:05:02.098 --> 01:05:05.396
‫که قضاوتش با من نیست،
‫چون اصلا به من ربطی نداره،

01:05:05.421 --> 01:05:08.861
‫وارثای نقاشی باید باهاش کنار بیان؛

01:05:09.020 --> 01:05:11.460
‫دوست دارم نقاشی توی موزه‌ی پرادو باشه.

01:05:13.381 --> 01:05:15.301
‫که بتونم همیشه ببینمش

01:05:15.421 --> 01:05:17.421
‫و بخشی از این ماجرا باشم.

01:05:17.980 --> 01:05:20.100
‫دارم کم‌کم نگران می‌شم.

01:05:21.060 --> 01:05:23.301
‫نگران نباش، درست پیش می‌ره.

01:05:34.463 --> 01:05:37.340
‫سلام بچه‌ها! چطورید؟
‫یه بغل بده بیاد.

01:05:41.760 --> 01:05:42.934
‫آره!

01:05:42.966 --> 01:05:44.766
‫هم خبر خوب داریم، هم خبر بد

01:05:45.174 --> 01:05:46.907
‫کدومش رو اول میخوای بشنوی؟

01:05:47.008 --> 01:05:49.074
‫خبر خوب، همیشه اول خبر خوب.

01:05:49.099 --> 01:05:55.451
‫خب، خبر خوب اینه که دارم روی یک مشتری کار میکنم
‫و ما یک پیشنهاد خواهیم داد

01:05:56.767 --> 01:06:00.511
‫که با اون خانواده هم دربارش صحبت کردم،

01:06:01.026 --> 01:06:05.956
‫و خبر بد اینه که اون خانواده یک درخواستی دارن،

01:06:05.981 --> 01:06:12.331
‫اینکه می‌خوان نقاشی توسط مالک جدید
‫ به‌صورت عمومی نمایش داده بشه.

01:06:12.648 --> 01:06:17.289
‫- پس میدونین ...
‫-خب شاید مالک قبول کنه اونو به یه موزهٔ بزرگ نشون بده، نه؟

01:06:17.314 --> 01:06:21.750
‫آره، ولی نمی‌دونم همه بخوان همچین تعهدی داشته باشن.

01:06:21.878 --> 01:06:25.655
‫و باید اینم در نظر بگیری که — این خبر بد دومه

01:06:25.767 --> 01:06:30.039
‫معمولاً تو مذاکره همیشه همین داستانه:

01:06:30.083 --> 01:06:34.603
‫افراد از پیشنهاد پایین شروع می‌کنن و بعد می‌برنش بالا.

01:06:34.628 --> 01:06:36.644
‫اما این‌بار نمی‌تونیم این کار رو بکنیم

01:06:36.670 --> 01:06:43.575
‫چون باید بفهمیم سقف قیمتی که مشتری حاضرِ بده چقدره.

01:06:43.660 --> 01:06:45.660
‫چون اگه یه پیشنهاد اولیه بدیم،

01:06:45.685 --> 01:06:49.645
‫اون پیشنهاد باید با دولت هم به اشتراک گذاشته بشه.
‫- دولت ممکنه پیش‌دستی کنه.

01:06:49.690 --> 01:06:53.509
‫پس باید به مشتری بفهمونیم که اصلاً امکان چونه‌زنی نیست.

01:06:53.542 --> 01:06:56.650
‫یعنی اگه می‌خوای پیشنهاد بدی، باید بهترین پیشنهادت رو بدی،

01:06:56.701 --> 01:07:00.780
‫وگرنه ریسک می‌کنی که حق تقدم اعمال بشه
‫ و از دستش بدی.

01:07:00.805 --> 01:07:05.203
‫باید حداقل این گزینه‌ها رو هم بررسی کنیم:

01:07:05.228 --> 01:07:15.075
‫مالکیت مشترک بین چند مؤسسه،
‫مثلاً یه مؤسسهٔ ایتالیایی با پرادو.

01:07:15.100 --> 01:07:20.597
‫- مثل اینکه چند نفر هم باهات تماس گرفته بودن.
‫- آره، آره، دولت ایتالیا خوشحال می‌شه که ...

01:07:20.708 --> 01:07:23.420
‫ پول خوبی برای نقاشی بذاره.

01:07:23.487 --> 01:07:27.370
‫یه ریسک واقعی این وسط هست:

01:07:27.421 --> 01:07:32.157
‫- اگه بریم سراغ این گزینه و جواب نده…
‫- اون مشتری‌ای رو که داریم از دست می‌دیم.

01:07:32.411 --> 01:07:33.411
‫درسته.

01:07:33.436 --> 01:07:36.578
‫ما مالکیت مشترک رو داریم، توکن‌سازی رو داریم،

01:07:36.614 --> 01:07:43.088
‫کلی خریدار بین‌المللی داریم که می‌خوان بخرنش
‫و فقط یه سال توی خونه‌شون نگهش دارن.

01:07:43.461 --> 01:07:48.644
‫همهٔ این‌ها عالیه،
‫و همه این گزینه‌ها رو روی میز هست

01:07:49.445 --> 01:07:51.556
‫- ولی یه پیشنهاد واقعی هم داریم.
‫- اهوم.

01:07:51.923 --> 01:07:58.743
‫و اینجاست که بحث حساس شروع می‌شه.
‫بریم دنبال قلعه‌های خیالی، یا واقعاً بریم سر اصل کار؟

01:07:58.768 --> 01:07:59.307
‫منظورم اینه ...

01:07:59.332 --> 01:08:02.084
‫- وقتشه تصمیم بگیریم، ها؟
‫- آره.

01:08:02.244 --> 01:08:07.289
‫با این شرایط راضی‌ایم؟
‫اگه راضی‌ایم، باید همین الان معامله رو ببندیم.

01:08:07.456 --> 01:08:11.457
‫به نظرم باید راضی باشیم
‫و اینم باید بدونیم که همه نگاهشون به ماست.

01:08:11.482 --> 01:08:16.026
‫اگه نتونیم همچین معامله‌ای رو ببندیم،
‫تا همیشه روی پیشونیمون می‌مونه.

01:08:16.301 --> 01:08:17.901
‫کاملاً موافقم، صد درصد.

01:08:17.926 --> 01:08:24.389
‫نمی‌تونم بفهمم چطور می‌شه مسئولانه‌تر عمل کرد.
‫یعنی، نمی‌دونم.

01:08:24.414 --> 01:08:27.592
‫- پس، یعنی همه‌مون…
‫- کاملاً موافقیم

01:08:27.617 --> 01:08:32.134
‫- همه‌مون پایه‌ایم.
‫- آره.

01:09:37.300 --> 01:09:40.781
‫اون مرد مرموزی که

01:09:40.941 --> 01:09:44.941
‫«اکه‌هومو»ی کاراواجو رو با ۳۶ میلیون یورو خریده،
‫چه کسیه؟

01:09:45.980 --> 01:09:49.220
‫می‌فهمم مردم کنجکاون...

01:09:49.380 --> 01:09:53.380
‫ولی نباید کنجکاوی از نتیجه‌ی نهایی مهم‌تر باشه.

01:09:58.140 --> 01:10:01.060
‫«اکه‌هومو» — کاراواجوی گمشده.

01:10:02.300 --> 01:10:07.901
‫امروز در موقعیتی خاص جمع شدیم،

01:10:08.060 --> 01:10:09.180
‫در برابر این نقاشی...

01:10:09.300 --> 01:10:12.180
‫مهم اینه که این اثر

01:10:13.821 --> 01:10:16.741
‫در دسترس عموم باشه
‫و همه بتونن ازش لذت ببرن.

01:10:17.180 --> 01:10:20.100
‫اینکه مال یک نفره یا چند نفر،

01:10:20.260 --> 01:10:23.260
‫نباید برای کسی از دیدنش لذت‌ می‌بره، مهم باشه.

01:11:42.260 --> 01:11:45.340
‫وای! فوق‌العاده‌ست.

01:11:50.581 --> 01:11:52.821
‫باورکردنی نیست، مگه نه؟

01:11:53.300 --> 01:11:55.741
‫بسیار تأثیرگذاره ...

01:11:56.100 --> 01:11:57.738
‫در نهایت ...

01:11:59.055 --> 01:12:01.499
‫سه سال کار...

01:12:02.001 --> 01:12:04.808
‫دقیقا در جای درستش قرار گرفته.

01:13:03.461 --> 01:13:04.980
‫- نه، صبر کن.
‫- آلوارو!

01:13:06.751 --> 01:13:09.640
‫یه عکس ازمون بگیر.

01:13:09.853 --> 01:13:10.614
‫بله.

01:13:12.266 --> 01:13:19.726
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

01:13:20.899 --> 01:13:22.939
‫«اسلیپرها» قبول شدن، بله!

01:13:23.060 --> 01:13:27.420
‫ما هم شاهکارها رو می‌پذیریم، هم اسلیپرها رو!

01:13:27.521 --> 01:13:37.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
